مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

اقتصاد ایران درمقطع کنونی پسا فرجام تحلیل نرخ ارز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٦
 

ایران درمقطع کنونی وضعیت وشرایط  خاصی را طی میکند که شاید تحلیل این شرایط حتی برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی نیز سخت باشد.

کاهش قیمت نفت درهمه کشورهایی همچون کشورما که بیش از 80درصد بودجه ملی متاثر از قیمت نفت است منجر به کاهش درآمد ملی ومتعاقب آن کسری بودجه وکاهش ذخیره ارزی و درواقع منجر به کاهش ارزش پول ملی کشور میشود یعنی درچنین شرایطی میتواند نرخ دلار به مرز 6000تومان نیز برسد یعنی کاهش ارزش پول ملی حتی تا 100% اتفاق بیافتد ولی چرا درکشور ما چنبن نشد.

هرچند قیمت نفت به بیش از 130دلار افزایش یافت ولی بدلیل اینکه کشور ما درشرایط تحریم کامل قرارداشت دو اتفاق مهم افتاد 1- درعمل کشور ما نتوانست بطور کامل به این نرخ های روزدست یافته وبراحتی صادرات انجام دهد یا با واسطه بود ویا اینکه قراردادهای کلی با نرخ های خاص منعقد نموده بود. 2- بخش مهمی از درآمدهای ارزی بدلیل تحریمها براحتی به کشور منتقل نمیشد و قسمتی  درچاچوب قوانین تحریمها بلوکه شده  ویا توسط دولتهای طرف حساب به بهانه تحریمها منتقل نگردیده بود .

ابن اتفاق خود برای کشوری که برنامه جامع اقتصادی توسط دولت وقت وجود نداشت و به زیر ساخت ها و استراتژی اقتصادی برای برون رفت از وضعیت تک محصولی توجه نداشت یک اتفاق به خیر بود .

تغییر دولت درایران وجایگزین اصلاح طلبان بجای اصول گرایان که بیشتر به ایجاد روابط دوستانه با کشورهای خارجی و رفع تحریمها توجه داشتند واز طرف دیگر دولت مصمم بود که تحریم ها را رفع وبه یک توافق مناسب برسد وتنها راه حل مشکلات کشور را دراین مسیر میدانست منجر شد که توافق برجام اتفاق بیافتد توافقی که هیچ کس باور نمیکرد بوقوع بپیوندد و جالبترین موضوع این بود که درمقطعی اتفاق افتاد که بدلیل کاهش قیمت نفت پیش بینی میشد نرخ دلار تا مرز 6هزار تومان نیز برسد وواقعا" این موضوع منجر به نجات اقتصاد ملی شد .

برجام چندین حسن اساسی دراین مقطع داشت 1- جو روانی موجود درکشورکه خود بیشترین عامل تاثیر گذاری بدلیل عدم اطمینان مردم درنرخ ارز وسکه ومسکن داشت میشکست که این مورد خود شاید 50% موضوع بود. 2- منابع ارزی کشور که درخارج بلوکه شده بود وخود قابل توجه بود آزاد میشد که خود افزایش ذخیره ارزی محسوب میشد. 3- صادرات محصول وورود منابع ان ویا واریز وجه به خارج ودرکل تبادل اقتصادی ارزان تر وبدون واسطه صورت میگرفت .درنتیجه منجر به کاهش تورم ودرواقع افزایش ارزش پول ملی میشد. 4- ورود سرمایه گذاریهای خارجی وخودبخود بخش مهمی از هزینه های سنگین عمرانی وزیرساختها ازطریق منابع خارجی تامین میگردد.

همه این موارد منجر شد درشرایطی که بایستی شاهد سقوط ارزش پول تا 100% شویم برعکس شاهد افزایش ارزش پول شویم.

هرچند صرافان وحتی خود دولت که بخشی از منابع تامین بودجه اش مرتبط با عرضه دلار بازار است تلاش نمودند تا از کاهش بی رویه نرخ ارز جلوگیری کنند ولی به هرحال با این روند موجود دولت میتواند به راحتی ارز را بجای سیستم شناور ودونرخی ، شناور تک نرخی بکند که دراینصورت دوباره شاهد کاهش نرخ ارز وافزایش ارزش پول ملی وثبات بیشتر دراقتصاد ملی خواهیم بود.


 
 
اقتصاد جمهوری آذربایجان و کاهش قیمت نفت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥
 

کاهش قیمت نفت در  شرایط اقتصادی کشورهای تک محصولی که بودجه ملی آنها وابسته به درآمد نفت است تاثیر بسزایی دارد همانگونه که افزایش قیمت نفت نیز چنین تاثیری داشت.

من برای اینکه بیطرفانه بتوانم تاثیر گزاری این موضوع را بخوبی دریکی از کشورهای هدف که شامل کشورهای حاشیه خلیج فارس وایران وجمهوری آذربایجان و سایر کشورهایی که چنین شرایطی دارند را برای نمونه مورد بررسی قراردهم کشورجمهوری آذربایجان را دراینجا مورد بررسی قراردادم کشوری که بیشتر گرایش غربی دارد و بیشترین مشاوره را نیز از آن مسیر میگیرد.

 یکی از بهترین تصمیماتی که کشورهای تک محصولی وابسته به نفت دردوران طلایی افزایش قیمت نفت که حتی بیش از 130دلار هربشکه رسید و بیکباره درآمد ملی آنها حتی دوبرابر بودجه ملی شد بجای افزایش هزینه ها تلاش برای ایجاد زیر ساختهای لازم وانجام هزینه های زیربنایی بود تا بتوانند درآینده اقتصاد خود را از اقتصاد تک محصولی خارج نمایند.

کشور جمهوری آذربایجان دراین دوران طلایی سرمایه گذاریهای زیادی در زیر ساخت ها شروع کرد که از جمله آن سرمایه گذاریهای وسیع دربخش زیرساختهای صنعت توریسم بود مشخص بود که تحلیل گران اقتصادی اش بخوبی با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی و محیطی که هم دریا وجنگل و ... برخوردار است میتوان گفت بهترین انتخاب برای ایجاد صنعتی پربازده ومناسب برای آن کشور است برای همین بازسازی زیادی دربناها و ساخت هتل های شیک ومجهز و ساخت رستورانها و ورود شرکتها و فروشگاهها و بازارهای تجاری عظیم ومجع های تجاری با حضور همه برندها ی دنیاو تاجران مرتبط دراین مسیر همانند مک دونالد وغیر ه نمود وبا برپایی مسابقات اروپا یورو2015منجر شد که کل ساختار وبستر لازم به سرعت شکل بگیرد بطوری که دوست ودشمن همه به این سرعت بازسازی و عظمت آن اقرارداشتند و هرکسی که به آنجا رفت و آمد داشت هرسه ماه یکبار شاهد تغییرات اساسی و ساخت مجموعه های بزرگ بود.

برنامه ریزان بخوبی میدانستند که برای دستیابی به یک صنعت توریسم مقتدر علاوه بر زیر ساختها ناوگان حمل ونقل خوب ووسیع نیازمند است وبرای همین تغییرات و هزینه های زیادی در توسعه راهها وناوگان هوایی وزمینی صورت گرفت .

این کشور تقریبا" توانست با این سرعت تا بروز شرایط افت قیمت نفت 90% برنامه های خود را در زیرساختهای لازم برای برون رفت از اقتصاد تک محصولی را ایجاد نماید.

هرکسی با اقتصاد بخوبی آشنا باشد میداند که روند اقتصادی هرکشوری درمسیر خود تورم ورکود وتوررکود وبحران و رشد و افول را تجربه میکند ودر نیمه دوم 2015با افول مداوم قیمت نفت شاید بسیاری از کشورهای نفتی باور نداشتند که این افول از 100دلار بیشتر شود ولی اقتصاد دانان بخوبی میدانستند که هر احتمالی ممکن است وتداوم این افول وحتی افت قیمت نفت به زیر 30دلار منجر شد تا همه این کشورها با کسری بودجه مواجهه شوند زیرا هیچ کشوری نبود که بودجه خود را زیر 50دلار بسته باشد.

بنابراین تداوم واجرای برنامه های انها میسر نبود مگر از طریق برداشت از ذخایر ارزی.

کاهش قیمت نفت منجر به کاهش درآمد ملی ومنجر به کسری بودجه وبرداشت از منابع ارزی میشد که این مسیر یعنی کاهش ارزش پول ملی این کشورها.

کشورهای تک محصولی معمولا" کشورهایی هستند که جزو کشورهای جهان سوم ویا دربهترین حالت درحال توسعه میباشند  به همین دلیل اکثریت آنها هنوز از دموکراسی ومردم سالاری برخوردار نبوده وحاکمان آنها از اکثریت آرائ ملی برخوردار نمیباشند وبرای همین هرگز دوست ندارند که دراین شرایط همانند کشورهای غربی وپیشرفته تصمیمات ضربتی بر جلوگیری از خسارت اتخاذ کنند زیرا از شرایط سیاسی کشور خود ترس داشته و خسارت را میپذیرند ولی دوست ندارند مردم بیکباره متوجه عمق فاجعه ایی باشند که درلحظه ویا یک مقطع کوتاه اتفاق افتاده است.

برای من بعنوان یک کارشناس اقتصادی جالب بود که تصمیم گیران اقتصادی جمهوری آذربایجان ویا بهتر بگویم دولت آذربایجان همانند کشورهای غربی بجای سرپوش گذاشتن به عمق فاجعه تصمیم یکباره اتخاذ نمود وآن عبارت بود کاهش ارزش پول ملی در یک روز بطوری که مانات درسالهای گذشته حتی از یورو نیز پیشی گرفته بود تا 60% قیمت دلار کاهش ارزش داد.

تصمیمی که دربسیاری از کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه میتواند منجر به بحران سیاسی واعتصاب وانقلاب شود زیر هم فعالان تجاری داخلی وهم ملت سرمایه شخصی شان بیکباره به نصف کاهش میابد وبسیاری را ورشکست میکند.

این تصمیم یک تصمیم شجاعانه ومنطقی بود که یک کشور میتوانست بگیرد هر چند مردم عادی وبسیاری از فعالان این تصمیم را نه تنها قبول نداشته بلکه غیر منطقی وحاکی از ضعف حاکمیت و ورشکستگی آن میدانند.

این تصمیم منجر میشود تا منابع ارزی ملی یک کشور که ورود آن کم شده بسرعت خارج وصفر نشود که دراینحالت از نظر اقتصادی یک کشور ورشکست میشود.

درچنین وضعیتی مردم وفعالان تجاری با واقعیت روبرو بوده ومجبورا" خود را باشرایط واقعیت تطبیق نمایند ودرصورت بهبود اوضاع وضعیت وشرایط آنها نیز روز بروز بهبود میابد و روابط اقتصادی کشور با خارج بسوی جذب منابع ارزی وجذب توریسم وصادرات سوق پیدا میکند.


 
 
مجلس و بهترین ترکیب نماینده ها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥
 

مجلس دربین قوا شاید مهمترین جایگاه را دارد که وظایف اصلی آن به شرح زیر است:

مجلس شورای اسلامی دو وظیفه اصلی دارند: الف - قانونگذاری: براساس اصل هفتاد و یکم قانون اساسی مجلس شورای اسلامی صلاحیت عام قانونگذاری را دارا می باشد: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسایل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانون وضع کند». بر این اساس: یکم: پیشنهاد و پیش نویس قوانین تحت دو عنوان لایحه و یا طرح به مجلس وارد می شود: «لایحه» مصوبه ای است که از طرف دولت پس از گذراندن مراحل قانونی برای تصویب به صورت قانون به مجلس ارائه می شود که ممکن است چند منشأ داشته باشد: 1. دولت، 2. رئیس قوه قضائیه، 3. شورای عالی استان ها. «طرح» پیشنهادی است که توسط حداقل پانزده نفر از نمایندگان مجلس یا شورای عالی استان ها به مجلس ارائه می گردد. لوایح و طرح ها براساس درجه اهمیت شان به عادی، یک فوریتی، دو فوریتی و سه فوریتی، تقسیم می شوند.
دوم: قوانینی که جنبه تصویبی دارند نظیر: 1. قانون بودجه (اصل 52 قانون اساسی) 2. عهدنامه ها و قراردادهای بین المللی (اصل 77 قانون اساسی) 3. تغییر خطوط مرزی (طبق اصل 78 قانون اساسی) 4. محدودیت های ضروری کشور در شرایط اضطراری نظیر جنگ و... (اصل 79 قانون اساسی) 5. اخذ وام و کمک مالی (اصل 80 قانون اساسی). 6. استخدام کارشناسان خارجی (اصل 82 قانون اساسی) 7. انتقال بناها و اموال دولتی (اصل 83 قانون اساسی).
سوم: تفسیر قانون عادی: براساس اصل 73 قانون اساسی: «شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است...».
چهارم: دامنه اختیارات مجلس در امر قانونگذاری به ضرورت تطبیق مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام شرع و قانون اساسی تأکید شده است (اصل چهارم و هفتاد و دوم قانون اساسی).

ب - نظارت مجلس: مجلس شورای اسلامی علاوه بر وظیفه قانون گذاری، مسؤولیت های نظارتی نیز بر عهده دارد:
1. نظارت (دخالت) مجلس در تشکیل دولت: وزرا پس از انتخاب توسط رئیس جمهور، برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می شوند (اصل 133 قانون اساسی) و مجلس باید نظر خود را مبنی بر اعتماد یا عدم اعتماد به فرد فرد آنها اعلام کند (اصل 87 قانون اساسی).
2. نظارت عام نمایندگان: یکم - تذکر: تذکر شفاهی: هر یک از نمایندگان می تواند در نطق بیش از دستور خود هرگونه کوتاهی مجریان در اجرای قوانین را به طور شفاهی تذکر دهد. تذکر کتبی: در صورت نقض قانون یا سوء جریان امور در دستگاه های اجرایی، نمایندگان مجلس می توانند از طریق رئیس مجلس به وزیر مسؤول یا رئیس جمهور به طور کتبی تذکر دهند. دوم - سؤال: براساس اصل 88 قانون اساسی: «در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسؤول درباره یکی از وظایف آنان سؤال کنند، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شده و به سؤال جواب دهد». طبق اصول 137 و 122 قانون اساسی وزراء و رئیس جمهور در مقابل مجلس مسؤول هستند از این رو نمایندگان مجلس می توانند آنان را مورد سؤال قرار دهند. سوم - استیضاح رئیس جمهور، وزراء و هیئت وزیران: (براساس اصل 89 قانون اساسی)
3. نظارت بر امور مختلف کشور: یکم - تحقیق و تفحص: طبق اصل 76 قانون اساسی «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد». بر این اساس موضوع تحقیق و تفحص عام است و شامل کلیه بخش های کشور علاوه بر وزارتخانه ها و دولت می گردد. دوم - اصل نود قانون اساسی: براساس این اصل «هر کسی شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایت رسیدگی کند و پاسخ کافی بدهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی را از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در مواردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند».
4. نظارت اطلاعی: یکم - صلح دعاوی: طبق اصل 139 قانون اساسی: «صلح دعاوی راجع به اموال عمومی ودولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد، موکول به تصویب هیأت وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد». دوم - اطلاع از رسیدگی به اتهام برخی از مجریان: براساس اصل 140 قانون اساسی: «رسیدگی به اتهام رئیس جمهور و معاونان او و وزیران در مورد جرایم عادی با اطلاع مجلس شورای اسلامی و در دادگاه های عمومی دادگستری انجام می شود». سوم - ارسال تصویب نامه ها و آیین نامه های دولت برای رئیس مجلس: به موجب اصل 138 قانون اساسی: «... تصویب نامه ها و آیین نامه های دولت و مصوبات کمیسیون های مذکور در این اصل، ضمن ابلاغ برای اجراء به اطلاع رئیس مجلس شورای اسلامی می رسد تا در صورتی که آنها را برخلاف قوانین باید با ذکر دلیل برای تجدید نظر به هیأت وزیران بفرستد. 5. نظارت مالی: یکم - تصویب بودجه سالانه (اصل 52 قانون اساسی) دوم - دیوان محاسبات کشور مستقیما زیر نظر مجلس شورای اسلامی می باشد و.. (اصل 54 و 55 قانون اساسی).

احزاب مختلف دوست دارند که بالاترین ترکیب درمجلس را داشته باشند تا درمبحث قانونگزاری ودرمبحث نظارت ومخصوصا در ترکیب کابینه دولت بیشترین نقش را ایفا کنند.

برای همین متاسفانه بسیاری از احزاب براین باورند که بهترین ترکیب مجلس مجلسی است که تعداد حداکثری آن موافق وهمسو با دولت باشه بطوری که در تایید تیم دولت ونظارتی حداقل تضاد باشد درصورتی که با توجه به وظایف مجلس بنظر اینجانب درصورت ایجاد مجلسی کاملا" همسو با دولت نه تنها خوب نیست بلکه خطرناک نیز خواهد بود ووظایف مجلس بدرستی انجام نخواهد شد.

بهترین ترکیب یک مجلس خوب در کشورما درمقطع کنونی که دولت اصلاح طلب برسر امور است البته با موضوع تدبیر وامید را چنین ترکیبی را به مجلس بهترین ترکیب میدانم:

1- حداکثر 35% نماینده های موافق دولت اصلاح طلب و تدبیر وامید

2-حداکثر 25% اصول گرا که کاملا" درمقابل دیدگاه دولت هستند.

3-حداکثر 20% احزاب دیگر که ممکن است برطبق شرایط وتحلیل ها متمایل وهمسو با احزاب دیگر شوند.

4-حداکثر 15% نماینده های مستقل

که دراین حالت چه نماینده های موافق دولت ومخالف دولت مجبور هستند برای بدست اوردن رای حداکثری توضیحات و تحلیل های قوی بدهند تا بتوانند سایر احزاب و نماینده های مستقل را باخود همراه کنند.

البته همه این موارد جدا از این موضوع است که باید متخصص و متعصب به رشد وتوسعه و کشور و بدور از تمایلات و اهداف شخصی و مقید به وظایف نمایندگی باشند.


 
 
درخت کهنی بنام آریانا
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

در روزگاران قدیم سرزمین پهناوری بوده که بادهای تندی درآن میوزیده بطوری که از شدت وزش ها هیچ سبزی جرات روییدن وهیچ پرنده ایی جایی برای آشیانه ساختن نداشته مردم روزگار به سختی میگذراندند و شبها درترس وهراس میخوابیدند.

آذوقه وآسایشی نداشتند و اتحاد وهمدلی نیز وجود نداشت . از آنجا که روزگار به یک منوال نمیماند دراین سرزمین پهناور که تکه تکه بود و بی هویت جوانی خوش فکر و مدبر که خود چالش ها و ستم ها به چشم دیده بود و میدانست که سر منشاء همه این گرفتاریها همان باد سوزانی است که هرازگاهی میوزد و کل سرزمین پهناور را میسوزاند .

چاره کار را کشت نهالی دید درمسیر باد ونهالی آورد درآنجا کاشت نام او کوروش بود.کوروش نهالی کاشت واسمش را آریانا نهاد.

حفاظت از نهالی جوان در مسیر باد سوزان بسیار دشوار بود وآبیاری آن خود کاری دشوار که برای اینکار دختران ومادران را که به مهر و عطوفت و جانفشانی زبانزد بود با خود همراه کرد وآنها با کوزه های سفالی از مسیرهای طولانی هرروز وظیفه آبرسانی را عهده دار شدند.

روزها به همین منوال میگذشت ونهال روزبروز رشد میکرد وشاخه هایش بیشتر بیشترمیشد ولی دریغ از هجوم اشتران و اسبان و پیلان و... که کوروش مجبور شد برای هراست از آن جوانان رشیدی را که با او هم پیمان وهم آیین بودند برای حراست و نگهداریش بگمارد دراین سالها چه خونها که نریخت وخود سیرابگر نهال بود وچه زنها که کوزه هایشان نشکست وخود اسیر دیوان شدند ولی کوروش بخوبی میدانست راه نجات این سرزمین درختی تنومند خواهد شد همچنان مصمم واستوار برای حفاظت از این نهال کوشید وکوشید تا اینکه نهال ریشه کرد ودرختی تنومند شد دیگر باد نمیتوانست درآن سرزمین جولان کند  درخت تنومند همچون سدی مسیر باد را سد کرده بود وهمین باعث شد تا روزبروز سبزه ها وگلهای فراوانی در آنجا رویش کند و مرد وزن نیز دست دردست هم وهمدل وهمراه از آن محافظت میکردند.

درخت تنومند سایه زیبایی در آنجا گسترد ومیوه های بسیار هدیه داد وهمه جا را رفاه وآبادانی گرفت ومردم قدر ونتیجه زحمات خودرا دیدند درخت هرچه بزرگتر میشد کوروش پیرتر میشد تا اینکه روزی کوروش این سرزمین سبز وخرم را با مردمانی شاد و متحد با درختی تنومند به یادگارگذاشت وخود با دنیا وداع کرد.

طوفانهای زیادی درآن سرزمین وزیدن گرفت وبادهای تندی درخت را درخود نوردید ولی ریشه درخت بسیار ریشه دارتر از آن بود که درخت کهن با این بادها بلرزد و شاخ وبرگش بسیار وسیع تر و پهن تر از آن بود که بدست اشتران واسبان مغول و پیلان هندی و... بشکند و ازبین رود.

کوروش درختی به یادگار گذاشته بود که ریشه آن دراعماق زمین بود درختی که با کوزه های سفالی بردوش مادران این سرزمین آبیاری وسرخی میوه هایش از خون سربازان رشیدش آبیاری شده بود.

روزها گذشت و ماهها گذشت وسالها گذشت وقرن ها ودست بدست این نهال به مارسید درخت کهن هنوز هم که هنوزاست با آنکه درطول سالیان بسیاری از شاخه هایش بشکسته ولی هنوز هم ابهت وعظمت خود را دارد و بد نیتان و ابادیهای دیگر که عظمت وابهت اورادیدند که چگونه به این سرزمین توان وابهت داده بسیار مطالعه کردند و اندیشمندان زیادی گماردند تا روشی بیابند که این درخت تنومند را ساقط کنند والان به این نکته رسیدند چاره انداختن درخت و نابودی آن اینست که ریشه هایش را خشک کنند تا درخت روز بروز ریشه هایش ضعیف وضعیف وکوتاه شود میدانند این درخت تنومند درمسیر بادهای سوزان است اگر ریشه هایش ضعیف وخشک کوتاه شود براحتی خواهد افتاد والا با شکستن شاخ برگهایش نتیجه ایی جز رشد وشکوفایی اش حاصل نخواهد شد.

اکنون میبینم سالهاست که خواسته وناخواسته بدون اینکه نوادگان کوروش که بسیاری درطول زمان اصالت و ریشه خود رانیز از دست دادند متوجه نیستند که بلاد بیگانه از شرق وغرب وجنوب وشمال از عظمت و پایداری و موقعیت این درخت تنومند درهراسند ومیدانند که اگر این درخت ابهت گذشته خود را بازیابد آبادی و رفاه وتوانمندی ایجاد میکند که تقسیمات وموازنه های موجود جهانی را بهم میریزد.

سالها وقرن هاست به دسیسه ها وروش ها وندانم کاریها و با ایجادبستری برای افراد ناتوان و ایجاد اختلاف درمیان مردو زن وفرزندان و حاکمان وعقاید و... توانسته اند آبیاری ورسیدگی به آن را مختل نمایند به امید اینکه ریشه هایش خشک وبا وزش اولین باد سوزناک درخاک افتد تا شاید دیگر نامی ونشانه ایی از این درخت تنومند درکره خاکی که تاریخ جهان را دردل خود دارد نباشد ومردمانش نتوانند وبه یاد نداشته باشند چه ابهتی داشتند و کجا بودند وبه کجا میروند .

آریانا هنوز زنده است ونفس میکشد هرچند برخی از ریشه هایش خشک شده ولی همچنان استوار و سرافراز خودنمایی میکند و لرزه در اندام دشمنان وبدخواهانش میاندازد.

آریانا را هرچند بسیار تلاش کردند که خشک شود ولی جوانه هایی دیده میشود که نشان از آن دارد دوباره سرسبز خواهد شد و همه جارا سبز وخرم خواهد کرد . 


 
 
فروش بیشتر آرزوی همه فعالیتهای اقتصادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٠
 

هرکسی هرفعالیتی که ایجاد میکند تنها آرزو وهدفش اینست که توسعه فعالیتش هرچه زودتر وبیشتر اتفاق بیافتد وفروش را مترادف با درآمد ودرآمد بیشتر را مترادف با رفاه وآسایش بیشتر میدانند.

بسیاری از آنها که فعالیت اقتصادی ایجاد میکنند شاید درابتدا برای اخذ وام وتسهیلات بانکی پولی پرداخته ویک طرح توجیهی گرفته اند ولی حتی به آن طرح توجیهی سوری خود نیز نیم نگاهی نکردند که بدانند اصلا طرح توجیهی چیست وچه استفاده ایی دارد واگر از آنها سوال کنیم میگویند طرح توجیهی برای اخذ وام لازم ودیگر هیچ.

اینهمه دانشگاه واینهمه رشته تحصیلی واینهمه تحصیل کرده داریم ولی افسوس از کاربرد آنها در امر تولید وفعالیت.

موسسات مختلف مشاوره وآموزشی بهترین وراحت ترین روش برای جذب مشتری و دریافت پول را مرتبط با موضوعاتی میدانند طرف را با انگیزه بدست آوردن فروش بیشتر وسود بیشتر ترغیب کنند این آموزش ها آنقدر طرفدار دارد که حتی برای خوب نشان دادن ومفید بودن آن آموزش ها  با دعوت کارشناسان واساتید خارجی پربارتر نشان میدهند سمینارهای فروش وبازاریابی و .... سمینارهایی که اساتید آن حتی شاید یکبار هم فعالیت تولیدی وتجاری نه زده اند ونه سمت اجرایی داشته اند تا بدانند که تئوری وعمل چقدر فاصله دارد وتئوری که با عمل عجین نشده باشد خسارت بار است وبی فایده.

بیایید فروشتان راافزایش دهیم وفنون بازاریابی وفروش را بیاموزیم ویک عده بیخبر که خسته از رکود ویا تاجران تشنه برای درآمد بیشتر وفعالیت بیشتر سریعا" بدنبال این فرصت هستند غافل از اینکه این روش ها حتی اگر بدرد فعالیتشان نیز بخورد عواقب بدی ممکن است برایشان رقم بزند.

یک تاجر با سابقه وموفق بخوبی میداند که فروش بیشتر منظورمان چیست با افزایش یا کاهش قیمت که بخوبی میتوان آن را بالا وپایین برد ایجاد نمایندگی وتوسعه بازار را نیز بخوبی میداند که با بحث اعتبار مشتریان و سیاستهای فروش وشناخت بازار مرتبط است که به تجربه بهتر میتوان دست یافت .

فروش هرچند یکی از مباحث اصلی فعالیت است ولی اگر به ترازنامه وسودوزیان دقت کنیم متوجه میشویم یک از سرفصل های سودوزیان است نه همه شرکت وبرای اینکه بدانیم فروش خوب چیست باید متوجه باشیم فروش از قیمت ومقدار تشکیل شده وباید بدانیم که هرکدام از آنها تابعی از همدیگر است یعنی قیمت پایین مقدار فروش را افزایش میدهد وقیمت بالا آن را کاهش میدهد واز طرف دیگر مقدار فروش نیز بستگی به ظرفیت اسمی وواقعی تولید دارد واگر تاجر باشد مرتبط با توان سرمایه گذاری تاجر دارد نه اینکه فکر کنیم تا بی نهایت ادامه میتواند داشته باشد واز طرف دیگر نوع فروش نقدی ویا اعتباری نیز خود مقوله دیگر وحاشیه سود ناشی از فروش نیز قاعده وقانون خودرادارد وکیفیت نیز مبحثی دیگربنابراین میبینیم که صرف موضوع فروش وافزایش آن جای بحث وبررسی بسیار دارد.

موضوع مهمی که دراینجا میخواهم بپردازم نه ماهیت فروش از نظر بازرگانی ویا جایگاه آن از نظر حسابداری ویا توجیه اقتصادی آن از نظر اقتصادی بلکه یک مبحث بسیار ساده ومهم سطح فروش میباشد که میتواند مخاطرات زیادی برای تاجر وفعال اقتصادی داشته باشد زیرا ورشکستگی نیز تابعی از همین موضوع است.

من اگر کسی بگوید یک فعالیت معمولی دارم وفروش بخور و نمیر هیچ وقت نگران آن فرد نمیشوم واتفاقا" مطمئن هستم که آن فرد هیچ وقت ورشکست نمیشود و نرخ رشد متعادلی نیز خواهد داشت.

برعکس اگر کسی به من بگوید خیلی موفق هستم وبه یکباره توانستم دریک دوره کوتاه به فروش های بالا دست پیداکنم ورشد بالایی را تجربه میکنم برای این شخص نگران میشوم زیرا هر فردی درهرمقطعی به همان میزانی که درآمد دارد به همان میزان نیز ریسک وتعهد نیز دارد.

ممکن است یک تاجری دراویل کاری اش با 200/000/000تزریق وجه کلیه گرفتاریها ومشکلاتش حل شود زیرا سطح فعالیت وتعهداتش درهمین سطح است ولی تاجری بارشد فعالیتهایش درصورت بروز مشگل نیاز دارد 2000/000/000ریال تزریق شود تا مواردش حل ورفع گردد وتاجری نیز با دو میلیارد تومان وهمینطور ادامه دارد.

با این مثال ساده باید متوجه باشیم کار وفعالیت هم همانند برج سازی است اگر دلمان میخواهد یک آسمان خراش داشته باشیم باید حتی لازم شد برطبق محاسبات مهندسی صدها متر زمین راکنده وپی ریزی کنیم والا آسمان خراش بعد از ساخت سرنگون شده ودوام نمیاورد.

موضوعی که مهم است اینست که سطح فروش مهم نیست مهم اینست که فروش هم با برنامه باشد وهم توجیه اقتصادی داشته وشرکت برای منابع درآمدی خود تعریف و اهداف تعریف شده داشته باشد والا افزایش درآمد منجر به آفزایش هزینه ها شده واگر فعالیت با مشگل فروش ودرآمد مواجهه شود منجر میشود تا کاهش هزینه براحتی اتفاق نیافتاد و خسارات جبران ناپذیری ایجاد شود که دلیل اصلی ورشکستگی بسیاری از فعالیت هاست.


 
 
رد صلاحیتهای انجام شده عارضه یابی علل وعوامل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٠
 

ردصلاحیتهای انجام شده اخیر که از نظر حزب اصلاح طلبان بی سابقه بوده وآنها را نگران کرده که منجر شود تا مجلس تک حزبی شود واقعا" موضوع مهمی است که به نفع آینده سیاسی واقتصادی کشور نیست ومیتواند در توانمندی مجلس برای انجام مناسب وظایف خود خلل ایجاد نماید ولی برای اینکه بتوان این اتفاق را بدرستی تجزیه وتحلیل کرد تا با شناسایی ریشه ایی موضوع از وقوع چنین رویدادهای نا میمونی جلوگیری بعمل آید.

درگذشته کشورهای پیشرفته برای اینکه بتوانند مستعمرات خود را حفظ کنند یکی از بهترین راهکارهایی که استفاده میکردند با شناسایی قومیتهای مختلف برای اینکه یک دولت مقتدر ایجاد نشود با ایجاد اختلاف دربین قومیتها دولت مرکزی را به راحتی تضعیف میکردند ودولتها بجای اینکه درفکر اقتدار ملی درمقابله با تهدید بیگانگان باشد به سرکوب ومبارزات داخلی میپرداخت وبرای موفقیت به دول خارجی پناه میبرد واز آنها کمک میخواست وآنها نیز نقش دوگانه خود را براحتی اجرا میکردند که یکی از این ابزارهای مهم درکشورما همانا جک های ملیتی که رسم شده وبسیاری به ناگاه جک میگویند ومیخندند.

امروزه کشورهای پیشرفته به خوبی دریافتند که اختلاف قومی هرچند کارساز است ولی آنطور که باید همه اهداف انها را پوشش نمیدهد زیرا اگر قومی دررقابت داخلی به اقتدار برسد خود خطرساز است برای همین بحث فرهنگی بهتری که بتواند جایگزین مناسبی به اختلافات قومی باشد همانا ایجاد بستری است که دولتمردان و سیاسیون جامعه به گذشته منتقد بوده واحزاب همدیگر را قبول نداشته باشند یعنی انحصارگرایی احزاب و مذاهب .

دراین وضعیت دولتهایی که بوجود میایند بجز خود واطرافیانش کسی را قبول نداشته ودیگران را مخالف ویا جاسوس ویا وابسته قلمداد کرده وبه این ترتیب کشور خسارات زیادی بخود میبیند ومبحث فرارمغزها نیز که میوه همین استراتژی است نصیب کشورهای پیشرفته میشود واین بزرگترین پاداشی است که آنها بدون اینکه کشورهای جهان سوم متوجه باشند بدست میاورند.

زیرا نخبگان یک جامعه که با هزینه همان کشور تحصیل کرده اند وبخوبی با فرهنگ وامکانات و استعدادها وخواسته ها وپتانسیل ها و... شناخت دارند دراختیار کشورهای پیشرفته قرارمیگیرند یعنی خطرناکترین اتفاقی که میتوانست اتفاق بیافتد.

اگر از شما بپرسم که ایا فرزندان شما پدران خود راقبول دارند شاید اکثر پدران ایرانی دراین نظر سنجی به جرات بگویند یکی از بدترین موضوعی که الان وجود دارد این است که آن احترام فرزند به پدر وبزرگتر دیگر وجود ندارد وآنها مارا قبول ندارند خود این موضوع یکی از بهترین نشامه عملکرد ماست زیرا متاسفانه همه ما اشتباه بزرگی که کردیم همه دولنها و مدیران گذشته را رد کردیم وآنها را خائن نامیدیم یعنی به اجداد خود پشت کردیم چگونه انتظار داریم که آیندگان به ما پشت نکنند.

جالب است خیلی ها فکر میکنند فقط دوره شاه را رد کردیم ولی خوب دقت کنیم هیچ یک از دولتهای بعدی را نیز قبول نداریم وبرخی را بدتر از دوره شاه نیز میدانیم بنابراین این یک عارضه فرهنگی است که درما بوجود آمده بدون اینکه متوجه باشیم.

احزاب اصلاح طلب کاری ندارند که چه بلایی سر احزاب دیگر آمده زیرا ممکن است دربوجود آمدن خیلی از آن بلاها خودشان نیز دخالت داشته و چنین عمل کرده ومیکنند ولی انتظار نداشتند که با خودشان چنین شود ولی باید بدانیم اگر یک رفتار وفرهنگ غلط حاکم شود بیشترین خسارت را کسی خواهد دید که آن فرهنگ را پایه ریزی کرده و بوجود آورده است.

آیینه چون بنمود چهره توراست     خود شکن آیینه شکستن خطاست

دولت آقای احمدی نژاد نزدیکترین دولتی است که میتوان برای عارضه یابی این اتفاق بد استفاده کرد شاید همه بدون اغراق متفق القولند که دولت احمدی نژاد بسیار بد عمل کرده ویکی از مقاطعی است که درتاریخ ایران بعنوان خسارت ملی ثبت خواهد شد حال سوال من اینست آیا واقعا" همه اعضای کابینه وهمه تصمیم گیریها بد بوده اند ویا ما برطبق همان فرهنگ بدی که به غلط درجامعه ما رسوخ پیدا کرده کل فعالیت یک دولت را رد میکنیم وبد مینامیم همانند دوره شاه که فکر میکنیم همه چیزش بد بوده وجرات کوچکترین بررسی وتجزیه وتحلیل را نیز از همه سلب میکنیم.

این موضوع منجر میشود تا هیچ تجربه خوبی از فعالیتهای گذشته نداشته باشیم زیرا فکرمیکنیم اگر به موارد خوب توجه کنیم گذشته را تایید میکنیم بنابراین اگر پله هایی که طی میکنیم را درهردوره تخریب کنیم به یا داشته باشیم همیشه در اول راه هستیم وهیچ گامی برنداشتیم.

امیدوارم ومیدانم کشور ما با اینهمه سابقه تمدن وریشه فرهنگی والا این عارضه را نیز بدرستی خواهد شناخت واز این مقطع نیز عبور خواهد کرد هرچند خسارت وعقب افتادگی که از این بابت به کشور تحمیل میشود قابل برآورد نیست.

امیدوارم با تجاربی که همه هرچند با خسارت بدست میاورند به این موضوع مهم برسند هیچ فردی درکشور ما خائن و جاسوس نیست واگر ایراد ومخالفتی نیز دارد برای رشد وتوسعه کشور است خیانت و خسارتی که به کشور وارد میشود از جهل وجهالت ویا فرصت طلبی افرادی است که به ناگاه ویا حفظ موقعیت فردی وشخصی درصدد رد و تهمت و افترا به دیگران هستند.

بیایید دست دردست هم دهیم تا کشوررا کنیم آباد وبدانیم افراد متخصص و آگاه یقینا" متعهد ودلسوز نیز خواهند بود وفقر وبیکاری و... را درکشوری که اینهمه پتانسیل منابع دارد به راحتی میتوان ریشه کن کرد و موقعیت وجایگاه مناسب ایران وایرانی را درجهانی که روزی اولین بودیم بدست آورد.


 
 
زندگی کلاس درسی است برای ما
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۸
 

زندگی کلید واژه های زیادی دارد که باید بیاموزیم واساتید بسیاری دارد که باید درکلاس درس آنها بنشینیم.

زندگی همانند این میماند که میخواهیم یک رشته تحصیلی مدرکی بگیریم وباید ترم ها وواحدهایی را نزد اساتید مربوطه پاس کنیم.

درگذشته همه به این موضوع واقف بودند وبرای همین هرکسی میخواست فعالیتی انجام دهد ویا ازدواجی بکند ویا تصمیمی بگیرد همانند یک دانش آموز خوب درکلاس درس باتجربه ایی نشسته ومشورت میگرفت وهمه حرف ها ونصایح او را موبه مو اجرا میکرد.

به همین دلیل بخوبی تجارب واطلاعات افراد با تجربه و دانا به دیگران منتقل میشد وبرای همین اشتباهات و خسارت ها درحداقل ممکن بود .

ولی امروزه بسیاری به اشتباه فکر میکنند که بهترین فکر وایده رادارند ونیازی به مشورت با دیگران ندارند وهمین افراد درزندگی شکست های بدی میبینند وبرای توجیه اشتباهات وشکستهای خود دیگران را مقصر معرفی میکنند آن ها به این موضوع اشراف ندارند که اگر امروز اشتباه خود رانپذیرند فردا باید چندین برابر خسارت اشتباهات خود رابپردازند.

افسوس من به این است درشرایطی که ما میتوانیم با استفاده از علم وتجربه دیگران  بهترین وکوتاهترین مسیر برای رسیدن به اهداف طی کنیم چرا اینقدر مسیر خود را طولانی میکنیم.

صد افسوس نیز به این میخورم چه تجربه ها وعلم واندیشه ایی بدون اینکه بخوبی به دیگران منتقل شود درسینه افراد با تجربه واندیشمند زیر خاک مدفون میشود.


 
 
کاهش قیمت چه سودآوری برای کدامین کشورها دارد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٦
 

هررویداد اقتصادی باید توسط تحلیلگران اقتصادی مورد تجزیه وتحلیل قرارگیرد که درکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه که تصمیمات اقتصادی درانحصار تیم اقتصادی دولت میباشد این وظیفه به عهده آنهاست.

تحلیل بموقع و جامع رویدادهای اقتصادی میتواند درتصمیم گیریهای دولتی برای اتخاذ تصمیمات مناسب که کمترین  خسارت ممکن به کشور تحمیل شودضروری است.

کاهش قیمت نفت برای کشورهای تک محصولی حاشیه خلیج فارس یکی از بزرگترین شوکهای اقتصادی بود.

عدم تحلیل وبررسی جوانب مختلف این وضعیت ورویداد اقتصادی میتواند خسارات فراوانی به این کشورها وارد کند.

من دراینجا به دومورد اشاره میکنم ومیدانم درتحلیل جامع اگر صورت بگیرد موارد زیادی هست که باید مورد توجه قرارگیرد تا از تبعات منفی آن بتوان به نفع کشور واقتصاد ملی جلوگیری کرد.

برای تحلیل وضعیت باید به یک موضوع مهم توجه کنیم وآن اینست که از کاهش قیمت نفت چه کشورهایی که با ما ارتباط تجاری واقتصادی دارند نفع خواهند برد.

مشخصا"کشورچین که بالاترین ارتباط اقتصادی وتجاری باما دارد وخود بعنوان بزرگترین مشتری این محصول بشمار میرود نفع خواهد برد.

درطول سالیانی که درآمد نفت درحال افزایش بود بدلیل اینکه کشورچین نفت را بعنوان مواد اولیه وخام خریداری و تبدیل به محصولات مختلف از لاستیک گرفته تا محصولات ساختمانی وخودرویی و صنعتی و .... کرده وآنها را به کشورمان صادر میکند و به دلیل اینکه برخی از محصولات از 10تا 90درصد به مواد اولیه نفتی وابسته است منجر شد تا دراین سالها که قیمت نقت افزایش میافت قیمت این محصولات نیز شروع به افزایش کند که دلیل منطقی داشت وهیچ خریداری نیز انتظار غیر این را نداشت.

بنابراین درحال حاظر که بیکباره قیمت نفت حدودا" از 130دلار به 30دلار کاهش یافته آیا واردات ماکه همچنان ادامه دارد هرچند ممکن است کاهش داشته باشد ولی قیمت آنها نیزبه همین نسبت کاهش یافته است.

شاید برخی بگویند دراینجا تجار باید استقامت نموده وتلاش کنند این کاهش درخرید آنها نیزاتفاق بیافتد ولی همه میدانیم که هیچ تاجری که این افزایش ها را درکشور اعمال کرده
وهنوز هیچ کاهشی در داخل کشور اتفاق نیافتاده واز خودرو گرفته تا سایر واردکنندگان برروی قیمتهای فروش خود استقامت میکنند برای تداوم فعالیتشان همچنان به انجام واردات با قیمتهای قبلی ادامه خواهند داد.

نقطه مهم این موضوع دراینجاست با اهمال ناظران وتحلیلگران دولتی ملت ما از دوجا خسارت میبینند اول اینکه نفت کشور که اقتصاد ملی ورفاه ودرآمد آنها به آن بستگی داردبشدت کاهش یافته واز طرف دیگر محصولاتی که باید دراثر این کاهش قیمت باید کاهش یابد تا بتوانند درقبال کاهش درآمد از کاهش قیمت نیز برخوردارشوند همچنان هزینه
بالای محصولات چینی و داخلی را باید تقبل کنند.

دراینجاباید تحلیلگران اقتصادی برای بروز خسارت بالا به کشور با این تحلیل که چرا باید نفت را به ارزانی بدهیم ولی درقبال آن محصولات ومشتقات نفتی را با قیمت بالا بخریم
به کمک تاجران شتافته از خروج بی رویه منابع ارزی با زیان بالا جلوگیری کنند.

برای مثال اگر کشورما با یک قطعه سازی همانند تولید لاستیک قراردادی داشت که درقبال هربشکه نفت ده جفت لاستیک به مابدهد(تهاتر)آیا کاهش قیمت نفت تاثیری دراین معامله داشت مشخصا" نه زیرا تولید کننده لاستیک نیز که بخش مهمی از قیمت تمام شده آن ارتباط مستقیم با نفت دارد وافزایشی نیز دردستمزد وسربار نداشته ارزان شدن قیمت
نفت هیچ تاثیری در قیمت تمام شده او ندارد ومبادله پایاپای میکند وافزایش قیمت نفت نیز تاثیری ندارد ولی متاسفانه ببینید چه اتفاقی درعمل میافتد.

فرض کنید قیمت  تمام شده لاستیک 100دلاراست و90 درصد قیمت تمام شده آن به قیمت نقت بستگی دارد دراینصورت قیمت تمام شده لاستیک چنین خواهد بود

مواد
اولیه     قیمت 90 (یک بشکه نفت)   نرخ
دلار30000ریال   2700/000ریال

دستمزدوسربار 10                         300000ریال

قیمت تمام شده3/000/000ریال خواهد بود

اگربا 10 درصد سود به تاجر ایرانی میفروشد قیمت فروش 3/300/000ریال خواهد بود

اگرقیمت نفت از 90 دلار به 20 دلار کاهش یابد

مواد
اولیه   قیمت 20(یک بشکه نفت)  نرخ 30000ریال  600/000ریال

دستمزدوسربار10                        300/000ریال

قیمت تمام شده                                     900/000ریال

قیمت فروش باید بشود                         
990/000ریال

حال اگر تاجران ما هنوز آن کالا را به نرخ 3300000ریال خرید میکنند ویا دربهترین حالت2700000یعنی 20درصد هم تخفیف گرفته باشند تاجر ویا تولید کننده چینی 300درصد سود میبرد برای همین  دراینجا باید دولت برای جلوگیری از این زیان تحمیلی به کشورهماهنگی با تاجران داخلی ودولت چین و تولیدکنندگان چینی برای ارتباط دادن کاهش نرخ
نفت و تاثیر گذاری آن برمحصولات چینی مشتقات نفتی بعمل آورد والا خروج ارز با ورودآن انطباق نداشته وخسارت زیادی به کشور تحمیل خواهد کرد.

وارد کنندگان نیز باید بجای تحمیل این خسارت به ملت ایران با استقامت برروی قیمتهای قبلی خود میبایستی اقداماتی برای اخذ قیمت عادلانه درخریدها انجام داده وبا واردات محصولات با قیمت پایین میانگین قیمت محصولات موجود ووارداتی برای کاهش قیمتها وارائه قیمتهای فروش منصفانه اقدام نمایند.

که متاسفانه خودروسازها وتاجران نه تنها هیچ اقدامی دراین زمینه انجام ندادند ودولت نیز به این خسارت سنگین که دربلند مدت اثرآن آشکارخواهد شد بی توجه است وهیچ
برآورد مالی واقتصادی دراین زمینه نمیشود.

 

 

 

 


 
 
افزایش قیمت نفت چرا و تاثیر کاهش قیمت نفت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۳
 

کاهش قیمت نفت هرچند منجر میشود که کشورهای صادرکننده نفت مخصوصا" آنهایی که تک محصولی هستند همانند کشورهای عربی وایران و آذر بایجان را در وهله اول بسیار تضعیف ومنجر به کاهش ذخایر ملی وکاهش ارزش پول ملی آنها شده وبدلیل وابستگی بودجه آنها به منابع ارزی ناشی از صادرات نفت اختلال شدیدی بوجود میاورد.

بنابراین باید اقرار کنیم که افزایش بی رویه قیمت نفت میتواند یک تاکتیک سیاسی باشد که درطول چند سال توسط کشورهای پیشرفته مخصوصا" آمریکا اجرا شد تا با ورود بی رویه منابع درآمدی وارزی به این کشورها وبدلیل اینکه میدانستند هیچ برنامه مدون اقتصادی دراین کشورها برای استفاده بهینه از افزایش درآمدها در زیرساخت های اقتصادی درجهت خروج از اقتصاد تک محصولی نبود کاملا" اطمینان داشتند تنها اتفاق مهم دراین کشورها افزایش بی رویه هزینه ها خواهد بود.

اندیشمندان ومشاوران اقتصادی کشورهای پیشرفته بخوبی میدانند که با افزایش هزینه ها دراین کشورها بودجه ملی آنها افزایش ودرصورتی که بتوان درآینده کاهش قیمت نفت داد این کشورها قادر به کاهش هزینه ها نخواهند بود وچون ایجاد صادرات غیر نفتی زیرساخت های لازم رامیخواهد وبه سرعت قابل ایجاد نیست منجر خواهد شد تا رکود وتورم ویا توررکود بدلیل کسری شدید بودجه تجربه کنند که این عوامل منجر میشود تا توان اقتصادی آنها چندین برابر تضعیف شود و پشتوانه ارزی آنها از بین برود.

این بررسی وتحلیل یک استراتژی همه جانبه بوده زیرا آنها دیدند درصورتی میتوان توان نظامی و فعالیتهای سیاسی این کشورها را تضعیف کرد که توان اقتصادی آنها تضعیف شود وتوان اقتصادی آنها موقعی تضعیف میشود که با کسری بودجه مواجهه شوند واین درصورتی مقدور بود که هزینه آنها بصورت بی رویه افزایش یابد بعد از اینکه به این سقف هزینه عادت کردند با توجه به اینکه اقتصاد تک محصولی دارند بیکباره باکاهش قیمت نفت درآمد آنها بشدت کاهش یابد.

افزایش بی رویه نفت درآن مقطعی که حتی درآمریکا وکانادا توانسته بودند موارد جایگزین هرچند با قیمت تمام شده بالاتر بیابند قابل تردید بود.

از طرف دیگر کشورآمریکا تماما" درحال خرید و انباشت انبارهای ذخیره بود یعنی باوجود اینکه قیمت بالا بود ومازاد برنیاز خود خریداری میکرد ولی همچنان روند خرید خود رابا اینکه روزبروز قیمت افزایش پیدا میکرد ادامه میداد.

متاسفانه ضعف تحلیلگران واقتصاد دانان دولتی این کشورها این خرید مداوم را به حساب این میگذاشتند که نگرانی از افزایش بی رویه دارند درصورتی که دلیل این افزایش بی رویه همان سیاستهای خرید بی رویه آنها بود .

کاملا" مشخص بود که درآن مقطع کاهش تقاضا  میتوانست جلوی افزایش بی رویه قیمت رابگیرد وبراحتی قابل عملیاتی شدن بود درحالی که کشورهای تولید کننده از خوشحالی بدون توجه به جنبه های سیاسی آن به افزایش تولید وعرضه مداوم برای بهره مندی از منابع درامدی بالا ادامه میدادند.

جالب تر اینکه درآن مقطع برخی مواقع این روند متوقف میشد که منجر به کاهش موردی قیمت ارز میشد وتحلیل گران میگفتند که ناشی از پرشدن انبارهای نفت آمریکاست وبعد از مدتی دوباره خرید شروع میشد که اعلام میکردند ذخایر نفتی آمریکا کاهش یافته واقدام به خرید کرده که متوجه نبودند چه دلیلی دارد با وجود این افزایش قیمت نفت مایل به توقف خرید نیست.

دربازار یک استراتژی جالبی توسط برخی تاجران نفراول برای خارج کردن برخی تاجران متوسط وپایین مورد استفاده قرار میگیرد که بی شباهت به این استراتژی کشورهای پیشرفته  درجریان خرید نفت وافزایش قیمت آن نیست .

تاجران نفراول درصورتی که احساس کنند تاجر متوسط ویا ضعیفی خطری برای او محسوب میشود بدون اینکه متوجه شود توسط واسطه ها شروع به خرید ازاو کرده و سطح فعالیت او را روز بروز افزایش میدهند وآن تاجر بدون اینکه متوجه شود چه اتفاقی افتاده شروع به افزایش سرمایه گذاری و تامین وفروش میکند ومتوجه این موضوع نیست که این اتفاق یکباره ممکن است یک دسیسه ویا استراتژی باشد وبعد از چندماه بیکباره بعداز اوج گرفتن فعالیتش خرید را متوقف میکنند وتاجر تازه کار ورشکست میشود زیرا حجم خرید وهزینه هایش رشد کرده بود وبا قطع وکاهش محسوس درآمد توان ماندگاری وپوشش هزینه وجوابگویی به طلبکاران رانخواهد داشت.

دراین شرایط کشورهایی که بااین وضعیت روبرو میشوند دیگر توان تامین وهزینه نظامی درآن سطحی که برنامه ریزی کردند را نخواهند داشت.

کمی دقت کنیم میبینیم که اقتصاد دانان وتحلیلگران انها چقدر سنجیده عمل کردندآنها بخوبی متوجه این موضوع بودند که یکی از طرق بسیار خوب برای افزایش هزینه این کشورها افزایش هزینه های نظامی آنهاست که میتواند قابل توجه باشد وشاید یکی از دلایل ناامن شدن منطقه درآن مقطع همین موضوع بود که این کشورها ناخواسته وبدون تحلیل وارد این بازی شده ومنطقه درجنگ فرو رفت وهزینه نظامی آنها اوج گرفت.


 
 
اختیار و اجبار درزندگی (ازدواج و انتخاب شغل)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۸
 

آنچه درزندگی انجام میدهیم به دوبخش قابل تقسیم است درابتدا هرکاری میکنیم انتخاب است یعنی ما هیچ کاری را بدون انتخاب شروع نمیکنیم  وهر کاری با انتخاب ما شروع میشود وما انجامش میدهیم ولی بعد از انجام نتیجه ایی که میدهد مجبوریم بپذیریم زیرا نتیجه اعمال ماست درواقع دراین مرحله اجبار است.

میگویند زارع آن بردارد که بکارد که دراین ضرب المثل بخوبی قابل تشخیص است یعنی اینکه ما چه محصولی بکاریم گندم ویا جو ویا زعفران و... به انتخاب ما انجام میشود ولی بعد از کاشت دیگر نباید انتظار محصولی داشته باشیم که نکاشتیم بلکه اجبارا" محصولی برداشت خواهیم کرد که کاشتیم.

بنظر من بهشت وجهنم دراین دنیا نیز هست وهرکس نتیجه وپاداش ویا تاوان عملکرد خود را میدهد.

مهمترین انتخابهای زندگی که میتواند درآینده و خوشبختی ویا بدبختی ما تاثیر زیادی داشته باشد ازدواج وانتخاب شغل است زیرا این انتخابها به راحتی وبدون تحمل خسارت سنگین قابل جبران نیست واین انتخابها را در طول عمرانسان نمیتوان چند بار تغییر اساسی داد که تغییراتش هم گرفتاریها و خسارت های زیادی بدنبال دارد.

ازدواج یکی از انتخابهای اصلی وپایه ایی محسوب میشود وبرای همین این انتخاب را نباید بدون مشورت وبررسی جامع انجام داد زیرا این انتخاب برروی برنامه ها وفعالیتهای دیگر انسان نیز تاثیر زیادی دارد.

ازدواج صحیح زندگی سالم و موفق را بدنبال دارد زیرا انسان از یک شریک زندگی پشتیبان وهمراه که درهمه مراحل زندگی ناراحتیها واسترس ها ومشکلات را جذب و درتحمل آن مارا همراهی مینماید .

ازدواج خوب وتعریف شده منجر به داشتن خانه وخانواده خوب میشود که مهمترین واصلی ترین پناهگاه انسان دررویارویی با مشکلات و بستر همفکری و استراحت وآرامش انسان است.

خانواده خوب فرزندان خوب را که نتیجه تربیت صحیح است را بدنبال دارد که بزرگترین سرمایه انسانی وعصای دست دوران کهنسالی بشمار میرود.

خانواده خوب منجر میشود تا انسان بتواند از داشته ها و نتیجه عملکردش به بهترین نحو ممکن استفاده نماید.

شاید بی اغراق بتوان گفت خوشبختی یک انسان مساوی است با خانواده خوب داشتن یعنی شریک زندگانی خوب که آن هم با ازدواج وانتخاب درست بدست میاید.

انتخاب بد منجر میشود تا انسان از کل زندگی و آینده وهمه فعالیتهایش دلسرد وناامید وافسرده و مایوس میشود کل عمر خود را فناشده حساب میکند .

انتخاب شغل دومین انتخاب مهم بشمار میرود انتخاب شغل اختیار است ولی نتیجه آن شغل اجبار است.

شغل مناسب منجر میشود انسان با شوق وذوق وعلاقه به آن بپردازد درواقع با آن زندگی کند وعشق بورزد.

ما بهترین ومهمترین اوقات زندگی خود را درمشاغل وفعالیتهایمان طی میکنیم نه با خانواده بنابراین انتخاب شغل خود کم اهمیت تر از انتخاب همسر نیست.

شغل خوب عشق وعلاقه رادروجود ما زنده کرده ودرآمد ونتیجه خوب نیز بدنبال دارد بنابراین میتوانیم بگوییم که ما خوشبختیم زیرا از لحظه لحظه زندگی خود استفاده مفید برده وبا عشق وعلاقه لذت میبریم.

شغل خوب فقط این نیست که سود ودرآمد بالا داشته باشد بلکه شغل خوب آن است که عشق وزندگی را به ماببخشد.


 
 
بازار سرپوشیده تبریز( کهنه بازار)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۸
 

بازار سرپوشیده تبریز که وارد میشوی ساختارش را هنوز حفظ کرده درکنار بازارهای مدرن امروزی شاید بیشترین قوت آن در قسمتی است که فروش ادویه جات و پنیر و آجیل رادارد.

بازار سرپوشیده تبریز شاید برای خیلی از مشتریانش برای قیمت های مناسبش جذابیت داشته باشد ولی برای من بیشترین جذابیتش در وجود فروشندگان کهنه کار وپیر وبا سابقه با چهره های نورانی و متینش است.

 

بازار تبریز از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا به‌شمار می‌رود که در شهر تبریز در شمالغرب ایران واقع شده‌است. این بازار با مساحتی حدود یک کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین بازار سرپوشیدهٔ جهان است. بازار تبریز در مردادماه سال ۱۳۸۹ خورشیدی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. این بازار از بازارچه‌ها، تیمچه‌ها، سراها و کاروانسراهای متعددی تشکیل یافته است. پیش‌تر به جهت قرارگرفتن شهر تبریز بر سر چهارراه جادهٔ ابریشم و گذر روزانهٔ هزاران کاروان از کشورهای مختلف آسیایی، آفریقایی و اروپایی از آن، این شهر و بازار آن از رونق بسیار خوبی برخوردار بوده است.[۱]

 

این بازار حدود ۳ سدهٔ پیش و پس از وقوع زمین‌لرزهٔ تاریخی تبریز در سال ۱۱۹۳ قمری توسط نجفقلی خان دنبلی حاکم وقت تبریز بازسازی شده است. بازار تبریز در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. تاریخ بنای این مجموعه مشخص نیست؛ ولی بسیاری از جهان‌گردانی که از سدهٔ چهارم هجری تا دورهٔ قاجاریان از این بازار بازدید کرده‌اند، دربارهٔ آن اطلاعاتی ارائه داده‌اند.[۲]

 

بسیاری از گردشگران و جهانگردان نظیر ابن بطوطه، مارکو پولو، جاکسن، اولیای چلبی، یاقوت حموی، گاسپار دروویل، الکسیس سوکتیکف، ژان شاردن، اوژن فلاندن، جان کارت‌رایت، جملی کاردی، کلاویخو، رابرت گرنت واتسن، حمدالله مستوفی و مقدسی از رونق و شکوه بازار تبریز تمجید کرده‌اند.[۳][۲] این بازار با داشتن حدود ۵٬۵۰۰ باب حجره، مغازه و فروشگاه، ۴۰ گونه شغل، ۳۵ باب سرا، ۲۵ باب تیمچه، ۳۰ باب مسجد، ۲۰ باب راسته و راسته‌بازار، ۱۱ باب دالان، ۵ باب حمام و ۱۲ باب مدرسه، به‌عنوان اصلی‌ترین مرکز داد و ستد مردم تبریز شناخته می‌شود

 

دربازارهای دیگر به ندرت این افراد را میتوان یافت بازارهای مدرن دراختیار جوانانی است که خود را تاجران قدرتمند امروزی میدانند و برای خود ایده وروش های جدید با چهره ها وپوشش جدید.

بازار سرپوشیده با دالان باریک خود ومغازه های کوچک که دراکثر آنها افراد مسن وبا تجربه ایی به احترام که بزرگترین سرمایه و ارزش آن بازارهاست از دور خودنمایی میکنند وبا متانت خاصی به مشتریان عبوری عرض ادب کرده ودعوت میکنند به خرید انسان نمیتواند درمقابل قدرت وادب ومتانت برخورد آنها بدون خرید گذر کند.

همه اجناس با نظم وترتیب خاصی چیدمان شده وهمه محصولات با کیفیت خاصی انگار به مشتریان وافرادی که از جلویشان عبور میکنند چشمک میزند که وجود این محصولات با کیفیت نشان از توانمدی تجربه وتدبیر وصداقت فروشندگانش را دارد.

توقف که میکنی آن فروشندگان سالخورده همانند یک جوان پرانرژی اما با متانت کامل شروع به توضیح محصولات مختلف میکند ومشتری حتی راغب میشود فراتر از درخواست اصلی اش به خرید دیگر محصولات اقدام کند.

پیر مردی با لباس ساده که اکثرا" کت وشلواری به تن دارند برخلاف جوانهای امروزی که گرانقیمت پوش هستند کت وشلوار ارزان ولی مرتب تیپ کاملا" ساده ولی با وقار سر ووضعی مرتب و برخوردی متین طوری که هرفردی احساس میکند پدری مهربان میخواهد خیری با فروشش به او برساند واین موضوع منجر میشود که خرید کالا با رغبت و با رضایت کامل انجام شود.

جوانان امروزی تیپ خوب میزنند وفکرمیکنند ظاهر سازی وزبان بازی راه حل اصلی فروش است نمیدانند که بزرگترین مبحث برای نهایی شدن موضوع جلب اعتماد مشتری است که اورامجاب به انجام خرید میکند که برای این صداقت وسادگی وجا افتادگی مهمترین عوامل میباشند.

تجربه بالای پیرمردان تجار بازار تبریز را در محصولات با کیفیت آنها میتوان یافت از اول گفته اند موفق ترین افراد کسانی هستند که خرید خوب میکنند مخصوصا" درمواد غذایی وادویه و... تخصص وتجربه وسابقه فرد درشناسایی وتشخیص درجه کیفی آنها میباشد وچون جوانان امروزی کم حوصله هستند وفکر میکنند باید درچند سال ره یکساله پیمود به خاطر این دنبال فعالیتهایی میروند که تخصص وتجربه بالایی را نطلبد.

آجرهای قرمز خشتی با طرح خاص خود که با یک نظم خاصی چیده شده و طاق های آن با یک فاصله منظم محفظه سوراخی برای روشنایی طبیعی نور خورشید دارد وبرخی دالانها درب های چوبی قدیمی دارد که نشانگر خوبی برای شناسایی قدمت این بازارهاست.

با فروشنده صحبت میکنم ومیگویم هرچند برنامه خرید نداشتم ولی احساس میکنم خرید از فروشندگان با تجربه وافراد سالخورده ایی که تمام وجود وتجربه شان دربازار شکل گرفته برایم باارزش است ومیدانم برکت وتجربه میاورد با خوشرویی تشکر میکنند واظهار لطف وناراحت ازاین هستند که دیگر بازار آن بازار قدیم نیست وآن صفا وهمدلی وصداقت و برکت را ندارد .

با دخترکوچکم قدمی درچند دالان میزنم وبه او توضیحات لازم رامیدهم هرچند کامل درک نمیکند ولی میدانم برایش این توضیحات تجربه ایی گرانقدراست چه بداند وچه نداند من وظیفه دارم ارزش ها رابگویم.

قیمتها درمقایسه با کیفیت کالاها وباتوجه به بازارهای دیگر مناسب است ومهمتر اینکه مطمئن هستی کالای باکیفیت به خانه میبری با رضایت کامل وخوشحالی ازاینکه توانستم ازبازار تبریز تجدید خاطره ایی داشته باشم دردلم از همه تجارآنجا خداحافظی کرده وآرزوی سلامتی وطول عمربرایشان دارم.

مهمترین چیز دراین خریدهای مختصر مهر ومحبتی بود که درمقابل اظهار ارادت خالصانه من داشتند وچندین نفرشان دعوت به خانه کردند برای همین میگویند سخنی که از دل برخیزد بردل نشیند.


 
 
یک روزتان میتواند با یک ماه برابری کند(چهلمین روز درگذشت خاله عزیزم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٧
 

لحظه های عمر ما بسیار باارزش و گران قیمت است وقبلا دراین رابطه مقاله ایی نوشتم دراینجا میخواهم به بررسی این موضوع بپردازم که چگونه میتوانیم استفاده بهتر و بیشتر از لحظه ها داشته باشیم یعنی نه تنها لحظه ها را قدربدانیم بلکه بهترین استفاده را داشته باشیم.

من همیشه به این موضوع اهمیت میدهم که بهره برداری مناسب از لحظه های زندگی بیشترین وباارزش ترین نفع برای هرفرد دارد که درهنگام پیری وانتظار برای مرگ آن را خواهیم فهمید.

یک انسان بخواهد بهترین عملکرد وبهره برداری ازاین دنیای مادی داشته باشد وحتی اخلاقی و معنوی منوط به این است که قدرلحظه ها وفرصت ها رابداند.

یک فرد ثروتمند ممکن است چند خانه درچند شهر بخرد ومجبور باشد برای استفاده بیشتر از امکاناتش تکرارا" به آن محل ها سفر داشته ودرآنجا سکنی گزیند ولی فردی با امکانات سرمایه متوسط که توان خرید مکان درچند جا راندارد بالاجبار جاهای بیشتری را با هزینه کمتر میتواند ببیند وبگردد ویا به دیدار اقوام برود ودرخانه آنها اسکان یابد ودیداری نیز تازه کند.

انسان از دوچیز لذت میبرد یکی طبیعت ودرآن بودن و جاهای جدید را تجربه کردن وگشتن ودوم صله رحم با اقوام ودوستان بودن و ارتباطات خئب داشتن که چون موجودی است اجتماعی وکسی زندگی میکند که با مردم ارتباط خوب ونزدیک دارد وخوب میگردد واز طبیعت ومناظر زیبا لذت میبرد .

من همیشه میگویم واصرار دارم وتجربه کرده ومطالعه داشتم که میتوان با همان امکانات موجود ودرک صحیح آنها وتعریف زمانی مناسب بیشترین استفاده را از فرصت ها برد استفاده ایی که شاید به جرات بتوان گفت یک روز کسی که با برنامه وسنجیده عمل کرده حتی با یکسال دیگری قابل قیاس نباشد واستفاده خوب ولذت بخش برده باشد.

درزندگی سعی میکنم بهره برداری خوب که خود رازی باشم ودوستان و افراد خوش فکرتایید کنند که بهترین استفاده از لحظه ها کردم را دارم.

برخی مواقع برخی رویدادها حتی اگر غمبار باشد میتواند خوشایند شود برای همین خاله عزیزم مراسم چهلش بود هرچند خسرانش برایمان اندوهگین بود وشرکت درمراسمش وظیفه ورفتن از تهران برای یک مجلس چند ساعته با خانواده نه پسرخاله عزیزم انتظار داشت ونه کسی تایید میکرد ولی خود اندیشیدم که با این سفر بزرگترین خستگی شاید نصیب من شود که وظیفه خود میدانم ودیداری است با جمع فامیل واحترامی است به خاله عزیزم وپسر خاله بنابراین من عازم خواهم بود وارزش دارد و آرامش فکری.

حضورهمسردرکنارم نه تنها منجرمیشود درطول سفر درکنار هم از لحظه لحظه استفاده کنیم بلکه بسیاری صحبتها و حرف ها درمسیر عادی زده نمیشود که درچنین سفری بین دو زوج به میان میاید بررسی وتحلیل وتقویت زندگانی است.

دخترهایم یکی از امتحانات ترم خسته وکوفته است ویکی هم همچو من عاشق سفر ماشین تلویزیون بچه برای هرکدام دارد صندلی پشت جادار وراحت هم میخوابند هم تفریح میکنند برای آنها نه تنها سختی ندارد بلکه بسیار نشاط آور است وهم با حضور درمراسم بدانند انسان وظیف دارد درشادی وغم اقوام ودوستان شریک باشد وحضوریابد.

همسرم درتبریز با خواهرش نیز دیداری خواهد داشت ومیتواند یک روز کامل با هم باشند که یک روز خوب ومفید است واگر بازارها را هم فرصت گردش ایجاد شود عالی است .

من نیز اگر بتوانم درفرصت بعد تعزیه دیدار وبازدیدی از تبریز داشته باشم عالیست بنابراین این سفر میتواند یکی از بهترین وباارزش ترین سفرها باشد.

صبح ساعت 6 پنچ شنبه حرکت کردیم وبرطبق برنامه ساعت 12جلوی تالار حاج علی که برنامه تعزیه بود رسیدیم خوشحالی پسر خاله از حضورم پاداشی بود گرانقدر احترام وادب ودرکنار پسر خاله دیدار با فامیل دیداری که شاید همه را دریکسال نمیتوان برنامه ریزی کرد.

بعد ناهار بچه ها را که راه 6 ساعته پیموده بودن وخستگی راه را رفع کنند بردم به خانه خواهرخانمم وبا آرش خان رفتم، خواهرزاده ام که تنها بود وهمسرش تهران  برای اینکه به موقع به مسجد بروم وازبرنامه به بهترین نحو استفاده کنم وحضوربموقع درمسجد ومراسم باشکوه وخوب برگذار وازآنجا با عرض تسلی خاطر از پسر خاله و اقوام خداحافظی کردم با همسرم تماس گرفتم دربازار نزدیک منزل خواهرش بودند رفتم دیداری داشته وبرنامه ریزی کردیم برای بازدید از تبریز وآنها بازاری دیگر رفتند ومن و آرش وآیسل بازار سرپوشیده که سالها میخواستم دیداری داشته باشم و پنیر تبریز و ادویه جات وچای و... خریدم وهمچنین بازار شهناز وارک تبریز ودوباره تماس گرفتم همسر وخواهرش را برطبق برنامه برداشتم تا دیداری از لاله پارک داشته باشیم وتا شب بازدیدی کامل وزیبا وشب نیز برطبق برنامه آنها را درمنزل خواهرش گذاشتم وخود با آرش رفتیم تا او بتواند دریک فرصت خوب مشورت کامل کاری بگیرد وبحث های خوب وبررسی کاملی داشتیم که به این جمع بندی رسیدیم بعد عید برای  اقوام تبریز فعالیت خوبی برنامه ریزی وایجاد کنم تا پتانسیل های فردی آنها بیهوده تلف نشود.

صبح 8 بیدارشدیم وصبحانه خوب خوردیم و برطبق برنامه به همسرم گفتم ساعت 11 برای اینکه به مشکلات برف زمستانی بین راه برنخوریم باید حرکت کنیم وآماده باشند وبا آرش رفتیم یک دورکامل درتبریز زدیم از دیدار شاهگلی گرفته تا راه آهن ونصف راه وگلشهر وکمربندیها و همه جاهایی که درسالهای دور خاطره داشتم یعنی خاطرات دهها سال را دریک روز تجدید کردم وخرید باقلوا از حاج علی سردرورد درولیعصر.

موقعیت کاری ام نیز ایجاب میکرد تبریز را ارزیابی کنم ویک ارزیابی خوب از تبریز بود که تصمیم گرفتم یک برنامه ریزی ایجاد فعالیت برای اقوام درتبریز برای بعد سال داشته باشم.

آمدم ساعت 11 بچه ها راسوارکردم وآجیلی تواضع نیز برطبق برنامه رفتم وبا کوله باری از تجدید خاطرات وبچه ها نیز انگار چند هفته ایی بودند راهی تهران شدیم ساعت12 از تبریز خارج شدیم و6 بعد از ظهر درتهران بودیم.

این برنامه کوتاه 24 ساعته را دراینجا عینا" آوردم تا بدانید برای شرکت درمراسم شادی وغم اقوام ودوستان معطل نکنید و تردید بخود راه ندهید که دراینصورت هم معنویات واخلاقیات را بدست میاورید وهم دیدار وتجدید خاطرات زندگی درلحظه هایی که هرلحظه اش مصادف با روزها وماههاست.

میتوان یک روز برابر با یک ماه حتی یکسال باشد اگر خوب از لحظه هایتان استفاده ببرید یکسال شما برابر با ده سال فردی است که زنده است بدون آنکه بداند فرق او با مرده دراین است که مرده از او بهتر است زیرا جز زجر و بدبختی دنیا چیزی عاید خود نکرده واز لذتهای زندگی شناخت صحیح وبهره برداری خوبی ندارد ونمیداند درهرموقعیت ووضعیتی که باشد میتواند از محیط اطراف خود به مهرومحبت ومهربانی وبا دیگران بودن میتوان ازلحظه لحظه زندگانی استفاده مفید برد وخوشبخت بود.


 
 
برجام از امروز اجرایی میشود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٧
 

برجام قرار است از امروز اجرایی شود چه تاثیری بربازار وتجارت وارزش پول ومسکن و... خواهد داشت درواقع دراینجا میخواهم به سوالاتی که دراذهان مردم وفعالان اقتصادی ایجاد میشود که بعد اجرایی شدن برجام چه اتفاقاتی درراه است بیان کنم:

با رفع تحریم وآزاد سازی مطالبات ارزی ایران که بیش از 30 میلیارد دلار ارزیابی میشود وورود این منابع به کشور وعادی سازی روابط وارتباطات بانکی کشور با کشورهای مختلف که منجر میشود تا سوئیفت به راحتی عملیاتی شود وهمچنین منجر میشود تا سرمایه گذاران وشرکتهای خارجی برای ایجاد بستر فعالیت درایران بدون مانع حضوریابند همه همه بستر اقتصادی خوبی برای کشور ایجاد میکندبنابراین پیش بینی میکنم تاثیرات مثبت زیر ایجاد شود مگر اینکه به هرعلتی همانگونه که قبلا" درهنگام مثبت شدن مذاکرات برجام میخواست جوروانی وگشایش هایی ایجاد شود برخی جناح ها وعوامل جلوی تاثیر گذاری آن را گرفتند ومنجر شد نه تنها نرخ دلار کاهش نیابد بلکه از 33000ریال به 37000ریال نیز برسد.

امیدوارم همانگونه که گفته شده برجام از امروز عملیاتی شود وپیش بینیهای زیر بوقوع بپیوندد:

1-افزایش ارزش پول ملی کشور: ارزش پول هرکشوری به توانمندی اقتصادی آن کشور وپشتوانه ارزی وطلا بانک مرکزی ارتباط مستقیم دارد با توجه به اینکه با رفع تحریم ها دلارهای بلوکه شده کشور آزاد وبه دولت وبانک مرکزی تحویل میگردد وبسیاری از موانع فعالیتهای اقتصادی رفع میگردد بنابراین پیش بینی میشود با افزایش ارزش پول ملی نرخ ارز حداقل تا سطح نرخ دولتی کاهش یابد.

2- سیاست دولت درقبال کاهش نرخ ارز: با توجه به اینکه بودجه کشور وابستگی مستقیم به درآمدهای ارزی ونرخ تبدیل آن دارد دولت برای جلوگیری از کاهش نرخ آن به پایین تر از نرخ دولت اقدام به تک نرخی کردن نرخ دلار در نرخ دولتی میکند.

3- رونق بورس : بورس یکی از فعالیتهای اقتصادی میباشد که ارتباط مستقیم با رونق و توان ملی دارد لذا با افزایش توان اقتصادی ملی و از طرف دیگر کاهش نرخ ارز و عادی شدن شرایط اقتصادی کشور فعالیتهای دلالی و متفرقه خودبخود تضعیف و سرمایه ها به بورس منتقل ومنجر به رونق آن وافزایش شاخص بورس میشود.

4-کاهش قیمت عمومی کالاها: کاهش نرخ ارز درکشوری که بیشترین مصارف آن کالاهای وارداتی است وروان شدن ارتباط اقتصادی کشور با کشورهای خارجی وانتقال آسان ارز منجر میشود تا هزینه واردات وقیمت تمام شده آنها کاهش یابد ومنجر میشود تا قیمت کالاها روند کاهشی داشته باشد.

5-رکود تداوم میابد: رکود بیماری اقتصادی است که با تثبیت شرایط و عادی شدن آن تقویت میشود زیرا مردم ویا بهتر میگویم تقاضا با امیدوار شدن بهبود شرایط درآینده به آینده منتقل ومنجر میشود عمق وتاثیر گذاری رکود بیشتر شده وماندگارتر شود.

6-نرخ تسهیلات بانکی کاهش میابد: بهبود شرایط اقتصادی وکاهش نرخ ارز و همچنین عادی سازی روابط وکاهش قیمت تمام شده واردات و... منجر میشود تورم روز بروز کاهش یابد که دراینجا منظورم تورمی بوده که درنتیجه استقامت و جو روانی با وجود رکود درجامعه ماندگار شده ودرنتیجه وضعیت وشرایط جدید وکاهش نرخ تورم موجود دولت وبانکها برای تداوم حیات خود وایجاد وتوسعه فعالیتهای اقتصادی ملزم به کاهش نرخ تسهیلات خواهند بود که این اقدام یکی از راهکارهای اصلی ایجاد رونق وگذراز رکوداست.

این ها موارد اصلی بودند که میتواند برای فعالان تجاری روندش مهم وحیاتی باشد وباید توجه لازم را داشته باشند.

بیش از یکسال است که با افزایش تاثیر رکود بانکها وموسسات مالی وسرمایه گذاران بدلیل ناکارامد شدن بسیاری از فعالیتها تنها مسیر را برای سرمایه گذاری واعطای تسهیلات برای اطمینان از بازگشت سرمایه وسود ساختمان سازی ومسکن ارزیابی کردند وبه همین دلیل تنها فعالیتی که دراین مقطع نه تنها کاهش نیافت بلکه توسعه پیدا کرد همین بخش بوده است.

من پیش بینی میکنم درماهها ی آتی وسال آینده با عملیاتی شدن برجام وکاهش عمومی قیمت ها ورونق گرفتن سایر بخش های اقتصادی متاسفانه باید شاهد ورشکستگی و تضعیف و زیانده شدن این بخش باشیم که کلیه عملیات خود را برمبنای تسهیلات دریافتی باسود بالا برنامه ریزی کردند که با کاهش قیمت فروش واحدهای ساخته شده زیانده شده وپاسخگوی بانکها وسرمایه گذاران نخواهند بود.

سایر فعالان اقتصادی باید درآینده بعد رکود شاهد رونق بازار وفعالیتهایشان باشند بنابراین برای رسیدن به آن مقطع باید بتوانندبرنامه ریزی و استقامت داشته باشند.


 
 
دوران فن آوری اطلاعات
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٧
 

فرهنگ و آداب ورسوم جوامع انسانی با پیشرفت جوامع دستخوش تغییر میشود امروزه جوامع را به دوبخش تقسیم میکنند جوامع سنتی وجوامع صنعتی به جوامعی که جهان سوم هستند وهنوز به مسیر صنعتی شدن گام نگذاشتند جوامع سنتی میگویند دراین جوامع خانواده ساختار وشکل اصلی خود را دارد واحترام وادب وسنت ها محفوظ است درچنین جوامعی ریش سفیدان جامعه جایگاه شایسته خود را دارند وکانون خانواده کاملا" محفوظ است وهمه درکنار هم هستند وفعالیتها نیز اکثرا" خانوادگی و از پدر به فرزند منتقل میشود .

کشور ما حدودا" از دهه پنچاه به آرامی گام در زندگی صنعتی که بیشتر در زندگی شهری نهفته است گذاشت از آن دوران به آرامی فرزندان با افزایش دانش وآگاهی گام در زندگی صنعتی وجدا شدن از خانواده گذاشت .

حدودا" دودهه است با شگل گیری ماهواره و تلفن همراه وشبکه های ماهواره ایی خانواده ها وافراد با زندگی کشورهای پیشرفته نه درواقعیت بلکه درسریال ها اشنا شدند وهمین موضوع منجرشد تا طرز لباس پوشیدن وچشم وهم چشمی ودکوراسیون منازل دستخوش تغییرات اساسی شود.

اما مهمترین موضوعی که میخواهم به آن بپردازم وبنظر من انقلاب فن آوری اطلاعات نامگذاری میکنم که درواقع بعد از زندگی صنعتی رخ داده است.

دراین مقطع افراد براحتی توانستند با استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی با همه افراد دور و نزدیک ارتباط برقرارکنند هرچند درزندگی صنعتی برخی کانونها کمرنگ شده بود ولی بسیاری از روابط و رسومات نه به شکل سنتی بلکه مدرن تر  وجود داشت.

دراین دوران پرده ها ازبین رفت وهرکسی از درون خانه خود به راحتی با دنیای بیرون ارتباط تصویری وصوتی پیدا کرد.

دوستان قدیم وجدید دور ونزدیک که قبلا ارتباطات ازبین رفته بود دوباره قابل دسترس شد نه به شکل روابط سنتی بلکه به شکل غیرصحیح و به سلیقه مدرن روابط دخترها وپسرها آنقدر توسعه پیدا کرد که دیگر ازدواج نه تنها کمرنگ شد بلکه درحال تبدیل شدن به این موضوع است که با این امکان ارتباطی وسیع معنی ومفهومی ندارد.

تبدیل زندگی انسانی از سنتی به صنعتی وازآن به فن آوری اطلاعات ذاتا" بد نیست ولی درجوامعی که مطالعات عمیق وخوبی دراین زمینه ها وجود ندارد وراه کارها وآموزش های لازم به خانواده ها داده نمیشود منجر میشود نه تنها خوب نباشد بلکه خانمان سوز هم باشد برای همین میبینید بجای تقویت دوستیها وروابط برخوردها واختلافات بیشترشده وکلاهبرداریها و خسارتها زیاد شده است.

علت اصلی آن اینست که هرتغییری فرهنگ سازی وآموزش میخواهد ومتاسفانه درکشورهای جهان سوم که این موارد بیکباره انتقالی از کشورهای پیشرفته ایجاد میشود نه توان فرهنگ سازی وآموزش دارند ونه دانش وآگاهی لازم وفقط میخواهند با استفاده از جبر و نیروی انتظامی پیشگیری کنند که آن هم میسر نخواهد بود.

 


 
 
خواستگاری قدیم و جدید(در دوران سناتی و فن آوری اطلاعات)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٧
 

پیشرفت جوامع و ورود به زندگی صنعتی و ازآن مهمتر ورود به زندگی فن آوری اطلاعات منجرشده تا شیوه های زندگی کلا" تغییر یابد هرچند بسیار این را نوعی پیشرفت واین نحوه را بهتر و آگاهتر میدانند ولی با توجه به افزایش آمارطلاق که نتیجه کاربرد همین روش هاست من شیوه های امروزی را بدلیل پایین بودن آگاهی مردم   شیوه های جدیدرا نسبت  به گذشته نا کارآمد میدانم .

 من فردی بودم که دردوران تحصیل بسیار به تحصیل علاقه داشتم وبا شوق و توجه خاصی تحصیلاتم را ادامه میدادم واز طرف دیگر بدلیل رفتن به یک رشته ورزشی دردوران دانشجویی وموفقیت درآن تا رده قهرمانی کشوری وخصوصیات خاص بچه های شهرستانی آن موقع توجهی به دخترا نداشتم هر چند ممکن است نسبت به جوانان امروزی که احساس میکنند خیلی با احساسند احساسات مابیشتر وقوی تر بود وبرروی دختران فامیل وهم محله  وهم کلاسی و هم دانشکده ایی به اندازه کافی بدون ارتباط تعریف نشده شناخت لازم راداشتیم.

درآن موقع فردی که خوب درس بخواند ورتبه دورقمی دانشگاه سراسری را بدست آورده و دردانشگاه جزو دانشجویان برتر است ومقام ورزشی دارد ومودب ومحترم برخوردکند مشخصا" چه بخواهد ونخواهد بطور مستقیم وغیرمستقیم مورد توجه خانواده هایی که برای دخترانشان بدنبال شخص سالم و با آینده خوب هستند خواهد بود.

برای همین در بین همسایه ها وفامیل کاندیداهایی مطرح بودن هرچند آنها فکر میکردند من توجه ندارم ولی چون فعلا" تصمیم به ازدواج نداشتم خودم را کامل به بی توجهی زده بودم انگار نه میبینم ونه میشنوم وحتی اشارت مادر را نیز به نحوی متوقف میکردم بطوری که یک روزی دختر همسایه در کتابی که به امانت گرفته بود نوشت مگرتو مرد نیستی وبه عشق وعلاقه دیگران توجه نداری که من باز طوری وانمود کردم که نوشته راندیدم ویا یکبار که به دختری از آشنایان درس میدادم مادرش گفت انگار عروس دامادین من بلند شدم ودرس را قطع کرده ودیگر به او درس ندادم این رفتارها نه تنها علاقه مندیها راکم نمیکرد بلکه برعکس وابستگیها را روز بروز بیشتر میکرد.

بهرحال الان نمیخواهم به بررسی رفتار شخصی ام وخاطره های آن روز بپردازم میخواهم شکل شخصیتی جوانان آن دوران بپردازم .

بعد از تحصیل رفتم استخدام شدم وبدلیل اینکه تحصیلاتم را خوب ادامه داده بودم بخوبی ترکیب علم وعمل را تشخیص ودرمشاغلی که میگرفتم دوچیز را مهم میدانستم یکی علم و دیگری اخلاق وصداقت واین منجرشد تا موفقیت خوبی بدست آورم وهنوز 26ساله نشده بودم که چندین پست مدیریتی با ماشین وخانه برایم پیشنهاد شد و موفقیت خوبی دراین مشاغل داشتم وموقعیت پیشنهادات همسر خوب نیز روزبروز بیشتر میشد چون خانه وماشین وحقوق خوب نیز داشتم ومن بی تفاوت چون هنوز برنامه تحصیل داشتم.

اولین خواستگاری ام هرگز از یادم نمیرود یکی از دوستان خواهرم چندین بار صحنه سازی کرد ومرا با خواهرم دید ویکی از آشنایانش را مطرح میکرد خانم سرزبان دار وزرنگی بود وبعدا" فهمیدم ذاتا" خصلت موفقی در معرفی دخترها به پسرهایی که احساس میکند موفقا" دارد.

من برای همسر آینده تعاریف و آیتم های خاصی تعریف کرده بودم نه دنبال موقعیت خانوادگی بودم نه زیبایی ویژه دوست داشتم دخترخوب و فهمیده ایی باشد وتحصیلکرده و لازم نداشتم کارمند باشد ومخصوصا" اگرکارمند باشد مسیرهای بیمارستانی را دوست نداشتم.

بالاخره ایشان دائما" درگوش خواهرم میخواند ومرا نیز هرموقع میدید درحضورخواهرم به تمدید وتعریف دختره که مثل سیبی میماند که نصفش منم ونصفش او میپرداخت.

بالاخره موفق شد که مرا به حرف دربیاورد ومن نیز برخی مواردم را گفتم جالب بود که حداقل تحصیلات لیسانس گفتم گفت دارد گفت کارمند است گفتم مسیر بیمارستانی ودرمانگاه نیست گفت نه و....

تا اینکه آنقدر گفت وگفت تا خواهرم مرا قانع کرد برویم به خواستگاری حیف است واو نیز اصرار کرد همه آنچه درذهن توست دراین دخترجمع شده ورفتیم بی مقدمه ویکباره جالب بود درآن لحظه که ما وارد شدیم خواهرش نشسته بود نگو خود دختره هنوز آماده نشده و جالبتر اینکه در توضیحات مختصری از دختراصلی وخواهرش درآن جمع گفتند دیدم همه خصوصیات وتحصیلات دخترکوچیکه راگفته والان دختربزرگتره که کارمند مسیر بیمارستانی است مطرح میشه من ماندم ومتعجب حرفی رد وبدل نکردم بعد نشست کوتاهی به خواهرم گفتم بریم بعدا" فکر میکنم وجواب میدهم.

بعد از آمدن دیدم خواهرم نیز متوجه شده ولی دوستش شروع کرد به تمجید وتعریف و اینکه نمیدانی چقدر خوب است من کامل نگفتم گفتم ببینیش و آنقدر قوی تحلیل میاورد که انگار همه این دروغ ها خود حسنی بوده برای خوشبختی من وچون درآن دوران جوانانی مثل من خیلی حساس بودیم به اینکه اگر جلسه ایی برای خواستگاری رفتیم با احساسات کسی بازی نکنیم گفتم عیبی ندارد این همه موارد راگفتی بازمن حرف هایی دارم نه حضوری بلکه کتبی اگر او به مکتوب من توانست جواب بله بگه من درخدمتشم وگر نه این ازدواج نه برای او ونه برای من مصلحت نیست.

نامه ایی تدوین کردم وهمه خواسته ها وبرنامه ها وعلاقه ها و محدودیتها را گفتم ومیدانستم هردختری نمیتواند به این بحث ها به ریا جواب مثبت دهد مهر وموم کردم وگفتم جز خودش آن را باز نکند وخوشبختانه بعد نامه اولین ارتباط تلفنی که داشتیم گفت چقدرموارد مطرح کردی یک سوالی دارم که اگر ما با هم ازدواج کنیم چه تضمینی هست که طلاق نگیریم گفتم اگر نامه را خوب خواندی وچنین استدلال کردی ازدواج منو شما ازدواج موفق وخوبی نخواهد شد من دنبال دختری میگردم که به این سوال های من پاسخ مثبت دهد وخداحافظی کردیم.

دوست خواهرم بعدا" پیگیری میکرد چه شد گفتم من جوابم راگرفتم ودیگر به خواهرم گفتم هرکسی را اگر آن خانم بگوید دیگر به من نگو که او میخواهد به هر ترتیبی شده همسری برایم گزیند حتی اگر مجبور شود مشخصاتی بگوید که درذهن من است.

هرچند آن دختر و خواهرش هر دو نیک بودند و خوب ولی مهم این بود که درشهرما کوچگتر نمیتوانست زودتر از بزرگتر ازدواج کند و پسر ودختر نیز نمیتوانست قبل از خواستگاری برنامه ایی برای دیدار باهم داشته باشد .

این راگفتم که بدانیم چه محدودیتهایی درآن دوران بود وچه روشها و سهولت هایی دراین دوران وجود دارد.

یکی از اقوام نزدیک راشنیدم دختری را که بیش از یکسال است باهم دوست هستند به منزل پدرومادرش برده ومعرفی کرده جالب اینست دختر خود رامعرفی و از خود دفاع میکند واظهار علاقه وبه ما گفتند که دیداری با برخی از فامیل نیز داشتند.

خانواده پسر ودختر هیچ شناختی از هم ندارد ومیخواهند بعد از ازدواج بیشتر آشنا شوند.

با من تماس گرفته وپسر دوست دارد تایید مرانیز بگیرد منی که نه دختررادیدم ونه شناختی دارم ونه موقعیت پسر برای ازدواج را قبول دارم وجواب مثبت نمیدهم نه بخاطر دختر بلکه کاستی های پسر واطلاعاتی از دختر ندارم .

بالاخره چندروزبعد دیدار جلسه حلقه دادن وازدواج موقت برگزار میشود پسر ودختر هیچ سنخیتی با هم ندارند جز اینکه میگویند همدیگر رادوست داریم.

سوال من اینست مگر ماکسی را داریم که با هم ازدواج کنند وهمدیگر را دوست نداشته باشند.

حتی آنها که درگذشته بالاجبار باهم ازدواج میکردند نیز چون خانواده ها تایید و اقدام میکردند نیز پایدار بودند وراضی واگر اختلاف طلاقی بود به ندرت.

اکنون پسرها ودخترها از طریق صدها وسیله ارتباطی تصویری وصوتی و کتبی باهم درارتباطا" وبراحتی باهم نشست وبرخواست دارند ولی شناخت چقدر اگر دراین نشست وبرخواست ها سخن به صدق رد وبدل نگردد که نمیشود چه اتفاقی خواهد افتاد آیا اینقدر نزدیک بودن وارتباط داشتن منجرنمیشد بیش از عقل احساس درتصمیمگیریها یمان دخیل باشد.

آمارطلاق روزبروز درحال افزایش است ونگران آن هستیم از آمار ازدواج نیز پیشی بگیرد.

 


 
 
کالاهای لوکس و لوازم و قطعات وپوشاک درشرایط رکود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۳
 

منظورم کلیه فعالیتهایی است که کالاهایشان طوری است که مخارج خودرا از محل فروش روزانه خود تامین میکنند این مشاغل متوجه باشند که درشرایط رکودی خطر بزرگی درانتظارشان است که درزیر دلایل این خطر را اشاره میکنم وراهکارهای عملی برای عبورازآن را بیان میکنم:

1- شناخت صحیح فعالیت:در شرایط رکودی خود بخود درهمه فعالیتها رکود وکاهش فعالیت وفروش ایجاد میشود و برخی فعالیتها بیکباره با توقف مواجهه میشوند ویا برخی مدیران برای جلوگیری از خسارت بیشتر فعالیت رامتوقف میکنند.

2-تاثیر رکود برفعالیت و مقدار آن:در شرایط رکودی همه فعالیتها هرچند با رکود مواجهه میشوند ولی تاثیر رکود درفعالیتها یکسان نمیباشد برای مثال درفعالیتهایی که با موادغذایی ومصرفی سروکار دارند تاثیرش کمتر ودرفعالیتهای لوکس تاثیرش بسیار زیاد خواهد بود تورم هم همینطور است از تورم فعالیتهای غذایی بهره کم میبرند ولی کالاهای لوکس افزایش قیمت خوبی برایشان ایجاد میشود.

3-هزینه فعالیتتان راکنترل کنید:دررکود هزینه ها بسیار پررنگ میشود بطوری که بدلیل کسادی وکاهش شدید ورودی ها منجرمیشود که فعال اقتصادی درپرداخت وتامین هزینه های جاری خود با مشکل مواجهه شود.

4-تغییر مسیرممنوع مگر با تایید مشاوران:در رکود تغییر وضعیت باید بسیار حساب شده باشد زیرا به خاطر اینکه فعالیت فرد دیگر هیچ توجیه وحرکتی ندارد نباید بدون شناخت وتجربه وبرای اینکه تامین خسارت کند وبتواند به فعالیت خود ادامه دهد بیکباره تغییر مسیر دهد که دراینصورت ممکن است خسارت جبران ناپذیری بخورد که گرفتاری ومشکلاتش چندین برابر شود.

5-ترس هراس اندازه دارد نه کمتر نه بیشتر:دررکود هرچند اضطراب ونگرانی ایجاد میشود ولی نباید نگرانی درحد هراس وناامیدی وترس باشد که این خود میتواند توان فرد برای مقابله وادامه راه را از بین ببرد واورا درمقابل شکست تسلیم کند.

6-اختلاف وفرافکنی هرگز:در رکود نباید بین شرکا’ بحث اختلافات شدید شود وهمدیگررا محکوم کرد ومشکلات را به گردن همدیگر انداخت زیرا اگر اتحاد وهمدلی باشد به راحتی از مشکلات عبورمیکند.

7-تامین سرمایه برای حفظ سطح فعالیت یعنی افزایش سطح خسارت نه حفظ فعالیت:دررکود نباید چاره را درتامین سرمایه و پول دید وبجای تلاش وبرنامه ریزی وکاهش مدیریت شده فعالیتها بدنبال تامین سرمایه از طریق قرض واستقراض بود وتلاش و استقامت درمقابل حفظ سطح فعالیت داشت زیرا دراینصورت سطح خسارت بالاتر وبیشتر خواهد شد.

8-فروش باهرروش و وسیله یعنی آتش زدن به اموال وموجودی:در رکود نباید بدنبال فروش به هرقیمت وروشی بود زیرا ممکن است مجبور شوید زیر قیمت ویا فروش نسیه بررسی تشده دست بزنید واموالتان را از دست بدهید ویا مشکلات شکایت وپیگیری قضایی نیز به مشکلاتتان افزایش یابد.

9-مشاوره خوب تنها راه حل اصلاح روش وپایداری :دررکود تا میتوانید با تشریح کامل وضعیت کاری وشغلی و مالی و ... خود با افراد با تجربه ومشاوران با تجربه راهکار مناسب دریافت وبدون چون وچرا انجام دهید.

10-تکبرو غرور و تک روی یعنی شتاب برای شکست:دررکود سرسخت ومغرور نباشید و متکبرانه و مستبدانه تصمیم نگیرید و به خود مطمئن و مغرور نباشید وفکرنکنید براحتی از آن وبدون خسارت عبور خواهید کرد نه اینکه هراسان شوید ولی مطیع وعلمی وبرنامه ریزی شده وفکورانه عمل کنید.

کسانی که در فروش کالاهای لوکس وقطعات و پوشاک وغیره فعالیت میکنند متوجه این موضوع مهم باشند دررکود بردلیل اینکه بیکباره با افت سطح فروش مواجهه میشوند ممکن است میزان فروش آنها تا سطح هزینه هایشان کاهش یابد که دراینصورت کلیه فروش آنها به هزینه هایشان میرود وموجودیشان روز بروز کاهش میابد ودرواقع ماهیانه اصل سرمایه را میخورند ومصرف میکنند وروزبروز فعالیت ومحصولاتشان کمتر و از جور بودن و جوابگو بودن خواهد افتاد که خود این موضوع شکست و خسارت آنها را بیشتر وغیرقابل جبران تر خواهد کرد برعکس فعالیتهایی که بیکباره دراثر رکود متوقف میشوند وخسارت نیز متوقف وشخص مجبور است به هرطریقی خسارت جواب داده وخود را آسوده خاطر نماید به همین دلیل بیشترین افرادی که فراری میشوند ویا به زندان میافتند و جوابگوی طلبکاران نیستند این مشاغل هستند که در برخی مواقع برای پایداری وبا اتکاء به این که یک باریکه ورودی روزانه ویا ماهیانه دارند پول نزول ویا تسهیلات برمیدارند که این موضوع خسارت آنها را چندین برابر میکند.

این ده بند که موضوعات اصلی شرایط رکودی برطبق علم وتجربه است را آوردم وامیدوارم که با عمل خوب به آن بتوانید شرایط رکودی را که معلوم نیست چند ماه یا سال بطول خواهد انجامید را پشت سر بگذارید.


 
 
فرصت درمیزند ولی بسیارآرام وبیصدا
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۳
 

درطول زندگی انسان برای همه فرصت وبستر موفقیت وخوشبختی ایجاد میشود واز این بستر آنهایی استفاده میکنند وبه نتیجه میرسند که متوجه آن بشوند وبقول معروف"فرصت درمیزند ولی به آرامی وبیصدا وکسانی که هواسشان جمع باشد وگوش بزنگ متوجه آن شده ودررا باز میکنند واز فرصت بهره میبرند".

متاصفانه فرهنگ کار درکشور ما بسیار بد شده وجوانان دیدگاه مناسبی از کار خوب ندارند وبرای همین کاری را خوب میدانند که با کمترین تلاش و فعالیت وبا دراختیار داشتن بیشترین زمان برای تفریحات شخصی بهترین پول ودرآمد را داشته باشد.

درصورتی که گویند" نابرده رنج گنج میسر نیست" چقدر کوتاه وگویا وباید جوانان ما بدانند سخت ترین کارها ومشکل ترین راهها بهترین نتیجه ها را بدنبال دارد .

شاید برخی چرایی این موضوع را بپرسند وبخواهند بدانند استدلال علمی من برای طرح این موضوع چیست.

ازنظر من همانگونه که در حسابداری ومالی یک بحث مهم است هرچه ریسک سرمایه گذاری بالا باشد سود آن نیز بالاست کار نیز به همین شکل است که هرچقدر مشکلات بیشتر باشد نتیجه وبازدهی آن نیز بالا خواهد بود.

چرا ریسک بالا ومشکلات بالا چنین نتیجه ایی دارد؟ زیرا بازدهی وخوب بودن کار به این است که درآن مسیر رقیب کمتری باشد یعنی تقاضا ی بالا با عرضه کم درواقع نیاز جامعه برای آن تخصص وفعالیت بالاتر از عرضه خدمات وجوابگویی درآن مسیر باشد.

همه میدانیم کارها وفعالیتهایی که آسان هستند ودرآمدشان بالاست بیکباره سیل عظیمی از افرادی که بدنبال کاروفعالیت هستند هجوم میارن ومنجر میشود که با عرضه زیاد خودبخود نرخ وبازدهی آن بین افراد بیشتری تقسیم وپایین بیاید ولی کارهای سخت را که بسیاری درقبال درآمد ومزد آن توجیه پذیر نمیدانند متقاضی کمی داشته ومشخصا" بعد از چندسال برای کسانی که درآن فعالیت دوام واستقامت کردند موقعیت کاری وفعالیت زیادی دارند وخودبخود بازدهی ودرآمد آنها افزایش میابد.

بنابراین برای اینکه بدانیم چه کاری فرصت تلقی میشود من میگویم هرکاری را دیدی سخت است وهرکسی درآن دوام نمیاورد و مزدی که درقبال آن ایجاد میشود در هنگام شروع منطقی بنظر نمیرسد بدانید که آینده خوبی دارد.

برای همین توصیه من اینست که اگر بالاجبار در مسیر فعالیت وکاری قرار گرفته ایید که بسیار سخت ومشکل است بدانید آن کار فرصت خوبی برای شما بوده ودرآینده نتایج خوبی را برایتان به ارمغان خواهد داشت.

درهنگامی که کارتان مشکلات زیادی ایجاد میکند به جای اینکه هراسان شوید خوشحال شوید که از شرایط ومسیر بحرانی وسخت عبور میکنید وآینده کاری زیبا وخوبی منتظر شما خواهد بود.


 
 
فرزندانی که علم وتحصیل بالاترین هدف آنهاست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٩
 

همه دوست دارند که فرزندانی باهوش وعاقل داشته باشند و به درس ومشق علاقه داشته وبا جدیت مسیر تحصیل ودانش اندوزی را طی کند وبه مدارج بالای علمی برسد.

هرجا میبینیم کسی فرزندش با پشتکار وعلاقمندی از بسیاری بازیها وتفریحات خود زده ودرمسیر دانش اندوزی و تحصیل تلاش میکند را میبینیم  خوشمان آمده ودوست داریم فرزندان مانیز چنین افرادی را الگوی خود قرارداده ودرآن مسیر قرارگیرد.

همه افراد موفق دردانش وعلم که توانسته اند به مقاطع عالی تحصیلی دست پیدا کنند نیز چنین رفتار و روشی داشتند بنابراین همه ما میدانیم این مسیر آینده خوب وموفقی برای فرزندانمان رقم خواهد زد.

ولی بیشتر ما فکرمیکنیم که پدرومادر چنین فرزندانی شانس آوردند که صاحب چنین فرزندی شدند زیرا احساس میکنیم ما ویا خیلی ها را میشناسیم که بهترین وبالاترین حمایت وهزینه وبستر سازی را کردند ولی نتیجه خوبی از فرزندان خود ندیده اند وفرزندانشان موفق نیستند وبه علم وتحصیل بی توجه هستند وبرای همین داشتن چنین فرزندانی را نه به مدیریت و برنامه ریزی بلکه به شانس واقبال ارتباط میدهیم.

در اینجا باید بگویم هرچند خصوصیات اخلاقی و رفتاری خود فرزند بسیار مهم است ولی باید بپذیریم که مدیریت خانواده وبستر خانواده وهدایت صحیح او بیش از 70%  موثر بوده و این موارد به شانس واقبال نیست.

خانواده ایی که به درس وتحصیل اهمیت میدهد ودرمکانها وزمانهای مختلف این علاقمندی و اهمیت آن را گوشزد میکند خود بخود فرزند متوجه این موضوع خواهد شدکه اتوبان زندگی خانوادگیش دراین مسیر است واگر برخلاف این مسیر باشد ارتباطش با خانواده ضعیف و بد خواهد شد.

خانواده باید از بستر آرام و خوبی برخورداربوده واهمیت نحصیل وعلم را درعمل وبا مثال عینی به فرزند خود یادآوری نموده وموفقیت افرادی که با تحصیل خوب نتایج خوبی بدست آوردند ونتیجه وعاقبت افراد ناموفقی که دلیل اصلی آن بی توجهی به تحصیل وعلم بوده را گوشزد کنند.

فرزند باید بخوبی درک کند که بهترین تفریح ها وبازیها وخوشی ها درسایه بالارفتن مقام وجایگاه علمی افراد بدست میاید وقابلیت دسترسی دارد.

خانواده باید بداند که یکی از مهمترین بسترهایی که منجر به رشد تحصیلی وعلمی وعلاقمندی فرزندشان میشود بستر علمی وداشتن دوستان درسخوان وتلاشگر و خوب است بنابراین باید به این بستر توجه داشته واز وجود آن اطمینان خاطر داشته باشد.

خانواده باید بداند برای دستیابی فرزندشان به آن جایگاه علم وتحصیل باید از برخی شادیها ونشاط وبازی و تفریح موردی چشم پوشی نماید وبرای این خود خانواده مجبور است از برخی تفریحات وبرنامه های تفریحی خود بخاطر بستر سازی مناسب برای فرزندشان بزند .

خانواده سعی کند خودشان نیز درعمل وواقعیت علاقمندی خود به تحصیل وعلم رانشان دهند نه اینکه فقط بگویند مانکردیم ونشدیم تو میخواهیم بشوی زیرا دراینصورت فرزند دچار تردید میشود.

خانواده نباید بزور و اجبار وبا تحلیل های سطحی وضعیف سعی کند مسیر خاصی را برای فرزند خود تجویز ویا آینده تعریف شده ایی را برایش دیکته کند.

جوایز وتشویقات و تفریحات خانواده بدون آنکه خیلی سرد و بی روح باشد باید درس وتحصیل و بستر علمی درآن تعریف شده باشد.

رفتارهای خوب وتلاش های مناسب و با نتیجه فرزند باید تقدیر وقدردانی شود تا انگیزه فرزند روز بروز بیشتر وبیشتر شود.

مهمترین نکته این یادداشت این است که داشتن فرزندان موفق و علاقمند به علم وتحصیل به شانس واقبال نیست بلکه به بستر سازی و توجه و تدبیر خانواده است بجای اینکه حسرت فرزندان موفق دیگران را بخورید با خانواده های که چنین فرزندانی دارند بنشینید ونکات خوب وفعالیتها و تدابیر مدیریتی آنها را گوش دهید وبکار بگیرید.

 


 
 
سپرده ها و دریافتی های نامشخص
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٦
 

درکشور ما متاسفانه موارد زیادی اتفاق میافتد که وجوهی  از مردم جذب ووضعیت آنها نامشخص باقی میماند وبرخی شرکتها وسازمانها نیز به این موضوع پی بر ده وبه بهانه های مختلف چنین وجوهی را از مردم جذب میکنند درصورتیکه این وجوه هرچند به تنهایی خیلی قابل توجه نیست ولی درکل رقم قابل توجهی میشود که وضعیت آن تعریف شده نیست.

برای مثال در همه مراحل ثبت نام درهنگام فروش خط تلفن وموبایل مبالغی بعنوان سپرده از مردم اخذ شده بطوری که همراه اول درمراحل اولیه که برمیگردد به 15 سال قبل یا بیشتر از هر ثبت نامی حدود 1/500/000ریال بعنوان سپرده دریافت کرد  که درآن مقطع رقم قابل توجهی بود که اگر از یک میلیون نفر گرفته باشد رقم نجومی 1/500/000/000/000ریال میشد که این روند با مبالغ کمتر درسالهای بعد از طریق همراه اول وایرانسل ومخابرات همچنان ادامه داشته است.

امروزه خدمات مختلفی همانند اس ام اس و یا ارزش افزوده و جریمه و سودهای بانکی و... به راحتی اپراتورها ویا راهمنایی ورانندگی و بانکها و فروشگاهها ویا اداره دارایی و شهرداریها و... از مردم میگیرند هرچند این ارقام به چشم نیاید ولی درکل ارقام نجومی را تشکیل میدهد که به مردم نیز برگشت پذیر نیستند ویا وجوه پس اندازهای مردمی اندک دربانکها که افراد از آن حسابها اطلاع ندارند ویا به علل دیگر فراموش شده مخصوصا الان که حتی سود شرکتها نیز به سهامداران از طریق بانکها پرداخت میشود شما اگر در نظر بگیرید به ازای هرفرد ایرانی 100/000ریال چنین وجوهی باشد رقم نجومی 7000/000/000/000ریال بدست میاید.

اشاره کردم که بسیاری از سازمانها وشرکتها به اهمیت وارزش این وجوه پی برده وبه طرق مختلف چنین ورودی برای خود ایجاد کردند و هیچ ارگانی نیز به چنین وجوهی نه توجه دارد ونه نظارت همانند مترو که اقدام به جذب سپرده برای صدور کارت نموده به ازای هرکارت 15000ریال که اگر برای ده میلیون نفرکارت صادر کرده باشد میشود 150/000/000/000ریال ویا برخی بانکها محدودیت حداقل موجودی دربانک گذاشتند.

اصولا" با توجه به اینکه این ارقام قابل توجه است وبرای یک شخص توجیه اقتصادی پیگیری ندارد دولت باید براین وجوه نظارت نموده وآنها را تحت کنترل بگیرد مشخصا" درچنین وضعیتی گیرنده های این وجوه مجبور خواهند بود یا نگیرند ویا اگرگرفتند متوجه باشند که باید دراختیار وکنترل دولت قراردهند.

دولت میتواند وجوه راکد بانکها را بخوبی مشخص وواضح است را بعنوان سپرده نزد بانک مرکزی وحتی سپرده بانکی تلقی نموده وسود پول برای انجام امور عامل المنفعه ویا ساخت بیمارستانها و... بکند ونگذارد این وجوه بصورت تعریف نشده توسط آن سازمانها مورد استفاده قرارگیرد ومنجر شود روز بروز این رویه غلط در همه جا عرف شود.

بانکها جزو بسترهایی هستند که وجوه بلتکلیف زیادی درآنها وجود دارد ومتاسفانه بدلیل اینکه منافع زیادی برایشان دارد برای متمرکز کردن آن اقدامی نمیکنند برای مثال هرشخصی ممکن است حسابهای پس انداز مختلف داشته باشد که امروزه با وجود اینکه برای بانکها شناسایی ومتمرکز کردن آن براحتی امکان پذیر است چنین نمیکنند وبرای همین درهنگامی که فردی فوت میکند اگر شماره حسابهای مختلف او برای وراث مشخص نباشد بانکها هیچ همراهی برای شناسایی کامل حسابهای او نمیکنند که میتواند از طریق مشخصات وکد ملی صورت گیرد .

بنابراین این وظیفه دولت است که الزاماتی بگذارد که اولا" این وجه نزد بانکها متمرکز وتعیین تکلیف شده واگر وجوهی بلاتکلیف است از اختیار بانک خارج ودراختیار دولت قرارگیرد ومرکزی نیز باشد که درصورت پیدا شدن متولی آن براحتی قابلیت پرداخت داشته باشد.


 
 
سفارت عربستان و نرخ دلار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٦
 

حمله به سفارتخانه ها چرا اتفاق میافتد سفارتخانه برطبق عرف یعنی کشور وحمله اعتراضی به آن همانند تعدی به مرز یک کشور ومشخصا" اگر این موضوع عرف شود خطرات سیاسی برای کشور بدنبال خواهد داشت هم از نظر اینکه ممکن است سفارتخانه های ما نیز مورد تهدید واقع شود ومهمتر از آن خسارت های اقتصادی زیادی که به کشور وارد میشود که درزیر به برخی اشاره میکنم:

1- خسارت سنگینی به صنعت توریسم وارد میشود زیرا این موضوع در دنیا به شکل بسیاربدی بازتاب میکند وچنین استنباط میکنند که درکشوری اگر سفیران وکارداران علی الخصوص در داخل سفارتخانه امنیت لازم برخوردار نباشند شهروندان آنها که میخواهند بعنوان توریست بروند چه امنیتی دارند.

2-بروز تنش های سیاسی در حد سفارتخانه احتمال بروز تنش ایجاد میشود وهمین موضوع تاثیر در کاهش ارزش پول ملی وافزایش نرخ ارزهای بین المللی را بدنبال دارد.

3-مانده به موقعیت کشوری که این اتفاق میافتاد اثرات مخرب اقتصادی بدنبال خواهد داشت مثلا" با عربستان منجر میگردد اتحادیه اعراب بخاطر عهد نامه هایی که دارند ارتباطشان را تضعیف کنند وبدلیل اتکاء ایران از نظر فعالیتهای تجاری از طریق امارات ویا سایر روابطی که با کشورهای عربی داشته بیکباره افت نماید.

این سه مورد بخش کوچکی از اتفاقات ورویدادهای اقتصادی بود که درنتیجه این عملیات اعتراضی به کشور خسارت وارد میکند .

راستی میدانید همان خسارتها اگر بخوبی محاسبه شود خود میلیاردها دلار خسارت است.

دراینجا من میخواهم بدانم که اصولا" هرتصمیم واقدامی که میشود باید ضرروزیان آن بررسی شود تا معلوم شود کشور از این تصمیمات چه برداشتی کرده است.

من نمیدانم ونتوانستم ارزیابی کنم که از انجام این عمل چه برداشتی داشتند اگر برداشت اینبوده سریعا" قطع ارتباط ایجاد کنیم این عمل با یک  رفتار دیپلماتیک وابلاغ کتبی با احضار سفیر که بهتر وباشکوهتر وقدرتمند تر صورت میگرفت.

اگر میخواستیم یک گوشمالی بدهیم وبدانند ما نیز مخالف اعمال آنها بودیم وعملشان صحیح نبوده این هم با احضار سفیر و طرح موضوع بهتر وموثر تر بود.

اگر احساس میکنیم درگذشته یکبار این روش را با سفارت آمریکا ویا انگیس انجام داده ونتیجه خوبی دست داد باید توجه کنیم که از نظر زمانی ومکانی هیچ کدام از آنها با هم قابل قیاس نیست و این اقدام برخلاف عرف ومعاهده های بین المللی  است.

بنابراین این رفتارها فقط خسارت اقتصادی زیادی به کشور خودمان وارد میکند و بسیاری از دشمنان را برای اینکه نشان دهند به معاهدات بین المللی پایبند نیستیم خوشحال میکند وکار دیپلماتیک دولت را بسیار سخت وروابط اقتصادی وسیاسی کشور را تضعیف میکند.

بیایید هر عمل ورفتاری که میکنیم درچارچوب قانون و معاهدات بین المللی انجام دهیم وبا احساسات شخصی خسارات اقتصادی ومالی سنگین به کشور وملت تحمیل نکنیم.


 
 
شبهای پرستاره تهران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۳
 

دیشب  شب تهران پرستاره بود شاید خاطره چندین دهه قبل را دراذهان زنده میکرد ومن دقایقی مجذوب زیبایش بودم .

بعد از چندین ماه وشاید سال آلودگیهای نفس گیر که درهفته های اخیر حتی به مرز 200 هم رسید کاملا" کشنده بود وجان عده ایی از شهروندان رانیزگرفت که متاسفانه آمار واطلاعات کاملی بخاطر برخی ملاحظات شاید درج نمیشه که بنظرم خود یک اشتباه است که مسئولین وادار به اقدام موثر نمیکند واصولا" درقبال شهروندانی که سلامتی وجانشان را ازدست میدهند باید پاسخگو بوده وغرامت پرداخت کنند.

شاید در هیچ کار وفعالیتی چنین نمیتوان  پیدا کردهمه گرفتاریها وموانع دریک روز رفع وبستر صفر صفر مساوی دراختیار مدیران برای مدیریت وهدایت قرارمیگیرد .

ولی در آلودگی هوا به لطف خدا و جریانات آب وهوایی همانند دیروز که بارش باران همراه با باد اتفاق افتاد اینهمه آلودگی کلا" ازبین رفت وتهران با هوای پاک دراختیار مسئولان قرارگرفت.

ولی متاسفانه درچنین وضعیتی دوباره همه فعالیتها وبرنامه ها فروکش کرده و مسئولان انگار دوران استراحت و آرامش پیدا کرده باشند تا روزی که دوباره شرایط حاد ایجاد شود.

درصورتی که باید هرگونه مدیریت و برنامه ریزی واقدام درمقطعی صورت گیرد که مشگلی وجود ندارد یعنی پیشگیری از وقوع بحران شود نه بعداز وقوع ورفع بحران.

هوای پاک بزرگترین ومهمترین موضوع در یک کلانشهری همچون تهران میباشد که همه سرمایه گذاریها و برج سازیها وتاسیسات و امکانات شهر درصورتی ارزش پیدا میکند که آسیبی به هوای پاک آن نرسانده باشد درغیر اینصورت با تهدید جان شهروندان نه تنها سرمایه گذاری درآن بلکه زندگی نیز درآن مفهوم پیدا نمیکند.

 

 


 
 
اقتصاد یا بمب اتم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۳
 

اقتصاد به یکی از شیوه های اصلی و کارامد ابزاری کشورهای پیشرفته واز جمله آمریکا تبدیل شده شاید توجه به نکات اشاره شده نظریه پردازان غربی ودرراس آنها کینز بیشتر به اهمیت این موضوع پی میبریم:

برای واژگون کردن اساس یک مملکت هیچ وسیله ایی ظریف تر و مطمئن تر از کاهش ارزش پول رایج نیست .

تنزل ارزش پول رایج تمام نیروهای پنهان اقتصادی را درراستای نابودی به کار میگیرد واین عمل رابه گونه ایی انجام میدهد که حتی یک نفر از میلیون ها نفر نیز متوجه آن نمی شود.

با این تفسیر به عمق توان ویرانگری  استراتژی های اقتصادی میتوان پی برد وجالب این است که  استراتژی های اقتصادی درصورت حمایتی عمل کردن نیز به همان میزان میتواند در ساختار وتوان یک ملت اثر مثبت بگذارد.

استراتژی های اقتصادی قابلیت استفاده برون مرزی ندارد مگر آنکه قاره پیما شود ویا سکوهای پرتاب موشکهای اقتصادی داشته باشیم شاید متعجب شده باشید ولی کشورهای پیشرفته سالیان پیش به این موضوع پی بردند وآمریکا با درک این موضوع وبا دراختیار داشتن اقتصاددانان صاحب نظر بخوبی تشخیص دادند که باند وسکوی آن ارز است یعنی تبدیل کردن پول ملی به ارز بین المللی که با تبدیل دلار به ارز بین المللی این سکو ایجاد شده است.

کشورهای اروپایی بخوبی درک کردند که هرکدام به تنهایی توان ایجاد این سکو را ندارند هرچند درآن مقطع ارزهای هرکدام از آنها دربسیاری از کشورها خودنمایی میکرد ولی بخوبی میدانستند این نشانه  دراختیار داشتن سکوی اقتصادی نیست زیرا برای بوجود آوردن یک سکوی اقتصادی وارزی که همانند دلار بتواند بعنوان یک ابزار بین المللی مطرح باشد تا بتوانند خودرا از زیر چتر دلار رها کرده وخطر سیطره کامل آمریکا بر خودشان را کمرنگ کنند لازم دارد تا 25% اقتصاد جهان را درکنار هم جمع کنند تا بتوانند همانند آمریکا حرفی برای گفتن داشته باشند که همین موضوع بود که با اختیار داشتن اقتصاددانان تحلیلگر مبحث یورو واتحادیه اروپا مطرح وعملیاتی شد وآنها نیز توانستند زیر چتر خودشان به ادامه حیات بپردازند.

شاید کشورهای مسلمان نیز در مقطعی بخوبی میتوانستند  درکنارهم قرارگرفته وبا ابزار قدرتمندی همانند نفت که درآن مقطع ارزشمند و دارای مجمع هماهنگ اپک بود ارز وپولی با هم تعریف تاشاید بتوانند یک حیطه امنی ایجاد کنند.

اتحاد جماهیر شوروی و بعد آن روسیه ویا بهتر بگویم بعد مارکس متاسفانه آنگونه که باید تمرکزی برروی مسائل واستراتژی های اقتصادی و سیاستهای اقتصادی رقبا درآسیای میانه نشد وحاکمان روسیه بیشتر برروی اقتدار نظامی و فعالیتهای شبیه جنگ سرد وحتی حضور نظامی پرداختند که منجر شد از سیاستها و برنامه های اقتصادی واهمیت آن غافل شوند درصورتیکه که اگر اشتباه نمیرفتند کشورهای مشترک المنافع نیز در مقطعی موقعیت ایجاد ارز واحد و تقویت آن را برای ایجاد محدوده امن داشتند.

دروضعیت کنونی تنها منطقه ایی که شاید درآینده بتواند با بهره گیری از اقتصاد دانان مقتدر ارز واحدی ایجاد کنند کشورهای شرق آسیاست که فعلا" بدلیل وجود برخی اختلافها تا کنون مطرح نگردیده ولی آنها بخوبی به قدرت و عظمت اقتصاد و ضرورت آن پی بردند ومیدانند درقرن کنونی هیچ بمبی حتی اتمی قدرت تخریبی تصمیمات و سیاستهای اقتصادی را ندارد وفعلا" این تکنولوژی و ابزارمهم دراختیار آمریکا واروپا است.

شاید این موضوع را درقرون گذشته به مقطعی شبیه سازی کنید که میگفتند دو ابرقدرت بمب اتمی دراختیار دارد وهمه به خوبی به عظمت وتوان این موضوع واقف بودند .

اکنون نیز این ابزار بزرگ درالویت اول دراختیار آمریکا(دلار) ودروهله دوم دراختیار اروپا (یورو ) میباشد.

حساسیت مقطع کنونی اینست که آمریکا هیچ مانع ومحدودیت وترسی برای استفاده از این ابزار مهم ندارد ونمیبیند وبرای همین کشورها باید تلاش کنند تا جنگ و ستیز و برنامه های دوران جنگ سرد را که همگی نه تنها موقعیتی برایشان نخواهد داشت بلکه توان اقتصادی آنها را روز بروز با کاهش ارزش پول ملی تضعیف خواهد کرد کنار بگذارند وبرای تقویت اقتصاد ملی خود وایجاد روابط اقتصادی مناسب وروان با دنیای خارج را بهبود بخشند تا بتوانند از این طریق از ملت ورفاه و اقتدارملی خود دفاع کنند.


 
 
مدیران موفق
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۳
 

هرموقع سوال شود مدیران موفق را نام ببرید همه ذهنشان به مدیرانی میره که درکار های دولتی ویا شرکتهای خصوصی موفق بوده اند .

ولی بنظر شما مدیر موفق چه کسی است آیا شخصی که یک شرکت را از یک فعالیت کوچک به یک شرکت بین المللی تبدیل کرده موفق است هرچند  از نظر فعالیت تجاری موفق نشان میدهد ولی دوست دارم موارد زیر درارتباط با آن مدیر مطرح کنم ودوست دارم بگویید باز موفق است یا نه:

1- آن مدیر دراثر فعالیت بی رویه کاری مجبورشد تا زنش را طلاق دهد وفرزندانش نیز دارای رفتارهای اخلاقی بد ومنتظرند تا پدر فوت کرده وارث خود را بگیرند وتفریح کنند.

2-مدیرفوق درنتیجه تلاش شبانه رویز ازدواج موفقی نداشته ودوبار هم سکته ناقص کرده است.

3-مدیر فوق برای اینکه اینهمه موفقیت را بدست بیاورد مسائل زیست محیطی را رعایت نکرده ومیلیاردها خسارت به محیط زیست زده که با عملکردش از شرکت برابری وحتی بیشر است.

4-مدیر فوق برای اینکه به آن موفقیت دست یابد رقابتهای غیر انسانی زیادی کرده وبسیار شرکتهای دیگررا با روش های ناجوانمردانه به ورشکستگی انداخته است.

5-مدیر فوق با پدر ومادر وخانواده وآشنایان قطع ارتباط کرده وجز خود وموفقیتهایش چیزی را نمیبیند.

وصدها موضوعات دیگر که میتواند مطرح باشد ومیدانم که خواهید گفت نه اگر چنین موضوعاتی مطرح باشد موفقیتش نه تنها خوب نیست بلکه بد هم هست.

بدانید هیچ موفقیتی بدست نمیاید مگر اینکه یک چیزی ازدست برود این بدان مفهوم نیست که پس نمیتوان موفق شد بدون اینکه خسارتی زده شود بلکه موضوع اینست یک فرد موقعی موفق واقعی است که همه جنبه های موفقیتش مورد ارزیابی قرارگیرد.

بنابراین من برطبق یک اصل مهم اقتصاد برای ارزیابی موفقیت واقعی یک فرد نه به بررسی عملکرد او در فعالیت تجاری وشخصی اش بلکه موفقیت اورا در کوچکترین ومهمترین نهاد اقتصادی یعنی خانواده ارزیابی میکنم.

زیرا دلایل زیر خود نشانگر این است که مدیرموفق درخانواده منجر میشود تا موفقیت های دیگرش نیز قابل تقدیر وتایید باشد وعدم موفقیت اودر مدیریت خانواده به راحتی میتواند سایر عملکرد اورا نیز تحت شعاع قراردهد.

1-خانواده خود هم جنبه اقتصادی دارد وهم جنبه انسانی دارد وهم جنبه اخلاقی دارد وهمه جنبه هایی که درجامعه وجود دارد واگر کسی بتواند آن را خوب مدیریت وهدایت کند موفق است.

2-هرفردی اگر مدیر وموفق باشد هدف از زندگی را بخوبی درک میکند ومیداند همه تلاش وکوشش و موفقیتهای بیرونی ما برای اینست که بتوانیم زندگی شخصی خوبی نیز داشته باشیم واگر ما واقعا" بفکرجامعه و دیگران باشیم ابتدا باید این توجه واحترام را درخانواده تجربه وبه اثبات برسانیم.

3-برای مدیریت موفق آرامش و پشتکار کافی میخواهد وخانواده بزرگترین ومهمترین مرکز ایجادی آن است.

بنابراین درارزیابی مدیران موفق درابتدا باید به ارزیابی وضعیت و موفقیت اورا درزندگی شخصی وخانوادگی اوبررسی کنیم تا بتوانیم با اقتدار بگوییم او مدیری موفق است.


 
 
نیت هرچی باشه مقصد همان (تحصیلات امروز یا تجارب دیروز)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۳
 

ضرب المثل ها وسخنان حکیمانه بزرگان که سینه به سینه منتقل شده را بیهوده وسبک نشمارید زیرا بهترین و درست ترین روش ها روشی است که به تجربه ودرشرایط مختلف امتحان پس داده وسنجیده شده باشد .

پندها وحدیث ها و ضرب المثلهای کهن نیز چنین وضعیتی دارند ودرگذشته که مدارس وکلاس درس نبود آموزش ها از طریق همین رویه صورت میگرفت وچون به موقع ودرهنگام نیاز به فرد گفته میشد اثرات خوبی درزندگی وموفقیت افراد داشت.

امروزه هرچند در مدارس ودانشگاهها صدها ویا هزاران جملات علمی و تجارب مفید و نکته های پند آموز گفته میشود ولی میبینیم که همین افرادی که سالها عمرشان درپشت میزهای درس گذرانده اند در هنگام کار وفعالیت وتصمیم گیری مرتکب اشتباهاتی میشوند که بارها درآن رابطه درس پس دادند واساتید از آنها آزمون گرفته ونمره دادند .

علت اصلی آن اینست که بیشتر دانشجویان ما برخلاف عنوان دانشجویی که بدنبال کسب علم ودانش باشند بیشتر جنبه مدرک گرایی شده ونمره گرفتن بزرگترین آفتی است که منجرشده حتی سیستم های آموزشی ما نیز برای اینکه بتوانند دانشجویان بیشتری برای شهریه گرفتن جذب کنند بدون درنظر گرفتن نیاز کشور به تخصص وتجربه وبدون داشتن اساتید لازم که واقعا" از جایگاه ودانش علمی لازم برخوردار باشند به ایجاد رشته های تحصیلی مختلف ودرمقاطع مختلف نموده اند بنابراین بیشتر تحصیل کردکان ما آن بار علمی لازم را برخوردار نبوده و ارتباط علمی که تحصیل کرده اند را با زندگی روزمره را نیز نه میدانند ونه کسی به آنها آموخته است.

ولی درگذشته که دانشگاه ومدرسه ودبیرستان به این تعدادی نبود وحتی آن موقع که جز مکتبخانه چیزی نبود میبینیم چه دانشمندانی تحویل جامعه شده واز طرف دیگر چگونه افراد جا افتاده با همان ضرب المثل ها وسخنان پند آموز دانشی به فرزندانشان منتقل میکردند وآنها را درمسیر فعالیت موفق میکردند وبه ندرت دیده میشد کسی با گوش دادن به آن پندها دچار مشکل شود وفرزندان تجار وافراد دانا به راحتی وبا افتخار وبا همان آموزش های کوتاه ولی پربار راه پدررا با افتخار وبخوبی طی میکرد.

دراینجا درواقع به یک موضوع مهم اشاره کنم که نیت خود را بد نگیرید که هرچه نیتتان باشد همان خواهید شد زیرا هرانسانی متناسب با نیت وتفکرش مسیر انتخاب میکند ونتیجه میگیرد واینهمه درس وآموزش وسخنان گهربار گذشتگان نیز میخواهد به ما بگوید که نیت پاک عمل پاک بدنبال دارد وعمل پاک نتیجه خوب بدنبال خواهد داشت.

بیایید دستیابی به یک نکته مهم توجه کنیم که ما درهرصورت به مقصد خواهیم رسید ولی چه مقصدی میرسیم را اگر بخواهیم بدانیم باید نیتمان را مورد بررسی وتحلیل قراربدیم.


 
 
کاهش ارزش مانات پول ملی آذربایجان وتبعات اقتصادی آن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٠
 

ارزش مانات آذربایجان بیکباره نزدیک 41% کاهش قیمت داشت یعنی از برابری1.05دربرابردلار به0.65در مقابل دلار کاهش ارزش پیدا کرد.

مشخصا" کشورهای منطقه آسیای میانه و کشورهای خاورمیانه آنهایی که اقتصاد تک محصولی داشته وبودجه ملی آنها وابستگی زیادی به فروش نفت داشت با کاهش ارزش قیمت نفت که تا 31دلار نیز کاهش یافت پیش بینی میشد که با تضعیف توان ارزی آنها با کاهش ارزش پول ملی درمقابل دلار ویا ارزهای خارجی مواجهه شوند.

کشورهای مختلف درمقابل این اتفاق ممکن شیوه های مختلفی برای مقابله داشته باشند:

1-کشورهایی که از پشتوانه ارزی لازم  برخوردارند که درچنین شرایطی سعی میکنند این خلع را با برداشت از پشتوانه ارزی خود جبران نمایند که کشورهای عربی دراین بخش قرارمیگیرند.

2-کشورهایی همانند ایران که برای کنترل افت یکباره کاهش ارزش پولی خود ازروش نرخ ارز دونرخی استفاده میکنند وسعی میکنند این فاصله را باایجاد ترس دربازار آزاد که درصورت ایجاد فاصله شدید با نرخ دولتی تجویز ارزجبران میکنند وغیر مستقیم از طریق صنف ارزفروش ها وتعامل با آنها درنرخ گذاری نرخ بازار آزاد نیز دخالت دارد.

3-کشورهایی همانند جمهوری آذربایجان که از نرخ شناور وتک نرخی تبعیت نموده وعرضه تقاضا قیمت ارز را تعیین میکند واز پشتوانه ارزی لازم که بتواند از طریق آن درمقابل کاهش ارزش پول ملی ایستادگی نموده ونگذارد خسارت یکباره به ذینفعان وارد شود برخوردار نیست ودرصورت ایستادگی بیکباره پشتوانه ارزی ملی خالی میشود ومجبور است تا با اعلام کاهش ارزش یکباره(که میتوان بعنوان استراتژی اقتصادی عنوان کرد) از بروز این حادثه خسارت بار به دولت جلوگیری نماید.

من میخواهم به بررسی این موضوع دراینجا بپردازم که چه کسانی دراین وضعیت منتفع وچه کسانی خسارت میبینند.

کسانی که خسارت میبینند:

دراین شرایط همه تجار وفعالینی که کالا با ارز خارجی وارد وبه مانات بفروش میرسانند بیکباره با یک خسارت 40 درصدی روبرو میشوند زیرا :

1- مانات نقد دراختیار دارند که باید تبدیل به ارز خارجی کنند ومجبورا" به روز این خسارت را لمس کنند.

2- از مردم طلب مانات دارند که به میزان مطالبات آنها با کاهش ارزش وخسارت روبرو هستند.

3- موجودی محصولی دارند که دربازار عرضه شده وبرطبق مانات بفروش میرسد به میزانی که افزایش قیمت نداده اند.

سوال اینست که آیا میتوان از بروز چنین خسارتی جلوگیری بعمل آورد:

پاسخ مثبت است ودراینجا نقش اقتصاد دانان پررنگ میشود یعنی در کشورهایی که وضعیت مشابهی دارند تاجران نباید به سلیقه ودیدگاه شخصی وبی مهابا به فعالیت بپردازند ومشاورین آگاه ودلسوز دراستخدام خود داشته باشند که موقعیت وشرایط اقتصادی کشوررا پایش کرده واحتمال وقوع این رویدادهای اقتصادی را پیش بینی کرده ودر موقعیتهای زمانی خاص از فعالیتهای بی رویه تاجر جلوگیری کرده و سطح فعالیت او را کاهش واز فروش نسیه جلوگیری نماید حتی اگر این موضوع منجر به کاهش فعالیت تاجر شود که درهرحال بهتراز این است که با فعالیت وسیع یک خسارت یکباره بیش از 40% ایجاد شود که میتواند اورا ورشکست نماید زیرا جبران چنین خسارتی به راحتی امکان پذیر نیست. 

 

کسانی که منتفع میشوند:

1-همه کشورهای خارجی وعلی الخصوص همسایه که درآمد آنها از فروش کالا به کشور کاهش ارزش پیدا کرده به همان نسبت افزایش میابد ودرمقابل به همان نسبت کالای بیشتر واردات کنند.

2-همه تجاری که درداخی کشور جمهوری آذربایجان قرارداد دلاری وارزی دارند هرچند در خارج اثر مثبتی برای او ندارد ولی درداخل هیچ خسارتی نمیبیند .

3-تاجران وتولید کنندگانی که درکشور جمهوری آذربایجان فعالیت میکردند وهمه محصولات خود را صادر میکردن ودرآمد ارزی داشتند.


 
 
مشگین شهر از کجا تا به کجا
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٠
 

دراینجا تاریچه ایی از این شهرکهن برطبق نوشته های تاریخ نویسان میاورم البته هدف من نه زنده کردن تاریخ کهن شهر بلکه پرداختن به موضوعاتی است که دراین نیم قرن اخیر درجهت از بین رفت ناخودآگاه ارزش های سنتی شهرها بدلیل ورو دبه زندگی صنعتی ومدرنیته اتفاق میافتد وباید تلاش کنیم این اتفاقات منجر نشود تا ارزش های یک شهر که از سالیان دراز با وجود جنگها ومبارزات واتفاقات مهم توانسته تاحدودی به اجدادما منتقل شود ما مخرب آن نباشیم وفردا نگویند قشر تحصیل کرده تیشه بر ریشه شهر زد.

در پیرامون مشگین‌شهر سنگ‌نبشته‌ای منسوب به شاپور دوم ساسانی وجود دارد. سنگ‌نبشته مشگین‌شهر در ۱۵۰ متری غرب کهنه قلعه در کمرکش ارتفاع غربی درهٔ نوروز یاماجی در درون باغ نوروز قرار دارد. این سنگ‌نبشته امروزه به خاطر ویرانگری گنج‌جویان تقریباً از میان رفته‌است ولی نوشته‌های آن بررسی و ترجمه شده‌است. مضمون این نوشته در مورد فرمان و تاریخ ساخت کهنه قلعه است که به فرمان نرسه‌هرمزد نوشته شده‌است.

سکه‌های به دست آمده از منطقه، متعلق به چند دوره تاریخی و بیشتر مربوط به زمان اتابکان آذربایجان است.

حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری خیاو را اینگونه ذکر کرده است: خیاو قصبه‌ای است در قیلی کوه سبلان افتاده است و چون سبلان در شمال اوست هوایش رو به گرمی مایل است. آبش از کوه جاری است. باغستان اندک دارد حاصلش غله بیشتر بوده، مردمش اکثراً موزه دوز و چوخاگر هستند حقوق دیوانی اش دو هزار دینار است.

خیاو در دوره صفویه گرفته به گونه‌ای که، یکی از اولاد شیخ صفی شیخ حیدر حاکم و والی منطقه مشگین و برزند مغان در یکی از دره‌ها به دست مردی به اسم شیروان شاه قره‌باغی کشته شد.

در زمان ناصرالدین شاه، حاکمی به نام حسنعلی خان وارد مشگین‌شهر شد و به شرارت‌ها پایان داد. با آغاز مبارزات مردم در راه کسب مشروطیت، روسیه تزاری هرج و مرج طایفه‌های شاهسون را به صلاح و صرفه خود ندید و به درخواست حکومت استبدادی وقت، در صدد سرکوب طایفه‌های شاهسون برآمد. چهار لشکر روسی از چهار طرف به سوی خیاو حرکت کردند. ژنرال مدداوف از اردبیل و دالماچوف از تبریز، طوایف شاهسون را محاصره و پس از زد و خوردها و مقاومت شدید، آن‌ها را وادار به تسلیم کردند. سپس همه دارایی شاهسون‌ها تقسیم شد. این سال را ایلات، مبدأ و مأخذ تاریخی قرار می‌دهند که در میان آواره‌ها و چادرنشین‌ها به بولگی ایلی یا سال تقسیم مشهور است.

بر اساس آمار کلی تا سال ۱۳۹۲ در شهرستان مشگین شهر بیش از ۶۰۰ اثر یادمانی و تاریخی به ثبت رسیده است.

جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰، برابر با ۶۶٬۸۸۳ تن است.[۱] مردم این شهر مسلمان و ۱۰۰٪ شیعه دوازده‌امامی می‌باشند و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند.

نام قدیمی و اصلی این شهر خیاو است.

شهر خیاو (خیوو=Xiyov یا خیاو=Xiyav) در دوره‌هایی در تاریخ اسلام، میمند نام داشته. در روزگار سلجوقیان و اتابکان آذربایجان آن را وراوی می‌نامیدند. در سال ۱۰۶۴ میلادی بعد از حمله سلطان آلپ‌ارسلان به گرجستان و تسلیم شدن حاکم آنجا، بعضی امرای گرجستانی اسیر و سپس مسلمان شدند. یکی از این امرا بیشکین بود که سلطان آلپ‌ارسلان این شهر را به وی بخشید و بعد از آن به نام وی خوانده شد.

این نام بعدها توسط مردم محل به صورت میشگین تلفظ شد. در دوره حکومت رضاشاه، در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، به فرمان وی نام خیاو به مشگین‌شهر تغییر یافت.

ریزآبه‌های سبلان (ساوالان) به سوی خیاو می‌آیند و این منطقه سفره‌های زیرزمینی خوبی دارد. واژه خیاو در زبان‌های ایرانی حالت محل پرآب و پردرخت و محل گذر از میان آب و درخت را تداعی می‌کند. رودخانهٔ مشگین‌شهر که امروزه قره‌سو نام دارد نیز در قدیم اندرآب نام داشته.

در شهرستان مشگین شهر هنرهای دستی دارای قدمت و اصالت قابل توجهی بوده است. بیشتر صنایع دستی منطقه را بافته‌های داری تشکیل می‌دهند که از مهمترین این صنایع می‌توان به قالی بافی، گلیم بافی و جاجیم بافی اشاره نمود. علاوه بر این بافته‌ها، سفالگری نیز از صنایع دستی این شهرستان محسوب می‌شود.

با توجه به نوشته های فوق وفرهنگ وسننی که دارای ارزش ها ی بالا به ما رسیده اشاره میکنم:

1- آثار باستانی شهر که گفته میشود بیش از 600اثر تاریخی درآن شناسایی شده ثبت وحفظ و معرفی آنها.

2-مشگین شهر به شهر آبهای ورودهای جاری ازمیان درختان وشهر سفره آبهای زیر زمینی مشهور است که این زیبایی و شهرت را ما بخوبی در سی سال پیش قبل نیز مشاهده کردیم نهرهایی که از درون شهر بسوی باغات پایین دست جاری میشد نهر دیه و نصیر آباد و... همچنین رودخانه های تمام فصل شهر همانند خیاو وقره سو اینها را با برداشتها والگوهای غیر علمی ودرجهت منافع سیاسی خود ازبین نبریم.

شهری که آبگرم های آن که از دل کوه استوار سبلان جاری است از قینرچه و ایلاندو و آق سو و موییل و ....آنها را توسعه داده ویک ساختار سنتی وخوب وجوابگو به میهمانان داخلی وخارجی درمعرفی شهر ودرآمد زایی آن موفق عمل کنیم.

3- شهری که از دیر باز یک الکوی مدرن مدیریتی وشورایی درآن واطراف آن حاکم بوده وخود این منجر میشده تا همیشه از توان وموقعیت رزمی خوبی برخوردار باشد وهمه رسم ورسوم وهدایت امورات با تدبیر خاصی مدیریت شود.

4-شهری که کوه استوار سبلان همیشه برای مردم منطقه یک ابهت وعظمت واستواری وصبر را نوید داده است.

5-شهری که دامپروری و زراعت و صنایع دستی و باغداری و میهمان نوازی منجر شده بود تا همیشه از موقعیت توریستی بالایی برخوردار باشد.

با توصیف این خصوصیات که گوشه ایی از توانمندیها و ساختار توانمند شهر است میخواستم بگویم این شهر نیاز به فردی باهوش و مخترع برای کشف استعدادهای شهر را ندارد بلکه نیازمند افرادی است که به این توانمندیهای شهر وپتانسیل های آن احترام گذاشته وآن را حفظ وحراست کند.

شاید دقت کرده باشید با آمدن سیستمهای نوین اداره شهری همانند شورای شهر و نماینده مجلس و.... دربسیاری از شهرها اتفاقات خوبی افتاد ولی شهر ما تضعیف شد و مظلوم واقع شده وپس رفت داشت.

زیرا شهری که پیشرفته ترین سیستم مدیریتی را داشت که درآن افراد با توجه به ارشدیت و موقعیت اجتماعی رهبریت یک منطقه را عهده دار شده وبا دیگر رهبران و خان های مناطق ارتباط داشته واین خان ها بر طبق قانون نا نوشته حافظ جان ومال مردم منطقه بودند وبرای خود وبرای حفظ منطقه از اشرار بازوهای اجرایی داشتند وبرای ثروت اندوزی حریص نبودند بیکباره تبدیل به شوراهایی میشود که جوان وخام وکم تجربه وبا شرایط خاص انتصاب میشوند چگونه میتوان انتظار داشت این توان موقعیت شهر از بین نرود وتضعیف نشود.

گذشت ایام بزرگترین حسنی   که دارد بسیاری از نقاط قوت وضعف روش ها وعملکردها  مشخص شده واکثریت به این موضوع میرسند که تغییرات بنیادی برای حفظ پتانسیل های منطقه و جوابگویی به انتظارات مردم لازم است.

من دراینجا توصیه میکنم با توجه به این که شهر فهیم درگذشته ساختار مدیریتی مطلوب داشه دوباره به ارشدیت سنی وتجربی وتحصیلی وموقعیت وجایگاه افراد درمنطقه توجه نموده و از انتصاب افراد حراف وشعارگو و موقعیت طلب وفاقد موقعیت اجتماعی درمنطقه بپرهیزند.

الزام داشته باشند که هیچ کس اختیار ندارد ساختار سنتی وپتانسیل های موجود در منطقه را با نیتهای مادی گرایانه ویا مغرضانه ویا بهتر بگویم با ناآگاهی تیشه بر ریشه شهر بزنند وهرگونه دست بردن درآن با مشورت افراد باتجربه وسنی منطقه صورت گیرد یعنی رویه مدیریتی جدیدی ابزاری باشد برای گزارش دهی واخذ نظر صاحبنظران وافراد با تجربه.

 


 
 
ازدواج های سنتی با مراسم خاص ازدواج نوین ساده وسریع
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٠
 

در گذشته عروسی ها رسم ورسومات خاصی داشت وهفته ها در خانه عروس وداماد ساز ودهل میزدند و میرقصیدند وبه شادی میگذراندند چند شب اول هم درخانه عروس وهم درخانه داماد بصورت مجزا وبا میهمانان شخصی خودشان که معمولا" جمع فامیل خودشان ودرو همسایه بود انجام میشد وبعد از چند روز وارد روزهای مشترک از مراسم حنا بندان شده تا بنده تخت میشدند.

صبح ها تا شب میزدند ومیرقصیدند وشبها عرصه را به جوانان ومردان خالی کرده وآنها شروع میکردند وبه قمار وعاشیق بازی و ....وتا صبح ادامه داشت یعنی خانه عروس وداماد هفته ها درگیر عروسی بود تا اینکه مرحله عروس آوردن خانواده عروس بامراسم خاصی که از اسپند دود کردن گرفته ودرپایان پس از آمادن عروس به خانه داماد وبا جملاتی که پدر ویا بزرگ عروس برای خیر وشر عروس وداماد وسپردن این امانت به داماد تمام میشد که با گریه وناراحتی اطرافیان درواقع جدایی عروس از خانواده اش واسکان درخانه داماد را بهمراه داشت تمام میشد.

چه مراسم زیبایی بود وچقدر عروسی ها شیرین وجذاب وزیبا برگزار میشد وجالب این بود خرج همه این عروسی حتی چند برابرش درمراسم حنابندان وبنده تخت جبران میشد وحتی کمک مالی هم دراول زندگی برای داماد ایجاد میشد .نه بانکی ونه وامی.

اکنون عروسی ها بسادگی وبا سکوت بجز یک جشن ساده و آرام چیزی ندارد مگر افرادی که هنوز هم که هنوز است پایبند آن سنت دیرینه باشند.

بنظر شما آیا اینهمه افزایش طلاق ناشی از این نیست که چیزی که بسادگی بدست میاید بسادگی نیز از دست میرود.

درقدیم شاید انتخاب عروس به داماد از میان اقوام ودروهمسایه ودوستان وتوسط پدر ومادر یعنی بزرگان صورت میگرفت وبه ندرت نظر داماد شرط بود واقعیتی که برای بسیاری به یک قانون تبدیل شده بود وبسیاری انتخابی به غیر این را مصلحت نمیدیدند ومیگفتند خانواده وبزرگان چیزی جز مصلحت وخوشبختی او نمیخواهند وبا تجارب ودوراندیشی که دارند بهترین مورد را انتخاب میکنند که با این انتخاب اختلافات خانواده عروس وداماد نیز درحداقل ها بوده وخود آنها پشتوانه خوبی برای خوشبختی آنها خواهند بود.

امروزه برعکس انتخاب ها نه با بررسی بزرگان وتایید افراد باتجربه بلکه با عشق وعاشقی ،عشق وعاشقی نه با پایه عقلی بلکه برپایه احساس استوار است.

انتخاب ها نه مکان و زمان میشناسد ونه خانواده و دیدگاه و سنخیت خانواده ها سطح فکری و فرهنگی خانواده ها که درگذاشته مهمترین وکلیدی ترین مورد انتخاب بود.

عشق عاشقی که بعداز چند ماه اول ازدواج شعارگونه وفلسفی وشاعرانه بودن آن برای هردو طرف مشخص میشود.

دوستیها وانتخاب هایی که پس ازچندین دست به دست شدن دختران وپسران با اتفاقات غیرقابل توجیه به یکی ختم میشود.

انتخاب هایی که بسیاری از خواسته ها و انتظارت شفاف بیان نشده وصبحتها صادقانه نبوده است.

بنظر شما انتظار دارید چنین ازدواج هایی پایدار باشد وآمار طلاق از ازدواج پیشی نگیرد.

من نمیخواهم دراینجا بگویم که ازدواج سنتی خوب است ویا نوین بهترین حالت را دراین میبینم که ترکیبی از این دوحالت یعنی معرفی کسی که دوست داریم به خانواده وتبعیت از تصمیم گیری خانواده برطبق بررسی که انجام میدهند.


 
 
عروسی عشایر ایلات سبلان(شاهسون)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٩
 

یادم نمیرود آن روزی که به عروسی یکی از شاهسون های شهرمان با پدرم رفته بودیم.

عروسی شاهسون ها شاید یکی از سنتی ترین و با برنامه ومجهزترین عروسی های منطقه مابود .

مخصوصا" آنهایی که دررده بیگ و خانی بودند زیرا توان مالی بالایی داشتند وعروسیشان بسیار با زرق وبرق و با ابهت بود.

عروسی آنها هفته ها وماهها طول میکشید ومراسم و رویه خاص خود راداشت ویکی از بهترین ومهمترین بخش عروسی آنها شبه حنا بندان بود که درآن شب میهمانان بعنوان یارو یاور داماد مشارکت میکردند  خواننده با آوازخوانی وبا شعرهایی که بیشتر جنبه شوخی وتوام با احترام داشت یکی یکی میهمانان را برای اظهار لطف ودوستی به داماد  صدا میکرد وآنها باید بیشترین کمکی که میتوانستند بکنند.

یادم هست که معمولا درآن شب دوستان واقعی داماد وافرادی که درخیر وشر فامیل مشارکت داشتند را دعوت به همراهی ودادن پول میکردند که قبلا خانواده خود داماد ویا داماد درعروسی آنها متقابلا چنین عملی را اقدام نموده بودند .

نشسته بودیم که یکدفعه مراسم شروع شد واولین فردی که نام بردند پدرمن بود واو نیز بدون اینکه شوکه شده باشد یا احساس تردید کند رفت و بیست هزارتوان پول داد پولی که درآن مقطع شاید بهای یک سوم یک خودرو صفر بود .

من وبرادرم شوکه شده بودیم ومتعجب که چرا پدر درعروسی که قبلا" خیر وشری نداشت چنین کرد وچرا اینقدر خوب وبی آنکه ناراحت شده باشد وچرا اولین نفر او را صدا کردند.

این سوالاتی بود که شاید از پدر نیز میپرسیدیم کامل جواب پرسش های مارانمیداد ولازم بود از چند نفر سوال کنیم برای همین اولین سوال را از پدر کردیم که چرا این پول زیاد را دادی که پدر جواب داد آنها احترام و حرمت قائل شده بودند وخواسته بودند بعنوان ارشد ترین فرد مرا پیشنهاد کنند ودرعروسی هم هرفردی هرچقدر کمک کند جای دوری نمیرود و برای خوشبختی دوجوان صرف میشود برای همین نه تنها ایرادی ندارد بلکه خیر وبرکت دارد.

دومین سوال را از یکی از اقوامی که حضور داشت پرسیدم اینکه آیا پدر من ارشد ترین فرد جمع بود که من هم از نظر سنی وهم اینکه درسطح دکتر ومقامات نیز بودند چرا پدر ما را اولین نفر صدا زدند گفت شما پدرتان را آنگونه که باید نمیشناسید ارج واحترامی که او درمنطقه دارد کسی ندارد که این موضوع را ما درهنگام فوت او دیدیم که یک شهر ومنطقه از فوتش در غم وعزا رفتند ودرمساجد ومراسم جایی برای نشستن نبود.

سومین سوالم اینبود چون دوستان و نزدیکان مطرح بود دیرصدا کردن نام پدرم بی احترامی نمیشد گفت چون پدرت دراین موضوعات با قدرت خوب ظاهر میشود وبرای آنها بسیار مهم است کسی که مبنایی میگذارد کمکی میکند درسطح خوبی باشد که دیگران نیز از او تبعیت کنند برای همین میدانند که پدر شما درامر خیر از همه قویتر وبهتر ظاهر میشود.

این خاطره برایم خیلی مهم بود که فهمیدم انسانهای بزرگ رفتار و اخلاق بزرگ دارند وفهمیدم که باید درکار خیر و انساندوستانه  آنجا که میدانیم مستقیم به فردی که میتواند اورا توان وحرکت ببخشد باید با قدرت وتوان وارد شد.

برای بزرگ بودن باید بزرگی کرد.


 
 
خاطرات گذشته را بنویسید بیشتر وبهتر از عکس ماندگاری و گویایی دارد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٩
 

به خاطرات گذشته که میخواهیم برگردیم بدنبال عکس هستیم وهرچقدر عکس هم به یادگار داشته باشیم افسوس آه خاطراتی را میخوریم که از آنها عکس وفیلم نداریم وافسوس میخوریم که ایکاش صدها وهزاران عکس داشتیم وغرق خاطرات شیرین گذشته میشدیم.

در حالی که نوشتن خاطرات گذشته وخواندن آن توسط خود ویا دیگران فیلمی از گذشته درذهن انسان تداعی  وبازسازی میکند وخیلی باارزش تر از چند تا عکسی است که حتی یادمان نیست آن عکس را کی گرفته وقبل وبعد آن تصویر چه اتفاقاتی برایمان افتاده است.

یکی از مهمترین موضوع در نوشتن خاطرات گذشته این است که انسان برطبق ذات وسرشت انسانی خود خاطراتی را به یاد دارد که آن صحنه ها ولحظات برایش مهم وبا اهمیت بوده بنابراین با نوشتن آن ماندگاری وثبت خاطره های صورت گرفته حتی برای کسان دیگری که درآن خاطره مهم حاضر بودند بسیار شیرین وجذاب خواهد بود.

درصورتی که عکس ها هنگامی رخ داده که هیچ موضوع هیجانی وحساس درآن دخیل نبوده مگر مواردی که مصادف بوده با جشنی ومراسمی وتولدی بدلیل عدم وجود یک اتفاق خاص وحیاتی درآن حتی ممکن است سال انداختن عکس وموارد دیگر نیز قابل شناسایی نباشد.

پس بیایید از همین امروز خاطرات گذشته را بنویسید ومطمئن باشید با این حرکت بزرگترین تاریخ واتفاقات وموضوعات زندگی محیط خود را تحریر نموده اید وبزرگترین سرمایه وخاطره ایی است که از شما برای نسل آینده به یادگار میماند.

اگربتوانید برخی از این خاطراتی که مینویسید برگرفته از عکس هایی که گرفتید واز گذشته به یادگار دارید باشد اهمیت وارزش آن چند برابر میشود.

نوشتن خاطرات گذشته همانند فیلم نامه نویسی است با این تفاوت که واقعیت دارد.


 
 
کمک فکری بکنید نه کمک پولی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٩
 

انجام کارهای خیرهانه وخدا پسندانه یکی از خصلتها ورفتارهایی است که درذات انسانها وجوددارد وبدلیل شرایط بد اقتصادی موجود متاسفانه افرادی که نیازمند یاری وکمک ازدیگران هستند روز بروز درحال افزایش است.

سوالی که دراینجا پیش میاید این است که بهترین حالت کمک به افراد نیازمند چیست تا بتوانیم اطمینان داشته باشیم با این کمک وضعیت اقتصادی آن فرد بهبود یافته و از
خطر فقر وبدبختی دائم نجات میابد.

کسانیکه درخواست کمک میکنند تنها راه حل مشکل خود را دریافت کمک مادی میدانند وبرای آن نیز هیچ حد ومرزی نمیشناسند وتمام تلاش خود را میکنند طرف مقابل به این نحوه کمک  عمل نماید وبرای همین به چنین اشخاصی اگر کمک های غیر نقدی بکنی هیچ علاقه و خرسندی از خود نشان نمیدهند.

دراینجامن باید به تعریف چند مورد بپردازم تا یقین حاص کنیم که فرد نیازمند چگونه میتواند از زیر بار مشکلات حاد خود شانه خالی کرده ونتیجه مثبت حاصل شود.

1-افرادی که نیازمند هستند از دوحال خارج نیستند یا اتفاقاتی برایشان افتاده همانند تصادف و امراض و.... که خسارت سنگینی برایشان تحمیل نموده است.

2-افرادی که بدلیل تصمیم گیری های غلط اقتصادی ویا کم کاری واشتباه ویا رفتارهای پرخطرهمانند اعتیاد از کار وفعالیت خود نتیجه ایی نگرفته اند ومشکلات ودیون ویا نیاز
پولی عدیده ایی برایشان ایجاد شده.

شاید بیش از 90% نیازمندان وکسانی که به کمک ما دارند را همین قشر تشکیل میدهند.

برای اینکه بتوانیم این قشر را یاری کنیم باید دوموضوع مهم را توجه کنیم:

الف)افرادی که از نزدیکان وآشنایان ویا خانواده میباشند که بوضوح میدانیم که بدلیل تصمیم گیریهای غلط اقتصادی در این گرفتاری ومنجلاب افتادند بدانید که نباید در دام
احساسات وتحلیل آنها بیافتیم وباید آنها را وادار کنیم حقایق را بپذیرند و هرگونه
کمک ریالی برای آنها بدون درکنترل گرفتن تصمیمات وروش های آنها نه تنها چاره ساز
نیست بلکه یک نوع کمک به رفتار وتصمیمات اشتباه آنها ست .

ب)افرادبیگانه ایی که به ما میگویند نیازمند واقعی است وزن وفرزندشان گرفتارندکه باید
بدون هرسوال تحلیل وبررسی اقدام به کمک نکنیم برای مثال ممکن است از طیف الف باشندکه دراینصورت باید تغییرات اصلی در رفتارآنها ایجاد شود تا کمک نتیجه بخش باشد.

یاازطیف دوم باشند که دراین صورت نیاز رفع وپرداخت نیازهای دارویی و درمان وتشویق
وایجاد شغل وبستر درآمدی برای آنهاست والا به یک گدا ونیازمند دائمی تبدیل میشوند.

بنابراین کمک مادی نه تنها مفید و موثر نیست بلکه مخرب نیز هست وهرگونه کمک مادی نه مستقیم به پدر خانواده که یکی از مسببین اصلی گرفتاری است بلکه به فرزندان ویا غیر نقدی وجبران نیازهای ضروری خانواده صورت گیرد والا کمکهای نقدی درمسیرهای نادرست هزینه شده وهیچ اثر بخشی نخواهد داشت.

بهترین حالت ممکن که میتواند چه درفعالیت اقتصادی وچه در تربیت ومدیریت خانواده موثر ومفید باشد کمک فکری است.

 

 


 
 
آلودگی هوا آیا تهران غیر قابل زندگی خواهد شد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٩
 

متاسفانه درعرصه ایی که دنیا وهمه ما میگوییم که قرن اطلاعات است وسطح دانش آگاهی مردم تاحدی بالا رفته که کمتر خانه ایی میتوان پیدا کرد که فردی با تحصیلات دانشگاهی نداشته باشد ولی با رویدادهای زیست محیطی بسادگی وسنتی برخورد میشو ومنتظر میشویم اتفاق زیست محیطی ایجاد شود بعد به دنبال راهکار باشیم وآن هم نه با تجزیه وتحلیل علمی بلکه با دیدگاه وبرخورد مورد وبا ذهنیتهای شخصی مدیران مسئول ودراین بین اینهمه مدیران که درسازمانهای عریض وطویل محیط زیست حقوق میگیرند نه کسی بازخواست میشود ونه کسی خود را مسئول میداند وهمه تلاششان اینست این مشکل و معضل را به گردن همدیگر بیندازند.

آلودگی هوا چیست واز کجا ایجاد شده است؟

آلودگی هوا عبارتست از وجود هر نوع آلاینده اعم از جامد، مایع، گاز و یا تشعشع پرتوزا وغیرپرتوزا در هوا به تعداد و در مدت زمانیکه کیفیت زندگی را برای انسان و دیگر
جانداران به خطر اندازد و یا به آثار باستانی و اموال خسارت وارد آورد.

 آلودگی هوا تهران را به ترتیب الویت به سه منبع مهم میتوان تقسیم نمود:

1-‌آلودگی ناشی از تردد خودروها وترافیک (حمل و نقل):

آلودگی ناشی از حمل و نقل بعلت شهرسازی بی‌رویه و سریع وافزایش بی رویه تعدادی خودروهای آلاینده وعدم برخورداری بسیاری از آنها از استانداردهای زیست محیطی بین المللی. آلودگی ناشی از حمل و نقل و وسایل نقلیه به شکل گازهای خروجی از اگزوز،ذرات معلق، صدا و غیره می‌باشد. این آلودگی با اتخاذ روشهای برنامه‌ریزی کشوری،منطقه‌ای و شهری و استفاده از اتومبیلها و سوخت‌های مناسب همراه با اعمال تکنولوژی کنترل آلودگی به حداقل می‌رسد.

2- آلودگی صنعتی:

آلودگی ناشی از صنایع منبع اصلی آلودگی است که در اثر فعالیتهای مصنوعی ایجاد می‌شود.
در میان صنایع نیروگاههای حرارتی، کارخانه‌های تولید مواد شیمیایی، سیمان سازی،خودروسازی ، کاغذسازی، نساجی، دباغی و غیره منابع اصلی آلودگی هوا در تهران هستند بطوری که بسیاری از کارخانه های موجود درتهران واطراف آن از تکنولوژی روز برخوردار نبوده و از سیستمهای کنترل آلایندگی برطبق استانداردهای جهانی برخوردار نیستند. بکارگیری روشهای مناسب کنترل آلودگی در کاهش آلودگی منابع کمک خواهد کرد.



3-آلودگی خانگی :

آلودگی خانگی در اثر فعالیتهای خانگی یا نظافت منازل یا استفاده از حشره‌کشها جهت
نظافت و نگهداری منازل ایجاد می‌شود. اگرچه مقدار این آلودگی در مقایسه با منابع
دیگر زیاد نیست اما همین مقدار به تغییر کیفیت محیط شهری کمک می‌کند. روشهای صحیح نگهداری منازل به کاهش آلودگی کمک خواهد نمود.

آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: United States EnvironmentalProtection Agency) مشهور به EPA،منابع عمده آلودگی هوا را به صورت زیر طبقه‌بندی کرده است:

الف: حمل و نقل مانند: کشتی‌ها، هواپیماها، قطارها و اتومبیلها

ب: احتراق سوخت از منابع ثابت مانند نیروگاههای برق و غیره

ج: فرآیندهای صنعتی مانند: کارخانه‌های فولادسازی، نساجی و کاغذسازی

د: دفع مواد زائد جامد مثل: سوزاندن زباله درفضای باز، دفن بهداشتی زباله و
سوزاندن زباله با دستگاه زباله‌سوزی

ی: فرآیندهای متفرقه نظیر فعالیتهای خانگی مانند : کاربرد حشره‌کشها و تمیز کردن
حشره کش

جالب است که میبینیم تقریبا" همه موارد فوق بدون اقدامات وبرنامه ریزیهای کنترلی
مطلوب نه تنها درتهران وجود دارد بلکه روز بروز درحال افزایش است وجالبتر اینکه چه
درسطح خودرو وحمل ونقل ویا کاخانه های آلاینده ویا تولید واستفاده بی رویه مردم از
حشره کشها و... دفع موارد زاید به شیوه های غیر استاندارد این کلانشر را تهدید
میکند وسازمانهای زیربط فقط نقش اعلام میزان آلایندگی ویا تعطیلی ها بدون اتگاء به
مبانی علمی وبررسی تحلیلی اکتفا مینمایند واز پوشش مرگ ومیرها ومضرات وعواقب
وخسارتهایی که درنتیجه این خطر مهم بوجود میاید بعنوان حفظ منافع ملی!؟ پرهیز
میکنند وبیشتر بدنبال حقوق وفعالیت روزمره وتکراری بی نتیجه هستند.

-
تقسیم‌بندی آلاینده‌‌ها

مؤسسه حفاظت از محیط زیست آمریکا EPA، شش آلاینده اصلی را به عنوان معیار انتخاب نموده و اینها را به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم کرده است. آلاینده‌های اولیه موادی هستند که ازمنابع مستقیماً به هوای محیط وارد می‌شوند و شامل پنج آلاینده منواکسیدکربن (CO)، دی‌اکسیدنیتروژن (NO2)، دی‌اکسیدگوگرد (SO2)، ذرات معلق با قطر کمتر از 10 میکرون (PM-10) و سرب (pb) می‌باشد. آلاینده‌های ثانویه به موادی
اطلاق می‌شود که در اثر فعل و انفعالات موجود در هوای اطراف زمین بوجود می‌آید و
در این گروه می‌توان از ازن (O3) نام برد.

برای آشنایی بیشتر با آلاینده ها ومضرات آنها به توضیح تفضیلی هرکدام میپردازیم:

1-‌منواکسیدکربن (CO)

گازی است بی رنگ وبی بو ولی بسیار سمی. منبع اصلی تولید این گاز اتومبیلها هستند .
گاز منواکسید کربن در هوای آزاد و به مقدار کم، زندگی بیماران قلبی و ریوی را به
خطر می اندازد و در افراد سالم باعث سردرد، سرگیجه، خستگی زیاد و تحریک اعصاب میشود. استنشاق این گاز در محیط های در بسته و سقف دار باعث خفگی و مرگ می شود.

منو اکسید کربن 200 برابر سریعتر از اکسیژن با هموگلو بین خون ترکیب شده و تولید
کربوکسی هموگلوبین می کند. این گاز نه تنها با اتصال به هموگلوبین مانع چسبیدن
اکسیژن به آن می شود، بلکه از آزاد شدن اکسیژن از اکسی هموگلو بین باقیمانده نیز
جلو گیری می کند .

به این ترتیب نسوج بدن با کمبود اکسیژن روبرو شده و اعضای حیاتی بویژه قلب آسیب میبیند، گذشته از این منواکسیدکربن خود ، به طور مستقیم نیز به سلولهای قلب آسیب
رسانده و به روند تنگی عروق سرعت می بخشد .



2-‌ ذرات معلق(10-PM)

ذرات معلق با قطر کمتر از 10 میکرومتر بدلیل راهیابی به سیستم تنفسی تحتانی به
عنوان شاخص اصلی مواد معلق در هوا معرفی می‌شوند. بر اساس مطالعات ذرات معلق درمقایسه با اکسیدهای گوگرد و اکسیدهای ازت برای سلامتی مخاطره آمیزتر است و مقدار10-PMدر تشدید بیماریهای قلبی _ ریوی ، کاهش مقاومت سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماریها، از بین رفتن بافت ریه، آسم کودکان، مرگ ومیر زودرس و سرطان نقش عمده‌ای دارد.



3--‌ اکسید های نیتروژن ((NOX

دی‌اکسید‌نیتروژن که بیشتر از سایر اکسیدهای نیتروژن در هوا منتشر می‌شود گازی است قهوه‌ای رنگ و بدبو که به وسیله وسایل نقلیه موتوری و کارخانجاتی که از موتورهای درون‌سوز استفاده می‌کنند وارد هوا می‌شود. این گاز باعث تحریک چشمها و قسمتهای عمقی ریه‌ها شده و موجب بروز خستگی مفرط و افزایش موارد بیماری می‌گردد. علاوه براین به گیاهان نیز صدمات زیادی وارد می‌کند.



4-‌ اکسیدهای گوگرد (SOX)

دی‌اکسید گوگرد (SO2)که بیشتر از دیگر اکسیدهای گوگرد در هوا منتشر می‌شود، گازی است بی‌رنگ و بدبو که باعث تحریک مجاری تنفسی بخصوص حلق، بینی و حنجره شده و ایجاد برونشیت‌های مزمن،آسم و آمفیزم می‌کند. منبع اصلی تولید این گاز، احتراق گازوئیل و مازوت در منازل،کارخانجات و وسایل نقلیه موتوری است.

دی‌اکسید گوگرد وقتی با بخار آب موجود در هوا ترکیب می‌شود تبدیل به اسید شده و
بارش آن بصورت باران اسیدی، باعث خوردگی فلزات، سنگ و پارچه می‌شود. این گاز نیزهمچون دی‌اکسید‌نیتروژن بر گیاهان اثر گذاشته و باعث از بین رفتن آنها می‌شود.



5-‌ ازن (O3)

ازن در اثر واکنش‌های فتوشیمیایی توسط هیدروکربنهای خروجی از اگزوز ماشینها و
اکسیدهای نیتروژن در اتمسفر بوجود می‌آید و به این ترتیب جزء آلاینده‌ةای ثانویه
بشمار می‌رود.

از جمله اثرات مضر این آلاینده بر سلامتی انسان، سوزش چشم‌ و ریه‌ها می‌باشد.آمارهانشان می‌دهد که حملات آسم در روزهاییکه غلظت بالایی از این آلاینده مشاهده شده بطور مشخصی افزایش یافته است. ازن موجود در هوا آسیب‌های شدیدی به کودکان، افرادسالخورده و افراد دارای ناراحتی تنفسی وارد می‌کند. ازن همچنین موجب کاهش بازدهیمحصولات کشاورزی و از بین رفتن جنگل‌ها و اکوسیستم گیاهی می‌شود.



6-هیدروکربن‌های فرار (VOCs)

برخی از بخارات هیدروکربن‌ها در اتمسفر نقش بالقوه‌ای در تخریب سلامتی انسانها
دارند. بنزن بعنوان یکی از مهمترین هیدروکربن‌های فرار با وجودیکه بعلت حلالیت
بالا نقش عمده‌ای در صنعت بعهده دارد ولی استنشاق آن موجب جلوگیری از تشکیل گلبول قرمز در مغز استخوان می‌شود. منبع اصلی تولید بنزن، بنزین مورد استفاده در
خودروهاست. در مواردی چند، سرطان خون (لوسمی) در افرادیکه بعلت مسایل شغلی برای طولانی مدت در معرض بخارات بنزن بوده‌اند، گزارش شده است.

الف-‌بیماریهای ناشی از آلودگی هوا:

1-‌ آمفیزم

این بیماری در نتیجه انقباض لوله‌های بونشیال وتخریب کیسه‌های هوایی توسط آلاینده‌هابه وجود می‌آید و باعث کوتاهی نفس در فرد بیمار می‌شود.



2-برونشیت مزمن

از مشخصات این بیماری‌ سرفه‌های پی در پی و جریان خلط مستمر در شخص مبتلا است.
مواد آلوده کننده باعث تخریب مژک‌های مجاری تنفسی‌- که مواد محرک را از ریه خارج
می کنند – شده و در نتیجه سرفه تنها راهی خواهد بود که ذرات از ریه بیرون رانده
شوند. در صورتی که برونشیت مزمن درمان نشود، منجر به مرگ بیمار خواهد شد.



3-حساسیت

مواد آلاینده می‌تواند باعث عکس‌العمل‌های آلرژیکی مختلف از جمله آبریزش بینی،
تنگی نفس، خارش پوست، اشک چشم و عسطه‌های پی در پی شوند.



4- آسم

عبارت است از مقاومت مجرای تنفسی در مقابل عبور هوا، دریک حمله آسمی، مجاری تنفسی
باریک شده و عبور هوای تنفسی به حداقل می‌رسد و در نتیجه بیمار دچار تنگی نفس می‌شود.


می‌تواند موجب انفارکتوس یا التهای قلب گردد که عمدتاً به صورت سینه درد، طپش قلب،
تنگی نفس و اختلال در سیستم قلب تظاهر می‌کند.



5-سرطان ریه، معده و بیماریهای قلبی

هر چندکه این بیماریها مستقیماً و منحصراً مربوط به آلودگی هوا نیست، اما آلودگی
هوا یکی از عوامل مهم به وجود آورنده و تشدید کننده آنها به حساب می‌آید.



ب-‌ اثر آلودگی هوا بر گیاهان

آلودگی هوا در متابولیسم (سوخت و ساز) گیاهان نیز تأثیر سوء داشته و ضمن ضعیف کردن گیاه، موجب پدید آمدن امراض و آفات مختلف در آنها می‌شود. این مسئله بخصوص با گسترش روزافزون شهرها و تبدیل مناطق روستایی و کشاورزی به مناطق صنعتی، فزونی می‌یابد.به طور کلی اثر ناشی از آلودگی هوا بر گیاه می‌تواند به صورت ظاهر شدن لکه‌های خشکیده در برگ، از دست دادن رنگ، کاهش رشد گیاه، کاهش محصول و حتی از بین رفتن گیاه جلوه‌گر شود.

توجه به نقش مهم گیاهان در پاکیزگی هوا سبب شده تا اقداماتی جدی در حفظ و نگهداری و افزایش فضاهای سبز صورت گیرد. با این همه آلودگی هوا برای گیاهان خطری جدی محسوب شده و فضاهای سبز را تهدید به نابودی می‌کند. بنابراین دادن آگاهی به مردم و انجام اقدامات جدی و سریع برای جلوگیری از تخریب بیش از پیش جنگلها و منابع طبیعی وایجاد فضاهای سبز امر حیاتی است.

 

که متاسفانه میبینیم بدلیل بالا رفتن سطح آلایندگی از مرحله هشدار منجر شده تا اگر
گزارش دهی خوبی از افزایش بیماریها ومراجعات مردم به درمانگاهها ارائه گردد این
بیماریها زندگی مردم درتهران را شدیدا" تهدید میکند واز طرف دیگر خشک شدن
برخی درختان وگیاهان درسطح شهر تهران نشانگر اتفاق وخطر بزرگی است که متاسفانه به نحو مناسب اطلاع رسانی واقدامات لازم صورت نمیگیرد.

فروش وتحویل 70000هزارخودرو جدید که احتمالا" نزدیک به 30% آن به خودروهای شهرتهران اضافه خواهد شد درجهت حمایت وهمراهی خودروسان درعبور از رکود وعدم پیش بینی های قبلی واقدامات موثر در توسعه راهها منجر شده تا تهران آرام آرام به پارکینگ خودرهای روشن (ترافیک کامل)تبدیل شود که مهمترین منبع آلایندگی هوای تهران شده است.

مشخصا"با توجه به شرایط ووضعیت پیش آمده وعدم وجود فعالیتهای پیشگیرانه موثر وتجویزاقدامات موردی و مقطعی منجر شده تا تهران برای زندگی مطلوب نباشد وچشم انداز روشنی برای آن فعلا" با این اقدامات اندک ومقطعی وجود ندارد.

درآینده باید شاهد افزایش بی رویه مرگ ومیرها وکودکان وافراد معلول در سطح تهران باشیم.

 

 


 
 
دیوارها وزمین خاکی محله ما(بچه های دیروز سازندگان امروز) حسن داش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٦
 

هرروز کارمان اینبود همینکه پدران رفتند سرکار همه میدویدیم کوچه وبازیهای بچه گانه شروع میشد بازیهایی که اگر بدرستی ثبت میشد میتوانست دریونسکو ثبت جهانی شود وشاید هم شده ،

مازی بازی :سنگهای گردی که مدتها برای ساییدنش وقت میبرد وسه یا چهار چاله درزمین میکندند وبازی میکردند.

هفت سنگ: هفت سنگ ورق مانند که معمولا" سفال استفاده میشد روی هم میچیدند وبا توپ میزدیم ودوگروه بودیم.

قیش کوتدی: دوگروه میشدیم وکمربندهای چرمی در داخل یک دایره که چهارنفرهرکدام بالای یک کمر میایستاد ویک نفر وسط کمک حال آنها وتیمی دیگر از بیرون
بدنبال کشیدن کمربند ویا بیرون بردن افراد داخل دایره.

عاشیق بازی : که با یک استخوان زانو گوسفند که ساییده شده بود انجام میشد واگر راست میاستاد توخان واگر به پهلو میاستاد آلچی میگفتند.

لی لی بازی: که یک نفر با لی لی میرفت کسانی را که دریک محدوده تعریف شده امکان فرارداشتند بزند وهرکدام رامیزد میسوخت .

تپیه دوش : دونفر یا چند نفر دردوگروه با ضربات کف پا به هم میزدند بیشترجنبه قدرت نمایی داشت تا بازی

ارادا گالدی : دوتیم میشدند وبا توپ رقیب را درداخل باید میزدند هرکی توپ میخورد میسوخت واگر کسی توپ را درهوا میگرفت بول میگفتند یعنی یک جان اضافی برای خود ویا هم تیمی قابل استفاده بود.

پنالتی: فقط زدن پنالتی به یک دیگر وهرکی بیشتر گل میزد میبرد.

تیغی : والیبال دونفره ویا چهارنفره که یکنفر میتواند سه بار توپرا برای انتقال بزند.

دیوار دیبی : انداختن سکه به دیوار وهرکدام نزدیکتر بود میبرد.

دیواراویردی : سکه را درمحل مشخصی به دیوار
میزدند واگر به یک فاصله تعیین شده به سکه های زمین میرسید میبرد.

باژل : چند سکه را روی هم میگذاشتند و هرکدام از فاصله تعریف شده پرتاپ میکردند سکه هرکدام نزدیکتر بود شروع میکرد وبا سکه اش برروی سکه ها میزد
واز شیر به خط تبدیل میشد برمیداشت وهمینطور ادامه میدادند.

گردو بازی و شار بازی : که هرکدام جایی میگذاشتند به
هم میانداختند وانداختن حالت های مختلفی داشت که باتوجه به توافق صورت میگرفت که یکی از سخت ترین آن ایت دیمی (حالت ایستاده از پیشانی بود)
ودهها بازی دیگر که من نمیخواستم دراینجا به توضیح وتفسیر بازیها بپردازم فقط میخواستم اشاره کنم که بدانید چقدر بازیهای متنوع وجذاب بود که بهانه ایی بود برای اینکه بچه ها با شوق وذوق دورهم جمع شوند.

بچه ها معمولا" هرکدام شغلی نیز برای خود انتخاب کرده بودند:

بال دریاسی: نوعی شیرینی بود که شیرینی فروش شهر برای فروش به بچه ها میداد وپایان روز به آنها حساب میکرد.

آلاسکا بستنی : بستنی یخی در کالسکه های خاصی بود که شیرینی فروش شهر به بچه ها میداد وپایان روز تسویه میکرد.

فروش شیرینی روی جعبه میوه :بچه هایی که توانایی مالی بهتری داشتند چنین میکردند وشانس
نیز برای فروش بیشتر نیز تهیه میکردند.

فروش سرپایی: بیسکویتهایی همانند گرجی و.... که فرد قوطی را دردست میگرفت وبه فروش دانه ایی آن میپرداخت.

بچه ها بدلیل آشنایی وشناختی که از دست فروشان دوره گرد پیدا میکردند از باقالی ولرکه فروش گرفته تا گل به سر (خیار)فروش خودبخود به فروشندگی وفعالیت فروش جذب میشدند.

بیشترین اوقات بچه ها را بازی های تکراری روزمره از صبح تا شب به خود اختصاص میداد حتی خیلی وقتها فرصت ناهار هم نداشتند ومادران مجبور میشدند بل له (غذاها را داخل لواش بصورت ساندویج)برایشان بیاورند وسرپایی بخورند وآنقدر سرگرم بازی میشدند که گذشت زمان برایشان محسوس نبود دراین بین یکی از بازیهای ابتکاری من که کمی بچه ها را دربازی نظم میداد تشکیل تیم های گروهی وتعیین فرماندهی واطاعت از او درانجام بازیها بود که به این بازیها تفنگ تفنگ وشمشیر بازی که از شمشیرهای چوبی ویا ساخته شده از بالدیرگان ساخته شده بود نیز اضافه شد ومن همیشه فرماندهی یک گروه را بعده داشتم ووظیفه داوری را نیز عهده دار میشدم.

دردوران دبیرستان شناخت آگاهی من بسیار وسعتر شد وتا آن موقع کسی درشهر به کنکور ورقابتهای آن فکر نمیکرد وکسانی که قبول میشدند نه با برنامه ریزی قبلی بلکه برطبق اطلاعات وتوانایی درسی خود بود که تعداد این افراد نیز بسیار اندک وحتی به راحتی برای بقیه مشخص نمیشد که الگوی دیگران شده و یا به دیگران موارد ی که منجر به موفقیتشان شده را توضیح نمیدادند وبرای همین پذیرفته شدن دردانشگاه برای هیچ کس معنی ومفهوم نداشت و اطرافیان نیز دیپلم آخرین مقصد بود که بسیاری از سوم راهنمایی به بالا نمیتوانستند ادامه دهند.

دراین شرایط من به این ایده رسیدم که دانشگاه باید بعنوان هدفی اصلی باشد وبرای ورود به آن باید تست وتست زنی .مطالعه برنامه ریزی باشد .

انقلاب درسی وتحصیلی لازم بود ویکی از همراهان من دراین مسیر پسر خاله ام بود که خود دررشته علوم تجربی بود وروزو شب ما بغیر از محله خودمان باهم میگذشت واو نیز علاقه خوبی به ادامه تحصیل داشت من واو شروع کردیم ولی این برای من کافی نبود .انقلابی باید درکوچه ایجاد میکردم چون درکوچه چه از نظراینکه ارتباط خوبی هم از نظر اخلاقی ورفتاری که با بقیه بچه های کوچه داشتم وچه از نظر انسانی که بسیاری از خانواده ها از نظر توان مالی وموقعیت اجتماعی ضعیف بودند موفقیت فرزندان آنها میتوانست برایشان حیاتشان ضروری باشد چه دختر وچه پسروایمان واعتقادی که بزرگترهای کوچه به من داشتند ومیدانستم فرزندان خود را برای با من بودن والگو گرفتن از من تشویق میکردند منجر شد که یک گروه ده نفری اولیه را تشکیل دادیم ومن شروع کردم به تجویز برنامه وجزوه وهماهنگی با آنها بردرس ودرس خوانی این گروه شامل سه دختر وهفت پسر بود دیگر از آن بازیگوشیهای قبلی خبری نبود وهمه به درس وتحصیل میپرداختیم من میدانستم که برای قبولی دردانشگاه این سطح تلاش کافی نیست بنابراین برای اینکه فعالیت بیشتری داشته باشیم موافقت بزرگترها را گرفتم و10تیر برق کوچه را بین بچه ها تقسیم کردم که این دومین وبزرگترین انقلاب درسی بود که منجر شد تا تلاشمان چند برابر شده وبراحتی جلسات درسی نیز باهم دیگرداشته باشیم وتا پاسی از شب درزیرنورچراغ برق درس بخوانیم با پسر خاله نیز صبح ها در ده نزدیک شهر باغ اجدادی
برنامه مطالعه داشتیم.

کنکوررسید برخی از گروه ده نفره ما هنوز درمرحله کنکور نبودند ولی چهار نفری باید کنکورمیدادیم نتایج که آمد بیکباره مثل یک بمب منفجر شد پسر خاله دررشته تجربی رتبه سه
رقمی ومن دررشته علوم انسانی رتبه دو رقمی آوردم ودرواقع هر دو پایین ترین رتبه شهر را نیز بدست آوردیم رتبه هایی که مخصوصا درعلوم انسانی درشهر بگوش نرسیده بود واین پایه بنیانی بود برای سایر رتبه های دو رقمی ویک رقمی شهر درسال های بعد واعتماد به نفس بزرگی برای آنها که دررشته علم انسانی ادامه تحصیل میدادند قبلا ازدیپلم به بالا برای کسی معنی ومفهومی نداشت ولی دررشته های فنی وتجربی این تجربه درشهربود.

گروه ده نفره شوک خوبی برایش ایجاد شد هرچند کسی قبول نشده بود ولی من براحتی توانستم علل توفیق وتوجه به برنامه ریزی را درآنها ایجاد کنم بیشتر آنها علوم انسانی بود وانگیزه بالایی برایشان پیدا شد وآگاهی از گرایشات دانشگاهی وکمک حالشان باشم بطوری که درسالهای بعد همه اعضای گروه دردانشگاههای معتبر پذیرفته شدند وچندین
نفرشان تا دکتری ادامه دادند این اتفاق منجر شد تا کوچه ما که یکی از ضعیف ترین وبی توجه ترین کوچه های شهر به درس بود به یکی از بالاترین ضریب قبولی دردانشگاه دست یابد ومیدانم این انقلاب کوچه ما دربین بچه های کوچه های دیگر وبا تشویق معلمان واعتقاد آنها به این که میتوان به دانشگاه راه یافت روز بروز تلاش برای ورود به دانشگاه افزایش یافت وهم اکنون شهر ما دارای بالاترین ضریب قبولی دردانشگاه میباشد.

الان به این فکر میکنم همان دوستان دوران کودکی را دوباره درگروههای اجتماعی دورهم جمع کنم.

 

 

 


 
 
رکود درایران خسارت زیادی ایجاد خواهد کرد اگر اقتصادی عمل نکنیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٦
 

رکود در هرکشوری میتواند خسارات زیادی بدنبال داشته باشد وبسیاری از شرکتها و موسسات مالی و فعالین تجاری را با ورشکستگی مواجهه نماید و افت شدید شاخص بورس را بدنبال داشته باشد.

بسیاری از کشورهای دنیا وعلی الخصوص کشورهایی همانند آمریکا واروپایی ها درسال 1929باوجود برخورداری از سیاستهای اقتصادی تعریف شده یکبار این تجربه تلخ را کردند که درزیر اشاره ایی به آن میکنم:

رکود بزرگ 1929
رکود 1929 فاجعه‌بار‌ترین و خانمان‌برانداز‌ترین بحران و شناخته‌شده‌ترین سقوط بازار بورس در طول تاریخ اقتصاد آمریکا و دنیا بود. رکود اقتصادی شدیدی بود که در دهه پیش از جنگ جهانی دوم در دنیا در‌گرفت. زمان وقوع رکود بزرگ در کشور‌های مختلف فرق می‌کرد، اما در بیبشتر آن‌ها تقریباً در سال 1929 آغاز شد و تا دهه‌ی 1930 یا اوایل دهه‌ی 1940 ادامه یافت. این بحران، دیر‌پا‌ترین، پر‌دامنه‌ترین و عمیق‌ترین رکود سده 20 میلادی بود. این روز‌ها رکود بزرگ را معمولاً به عنوان نمونه‌ای از این که اقتصاد تا چه اندازه می‌تواند افت کند، به کار می‌گیرند.بعد از رشد فزاینده بورس‌بازی در آمریکا در سال‌های پایانی دهه 1920 که تا اندازه‌ای بر رشد صنایع تازه‌ای همچون خود‌رو‌سازی و خبر‌پراکنی رادیویی استوار بود، شاخص سهام بازار بورس نیو‌یورک در پنج‌شنبه، 24 اکتبر 1929، 13 در‌صد افت کرد. بورس‌بازی در بازار به گرفتاری ملی این کشور در دهه 20 بدل شده بود و تازه‌وارد‌ها وام‌های سنگینی می‌گرفتند تا بتوانند قیمت پیشنهادی‌شان را برای خرید بالا‌تر برند. با آغاز کندی سرعت رشد اقتصاد در 1929، قیمت‌ها روندی کاهشی در پیش گرفتند و با سقوط بازار در اکتبر، دل اقتصاد آشوب شد. با وجود تلاش‌های مقامات بازار بورس برای تثبیت آن، ارزش سهام در سه‌شنبه، 29 اکتبر هم 11 در‌صد دیگر سقوط کرد و این گونه بود که سه‌شنبه سیاه رقم خورد. از این جا بود که توفان بحران به تندی تقریباً همه کشور‌های دنیا، چه دارا و چه ندار را در‌نوردید. سرمایه‌گذاران زیادی یک‌شبه از بازار محو شدند و گزارش‌هایی در این باره شنیده می‌شد که دلالان ور‌شکسته خود را از سقف ساختمان‌ها پایین می‌اندازند.سقوط بازار بورس در سال 1929 چندین ریشه در پس خود داشت. ضعف‌های ساختاری و رخداد‌های خاصی که این سقوط را به رکودی بزرگ بدل کرد و شیوه گسترش بحران در میان کشور‌های مختلف، از جمله این ریشه‌ها بود. مورخان بر عواملی ساختاری چون ور‌شکستگی گسترده بانک‌ها و سقوط بازار بورس اشاره می‌کنند. در برابر، اقصاد‌دانانی مانند میلتون فریدمن با انگشت، عواملی مالی نظیر اقدامات فدرال‌رزرو در کاهش عرضه پول و نیز تصمیم انگلستان برای باز‌گشت به نظام پایه طلا با نسبت‌های پیش از جنگ جهانی اول را نشان می‌دهند و آن‌ها را در بروز بحران مقصر می‌دانند.

نظریه‌های کنونی درباره ریشه رکود بزرگ را می‌توان به طور کلی به دو دسته دید‌گاه‌های اصلی و چندین نگرش هترودکس تقسیم کرد. در دسته نخست کینزی‌ها و اقتصاد‌دانان نهاد‌گرا قرار دارند که بر جانب تقاضای اقتصاد تأکید می‌کنند و عواملی همچون نا‌کافی بودن مصرف، سرمایه‌گذاری بیش از حد، نا‌توانی مقامات دولتی و نیز از‌کار‌افتادگی تجارت بین‌المللی را از ریشه‌های بحران می‌دانند. دسته دوم مانتاریست‌ها هستند که اعتقاد دارند رکود بزرگ در آغاز یک کسادی عادی بود، اما اشتباهات بزرگ سیاستی مقامات پولی و به ویژه فدرال‌رزرو به کاهش عرضه پول انجامید و وضع اقتصاد را به وخامت کشاند. در برابر این دو گروه، اتریشی‌ها و نیو‌کلاسیک‌ها به عواملی دیگر مانند سیاست‌های بار‌شده بر بازار نیروی کار و اثرات حجم پول بر اقتصاد کلان و چگونگی ختم سیاست‌های بانک مرکزی به سرمایه‌گذاری نا‌مناسب اشاره می‌کنند.

باری، اقتصاد دنیا تعادل نداشت، کشور‌های اروپایی زیر بار سنگین بدهی‌ها و مالیات‌ها دست و پا می‌زنند و افزایش بورس‌بازی در سال‌های پایانی دهه 1920 قیمت سهام شرکت‌ها را به سطوحی بسیار فرا‌تر از ارزش واقعی آن‌ها رسانده بود. در 1932 نزدیک به 90 در‌صد از ارزش سهام بازار دود شده و به هوا رفته بود. حجم اقتصاد آمریکا به نصف رسید. در اوج رکود بزرگ در سال 1933، 9/24 در‌صد از نیروی کار آمریکا بیکار شده بود. افزون بر آن هر چند کشاورزان به معنای فنی کلمه «بیکار» نبودند، اما افت شدید قیمت محصولات زراعی مایه آن شد که مزارع و خانه‌های خود را از کف دهند. کل نظام مالی آمریکا فرو‌پاشید. بسیاری از اقتصاد‌دانان، چه دست چپی و چه دست راستی، پاسخ مقامات را نا‌مناسب خواندند و به نقد آن نشستند. با وجود تلاش‌های دولت فدرال به میانجی برنامه نیو‌دیل، آمریکا تا پیش از جنگ جهانی دوم نتوانست دامن از این بحران بر‌کشد. 25 سال طول کشید تا شاخص صنعتی داو‌جونز به سطوح پیش از سال 1929 باز‌گردد.

تأثیر این سقوط بر اقتصاد واقعی بسیار ویران‌گر بود، چه این که گستردگی مالکیت سهام مایه آن شد که خسارت‌ها بر گرده مصرف‌کنندگان بی‌شماری از طبقه متوسط وارد آید. آن‌ها خرید کالا‌های مصرفی بزرگ همچون خودرو و خانه را کاهش دادند و بنگاه‌ها نیز در این میان سرمایه‌گذاری را به تعویق انداختند و کار‌خانه‌هایشان را تعطیل کردند.

رکود بزرگ پیامد‌های سیاسی بی‌شماری داشت. از جمله رویکرد‌های لیبرال در میدان اقتصاد کنار گذاشته شد و روزولت سیاست‌های کینزی را به جایشان نشاند و به این ترتیب نقش دولت فدرال در اقتصاد آمریکا بسیار بزرگ شد. بین سال‌های 1933 و 1939 مخارج دولت فدرال سه برابر شد و منتقدین روزولت او را متهم می‌کردند که دارد لباس سوسیالیسم بر تن آمریکا می‌پوشاند. رکود بزرگ عاملی مهم در پیدایی سوسیال‌دموکراسی و اقتصاد‌های برنامه‌ریزی‌شده در کشور‌های اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم بود. هر چند اقتصاد‌دانان اتریشی از دهه 1920 به نقد باور‌های کینز نشسته بودند،

متاسفانه دروران کنونی وضعیت پیش آمده درخاورمیانه منجر شده تا با وقوع برخی جنگ ها وورود خواسته ویا ناخواسته برخی کشورهای  منطقه همانند ایران وترکیه وجنگ غیرمستقیم ابرقدرتها درمنطقه منجرشده که کشورهای منطقه علی الخصوص کشور ما وکشورهای آسیای میانه گرفتار رکودی شده اند که شباهت زیادی به رکود 1939 دارد.

نقطه مهم اینست که درآن مقطع مقامات آمریکایی با وجود اینکه به مباحث واستراتژی اقتصاد دانان توجه میکردند وحتی برای حل موضوع تئورسین ها اختیارات ویژه ایی نیز دادند که ظهور کینز ونظریات کینز نیز از همان مقطع دراقتصاد آمریکا پدیدار گشت.

متاسفانه درکشورما نه تنها از نظریات وتئوریهای مشخصی تبعیت نمیشود بلکه سیاستهای اقتصادی را نیز سیاسیون تعیین وپیاده میکنند واگراقتصاد دانی نیز درسیستم باشد بیشتر رفتار سیاسی دارد وبدنبال توجیه عمل سیاسیون است تا ارائه نظریه ها وتحلیل های اقتصادی.

خطر  و خسارت هایی که درنتیجه رکود درایران میتواند ایجاد شود بسیار زیاد خواهد بود زیرا درگذشته سیاستهای اقتصادی وتصمیم گیریهای اقتصادی بسیاری شده که اشتباه بوده وهم اکنون نیز ادامه دارد که از ان میتوان به صنایع زود بازده و توسعه کارخانه های خودروسازی که توجیه فنی واقتصادی لازم رانداشته وتوسعه دانشگاهها بدون توجه به دراختیار داشتن هییت علمی با صلاحیت و هزینه های تبلیغات ونظامی و کمک های بلاعوض و .... که اقتصاد ملی را درانجام مناسب زیرساختهای اقتصادی ناتوان کرد.

تداوم رکود منجر خواهد شد تا از موسسات مالی اعتباری وبیمه گرفته که با پشتیبانی دولت ماندگاری خود را حفظ کردند تا بورس که مجموعه ایی از شرکتهای زیانده را شامل خواهد شدو شرکتها وصنایع بزرگ همانند خودروسازها که غیر مستقیم ودرنتیجه  ترس دولت از بیکاری بخش وسیعی از کارکنان وبروز تنش های اجتماعی توان حداقلی مالی دولت را خواهد بلعید و درآمد بیشترشاغلین دولت که بخشی را از فعالیتها وخدمات خارج از اداری بدست میاوردند وبدلیل مقروض بودن به سیستم بانکی به خطر خواهند افتاد و صنایع کوچک فعالین تجاری که کلا" بدلیل عدم حمایتهای مالی دولت ورشکست وتعطیل خواهند شد و.... منجرمیشود تا همه بخش های تولیدی از کشاورزی گرفته تا صنعت واز بورس گرفته تا کارکنان دولت ووضعیت اسفناک افراد بیکار وکم درآمد شرایط سختی را به جامعه تحمیل خواهد کرد که میتواند اثرات زیانباری را بدنبال داشته باشد.

جالب اینست با وجود شرایط فوق هنوز بسیاری از دولتمردان وسیاسیون هنوز میخواهند بجای بهاء دادن به تیمهای اقتصادی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور ومواجهه علمی وتحلیلی با بحران موجود به انکار واقعیتها میپردازند .


 
 
انتخابات مجلس چگونه عمل کنیم که بهترین نتیجه حاصل شود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٥
 

به راحتی قابل پیش بینی است که این دوره(انتخابات مجلس ) طیف ها و احزاب وجناح های سیاسی مختلفی  حضورداشته باشند زیرا دولت تدبیر وامید خود نه درطیف اصولگرا ونه درطیف اصلاح طلب قرارگرفته که خود منجر میشود تا تعدد اندیشه وجناح بوجود آید وهرطیفی جرات وجسارت حضورپیدا کند .

ازطرف دیگر با توجه به رویکرد دولت هیچ فردی برای حضورخود سد ومانعی را نه تنها احساس نمیکند بلکه حسن نیز میداند که با هرگرایشی دراین دوره کاندیدا شود.

تعدد کاندیداها منجر خواهد شد که رای دهندگان با تنوع کاندیداها پراکنده شده وجذب آنها نیازمند برنامه ریزی بیشتری باشد.

که من دراینجا نه با انگیزه سیاسی بلکه با انگیزه اقتصادی میخواهم به معایب ومحاسن این وضعیت بپردازم تا کسانی که اقدام به کاندیداشدن کردن عواقب اقتصادی موضوع را نیز درنظر داشته باشند:

هرکاندیدی قبل از هر چیزی باید توجه داشته باشد که کاندیدا شدن هزینه هایی را بدنبال دارد که باید بخوبی آن را ارزیابی وپشتوانه لازم را ایجاد کند والا بداند که برنامه های انتخاباتی اش بخوبی پیش نخواهد رفت.

هزینه هایی که میتوان نام برد به شرح زیر است:

1- هزینه تبلیغات : همانند چاپ بروشور و پوستر و بیلبرد و کارت و رسانه ها و... که خود حجم قابل توجهی را بخود اختصاص میدهد واگر کسی بخوبی برای آن بودجه وتعریف نداشته باشد متحمل خسارت زیادی چه از نظر کافی بودن تبلیغات وچه از نظر بیش از اندازه بودن آن میشود.

برخی کاندیداهای موفق نه تنها برای آن تعریفی صحیح دارند حتی بخش مهمی از آن را قبل از حضور وورود دربین طرفداران شرکتی وتجاری خود برای تامین واجرا تقسیم وازانها یاری میجویند.

2-هزینه اجاره محل وخودرو  وتالار ومکان: یک کاندیدا بخوبی میداند برای اینکه بتواند به آراء لازم دست پیدا کند ودرطول زمان تبلیغات نه تنها طرفداران خودرا پوشش دهد بلکه درهمه جا حضورفعال وقدرتمندی داشته ودیگران را نیز تحت تاثیر قراردهد بایستی در مناطق مختلف وکاملا" بررسی شده نسبت به اجاره دفتر ومکان های تبلیغاتی اقدام کند وبایستی برای جلسات وسخنرانیهای خود برنامه مدونی داشته وتالارها ومکان هایی را که میتوان سخنرانی عمومی کرد بهترین زمانها را از قبل اجاره نماید والا بداند به راحتی انتخاب نخواهد شد.

یکی از مهمترین مورد در مقطع تبلیغات امکانات جابجایی وراه اندازی کارناول های تبلیغاتی است که این امر با دراختیار داشتن خودرو علی الخصوص خودروهای عمومی همانند اتوبوس های شهری است که یک کاندیدا از قبل باید تدارک ببیند.

3-هزینه های پذیرایی وافرادخدماتی و امکانات پذیرایی: یکی از موارد مهم اینست که روزهای تبلیغات همانند یک میهمانی میماند که کسانی که دعوت میشوند باید بخوبی پذیرایی شوند وبرای همین باید درهمه مجالس ومکانها ودفاتر تبلیغاتی امکانات پذیرایی حتی اگرشده ناهار باشد زیرا دراین مقطع ماندگاری وحفظ حاضرین ومیهمانان منجر میشود آنها درمجالس سایرین حضورنداشته وماندگارتر شوندواز طرف دیگر شلوغی وازدحام دردفاتر تاثیر روانی در وضعیت وموقعیت اواز نظر تعداد طرفداران وشانس انتخاب خواهد داشت.

افراد خدماتی بایستی برای این محدوده زمانی تدارک دیده شود که ممکن است بخشی از طرفداران وبخشی نیز روزمزدی باشد.

4-تیم های مدیریتی ومشاوران : این افراد که حتی ممکن است از افراد غیر بومی نیز باشد وبهترین حالت آن استخدام زمانی وعقد قراردادهای مشاوره میباشد زیرا دراین صورت این تیم بدور از احساسات و گرایشات وعلائق شخصی بخوبی به بررسی وتحلیل ارائه راهکار ومدیریت وهدایت تیم های تبلیغاتی وجلسات میکنند.

شاید خیلی ها به اهمیت این بخش پی نبرده باشند ولی اگرکاندیدی این تیم مدیریت ومشاوره را بخوبی ایجاد کند خواهد دید که چقدر درپیشبرد برنامه ها وتحلیل واقعیتها ونتیجه بخشی آن مفید وموثر میباشد.

 

به هرحال هرکاندیدی باید بداند که چه اولین بار حضورش باشد وچه چندمین بار چه نماینده ایی باشد که دوباره شرکت میکند ویا نماینده های دوره های قبلی که سابقه حضوردارند بدانند بدون تحلیل وبررسی و بودجه بندی صحیح نتیجه مطلوب بدست نمیاورند وافرادی موفق خواهند شد که به موارد فوق نگرش علمی ومدیریتی داشته باشند.

هرکاندیدی باید بداند که درمحدوده تبلیغات آزاد نه خود ونه اطرافیانش فرصت و وقت مدیریت این موارد را نخواهند داشت وبایستی این تیم بدور از هیجانات انتخابات باشد.

انتخاب شانس واقبال نیست بلکه تحلیل و اقدام صحیح است.

 

 


 
 
اثرات رکود برفعالیتهای تجاری و تولیدی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۳٠
 

رکود سایه خود را براقتصاد ملی گسترده وکمتر فعالیت تجاری وتولیدی میتوان پیدا کرد که هیچ تاثیر پذیری از آن نداشته باشد ولی ممکن است صاحبان ومدیران یک فعالیت تجاری وتولیدی این سوال راداشته باشند که چگونه میتوان پی برد که رکود درحال تاثیر گذاری است وباید احساس خطر کنند.

من دراینجا مهمترین مواردی که دراثر رکود درفعالیتهای تجاری وتولیدی ایجاد میشود اشاره میکنم:

1- اختلال درفروش بطوری که فروش شرکت شروع به کاهش میکند بطوری که شرکت ناچار میشود روند عادی تولید خودرا کاهش دهد .

2- مشکل تادیه پرداخت ها و عدم توازن بین دریافت وپرداخت

3-افزایش بحث واختلاف بین مدیران واحدها دررابطه با عدم جوابگویی مناسب درحیطه وظایف تعریف شده

4-افزایش بیکاری پرسنل وبروز پرسنل مازاد و پررنگ شدن هزینه های پرسنلی بدلیل کاهش عملکرد شرکت

5-کاهش ظرفیت واقعی تولید وانباشت موجودی درانبار

6-بوجود آمدن وضعیت وشرایط رقابتی خیلی بد دربازار وکاهش عمومی قیمت ها بطوری که فروشندگان برای دست یابی به تقاضای محدود موجود دربازار به رقابت های ناسالم دست میزنند

7-بروز بحث واختلاف با مشتریان بطوریکه بسیاری از مشتریان به دلایل مختلف بدنبال این هستند که اجناس خریداری شده را بجای پرداخت بهای آن درسرسید عودت نمایند.

8-افزایش مطالبات مشکوک الوصول و کاهش قابل توجه وصولیها

این موارد از موارد مهمی است که درشرایط رکود برای شرکتها وفعالیتهای تجاری وتولیدی ایجاد میشود وبایستی مدیران وصاحبان فعالیتها هوشیار بوده ودرصورت دیدن این علائم اقدامات پیش گیرانه لازم را انجام دهند.

عدم اعتناء به موارد فوق منجر میشود تا شرکت روزبروز ضعیف تر شده و موقعیت خود را ازدست داده وبا فشار زیادی که دراثر کمبود نقدینگی به شرکت وارد میشود سیستم پرداخت بدهیها وحقوق پرسنل و تامین مواد با اختلال شدید مواجهه شود .

شرکت زیانده شده وماهینه زیان آن انباشته میشود و وهرماهی که دراین شرایط طی میکند توان مقابله ورویارویی با آن را از دست میدهد بطوری که بعد از مدتی طلبکاران احساس خطر میکنند ومجبور میشوند تا از هرروشی که میتوانند برای وصول مطالبات خود اقدام کنند واقدامات قانونی نیز علیه شرکت صورت میگیرد وبدلیل بالارفتن زیان شرکت از سرمایه ثبت شده با وضعیت ورشکستکی مواجهه میشود.


 
 
طلبکاران را چگونه جواب بدهیم(مدیریت بحران و جلوگیری از ورشکستکی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۸
 

شاید یکی از موضوعات مهمی که دردوران رکود برای فعالان تجاری وتولیدی مطرح است اینست که طلبکاران را چگونه جواب بدهیم.

دردوران رکود عرضه از تقاضا پیشی میگیرد یعنی خودبخود منابع ورودی شرکت جوابگوی خروجی آن نیست واین ناهماهنگی منجر میشود که شرکتها ابتدا با اختلال در پرداخت حقوق وهزینه ها مواجهه شده وپس از مدتی با انباشت مطالبات وعدم امکان جوابگویی به آنها مواجهه شود بطوری روند عادی فعالیت شرکت به هم ریخته وبا تردید در تداوم فعالیت مواجهه شود.

دراین مقطع از نظر اصول حسابداری و اساسنامه وواقعیت وجودی شرکتها بدلیل افزایش زیان شرکتها دراثر کاهش فروش و افزایش هزینه نسبت به سود منجر میشود شرکتها با زیان های بالاتر از سرمایه ثبت شده نیز مواجهه شوند ودرواقع میگوییم شرکت ورشکست شده است وکوچکترین بحث وایراد وشکایت واختلاف میتواند شرکت را درمسیر روند قانونی ورشکستگی قراردهد.

درچنین برهه ایی سوال صاحبان سرمایه ومدیران شرکت اینست که چگونه میتوانند طلبکاران شرکت را جوابگو باشند که مدیران مختلف جواب های مختلف دارند که برای نمونه به برخی اشاره میکنم:

الف)مدیران مالی: مدیران مالی شاید اولین مدیرانی هستند که از این اتفاق خطرناک خبردار میشوند ومتاسفانه تنها راه چاره را جبران کمبود مالی از طریق آورده سهامداران ویا از منابع دیگر میدانند راهکاری که بسیار ساده و مشخص است ولی هرگز تضمین نمیکند که بعد از این آورده اوضاع مسیر مناسب و صحیح بخود بگیرد که اصولا" رکود دورانی است که گفته میشود همانند سیاهچالی است که هرچقدر منابع تزریق گردد هیچ اثرادامه داری نداشته وهمانند یک مرهم موردی ومقطعی اثر میکند.

ب)مدیران بازرگانی:این مدیران که درهنگام رکود بیشترین ضربه شخصیتی وحیثیتی را تجربه میکنند زیرا همه شعارها و علوم واطلاعات وتجربه شخصی را که بکار میگیرند میبینند چاره ساز نیست وتازه به عظمت وتوان رکود پی میبرند ودرمقابل آن ناتوان میشوند وهمیشه چاره کار را با توسعه فروش وافزایش منابع از طریق مشتری میدانند وبرای همین برای جبران ان شرکت را درمسیربازی توسعه تبلیغات وبازاریابی و کاهش قیمت وتخفیفات و ... میکنند بازی که نه تنها جبران خسارت نمیکند و اثرات رکود را از بین نمیبرد بلکه روزبروز موقعیت وتوان وجایگاه شرکت را از بین میبرد وبا افزایش هزینه ها وکاهش سود خسارت را بیشتر میکند ومطالبات مشکوک الوصول را دامن میزند.

ج)مدیران اداری: علت این بحران را درناکارآمدی مدیران وپرسنل دانسته و متاسفانه با تحلیل ها واستدلالهایی که میکنند مدیران فعال وقوی زودتر از بقیه توسط آنها با رای هییت مدیره گردن زده میشود وبه همین خاطر دررکود ماندگاری افراد ناکارآمد بیشتر وافراد کارا و خوب به سرعت از بین میروند وبرای همین مشکلات شرکت بیشتر وبیشتر میشود.

د)مدیران تولید:بدلیل عدم تامین مناسب مواد اولیه وانباشت محصولات تولید شده واختلال درفروش به بهانه های مختلف از طریق خریداران بیشترین کاهش نیرو وعملکرد دراین واحد ایجاد میشود ودرواقع شرکت از روند عادی تولید وبازدهی میافتد ودرنزد مشتریان وطلبکاران و... تردید تداوم فعالیت ایجاد میشود.

م)حسابرسان : بهترین زمانی است که حسابرسان شمشیر را از رو بسته واز برندگی کامل برخوردارند وبراحتی درهمه امور اختلالات را مشاهده وگزارشدهی میکنند وهییت مدیره ومدیرعامل را در اعدام وقلع وقمع سیستم همراهی واحکام را تایید وصادر میکنند.

فکر کنم برای بیان موضوع تحلیل عملکرد همان واحدها کافی بود حال باخود میپرسیم پس طلبکاران را چگونه جواب بدهیم وشرکت را از این وضعیت نجات دهیم.

دراینجا نقش مشاوران مدیریت با تجربه وقوی که خود با اجرا ومدیریت سیستمی کاملا" آشنا باشدپررنگ میشود نقشی که متاسفانه درکشور ما هنوز جایگاه شایسته خود را پیدا نکرده وبسیاری از مشکلات ما ناشی از کمبود ویا نبود این نقش در شرکتها میباشد.

مشکلات حاد همانند رکود وتورم وتوررکود و یا مشکلات ساختاری اساسی براحتی توسط مدیران داخلی قابل حل ورفع نیست وکسی را میخواهد که نقش همه وساختار فعالیتها را بخوبی بشناسد وتصمیمات ونسخه های مدیریتی مناسب ومتناسب بگیرد وبدهد.

این افراد همانند جراحان قابلی هستند که شرکت رابدلیل مواجهه با تومور مغزی باید جراحی کنند وتومور را از شرکت جدا کنند والی حیات شرکت با خطر مرگ مواجهه میشود.

اما نسخه ایی که این مشاوران دراین وضعیت میپیچند چیست وچگونه است:

این متخصصان بخوبی درک میکنند که اگر امکان تامین وجه ونقدینگی بود که دیگر مسئله اینقدر حاد نمیشد.

آنها بخوبی میدانند اگر فروش امکان پذیر بود ومدیران بازرگانی موفق به تداوم آن بودند که رکود مفهومی نداشت از مشکل اثری نبود.

آنها میدانند وواقف هستند که هرچند مدیران وپرسنل هیچوقت کامل نیستند ولی اینهمه ایراد واین وضعیت ناشی از ماهیت رکود است نه ایراد عملکردی پرسنل.

بخوبی میدانند که درچنین وضعیتی تولید دچار مشکل میشود وباید تلاش کرد تا با حداقل ها ان را سرپا نگهداشت.

بنابراین سریعا"با استفاده ابزاری از مدیران واحدها به بررسی تحلیلی وضعیت مالی شرکت پرداخته نقصان مالی و نسبت طلبکاران ومیزان واقعی بدهی و روند آن وحجم واقعی آن را براورد کرد میزان منابع موجود را با توجه به اینکه چگونه میتوان با حداقل منابع روند فعالیت شرکت را تداوم بخشد دراین مقاطع به نسبت منطقی اقدام به پرداخت مطالبات وتعهدات شرکت میکند بطوری که حساسیت و تنش حادی درشرکت ایجاد نشود.

فروش وبازاریابی وبازرگانی شرکت را بررسی و کاهش فروش را بررسی وتناسب مناسبی با تولید وفروش ایجاد نموده واز روش هایی که میتواند در فروش آتی شرکت اختلال ایجاد کند ویامنجر به بروز خسارتهای حاد نماید همانند تخفیفات بی رویه فروش های اعتباری تعریف نشده ویا تبلیغات هزینه بر جلوگیری بعمل میاورد.

از اداری اطلاعات کامل پرسنل را گرفته وبهترین حالت تعدیل نیرویی که منجر به کاهش هزینه های پرسنلی میشود بدون اینکه خللی در ادامه روند فعالیت شرکت متناسب ظرفیت فعال جاری شود را عملیاتی میکند.

تولید را بررسی ظرفیت متناسب با امکان فروش وبازاریابی را بخاطر اینکه تولید شرکت با توقف مواجهه نشود وشرکت کمترین کاهش وتعدیل پرسنل تولیدی را داشته باشد ادامه میدهد ودرتامین منابع بسیار سنجیده ومحاسبه شده عمل مینماید تا از انباشت محصول ومواد اولیه جلوگیری بعمل آورد.

به مدیرعامل وهییت مدیره توصیه مینماید که صبور بوده وایین نامه های کاهش هزینه و دستورالعملهای تامین وپرداخت را مطابق بررسی تحلیلی انجام شده اقدام نمایند وروش ها و روش های مدیریتی که در روند عادی فعالیتها داشتند را کنار بگذارند به اصطلاح علمی مدیریت بحران بایستی صورت گیرد.


 
 
بررسی تحلیلی موضوعات و ارائه روش تنها راه توسعه همه جانبه وجلوگیری از خسارات
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۸
 

خوشبختانه ویا بدبختانه تقریبا" همه مسئولان وتصمیم گیران دولتی ما تحصیل کرده هستند.

خوشبختانه به این خاطر میگویم که احساس میکنیم با وجود این تحصیل کرده ها همه امورات وتصمیم گیری ها  برمبنای علم و بررسی تحلیلی ومدیریتی اتخاذ میگردد.

بدبختانه به این خاطر میگویم که متاسفانه میبینیم دربسیاری موارد نه تنها علمی ودرست و تحلیلی عمل نمیکنند بلکه ضعف ها واشتباهات خود را نیز تحلیل وتفسیر میکنند.

شاید یکی از دلایل اصلی آن سیاست زدگی آنها باشد که بخاطر حفظ منافع سیاسی حزب وگروهی که به آن نسبت ووابستگی دارند بسیاری از حقایق را تفسیر میکنند.

اگر چنین نبود  درهمان حد وحدودی که تحصیلات کردیم یعنی حتی یک دیپلم خوب که خوشبختانه خیلی ها تا مقطع دکتری هم پیش رفته برای انجام کارخوب ورفع ایرادات ومشکلات کافی بود.

مگر ایرادات ومشکلاتی که هم اکنون درجوامع ما وجود دارد لا ینحل بوده وهیچ راه حلی ندارد ؟ که همه میدانیم چنین نیست وبراحتی میتوان علت ایجادی آنها را شناسایی و راههای حل آنها را شناسایی و عملیاتی نمود.

برای مثال آلودگی هوا ما درهر مقطع تحصیلی که تحصیل کرده باشیم یکی از روش های حل مسئله ومشکل بررسی تحلیلی آن است که من دراینجا به بررسی تحلیلی آن میپردازم :

سولاتی که علت ایجادی آن را مشخص میکند:

الف )از چه مقطعی ایجاد شد وعلت های ایجادی آن:

الف-1) بوجود آمدن کلان شهرها بدون توجه به توسعه همه جانبه یعنی توسعه زیرساخت ها و محیط زیست متناسب:

باید به این موضوع اقرار کنیم که توسعه کلانشهرهای ما کاملا" یکسویه و منفعت طلبانه با صدورمجوزهای ساخت وساز بدون توجه به اثرات مخرب زیست محیطی آن صورت گرفته بطوری که درچندین دهه باغات حذف وتبدیل به ساختمان های چند طبقه شده واین اقدام منجرشده تا نفوس جمعیت دریک محدوده تعریف شده روزبروز بیشتر وآلایندگی های زیست محیطی بصورت تصاعدی افزایش یابد.

راهکاراصلی آن این بوده که نه تنها نباید باغچه ها وباغات تبدیل به ساختمان وبرج ها شود بلکه ایجاد شهرک ها وتوسعه ساختمانها با درنظر گرفتن زیر ساخت وتوسعه راهها صورت میگرفت وحجم فضای سبز متناسب با ساخت وساز رعایت میگردید.

ب-2)سیاستهای اقتصادی دولت متناسب با سلامت و بهداشت وآموزش : فعالیتهای اقتصادی هردولتی درراستای اینست که بتواند رفاه و امنیت وفرهنگ عمومی مردمانش را افزایش دهد بنابراین هرسیاست اقتصادی که این موارد رابخطر بیاندازند نه تنها مردود است بلکه غیر اقتصادی نیز خواهد بود.

یکی از سیاستهای اقتصادی کشور ورود ویا ادامه و توسعه  صنایعی بود که دریک حد تعریف شده توجیه اقتصادی دارد همانند خودروسازی که متاسفانه بیکباره حجم وسیعی از سرمایه گذاریها بدون توجه به عارضه ها واشکالاتی که میتوانست بوجود آید به این مسیر منجر شد تا تعداد تولید کنندگان وصنایعی که دراین مسیر فعالیت مشغولند حتی از تعداد فعالین کل کشورهای اروپا نیز شاید بیشتر باشد این اتفاق منجرشد نه تنها دراین مسیر به موفقیتهای خوبی دست پیدا نکردیم بلکه روزبروز وابسته تر وضعیف تر نیز شدیم.

بدلیل توسعه بی رویه این بخش منجر شد تا با یک عقب افتادگی علمی وفنی مواجهه شده ومتاسفانه مسئولین نیز برای پوشش این عقب افتادگی وبودجه های تلف شده به توضیح وتفسیر بپردازند تا اینکه نه تنها امروزه حجم عظیمی از درآمد ملی هزینه تولید خودروهایی میشود که ازاستانداردهای زیست محیطی  تولید روزدنیا بسیار عقب بوده وبازار جهانی ندارد بلکه تنها مشتری آن خودمان هستیم.

 تولید ناکارآمد وزیاد منجرشده بناچار حجم وسیعی خودرو کم کیفیت به کلانشهرهایی که توسعه بی رویه داشتند تزریق شود وحجم آلایندگی وسیعی ایجاد نمایند.

ب-3)تولیداتی که هزینه و اشتباهات وخسارت بی رویه ایی به کشور تحمیل میکند:

کشورهای پیشرفته حتی اگر محصولاتی همانند خودرو را مجانی نیز به کشورهای جهان سوم بفروشند باز سود میبرند.

زیرا برخی محصولات همانند خودرو بدنبالش هزینه ها وپشتیبانیهایی لازم دارد که برای تولید کنندگان وصادرکنندگان آن سود ایجاد میکند همانند مصرف قطعات و مصرف بنزین و مصرف روغن و نیاز به توسعه راهها و....

که متاسفانه درصورتی که به این موارد توجه نشود تولید این محصولات کیفیت لازم را نداشته باشد ومجبورشوید تنها استفاده کنند ان خود شما باشید خسارتهایی که به بار میاورد غیر قابل توصیف است که برای محاسبه ان باید به محاسبه خسارتهای ناشی از آن از قبیل میزان هزینه بنزین و میزان الایندگی ایجاد شده ومیزان مصرف قطعات ومیزان تصادفات وخسارتهای جانی ومالی و....پرداخت.

میبینیم که متاسفانه بسیاری از تصمیم گیران ما براحتی از کنار یک بررسی تحلیلی ساده میگذرند وتاسف بارتر اینکه نه تنها درمقابل اشتباهات وخسارتهای ایجاد شده جوابگو نیستند بلکه توجیه وتفسیر نیز میکنند وچنین وانمود میکنند که طرح این مسائل وایرادات به نفع کشور نیست وبا این اقدام منجر میشوند کشور ودولت درمقابل سایر دولتها روزبروز ضعیف تر وناتوان تر شود.

بنابراین باید بدون سیاسی کردن موضوعات اقتصادی کاملا" علمی وواقع بینانه موضوعات بررسی تحلیلی شده و هرگونه تصمیم گیری مبنای علمی داشته باشد وهمه درمقابل اشتباهات تصمیم گیری خود جوابگو باشند.


 
 
ده سال به عقب برگردیم با همین تجربه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۸
 

بسیاری از افراد از وضعیت حال خود راضی نیستند وافسوس میخورند ایکاش میشد با این تجربه ایی که کردند ده سال به عقب برمیگشتند.

آنها تصور میکنند چه خوب میشد اگر این اتفاق صورت میگرفت ودراین صورت برخی اشتباه تصمیم گیری ها و انتخاب ها که انجام دادند را به گونه ایی دیگر عمل میکردند ودراینصورت سرنوشت آنها اکنون بگونه ایی دیگربود.

دراینجا من میخواهم به بحث وبررسی این موضوع بپردازم تا چنین افرادی را بجای درگذشته ماندن وافسوس گذشته را خوردن به سوی واقعیتها و موفقیت و آینده زیبا سوق بدهم.

شاید برخی دربسیاری ازموارد ورویدادهای زندگی این تفکررا دارند وشاید دربرخی رویدادها بحث آنها بسیار به واقعیت نزدیک است ولی دربسیاری اصلا" چنین نیست و موفقیت وناموفقیت آنها بستگی به رفتار وکردار آنها دارد که برای موفقیت باید اصلاحات را از خویشتن شروع کنند وفرقی نمیکند به ده سال قبل برگردند یا از امروز شروع کنند.

همانند انتخاب شریک زندگی ویا دوست که بسیاری غصه میخورند اگرعقل داشتند ویا انتخاب درست میکردند به این موضوع نیز توجه کنند که هرگونه انتخابی نیز میکنید خوشبختی شما به نحوه برخورد و شخصیت شما دررویارویی با موانع ومشکلات دارد بطوری که میگویند فردی فرهیخته میتواند از همسری خلافکار یک فرشته بسازد ویا فردی که رفتارش ناصحیح است فرشته ایی را به یک خلافکارتبدیل میکند.

بنابراین بسیاری از رویدادها واتفاقاتی که بوقوع میپوندد ناشی از اخلاق ورفتار وطرز عمل ما است .

تنها جایی که این افسوس وآه ها به واقعیت نزدیک است ومثال زیادی از این افراد است رویدادهای اقتصادی است .

بسیاری میگویند اگر به ده سال عقب برگردم میدانم الان کجا وچگونه سرمایه گذاری کنم وچطور وچه فعالیتی را برای شغل انتخاب کنم.

این افراد به یک چیز مهم توجه ندارند که ثروت و توان مادی خوشبختی نمیاورد و لزوما" فرد پولدار خوشبخت نیست با این وجود به یک مهم دیگر توجه ندارد که اگر شما برگشتید به ده سال عقب دوباره چه اتفاقی میخواهد بیافتد مثلا" شما میدانید که تورم افسارگسیخته میاید وزمین وساختمان یا سکه وارز افزایش بی رویه پیدا میکند آن موقع اگر شما یک اندازه محدود برای سرمایه گذاری دارید سکته میکنید که موضوعی را میدانید ولی یک اندازه محدود برای سرمایه گذاری دارید نکنه الان میگویید منظورم این بود هم ده سال عقب برمیگشتم وهم سرمایه داشتم.

حال بیایید واقع بینانه فکر کنیم واقعا" چگونه میتوان به عقب برگشت و موفقیت بیشتری را کسب کرد وآیا میتواند چنین اتفاقی بیافتد.

به نظر من بهتر از آن نیز میتواند اتفاق بیافتد بدون اینکه به عقب برگشت وبا تجربه ایی هم که کردیم وبا همین سن وسال تصمیمات بهتر وموفقیت بیشتری بدست بیاوریم واما چطور.

مگر نه اینست که ما تا این سن تجربیات مفیدی کردیم که برای بسیاری از اتفاقات گذشته افسوس میخوریم چه چیزی کم داریم که بهترین استفاده را ببریم 1- درست عمل کنیم 2- آینده را بدانیم

1- درست عمل کنیم : بیایید از امروز تصمیم بگیریم درست عمل کنیم وهمه تجاربی که داشتیم ومتوجه شدیم بخاطر انجام این اشتباهات شکست خوردیم آنها را اصلاح وبه بهترین وجه ممکن عمل کنیم درواقع اگر به گذشته هم میخواستیم برگردیم توفیق ما به شرط عمل درست بود.

2-آینده را بدانیم: برای دانستن آینده کافی است از اطلاعات ومشاورت های افراد دانا وتحلیلگر به بهترین نحو استفاده کنیم برای مثال اگرما به گذشته برمیگشتیم درتجربه خودمان فهمیدیم زمین افزایش قیمت خوبی داشت وچون تجربه دیگری نداشتیم نمیدانستیم ارز ویا بورس ویا فلان محصول وفعالیت خاص چه افزایش بالاتر وبهتری داشت بنابراین میتوانیم با بهره گیری از اطلاعات علمی ومفید موجود ومشاورات خوب بهترین مسیر را انتخاب کنیم یعنی به جای ده سال برگشت به عقب چند سال روبه جلو با رویکرد موفق نتایج خیلی خوبی بدست بیاوریم.

متاسفانه امروزه جوانان ما نمیدانند که با احترام به تجارب بزرگترها واستفاده از نقطه نظرات آنها میتوانند اشتباهاتی که آنها انجام داده اند را نکنند وبجای اینکه ده سال بعد افسوس گذشته خوردن در طول چند سال با موفق عمل کردن مسیر ده ساله را در دوسال طی کنند.

البته این مثال وصحبت من نه فقط با جوانان بلکه با هر فردی درهرسن وسالی است وشعارم اینست برای خوشبخت شدن چند سال بیشتر زمان لازم نیست.


 
 
بزرگ خاندان خانواده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۳
 

در قدیم رسم بوده که همه خانواده ها یک بزرگ خاندانی داشتند که او سرپرست سنی وفکری خانواده بوده وهمه ازاو اطاعت میکردند وهرکسی درخانواده مشورتی نیاز داشته ویا مشکلی برایش ایجاد میشد ویا اختلافاتی پیش میامد براحتی از طریق این بزرگ خاندان حل ورفع میشد البته شاید دربرخی خانواده ها این بزرگ خاندان اعمال ورفتارش به دیکتاتوری هم کشیده میشد که ممکن بود به برخی ظلم شود ویا برخورد شخصی شود.

به هرحال من دراینجا به بررسی محاسن واهمیت این موضوع بپردازم وبا تجزیه وتحلیل وضعیت کنونی که این ساختار بزرگ خاندان ومحوریت قدرت ومدیریت خانواده ها از بین رفته چه وضعیتی ایجاد شده است که آیا بودنش بهتر است یا نبودنش با عنایت به اینکه ایجاد همان سیستم میتواند براحتی ایجاد شود.

من عادت دارم درمباحث خود مثال هایی از واقعیت های زندگی بیاورم هرچند ممکن است برخی درارتباط این مثال ها بحث وایراد داشته باشند ولی یک واقعیت هست که بهترین ایده وفکر اینست که ما برخی واقعیتها وماهیت واهمیت وجودی بسیاری از چیزها رادر طبیعت جستجو کنیم تا بتوانیم ارتباط داده واستفاده کاربردی ببریم.

بنظر شما اگر منظومه شمسی خورشیدی درمحوریت ومرکزیت آن نبود چگونه بود وآیا این نظمی که میلیونها سال هست وهمچنان وجود داشته وسیاره ها بدور آن میچرخند وجود داشت.

حتی در حیوانات میبینیم که برای حفظ بقا وحفظ اقتدار گروه وخانواده یک رهبریت و محوریت انتخاب میکنند هرچند آن رهبر درآنجا فقط حفظ جان ومال آنها را بعهده دارد.

انسان موجودی است هوشمند که شاید خوردن وآشامیدن برای او دردنیای کنونی دغدغه اصلی او را تشکیل نمیدهد انسانها برای اینکه آرامش وآسایش داشته باشند وبرای اینکه به قول خودشان خوشبخت شوند دغدغه ها و راه وروش ها ومسیرهای پیچیده ودشواری را باید طی کنند.

زندگی بشری در دوران کنونی برای اینکه شکل مناسب ونتیجه بخشی داشته باشد از چند بخش مهم تشکیل شده که اختلال درهرکدام میتواند کل زندگی او را به مخاطره بیاندازد:

1- بستر خانواده ومعاشرت با دوستان وآشنایان: که این بستر از بد تولد تا پایان عمر اوررا دربرمیگیرد ومهمترین بخش آن تا ازدواج ویا انتخاب شغل است یعنی جدایی ضمنی از بستر اولیه.

2-انتخاب شغل: دومین بخش زندگی ومهمترین بخش از زندگی اقتصادی فرد بشمار میرود که درصورت موفقیت ابزارمهمی در شگل گیری مناسب سایر بخش ها و یا دستیابی به آرزوها بشمار میرود.

3-انتخاب همسر:انسان موجودی است اجتماعی ونیازمند بقا هرچند امروزه برخی فکر میکنند بدون انجام ازدواج وبدون ایجاد نسل نیز میتوان زندگی را به سرانجام رساند بدانند بخش مهمی از طبیعت انسانی وخوشبختی وامید ولذت زندگانی همین تشکیل خانواده است.

4-انتخاب مکان ومحل زندگی وامکانات لازم برای زندگی بهتر:این مورد نیز با توجه به زندگی صنعتی امروزه وامکان مهاجرت آسان وانتخاب محل ومکان از اهمیت ویژه ایی برخوردار است.

5-انتخاب ایده وعقیده و الگو: انسان با وجود اینکه پیشرفت های زیادی بدست آورده ولی نتوانسته با وجود اینهمه پیشرفت به ماهیت وجودی آفرینش پی ببرد وهمین موضوع منجرشده تا دردنیا مذاهب وادیان وافکار بیشماری دررابطه با ماهیت وجودی انسان ایجاد شود که هرانسانی بناچار پیرو آداب وسنن وگروه وفرقه ایی خاص است که خود این انتخاب ومیزان پایبندی یک فرد به آنها درسرنوشت انسانها اثرگذار است.

با توجه به مواردی که دربالا گفته شد وبدون توجه به اینکه فرد درچه گروه فرقه وعقیده ایی زندگی میکند برای اینکه بتواند موفقیت های لازم را بدست آورد وبرای اینکه محبوب واقع شده و نام نیکی از خود بجا بگذارد ودرهر جمعی که باشد مفید وموفق و موثر واقع شود یعنی مواردی که انسان را به خشنودی درزندگی میرساند وکیفیت زندگانی را افزایش وانسان با وجود آنها احساس خوشبختی میکند باید از تجارب بزرگان واندیشمندان خانواده وکسانی که تجارب مفیدی دارند بهره لازم را ببرد.

مهمترین موضوعی که منجر میشود بسیاری از بسترها وجایگاههای مناسب یک فرد از بین برود بروز اختلافات و کینه ورزیهاست که این موضوع مهم سرنوشت انسانها را به مخاطره میاندازد که با ایجاد ریش سفید و بزرگ خاندان این مسائل کنترل و از بروز اختلافات و خطرات جلوگیری میکند.

بزرگ خاندان یک مرکزیتی است که همه اعضا خانواده میتوانند با محوریت آن نظم وانضباط و امید واتحاد پیدا کنند.

برای پی بردن به اهمیت بزرگ خاندان دریک سطح پایین تر با وجود پدر درخانواده ونقش پدر درمدیریت خانواده اشاره کرد وچگونه پس از فوت او دریک خانواده پرتعداد اگر محوریتی جایگزین نشود شالوده خانواده از هم میپاشد.    .

 


 
 
زندگی انسان کوتاه تر از آن است که فکر میکنیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٧
 

راستی تاحال فکر کردید چند سال زندگی مفید دارید شاید بپرسید زندگی مفید چیست؟ زندگی مفید از نظر من مدت زمانی است که از زنده بودنتان نهایت استفاده را بردید برای اینکه نهایت استفاده را ببریم باید مفید واقع بشیم بنابراین فعالیتهایی همانند مطالعه و ورزش و حضور درطبیعت و گردش وتفریح وفعالیتهای انسان دوستانه ومهمتر از همه تشکیل خانواده وتربیت فرزندان خوب و... بطوری که فرد از لحظه لحظه زندگی اش لذت برده واحساس رضایت داشته باشدودیگران نیز این وجود وحرکت وزندگی او را تایید کنند.

یک انسان دربهترین شرایط محیطی که گرفتار بیماریهای ناعلاج ویا قتل و... نشود ودریک کشور پیشرفته که بهداشت وتغذیه به اندازه کافی مهیا باشد متوسط زندگی او 85 سال است که دراینجا میخواهم برخی مواردی که درزندگی انسان درشرایط عادی وجود داشته وبخشی از زندگی اورا تشکیل میدهد وهیچ تاثیری درزندگی عادی او ندارد بیاورم:

1- خواب : یک انسان براساس مطالعه دانشمندان برای اینکه بتواند حداقل 85 سال زندگی کند بایستی روزانه حداقل 8 ساعت خواب مفید داشته باشد بنابراین24/8=33%

2-دوران کودکی:یک فرد برای اینکه بتواند از زندگی خود بهره برداری لازم را بکند حداقل باید به یک شرایط فهم وشعور لازم برسد که درشرایط ومذاهب مختلف تعاریف مختلف دارند ولی از نظر علمی حداقل سن 10 سال منطقی میباشد85/10=12%

3-دوران کهن سالی :برای بهره برداری مفید ومناسب از زندگی شرایط وسلامت جسمانی بسیار مفید وموثر است واصولا" برای کسی که تا 85 سال عمرمیکند میانگین از 75 سال به بعد تحرک وحضور وفعالیت فرد بشدت کاهش میابد یعنی 10سال =12%

4-ایاب وذهاب ها:یک فرد درزندگی روزمره اگر برنامه تحصیلی ویا گردشی وحضور در جمع داشته باشد ساعاتی طول میکشد تا به محل مورد نظر برسد که درواقع غیر فعال است وساعاتی نیز برگرددکه زمان قابل توجهی میباشد ویا زمانی که برای حضوردرمحل کار صرف رفت وآمد میشود ویا هر زمانی که دربین راه تلف میشود که حداقل 3ساعت درروز میتوان درهرموقعیتی برای آن اختصاص داد زیرا حتی جایی تفریح هم میرویم زمانی برای رسیدن تلف میشود.بنابراین24/3=13%

5-استراحت ها وخواب های بین روز ورفع خستگیها:همه میدانیم همه انسانها چه درموقع مطالعه وتفریح وگردش و... وقت تنفس و استراحت دارد که برای یک فعالیت یکساعته 15 دقیقه یک زمان منطقی است:60/15=25%

حال همه این زمانهای بدست آمده را جمع میزنم:

1-33%    2-12%    3-12%    4-13%    5-25%

جمع کل آنها برابر خواهد بود با33%+12%+12%+13%+25%=95%

85×95% =80سال

درواقع عمرمفید فردی که واقعا" از زندگی بهره برداری لازم را میکند 5 سال بیشتر نیست در صورتی که فرد با خوشحالی احساس میکند 85 سال عمرکرده است.

با این مثال ساده چند مورد مهم برای فهم بیشتر ما از زندگی بدست میدهد:

1-عمرمفید ما بسیار کوتاه تر از آن است که ما فکر میکنیم یعنی 5 سال

2- ماباید تلاش کنیم بهره برداری مفید از زندگی را هم بیشتر کنیم وهم به آینده موکول نکنیم یعنی هر اتفاق ناگواری نیز برای فرد بیافتد همانند مرگ زودرس ویا امراض ناعلاج و... این عمرمفید را بموقع کرده باشیم.

3-ممکن است برای استفاده مفید از این عمرکوتاهمان در ایام جوانی وتوانمندی بیشترین بهره برداری وکمترین استراحت را بکنیم ودرایام پیری بیشترین استراحت را داشته باشیم.

4-باید بدانیم که هرلحظه ایی را که بیشتر ازمعمول درزندگی جاریمان تلف میکنیم وبه بطالت طی میکنیم قسمتی از عمرمفیدمان را ازبین برده واز آن 5 سال کم میشود نه از 85 سال.

5-باید متوجه باشیم کسانی که از لحظه لحظه زندگی خود بهره برداری مفید میکنند دارند زندگی میکنند وآنهایی که آرزوهایشان را به آینده موکول کردند ومثل رباط کار وفعالیت میکنند تا درآینده زندگی کنند نه تنها نمیتوانندعمرمفید خود را براحتی افزایش دهند جز چند سال بلکه متوجه این موضوع نیستند اگر درآینده اتفاقی برایشان بیافتد که نتوانند آرزوهایشان را برآورد کنند درواقع ناکام مرده اند وهیچ زندگی نکردند.

بنابراین بیایید از لحظه لحظه زندگیتان استفاده مفید ببرید وامروز را فدای فردا نکنید وبدانید عمرانسان بسیار کوتاهتر از آنست که فکر میکنید.

دم غنیمت دان که دنیا یک دم است

                      آنکه با دم همدم است آدم است

حشراتی هستند که یک روز بیشتر عمر نمیکنند ولی من دیدم که درآن یک روز یک لحظه هم توقف ندارد وبالا وپایین میجهد وتولید مثل میکند وبعد میمیرد یعنی بجای اینکه همانند انسان از 5% زندگیش بهره برداری کند بیش از 98% زندگیش را زندگی میکند وشاید 2% هم اوقات تلف شده ندارد بنابراین او از ما بیشتر زندگی کرده وبجای اینکه به آنها احساس دلسوزی کنیم بخودمان دلمان بسوزد که اشرف مخلوقات هستیم وخود را فکور میدانیم واز 5% بیشتر عمرمان بهره برداری مفید نمیکنیم.


 
 
برف زمستانی و مدیریت بحران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٧
 

 

اولین برف زمستانی بارید وتهران وبسیاری از استانها را سفید پوش کرد علاوه براینکه بارش برف ذخیره آب موردنیاز این کلانشهرها ومزارع را تامین میکند واز طرف دیگر آلودگی هوا را نیز ازبین میبرد ولی من دراینجا میخواهم به موضوعی مدیریتی  اشاره کنم که برف با بارش خود بهتر از هربازرس و تحلیلگری نقاط ضعف مدیران ذیربط را شفاف وآشکارمیکند.

1- مشکلات ترافیکی و ضعف فرهنگ ترافیک:

همین که برف میبارد شاید درشرایط عادی ضعف  زیرساختهای حمل ونقل کشور به آن شفافیتی که در هنگام برف قابل تشخیص وشناسایی است برای همه قابل لمس نباشد پستی وبلندی و پیچ های پرخطر  و پهنای کم جاده ها وعدم پیش بینی لازم برای توقف خودروها وکیفیت آسفالتها بوضوح آشکار میشودو از طرف دیگر کمبود وسیله نقلیه عمومی دردسترس مجهز وجود ندارد انتظاری که از مردم داریم .

مردم نیز به نوبه خود ضعف فرهنگ ترافیکی دارند ودربرف دوباره تک سرنشین ها گرفتار مشگلات ترافیک هستند عدم رعایت حق تقدم وعدم رعایت حرکت بین خطوط وعدم رعایت عبور عابر پیاده و... منجر میشود تا بارش برف با تصادفات مکرر و ترافیک سنگین آنها را تنبیه کند .

2-مشکلات مدیریتی سازمانهای زیربط:

شهرداریها:شهرداریها یکی از سازمانهای دولتی هستند که وظیفه برف روبی وساماندهی شهری درهنگام بارش برف را بعهده دارند وهزینه وبودجه خوبی نیز برای این کار تخصیص میدهند تا زمانی که برف نیامده شما شاهد ماشین آلات سنگین و نمک و امکانات مختلف ودرجایگاههای مختلف هستید وکاملا" خودشان و مردم احساس میکنند که قویترین سیستم را برای رویارویی با این کار ایجاد کرده اند وجالب اینست که با پیشرفت علم حتی رویدادهای هواشناسی چند هفته بعد نیز قابل شناسایی است ولی متاسفانه همینکه برف میاد انگار خود آنها نیز درترافیک ومشکلات گرفتارند ومنتظرند تا بعد ازباز شدن قفل مشکلات اقدامات لازم را انجام دهند.

این موضوع مهم نشانگر اینست که تجهیزات وامکانات 20 درصد موضوع درموارد بحران نیست بلکه مبحث مدیریتی 80% موضوع است که دراین وضعیت کاملا" مشهود است

درشرایطی که هواشناسی بوضوح اعلام میکند در چند هفته بعد چه اتفاقاتی خواهد افتاد چرا بعد از وقوع اتفاق وبه تجربه وبررسی کاملا" واضح وآشکار است که خدمات رسانی نیز متوقف وگرفتار میشود بعد آن بدنبال خدمات رسانی هستیم وجالب اینکه اینهمه مدیران وکارشناسان درقسمت امداد زمستانی حقوق وحق مسئولیت میگیرند همانند مردم بعد از اتفاق بدنبال کمک رسانی ناموفق باشند درصورتی که براحتی با مدیریت علمی میتوانند روز قبل از وقوع برطبق اعلام هواشناسی اقدام به عملیات کرده بطوری که برف بدلیل نمک پاشی واقدامات انجام شده توقف برروی جاده نداشته باشد وبرای احتیاط در مکان های خاص وتعریف شده که برطبق تجربه وبررسی میتواند قفل ایجاد شود تجهیزات وخودروهای کششی تعبیه شود ودربرخی جاها حتی نیروی انسانی مجهز وهمه آنها دراین چند روز اول همانند یک منطقه چنگی مدیریت شود وبا هم در ارتباط بوده وامداد رسانی لازم صورت گیرد.

3-ضعف بهره برداری مدیریتی و لازم از آمار واطلاعات :

هواشناسی تلاش دارد بهترین امکانات را داشته باشد تا بتواند بروزترین و موفق ترین اطلاعات هواشناسی را دراختیار عموم بگذارد و شهرداریها تلاش دارند برای مواجهه با شرایط خاص بهترین امکانات وخودروها وایستگاهها را داشته وخودروهای عمومی لازم را نیز دراختیار قراردهد  و راهنمایی ورانندگی با دراختیار داشتن کادر لازم وامکانات موردلزوم مشکل ترافیکی را حل ورفع کند وسایر سازمانها که نمیخواهم دراینجا اشاره کنم.

جالب اینست به محض وقوع اتفاق این عملیات وفعالیتها طوری همانند کلاف سردرگم به هم میپیچد که مشکلات مردم چند برابر میشود وهمه منتظرند تا آفتابی دربیاد وبطریقی این مشکل حل شود .

بنظر شما آیا این موضوع که از قبل قابل پیش بینی است وهواشناسی نیز آن را اعلام میکند نمیتواند مدیریت علمی شود ویا اگر چنین نشد سازمانهای ذیربط نباید مسئولان ومدیران ذیربط را که برای همین موضوع حقوق وحق مسئولیت میگیرند را تنبیه نماید وجوابگو باشند که اگر مردم مشکلات را تحمل کردند وخسارت را به جان خریدند حداقل دلخوش به این باشند که درآینده تکرار نخواهد شد موضوعی که حتی درمواردی جان انسانها رانیز میگیرد وخسارت مادی زیادی بدنبال دارد.

4- تدابیر قبلی برای مواجهه با موضوع ورفع مشکلات مردم:

بخشی که مربوط به شهرداریهاست ازقبیل نمک پاشی و... که اشاره شد.

بخشی که مربوط به راهنمایی ورانندگی است که بتوانند مشکلات ترافیکی ودرصورت بروز تصادفات رفع سد معبر و... برای سهولت وروان شدن تردد انجام دهند.

بخشی که مربوط به سازمانهایی همانند آموزش وپرورش است که با اعلام تعطیلی به موقع از خروج مشکل دار مردم کاسته وهم برای سلامت دانش آموزان وکاستن از ترافیک درمقطع مدارس جالب اینست حتی این بخش نیز طوری عمل میکند که شک ایجاد میشود آیا با توجه به درخواست فرزندان خود مسئولین تصمیم گیر صورت گرفته یعنی با مشاهده عینی برای مثال امروز که برطبق عکس های ارسالی دوستان از مناطق مختلف به لطف شبکه های اجتماعی وهم صدا وسیما منطقه 5 یکی از اصلی ترین وسنگین ترین بارش را داشت که احتمالا منطقه دو نیز چنین بود که من به عینه دیدم حتی خودروها نیز گرفتار شده بودند ولی تلویزیون از قول آموزش وپرورش فقط منطقه یک را تعطیل اعلام میکند به هرحال حیف است درکشوری که اینهمه از تجهیزات روز دنیا برخوردار است و بودجه های کلان علمی اختصاص داده میشود مدیران مدیریت را با مشاهدات عینی بخواهند انجام دهند.


 
 
دکتر و جراح اقتصادی فعالیت های تجاری وتولیدی بازار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٦
 

شاید تعدادبیماران اقتصادی درجامعه ما که شرایط تورمی و توررکودی و رکودی حادی را تجربه کرده اند وهم اکنون نیز در شرایط رکود اقتصادی حاد بسر میبرند بسیار بیشتر از تعداد افرادی است که با سرطان دست وپنچه نرم میکنند .

دربیماری سرطان درحالت بدخیم آن جان یک انسان درمخاطره است ولی درشرایط بد یک مجوعه اقتصادی که میخواهد ورشکست شود علاوه براینکه جان برخی انسانها بدلیل قرارگرفتن درشرایط استرس واضطراب شدید وبیکاری تعداد زیادی از کارکنان وخراب شدن درآمد آنها وناتوانی در انجام هزینه های بهداشتی وغذایی وسوئ تغذیه وغیره اقتصاد یک کشور نیز با بحران واختلال روبرو میشود.

درواقع میخواهم با اشاره به بخشی از مسائلی که بوجود میاید اشاره کنم تا عظمت بحران را توضیح داده باشم.

با این وجود تنها افسوس وناراحتی من اینست دکترها براحتی دربیمارستانها ویا با زدن تابلو با بیماران ارتباط برقرار وبه مداوای انها میپردازند ولی درکشورهای جهان سوم این متخصصان اقتصادی نه تابلویی دارند ونه مراجعه کننده ایی انگار هرکسی فعالیتی ایجاد کرده فکر میکند یا فعالیت باید موفق شود وسودمند ویا اگر زیانده شد وورشکست درتقدیر آن بوده وهیچ چاره ایی برای اصلاح وتقویت وسلامت آن وجود ندارد.

خود را دانشمند آن فعالیت میداند ومتوجه نیست که هرچیزی متخصصی دارد و جراحی که با علم وتحصیل وتجربه به آن رسیده است.

نمیداند حتی اگر خود نیز متخصص باشد باز هیچ دکتری نمیتواند خود خودش را جراحی نماید ونیاز دارد تا متخصص دیگری اورا مورد معاینه وجراحی قراردهد.

درصورتی که هررشته ایی برای خود متخصصان وجراحان وفوق متخصصانی دارد که میتواند یک فعالیت مریض را مورد معاینه قرارداده ودرصورت نیاز به جراحی آن را جراحی نماید وغده های سرطانی را ازبین برده وموفقیت ورشد را برایش به ارمغان داشته باشد.

فعالیت های سودمندی که برای یک فعال اقتصادی هزینه آن حتی کمتر از 5 درصد رشد وسودمندی است که بدست میاورد ولی افسوس که همان فعالان اقتصادی آن حداقل هزینه را نیز برای اصلاح وبهبود قبول ندارند.

برای همین ما هرروز شاهد شکست و توقف فعالیتهایی هستیم که صاحبان آنها با هزار امید وآرزو آن را ایجاد کردند.

با ورشکستگی یک فعالیت تجاری وتولیدی نه تنها برای فرد مشکلات اقتصادی شدید ایجاد میشود بلکه مشکلات روحی وجسمی نیز برایش ایجاد میشود.


 
 
مدیریت جهانی ضرورتی انکارناپذیر ممکن یا ناممکن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٦
 

انسان موجودی است هوشمند و اشرف مخلوقات ولی متاسفانه بسیار پیچیده و قدرت طلب که این خصلت انسانی موجب شده که با پیشرفت جوامع وافزایش دانش بشری که همه فکرمیکردند با رشد آگاهی ودانش رفاه وآسایش وروابط صحیح بین انسانها بهبود میابد به این فرضیه میرسیم که رشد دانش آگاهی نه تنها روابط آنها را بهبود نمیکند بلکه بدتر نیز میکند این بدان معنی نیست که دانش وآگاهی را بد بدانیم وبدنبال آن نباشیم بلکه بدین معنی است که دانش و آگاهی یکی از ابزارهای مهم یک فرد برای ارضای نیاز قدرت طلبی خود میباشد وبرای همین منجر میشود تا روش ها وتجهیزات ضد بشری نیز که توسط انسانها درسایه رشد دانش و آگاهی او ایجاد میشود روز بروز پیشرفت نماید .

سوالی که دراینجا مطرح میگردد اینست بشر چگونه میتواند با وجود این رشد دانش وآگاهی جامعه جهانی را به نحو مطلوبی مدیریت کند که حداقل خسارت و تلفات را بدنبال داشته باشد سوالی که شاید نه تنها بی پاسخ مانده بلکه درآینده نیز براحتی کسی پاسخی برای آن نخواهد یافت.

برای اینکه بتوانیم به پاسخ این سوال برسیم جامعه جهانی را کوچک کرده ویک منطقه را درنظر میگیریم که قومها وقبایل مختلف درکنار هم زندگی میکنند بهترین شیوه مدیریتی این منطقه چگونه باشد بهتر است که میتوانیم از آن الگو بگیریم برای مدیریت جهانی.

درمنطقه ایی که قومیتهای مختلف زندگی میکنند با تنوع مثالی بیش از 100 قوم وبخواهیم اینها درکنارهم وبا حفظ اتحاد وهمدلی و بهره برداری اصولی از امکانات موجود بطوری که کمترین نارضایتی واختلاف باشد دوروش تجربه شده درطی سالیان متمادی وجود دارد:

الف) شیوه مدیریت شورایی که درآن همه اعضا درآن نماینده ایی دارند وحق رایی که بتوانند مسائل ومشکلات قوم وملیت خودرا طرح وآن شورا بطور عادلانه تصمیم گیری وهدایت امور را بعهده داشته باشد.این شورا کاملا" مقتدر بوده وهرکسی درمقابل تصمیمات آن ایستادگی کند برخورد جدی میشود.

ب)شیوه مدیریت منطقه ایی بدین صورت که دوباره آن ملیتها به مناطق دهگانه ویا کوچکتر تقسم برای هرمنطقه شورایی تشکیل وشورای مرکزی از نمایندگان شورای مرکزی تشکیل وتبعیت کرده ومدیریت میشوند.این شورا نیز همانند قبلی دارای اختیارات کامل بوده وروسای منطقه نیز با تصمیمات انها عزل ونصب میشود.

درغیر اینصورت مشخصا اختلافات بخوبی مدیریت نمیشود ومنجر میشود که قوم قدرتمند به قوم های ضعیف تر تجاوز وآنها را تحت سلطه دربیاورد که چنک ملیتها از همین عامل ایجاد میشود.

سیستم های شورایی و مجلسی ورای گیری تقریبا" درکشورهای دموکراتیک مورد استفاده قرارگرفته اند وبهترین شیوه موجود بشمار میرود.

شاید دراینجا این سوال پیش بیاید پس چرا درجهان با وجود سازمان ملل که مجمع بین المللی همه کشورهاست باز اینهمه جنگ و درگیری بین المللی وجود دارد.

کشورهای قدرتمند وپیشرفته باید به یک چیز مهم دقت نمایند که جهان فعلی با این رشد دانش وآگاهی بسیار پیچیده تر از آن است که اطلاع دارند وهمچنین متوجه این موضوع مهم نیز باشند سازمان ملل بدون دراختیار داشتن بازوهای اجرایی وپشتوانه نظامی یک سازمان مشورتی بیش نیست وبرعکس خارج از آن ماشاهد وجود ناتو وورشو و... غیره هستیم که بازوهای نظامی دراختیار تعدادی محدودی از کشورها هستند که با توجه به تشخیص وخواسته آنها اقدامات نظامی انجام میدهند که منجرشده جهان به بلوک های مختلف تقسیم شود وتوسعه ورشد اختلافات وچنگ ها نیز از این موضوع نشئت میگیرد زیرا این بلوک ها بخوبی میدانند چنگ بین آنهامستقیما" مفهومی ندارد وبرای همین بطور غیر مستقیم جنگ های منطقه ایی در مناطق تحت سلطه آنها ومنافع منطقه ایی آنها ایجاد میکنند.

یکی از علل مهم این وضعیت حاضر که منجر شده تا جنگ های منطقه ایی بشدت افزایش یافته وگروههای تروریستی رشد کنند همین حمایت بلوک های مختلف از عوامل تروریستی میباشد.

برای اینکه وضعیت جاری جهان را مورد تجزیه تحلیل قراربدیم وبتوانیم نتیجه مطلوب بگیریم مواردی که منجر به شدت یافتن اختلافات شده وتنشها بشدت افزایش یافته به قرارزیراست:

1-سازمان ملل  متحدبدلیل نداشتن بازوهای اجرایی قوی عملا" جایگاهش به یک مجلس دوره ایی سخنرانی و عادی سالانه تقلیل یافته است درصورتی که باید سازمان ناتو وورشو وسازمانهایی ازاین قبیل به عنوان بازوی اجرایی سازمان ملل باشند نه مجزا

سازمان ملل متحد سازمانی بین‌المللی است که در سال ۱۹۴۵ میلادی تأسیس و جایگزین جامعه ملل شد. این سازمان توسط ۵۱ کشور تأسیس و در سال ۲۰۱۱ میلادی، ۱۹۳ کشور عضو داشته‌است. اعضای آن تقریباً شامل همه کشورهای مستقلی می‌شود که از نظر بین‌المللی به رسمیت شناخته شده‌اند. فقط واتیکان، که عضویت در سازمان را نپذیرفته‌است و چین ملی (تایوان) که عضویتش بعد از عضویت جمهوری خلق چین لغو شد، در سازمان ملل متحد عضو نیستند.

مقر سازمان ملل متحد در نیویورک است و کشورهای عضو و موسسات وابسته در طول هر سال با تشکیل جلسات منظم در مورد امور بین‌المللی و امور اجرایی مربوط به آنها تصمیم‌گیری می‌کنند.

سازمان ملل در پایان جنگ جهانی دوم و از سوی کشورهای پیروز در آن جنگ شکل گرفت و سازمان و روال حاکم بر فعالیت آن نشان از شرایط جهانی بعد از جنگ دوم دارد. شورای امنیت قوی‌ترین نهاد سازمان ملل پنج عضو دائمی دارد که در تصمیمات این شورا حق وتو دارند

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو[۳] (به انگلیسی: North Atlantic Treaty Organization با مخفف NATO)(به فرانسوی:Organisation du traité de l'Atlantique Nordبا مخفف OTAN) در ۴ آوریل ۱۹۴۹ میلادی (۱۵ فروردین ۱۳۲۸) با هدف دفاع جمعی در واشینگتن دی.سی. پایه‌گذاری شد و هم‌اکنون ۲۸ عضو دارد.[۴] قلب پیمان ناتو ماده ۵ آن است که در آن کشورهای امضا کننده توافق کرده‌اند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله آن برخیزند.[۵] مطابق ماده ۱۴ و پایانی این پیمان، متون انگلیسی و فرانسوی آن هر دو معتبر هستند، پیمان نزد دولت ایالات متحده آمریکا سپرده می‌شود و مطابق وظیفه دولت ایالات متحده نیز نسخه‌های مورد تایید آن را برای دولت‌های امضا کننده پیمان می‌فرستد

پیمان ورشو یا پیمان دوستی، همکاری، و کمک متقابل نام یک پیمان نظامی است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۹۱ برقرار بود. این پیمان در ۱۴ مه سال ۱۹۵۵ [۱](۲۳ اردیبهشت ۱۳۳۴) به امضای هشت کشور آلبانی، آلمان شرقی، بلغارستان، چکسلواکی، شوروی، رومانی، لهستان و مجارستان رسید و در جنگ سرد رقیب پیمان ناتو محسوب می‌گردید.

این پیمان، که عنوان اصلی آن «پیمان همیاری اروپای شرقی» است، برای بیست سال بسته شده و در مه ۱۹۵۵ در ورشو به امضای نمایندگان این کشورها رسید. اما آلبانی در ۱۹۶۱ از آن کنار گذاشته شد و خود در ۱۹۶۸ از آن کناره گرفت. هدف آن همکاری و همیاری دولت‌های اروپای شرقی است. به موجب این پیمان، ستاد فرماندهی یگانه‌ای برای تمام نیروهای مسلح کشورهای عضو به وجود آمد. دولت‌های امضاکننده‌ی پیمان متعهد شده‌اند که در روابط خود از تهدید و بکار بردن زور خودداری کنند و هرگاه به هریک از دولت‌های عضو در اروپا حمله شود، با تمام نیرو به آن یاری دهند. کنفرانس پیان ورشو، که به امضای این پیمان انجامید، پنج روز پس از رسمیت یافتن «اتحادیه‌ی اروپای غربی» و بازگشت حاکمیت کامل به جمهوری فدرال آلمان تشکیل شد. پیمان در ۱۹۷۵ از سر گرفته شد

2-تداوم بلوک بندی جهانی مقابل هم (شرق وغرب) که درراس آن روسیه وآمریکا قراردارند که متاسفانه عامل اصلی این موضوع اینست که هیچیک از طرفین به یک تقسیم بندی تعریف شده قانع نشده و تمام تلاش خودرا بکار میگیرند که روزبروز حوزه نفوذ خود را افزایش داده وکشورهای حامی وتحت سلطه طرف مقابل را کاهش دهند که جنگهای عراق وافغانستان وسوریه و... درهمین راستا صورت گرفته است این جنگ ها بهترین کشتزار وبستری است که گروههای تروریستی براحتی درآن رشد کرده واز تجهیزات نظامی نوین وشیوه های جنگی جدید برخوردارشوند که امنیت جهانی را به مخاطره میاندازد.

3-عدم توجه به قدرتهای نوظهور واحساس اینکه دونظام سیاسی برجهان حاکم هستند که این امر نیز منجر میشود تا کشورهایی همچون چین که قدرتهای نوظهور محسوب میشوند برای اثبات وجودی و عرض اندام بصورت مصلحتی مقطعی به یکی ودرمقطع دیگری به دیگری اتکائ میکنه وآنها متوجه میشوند که اتکاء این قدرت نوظهور به هربلوکی توازن قوا را به نفع آن تغییر میدهد وخودبخود ظهور خودرا اعلام وبعنوان قدرتی سوم درحال شکل گیری است.

4-عدم توجه واقعی به واقعیتهای موجود در مناطق مختلف برای مثال در منطقه خاورمیانه چه از نظر تمدن وچه از نظر جمعیت وچه از نظر توان اقتصادی ومنابع ومعادن وانرژی کشور ایران میتواند بعنوان رهبریت منطقه مطرح باشد ومشخصا کشورهای دیگر نیز این را میپذیرند ولی متاسفانه کشورهای ابرقدرت از ترس شگل گیری قدرتهای جدید بین المللی درطول سالیان دراز هرکدام کشورهای دیگری را حمایت وپشتیبانی کردند تا منطقه را تضعیف شده نگهدارند که این امر منجر شده این منطقه همیشه دربحران وجنگ باشد که یکی از اشتباهات بزرگ بلوک شرق وغرب است که این رفتار را با مناطق دیگر جهان نیز انجام میدهند.

باید متوجه این موضوع باشند که توان وقدرت ذاتی یک کشور براحتی قابل ازبین بردن نیست.

عدم توجه به موقعیت و اقتدار وخواسته وانتظارات یک کشور میتواند عواقب بدی درمنطقه ایجاد کند که همین موضوع نیز منجرشده تا مناقشات منطقه ایی براحتی حل ورفع نگردد.

5-دامن زدن به اختلافات و پررنگ کردن اعتقادات و سوء استفاده از احساسات وحمایتهای سیاسی وتحریک آمیز:

متاسفانه شاید یکی از علل اصلی تشدید اختلافات اینست که کشورهای پیشرفته از جمله آمریکا وشوروی سابق وانگلیس و...با مطالعات جامعی که درسایه پیشرفتهای علمی که داشتند در آداب وسنن وفرهنگ ها توانستند براحتی نقاط افتراق را شناسایی حتی ادیانی را نیز درمقابل آنها واز دل اعتقاداتشان ایجاد وبرعلیه آنها استفاده کنند ودراین راستا روی افرادی نیز مطالعه وبا حمایتهای پشت پرده بتوانند دولتهای مقتدری را ساقط کرده وجریانات وابسته جدیدی در لباس اعتقاداتشان ایجاد کننداین شیوه هرچند در مقاطعی به نفع آنها بوده ولی در بلند مدت خود به غده های سرطانی جدیدی تبدیل شدند که براحتی قابلیت کنترل را نداشته وخسارات بیشتری به جامعه جهانی تحمیل کرده است.


 
 
آینده تکنولوژی (تا ده سال بعد چگونه خواهد بود)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٥
 

پیش بینی هایی دراینجا میاورم که شاید برخی از آنها نیز اتفاق افتاده باشد ولی ما درجریان نباشیم و یا مواردی باشد که مخترعان میتوانند برروی آنها فعالیت کنند چون نیاز جدید جوامع ما خواهد بود.

1- ارتباطات : عینک ها وساعتهای هوشمند بوجود میاید که دیگر نیاز به حمل موبایل نخواهد بود دوستان وآشنایان با کد درآن تعریف وبا صوت صدا زدن براحتی قابلیت ارتباط وصحبت خواهد داشت این تکنولوژی ها با تکنولوژیهای دیگر تصویری ماشین وتلویزیون خانه ویا خود شیشه عینک درصورت عدم دسترسی به تکنولوژی تصویری قابلیت ارتباط تصویری خواهند داشت.

خودکارهای هوشمندی که از همه یادداشتها و نوشته های شما برروی کاغذ وهرچیزی نسخه پشتیبان برمیدارند وقابلیت ترجمه و تصویربرداری و  نمونه برداری وتجزیه تحلیل را دارند.

کتابها دیجیتالی شده و با سایر وسایل ارتباط جمعی مرتبط بوده وقابلیت خلاصه برداری وتشخیص موارد ضعف ونمره دهی و دانش آموز ودانشجو براحتی میتواند بوسیله آن هرلغت وجمله ایی را به منابع مربوطه دسترسی و اطلاعات کسب کنه معلم براحتی از مدرسه میتواند با دانش آموزان درمنزل وهرجایی ارتباط برقرار کند وآموزش دهد دیگر نیازی به حضور فیزیکی درکلاس درس نخواهد بود مگر فعالیتهای فیزیکی وورزشی والدین نیز براحتی درصورت نیاز ارتباط برقرارکرده واز وضعیت تحصیلی آنها مطلع میشوند دراین سیستم با توجه به آمار مراجعات ورشد تحصیلی وعلاقه مندی دانش آموز به گرایشات خاص تشخیص وهرکس دررشته تحصیلی مورد علاقه به تحصیل ادامه میدهد.

شیشیه های هوشمندی بوجود میاید که نشریات براحتی از طریق آنها درهمه مراکز قابل دسترس ومطالعه خواهد بود وتبلیغات نیز از طریق آنها صورت میگیرد.

لباس های هوشمندی تولید میشود که کد افراد درآن تعبیه وتعریف میشود وافراد براحتی درهرجایی که رفت و آمد کنند قابل کنترل وشناسایی باشند درادارات دیگر نیازی به کارت ورود وخروج نخواهد بود هرفردی درهرجا باشد موقعیت آن برای افرادی که لازم باشد قابل شناسایی وتشخیص خواهد بود.

همه زبانها وملیت ها بدون نیاز به اینکه با چه زبانی صحبت میکنند بصورت مترجم هوشمند قابلیت ارتباط دارد.

ارتباط یک فرد با ماشین ولوازم منزل وغیره بصورت خودکار وجود دارد ودیگر نیازی به نصب دزدگیر نمیباشد.

2-بهداشت ودرمان :

مچ بندها ویا کفش های هوشمندی از طریق مراجع درمانی دراختیار بیماران ویا از طریق پزشک خانواده دراختیار افراد تحت پوشش قرار میگیرد که این وسایل بطور خودکار اطلاعات فرد را به آنها منتقل مینماید وبراحتی میتواند دارو ها ونسخه ها را به او برای تهیه انتقال نمایدوهمچنین وضعیت فرد براحتی آمایش و درصورت نیاز به آزمایش ها و مراجعه حضوری از مراکز درمانی مرتبط وقت مراجعه حضوری سیستمی گرفته وبه بیمار اطلاع داده میشود واطلاعات بیمار نیز براحتی منتقل وهرپزشکی موارد مرتبط با خود را مطالعه و تصمیم گیری میکند.

وسیله هوشمند درصورت تجویز دارو زمان مصرف را به بیمار یادآوری میکند.

آمار مصارف دارویی وبیماریها و مراجعات وارتباط سیستمی استفاده از بیمه خدمات درمانی و... دردسترس است.

3-غذا و خانه و خانواده:

نیاز غذایی فرد از طریق وسیله هوشمند بهداشت ودرمان تشخیص وفرد براحتی میتواند مواد غذایی موردنیاز خود راتهیه وتغذیه نماید که بیشتر این موارد از طریق قرص های ویتامین مربوطه رفع میگردد وفرد با این مکمل های غذایی از رفع کمبودهای غذایی خود مطمئن میشود.

همسر خانه از طریق وسایل هوشمند موجود درخانه براحتی از طریق یخچال کاهش محصولات موجود تعریف شده را مطلع ومستقیم شوهرش نیز مطلع میگردد واگر به سوژر مارکت محله نیز ارتباط داده شده باشد خرید وارسال بموقع انجام میشود همانن شیر ونان وگوشت و... همسرش براحتی از طریق تلویزیون با شوهر دربیرون ویا فرزند خود میتواند ارتباط برقرارکند.

نوزاد از همان بدو تولد کلیه کنترل ها وبرنامه وواکسن از طریق وسیله ارتباط نرم افزاری یادآوری وانجام یا عدم انجام آن گزارش وژیگیری شده وبا پزشک مربوطه ارتباط هوشمند دارد.

جارو برقی هوشمند براحتی آمار  وانجام آن را برطبق  برنامه ریزی انجام میدهد.

تجهیزات خوراک پزی میتواند بطور هوشمند از تلویزیون ویا سایر وسایل ارتباط جمعی برنامه را دریافت ویخچال و کابینتهای ادویه همه بطورخودکار موجودی را اطلاع رسانی میکنند.

همه تجهیزات به لیبل های هوشمند مجهز میباشند که براحتی میتوان از آمار ومکان نگهداری آنها اطلاع پیدا کرد.

همه لامپ ها وشیر آلات و... کاملا" هوشمند بوده وبا توجه به نیاز و مقدار مورد نیاز سرویس رسانی میکنند بطوری که چراغ های هوشمند با توجه به روشنایی روز وتاریکی برطبق مقدارمورد نیاز کم وزیاد میشوند.

همه اعضای خانواده به سهولت باهم ارتباط داشته واطلاع رسانی لازم نیز صورت میگیرد ونحوه پرداختها نیز متمرکزانجام میشود ونیازخانواده از سیستم هوشمند منتقل شده وبا اولین تامین اطلاع رسانی میشود والویت پرداخت ها نیز برنامه ریزی واطلاع رسانی میشود.

 


 
 
انتخابات مجلس وانتخاب بهترین گزینه برای مجلس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٥
 

انتخابات نزدیک است ویکی از سوالات ومباحث مهم شهروندان هر شهری اینست که کدامین کاندیدا بهترین گزینه برای انتخاب است.

هرچند کاندیداها همه بهترین های یک منطقه را چه ازنظر علمی وتخصصی وتجربی شامل نمیشود وهرکاندیدایی برای رسیدن به آن تعداد پذیرفته شده شرایط گزینشی را طی میکنند وممکن است افرادی باشند که دارای خصوصیات وشرایط بهتری هستند ولی نتوانستند مسیر گزینش را طی کنند ولی به هرحال کاندیداهای نهایی هرکدام دارای مشخصات و خصوصیات منحصر به فردی هستند که میتواند نسبت به دیگری مورد انتخاب وارجحیت قرار گیرد.

درواقع این بحث وتحلیل من شامل کاندیداهای نهایی انتخابات هستند که نامشان برای انتخابات تصویب شده است.

سوال خیلی از مردم یک شهر ومنطقه اینست که کدامین کاندیدا بهترین مورد برای اتخاب بدور از تعصب ویکجانبه نگری است برای این من شرایطی را که بتواند مارا در انتخاب بهترین کاندید یاری نماید تا از نظر وجدان و علم وعرف جوابگوی دیگران درانتخاب صحیح مان باشیم میپردازیم

خوشبختانه الان یک حداقل تحصیلات برای کاندیداها تعریف شده که خود میتواند مارا در انتخاب وبررسی ها کمک نماید ما باید درانتخاب به چند چیز توجه کنیم:

1.وظایف و اختیارات و محدودیت‌های مجلس

  • مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند
  • مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر بر عهده شورای نگهبان است.
  • تعیین رئیس مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان مجلس صورت می‌گیرد.
  • شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.
  • لوایح قانونی پس از تصویب هیئت وزیران به مجلس تقدیم می‌شود و طرحهای قانونی به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان، در مجلس شورای اسلامی قابل طرح است.
  • طرح‌های قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان می‌کنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینه عمومی می‌انجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.
  • مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.
  • عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.
  • هر گونه تغییر در خطوط مرزی ممنوع است مگر اصلاحات جزیی با رعایت مصالح کشور، به شرط این که یک طرفه نباشد و به استقلال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزدند و به تصویب چهار پنجم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد.
  • هرچند برقراری حکومت نظامی ممنوع است اما در حالت جنگ و شرایط اضطراری نظیر آن، دولت حق دارد با تصویب مجلس شورای اسلامی موقتاً محدودیتهای ضروری را برقرار نماید، ولی مدت آن به هر حال نمی‌تواند بیش از سی روز باشد و در صورتی که ضرورت همینان باقی باشد دولت موظف است مجدداً از مجلس کسب مجوز کند.
  • گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد.
  • استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است مگر در موارد ضرورت با تصویب مجلس شورای اسلامی.

اگر اطلاعات و شناخت کافی از وظایفی نمایندگی مجلس داشته باشیم میبینیم که بجز یک بند آن هم در حدی که میتواند که درتقلیل ویا افزایش لوایح قانونی آن هم با رای گیری شرکت نمایند بسیاری از وظایف وشعارهایی که درهنگام انتخابات میدهند درحدود اختیارات آنها نیست .

2. تحصیلات وتجارب و نقشی یک میتواند بعنوان یک نماینده فعال درمجلس داشته باشد.

. داشتن تحصیلات علمی وتجربی مناسب که هم درنقش قانون گذاری مجلس بتواند بخوبی مفید وموثر باشد.

. داشتن تحصیلات وتجارب مفید بطوری که بتواند در گار گروه های تخصصی مجلس نقش خوبی داشته باشد.

.تحصیلات وتجارب لازم بطوری که بتواند در انتقال ایراد ونیازمندیها وطرح نقاط ضعف اجرا در حیطه نمایندگی ودفاع از حقوق وحقه موکلان خود داشته باشد.

بسیاری موارد دیگر که بستگی به علم وتجربه وجسارت وشهامت واقتدار یک نماینده خوب بدور از سیاسی کاری ومنفعت طلبی شخصی دارد.

3.اعتبار وموقعیت وجایگاه و حرف شنوی وعدالت و سلامت:

یک نماینده مقتدر هرچند درحیطه وظایف نمایندگی همیشه درچهارچوب قانون ووظایف نمایندگی عمل مینماید ولی بخوبی میداند اگر مقتدرانه عمل کرده ومنافع شخصی و سودجویانه نداشته و عدالت و سلامت کامل در فعالیت ها وپیگیری های خود داشته باشد دولت ومسئولان اجرایی منطقه نیز احترام و شناخت و تجارب وانتقال نیازمندیهای منطقه اورا درالویت کاری خود قرارمیدهند واورا یک همراه و دلسوز منطقه دانسته و دررفع مشکلات منطقه نهایت دقت وهمراهی را میکنند.

بنابراین افرادی که بدنبال منافع شخصی وسیاسی کاری وموقعیت طلبی هستند به هیچ وجه شرایط لازم راندارند.

 

با توجه به اصول سه گانه فوق بهترین راه انتخاب فرد لایق برای پست نمایندگی مجلس به قرار زیر است که با این بررسی میتوان اطمینان حاصل کرد بهترین و شاخص ترین فرد ازبین افراد کاندیدا را انتخاب وبه دیگران معرفی کرده است.

الف) تجارب علمی وتحصیلی افراد را بخوبی با هم مقایسه کرده وفردی را انتخاب کنید که در تحصیل وعلم بالاترین موفقیت ها وتجارب را داشته باشند:

تحصیل دردانشگاههای معتبر واز طریق آزمون های سراسری ارجهیت دارد تجارب دولتی درصورتی مورد قبول است که جناح حاکم اورا پذیرا باشد والا خودبخود نماینده دراقلیت بوده وبا تیم اجرایی منطقه مشکل دار خواهد بود وتجارب غیر دولتی درشرایطی قابل قبول خواهد بود که ازطریق معرفی بدست نیامده ودرانجام وظایف موفق عمل کرده باشد.

ب‌)   سوابق رفتاری واخلاقی وشخصیتی مناسبی درشهرومنطقه داشته باشد:

فردی باشد که دربین دوستان واقوام ومردم شهر از او به نیکی یاد کنند فردی جناحی ویا قومی نباشد وتعصبی عمل ننماید واز عدالت وسلامت رفتاری برخوردار باشد.

ج‌)    شعارهای انتخابی وتیم مدیریتی وبرنامه های اورا ارزیابی کنید:

همه کاندیداها درهنگام انتخابات سخنرانی وشعارهای خود را بیان میکنند این سخنرانیها وشعارها را بررسی نمایید فریبکارانه و شعارگونه نباشد وصادقانه وقابل عملیاتی شدن باشد واطرافیان وتیم های مدیریتی وافرادی که از او حمایت میکنند را نیز مورد بررسی قراردهید .اول بگو با کیان دوستی   تا بعد بگویم که توکیستی

 

 

د‌)     اهداف ودیدگاهها و جایگاه وموقعیت او را ارزیابی کنید:

بخوبی دقت کنید که با چه هدفی وچه دیدگاهی بدنبال نمایندگی مجلس شدن است اگر نمایندگی مجلس برای او همانند که جهش شغلی وموقعیتی محسوب میشود بدانید که این سطح تغییر فساد ایجاد میکند و یا اگر بدنبال ایجاد موقعیت سرمایه گذاری و سرمایه دار شدن باشد باز باید درانتخاب مراقب باشیم واگر بدنبال تسویه حسابهای سیاسی میباشد باز درانتخاب جای تردید دارد.

 

 

 


 
 
وام 25 میلیونی خودرو و وام 10میلیونی خرید لوازم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٤
 

 

بسته های حمایتی دولت که بعنوان بسته های ضد رکودی مطرح گردیده چگونه باشد بهتر است که دراینجا میخواهم پیشنهادات شخصی خود را بعنوان کسی که در بازار وجامعه حضور داشته وتحصیلات دانشگاهی مرتبط دارم بیان کنم شاید مورد استفاده بهره بردارن آن قرار گیرد.

متاسفانه این بسته ها توسط تیم اقتصادی دولت بعنوان بسته های ضد رکودی مطرح گردیده که این خود از نظر علمی وچرایی نه تنها مردود بلکه قابل تردید است.

رکود یک بیماری اقتصادی است که کل اقتصاد را تحت شعاع قرارمیدهد بنابراین رفع آن با ارائه بسته های موردی نه تنها مفهومی ندارد بلکه میتواند منجر به تشدید آن شود.

درشرایط کنونی که دولت از نظر تامین بودجه جاری کشور درمضیقه است که عامل ایجادی واصلی رکود است مبالغی به اشتباه درمسیر خاص تجویز وتوان دولت را برای اتخاذ سیاستهای عمومی ضعیف تر میکند.

ایکاش اگر این اتفاق میافتاد نبایستی بعنوان بسته ضد رکودی مطرح میشد مثلا" میتوانست بعنوان بسته زیست محیطی مطرح شود که حداقل اگرمردم از رکود درفشار اقتصادی بودند از نظر سلامت وزیست محیطی وضعیتشان بهبود پیدا میکرد. که دراین صورت دولت میتوانست وام را به شرط مستهلک نمودن خودروهای قراضه ومستعمل مینمود یعنی خودروساز وافرادی که میخواستند از این بسته ها استفاده کنند ملزم بودند به ازای هروام یک ویادو خودرو قراضه تحویل سیستم نمایند که حداقل نه تنها یک اقدام زیست محیطی انجام میشد بلکه از مشکلات وعواقب بعدی نیز کاسته میشد که متاسفانه با اجرای این طرح مشکلات ترافیک وزیست محیطی به تعداد خودرو تحویلی به جامعه تحمیل خواهد شد .

درچنین وضعیت هایی باید سازمان هایی همانند محیط زیست نیز درصورت مطرح شذن چنین طرح هایی بایستی به عواقب زیست محیطی آن تذکر دهند تا بهترین شیوه عملیاتی گردد.

یکی از دلایلی که منجر میشود که چنین طرح هایی به انحراف کشیده شود وبه فوریت بدون عارضه یابی وتوجیه اقتصادی لازم عملیاتی شود فشاری است که از برخی مجموعه ها همانند خودروسازها وحتی تهدید ها بخاطر احتمال تعطیلی وبیکاری واعتصاب به دولت وارد میشود.

دومین دلیل اینگونه اشتباهات اتکای دولت به تحصیل کرده هایی که پستهای مدیریتی را بدلایل مختلف اشغال کرده وخود را دانشمند دانسته وبا سایر صاحبنظران ارتباط مشورتی نداشته ودیدگاههای اشتباه خودرا بعنوان بهترین راه حل عملیاتی میکنند ومتاسفانه درسیستم اجرایی ما پیش بینی نشده درصورت بروز خسارت ونتیجه منفی تنبیهی درکارباشد حتی بجای کنارگذاشته شدن ویا استعفا دربرخی مواقع ارتقا هم میابند.

بهرحال این طرح 25 میلیونی خودرو بدون تاثیر خاصی که برای آن پیش بینی شده بود وبا تاثیرات منفی که دراقتصاد ودرزیست محیط و ترافیک خواهد داشت براحتی انجام وجمع بندی شد بقول قدما علی ماند وحوضش .

وام 10میلیونی خرید لوازم:

ایکاش این وام قبل از وام 25 میلیونی اتفاق میافتاد زیرا که هم دولت بودجه لازم را برای اجرای مناسب آن داشت وهم اینکه این وام نیز هرچند همانند خودرو همه اقتصاد را تحت پوشش قرارنمیدهد ولی میتوانست فعالیت های بیشتری را تحت پوشش قراردهد وبدلیل اینکه مستقیم به فروشگاهها وجامعه تزریق میشود اثرات ضد رکودی آن حتی درحداقل ها قابل مشاهده بود ونقدینگی درگردش را میتوانست قدری افزایش دهد.

یکی از بهترین روش های ضد رکودی افزایش نقدینگی درگردش جامعه است که خودبخود منجرمیشود این نقدینگی بصورت متعادل درهمه بخش های اقتصادی تجویز گردد .

دولت اگر الزام نماید که خرید از شرکتهای خاص صورت گیرد نه تنها نتیجه بخشی آن را به حداقل میرساند وبلکه دارد به شرکتهایی کمک میکند که بدلایل ناکارآمدی مدیریتی وعملکردضعیفی که دررکود بیشترین نمود را پیدا کرده کمک میکند تا با همان ضعف ماندگارشوند درواقع بجای فعال نمودن ورشد اقتصادی وموفق شدن فعالیتهای کارآمد وموفق این وجوه به فعالیتهای ناموفق وزیانده تزریق میشود .

این یعنی دست بردن به اصلاح ضعف اقتصادی جامعه ازطریق بازخورد اقتصادی که بهترین شیوه رشد وتوسعه اقتصادی است.

 


 
 
علل شکست ایران از اعراب
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۸
 

هرشکستی درهردورانی مشخصا دلایل موجهی دارد که باید بدرستی مورد تجزیه وتحلیل قرارگیرد ومشخصا" دراین تحلیل وبررسی باید ازهرگونه جانبداری وتعصب ویکجانبه نگری پرهیز کرد که خود میتواند بعنوان یک رویداد وتجربه گرانقدر برای آیندگان باشد:

الف) اقتدار و سرداران وقشون باانگیزه وایمان وانگیزه:

درآن مقطع مشخصا موقعیت واقتدار سلاطین و برخورداری از سپاه وسرداران مطیع و منضبط و همچنین انگیزه وایمان به کشورومذهب و فرمانروایان در حفظ سرزمین های تحت سلطه بسیار مهم بوده که به بررسی موقعیت ایران واعراب درآن مقطع میپردازم:

ایران:

خسرو پرویز(خسرودوم) به جای پدرهرمزچهارم بر تخت پادشاهی نشست؛ و در ابتدای به تخت نشستن با مخالفت بهرام چوبین مواجه شد و پس از شکست از سپاه وی به روم گریخت. مدتی بعد با حمایت قیصر روم موریکیوس (موریس )و با سپاهی که وی در اختیارش گذاشته بود به ایران بازگشت و بر تخت نشست.

موبدان از بازگشت خسرو به سلطنت چندان شادمان نشدند، چراکه معتقد بودند که اقامت در روم باعث شده نسبت به مسیحیت دل‌بستگی پیدا کند. افزون بر این همسر برگزیده وی شیرین نیز مسیحی بود.

در سال ۶۰۲ میلادی موریکیوس بدست فوکاس امپراتور بعدی بیزانس کشته شد. خسرو پرویزفوکاس را به رسمیت نشناخت. جنگ مابین دولتین شروع شدوبیست سال طول کشید.

پیروزیهای بزرگی برای ایران بدنبال داشت بطوری که سرحدات ایران به دوران هخامنشیان برگشته بود ولی با ادامه این چنگ ها که تا ویران شدن شهرمقدس آنها ادامه داشت روحانیان و مردم در این زمان درپایتخت دورهرقل جمع شده و بالاخره او راضی شد بماند و قرار شد که خزائن و دارایی‌های کلیساها به مصرف تهیه اردوگاهای نظامی و جنگی برسد. شوری که از ویران شدن شهر مقدس اورشلیم و ربوده شدن صلیب راستین برعلیه ایرانیان برخاسته بود بسیار کارگر افتاد و خود مایهٔ دلگرمی امپراتور هرقل گردید.

در سال ۶۲۲ میلادی هرقل در نزدیکی ارمنستان با شهربرازسردار ایرانی، جنگی کرد به نام نبردایسوس که به فتح رومی‌ها انجامید. سال بعد هرقل با مردمان شمالی مثل خزرها و غیره همدست شد و به طرف ایران قشون‌کشی کرد و خسرو با قشونی مرکب از چهل هزار نفر به آذربایجان شتافت، ولیکن هرقل فاتح شد و هراکلیوس با شوقی انتقام‌جویانه کوشید تا آتشکده مقدس پادشاهان، آتشکده آذرگشسپ را که پادشاهان ساسانی پای پیاده به زیارت آن می‌رفتند و در شیز، گنزک واقع بود، به تلافی اهانتی که در اورشلیم نسبت به مزار مقدس مسیح شده بود، عرصهٔ بی‌حرمتی کرده و این آتشکده را بعد از به آتش کشیدن، ویران کرد.  و پس از آن نیز به غارت شهرهای ایران پرداخته، آتشکده‌ها را خراب نمود.

در سال ۶۲۷ میلادی هرقل مصمم شد که به طرف دستگرد برود. این محل در نزدیکی تیسفون، پایتخت خسروپرویز بود در نزدیکی نینوای قدیم (بغداد کنونی) جنگی به نام نبرد نینوا بین رومی‌ها و ایرانی‌ها وقوع یافت. در این جنگ اگر چه سردار ایرانی کشته شد ولی قشون ایران پافشاری کرد تا آنکه بالاخره نیروی کمکی به آنها رسید. لشکر ایران مقاومت نموده و توانستند دشمن را در دستگرد متوقف کند و از پیشروی هرقل به تیسفون جلوگیری نمایند.

در روز ۲۴ فوریهٔ (پنجم اسفند) سال ۶۲۸ میلادی، خسرو پرویز، از سلطنت خلع شده و محبوس گردید. خسرو قبل از مرگ جواب قسمتی از اتهامات خود را داد. محاکمه و دفاعیات خسرو پرویز در تاریخ طبری و تاریخ بلعمی و شاهنامه ثبت شده‌است. شیرویه با نام قباد دوم، سلطنت خود را آغاز کرد. هفده یا به قولی هجده پسر خسروبه امر شیرویه اعدام شدند. نوشته شده که آنها را در جلوی چشم پدر، کشتند. سرانجام پس از پنج روز حبس، خسرو پرویز در زندان به دست مهرهرمزد پسر مردانشاه، به قتل رسید.[با کشته شدن خسرو پرویز شیرازه دولت ساسانی هم از هم گسست. قدرتی که از او سلب شد پس از او در جای دیگر قرار نگرفت، نه کسانی را که به عنوان شاه بر تخت سلطنت می‌نشستند یا می‌نشاندند چنان دوامی بود که قدرتی به دست آورند و بر اوضاع مسلط شوند، و نه از میان سران و سرداران که خود دستخوش نفاق و اختلاف و با هم در ستیز بودند کسی نتوانست قد علم کند و با غلبه بر مشکلات فراوانی که در راه بود امور از هم گسیخته کشور را سر و سامانی دهد.[

ضعف امپراتوری ساسانی درست پس از قتل خسروپرویز در سال ۶۲۸ آغاز شد. بدلیل وضعیت نابسامان دربار و همچنین ضعف فوق العاده ارتش و همینطور نبود یک شاه مقتدر اوضاع ایران بسیار آشفته شده بود. ضعف و ناتوانی ساسانیان به حدی رسیده بود که در ظرف ۴ سال از قتل خسرو پرویز تا به تخت نشستن یزدگرد سوم، ۱۲ پادشاه به روی کار آمدند و کنار رفتند، که وضعیت ناگوار این سلسله را در سالهای آخر خود اثبات می‌کند.

 یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که در سن جوانی به حکومت رسید. زمانی که او به حکومت رسید، ایران در وضعیت آشفته‌ای قرار داشت.

اعراب:

ازبین رفتن بت پرستی واختلافات درشبه جزیره عربستان وظهور دینی یکتاپرستانه که عدالت ومساوات وهمدلی وهمراهی را با خود به ارمغان آورد.

محمد، پیامبر اسلام با هجرت از مکه به مدینه پایه‌های سیاسی اسلام را پایه گذاشت، و برای دفاع از آن در مقابل دشمنان خود بخصوص مخالفان مکی ایستادگی کرد. همچنین چندین جنگ (جنگ موته و تبوک) را برای تحکیم و حفظ ثغور اسلامی با رومیان در شام داشت؛ و بدنبال صلح حدیبیه با مکیان در نهایت موفق به فتح مکه بدون خونریزی شد. از آن پس به امپراتوری‌های اطراف خود نامه فرستاد و آنها را به اسلام دعوت کرد. پس از درگذشت محمد، خلیفه اول برای دفع مدعیان پیامبری و برگشتگان از اسلام جنگهای رده ترتیب داد

محمد (زادهٔ ۵۷۰ – درگذشتهٔ ۶۳۲ میلادی ) پیامبر اسلام از حدود سال ۶۱۰ میلادی دعوت مردم مکه به اسلام را آغاز کرد و سپس در سال ۶۲۲ به مدینه هجرت نمود و دولت نوینی را تأسیس کرد. وی موافقت‌نامه ای معروف به «میثاق مدینه» را منعقد نمود که «فرمی از اتحاد یا فدراسیون» (امت) را میان ۸ قبیله مدینه و مهاجران مسلمان از مکه برقرار می‌کند که در آن حقوق و وظیفه‌های هر شهروند و چگونگی رابطه‌های میان گروه‌های گوناگون (دربردارندهٔ گروه مسلمانان و دیگر گروه‌ها به ویژه یهودیان و دیگر اهل کتاب) مشخص شده بود.[

دروضعیتی که دین زرتشت بدلیل فساد سلاطین و موبدان زرتشتی درموقعیت کاملا" تضعیف شده وبی اعتمادی مردم گرفتار در بیماری طاعون و اختلاف حاکمان برسر تصاحب قدرت بود درعربستان دین قدرتمندی ظهور میکند که پیامبر آن نامه به دول خارجی مینویسد .

«" بسم الله الرحمن الرحیم " من محمد رسول الله إلی کسری عظیم فارس، سلام علی من اتبع الهدی، وآمن بالله ورسوله، وشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، وأن محمدا عبده ورسوله، وأدعوک بدعایة الله، فإنی أنا رسول الله إلی الناس کافة، لینذر من کان حیا ویحق القول علی الکافرین فأسلم تسلم، فإن أبیت فإن إثم المجوس علیک." »

بنام خداوند بخشنده مهربان ، از محمد، فرستاده خدا، به خسروی بزرگ ایران. درود بر آن کسی که حقیقت را بجوید و هدایت را پیرو باشد و به خداوند و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که جز الله معبودی نیست و شریک ندارد و یگانه است، و گواهی دهد که محمّد بنده و فرستاده اوست. من تو را به سوی خدا می‌خوانم. فرستاده خدا برای همگان هستم تا آنان را بیم دهم و حجت را بر کافران تمام کنم. اسلام بیاور تا در امان باشی و اگر از اسلام روی‌گردان شوی، گناه مردم مجوس بر گردن تو است.

پس از نقض صلح حدیبیه توسط مکیان، محمد در سال ۶۳۰ مکه را فتح کرد  سپس اقدام به فتح بقیه شبه جزیره عربستان نمود. وی قبایل مختلف عرب را با ایجاد امت اسلامی در سال‌های آخر عمرش متحد ساخت و با امپراتوری ساسانی هم مرز شد. با درگذشت او در سال ۶۳۲، اختلافات راجع به جانشینی او در گرفت و نهایتاً ابوبکر به عنوان جانشین وی و اولین خلیفه پیامبر انتخاب شد فوری‌ترین کار ابوبکر رسیدگی به شورش‌های قبایل عرب در جنگ‌هایی که مورخین مسلمان بعدی نام «جنگ‌های ارتداد»[پانویس ۱] بر آن نهادند، بود. کار فوری دیگر لشکرکشی به سمت امپراتوری روم شرقی (بیزانس) به دلیل شکست پیشین مسلمانان بود

ب)اقدامات چنگی وانگیزه های اصلی موثر :

ایران:

 یکی از نقاط ضعف حکومت ایران درقبال حمله اعراب موقعیت پایتخت آن تیسفون بود که درکشورعراق قرارداشت که هم نزدیک مرز عربستان بود وهم اینکه جمعیت آن بیشتر غیر ایرانی بودندواشتباه بزرگ  درزمان  خسروپرویز را برانداختن لخمیان می داند. آنها دودمانی عرب بودند که در روزگار ساسانیان از سده سوم تا هفتم میلادی بر حیره فرمان‌می‌راندند و تابع امپراتوری ساسانی بودند. حذف این حائل بین قلمرو ساسانی و اعراب بادیه، برخلاف سیاست دیرینه و مستمر قبلی، عاقبت در انقراض دولت ساسانی، بی‌تأثیر نبود. بخصوص شکست سپاه ایران در جنگ ذوقار در نزدیکی پایتخت، از یک قبیلهٔ عربی، چنان انعکاس عظیمی در تمام عربستان پیدا کرد که در عرض و طول شبه جزیره، نقل مجالس و موضوع حماسه‌ها و افتخارات عرب شد و یوم ذی قار از بزرگترین حوادث ایام عرب گردید و هیجان ناشی از این پیروزی، موجب تجری و تشویق اعراب بر ضد ایران گردید. [۲۶] به نوشته پورداوود از سوی دیگر برکنار شدن خاندان باستانی بنی‌لخم دوستی دیرین مردم آن سرزمین را به دشمنی تبدیل کرد، این است که با درآمدن عرب به حیره هیچگونه پایداری از آنان دیده نشد و بی‌چون و چرا خود را به عرب‌ها سپردند. اگر باز خاندان بنی لخم سرکار بود و به آن دوستی دیرین، گزندی نرسیده بود به این آسانی دشمن در آنجا رخنه نمی‌کرد و به تیسفون راه نمی‌یافت.

برخلاف قشون اعراب که چه از نظرمذهبی وچه از نظر مادی انگیزه بالایی داشتند قشون ایران بدلیل ظلم حاکمان وفساد موبدان نه تنها انگیزه ایی برای مبارزه نداشتند بلکه جذب وتسلیم نیز میشدند.

ایرانیان بدلیل مشگلات سیاسی داخلی وسابقه تاریخی ونبود ارتباطات واطلاعات مناسب وعدم اعتماد دولتمردان به گزارشات حمله اعراب را جدی نگرفتند که منجر شد سپاه متحد وبا انگیزه اعراب بتواند سپاهیان ایران را متفرق و شکست دهد.

مهمترین عامل درچنگهای دوران باستان نه توان وقدرت سپاهی که درنبرد بود بلکه اطلاع وارتباط وپشتیبانی بود که درصورت احتمال شکست سپاه اول  صورت میگرفت که متاسفانه بدلیل آشفتگی سیاسی ایران وضعیف گرفتن اعراب پشتیبانیها بخوبی صورت نمیگرفت وبا کوچکترین شایعه واتفاق سپاه از هم گسیخته میشد. 

اعراب:

همهٔ انتصاب‌ها از طریق نوشته ابلاغ می‌شد؛ و همراه حکم انتصاب شیوه و راهنمای حکومت داری نیز برای والیان ابلاغ می‌شد که آنها ملزم بودند آن را در مسجد هنگام تحویل گرفتن مقام خود برای مردم بخوانند.[از کارهای دیگر عمر می‌توان به تاسیس دستگاه قضایی، تاسیس تقویم جدید اسلامی (مبدا تاریخ هجرت محمد) و کارهای مذهبی و مدنی دیگری در زمینه‌هایی مانند نماز، حج، روزه، مجازات کیفری و تقریباً تمامی زمینه‌ها، می‌توان نام برد.

اعراب بخوبی میدانستند که ایران کشور ثروتمندی است ودستیابی به غنائم وثروت آن برای اعراب بسیار با اهمیت بود وهمچنین سرزمینهای پهناور وکشت زارهای سرسبزوپرازنعمتهای الهی .

عمر افرادی مانند ابو عبیده بن مسعود و سعد بن ابی وقاص را که پشتوانه قبیله‌ای محکمی نداشتند و جزو قبایل پایین به حساب می‌آمدند و ترسی از آنان به جهت ایجاد یک حکومت مستقل در مناطق فتح شده نبود، را به فرماندهی منصوب کرد.

.


 
 
بازاریابی و بازار (شیوه های موفقیت در بازاریابی درعمل)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۳
 

قبلا" به تعریف بازاریابی وفروش  وتحلیل علمی آن پرداختم که درزیر دوباره برای یادآوری میارم

بازاریابى بعنوان فرآیندى مدیریتى - اجتماعى تعریف مى‌شود که بوسیلهٔ آن افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادلهٔ کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواسته‌هاى خود اقدام مى‌کنند. براى روشن شدن این تعریف باید بدواً اصطلاحات مهم نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسى کرد.

دراینجا میخواهم به مفهوم واقعی بازاریابی ازنظر علمی وتجربی آنچه که دربازار ایران مورد استفاده قرارگرفته بپردازم شیوه ها وتجاربی که درعمل بهترین نتایج را داده بطوری که تجار موفق ایران یکی از موفق ترین تجاربین المللی هستند وحتی شاگردان همین تجار درهرکشوری که رفتند وبه فعالیت تجاری ادامه دادند به راحتی توانستند بعنوان تاجران اصلی وموفق آن کشور مطرح شوند.

تجارتبریزی و اصفهانی ویزدی و مشهدی که از نظر شیوه های فعالیت تجاری وموفقیتشان آوازه بین المللی دارند ودرهرکشوری وبازاری وارد شوید به راحتی نمونه های موفقی از این تجار دیده میشود.

دلیل اصلی موفقیت تجار ایرانی نه بالا بودن ضریب هوشی ویا تحصیلات علمی آنها نسبت به تجار دیگر بلکه ناشی از تجارب بالای آنها دربازار تجاری ایران که جزو کهن ترین بازارهای تجاری دنیا میباشد بطوری که بازارهای کهن همین شهرها جزو مراکز ثبت شده دریونسکو بعنوان بخشی از تمدن کهن ایران زمین میباشد.

درتجارت شاید تحصیلات دانشگاهی یکی از عوامل موفقیت باشد ولی نه تنها کافی نیست بلکه ممکن است بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی بتوانید تاجری موفق شوید ولی با داشتن تحصیلات دانشگاهی بالا الزاما" تاجر موفقی نمیشوید حتی ممکن است دلیل ناموفقیت شما نیز شود که دراینجا به چرایی موضوع میپردازم

برای تاجر موفق شدن عوامل مهم به قرار زیر است:

1-علم وآگاهی از شیوه های تجارت وبویژه محلی که از آنجا فعالیت خود را شروع میکنید

شما با هیچ تحصیلات دانشگاهی نمیتوانید علم وآگاهی بدست آورید که چگونه وچطور وبا چه شیوه ایی فعالیت تجاری خود را در محلی که شروع میکنید را بیاموزد مگر اینکه این تحصیلات بومی سازی شده باشد برای مثال شیوه های شروع واقدام وموفقیت دربازار تبریز با اصفهان ومشهد ویزد با هم متفاوت بوده وحتی از کشوری به کشوری دیگر متفاوت میباشد .

این شیوه ها از انتخاب شغل گرفته تا نحوه دادوستد وحضور درمحل کار وتخفیفات ونرخ گذاری وتحویل وغیره میشود که متاسفانه این مباحث مهم توسط اندیشمندان تدوین نشده تا دردانشگاهها به محصلان ودانشجویان تدریس شود تا بتوانند شناخت خوبی از واقعیت های عینی وعملی بازار داشته باشند.

همین موضوع مهم منجر شده تا تحصیل کردگان بازرگانی واساتید آن را هرگز دربازار وتجارت به عنوان افراد موفق این رشته نمیبینید ویا هرگز امکان وتوان حضور درآن بازار را ندارند.

2-خاک بازار را خوردن وصبر وتلاش وجدیت کافی(کفش پاره کرده باشین):

دربازار یک اصطلاح مهم وقدیمی وجود دارد که میگویند خاک بازار را برای اینکه تاجر بازار بشوی باید خورده باشید این خود یکی از کلیدهای اصلی بازاری شدن است وبه این معنی است که هیچ تحصیلات وتجربه ایی جز آنچه باید دردل بازار واز اساتید تجربی وبازاریان کهنه کار باید آموخت واین آموزش بدون حضورمستقیم وهمانند یک دانش آموز منظم وسرتاپا گوش حاصل نمیشود.

یک تاجر موفق ابتدا مراحل شاگردی را بدون داشتن کوچکترین فعالیت تجاری طی میکند ودرصورتی که بخت بااو یار باشد واستاد اجازه فعالیت مستقل به او بدهد میتواند فعالیت تجاری خود را شروع کند واین تجارب تجاری باید توام با آمادگی روان وفکر از نظر صبر و اعتماد به نفس و...توام باشد و تلاش مستمر بقول بازاریها چندین کفش پاره کرده وخاک بازار را خورده است یعنی مشکلات وسختی ها را مشاهده کرده ونحوه عبوراز آن ها را آموخته است.

3-خرید وفروش وحسابداری وریسک:

جالب است که دردل بازار شاید آموزش هایی که درارتباط با نحوه واصول خرید ونحوه قیمت گذاری وفروش کالا ونحوه ثبت وضبط نگهداری حساب وزمانهای مراجعه وتسویه حساب صورت میگیرد در هیچ دانشگاهی به این وسعت صورت نمیگیرد وبرای همین یک تاجر موفق یک خریدار موفق ویک فروشنده موفق ویک حسابدار موفق ویک اقتصاد دان موفق ویک برنامه ریز موفق میباشد.

جالب تر اینکه این آموزش ها نه همانند کلاس های دانشگاهی توضیحی نیست بلکه باید شاگرد باهوش وزرنگ درعمل وبا دقت درفعالیتها آنها را یاد بگیرد.

 

 


 
 
ثروت عامل رشد ویا مانع رشد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢
 

یکی از مباحثی که همیشه مطرح است اینست که بسیاری ثروت را نه تنها عامل بلکه لازمه رشد میدانند وادعای این گروه اینست که برای آموزش وچه برای فعالیت اقتصادی وموارد دیگر ثروت لازم است زیرا با داشتن ثروت میتوان بهترین ابزارها وامکانات موردلزوم برای آموزش وتولید و... را به کار گرفت.

هرچند درظاهراین بحث کاملا" منطقی بنظر میرسد وبا این استدلال که کسی بخواهد برای بهره مندی ازابزارها ودستیابی به موقعیتها اگرپول کافی نداشته باشد چگونه میتواند به رشد وتوسعه دست یابد من دراینجا میخواهم با آوردن دلایل علمی ومنطقی به بررسی این موضوع بپردازم.

مثال اول کشورها:

کشورهای توسعه یافته اصولا" ازثروت وتوان مالی وامکانات آموزشی وزیرساختهای اقتصادی بالایی برخوردار هستند ولی دررده بندی میزان رشد آموزشی ومقاله های علمی میبینیم کشورهایی همانند ایران وکره و... بشدت درحال رشد وسبقت گیری از آنها میباشند وحتی بسیاری از افراد موفق آنها رانیز افرادی که از ملیتهای دیگرمهاجرت کرده اند تشکیل میدهد اگر چنین است که همه نیز اقراردارند چنین است چرا مردم خود این کشورها که بعنوان شهروند درجه یک با حمایت کامل دولت از هرگونه امکانات بهره مند هستند مدارج علمی وحتی موقعیتهای اقتصادی برتری را تجربه نمیکنند.

مثال دوم خانواده ها:

چه درکشورهای توسعه یافته ویا درحال توسعه وجهان سوم دونوع خانواده وجود دارد یکی خانواده های ثروتمند وخانواده های متوسط ویا ضعیف اصولا دراین کشورها وبا پذیرش این ایده که ثروت مهمترین عامل موفقیت درعلم واقتصاد است باید اکثریت قریب به اتفاق ورودیهای دانشگاههای معتبر وهمه بنگاهها اقتصادی موفق دراختیار فرزندان افراد ثروتمند باشد درحالی که همه صاحبنظران به اتفاق اذعان دارند بالعکس اکثریت آنها را فرزندان خانواده های متوسط وضعیف تشکیل میدهند.

حال میخواهم به چرایی این موضوع بپردازم رشد وتوسعه ثروت خود میتواندهدف باشد وبرای دستیابی به هرهدفی بزرگترین عامل داشتن انگیزه است که بتوانی با این انگیزه بالا سختی ها ومشکلات مسیر راه را برای دستیابی تحمل کنی زیرا هیچ آسایش وآرامشی وجود ندارد مگراینکه سختی وزجری را پشت سر گذاشته باشی بنابراین وعلت اینکه آنهایی که ثروت دارند مدارج علمی ورشد را بخوبی طی نمیکنند اینست که انگیزه آنها درحداقل است اگرنگوییم صفر میباشد.

با این توصیف هرچقدرانگیزه یک انسان برای دستیابی به هدف بیشترمیشودتلاش وکوشش وتحمل سختی ها نیز بیشترشده ومسیر رشد را بخوبی طی میکند وچون یکی از مهمترین عامل موفقیت اینست که ما مراحل موفقیت را از صفر یا ابتدا شروع کرده وگام به گام ویا پله ایی طی کنیم منجرمیشود که چنین افرادی بخاطر تجارب مفیدشان واعتماد به نفسی که با شناخت کامل موانع برایشان ایجاد میشود به ندرت با شکست وتوقف روبرو شوند ودرصورت شکست خوردن با اقتداربرخواسته وادامه مسیر بدهند.

داشتن اتکا’ ومتکی بودن به ثروت و پشتوانه نه تنها نمیتواند بعنوان ابزار مهم برای حرکت دانست بلکه عامل مهم توقف وایستادن است.

برای اینکه بیشتر موضوع رادرک کنیم یکی از بهترین مثال های عینی ورزشکاران موفق وصاحب نام است که دلیل اکثریت آنها نه اینکه از کودکی بهترین امکانات وباشکاهها دراختیارشان بوده بلکه بدلیل کمبودها بیشترین انگیزه را برای موفقیت داشته اند.


 
 
چین و ژاپن و کره ...(کشورهای آسیای شرقی) ابرقدرتهای خاموش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢
 

چگونه یک کشور میتواند توسعه یافته شده و اقتدار بین المللی پیدا کند هدفی که همه کشورها آشکار وپنهان بدنبال آن هستند ولی چه کشورهایی به آن دست میابند وچگونه شاید یک مبحث مهم اقتصاد سیاسی باشد.

اقتصاد سیاسی برای این عنوان میکنم زیرا که اقتصاد میتواند به طریقی عمل کند که توسعه سیاسی را نیز بدنبال داشته باشد.

درگذشته کشورها این اقتدار را از طریق اقتدار نظامی و توسعه مستعمرات بدست میاوردند که نمونه بارزآن کشورهایی همچون انگلستان وفرانسه و اسپانیا و... میباشد.که کشورهای مختلف درآسیا وآفریقا را مستعمره کرده ومنابع وامکانات آنها را درجهت توسعه اقتدارخود به کار میبستند که هنوز هم برخی مستعمراتشان باقی بوده واین روند راادامه میدهند.

کشورهایی همانند آمریکا وشوروی سابق پا را ازاین فراترگذاشته میدانستند اگر این نفوذ استعماری با مباحث ایدئولوژیکی همراه نباشد آنگونه که باید اثر بخش نخواهد بود بنابراین شوروی با اتکا به نظریات مارکس(سوسیالیستی) وآمریکا با اتکا به نظریات کینز (سرمایه داری) وهمچنین انگلیس با مطالعه ادیان وفرهنگ ها ورخنه وایجاد مباحث وافراد نوظهورازبطن همان فرهنگ ها وبا بهره گیری از جهالت وخرافات و سنتهای جوامع توانستند شیوه بهتر ونوین تری را ایجاد کنند.

با توسعه علم ودانش و آگاهی درجهان مشخص بود که همه این تدبیرها به چالش کشیده خواهد شد واین منجر شد که خود این کشورها نیز متوجه این موضوع شدند که دیگر این تدبیرها نه تنها چاره ساز نیست بلکه میتوان به راحتی با همین آگاهی کل ساختار ابرقدرتها را به چالش کشید که اتفاق فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی توسط رقبای بین المللی خود با انگشث گذاشتن برروی همین چالش مهم بود.

آمریکا نیز با افزایش آگاهی بین المللی هرچند همانند شوروی ازهم نپاشید ولی وجهه بین المللی اش فروریخت واقدامات تلافی جویانه بین المللی برایش شکل گرفت.

انگلیس نیز همانند بادکنکی که بادش خالی شده باشد درگوشه ایی نشست وخاموش ماند وزیرکانه بدنباله بهره برداری از ادیان وتفکرات وایده هایی که یک روز دانه هایش را دردل جوامع کاشته بودهست.

اما مهم اینست که همه این استراتژیها با شکست مواجهه شده وهمه آنها را با درگیری وچنگ مواجهه کرده وتوان اصلی همه آنها متمرکز دفاع و چنک ونزاع میباشد.

دنیا هنوز که هنوز است همیشه مسابقه قدرت طلبی ادامه دارد وقدرتهای آینده را نه درمیان آنها بلکه باید درمیان کشورهای آسیای شرقی جستجوکرد که بی سرو صدا وبا سرعت وبدور از چالش های موجود خاورمیانه واروپا وآمریکا درحال رشد وتوسعه هستند وتمام توان خودرا صرف زیرساختها ورشد اقتصادی خود معطوف کرده اند ووارد بحث های سیاسی ونظامی نمیشوند بنابراین مطمئن باشید رشد وتوسعه وتوانمندی آنها به سرعت حتی خیلی بیشتر از آنچه درآمارها وارقام گفته میشود صورت میگیرد .

کشورهای غربی و روسیه نیز روزبروز درحال تضعیف شدن میباشند حتی بسیاربیشتر ازآنچه خود اطلاع دارند وآمارها نشان میدهند.

روزبروز کشورهای همانند چین وکره وژاپن رشد کرده وانتقال تکنولوژی و شکوفایی اقتصادی آنها منجرمیشود تا توان نظامی وبین المللی آنها افزایش یابد.

بنابراین درآینده ابرقدرتهای جدید ونوظهوری دردنیا بوجود میاید که سالها جهان را درسیطره و اقتدار خود خواهند داشت.


 
 
پس انداز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢
 

به مازاد مخارج سالانه ویا مابه التفاوت درآمد وهزینه ((نقدی) یعنی شامل مطالبات وصول نشده نمیشود) پس انداز کردن میگویند ویا بهتر بگوییم مازاد منابع پولی که درصورت نیاز بتوان استفاده کردکه دراصطلاح عامیانه پشتوانه پولی آتیه نیز گفته میشود.

به هر حال پس انداز کردن  را میتوان یکی از بهترین توانمندیهای یک فرد ویا بنگاه ویا حتی دولت گفت که او را قادر میسازد درصورت بروز مشکلات حاد واقتصادی پشتوانه ایی برای حل مشکل داشته باشند.

بحث ها ودیدگاههای مختلفی دررابطه با نحوه وماهیت پس انداز وجود دارد که برخی ادعا میکنند ما چون به رفاه وکیفیت زندگی میاندیشیم برای همین هیچگونه پس اندازی نداریم ویا بصورت ساده تر آنها پس انداز کننده ها را افرادی میدانند که از رفاه وآسایش وزندگی بهره برداری کافی نمیکنند.

دراینجا ما باید به یک نکته مهم توجه کنیم که منظور ما از پس انداز اینست که فرد با برنامه ریزی وتدبیر علاوه برپاسخگویی به هزینه ها وتامین نیازهای اصلی زندگی وبهره برداری مناسب از زندگی اقدام به پس انداز نیز میکنند ودراصطلاح اقتصادی با حداقل منابع حداکثر استفاده را میکنند.

هرفردی درهرسطح اجتماعی دارای منابع ودرآمدهای تعریف شده ایی است که با آن اقدام به انجام هزینه ها میکندواین راهم بخوبی میدانیم ممکن است برای مثال درجامعه ما هزاران نفرداشته باشیم که درآمد آنها حدودا" نزدیک به هم وتعداد نفرات ومخارج آنها نیز مشابه باشد ولی با بررسی دقیق متوجه میشویم کیفیت زندگی وبهره برداری آنها از جامعه یکسان نیست که دراینجا به بررسی دلایل آن و راهکارهای استفاده بهینه ازمنابع میپردازم.

اولین گام:

برای اینکه یک فردبتواند حداکثراستفاده ازمنابع محدود خود داشته باشد بایستی یک تحلیل جامع از منابع خود داشته ومحدوده ومقدارآن رادقیق بداند وبداند که اگراین منابع بصورت مقرری ماهیانه ویا فصلی ویا سالانه میاید چگونه مصرف نماید که آن محدوده را پاسخگو باشد واگرنتواند با کسری واستقراض مواجهه میشود ودرصورت مصرف بهینه با پس انداز.

دومین گام:

بررسی وبرآورد مخارج درواقع باید مخارج خودرا که برای یک دوره باید انجام شود را شناسایی والویت بندی کنیم همانند هزینه های تغذیه وبهداشت وآموزشی و ....وبودجه بندی کرده وبدانیم که با درآمدی که داریم چه سطحی از آن رامیتوانیم انجام دهیم مشخصا این هزینه بالاتراز بودجه نخواهد بود ومطمئن باشید درهروضعیتی میتوان طوری برنامه ریزی کرد که مخارج پایین تر از درآمد صورت گیرد ومخارج ضروری نیز بخوبی پوشش داده شود واین همان پس انداز کردن است.

هرفرد باید یاد بگیرد که چگونه مخارج خود را بخوبی تعریف وبا حداقل منابع بهترین پاسخ گویی به مخارج را داشته وپس اندازی نیز ایجاد کند تا بتواند پتانسیل ومنابعی برای سرمایه گذاری وافزایش توانمندی خود داشته باشد.


 
 
کیفیت زندگی (افراد خوشبخت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٦
 

برای اینکه بتوانیم نتیجه گیری کنیم که چه کسی بهترین ویا با دیدگاه مالی بگوییم ثروتمند ترین ویا با دیدگاه اقتصادی بگوییم موفق ترین ویا با دیدگاه فلسفی بگیم عارفانه ترین ویا با دیدگاه پزشکی بگیم سالمترین و....زندگی را دارد باید کیفیت زندگی را درنظر بگیریم درواقع کیفیت زندگی یعنی درنظر گرفتن جمیع مواردی است که عنوان کردیم.

زیرا باید بدانیم که ثروت وسرمایه همه درمسیر زندگی انسان مورد استفاده قرارنمیگیرد وبرای همین است که درهنگام فوت ثروتمندان میبینیم ثروت زیادی به میراث مانده است.

درزندگی میبینیم که یک تن رنجور ومریض را یک ثروتمند راضی میشود همه دارایی اش را هزینه کند تا مداوا شود وبالعکس میبینیم تن سالمی هم هست برای دستیابی به مادیات اعضای بدنش را به فروش میرساند.

درزندگی میبینیم که اندیشمندی چگونه درزندگی خود ودیگران تاثیر مثبت میگذارد وبالعکس اندیشمندی همه چیز وهمه کس را به آتش میکشد وبالعکس کم سوادانی که فرزندانی دانشمند به جامعه تحویل میدهند ونادانی که سیاه لشگر خرافیان میشوند.

وبسیار مثالهای دیگر که نشان میدهد کیفیت زندگی مهم است نه داشتن ویا نداشتن ابزارها که چون نحوه استفاده صحیح از ابزار است که نتیجه مطلوب میدهد.

درکیفیت زندگی ممکن یک چوپان که درطبیعت ودرکنار گوسفندانش صبح را به شب میرساند وغذای سالم میخورد وگردش وتفریح تعریف شده دارد وبا خانواده به احترام برخورد میکند ودرتربیت فرزندان کوشاست بسیار خوشبخت تراز پادشاه وحاکم وزاهدی است که روز وشب سیاست میکند ودروغ میگوید و ترس وهراس از سقوط وکینه و توطئه دارد وفرزندانش نیز اولین وبزرگترین مخالفان ایده وفکر ورفتارش هستند.

درکیفیت زندگی شما از منابع محدود حداکثر استفاده را میکنید وبجای چشم وهم چشمی وتزویر وریا بهترین وبیشترین استفاده را از طبیعت ودنیا میبرید.

درکیفیت زندگی علم رابرای افزایش آگاهی شناخت صحیح دنیای پیرامون خود ونحوه صحیح رفتار وتربیت فرزندان و درک محیط وکردارنیک وپندارنیک وگفتارنیک صورت میگیرد.

درکیفیت زندگی شما متوجه این موضوع هستید که خوشبختی آن پله ایی نیست که باید زیر پایتان بگذارید وتا پایان عمربدنبال آن باشید.

درکیفیت زندگی لحظه برای شما اهمیت دارد وهرگز نباید لحظه را ازدست بدهید به امید اینکه آینده نصیب شما شود.

درکیفیت زندگی بخوبی میدانیم داشتن خانواده ایی سالم و محترم و همراه درروزهای تلخ وشیرین بزرگترین سرمایه ایی است که ما میتوانیم برخوردارشویم.

درکیفیت زندگی بزرگترین سرمایه ایی که ازانسان برای وراث میماند نام نیک است نه ثروت مادی.


 
 
به مشکلات پشت نکنید (رویارویی با مشکلات کلید حل آنها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٥
 

امروزه به دلیل مواجهه شدن اقتصاد ملی با عارضه رکود بسیاری ازفعالان اقتصادی با مشکلات عدیده ایی دست وپنچه نرم میکنند وهجوم این حجمی از مشکل بسیاری ازآنها را ناامید و مستاصل میکند.

بسیاری بهترین راه برای عبور از مشکلات را فرارازمشکل ویا پشت کردن به آن میدانند ودرتحلیل خود میگویند من مشکلات را جدی نمیگیرم وهراسی نداشته وتوجهی هم به آنها ندارم درواقع براحتی به مشکلات پشت میکنند.

هرچند این روش یکی ازروش های معمول فعالان تجاری شده وباید بگویم که همین موضوع یکی از علتهای اصلی تضعیف وشکست وتوقف فعالیت آنهاست.

پشت کردن به مشکلات نه تنها انها را از بین نمیبرد بلکه منجر میشود که مااز آنها غافل بشیم وروزبروز بزرگتر وبزرگتر شوند تا جایی که حل آنها غیر ممکن شود.

اگرمشگل را به یک دشمن شبیه کنیم پشت کردن به آنها همانند این میماند که به راحتی وهرزمانی که بخواهد میتواند ضربه کاری به ما وارد کند.

دراینجا چند مثال عینی میارم که منجر شده تا بسیاری ازفعالیتها با شکست مواجهه شوند.

تاجر یا فعال اقتصادی تسهیلات برمیدارد ودراولین رکود فعالیت خود پرداخت اقساطش به تعویق میافتد وبه جای تلاش برای جبران از پرداخت اقساط بی خیال شده وبه اخطارهای بانک توجه ندارد جالب اینست به این موضوع مهم نیز توجه ندارد که یک ملک چند برابری تسهیلات دریافتی دروثیقه بانک گذاشته ،اگر به موضوع پشت نمیکرد حتی اگرناچاربود نیز میتوانست ملک را بازاریابی کرده مشتری پیدا کند وتسهیلات راتسویه ومابقی پول را نیز باآزادسازی ملک وتحویل به خریداردریافت وبرای فعالیت ویا سرمایه گذاری بکارگیرد ولی با بی توجهی بعد از چندسال اصل وسود وجریمه به رقم قابل توجهی رسیده واجراییه از طریق بانک صادرمیشود دراین مقطع دیگر نه او فرصت بازاریابی وفروش ملک دارد ونه بانک اجازه میدهد وملک با نصف ارزش تصرف وشخص گرفتارمیشود.

مثال دوم:تاجرویا فعال اقتصادی با مشگل نقدینگی مواجهه میشود اولین اقدامی که میکند به تامین کننده مواد وکالا بدهی خود را پرداخت نمیکند وبجای جوابگوی ونشست با او از چشم و پیگیری او پنهان میشود به امید اینکه بعد از گشایش با او مواجهه شود رکود طولانی میشود ومشکلات روی هم انباشته میشود وفروش نیز با تضعیف وتوقف تامین مواد وکالا تضعیف میشود زیرا فروش او بستگی زیادی به جود بودن محصولاتش دارد بنابراین این زنجیره اختلال اورا گرفتار میکند.

مثال سوم:بدلیل مشگل نقدینگی پرداخت اجاره وحقوق پرسنل به تعویق میافتد بجای برنامه ریزی وپرداخت علی الحساب وقسط بندی بی تفاوت شده واز رویارویی پرهیز میکند زمان به سرعت طی شده صاحب ملک از تمدید اجاره پرهیز میکند ازطرف دیگر پرسنل ناراضی تغییرات محل وجابجایی ومشکلات شرکت رابهانه کرده وترک کارمیکنند وشرکت متوقف میشود.

وصدها مثال عینی دیگر درچنین شرایطی توصیه میشود هیچ وقت وبه هیچ عنوان به مشکلات پشت نکنید وبا اقتدار وفکورانه با آن برخوردکنید حتی اگر هیچ گونه توان پرداختی نیز نداشته باشید با حضور ومذاکره براحتی زمان را بدون عارضه میخرید ونگرانی را از طلبکاران میگیرید تابتوانید از رکود براحتی و بی خسارت عبورکنید.

شاید دررویارویی نیز خسارت هایی برایتان ایجاد شود ولی بدانید که خسارت عدم رویارویی بسیاربالاتر از رویارویی است وفرارازمشکل منجرمیشود تا هیچ وقت توان برگشت ومواجهه رانداشته باشید.

با تامین کنندگان وطلبکاران وپرسنل کاملا صادقانه وبا ظرافت مذاکره وصحبت کنید وآینده راگوشزد کنید واینکه شما همیشه مقید و مصمم به انجام تعهدات هستید زیرا یکی ازمهمترین سرمایه شما درفعالیت اعتبار وجلب اعتماد دیگران است.

مشاوره های مالی وبرنامه ریزی را بها بدید تا بتوانید با حداقل منابع حداکثر جوابگویی را داشته باشید.

اینوضوع به این میماند که کوهنوردی ویا پیاده روی بزرگی درپیش دارید وباید منابع غذایی وآب خودرا طوری مصرف کنید که تا پایان راه دوام بیاورید بدون اینکه توقف نمایید.


 
 
مدیریت بحران(بحران اقتصادی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٥
 

مجموعه‌ای از چاره جویی‌ها و تصمیماتی است که در مقابله با بحران انجام می‌گیرد و هدف آن کاهش روند بحران، کنترل بحران و کاهش و رفع بحران است.

اگر خلاصه تر بگوییم کلیه اقدامات مربوط به پیشگیری و مدیریت ریسک، سازماندهی و مدیریت منابع مورد نیاز در پاسخ به بحران می‌باشد

برای اینکه بهتر موضوع را درک کنیم باید بدانیم که درسطح ملی بحران ممکن اقتصادی باشد ویا سیاسی درسطح بنگاههای اقتصادی بحران میتواند مدیریتی باشد ویا اقتصادی ودرنهاد خانواده بعنوان کوچکترین نهاد اقتصادی بحران میتواند اقتصادی باشد ویا خانوادگی.

آنچه دراینجا من میخواهم به بررسی آن بپردازم بحران اقتصادی است که بنظرم ریشه ومادربسیاری از بحران ها بوده وبا مدیریت آن میتوان توان مقابله با سایر بحران ها را بدست آورد.

بحران اقتصادی درسطح ملی رامیتوان به وضعیت های خاص رکود ویا تورم ویا توررکود اشاره کرد وبیشترین نمود آن درکاهش ارزش ملی کشور وتضعیف توان پرداخت مردم درانجام هزینه های جاری ازجمله هزینه های آموزشی وبهداشت وتغذیه است که منجر میشود تا به ترتیب بداخلاقی های اجتماعی وفساد وبیماری وسوء تغذیه درکشور افزایش یابد.

کشورهایی که  اقتصاد تک محصولی دارند ویا بدلیل شرایط جنگی ویا عدم توجه به زیرساختها وسرمایه گذاریهای اصولی رفاه عمومی وبرنامه های رفاهی وآموزشی آنها بشدت کاهش یافته وکشور با بحران مواجهه میشود.

برای مواجهه ومدیریت بحران باید دراین کشورها بودجه ملی بیشتربه زیرساختها ورفاه وآموزش اختصاص یابد وبرای عبورازبحران با ایجاد روابط مناسب بین المللی از کمکها وحمایتها وروابط اقتصادی بین المللی با کشورهای توسعه یافته برخوردارشود.

دربنگاههای اقتصادی  بحران اقتصادی

بدلیل شرایط رکودی و یاتورمی ویا توررکودی اقتصاد ملی وعدم انطباق ودرک صحیح وضعیت وتداوم روند فعالیت ومدیریت بدون توجه به شرایط اقتصادی کشور

وهمچنین جذب تسهیلات ومنابع مختلف وانجام سرمایه گذاری

 وهزینه بدون توجه صحیح به نرخ بازگشت سرمایه منجرمیشود تا بعداز چنددوره فعالیت شرکت با مشکل تامین وتادیه تعهدات مواجهه شود .

درنهاد خانواده نیز پدرخانواده اگربرنامه ریزی مالی خوبی نداشته باشدومدیریت مناسبی دراداره خانواده نداشته وانتظارات خانواده نیز نهادینه نشده باشد منجر میشود تا بعداز مدتی با بحران اقتصادی مواجهه شود که بیشتر ناشی از عدم همخوانی درآمداقتصادی فرد با هزینه هامیباشدویا اینکه فردی تلاش صحیح ومناسبی نداشته باشد ویا فعالیتهای پرخطر همانند قمار واعتیاد و... داشته باشد.

همانگونه که از سرفصل موضوع نیز میتوان استنباط کرد"مدیریت بحران"هربحرانی علی الخصوص اقتصادی قابلیت مدیریت وکنترل رادارد به شرطی که اشتباهاتمان را بپذیریم وبا کسانی که تجربه وشناخت علمی لازم رادارند بعنوان مشاور درپیشبرد اهداف اقتصادی ورویارویی با شرایط اقتصاد ملی استفاده مفید ببریم وبدانیم هرهزینه ایی دراین مسیر میکنیم چندین برابر میتواند درآمد وبهره برداری ایجاد نماید


 
 
وام 25 میلونی خودرو مرهمی مقطعی وبی تاثیر در رکود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٤
 

وام 25 میلیونی خودرو که توسط دولت بعنوان بسته ضد رکودی ابلاغ شد شاید میتوان از آن بعنوان یک مرهم مقطعی ونجات بخش دوشرکت خودروساز اصلی یعنی ایران خودرو وسایپا نام برد.

توقف وام 25 میلیونی با اعلام اینکه فقط 110000خودرو را شامل  میشود واینهمه صدا وسیما وروزنامه ها جنجال برایش ایجاد کردند نباید جای تعجب داشته باشد زیرا دولت برای هربسته ایی یک بودجه ایی تعریف میکند واین بودجه محدودیت ریالی خواهد داشت .

اگردرابتدای اجرای طرح هیچ اشاره ایی به سقف اعتبار وبودجه مشخص شده نمیشد شاید پیش بینی نمیکردند که این طرح با چنین استقبالی مواجهه شود که کل اعتبار دریک محدوده چند روزه به مصرف برسد.

علت استقبال مردم که کمترکسی پیش بینی آن را میکرد کاملا" واضح وآشکار بود که اینجانب درجمع دوستان ودرشبکه های اجتماعی به دوستان اعلام کرده بودم که استقبال خوبی خواهد شد ودلیل  اصلی آن نه فقط وجود تقاضای بالقوه ویا شرایط ویژه نرخ بهره وام  بلکه شرطی شدن مردم ایران دراین 35 سال به هرچیزی که ماهیت سهمیه داشته باشد وهجوم برای تهیه وجذب آن یعنی مردم عادت کردند که هر موردی توسط دولت ماهیت سهمیه و محدودیت تعداد داشته باشد را صف خرید ببندند.

به هرحال این بسته انجام شد وبسته خرید کالای خانگی نیز همانند بسته خرید خودرو به سرعت وبا همین دیدگاه عملیاتی خواهد شد  ودرواقع مرهمی که دولت برای رکود تزریق میکند چند صباحی بیش دوام نخواهد داشت ودر چاله هایی که اثربخشی نیز ندارند مدفون خواهد شد.

شاید مرهم بسته خریدخودرو  اثرات نامطلوبی دررکود نیز ایجاد کند زیرا برای تضعیف رکود باید از سیاستهای انبساطی استفاده کرد یعنی پول درگردش جامعه درسطح عموم افزایش یابد ویکی از موارد اصلی آن افزایش نقدینگی بانکها وموسسات مالی واعتباری است که متاسفانه وام خرید خودرو منجر شد به ازای میانگین هردستگاه خرید خودرو حداقل ده میلیون تومان بعنوان پیش پرداخت مردم منابع نقدینگی خود را از بانکها خارج وبه حساب خودروسازها واریز کردند.

این دوشرکت خودروساز که متاسفانه همانند گودال چاهی میماند که سهم مهمی از کمکهای مالی دولتها را چه با دوستی وچه با اجبار به خود اختصاص میدهد وجز افزایش هزینه ملی  کمترین تاثیر در رشد وتوسعه را دارد منجر میشود تا نقش مهمی در فشار سیاسی واقتصادی بردولتها بازی کند.

متاسفانه دولتها نیز به جای اینکه دروضعیت وموقعیت خاص کمکهای خود را با شرایط ومحدودیتهای تعریف شده تجویز کنند که این دوشرکت خودروساز ملزم باشند تا ازنظر کیفی وتوسعه صادرات گام بردارند.

البته آنها درهمین وضعیت حاضر صادراتی داشته اند ولی نه اقتصادی بلکه سیاسی یعنی صادراتی زیر قیمت تمام شده ویا ایجاد خط تولید درکشورهایی که ازشرایط سیاسی مطمئنی برخوردار نبودند ووضعیت این سرمایه گزاریها نیز مشخص نیست.

یک شرکت خودروسازی که این حجم سرمایه گزاری را به خود اختصاص داده ودغدغه اصلی دولتمردان نیز شده دراین چند دهه باید به سطحی میرسید که به دنیا صادر میکرد نه تبدیل کننده منابع ملی به خودروهای بی کیفیت که برطبق برآورد خسارتهای ناشی از این خودروها نزدیک به 7درصد تولید ناخالص ملی باشد که خود این جای بسی تاسف است.

خودروسازانی همانند هیوندایی که از نظر سوابق تولید بسیار دیرتر از ایران خودرو وسایپا شروع به فعالیت کرده توانسته درچند دهه موفق به یکی از بازوهای توانمند اقتصاد ملی کشورشان تبدیل شوند.

به هرحال ماباید متوجه این موضوع باشیم که این روند نه تنها راه به جایی نخواهد برد بلکه باید یک روز شاهد فرو ریختن این برج بلند بی پایه واساس باشیم که خسارت فروریختن آن هرروز که میگذرد بیشتر وبیشتر میشود.


 
 
سیاست زدگی عارضه ایی نا میمون درکشورما
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٩
 

یکی ازبدترین وضعیت ویا بیماری که میتواند دریک کشور ویا جامعه ایجاد شود همانا سیاست زدگی آن جامعه است.

برای اینکه تعریفی از آن داشته باشیم برطبق تعاریف معمول سیاست زدگی عبارت است از:

یعنی اینکه اندیشه کم داشته باشیم  و فراوان سخن بگوییم  چونکه «تفکّر» دشوار است و راه آن پایان ناپذیر، خطرناک، بنیان برافکن . آدمی امروزه در هرساحت که سخن می گوید آراء و نظریاتش کمتر از بن و پشتوانه خرد آب میخورد و بیشتراز سرچشمه های «هوس»  «عادت وتقلید» و خصوصا «سیاست» سرچشمه می گیرد.

 یعنی اینکه همه درهرموضوعی صاحب نظر شده و براحتی اظهارنظر میکنند بدون اینکه اظهارنظرشان برپایه منطق واصولی استوارباشد.

 

درمقطعی که سیاست زدگی درجامعه ایجاد میشود بیشترین خطر وضربه متوجه مسائل سیاسی واقتصادی خواهد بود.

 

جالب اینست که این موضوع ارتباطی با سطح تحصیلات افراد ندارد وهمه را سیاست زده میکند .

 

دراین وضعیت افراد براحتی دررابطه با آینده سیاسی کشور و تصمیمات سیاسی واهداف وعملکرد دولتمردان اظهار نظر میکنند بدون اینکه جمیع جهات وشرایط را مدنظر قراردهند وبستری را فراهم میکنند که براحتی سیاسیون از این موج به نفع خود استفاده کنند.

 

درشرایط سیاست زده مباحث اقتصادی وشرایط ومسائل آن براحتی مورد بحث وتحلیل همه افراد قرارمیگیرد زیرا اقتصاد جزو مواردی است که مباحث اشتباه براحتی قابل تشخیص نیست زیرا اگرتحلیلی اشتباه باشد مدتها زمان خواهد برد تا اشتباه گوینده مشخص شود وتا آن موقع آن فرد بارها تحلیل خود را تغییر ومباحث وموضوعات جدیدی را مطرح ویا فرصت اصلاح وتوجیه را دارد وبرای همین اقتصاد ملی خسارت زیادی را متحمل میشود.

 

کشورسیاست زده کودک وبزرگ ندارد ونادان ودانا و تحصیل کرده وبیسواد همه براحتی درهرموضوعی وارد میشوند واظهار نظر میکنند.

 

سیساست زدگی یکی از عارضه های کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه میباشد ونقطه مقابل آن سیاست گریزی است که عارضه کشورهای پیشرفته است.

 

درکشورهای سیاست زده مسائل سیاسی واقتصادی وتصمیمات مربوطه ثبات نداشته واگرثباتی نیز احساس میشود ناشی از ثبات اجباری ودستوری است وهمیشه وهرلحظه احتمال انفجار و ریزش آن وجود دارد .

 

برای خروج از این عارضه خطرناک لازم است تا اقدامات لازم دررابطه با نهادینه کردن تصمیم گیریها و شفافیت و پاسخگو بودن تصمیم گیران ونظریه پردازان درقبال عملکرد ونظریه پردازیهایی که میکنند زیرا این عارضه بیشتراز کلی گویی وغیرشفاف عمل کردن تصمیم گیران ودولتمردان به مردم منتقل میشود.

 


 
 
کشاورزی ودامپروری وصنایع تبدیلی (ازکجا شروع کنیم) کلید توسعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٩
 

کشورما بدلیل داشتن موقعیت خاص که چهارفصل محسوب میشه ومناطق خاص همانند منطقه آذربایجان ودشتهای حاصل خیز مغان که یکی از بزرگترین کشت وصنعت های منطقه خاورمیانه حتی دنیا درآن احداث شده ویا منطقه جنوب ووجود کشت و صنعت هفت تپه و دستیابی به دریای خزر در شمال و دریای عمان با دسترسی به اقیانوس هند به جهت صنعت بزرگ شیلات ودریایی و صنعت زنبورداری و... که خود بخود درموارد مختلف نیز نمود پیدا میکند ازجمله پسته و زعفران وانار وخرما وگوشت و مرکبات و سیب وعسل وفرش و ... که براحتی میتواند به صادرکننده جهانی آن تبدیل شود که حتی بوده.

متاسفانه استراتژی توسعه اقتصادی کشور نه برطبق پتانسیل ها بلکه برطبق الگو برداری از کشورهای توسعه یافته صورت میگیرد وشاید دلیل اصلی آن اینست که تئوریسن های ما بیشتربه اطلاعات علمی متکی هستند که همه منشاء کشورهای پیشرفته را دارد درحالی که اگرتجربه ومطالعه روند توسعه یافتگی کشورهای پیشرفته را بخوبی مطالعه کنیم میبینیم که خود آنها نیز با اتکاء به پتانسیل های موجود خود گام درمسیر توسعه گذاشتند.

امروزه آنها بخوبی دریافتند که از طریق صنایع مادر و تکنولوژی پیشرفته یکی از بهترین مسیرها فروش تکنولوژی ازرده خارج شده خودشان است وشاید بدلیل اینکه همیشه پیشرفت واقعی وتکنولوژی پیشرفته ومحقق شده خود را محرمانه نگه میدارند کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه به این موضوع واقف نیستند که این اتفاق میافتد ولی ناخواسته وازطریق تحصیل کردکان وتئوریسنهای خود خوشحال هستند که درحال انتقال تکنولوژی وگام نهادن درمسیر توسعه هستند.

ورود کشورهای درحال توسعه وجهان سوم به صنعت خودروسازی و کامپیوتر و... ازهمین  دیدگاه نشئت میگیرد.

این موضوع منجر میشود که منابع محدود این کشورها درمسیری مصرف شود که همیشه بیش از 50سال از تکنولوژی روز عقب تر بوده وهمیشه وابسته به کشورهای پیشرو میباشد و بدلیل وضعیت خاص آنها ازنظر اشتغالزایی ونفوذ در تارپود اقتصاد کشورهیچ وقت نه میتوانند خارج شوند ونه میتوانند به تکنولوژی روز برسند واز طرف دیگر سایر بسترهای موجود نیز بدلیل کمبود منابع وتوجه لازم تضعیف میشوند.

اگر کشوری پتانسیل کشاورزی ودامپروری داشته باشد میتواند براحتی از طریق آن وارد صنایع تبدیلی وحتی خودرسازی باورود به تولید ماشین آلات کشاورزی وحمل بار شود که خود نه تنها تخصصی است بلکه رشد وتوسعه کشاورزی ودسترسی آن به بازارهای جهانی را چند برابر میکند.

توسعه کشاورزی وصنایع تبدیلی آن در توسعه صنایع غذایی ودارویی نیز کاملا ارتباط مستقیم دارد بنابراین خودبخود توسعه همه جانبه را بدنبال خواهد داشت زیرا همه صنایع به طریقی به هم مرتبط هستند.

دراقتصاد برای اینکه بخواهند دولت ویا بنکاه اقتصادی بزرگ را توضیح دهند از کوچکترین نهاد اقتصادی یعنی خانواده استفاده میکنند وبراحتی موضوع تعریف وتبیین میشود.

اینجانب نیز برای اشاره کردن به اهمیت فعالیتهای مختلف مثال های ساده تری را میاورم جهان را به یک شهر کوچک تشبیه ومیخواهم بدانم یک خانواده برای اینکه از اقتصاد قوی برخوردار باشد چه شغلی را انتخاب کند بهتر است وهمه میدانیم دریک شهر مشاغل مختلف از تعمیرگاه خودرو گرفته(خودروساز) کشاورز(کشاورزی) طلا فروش(منابع معدنی) رستوران(صنعت توریسم)آهنگر(صنایع دفاعی)و....وجوددارد حال اگر ازشما بپرسم چه شغلی برای داشتن یک اقتصاد قوی درشهر بهتر است خواهید گفت این خانواده چه شرایطی را دارد.

یقینا اگربگویم یک زمین کشاورزی یک هکتاری دارد خواهید گفت کشاورزی را وارد شود.

اگربگویم تخصص آهنگری دارد وسابقه فعالیت درآن حرفه خواهید گفت آهنگری

اگربگویم تکنولوژی وآموزشهای قبلی خودروسازی را دارد خواهید گفت خودروسازی

اگربگویم روابط عمومی خوبی دارد وموقعیتی در ارتباط با مسافران وتوریستها میگویید رستوران داری

بگویم طلا دارد وتولید وفروش آن را میداند خواهید گفت طلا فروشی

 

بنابراین کشورها نیز چنین هستند واگر کشوری بدون توجه به پتانسیل های ذاتی خود فعالیتی را انتخاب کند وهر تحلیلی هم برای خود داشته باشد باید بداند درآن مسیر موفق نخواهد شد واگرجهان سوم است توسعه نیافته باقی خواهد ماند.

واگرکسی وارد حیطه وتخصص خود وارد شود توان وقدرتی پیدامیکند وهمه را بخود وابسته میکند چون دهکده جهانی به همه موارد به یک اندازه نیازدارد.

ولی متاسفانه بسیاری از کشورهای جهان سوم اقتداررا درانتخاب مسیرهای خاص میدانندوهمین موضوع بزرگترین عامل عقب افتادن آنها میشود نه عامل رشدشان.


 
 
توهین به قومیت ها(سیاست تضعیف تمدن ها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۸
 

شاید یکی از مهمترین چیزی که دراقتدار یک کشور ودرپیشبرد فعالیتها وتقویت بنیه اقتصادی آن تاثیر دارد بحث فرهنگ واحترام و ادب آن است .

فرهنگ یک جامعه میتواند موجب اتحاد وهمدلی و جلوگیری از خروج مغزها واندیشه ها وسرمایه ها وجذب سرمایه های خارجی و توریسم وصدها مورد دیگر که نقش مهمی درتحول وتوسعه یک جامعه دارد.

کشور ما کهن ترین تمدن روی زمین را دارد وتمدن یعنی ریشه دار بودن فرهنگ یک ملت وبرای همین از هزاران سال پیش پادشاهان و رهبران کشورها به این مطلب مهم پی بردند که برای اینکه بتوانند برسرزمین های جدیدی که درنتیجه کشورگشایی تصرف کردند حکمروایی کنند باید تمدن وفرهنگ آن سرزمین را نابود ویا تضعیف کنند نه اینکه مردمانش را بکشند.

کشورما نیز بدلیل اهمیت وعظمتی که داشت از همان دوران که مورد توجه قوم ها وفرهنگ های مختلف ازقبیل مقدونی ومغول وعرب و... بود ومتاسفانه به تصرف آنها درآمد وچون ایرانیان بسیار تمدن وفرهنگ غنی تر داشتند تمام تلاش خود را برای تضعیف وازبین بردن تمدن ایران کردند تا بتوانند براین سرزمین حکومت کنند.

بطوری که درهنگام تسلط مغول برایران گویند یکی از فرماندهان آنها بعد از تسلط برسرزمین ایران  که به جنگیز خان مغول پیغام میفرستد که این سرزمین بسیار افراد فهیم وفرهیخته دارد وبراحتی نمیتوان برآنها حکمفرمایی کنم مگر آنکه بسیاری را اعدام کنم که پیغام میاید برای حکمفرمایی براین سرزمین متمدن افراد نادان ازبین خودشان  را برمسئولیتهای بزرگ بزار خود آنها با مدیریت ضعیف واستبدادی خود بسیاری ازافراد دانا وفرهیخته را آزرده خاطر و خانه نشین ویا فراری میکنند ومیتوانی براحتی حکومت کنی.

برای همین این سرزمین کهن ازدیرباز با اتفاقات مهمی درهنگام هجوم وتسلط بیگانگان مواجهه بودند وآنقدر از تمدن وفرهنگ وکیفیت زندگی برخوردار بودند که درهنگام هجوم اعراب میگویند فرماندهانشان به سربازان گفته بودند بهشت آنسوی مرزهای ماست وپراز حوریان ونعمت وثروت بطوری که سربازان اعراب برای حمله وهجوم از هم سبقت میگرفتندزیرا میگفتند چه بمیریم وچه زنده بمانیم به بهشت میرویم .

بنابراین چون فرهنگ وتمدن ایران تضعیف شد هیچوقت این کشورآن عظمت وشکوه را بخود ندید .

با ظهورتمدن های وقدرت های جدید درجهان همه آنها بخوبی میدانستند که تمدن چیزی نیست که نابود شود ولی میتوان تضعیف شده نگهداشت برای همین همیشه ودرهمه برهه ها تلاش شد تا ظهور وشکل گیری تمدن دراین سرزمین کهن جلوگیری شود .

بوجود آمدن جک های قومیتی درایران شاید یکی از مهمترین این موضوعات بود که برخی به سیاست انگلیس درایران برای تفرقه اندازی بین قومیتها وعدم شکل گیری یک کشورمتحد وقدرتمند بود .

وبسیاری از انقلابات و دولتمردان نیز از دوران های گذشته ریشه درسیاست های بیگانگان داشته وحتی ماندگاری آنها به هرحال آنچه مهم است اینست که مردم باید بخوبی بدانند که توهین ومسخره و...به قومها ودرون یک خانواده متمدن نشانه های بسیار بدی از سیاستهای تفرقه انگیز وتمدن سوزی است که متاسفانه وجود دارد ومیخواهند باشد.

ماباید بدانیم ومتوجه باشیم که دردوران کنونی وگذشته کشورما مورد توجه قدرتهای بزرگ همچون آمریکا وشوروی(روسیه)کنونی وانگلیس و... بوده ونباید با استراتژی فرار ازیکی به دامن دیگری بیافتیم که این خود شاید خطرناکترین حالت استثمار است وباید با تدبیر واندیشه نه چنگ وستیز درکنار آنها وبدوراز سیاست وتسخیر آنها با استراتژیهای علمی وسیاسی واقتصادی رفتار کنیم وبدانیم ما افراد فرهیخته زیادی داریم که میتواند با روابط دوستانه منافع ملی را حفظ کنند.

امید است با بگارگیری مدیران فرهیخته واندیشمند درجایگاههای مهمی چون صدا وسیما که تصویر فرهنگ وتمدن یک کشور را به جهان نشان میدهد از تمدن وفرهنگ این ملت بزرگ دفاع شود وباید بدانیم فرهنگ وتمدن هیچوقت وبا هیچ روشی نابودنمیشود.


 
 
سیاستهای موردی عبور از رکود(بسته های اقتصادی دولت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۸
 

رکود وضعیت ویا بهتر بگوییم عارضه اقتصادی است که درآن همه فعالیتهای اقتصادی و کل اقتصاد را تحت تاثیر قرارداده و منجر میشود تا با مشکل نقدینگی حاد روبرو شوند دراین شرایط عرضه از تقاضا بشدت فاصله میگیرد ومنجر میشود تا کلیه فعالیتها شرایط بحرانی سختی را تجربه کنند .

برای گذر از شرایط رکود بایستی سیاستهای انبساطی توسط دولت اتخاذ شود تا بتوان دراین شرایط حساس فعالیتهای اقتصادی را برای عبور از بحران حمایت کرد .

اتخاذ بسته های حمایتی خاص وویژه برای صنایع یا موارد خاص نه تنها تاثیر قابل توجهی در عبور از رکود نخواهد کرد بلکه ممکن است شرایط را بدتر نیز بکند زیرا دولت توان وسیاستهای حمایتی خود را درمسیر خاص قرارداده وبسیاری از فعالیتها دراثر عدم دریافت حمایت با توقف فعالیت وورشکستگی مواجهه میشوند.

جالب اینست که رکود منجر میشود تا فعالیتهای ضعیف تر وبی پشتوانه سریعتر زمین گیر وبا خطر ورشکستگی مواجهه شوند ودراین بسته کاملا" مشخص است که فعالیتهای بزرگتر همانند خودروسازها ویا شرکتهای بزرگ لوازم خانگی هدفگذاری شده اند شرکتهایی که شاید حتی قبل از رکود بدلیل ساختار آنها ونحوه شکل گیریشان با مشگلات عدیده ایی مواجهه هستند و رکود نیز بهانه مضاعفی برای آنها شده تا کل دولت را برای جذب حمایت تحت تاثیر قراردهند.

درکشوری همانند کشورما که مباحث اقتصادی آن با جو روانی وسیاسی آن کاملا عجین است باید متوجه باشیم که مخالفان دولت ممکن است درصورت اتخاذ سیاستهای اقتصادی خاص وویژه آن را ناکارآمد کنند وجوروانی تاثیرش بسیار بیشتر از سیاستهای ابرازی خاص دولت باشد.

بنابراین دولت چاره وراه حل بهتری جز اتخاذ سیاستهای انبساطی عمومی هدفگذاری شده ندارد ومطمئنا" دراین صورت نتایج بهتری نیز حاصل خواهد شد.

متاسفانه یکی از مهمترین عاملی که بسیاری از فعالیتها و جوروانی موجود وتردید درشکوفایی اقتصادی موثر بوده نرخ ارز میباشد که دولت نیز براحتی میتوانست درتضعیف آن نقش داشته باشد که هیچ حرکتی دراین زمینه ازخود نشان نداده وهمین موضوع تردید وجو روانی را بیشتر کرده وهمچنین قیمت تمام شده تولید و کالا را درسطح بالا نگه داشته درصورتی که همه مردم انتظار داشتند با این رکود ایجاد شده همانطوری که درتورم شاهد افزایش روزافزون قیمت کالاها بودیم باید درشرایط رکودی نیز شاهد کاهش آن باشیم.

بنابراین درشرایط حاضر باید شاهد ماندگاری وطولانی شدن شرایط رکودی درجامعه باشیم وهمین موضوع منجر میشود تا اقساط عقب افتاده وچک های برگشتی وورشکستگی روز بروز افزایش یابد.


 
 
شراکت خوب یابد(تحلیل شریک ونقش مثبت آن درفعالیت وعبور از بحران ها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 

یکی از موضوعاتی که درکشورما همیشه مطرح است این است که فعالیت فردی ایجاد کنیم خوب است یا شریک داشته باشیم موضوعی که شاید بسیاری به این عقیده هستند که شراکت به هیچ وجه خوب نیست وبهترین حالت ایجاد فعالیت انفرادی است زیرا دراین صورت میتوانی بدون اختلاف عقاید تصمیمات مقتضی را درجهت رشد وتوسعه فعالیتها بگیری و هزینه ودرآمد را نیز با اختیار تام وبدون مانع تصمیم گیری و مدیریت کنید.

شاید درگذشته جواب دادن به این موضوع درشرایط تورمی وتوررکود زیاد ممکن نبود ونمیتوانستیم درارتباط با مزیت شرکت وداشتن شریک وکار تیمی صحبت کنیم زیرا چه فرد مدیریت سیستمی وگروهی میکرد وچه مدیریت انفرادی وتکی هرگونه خسارتی هم ازاین محل برایش ایجاد میشد تورم همه را پوشش میداد وفرد به راحتی میتوانست فعالیت خود را توجیه کند.

رکود شرایط خاصی است که درآن وضعیت درصورتی که فعالیت با مشگل پرداخت مواجهه شود تامین آن از منابع گوناگون میسر نخواهد بود ودراین حالت کسی که فعالیت تجاری زده باید یک تنه جوابگوی طلبکاران و÷رسنل وخرید و...باشد که فعالیت را برای او بسیار سخت ومشگل میکند .

شریک درکنار فرد منجر میشود تا جوابگویی به ذینفعان راحت تر وجلب اعتماد آنها آسانتر شود واز طرف دیگر درچنین شرایطی ماندگاری مدیران ونظم وانضباط دریافت وپرداخت بسیار مهم خواهد بود که شریک دوشادوش فرد برای عبور از بحران تلاش مینماید.

ناامیدی ویاس مهمترین عاملی است که منجر میشود فرد درمقابل مشگلات توقف و تسلیم شود درصورتیکه درشرایط سخت شریک دلگرم دهنده و روحیه بخش  برای رویارویی با مشکلات هستند.

شرایط کشورما طوری است که بسیاری از کسانی که فعالیت تجاری وتولیدی ایجاد میکنند به تنهایی قادر به تامین سرمایه وامکانات کامل آن نیستند وبرای همین مجبورابا قبول ریسک بالا اقدام به تامین سرمایه از طرق مختلف اقدام به شروع فعالیت نمایند برای همین با مشگلات ومسائل عدیده ایی مواجهه هستند که عبور از این شرایط یک تنه و به تنهایی براحتی میسر نیست .

اگر کسی سرمایه وامکانات لازم وکافی را برای ایجاد فعالیت وتوسعه آن را داشته باشد شاید طرح این موضوع که شریک تجاری داشتن مفید است یا نه فقط درصورتی مطرح خواهد بود که ازنظر تخصصی ویا مدیریتی نیاز به کسانی داشته باشد که با سیستم حقوق ودستمزدی امکان جذب آنها میسر نیست.

بهرحال با توجه به ساختار شرکتهاوفعالیتهای تجاری  وشرایط اقتصادی وبحران های موجود وادامه دار بنظر اینجانب نه تنها داشتن شریک وهمراه لازم بلکه ضروری است.

تنها نکته ایی که بعنوان شریک خوب میتوانم مطرح کنم اینست که شریک مکمل شما باشد نه موافق وپیرو شما تا بتواند درانجام امور ومدیریت آنها وپیشبردفعالیتها نقش خوبی داشته باشد.


 
 
دولت تدبیر وامید و بسته اقتصادی گذر از رکود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٤
 

درکشورما عارضه های مختلف اقتصادی ازقبیل تورم و توررکود سالها تجربه شده و منجرشده تا با کاهش ارزش پول ملی دربخش های مختلف شاهد افزایش قیمتها از 1000تا بیش از 20000باشیم که این امر منجرشد تا مردم فشار اقتصادی زیادی را متحمل شده و فاصله بین وفقیر وغنی روزبروز بیشتر وبیشتر شود .

این اختلاف طبقاتی منجرشد تا دولتمردان جدید با شعار فقرزدایی و رفع اختلاف طبقاتی بتوانند همراهی اکثریت را با خود داشته باشند.

دولت ندبیر وامید شاید تنها دولتی بود که نه تنها دربدو ورود براحتی توان شکستن جوروانی موجود دررابطه با توقف تورم وایجاد روابط متقابل مناسب با کشورهای دیگر وتوسعه روابط اقتصادی مناسب وپرهیز از تنش ها را داشت واین همان وضعیتی بود که میتوانست با کاهش جو روانی خرید سکه وارز توسط مردم براحتی حتی بدون اینکه فعالیت وتدبیر اقتصادی را بکارگیرد با کاهش نرخ ارز مردم را امیدوارتر نماید که خود بستری مناسب برای بسته های اقتصادی وتاثیر گذاری آنها بوجود میاورد.

متاسفانه نه تنها درآن مقطع این بهره برداری صورت نگرفت بلکه متاسفانه مشاورین اقتصادی دولت با اتکا به این تحلیل اشتباه که کاهش نرخ ارز منجر به کاهش صادرات میشود جلوی کاهش آن را گرفتند که البته برخی نیز چنین تحلیل میکردند که بدلیل وابستگی بودجه دولت به فروش ارز از این منظر نیز تمایل به کاهش نرخ ارز نداشتند.

ازطرف دیگر مشاورین اقتصادی دولت با توجه به فشارنقدینگی وکسری بودجه یکی از راحت ترین ونزدیکترین روش کاهش هزینه ها ی دولت را کاهش یارانه ها دانسته واقدام به کاهش آن با حذف دهک ها نمودند درصورتی که درشرایط رکودی تنها چاره تضعیف رکود وجلوگیری از تاثیر مخرب آن تجویز نقدینگی به جامعه است نه کاهش آن به هرحال این تصمیمات اشتباه منجرشد تا روز بروز رکود عمیق تر وعمیق تر شود وجالب تر اینکه تیم اقتصادی دولت برای تفسیر عملکرد خود این ادعا را مطرح کردند که درصدد کاهش تورم وتک نرخی کردن آن هستیم موضوعی که درشرایط طرح آن دروضعیت رکودی نه تنها منطقی نیست بلکه ایجاد بحران نیز میکند زیرا هرتصمیم وعملیاتی دراین زمینه صورت گیرد منجربه عمیق ترشدن وتقویت رکود میشود.

رکود همانند تورم عارضه اقتصادی است که درهمه اقتصاد تاثیر میگذارد وهیچ فعالیتی نمیتواند باوجود راهکارهای اقتصادی منسجم ومناسب تاثیر گذاری آن را به صفر برساند بلکه میتواند کمتر خسارت ببیند وتعجب اینکه بسته حمایتی که از طرف تیم اقتصادی دولت مطرح میشود فقط شرکت خودروساز وبخش مسکن را هدفگذاری میکند انگار که سایر فعالیتها دررکود بسر نمیبرند واین رویه منجرخواهد شد که تلاش دولت برای مقابله بارکود کمترین اثررا داشته باشد.

دومین اشتباه دراین بسته ارائه شده این است که دروضعیت رکود باید از سریعترین شیوه ممکن اقدام به تجویز نقدینگی کرد نه اینکه منوط به طی سلسله مراتب ومصوبه باشد که این موضوع منجرشد تا اگریک خرید وفروش وتقاضای اندک نیز بود با این خبر توقف یابد تا بسته عملیاتی شود!!

یکی از مهمترین اثر مثبت رکود کاهش تورم وکاهش نرخ ارز وافزایش ارزش پول ملی است که دلیل اصلی آن کاهش تقاضا ومصرف و خرید کاذب و واسطه گری میباشد که متاسفانه دولت بجای استفاده مفید از این مزیت وتلاش درجهت کاهش نرخ ارز هیچ اقدامی دراین زمینه ننمود وبه این امرمهم توجه ننمود که هرچند ممکان است نسبت کمی در کاهش صادرات اثرنماید ولی با کاهش قیمت تمام شده منجربه کاهش قیمت فروش ورشد صادرات میشود ازطرف دیگر کاهش نرخ ارز تاثیر مطلئب درچرخه تولید شده ورشد اقتصادی را بدنبال خواهد داشت وبا این تصمیم غلط تیم اقتصادی منجرشد تا تاجران وتولید کنندگان روزبروز تضعیف وبسیاری از شرکتها تعطیل یا ورشکست شوند که خود منجر به کاهش تولید وصادرات میشود.

 


 
 
اقتصاد ایران بعد توافق هسته ایی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۱
 

تحلیل های مختلفی در روزنامه ها ومجلات دررابطه با وضعیت مسکن وبورس وارز وسکه وخودرو درج میشود که بیشتر این تحلیل ها نیز با دیدگاه افزایش نرخ ارز و کاهش شاخص بورس و.... مطرح میگردد وجالب اینست که اگر بسیاری از این تحلیل ها را درکنار هم قراردهیم نه تنها میبینیم که بسیاری ازاین تحلیل ها مبنای علمی مناسبی ندارد بلکه سلیقه ایی و هدفدار طرح میگردد نه واقعی وتحلیلی.

برای اینکه بخواهیم یک تحلیل علمی مناسب بدهیم که هموطنان نگران ودنبال تحلیل علمی  بتوانند استفاده مفید برده وتصمیمات اقتصادی مناسب بگیرند باید قبل از هرگونه اظهارنظری ابتدا رویدادهای سیاسی واجتماعی که میتواند همزمان با اتفاق برجام  بوقوع بپیوندد را بطور صحیح ارزیابی وتبعات اقتصادی آن را بخوبی تحلیل کنیم.

یک نکته مهم هم دررویدادهای اقتصادی باید درنظر بگیریم اینست که تاثیر ووقوع آنها یکباره ولحظه ایی نیست ویک دوره ششماهه ویا یکساله برای تاثیرگذاری را طی میکند.

برجام چیست وچه رویدادهای تاثیرگذار دراقتصاد را بدنبال دارد؟

برجام یک توافق مهم بین ایران وجهان است که متعاقب آن بسیاری از تحریم های اروپا وآمریکا علیه کشوربرداشته شده وروابط بین ایران وسایر کشورهای درزمینه های اقتصادی تسهیل ومطالبات کشورازاین محل براحتی وصول و سرمایه گذاری متقابل رشد وتوسعه میابد.

درواقع دراین شرایط منابع ارزی دولت براحتی وصول ومنجر به عرضه مناسب ارز با حداقل هزینه درداخل و واسطه گری دراین زمینه از بین میرود .

تحدید های منطقه ایی وجهانی نسبت به ایران کم شده وروابط سیاسی کشور با جهان بهبود میابد ونرخ طلا برطبق نرخ های جهانی ارزش گذاری شده وتقاضای کاذب سکه وطلا ناشی از ترس وبدبینی به آینده وشرایط بحرانی ازبین میرود.

موضوع مسکن که وابسته به سرمایه گذاری مناسب ومطمئن دراین زمینه وورود سرمایه گذاران وپیمانکاران بین المللی واعطای تسهیلات ارزان قیمت توسط دولت و خروج از دیدگاه روانی که بیش از 30سال مردم درشرایط تورمی وبی اطمینانی وافزایش بی رویه قیمتها دربخش مسکن فکرمیکردندکه بخش مسکن درهیچ شرایطی با کاهش قیمت مواجهه نمیشود درصورتیکه درشرایط رکود به واقع دیدند که کاهش قیمت دربخش مسکن هم میتوانند بوقوع افتد.

بورس شاید تنها بخش اقتصادی است که به شرایط سیاسی کاملا آرام و مناسب وابستگی کامل دارد زیرا مجموعه ایی از شرکتهای سرمایه گذاری وتولیدی درهمه بخش های کشور میباشد که درصورت ایجاد بستر سرمایگذاری وصادرات مناسب میتوانند سود مورد انتظار متقاضیان وسهامداران را تامین کنند ودرصورتی که سودهای بی رویه درسایر بخش ها نباشد وقیمت ارز متعادل باشد وسرمایه گذاران خارجی نیز با اطمینان جهت سرمایه گذاری دربورس راغب شوند باید شاهد رونق روز افزون آن باشیم.

 

با این توصیف براحتی وخیلی واضح هست که بهبود شرایط سیاسی ایران درنتیجه پذیرش برجام چه شرایط اقتصادی را رقم خواهد زد .

تنها چیزی که درکوتاه مدت انتظارنباید داشت که  اتفاق اقتصادی خوب بیافتد این است که چون درشرایط رکودی بسر میبریم وتوافق با کاهش جو روانی موجود وبی اعتمادی به آینده را میخواهد ازبین ببرد ومردم دوباره درانتظار کاهش قیمتها ایستادگی بیشتری درقبال خرید کالا خواهند داشت بنابراین رکود عمیق تر ودرظاهر شرایط بدتر دیده خواهد شد ولی باید ازنظرعلمی وکارشناسی درصورتی که اتفاقات  سیاسی بد نداشته باشیم باید روزبروز شاهد بهبود شرایط اقتصادی وواقعی شدن قیمتها وکاهش نرخ ارز وبهبود شرایط بورس باشیم.

 

 

 


 
 
درآمدمالیات بالاتراز درآمد نفت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱٤
 

این روزها درخبرها شنیده میشود که برای اولین بار درآمد مالیات از درآمد نفت پیشی گرفت که اگر این خبر صحت داشته باشد نه تنها خوشحالی ندارد بلکه نگرانی وخطر نیز دارد.

برخلاف اظهار نظر برخی تحلیلگران که میگویند به هر نحو شده باید از وابستگی بودجه کشور به درآمد نفت باید کاسته شود من میگویم درکشوری همچون کشور ما نباید ازطریق افزایش وصولی مالیاتی این قطع وابستگی صورت گیرد هرچند کشورهایی همچون ترکیه بناچار از این ایده استفاده کرده اند زیرا:

1-کشورما ظرفیتهای مختلفی دارد که میتواند این وابستگی را از بین ببرد :

1-1-توسعه صنعت توریسم وبسترسازی مناسب آن.

1-2-کشوری چهرفصل میباشیم ودارای خاک وزمین مناسب وبسترلازم برای توسعه باغ وکشاورزی ودامپروری وشیلات وتولیدات برنامه ریزی شده ومحصولات باکیفیت وامکان صادرات

1-3-محصولات عنوان داری همچون فرش وآجیل وزعفران وفیروزه...که هرکدام میتوانند درصورت تقویت وبرنامه ریزی درآمدزایی زیادی داشته باشند

1-4-منابع معدنی بسیاری که درصورت فراوری وصادرات با ارزش افزوده بالا ارزآوری زیادی بدنبال خواهد داشت.

1-5-منابع انرژی بالا همانند نفت وگازوبرق و...وصنایع تکمیلی همچون پتروشیمی ها

که دراینجا من فقط به 5 مورد اشاره کردم که نشانگر تفاوت ما با کشوری همچون ترکیه است که بناچارمالیات را مهمترین منبع درآمدی خود برای تامین منابع مالی وبودجه ملی برای حمایت از زیر ساخت ها قرارداده است.

کشورهایی که بودجه اصلی آنها نیز بناچار از مالیات تامین میشود نیز با برنامه ریزی ودقت لازم منابع حاصله را بسرعت برای ایجاد زیرساختهایی که میتواند منجربه درآمدزایی شود وبتوانند وابستگی بودجه خودرا از مسیرهایی به غیر از مالیات جذب کنند بکارمیگیرند همانند توسعه صنایع مادر وتبدیلی وهمچنین صنعت توریسم .

مطمئن باشید آن کشورها نیز اگر یکی از آن زیر ساختهای کشورمارا داشت هرگز مالیات را بعنوان منبع اصلی منابع درآمدی خود انتخاب نمیکردند.

انتخاب مالیات درکشوری همانند ما مضرات زیر را بدنبال دارد:

1-بررسی و انتخاب زیر ساختهای مناسب تر که خود برمبنای تولید وصادرات ایجاد میشود را کنارمیگذارد.

2-مالیات متکی به منابع داخلی دارد ونه بیرونی

3-چون یکی از بخش های اصلی منابع مالیاتی تولید است منجربه فشار مضاعف برتولید میشود.

4-به مردم یک هزینه بالاتر وبیشتر را تحمیل میکند

5-یک جابجایی منابع داخلی محسوب میشود که درصورت عدم برنامه ریزی صحیح درانتقال منابع درآمدی به تقویت زیرساختهای اقتصادی منجر به تورم وافزایش هزینهای دولت میشود.

این 5مورد بخشی از مضرات اتکابه مالیات بعنوان منبع تامین بودجه میباشد که درزیر برخی موارد دیگر را نیز عنوان میکنم که نشانگر این است که درکشوری همانند ایران این سیستم زیرساختهای تولید وصنعت را تضعیف میکند.

1-متاسفانه شیوه علمی مالیاتی کشور الگو گرفته از پیشرفته ترین سیستم های روز دنیا میباشد درصورتی که سیستم شناسایی وبرآورد مالیات واخذ آن با بدترین شیوه وکاملا" سنتی وسلیقه ایی صورت میگیرد.

2-اخذ ناعادلانه مالیات از صنایع وتولید کنندگان وعدم توجه کافی به زیان وشرایط اقتصادی منجربه بروز خسارت وتردید در تداوم فعالیت تولید کنندگان میشود

3-رکود وضعیت وشرایط سختی را برای تولیدکنندگان ایجاد میکند که درآن وضعیت بسیاری از تولیدکنندگان وتجار درحداقل ظرفیت خود فعالیت میکنند وقیمت تمام شده آنها بشدت افزایش بطوری که مجبور میشوند به زیان فروش کنند وبا مشکلات شدید نقدینگی وزیان مواجهه میشوند ودرچنین شرایطی مالیات ماهیت کشنده وبازدارنده شدید خواهد داشت .

با وجود این متاسفانه مشاوران اقتصادی دولت نه تنها درسکوت بسر میبرند ودریک دوره یکساله متاسفانه شاهد تعطیلی وورشکستگی بسیاری از فعالان اقتصادی خواهیم شد.

 

 


 
 
گذر از تعهدات یا توقف خسارات دررکود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٤
 

رکود اقتصادی هرچند موقعی که ایجاد میشود برهمه فعالیتها و تجارتها سایه میگستردولی مشخصا" تاثیر آن برفعالیتهای مختلف یکسان نخواهد بود همانند بازار خودرو ومسکن که بدلیل شرایط خاص آنها بیشترین تاثیرگذاری را درمقطع کنونی دارند.

رکود ممکن است چندین سال بطول بکشد بنابراین کسانی که صبر واستقامت با تداوم فعالیت وحتی توسعه فعالیت با این دیدگاه که شاید با تزریق سرمایه بتوانند فعالیت خود را فعال نگه دارند بیشترین خسارت را میبینند.

هرچند جابجایی وتغییر شغل مداوم یکی از عارضه های اصلی هرفعالیت و تجارتی است ومنجر میشود که شخص نتواند بهره برداری مفید واستفاده لازم از فرصت هایی که برای هرفعالیتی در نتیجه استقامت و پایداری ایجاد میشود ببرد .

منظور من دراینجا جلوگیری از خسارت و عبور از بحران است با انجام فعالیتهای تعریف شده .

اگرکسی در مقطع کنونی درخودرو ویا قطعات وابسته  به آن وکالاهای لوکس ومسکن فعالیت میکند باید بداند که این رکود ووضعیت تاثیر زیادی در فعالیت او خواهد گذاشت واز طرف دیگر ممکن است سالها نیز ادامه داشته باشد.

درچنین شرایطی فرد با  مشگلات  نقدینگی حاد وخسارت عدم تادیه بدهی وسود وکارمزد آن وعدم همخوانی فروش وهزینه که منجر به زیان میشود ودرصورتی که فرد درچنین وضعیتی هیچ تدبیری نیاندیشد منجر میشود تا خسارت روزبروز بیشتر وسنگین تر شده وتداوم فعالیت با تردید مواجهه شود.

این وضعیت اگر پیش بینی شود که چندسال میتواند ادامه یابد باید تصمیمات زیر اتخاذ گردد:

1- امتناع از تجویز سرمایه بیشتر به فعالیت که خیلی ها فکرمیکنند درچنین شرایطی اگر سرمایه بیشتری به فعالیت تجاری وتولیدی خود تجویز نمایند تولید وتجارت آنها فعال مونده واز موانع عبور میکند .

2-کاهش هزینه درچنین شرایطی سریعا باید به کاهش هزینه وکاهش موجودی دست زد یعنی فعالیت را به حداقل رسانده و هزینه را تا حد ممکن کاهش داد .

متاسفانه بسیاری درچنیت شرایطی کاهش هزینه ها را که مهمترین آنها هزینه های پرسنلی وخرید مواد میباشد را مناسب نمیدانند واحساس میکنند این کار شخصیت واعتبار ووجهه آنها را در محیط کار بین دوستان ومحیط مشتری خراب میکند درحالی که تنها راه پایداری است.

3-جبران هزینه ها وخسارت ها با ایجاد فعالیتهایی که توان بالایی از نظر سرمایه و کار از ما نگیرد ودرراستا فعالیتها و تخصص مان باشد برای مثال بجای تامین وفروش قطعات رفتن به مسیر ارائه خدمات ویا بجای سرمایه گذاری مضاغف درمسکن دادن رهن واجاره مسکن وتبدیل حداکثری آن به موارد دیگر.

به هرحال درچنین شرایطی باید از مشاوره های اقتصادی بهره برد تا بتوان تصمیمات مناسب برای جبران هزینه وکاهش حداکثری آن که بتوان ازمقطع رکود عبور کرد را گرفت.


 
 
رونق بورس بعد از توافق وین رویا یا واقعیت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٧
 

درگذشته بدلیل نواسانات مقطعی که دربورس ایجاد شده وچندین بار بورس دوستداران وعلاقمندان خود را با خسارت های زیادی مواجهه نموده این امر منجر شده تا بسیاری از سهامداران و سرمایه گذاران دربورس به این نتیجه برسند که سرمایه گذاری درسهام وبورس ایران اشتباه بوده وقابلیت اتکا نداشته وتوجیه اقتصادی نیز ندارد.

آخرین مقطعی که همه تحلیلگران وصاحبنظران را درتحلیل بورس ناکام گذاشت وآب پاکی برروی شعله ضعیف بورس که اطاق تاریک سهامداران را روشن نگه داشته بود ریخت وخاموش کرد مقطع بعد از توافق بود که از نظربسیاری از  تحلیلگران میبایستی هرروز  شاهد رشد شاخص باشیم ولی بعد از چند روز بیکباره با افت شاخص بورس مواجهه شدیم.

از نظران تحلیل گران همه موارد زیر برای رونق بورس اثر مثبت دارد که اصولا درحال حاضر درحال اتفاق است:

1-رفع تحریم ها وایجاد ارتباطات نزدیک ومناسب اقتصادی وسرمایه گذاری بین المللی که درتوسعه فعالیت شرکتها مفید وموثر است.

2-توقف واحتمال کاهش نرخ ارز وسکه که میتواند بخش عظیمی از پس اندازهای افراد عادی وحتی سرمایه گذاران درآن بخش را به بورس سوق دهد.

3-کاهش نرخ بهره  تسهیلات والزاما نرخ بهره وسود سپرده واوراق مشارکت وتوسعه تولید و سوق سرمایه گذاریها به تولید و رونق بورس

4-پایین آمدن سود سپرده وحاشیه سود سایر سرمایه گذاریها وتوجیه پیدا کردن epsشرکتها وافزایش تقاضا خرید سهام

5-رونق وتوسعه فعالیت بسیاری از شرکتهای بورسی و بالا رفتن حاشیه سود آنها

وسایر مواردی که همگی نشانگر این موضوع بودند که بایستی بورس باید رونق پیداکند.

ولی دراینجا باید بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاد تا بورس شروع نکرده توقف کند:

الف- بحث روانی .درکشورهای جهان سوم بیش از عرضه وتقاضا وسایر پارامترهای اقتصادی بحث روانی وتاثیر آن بسیاربالاست .

سهامداران  و سرمایه گذاران بورس در گذشته  خسارتهای زیادی را متحمل شده اند وچندین بار با این ایده واحساس که دوباره بورس درمسیر رونق افتاده وارد شده ودوباره ضرر کردند بنابراین منجر شده تا روند آن از حیطه تحلیلگران خارج وبا تردید و ترس روبرو گردد .

بنابراین حتی دراین مقطع مهم که توافق نیز حاصل شد وهجومی نیز به بازار بورس صورت گرفت که منجر به رونق آن شد با یک بحث روانی تردید درروند مذاکرات و منوط بودن آن به مجلس شورای اسلامی وکنگره که هردوخودرا مخالف توافق نشان میدهند بیکباره منجر به افت و توقف رونق بورس شده حتی دوباره شاخص را منفی میکند.

ب-تقاضا: هرچند بحث روانی منجر به توقف ومنفی شدن یکباره بورس میشود خود این عامل نشانگر این است که بدلیل وضعیت نامناسب بورس درگذشته تقاضا بالقوه وخوبی نیز دربورس وجود ندارد وهمین عامل نیز منجر میشود که براحتی بورس باتوقف وشاخص منفی مواجهه شود درگذشته برخلاف بورس درارز وسکه ومسکن سودهای زیادی نصیب سرمایه گذارانش شده وهمین عامل منجرشده تا درآنجا تقاضای بالقوه خوبی ایجاد شود.

درواقع سرمایه گذاران آن بخش ها تا به ناامیدی کامل نرسند هرگز رغبت چندانی به سرمایه گذاری دربورس ندارند.

ج-عرضه: مشکلات اقتصادی جامعه وبحث خصوصی سازی وهمچنین نیاز اکثر شرکتها به افزایش سرمایه وجذب سرمایه و... منجر شده تا عرضه سهام همیشه از تقاضا پیشی بگیرد وهمین موضوع نیز منجر میشود تا بورس آنطور که باید رونق نگیرد.

د-تضیف  تولید وفعالیتهای اقتصادی  دراثر رکود :

رکود سهمگینی که براقتصاد ملی سایه گسترده بود منجر شد تا فعالیتهای تولیدی واقتصادی تضعیف بشه وحاشیه سود شرکتها کاهش پیداکنه وخود عاملی بود تا تقاضا برای سهام  از جنبه eps هم کاهش یابد.

درهرحال اگر از جنبه اقتصادی وعلمی بخواهیم بررسی کنیم به هرحال بدلیل اینکه توان نقدینگی دولت بدلیل آزاد سازی ارزهای بلوکه شده هرچند مرحله ایی ومتعاقب آن کاهش  نرخ بهره و کاهش تورم اتفاقاتی است که خواهد افتاد .

همچنین سکه ودلار بازدهی خود را بدلیل کاهش نرخ تورم وافزایش عرضه ارز نسبت به تقاضای آن ازدست خواهد داد.

مسکن بدلیل افزایش های بی رویه قیمتی که درگذاشته داشته به سطح تعادل خواهد رسید

بنابراین رونق بورس وبازدهی آن مطلوب خواهد شد ولی همانند موارد قبلی دیگر نوسانات احساسی وبی رویه را نخواهد داشت وروند رشد معقولی را تجربه خواهد کرد.

درواقع میتوان نتیجه گرفت درصورت تداوم توافق وعدم ایجاد مباحث سیاسی حاد اقتصاد کشور شرایط متعادل ومناسبی را تجربه خواهد کرد که درآن  حالت از رکود خارج شده وتورم معقول ایجاد میشود ورونق اقتصادی بوجود آمده وبازارهای اقتصادی همچون بورس مطمئن ترین بازار  برای کسانی که ریسک پذیر نیستند وبدنبال یک مسیرسرمایه گذاری مطمئن هستند خواهد بود.


 
 
توافق 1+5 وین انجام شد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٤
 

توافق  وین  حاصل شد این توافق بزرگ را به همه هموطنان عزیز وفعالان اقتصادی تبریک میگویم وبه گروه مذاکره کننده ودرراس آن به آقای دکتر ظریف وریس جمهوری محترم خسته نباشید میگویم.

این توافق از نظر  سیاسی واقتصادی یک از اتفاقات مهم کشور در چند دهه اخیر میباشد وتاثیرات زیادی را میتواند بر اقتصاد ملی داشته باشد .

برای اطلاع هم میهنان عزیز از تاثیرات اقتصادی که در زندگی روزمره با آن مواجهه هستند به برخی اشاره میکنم که بتوان تصمیمات مناسبی اتخاذ نمود:

1- ارز وسکه ارزان میشود که دلیل اصلی آن افزایش ارزش  پول ملی میباشد.

2-بورس رونق پیدا میکند وارزش سهام روز بروز افزایش میابد.

3-نرخ کالا ومسکن و... کاهش  پیدا میکند ازجمله کالاهای وارداتی .

4-تولید پس از توقف کوتاهی بدلیل روان شدن ارتباط با خارج وتوسعه سرمایه گذاری های خارجی  وافزایش اعتماد و افق روشنتر وافزایش تسهیلات با بهره پایین توسط دولت رونق میگیرد.

5-واسطه گری  تضعیف و سودهای موردی ازبین رفته وشرایط اقتصادی کشور ثبات بیشتری پیدا میکند.

6- قدرت پرداخت کارمندان  وهمه کسانی که درآمد ثابت دارند افزایش میابد.

جالب اینست که از نظر علمی باید رویدادهای فوق اتفاق بیفته و از همین ابتدا روند نزولی ایجاد شود ولی متاسفانه میبینیم مقاومت خاصی دراین روند صورت میگیرد که ناشی از عوامل زیر است:

1- مقاومت وایستادگی سرمایه داران و صرافان وبازار بدلیل اینکه میدانند دراین صورت ضرر وزیان قابل توجهی متوجه آنان خواهد شد.

2-مقاومت و ایستادگی جناح مقابل دولت بدلیل ترس از انتخابات مجلس وتحکیم وتقویت جناح حاکم درصورت کاهش قیمت ها و بهبود وضعیت اقتصادی.

3-مقاومت وایستادگی تصمیم گیران دولتی از قبیل بانک مرکزی و نهادهای اقتصادی ناشی از چند دلیل

3-1-ترس از تضعیف سرمایه گذاران وفعالان اقتصادی بدلیل زیان تحمیلی به آنها

3-1- ترس از کاهش صادرات بدلیل افزایش پول ملی وکاهش نرخ ارز

3-1-ارتباط وفشاری که از جناح مخالف و سرمایه داران به آنها تحمیل ویا ممکن است رابطه ایی نیز وجود داشته باشد.

3-1-ترس کاهش درآمد دولت بدلیل کاهش نرخ ارز

وسایر موارد مرتبط که دراین استقامت و ژایداری موثر میباشد.

به هرحال آنچه مهم است اینست که درطول دو سال  مردم یک افزایش نرخ سه برابری را تجربه کردند تجربه تلخی که توان پرداخت آن ها را به شدت کاهش ورفاه وآسایش را از آنان گرفت ودراین مقطع حق مسلم آنهاست که نرخ ارز کاهش محسوسی یابد یعنی ارزش پول ملی آنها افزایش محسوسی نماید .


 
 
مذاکرات وین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٢
 

مذکرات طولانی بین ایران وگروه 1+5 یک وتداوم تحریم ها تا مشخص شدن نتیجه مذاکرات فشار اقتصادی زیادی به قشر محرم وضعیف جامعه تحمیل مینماید .

از طرف دیگر فعالان اقتصادی نیز بدلیل رکود سهمگینی که بیش از یکسال براقتصاد کشور سایه گسترده منجر شده تا بدلیل کاهش نقدینگی وضعف گردش مالی انجام به موقع تعهدات میسر نشود وبسیاری را با تردید ویا توقف فعالیت مواجهه نماید.

شاید دراین بین فقط دلالان پولی و نزول خورها بستر بسیار خوبی برای سودجویی پیدا کردند.

مشخصا" ادامه این روند نه تنها مخرب است بلکه اقتصاد کشوررا با بحران شدیدی روبرو میسازد که تبعات آن از خسارت چنگ نیز بیشتر است.

متاسفانه دراین بین برخی  فقط به اقتدار سیاسی و یا نظامی توجه کرده واین ایستادگی را تایید میکنند وکشورهایی همچون چین وروسیه نیز خود را حامی مطمئن وثابتی نشان میدهند.

هرچند فشار اقتصادی کشورهای غربی وآمریکا برکشورما که مردم عادی را بیشتر گرفتار و ناتوان کرده از نظر حقوق بشر وبین الملل محکوم است ولی باید به یک نکته هم توجه کنیم که کشورهای روسیه وچین نیز نه حامی ما بلکه بیشترین بهره برداری واستثمار اقتصادی را دراین بین از موقعیت پیش آمده میکنند.

به هر حال امید است که این مذاکرات از بن بست بوجود آمده به یک نحو منطقی که حقوق وحقه ملی مان نیز تامین شده باشد خارج شود.

آنچه دراینجا میخواهم اشاره کنم این است که فعلا ودرهر شرایطی فعالان اقتصادی باید واقع بین باشند که این رکود دربهترین حالت تا ششماه ادامه دار خواهد بود ودرصورتی که انتخابات مجلس نیز تاثیر مثبت درماندگاری آن نداشته باشد باید خودرا برای این ماندگاری آماده رویارویی وحفظ فعالیتها وتداوم فعالیتها را داشته باشیم.

عبور از این بحران درشرایطی که سیستم های بانکی چه درتامین نقدینگی و تحویل چک بیشترین وشدیدترین ضوابط را به اجرا گذاشته اند واز طرف دیگر در جذب اقساط نیز با شدت تمام برخورد میکنند بسیار سخت ودشوار خواهدبود.

کسانی خواهند توانست از این مقطع عبور کنند که بتوانند فعالیتها وعملیات خود را کوچک سازی نموده وورودی کم درقبال تعهد بالا را مدیریت کنند واز بروز وتحمیل خسارت بیشتر خودداری کنند.

کسانی که فکر کنند تجربه عبور از بحرانها را با ریسک بالا دارند وبخواهند بجای کوچک سازی با جذب منابع از بیرون که بیشتر منابع غیر بانکی وحتی بانکی با بهره بالا کرده وبا حرکت و اقتدار پیش خواهند رفت معمولا چنین افرادی شکست بدی را تجربه خواهند کرد.

چنین شرایطی همانند گرفتارشدن قایق باربری در طوفان سهمگین میباشد که ناخدا تنها چاره ایی که دارد بخشی از بار را که حتی ارزش مند است دردریا بریزد و کشتی را با آرامش ودرسکون پیش براند.

متاسفانه درچنین شرایطی باید دولت با سیاستهای انبساطی  توسط بانکهاو تخفیفات مالیاتی  واستمهال وامها ورافت وتخفیف محاکم قضایی فعالین اقتصادی را  یاری نماید که برعکس آن صورت میگیرد.


 
 
استراتژی شرکت برای رشد وتوسعه هدفمند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱۱
 

شرکتها برای پایداری ودوام تلاش میکنند تا موقعیت بازار وسطح فروش خود را توسعه دهند  برخلاف ادعای بسیاری از شرکتها هرچند از تیم های علمی ومشاوران علمی استفاده میکنند ولی درعمل استراتژی متناسب با وضعیت واقعی خود را تعریف ودنبال نمیکنند.

چه تیم های علمی شرکتها وچه مشاوران علمی آنها که بیشتر درمسیر های دانشگاهی فعالیت میکننداستراتژی واهدافی که برای شرکت تعریف میکنند بیشتر ایده آلیستی وتئوری بوده وبجای واقعی بودن وقابلیت عملیاتی داشتن غیر عملی و هیچگونه چارچوب عملی قابل دسترس ندارند.

عدم شناخت صحیح شرکت وترسیم واقعی جایگاه وموقعیت آن وعدم شناخت لازم از بستر وموقعیت بازار واقتصاد ونیاز ودیدگاه مشتری منجر میشود که هرگونه استراتژی واهداف تعریف شده هیچگونه قابلیت پیاده سازی ودسترسی رانداشته باشد.

بهترین استراتژی واهداف منطبق بودن آن با واقعیتهای موجوداقتصادی واجتماعی مکان وجایی است که درآن فعالیت میکنیم که از کشوری به کشوری دیگر حتی از استان وشهری نسبت به استان وشهردیگر متفاوت خواهد بود.

برای تعیین هدف واستراتژی صحیح نه صرف داشتن علم تئوری بلکه در کنار آن شناخت جامع وعینی از موضوع فعالیت وجایگاه وبستر آن لازم است.

من برای مثال استراتژی که یک شرکت آلمانی درسطح جهانی برای خود تعریف کرده را میارم تا ببینیم پیشرفت وموفقیت آنها به شانس واقبال نبوده بلکه به تلاش وتفکر واستفاده از تجارب خوب مشاورین آشنا به فعالیت وموفق بوده است.

"استراتژی شرکت: ایجاد ارزش، فروش کلیه محصولات شرکت به مشتریان خاص که ارزش کالای با کیفیت را میدانند."

بابررسی علمی و موشکافانه میبینیم که این شرکت که درسطح بین المللی فعالیت میکند چقدر توانسته درچندخط یک استراتژی کاملا کاربردی باتوجه به موضوع فعالیت وسطح کیفی محصولات برای خود تعریف کند.

یکی از نقاط بارز این استراتژی این است که بجای طرح نمودن فروش بیشتر ایجاد ارزش را مطرح کرده یعنی به مشتری محصول نمیفروشم بلکه ایجاد ارزش میکنم موضوعی که شاید درکشورهایی همانند ما همه صرفا" به فروش توجه دارند وسود ناشی از فروش وبرای همین هیچ کدام از شرکتهای ما نمیتوانند ادعا کنند به جایگاه بایسته وشایسته خود دست پیدا کردند.

دومین نقطه مهم این استراتژی فروش کلیه محصولات شرکت است یعنی رشد ناشی از یک قسمت فعالیت یا محصول را رشد نمیدانند ورشد همه جانبه را دنبال میکنند واز همه عوامل خود میخواهند برروی همه محصولات تلاش وکارکنند نه برروی محصولات موردی وخاص.

سومین نکته مهم این استراتژی این است که  عرضه محصولات به مشتریان خاص یعنی مشتریان را طبقه بندی کرده ودقیقا" برروی مشتری وبازار خودشان متمرکز میشوند وبا این استراتژی از کوتاه ترین مسیر به بالاترین نتیجه دست پیدامیکنند.

امیدوارم که صاحبان شرکتها وفعالان تجاری ما نیز استراتژی وماموریت واهداف منطقی وصحیح تعریف کرده وبتوانند به جایگاه شایسته ورشد وتوسعه همه جانبه دست یافته وبه شرکتهای بین المللی تبدیل شوند.


 
 
سهم فرزندان از ارث پدر و مادر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٠
 

 درهنگام تقسیم میراث من سکوت کرده بودم و حتی حضورنداشتم هرچند که الان باخود میگویم ای کاش یک کاسه و یا اثاث کوچکی به یادگار برمیداشتم تا هرموقع دلتنک شدم آن را برداشته ومیبوییدم ومیبوسیدم.

 سکوتم وعدم حضورم از دارا بودن وبی نیازیم نبود وشاید احساس تقصیر میکردم که شاید تقسیم به درستی صورت نمیگیرد ودرقانون ما فقط میراث مادی ملاک شده غافل از اینکه ثروت بی پایان آنها از اخلاق ورفتار و جملات گهربار و تجارب ارزنده شان و مهر ومحبت و ... که بیشتر معنوی است در این تقسیم میراث مد نظر قرارنگرفته است.

شاید خود را مقصر میدانستم وکسی نیز از آن مطلع نبود که من بیشترین میراث معنوی آنها را در حال برداشتن بودم وبا خود میبردم بدون اینکه کسی آن را ببیند ومتوجه آن باشد.

آن سخنان گهربارمادر درراستای سلامت زیستن و راه راست رارفتن و که همیشه میگفت بارکج به سرمنزل مقصود نمیرسد این گوشه ایی از هزاران سخنان گهر باری بود که درطول عمرگهربارش گفته بود وهمه را من برداشته بودم ونزد خود نگهداشته بودم.

آن متانت واحترام وابهت پدر ونحوه محترمانه زیستن وگذشت داشتن وبه نیکی با مردم ودرکنار آنها بودن وتلاش مردانه داشتن ودرمقابل ناملایمات زندگی ایستادن وبا هرآنچه که داریم به نیکویی زیستن وفهم اینکه خوشبختی به پول زیاد داشتن نیست بلکه فهم وشعور خوب زیستن وفهمیدن است وراه ورسم تربیت خانواده وبا بزرگان بزرگ بودن وبا بچه نیز بچه بودن توام با احترام طوری که همه از صمیم دل مارا دوست داشته باشند.

یادم هست که موقع وداع با روزگار که درآغوشم بود تمام تلاشش وفکرش آسایش وآرامش خانواده بود وچون اورا با آمبولانس به شهربردیم انگار همه شهر درسوگ بودند وهمه با ماشین چندین کیلومتر به پیشوازمان آمدند ودرمجلسش جای نشستن نبود هیچ مسجد ومحولی نمیتوانستند ارادتمندانش را درخود جا دهد.

آری من بخوبی میدانستم این پدر ومادرم گنچ و ثروت بی پایانی در صندوق دل ووجودشان داشتند که هرچند همه به آن آگاه بودند ولی بعد از فوتشان به چشم نمیآمد وکسی از محل آن باخبرنبودند ومن برای اینکه بتوانم این گنچ بزرک وثروت بی پایان را حفظ کنم هرچه میتوانستم از آن برداشت کردم هرچند نمیدانم سایر برادرها وخواهرها چقدر توانستند برداشت کنند ولی میدانم که من بسیار بیشتر از سهم خود برداشتم.

ثروتی که برخلاف ثروت مادی هرچه از آن برداشت میکنی بیشتر میشود وثروتی که میتوانی با آن با حداقلها بهترین وبیشترین خوشبختی را داشته باشی.

من نه با وکیلی مطرح کردم ونه تاحال توانستم با کسی آن را بازگو کنم وبرای اولین بار دراینجا بیان داشتم نمیدانم این کارمن جرم بوده یانه ونمیدانم چگونه میتوانم از این ثروت ومیراث بی پایان سهم بقیه رابدهم.

افسوس میخورم که میبینم فقط میراث مادی پدرومادرها تعریف دارد وتقسیم میشود واین گنجینه ها وثروت های بی پایان به فراموشی سپرده میشود من بخوبی ارزش این ثروت بی پایان را فهمیدم وبه همه نیز میگویم اگر بزرگان خود را ازدست دادید بدنبال ثروت ومیراث مادی اش نباشید وسعی کنید گنچینه معنوی و تجارب واخلاق نیک و سخنان گهربارشان را حفظ کنید ومیراث دارثروتی باشید که هیچ وقت پایانی ندارد واز نسلی به نسل بعد منتقل میشود.


 
 
گروه های اجتماعی و بهترین نقشی که میتوان بازی کرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

دنیای اینترنت وپیشرفتهای شگرفی که روزانه درآن اتفاق میافتد ارتباطات تصویری وصوتی ونوشتاری مردم دراقصی نکات دنیا را آنلاین کرده موضوعی که شاید درگذشته هیچکس نمیتوانست حتی رویایش را بکند.

درجامعه امروزی که زندگی صنعتی  منجرشده تا کانون های گرم خانوادگی وفامیلی  کمرنگ شود واعضاء خانواده برای کار واشتغال وزندگی به شهرها وکشورهای دیگر کوچ میکنند وممکن است پدرومادرها وبرادر وخواهرها واقوام سالها همدیگر را نبینند و گذشته ها ودوران بچگی هایشان به یک خاطره و حسرت بزرگ تبدیل میشود که تا پایان زندگی همانند یک ابر تیره  بر زندگی اش سایه میگستراند.

شاید همین کمبود ونیاز منجرشد تا بشر بتواند به تکنولوژیهایی دست یابد که بتواند دوباره فاصله ها را ازبین برده وارتباطات را زنده کند به نحوی که همه بتوانند دریکلحظه خودرا درکنار اقوام ودوستان  باشند غافل از اینکه این جداییها و بیگانگی ها نه فقط علتش فاصله های فرسنگی است بلکه ناشی از طرز تفکرهاست .

برای فهم موضوع میتوانید به ارتباطات ضعیفی که بین اقوام وفامیل دریک شهرکوچک ویا حتی یک کوچه اشاره کرد ویا ارتباطات ضعیفی که بین همسایه ها دریک آپارتمان حاکم است ویا حتی دریک خانه بین خانواده بنابراین درمقطع کنونی  گروههای مجازی شاید یکی از مهمترین ابزارها برای جبران این نقصان ارتباطی ایجاد شده است که میتواند پیر وجوان وبزرگ وکوچک و دختر و پسر را همانند گذشته دورهم جمع کند وخانواده ها میتوانند براحتی بصورت مجازی فاصله ها را کوتاه کرده و از احوالات هم خبردار شوند.

 

مسلم است اگر نتوانیم این گروه های اجتماعی  را بخوبی درک ومدیریت کنیم ونقش خودرا بدرستی بازی کنیم با توجه به اینکه از آن ارتباطات فامیلی توام با صفا وصمیمت گذشته ونقش افراد ریش سفید و میانجی و باتجربه کمرنگ شده وبزرگ وکوچک آنگونه که باید رعایت نمیشود ممکن است این دورهم جمع شدن های مجازی نه تنها منجر به جویای احوال شدن و تجربه رسانی و ارتباطات مثبت نشود بلکه اختلافات و تضادها و جنبه های منفی اش بسیار پررنگتر و موثرتر باشد.


 
 
سرمایه دار کیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۳
 

بنظر شما چه کسی سرمایه دار است ؟ آیا شما میخواهید سرمایه دار بشوید؟ خیلی ها بدنبال این هستند که سرمایه دارشوند وخوشبختی را درآن میبینند ولی چون تعریف صحیحی از سرمایه داربودن وسرمایه دار شدن ویا بهتر بگویم چه چیزی سرمایه محسوب میشود ندارند هیچ گاه خود را خوشبخت و سرمایه دار احساس نمیکنند وداخل یک مسابقه ومسیری میشوند که پایانی ندارد.

من در اینجا یک تحلیلی از سرمایه میارم تا شاید بتوانیم خودمان را بهتر ارزیابی کرده وخوشبختی را بهتر و واقعی تر بدست آوریم ودرواقع اگر معدل سرمایه مان بهبود یافت وبه سرمایه معقول رسیدیم از همان مقطع خوشبختی را هم لمس کنیم وخود را خوشبخت بدانیم.

سرمایه انسانی رامن درچهار بخش تفسیر میکنم:

1- سرمایه مادی : سرمایه ایی است که بهترین مسیر آن مسیری است که از فعالیت ها وتلاش های شخصی ما بدست آمده باشد ویا اگر از جایی نیز رسیده باشد هم منشا ء آن صحیح وشفاف بوده وهم ما برای نگهداری ورشد وافزایش آن تلاش خوب ومدیریت شده ایی انجام داده باشیم که از نظر مدیریتی سرمایه تعریف شده ویا از نظر دینی سرمایه حلال نامیده میشود.

ولی به هرحال منظور از سرمایه مادی همان داشتن مال وپول وامکانات است هرچند برای آن تعریف مشخص وواضحی نیست وسقف مشخصی برای آن تعریف نشده است.

2- سرمایه عقل وشعور انسانی: این سرمایه از علم وتحصیل ودانش اندوزی ومطالعه واستفاده از تجارب دیگران و تجارب مفید درمسیر فعالیتها بدست میاید انسان برای خوشبختی ویا بهتر بگویم برای درک صحیح وشناخت آگاهانه از دنیای مادی و نظم حاکم برآن و تشخیص خوبیها وبدیها و زشتیها وزیباییها و استفاده صحیح از منابع وسرمایه انسانی و تعریف صحیح خوشبختی و اینکه چگونه میتواند از حداقل امکانات بیشترین بهره وری واستفاده را ببرد واز موقعیتها و فرصتهای زندگی بهترین واصولی ترین استفاده راببرد و همچنین بتواند سرمایه ها وامکانت مادی خود را بخوبی مدیریت کرده ودیگران را نیز بخوبی  ودر مسیر درست هدایت کند نیاز به عقل وشعور دارد.

در عصر کنونی یکی از مسیر های اصلی دانش اندوزی تحصیل و مطالعه و تحقیق است که میتواند مارا در دستیابی به علم ودانش وآگاهی ودر راس آن شعور انسانی یاری دهد.

مشخصا با داشتن  دانش آگاهی بیشتر میتوانیم بهترین استفاده را از سرمایه مادی ببریم ودرصورتی که کسی عقل وشعور انسانی اش پایین باشه سرمایه مادی نه تنها برایش فایده ایی نخواهد داشت بلکه دردسر آفرین وزجر آور نیز خواهد شد زیرا برای استفاده بهینه از سرمایه مادی مدیریت وعقل وشعور باید داشت.

شعور وعقل سرمایه ایی است که هر چقدر از آن خرج کنیم فزونی یابد وارج وارزش انسان نزد دیگران نیز بسیاربالاست وکسی که سرمایه مادی صرف دراختیار دارد نمیتواند با آن عقل وشعور خریداری نماید ولی کسی که عقل وشعور دارد براحتی میتواند صاحب سرمایه مادی شود.

3- شخصیت واعتبار :انسان باشخصیت ومعتبر کسی است که احترام دیگران را بخوبی دارد و حرفش نزد دیگران بالاترین سند است . انسانی که مورد احترام و ارج و قرب دیگران است .

همه او را دوست دارند وداوری و حرف اورا با جان ودل میپذیرند او درواقع صاحب جان ومال دیگران است.

سرمایه مادی وعقل وشعور برای انسان ممکن است موقعیت وسرمایه مادی ایجاد کنه ولی نمیتواند اعتبار وشخصیت ایجاد کند.

شاید در یک شهری فردی  باشد که بیشتر بزرگترین سرمایه دار آن شهر ویا باهوش ترین وداناترین فرد آن شهر شخصیت واعتبار داشته باشد ومردم برای او احترام ویژه ایی قایل باشند .

یا در جمع فامیل واقوام فردی باشد که دارای بالاترین شخصیت واعتبار در نزد همه باشد درصورتی که از نظر تحصیل وسرمایه مادی  درحد متوسط حتی پایین باشد.

4- سلامتی وتندرستی : داشتن تن وروان سالم خود بزرگترین سرمایه است که هرچند ممکن است داشتن توان مالی کمک موثری برای حفظ سلامتی داشته باشد ولی بیشتر آن وابسته است به داشتن فعالیت های ورزشی و رعایت تغذیه وداشتن روان سالم که درسرمایه مادی بالا بسیاری از این موقعیت ها از بین میرود همانند روان آرام ویا فعالیت بدنی لازم بنابراین یکی از بزرگترین سرمایه های انسانی تن وروان سالم است که چون بهم بریزد فرد آماده است تا کل سرمایه مادی خود را بدهد تا آن رابدست آورد وآن موقع است که ارزش واقعی آن مشخص میشود.

برای واضح شدن این مثال میتوانیم اشاره کنیم اگر کسی دو چشمش در حال کورشدن است  ویا دو کلیه خود را از دست داده ویا سکته کرده چقدر حاضر است بدهد تا سلامتی دوباره خود را بازیابد.

این چهار مورد اشاره ایی بود به اینکه خیلی موارد دیگر هست که جایگاه بالاتر ومهمتری نسبت به سرمایه مادی دارد وشناخت صحیح این موارد منجر میشود تا درصورت داشتن هریک از آنها خود را سرمایه دار بدانید ویا اشتباها" برای بدست اوردن هرکدام از آنها سرمایه ایی را از دست ندهیم.


 
 
زندگی شیرین است اگر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٠
 

هرانسانی میخواهد خوشبخت شود .خوشبختی را درکمال و آسایش وآرامش میداند ولی جالب اینست که هر فردی برای رسیدن به کمال روش های خاص خود را دارد وهرکسی آسایش وآرامش را در ایده آل های خود میجوید.

 

همین موضوع منجر شده تا همه انسانها همیشه در مسیری گام بگذارند که پایانی ندارد و خوشبختی را روز اول زیر پای خود میگذارند ودرآسمانها بدنبال آن میگردند.

برای اینکه بتوانیم به خوشبختی وموفقیت برسیم باید تعریف کاملا واضحی از خوشبخت بودن وابزارهایی که لازم است تا به آن برسیم داشته باشیم.

 

من در اینجا مهمترین ابزارهایی که به مطالعه وتجربه رسیدم را بیان میکنم:

1- دانش وآگاهی ویا بهتر بگویم شعور وفهم برای اینکه متوجه این موضوع مهم بشویم که زندگی تلخ وشیرین و شکست وپیروزیه و خوب وبد و زشت وزیباست وهمه این مفاهیم درکنار هم معنی ومفهوم پیدا میکنند .

برخی به اشتباه فکر میکنند اگر هیچ وقت غم نداشته باشند ویا هیچ وقت شکست نداشته باشند ویا هیچ مشکلی نداشته باشند پس خوشبخت هستند درصورتی که انسانی میتواند  آنها را نداشته باشد که  هیچ حرکت وزندگی وحیات نداشته باشد .

لذت پیروزی موقعی قابل فهم است که مزه تلخ شکست را چشیده باشیم وشادی برایمان موقعی مفهوم دارد که غم را تجربه کردیم.

2-همدلی واحترام وشخصیت . هرانسانی موقعی احساس خوشبختی و آرامش وسعادت میکند که مورد تایید دیگران از صمیم قلب قرار گیرد بنابراین برای اینکه محبت ما دردل دیگران قرارگیرد  جاه ومقام وپول بیشتر مخرب است تا وسیله بلکه مهمترین عامل کارهای نیک وافکارنیک وکردار نیک موثر خواهد بود.

3-موفقیت درکسب وکار. مشخصا انسانهایی که پرتلاش هستند وبرنامه ریز وبدنبال فعالیت سالم ودرآمد از مسیر درست و متکی به خود و زحمتکش اینگونه افراد همیشه موفق بوده و پیشرفت میکنند وهیچ کس نه تنها توان و جایگاه وبرتری آنها را مذموم نمیداند بلکه همه به او افتخار نیز میکنند وچنین انسانهایی هرچقدر رشد میکنند وتواناتر میشوند به همان اندازه نیز یارویاور دیگران هستند.

 

نقطه مهمی که باید بگویم ومثال ساده ایی نیز میارم این است که اگر کل زندگی را به یکسال تشبیه کنیم غم وشادی را به فصل ها وبگوییم فصل بهار فصل زندگی نرمال و فصل تابستان سرشار از موفقیت وفصل پاییز فصل فشار وفصل زمستان فصل شکست باید بگویم کسی زندگی میکند وخوشبخت است که درفصل بهار زنده شدن طبیعت  واز عطر گلها مسرور وشاد است واز طبیعت بهره میجوید ودر فصل تابستان از میوه ها و نعمات بهره میجوید وبرای زمستانش پس انداز میکند ودرپاییز ریزش برگها و آغاز تحصیل و درزمستان نیز از یک رنگی طبیعت و برف وبرف بازی و ایجاد ذخایر بسیار آب که منبع حیات است ودور هم نشینی از سرما در خانه و همفکری سود میجوید این شخص درواقع درهمه فصول زندگی میکند موفقیت تابستان خودرا درگرو مطالعه وتجربه پاییز وهمفکری واستقامت زمستان و کاشت و آبیاری صحیح بهار میداند.

 

چنین اشخاصی بخوبی میدانند زندگی هم تابستان دارد وهم زمستان ومیان هیچکدام از آنها فرقی نمیدانند ولازم وملزوم زندگی وچرخه حیات میدانند.

 

آنهایی که خوشبخت نیستند یا همیشه درزمستان بسر میبرند وناامید هستند ویا احساس میکنند با اتکا به سرمایه ایی که دارند باید همیشه درتابستان باشند که بدون عبور از مسیر فصول دیگر تابستان معنی ومفهومی نخواهد داشت.

زمستان نیز میگذرد دوباره بهارمیاید.زندگی شیرین است اگر تلخی آن راهم بخوبی درک کنیم .

 

 


 
 
تولید وخدمات و توسعه ناهماهنگ
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۸
 

یکی از بهترین وضعیت در هرکشوری برای اینکه بتوانند به رشد و توسعه همه جانبه دست پیدا کنند هماهنگی و مدیریت تولید وخدمات و.... با همدیگر میباشد تا ضمن برخورداری از رشد شاخص های تولید ملی رشد رفاه عمومی وخدماتی و ... نیز توام با آن بوجود آید.

برای اینکه این موضوع را بهتر درک کنیم تولید خودرو را مثال میاورم.

افزایش تولید خودرو درهرکشوری بدلیل اینکه یکی از اهداف اصلی آن جوابگویی به نیاز داخلی میباشد میتواند بعنوان وسیله ایی که درخدمت رفاه مردم وخانوارها باشد بسیار مهم ومفید باشد ولی متاسفانه بدلیل عدم هماهنگی بین تولید وخدمات وعدم توسعه راهها منجر میشود همین افزایش تولید بی رویه منجر به افزایش بار ترافیکی جاده ها شده ومردم بجای افزایش رفاه با وسیله ایی که مشکلات ودردسرهای اجتماعی آنان را افزایش میدهد روبرو شوند.

یکی از عارضه ها وضعف مدیریتی در کشورهای جهان سوم اینست که متاسفانه الگو برداری اشتباه میکنند ویا اگر سیستم وموردی تایید وتصویب شد بدون توجه به زیرساختها و عوارض ومسائل دیگر با شدت و سرعت تمام توان وتوجه خودرا به توسعه آن بکارمیگیرند ونقطه نظرهای انتقادی را نه تنها نمی پذیرندبلکه مقابله نیز میکنند.

تصویب طرح ها وتمرکز برروی آنها بدون مطالعات جامع ودرنظر گرفتن جوانب وتوسعه همه جانبه منجر میشود تا یک طرح پیشرفت وتوسعه بی رویه ایی بنماید وبدلیل عدم داشتن زیرساخت ها وتوسعه همه جانبه ویا بدلیل بروز خسارتها وایرادات مختلف بعد از چند دهه بیکباره به این نتیجه میرسند که این تصمیم وعمل اشتباه بوده ودوباره مسیر دیگر وبرنامه دیگر با همان رویه اتخاذ ویک جانبه دنبال میشود واین روش اتخاذ تصمیم نه تنها نتیجه ایی نمیدهد بلکه منجر به حیف ومیل سرمایه ها وبودجه های ملی میشود.

یکی از اصولی ترین وبهترین رویه مطالعه وشناخت صحیح زیرساختها وانتخاب تولیدات متناسب با توانمندی وپتانسیل های موجود و توسعه خدمات متناسب با آن که بتواند مسیر توسعه با کمترین اختلال روبرو ودرآینده نیز کمترین خسارت را بدنبال داشته باشد .

برای مثال اگر تولید خودرو بعنوان یکی از تولیدات وصنایع مادر که میتواند در پیشبرد توسعه ملی واشتغال زایی موثر واقع شود انتخاب شده میبایستی وضعیت راهها وجاده ها نیز متناسب با آن توسعه داده میشد واز طرفی بجای  اینکه وارد بازار خودرو مصرفی بشویم میتوانستیم بیشتر وارد خودروهای تخصصی از قبیل کشاورزی وباری وعمومی شده که خود درافزایش تولیدات دیگر موثر واقع میشد بشویم که هم رقیب کم بود وهم خود نقش موثری درافزایش تولید ملی داشت وخودرو مصرفی بیشتر از طریق واردات تامین میشد که با افزایش یا کاهش تعرفه ومالیات میتوانستیم آنرا افزایش ویا کاهش بدهیم.

 

 

 


 
 
کارگر ایرانی وکارگر افغانی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٤
 

در اینجا میخواهم به بررسی عملکرد کارگر ایرانی با کارگر افغانی بپردازم وچرا کارگران ما احساس میکنند که کارگران افغانی ارزان کارمیکنند وبه همین دلیل کارفرمایان با وجود موانع قانونی آنها را ترجیح میدهند.

ابتدا باید یک موضوع مهم را باید درنظر بگیریم که یک کارگر افغانی برای اینکه بتواند خود را به تهران برساند واسکان یابد وکار را شروع کند هزینه های زیادی را متحمل میشود وبرای پس انداز کردن ورساندن این پول به خانواده نیز برایشان دوباره هزینه براست ولی واقعا با این استدلال میتوانیم بگوییم که آنها مایلند ویا نمیدانند ویا زحمات خود را ارزان میفروشند.

درکشور ما بدلیل بحران های اقتصادی وتقاضای کار بیشتر از عرضه ان بوده وبسیاری از فعالیتها قادر به پرداخت نرخ کارگری که درعرف سالانه تعیین میشود نیستند وبا توجه به قانون عرضه وتقاضا کارگران ایرانی برای اینکه بتوانند ساعات وروزهای کاری خود را پر کنند باید نرخ دستمزد خود را کاهش دهند تا بستر کار بیشتری فراهم نمایند.

متاسفانه در کارگران ایرانی این دیدگاه اشتباه وجود دارد که به هر طریق ممکن باید برروی نرخ خود ایستادگی نمایند تا دستمزدشان کاهش نیابد وحتی اگر این ایستادگی منجر به بیکاری یا کم کاری شود.

دراینجا به برخی نقصان های فکری موجود در بخش کارگری اشاره میکنم که منجر شده تا دراین بخش شاهد رکود وبیکاری ونفوذ کارگران خارجی دربازار کار ایران اشاره کرده باشم:

1. تلاش کارگران ایرانی وحتی جامعه کارگری واحزاب کارگری  به حفظ وتثبیت دستمزد وحقوق پایه مصوب ویا عرف موجود.

2-استدلال اینکه باید میزان کارشان برابر ویا کمتر از دریافتی شان باشد.

3-پرس وجو وبروز رسانی اطلاعات شخصی شان از قوانین و مواردی که تامین کننده وافزایش دهنده منافع آنها باشد وبی توجهی به مواردی که درارتباط با منافع وحفظ حقوق کارفرمایان درج شده است.

4-توجه و پیگیری لحظه ایی ودریافت حقوق ودستمزد خود به محض انجام ویا در پایان کار بدون توجه به شرایط کارفرما وتوانایی او در پرداخت آن.

5-از لحظه شروع به پایان زمان کار توجه داشته نه انجام کار و درهنگام شروع تا کار را شروع کنند ودر هنگام پایان زمان حتی قبل از آن آماده رفتن میشوند وبه این توجه ندارند که این کم کاریها لطمات زیادی به نتیجه وخروجی کار میزند.

6-تبعیت از مافوق ودقت وتوجه درهنگام کار بسیار ضعیف میباشد.

این موارد برخی از مواردی است که منجر میشود کار یک کارگر ایرانی مورد قبول کارفرمایان نباشد البته نمیتوان از تلاش وهمت وصداقت برخی نیز چشم پوشی کرد ولی در کل بدلیل اینکه برخی نیز بدلیل داشتن ایرادات فوق متاسفانه کارکرد همه را زیر سوال میبرند.

حال در اینجا به امتیازات کارگر افغانی که توانسته باوجود اینکه هم از نظر جسمی و هم از نظر فکری بسیار پایین تر از کارگر ایرانی است جایگاه بالاتری را در نزد کارفرمایان پیدا کند .

1-کارگر افغانی نرخ دستمزد خود را تابعی از عرضه وتقاضای کار و شرایط اقتصادی کشور میداند برای همین نرخ او با کارفرما توافقی است تا تصویبی وقانونی

2-کارگر افغانی برعکس کارگر ایرانی میداند که برای تداوم کارش باید رضایت کارفرما باید باشد بنابراین همیشه تلاش میکند میزان عملکرد وکارش بیشتر از دریافتی اش باشد.

3-کارگر افغانی خود را تابع قانون  و قوانین حمایتی کارگری ایران نمیداند وتنها قانونی که او میداند این است که کارفرما اگر از او راضی نباشد هیچکس نمیتواند منافع او را حفظ کند .

4-کارگر افغانی در تلاش است تا شرایط خود را باشرایط کاری وتوانایی پرداخت کارفرما تطبیق دهد.

5- کارگر افغانی بخوبی میداند که کارفرما کار را میبیند و نتیجه کار ماندگاری وتداوم همکاری را منجر میشود برای همین حتی درصورت امکان شب و روز خود را وفق کار میکند وحتی پاداش کارفرما نیز حتی بدون انکه خواسته باشد نصیبش میشود.وحتی نرخ ودستمزدش نیز بدون انکه گفته باشد بیشتر میشود.

6-کارگر افغانی خود را مطیع وگوش بفرمان کارفرما میداند وخود را ملزم به اطاعت از او میکند واین تفکر را دارد که تصمیمات ازطرف کارفرما صادر میشود واو بی چون وکاست باید آن را اجرا کند واز نظر او کارش وظایف وحیطه ایی ندارد جز دستورات مدیر وکارفرما.

دقت کنید همین عوامل ساده منجر میشود تا کار با سرعت و کیفیت ومقرون بصرفه وبا رضایت طرفین به سرانجام برسد وبدلیل همین کارفرما نیز در زمان تعریف شده کار را اتمام وسرمایه گذاریش توجیه پیدا کرده وکارش رشد نموده ومجددا فعالیتهای جدید موفق دیگری را ایجاد وکارگران را با استقبال وبا شرایط بهتر بکار میگیرد وکارگر نیز هیچ وقت با بیکاری مواجهه نمیشود .

کارگر ایرانی درخیال خود با دوبرابر دستمزد کارگر افغانی وبا کارکمتر درآمد داشته ولی به این توجه نداشته که درطول سال شاید دو سوم آن را بیکار بوده وبنابراین درآمد کارگر افغانی بیشتر از او شده است وکارش نیز پایدار صرف نظر از پاداش ها وافزایش دستمزدها که گرفته است.

 

 


 
 
ایرانی و اروپایی(مقایسه ایی بین کارشناسان ما و آنها از نظر تخصص وعملکرد)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۳
 

چندین سال است که مشاوره وساختار سیستم یک شرکت ایرانی که شریک تجاری یک شرکت بین المللی موفق آلمانی است را بعهده دارم و تلاشم این است که بتوانم ایده وتفکر و ساختار وسیستم آن را کپی کرده ومورد استفاده قراردهیم.

آنهایی که با شرکتهای بین المللی وکشورهای اروپایی ارتباط دارند میدانند که آلمان وشرکتهای آلمانی از کلاس و تفکر منحصر بفرد وبالایی برخوردار است .

اگر این شرکت آلمانی نیز یک شرکت 110 ساله ورتبه یک جهانی باشد ببینید چقدر موفق و سیستماتیک و علمی خواهد کرد.

دراین چند سال همیشه یک چیز نه در مقایسه با آلمان وحتی کشورهای دیگر به یک چیز رسیدم که تحصیلات  وعلم کارشناسا ن واقعی ما(آنهایی که با کنکور سراسری و در دانشگاههای معتبر تحصیل کرده اند ) علم وتخصصشان بیشتر از  تحصیل کرده ها وکارشناسان خارجی درهمان مقطع است.

دربررسی سختار های سیستمی وعلمی شرکت های موفق خارجی میدیدم همه آن تخصص ها ومباحث علمی در ایران نیز تدریس شده وکارشناسان ما کاملا با آن آشنایی دارند.

همیشه بدنبال یک حلقه مفقوده میگشتم ببینم که چرا کارشناسان ما با وجود این پتانسیل ها بسیار ضعیف تر از آنها عمل میکنند که به موارد زیر پی بردم:

1- کارشناسان ما متاسفانه همیشه بیش از آنچه میدانند سخن میگویند و اظهار نظر میکنند وبسیار کمتر عمل میکنند ولی کارشناسان خارجی موفق بسیار کم میگویند وحتی میدانند ولی بسیار بیشتر از آن چه میدانند عمل میکنند.(بقول قدما عالم بی عمل همانند زنبور بی عسل است)

2-کارشناسان ما بدلیل اینکه همه صاحبنظر و سخن ور هستند بسیار در کار تیمی ضعیف عمل کرده و اختلاف نظر وعمل دارند وبیشتر کارهای شرکتی برای انجام نیازمند کار تیمی است به همین خاطر درورزش های انفرادی نیز موفق تر از ورزش های تیمی هستیم.

3-کارشناسان خارجی بدون درنظر گرفتن مشخصات فردی مدیران خود کاملا مطیع دستورات و مجری اهداف شرکت هستند ولی کارشناسان ما اولین توان کارشناسی خودرا در سرپیچی وعدم پذیرش مافوق میدانند.

4-کارشناسان خارجی به تحصیل ویادگیری حین کار بسیار اهمیت قایل هستند که بهترین زمان توسعه دانش کاربردی است برعکس کارشناسان ما قبل از کار آنقدر خوانده اند واحساس میکنند در حین کار باید از دانش گذشته بهره بگیرند ونیاز به آموزش ومطالعه ندارند.

5- کارشناسان ما هرکاری ووظیفه ایی را با پول دریافتی و وظیفه ایی که خود برای خود تعریف کرده می سنجند ولی کارشناسان خارجی پول وثروت وموفقیت ووظیفه را درانجام صحیح وظایف محوله و تحقق اهداف سازمانی میدانند.

شاید چندین دلایل وموارد دیگر نیز بتوان به آن اضافه کرد که هرکدام بتنهایی منجر به تضعیف و کاهش توانایی وپتانسیل کارشناسان ما درمقایسه با کارشناسان خارجی میشود.

کشورهای پیشرفته نیز با اطلاع از این تخصص وتجربه کارشناسان ما آنها را با آغوش باز برای پست های مدیریتی خود میپذیرند وبا رفع عارضه های فوق در محیط کار بهترین بهره وری را از آنها برده واهداف سازمانی خود را پیش میبرند.


 
 
چرا عمر شرکتهای ایرانی کوتاه ویا عملکرد ضغیف است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٩
 

کشور ما دارای زیر ساختها و پتانسیل های بالایی است که به جرات میتوان گفت بهترین شرایط را دارا میباشد که شرکتها وفعالتهایش نه در داخل کشور بلکه در دنیا صاحب رتبه وموقعیت میباشد .

برای ایجاد هرفعالیت اقتصادیی سه عامل مهم نیاز است کار ،زمین وسرمایه که بنظر من هرسه مورد در کشور ما به شرح زیر قابل بررسی است:

کار: کشور ایران جزو معدود کشورهای جهان است که بهترین شرایط وپتانسیل نیروی جوان ومتخصص وتحصیل کرده ودرهمه رشته های تحصیلی برخوردار است که دراین زمینه بدلیل بالا بودن نیروی کارمتخصص حتی به یکی از مهمترین صادر کنندگان نیروی کار متخصص وتحصیل کرده جوان به کشورهای پیشرفته تبدیل شده است  ومتاسفانه دلیل آن عدم بهره برداری مناسب از این نیروی کار مفید وبصورت غیر سیستمی وفرارمغزها صورت میگیرد.البته فرهنک کاری نیز بسیار ضعیف بوده ولازم است دراین زمینه نیز آموزش وبرنامه ریزی لازم صورت گیرد.

زمین :برای ایجاد هرفعالیت زیرساختهای مهمی لازم است که زمین وانرژی  مهمترین آن است که خوشبختانه کشورما در مبحث انرژی وزمین وشرایط آب وهوایی چهارفصل نیز بهترین شرایط را دارد.

سرمایه: کشورهای صادرکننده نفت همانند کشورما بدلیل وجود منابع ارزی بالا شرایط سرمایه گذاری بسیار خوبی دارد.

با توجه به توضیحات فوق بنظر میرسد که هیچ نقصانی برای تاسیس وراه اندازی و موفقیت در ایجاد شرکتهای تولیدی ورشد وتوسعه آنها نداریم وبرای همین است که حتی مشاوران موفق خارجی نیز در بدو ایجاد منابع ارزی حاصل از درآمد نفت دردهه پنچاه  برنامه توسعه ده ساله در زمینه صنایع مادر را طرح ریزی کردند که شرکتهای فولاد و کشتی سازی و خودرو سازی  وکشت وصنعت ها و غذایی وپالایشگاهی و الکتریکی و .... تاسیس وراه اندازی شدند وهمه آن شرکتها در جهت بین المللی شدن طرح ریزی شده بودند که برای نمونه برطبق اسناد ومدارک موجود به یکی از آنها اشاره میشود.

چند سالی از ایجاد صنعت کشتی سازی نگذشته بود که طرح ایجاد وتوسعه شرکت کشتی سازی دوو کره جنوبی نیز با الگوبرداری از ایران ایجاد شد بطوری که حتی مهندسین خود را برای آموزش زیر نظر مهندسین ایرانی به ایران اعزام کردند ولی درادامه که متاسفانه شرکت کشتی سازی ایران در دهه شصت با مشکل تداوم فعالیت روبرو شد شرکت دوو توانست درسال هفتادو به یکی از بزرگترین شرکتهای کشتی سازی جهان تبدیل شود که خودرو دوو و محصولات خانگی دوو همه محصول همان شرکت میباشد که هلدینگ کشتی سازی خلیج فارس ما همین برنامه را دنبال میکرد.

بهرحال نمیخواهیم به تجزیه وتحلیل اتفاقات ورویدادهای چندین دهه قبل بپردازیم ودراینجا میخواهیم ببینیم چرا در مطع کنونی شرکتها وفعالیتهای ما با وجود شرایط وزمینه های لازم ناکارامد است.

دلیل اول: در کشورما حتی درشرایط ومقطع کنونی درعرض چند روز با هزینه ایی معادل پنچاه هزارتومان یک شرکت را ثبت وراه اندازی کرد وبرای آن پیشرفته ترین اساسنامه وموضوع فعالیت نیز تدوین میشود که مانع قانونی برخوردننماید که شاید اولین مورد ناکامی را در بدو تاسیس آن دانست .

دلیل دوم : برای ایجاد یک شرکت ویا شروع یک فعالیت تجاری بجای اینکه بگوییم چه فعالیتی را بهتر میتوانیم انجام دهیم وتیم گروه لازم را دور هم جمع میکنیم اینگونه شروع میکنیم که چه فعالیتی سود ده است

دلیل سوم: بجای اینکه توانایی و توجیه اقتصادی و منابع سرمایه گذاری بخش عمده اش در حیطه توان ما باشد برروی تسهیلات بانکی حتی هرچقدر بیشتر که بتوانیم متکی میشویم ومعمولا" تسهیلات را نیز کامل برای پروژه ویا فعالیت  مورد استفاده قرارنمیدهیم.

دلیل چهارم: مدیریت ها را براساس مالکیت ویا سن افراد که بدلیل اینکه اکثرا خانوادگی تاسیس میشود انتصاب میکنیم نه برطبق تخصص ونیاز فعالیت.

دلیل پنچم : ساختار سیستمی فعالیت را بعد از بروز اختلال وبروز مشکل آنها به تشخیص وتفسیر شخصی تکمیل و تنظیم میکنیم.

حال دراینجا به بررسی هرکدام از موارد فوق میپردازم وژیشنهاد لازم برای اصلاح هرکدام از موارد میدهم به امید اینکه فعالیتهای تعریف شده وموفق ایجاد شود:

1- امکان ثبت سریع شرکت بدون اینکه زیر ساختها تدارک وایجاد شده باشد منجر میشود درواقع فعالیتها هیچ بنیه و ساختاری در بدو شروع نداشته باشند ویا ضعیف باشد برای این پیشنهاد میکنم دولت ثبت هرقعالیت وشرکتی را باید منوط به داشتن ومعرفی والزام بکارگیری زیر ساختهای لازم از قبیل معرفی تجارب وتخصص تیم مدیریتی موظف وامکانات واقعی وتوجیه اقتصادی عملی باشند والا ثبت فعالیت میسر نباشد.

2- متاسفانه در انتخاب شغل وحرفه برطبق اینکه چه فعالیتی سود ده است متوجه این موضوع نیستیم که شرایط اقتصادی جامعه هیچ وقت یکسان نیست و عرضه وتقاضای محصول میتواند با هجوم افراد مختلف به آن فعالیت شرایط بدی را ایجاد کند فعالیتی بهتر است که در چارچوب توان و تجربه تیم مدیریتی ماباشد وفعالیتی موفق است که به بهترین نحو انجام شود.

3-اصولا درایجاد هرفعالیتی بایستی تلاش کنیم با حداقل تسهیلات واستقراض شروع کنیم هیچ وجهی از فعالیت را برای نیازهای شخصی وخارج از فعالیت مصرف نکنیم.

4- بهترین تیم مدیریتی تیمی است که با توجه به ماهیت فعالیت برطبق تجربه وتخصص چیدمان شده باشد وچارت سازمانی علمی وتخصصی توام با شرح وظایف تدوین شده باشد.

5- بجای اینکه بعد از هراختلال وبروز مشکل درفکرایجاد ساختار وبهره گیری از افراد متخصص باشیم باید درابتدا ساختار وسیستم متناسب با فعالیت را ایجاد کنیم تا بتوانیم با کمترین اختلا ل و مشکل درمسیر توسعه گام برداریم.

 

 


 
 
هدفمندی یارانه را چگونه میتوان هدفمندکرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٩
 

شاید تنها چیزی که در ایجاد هدفمندی یارانه ها علمی ومدبرانه بوده تنها نام آن است که معنی آن پرداخت هدفمند یارانه به مردم بوده است.که متاسفانه درعمل چنین نشده است.

در کشورهایی که منابع ملی همچون نفت دارند که سرمایه کلانی از محل استخراج آن نصیب دولت میشود این حق مسلم آن مردم است که بخشی از این منابع سهل الوصول بعنوان حق ملت از منابع ملی به آنها پرداخت شود.

پرداخت میتواند هم نقدی وهم با رایگان کردن بهداشت وآموزش و ... بصورت غیر نقدی باشد.

اما روش پرداخت نقدی چگونه میتواند مفید وموثر واقع شود که دراینجا فقط میخواهم به این نکته مهم اشاره نمایم.

برای اینکه به یک راهکار عملی کاملا موثر برسیم که چگونه پرداخت هدفمندی یارانه ها میتواند هدفمند شود وچر ا با وضعیت کنونی پرداخت نه تنها تاثیر مثبتی نداشته بلکه قدرت خرید مردم را تضعیف نموده به چند بعد میتوان اشاره کرد:

1- پرداخت نقدی پول به مردم درواقع منجر به افزایش نقدینگی درگردش  ویا بنوعی تزریق پول بوده ومنجر به تورم میشود بنابراین اگر تورم ایجادشده بیشتر از یارانه پرداختی باشد درواقع بجای افزایش رفاه منجر به کاهش قدرت خرید ورفاه عمومی خواهد شد.

2-پرداخت پول نقد به مردم وعدم امکان تعریف ویا آموزش و ایجاد تفکرپس انداز ویا نحوه سرمایه گذاری منجر میشود این وجوه هزینه خانواررا افزایش دهد ودرصورت ایجاد نقصان عملکردوکاهش درآمدی خانوار آنها را در پوشش هزینه ایی با مشکل مواجهه مینماید.

3-درصورتی که این بودجه عظیم میتوانست درخدمت تولید ملی باشد وبجای تجویز نقدینگی الزام به ایجاد اشتغال والزام به ایجاد شغل برای همه خانواده های نیازمند وپوشش بیمه ایی افراد ناتوان میگردید دراقتصاد ملی و افزایش رفاه عمومی وتولید ناخالص ملی تاثیر شگرفی ایجاد میشد.

حال با وجود توضیحات فوق که نشانگر این موضوع میباشد که پرداخت نقدی یارانه ها به این شیوه نه تنها مفید نیست بلکه منجر به کاهش قدرت خرید مردم و توان دولت برای ایجاد و توسعه رفاه و تولید میشود ولی اگر الزام واجبار به این داشته باشیم که بهرحال این پرداخت باید انجام شود پیشنهاد زیر داده میشود:

باتوجه به اینکه درآمد نفت ارزی(دلار) میباشد بهترین حالت این است که پرداخت یارانه نیز دلاری ویا طلا(سکه) صورت گیرد که مزیت های زیر را بدنبال دارد:

الف) یکی از مضرات پرداخت نقدی تورم زا بودن آن است وتاثیر اصلی ومستقیم تورم درکاهش ارزش پول و درواقع افزایش نرخ ارز است که درصورت پرداخت دلاری ویا طلا نه تنها پول مستقیم تجویز نمیشود بلکه درصورت نیاز مردم به تبدیل آن منجر به افزایش عرضه دلار وخودبخود کاهش ارزش آن میشود(عرضه وتقاضا) یعنی بجای کاهش ارزش پول ملی وتورم حتی منجر به کاهش تورم  کاهش ارزش دلارمیشود.

ب)یکی از بهترین عاملی که میتواند منجر به هدفمند شدن یارانه ها شودآموزش وسوق دادن مردم به پس انداز وسرمایه گذاری است که درصورت دلاری ویا سکه بودن درهمان بدو امر همه پس انداز وسرمایه گذاری شده اند وخودبخود بسیاری از مردم براحتی آن را خرج نکرده وپس انداز خواهند کرد تا درآینده صاحب سرمایه شوند.

ج)افزایش پس انداز سکه وارزی مردم خود بخود منجر به افزایش  پس انداز ملی ارز وسکه دولت شده حتی میتوان با ایجاد بستر حسابهای ارزی وطلا در بانکها همه این پس اندازها را به چرخه تولید هدایت کرد.

درصورتی که این اتفاقات نیافتد بدلیل تاثیر مستقیم هدفمندی در تورم وثابت بودن آن درسالهای مختلف وتاثیر حداقل 15% سالانه درتورم یک روز خواهیم دید چندین برابر آن کاهش ارزپول وتورم را ایجاد کردیم واز طرف دیگر بدلیل افزایش هزینه ومصرف عمومی توان دولت نیز کاهش پیدا کرده وبعد از چندسال بفکر حذف آن با عناوین مختلف همانند حذف افراد پردرآمد و... خواهیم افتاد که علت اصلی کاهش توان دولت درپرداخت یارانه است  واین کار بسیار مهم وحق مسلم همه آحاد مردم خودبخود حذف ومتوقف خواهد شد.


 
 
کاندیداهای مجلس وبهترین گزینه برای انتخابات
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۸
 

برای اینکه به این دغدغه و سوال مهم عموم مردم با هر طبقه اجتماعی وتحصیلی و سنی و جنسیتی پاسخ مناسبی داشته باشیم که انتظار دارند یک مشاور خوب یک جواب مناسب برایشان داشته باشد تا بتوانند بهترین انتخاب را داشته ودر رشد وتوسعه محل تولد شان ویا در شهری که درآن ساکن هستند نقش مثبتی ایفا نمایند ابتدا باید به چند تحقیق میدانی واولیه ویک شناخت کلی از موضوع برسیم.

اول اینکه باید بدانیم کاندیداها چه کسانی هستند واز چه مسیرهایی برای کاندیدا شدن اقدام میکنند زیرا اگر بدانیم وبه این موضوع مهم برسیم که واقعا یک کاندیدا   تخصص (علم)و لیاقت وتعهد وتعصب لازم رادارد وبا وظیفه مهم کاندیدای مجلس شدن اشناست  آن گزینه بهترین گزینه ممکن خواهد بود .

تخصص  و علم ودانش وآگاهی شاید مهمترین گزینه در انتخاب کاندیدای ارجح تخصص وعلم  ودانش وآگاهی اوست که به اهمیت این موضوع مهم در کشورهای پیشرفته وحتی کشورما پی برده ویکی از محدودیتهای مهم وشرایط اصلی کاندیداتوری همان داشتن حداقل تحصیلات کارشناسی ارشد است ولی باید بدانیم حتما داشتن مدرک نشانه تخصص وعلم آن نماینده وکاندید نیست وما براحتی میتوانیم با مطالعه وجویا شدن از سوابق علمی وتخصصی یک کاندید همه کاندیداها را از نظر علمی رده بندی کنیم.

لیاقت و تجارب گذشته ومسئولیتهای محول شده ونحوه انجام واداره و مدیریت او نشانه های خوبی از لیاقت وتدبیر او خواهد بود واگر این لیاقت را درحوزه های غیر اداری  نشان داده باشد ارزش آن به مراتب بالاتر خواهد بود.

تعهد یعنی اینکه واقعا بدانیم ومطمئن باشیم آدم متعهد وراستگویی بوده وبه اهداف وبرنامه هایی که بعنوان شعار انتخاباتی میگوید عمل خواهد کرد که اصولا میتوان از رفتار وکردار و عمل گذشته او به راحتی به شخصیت او پی برد.

تعصب یکی از خصلتهای مهمی است که یک نماینده خوب را در دل مردم و همشهریان ودوستان و آشنایان جا داده ومنجر میشود در ادای نقش نمایندگی موفق وموید شود نماینده نقش سنگینی را بعهده دارد وتوسعه ورشد شهر ودیاری که به نمایندگی از آن برکرسی نمایندگی وخانه ملت تکیه داده به تعصب ودفاع وپیگیری او بستگی دارد.

حال که برخی از اصول انتخاب یک فرد مناسب از بین کاندیداهای مختلف پی بردیم باید برای شناخت صحیح افراد از بین آنهایی که با شعار وحرف میخواهند خود را بهترین گزینه معرفی ونشان دهند ما همه آن گزینه ها را داریم بپردازیم وببینیم علی رغم برخی نشانه ها کدامین گزینه ها ممکن است گزینه واقعی وصحیح نباشد.

علت ترغیب فرد برای کاندیدا شدن  یکی از دلایل اصلی کاندیدا شدن فرد برای نمایندگی نه مردم بلکه احزاب سیاسی هستند درچنین صورتی برای اینکه مطمئن شویم فرد کاندیدا نه فقط دراختیار اهداف حزب بلکه درخدمت مردم خواهد بود وچه توان وموقعیتی برای تحقق شعارهای خود خواهد داشت باید به این نقطه مهم توجه کنیم که آن حزب از چه جایگاه اجتماعی وعلمی در نزد مردم ودر حزب حاکم دارد والا نماینده ما در صورت منتخب شدن بدلیل ضعف عملکردی وموقعیتی حزب منتخب ناتوان خواهد بود .

توان وموقعیت فرد اگر فردی کاملا سیاسی و جاه طلب کاندیدا شده مطمئن باشید این فرد نه به مشگلات مردم توجه دارد ونه دولت بلکه آن فرد فقط بدنبال حفظ وبهبود موقعیت سیاسی وجایگاه و پست ومقام میباشد وباید بدانیم این افراد هرگز شاخصه یک نماینده خوب را نخواهند داشت لذا باید از افرادی که پست های سیاسی دارند پرهیز کنیم.

تعصب وانسانیت وعدالت فردی برای کاندیدا شدن مناسب است که خود وخانواده او از افراد بنام وخوش نام شهر باشد بدانید چنین افرادی یا متعصب هستند ویا حداقل از ترس تخریب جایگاه ومنزلت اجتماعی وخانوادگی خود از رفتار وحرکتهای اشتباه پرهیز میکنند ومعمولا این افراد کسانی هستند که نه خودشان بلکه مردم ازآنها برای کاندیدا شدن دعوت میکنند.

تجربه فرد عاقل هیچوقت نباید یک اشتباه را دوبار تجربه کند باید متوجه این موضوع باشیم چهارسال فرصت کمی نبوده واگر فردی در دوره چهارساله کارنامه قابل قبولی نداشته نباید مجددا فریب شعارهای آن فرد را بخوریم .

مقایسه یکی از بهترین طرق انتخاب افراد تواناتر از ضعیفتر درمحدوده کاندیداها ایجاد شرایطی است که آنها را با هم به مناظره وبحث وتبادل نظر در یک جلسات عمومی وعلمی بکشانیم.


 
 
کارکنان ناراضی(نارضایتی شغلی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٦
 

با علاقه وولع خاصی آگهی های استخدام روزنامه ها را بررسی میکند تا بتواند به بزرگترین آرزوی زندگی اش یعنی اشتغال برسد.

بالاخره بعد از مدتها تلاش و پیگیری وبه دهها نفر سپردن و منت کشی و سرکشی شغلی بدست میاورد .

علاقمندی وتخصص خودرا دربسته نگهداشته وبه اقبال وشانس گذاشته بیشتر به این دلبسته که شغلی بدست آورد هرآنچه کارفرما برایش انتخاب میکند همان را میپذیرد علاقه او منوط به نیاز و درخواست کارفرما است.

کار را با ترس وولع خاصی شروع میکند برای حفظ آن تمام توجه وتوانش را بکار گرفته حقوق ودریافتی برایش هیچ اهمیتی ندارد وتنها به این میاندیشد که کاررا یاد بگیرد وماندگار شود.

کارفرما نیز خوشحال است که نیروی علاقمند وپرتلاشی نصیبش شده و برای آموزش و یادگیری اش از هیچ فرصت و ابزاری دریغ نمیورزد.

چند ماه رویه به همین منوال میگذرد پرسنل ناراضی احساس میکنند بسیاری از موارد ومسائل آنها که با وجود این پرسنل جدید زیرسوال میره وچاره ایی ندارند جز رفاقت وصحبت با پرسنل جدید.

با یک دلسوزی و رفاقتی میخواهند پرسنل جدید را مطلع کنند که این حجم فعالیت وتلاشی که میکنی بی نتیجه است وشما اشتباه عمل میکنی ودرواقع ترس اصلی آنها از خراب شدن موقعیت خودشان است ونه دلسوزی برای همکار جدید.

متاسفانه در جامعه ما یکی از مشگلات و عارضه های شغلی تحت تاثیر قرارگرفتن کارکنان از همدیگر نه درجهت افزایش بهره وری وتوسعه فعالیتها بلکه در زمینه ایجاد اختلاف و افزایش تضاد ومخالفت با سیستم .

همین عامل مهم منجر شده متاسفانه بسیاری از فعالان اقتصادی به این تحلیل و نتیجه رسیدند که پرسنل متعهد ومنظم وبا پشتکار بسیار اندک هستند واکثریت ناراضی و شاکی وکم کار هستند.

شاید به جرات میتوان گفت که یکی از مهمترین عوامل پایین بودن بهره وری نیز همین موضوع است.

من همیشه درمقابل پرسنل ناراضی که از زمین وزمان می نالند میگویم تصور کنید شما دریک اداره وسازمان استخدام شدید ودرهمان مقطع دوستتان نیز تکاور استخدام شده وشما درزیر کولر با همه امکانات همیشه شاکی ومعترض هستید واو با علاقه ومتعهدانه بایک قطب نما در میان دشمن با چتر میافتد وباید ماموریتی را انجام داده وبرگردد.

چه نیکوست که کمی عادلانه فکر کنیم ومتوجه این موضوع مهم باشیم که کار را نباید همیشه با دریافتی وپول سنجید .

ما باید بدانیم تخصص وکارکرد خوب خود سرمایه گرانبهایی است که از دید هیچ صاحب سرمایه ومدیری پنهان نمیماند ونباید بزور وبا تنش واعتراض بخواهیم آن را نشان دهیم.

کار سرمایه جاودانی است ولی پول مقطعی و تمام شدنی است.

میدانم برای این گفته ها فرهنگ سازی میخواهد که به آن بی توجهیم.

کشورهای توسعه یافته همه همه نه سرمایه ریالی بلکه نیروی انسانی متعهد داشتند واز آن طریق به تولید وسرمایه دست پیدا کردند.

 

 

 


 
 
کشتی آزاد وقهرمانی جهان مبحث مدیریتی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٤
 

قهرمانی کشتی آزاد کشورمان نشانگر اینست که کشورمان در رابطه با برخی رشته ها مدعی جهانی است و بودن اسامی همچون روسیه و آمریکا بعنوان قدرتهای مطرح این رشته نشانگر این است که وجود پتانسیل درهر رشته ایی بسیار مهم واساسی است.

آنچه دراینجا بیشتر میخواهم اشاره کنم عبور تیم کشوری همچون آذربایجان از بسیاری از مدعیان حتی کشورهایی همچون روسیه وترکیه وورود به مرحله فینال بود که این امر مهم علتی جز اهمیت وتاثیر برنامه ریزی و هزینه مناسب ومدیریت شده درامر ورزش ندارد .

جمهوری آذربایجان توانست در یک دوره چندساله و با بکارگیری مدیران ومربیان کارآزموده و برنامه ریزی وهزینه مدیریت شده ومناسب درامر کشتی وحتی رشته های دیگر منجر شده که بیکباره در کشتی فرنگی قهرمان جهان شده و درکشتی آزاد نیز مقام قهرمانی را بخاطر تجارب بالای کشتی گیران ما از دست بدهد وباید یقین داشته باشیم که بااین برنامه ریزی وبدست آوردن تجربه راهی که بقیه درطول چندین دهه پیموده اند در چند سال خواهد پیمود.

این موضوع هشدار جدی به همه کشورهاییست که مدیریت برنامه ریزی و هزینه و...درامرورزش را مهم تلقی ننموده واحساس میکنند باید بنیه وتجربه داشت وهمانند روسیه فکر میکردند همیشه حرفی برای گفتن داشته وکسی نمیتواند  آنها را براحتی بگیرد.

عبور جمهوری آذربایجان از ترکیه وروسیه نمونه مسلم وخوبی است که همه بدانند علم وبرنامه ریزی و مربی وآموزش وتدبیر بالاتر از بستر وتجربه و جمعیت و موقعیت بوده ودرواقع هر موردی چه ورزش باشد وچه تولید و تجارت و... همه وابسته به برنامه ریزی و هدفگذاری و سازماندهی و آموزش ومدیریت میباشد.

موضوعی که متاسفانه بسیاری از تصمیمگیران فقط درحرف قبول داشته وبه آن عمل نمیکنند وبسیاری از با تجربه ها اسیر تجارب خود هستند تا تفکرشان و همین موضوع منجر میشود تا مدیریت وبرنامه ریزی کنار گذاشته شود.


 
 
اقتصاد ایران در دولت دهم ویازدهم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٩
 

اقتصاد ایران را اگر بخواهیم دریک تحلیل کلی از نظر وضعیت وتصمیم گیریهای کلان اقتصادی بررسی کنیم باید بگوییم که در دولت دهم اقتصاد ایران دچار توررکود شدید بود بطوری  که روز بروز ارزش پولی کشور در حال تضعیف شدن بود.

سیاستهای تند ویکجانبه سیاسی دولت دهم درمقابل غرب وعدم انجام نرمش درمقابل مذاکرات 1+5 منجر شده بود تا روابط خارجی ایران با بلوک غرب روز بروز بد تر شده وروابط اقتصادی تضعیف وتحریم ها با شدت بیشتر اعمال شود.

افزایش  تحریم ها و تمرکز دولت بجای اقتصاد برروی سیاست و توسعه نظامی منجر شد با وجود افزایش نرخ فروش نفت به بیش از 120 دلار   همچنان کاهش ارزش پول ملی راشاهد باشیم وافزایش نرخ نفت وبه تبع آن افزایش درآمد ملی هیچ تاثیری برروی افزایش توان ودرآمد سرانه افراد ایجاد نکرد بلکه روز بروز فقیر وفقیرتر کرد واز نظر روانی نیز تاثیر نامطلوبی ایجاد کرد بطوری که مردم عادی وحتی کارشناسان پیش بینی کرده بودند نرخ دلار از 40000ریال نیز عدول کند.

مدیران اقتصادی دولت دهم کاملا سیاسی عمل میکردند و تنها توان موج سواری خوبی داشتند که البته مردم به موج سواری آنها عادت کرده وتاثیر چندانی در بهبود وضعیتها نمیتوانستند داشته باشند.

نرخ بیکاری بدلیل ورشکستگی ها وتوقف فعالیتها روزبروز درحال افزایش بود.

موارد فوق منجر شد که در طول یک دوره بسیاری از قیمتها بیش از 300 درصد افزایش قیمت را تجربه کنند .

بهترین موقعیت برای سودجویان ودلالان وواسطه گران ایجاد شد وثروتمندان روز بروز ثروتمندتر وفقیران روز بروز فقیرتر شدند.

تمام تلاش دولت نیز برای کاهش نرخ تورم وسودبانکی با شکست مواجهه شد.

دولت یازدهم چون میانه رو بود مشخص بود که از همان اولین روزهایی که فعالیت خود را شروع میکردند جو روانی شکسته شود وهمین حباب میتوانست با ازبین رفتنش نرخ دلار براحتی بزیر 30000ریال بکشاند ولی متاسفانه تیم اقتصادی دولت یازدهم  اشتباه استراتژیک کرده وبا ابراز عقیده واعمال تدابیر ارزی توسط بانک مرکزی از کاهش نرخ دلار جلوگیری کردند که یک سیاست کاملا اشتباه بود واین تئوری اقتصادی را که کاهش بی رویه نرخ دلار میتواند خسارت زیادی به صادرات وتجارت وارد کند اشتباه خود را پوشش دادند.

شروع دولت یازدهم مصادف بود با ورود اقتصاد کشور از دوران توررکود به رکود ومشخص بود که دردوران رکود روز بروز نرخ تورم کاهش خواهد یافت ودراینجا میطلبید تا دولت سیاستهای انبساطی اتخاذ کند تا رکود خسارت کمتری در فعالیتهای اقتصادی ایجاد کند.

ار طرف دیگر دولت یازدهم  همچنین مصادف بود با کاهش نرخ جهانی نفت بطوری که تا زیر 50 دلار نیز رسید که خود یکی از عوامل تقویت رکود بود.

متاسفانه مدیران وتصمیم گیران اقتصادی کشور بدون توجه به وضعیت رکودی وبجای استفاده از سیاستهای انبساطی موج سواری اشتباه کرده وشعار یک رقمی کردن نرخ تورم را دادند چیزی که نه تنها خود بخود درحال اتفاق است بلکه درشرایط حاضر نه تنها اتفاق خوبی نیست بلکه منجر میشود تا رکود حداکثر خسارت خودرا برپیکره اقتصادبیمار وتضعیف شده ما وفعالان اقتصادی که در باتلاق توررکود درگرداب رکود افتاده بودند وارد نماید.

یکی از بهترین ومهمترین رویدادهای سیاسی که میتواند تاثیر شگرفی در تقویت وایجاد بستررشد اقتصادی باشد توافق ضمنی گروه مذاکره کننده 1+5  میباشد که هیچ کس احتمال وقوع آن را پیش بینی نمیکردند واین اتفاق یک برگ برنده ایی مهم برای تیم دولت درمقابل مخالفان آن بود .

علی رغم موفقیتهایی که وزرایی همچون بهداشت و خارجه در عملکرد خود نشان دادند واز طرف دیگر وزرای  صنعت وتجارت ومعدن و کشاورزی نیز آماده باش برای ایجاد تحول در وزارتخانه های خود بودند در این بستر کافی بود تا تصمیم گیران اقتصادی ودرراس آن بانک مرکزی یک موج سواری خوبی کرده وبنیه اقتصادی کشور را با تقویت ارزش پول ملی تقویت نمایند ودرامد سرانه وقدرت خرید مردم ورفاه عمومی را افزایش دهند .

با اینکه این بستر آماده وجود داشت ومشخص بود جناح مقابل دولت تمام تلاش خودرا خواهد کرد تا بدلیل انتخابات نزدیک مجلس که یکی از مهمترین انتخابات است دولت نتواند بهره برداری لازم را بکند دوباره ریاست محترم بانک مرکزی ووزیر اقتصاد نه تنها هیچ بهره برداری لازم را نکردند بلکه دوباره بادیدگاه اشتباه از این اتفاق مهم با ورود وسخنرانی وتاکید برسیاستهای گذشته خود ممانعت کردند که اشتباه کاملا محض بود ودوباره نگذاشتند مردم شیرینی این اتفاق مهم را مزه کنند.

بدلیل اینکه فعلا نرخ ارز دونرخی بوده وفعالان اقتصادی اصلی نیازشان را از ارز دولتی تامین میکنند کاهش نرخ بازار ارز تا نرخ دولتی نه تنها هیچ عارضه ایی به فعالیتهای اقتصادی ایجاد نمیکرد بلکه تقویت نیز میکرد.

نرخ دلار  وبه تبع آن قیمت کالاهایکباره یک افزایش بیش از 300 درصدی را در یک دوره چهار ساله تجربه کرده بود وتوان خرید مردم به یک سوم کاهش یافته بود کاهش 35-40درصدی نرخ دلار وقیمتها نه تنها به نفع اقتصاد بود مهمتر از آن وظیفه دولت وتیم اقتصادی درمقابل مردمی بود که به انها رای داده بودند وانتظار داشتند بهبودی در وضعیت اقتصادی ومعاش آنها ایجاد شود که متاسفانه دوباره با ورود وسخنرانی واظهار نظر ریس بانک مرکزی وسکوت وزیر اقتصاد دوباره این فرصت ایجاد شده مهم درحال از بین رفتن است.

درواقع میتوان گفت مردم درهردو دوره بخش مهمی از مشگلاتشان وکاهش قدرت خرید وفقرشان بدلیل تصمیمات اشتباه وضعف تصمیم گیران ومدیران اقتصادی شان است.

 

بنظر شما ما تاکی باید تاوان ضعف عملکرد مدیران را بدهیم .

 


 
 
بیانیه لوزان توافق ضمنی سیاسی و حقوقی ایران با 1+5
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٦
 

در آخرین روزهای سال 93 ویا بهتر بگوییم بزرگترین هدیه دولت به مردم در سال 94اعلام بیانیه لوزان وتوافق ضمنی در مذاکرات 1+5 بود موضوعی که بدلیل تنش ها ومذاکرات بدون نتیجه بیش از یکدهه دیگر هیچ کس انتظار چنین هدیه ایی را نداشتند.

این دستاورد خود تجربه مهمی برای تصمیم گیران عالی رتبه نظام بود که یک تیم مذاکره کننده علمی وبا تجربه چگونه مینواند درشرایطی که هیچ امیدی برای ادامه مذاکره نیست نتایج مطلوب بدست آورد.

دراینجا باید از دولت محترم تدبیر وامید که توانست از عنوان تدبیر وامید خود با استقرار تیم علمی وتخصصی مناسب دفاع کند وهم از تیم مذاکره کنند که مسیر سخت ودشواری بدلیل روند انحرافی مذاکرات گذشته پیش رو داشتند تقدیر وتشکر کرد.

شرایط امروز دنیا نه چنگ سیاسی ونظامی  بلکه یک نبرد اقتصادی است وهرکشوری که فکر کند با دستیابی به توان نظامی ویا سیاسی توان وموقعیت پیدا میکند سخت در اشتباه است بلکه امروزه کسی قدرتمند وموفق خواهد بود که توان اقتصادی بالا پیدا کند.

اگر ما شرایط رقابتی جهان را به یک مسابقه تشبیه کنیم باید بدانیم در شرایط روز جهانی چه مسابقه ایی مطرح هست وبه اشتباه وارد مسیر انحرافی نشویم وبرای همه اندیشمندان کاملا مشخص ومبرهن است که جنگ ورقابت امروز چنگ اقتصادی است کشوری موفق خواهد بود که توان اقتصادی خود را افزون کند.

کشوری همچون چین نیز بخوبی این وضعیت وموقعیت را درک کرده وبجای ورود به بازیهای سیاسی ونظامی بجز در پشت صحنه وغیر مستقیم تمام توان خود را درزمینه اقتصادی وعلی رغم اینکه یک کشور مارکسیستی وسوسیالیستی محسوب میشود ولی با مشاوره اقتصاددانان پرتوان خود بدلیل احتمال عدم دستیابی به رشد قابل قبول وعدم امکان رقابت با اقتصاد آزاد استراتژی های اقتصادی را برمبنای اقتصاد آزاد تنظیم وتوانست با دوری از تنش های سیاسی ونظامی روابط اقتصادی خود را با همه کشورهای جهان تقویت ورشد بالای اقتصادی را بدست آورد.

اقتصاد تنها مقوله ایی است که هرکس بتواند در آن موفق شود خود بخود در توان نظامی وسیاسی نیز توانمند میشود.

کشور ما در چند دهه گذشته با وجود پتانسیل های بالای اقتصادی چه درزمینه معادن نفت وگاز و... وگردشگری که یک کشور چهارفصل محسوب میشود وچه از نظر نیروی متخصص که دارای ضریب تحصیل کرده آماده کار تخصصی بالا بوده وچه از نظر استراتژیک که هم با آسیای میانه وشرق آسیا و خاورمیانه وازطریق ترکیه با اروپا درواقع درمسیر جاده ابریشم واقع بوده وهم بدلیل سوابق طولانی وموفق تجاری از قبیل فرش وپسته وفیروزه و.... وهم برنامه های راهبردی ده ساله در دهه پنچاه وسرمایه گذاری در شرکتهای مادر ازقبیل کشت وصنعتها وخودرو سازی وکشتی سازی و... کاملا از شرایط صد درصدی برای جهش اقتصادی را دارا بود که بدلیل ورود بیش از حد به مسایل سیاسی ونظامی این فرصت مهم را از دست داد.

بهر حال دراقتصاد میگویند جلوی ضرر را از هرجا بگیری منفعت است وحتی در شرایط امروز نیز با اینکه توررکود وبدنبالش رکود ضربات جبران ناپذیری برپیگر اقتصاد ما وارد کرد با اینحال باز میتوان گامهای خوبی برای رشد اقتصادی برداریم زیرا کشور ما یک ریشه وساختار تنومندی دارد که با برنامه ریزی میتواند بسیاری از موانع ومشکلات وتاخیرات را جبران نماید.

دراینجا از آوردن این مقدمه طولانی منظورم تبریگ گویی به مردم برای این اصلاح مسیر ضمنی است.

حال برای اینکه برای فعالان اقتصادی مشاوره مناسب داده باشم به تاثیر این توافق در برخی از مسیر های اقتصادی وسرمایه گذاری اشاره میکنم.

1.ارز: شاید بزرگترین ضربه ایی که این شرایط وارد میکند به سرمایه گذاران ارزی است زیرا در چنین شرایطی چه از جنبه روانی وچه از نظر علمی بدلیل افزایش ارزش پول نرخ ارز کاهش وصاحبان آن را با ضرر مواجهه مینماید.

2.طلا: باتوجه به اینکه مبنای محاسباتی وارزش گذاری طلا ارز میباشد لذا از این جنبه باید شاهد کاهش ارزش آن باشیم مگر اینکه نرخ جهانی آن با رشد مواجهه باشد.

3.بورس:شاید یکی از مهمترین مسیر اقتصادی وسرمایه گذاری که اثر مثبت وخوبی خواهد داشت بورس است وما باید شاهد روند رشد شاخص ها باشیم.

4.خودرو وقطعات واقلام وارداتی: مشخصا بدلیل ارتباط نزدیک این موارد با قیمت ارز وبدلیل کاهش قیمت ارز چنین محصولاتی نیز با روند نزولی مواجهه خواهند شد.

5.مسکن :بازار مسکن نیز متاثر از چند علت در گذشته شامل افزایش بی رویه شده بود که یکی بدلیل ضعف عمومی اقتصاد ملی وکاهش  موارد سرمایه گذاری توجیه دارو سیل وسیعی از نقدینگی ها به این مسیر گسیل شده بود ودیگری افزایش ناشی از تورم وافزایش قیمت محصولات که مشخصا درشرایط حاضر بدلیل از بین رفتن شرایط فوق باید شاهد کاهش قیمت مسکن باشیم.


 
 
توانا بود هرکه دانا بود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٤
 

واقعا بیت  بسیار سنجیده وبا مفهومی است خیلی از ما ها احساس میکنیم که  توان ودانش واستعداد ما آنطور که باید در مسیر کار وفعالیت وجامعه کاربرد وکارایی ندارد وهمین استدلال منجر میشود که امروزه بسیاری فکر میکنند که در جامعه امروز ما دیگر علم اندوزی و افزایش دانش و تحصیلات نه تنها هیچ فایده ایی ندارد بلکه منجر به اتلاف وقت افراد شده وفرصت را از آنها میگیرد.

متاسفانه موافقان این نظریه روز بروز حتی نه درمیان افراد کم سواد بلکه در میان تحصیل کردکان روبه فزونی است وعامل اصلی آن افزایش نرخ بیکاری در بین تحصیل کرده ها و از دست دادن فرصت های شغلی و ناتوانی آنها در مقایسه با افرادی که کار وفعالیت را الویت داده اند در انجام بهینه فعالیتها میباشد.

البته باید یادآوری کنم بخش مهمی از این واقعیت برمیگردد به استراتژی غیر اصولی وبی برنامه توسعه دانشگاهها حتی در اقصی نقاط کشور وعدم امکان بهره گیری از اساتید علمی مناسب  و ایده مدرک گرایی و تحصیل برای نمره ومدرک میباشد که منجر شده در عمل دانش علمی افراد تحصیل کرده برای مثال در مقطع لیسانس حتی کمتر از دانش وتفکر علمی دیپلم های قدیم باشد.

مورد دیگری که برای حتی فارغ التحصیلان دانشگاههای معتبر وپذیرفته شدگان دانشگاههای سراسری را نیز رفته رفته به موافقان عدم کارایی علم در جامعه ما بدل میکند این واقعیت است که سیستم آموزشی ما یک سیستم الگوبرداری شده از کشورهای پشرفته بوده  واین امر منجر شده تا تحصیلات کاربردی نباشد وهیچ تلاش و تحقیق وارتباط صحیح منطقی بین دانشگاه و بازار کار ایجاد نشده است.

این واقعیت مهم منجر شده حتی اساتید خبره ما نیز بطور کامل با واقعیت وعلم و رقتار بازار کار ایران بیگانه بوده وحتی اگر خودشان نیز فعالیتی ایجاد کنند در مقابل یک بازاری کم سود عاجز وناتوان دیده میشوند وبوضوح میتوان پی برد درواقعیت موجود درجامعه ما اساتید دانشگاهها نه تنها شناخت صحیحی ندارند بلکه کم سواد نیز هستند وافراد فعال در بازار وجامعه نه تنها کم سواد نیستند بلکه کاملا با شیوه ها وواقعیتهای جامعه آشنا بود ه واستاد هستند.

شاید تنها روش رفع این نقیصه ایجاد ارتباط صحیح وعلمی بین دانشگاه وجامعه است بطوری که فعالین موفق بازار وجامعه نیز در تدریس حضور موثری داشته باشند حتی نه به دانشجویان بلکه به اساتید.

در تجارب وحضوری که  خودم در بازار و جامعه داشتم به این نتیجه رسیدم که هرکه داناست تواناست فقط باید متذکر شوم دانایی یعنی علم را برای علم خواندن واز محضر اساتید علمی بهره گرفتن وآن را با واقعیتهای جامعه وبازار تطبیق دادن.

در این صورت است که برای اندیشمندان اقتصادی ما مفاهیم تورم و رکود وتوررکود از کتاب و تئوری به یک شکل واقعیت و جسم قابل لمس تبدیل میشود ومیتوان برای آن نسخه های عملی و موثر نوشت.

یا برای یک استاد بازرگانی نیاز وخواسته و فروش و بازار و بازار یابی ومشتری نمود واقعی پیدا میکند وتازه متوجه میشود که بسیاری از تحصیلات علمی او منطبق با واقعیتهای جامعه خود نیست. 


 
 
فرصت نوشتن هم ندارم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٧
 

در کشورما  متاسفانه یا خوشبختانه فعالیتها به آن نظم وترتیبی که برنامه ریزی و اهداف تعریف میکنیم اتفاق نمافتد و شاید بدلیل برنامه ریزی وهدفگذاری بسیار خوبمان هرگز انتظار چنین وضعیتی را نداشتیم.

البته در اینجا منظورم با آنهایی نیست که هدفگذاری خوب نکردند ویا اشتباه هدفگذاری به مشکل برخوردند.

تاسف من در مواردی  است که با وجود برنامه ریزی وهدفگذاری سنجیده با مشکل مواجهه میشود  و این اختلال نه از ضعف برنامه ریزی ما بلکه ناشی  از  نواسانات شدید تصمیمات سیاسی میباشد و ناپایداری تصمیمات زیربنایی و سلیقه ایی عمل کردن تصمیمات اقتصادی ویا بهتر بگویم عدم داشتن یک استراتژی اقتصادی تعریف شده نداریم واین عامل مهم منجر میشود با تغییرات مدیریتی به راحتی استراتژی های اقتصادی نیز با سلیقه مدیران تعریف و تفسیر شود.

همین عوامل زیربنایی ومهم منجر شده
تا  این نواسانات مخرب و  ضربات مهلکی براهداف وفعالیتهای اقتصادی 
فعالین کشور ایجاد نماید و منجر شود که این استدلال بوجود اید که برنامه ریزی
وهدفگذاری جواب نمیدهد.

درصورتی که اگر دراین شرایط ووضعیت
هدفگذاری وبرنامه ریزی نداشته باشید سقوط و شکست شما در فعالیت جبران ناپذیر خواهد
بود ومهمترین کمکی که برنامه ریزی وهدفگذاری بشما میکند این است که حداقل بعد از
بروز خطر و خسارت میتوانی به مسیرت ادامه داده و میزان انحراف از اهداف ونحوه
تامین وجبران ان را برنامه ریزی کنی.

در چنین شرایطی است که فعال
اقتصادی حتی فرصت نوشتن را هم ندارد نه اینکه به اخر خط رسیده بلکه تمام فکر
وتدبیر وتلاشش را برای خروج از بحران گذاشته وبدانید در اولین فرصت از بحران خارج
شده ومسیر موفقیت را دوباره طی خواهد نمود

 


 
 
کاهش قیمت نفت وتاثیر آن براقتصاد ملی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۸
 

اقتصاد کشورهای جهان سوم همیشه از یک معضل بزرگی رنج میبرد وآن اقتصاد تک محصولی میباشد .

برای همین بودجه ملی آنها نیز درواقع وابسته به درآمد آن محصول خاص میباشد ودرصورت بروز نوسانات خاص منجر میشود تا توان اقتصادی آنها در صورت اتفاق مثبت و منفی تقویت ویا تضعیف شود.

کشورهای حاشیه خلیج اقتصادشان تک محصولی و درکل وابسته به درآمد نفت است و خوشبختانه ویا بدبختانه افزایش های بی رویه قیمت نفت در طول دهه های گذشته منجر شد تا توان مالی این دولتها بصورت کاملا بی رویه افزایش یابد وبهترین فرصت بود که میتوانستند با سرمایه گذاریهای زیربنایی وصنایع مادر وابستگی خود را به درآمد نفت کاهش واز اقتصاد تک محصولی خارج شوند.

سیاستهای اقتصادی اشتباه آنها یا بهتر بگویم حتی بدون اینکه سیاست اقتصادی داشته باشند از این پتانسیل بیشتر در اهداف سیاسی واعتقادی خود بهره جستند تا شاید از این طریق بر اقتدار سیاسی و نفوذ سیاسی ونقش بین المللی خود را افزایش وپایه های حکومتی خود را تحکیم کنند که این امر مستلزم افزایش هزینه های نظامی و کمکهای بلا عوض خارجی و هزینه های داخلی بود که منجر شد تا در کشورهایی همچون کشور ما وجه نقد درگردش بشدت افزایش یافته ومنجر به افزایش افسار گسیخته تورم گردد وروز بروز فاصله طبقاتی بیشتر شده ونه تنها زیربناهای اقتصادی تحکیم نشد بلکه بسیاری از فعالیتهای اقتصادی که بدلیل سیاستهای اشتباه بجای ایجاد شرکتهایی که بتوانند در عرصه بین المللی حرفی برای گفتن داشته باشند و همچنین ایجاد کشاورزی مکانیزه وتولید انبوه  و.... به صنایع زود بازده و بدون ایجاد سیستم نظارتی صحیح بسیاری از وجوه دراختیار اشخاصی قرار گرفت که نه تنها توان وبرنامه و هدف تولید نداشتند بلکه بیشتر بدنبال اخذ تسهیلات بودند.

تغییر دولت و روی کار آمدن دولتی با سیاستهای میانه رو مشخص بود که حداقل جو روانی تورمی از بین رفته وخطر آن وجود داشت که اقتصاد با رکود اقتصادی مواجهه شود و متاسفانه طبق معمول اقتصاد دانان دولتی سکوت کرده ومدیران نا کارآمد بدنبال بهره برداری سیاسی از آن و عدم دانش کافی بجای اینکه دولت را از خطرات رکود ومسائل آن آگاه سازند شعار کاهش تورم وتلاش برای رسیدن به تورم یک رقمی منجر شدند تا رکود تندتر از حد معمول خود تقویت شده وبسیاری از تجار وشرکتهایی که توانسته بودند در مشکلات وروزها و شرایط سخت اقتصادی تورمی دوام یابند الان به ورطه کامل ورشکستگی بیافتند وبا کاهش نقدینگی در گردش بدبختی وفلاکت مردم وفعالان اقتصادی چند برابر شود .

در این شرایط اقتصادی بهترین روش تزریق نقدینگی به جامعه بود که با سیاستهای ناشیانه اقتصاد دانان مشاور دولت انجام نشد ومعلوم بود در آینده نزدیک بالاجبار چنین سیاستی میبایست اتخاذ شود که یکباره کاهش قیمت نفت اتفاق میافتد.

کاهش قیمت نفت در کشوری که تک محصولی بوده و اقتصاد وبودجه آن وابسته به نفت است به بیش از 50% فاجعه ایی خطرناک است که توان انجام هرگونه سیاست ضد رکودی را از دولت میگیرد ودراینجا تنها راه پیش رو دولت همانا کاهش هزینه های ملی میباشد که متاسفانه در کشورهای جهان سوم اولین هزینه هزینه های عمرانی است که خود بسیار زیانبار خواهد بود.

از این تحلیل یک نتیجه بسیار مهم میگیریم که متاسفانه در کشورهای تک محصولی وجهان سوم سیاست حرف اول را میزند وبه اقتصاددانان توجه نمیشود وکسانی کارشناس اقتصادی هستندکه حرف سیاسیون را تایید ودر راستای اهداف سیاسی آنها سخن بگویند وبرای همین اقتصاد چنین کشورهایی به سیاست به شدت آلوده وضعیف است اقتصادی که درصورت تصمیم گیری صحیح میتواند وجهه سیاسی وتوان واقتدار نظامی و رشد وتوسعه وبرون رفت از اقتصاد تک محصولی را بدنبال داشته باشد.


 
 
بازار وانتخاب شغل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٥
 

بسیاری هستند که بدلایل مختلف یا نبود موقعیت استخدام ویا علاقمندی به شغل آزاد در موقعیتی قرار میگیرند که باید بین اینهمه شغل یکی را انتخاب کنند.

این افراد به سه گروه تقسیم میشوند:

1- آنهایی که شغل پدر ویا اقوام نزدیک را انتخاب وادامه میدهند در واقع شغل آزاد آنها بنوعی تعریف شده ومسیر برای آنها همواراست ولی یقینا بهترین مسیر نیست.

2-آنهایی که بدلایل مختلف محدودیت انتخاب دارند که چنین افرادی برای انتخاب صحیح باید محدودیتها وشرایط خاص خود را بخوبی ارزیابی وبعد نسبت به انتخاب شغل دست بزنند البته نداشتن سرمایه را من هیچوقت محدودیت نمیدانم وقبول ندارم چرا که در مقالات قبلی ام اشاره کردم که بسیاری از افراد موفق وتاجران بزرگ از صفر شروع کردن ویا یکبار صفر ویا حتی زیر صفر شده اند لفظ ورشکست را به این افراد استفاده نمیکنم چون ورشکست کسی است که متوقف شود.

3-آنهایی که یا به شغل پدر واقوام علاقه ایی ندارند ویا کاملا در انتخاب شغل برای خود محدودیت قایل نیستند و یا دوست دارند بهترین و با پتانسیل ترین شغل را با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی واجتماعی محلی که شغل میخواهند ایجاد کنند انتخاب کنند.

ردیف یک ودو هرچند بستر برایشان فراهم تر وتعریف شده تر است ولی محدودیتها وموانعی نیز دارد ونوآوری را آنطور که باید از فرد میگیرد.

اما گروه سوم که بیشتر سخن من با آنهاست اولا باید یک چیزی را اشاره کنم راحت ترین شغل بهترین شغل نیست هرچند هر شغلی میتواند انسان را به نفر اول آن شغل وپول و ثروت برساند ولی در آن شغل ها بدلیل ساده بودن ودر دسترس بودن موفق شدن وتوسعه دادن بسیار سخت است مگر اینکه دوست دارید خرج روز مره خود را دربیاورید وبفکر موفقیتهای خاص وثروتهای خاص دریک برهه زمانی که میتواند کوتاه مدت نیز باشد نباشید ویا برایتان موقعیت وشهرت ایجاد ونبو غ شما درآن شکوفا شود برای مثال برخی از این مشاغل را نام میبرم همانند رانندگی و سوپر مارکت و کافه تریا و رستوران و... هرچند ممکن است یکی بگوید در همان شغل ها هم میتوان به مک دونالد و... اشاره کرد ولی جواب من اینست که چه تعداد از آن شغل ها وجود دارد وتعداد موفق ها به تعداد شاغل ها در آن حرفه چه نسبتی را بخود اختصاص داده است.

بنابراین من در مشورت به همه میگویم اگر میخواهید وعلاقه دارید زودتر به موفقیت برسید وپشتکار لازم را دارید شغلی انتخاب کنید که کمبود درآن است وتعداد افرادی که وارد شدند انگشت شمارند ویا حتی شغلی ویا تجارتی را کشف کنید که از بی توجهی کسی به آن فعالیت نپرداخته است.

هیچ وقت شغل را اینگونه انتخاب نکنید :

1-که الان این شغل را میزنم واینقدر درامد دارد هرچند سودآوری شغل یکی از مهمترین ایتم های بررسی شغل است ولی به سودآوری بلندمدت آن توجه کنید نه مقطعی آن.

2-نگویید این شغل را انتخاب میکنم اگر نشد بروم به شغلی دیگر ماندگاری یکی از اصول موفقیت است.

3-هیچ وقت از خسارت دادن نهراسید درصورتیکه تجربه کردید برای موفقیت.

4-نزدیکترین وراحت ترین شغل یقین داشته باشید بهترین شغل نیست.

5-بخوبی انتخابتان را تجزیه وتحلیل کنید نه اینکه چیزی را ایجاد کنید بعد بررسی کنید که درآن صورت اجبار ا شرایط بد را میپذیرید درصورتی که درابتدا بررسی کنید میتوانید وارد آن کار نشوید.

6-نتایج کار را با دیدن افراد موفق و ثروتهای کلان شاغل درآنها نسنجید که ممکن است افراد موفق بسیاری از ثروتها را از موارد دیگر کسب کردند وپشتوانه ایی کردن برای شغلشان وشغل برایشان جنبه حیثیتی دارد تا سودآوری.

7-هیچ وقت نگویید یک بار اشتباه کردم دیگر اشتباه نخواهم کرد بلکه اشتباهتان را بخوبی و صادقانه وبدور از تعصب تجزیه وتحلیل کنید.

8-خود را عالم ودانشمند ندانید وبگویید هیچ نمیدانم از مشاوران موفق کمک بگیرید.

9-انتظار کمک از هیچ کس نداشته باشید وحتی همه توان مالی واقتصادی خود را برای فعالیت وشغل هزینه نکنید سرمایه تعریف شده داشته باشید و بودجه بندی و کنترل های مالی حتی احساس کنید اگر پول شخصی را تزریق نکنید کارتان به شکست منتهی میشود شکست بهتر از حمایت کردن است.

10-موفقیت به شانس واقبال نیست هرچند ممکن است شرایط خاصی که در پیش بینی ها نیز نمیگنجید میتواند در موفقیت وشکست یک فعالیت موثر باشد همانند اینکه فعالیتی را در یک مرکز توریستی خاص زدید بیکباره سیل خروشان دارو ندارتان را میبردیعنی حوادث غیر مترقبه ویا مشتری خاصی میرسد وخرید کلان وبی رویه ایی صورت میگیرد هیچ وقت به دنبال استثناعات نباشید ودنبال شانس واقبال نباشید وبدانید شکست یعنی توقف کسی که دوباره بلند میشود هیچ وقت شکست نمیخورد.


 
 
برای هر فعالیت و تصمیمی هدفی تعریف کنید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٠
 

بسیاری فکر میکنند که فقط در فعالیتهای تجاری میتوان هدف تعریف کرد ومعمولا اهدافشان را رسیدن به یک سقف ریالی تعریف میکنند در صورتیکه فعالیتهای شغلی وتجاری وکاری هرفرد بخشی از زندگی یک فرد را تشکیل میدهد و انسان در زندگی روزمره خود با تصمیمات وفعالیتهای مختلف وانتخاب های گوناگونی مواجه است که میتواند در خوشبختی و افق آینده او بسیار مهم وتاثیر گذار باشد.

همانند تحصیل و تشکیل زندگی و .... حتی به نظر من در اموراتی که بسیار ساده بنظر میرسد نیز بهتر است اهدافمان را تعریف کنیم مثلا ممکن است یک خانم یکی از اهداف خود را اینگونه تعریف کرده باشد تهیه و پخت غذاهای خوشمزه برای خانواده برای این تصمیم ودستیابی به این هدف او مجبور است به مطالعه در انواع غذاهای خوب و شناخت علاقه خانواده خوب و ذائقه انها وبرنامه غذایی مدون و تهیه موادلازم وباکیفی واختصاص زمان کافی ومناسب دست بزند.

بنابراین شما باید در هرکاری هدف گذاری خوب ومناسب بکنید برای مثال دانش آموزی که هدف خود را از تحصیل دستیابی به یک رشته تخصصی خاص میگذارد علاوه برتلاش مناسب درمدرسه به تهیه منابع خارج از درس ومطالعه برروی انها نیز میپردازد.

درواقع اگر ماهیچ هدفی را در فعالیتها وتصمیم گیریها وزندگی روز مره مان تعریف نکنیم مطمئن باشید هیچ وقت برنامه وفعالیت وتلاش مناسبی نیز نخواهید کرد ودرواقع بی هدف وبا اتلاف وقت زیاد با بازدهی ونتیجه کم زندگی خواهید کرد.

انسانهای با هدف همیشه منظم ومرتب و شاد وبانشاط وباانگیزه زندگی میکنند ودرهر لحظه وزمان از اهداف روزمره خود ثمره و نتیجه حاصل میشود و براحتی میتوانند هرگونه انحراف در رفتار وکردار و حرکت خود را تشخیص و آن را اصلاح کنند.

یک انسان هدفمند هیچ وقت معتاد نمیشود و زندگیش به طلاق کشیده نمیشود وورشکست نمیشود وحتی بی مورد مریض نمیشود و با دیگران درگیر نیست او مسیر خود را بخوبی وبا قدرت میپیماید.


 
 
اصل انتخاب وتاثیر آن در موفقیت و کیفیت زندگی افراد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٧
 

دراینجا میخواهم از اتنخاب هایی که در زندگی هر فردی بوجود میاید و موفقیت و ناکامی افراد را شکل داده ودر کیفیت زندگی آنها نقش اصلی را بازی میکنند صحبت کنم ازنظر من درزندگی انسان نزدیک به ده انتخاب وجود دارد که سه انتخاب را من انتخاب اصلی وساختاری که بسیاری از انتخاب های دیگر نیز بطریقی متاثر از این سه انتخاب اصلی میباشند و بقیه انتخابها نیز فرعی بوده ولی جزو انتخابهای تاثیر گذار فرد محسوب میشوند:

انتخاب های اصلی:

1- انتخاب همسر: یکی از مهمترین انتخاب ها وشاید اساسی ترین ومهمترین انها میتوان کفت میباشد انتخاب همسر تاثیر بسزایی در زندگی فرد میگذارد بطوری که شاید بسیاری از انتخاب های دیگر بعد از انتخاب همسر بگونه ایی دیگر صورت گیرد یعنی همسر ممکن است حتی اهداف وبرنامه ها یک فرد را تغییر دهد .

انتخاب همسر خوب یکی از بالاترین ومهمترین انتخابی است که در موفقیت انسان و به حداقل رساندن اشتباهات ودستیابی به موفقیت ها تاثیر زیادی دارد وبالعکس انتخاب همسر بد یکی از عوامل اساسی از بین رفتن کیفیت زندگی وناکامی هاست.ازقدیم گفتند که همسر خوب گدا را کند پادشاه وهمسر بد پادشاهی را کشاند گدایی.

2-انتخاب شغل:

دومین انتخابی که تاثیر زیادی در برنامهای فرد داشته و درناکامی وموفقیت افراد موثر میباشد انتخاب شغل صحیح ومتناسب با علایق وتواناییهای یک شخص است که دراین صورت نه تنها منجر میشود تا فرد مراحل موفقیت شغلی را بسرعت طی کند بلکه بدلیل اینکه هرفرد بخش مهمی از بهترین اوقات خود را درمحل کار صرف میکند در صورت رضایت شغلی وموفقیت آرامش وآسایش زیادی بدست آورده وبا خانواده خود را به بهترین نحو ممکن وبا انرژی بالا همراهی میکند وکیفیت زندگیش روزبروز بالا بالاتر میرود.

3- انتخاب دوست ویا شریک:

شاید بتوان گفت که سوین اصل مهم انتخاب دوست ویا شرک خوب است این یک واقعیت است که چه زن ومرد نمیتوانند بسیاری از مسائل وموارد وتصمیم گیریهای خود را با همسر خود درمیان بگذارند زیرا ممکن است نه در آن سطح باشد که بتواند مشاوره خوب بدهد ویا بدلیل دلسوزی زیاد بیشتر نقش بازدارنده داشته باشد ویا اینکه درصورت ورود به بسیاری از موارد ومسائل نگرانی واسترس بوجود آید برای همین بهترین گزینه دوست ویا شریک کاری خواهد بود وهمین موضوع باعث شده نقش یک دوست خوب درمواقعی حتی بالاتر از موارد دیگر حتی همسر شخص باشد. دوست خوب میتواند دررشد انسان ودادن مشورت های بجا وهمراهی انسان دربسیاری از مسایل جاری زندگی نقش مفید ومهمی بازی کند ودوست بد میتواند شالوده زندگی وتلاشهای یک فرد را کلا نیست ونابود کند. برای همین که میگویند همنشین تو از تو به باید تا تورا عقل ودین بیفزاید.

انتخاب های فرعی ولی موثر:

4- انتخاب رشته تحصیلی  :

یکی از انتخاب های مهم انتخاب رشته تحصیلی است که درکشورما در چند مقطع اتفاق میافتد یکی از همان دوران کودکی مشاغلی که از طرف پدر ومادر وصدا وسیما وشناخت محدود خودمان احساس ایجاد میکنند که باید به دنبال آن باشیم. دوم از دوره مقطع راهنمایی به دبیرستان که رشته های ریاضی و تجربی وعلوم انسانی و هنر ویا حتی اگر موارد دیگری که فرد درهر مقطعی جدا میشود ومیرود همانند حوزوی ...وسوم در مقطع کنکور وورود به دانشگاه که متاسفانه در کشور ما بجز افرادی که واقعا حساسیت موضوع را فهمیدند ودر حد واندازه خوب تلاش کردند ورتبه هایی آوردند که آزادی انتخاب رشته دارند وبقیه بالاجبار در رشته هایی ورود میکنند که هیچ علاقه وزمینه ذهنی قبلی نداشته اند.

5- انتخاب مکانی :

منظور از انتخاب مکانی بدلیل رشد وتوسعه زندگی شهری وافزایش ارتباطات واطلاعات فردی افراد دیگر هیچ کس محدودیت و اجباری برای زندگی در موطن اصلی خود یعنی روستا ویا شهر وحتی کشوری که درآنجا متولد شده ندارد ومیتواند خود مکان زندگی را انتخاب کند وبرای همین انتخاب صحیح مکان در آینده فرد تاثیر زیادی دارد ومیتواند در موفقیت وافزایش کیفیت زندگی او مفید وموثر باشد.

6- انتخاب شیوه زندگی:

یعنی یک فرد ممکن است ورزش را برای خود یک اصل قراردهد ویا برنامه مدونی برای تفریح وگردش داشته باشد ویا یکفرد مطالعه و فرایض دینی ویا موارد دیگری که بهرحال بخش مهمی از زمانهای اصلی زندگی روزانه را بخود اختصاص میدهد انتخاب کند ویا فردی بین همه یک تعادل ایجاد کند ویا یکفرد به بهداشت و تغذیه اهمیت زیادی بدهد وفرد دیگری شیوه زندگی خاصی را برگزیند همانند گیاه خواری و... که همه موارد فوق میتواند در کیفیت زندگی فرد تاثیرات متفاوتی داشته باشد.

7-انتخاب سیاسی :

انسانها به محیط افراد خود بی تفاوت نبوده وبه موضوعات سیاسی توجه خاصی دارند ودرزندگی امروزه بدلیل اینکه حاکمان سیاسی برای مدیریت جامعه ایی که تحت سلطه دارند قوانین واصولی تعریف میکنن این تصمیمات در زندگی وموفقیت افراد تحت سلطه وحاکمیت آنها تاثیر زیادی میگذارد بنابراین هرانسانی به اندازه خود دارای گرایشات سیاسی است که این گرایش در زندگی شخصی آن افراد نیز تاثیر زیادی خواهد گذاشت.

8-انتخاب عقیده ومرام:

بشر از مقطعی که خود را شناخت وطبیعت اطراف وافرینش و کائنات را درک کرد همیشه یک سوال برایش بی جواب بود که افریننده این نظام وهستی با این عظمت چه کسی است تا اورا بپرستد واز او تشکر و سپاس کند برای همین ادیان مختلف بوجود آمدوهرکدام دیدگاه ورسومات و تاثیرات مختلفی در اطرافیان و مریدان خود ایجاد میکرد وحتی این عقاید درکیفیت زندگی آنها نیز نقش بسیار مهمی بازی میکند.برای همین است که جوامع مختلف با توجه به عقاید واعتقاداشان زندگی فردی واجتماعی خود را شکل داده و رفتار میکنند.

9- انتخاب تیپ و رفتار:

فردی ممکن است شیک پوش باشد ویا فردی همیشه مقرراتی لباس پوشیده وکراوات نیز بزندویا فردی لباس محلی را انتخاب کرده مشخصا تیپ و سلیقه افراد خود در نحوه برخورد ومذاکرات وموفقیت او موثر خواهد بود که یکی از ابتدایی ترین ومهمترین آن تاثیری که درانتخاب شریک زندگی میگذارد ورفتار افراد نیز همانند تیپ افراد که ممکن از فردی بشاشیوبذله گویی را انتخاب ویا فردی خشک ومقرراتی است ویا فردی گشاده رو ویا فردی عرفانی باشد.

10-انتخاب الگو وروش:

هرفردی علاوه براینکه بسیاری از موارد وفعالیتها وتصمیماتش را خود میگیرد ولی یکی از بهترین وکوتاه ترین مسیر برای دستیابی به اهداف انتخاب الگو ی خوب است یعنی الگو قراردادن افراد موفق وخوشبخت در زندگی وفعالیت برای شناسایی نقاط قوت وضعف خودمان واصلاح تصمیماتمان میباشد.

 


 
 
رکود تا کی ادامه خواهد داشت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤
 

بسیاری از تاجران وفعالان اقتصادی اولین سوالی که میکنند اینست که این رکود تا کی ادامه خواهد داشت؟ همانطوری که قبلا توضیح دادم رکود ادامه دار یکی از بدترین وضعیتها وشرایطی است که منجر میشود تا بسیاری از تجار وفعالان اقتصادی با ورشکستکی ویا در بهترین حالت توقف وتعطیلی مواجهه شوند که عواقب زیانباری برای اقتصاد ملی داشته و فقر وبدبختی مردم را بیشتر وعمیق تر میکند.

تغییر دولت باسیاست تندرویانه با دولت میانه رو وبدلیل جهش تورمی دولت قبلی بخوبی قابل پیش بینی بود که دراین دولت تورم اگر کاهش نیابد نیز متوقف خواهد شد ولی بدلیل ضعف زیرساختهای کشور درطول یک دهه منجر شد که این توقف تورم منجر به رکود سهمگینی بشود ومتاسفانه مشاوران اقتصادی این دولت نیز برای اینکه دولت را موفق نشان دهند خواستند در این کاهش وتوقف تورم بیشتر سیاستهای اقتصادی را تجویز کنند که تورم کاهش بیشتری داشته باشد تا به ادعای تورم یک رقمی برای بهره برداری سیاسی برسند که یک اشتباه محض بود زیرا این سیاستها روزبروز منجر شد که رکود نه تنها ماندگار شود بلکه روز بروز عمیق تر و بدتر شود.

در کشور جهان سوم ویا خوشبینانه تر درحال توسعه همانند ما که بودجه آن وابسته به درآمد نفت است ومتاسفانه بدلیل افزایش های بی رویه قیمت نفت دردولت قبلی که شاید از نظر من یک راهبرد سیاسی توسط کشورهای پیشرفته همانند آمریکا بود منجر شد که بدلیل عدم برنامه ریزی اقتصادی  مناسب (بهتر بگوییم نبود یک برنامه راهبردی اقتصادی) وبرای بهرا برداری سیاسی به اقداماتی همانند افزایش حقوق کارکنان وکارگران وبازنشستگان و همچنین هدفمندی یارانه ها دست بزنند وهمچنین در زیرساختها نیز بجای رفتن بسوی صنایع مادر بیشتر به توسعه توان نظامی و بنگاههای زود بازده بپردازند .

در شرایطی که علاوه برهزینه های فوق  رشد نقدینگی درگردش افزایش روابط اقتصادی با کشوری همانند چین که سیاستهای توسعه اقتصادی و بازرگانی هجومی وهمه جانبه را دنبال میکند وسیاستهایش درخدمت توسعه اقتصادیش بوده و کالاهای ارزان قیمت ویکبار مصرف تولید میکند منجر شد تا بسیاری از تولید کنندگان فعال وحتی بخش کشاورزی و... نیز تضعیف و ناتوان شود اگر نگوییم نابود شد .

از طرف دیگر بدلیل افزایش تعداد زوار ومشوقهای دولتی برای آن وهمچنین تنش های منطقه ایی و خسارتهای موردی همانند خشکسالی وسرما وزلزله و... هزینه های دلاری کشور یک روند صعودی بالایی را بخود گرفت .

بهر حال در مقطع کنونی کاهش یکباره نرخ فروش نفت به کمتر از هفتاد دلار یعنی 40% نرخ قبلی وبدلیل عدم امکان کاهش هزینه ها به نسبت کاهش درآمدها منجر میشود تا پول در گردش و نقدینگی بشدت کاهش یابد وهمین عامل مهمی خواهد بود تا رکود نه تنها از بین نرود بلکه افزایش یافته و مشکلات زیادی را بوجود بیاورد بنابراین باید انتظار داشته باشیم که این شرایط ووضعیت رکودی همچنان با قوت وشدت لازم ادامه داشته باشد.


 
 
شرکتهای موفق مدیریت فردی یا گروهی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٩
 

در قرن حاضر هر فعالیت و هدفی رادنبال کنید بدانید که بدلیل پیچیده شدن ساختار فعالیتها و ارتباط شدید و تاثیر گذار  عوامل مختلف در فعالیت شما و نیاز به استفاده از تجربیات وتخصص های مختلف برای دستیابی به اهداف و تحلیل درست شرایط و نتایج عملکرد منجرشده که یک فکر ویک تخصص به تنهایی برای مدیریت کافی نباشد ودرواقع مدیریت در قرن حاضر نه داشتن تخصص های مختلف بلکه استفاده بهینه از تخصص های دیگران در مسیر فعالیتها تعریف میشود.

شرایط اقتصادی جوامع پیچیده و تاثیر پذیر از شرایط سیاسی و فرهنگی و جغرافیایی و ... شده است بنابراین داشتن یک توجیه اقتصادی در بدو شروع فعالیتها یک نیاز ضروری ولی ناکافی است زیرا با تغییر شرایط و رشد وتوسعه فعالیتها نیاز تخصصی و علمی وتحلیلی نیز به همان اندازه افزایش میابد.

امروزه یک فعالیت نه تنها بایستی جوابگوی هییت مدیره وموسسین خود باشد بلکه بایستی از نظر زیست محیطی و گذارش دهی و پرداخت مالیات وعوارض و مسئولیت اجتماعی و... پاسخگو باشد وهمین موضوع منجر شده تا مدیریت فعالیتها بسیار علمی وتخصصی وتیمی شود.

مدیریت فردی و یکجانبه نه تنها جوابگو ی فعالیتهای امروزی نیست بلکه میتواند بسیار مخرب و نابود کننده (ورشکست) باشد.

در اساسنامه ها همیشه اسامی هییت مدیره و وظایف مدیر عامل تعریف شده ولی متاسفانه در کشورهای جهان سوم بسیاری فکر میکنن برای تشریفات ثبت شرکت نسبت به تکمیل آن میکنند بنابراین بیشتر اسامی فرمالیته وزن وفرزند وبرادر وخواهر داده میشود یعنی مشکل اصلی وپایه ایی شرکتها وفعالیتها این است به ترکیب تخصصی وعلمی اعضا هییت مدیره توجهی نمیشود.


 
 
سرطان های شرکتهای تولیدی وتجاری
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٧
 

 سرطان چیست ؟ تقسیم نامتقارن سلول های بدن یعنی سلولها توانایی تقسیم ورشد عادی خود را ازدست میدهند. من دراینجا نمیخواهم وارد بیماریهای انسان شوم وفقط میخواهم به سرطانهای شرکتهای تولیدی وتجاری اشاره کنم.

شاید متعجب شدید ولی واقعا همانگونه که پزشکان سالها تحصیل میکنند ودوره های تخصصی میبینند به امراض وبیماریها مسلط میشوند وبه مداوای آن میپردازند در صنعت وتجارت نیز کسانی هستند که تحصیلات عالیه دارند و تخصص دیده اند وتجربه کسب کردند وجراح ومتخصص هستند هرچند درجامعه ما جایگاه خود را پیدا نکرده اند وبسیاری از فعالان اقتصادی ما بعد از سالها تلاش ورشکست میشوند وواحد های بزرگی به تعطیلی کشیده میشوند بدون اینکه از تخصص وتجربه وجراحی این متخصصین برای احیای فعالیت ورشد وتوسعه آن استفاده برده باشند .

در کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه متاسفانه بسیاری از سرمایه های ملی بدلیل این نااگاهی و عدم توجه و بهره گیری از متخصصین ومشاورین مجرب نیست ونابود میشود ودرنهایت نیز علت مرگ و توقف نیز بخوبی شناسایی نمیشود.

یک انسان وقتی میشنود به سرطان دچار شده رنگ به رخسارش نمیماند و متخصصین نیز برای مداوایش از هیچ کوششی دریغ نمیکنند وشیمی درمانی نیز میکنند که عارضه های زیادی نیز بدنبال دارد ما درانسان سرطان های مختلفی را شنیدیم از سرطان خون گرفته تا سینه و... در فعالیتهای تولیدی وتجاری نیز من مشابه سازی میکنم تا آن فعالان نیز بتوانند بیماریهای خطرناکی که میتواند حیاتشان را متوقف کند دریابند واز کنار این بیماریهای مهلاک به آسانی وبی توجه رد نشوند.

سرطان خون من خون را به گردش نقدینگی دریک شرکت شبیه میدانم واگر یک فعالیتی احساس کند که تعهدات و بدهیهای بانکی و نزول آن روزبروز درحال افزایش است بطوری که روند عادی فعالیتش حتی جوابگوی تسویه سود وبهره آن پولها نیست به سرطان خون مبتلا شده است وباید یک تحلیل وضعیت در رابطه با ورودیها ویک براورد کامل تعهدات  وخسارتهای ناشی از سود وبهره آنها صورت گیرد و گردش نقدینگی شرکت به سرعت اصلاح شود واین اصلاح بسیار باید دقیق ومحاسبه شده باشد زیرا همانند شیمی درمانی عوارض زیادی را بدنبال دارد.

سرطان معده ،معده انسان درواقع جزو دستگاه گوارش انسان است ومن آن را تشبیه به هزینه های خدماتی وپشتیبانی و خرید مواد اولیه و... میکنم که هرموقع احساس کنید میزان موجودی مواداولیه شرکت متناسب با برنامه تولید نیست ویا هزینه های پشتیبانی وخدماتی شما با میزان عملکرد آنها متناسب نیست ویا رضایت مشتری با وجود هزینه های بالای خدمات وپشتیبانی بسیار پایین است درواقع سرطان معده گرفتید .

سرطان پستان ، پستان انسان همانند یک دستگاه تولید میماند ومن آن را تشبیه میکنم به محصولات تولیدی شرکت اگر احساس کردید که تولید شما متناسب با تقاضای بازار تعریف نشده وسلیقه مصرف کنندگان بدون اینکه شما متوجه بشوید تغییر کرده و قیمت محصولات شما قابل رقابت با رقبا با درنظر گرفتن کیفیت برابر نیست به سرطان پستان دچار شده اید.

تومور مغزی یا سرطان مغز، من آن را تشبیه میکنم به وجود افکار مغایر با اهداف واستراتژی های شرکت در هییت مدیره ویا مدیران اصلی وتصمیم گیر شرکت که دراین صورت تصمیم گیریها با مشکل مواجهه شده وشرکت نمیتواند در رابطه با قیمت و محصول وتبلیغات پیشبردی و تولید و... بموقع ومناسب اتخاذ تصمیم کند و درنتیجه دست یابی به اهداف با مشکل جدی مواجهه خواهد شد.

بنابراین از نظر من شرکت نیز تشابه کاملی به انسان دارد ویک متخصص وجراح شرکت بخوبی اندامها ومشکلات وعارضه های آن را تشخیص داده ویا از طریق داره ویا جراحی شروع به معاینه ومداوای آن میکند.


 
 
کنترل تورم چرا؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٧
 

تورم افسارگسیخته یکی از بدترین وتلخ تراین اتفاقاتی بود که درگذشته وبخصوص در ده سال اخیرافتادو فقر وبدبختی را برای بسیاری به ارمغان آورد وثروت و خوشبختی را برای معدود افرادی ویرای همین مردم مظلوم ما نفرت وترس وواهمه عجیبی از تورم پیدا کردند.

دولت فعلی از همان روزهای اغازین فعالیت خود شعار خود را برمبنای کاهش تورم بنا نمود ولی آنچه از ابتدای این دولت اتفاق افتاد سایه سنگین رکود براقتصاد ملی بود .

تورم ورکود دو عارضه خطرناک اقتصادی هستند که هردو به یک اندازه خطرناک میباشند ولی شاید آنقدر که تلخی و سختی تورم برای عامه مردم قابل لمس و نمایان است رکود به همان نسبت وبیشتر خطرناک است وغیر قابل لمس برای عموم افراد زیرا رکود برخلاف تورم بیشتر فعالان اقتصادی را گرفتار میکند وگریبان تولید را میگیرد وآن را خفه میکند.

بهمین دلیل است که اگر درتورم مردم درلحظه گرفتارهستند و روز بروز فقیر وفقیرتر میشود ولی تولید کنندگان و تاجران به نسبت کمتری گرفتار شده حتی برخی توانمندتر نیز میشوند وهمین عامل خود میتواند درآینده منجر به افزایش تولید وعرضه و درنتیجه کاهش قیمتها شود وتولید ناخالص ملی را افزایش ورشد وتوسعه ایجاد کند.

رکود برعکس تورم شاید برای مردم و مصرف کنندگان زیاد بد دیده نشود ولی به تدریج تولید را از بین برده ومنجر به کاهش تولید ودرآینده منجر به کاهش عرضه وافزایش عمومی قیمتها ودرنتیجه تورم میشود وتولید ناخالص ملی را تضعیف میکند.

عارضه رکود وتورم عوارضی نیستند که بیکباره ایجاد شده باشند ونشانگر اشتباه برنامه ریزیها وتصمیم گیریهای اقتصادی است که در طول یک دوره پنچ ساله وده ساله صورت میگیرد البته این بدان معنی نیست که تصیمیمات واتفاقات  بد اقتصادی روز هیچ تاثیری در روند اقتصادی روز کشور ندارد همانند تحریم های موردی ویا نرخ فروش نفت درکشورهایی که اقتصاد وبودجه آنها وابسته به درامد نفت است.

اینجا نمیخواهم به توضیح مسائل وموارد اقتصادی بپردازم وفقط سخنم با تصمیمگیران وصاحبنظران اقتصادی دولت است که چرا در شرایط رکودی اینقدر حاد سیاستهای دولت را بیشتر به کنترل وکاهش تورم متمرکز کرده اند که این بحث بیشتر ماهیت سیاسی و هم پوشانی بخود میگیرد ودولت را گرفتار واقتصاد را ضعیف وناتوان میسازد زیرا هرگونه نسخه ایی که برای کاهش تورم نوشته شود منجر به افزایش رکود میگردد برای همین است که در طی چند سال فعالیت دولت جدید روز بروز رکود بیشتر وبیشتر شده وتداوم این وضعیت بسیار خطرناکتر از تداوم تورم است زیرا زیرساختهای اقتصادی کشوررا تضعیف ونابود کرده ووابستگی کشور به واردات را بیشتر میکند.


 
 
حکم قصاص
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٧
 

قصاص در اصطلاح فقهی به معنای مجازات مجرم به تناسب جرم است. درواقع براین پایه استواراست که هرکس اگر بداند درقبال هرجرمی که مرتکب میشود به همان اندازه مقابله به مثل خواهد شد میتواند بازدارنگی ایجاد کند.

متاسفانه بسیاری از مجرمان در هنگام ارتکاب جرم دروضعیت وشرایطی هستند که به اصطلاح عوام خون جلوی چشمانشان را میگیرد ویا از نظر ذهنی وفکر وعقیدتی در موقعیتی قرارمیگیرند که قوه تعقل وافکارانسانی آنها کلا" مختل شده واحساس میکنند جرمی که مرتکب میشوند نه تنها مجرمانه نیست بلکه لازم و وظیفه قانونی وشرعی آنهاست.

بنابراین امروزه بدلیل گسترش جوامع شهری و زندگی صنعتی هرچند چنین اتفاقاتی به محض وقوع تاثیر  منفی زیادی در عموم افراد نسبت به عاملین آن ایجاد و درواقع تنفر و خشم عمومی را بدنبال دارد ولی در قبال آن بدلیل اینکه قصاص حتی اگر در ملائ عام نیز باشدیک لحظه ویک آن اتفاق میافتد بازدارنگی زیادی ایجاد نکرده وآرامش وتسکین مقطعی حتی برای خانواده آسیب دیده نیز ایجاد نمیکند.

برای همین است قانون گذاران نیز برای تادیب مجرم بجای قصاص بیشتر بدنبال جرایم نقدی و گذشت هستند تا شاید مجرم در درون جامعه وبا احساس پشیمانی اصلاح شده وبه زندگی عادی وسالم برگردد.

ولی به هرحال عدم انجام قصاص ممکن است منجر به جریحه دارشدن احساست خانواده وخود آسیب دیده وترغیب وتشویق برخی مجرمان به انجام اعمال مجرمانه شود همانگونه که در قضیه اسید پاشی بدلیل عدم انجام قصاص جامعه وافراد وقانون گذاران شاهد ادامه دارشدن وتکرار این عمل زشت وغیرانسانی هستند البته خود انها میدانند که قصاص نخواهد توانست ریشه این عمل غیر انسانی را بکلی بخشکاند.

دراینجا چیزی که بفکر حقیر میاید این است که اولا" باید ریشه اصلی فکری و روانی و عقیدتی افرادی که به چنین عملی دست زدند کاملا مورد بررسی روانکاوانه شده واز هرنو فکروعقیده ایی نشئت گرفته باشد با ان برخورد شود.

ثانیا" بجای قصاص کامل قصاص موردی وجریمه نقدی شود به این صورت که در گذشته مثلا برای اینکه کسی دزدی نکند یک دستش را قطع میکردند ویا ملاکان برای تادیب برده های خود که اقدام به فرار میکردند یک داغ برگونه او ایجاد میکردند تا همه بدانند این شخص چنین جرمی را مرتکب شده است.

شخص آسیب دیده فقط آسیب جسمی نمیبیند بلکه آسیب روحی و مادی نیز میبیند برای اینکه بتواند مسیر عادی خود را بازیابد باید علاوه برتادیب مجرم کمک مادی وروحی وروانی نیز به  اوبشود .

پیشنهاد شخصی من اینست برای جرایم خاص جرایم نقدی بالا که جبران هزینه های مداوای او در طولانی مدت بشود تعیین شود وبرای جرایمی همچون اسیدپاشی ویا قطع عضو ویا حتی خیانت به عنفو باید یک داغ ویا علامتی درصورت (درکشورهای جهان سوم ) ودرکشورهای پیشرفته لباس و پوشش خاصی که برای همه قابل شناسایی بوده وبرای عموم تعریف شده باشد واجازه نداشته باشد بدون آن لباس تردد کند که بتواند شخص مجرم را در میان افراد وجامعه تا مدتها انگشت نما کرده و امکان ریا وتکرار انجام جرم را ازاو بگیرد ودراین صورت برای افراد دیگر نیز بهترین آموزش و تجربه و هشدار خواهد بود وفرد مجرم نیز بصورت کامل ویکلحظه ایی از عواقب و خسارت جرم رهایی نمیابد واگر آسیب دیده خسارت میبیند مجرم نیز چه از نظر وجهه وشخصیت اجتماعی وچه از نظر جبران هزینه های مادی درکنار فرد آسیب دیده بوده ودرواقع هرلحظه مجازات میشود عبرتی میشود برای دیگران و برای کوچک وبزرگ آن علامت وتقصیر قابل شناسایی وفرد مجرم همه جا انگشت نما خواهد بود.


 
 
چنگ اقتصادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۳
 

انسان بدوی از همان زمانی که زندگی اجتماعی وگروهی را شناخت وایل وطایفه و تا به تشکیل دولت ها منجر شد برای اینکه بتوانند قلمرو خود را گسترش دهند چنگ های نظامی شکل گرفت وقرن ها بود که این شیوه تنها شیوه تسلط و نفوذ و اقتدار دولت ها بود واین شیوه تا جنگ جهانی دوم ادامه یافت تا اینکه با اولین انفجاربمب اتمی که در هیروشیما اتفاق افتاد اطلاع پیدا کردند که برخی کشورها به سلاح های کشتارجمعی دست پیدا کردند همه فهمیدند که دوران چنک اقتصادی بسر آمده وباید راه حل جدیدی اتخاذ کنند .

چنگ سرد دراین دوران کشورها فهمیدند بهترین شیوه  نفوذ کنونی نه نظامی بلکه ازطریق سیاسی و ایدئولوژی میباشد بنابراین دنیا به دو بلوک وشرق وغرب تقسیم شد واتحاد جماهیر شوروی با اتکاء به نظام مارکسیستی که حتی اقتصاد خود را نیز برآن بنا نهاد کمونیست را بعنوان مبنای توسعه سیاسی خود قرارداد وشروع به ترویج آن کرد که از جمله کشورهای مهمی همچون چین وکوبا وکره شمالی و... را با خود همراه کرد و آمریکا نیز بعنوان قطب مقابل نظام سرمایه داری را ترویج نمود وبیشتر کشورهای اروپایی را باخود همراه کرد.این دوران نیز بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پایان یافت.

چنگ فرهنگی

چنک فرهنگی با رشد روز افزون ارتباطات وپس از پایان چنک سرد کشورهای ابرقدرت همچون آمریکا متوجه این موضوع شدند که ترویج نظام سیاسی ونفوذ از طریق ان نیز در قرن حاضر بدلیل افزایش رشد وآگاهی ملت ها کارساز نیست بنابراین یکی از بهترین شیوه برای آگاه سازی ملت ها و تغییر فرهنک آنها و تضعیف مذاهب وطرز نگرش افراد که در گذشته برای مقابله با رشد سیاسی کمونیست در صدد تقویت آن بودند ودین یکی از بهترین عوامل در مقابل کمونیست محسوب میشد میباشد.

با توسعه ارتباطات و بوجود آمدن ماهواره واینترنت  مرزها وحیطه خصوصی دولتها و خانواده ها شکسته شد و  کشورهای توسعه یافته همانند آمریکا واروپا که ساختارشان نیز قبلا" به یک ساختار سکولار وعلمی تبدیل شده براحتی میتوانستند در فرهنگ جوامع نفوذ کرده اتحاد و ساختار دولتها را تضعیف و انقلاب فرهنگی در آنها بوجود آورند و بدلیل عدم وجود دموکراسی در این کشورها این خود بهترین روش برای ایجاد تغییر وهمراه سازی آنها بود وکشورهای مخالف ناچار بودند برای مقابله باآن اقدام به ایجاد محدودیت در دستیابی مردم به این وسایل ارتباط جمعی ویا استفاده از آن شوند که فیلترینگ اینترنت نیز در این راستا بوجود آمد وکشورهایی همچون چین وکره شمالی وروسیه و... بیشترین سهم را در فیلترینگ به خود اختصاص داده اند.

جنگ اقتصادی با ورود اینترنت وماهواره به خانه ها و عدم امکان مبارزه دولتها با این وسیله ارتباط جمعی ورشد وتوسعه خود بخودی آن که دیگر نیازی به سرمایه گذاری های کلان برای توسعه آن نبوده بلکه به یکی از بهترین شیوه های درآمد زایی نیز برای کشورهای پیشرفته تبدیل شده وبراحتی میتوانند اطلاعات مورد لزوم برای تصمیم گیری و کنترل و جاسوسی را نیز بدست آورند.

اکنون بدلیل رشد و آگاهی ملتها از مسائل پیرامون خود واز طرف دیگر بدلیل اشاعه فرهنگها و توسعه ونفوذ فرهنگ مصرف گرایی منجر شده تا مخارج ومصارف خانوارها روز بروز افزایش یابد بنابراین واردات کشورها مخصوصا در رابطه با کالاهای مصرفی افزایش یابد وکشورها برای تامین منابع مجبورا تولیدات وصادرات خود را افزایش دهند وبیشتر کشورهای درحال توسعه وجهان سوم مجبورند منابع معدنی ونفتی  ومواد اولیه خود را به تاراج بگذارند وچون خریدار این مواد کشورهای توسعه یافته هستند واز طرف دیگر با رشد تکنولوژی آن کشورها مجبورند تا تکنولوژی روز ویا قطعات و تجهیزات خود را وارد کنند بنابراین بهترین مقطعی بوده که کشورهای پیشرفته همچون آمریکا ویا اتحادیه اروپا که هرکدام به تنهایی 25% اقتصاد دنیا را دردست دارند از جنگ اقتصادی برای مطیع کردن واعمال نفوذ خود استفاده کنند وبرای همین است که کشورهایی که با آنها همگام وهمراه شوند به سرعت توسعه پیدا میکنند وکشورهای مخالف تحریم ومتوقف میشوند.

تحریم اقتصادی امروزه به عنوان یک سلاح جنگی قدرتمند تبدیل شده وبراحتی میتواند ساختار سیاسی واقتدار دولتها را به خطر بیاندازد سلاحی که براحتی نمیتوان در مقابل آن ایستادگی کرد زیرا لازمه اش داشتن برنامه اقتصادی کاملا" مدون و پیش بینی شده و کنترل الگوی مصرف وکاهش هزینها وبدلیل اینکه متاسفانه الگوی مصرف وتغییر فرهنگ ها ونگرش ها که در حیطه کنترل دولتها نیست امکان پذیر نمیباشد واز طرف دیگر اکثر این دولتها با دیدگاه جنگ نظامی که یک دیدگاه از رده خارج شده میباشد هزینهای تسلیحاتی زیادی را متحمل میشوند که این خود تحریم را نه تنها خنثی نمیکند بلکه تقویت میکند ودراین بین متحدان سیاسی این کشورها که معمولا" بلوک کمونیستی (چین وروسیه )نیز از این فرصت وبرای تقویت اقتصادی خود سوء استفاده کرده و از محل فروش تسلیحات و صادرات سایر کالاها با ایجاد این احساس که دارند آنها را در مقابله با تحریم تقویت میکنند در واقع تضعیف میکنند زیرا درجنگ اقتصادی تحریم یکی از سلاح های آنهاست سایر ابزارها همانند بازی دادن نرخ ارز ویا استفاده از شیوه های افزایش قیمت مواد اولیه ونفت و... برای بالا بردن درآمد کشورهای جهان سوم و رقیب و با کاهش خرید وکاهش قیمت آن مواد در دوره های بعد  منجر به کاهش یکباره درآمد آنها خواهد شد بدون اینکه بتوانند کاهش هزینه کنند زیرا این کشورها بدلیل عدم برخورداری ویا استفاده از تحلیل گران اقتصادی موفق برنامه ریزی صحیح نداشته ودچار نزدیک بینی و تصمیم گیری های مقطعی بوده وبرنامه های استراتژیک بلند مدت به معنای واقعی ندارند هرچند درظاهر چنین وانمود میکنند که برنامه های بلند مدت دارند.


 
 
اقتصاد سیاسی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٢
 

در جامعه جهانی کنونی باید بجای صحبت از اقتصاد سرمایه داری ویا مارکسیستی از یک تئوری اقتصادی جدیدی که شاید کمتر اقتصاد دانی وارد مباحث علمی آن شده واینجانب بسیار به آن توجه کرده ومطمئن هستم که هر کشوری اگر در سیاستها وخط ومشی ها وحرکتهای خود به آن توجه نداشته باشد تضعیف شده ودرآینده کشورهایی قدرتمند خواهند بود که مبانی تئوریکی برای آن تعریف کرده و برآن مبنی حرکت نمایند هرچند ممکن است برخی اقتصاد سیاسی را نپذیرند و حمایت و حرکتهای بین المللی خودرا بدون توجه به اقتصاد سیاسی بنا نهند که مطمئن باشند ادامه دار نخواهد بود ویا درآینده توان لازم برای تداوم سیاستها وحمایتهایشان را نخواهند داشت.

شاید این لغت راشنیده ویا بدلیل اهمیت وتکرار شدن لغت اقتصاد وسیاست در قرن حاضر احساس میکنید این مفهوم وجود داشته ولی من این عنوان را" اقتصاد سیاسی" بعنوان یک تئوری اقتصادی ودرکنار اقتصاد سرمایه داری و مارکسیستی بکاربردم.

بنظر من اقتصاد سیاسی را معدود کشورهایی مورد استفاده قرار دادند که اولین آنها انگلیس ودومین را امریکا میدانم.

یعنی از نظر من دیگر در انگلیس وامریکا نظریات والگوی اقتصاد سرمایه داری تبدیل به اقتصاد سیاسی شده واز تئوریهای جدیدی که هنوز نخواستند درمراجع علمی مطرح شود تبعیت میکنند که میتواند توسط اقتصاد دانان مورد مطالعه قرار گرفته وساختار علمی وتئوریک آن تبیین و تدریس شود.

اقتصاد سرمایه داری ومارکسیستی برای دورانی از تاریخ ملل که ساختارکشورها تعاریف مشخصی داشت ورشد وتوسعه اقتصادی آنها در گرو زیر ساختهای اقتصادی خودشان بود و هرگونه رشد اقتصادی تابعی از تولید ناخالص داخلی بوده و نحوه ارتباطات سیاسی واقتصادی آنها با جهان خارج تعریف مشخصی داشت کاملا" کارآمد بود .

درساختار سیاسی جهانی امروزین هرگونه توسعه سیاسی و دخالت نظامی بدلیل وجود ساختارهایی که از دولت وسیاسیون منافع ملی را بازخواست کرده ودرواقع هر تصمیم وحرکت واقدامی باید توجیه اقتصادی داشته باشد هرچند درظاهر بدلایل سیاسی وجلوه دادن انسان دوستانه نه منفعت طلبانه منجرشده تا اقتصاد سیاسی همیشه در پشت پرده پنهان شده ولی باید متوجه باشیم که هر تصمیمی حتما با توجه ودرنظر گرفتن تئوریهای اقتصاد سیاسی اتخاذ شود تا بتواند هم توجیه عامه پسند داشته و هم منجر به تضعیف اقتدار ملی نشود بنابراین تئوریهای اقتصاد سیاسی بر موارد زیر استوار است:

1- هر حرکت واقدام سیاسی علی الخصوص در خارج هزینه هایی بدنبال دارد بنابراین باید توجیه اقتصادی آن به دقت برآورد شود.

2-اقتصاد کشورها امروزه تابعی از تولید ناخالص داخلی نیست بلکه منافع ناشی از فعالیتهای سیاسی و نظامی در خارج از کشور ممکن است سهم مهمی از درآمد ملی را بخود اختصاص دهد.

3-صادرات وسیاستهای توسعه صادرات وبدلیل اهمیت درامد حاصل از فروش تسلیحات نظامی و ارتباطی و صنعتی درکشورهای پیشرفته وسهم عظیم آن در اقتصاد ملی واز طرف دیگر نیاز به مواد اولیه و ارتباط همه آنها به سیاستها و تصمیمات سیاسی دولتمردان نقش اقتصاد سیاسی پررنگ تر شده است.

4-امروزه شاید درظاهر احساس کنیم تصمیمات کشورهایی همچون آمریکا بیشتر سیاسی است که این یک تحلیل وتشخیص اشتباه است بلکه همه تصمیمات آنها بر مبنای اقتصاد سیاسی است که در آن تئوریهای اقتصادی برمبنای ساختار وتفکرات سیاسیشان تدوین وتئوریهای جدید اقتصادی که میتواند توان اقتصادی آنها را با اتخاذ صحیح تصمیم گیریهای سیاسی نه احساسی ونه عقیدتی بلکه با اصول اقتصاد سیاسی تقویت نموده وجایگاه آنها را حفظ نماید .

5-در اقتصاد سیاسی تعاریفی همانند تورم ورکود باید تعاریف جامع تری بخود بگیرد که درآن فقط به سطح عمومی قیمتها در حوزه اقتصادی یک کشور تعریف میشد باید تعاریف دقیقتری که سیاستهای برون مرزی همانند تصمیمات اوپک و... را نیز که در تورم ورکود داخل اثر مستقیم دارد مد نظر قرار گیرد.

برای اینکه بتوانیم این موضوعات را بخوبی درک کنیم بخوبی خواهیم دید آمریکا نه با اصول اقتصاد سرمایه داری بلکه با تئوریها ونظریات اقتصاد سیاسی که هرچند تا کنون هیچ اندیشمند اقتصادی نتوانسته ویا نخواسته از ان پرده برداری کند توانسته با اینکه پول ملی ان یک ارز بین المللی است و در همه جای دنیا حضور مستقیم چه نظامی وچه اقتصادی دارد وبیش از 25% اقتصاد جهانی را دراختیار دارد توانسته توان اقتصادی خود را حفظ وحتی تقویت نماید در سایه اقتصاد سیاسی بوده است.

آمریکا هیچ تصمیم سیاسی را نمیگیرد مگر اینکه توجیه اقتصادی آن براورد شده باشد در واقع آمریکا همه تصمیمات خود را برمبنای اقتصاد سیاسی میگیرد که تئوریها ونظریات ان توسط یک تیم سیاسی واقتصادی فرهیخته تدوین ومدیریت میشود.

اگر شما امروز میبینید حتی گروه های سیاسی نیز برمبنای ثروت وتوان اقتصادیشان وتولید ناخالص داخلیشان ارزیابی میشوند(همانند اینکه میگویند داعش بالاترین درآمد اقتصادی را دارد) این خود نشانگر اینست که هیچ گروه وکشوری قدرتمند نخواهد شد مگر با داشتن یک اقتصاد سیاسی مدون که چارچوب همه تصمیمگیریهای آنها را از نظر اقتصادی تعریف و توجیه نماید.

مطمئن باشید که درآینده هیچ کشور وگروه و فردی نخواهد توانست قدرتمند وماندگار باشد مگر برمبنای اقتصاد سیاسی همه برنامه ها وحرکتها وتصمیم گیریهای خود را پایه گذاری کند.

منظورمن از اقتصاد سیاسی این نیست که اقتصاد نیز سیاسی شود بلکه یک تئوری جدید اقتصادی است که بدلیل نقش واهمیت مهم سیاست در خط ومشی های ملی وحتی بررسی منابع وتولید وارزش پول ومخارج و درآمدها و... تورم ورکود وتوررکود و ضریب جینی و خط فقر و توسعه اقتصادی و ... تئوریهای است که با سیاست درآمیخته ومنجر میشود تا هیچ تصمیم سیاسی بدون توجیه اقتصادی گرفته نشود واین به این مفهوم نیست که بگوییم پس ما حرکتهای انسان دوستانه را نیز باید با توجیه اقتصادی انجام دهیم به این معنی است که تداوم امور خیر شما وسطح آن نیز وابسته به توان وپایداری اقتصاد شماست ودر اقتصاد سیاسی هیچ تصمیمی نمیتواند منافع ملی واقتدار ملی را تضعیف نماید .


 
 
معلولیت مانعی برای موفقیت نیست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٢
 

بسیاری که نقص عضوی پیدا میکنند ویا برخی از معلولان مادر زادی افسردگی پیدا میکنن وفکر میکنند که با این معلولیت به پایان راه درزندگی رسیده اند البته شاید یکی به معلولیت ذهنی نا علاج دچار شده باشد را بتوان گفت دیگر آینده خوب وموفقی را درپیش نخواهد داشت ولی سایر معلولان نباید هرگونه معلولیتی را مانعی برای ترقی وپیشرفتشان بدانند.

معلولیت ممکن است محدودیت برای شخص ایجاد کند که او نتواند برخی از مشاغل وکارها ویا فعالیتها را بخوبی انجام دهد ولی همین محدودیت دربسیاری از مواقع خود موفقیت فرد را برای بدست گرفتن شغل واموری که برایش متناسب است را بیشتر میکند وبرای همین فرد معلول مشاغلی را که متناسب خود باشد را معمولا از فرد کاملا" سالم بهتر انجام میدهد زیرا هم انگیزه بیشتری دارد وهم متمرکز تر عمل میکند وهم میخواهد توانمندی خود را به اثبات برساند.

از طرف دیگر یک معلول از سایر اعضایش بیشتر از افراد دیگر استفاده میبرد که خود منجر به افزایش کارایی سایر اعضایش میشود.

شاید اگر یک بررسی جامع وخوبی دررابطه با نسبت افراد موفق گرفته شود خواهیم دید که افرا