مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

دوست داشتن وخودخواهی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱
 

دردوستان و فامیل و حتی در جامعه برخی افرادی وجود دارد که واقعا" انسانهای دوست داشتنی هستند و تقریبا" همه افرادی که با این افراد برخورد دارند به اتفاق تایید میکنند که انسان محترم ودوست داشتنی میباشد ویا بالعکس افرادی هم هستند که خود خواه بوده و دیگران را از خود رنجیده خاطر میکنند که دراینجا میخواهم به بحث وبررسی این دو شخصیت بپردازم.

دوست داشتن چیست و ما چگونه میتوانیم به سطحی از رفتار و اخلاقیات برسیم که توسط دیگران دوست داشته بشیم ودر واقع همه مارا قبول کنند ومورد احترام آنها واقع بشیم شاید بتوان این مقام وموقعیت رابهترین وبالاترین مقام انسانی بنامیم که درآن هم خود انسان به یک خوشایندی ورضایت کامل میرسه وهم دیگران با یک دید احترام و دوست داشتن متاقبل اورا در جمع خود میپذیرند وبه او ایمان اعتقاد دارند.

بسیاری فکر میکنند شاید دوست داشتن یک هنر است ویا مجموعه روش هایی است که انسان برای دستیابی به آن باید آنها را فراگیرد.

ولی بنظر من فراگیری آن بسیار ساده وآسان است یعنی اینکه خود را دوست داشته باشیم وبه خود اهمیت قائل باشیم وبه همان مقدار که خود را دوست داریم دیگران را دوست داشته باشیم وآن چیزهایی که برای خودمان نمیپسندیم برای دیگران نیز نپسندیم و هرآنچه انتظار داریم که دیگران درحق ما بکنند ما درقبال دیگران بکنیم با همین فرمول ساده همه متوجه خواهند شد که ما به ذات وارزش واقعی انسانها پی بردیم وبه اندازه خودمان به آنها ارزش واحترام قائلیم واین رویه منجر میشود تا مادیگران را ودیگران مارا دوست داشته باشند وهیچ تبعیضی بین آنها قائل نیستیم زیرا آنها را جدا از خود وشخصیت خودمان نمیدانیم.

خودخواهی چیست؟ خودخواهی که از آن به تکبر و خودبینی و خودرا بالا تر از دیگران دانستن وهمه چیز را برای خودخواستن میتوان تعریف کرد.

این شخصیت درست مقابل آن شخصیت است که دوست داشتن واقعی را الگو برخورد با دیگران قرارداده بود.

کسانی که چنین شخصیتی دارند دیگران را قبول نداشته وبسیاری از خصوصیات خوب دیگران در مقابل خودشان را بنوعی وظیفه آنها میدانند.

در چنین شخصیتی فرد همیشه درمقابل رفتارهای خود درمقابل دیگران از آنها انتظار احترام اطاعت دارد.

افراد خودخواه نه تنها دوست داشته نمیشوند ومورد تنفر دیگران واقع میشوند بلکه خود نیز دیگران را دوست نداشته وهمیشه خود را یک سروگردن بالاتر از دیگران دانسته واین رویگردانی وعدم سازگاری افراد را گناه وتقصیر آنها دانسته و روابط سرد و ضعیفی با دیگران دارند.


 
 
ازدواج وطلاق
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٧
 

ازدواج یعنی انتخاب زوج ،انتخاب شریک زندگی ،یکی شدن ودرکنارهم بودن باکسی که با تمام وجود اورا دوست داریم وبه او عشق میورزیم و طلاق یعنی جدا شدن از کسی که از او نفرت داریم وهیچ عشق وعلاقه ایی به اونداریم وهیچ علاقه وارتباطی دربین آنها وجود ندارد جز تنفر و تضاد.

جالب اینست این طلاق حاصل همان ازدواجی است که درابتدا با همان تعریف واقعی وعشق وعلاقه بالا بوجود آمده این نفرت میوه همان عشق بی پایانی است که درابتدا شعله وربود واین تضاد حاصل همان یکدلی ویکصدایی است درابتدا همه تحسینش میکردند.

شاید برخی بگویند نه از همان اول نفرت وتضاد وجود داشته که من میگویم بسیاری از ازدواج ها با عشق وعاشقی شروع میشود و میخواهم در اینجا به بررسی علل وعواملی بپردازم که در متن جامعه ما منجر شده تا طلاق رشد تساعدی بخود بگیرد.

البته باید بگویم متاسفانه سهم بزرگی از این مساله برمیگردد به مشکلات اقتصادی وفقر که منجر میشود تا با گسیختگی و ضعف توان و تامین نیازهای اولیه خانواده ویا تضعیف مدیریت اقتصادی ان ساختار خانواده از هم پاشیده شود ولی دراینجا بیشتر میخواهم به مواردی بپردازم که بیشتر ناشی از تضادهای فرهنگی وفکری افراد برمیگردد تا مسائل دیگر.

دراینجا به دو دیدگاه فرهنگی ونگرش جامعه نسبت به انتخاب زوج میپردازم:

ازدواج قدیم: که درآن جوان خود اختیار گزینش وانتخاب همسر را نداشت واین انتخاب وگزینش توسط خانواده وبزرگان صورت میگیرفت ودرآن موقع هر ازدواجی اگر به طلاق منجر میشد مواردی بود که زوجین نتوانسته بودند همدیگر را بپذیرند واین انتخاب را برای خود مناسب نمیدیدند و تا آخرین لحظه ایی که به طلاق منجر میشد ایستادگی میکردند وبالعکس بسیاری نیز نه تنها میپذیرفتند بلکه اگر درابتدا نیز علی رغم میل وعلاقه باطنی آنها بود ولی در ادامه علاقمند میشدند وزندگی خوبی برای خود ایجاد میکردند و بسیار راضی بودند.

 بزرگترین نکاتی که منجر میشد(محاسن) این ازدواج ها دوام وثبات بیشتری داشته باشد موارد زیربود:

1- انتخاب خانواده ها نه برطبق احساس بلکه با یک منطق صورت میگرفت.

2-بدلیل اهمیتی که سطح فکری وفرهنگی خانواده ها در دوام ازدواج جوانها دارد این مورد بطورکامل در انتخاب خانواده ها رعایت میشد وهیچوقت احساسی عمل نمیشد.

3-ازدواج به راحتی صورت میگرفت وهیچ مسئله حاشیه ایی از مرحله انتخاب تا رفتن زوجین زیر یک سقف ایجاد نمیشد ودرواقع زوج فقط یک تردید داشت که آیا این انتخاب همان است که او میخواست یانه وهیچ اختلاف ومورد دیگری وجود نداشت.

4- انتخاب والدین خود یک احترام وحسن نیز برای فرد داشت که مطمئن بود این انتخاب بادقت ودرنظر گرفتن سلایق و آینده او صورت گرفته است.

5-خانواده ها همیشه ودرهمه حال بخاطر انتخابی که کردند آنها را برای رسیدن به خوشبختی همراهی میکردند.

6- جوانان برطبق رسوم وفرهنگ تا قبل از ازدواج روابط تعریف نشده ونا سالم با جنس مخالف نداشتند وبرای همین در موقع ازدواج با علاقه ودیدگاه مثبت وبا عشق وارد میشدند.

7-ازدواج ها در سنین مناسب صورت میگیرفت و دیدگاهها ساده وشفاف بود.

وموارد دیگر

معایب اینگونه ازدواج ها را نیز به شرح زیر میتوان بیان کرد:

1-انتخاب توسط خانواده صورت میگرفت ودرمواردی مورد پسند طرفین نبود.

2-قبل از ازدواج هیچگونه فرصت آشنایی با دیدگاهها وعلائق طرف مقابل نبود.

3-برخی ازدواج ها درسنین خیلی پایین انجام میشد که میتوانست بعدا سلیقه ها وخواسته هایشان عوض شود.

4-درصورت بروز اختلاف در خانواده ها ممکن بود زندگی آنها نیز با خطر مواجهه شود.

وموارد دیگر

 

ازدواج های جدید:

امروزه همانند موارد دیگر با تغییرتی که درفرهنگ ها و دیدگاهها و با صنعتی شدن جوامع ورشد شهرنشینی وعلی الخصوص ورود فرهنگهای بیگانه(یعنی فرهنگ هایی که به هرشکل با فرهنگ اصلی ما تطابق ندارد) از طریق ماهواره واینترنت به داخل زندگی خصوصی افراد موجب شده تا تغییرات زیادی در نحوه ازدواج که از آن بعنوان ازدواج جدید یاد میکنم بوجود آید که در زیر به نقاط مثبت ومنفی آن میپردازم:

محاسن ازدواج های جدید:

1- انتجاب زوج دیگر محدودبه  افراد مشخص در اقوام ویا دوستان یا محله نبوده وفرد میتواند بهترین گزینه را از میان بی نهایت گزینه انتخاب کند.

2-فرد براحتی میتواند هر سلیقه وعلاقه ایی که دارد در انتخاب خود دخالت دهد.

3-فرد میتواند قبل از ازدواج ارتباط و آشنایی مقدماتی داشته باشد.

4- محدودیت سنی برای ازدواج وجود ندارد.

5-با اختلاف بین خانواده ها زندگی افراد به مخاطره نمیافتد.

البته باید متذکر شوم برخی از این مزیت ها درتجزیه تحلیل مزیت نسبی محسوب نشود .

معایب ازدواج های جدید:

1-نقش خانواده ها در انتخاب کم رنگ شده که درواقع بدلیل دقت خوب و توجه آنها به سطح خانواده واصالت و همخوانی موارد مختلف منجر شده تا انتخاب ها خیلی سطحی باشد.

2- بدلیل وسیع بودن حیطه انتخاب گزینش صحیح و شناخت مناسب طرف مقابل نیز به راحتی مقدور نبوده وبسیاری از ازدواج ها بدلیل عدم انطباق گفته ها با واقعیتها از هم پاشیده میشود حتی موردهایی دیده میشود که فرد نه تنها موارد را دروغ گفته بلکه ممکن است افرادی که خود زن وفرزند داشته نیز بدون اینکه طرف مقابل متوجه شود ازدواج مجدد نموده ودرواقع یک نوع کلاهبرداری احساسی صورت گرفته است.

3-انتخابها بیشتر با احساس صورت گرفته وبه اختلافات فرهنگی ومادی توجه نشده وهمین عامل ها منجر به عدم تداوم عشق وعلاقه میشود.

4-امکان انتخاب مختلف وبرقراری آسان رابطه منجرشده تا پرده ها و حجب وحیا تضعیف شود موردی که خود درپایداری خانواده ها بسیار مهم است.

5-بدلیل داشتن اختیار کامل انتخاب و بودن فرصتهای بسیار منجر میشود بعد از ازدواج درصورت بروز کوچکترین اختلاف وبحث هیچ عاملی برای عبور از فراز ونشیبهای زندگی جز پشیمانی وطلاق نباشد.

6-در صورت ازدواج احساسی و بدون پشتوانه عاطفی وهمراهی مناسب فکری و معنوی ومادی دیگران عوامل مختلف همانند مادی و اختلافات ومباحث فرهنگی و شخصیتی براحتی زندگی را به بن بست میکشاند.

7-همان روابط صحیح و آسان قبل از ازدواج منجر میشود بعد از ازدواج نیز به روابط نامشروع خود ادامه دهد ودرواقع همانها زندگی وتحمل فرد را برای حفظ زندگی مشترک تضعیف نموده وبه مخاطره میاندازند.

وموارد دیگر

من با طرح این مباحث درواقع نخواستم که بگویم شیوه از دواج قدیم بهتر است بلکه خواستم با درک صحیح معایب ومحاسن این دوشیوه بیاییم وبهترین حالت ممکن را اختیار کنیم تابتوانیم ازدواج موفق وزندگی شیرین وخانواده متحد ومنسجم وسرشار از عشق ومحبت داشته باشیم که درآن طلاق یک لغت ناشناخته باشد.

برای همین توصیه های زیر را برای بهترین انتخاب دارم:

1-بیایید انتخابمان را محدود نکنیم ولی منوط به تایید والدین وبزرگان خود کنیم.

2-بیایید واقعیت اختلاف فرهنگ ها رابپذیریم واحساس نکنیم با دیدن وشنیدن فرهنگ ها آنها را فهمیدیم .

3-بیایید برای ایجاد ارتباط و شناخت قبل از ازدواج یک تعریف معقول واصول اخلاقی مناسبی که با فرهنگ جامعه ما سنخیت دارد بکنیم.

4-درک کاملی از زندگی خوب وفراز ونشیب های زندگی داشته وبا هر اختلاف و موردی فقط بخاطر اینکه بستر مناسبی برای انتخابهای دیگر هست کسانی را که با هزار امید وآرزو با ما زیر یک سقف رفته اند را تلاش کنیم خوشبخت کنیم وبدانیم اختلافات زندگی یکی از واقعیتهای زندگی است وبدنبال کسی نباشیم که به او هیچ اختلافی نخواهیم داشت که چنین شخصی وجود خارجی ندارد وممکن است عامل برخی از اختلاف ها نیز خودمان هستیم که از خودخواهی نمیپذیریم.

5-بسیاری از اختلافات معلول هستند وعلت آن مسائل ومواردی است که با تدبیر حل ورفع میگردد وممکن است ارتباط بیرونی دارد وبا رفع آنها خواهیم دید بطن زندگیمان زیباست واگر آنها رفع نمیکردیم با هر کس زیر آن سقف بودیم همین مشکلات واختلاف ها وجود داشت.

با آرزوی اینکه زندگی سرشاراز عشق و محبت داشته باشید وبه پای هم پیر بشوید.


 
 
دعا نویس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٤
 

دعا نویسانی را دیدم که با دعا نوشتن به ثروتهای کلانی دست یافتند راستی چرا برخی از مردم برای حل مشکل خود به راههایی متوسل میشوند که شاید در شرایط عادی که با آنها دراین رابطه صحبت میکنی فیلسوفانه این موضوع را ناشی از جهل ونادانی مینامد.

برای اینکه این موضوع راموشکافی کنیم وبه تجزیه وتحلیل منطقی آن بپردازیم لازم است بدانیم چه کسانی بیشتر مشتری این دعا نویسان هستند.

اول - افراد خرافه پرست که به جن و شیطان و ... کاملا" معتقد هستند وبرای اینکه بتوانند از شر آنها درامان باشند به دعا نویسی متوسل میشوند.

دوم - کسانی که اختلاف خانوادگی دارند ویا  فامیلی وهمسایگی واحساس میکنند برای برنده شدن وغالب شدن به فرد مقابل به دعا نویسی متوسل میشوند.

سوم - افرادی که به بیماریها وگرفتاریهای خاص دچارند وفکر میکنند تنها چاره حل مشکل آنها بدلیل اینکه از مسیر درست آن نتیجه نگرفته اند با دعا حل ورفع میشود.

بیشتر افرادی که بدنبال دعا نویسی میروند جدا از اینکه در کدامین طبقه فوق قرار دارند اکثرا" افراد بی سواد ویا کم سواد هستند ولی متاسفانه در بین آنها حتی افراد باسواد وبا تحصیلات نیز دیده میشود .

آنچه دراینجا مهم است اینست که چگونه این دعا نویسی با اینکه از نظر علمی کاملا اثبات شده است که هیچ تاثیری نمیتواند داشته باشد ولی باز توسعه پیدا میکند که درزیر برخی از عوامل توسعه آن را بیان میکنم.

1- برخی افراد که بیشتر ریشه مذهبی نیز دارند خود بخود در بسیاری از مسائل وموارد به دعا ودعانویسی رو میاورند وآن را راهی برای دور کردن شیطان وجن از خود میدانند وبرخی نیز به تقلید و توصیه آنها به این شیوه متوسل میشوند.

2- تغییر رفتارها و سرد شدن روابط خانوادگی و افزایش اختلافات بین افراد وخانواده ها وترس افراد از گسیخته شدن روابط خانوادگی ودوستیها که بدلیل رشد زندگی شهری وصنعتی وافزایش روابط غیر متعارف از اینترنت تا کاری وغیره منجرشده که اختلافات بشدت افزایش یابد واین اختلافات به راحتی حل ورفع نشود وبرای همین برای برخی به پیشنهاد دیگران راهی جز دعا نویسی نمیماند.

3- بدلیل افزایش گرفتاریهای مردم ناشی از افزایش فقر ومشکلات اقتصادی و همچنین بروز وافزایش بیماریهای ناعلاج منجر میشود که برخی از این افراد مورد توجه دعا نویسان ویا کارگزاران آنها ویا مورد مشورت گروه اول ودوم به دعا نویسان برای رفع مشکل خود متوسل شوند.

همانگونه که میبینیم هیچ کدام از موارد فوق نباید منجر به تقویت جایگاه دعا نویسان شود زیرا هیچ کدام نمیتواند از طریق دعا نویسی حل ورفع شود ولی تنها موردی که بجای حذف دعا نویسی آن را توسعه میدهد این موضوع است که گرفتاریهای انسان از هرنوعی باشد بسیاری از آن مشکلات درطول مدت زمان بطریقی حل ورفع میشود وهمین موضوع منجر میشود که افرادی که متوسل به دعا شده بودند به این باور برسند که دعا عامل رفع وحل مشکل آنها شده است.

یعنی اگر مشکلشان حل نشود هیچ نمیگویند وربطی به دعا نویسی ندارد ولی اگر مشکل ونیازشان حل ورفع شود میگویند که دعا آن را حل ورفع کرد بنابراین وابستگی آنها به این موضوع بیشتر میشود وخود تبلیغاتچی برای دعا نویسان میشوند.

برای اینکه بتوانیم بخوبی درک کنیم که دعا نویسان نقشی دراین بین نداشته جز گرفتن پول آنها میتوانند بخوبی به این موضوع توجه کنند که " کل اگر طبیب بودی سر خود دوا میکردی" اینکه خود دعا نویسان از بسیاری از مشکلات و مسائلی که برای آن دعا مینویسند ونسخه میدهند خود محتاجند وگرفتار وچرا نمیتوانند با همان دعا مشکل خودشان را حل ورفع کنند.

 

 


 
 
زندگی نو با افکار نو
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٤
 

نمیدانم الان در چه موقعیتی هستی با ثروتی زیاد و کارخانه وامکانات بیش از حد که روز وشب را برای مدیریت آنها تلاش میکنی و از مدیران و معاونین و همه نارضایتی داری ویا ورشکست وبدهکاری و طلبکاران روزگار را به کامتان تلخ کرده و یا فردی هستی که با شرایط متوسط روزگار را میگذرانی واحساس میکنی خدا به همان اندازه روزی برایت مقدر کرده.

آنچه میخواهم دراینجا به تجزیه وتحلیل بپردازم این است که همه این وضعیتها وموقعیت های که در آن بسر میبرید چیزی نیست جز افکار وبرنامه ریزی ها و نحوه مدیریت خودتان وبدانید که بیش از 70% خوتان دخیل هستید و 30% شرایط محیطی ودیگران که در آن نیز باز شرایط ایجاد شده توسط شما موثر بوده است.

نقاشی را درنظر بگیرید که برروی یک زمینه سفید درحال نقاشی کشیدن است وبعد از ساعتها نقاشی بیکباره احساس میکند که آنچه کشیده دلخواهش نیست هرچند خود او آن را کشیده او برای اینکه نقش جدیدی بخواهد بکشد چه باید بکند کافی است رنگ سفید را بردارد وکل صفحه را دوباره سفید کند واکنون فقط لازم است زمان جدیدی برای نقش جدید اختصاص دهد.

راننده ایی را در نظر بگیرید که مسیری را اشتباه رفته وبعداز مدتی متوجه میشود این مسیر اشتباه است برای جبران آن کافی است دوباره برگردد به همان جایی که از آنجا وارد این مسیر شده ومسیر درست را انتخاب کند.

کار وشغل وتجارت نیز همانند آن میماند بسیاری بعد از مدتها تلاش فرقی نمیکند به چه پول ثروتی رسیدند ویا چه سرمایه وزمانی را از دست دادند به این نکته میرسند که مسیرشان اشتباه بوده وآرامش وآسایش را از آنها گرفته باید بدون تعصب و غرور بپذیرند که اشتباه رفته اند و دوباره همه چیز را از نو و صفر شروع کنند اما نه با همان طرز فکر وایده وحتی لازم باشد مشورت بگیرند ومو به مو اجرا کنند و یا نقشه راه فرد موفقی را الگو قرارداده و اجرا کنند ومطمئن باشند چند سالی طول نخواهد کشید وبه نتایج خوبی خواهند گرفت.

آنها که در بدبختی ومشکل میمانند تقدیر نیست بلکه استمرار وادامه تفکرات خودشان است وماندن برسر همان ایده ها وافکار وهراز چندگاهی دوباره خود تصمیمی دیگری میگیرند واحساس میکنند به تجربه وبا فکری نو اصلاح اشتباه کردند ولی دوباره اشتباه بزرگتری را مرتکب میشوند غافل از اینکه زیربنای تفکر وایده وروش آنها مشکل دارد ودرختی که آنها کاشته اند بی ثمر است ونباید انتظار میوه از ان داشته باشند وقبول کنند که این درخت را باید از ریشه دربیاورند ونهال جدیدی بکارند.

بیایید هرموقع به این واقعیت رسیدیم که واقعا" نتیجه وتلاش وافکارمان منفی بود و بی ثمر افکارمان را با استفاده از مشاوران و افراد مدیر با تجربه اصلاح کنیم وکار وفعالیتمان را از نو شروع کنیم ونگوییم فهمیدیم وباز اشتباهی دیگر کنیم آخر سر بگوییم تقدیر ما این بوده وهست.

بدانید برای رسیدن به موفقیت خیلی زمان لازم نیست بلکه انتخاب وشناخت صحیح راه ونقشه راه لازم است وتصمیم استوار و چشم وگوشی بینا وشنواو پافشاری نکردن بر اشباهات.


 
 
فرصتهای زندگی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٩
 

بسیاری از افراد خود را بدشانس میدانند وبرخی نیز خوش شانس ولی واقعیت این است که برای همه در طول زندگی اش فرصت هایی ایجاد میشود که میتواند زندگی شخص را از نظر مادی و توان متحول کند ولی چرا برخی از این فرصت ها بخوبی استفاده میکنند وبسیاری چنین فرصت های با ارزشی را به راحتی از دست میدهند در اینجا به تحلیل فرصتها که یک تحلیل کاملا" شخصی وتجربی است میپردازم.

تعریف فرصت دراین مقاله عبارت است از موقعیت وشرایطی که درآن هرفرد امکان بهره برداری مناسب به نفع خود را دارد بطوری که توان وموقعیت مادی خود را چندین برابر کند بوسیله خود ویا دیگری.

برای اینکه تعریف را بهتر درک کنیم مثالی میزنم برفرض کارمند معمولی یک اداره ویا شرکتی بدون اینکه متوجه باشد درشرایطی قرار میگیرد که ریس یا مدیر ارشد سازمان در برخورد با او و فعالیت خوبش بیکباره یک ارتقا با شرایط حقوقی بالا ووام ومسکن در اختیار او قرار میدهد.

یا یک بازاری بیکباره بعد از سالها تلاش وکوشش معمولی یک معامله سود آور وخوب بوجود میاید .

یا یک بازیکن دریک مسابقه از طریق یک تماشاگری که برای انتخاب بازیکن خوب برای یک تیم رده بالا با قرارداد خوب آمده انتخاب میشود.

هزاران مثال دیگه برای مشاغل مختلف میتوان بیان کرد.

البته این را هم باید بگویم که اگر شخصی ریسک میکند وبجای استخدام دریک محیط اداری به فعالیت شغل آزاد با ریسک بالا میپردازد مطمئنا او فرصت های خود را بهبود میبخشد و سطح آن را افزایش میدهد.

بنابراین باید بگویم فرصت برای همه وجود دارد ولی بستر لازم برای بدست آوردن آن باید فراهم باشد وبا توجه به نوع حرفه وفعالیتمان ماهیت واهمیت فرصت ها نیز باهم متفاوت است.

یک کارمند هیچ وقت نباید انتظار داشته باشد که یک روز برای او فرصتی ایجاد شود که یک تجارت خوب کند ویا یک تاجر نیز هیچ وقت نباید انتظار داشته باشد که روزی فرصتی بوجود آید که او مدیر یا ریس فلان اداره شود.

پس آنچه مهم است این است که باید موقعیت ومسیر خود را بخوبی بشناسیم وفرصتهای آن مسیر را نیز بخوبی تشخیص دهیم ولازم نیست بدنبال فرصت بدویم که ممکن است دراین صورت از آن عبور کنیم ونباید بنشینیم که فرصت بیاد به سراغ ما که دراین صورت هرگز آن را نخواهید دید یلکه باید با صبر وتحمل وپشتکار و فعالیت خوب به فعالیت خود ادامه دهید مطمئن باشید فرصت را بدست خواهید آورد.

شاید به زندگی وفعالیت خود خوب بنگرید ببینید که فرصت نیز ایجاد شده ولی آن بهره برداری که باید نکردید علت آن برمیگردد به ضرب المثلی که میگوید" از هول حلیم در دیگ افتاد"بنابراین اگرفرصتی برایتان ایجاد شد مهم این است که بتوانید تا قطره آخر از آن استفاده کنید همانند کسی که در کار کشف معدن طلا ست سالها از عمر خود را در این راه گذاشته وبه محض پیدا کردن یک رگه ازخوشحالی آن را بردارد وبرود برای اینکه زندگی کند غافل از اینکه اگر ادامه میداد وصبر میکرد به یک کانی بزرگ میرسید.

هیچ وقت فکرنکنید که فرصت درخانه شما را نخواهد زد وهیچ وقت به فرصت های دیگران حسرت نخورید فقط غبطه به این بخورید که کسی توانسته از فرصت خود بخوبی استفاده ببرد.

یکی از عارضه های اصلی و قاتل فرصت میتوان به این شاخه و آن شاخه پریدن باشد برخی فکر میکنند که باید به دنبال فرصت بگردند وآن را بدست آورند در صورتی که فرصت پرنده نیست بلکه همانند دانه میماند که در هرکار وشغل وحرفه ایی بمحض اینکه وارد میشویئ کاشته میشود وبا کارخوب وصبورانه وصادقانه در واقع آب و نگهداری وسمومش میزنید و رشد میکند و بار میدهد وشما از محصولش بهره برداری میکنید بنابراین در همه جا فرصت وجود دارد ولازمه بدست آوردنش استقامت وپایداری است.


 
 
عینک زندگی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٠
 

همه انسانها در بدو تولد وتا دوران سپری شدن ایام کودکی یک عینک ویک شماره مشابه به چشم دارند ودنیا را با همان میبینند ولی رفته رفته شماره عینکها تغییر پیدا میکند ونحوه نگرش افراد به محیط پیرامون خود متفاوت میشود.

نمیدانم شما عینکی هستید یا نه ولی اگر نیستید از یک فرد عینکی بپرسید که بدون عینک محیط اطراف را چگونه میبینید وبا عینک چطور بخوبی به شما خواهد گفت که یک فرد عینکی وکسی که چشمانش ضعیف است وهنوز به دکتر نرفته ونمره عینکش مشخص نشده بعد از گرفتن عینک متناسب چشمش احساس میکند که طبیعت و محیط اطرافش چقدر زیبا ودلنشین شده وتازه میفهمد که آن موقع که عینک نداشت عادت کرده بود وهرگز نمیدانست که زیبایی اطرافش را به آن شیوایی که باید نمیبیند.

زندگی نیز چنین است واگر میبینیم که بسیاری از مردم گرفتار هستند و از زیباییها و داشته ها و لذتهای پیرامون خود آنطور که باید برخوردار نیستند ونمی بینند ونمیفهمند علتش اینست که عینک مناسب بردیده وادراک خود انتخاب نکرده ویا نگرفته اند.

بسیاری از مردم برای خود زندگی نمیکنند و حد واندازه وتوان و موقعیت و ... خود را بخوبی ارزیابی نکرده وهمیشه میخواهند بیشتر از آنی که هستند باشند ویا رقابت ناسالم با آنهایی دارند که نباید داشته باشند.

تعریف درستی از خوشبختی ندارند وبه داشته های خود درمقابل ناداشته هایشان افتخار نمیکنند وبرای زندگی معدل ونمره قائل نیستند ودوست دارند همه را برای خود داشته باشند.

اولا باید باچشم غیرمسلح به محیط اطراف خود نگاه نکنیم ونمره عینک خود را بخوبی تشخیص دهیم منظورم اینست که آگاهی وعلم وشناخت خود را از مفهوم زندگی وخوشبختی و... بالا ببریم واگر نتوانستیم برای درک بهتر آن به پزشک که چشم پزشک ما همان روانشناسان یا دوستان وآشنایان فهیم است مراجعه کنیم وبا در ک صحیح موقعیت وتوان ومحاسن خود ودرک صحیح اطراف ومحیطمان بدرستی گام برداریم ووارد رقابتها وتنگ نظریها وچشم وهم چشمی های مخرب نشویم.

ثانیا" اگر عینک زندگیمان با نمره دید وبصیرت مان همخوانی داشته باشد به هیچ چیز حسرت نخواهیم خورد و با هیچ کس رقابت ناسالم نخواهیم داشت وهمیشه احساس خوشبختی خواهیم کرد ونیازهایمان را با صبر وتلاش و تفکر صحیح واز مسیر درست بدست خواهیم آورد.

زندگی زیباست اگر با عینک متناسب دید خودمان به ان نگاه کنیم نه بدون عینک نه بابالاترین نمره عینک.


 
 
آرامش وآسایش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۳
 

همه روز و شب تلاش میکنند تا پیشرفت وترقی کنند و  بردرآمد وسرمایه خود بیفزایند همه بدنبال این هستند که به هر نحو ممکن بتوانند به رفاه وآرامش دست یابند که من آنها را به سه دسته تقسیم میکنم:

دسته اول : آنهایی هستند که روز وشب تلاش میکنند تا برسرمایه وتوان مالی خود بیفزایند آنها توان مالی و سرمایه بالا را مهمترین راه دستیابی به آرامش وآسایش میدانند من این گروه را مادیگراویا عملگرا مینامم . این گروه همه چیز را فرع واصل را در بدست آوردن سرمایه وتوان مالی ومادی میدانند بطوری که حتی آرامش وآسایش ذاتی واولیه خودرانیز بعنوان پله ایی برای صعود به آرامش وثروت نهایی زیر پای خود قرار میدهند وبرای ثروتمند شدن ومیزان سرمایه وتوان مالی وما مادی که برای یک زندگی آرام وتوام با آرامش لازم است هیچگونه تعریف مشخصی ندارند وروز وشب وهمه هم وغم خود را به این ایده خود مصروف میدارند. این گروه به ثروت وسرمایه نیز میرسند ولی چون تعریف مشخصی ندارند همیشه خود را نیازمند احساس کرده وهیچوقت از وضعیت مالی ومادی خود خشنود نیستند.

خانواده واطرافیان اینگونه افراد نیز با آنها رابطه سرد و کم رنگی داشته واحترام و منزلت خوبی در بین آنها برخوردار نیستند فرزندان چنین افرادی بعد از مرگشان ثروت وتوان خوبی بدست میاورند و در دوران حیات آنها روابط خوبی بین خانواده حاکم نیست وبه این خاطر وبخاطر اینکه آنها درهمان ابتدا آرامش وآسایش خود را برای دستیابی به ثروت زیرپا گذاشته اند هیچ وقت آرامش واسایش را به معنای واقعی نه درک میکنند ونه میبینند بقول ترکها " مالی چوخ و گونی یوخ " یعنی ثروت زیاد وآسایش هیچ.

دسته دوم : این دسته افراد درست مقابل دسته اول هستند و میگویند پول خوشبختی نمی آورد وباید درلحظه زندگی کرد وعیش ونوش وخوشی را با هیچ چیزی عوض نمیکنند البته اینها هم تعریف درستی از خوشبختی ندارند وعیش ونوش وگردش وتفریح لحظه ایی را بالاترین لذت میدانند این طیف دو دسته اند یا فرزندان افراد ثروتمند که ثروت بی رویه رسیده وخانواده هایشان جزو دسته اول بودند که این افراد بعد از فوت والدین وبا توجه به عقده و ناراحتی که از رویه والدین داشتند الان به این نتیجه رسیدند که زندگی درلحظه بهترین شیوه است. ودسته دوم افرادی هستند که عیش ونوش در لحظه را بعنوان شیوه زندگی انتخاب کردند ودرآمدی هم برایشان ایجاد میشود مصرف میکنند این افراد تا سن 40-50 سالگی شاید مشگلات خاصی نداشته باشند ولی چون پشتوانه مالی قابل قبولی برای خود ایجاد نکرده اند بعد از آن با مشکلات عدیده ایی روبرو میشوند وزندگی سختی در دوران میانسالی به بعد دارند.این گروه را من احساس گرایان مینامم.که همیشه با احساس تصمیم میگیرند ومرد عمل نیز نیستند.

دسته سوم : که من آنها را عقل گرایان مینامم وتعداد این دسته از افراد نیز به نسبت دسته اول ودوم بسیار کم است اینها افرادی هستند که تعریف درستی از آرامش وآسایش وخوشبختی و فقر و توان مالی و احساس وتدبیر وزندگی دارند.

این افراد بخوبی میدانند که یکی از ابزارهای رفاه وآرامش وآسایش همانا برخورداری از یک توان مالی تعریف شده است واین را هم بخوبی میدانند که اگر میزان ثروت وتوان مالی انسان از حد مشخصی بگذرد نه تنها آسایش وآرامش ایجاد نمیکند بلکه دردسر ساز است ومخل آرامش گویند هرکه بامش بیش برفش بیش.

این افراد بخوبی میدانند منظور از آسایش وآرامش وزندگی خوشبخت عیش ونوش بی رویه نیست بلکه داشتن سلامت کامل جسمی وفکری و خانواده خوب ومهربان و احترام وادب و علم ومعرفت و توان مادی مناسب و...

بنابراین این افراد هیچ چیزی را فدای دیگری نمیکنند ومعقولانه ومدبرانه سعی میکنند زندگی باکیفیت داشته ومعدل زندگیشان خوب باشد.

این افراد بخوبی میدانند هیچ وقت آرامش وآسایش را نباید فدای مادیات وغیره کرد وهمچنین دردوران جوانی وآن موقع که توان داریم باید بفکر توشه و پشتوانه پیری باشیم ودرزمان کار وتلاش بخوبی تلاش وکار میکنند ودر زمان فراغت نیز گردش وتفریح وداشتن خانواده سالم وموفق را بزرگترین سرمایه میدانند.


 
 
اسید پاشی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۸
 

انسانی با آرزوهای فراوان ودر میان همنوعان خود با هر سلیقه وشخصیتی با هر امید وآرزویی آن هم از جنس زن ، آرام ومهربان که نقش مادری نیز به او سپرده شده وبا شیره جانش فرزند تحویل جامعه میدهد بیکباره سوزشی سنگین احساس کرده وزیبایی وهمه امید و آرزوهایش میسوزد و آب میشود .

نمیدانم چگونه هر شخصی با هر دیدگاه وتفکری  میتواند چنین بی رحمانه زندگی دیگری را که از جنس خواهر ومادر خویش است را دریک لحظه نیست ونابود سازد.

انسان حیوانی است ناطق تعریف زیبایی است یعنی اگر این نطق و بیان وتفکر در ما نباشد درواقع حیوانی بیش نیستیم .

کسانی پیدا میشوند که نطق وتفکرشان به سکون و تحجر کشیده میشود ودرمقابل عقل ومنطق کر ولال میشوند واز خصلت انسانی خارج وبه حیوانی تبدیل میشوند که دربین جمعیت انسانی بیکباره با هر ایده وفکر مریضی کسی را نیش میزنند وهمچون گرگی گرسنه حمله ور میشوند .

اینجا نقش روانشناسان واندیشمندان بسیار مهم است تا بررسی ومطالعه کنند وببینند چگونه یک انسان تفکر ومنطقش به سکون میرسد وآنگاه دست به جنایتی میزند که از هیچ حیوانی نیزچنین عملی سر نمیزند.

اگر چنین اعمالی در کشوری و سرزمینی صورت گیرد که هیچ سابقه تمدن وفرهنگی ندارد شاید قابل توجیه باشد.

اگر در کشوری که نظام و امنیت و نظارتی نباشد قابل توجیه است.

ولی در کشوری همچون کشور ما ودر شهری همچون اصفهان چگونه میتوان چنین رفتارها ومواردی را توجیه کرد.

امیدوارم که روانشناسان وروانکاوان و مسئولین فرهنگی از کنار چنین موضوعات مهمی با سادگی عبور نکنند وکاملا" علمی وشفاف علل وعواملی که میتواند دخیل باشد را مورد بررسی قرار دهند وبدانند اگر با معلول برخورد شود وعلت ایجادی آن بخوبی تحلیل و ردیابی و شناسایی نشود دوباره ممکن است به روش وطرق دیگری ایجاد شود .

شنیدن یک موضوع و حتی دیدن آن نیز آسان است ولی هرکسی اگر بتواند خود را یک لحظه  بجای آن انسانی بگذارد که با هزار وامید وآرزو زندگی عادی خود را میکرد ودریک لحظه شدیدترین درد ممکن را بکشد وتمام زیبایی وامید وآرزوهایش نیست ونابود شود بگذاریم مطمئن باشید نمیتوانیم آرام وساکت باشیم .

خود را جای پدر ومادری بگذارید که فرزند دلبندش از درد مینالد وبخود میپیچد و پاره تنش و گل زندگیش در مقابل چشمانش پر پر میشود همه امیدها وآرزوهایشان دریکلحظه به یاس وناامیدی تبدیل میشود.

واقعا" کسی که به این عمل دست میزند را باید چه بنامیم حیوان ، جانی ، عقده ایی و... وچه نتایج و خسارتهایی از این عمل به جامعه وارد میشود از خود اقدام کننده تا علتهای ایجادی آن خسارت هایی که با هیچ عمل و هزینه ایی قابل جبران نخواهد بود ونسل به نسل وسینه به سینه منتقل خواهد شد.

مسئولین باید با جدیت وبی هیچ تخفیف وگذشت و اتلاف وقت و برای دفاع از انسان وانسانیت وحق حیات و مبارزه با بداخلاقی و افکار غیر انسانی وانحرافی مجرمان را بسزای عملشان رسانده و عوامل وعلت آن را بخشکانند.


 
 
ماندگاری و نقش آن در موفقیت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٧
 

میگوید دوست قدیمیم یک جایگاه وارزش خاصی برایم دارد ودوستان جدید هیچ وقت جایگزین مناسبی برای دوست قدیمی نمیشوند.

میگوید کارخانه تولید کننده آن محصول بیش از پنچاه سال قدمت داردوهنوز هم که هنوزه کیفیت واقتدار خودرادارد و با دردل مصرف کنندگانش جا باز کرده بطوری که هرمحصول جدیدی هم عرضه کند مشتریانش بدون تحقیق وبا رغبت خرید میکنند.

میگوید فلان مکانیک بیش از 30 سال است که درتعمیر فلان خودرو فعالیت مکند او دیگر چشم بسته وبا گوش دادن ایراد آن خودرو را میگوید ودر یکلحظه تعمیر میکند.

اینها قسمتی از مثال های عینی است که نشان میدهد ماندگاری و موفقیت دومقوله جدا از هم نیستند بلکه موفقیت درواقع بنوعی زاییده ونتیجه ماندگاری است.

برای همین است که افراد با تجربه وموفق میدانند که یکی از مهمترین راز موفقیت آنها همان ماندگاری وتحمل وتلاش در یک مسیر مشخص وتعریف شده است.

چه چیزی منجر میشود که ماندگاری به یکی از اصول وملاک ومعیار وواحد سنجش موفقیت یک فعالیت تبدیل میشود.

ما درصورتی میتوانیم بکوییم که در یک فعالیت موفقیت نسبی بدست آوردیم که بتوانیم درآن فعالیت سود کسب کرده ودرواقع بتوانیم تداوم فعالیت داشته باشیم وبدون سودمندی و نتیجه بخشی هیچ فعالیتی نمیتواند برای مدت زیادی تداوم فعالیت داشته باشد درواقع نتیجه ایی که میگیریم اینست که ماندگاری یک فعالیت نشانگر سودمندی و رضایتمندی و خواستگاه آن محصول وفعالیت است.

افراد وتاجرانی که بجای تلاش و فعالیت مستمر برروی یک فعالیت مشخص مداوم تغییر وضعییت و تخصص وفعالیت میدهند به امید اینکه بتوانند از ضرر وسکون فرار کرده وهرچیز وهرفعالیتی را که بهتر ومناسب تر وسودآور تر را انجام دهند درواقع این افراد هیچ تلاش وعنوان وسابقه ایی در فعالیت کسب نمیکنند وبحران ها ومشکلات آن فعالیت را تجربه نمیکنند مطمئن باشید چنین فعالیتهایی ماندگار نخواهد بود وسود وفایده ونتیجه نیز بدنبال نخواهد داشت.

شما هر فعالیتی را که میبینید نمیتوانید بگویید این فعالیت موفق وادامه دار و نتیجه بخش است ولی هرچیزی که ماندگار ببینید به راحتی میتوانید نتیجه بگیرید موفق ونتیجه بخش و ریشه دار است.

بنابراین بدانید راز موفقیت ماندگاری و تداوم و استمرار در یک فعالیت مشخص و در هرشرایطی میباشد بقول قدما پرنده ایی که هرروز از شاخه ایی به شاخه دیگر میپرد هیچ وقت صاحب آشیانه نمیشود و کاسب باید پا شکسته باشد.

 


 
 
من بیکار نیستم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٧
 

بنظر من یکی از مهمترین عوامل موفقیت و کلید حرکت اینست که هیچ وقت بیکار نباشیم و بگوییم " من بیکارنیستم"شاید بپرسید مفهوم این جمله چیست برای جوانی که کاری نداردو واقعا" بیکار است ویا تاجری که فعالیتش با رکود مطلق روبرو شده وهر تصمیم وحرکتی در این وضعیت میگیرد برایش خسارت ایجاد میکند .

من بیکار نیستم را من چنین تعریف میکنم واز آن جوان وتاجر سوال میکنم اگر فعال بودی از نظر ساعت درروزوضعیتت چگونه بود یقینا خواهد گفت حداقل درروز هشت ساعت با کار وفعالیت مشغول بودم ودرآمدی داشتم.

سوال دوم من این خواهد بود چه کسی در کارش بیشتر موفق است  آیا کسی که مانند یک کارگر با بازوانش کار میکند یا آنکس که خوب فکر میکند وخوب آموزش میبیند ودررابطه با کارش خوب اطلاعات کسب میکند وتاجری که رقبا وبازار وقیمت ومحصول ...را بخوبی تجزیه وتحلیل میکند وشناخت وآگاهی پیدا میکند.

سوال سوم من این خواهد بود کی میتوانیم مطالعه ویادگیری وآموزش و.. خوبی کسب کنیم آیا آن موقع که هیچ وقتی از کار وفعالیت نداریم وهمه اوقاتمان پر است ویا در مقطعی که زمان کافی داریم بقول خودمان بیکاریم.

دوستان بیایید واقع بینانه ودرست ببینیم ودر برخی مواقع این بیکاری ها را ارزشمند بدانیم وبجای اینکه آنها را با شطرنج وبازی وسرگرمی پر کنیم به آموزش وبررسی وتحقیق ومطالعه پیرامون کار وفعالیتی که در برنامه واهدافمان داریم بپردازیم بدانید بیکاری وتوقف در کار نیز بعداز یک مقطع خواهد رفت وکار وفعالیت شروع خواهد شد ودر آن موقع آن کس برنده است وموفق که در مقاطع بیکاری بجای سرگرم کردن خود با ابزارهای تفریحی وسرگرمی فرصت را غنیمت دیده به مطالعه بررسی وتحقیق وافزایش دانش وتجربه خود در کار وفعالیتی که به آن علاقمند است وبه آن خواهد رسیدمیپردازد.

بسیاری به دنبال این اشتباه ساده حتی فرصت ها وفعالیتهایشان را نیز با اعتیادی که دراوقات بیکاری به سرگرمی ها پیدا میکنند فرصتها را از دست میدهند وکارشان نیز که میتوانست نتایج و منافع زیادی برایشان ایجاد کند با شکست مواجهه میشود.

بیایید برای خود حتی در شرایط بیکاری نیز اوقات کار تعریف کنید هیچ وقت به آنهایی که میخواهند شما دوست اوقات فراغت آنها باشید در آن مقطع زمانی بگویید من بیکار نیستم.

 


 
 
تجارت وتفریح دو مقوله از هم جدا
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٧
 

بسیاری فکرمیکنند دریک لحظه هم میتوان تجارت کرد وهم تفریح وبرای همین بیشتر یا در مسیر تفریح بدنبال تجارت هستند ویا درتجارت  بدنبال تفریح.

شاید شما در زندگی روزمره برایتان مواردی پیش آمده باشد که در حال تفریح بودید تجارتی ایجاد شده ویا درحال تجارت بودید تفریحی نیز انجام دادید این دلیلی برآن نیست که میتوان در یک لحظه هم تجارت کرد وهم تفریح اشتباهی که بسیاری میکنند ونتایج قابل قبولی از کار وفعالیت خود بدست نمی آورند.

با یک مثال ساده این موضوع را بیان میکنم فرض کنید که شما یک فرد فنی و تراشکار هستید وبرای انجام یک کار تراشکاری حساس ومهمی که پول زیادی نیز از محل آن پرداخت خواهد شد به یک کشور خارجی دعوت شده اید بنظر شما اگر این کار واقعا تخصصی وخوب وآینده دار باشد چه ذهنیتی از آن کار دارید یقینا انتظار دارید وارد یک گارگاه ویا کارخانه معتبر وخوبی که چندین دستگاه تراش با تکنولوژی خوب وکارگران ومهندسان فعال روبرو شوید ودر یک مدت زمان معقول باید پشت دستگاهی قرار بگیرید وبا دقت وظرافت مشغول تراش شوید تا بتوانید نتیجه معقول بدست آورده وتوانمندی خود را به بهترین نحو ممکن نشان دهید.

شما یقینا سعی خواهید کرد به این دعوت با آمادگی قبلی وحتی در صورت لزوم با برخی ابزار ولوازم فنی خود وحتی با تمرین کاری قبلی ولوازم ایمنی شخصی ولباس کار مراجعه کنید وساعتها وچندین روز نیز ممکن است صرفا" آمادگی کار وفعالیت ممتد را درذهن خود بگذرانید.

فرد دومی را درنظر بگیرید که او نیز به چنین دعوت مشابهی میرود ولی او بجای لباس کار لباس میهمانی بردارد و به بهترین وضع بخود رسیده وقبل از سفر تمرین رقص و با برنامه تفریح راهی شود ودر ذهن خود بجایی میرود که درکنار کار درآن محیط دوستی نیز انتخاب کرده وتفریح وعیش ونوش کند .

هرفرد عاقلی اگر بپرسیم که کدامین یک از این دونفر دراینکار نتیجه مطلوبتری خواهند گرفت یقینا نفر اول را خواهند گفت حال من یک پیش بینی از این دو نفر میکنم که شمانیز فکر نکنم با این تحلیل من مخالف باشید.

نفر اول به محض ورود به آن دعوت مکان وجایی واقعی که در ذهنش تصور میکرد را خواهد دید وبا دقت وپشتکار کارش را بخوبی انجام خواهد داد بطوری که نه تنها پول خوبی خواهد گرفت بلکه پیشنهاد کاری خوبی نیز به او خواهند داد وبه احتمال زیاد بعد از اوقات کاری نیز به دعوت مسئولان ومهندسان آنجا به بهترین رستوران ها وحتی اماکن تفریحی خواهند برد.

نفردوم از بدو ورود ومواجهه شدن با یک محیط کاری تخصصی وصرف آن شوق واحساساتی که داشت را نخواهد داشت وآنگونه که باید کار وفعالیتش را برای اینکه بتواند زودتر از اماکن تفریحی آنجا در آن مدت کوتاه سفر استفاده ببرد بخوبی انجام نخواهد داد ولذا در امتحان ناموفق شده وخود شخصا" به دنبال محیط تفریحی میرود تا شاید اگر کار را از دست داده حداقل در این فرصت از تفریحات به عالیترین وجه بهره ببرد وممکن است گرفتار محیط های خطرساز شده وحتی درآنجا نیز بجای تفریح پول و زمانش را از دست داده وگرفتار و نگران شود.

بنابراین باید بدانیم وبه این موضوع مهم توجه کنیم فرقی نمیکند که ما یک تراشکاریم ویا یک تاجر هردو حرفه ایی دارند ومتخصص هستند اگر برای کار وفعالیتی جایی میرویم تمام فکر و برنامه هدف را برای بهینه انجام دادن آن کار متمرکز کنید وبدنبال تفریح نباشید وبدانید ممکن است با انجام درست وبموقع وصحیح کار هم از نظر زمانی وهم از نظر موقعیت تفریحات بسیار بیشتر وبزرگتر و ادامه داری برایتان ایجاد شود که هرگز فکرش نیز به ذهنتان خطور نمیکرد وحتی اگر درآن مقطع زمانی موقعیتی تفریحی ایجاد نشود هم شما در کارتان موفق عمل کردید وحسرت چیزی را که قبلا" در برنامه نداشتید را نمیخورید حداقل چند روز موفق کاری را پشت سر گذاشتید که میتوانید درآینده چندروز تفریحی خوب را نیز برنامه ریزی کنید.

ولی آنها که کار وتفریح را با هم میخواهند داشته باشند به امید اینکه از هر لحظه زندگی استفاده مفید ببرند نه از کار لذت میبرند نه از تفریح ونه درکار موفق میشوند ونه در تفریح واگر فکر میکنند زندگی کرده اند بدانید در سراب وخیال زندگی میکنند نه در دنیای واقعی.


 
 
مشت راز پایداری
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٧
 

راستی موقعی که میخواهید از خودتان دفاع کنید ویا ضربه محکمی به چیزی بزنید تنها راه وچاره ایی که به ذهنتان میرسد مشت کردن است وبا مشت کوفتن.

چرا همان انگشتانی که به تنهایی در هنگام زدن ضربه ایی مبشکند ونمیتواند موثر باشد در مشت چنین قدرتمند ظاهر میشود.

آیا توجه کرده اید که در مشت کدامین انگشت نقش بیشتری دارد ومهمتر است ویا انگشتی وجود دارد که هیچ نقشی نداشته باشد؟

را ستی این مشت با دو یا سه ویا چهار انگشت نیز به همان قدرت و صلابت خواهد بود؟

همه این سولات ودهها سوال دیگر به ما میاموزد که در زندگی وفعالیت انسان بسیاری از موانع ومشکلات را میتوان به تنهایی شکست واز آن عبور کرد ولی نه به آسانی و بدون خسارت و برخی از این مشکلات وموانع ممکن است آنقدر سخت ودشوار باشد که انسان را به تنهایی بشکند و مایوس سازد ولی میتوان با تشکیل تیم مناسب مشتی تشکیل داد وهرمانعی را با اقتدار از پیش رو برداشت.

بسیاری برای اینکه یک تیم خوب تشکیل بدهند که درکنار هم بتوانند مشت شوند بدنبال افراد وکسانی هستند که توانمند هستند وموفق که معمولا هیچ وقت چنین تیمی به راحتی در کنار هم قرار نمیگیرند و پایدار نمیماند.

شما به انگشتانتان توجه کردید یکی بلند است ویکی کوتاه ویکی لاغر است ویکی چاق ویکی نقش مرکزی را بازی میکند ویکی نقش مکمل وقفل کردن را.

اگر همه به یک اندازه بودند وبه یک شکل آیا مشتی تشکیل میشد؟

بنابراین درکار وفعالیت وتجارت و... نیز میبینید اگر تیمی تشکیل بدهید که بتوانید همه کار وفعالیت و تجارت را به بهترین نحو ممکن پیش برده وبه اهداف خود دست یابید که نیازمند مشت شدن است وبا اقتدار تصمیم گیری وتصمیم سازی و شکستن موانع بدانید این تیم بهترین وضعیتش نه همسان بودن بلکه مکمل بودن ناهم جنس وتفاوت در سلایق ودیدگاههاست که بسیاری چنین وضعیتی را نامتعادل میدانند مطمئن باشید اگر چنین شرایطی داشتید وکسی را داشتید که آنها را هماهنگ وبهینه مدیریت کند هیچ فرد وساختاری توان شمارا نخواهد داشت ونمیتواند با شما رقابت ومقابله نماید.

پس بیایدد برای رسیدن به اهداف بزرگ تیم مناسبی که بتواند مشت شود را ایجاد کنیم ومطمئن بشیم که با این تیم هرمانعی را از پیش رو خواهیم برداشت ونگران تفاوت ها ونقشها نباشیم به هر یک از اعضای تیم به عنوان یک انگشت که مارا در ایجاد مشت همراهی مینماید ارزش وارج بنهیم که در این صورت با اقتدار میتوانیم بگوییم ما توانایی مشت شدن داریم.


 
 
دریا وساحل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٠
 

دویارجاودانه

باید آموخت دوستی را از ساحل دریا

هرگز نذاشت تنها دریای نا آرام را

گشوده آغوش خود گرفته دست دریا

میبوسد از لب او با یک هزار سودا

میگوید از زندگی طوفان ودشت وصحرا

شاید تجارب او آرام کند دریا را

گیرد زاو هر بدی آن خشم امواجش را

یک روز به خشم وتندی زند برسینه او

یک روز ندارد موج خوابیده همچو آهو

ساحل همیشه آرام نشسته در کنارش

خورشید و کوه گفتند دریا ندارد صفا

اما ساحل میداند راز دل دریا را

دریا اگر نباشد ساحل معنی ندارد

من میشوم چو ساحل لیلی بسان دریا


 
 
اعدام
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٢
 

هر از چندگاهی موضوع احتمال اعدام یک زن ویا مرد جوانی به هر جرمی بسیاری را نگران میکند و درتلاش وتکاپو میافتند تا شاید بتوانند رضایت طرف مقابل را بدست آورده و اورا از چوبه دار برهانند و زندگی دوباره به او بدهند.

بیشتر این افراد به جرم قتل به پای چوبه دار میروندوخانواده ایی را داغدار کرده اند و اینک نتوانستند رضایت آنها را جلب کنند دراینجا دو نکته مهم نهفته است:

1- اینکه فرد قاتل واقعا چرا ودرچه شرایطی به نکته ایی رسیده که باوجود اینکه میدانسته نتیجه این جرم قتل است و خود میتواند تا ابد برایش زجر روحی و روانی ایجاد کند ولی باز اقدام به قتل کرده و خود را حق واین عمل را انسانی و اجباری توصیف مینماید.

2- در طرف مقابل زندگی از کسی سلب شده وخانواده ایی داغدار است وهیچ چیزی حتی قتل قاتل نیز بیش از یک  مسکن مقطعی نیست ودردی را دوا نخواهد کرد.

ولی به هرحال هیچ فردی از بد تولد قاتل به دنیا نمیاید واین بستر جامعه از خانواده گرفته تا محله وشهر ودرکل دولت همه در تربیت و هدایت و آموزش او دخیل بوده وناهنجاریهای مختلف بوجود آمده برای او از محیط بوده وهیچ کس دوست ندارد دست به قتل بزند.

فقر و فساد و اعتیاد و ... همه عواملی هستند که از محیط جامعه واشتباهات خانوادگی وملی به افراد تحمیل وآنها را با مشکلات عدیده مواجهه میسازد ولی جالب اینست که درصورت ارتکاب افراد با توجه به جرم صورت گرفته برخورد قاطع با آنها میشود بدون اینکه علت اصلی را مورد تجزیه وتحلیل قراردهیم.

البته ممکن است هر جرمی جز اعدام با هر منطقی برای مجرم بسته شود بگوییم میتواند تاثیر تادیبی داشته باشد ولی موقعی که فردی را اعدام میکنیم برای جرمی که علت اصلی آن شرایط محیطی بوده چگونه میتواند تعبیر شود.

جالب است یک مقایصه ایی انجام دهیم بین دو نفر که یکی راننده بوده و شخص کاملا" سالم بوده وبا یک لحظه خواب و اشتباه جان 20 الی 30 نفر را میگیرد وما میدانیم که این خواب رفتگی پشت فرمان ناشی از خواب معمولی نیست بلکه خستگی فکری است وبراحتی تصادف تلقی شده وهیچ جرمی متوجه او نمیشود ولی فردی که بدلیل ترس از فساد و اعتیاد وفقرمالی دست به قتل کسی میزند که او نیز در لحظه قتل همانند راننده دچار یکلحظه خواب رفتگی ذهنی میشود مجرم تلقی شده وبراحتی در صورتی که نتواند رضایت خانواده طرف مقابل را بگیرد پای چوبه دار میرود.

بیایید تلاش کنیم این منطق را به هرنحوی که هست بر جامعه بقبولانیم که چنین مجرمی مجرم اصلی نیست وهمه در این جرم مقصر هستند و شریک جرم وبیایید به چنین افرادی فرصت زندگی بدهیم و جبران که اگر گذشته خودرا به دلایل نقصان وضعف خانواده وجامعه از دست داده اند در آینده زندگی وفرصت دوباره داشته باشند و ما خود برای استتار ضعف ها واشتباهات وبی برنامگی های خودمان آنها را اعدام نکنیم که نه تنها تاثیر تادیبی ندارد بلکه خشونت وتخریب نیز در نتیجه آن در بستر جامعه رشد وتوسعه میابد وخانواده ایی داغدار نیز خود غیر مستقیم به قاتل دوم تبدیل میشود.

 


 
 
مدرسه و آغاز سال تحصیلی جدید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱
 

شاید یکی از زیباترین روزهای سال اول مهر شروع سال تحصیلی است که دانش آموزان ودانشجویان همه بسوی کسب علم گسیل میشوند.

ازهمه زیباتر همراهی کودکانی است که سال اول دبستان یا کودکستان را آغاز میکنند وخانواده هایشان با شوق ونگرانی آنها را همراهی میکنند.

فضای علم ودانش با هجوم هزاران دانش آموز با لباسهای متحد الشکل هرمدرسه وهمچون یک گل که درکنار هم باغچه ایی از گل را ایجاد میکنند همه جارا فرا میگیرد.

کودکانی که با ذوق وشوق بسوی مدرسه ودوستانشان همچون یک آهو به این سو آن سو میدوند ودراین بین دانش آموزان اندکی که با اکراه ونگرانی ودلتنگی وگریه از خانواده هایشان جدا میشوند.

ترافیک سنگینی در همه خیابانها وکوچه ها بوجود میاید که دلیل اصلی آن همراهی اجباری خانواده هاست زیرا سرویس ها نیز اعلام میکنند آوردن اولین روز با شما رساندن ازما وبرای همین تقریبا همه خانواده ها بالاجبار روز اول را راهی مدرسه میشوند.

این یک توفیق اجباری است که همه بیاد آورند خاطرات تلخ وشیرینی که از رفتن به مدرسه داشتند .

تفاوت ها را ببینند که آن موقع چقدر تحصیل بسادگی و کم هزینه وبی دردسر انجام میشد واکنون مخارجی که برای یک دبستانی متحمل میشوند شبیه یک دانشجوی دانشگاه آزاد است.

لباسها متحدالشکل شده ولی تفاوتها در کیف وکفش وتجهیزات دیگر بخوبی نمایان است.

در همان مرحله آغازین با مشگل سرویس مواجهه میشوی وپیمانکاری که میخواهد با همه آنهایی که باید با سرویس بروند جنگ آخر را بکند البته بحث های اصلی وکرایه های کمر شکن خود را معمولا چند هفته پیش در موقع ثبت نام یا بعد آن اعلام وتثبیت کرده اند.

هیچک کدام از مدیرمدرسه گرفته تا معاون ومعلمان وسرویس و... نمیتوانند نگرانی کامل والدین را رفع واینهمه مشکل موجود را حل کنند.

مدرسه ها باز شد دردسر آغاز شد کاستی های مدارس از یک سو مشکلات سرویس از سوی دیگر تفکرهای رقابتی همه جانبه مادی وعلمی که برخی مواقع ناسالم نیز هست که این وضعیت بستر مناسب برای رویش موسسات آموزشی خصوصی و کلاسهای خصوصی ایجاد کرده که هزینه های زیادی را به خانواده ها تحمیل میکند واز طرف دیگر خرید کتابهای کمک آموزشی وپوشاک ولوازم و... که هرروز طرح ومدل و شیوه و چیز جدیدی عرضه میشود که ناخود آگاه خانواده ها نیز در این مسیر رقابتی پایان ناپذیر وارد میشوند.

اکنون ممکن است خیلی ها سوال کنند چکار باید کنیم وچاره چیست آیا بچه را نگذاریم تحصیل کند؟

نه مشخصا تحصیل وعلم برای بچه بزرگترین ومهمترین سرمایه گذاری برای هرخانواده ایی است .

ولی همه ما میدانیم که از بین این هم بچه آنها که واقعا" موفق ونتیجه میگیرند وآینده ایی درخشان پیدا میکنند اندک است برای همین باید ببینیم آنها چه مسیری را پیموده اند.

باید این را بدانید نه هزینه کلان وکلاسهای خصوصی پیشرفته و تامین همه خاسته های دانش آموز چاره ساز است نه سختی و دشواری وکمبود بلکه باید برای رسیدن به آن یک نقشه راه خوب با درنظرگرفتن توان و موقعیت مادی وعلمی خودمان ترسیم کنیم .

باید سعی کنیم بچه مفهوم واقعی تحصیل را بفهمد وخودجوش و با پشتکار بدنبال کسب علم ودانش باشد .

برای اینکه یک بچه ایی به این تفکر وایده برسد باید کاری کنیم که فرزندمان درمسیر چشم وهم چشمی ورقابت ناسالم ومادی گرایی و رقابت ناسالم قرار نگیرد.

برای این اول ما باید از خودمان شروع کنیم وبدانیم که فرزندمان بسیاری از حرف ها وبحث ها وایده های ما را ثبت وضبط میکند ممکن است مادر خانه حتی انتقادی هم شده فرزند دیگران وداشته ویا نداشته های آنان را مطرح میکند بدون توجه به اینکه درفرزند تاثیر منفی میگذارد و یا پدر هزینه ها وموارد را برطبق انچه خود درکودکی طی کرده میکند بدون توجه به اینکه باید برخی تغییرات را نیز باید بپذیرد وآنها را تقبل کند تا فرزند دچار کمبود ومشکل نشود.

دوم دوست بسیار مهم است دوست خوب مهمترین کسی است که فرزند ما از رفتار وکردار وتفکر او الگو برداری میکند اگر هم سطح باشد ودانش آموز درسخوان و نیک رفتار وگفتار ویک رقابت سالم داشته باشد بدانید آن دوست همانند یک الماسی است که به فرزندمان هدیه دادیم.

سوم تامین نیازهای حداقلی و ایجاد بستر آرام برای تحصیل در خانه ودر ایاب وذهاب و در محیط مدرسه است که برای این باید وقت وزمان کافی بگذاریم.

من فقط خواستم دراینجا به کلیاتی اشاره کنم که هرکدام میتواند جزییات زیادی را دربربگیرد.

آرزو میکنم همه خانواده ها در این سرمایگذاری بزرگ موفق وموید باشند.


 
 
زندگی در بن بست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠
 

برخی ها میگویند دیگر به آخر خط رسیدیم یا زندگیمان به بن بست رسیده فرقی نمیکند کسی که به این نکته میرسد مرد باشد یا زن درفعالیت تجاری وکار رسیده باشد یا در زندگی خانوادگی بیشتر میخواهم به مفهوم واقعی این بحث بپردازم.

باید به این موضوع توجه کنیم که در زندگی بشری هیچ بن بستی وجود ندارد وانسان توان قدرتی دارد که از هر مشگل وگرفتاری وبدبختی بسلامت عبور کرده وپله های ترقی را بپیماید مثالهای ساد ه ایی دراین ارتباط میزنم فرض کنید فردی در تصادف یکی از اعضای اصلی خود همانند چشم ویا دست ویا پا را از دست میدهد وآنقدر افسرده وناراحت میشود که بجای استفاده بیشتر وبهتر از سایر اعضا متمرکز میشد به همان عضوی که از دست داده وروز بروز خود را افسرده تر وغمگین تر یافته وروز بروز پژمرده وضعیف میشود وبالعکس افرادی هستند که چندین عضو را ندارند ولی میبینی چون دست ندارد با پا مینویسد وچون چشم ندارد با گوش میبیند .

حال میخواهم موضوع را ببرم به فعالیتهای اقتصادی ، فعالیتهایی که هر فرد درآن صدها فکر و خیال دارد وانتظار دارد تا منافع مالی خوبی را برای رفع نیازهای رفاهی خود بدست آورد ولی چگونه میشود که یک فرد دراین فعالیت به بن بست میرسد درحالی که خود میداند این فعالیت سود وزیان دارد ومیداند چگونه بسیاری شکستهای سختی دیده اند ولی برخاسته ودوباره با قدرت واعتماد به نفس ادامه داده اند.

آنهایی که به بن بست میرسند افرادی هستند ترسو واز طرف دیگر فعالیت خود را از اول با ساز ودهل به دوست وآشنا گفته اند وچون فعالیت ادامه داشت همیشه شیر بودند وبی برنامه خرج میکردند واحساس میکردند که منافع فعالیتشان در نتیجه خوش فکریشان گل کرده وچون فعالیت به سراشیبی افتاد ومشکلات شروع شد ترس تمام وجودشان را میگیرد وچون اطرافیان به فوریت متوجه شده وهمهمه هابشود شکست آنها را سنگین تر وحرکت دوباره آنها را مشگل تر میکند.

بدانید در زندگی بن بستی وجود ندارد واگر احساس میکنید به بن بست رسیده اید سخت دراشتباه هستید بلکه بجای لفظ بن بست از تجربه های سخت استفاده کنید هرشکستی که میخورید بسته به بزرگی وکوچکی آن به همان اندازه به پیروزی نیز نزدیک میشوید.

فعالیتهایتان را به جزییات پیش دیگران وحتی خانواده خود مطرح نکنید انگار دقیقا" موجودی پول خود را به زن وفرزند وخانواده خود بگویید وچون زیاد شود آنها هزینه هایشان را با همان شدت حتی بیشتر افزایش دهند وچون کم شود همه هراسان شود ولی اگر همیشه بیش از 60 درصد توان وقدرت وفعالیت خود را عنوان نکنید بنابراین 40 درصد حاشیه امن دارید که هراتفاقی در این حیطه برای شما بیافتد هیچکس نه متوجه خواهد شد نه هراسان وشما نیز فرصت جبران دارید .

سعی کنید مطالعه واطلاعاتتان بالا ببرید ودراینصورت نه تنها خواهید دید که این خسارت شما بن بست نیست بلکه بسیار رویداد واتفاق عادی ومعمولی است که درمسیر تجارت باید تجربه کنید .

بدانید بجای بن بست صدها راه برای عبور از بحران ها وجود دارد و بسیاری از بحران ها نیز خودبخود رفع میشوند و هرکسی تحمل وصبرکند آنها را پشت سرمیگذارد.

زندگی درجریان است واگر به اطراف خود بنگرید میبینید همه درهر سطحی که باشند دارند زندگی میکنند وبرخی در موقعیت گرفتار خود خوشیهایی را تجربه میکند که دیگری با پول وثروت آن را نمیتواند تجربه کند.


 
 
گل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠
 

واقعا" کسی نیست که بگوید گل زیبا نیست همه انسانها گل را دوست دارند سفید وسیاه و عجم وعرب و بزرگ وکوچک وهمه دوست دارند آن را نگاه کنند وبو کنند ودرعروسی ها به عروس تقدیم میکنند ودرعزا برروی مزار میگذارند ودرجشن ها وغم ها گل جایگاه خود را دارد وهمیشه آن راحفظ کرده است.

اما اینبار بروید ویک شاخه گل را خوب نگاه کنید میبینید چقدر خار دارد ویا برخی گلبرگهایش بخوبی قرارنگرفته وبرگهایش ممکن است زیبا  نباشد و چندین ایراد دیگر که هرگز بخوبی به آن دقت نکردیم وفقط دریک نگاه زیباییش را میبینیم وهمه خارها وایراداتش را نمیبینیم چون میگوییم و مصمم هستیم گل زیباست.

راستی بشر طوری آفریده شده که در طول حیات خود باید زوجی اختیار کند ودرواقع تشکیل خانواده بدهد وهدفدار شود ودراین مسیر نیز براحتی دل نمیدهد ودلدار پیدا نمیکند وبه هر طریقی که باشد روز انتخاب اگر با اجبار نباشد بیش از گل یار وزوج خود را میپسندد وبه آن دل میبندد عشق یعنی کمال وزیبایی ودراین لحظه دراولین پیوندش گل را به او تقدیم میکند ومیگوید تو زیباتر از آن هستی .

ولی متاسفانه چرا این عشق وعلاقه ومحبت در طول زمان میتواند بیشتر وبیشتر شود درمواردی به اختلاف و درگیری وجدایی منتهی میشود.

این نه از نافهمی یک طرف مقابل ویا علاقه کم یکی از آنهاست بلکه بدلیل اختلاف نگاهی است که بیشتر در علاقه مندی زیاد رخ میدهد است زیرا آنها که بسیار عاشق ومعشوق بهم میرسند اختلافات بیشتر وبدتر رخ میدهد.

نگاهی که بجای اینکه مصمم باشیم معشوق ما زیباست وبی عیب بدنبال عیب یابی ورفع عیب میافتیم واین میشود آغاز اختلافها بجای اینکه بدانیم وبفهمیم اگر ایرادی نیز درمعشوق خود میبینیم خارهای اوست که خود باید باشد بدنبال اصلاحش میافتیم و زیباتر کردنش .

بجای اینکه گل را بو کنیم واز دیدنش لذت ببریم تمام توجه خود را به خارهایش جلب میکنیم آنها را به رخش میکشیم واحساس میکنیم انتخابمان اشتباه بود درصورتی که نگاه وشیوه برخوردمان اشتباه است.

بیایید واقع بین باشیم ولازم نیست بگوییم ای معشوق من تو از گل زیباتری بگوییم تو بمانند گل زیبایی وهستی وخارهایش را نیز پذیرا باشیم بجای توجه به خارها مصمم باشیم ومطمئن که گل زیباست آنموقع است که تا مرگ بایک گل زندگی خواهید کرد وزندگیتان روز بروز زیباتر وشیرینتر خواهد شد.

این دسته گل به همه کسانی که همچون گل نگاه میکنند و عطرآگین زندگی میکنند.


 
 
آخرین کلید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠
 

تا به حال مغازه پدر را او باز نکرده این اولین باری است که چون پدرش مریض شده  واز او خاسته بود تا مغازه را باز کند تا او درجریان امورات قرار گیرد انتظار نداشت که بتواند خرید وفروشی انجام دهد حداقل میتوانست تلفن ها را جواب داده وموارد مهم را به پدر انتقال دهد.

انگار وظیفه سنگینی بردوشش گذاشته شده بود مسئولیتی که بدلیل تنبلی های گذشته اش وعدم سرکشی به مغازه پدر وهمراهی او برایش کاملا بیگانه بود وسختی ها وتصورات مختلف در ذهنش خطور میکرد مشتری عصبانی ویا دزد و ... واز اینکار هراس داشت ولی چاره ایی نداشته پدر دراین شرایط سخت از او خواسته بود تا اینکار را انجام دهد.

دسته کلید پدر بیش از ده تا کلید داشت مال در و کرکره وصندوق و... او نمیدانست کدامین کلید برای کجاست .

کرکره را باز کرد وچون نوبت به دررسید هرکلیدی را انتخاب میکرد نمیشد خسته شده بود وبهانه خوبی بود تا برگردد واز زیر این مسئولیت سنگین فرارکند عرق از پیشانیش میریخت وکمی هم عصبانی شده بود دیگرکلافه شده بود و داشت تصمیم به برگشت به خانه را میگرفت تا به پدر بگوید که کلید دررا پیدا نکرد دوباره ودوباره امتحان کرد ولی باز نشد مطمئن شده بود که دیگر نیست باخود گفت شاید شانسی شانسی امتحان میکند شاید کلیدی از قلم میافتد شروع کرد به امتحان کردن موردی ومرتب اولین ودومین وسومین و...

آخرین کلید خیلی ضعیف وبدشکل دیده میشد وبرایش مشخص بود که آن کلید نیست میخواست امتحان نکرده برود که گفت هرچند این نیست بگذار امتحان کنم که بیکباره در باز شد یعنی همان آخرین کلید دررا باز کرد.

تجربه بزرگی برایش بود که شاید آخرین کلید کلیدی باشد که دررا باز کندکلیدی که تصورش هم نمیکنی بنابراین نباید خسته شود ودست از تلاش بردارد زیرا اگر مقاومت کند وبا برنامه باشد وتلاش کند عاقبت کلید درها را پیدا کرده ومشکلات از پیش رویش برداشته میشود.

او الان نه تنها از رفتن به مغازه ترس وهراسی ندارد بلکه اونقدر خوب اداره میکند که دیگر پدر اورا همه کاره مغازه کرده وخود همیشه استراحت میکند چون میداند ومطمئن است پسرش تبدیل به بهترین وبا تجربه ترین مغازه دارهای اون منطقه شده پسری که هرروز تجربه ایی نو میکند وبا بهترین شیوه مدیریت میکندو پسرش از تجارب دیگران استفاده میکند وموفق عمل میکند .

او میداند هرفعالیتی انجام دهیم برای موفق شدن درها وسدهای زیادی را بایدپشت سربگذریم ودسته کلیدی پر دردستانمان است وباید بادقت وصبر کلید هردررا پیدا کرده و آن را باز کنیم او اکنون به دیگران نیز یاد آور میشود خسته نشوید شاید آخرین کلید باشد.


 
 
داعش و اقتصاد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٥
 

شاید بسیاری فکر کنند که گروههایی همانند داعش چه ارتباطی با اقتصاد دارد ولی از نظر یک اقتصاددان هر چیزی که بتواند برروی عرضه وتقاضا و در سطح بین المللی برروی تجارت بین الملل ونرخ ارز حتی در یک منطقه تاثیر گذار باشد دارای ارز ش اقتصادی بوده ومحصول یا کالا از آن میتوان نام برد.

سیاسیون نیز به طور غیر مستقیم به این مساله اذعان دارند ومیگویند داعش زاییده آمریکاست به هرحال از نظراقتصادی چنین گروهها وطرز تفکرها ویا بهتر بگوییم محصولاتی مشخصا توسط یک کشوری با اهداف خاصی تولید میشود که علاوه بربهره برداری سیاسی ارزش اقتصادی نیز برای آنها ایجاد میکند.

دراقتصاد بین الملل بالاترین ارزآوری برای کشورهای توسعه یافته از چند طریق حاصل میشود 1- انرژی 2- توریسم 3- صنایع مادر وتکنولوژی 4- محصولات وادوات نظامی ....

بنابراین کاملا" مشخص است چنین محصولاتی با توجه به جنگ و مبارزه وناامنی که ایجاد میکنند اولین تاثیر مثبت آن برروی فروش گسترده محصولات وادوات جنگی است محصولاتی که ارزآوری بالایی داشته ودرصورتی که برای مدتی به فروش نرود ممکن است از رده خارج شود بنابراین چنین وضعیتی برای کشورهای پیشرفته چند حسن دارد یکی فروش قابل توجه ادوات محصولات نظامی تولید گذشته خود دوم آزمایش محصولات جدید خود به هزینه کشورهای جهان سوم صورت میگیرد حال سایر منابع وتوسعه ارتباطات وتجارتی که بدلیل ترس کشورهای منطقه بوجود میاید تا قراردادهای کلانی با ابرقدرتها بسته شود وهمچنین کاهش ارزش پول آنها درمقابل ارزهای بین المللی که منابع آنها را به ارزانی دراختیار کشورهای پیشرفته میگذاردمقولاتی است که وارد آن نمیشویم.

هرچند از نظر انسانی واجتماعی این سیاست بد دیده شود ولی از نظر سیاسی واقتصادی نوعی تولید محصول وکالا وایجاد منابع ومنافع اقتصادی بالا به نفع کشور ومردم خودشان است.

یکی از مهمترین موردی که اینجا وجود دارد اینست که چنین محصولی در کجا میتواند عرضه شود تا خسارتی ازبابت آن متوجه تولید وعرضه کننده نباشد مشخصا هرکالایی تقاضا ومحل مصرف مخصوص بخود را دارد واگر عارضه وخسارتی نیز داشته باشد درمنطقه ایی که عرضه وتوزیع شده ایجاد میکند آنچه مهم است اینست که ممکن است برخی کشورهای جهان سوم نیز به تبعیت از کشورهای پیشرفته درفکرتولید وعرضه چنین محصولاتی باشند تا شاید بتوانند درمقابل کشورهای پیشرفته یک رقیب و توانمندی نشان دهند که به دوعلت این عمل از نظر اقتصادی کاملا به ضرر تمام میشود که دربرخی موارد خسارت حاصله میتواند حتی اقتصاد آن کشور را بسیار تضعیف نماید هرچند از نظر سیاسی قابل توجیه باشد که عاقبت ضرر اقتصادی ناشی ازآن توجیه سیاسی را نیز ناکارامد خواهد کرد.

اولا چون بستر چنین محصولی دوباره منطقه خود آن کشورخواهد بود برای مثال خاورمیانه بنابراین افزایش ناامنی منطقه بدلیل وجود محصولات مختلفی ازاین قبیل منجرمیگردد که خود آن کشور نیز متضرر شود ودوباره به نفع کشورهای پیشرفته شود.

دوم اینکه چنین کشورهایی توان فروش چنین محصولی را نداشته وخریداری نیز پیدا نمیکنند وحتی برای تامین هزینه آن مجبورا خود به یکی از کشورهای توسعه یافته متوصل شده وادوات نظامی برایش وارد نمایند وگسترش آن نیز هیچ موقعیت وبستری برای آن کشور نداشته وهیچ قرارداد بین المللی وتوسعه اقتصادی برایش بوجود نمی آوردوحتی ممکن است موقعیتش را نیز نزد افکاربین المللی به خطر بیاندازد .

یکی از نکات مهم چنین محصولاتی تاریخ مصرف دار بودن آنست که معمولا از تاریخ تولید تا یک تاریخ معین تاریخ مصرف داشته وهمه متعجب میشوند که چگونه بعد از اتمام تاریخ مصرف آن چگونه کشورهای تولیدکننده نسبت به امحاء آن اقدام میکنند که کشورهای جهان سوم درمقابل تولیدات خود این توان رانداشته وخود منجر میشود تا ابد مجبور به هزینه وتحمل خسارت شود .


 
 
آبشارکرکر مشگین شهر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤
 

طبیعت زیبا بزرگترین سرمایه است که دراختیار مردمی است که بدون پرداخت وجهی در آن زندگی میکنند برای اینکه ارزش آن را بفهمیم لازم است هزینه هنگفتی که برای ایجاد یک پارک سرسبز میشود را جویا شویم پارکی که هیچ وقت آن طبیعت بکر نخواهد شد.

عادت چیز بدی است به هر چیزی زیرا دراین صورت زیباییها را به آن صورت که دیگران میبینند نخواهی دید.

میهمان که به شهر وارد میشود غرق در طبیعت ومناظر بکری است که درهرگوشه شهر پیداست.

ولی بسیاری از زیباییها هنوز بکر و دست نخورده دردل کوههاست که برای دیدنش باید دوستار طبیعت باشی وعاشق آن راه طولانی لازم نیست طی کنی ولی بهرحال هرماشینی توان ورود به جاده سنگلاخ آن را ندارد وهرکسی را ذوق قدم زدن بسویش آنها که میروند احساس میکنند جزو بندگان انگشت شماری هستند که توان وعظمت آفریدگار هستی را به عینه میبینند وتازه میفهمند طبیعت زیباست زیباتر از آنچه آنها تا کنون دیده وفهمیده بودند.

از شهرکمی که دور میشوی جاده سنگلاخ وباریکی را باید ادامه دهی از پس دره ها وتپه ها وکوههایی که منتهی میشود به دامنه سبلان سبلانی که زیباییش به داشتن دریاچه ایی در نوک قله اش است ودرطول سال ذوب برفایش سیرابگر اطرافش وهمین عامل طبیعت سرسبز وزیبایی را بوجود آورده است.

با ماشین 20 دقیقه ایی به آرامی میروی میرسی به "قیخ بلاخ" چهل چشمه جایی است که رود زیبایی در دل کوه جاری است وهمه جا نیز پرازآب و چشمه است.

چندین پرورش ماهی نیز درمسیرش ایجاد شده واز قدیم این رود بهترین بستر ماهی قزل آلای خالدار بوده والان نیز پرورش دهندگان همان ماهی را پرورش میدهند ونیاز ماهی شهر را براورده میکنند.

از این به بعد باید پیاده روی کرد دردل کوه وازکنار رودخانه گاهی درکنار رودی وگاهی ازآن فاصله میگیری ولی بهرحال مقصد آبشار زیبایی است که دردل کوه همچون یک استاد موسیقی برتار آبش مینوازد وصدای دلنشینی دارد وصحنه زیبایی ایجاد کرده که انسان رامحو زیبایی وعظمت خود میکند.

دراینجا ما تاب وتوان نداشتیم هرچند آب سردی درآن جریان داشت ولی احساس کردیم باید با این زیبایی باید محو شد ووجودش را احساس کرد ودرآغوش گرفت واینبود که یک لحظه دیدیم دردرون آب دل آبشاریم واو درآغوش ما وما درآغوش آن.


 
 
داشتن بهتر است یا نداشتن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤
 

بنظر من باید بجای سوال دوران دبستانی مان که همیشه یکی از موضوعات انشاء بود " علم بهتر است یا ثروت" که الان با هزینه های بالای بهداشت وآموزش غیره دیگر علم بدون پول تقریبا" رویایی بیش نیست باید این موضوع مطرح شود" داشتن بهتر است یا نداشتن"

البته من ابتدا باید یک تعریفی از هردو بدهم تا موضوع شفاف تر شود:

داشتن دراینجا به معنی ثروت بیشتر وبیشتر

نداشتن یعنی حداقلی که برای یک زندگی متوسط که درآن هزینه آموزش وبهداشت فرزندان در یک سطح متوسط تامین شده باشد.

هیچ کسی از وضعیت موجود خود راضی نیست وهیچ کسی را نیز پیدا نمیکنی که خود را نیازمند احساس نکند زیرا میل به قدرت و ترقی یکی از امیال سیری ناپذیر صفات انسانی است.

داشتن خوب است ولی باید برای آن تعریفی داشته باشیم زیرا اگر نباشد خود بخود همه ابعاد زندگی انسان را درگیر کرده وبجای افزایش کیفیت زندگی آرامش را از فرد میگیرد .

همانند این میماند که شما اگر یک خانه وماشین ویک شغل آبرومند داشته باشید هرچند دغدغه رشد و ترقی را دارید ولی اگر بدرستی ومعقولانه بخواهید زندگی کنید وبه حداقل ها قانع باشید وبه این توجه کنید که اگر قصد گردش وسفر دارید دل طبیعت بودن ودرون یک چادر خوابیدن زیباتر از هتل 5 ستاره ایی است که دوباره درآن با در ودیوار وتلویزیون وتخت سروکار دارید.

بنظر من هرخانه حتی متوسطی چه از نظر امکانات ومرتب بودن وتجهیزات از هیچ هتل 5 ستاره ایی که یک اطاق در اختیار شما میگذارد چیزی کم ندارد بنابراین ما درطول سال ودرشرایط عادی در هتل 5 ستاره هستیم ودر گردش زیبا تر وبهتر آن خواهد بود که برویم ودرچادر وطبیعت باشیم تا واقعا آن شادی نشاط وزیبایی طبیعت را بیشتر دریابیم.

شما اگر یک آپارتمان نشین هم باشید نزدیکترین پارک حیاطی زیبایی میتواند برای شما باشد که نه پول نگهداری میدهید ونه نگران خرابی ورسیدگی وآبیاری وحرس و... آن هستید ولی آن فرد دارایی که باغی بزرگ دارد هرروز صدها نگرانی وزحمت باید بکشد تا بتواند از آن استفاده مفید ببرد وجالب اینست که خانواده اش چون به آن داشته ها عادت میکنند رغبتی برای تفریح درآن ندارند وبرایشان تکراری است.

شما میخواهید داشتن هایتان افزون گردد بنابراین کار وشغلتان را توسعه میدهید وکارکنانی استخدام وواحد تولیدی نیز راه اندازی میکنید ولی از همان روز دیگر زمان وفکر وتوانتان باید مصروف این گردد که پرسنل را مدیریت وریسک  کنید برای سرمایه گذاری و تولید واز آن طرف شب وروز بدوید تا برای فروش ودرنهایت همیشه استرس دریافت وپرداختها را دارید.

گویند فرزند زیبا وشیرین ونمک زندگی است اما یکی کم است ودو تا بیش لازم است بدانیم اگر برای نگهداری داشته ها یک تعریفی داشته باشیم وبگوییم برای برنامه دادن هر 100میلیون همانند یک فرزند توان وانرژی ونگهداری میخواهد بدانید پس اگر یک میلیارد ایجاد شود پس شما 10 فرزند دارید وبدانید درآنصورت است که میگویند سکته های مغزی وقلبی وچاقی واسترس وفشارخون و... همه از آن کسانی هستند که دارند.

پس از این انشاء نتیجه میگیریم نداشتن بهتر از داشتن است.

ضرب المثل قدیمی میگوید هرکه بامش بیش برفش بیش.


 
 
مسائل کاری را از زندگی تفکیک کنید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۳
 

همه ما تلاش وکوششمان برای این است که زندگی آرام وخوشبختی داشته باشیم وبا توجه به اینکه یکی از ابزارهای آن مسائل مادی است  که لازم است درآمد مکفی که بتوانیم هزینه های روزمره زندگی را تامین کنیم داشته باشیم ومتاسفانه روز بروز این ابزار رفته رفته مهمتر و اساسی تر میشود وسقف آن بالاتر وبالاتر میرود وبرای همین یک فرد اگر بخواهد آن را بدرستی تامین نماید دست به ریسک وفعالیتهای بیشتر بزند.

درگذشته هزینه های بهداشتی وآموزشی یک خانوار بدلیل برخورداری از درمان رایگان وهمچنین بدلیل برخورداری از آموزش رایگان جزو مخارج خانوار به حساب نمیامدند درصورتی که امروزه همین دو مورد بودجه زیادی را میطلبد ودرصورتی که درآمد لازم برای پوشش آنها ایجاد نشود فرد مجبور میشود دربرخی موارد به ضرر آینده خانوار تا سطح معینی استفاده برده و محدودیتهای برای خود وخانوار ایجاد نماید ودرواقع از رفاه وخوشبختی خانوار بزند.

دراینجا مسئله ایی که بوجود میاید تلاش بیشتر برای کسب درآمد بیشتر مطرح میشود وفرد مجبور است برای بهره مندی از رفاه بیشتر وپوشش مخارج ضروری و سرمایه گذاری برروی سلامت وآموزش خانوار ریسک وسرمایه گذاریهای بیشتری بکند که این ریسکها هم میتواند سود ایجاد کند وهم ضرر که به همین دلیل استرس زا و حساسیت بالایی را ایجاد میکند.

آنچه مهم است و اجتناب ناپذیر اینست که درجوامع امروزی حرکت نیازها ومخاج روزمره انسان وتنوع آنها وروز بروز تبدیل شدن نیازهای غیر ضرور به ضروری وافزایش هزینه نیازهای ضروری و همچنین تبدیل نیازهای بهداشتی وآموزشی به سرمایه ایی واساسی وبالا رفتن هزینه ومخارج آنها منجر میشود تا فرد ناگزیر باشد که فعالیتهای سرمایه گذاری بیشتری برای تامین آنها بکند تا بتواند درآمد بیشتری کسب کند وحرکت رشد درآمدی خود را متناسب با حرکت تند افزایش هزینه ها نماید والا نه تنها رفاه کافی بدست نخواهد آورد بلکه آینده خود را نیز به خطر خواهد انداخت.

مهمترین مسئله در اینجا نه اجتناب ودوری از کسب در آمد بیشتر بلکه توجه به این مسئله است که این فعالیت بیشتر وریسک بیشتر باید تعریف شده واصولی صورت گیرد.

شما هر فعالیت وحرکتی بکنید بدانید شکست وپیروزی هردو به یک احتمال وحتی شکست با احتمال بیشتری درکمین شما خواهد بود زیرا بسیاری از موارد وخطرات براحتی قابل پیش بینی نیستند ویا از عواملی خارج از حیطه فعالیت شما به فعالیت وحرکت شما منتقل شده و شمارا با شکست مواجهه میسازد این بدان معنی نیست که بترسیم وهیچ فعالیت بیشتری نداشته باشیم.

باید به این موضوع مهم توجه داشته باشیم که دو خط موازی داریم یک خط بنام زندگی ودیکری به نام فعالیت که اگر در کنار هم باشند روز بروز رفاه بالاتر وبیشتری را تجربه خواهید کرد واگر همدیگر را قطع کنند وموازی هم نباشند ممکن است زندگی را به مخاطره انداخته ومختل نماید.

در زندگیهای سنتی وگذشتگان رفتارها وایده های جالبی بود که همین ایده های ساده خود منجر میشد تا زندگی آنها هیچ وقت با بالا رفتن وپایین آمدنها از هم نپاشد وپایدار باشد که به برخی از این ایده ها واصول میپردازم:

1- مرد خانه موقعی حق انجام ریسکهای بالاتر را داشت که ابتدا حداقل یک سرپناه برای خانواده خود تامین کرده باشد ومازاد آن را وارد عملیات ریسک اقتصادی کند.

2-مرد خانه در هرفعالیت وعملکردی ملزم بود همسرش را به طرق غیرمستقیم در جریان حرکات مثبت خود قراردهد و با بالاتر رفتن ریسک پس انداز اورا بیشترکند که معمولا با خرید طلا وزیورآلات صورت میگرفت وخود پس انداز خوبی برای روز مبادا بود.

3-مدیریت مخارج وهزینه ها مشترکاصورت میگرفت همسرش با زندگی حداقلی ومرد خانه با تعریف کامل هزینه ها ومخارج وپرهیز از هزینه های بی رویه.

4- چشم هم چشمی هیچ معنی ومفهومی نداشت وهرکس در جایگاهی زندگی میکرد که هست وهیچ وقت تلاش نمیکرد فخرفروشی بکند.

5-مواردی همچون آموزش و سلامتی هزینه های چشمگیری نبود ودولت آن هزینه ها را تقبل میکرد.

وموارد دیگری که درفعالیت ومیزان ریسک یک فرد موثربود.

امروزه متاسفانه بسیاری از مردم تعریف درستی از ریسک کردن نداشته وبدون آنکه زندگی حداقلی خود را تامین وتضمین کنند کل زندگی خود را به فعالیت وریسک وارد میکنند وهمچنین تعریف صحیحی از رفاه وجایگاه خانوار خود ندارند وبرای همین موقعی که شکستی متوجه فعالیتشان میشود هیچ پشتوانه و منابعی برای تامین وحفظ حداقلی زندگی وخانواده خود نداشته وکل خانوده با بدبختی وفلاکت روبرو میشوند.

بنابراین مراجعه به رویه های گذشته و توجه به این موضوع که ریسک هم باید تعریفی داشته باشد ومنابع لازم برای زندگی حداقلی خانوار نباید وارد فعالیت ریسک پذیر ما بشود بطوری که هراتفاقی برای پدر خانواده وفعالیت او ایجاد شود خانواده بتواند خود را اداره کرده ومجال برنامه ریزی وخودیابی را داشته باشد ودرمواقعی که پدر خانوار گرفتار است وهیچ منابعی برای تامین هزینه های خانوار ندارد خانواده بتواند با اتکا به پس انداز ومنابع حداقلی مدت زمانی خود خودش را میریت واداره کند .

بطور ساده تر باید بگویم معنی ریسک کردن اینست که هرگونه سرمایه گذاری وریسکی باید جدا از منابع وسرمایه حداقلی خانوار صورت بگیرد وخانواده وارد اشتباهات ومشکلات پدر خانواده نشود ومطمئنا در چنین وضعیتی پدر خانواده نیز میتواند موانع وسختیها را به خوبی وبا اطمینان وصبر طی کند.

 

 


 
 
دختری که لیاقت خوشبختی را داشت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٦
 

شیرین خانواده پر جمعیتی داشت تازه او بچه اول این خانواده شش هفت نفره بود که برادران وخواهرانی نیز از پدر ومادر دیگر داشت هرچند همه یکجا نبودندولی همیشه وجودشان محسوس بود و اثرگذار.

پدری که کار تخصصی داشت و درآمد قابل قبولی داشت وبا اینکه دوخانواده را جواب میداد ولی آنقدر درآمد داشت که خانواده اورا که اولی تر بود در ناز ونعمت نگهدارد برادرانش کت وشلوار عید را هفته ها قبل میپوشیدند ودر کوچه به بقیه پز میدادند وهرچه میلشان میکشید از مادر میخواستند او نیز تهیه میکرد مادر خانواده کاملا پدر را دراختیارداشت.

حیات بزرگی داشتند هردو خانواده با مادر بزرگ بخوبی درآن جای گرفته بودند اما مادر بزرگ مادر ناتنی بود وآنها از این تبعیض در زجر بودند ولی تلاش میکردند تا هیچ وقت نارضایتی بروز نکند تا بهانه ایی به مادر شیرین بدهند.

زندگی با یک تبعیض آشکار ولی مسالمت آمیز در جریان بود برادرهایش در ناز ونعمت بودند حتی برادرها وخواهرهای مادری شان که از پدر دوم بود نیز نسبت به برادرها وخواهرهای ناتنی اوضاع بهتری داشتند.

همه شاد بودند همه همسایه ها باهم دوست ویکپارچه ومادران چون پدرها صبح همه به سرکار وفعالیت میرفتند آنها صبح تا غروب خورشید که پدرها یکی یکی به خانه میامدند در کوچه مینشستند واز زمین وزمان صحبت میکردند وبچه ها نیز با هم به بازیگوشی میپرداختند دخترها به بازی پسرها وارد نمیشدند وهمین عرف وسنت کافی بود که از همان دوران کودکی هرپسری هر دختری را میدید بی هیچ مزاحمتی دردلش رویاها وعشق هایی میپروراند ولی تعصب خاصی حاکم بود واحترام خاصی وهیچ کس را جرات تخلف به ذهنش نمیزد وخطور نمیکرد.

از درس ومشق خبری نبود اگر کسی میتوانست درهر سطحی نمره قبولی از درسی بگیرد جای خوشحالی داشت همه نمرات بالاتر از ده اعتبار خاصی بین همه داشت واز پانزده به بالا انگار یک رویا بود معنی ومفهوم نداشت وهیچ پدر ومادری از فرزندشان انتظار آن نمره ها رانداشتند.

بچه ها صبح تا شب بازی میکردند ومیخوابیدند وکتابها را برداشته به مدرسه میرفتند کتاب دخترها بسیار نو میماند وپسرها پاره پاره این نه از خواندن بیشتر بلکه از بی نظمی وشلوغی بود ودخترها تنبلتر از پسرها بودند و دربین خانواده ها زیاد اهمیت نداشت که دخترها درس بخوانند وباسواد بشوند وکار پیدا کنند چون میدانستند دختر پا به 15سال به بالا بگذارد خواستگاری خواهد آمد خیلی بماند تا 18 سالگی است.

پسرهمسایه شیرین به درس علاقه داشت و چون او کسی بود که همه خانواده ها ادب واخلاق اورا تایید میکردند وهمه  بچه ها چه دختر وپسر اورا دوست داشتند وهمین کافی بود که او الگویی شود برای بعضی از بچه ها واز جمله شیرین که با او همسن بود تنها دختری بود که درهمسایگی خانه به خانه و با او دوست حساب میشد وکتاب درسی میگرفت.

در خانواده شیرین حتی کسی از هفت کلاس بیشتر تحصیلات نداشت وبرادرهای کوچکتر از او نیز فعلا در ناز ونعمت وولخرجی های مادر جز بازیگوشی وتفریح به چیز دیگری فکر نمیکنند.

شیرین باهوش بود وبخوبی تشخیص داده بود که درس میتواند او را خوشبخت کند واون پسر همسایه نیز بهترین انتخاب بود ولی آن پسر فقط به درس میاندیشید وهیچ ذهنیتی از دخترهای همسایه نداشت ونزدیگی ودوستی بیشتر با آنها را هم ترس داشت و هم خجالت میکشید .

شیرین روزبروز بزرگتر میشد و قیافه دخترانش بیشتر نمایان میشد وهمین کافی بود که برخی پسرهای به سن بلوغ رسیده را مجذوب خود کند ودوستی نیز پیدا کند که فکرمیکرد به ازدواج منتهی خواهد شد ولی غافل از اینکه نه خانواده اش آن پسر را قبول داشتند ونه رشد تحصیلی شیرین این اجازه را خواهد داد ولی فعلا شیرین هم درس میخواند وهم دوستی وعشق.

این رفتار وارتباط شیرین درآن دوران جرم و خیانت بزرگ محسوب میشد ولی شیرین آنقدر باهوش وزیرک بود که بتواند این ارتباط را که با هدف ازدواج شروع کرده بود مخفی نگهدارد.

روزها میگذشت وسالها گذشت تا اینکه شیرین موفق شد بعنوان اولین فرزندی که دراین خانواده توانسته بود از سد سوم راهنمایی گذشته وپا به دبیرستان بگذارد وهمین موضوع باعث شد که شیرین به توانایی خود بیشتر پی برد واز این پس علاقه او به دوست پسرش کمرنگ میشد واحساس میکرد فاصله علمی پیدا میکند وبرعکس به پسر همسایه دیواربدیوار نزدیک ونزدیکتر میشد وبه بهانه های مختلف کتاب و دفتر میخواست هرچند او بی تفاوت بود ولی همین ارتباطات باعث میشد شیرین روزبروز از اشتباه وتخلف وارتباطات عشقی دور شده وبه درس وکنکور علاقه مند شود.

شیرین آن دختر شیطون قبلی نبود یک دختر زرنگ درسخوان شده بود وبا پسر همسایه رقابت میکرد کنکور رسید رقابت سرسختی شروع شد درکوچه هیج کس تاحال ندیده بود کسی دانشگاه بره ودر کل شهر وروستاهایش تعداد قبولی هرسال به ده نفر نمیرسید ولی پسر همسایه با اقتدار قبول شد نتیجه سالها زحمت خود رادید ولی شیرین پشت در دانشگاه توقف کرد  اما مایوس نشد وهمه کتابها ودفاتر پسر همسایه راگرفت واز او مشورت درسی نیز گرفت وپسر همسایه درآخرین دیدارش برنامه درسی خوبی نیز برایش نوشت وداد ورفت دانشگاه.

شیرین روزها وشبها درس میخواند ونمیخواست که ناموفق بشه ومیخواست توان خود را به همه نشان بده تا اینکه توانست با رتبه خوبی از بهترین دانشگاه قبول بشه وهمه خانواده وشهر را متحیر وخوشحال کرد وخود نیز سرمست پا به دانشگاه ورشته ایی گذاشت که آرزوی جوانان بسیاری بود شیرین تبدیل به دختر مغرور و امیدواری شده بود که احساس میکرد همه پله های ترقی وپیشرفت را طی کرده والان در اوج خوشبختی نشسته ولی این پایان راه نبود.

شیرین تا یکسال اول تحصیل هیچکس را نمیدید وهیچ پسری را درشهر خود قبول نداشت خواستگارانی نیز میامدند وخانواده وشیرین همه را رد میکردند شاید تنها پسری که میتوانست این سد خواستگاری را بشکند وبله را از او بگیرد همان پسر همسایه بود که اونیز در شهری ودانشگاهی دیگر مشغول بود وبه تنها چیزی که فکر نمیکرد ازدواج بود.

گذشته لکه دار همیشه میگویند دامن انسان را میگیرد شیرین همانند آدم معتادی میماند که یکبار ترک کرده باشد او درسوابقش تجربه دوستی با پسری را داشت وهمین کافی بود تا یکی از اقوام دورشان که درتهران بود دامی در مسیر شیرین پهن کند ومیشنیدیم که با کیف سامسونت بارها وبارها آمد خواستگاریش ودر کوچه مادران با هم صحبت میکردند وهرکس چیزی از کمالات پسر میگفت که بزرگترین آن اینبود که آن کیف سامسونت پر از پول است !

بالاخره این آمدن ورفتن ها جواب داد عاقبت بله را از شیرین گرفت وسالها بعد زمزمه هایی بگوش رسید که شیرین دانشگاهش را تمام کرده ولی چون با همسرش در اختلاف است بندرت به شهرستان میاید ومتاسفانه بعد از سالها زندگی اتفاقی که نباید میافتاد افتاد وآنهم جدایی وطلاق شیرین از شوهرش بایک فرزند دختر تازه فهمیدیم علت اصلی آن اعتیاد شوهرش به مواد مخدر بوده وشیرین دراینجا اولین ومهمترین شکست زندگیش را از تصمیمات احساسی اش گرفت.

شیرین دیگر آن دختر شاد وسرزنده و مغرور نبود شکستی بزرگ تجربه کرده بود وآمد تا آن را در کار وفعالیت جبران کند پدر ومادر وبرادرانش هم برای نزدیکی به دختر وخواهرشان که او را یک کوه ویک پشتوانه بزرگ به خانواده میدانستند راهی تهران شدند ولی افسوس که پدر از این کوچ وتنهایی دق کرد ومرد وبدنبالش مادر وبرادرها نیز در این شهر بزرگ راه خلاف را درپیش گرفتند ودوباره شیرین ماند و انبوهی از غم ومشکلات با خود فکرکرد که شاید این غم وغصه در شهر مادریش قابل تحمل تر باشد وانتقالی گرفت ورفت شهرستان .

چندسالی بود وفعالیتی نیز زد ولی دوباره احساسات برعقلش غلبه کرد وبا اینکه هم از نظر سنی وهم از نظر تحصیلی از کسی که برای فعالیتش استخدام کرده بود بزرگتر بود ولی با او ازدواج کرد ازدواجی که بحث ها وحدیثه وسرنوشت پرفراز ونشیب جدیدی را برایش رغم زد انگار روزگار با او سرناسازگاری دارد ویا این همان مسیری است که خود با دستان خود از کودکی نوشته والان بازخوانی میکند.

 


 
 
رکود وعبور از تعهدات
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٦
 

شاید بدترین وضعیتی که در شرایط رکودی ایجاد میشود از کمبود گردش نقدینگی ومشکل پاسخگویی به تعهدات است.

دراین شرایط تجار با مشکل عدم تامین منابع لازم برای تعهدات خود مواجهه شده وتداوم فعالیت خود را در خطر میبینند.

تعهدات جزو ذات فعالیت تجاری بوده وهمیشه ودر هر شرایط اقتصادی وجود داشته ووجود آن برای هر تاجری یک نوع توان و تجربه فعالیت محسوب میشود وایجاد تعهد ورفع آن یکی از مهمترین مسائل تجاری ومیزان ایجاد آن و روند تعریف شده آن به توان و اعتبار و تجربه تاجر بستگی دارد وحجم آن منجر میشود تا تاجر بتواند  عملیات وحرکتها وتصمیمات تجاری بیشتری کرده ودرواقع سود بیشتر ی نیز بدست آورد.

آن چه دراینجا میخواهم اشاره کنم نه ماهیت وعلل وعوامل ایجادی تعهد بلکه بهترین طرق ممکن برای عبور از تعهدات درشرایط رکودی است.

شرایط رکودی به شرایطی اطلاق میشود که در آن تاجر براحتی نمیتواند سایر اموال خود را تبدیل به وجه نقد کند.

البته اینجانب توصیه میکنم حتی در شرایط تورمی نیز از این الگو طبعیت کنید ولی شرایط رکودی خود بالاجبار شرایطی ایجاد میکند که تاجر  نتواند از سایر امکانات خود برای تامین تعهدات براحتی بهره گیرد.

همانطوری که اشاره کردم یک تاجر موفق برای تجارت خود تعاریف دقیق وصحیحی دارد ودر آن سرمایه ودرآمد وهزینه و... تعریف کامل شده اند وزندگی شخصی واموال شخصی اش به هیچ وجه ربطی به فعالیت تجاری اش نداشته ودر سخت ترین شرایط نیز دست به تبدیل آنها برای رفع بحران بوجود آمده وتامین تعهدات نمیزند زیرا بخوبی میداند تعهدات سنگین وسخت خود درفرد تلاش و حرکت ایجاد میکند تا فرد بتواند از مشکلات و تعهدات تجاری عبور کند وحتی درصورتی که موفق نشود منجر به بروز وضعیت ومذاکره وتجاربی میشود که فرد تاجر را بیش از پیش تواناتر وموفق تر خواهد کرد واز طرف دیگر باید توجه داشته باشیم این مشکل را خود ویا شرایط اقتصادی جامعه به ما تحمیل کرده وماندگار نیست.

مهمترین دلیل برای عدم تبدیل اموال شخصی برای رفع مشکلات تجاری توجه به این موضوع مهم است که منابع شخصی شما بالاخره پایانی دارد ولی تعهدات درذات فعالیت تحاری بوده وپایانی ندارد.

تاجرموفق نه تنها از اموال شخصی خود نمیکاهد بلکه درسخت ترین وبدترین شرایط به اموال خود نیز اضافه میکند.همین پشتوانه شخصی او تاثیر بسزایی در اعتماد بنفس واعتبار او نزد دیگران دارد.

دربسیاری موارد صبر وتحمل وگذر زمان بسیاری از مشکلات را رفع میکند واگر تعهد ایجاد میشود گشایشهایی نیز بوجود میاید.


 
 
کودک واقتصاد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٦
 

امروزه میتوان گفت هزینه یک کودک درصد قابل توجهی از هزینه یک خانوار را بخود اختصاص میدهد.

بخش مهمی از درآمد یک خانواده متوسط به مصرف هزینه های جاری میرسد ودرصورتی که این هزینه ها بخوبی تعریف نشود هیچ بخشی از درآمد پس انداز نمیشود که این وضعیت اگر سالها ادامه یابد بدلیل تورم موجود دراقتصاد نگران کننده خواهد بود.

بنابراین در قشر متوسط به پایین حتما بایستی هزینه های جاری بخوبی تعریف وکنترل شود که از جمله این هزینه ها میتوان به هزینه اجاره(درصورت مستاجر بودن) هزینه خوراک ،هزینه پوشاک،هزینه های آموزشی ،هزینه های بهداشتی ، هزینه های مصرفی وهزینه ایاب وذهاب ،هزینه های تفریحی و...

متاسفانه بسیاری از این اقشار جامعه بااین استدلال که درآمد آنها برای پوشش کامل هزینه ها کافی نیست وبرای همین پس انداز برایشان معنی ومفهوم ندارد برای همین به نسبت ونوع هزینه وتقدم وتاخر آن توجهی نمیکنند وبمحض اینکه حقوق ودرآمدشان بدستشان رسید بدون الویت بندی خاص وبصورت شرطی وروزمره خرج میکنند وبرای همین است که در مواقعی که هزینه های خاص وموردی پیش میاید خود بخود به قرض وبدهی میافتند.

دراین نوع اقشارجامعه هزینه های آموزشی الویت و تداوم خوبی نداشته وهزینه های بهداشتی نیز همیشه بعد از اتفاق واجبار انجام میشود.

شاید کودک خوب داشتن چه از نظر جسمی وچه از نظر فکری که میتواند یک سرمایه وپشتوانه خوب برای چنین خانواده هایی شود اهمیت بسزایی دارد درصورتی که دراینگونه خانواده ها توجه وبرنامه ریزی کافی بدلیل این باور که هراقدامی هزینه دارد صورت نمیگیرد که دراینجا میخواهم کمک فکری برای این اقشار جامعه بکنیم.

هزینه کودک درجامعه امروزی که فرزند سالاری نیز هست یکی از اقلام اصلی سبد هزینه خانوار است امروزه از روزی که بچه متولد میشود چه فقیر وثروتمند از هزینه بیمارستان گرفته تا  سیسمونی برای آن تهیه میشود واز همان دوران کودکی خانواده احساس میکنند اگر همه خواسته های کودکشان را برآورده کنند درواقع نمیگذارند کودکشان عقده ایی بار بیاید وبرخی کمبودها وآرزوهای خود را نیز به این صورت التیام میبخشند.

البته باید به یک نقطه مهم توجه کنیم که بسیاری از تجار وفعالان در بخش تامین نیازهای کودکان بدلیل وجود یک تقاضای بالا وآمادگی هزینه خانوارها دراین بخش نیاز وتقاضاهای جدید نیز ایجاد میکنند برای همین باید بدانند که باهیچ بودجه وهزینه ایی نخواهد توانست همه درخواستها وموارد کودک خود را جواب بدهند.

موقعی که از اقتصاد کودک به میان میاید خیلی ها فکر میکنند بدین معنی است که باید از همان دوران کودکی باید کودک را با اقتصاد وهزینه وبرنامه آشنا کرد که طرز تفکر اشتباهی است بلکه باید به این موضوع توجه کنیم که کودک همانند یک دوربین فیلمبرداری ضبط میکند همانند یک طوطی صحبت میکند یعنی ما باید به بزرگترها یاد دهیم که درست ومنطقی وبا برنامه عمل کنند ومطمئن باشند بچه نیز خود بخود از ما یاد گرفته واجبارابا برنامه بودن را میاموزد.

آنچه مهم است اینست که هزینه های کودکمان را نیز همانند خودمان تعریف نکنیم بطوری که بیشترین مورد تامین نیازها وعلائق اورا در هزینه های مصرفی تعریف کرده وهزینه های بهداشتی وآموزشی را در صورت امکان وتوانایی اضافی تامین کنیم این نحوه عمل منجر میشود که کودک زندگی مصرفی را بهتر وبیشتر تمرین کند وجهت فکری مارا نیز بخوبی تشخیص دهد وبدلیل اینکه آموزش وبهداشت برایش سختی دارد به راحتی از آن تفره برود ومانیز احساس کنیم فعلا هردو طرف آمادگی انجام آن را ندارند وبجای تربیت وبهره مندی از یک کودک آموزش دیده وسالم قدرتمند در آینده با یک کودک پرتنش و اعصاب خرد کن ومخالف دردسر ساز ومعلول مواجه باشیم که دراینصورت بدبختی خانوار دوچندان شده حتی اگر درآینده پول وثروتی نیز بدست آید بجای هزینه شدن برای رفاه وآسایش توسط یک فرزند بی بند وبار به مصرف خواهد رسید وکسی نیز توان مقابله با او را نخواهد داشت.


 
 
نقشه راه خروج از رکود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٠
 

این عنوانی است که روزنامه ها برای تحلیل بسته 177ماده ایی دولت برای خروج از رکود که هنوز 30 ماده آن توسط مجلس تصویب نهایی نشده است.

متاسفانه اقتصاد کشور ما وفعالان تولیدی وتجاری ما از سال 57 تا کنون همیشه با عارضه تورم روبرو بوده واز سال 84 تا سال 92 بدترین وضعیت اقتصادی یعنی توررکودی را تجربه کرده اند که این وضعیت بسیاری از آنها را نیمه فعال و یا غیرفعال کرده است.

یکی از مشکلات و مهمترین عامل بروز واستمرار چنین ووضعیتی نه به علت عدم آگاهی وعدم استفاده از اندیشمندان اقتصادی بلکه عدم اطلاع وشناخت همین اندیشمندان از ساختار اقتصادی وبومی کشور است ومتاسفانه به ندرت تحصیلکرده ها واندیشمندانی داریم که دربطن فعالیت اقتصادی حضور داشته و اطلاعات تجربی وعمیقی از ماهیت ووضعیت عینی اقتصاد کشور داشته باشند واگر باشد نیز متاسفانه این افراد یا فرصت وعلاقه حضور در جمع تیمهای اقتصادی تئوری را ندارند ویا به آنها توجهی نمیشود.

شما اگر بخوبی ساختارهای اقتصادی کشور و شیوه برخورد دولتمردان را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید نه با دیدگاه وسلیقه شخصی بلکه همه نسخه ها توسط همین تئورسین های اقتصادی  ارائه شده وهمیشه این اساتید وتئورسین ها که انتقادی صحبت میکنند چه در کنار دولت وچه مجلس و... صاحب نظر بوده وبلکه دیدگاهها وتئوری های خود را پیاده کرده اند ونتیجه وضعیت موجود ناشی از نسخه های اقتصادی است که اساتید محترم ارائه داده اند.

دراینجا یک موضوع مهمی که مطرح میشود اینست که چرا تئوری های اقتصادی دانشگاهی نمیتواند معضلات اقتصادی جامعه مارا ترمیم یا بهبود بخشد؟

جواب این سوال اینست که در دنیا دو دیدگاه اقتصادی در دانشگاهها تدریس میشود دیدگاه سرمایه داری که برپایه نظریات کینز میباشد ودیدگاه مارکسیستی که مبتنی برنظریات مارکس وبر میباشد.

بنابراین هراستادی مدلهای اقتصادی خودرا برمبنای تحصیلات مکتسبه خود و پیش فرض های استوار میکند که بنظر او مهمتر از سایر عوامل است.

ولی دراینجا باید به یک موضوع مهم توجه کنیم که اقتصاد ایران نه سرمایه داری است ونه سوسیالیستی

یعنی نه اقتصاد بازار(آزاد):یک سیستم اقتصادی است که درآن تولید  توزیع کالا وخدمات با سیستم قیمت آزاد هدایت میشود ودولت هیچ نقشی درآن ندارد. که میبینیم از قیمت گذاری گرفته تا انتخاب تولید وتوزیع وغیره دولت کاملا" حضوری کامل وپر رنگ دارد. ونه سوسیایستی:به سیستمی اطلاق میشود که درآن مالکیت منابع طبیعی و ابزارهای تولید کالا وخدمات همگانی است درچنین سیستمی کارگران ویا نمایندگان آنها درمورد تولید وتوزیع کالا تصمیم گیری میکنند ویابهتر بگوییم دولت به نام توده های مردم درکلیه تصمیم گیریها دراین ارتباط دخالت میکند.

اگر به تعاریف بالا خوب دقت کنیم کاملا" مشخص است که در اوایل انقلاب اقتصاد کشور ما بسیار به نظام اقتصادی سوسیالیستی نزدیک بوده ورفته رفته به سوی اقتصاد سرمایه داری گرایش پیدا کرده وبدلیل اینکه هنوز هیچ مدلی برای اقتصاد اسلامی که اندیشمندان آن را تایید ودرعمل کارایی خود را نشان داده باشد تعریف نشده از عنوان اقتصاد اسلامی که میتواند تحلیل وبررسی مارا با نقصان مواجهه نماید نمیکنیم.

متاسفانه اساتید اقتصادی ما بدلیل اینکه هیچ مطالعه وتجربه مفید وعینی از بستر اقتصادی بومی کشور ونحوه دخالت و حضور وفعالیت تجار در عرصه اقتصادی ندارند لذا بیشتر تئوریها ونظریات آنها برمبنای کلاسیک ونظریات اقتصادی بوده که درکشورهای پیشرفته کاربرد داشته کشورهایی که کاملا" چارچوب اقتصاد سرمایه ایی را رعایت میکنند.

اگر از اقتصاددانان ما سوال شود که اقتصاد ایران درکدام شاخه قرار دارد یقینا" همه آنها در پاسخ دادن ناتوان خواهند بود زیرا نه درحوزه اقتصاد سرمایه داری است برای اینکه نقشه دولت بعنوان نماینده دولت درتصمیم گیریها ی اقتصادی وکنترل قیمت وحتی عرضه وتقاضا بسیار پررنگ است ونه درحوزه اقتصاد سوسیایستی که همه تصمیم سازیها توسط دولت ونمایندگان کارگری صورت پذیرد وآنهایی هم که میخواهند خود را به دولت نزدیکتر کنند اقتصاد اسلامی تعبیر میکنند که خودشان نیز میدانند هیچ مدلی در این رابطه وجود ندارد وحتی در ساده ترین وحتی کوچکترین بخش ان نیز که تعیین نرخ سود تسهیلان و... نیز بدرستی عمل نشده است.

در اینجا به یک موضوع مهم میرسیم که دولت هیچ وقت نخواهد توانست با اتکاء به نظریات اقتصادی این صاحبنظران مشکلات اقتصادی جامعه را مرتفع ساز وتنها راه چاره آن بهره گیری از افراد تحصیلکرده وآشنا به مسائل اقتصادی است که دربطن جامعه وبازار حضورداشته وبه وضعیت وماهیت اقتصادی کشور و عرف ومسائل اقتصادی بومی آن کاملا" آشنابوده وساختار اقتصادی تجربی وعینی کشور را میشناسند.


 
 
شطرنج
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٤
 

آیا شطرنج بازی کردید؟ وبا قوانین بازی آن آشنا هستید؟ چه ایده ها وروشهایی میتوانیم از بازی شطرنج برای زندگی روز مره مان بگیریم .

من سعی دارم به همه چیز توجه کنم نه به ظاهر آنها بلکه به باطن واثرات مثبت ومنفی که میتوان از آنها گرفت بدانید هیچ چیزی بی دلیل نیست وبسیار بسیار بیشتر از ظاهری که در آنها نهفته است میتواند اثر گذار باشد.

زندگی یک جریان است یک گذر وحرکت وهمه چیز در آن معنی ومفهوم دارد و نتایجی که ما بدست میاوریم واتفاقات ومسائلی که برای ما در گذر زندگی بوجود میاید حاصل نوع حرکت ومیزان تفکر وتوجهی است که به حرکتها وتصمیمهایمان داشتیم .

انسان در زندگی شخصی خود نیز همانند اینست که شطرنج بازی میکند که در یکطرف او ودرمقابلش دیگران از اوضاع اقتصادی گرفته تا سیاسی و.. قراردارند وبرای این باید امکانات وتوانمندی های خود را  بخوبی بشناسیم وآن را درقالب مهره های شطرنج تعریف کنیم همانند این که ما نقش شاه را بازی میکنیم واگر همسرمان ویا سرمایه مان ویا علممان نقش اصلی را بازی میکند او نقش وزیر را دارد وهمینطور مهره های دیگر را نیز تعریف کنیم وبخوبی وبا دقت باید بازی را شروع کنیم وپیش ببریم تا بتوانیم موفق وپیروز شویم وبدانیم این بازی اگر اشتباه شود کیش ومات دارد.

جالب اینست بدانیم هرچیزی که دردنیا حرکت وتفکر درآن دخیل باشد به بازی شطرنج نزدیک تر وعینی تر است همانند دولتها وکشورها یک کشور شاه دارد و وزیر دارد فیل دارد (نیروی نظامی) اسب دارد(تجهیزات) قلعه دارد(توان اقتصادی وسیاسی) سرباز دارد(نیروهای انسانی وپشتوانه ملی ووجهه سیاسی) البته این یک تشبیه سازی معمولی توسط من بود که به این برسیم که چگونه کشورها صفحه شطرنجی هستند در دهکده جهانی وچگونه برخی مواقع که آنها با دیگر کشورها بازی دوستانه ویا برد وباختی دارند.

برای برنده شدن در این بازیها تفکر حرف اول را میزند وهرکس شناخت صحیح وکاملی از بازی شطرنج داشته وحرکتهای صحیح انجام دهد وبازی را با تفکر نه با احساس بازی کند مطمئن باشد که بازی را بخوبی پیش خواهد برد.

در بازی شطرنج شما دیده اید که افراد باهوشی همانند کاسپاروف در یک لحظه با بیش از 100نفر بازی میکنند و با برد به پایان میرساند در بستر بین المللی نیز برخی از کشورها همانند آمریکا ویا روسیه چنین وضعیتی دارند وآنها بدلیل سوابق بازی طولانی وشناخت صحیح بازی شطرنج وچیدمان صحیح وبا تکیه بر اندیشمندان ومتفکران با آشنایی کامل از تئوری گشایش ها و وسط بازی وآخر بازی بخوبی با کشورهای دیگر وارد بازی شده ودر آن واحد ممکن است با چندین کشور بازی داشته باشند وجالب اینست باشناختی که از همدیگر دارند هیچ وقت تمایل ندارند باهم به بازی بپردازند زیرا میدانند این بازی برد وباخت وکیش ومات دارد وباختی که از آن حاصل میشود برایشان بسیار گران وسنگین خواهد بود.

هرکشوری که با آنهاوارد چالش میشود درواقع این همان آغاز بازی است ومطمئن باشد که بدون اندیشه وتفکر بالا وبدون تجربه کافی واگاهی از  تئوری گشایش ها ووسط بازی وآخر بازی واینکه حریف با کدامین تاکتیک وارد شده  بازی را واگذار خواهد کرد.


 
 
تصمیم اشتباه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳
 

راستی آیا تا به حال خسارتها وهزینه هایی که از تصمیم اشتباهتان به زندگیتان وارد شده را محاسبه کردید ویا اینکه از کنار تصمیمات اشتباه خود به راحتی گذشته ودوباره وچند باره باز تصمیمات اشتباه گرفتید.

فرد عاقل کسی است که تبعات تصمیم گیریهای خود را محاسبه کرده وسود زیانی که از بابت آن ایجاد شده را ارزیابی ومشخص کند دراینصورت در اقدامات بعدی با بینش وتفکر قوی تر ومحتاط تر اقدام به هرگونه فعالیتی میکند.

متاسفانه امروزه بسیاری بجای گرفتن مشاوره واستفاده از تجربه مفید دیگران ویا حتی دقت وتوجه صحیح به عواقبی که میتواند تصمیماتشان بوجود آورد اقداماتی انجام میدهند که زندگی وآینده شان را خود با دستان خود به خطر میاندازند.

یکی از تصمیماتی که میتواند در زندگی انسان تاثیرات منفی یا مثبت زیادی ایجاد کند تصمیم در انتخاب همسر است وما میبینیم با وجود اینهمه تذکرات و اتفاقات باز تعداد زیادی از جوانها با احساسات اقدام به انجام این تصمیم مهم میکنند وخود را گرفتار نموده وسرنوشت خود ودیگران را به مخاطره میاندازند وبهترین دوران عمر خود را بجای زندگی زیبا وموفق درراهروهای دادگاه  سپری میکنند.

یکی دیگر از تصمیماتی که تاثیر مهمی در زندگی انسان میگذارد انتخاب شغل است که متاسفانه میبینیم بسیاری از جوانان برای فرار از بیکاری به هرکاری بدون توجه به عواقب آن دست میزنند ویا حتی برخی که خود تجربه کارهای ناموفق را داشتند باز شغل تعریف نشده ایی را انتخاب میکنند برخی مواقع من در کاسب ها میبینم متعجب میشوم برای نمونه در محله ایی که چندین میوه فروشی فعال است وبجز یکی بقیه توجیه ندارد میبینی دوباره جوانی میوه فروشی بازکرده شغلی که اگر یکماه جواب نگیرد همه سرمایه اش صفر وحتی منفی خواهد شد چون محصولاتش کلا" از بین خواهد رفت واجاره وسایر هزینه هایش را نیز از جیب باید پرداخت کند.

بنابراین باید در تصمیم گیریها باید از مشاوره وتجارب دیگران استفاده برده تا با اشتباهات خود زندگیمان را به مخاطره نیاندازیم.

 


 
 
آیا رکود ماندگار است(چگونه بارکود برخورد کنیم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢
 

در مواقعی که رکود یا تورم بیش از یکسال دوام بیاورد بسیاری از تجار وفعالان اقتصادی نگران شده و از خود میپرسند آیا رکود یا تورم ماندگار است زیرا ترس از آن دارند که فعالیت اقتصادی شان با تردید وتوقف مواجهه شود.

رکود برخلاف تورم برای مدت طولانی ماندگار نیست تورم ممکن است در یک کشور سالها تداوم داشته باشد همانطوری که میبینید دلار از 7 تومان تا 36000ریال رسید واین افزایش عمومی قیمتها در بیش از 30 سال اتفاق افتاد.

در وضعیت تورمی تجار وتولید کنندگان زیاد نگران نیستند هر چند هر عارضه اقتصادی (تورم یا رکود ویا توررکود) عارضه ها ومشکلاتی را برای آنها بوجود میاورد زیرا درقبال این مشکلات افزایش قیمت محصولات وهمچنین اموال شخصی آنها منجر میشود تا ثروت آنها روز بروز افزایش یابد حتی اگر فعالیتی نیز نداشته باشند.

درتورم اگر یک تاجر با مشکل عدم امکان پرداخت تعهدات از محل فروش وفعالیت خود مواجهه گردد براحتی میتواند با تبدیل بخشی از سایر املاک واموال خود  نسبت به تامین وپرداخت آنها اقدام نماید.

ولی در رکود چنین نیست رکود شرایطی است که درآن تقاضا بشدت کاهش یافته وخریدار باندازه کالای عرضه شده وجود ندارد در تورم بیشتر فعالان تجاری وتولیدی به تولید وواردات حداکثری میپردازند در واقع اقتصاد در یک رونق خاص دیده میشود هرچند کاهش ارزش پول صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد ملی وارد میکند.

در رکود تولید کننده با مشکل تولید وعرضه مواجهه میشوند زیرا کالای تولیدی او نه تنها بفروش نمیرود بلکه با کاهش قیمت نیز مواجهه است بنابراین فشار تعهدات از یک طرف وکاهش محسوس تقاضا از طرف دیگر رمق تجار وتولیدکنندگان را میگیرد وآنها انگیزه ایی برای ادامه فعالیت نمیبینند تنها حسن رکود افزایش نسبی ارزش پول ودرواقع کاهش تورم است.

رکود برخلاف تورم ماندگار نیست زیرا درواقع کاهش تقاضا نه بخاطر حذف مصرف ویا تولید بی رویه که ایستادگی خریداران وانتظار آنها در خرید میباشد ودرصورتیکه افزایش تولید و عرضه نیز یکی از دلایل آن باشد خود بخود دردوره رکود کاسته شده واقتصاد به حالت تعادل برمیگردد  رکود بنابراین حداکثر یک یا دو دوره اقتصادی یعنی از ششماه تا دوسال میتواند دوام داشته باشد.

مهمترین خطر رکود اینست که اموال شخصی تجار وتولید کنندگان نیز همانند همه محصولات بارکود مواجهه بوده وبراحتی قابل تبدیل برای ادای تعهدات نمیباشد.

در شرایط رکودی بهترین حالت ممکن کاهش فعالیت و در یک سطح معقول وتدبیر و برنامه ریزی برای عبور از تعهدات وگذر از مقطع رکود است.


 
 
انتخاب آگاهانه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٧
 

انتخاب دوست در دوران کودکی ونوجوانی میتواند موفقیتهای زیادی برای هرفرد داشته باشند دوستان خوبی که ما را به علم وتحصیل ونیکی هدایت کنند.

انتخاب رشته تحصیلی مناسب با علاقه واستعداد ما استعداد ما را شکوفا میکند وتخصص و توانی در ما ایجاد میکند که موفقیت در کار وحرفه را بدنبال خواهد داشت وما را در دست یابی به اهدافمان یاری میرساند.

انتخاب همسری مناسب که بتواند ما را بخوبی درک کند ودوشادوش ما در عبور از ناملایمات زندگی همره وهمراه وپشتیبان ماباشد بسیار مهم است ودر داشتن محیطی آرام وزندگی خوشبخت وفرزندان نیک بسیار مهم است.

انتخاب شغلی که با استعدادها وعلائق ما همخوانی داشته باشد درآینده و پیشرفت وترقی ما بسیار تاثیر گذار است.

انتخاب مکان وجایی که برای زندگی وکارانتخاب میکنیم میتواند چه از نظر روحی وروانی وشغلی وآینده فرزندانمان مفید وموثر باشد این انتخاب نه با درجه رفاه آن جامعه سنجیده شود بلکه باید با فرهنگ وموقعیت وسلایق وتخصص و... ما همخوانی داشته باشد.

انتخاب مورد سرمایه گذاری وکی وچطور ومیزان ریسک و محاسباتی که انجام میدهیم میتواند در سود وزیانش موثر باشد برای مثال ممکن است بگوییم سرمایه گذاری در زمین هیچ وقت ضرر ندارد ولی ممکن است یکی زمینی بخرد که بخاطر موقعیت زمانی ومکانی اش بعد از چند سال دهها برابر ارزش وقیمت داشته باشد ودیگری زمینی بخرد که یک روند کند ومعمولی داشته باشد وهمچنین است در موارد دیگر همانند سرمایه گذاری در بورس وغیره.

بنابراین زندگی شانس واقبال نیست ونتایج ووضعیت آینده ما ویا وضعیت کنونی ما ناشی از انتخابهایی است که کردیم ودرجه موفقیت ما بستگی به این دارد که چقدر انتخاب هایمان آگاهانه بوده ویا مشکلاتی که با آن مواجه هستیم ناشی از انتخابات احساسی است.


 
 
رویایی بنام زندگی در خارج
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۸
 

بسیاری تمام آرزو و اهدافش این است که بتواند به خارج رفته ودر آنجا زندگی کند و حتی از بین آنها کمتر کسی به چشم میخورد که یک تحقیق میدانی کافی بعمل آورده باشد البته از هر کدام از آنها بپرسی تحلیل ها ومنطق خود را دارند واین هدف وآرزو را متکی به برهان ودلیل وتحقیق میدانند ولی چون بیشتر سوال وجواب میکنی میبینی که همه دلیل ومنطقش متکی به مثال وگفته های کسانی است که قبل از او رفتند وایشان آنها را برای خود دلیل میاورد.

البته مشخص است که شما از یک کشور جهان سوم به یک کشور پیشرفته مهاجرت کنی باید یقین داشته باشیم که در آنجا نظم ومنطق و حمایت ونظارت و دموکراسی تعریف شده وبهتری خواهی دید ومیتوانی مطمئن باشی که درآنجا فرزند شما بدبخت وبیچاره نخواهد شد یعنی حداقل ها همانند خوراک وپوشاک وبهداشت وآموزش تضمین شده است.

ولی آیا واقعا" همین برای ما کفایت میکند وآیا آنها که دست به این اقدام میزنند حداقل ها را در کشور خودشان با مشکل مواجهه بودند یا آنها حتی بسیار بیشتر از حداقل لازم برای یک زندگی متوسط را نیز فدای سفر و استقرار در خارج میکنند.

موضوع کسانی که واقعا" بخاطر مشکلات ومخاطرات سیاسی ویا بدلیل شرایط و موقعیت کاری ایجاد شده دست به چنین کاری میزنند جداست.

اینجا بیشتر سخنم با آنهاست که فقط بدنبال یک سراب زندگی زیبا خانه وکاشانه ودوستان وآشنایان را رها کرده وبه خارج میروند.

زیرا اگر واقع بینانه نگاه بکنیم برای اینکه یک زندگی معقول ومناسب داشته باشیم چه شرایطی لازم است تا بتوانیم بگوییم که واقعادراین مدت کوتاه زندگانی از لحظه به لحظه عمرمان استفاده برده ایم.

بنابراین کیفیت زندگی باید خوب باشد وبرای اینکه کیفیت زندگی خوب باشد باید به نیازهای واقعی انسان توجه کنیم.

برای اینکه با دید علمی به قضیه نگاه کنیم میاییم نیازهای انسان را بررسی میکنیم.

هرم سلسله مراتب نیازهای مزلودر این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:

  1. نیازهای زیستی: نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانیکه قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک، غریزه جنسی و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛
  2. نیازهای امنیتی: نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛
  3. نیازهای اجتماعی: یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛
  4. احترام: این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛
  5. خود شکوفایی: یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مزلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود»

میبینیم که الویت اول نیازهای انسان همانا زیستی میباشد که باید حداقل آن تامین شود وچون این افراد را بررسی میکنیم میبینیم که آنها منابع لازم برای تامین نیازهای زیستی اولیه را مشکل ندارند وآن را برای انجام این خواسته اشان هزینه میکنند بلکه بیشتر آنها میگویند ما برای آینده فرزندانمان دست به این عمل میزنیم هرچند این یک دلیل قانع کننده میتواند باشد ولی این سوال پیش میاید که آیا آینده فرزندانتان همانا تامین نیازهای اولیه آنهاست؟شما که این امکان را داشتید

نیاز دوم انسان نیاز به امنیت است همه ما میدانیم کشورهای جهان سوم هرچقدر هم مشکل امنیتی داشته باشند برای مردم عادی خود امنیت بسیار بیشتر از امنیتی است که در کشور خارجی که ما به قوانین ومقررات آنها مسلط نیستیم ومیتواند این نا آگاهی مشکلات زیادی بوجود بیاورد را دارد دراینجا باز تاکید میکنم موارد سیاسی مبحث جداست.

نیازهای اجتماعی .شاید شما موقعی که درکشور خود ودر زادگاهتان هستید خیلی زیبایی واهمیت آن را احساس نکنید دوستان وفامیل و همشهری و... ولی چون به دیار غربت بروید دلتنگی و کمبود آنها را بسیار احساس خواهید کرد ودرآن مقطع مایل هستید تا همه مادیات وموقعیت ها را برای یک دیدار بدهید وبه اهمیت آنها پی ببرید.

نیاز به احترام. مشخصا" یک انسان برایش بسیار مهم است که درزندگی منزلت واحترام داشته باشد وبرای همین شما بخوبی میتوانید در زادگاه وکشور خود وبا یک رفتار ومنش عادی به آن مقام ومنزلت دست یابید ولی در خارج که از همان ابتدا شهروند درجه دو محسوب میشوید تلاش زیادی باید بکنید تازه به یک شهروند عادی تبدیل بشوید وکوچکترین حرکت منفی حتی ممکن است به اخراج وترد شما از چنین جوامعی شود.

خود شکوفایی. بسیاری فکر میکنند درخارج استعدادهای آنها بهتر میتواند شکوفا شود در صورتی که برای شکوفا شدن استعداد مسائل وموارد دیگری نیز لازم است برای همین اختلالات فرهنگی و تلاش روز مره برای دست یابی به حداقل ها ورقابت نابرابر ممکن است نگذارد آنطور که باید استعدادهایتان شکوفا شود در صورتی که درکشور خود در صورتی که کسی در مسیر علم وتحصیل براید مسیر کاملا" مشخص ومعلوم است برای همین شما اگر خانواده متوسط جهان سوم با خانواده ایی هم رده آن درخارج را مقایسه میکنیم میبینیم که  فرزندانشان براحتی در رشته های تحصیلی مناسب ادامه تحصیل داده اند.

البته یک مورد را میتوان در این بررسی استثناء نمود وآن اینکه اگر فرد تحصیل کرده ومتخصصی است که بیکار است از تخصصش استفاده ایی نمیبرند وبه خارج سفر کرده ودر تخصص خود مشغول به کار وتحصیل است میتوان ادعا نماید که این انتقال برایش بسیار مفید وموثر بوده است.

 

 


 
 
چگونه میتوان ثروتمند شد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٢
 

بسیاری از مردم اگر نگویم همه آنها بدنبال راههایی هستند که آنها را ثروتمند کند.

برای همین برخی بدنبال علم وبرخی بدنبال تجارت وبرخی بدنبال راههای دیگری همچون نبش قبر و قاچاق و... میروند.

مطمئنا رفتن در مسیرهای خلاف و غیرقانونی حتی به ثروت هم منتهی شود خوشبختی را بدنبال نخواهد داشت و فرد از زندگی عادی وصحیح به دور خواهد بود نه تنها خود بلکه فرزندان وخانواده اش نیز مسیر انحرافی را در پیش خواهند گرفت.

بنابراین بهترین ثروت ثروتی است که رفاه وآسایش را بدنبال داشته باشد ونتیجه زحمات صحیح واصولی خود فرد باشد.

ثروتی که تعریف شده بدست نیاید هم تعریف نشده میتواند از دست برود ویا همیشه ترس ودلهره داشته باشد.

ثروتی که نتیجه کار وتلاش وتفکر فرد باشد نه تنها رفاه وآسایش بدنبال دارد بلکه شخصیت و افتخار نیز میتواند برای فرد ایجاد کند.

بسیاری متعجب از این هستند که چگونه یک تاجر درروند فعالیت عادی خود به ثروتهای کلانی دست پیدا کند که با هیچ محاسباتی قابل تعریف وتفسیر نیست که من دراینجا به توضیح آن میپردازم.

یک تاجر موفق در مسیر فعالیت تجاری خود میاموزد که چگونه ودرچه زمانی برای خرید اقدام نماید کی بفروشد وچگونه ریسک تعریف شده داشته باشد وچندین برابر سرمایه خود سرمایه گذاری کند وچگونه صبروتحمل نماید وبحران ها را پشت سر بگذاردهمان چیزها وفرمول هایی که برای ثروتمند شدن از مسیر درست لازم است یعنی کلید در صندوقچه ثروت را با این تجارب بدست میاورد ویا نقشه را گنچ بی پایان را.

تاجر موفق ممکن است بدلیل دید بازی که دارد بسیاری از سودهای کلان خود را از مسیرهای دیگری بدست آورد همانند اینکه دریک سفر شخصی ممکن است زمینی به او پیشنهاد شود که تاجر موفق ارزیابی خوبی روی آن زمین دارد وبا تدبیر آن را معامله میکند ودرآینده سود زیادی از آن میبرد.

تاجر موفق دیدگاه وتوان خوبی در بازسازی و عمل آوری اموال داشته ودر حفظ ونگهداری آن ورساندن اموال به موقعیتی بالا برای معامله ویا تبدیل آن کوشاست.

تاجر موفق با درایت وتیزبینی میداند که کی معامله کند ویا تعویض ویا استفاده ببرد وصبر نماید.

تاجر موفق هرگز مالی کسب نمیکند که ضرر بدنبال داشته باشد واگر بهر دلیل ضرر کند آنقدر صبر وتحمل میکند تا به سود تبدیل نماید.

هرچیز ارزانی را بی علت نمیداند وسعی میکند اموال واجناسی را بخرد که کیفیت وارزش داشته باشد وبا دوام باشد ودرقبالش پول خوب هم پرداخت میکند وبرای همین پس از مدتی اموالش نه تنها از بین نمیرود بلکه چندین برابر قیمت خریدش ارزش پیدا میکند.

تاجر موفق در معامله وبدست آوردن مالی ویا خرید حریص وطمعکارانه عمل نمیکند وبدنبال این نیست که چیزی را بخاطر سود از چنک کسی دربیاورد بلکه صبور است و با تدبیر میداند که میوه تا نرسد طعم ومزه کافی ندارد وبدست آوردنش سود وارزشی ندارد.

بسیاری فکر میکنند که چون سرمایه دارد خوب وبموقع عمل میکند وسود واستفاده میبرد درصورتی که تاجر موفق بیشتر سرمایه گذاریهای فرعی خودرا که استفاده وسود بالایی از آنها میبرد را مدیون تیزبینی وتفکر و ریسک وشهامت و اقدام به خرید بدون پول ولی با برنامه بازپرداخت و تعهدی عمل کردن میداند.


 
 
سرطان وتومورمغزی بدخیم را چگونه میشود علاج کرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢
 

امروزه با رشد وتوسعه زندگی صنعتی بیماریها نیز رشد نموده و بیماریهای جدید وناعلاج بوجود آمده اند که علم پزشکی نیز باوجود رشد وارتقایی که یافته درمقابل برخی از آنها فعلا" ناتوان است از جمله بیماریهایی که در صورت ایجاد تمام توان ورحیه فرد مبتلا را تسخیر وپزشکان را درمقابلشان تسلیم میکند سرطان وتومورهای بدخیم هستند.

بسیار دیده وشنیده ایم که برخی  باورهای دینی قوی دارند ادعا میکنند که چنین بیماریهایی را توانستند با توصل به خدا و فرستادگانش شفا بگیرند و سلامتی خود را باز یابند.

البته دربین آنها نیز نه همه بلکه معدود افرادی به چنین سعادتی دست یافتند وچون بررسی میکنی میبینی آنها نیز همانهایی بودند که تسلیم بیماری نشدند وروحیه وامید خود را از دست نداند وگفتند اینهم مصلحت الهی بوده وزندگی انسان دست خداست وهیچ بیماری نمیتواند بدون مصلحت خدا درهروضعیتی که باشد بمیرد وخدا مصلحت بداند بیماررا شفا میدهد.

ولی جالبترین راهی که دیدم بیماری بود که درجوانی مبتلا شده بود وماردرش میگفت چون پزشکان بررسی کردند وبدخیم اعلام شد مادش میگفت گفتم فرزندم باید این بیماری را دروجودت به مانند یک دوست ومیهمان که از بین اینهمه افراد تورا انتخاب کرده بپذیری وبا آن زندگی خوب وصمیمانه ایی داشته باشی ومن از همان روز به این غده به چشم یک دوست نگاه کردم وحتی درمواردی که درد زیادی داشم دوستانه میگفتم دوست خوبم کمی آرام باش من درد میکشم وبا او همانند یک دوست صحبت میکردم والان که سالها سلامتی خود را بازیافتم واز بیماری بخش ناچیزی باقی مانده باز من با او صحبت میکنم وهمچون یک دوست درارتباطم.

واقعا چنین است و70% شفا را درمقابل هربیماری نه عمل ودارو و... بلکه امید وتسلیم نشدن وکنار آمدن با بیماری است به عبارت ساده تر هم چیز را دوست ومصلحت نامیدن تا سیستم دفاعی بدن بتواند درکمال اقتدار وفرصت با بیماری مبارزه کند وبیماری را تسلیم نماید.

بیماری که میاید باید یکی تسلیم شود اگرشما تسلیم نشوید او تسلیم خواهد شد.

بیماری نیز تشخیص دارد وتغییر میابد اگر بااو دوست شوید او نیز باشما دوست میشود وکنارمیاید.


 
 
فینال جام جهانی آلمان وآرژانتین برداشت مدیریتی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳
 

فینالی که شاید کمتر کسی رامیتوانستی پیدا کنی که بگوید حق این دو تیم نبود به فینال برسدوهمه مردم وکارشناسان مهر تایید میزدند که این دو تیم شایسته فینال جام جهانی بود.

من که نه با احساس بلکه سعی میکنم با علم وتدبیر وبررسی دوستار یک تیم باشم وتیم هایی همچون برزیل را بدلیل بازی بی برنامه وبی تدبیرشان در این دوره از همان اوایل احساس کرده بودم نتایج جالبی نخواهد گرفت اکنون در فینال مانده بودم که کدامین تیم را بیشتر میپسندم وتایید میکنم.

تیم آلمان که به لطف یک مربی با تدبیر وبا برنامه ریزی بلند مدت توانسته بود یک بازی کاملا" علمی ومدرسه ایی وکلاسیک انجام دهد وبا اقتدار و برنامه ریزی شده همه حریفان خود را چه آنها که ادعای قهرمانی داشتند وچه آنها که ادعای بازی خوب را داشتند شکست داده وتوجه همه کارشناسان را بخود جلب کرده بود.

تیم آرژانتین که به لطف یک ستاره فوتبال همچون مسی که بی غرور و بی تکبر ومتفکر وخلاق همانند دوران مارادونا حتی بهتر وقویتر از آن تیمش را تا فینال آورده وامید دارد که درمقابل آلمان نیز بتواند هنرنمایی کند وبا خلاقیتش تیمش را قهرمان کند او نه یک بازیکن بلکه خود یک تیم است.

بازی شروع میشود دو نیمه نیز بدون هیچ نتیجه ایی به پایان میرسد وآلمان میبیند که کارتیمی مدبرانه وبرنامه ریزی شده درمقابل یک بازیکن خلاق ومدبر که خود به یک تیم میماند نتیجه ایی نتوانسته بدست آورد انگار مربی آلمانی با همه تدابیرش به این میماند که درمیان بازیکنانش توپ میزند آری مسی با خلاقیت و تفکر وبدور از غرور احساسات هم مربی است وهم بازیکن و آرژانتین ومسی نیز میبیند همه خلاقیت وستاره بودنش درمقابل یک تیم متحد وبا برنامه شگفتی ساز نیست.

اواخر نیمه دوم وقت اضافه است دیگر هردو تیم تقریبا" به این استدلال رسیدند که ساعتها وروزها وحتی ماهها بازی این دو تیم مقابل هم فایده ایی ندارد ونتیجه بازی را پنالتی تعیین خواهد کرد ومسی نیز همانند دیگران منتظر پایان وقت اضافه وشروع پنالتی است وبازیکنان آرژانتینی هم دیگر آنطور که باید توپ را به مسی نمیرسانند و از آن پاس های زیبا وحادثه ساز خبری نیست که در یک لحظه با یک هجوم دور از انتظار بازی تیمی آلمانیها ودر بهت وحیرت آرژانتینیها وآن دقایقی که دیگر فرصت جبرانی نیز نیست دروازه آرژانتین فرو میریزد.

این پایان غم انگیزی برای تیم آرژانتین وطرفدارانش وپایان خوشی برای تیم آلمان ومدیریت وطرفدارانش.

اما برای من دو نکته مهم مدیریتی را کلید زد :

اول اینکه به یقین رسیدم که در کارهای تیمی امید ودلبستن به یک فرد اشتباه است که هم ممکن است اتفاقات وآسیبهایی ایجاد شود که آن فرد را در رسیدن به اهداف تیمی باز دارد ویا دیگران که باید او را بخوبی همراهی کنند دراین بین کوتاهی کنند.

دوم اینکه در کارتیمی مدیریت وهماهنگی وبرنامه ریزی واهداف بلند مدت بخوبی قابل دستیابی است ونتیجه میدهد.

تنها چیزی که مرا بسیار خوشحال کرد اینکه درپایان بازی هم تیم ومربی بالیاقت آلمان کاپ طلا را بدست آوردند وهم مسی بعنوان یک بازیکن نمونه که به همه نشان داد یک فرد با تدبیر ومتفکر وبا پشتکار همانند یک تیم است.


 
 
کار وفعالیتمان باید حرف بزند نه خودمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧
 

بسیاری فکر میکنند همینکه کاری را شروع کردند ویا انجام دادند ویا حتی کار مثبتی انجام دادند ویا تجارتی را شروع کردند و.... حتما باید دررابطه با آن نزد دیگران صحبت کنند واهمیت و عظمت ویا ماهیت کارشان دیده شود.

فکرمیکنند اگر صحبت نکنند هیچ وقت دیده نخواهند شد ومورد احترام وتمجید دیگران قرار نخواهند گرفت.

رویه اشتباهی که نه تنها با این روش در کانون توجه قرارنمیگیرد بلکه ارزش واحترام و موقعیتش هم به خطر میافتد.

زندگی تلخ وشیرین است وبرد وباخت یعنی درمسیر فعالیت بارها بالا وپایین خواهید شد واین موجب میشود که اگر هرلحظه وهرمقطعی به توصیف وتمجید فعالیتتان میپردازید مجبور خواهید شد تا درمواقعی پنهان کاری کنید ویا اگر آنها در مواقع سخت اطلاعی از وضعیت شما پیدا کنند به شما دیدگاهشان ضعیف شده وشما نیز اعتماد به نفس خودرا از دست خواهید داد.

بنابراین افراد با تجربه هیچ وقت جزییات وروند کار خود را نزد دیگران به صحبت نمینشینند وچه آن موقع که موفقیت بدست میاورند از خود بیخود نمیشوند وچه آن موقع که شکستی درکار وفعالیت میخورند هراسان ونگران نمیشوند.

دیگران نیز اینگونه افراد را همیشه دریک مسیر نرمال وآرام احساس میکنند برعکس چنین افرادی رشد خوبی را تجربه میکنند وحتی رقبایش نیز از این موفقیت آنها غافل میمانند ولی افراد پر سر وصدا همیشه خود را بیش از آنی نشان میدهند که هستند ودر رشد وموفقیت از خود بیخود شده وبا صدها وسیله میخواهند خود نمایی کنند وچون کوچکترین شکستی بخورند هراسان میشوند وهمانند یک بادکنک توخالی با صدایی بلند که همه میفهمند میترکند ونابود میشوند.

باید ساکت باشیم وبه این موضوع واصل مهم توجه کنیم که با رشد فعالیت وپیشرفت کارو فعالیتمان با همه حرف میزند ارزش وقدرت توان مارا به رخ دیگران میکشد ولازم نیست ما نگران دیدگاه مردم نسبت به خودمان باشیم.

 


 
 
کار وفعالیتمان باید حرف بزند نه خودمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧
 

بسیاری فکر میکنند همینکه کاری را شروع کردند ویا انجام دادند ویا حتی کار مثبتی انجام دادند ویا تجارتی را شروع کردند و.... حتما باید دررابطه با آن نزد دیگران صحبت کنند واهمیت و عظمت ویا ماهیت کارشان دیده شود.

فکرمیکنند اگر صحبت نکنند هیچ وقت دیده نخواهند شد ومورد احترام وتمجید دیگران قرار نخواهند گرفت.

رویه اشتباهی که نه تنها با این روش در کانون توجه قرارنمیگیرد بلکه ارزش واحترام و موقعیتش هم به خطر میافتد.

زندگی تلخ وشیرین است وبرد وباخت یعنی درمسیر فعالیت بارها بالا وپایین خواهید شد واین موجب میشود که اگر هرلحظه وهرمقطعی به توصیف وتمجید فعالیتتان میپردازید مجبور خواهید شد تا درمواقعی پنهان کاری کنید ویا اگر آنها در مواقع سخت اطلاعی از وضعیت شما پیدا کنند به شما دیدگاهشان ضعیف شده وشما نیز اعتماد به نفس خودرا از دست خواهید داد.

بنابراین افراد با تجربه هیچ وقت جزییات وروند کار خود را نزد دیگران به صحبت نمینشینند وچه آن موقع که موفقیت بدست میاورند از خود بیخود نمیشوند وچه آن موقع که شکستی درکار وفعالیت میخورند هراسان ونگران نمیشوند.

دیگران نیز اینگونه افراد را همیشه دریک مسیر نرمال وآرام احساس میکنند برعکس چنین افرادی رشد خوبی را تجربه میکنند وحتی رقبایش نیز از این موفقیت آنها غافل میمانند ولی افراد پر سر وصدا همیشه خود را بیش از آنی نشان میدهند که هستند ودر رشد وموفقیت از خود بیخود شده وبا صدها وسیله میخواهند خود نمایی کنند وچون کوچکترین شکستی بخورند هراسان میشوند وهمانند یک بادکنک توخالی با صدایی بلند که همه میفهمند میترکند ونابود میشوند.

باید ساکت باشیم وبه این موضوع واصل مهم توجه کنیم که با رشد فعالیت وپیشرفت کارو فعالیتمان با همه حرف میزند ارزش وقدرت توان مارا به رخ دیگران میکشد ولازم نیست ما نگران دیدگاه مردم نسبت به خودمان باشیم.


 
 
چگونه فرزندان موفق به جامعه تحویل دهیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦
 

برخی فکر میکنند فرزند موفق داشتن به شانس است واقبال ویابرخی فکرمیکنند فرزند خودش باید خوب باشد وخوش فکر وخوب وبد را تشخیص دهد وبرخی نیز تنها راه موفقیت فرزند را گرفتن معلم خصوصی میدانند وفرستادن به کلاسها وآموزشهای ویژه وبرخی نیز محیط خانه وخانواده را وبرخی پول وثروت وامکانات مادی را برخی سطح تحصیلات خانواده و....که میتوان دهها مورد دیگر راشمرد.

همه این موارد بی دلیل در ذهن مردم شکل نگرفته وحتما" همه این افراد دلایل ونمونه های زیادی را برای اثبات حرف خود دارند.

ودراینجا من نیز هیچ مخالفتی با این موارد ندارم وتنها موضوعی که میخواهم بیان کنم این است که متاسفانه بسیاری از افراد بجای فکر کردن به رفع نقاط ضعف خود وفراهم آوردن بستر لازم فقط به نداشته ها توجه کرده ومیگویند که دلیل عدم داشتن فرزند موفق همان موردی بوده که آنها نداشته اند ونقش موارد دیگری که کوتاهی کرده ونتوانسته خوب به آنها فکر کرده وبستر سازی کند وبه نتایج خوب برسد را بیان نمیکنند.

تربیت فرزند نیز همانند فعالیتهای دیگر انسان است با یک تفاوت که این مورد شاید بیشترین ومهمترین سرمایه گذاری هرخانواده ایی بشمار میرود.

هرچند هوش وذکاوت وحتی برخی از موارد شخصیتی فرزندمان ژنتیکی است ولی همانگونه که مشخص است شکل رفتاری وموفقیتهای اصلی به تعلیم وتربیت بستکی دارد .

میگویند بچه همچون آیینه است یعنی در ابتدا ذهن آن همانند کامپیوتری میماند که با حافظه خالی آماده است تا هربرنامه ونرم افزاری را روی آن پیاده کنی وبرخی به این موضوع دقت نمیکنند وبچه را به حال خود میگذارند وبچه نیز به میل خود وهرچه را که میبینه ثبت وضبط کند.

بچه خود قدرت تشخیص خوب وبد را ندارد بنابراین این مهمترین وظیفه ماست که بتوانیم با روش مناسب آنها را آموزش وپرورش دهیم.

بنابراین هرچقدر خانواده از تحصیلات و اخلاق و رفتار بهتر وبالاتری برخوردار باشد میتواند فرزندان بهتر وموفق تری تحویل جامعه بدهد پس مهمترین واصلی ترین موضوع این است که درکسب دانش وعلم واخلاق ورفتار خود دقت کنیم و کوشش وسعی کنیم اول خودمان به چیزهایی که دوست داریم فرزندمان برسد برسیم.

هرکسی هرچیزی را نمیداند و هربستری نقاط قوت وضعف خود را دارد کسی در تربیت فرزند موفق است که نقاط قوت وضعف خودشان را بداند وهرچه نقاط قوت دارد به فرزند منتقل کند وهرچه ضعف دارد از دیگران که دارند ویامعلمان و کلاسهای اموزشی وتربیتی بهره گیرند.

بسیاری از خواسته های ما وعلاقه های ما با خواسته ها وعلائق فرزندمان به خاطر اختلاف سنی که داریم همخوانی ندارد وباید با تفکر وتدبیر سعی کنیم آنها را تعدیل کنیم تا بهم نزدیک باشند وگذشت وصبوری داشته باشیم تا فرزندمان برخی چیزها را خود تجربه کند وکاملا نظارت داشته باشیم و به موقع نیز تحلیل ومشاوره بدهیم وهمانند یک دوست خوب ویک همبازی قابل اطمینان درکنارش باشیم.

فکر نکنیم همه موفقیتها قابل خرید است وبا پول بدست میاید زیرا هرچیزی که مجانی به فرزند بدهیم مجانی نیز از دست خواهد رفت فرزندمان باید بداند و آموزش ببیند که هرآرزو وخوشبختی را باید با تلاش وتدبیر بدست آورد تا ماندگار باشد.

فرزندمان را نباید همش در مسابقه و چشم هم چشمی رقابت بیاندازیم بلکه باید به او یاد دهیم حسادت خوب نیست بلکه غبطه خوب است یعنی رقابت سالم برای کسب علم واخلاق ورفتار مناسب همه باهم خوب است نه جدا ازهم.

به فرزند یاد دهیم بداند که هرتلاش وکوششی که میکند برای این است که انسان مثمر ثمری بشود ونیک رفتار ونیک کردار نه مادی ومنفعت طلبانه.

فرزند خوب سنجشی جز تایید دیگران که با او دوستی میکنند ودرجمع او را میبینند ورضایت پدر ومادر ندارد.


 
 
بزرگترین سرمایه ایی که باکمترین هزینه بدست میاید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٩
 

همه بدنبال این هستند که در زندگی بتوانند به یک سرمایه وثروت بالا دست پیدا کنند واین نیاز برای آن است که میخواهند ابزار ولوازم لازم برای استفاده بهینه ودرست وکامل از دنیای مادی را دراختیار داشته باشند.

راستی این یعنی داشتن سلامت وجسم وروح وروان آرام وبهره براداری بهینه از مادیات وجهان هستی .

برای همین است که چون انسانها به ثروت دست پیدا میکنندسعی میکنند تا با استفاده ازپزشکان متخصص سلامتی خود را حفظ وبهبود ببخشند .

همین که ثروتی بدست آوردند ویلایی میخرند که حیاط وباغ بزرگی پر از گل های رنگارنگ داشته باشد.  

بسیار دوست دارند که دیگران به او توجه کرده   وبربینش وافکار و موقعیت او احترام بگذارند.

جالب است من میبینم بسیاری از این سرمایه ها با هزینه بسیار کم قابل دستیابی است.

آیا به پارکی که در نزدیکی محله شما یا درشهرتان شماهست توجه کردید که اگر یک هیچ ثروتمندی باغچه وامکاناتی به اندازه آن ندارد .

تازه در باغچه شما (پارک)میتوان دوستانی را یافت که انها نیزبه صفا وصمیمیت درآنجا هستند وبراحتی باشما وخانواده وفرزندانت هم بازی میشوند ولی آن ثروتمند در باغچه خود تنها است وبی هیچ دوست با صفا وصمیمی!

درباغچه شما ابزار ولوازم ورزشی وموقعیت پیاده روی وورزش فراهم است وهیچ هزینه ایی نیز برای نگهداریش نمیپردازید وغصه اش را نمیخورید ولی آن ثروتمند برای نگهداری باغچه اش حرص و غصه میخورد .

ورزش بزرگترین کلید سلامتی وتندرستی است که شما براحتی آن را در کوه وپارک و موقعیت های زیادی که وجود دارد میتوانید بدست آورید ولی یک ثروتمند بدلیل ثروتش از بسیاری از این موقعیتها محروم است امکاناتش زندانی گشته که او را بالاجبار درآن حبس نموده همانند پرنده ایی میماند با غذای آماده وبهترین آب وغذا و...ولی درقفس.

احترام وارزش از کجا بدست میاید مگر بهترین روش آن احترام گذاشتن شما به دیگران نیست که موجب محترم شدن شما میشود که بسیاری از ثروتمندان از آن بی بهره اند ونمیتوانند خضوع وفروتنی داشته باشند وبینش مگر مطالعه و اندیشه زیاد نیست که بدلیل مشغولیتهای فکری ومادی بسیاری از ثروتمندان از آن محرومند و افراد عادی بهتر به آن دست پیدا میکنند.

من برای اینکه بدانید سرمایه وثروت های بیشماری رایگان دراختیار ودرکنار شما وبرای شماست به آنها اشاره کردم تا  از سرمایه های خدادادی خود استفاده بهینه ببرید وثروتمند وسرمایه دار شوید واوقات خود را به اشتباه درمسیری تلف نکنید که پایانی جز پشیمانی ندارد.

 


 
 
بزرگترین سرمایه با کمترین هزینه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۸
 

همه بدنبال این هستند که در زندگی بتوانند به یک سرمایه وثروت بالا دست پیدا کنند واین نیاز برای آن است که میخواهند ابزار ولوازم لازم برای استفاده بهینه ودرست وکامل از دنیای مادی را دراختیار داشته باشند.

راستی این یعنی داشتن سلامت وجسم وروح وروان آرام وبهره براداری بهینه از مادیات وجهان هستی .

برای همین است که چون انسانها به ثروت دست پیدا میکنندسعی میکنند تا با استفاده ازپزشکان متخصص سلامتی خود را حفظ وبهبود ببخشند .

همین که ثروتی بدست آوردند ویلایی میخرند که حیاط وباغ بزرگی پر از گل های رنگارنگ داشته باشد.  

بسیار دوست دارند که دیگران به او توجه کرده   وبربینش وافکار و موقعیت او احترام بگذارند.

جالب است من میبینم بسیاری از این سرمایه ها با هزینه بسیار کم قابل دستیابی است.

آیا به پارکی که در نزدیکی محله شما یا درشهرتان شماهست توجه کردید که اگر یک هیچ ثروتمندی باغچه وامکاناتی به اندازه آن ندارد .

تازه در باغچه شما (پارک)میتوان دوستانی را یافت که انها نیزبه صفا وصمیمیت درآنجا هستند وبراحتی باشما وخانواده وفرزندانت هم بازی میشوند ولی آن ثروتمند در باغچه خود تنها است وبی هیچ دوست با صفا وصمیمی!

درباغچه شما ابزار ولوازم ورزشی وموقعیت پیاده روی وورزش فراهم است وهیچ هزینه ایی نیز برای نگهداریش نمیپردازید وغصه اش را نمیخورید ولی آن ثروتمند برای نگهداری باغچه اش حرص و غصه میخورد .

ورزش بزرگترین کلید سلامتی وتندرستی است که شما براحتی آن را در کوه وپارک و موقعیت های زیادی که وجود دارد میتوانید بدست آورید ولی یک ثروتمند بدلیل ثروتش از بسیاری از این موقعیتها محروم است امکاناتش زندانی گشته که او را بالاجبار درآن حبس نموده همانند پرنده ایی میماند با غذای آماده وبهترین آب وغذا و...ولی درقفس.

احترام وارزش از کجا بدست میاید مگر بهترین روش آن احترام گذاشتن شما به دیگران نیست که موجب محترم شدن شما میشود که بسیاری از ثروتمندان از آن بی بهره اند ونمیتوانند خضوع وفروتنی داشته باشند وبینش مگر مطالعه و اندیشه زیاد نیست که بدلیل مشغولیتهای فکری ومادی بسیاری از ثروتمندان از آن محرومند و افراد عادی بهتر به آن دست پیدا میکنند.

من برای اینکه بدانید سرمایه وثروت های بیشماری رایگان دراختیار ودرکنار شما وبرای شماست به آنها اشاره کردم تا  از سرمایه های خدادادی خود استفاده بهینه ببرید وثروتمند وسرمایه دار شوید واوقات خود را به اشتباه درمسیری تلف نکنید که پایانی جز پشیمانی ندارد.


 
 
بزرگترین سرمایه با کمترین هزینه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۸
 

همه بدنبال این هستند که در زندگی بتوانند به یک سرمایه وثروت بالا دست پیدا کنند واین نیاز برای آن است که میخواهند ابزار ولوازم لازم برای استفاده بهینه ودرست وکامل از دنیای مادی را دراختیار داشته باشند.

راستی این یعنی داشتن سلامت وجسم وروح وروان آرام وبهره براداری بهینه از مادیات وجهان هستی .

برای همین است که چون انسانها به ثروت دست پیدا میکنندسعی میکنند تا با استفاده ازپزشکان متخصص سلامتی خود را حفظ وبهبود ببخشند .

همین که ثروتی بدست آوردند ویلایی میخرند که حیاط وباغ بزرگی پر از گل های رنگارنگ داشته باشد.  

بسیار دوست دارند که دیگران به او توجه کرده   وبربینش وافکار و موقعیت او احترام بگذارند.

جالب است من میبینم بسیاری از این سرمایه ها با هزینه بسیار کم قابل دستیابی است.

آیا به پارکی که در نزدیکی محله شما یا درشهرتان شماهست توجه کردید که اگر یک هیچ ثروتمندی باغچه وامکاناتی به اندازه آن ندارد .

تازه در باغچه شما (پارک)میتوان دوستانی را یافت که انها نیزبه صفا وصمیمیت درآنجا هستند وبراحتی باشما وخانواده وفرزندانت هم بازی میشوند ولی آن ثروتمند در باغچه خود تنها است وبی هیچ دوست با صفا وصمیمی!

درباغچه شما ابزار ولوازم ورزشی وموقعیت پیاده روی وورزش فراهم است وهیچ هزینه ایی نیز برای نگهداریش نمیپردازید وغصه اش را نمیخورید ولی آن ثروتمند برای نگهداری باغچه اش حرص و غصه میخورد .

ورزش بزرگترین کلید سلامتی وتندرستی است که شما براحتی آن را در کوه وپارک و موقعیت های زیادی که وجود دارد میتوانید بدست آورید ولی یک ثروتمند بدلیل ثروتش از بسیاری از این موقعیتها محروم است امکاناتش زندانی گشته که او را بالاجبار درآن حبس نموده همانند پرنده ایی میماند با غذای آماده وبهترین آب وغذا و...ولی درقفس.

احترام وارزش از کجا بدست میاید مگر بهترین روش آن احترام گذاشتن شما به دیگران نیست که موجب محترم شدن شما میشود که بسیاری از ثروتمندان از آن بی بهره اند ونمیتوانند خضوع وفروتنی داشته باشند وبینش مگر مطالعه و اندیشه زیاد نیست که بدلیل مشغولیتهای فکری ومادی بسیاری از ثروتمندان از آن محرومند و افراد عادی بهتر به آن دست پیدا میکنند.

من برای اینکه بدانید سرمایه وثروت های بیشماری رایگان دراختیار ودرکنار شما وبرای شماست به آنها اشاره کردم تا  از سرمایه های خدادادی خود استفاده بهینه ببرید وثروتمند وسرمایه دار شوید واوقات خود را به اشتباه درمسیری تلف نکنید که پایانی جز پشیمانی ندارد.


 
 
امتحان تیزهوشان ششم ابتدایی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱۱
 

آیلین تلاش زیادی کرده بود تا بتواند شایستگی خود را برای ورود به مدارس تیزهوشان هفتم نشان دهد.

البته او دراین تلاش تنها نبود ورقابت عجیبی بین همه دانش آموزان افتاده بود واموزشگاهها نیز به این رقابت دامن زده وتلاش میکردند تا دانش آموزان بیشتری را جذب نمایند.

آیلین نیز بناچار دریکی از این آموزشگاهها ثبت نام کرد آموزشگاههایی که بیش از برنامه ریزی ودرس به درآمد خود توجه داشتند البته بی میل همه نبودند تا با ارائه وتمرین تکراری تستهای مختلف امتحانی تیز هوشان شاگردان آنها پذیرفته شود تا برای سالهای بعد داوطلبان بیشتری برای ثبت نام به آموزشگاه آنان مراجعه کند.

سنجه نیز که هرماه توسط آموزش و پرورش امتحان آزمایشی میگرفت دانش آموزان را به رقابت بیشتر تحریک میکرد وخود آنجا نیز در تلاش بود تا داوطلب جذب کند تا درآود بیشتری کسب کنند.

پدر ها ومادرها مانده بودند از بین موسسات مختلف از قبیل خانه ریاضی و قلم چی و کاج و علوم وفنون و واله و...... کدامین برتر است وکجا برای فرزندانشان بهتر است هزینه ها هم تقریبا" مشابه دانش آموزان نیز سردرگم.

بالاخره بیشتر خانواده ها بناچار فرزندان خود را در یکی از آموزشگاهها ثبت نام کردندتا شاید استعداد فرزندش شکوفا شود آنها بیشتر به این میاندیشند که دربین مدارس موجود تنها مدرسه ایی که میتوان با اطمینان گفت دانش آموزان مهمترین دغدغه و فعالیتشان در است همان مدرسه تیزهوشان است.

با اینکه امتحان همانند کنکور چهار گزینه ایی بوده .براحتی میتواند با سیستم مکانیزه نتایج آن در کمتر از چند روز مشخص شود بنابه دلایل نا معلوم تا آخر خرداد طول میکشد .بچه ها .خانواده هایشان استرس وفشار روحی را متحمل میشوند.

نمیدانم چرا باید همه چیز همه موارد مرتبط با خانواده و بچه ها را با اینکه میتوان به خوبی و بدور از هرگونه استرس وفشار روحی انجام داد اینگونه بد عمل میشود انتظار آن را دارند که این دانش آموز و جوان بعد از طی مراحل رشد آرام باشد ومطیع وچون چنین نشد ایراد را در جوانان میبینند بدون آنکه متوجه باشند نتیجه برنامه ریزی ها وبرخوردهای خودشان است وبه خودشان برمیگردد.

آیلین ما خوشبختانه هفت خوان درس وامتحان را عبور کرده واز آزمون سخت وبی منطق ان با اقتدار قبول شد.

آزمونی که بجه ها باید در 2 ساعت جواب دهند استادان فوق لیسانس آموزشگاهها و مدارس دو روز هم گزشته بود ولی هنوز نتوانسته بودند تمامی سوالات را حل کنند نمیدانم که آنها میخواستند عقده خود را خالی کنند یا هوش دانش آموزان را با سوالات خارج از توان ودروس آنها بسنجند!!!!!!!!!!!!


 
 
موفقیت وعدم موفقیت کدامین برای ما؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٤
 

موفقیت چیست و چرا همه به آن دست نمیابند و ما در تصمیم گیریها و اقدامهایمان چگونه باید عمل کنیم تا با کمترین خطا موفق شویم واهدافمان را چگونه باید تعریف کنیم تا به آن دست یابیم و آیا شانس نیز در این مقوله وجود دارد یا نه وبسیاری از سوالاتی که همه دارند وبدنبال جواب آن هستند من سعی میکنم به تجربه و علم توضیح مختصری در اینباره بدهم.

موفقیت در یک جمله یعنی دست یابی به اهداف و خواسته ها ویا حتی بیشتر از آن.

بنابراین عدم موفقیت یعنی شکست در فعالیتها وعدم دستیابی به اهداف و خواسته ها.

اما آنچه مهم است این است که اهداف را چگونه تعریف کنیم واز چه مسیری بخواهیم به آن برسیم ودر اینجا مهمترین عامل این است که اهداف را بخوبی تعریف کنیم که با شرایط حاضر و ابزارها وامکانات وتوان ما قابل انجام باشد برای مثال فردی اهداف خود را که در کویر زندگی میکندچنین تعریف کرده باشد که کنار دریا باشم یک تن ماهی صید کنم وبفروشم وپول دار بشم که به چنین اهدافی که درآن چندین آیتم مجهول وجود دارد وهمانند یک مساله ریاضی چند مجهولی میماند نمیتوان اهداف گفت بلکه باید بگوییم این فرد دررویا است بنابراین من خواهشم این است که در گام نخست رویایی فکر نکنیم.

بسیاری از افراد فکر میکنند که افراد موفق نیز بدون اندیشه وفکر وبرنامه ریزی از یک مسیری شروع کرده وپله های ترقی را طی کرده اند وبنابراین آنها نیزهمیشه بدنبال چنین راه حل ها وروش هایی میگردند.

باید به این نکته مهم باید توجه کنیم که افراد موفق یک توان بالقوه و هوش ذاتی در شناخت موقعیت و فرصت ها واستفاده بجا ومناسب از آنها داشته اند وتوانمندی خود را بخوبی شناخته و با ریسک های حساب شده ژله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده اند.

بسیاری از افراد موفق جزییات زندگی خود را که درآن مشقات واسترس ها وفشارهای روحی ومخاطرات واتفاقات تلخی نیز نهفته است را بیان نمیکنند وچون مردم فقط ظاهر امر ونتیجه کار را میبینند فکر میکنند با شانس واقبال به این موفقیت دست یافته اند.

نتیجه ایی که ما از این توضیح مختصر میگیریم این است که باید واقع بین باشیم وخود را نیز باور داشته ورویایی فکر نکنیم با شناخت کامل از پتانسیل های موجود درخود فرصتها را بخوبی شناسایی کرده وفعایت خود را شروع کنیم وبا پشتکار وصبوری ادامه داده وتلاش کنیم یک حرکت روبه رشدی داشته باشیم ودر هر وضعیت وموقعیتی موفق ومصمم باشیم و بدانیم هر کاری وحرکتی ومسیری فراز ونشیب دارد.


 
 
سال را با برنامه ریزی آغاز کنید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

سال نو شد باید تفکر وبرنامه ها را نیز نو کرد بسیاری هستند که تحویل سال را همانند یک گذر عمرو همانند روزهای دیگر میدانند وبدون هیچ اندیشه وتفکری گام درفعالیتها و زندگی روز مره خود میگذارند.

سال که نو میشود طبیعت دوباره رویشی نو دارد و زندگی انسان جدا از نظم طبیعت نیست وآن کس موفق است که نو باشد و نظم نظام خاصی در زندگیش حاکم باشد وبا آغاز سال نو او نیز برنامه هایش را نوسازی کند واهدافش را سبز وشفاف کند.

زیباییها را دوست بدارد و از بدیها دور باشد و بداند که  بی برنامه بودن و بی نظمی بالاترین ضعف و بیچارگی برای هر فردی است که حتی اگررشد نیز داشته باشد آن رشد بجای رفاه برایش مشگلات بدنبال خواهد داشت.

بسیار خوب است که هر چیزی را بهانه کنیم برای نو بودن و نو شدن واز هر فرصتی استفاده کنیم برای برنامه ریزی و برنامه ها را مرور کردن وارزیابی عملکرد وچه چیزی بهتر از این است که سالی حد اقل یکبار همان آغاز سال را با برنامه ریزی و تدوین واصلاح برنامه ها شروع کنیم بدانید که در اینصورت بزرگترین ومهمترین گام برای موفقیت ورشد وشکوفایی را برداشتید.

بیاید گفتار و پندار و کردار مان را با آغاز سال نو همچون سرسبز شدن طبیعت وشگفتن گلها زیبا وهدفمند و با تدبیر نماییم.


 
 
مدیران مسئول وآتش نشانان مقصر در حادثه دلخراش سقوط دوخانم زحمتکش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩
 

دل هرهم وطنی که موضوع را در روزنامه خواند وعکس آن را دید ویا فیلم آن را در صدا وسیما دید به درد آورد وافسوس از اینکه میتوانستند جلوی این حادثه را به خیر وخوشی بگیرند ولی نشد.

آری جلوی هر حادثه ایی را میتوان گرفت وبرای همین است که میگویند تجهیزات مناسب و آموزش های درست میتواند سوانح حوادث را به حداقل برساند.

خانواده هایی داغدار شده و مردمی نگران شدند که چگونه اینهمه مانورها وشعارهای مسئولین داده میشود واعلام آمادگی میکنند که درصورت بروز زلزله وهر حوادث ناگواری همه واحدهای خدمات رسانی برای به حداقل رساندن خسارتها وتلفات آماده اند را زیر سوال برد.

من خود درحادثه ناگوار زلزله رودبار از روزهای اول بودم ودیدم که برای امدادرسانی چه آمادگی بالایی لازم است وگرنه خسارتها و تلفات جبران ناپذیری متحمل میشوند.

اعلام شده که موضوع بررسی کارشناسی خواهد شد که جای تقدیر دارد وشنیده میشود که دونفر از پرسنل زحمتکش دستگیر شده اند که درصورت مقصر بودن جای تردید وبحث ندارد ولی بنده بعنوان یک شخصی که با مباحث مدیریتی مطالعه وارتباط دارم ومشاور مدیریت هستم میخواهم این موضوع را مورد تجزیه وتحلیل قراردهم .

اولا" چگونه میتوان درصورت بروز هر حادثه ایی بهترین خدمات رسانی را کرد:

1- بهره برداری از مدیران کارآمد وپرسنل آموزش دیده وتشویق وتنبیه مناسب وبموقع آنها.

2-استفاده از تجهیزات مناسب وکنترل کیفی وعملکردی آنها بطور روزانه بطوری که درهرلحظه آماده بهره برداری باشد.

3-توجه به آمادگی کامل وحضور بموقع در صحنه و مدیریت صحنه واتخاذ تدابیر مناسب وکاربردی وامدادرسانی بجا وشایسته.

برای همین است که شما در فیلم ها وامدادرسانی های مدرن وپیشرفته ومفید همیشه میبینید که مدیران نقش شایسته ایی را ایفا میکندوزودتر از همه حضوردارد البته باید بگویم که در هر زمینه ایی مدیریت نقش اول را دارد وبرای همین است که در هر جایگاه وموقعیتی بیشترین امتیازات وامکانات دراختیار مدیر آن مجموعه است از حقوق بالا وپاداش قابل توجه وامکانات اداری بالا وبرای همین است که میگویند بالاترین مسئولیت نیز متوجه اوست.

ولی جالب توجه است اگر دراینجا بیشترین توجه وتقصیر متوجه پرسنل حاضر درصحنه شده باشد!

درمدیریت یک اصل مهم است که میگوید پرسنل کار نمیکند ایراد از پرسنل است یا مدیر وجواب آن مدیر است.

برای همین است که درکشورهای پیشرفته بیکباره میبینید در چنین رویدادهایی عالیترین مسئولان همان در لحظه وقوع اتفاق بدون هر بررسی وتحلیلی استفا’ میدهند وخود را مقصر میدانند ولی در کشورهای همانند ما برعکس مسئولین رده بالا با اقتدار دستور بررسی و شناسایی وپیگیری مقصر هایی که در زیردستان خود است را میدهند.

واقعا" درچنین رویدادهایی مقصر کیست وآیا واقعا" مقصری وجود دارد؟

یک بچه دبستانی نیز فیلم آن را میبیند متعجب میماند از اشتباهات وضعف هایی که دراین امدادرسانی بوجود آمده است:

1- معمولا" در چنین مواردی همه از حضور بموقع کله دارند.

2-نردبان نجات بخوبی عمل نمیکند وهیچ تجهیزات دیگری نیز به چشم نمیخورد بطوری که تشک وحتی وسیله ایی درمسیر خانمی که میخواست خود را پرتاب کند گذاشته یا میگرفتند نجات بخش بود که از ابزار ضروری نجات است ویا حتی آقایی که از اطاق بغل تلاش میکند اورا بگیرد ودستش نمیرسد یک وسیله چوبی یا برزنتی و... که خانم آن را بگیرد مشاهده نمیشود ویا از پشت بام میتوانستند طناب یا وسیله ایی همچون نردبان آویز ایجاد کنند.

3- هیچ مدیریتی درصحنه مشاهده نمیشود وفقط به آب گرفتن اکتفا میشود که خود همین احتمال لیز خوردن فردی که آویزان شده را دارد زیرا هم دست وپایش لیز خواهد خورد هم لباسش سنگین ترشده وتوان نگهداشتن را از او میگیرد.

اینها مواردی است که بسادگی به ذهن هر فرد معمولی میرسد مشخصا" بابررسی کارشناسی مواردکارشناسی تر خواهد شد.

آنچه مهم است الان بدنبال چه چیزی هستیم اینکه پرسنل حاضر کوتاهی کرده اند ! پس دراینجا نقش مدیران ومسئولان کجاست و مسئولیت آنها چیست ؟

امیدوارم مسئولین مانیز شهامت داشته وبرای اینکه حقوق وپاداش وامکاناتی را که میگیرند برای خود وفرزندانشان ارزشمند وحلال باشد درچنین شرایطی با جرات وشهامت اگر علم وایمان کامل دارند بگویند بالاترین مسئولیت با آنهاست و هرمقصر دیگری اگر شناسایی شود بعد از آنها خواهد بود زیرا ارشدیت مدیران بدلیل بالا بودن مسئولیت آنهاست نه چیز دیگر با محکوم کدن زیر مجموعه صورت مسئله را پاک نکنیم که در این صورت به خدا و وجدان و جامعه وخانواده وبشریت جوابگو نخواهیم بود ومسولین رده بالا را مسئول تر از زیر دستان بدانیم .


 
 
رکود مطلق را با اعتبار میتوان پشت سر گذاشت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱
 

به ندرت اتفاق میافتد که در جامعه رکود همه جا را فرا گیرد وهیچ محلی برای فعالیت وحرکت وجود نداشته باشد رکود همانطوری که از نظر لغو ی نیز معلوم ومشخص است وضعیتی است که در آن فعالیتعای اقتصادی ودر راس آن بازار وفروش محصول با رکود وکسادی مواجهه شده است.

شاید وضعیت اقتصادی کنونی کشور در نوع خود کم سابقه باشد که در آن از بازار گر فته تا بخش مسکن و بورس حتی سکه وارز و... در رکود کامل بسر می برد که در شرایط عادی اگر بازار در رکود باشد و بقیه فعالیتها در حرکت باشند یک تاجر میتواند برای عبور از رکود و بحران وجوابگویی به تعهدات خود ازمنابع دیگر خود همانند مسکن وطلا و... استفاده کند و به راحتی مقاطع بحرانی را پشت سر بگذارد.

در رکود مطلکق هیچ یک از داراییهای تاجر قابلیت نقد شوندگی ندارند وتاجر در این وضعیت حتی ا گر چندین برابر تعهداتش نیز سرمایه غیر نقدی داشته باشد جوابگوی طلبکارانش نیست مگر با مهلت گیری از آنها ویا جذب منابع لازم از سرمایه گذاران ودوستان و مهمترین موضوع در این وضعیت میزان اعتبار تاجر نزد دیگران است یعنی اعتبار تاجر.

بنابراین اگر میخواهید تاجر موفقی باشید که هیچ مقطع وبحرانی نتواند شمارا هراسان وگرفتار سازد باید بدانید که کلید موفقیت یک تاجر نه افزوده شدن ثروت مادی او بلکه اعتبار وعزت اوست که میتواند هر بحران ورکودی را که همچون یک سد عظیم مانع حرکت او شده اند را هموار و آسان نموده و اورا موفق وپایدار نماید.


 
 
شرایط سخت اقتصادی و روزنه ایی روشن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۳٠
 

شاید کسی فکر نمیکرد در شرایطی که در دولت جدید و روی کار آمدن تیم مدیریتی به نسبت با تجربه و منسجم وشکستن تورم وتحریم درشرایط کنونی اینقدر مردم تحت فشار اقتصادی باشند.

ولی باید بدانیم که اقتصاد ملی نیز همانند یک انسان میماند که چون دچار فشار خون بالا وسکته قلبی میشود واقدام به عمل جراحی میکند بیکباره نمیتواند از شیرینی و سعادت سلامتی بهره مند شود بلکه یک دوره نکاهتی هست که شاید شرایط ان بسیار بدتر وسخت تر از دوران بیماری باشد که بایستی آن را با صبر وتدبیر بگذرد.

در واقع بعد از توقف و حتی شکست وضعیتی که در دولت قبلی با کاهش ارزش بی رویه پول روبرو بودیم بطوری که حتی بسیاری از کارشناسان به راحتی تحلیل میکردند که نرخ دلار از مرز 50000ریال خواهد گذشت وسکه به مرز 2میلیون خواهد رسید که آن شرایط میتوانست کشور را به ورشکستگی و اکثریت مردم را فقیر و بیچاره کند وبرعکس تعداد اقلیتی نیز به ثروتهای نجومی دست یابند واز طرف دیگر فساد واعتیاد واختلاس و... نیز به اوج خود برسد خوشبختانه به این میماند که ماشین اقتصاد کشور در هنگام سقوط به دره عمیق در بین راه به طریقی متوقف شده وحال باید اندیشده شود که چگونه این ماشین را از آن دره به جاده رشد وطرقی انتقال داد.

تورم بالا در صورتی که متوقف شود مشخصا" جو روانی نیز به همراه آن وحتی بیش از آن متوقف شده ویک رکود سهمگین در کشور ایجاد میشود وطولانی شدن این رکود نه نشانه بدتر شدن واشتباه عمل کردن بلکه نشانه خوبی از توان وقدرت و ایستادگی ومصمم بودن در از بین بردن تورم وجو روانی موجود است.

در اینجا ممکن است مردم وفعالان اقتصادی وتجاری فشار بی رویه ایی را متحمل شوند وحتی برخی از انها نیز ورشکست ویا از دور فعالیت خارج شوند ولی به هر حال چاره ایی جز صبر واستقامت وبرنامه ریزی وکاهش هزینه ها وجوابگویی به تعهدات با حداقل منابع را ندارند .

دراینجا وظیفه اصلی دولت مردان نیز این است که بانکها وموسسات مالی واعتباری را مجاب کنند که به فعالان تجاری واقتصادی وافراد نیازمند واقعی با شرایط سهل تری تسهیلات پرداخت کنند تا آنها بتوانند از این برهه به خوبی عبور کنند.

توقف تورم افسار گسیخته و افتادن دربستر رکود سهمگین همانند این میماند که میگویند زلزله(رفت) شاید آنقدر آسیب ایجاد نکند که برگشت آن ایجاد میکند یعنی هر زلزله ایی یک رفت وبرگشت دارد که مردم باید آمادگی برای ان داشته باشند.

متاسفانه مهمترین چیزی که نمیگذارد تصمیمات اقتصادی آنطور که باید بخوبی بستر سازی و پیاده سازی شود ورود بحث های سیاسی به بحث های اقتصادی است که امیدوارم برخی از جناح ها حداقل برای انسانیت و اخلاقیات هم شده شرایط سخت مردم بیچاره ونیازمند در چنین شرایط وبرهه ها را توجه نموده وبگذارند تا بحران های اقتصادی بخوبی طی شده وتا کشورمان با وجود داشتن اینهمه سرمایه ملی در میان همسایه ها ضعیف وناتوان دیده نشود وبه این موضوع توجه کنند که داشتن اقتصاد پویا وتوانمند برای همه توان وافتخار ایجاد میکند.


 
 
خطرات بورس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٥
 

دررابطه با فرصتی که دریکساله اخیر برای سرمایه گذاری دربورس برای دستیابی به سود مناسب ایجاد شده قبلا" توضیحات لازم را دادم وبرای افرادی که آشنایی لازم را ندارند نیز روشهای ساده ایی را بیان کردم .

اکنون میخواهم خطراتی که ممکن است منبعد برای سرمایه گذاران دربورس بوجود آید توضیحاتی را بیان کنم تا بتوانند با شناخت گردابهای بورس منافع بدست آمده را همچنان حفظ کنند وبیکباره با زیانهای غیر قابل جبران روبرو نشوند.

برخی فکر میکنند روند صعودی بورس میتواند برای سالها ادامه دار باشد ویا بدلیل سودی که سالیانه شرکتها میدهند خود ماندگاری سرمایه گذاران را تضمین میکند ولی باید این رابدانیم بورس نیز همانند سرمایه گذاریهای دیگرریسکها وخطرات خاص خود را دارد ودر صورت عدم توجه ودقت ما میتواند زیانهای جبران ناپذیری به سرمایه گذاران تحمیل نماید.

خیلی ها میخواهند بدانند که چه اطلاعاتی برای آشنایی کافی به سرمایه گذاری در بورس لازم است یا بهتر بگویم بهترین ومجرب ترین مشاوران بورس چه کسانی هستند و میتوانند باشند ودر چه زمینه های باید دانسته های خود را بیشتر کنیم تا دراین مسیر موفق شویم.

بسیاری درتجربه هایشان دارند که حتی با کارشناسان فعال بورسی نیز در خرید سهام مشورت کردند ولی زیان برده اند ویا ممکن است فردی دربازار آزاد مشاوره ایی داده که بسیار مفید شده که علت آن را درزیر بیان میکنم.

اطلاعات مفید برای سرمایه گذاری مطمئن دربورس را به سه بخش تقسیم میکنم:

1- اطلاعات مالی : شامل تجزیه وتحلیل مالی اطلاعات شرکتهای حاضر در بورس که خلاصه ایی از آن نیز همه روزه توسط سازمان بورس جهت اطلاع خریداران منتشر میشود که اصلی ترین آنها p/e  , epsشرکنهاست کارشناسان مالی بورس حتی پارا فراتر گذاشته و از انواع نرم افزارهای مالی نسبتهای مالی وروند قیمت سهام سود آوری شرکتها و .....را مورد بررسی قرار میدهند که این کارشناسان اطلاعات مفیدی در این زمینه داشته ومیتوانند شما را مشاوره مناسب بدهند این کارشناسان به ترتیب الویت شامل کارشناسان فعال در بورس ،شرکتهای کارگزاری ،استادان مالی دانشگاهها ،مدیران مالی وکارشناسان زبده مالی میباشند.

2-اطلاعات اقتصادی وصنعت: یکی از موارد مهم تاثیر گزار در بورس مسائل اقتصادی ووضعیت صنعت است مواردی همچون رکود وتورم ووضعیت  بازار بطوری که در یک مقطع زمانی بدلیل ورود بی رویه کالاهای چینی بسیاری از کارخانجات نساجی کشور ورشکست شدند درچنین شرایطی سهامدارانی که در این شرکتها سرمایه گذاری کرده بودند بیکباره با افت سودآوری ونرخ سهام آنها زیانهای زیادی را متحمل شدند ویا درمقطعی شرکتهای معدنی بدلیل توسعه صادرات غیر نفتی سودآوری زیادی ایجاد شد ونرخ سهام آنها بشدت افزایش یافت و یا در حالت کلی بدلیل تورم بی رویه یکسال اخیر وکاهش ارزش پول کشور برای مثال کالای 1000 ریالی به 10000 ریال رسید بجز قیمت سهام بنابراین کارشناسان اقتصادی میدانستند که این کاهش ارزش پول در قیمت سهام نیز همانند سایر کالاها باید اثر گزار باشد که منجر شد تقریبا" همه سهام همه شرکتها بدون توجه به نوع فعالیت آنها حداقل یک افزایش 100 درصدی را تجربه کنند ویا بدلیل کاهش نرخ ارز وسکه وکم رونق شدن بازار آنها کارشناسان اقتصادی میدانستند که تقاضای زیادی از آن بخش به بورس منتقل خواهد شد بنابراین کارشناسان اقتصادی وفعالان در بازار نیز میتوانند مشاوره های مفیدی در این زمینه بدهند که کارشناسان مالی واساتید دانشگاه در بخش مالی از آن بی بهره اند وبرای مشخص شدن نقصان اطلاعات مالی آنهاحداقل یک دوره مالی ششماهه لازم است  .

3- رویدادهای سیاسی وجو روانی : بسیاری از تصمیمات سیاسی نیز تاثیر زیادی در بورس دارد همانند تصمیمات ویا مذاکراتی که دررابطه با فعالیت اتمی گرفته میشود ویا تحریم های که صورت میگیرد وحتی وضعیت سیاسی کشورهای همسایه ویا بهبود ویا تیرکی روابط کشور با همسایگان ویا سایر کشورها بخشنامه ها وتصمیمات یکباره دولت در برخی زمینه ها ویا دیدگاهی که درمردم نسبت به سرمایه گذاری ویا آینده کشور وموضع گیری دولت بوجود میاید کارشناسان سیاسی نیز بعنوان اینکه بتواند آینده سیاسی وتصمیم گیریهای سیاسی را پیش بینی واعلام کند بسیار در تصمیم گیریهای ما مفید خواهد بود موضوعی که کارشناسان مالی واقتصادی اطلاعات مفیدی از آن ندارند.

بنابراین همانطور که میبینید در بورس عوامل مختلفی دخیل است که شناخت واطلاع یابی از آن توسط کارشناسان خبره مختلف قابل تشخیص وپیش بینی است وبرای همین مطمئن باشید اتکائ به اطلاعات یک کارشناس فقط شما را میتواند تا 30-40درصد اطمینان کافی ایجاد کند ولی به هر حال همین اطلاعات نیز خود بسیار مفید خواهد بود .

بااین حال بدلیل اینکه کلیه عوامل فوق تاثیر گذاری خود را در این یک سال اخیر داشته وپیش بینی انتقال سایر سرمایه گذاریها به بورس حتی فراتر از پیش بینی ها بوده ودرواقع یک تقاضای مضاعف در آنجا بوجود آمده ممکن است در برخی از سهام حباب قیمتی بوجود آمده باشد که میتواند بسیاری از سرمایه گذاران را با زیان مواجهه نماید.

منبعد باید در تصمیم گیری ها یمان نسبت به سرمایه گزاری در بورس با ید دقت بیشتری بکنیم.


 
 
ظرفیت شما چقدر است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۸
 

میگویند ظرفیت فلانی بسیار بالاست ویا فلان شخص بسیار کم ظرفیت است وهر اتفاقی میافتد از کوره درمیرود و یا فلان شخص از فشار روحی وارد شده سکته مغزی کرد ویا سکته قلبی راستی ظرفیت انسانی را چگونه میتوان تعریف کرد.

من ظرفیت انسانی را همانند ظرف های دیگر میدانم برخی همانند یک فنجان کوچک هستند و از جنس شیشه برخی همانند یک منبع بزرگ فولادی میمانند.

مشگلات وفشارها وناملایمات زندگی را نیز همانند موادی میدانم که درون این ظرف ها ریخته میشود اتفاق و رویدادهای معمولی همانند مایعات هستند وچون از ظرفیت ما بیشتر باشد فقط سر ریز میشود همان گونه که برخی با کوچکترین بحث ومشکل پرخاش میکند وبه اصطلاح از کوره در میرود.

برخی از مشکلات بزرگ و فشارهای زندگی همانند اجسام سخت میماند واینجاست که جنس ظرف شما مهم است اگر از شیشه باشد در مقابل این فشار میشکند واگر از فولاد باشد مقاومت کرده ومقطع فشار وسختی را به راحتی پشت سر میگذارد.

آنچه مهم است این است که بزرگی وکوچکی این ظرف وسختی ونرمی جنس آن به خود شما بستگی دارد به بینش وتفکر وتجربه وایمان بنابراین میتوانید هم همچون شیشه باشید وهم همچون فولاد میتوانید ظرفیتتان همچون فنجان باشد و هم یک منبع بزرگ پس از همان دورانی که پا در عرصه فعالیت زندگی میگذارید متفکرانه حرکت کنید با برنامه وایمان داشته باشید که اگر چنین عمل کنید موفق خواهید شد.

دروغ وریا وپیروی کور کورانه و روشهای غیر اصولی اخلاقیات بد و... را که جامعه آن را نمی پسندد و در اخلاق ودین و عرف و تجربه وعلم مردود است پرهیز کنید وشخصیت انسانی ورفتارهای انسان دوستانه ومطالعات علمی واخلاقی را بیشتر وبیشتر کنید.

از تجارب دیگران بهره ببرید وازتجارب خودتان پند گیرید وبدانید زندگی فراز ونشیب است و تلخ وشیرین فقط مهمترین اصل اینست که به مسیری که انتخاب کردید ایمان داشته وبا اقتدار واطمینان گام بردارید ودر رویارویی با مشکلات نهراسید و درهنگام موفقیتهای بدست آمده از خود بیخود نشویدو غرور چشمان بینای شما را نبندد همیشه دیگران را یاری کنید و دستگیر دیگران باشید واز مشاوران وافراد با تجربه بهره مند شوید.


 
 
جوانمردی وگذشت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۸
 

جوانمردی وگذشت یکی از مهمترین ووالاترین خصیصه ایی است که یک فرد میتواند داشته باشد.

بسیاری فکر میکنند که این خصیصه مختص افراد خاصی است وهرکسی این خصیصه را ندارد.

بسیاری نیز فکر میکنند که جوانمردی وگذشت فقط برای دوستان ونزدیکان میتواند صورت گیرد .

آنچه مسلم است این است که این یک نوع رفتار است وبنابراین هرکسی میتواند هر رفتاری را تجربه وتمرین و فرا گیرد.

بنابراین نباید احساس کنیم که یک رفتار مختص افراد خاص است از طرف دیگر این احساس وانتظار جوانمردی از دوستان ونزدیکان را داشته باشیم و یا فکر کنیم دوستانمان ونزدیکانمان بالاترین خصایص مثبت وخوب را دارند.

بسیار اتفاق افتاده که در گذر روزگار ومسیر فعالیت وزندگیتان با افراد وکسانی روبرو میشوید که از خود جوانمردی وگذشت واحترام ومحبت وعشقی از خود نشان میدهند که تازه ما را بخود آورده واین مفاهیم را در آنها به خوبی و به شکل واقعی اش میبینیم وبهره میبریم.

بسیاری گذشت وجوانمردی را در موارد مادی تعریف و خلاصه میکنند ولی باید بدانیم که این خصلت رفتاری میتواند در همه زمینه ها بروز و نمود پیدا کند.

حتی در مسیرهایی که شاید برای انسان دیدن این نشانه ها در آنجا معنی ومفهوم ندارد ویا برای سنجش این خصوصیت در دوستانمان بدنبال شرایط خاص هستیم ولی میتوان دریک مسیرهای بسیار ساده و معمولی این خصایص را سنجید.

در یک بازی شطرنج آن لاین که نه طرف مقابل را میشناسی ومیبینی  ونه برد وباخت آن برایت سود وزیان مادی دارد ونه اطلاعاتی از تحصیل و خانواده وسن وثروت و... طرف مقابل داری ونه از موقعیت حاضر او مطلع هستی ولی دوستانت را میشناسی ودر مواقعی که باآنها به بازی مشغول هستی از اوضاع واحوالشان مطلعی و برد وباختتان بیشتر رقابتی و قدرت نمایی است.

دراین وضعیت به یکباره میبینی آن دوستی که بسیار اعتماد واعتقاد داشتی سر یک بازی معمولی وبرد وباختی که هیچ ارزش مادی و معنوی ندارد از کوره در میرود وحتی با شما ضدیت میکند ولی بیکباره با افراد جدید ناشناخته ایی روبرو میشوی که بسیار مهربان و بردبار وباگذشت بازی کرده وحتی درمقابل اشتباهات شما سکوت کرده وبازی را واگذار میکنند که شما ناراحت نشوی.

اینها نشانه هایی از این موضوع مهم است که بدانید بسیار کسانی هستند که برای شما میتوانند دوستان خوب وجوانمرد وبا گذشت وخوب باشند که شما از انها غافلید وبسیار دوستانی هستند که نیاز به اصلاح و تغییر در رفتار وبهبود در روابط دارند ودر وضعیت کنونی نه تنها گذشت وجوانمردی ندارند بلکه مخاطره آمیز نیز هستند که باید در روابطمان با آنها هشیار و محطاط باشیم.

بیایید بسترمان را طوری کنیم که بتوانیم دوستان جدیدی با خصایص رفتاری والا ایجاد وروابطی زیبا با آنها داشته باشیم وبدانیم دراین وضعیت هم او وهم شما روزبروز موفق و از این دوستی خرسندتر خواهید شد وتازه به اهمیت دوست ودوست خوب داشتن آگاه خواهید شد دوستان قدیمی را نیز با بهبود روابط حفظ کرده وروابطمان را بهبود بخشیم.


 
 
توافق ژنو
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٤
 

یکی از ویژگیها وتاثیر اصلی توافق ژنو براقتصاد کشور مشخصا" رفع ویا کاهش تحریمها است موردی که میتواند ورود ارز به کشور را بسیار تسهیل کند.

از طرف دیگر بدلیل اینکه در دولت قبلی بدلیل ایستادگی وپافشاری بر اشتباهات واینکه روز بروز برشدت تحریمها واز طرف دیگر بدلیل ضعف مدیریتی جو روانی شدیدی حاکی از عقب رفت اقتصادی بوجود آمده بود وبخش مهمی از آن نیز واقعیت داشت منجر شده بود درآن مقطع تحلیلگران حتی پیش بینی کنند که نرخ برابری دلار از 40000 ریال نیز عدول خواهد کرد.

این موضوع منجر شده بود تا کلیه سرمایه های سرگردان وبخش مهمی از منابع نقدینگی بانکها نیز از طریق تسهیلات ووام توسط مردم وحتی تجار بسوی خرید ارز وسکه سرازیر شود.

بدلیل بازدهی بیش از حد سرمایه گذاری برروی سکه وارز وراحتی واطمینان وسادگی این سرمایه گذاری بجز بخش مسکن که خود او نیز از کاهش روز افزون ارزش پول ملی سودهای بیش از 100 درصد را نصیب فعالان خود میکرد بقیه فعالیتها شرایط سختی داشتند از جمله بورس وشرکتهای تولیدی که منجر شد تا بسیاری از آنها ورشکست شوند.

بنابراین این یک اصل مسلم است که با توافق ژنو جوروانی کلا" ازبین برود واز طرف دیگر تجار با خوشبینی به آینده حرکت های خود را شروع کنند وسرمایه گذاران وشرکتهای خارجی با رغبت دست دوستی بسوی ایران دراز کنند در چنین شرایطی باید منتظر کاهش روزانه هرچند کند نرخ ارز وسکه وسایر محصولات باشیم.

از جمله موردی که تا کنون استقامت کرده وباید دراین روند شاهد شکست قیمتهای آن حتی درسطح قابل توجه باشیم موضوع قیمت مسکن است که چون هم ساخت وساز بدلیل قطع نشدن تسهیلات اعطایی بانکها ادامه دارد وهم بخشی از افزایش قیمت آن ناشی از جو روانی گسیل شدن سرمایه های مردمی بسوی سرمایه گذاری درآن بود که این بخش کلا" درحال خروج از بخش مسکن میباشد.

شما درچنین شرایطی مجددا" شاهد روند روبه رشد بورس خواهید بود.


 
 
اقتصاد خانواده (2)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٠
 

در رابطه با اولین موردی که میتوان دررابطه با کاهش هزینه ها تصمیم گیری نمود یعنی فروش خودرو غیر ضرورمطلب نوشتم در اینجا به جنبه های دیگر کاهش هزینه خانوار اشاره میکنم.

شاید به جرات میتوان گفت یکی از مهمترین مواردی که امروزه منجر به افزایش هزینه خانوار گردیده فرهنگ مصرف گرایی وتغییرات روزمره در مدل و تنوع محصولات خانگی میباشد که متاسفانه بسیاری نیز بدون توجه به جایگاه مادی خود وتوان مالی بهترین وبالاترین را خرید کرده وبا وجود داشتن اثاثیه نسبت به تغییر وتعویض زود هنگام آن دست میزنند.

همه ما باید به یک چیز توجه داشته باشیم که چه بخواهیم ویا نخواهیم باید قبول کنیم که از نظر توان مادی جایگاهمان در بین خانواده های دیگر کاملا" مشخص وقابل ارزیابی است وباید بدانیم که اگر هرروز مدل ها ومحصولات جدید وبا قیمتهای مختلف در بازار عرضه میشود ما باید در انتخاب به دو موضوع مهم دقت کنیم :

1- ضرورت خرید: آیا خرید فوق برای ما ضرورت دارد یا نه والویت بندی خرید کنیم واگر محصولی داریم که هنوز همان کارکرد را انجام میدهد دست به تعویض زود هنگام نزنیم.

2-تشخیص سقف خرید: باید بدانیم خانواده های مختلف با توان خرید مختلف وجود دارد بنابراین باید توجه داشته باشیم که مدل وقیمتی که انتخاب میکنیم متناسب با توان مالی ما باشد همانند خودرو که هرکس با توان مالی خود خودرو متناسب را انتخاب میکند که در سایر لوازم نیز اگر آن را رعایت کنیم توان مالیمان بیشتر خواهد شد وبرعکس بسیاری فکر میکنند اگر بالاترین مدل را انتخاب کنند دوستان وآشنایان آنها را قدرتمند خواهد دید که همین رویه روز بروز آنها را تضعیف میکند.

مورد دیگری که خود هزینه بالایی را به خانوارها تحمیل میکند چشم هم چشمی های بی رویه وجشن ها و لوازم مصرفی ویا خرید لباسهای گران قیمت وبرای هرجشن جداگانه وهزینه های بی رویه به فرزندان وکلاس های مازاد بربرنامه و غیرانتفاعی که سهم قابل توجهی از توان خانوارها را بدون اینکه تاثیری در رفاه خانوار داشته باشد وحتی در بسیاری از موارد به انحراف های اخلاقی نیز منجر میشود وشالوده اساس خانوار را بهم میریزد .

بنابراین باید با تلاش مناسب در جهت اصلاح دیدگاه خانواده وتلاش درجهت ایجاد روابط با خانواده ها ودوستان مناسب وپرهیز ودوری از افراد مادی گرا وچشم هم چشمی ها وایجادبرنامه های ورزشی وفرهنگی متناسب با خانواده از انحراف خانواده جلوگیری واین هزینه ها را کنترل کرد.


 
 
اقتصاد خانواده(1)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۱
 

در شرایط کنونی که بدلیل توررکود های شدید اقتصادی وکاهش ارزش پول ملی بسیاری از مردم زیر خط فقر بسر میبرند واز طرف دیگر بدلیل شرایط خاص فرهنگی که متاسفانه چشم هم چشمی و زندگی مصرف گرایی درکل جامعه بدور از هر طبقه اجتماعی شیوع پیدا کرده درچنین شرایطی همه مردم بدنبال راهکارهایی هستند که بتوانند وضعیت اقتصادی موجود خود را حفظ ویا بهبود بخشند.

به این موضوع اقتصاد خانواده عنوان میشود که درآن فرد بدون توجه به وضعیت اقتصادی کل جامعه راهکارها واستراتژی هایی بکارمیگیرد تا خود را با شرایط تورمی تطبیق داده واز نگرانی عقب افتادگی و ضعف اقتصادی خانوادگی برهاند.

دراینجا به یک بحث مهم باید توجه کرد که افزایش درآمد معمولا" به راحتی اتفاق نمیافتد ویک واحد افزایش در درآمد الزاما" منجر به یک واحد درسود نمیشود وکاهش هزینه ها نیز به راحتی اتفاق نمیافتد ولی هر واحد کاهش هزینه منجر به یک واحد افزایش در سود فرد میشود یعنی هرکسی که بتواند کاهش هزینه دهد به همان میزان نیز برسود خود میافزاید.

حال در اینجا من میخواهم برخی از مواردی که خانوارها میتوانند در هزینه هایشان کاهش دهند اشاره میکنم درگذشته یکی از موارد مهمی که در لیست داراییهای قشر متوسط وارد شد خودرو میباشد وحتی بسیاری از کارمندان واقشارمتوسط هستند که برای چشم هم چشمی دو خودرو متوسط به پایین یکی برای همسر ویکی برای خود دارند.

باید توجه کنیم دریکسال اخیر افزایش بی رویه خودرو منجر شد تا این وسیله خود به یک کالای سرمایه ایی پر سود تبدیل شود ولی از چند ماه اخیر سیر نزولی آغاز کرده وپیش بینی میشود نه تنها قیمت آن بالا نخواهد رفت بلکه پایین نیز خواهد آمد.

دراینجا مهمترین مسئله اینست که با افزایش قیمت خودرو قطعات آن نیز بشدت افزایش یافته واین وسیله در وضعیت کنونی ودرصورت بروز خسارت ویا سرویس های عادی آن از یک هزینه معمولی به سرطانی از هزینه ومخارج تبدیل خواهد شد که حتی ممکن است اقتصاد خانواده را با خطر جدی مواجهه نماید.

لذا دروضعیت کنونی ووجود دوخودرو حتما" باید نسبت به کاهش آن اقدام ودرصورتی که یک خودرو داشته باشند وآن خودرو از نظر کیفی و سلامت مناسب نباشد درصورت امکان باید آن را بفروش رسانده ووجوه مربوطه را در مسیرهای دیگر از جمله سهام سرمایه گذاری نمایند که دراین صورت هم از مخارج  وهزینه های اساسی خود کاسته اند وهم توانسته اند ارزش پول خود را حفظ کنند.


 
 
اقتصاد تجویزی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 

دولت جدید خوشبختانه توانست با انتصاب بخشی از مدیران با تجربه تر  بخش مهمی از اثر روانی موجود درجامعه را خنثی نماید این وضعیت بسیار قابل تقدیر است ولی متاسفانه تحلیلگران وتصمیم گیران اقتصادی ما به یک بحث مهم که اقتصاد تجویزی نیست وباید به تعریف علمی آن در یک اقتصاد آزاد ویا نیمه آزاد که میتواند خود به خود به تعادل اقتصادی ومساعد ترین حالت ممکن برسد توجه نمیشود که درزیر به بخشی از آن اشاره میکنم:

1- ورود به بحث نرخ ارز توسط ریاست محترم بانک مرکزی

2-ورود به بحث نرخ خودرو توسط وزیر محترم صنعت وتجارت

وبحث ها ونقطه نظرات مختلفی که توسط صدا وسیما و روزنامه ها وسایر مسئولین و اقتصاد دانان تئوریک صورت میگیرد این موارد نه تنها تاثیر مثبتی در وضعیت اقتصادی کشور نمیگذارد بلکه به ایجاد اختلال در روند عادی ولازم از جمله اختلال درکاهش قیمت منجر میشود که با وجود رکود حاد درجامعه وتشدید آن واینکه قیمت ارز وسکه ومسکن وخودرو دربازار کاهش یافته ولی به یکباره درچند ماه اخیر بالاترین نرخ تورم را تجربه میکنیم.

اساتید ما هرچند ممکن است به مباحث علمی وروز دنیا مسلط باشند وبا این دیدگاه نیز بسیاری از دولتها ومسئولین سعی میکنند تا از حضور واطلاعات آنها بهره گیرند ولی متاسفانه بدلیل عدم اطلاعات آنها از شرایط عینی ووضعیت واقعی بازار و نحوه برخورد با آن لذا نسخه های آنها با واقعیتها فاصله داشته ودربرخی موارد وضعیت اقتصادی جامعه را بجای التیام و بهبود بدتر میکند.

درشرایطی که بیکباره مردم درطول چندسال بیش از 300 درصد کاهش ارزش پول را تجربه کردند چرا نباید بگذاریم خود شرایط اقتصادی بخش مهمی از آن را جبران نماید.

هرچند درچنین شرایطی بیم آن میرود که دولت وصنایع وتجار ضرر کنند وشرایط حادی بوجود بیاید ولی نحوه پیشگیری از این ضرر و زیان نه مقابله مستقیم با تعادل اقتصادی بلکه بایستی حمایتهای مالی وپولی ومقرراتی از آنها بعمل آید.

زیرا درصورتی که با این پیش فرض که درصورت کاهش بی رویه نرخ ارز بسیاری از تولید کنندگان وتجار متضرر گردند در این بین بخش مهم و حیاتی جامعه که عموم مردم را که از کاهش ارزش پول بسیار متضرر شده وتحت فشارند وخود بخود فساد و اعتیاد و ... را درجامعه رشد و نمو پیدا میکند را نادیده میگیرند درصورتی که حمایت از تجار وصنعت راه حل دارد ویکی از راه حل های آن تسهیلات آسان ومناسب است که همه از نبود آن رنج میبرند وبانک ها بجای تبدیل شدن به عامل حمایتی تبدیل به یک عامل بازدارنده ومشکل ساز وسلیقه ایی با مراحلی به سختی هفت خان رستم شده ونیازمندان واقعی از آن بی بهره اند ولی حمایت از مردم هیچ راه حلی جز تعادل  وبهبود شرایط اقتصادی ندارد زیرا تجویز پول تحت هرعنوانی از قبیل افزایش دستمزد ویا هدفمندی یارانه ها نه تنها کارامد ومفید نیست بلکه منجر به افزایش نقدینگی موجود در جامعه شده وتورم را بیش از نرخ کمکی که میشود افزایش داده وفقیر را فقیرتر وغنی را غنی تر خواهد ساخت.

بنابراین معلوم نیست این اقتصاد دانان حقوق بگیر ویا استادان تحلیلگر چرا از تجارب گذشته خود عبرت نمیگیرند وهمانهایی که از هدفمندی و... دفاع علمی میکردند الان هم باهمان شدت میکوبند انگار تحلیل آنها نیز همانند علفی میماند که به هرمسیری که باد وزد میوزند که دراین صورت تحلیلهای اقتصادی نیز راه بجایی نخواهند برد.

شاید شرایط حاضر در طول 30 سال اخیر استثنایی ترین وضعیت بوده که کاهش قیمتها وکاهش نرخ ارز میتواند بوقوع پیوندد وبجای استفاده مفید از این وضعیت برای بهبود شرایط اقتصادی مردم داریم با آن برخورد میکنیم.


 
 
رکود وکاهش ارزش دلار هشداری است به فعالان تجاری
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۳
 

شرایط مختلف را  و بهترین اقدام برای اتخاذ تصمیم گیریهای مناسب قبلا" توضیح دادم همانند شرایط تورم وتوررکود وحتی رکود ولی با توجه به شرایط حاضر که من از آن بعنوان رکود صفر (شرایط رکود توام با کاهش ارزش دلار)یاد میکنم شاید یکی از بدترین وخطرناکترین شرایط برای فعالان تجاری باشد.

زیرا دراین شرایط نه تنها تاجران از رکود شدید بازار دررنج میباشند واین رکود در بالاترین سطح خود بوده وآنها ورودی مناسب درمقابل تسویه تعهدات خود را ندارند از طرف دیگر درهمان شرایط بدلیل کاهش ارزش دلار نه تنها رکود تشدید میشود بلکه فشارمضاعفی از طرف دولت ومشتریان برای کاهش قیمتها به آنها وارد میشود.

درواقع سرمایه آنها بدون اینکه عملیاتی صورت گیرد روز بروز بشدت درحال کاهش بوده ورقم بدهی ریالی آنها بدلیل بالا رفتن ارزش پول ملی درحال افزایش است مگر اینکه تاجری بدهی ارزی داشته باشد که به سود تاجر تمام میشود.

دراین شرایط تاجران نه جرات واردات دارند ونه نقدینگی لازم برای انجام آن چنین شرایطی بهترین بستر ورشکستکی میباشد ودراین بستر به اصطلاح میگویند ده میلیون تومان کالا جوابگوی 5 میلیون تومان بدهی نیست درواقع هیچ کس مایل به گرفتن کالا درقبال طلب خود نمیباشد برعکس دوران تورمی که یک تاجر ورشکست به راحتی میتواند کالا به طلبکاران بدهد.

یکی از مهمترین خطرات این دوران این است که حتی اموال شخصی همانند ماشین وخانه (ملک واملاک) نیز دچار این رکود صفر شده وهمانند یک سونامی همه چیز را دربرمیگیرد و آنها نیز شامل کاهش قیمت شده وبه سختی بفروش میرسد برای همین چنین اموالی نیز پوشش بدهیها را براحتی نمیدهد.

اصولا" تجار آگاه وبا تجربه قبل از اینکه دچار چنیت وضعیتی بشوند قبل از آن از شرایط آتی مطلع شده وخرید را متوقف وصرفا" فروش میکنند تا قبل از وقوع این شرایط حاد موجودیها را به حداقل برسانند.

تاجری که پیش بینی لازم را نکرده ودراین شرایط گرفتار شده بایستی قبل از وقوع اتفاق حاد مذاکرات لازم برای استمهال بدهیها ویا هر منبعی که توجیه لازم را داشته باشد برای تامین آن بکند وبداند این شرایط همانند شرایط دیگرنیز که امیدوار باشند فروش مناسب صورت خواهد گرفت نیست واین انتظار برایشان سرابی بیش نیست.


 
 
عرف بالاتر است یا قانون
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳۱
 

مشخصا" قانون بدلیل اینکه تعاریف مشخص داشته وعمومیت داشته و توسط مجلس قانون گذاری یک کشور تصویب وابلاغ میشود شفافیت و جامعیت وتعاریف دقیق تری دارد.

اما نکته مهم اینست که عرف نیز رویه ایی است که در بخشی از جامعه ویا بین گروهی از صنوف ویا فعالیتها ودر موضوعات خاص بالا تر وبهتر از قوانین حاکم برآن مورد استفاده قرار میگیرد.

درقوانین قضایی نیز توجه به عرف پیش بینی شده است ولی چرا برخی از عرف های خوب درسنت ما به قانون تبدیل نشده ودرموارد مختلفی میبینیم که عرف با قانون مطابقت نداشته وکسانی که به عرف عمل کردند با مشکلاتی مواجهه شدند.

یکی از دلایل مهم عدم تدابق عرف با قانون اینست که متاسفانه بسیاری از تحصیل کرده ها وقانون گذارهای ما اطلاع جامعی از بسیاری از عرف های موجود در جامعه همانند عرف های تجاری رایج دربازار هیچ گونه اطلاعی نداشته ومطالعات و


 
 
باغ های پر از میوه(خاطرات مشد حسن)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧
 

روستایی زیبا پراز باغ های میوه باغ هایی که درختانش با هیچ حساب وکتابی کاشته نشده ودر کنار یک چاه آبی که بخشی از مردم ده برای بردن آب به آنجا میامدند چیدمان شده بود.

یک ردیف درخت کیلاس در راستای چاه ویک ردیف همچون دیواری بین چند باغ تو درتو یکی از باغ ها را باغ زردآلوودیگری را باغ توت میگفتند ویکی را باغ کیلاس و... هر باغی بنام یکی از درختان میوه نام گذاری شده بود نه اینکه فقط از آن میوه درآن باشد بلکه بیشترین درخت از آن میوه ایی بود که نامش نهاده بودند.

باغ با اینکه خود جوش بود بسیاری از درختانش خودرو ولی آنقدر زیبا بود که هرچقدر درآن میگشتی و بازی میکردی و صفا سیر نمیشدی انگار بهشتی که میگفتند همان جا بود.

مشدحسن نه اینکه صاحب همه باغ باشد ولی چون بقیه برادرها وخواهرها هنوز با اینکه میراث پدری شان مشخص بود ولی در شهر زندگی میکردند وفقط مشد حسن درروستا مانده بود واو همیشه درباغ بود وهرروز گاوهایش را از روستا به باغ میاورد .

مشد حسن بسیار مهربان بود انگار اونیز همچون یک گل زیبا وخوشبو درباغ خود نمایی میکرد وبا همه مهربان بود دوست وبیگانه همه او را دوست داشتند مخصوصا" بچه های فامیل که برای گشت و تفریح به باغ میرفتند.

بسیار شده بود چون به روستا میرفتیم هرگز از نان ولبنیات وغذاهای طبیعی که همسر مشد حسن درست میکرد سیر نمیشدیم چقدر لذیذ و با برکت بود.

از سگ مشد حسن بسیار میترسیدیم ولی سگش نیز بسیار مهربان بود چون ساعتی از اقامتمان میگذشت با ما انس میگرفت واو نیز میشد همبازی ما.

تابستانها هرهفته دوسه روز ما پیاده عازم روستا بودیم تا به باغ با صفا سری بزنیم واز میوه های خوشمزه آن سیر بخوریم وکمک مشد حسن درکارهایش باشیم وبرای خانه نیز میوه بیاوریم.

هرگز از سموم ودفع آفات وکودهای شیمیایی خبری نبود و میوه ها کاملا" طبیعی بودند وارگانیک تازه امروزه بیادم میاید میگویم چه شد آن میوه ها خوشمزه وامروزه این همه نگهداری و سم و... کاشت علمی و... ولی بازده پایین و بد مزه.

یادم میاید فقط ما نبودیم یک شهر تابستان میامدند واز آنجا میوه میبردند ومشد حسن هیچ کس را مانع نمیشد وهمه او را میشناختند ولی میوه تمام نمیشد.

گیلاس های زرد شیرین وزرد آلوی حسینی مثل قند و آلوی سیاه وسیب سفید شیرین و گردوی کاغذی وآلبالوی سیاه و گوجه سبز ترش وپیوندی و گلابی وتوت شیرین وگل محمدی و.... چقدر میوه چقدر گل وچقدر انگور و.... تمام شدنی نبود.

آب گوارای چاه کوچک باغ همیشه پراز آب بود سیرابگر باغ واز بالای باغ نیز چوی آب ده رد میشد و پوشش گیاهی باغ طوری بود که اگر صد نفر قایم میشدند هیچ کس متوجه نمیشد.

اسب سرکش مشد حسن هم زیبایی خاصی داشت وما نیز هرموقع از جانمان سیر میشدیم آن را سوار شده ودر باغ  میتاختیم اولین شاخه درختی که درجلویمان ظاهر میشد بشدت برخورد کرده وبه زمین میافتادیم.

سک مشد حسن دنبالمان میکرد تابا ما بازی کند وما نیز به سرعت فرار میکردیم ودریک لحظه میدیدیم به پایمان میپیچد و بالا وپایین میپرد  وچون میترسیدیم مشد حسن با تندی به سک داد میزد سک نیز از ما دور میشد.

ناهار بیشتر دلمان میخواست که نان وپنیری درباغ بخوریم وپونه نیز چیده ولای آن میگذاشتیم چقدر خوشمزه بود و بدنبالش سیبی میخوردیم واز آب چاه بجای نوشابه.

نمیدانم چرا عمر انسانهای خوب کوتاه است و مشد حسن تازه شصت سالگی را پشت سر گذاشته بود که فوت کرد وهمه را غمگین وداغدار کرد.

مشد حسن الگوی یک انسان ساده وپاک ومردم دارو مهربان بود او تنها کسی بود که نه تنها با انسانها بلکه با حیوانات ودرختان وگلها نیز دوست ویاوربود.

خانواده مشدحسن بعد از فوت او مدتی در روستا ماندند وعاقبت به شهر رفتند.

روستا دیگر آن مرد مهربان را در دل خود نداشت وباغ ودرختان جایگزینی برای او نیافتند وروز بروز برتعداد درختانی که خشک میشد افزوده شد و لی مشد حسن آنقدر تلاش وزحمت کشیده بود که باغ سالهای سال بتواند زیبا و پرمحصول بماند.

اما مشد حسن که اتحاد وهمدلی بین برادرها وخواهرها مخصوصا" در حفظ یک پارچه باغ ایجاد کرده بود بارفتنش این اتحاد وهمدلی ازبین رفت وفرزندان آنها هرکدام آهنگی دگر زدند وما تازه فهمیدیم که آن باغ از آن مشد حسن نبوده بلکه قسمت اندکی از برای او بوده واو درواقع یک باغبان مهربان بوده نه مالک باغ.

اولین گام را یکی از برادرزاده هایش با این تفکر که باغی با متد علمی خواهدساخت دریک گوشه از باغ با بریدن درختانی که خود جوش وبه زیبایی درکنار هم جا گرفته بودند شروع شد انگار درختان گریه وزاری میکردند واز این اقدام او مینالیدند وفریاد میزدند مشد حسن کمک ولی مشد حسن نبود واین روزها را ندید ودرختچه های سیب را با فاصله 3متری ومرتب کاشت وهرکسی را که قدم درباغ میگذاشت هشدارداد که دیگر آن قسمت باغ قانون ومقرراتی دارد وبدانند دوران درهای باز مشد حسن بسر آمده وبرای اینکه همه بدانند و متوجه باشند حتی همه درختان گیلاس و آلبالویی که کنار دیوار به زیبایی قرار گرفته بودند وحتی گلهای محمدی را نیز تارومار کرد آری دیگر دوران دوستیها وبخششها بسر آمده ومیخواهند تولید میوه صنعتی کنند واز باغ درآمد کسب کنند.

موضوع به همین جا ختم نشد چاه راه مردم را به باغ باز میکرد وباید چاره ایی میکردند وچاره را دراین دیدندتا چاه را پر کنند!

دومین برادرزاده نیزبه خاطر اینکه از پسر عمویش عقب نماند او نیز آمد یک باغ صنعتی درکنار او زد اکنون رقابت نه برای نگهداری باغ بلکه در نوسازی آن بود.

برادرش پا را ازاین هم فراتر گذشت وسهم خود از پایین باغ را بدون اینکه به کسی بگوید واول به فامیل واگذارد فروخت.

باغ هرروز شکل جدیدی بخود میگرفت واز زیبایش کاسته میشد انگار به یک تابلوی زیبای نقاشی گرانقیمت میماند که هروز قسمتی از آن را پاره میکردند ویا کثیف میکردند.

هنوز قسمتهایی از باغ که مالکینش همان حرمت ویکدلی را داشتند پذیرای میهمانان بود بیاد مشد حسن خاطره ها را درذهن ها زنده میکرد.

اما آن دوباغ صنعتی اکنون سالها از عمرش میگذرد ودریغ از یک برداشت خوب انگار برکت ازباغ با رفتن مشدحسن وآن نیت پاک و همدلی رفته وبا روزها وسالها تلاش وسمپاشی وحرس و کود هرگز نتوانستند برداشتی مناسب داشته باشند وخودشان نیز خسته تنها شده اند.

مشدحسن باآن باغ نه تنها به فامیل و روستا بلکه به شهر نیز میوه میداد وهیچ وقت تمام نمیشد بسیاری حتی از آنجا میوه میبردند ومیفروختند وهمیشه درختانش سرسبز و پراز میوه بودند.

راستی چرا اینگونه شده آیا طبیعت نیز مهر ومحبت ووفا را درک میکند ومیداند وبا حسد وبخل تقابل دارد.

چرا باید که به چشم دیده باشیم وبه تجربه آموخته باشیم که مهر ومحبت و صفا وصمیمیت وبخشش ونیکی همچون دریای بیگران وچشمه جوشانی است که هرچقدر از آن برداشت شود نه تنها تمام نمیشود بلکه بیشتر نیز میشود وبخل وحسد و بدی نه تنها نفعی ندارد بلکه برکت و شخصیت و دوستیها را ازبین میبرد ولی باز درمسیری اشتباه گام میگذاریم .

مشد حسن ها الگوهای زنده ایی بودند که امروزه کمتر دیده میشوند وجای آنها اکنون خالی است که با دلی پاک و پوششی ساده و نگاه وچهره ایی بشاش ومهربان سفیر اتحاد وهمدلی دیگران باشد پرچمداری که همه به مهر ومحبت زیر بیرق آن زندگی میکردند وکامهایشان را با میوه های بهشتی شیرین  میکردند.


 
 
ثروتی که آرامش را از او گرفت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
 

گفته بودند که دربازار میتوان کار پیدا کرد  تنها جایی است که فقط به کار کرد یک فرد توجه دارند وبرایشان فرقی ندارد که او از کجا آمده وقیافه اش زشت است یا زیبا وقدش بلنداست یاکوتاه ورنگ پوستش وملیتش چیست.

برای او که میخواست کارکند واز دوران کودکی جز بدبختی وزجر چیزی ندیده بود و تیپ وقیافه اش را در کوچه مسخره میکردند وبسیاری از بچه ها او را به بازی راه نمیدادند تنها چاره کارکردن بود وبس تا بتواند از این زندگی سراسر ذلت وبدبختی که پدری نیز بالاسر نبود واقوام نیز تحویلش نمیگرفتند ومادر نیز خود کلفتی دیگران را میکرد نجات پیدا کند.

تازه وارد بازار شده بود وهیچ کس را نمیشناخت و با تردید ونگران قدم میزد تا شاید کاری وشناختی پیداکند وهمه را هاج وواج نگاه میکرد انگار داخل زندگی مورچه ها شده بود همه از همان اول صبح در حرکت وتلاش بودند وهیچ کس به دیگری توجه نداشت صحنه جالبی بود که در هیچ جا ندیده بود واو مات ومبهوت همه را مینگریست که در اطراف او وبی توجه به کارکردن مشغولند شاید اولین جایی بود که کسی به چهره وقیافه وقد وقواره خسته اش را به مسخره نمیگرفتند وحتی توجه نداشتند واو همینطور محو تماشای این جنب وجوش بود که یکدفعه صدایی او را بخود آورد آهای پسر آهای پسر! کمی اطراف خود را نگریست شاید کس دیگری را صدا میزنند ولی انگار مخاطب خود او بود با تعجب گفت من! مغازه دار گفت نه من بد بیا باربری!؟ پسر بدون اینکه چیزی بگوید بدو رو رفت وباری را که مشتری خرید کرده بود را بردوش انداخت ودرجلوی مشتری براه افتاد .

همین که باررا به مقصد رساند وزمین گذاشت مشتری پولی به او پرداخت کرد واو همانند اینکه برق او را گرفته باشد دستش خشک زده بود وحتی نتوانست انگشتهایش را ببندد باور نمیکرد اولین دشت خود را دراولین روزش کرده باشد دشتی که میتوانست با آن یک شکم سیر غذا بخورد وهمین کارا هم کرد شاید این غذا لذیذ ترین غذایی بود که در طول زندگیش خورده بود زیرا با دسترنج خودش آن را خریده بود.

دوستش که او را از شهرستان برای کار به بازار تهرا ن آورده بود ودراطاق خودشان جا داده بود فقط مسیر بازار وخانه را به او یاد داده بود و به او گفته بود که از این مسیر خارج نشود زیرا خطرات زیادی میتواند برایش ایجاد شود واونیز همینکه باررا رساند دوباره به مرکز بازاربرگشت وتا شب سه بار بار برایش افتاد واز اینکه به همین سادگی کار پیدا کرده بود بسیار خوشحال بود.

چندین سال از اولین روز کاریش میگذشت او دیگر به بازار و فروشنده ها وکارگران عادت کرده بود وبا بسیاری سلام علیک داشت وخود چندین کارگر زیردست داشت که چون کاری چند نفری پیش میامد آنها را نیز صدا میکرد.

او یک چیز را الگوی خود قرار داده بود وآن اینکه بازاری که به همین راحتی اورا درخود پذیرفت وهیچ وقت به او توهین نکرد وبا احترام با او برخورد کرد باید او نیز محترمانه با بازار برخورد کند وقدر بازار را بداند وبا صداقت رفتار کند .

روزها به همین منوال میگذشت او روز بروز با بازار وتجارت در محدوده خرید وتحویل مسلط وماهرتر میشد که یک روزی یکی از تجار به او گفت میتوانی فقط در مغازه او کارکنی وبه مشتریان او جوابگو باشی؟ واو نیز که آن فروشنده را بخاطر اینکه کار را با او شروع کرده بود ذهنیت وخاطره خوشی از او داشت با کمال میل پذیرفت.

صبح اول وقت حتی قبل از اینکه صاحب کارش حاضر شود او با اشتیاق مقابل حجره او منتظر آمدنش بود وبا اشتیاق مغازه را آب جارو میکرد وبا برخوردی مودبانه همه حرف ها ودستورات صاحبکارش را بخوبی گوش داده وانجام میداد.

رفته رفته او اطمینان کامل صاحبکارش را بدست آورد بطوری که کلید مغازه نیز دراختیارش بود وخود باز میکرد وخود میبست و روز وشب کار میکرد وتلاش ویک روز بخود آمد که اقوامش برایش دختری برگزیدند وچون به بزرگترهای فامیل احترام میگذاشت حرفی و اعتراضی نکرد وفقط تنها خواسته اش این بود تا عروسی زودتر وساده تر برگذار بشود تا او به موقع درمحل کارش حضور یابد وصاحبکارش نیز هرچند درعروسی ائ حاضر نبود اما کادویی مناسب برایش داد وبخش مهمی از هزینه هایش را تا او بتواند خانه ایی در تهران اجاره کند.

روزها میگذشت او صبح تا شب فعالیت میکرد وهمسرش سومین فرزند را نیز بدنیا آورده بود او صبح اول وقت میرفت وشبها آخر وقت برمیگشت طوری که حتی بچه ها هم او را بسیار کم میدیدند.

پس از سالها او از صاحبکارش اجازه گرفت تا حجره ایی در بازار برای خود بگیرد زیرا بچه های صاحبکارش نیز بزرگ شده بودند و کار برای او تنگ بود.

همینکه حجره را باز کرد هرگز فکرنمیکرد که اینقدر هم صاحبکار وفروشندگان اینقدر حمایتش کنند وهم مشتریان از او چنین استقبال وهمین موضوع باعث شد تا با تلاش شبانه روزی روز بروز کارش رونق بگیرد و یکی از تجار موفق بازار شود .

تنها چیزی که دراین سالها هیچ تغییری نکرده بود تیپ وقیافه ورفتار او بود که شاید بعد از گذشت سی سال هرآشنایی او را میدید از دور میشناخت وجز موهای سفید قیافه رنجور تغییر محسوسی در او نبود ولباسها وتیپش به همان سادگی گذشته ولی در مقابل ثروتی که به هم زده بود تیپ وقیافه فرزندان وخانواده اش را بکلی تغییر داده بود بطوری که او درکنار خانواده اش چون به میهمانی میرفت انگار او کارگر ویا خدمتکار آنها بود.

فرهنگ وآداب ورسوم بشدت تغییر کرده بود واو چون دربازاری روزهایش را سپری کرده بود که حفظ فرهنگ وسنت راز موفقیت بود متوجه این همه تغییر در فرهنگ جامعه وفرزندان وخانواده نشده بود وحتی نمیتوانست باور کند که خانواده اش راز موفقیت را در تلاش صادقانه و سنتها دیده و تجربه کرده وبه این همه موفقیت دست یافته اند بخواهند به این فرهنگ وسنن پشت کنند و با آن به مخالفت برخیزند.

ولی واقعیتی بود که وجود داشت واو احساس میکرد که خانواده اش هرروز به تجملاتی که حاصل تلاش شبانه روزی او بود انس گرفته اند وهرروز بیشتر وبیشتر طلب میکنند وجالب اینکه تازه متوجه شده که او روزهایش را با کار وتلاش به شب میرسانده وفرزندانش در تفریح وجشن وسرور واکنون حتی او را در جشن های خانوادگی نیز درکنار خود تحمل نمیکنند و تیپ وقیافه اش را به تمسخر میگیرند وبیاد آن روزهایی میافتد که درکوچه بچه ها اورا به بازی راه نمیدادند ومسخره اش میکردند انگار دوباره دنیا درحال تکرار است با این تفاوت که آن موقع او آه دربساط نداشت و دیگران او را به تمسخر میگرفتند واکنون او ثروتی بی حساب دارد همه او را تحسین میکنند واکنون زن وفرزندانش او را مسخره میکنند وبازی نمیدهند واکنون میبیند چقدر سخت است اکنون زیرا آن موقع او میتوانست بچه هایی که اورا تحویل نمیگرفتند ومسخره میکردند را ترک کند ولی اکنون خانواده را نه میتواند ترک کند ونه برخورد.

او هرشب در خانه بحث وبگو مگو دارد از خواسته های غیر منطقی وناتمام خانواده اش خانواده ایی که او را حتی به اندازه یک حیوان خانوادگی قبول ندارند تحصیلات وفرهنگ وتیپ وقیافه و... او را به تمسخر میگیرند وهرلحظه منتظرند تا او بمیرد تا بتوانند میراث ونتیجه سالها تلاش وعذاب و جان کندنش را به یک شبه به عشق وصفا وزندگی به تعبیر خودشان تبدیل کنند.

او اکنون برخی از اسناد زمین واملاکش را که فرزندانش از آن اطلاع ندارند را به نزدیکترین دوستش سپرده تا آنها خبردار نشوند وبرای تصاحب آن به او فشار مضاعف نیاورند هرچند میداند چه بخواهد ونخواهد همه اموالش بدست آنها به تاراج خواهد رفت.

او نمیداند دراین بین مقصر کیست وکجا وچطور مسیر را اشتباه رفته وچگونه ثروتی که میتوانست رفاه و آسایش آنها را صدبرابر کند اکنون به بلا و بدبختی تبدیل شده او بیاد دارد آن روزها وشبها را که کارگری بیش نبود ومستاجر با چه عشق وصفا وصمیمیت در کنار خانواده وبا هم زندگی میکردند وفرزندانش از سر وکولش بالا میرفتند وصد بوسه به رخسارش میزدند وسفره نان وپنیر وهندوانه شان چه برکت ولذتی داش.

او نمیداند شاید چنین میداند که ثروت وپول جز بدبختی نتیجه ایی ندارد ونمیداند چگونه میتواند از دست این بلا وبدبختی نجات یابد.


 
 
بدترین وضعیت اقتصادی برای تجار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
 

تجارت نیز همانند همه فعالیتها و وضعیتها دارای شرایط خوب وبد ویا بهتر وبدتر است که از شرایط خوب آن میتوان به موقعیتهایی اشاره کرد که تجارت رونق بالایی داشته وتاجران به سود و درآمد بالایی دست میابند ویا بهتر بگویم نتیجه تلاش وزحمات خود را دریافت میکنند.

شرایط بد در تجارت همان شرایط رکود و کسادی است هر چند شرایط تورمی نیز یک نوع عارضه اقتصادی است وبرای تجارت آنطور که بسیاری فکرمیکنند مفید است مناسب نیست ولی به هرحال بدلیل افزایش عمومی قیمت ها تجاری که بتوانند فعال باشند وسرمایه هایشان را به کالا تبدیل کرده باشند از کاهش ارزش پول خود ممانعت کرده ومنتفع میشوند لذا شرایط تورمی برای تجار فعال خیلی نگران کننده نیست وحتی ممکن است خوب هم باشد.

بنابراین شرایط بد و بدترین وضعیت ممکن برای تجار را باید دررکود وشرایط رکودی جستجو کرد دراین شرایط تقاضا وبدنبال آن فروش کالا بشدت کاهش میابد وگردش نقدینگی تجار وضعیت منفی پیدا میکند (مبالغ ورودی آنها جوابگوی تعهدات آنها نیست) ودراین شرایط آنها ناچارا" به استقراض روی آورند ودر نتیجه مخارج مالی آنها وهزینه هایشان بشدت افزایش ودرآمد وسود آوری آنها کاهش وبه زیان تبدیل میشود.

بدترین شرایط تجار نیز زمانی است که این رکود چندین فصل ادامه داشته باشد که دراین صورت بودجه بندی و برنامه ریزی تجار برای تامین تعهدات از وضعیت نرمال خارج ومنجر میشود تا از استقراض نیز عدول کرده ودرواقع تجار در شرایط کاملا " حاد وغیر قابل جبران و ناتوان در تامین تعهدات گرفتار شود که به این  وضعیت وتداوم آن عنوان ورشکستگی نام نهاده اند.

تاجر ورشکسته بدلیل بروز رکود ادامه دار وناتوانی در تامین وجوابگویی به تعهدات از فعالیت تجاری باز مانده و با انبوهی از طلبکاران که قبلا" درمسیر تجارت جواب داده میشد روبرو میشود.

اصولا" باید دولت ها وبانکها در چنین شرایطی سریعا" به کمک تاجران گرفتار شتافته ونقدینگی لازم با مدت زمان بازپرداخت مناسب تامین نمایند تا تاجر بتواند این مقطع وبحران را به راحتی عبور نماید.

در کشور ما برعکس در چنین وضعیتی دولت هیچ برنامه ریزی نداشته وبانکها نیز به جای حمایت با دیدتردید حتی خود زودتر از سایر طلبکاران در مقابل تاجر ورشکسته صف آرایی میکنند.

بنابراین تاجران موفق باید وضعیتهای مختلف را بخوبی شناخته وبتوانند برنامه ریزی ها وبودجه بندی بلند مدت برای تامین تعهدات داشته باشند.

اصولا" رکود مدت دار بدنبال یک تورم بالا ایجاد میشود وتاجرانی که طمع برداشت مناسب از وضعیت تورمی را دارند به اشتباه به جای اتخاذ سیاست کاهش موجودی اقدام به خرید بیش ازحد تقاضا کالا نموده ودر موقع بروز رکود مدت دار درمقابل تعهدات بی رویه ناتوان شده وحتی کالاهای در اختیار را نیز با ضرر وزیان بالا حراج میکنند که خود این هم عامل مهمی میشود درقبال کسر پرداخت وبا ادامه رکود وافزایش هزینه ها روز بروز به زیان وکسر سرمایه تاجر اضافه شده تا اینکه ورشکست میشود.

بنابراین تاجر موفق نه بخاطر فعالیت تجاری بالا بلکه بدلیل شناخت صحیح از شرایط اقتصادی و اتخاذ تصمیمات بجا در شرایط مختلف منجر به بقا ودوام وموفقیت خود میشود.


 
 
سیر نزولی شاخص های بورس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
 

بورس یکی از موردهای سرمایه گذاری مهم بشمار میرود که هم برای سرمایه گذاران میتواند نفع اقتصادی خوبی بدنبال داشته باشد وهم برای تولید وشرکتها در واقع بهترین حالت ممکن برای کمک به توسعه ورشد وتولید ملی است.

ولی آنچه مهم است هرگز نمیتوان مردمی را که برای جبران کسر درآمدی خود برای رفع هزینه های جاری به سرمایه گذاری رو میاورند وبرای آنها جنبه سودآوری آن نه تنها مهم بلکه حیاتی است ویا سرمایه گذارانی که فقط به جنبه سودآوری توجه دارند توصیه نمود که برای منافع ملی به سرمایه گذاری در بورس ویا پس انداز در بانکها رو بیاورند.

دراینجا اینجانب همانگونه که در مقاطع مختلف سعی کرده ام که بتوانم مشاوره های اطمینان بخشی به آنها که نگران از بین رفتن ویا کم بازده شدن سرمایه های اندک خود هستندبهترین مسیر سرمایه گذاری را بگویم وبدلیل اینکه از زمستان پارسال بورس را بعنوان بهترین مکان سرمایه گذاری عنوان کرده بودم باید دراین مقطع نیز هشدارهای لازم را بدهم.

متاسفانه کشور ما جزو معدود کشورهای جهان است که بدلیل موقعیت خاص منطقه ایی آن از یکطرف واز طرف دیگر وابستگی کامل اقتصادی آن به درآمد نفت و بدلیل اتخاذ سیاستهای اشتباه پولی وبانکی و سیاستهای ارزی و سیاستهای حمایتی و... منجر شده تا اقتصاد ما گرفتار امواج خروشان وناآرامی شده و به همین خاطر پیش بینی ها و نسخه های اقتصادی که بتواند آرامش نسبی به آن ایجاد کند به راحتی میسر نمیگردد که مهمترین دلیل آن نیز تصمیمات و رویکردهای سیاسی پیش بینی نشده و رویدادهای سیاسی منطقه ایی است که منجر شده کشور ما یکی از بسترهای پیچیده برای فعالیتهای تجاری وتولیدی وسرمایه گذاری باشد که درآن هر مشاوری برای اینکه بتواند بهترین مشاوره را بدهد باید چندین آیتم و شرایط مختلف را در تحلیل خود در نظر گرفته ودر نهایت نیز دارای تجربه وقدرت پیش بینی بالایی در تشخیص شرایط آتی و رویدادهای سیاسی باشد.

کاهش نرخ سکه وارز ویا توقف نسبی آن هرچند کندو کاهشی  مشخص بود که همه موارد دیگر ازجمله مسکن وکالا را نیز با رکود سهمگین روبرو سازد وهمین مورد کافی بود تا سیل عظیمی از سرمایه های سرگردان بدنبال محل مناسب تری برای سرمایه گذاری باشد واز طرف دیگر تورم های متوالی نیز از سوی دیگر منجر شده بود که تنها جایی که هیچ اثر پذیری در آن بوجود نیامده بود قیمت سهام باشد که هم تقاضا وهم تورم میتوانست دراین مسیر نیز تاثیر خود رابگذارد وبه همین علت  در این مقطع ما شاهد رشد روزانه شاخص ها دربورس بودیم واصولا" اگر شرایط به همین منوال ادامه میافت بایستی این روند قطع نمیشد.

بیشتر سرمایه های سرگردان مسیر سکه وارز و مسکن را بهترین وسودآورترین ومطمئن مسیری میدانند که در طول سالهای متمادی تجربه کردند بنابراین هرگونه تکان وحرکتی دوباره دراین مسیر ایجاد شود این سرمایه به سرعت از مسیر بورس و بانک به مسیر قبلی خود هدایت میشود.

استقرار دولت جدید وتوام با امید وآرامش آن منجر شد تا جو روانی موجود دربازار ارز وسکه از بین رفته وآرامش نسبی در آن بازار بوجود آید و برای سرمایگذاران درآن بازار نه تنها سودی نباشد بلکه برای اولین بار شاهد ضرر نیز باشند .

ولی متاسفانه با تشدید مسائل سیاسی منطقه ایی و تهدید حمله آمریکا به سوریه و تقابل سیاسی کشور ما دراین جریان مشخص بود که جو روانی را تشدید کند وحرکت افزایشی اندک قیمت سکه وارز نیز مهر تاییدی بر احتمال رونق گرفتن این بازار باشد وبرای همین به سرعت سرمایه های سرگردان از مسیر بورس خارج ویا حداقل برای سرمایه گذاری در بورس باتردید مواجهه شدند وبه همین علت بیکباره ما با کاهش شاخص های بورس مواجهه شدیم.

بنابراین از این وضعیت یک نتیجه مهم میگیریم که رشد شاخص بورس و سودآوری آن برای کسانی که بدنبال سرمایه گذاری مقطعی وموردی هستند کاملا" بستگی به شرایط سکه وارز در بازار دارد ورونق این بازار سریعا" منجربه رکود بازار بورس وغیر اقتصادی کردن آن میشود.

برای همین آنها که نگران سرمایه وسودآوری آن هستند باید با احتیاط ودقت بیشتری دست به انتخاب و اقدام بزنند.


 
 
کدامین واقعه تلخ تر است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۳
 

همه انسانها مشکلاتی دارند وروزانه با وقایعی روبرو میشوند که برخی از آنها برایشان غیرقابل تحمل است وبسیار نگران کننده وتلخ وهر کسی چون از مشکلات دیگری خبر ندارد خود را در چنین شرایطی بسیار گرفتار وبدبخت وبیچاره میداند و حتی برخی به افسردگسی شدید دچاره شده ویا دچار سکته مغزی ویا قلبی میشوند غافل از اینکه در همان لحظه اتفاقات ورویدادهایی است که بسیار تلخ تر وبدتر از رویداد آنها که درزیر برخی از این رویدادها رامیشمارم تا شما بگویید کدامین تلخ تر وبدتر از همه است.

1-خانواده ایی  به اتفاق اقوام برای تفریح آخر هفته به کنار ساحل دریا رفته اند وهنوز دقایقی نگذشته تک پسر تحصیل کرده آنها خود را به دریا زده وگرفتار امواج شده ودرمقابل دیدگان خانواده جان خود را از دست میدهد(واقعی).

2-انحراف به چپ خودرویی  تصادفی سهمگین به بار میاورد ویک لحظه فرزندشان که دربیمارستان به هوش میاید متوجه میشود که دیگر لبخند پدر ومادرش را هرگز نخواهد دید(واقعی).

3- سیل خروشان بیکباره مسیر خود را بطرف ابادی بازمیکند وپدر خانواده خود را درشرایطی میابد که نه تنها خانه وکاشانه ویران شده وخبری از چند فرزند خود ندارد(نمونه ایی).

4-پدر دراوج اقتدار وتلاش و احساس آرامش درمیابد که سرطانی در درون وجودش لانه کرده وچند صباحی بیش درکنار خانواده نخواهد ماند و یا پدری که خانواده بشدت به او نیاز دارد در اثر سکته قلبی به دیار فانی میشتابد(واقعی).

و..... هزاران خاطرات تلخ که هرلحظه دراین دنیای فانی بوقوع میپیوندد وبسیاری بی توجه به این صحنه ها ولحظه های تلخ بدنبال مادیات و هوی وهوس خود بوده وبرای بدست آوردن پول  از همه چیزغافل بوده و روز وشب خود را در این راه تلف میکنند وآنقدر غصه وغم میخورند که بسیاری از این گرفتاریها واتفاقات که خود ناشی از بی توجهی آنها به مسیر درست زندگی کردن است برایشان بوجود میاید.

میدانم شما نیز بنوبه خود غم واندوه واسترس وفشاری را دارید وبیش از 90% مردم مشکلات وفشار واسترسشان بیشتر مسائل مادی است وجالب این است که از این تعداد نیز 80% آنها بدنبال مادیات بیشتر ورفاه بالاتر هستند واز وضعیت موجودشان ناراراضی نه اینکه واقعا" گرفتار باشند ولی باید بدانیم که در زندگی مشکلات وبلاهای خاصی هست که اگر کسی به آنها گرفتار شود مایل است همه پول وثروت وخود را بدهد تا بتواند از آن گرفتاری نجات یابد چون پول کمبودش قابل جبران است ولی برخی مشکلات  ووقایع را برگشت وجبرانی نیست.

بنابراین اگر مشکلاتتان پولی است ویا درزندگی رویدادهای برایتان بوجود میاید که دچار ضرروزیان مادی سنگین میشوید بجای غصه وغم صبور و پرتلاش باشید که قابل جبران است و شکر گذار باشید که گرفتاریها ومشکلات غیرقابل جبران درمسیر شما قرار نگرفته است.

 


 
 
بهای یک زندگی ایده آل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٦
 

من بعنوان کسی که هم در رشته حسابداری وهم اقتصاد وهم بازرگانی تخصص وتجربه ایی دارم در اینجا میخواهم بهای یک زندگی ایده آل را که نتیجه سالها تحقیق زوبررسی ام است برایتان اعلام کنم تا بتوانید با پرداخت آن صاحب یک زندگی ایده آل بشوید.

هرچند متاسفانه در این تحقیق نتوانستم تعریف صحیحی از زندگی ایده آل بدست آورم چون هرکسی هرآنچه را که خود ندارد ایده آل میگوید وچون به آن میرسد دوباره ایده آل هایش چیزهای دیگری میشود که او دراختیار ندارد همانند اینکه یک خانواده ایی که داشتن یک خانه نقلی ویک ماشین ویک حقوق متوسط را اید ه آل فرض میکرد به هرکدام از آنها که رسیده دوباره ایده آل هایش نیز عوض شده وبرای همین است که خانه ها بزرگتر وبزرگتر میشود وتعداد آن بیشتر وماشین ها مدل به مدل تغییر میکند انگار تاجران نیز فهمیدند که این ایده آل وطمع یک انسان سری ناپذیر است ونامحدود وحد ومرزی نمیشناسد.

ولی در این تحقیق به یک چیز مهم رسیدم وآن اینکه هرچقدر ثروت ومقام وموقعیت فرد بالا وبالاتر میرود آن موقع انسان بهتر میتواند رفاه ومفهوم واقعی زندگی را میفهمند زیرا یک فردی که ثروت مادی نداشته باشد همیشه فکر میکند که رفاه و آسایش در آن مقام وموقعیت وثروتی است که او ندارد ولی کسی که مقام وموقعیت وثروت بالا دارد بهتر میتواند مفهوم زندگی را بفهمد وبرای همین بیشتر تحقیق ومطالعه ام را به این قشر اختصاص دادم ودیدم که آنها با اطمینان کامل رفاه ومفهوم واقعی زندگی را در همان ساده زیستی وزیباترین مناظر ومناطق را دردوران کودکی ودر کلبه های محقر وگردش گاههای بکر وغذاهای ساده ودوستیهای بی ریا وثروت اندوزی را همانند یک سرابی میدانند که  آنها را روز بروز اززنگی ورفاه واقعی دور ساخت.

دراینجا یک داستانی از یک مشاور تجاری میگویم شاید موضوع برایتان ساده تر گردد:

 

یک تاجر آمریکایی نزدیک یکی از روستاهای مکزیک ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. تاجر از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟ ماهیگیر: مدت خیلی کمی.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟ ماهیگیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟ ماهیگیر: تا دیر وقت می خوابم, یه کم ماهی گیری می کنم, با بچه ها بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه میکنی. اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری! ماهیگیر: خوب, بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی، اونا رو مستقیــما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی. بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی. این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکوسیتی! بعد از اون هم لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک. اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی. ماهیگیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال! ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه,در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی! این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره. ماهیگیر: میلیون ها دلار! خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت بازنشسته می شی! میری یه دهکده ساحلی کوچیک! جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی, با بچه هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

پس ثروت وزندگی واقعی همان است که برخورداری واگر بدنبال سراب هستی بهایش به اندازه یک عمر آدمی است.


 
 
حماقت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٥
 

شایدرزندگی روزمره بسیار اتفاق افتاده که درمقابل اشتباهات اساسی دیگران گفته اید که فلانی حماقت کرده ویا خود موقعی که تصمیم یا عملی به اشتباه انجام دادید که تبعات زیادی بدنبال داشته گفتید که دراین موضوع حماقت کردم من دراینجا به بعضی از تعاریف وگفته های بزرگان اشاره کرده وبه بررسی این موضوع میپردازم

فقدان نیروی داوری در حقیقت همان چیزی ست که حماقت نامیده می شود و چنین چیزی را به هیچ رو علاجی نیست

تعریف حماقت از نظر انشتین آن است که کاری را بارها و بارها تکرار کنیم و انتظار داشته باشیم که نتیجه متفاوتی از آن بدست بیاوریم.

کارلوام سیپولا استاد سابق تاریخ اقتصاد در دانشگاه برکلی «شخص احمق کسی است که به خود یا سایرین لطمه وارد می کند، بی آن که برایش منفعتی به همراه داشته است.»

والتربی پیتکین در کتاب مقدمه ای کوتاه بر تاریخ حماقت انسان در سال 1934 این رقم را 80 درصد جمعیت اعلام کرده است

ویتگنشتاین میگوید :
«اگر مردم کار احمقانه نمی کردند، هیچ کار هوشمندانه ای رخ نمی داد.»
به این معنا پیشرفت انسان به تداوم انجام کارهای احمقانه بستگی دارد. بنابراین بهتر است خوشحال باشیم که پیشرفت تضمین شده است.

سینوهه می گوید ؛ منکه امروزدر اینجا ، در ابتدای تاریخ ایستاده ام ، میدانم که ممکن است بشر در اینده لباس و خورد وخوراکش عوض شود ممکن است روزی از نظر پزشکی به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کند ، ممکن است بشر در آینده با علم و دانش حتی آسمانها را مسخر کند  ، اما انسان بلاشک در آن روز ، باز هم احمق خواهد بود .

میگویند انشتین گفته ؛ دو چیز را پایانی نیست ، یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسانها ، البته در مورد اولی مطمئن نیستم .

روایت کرده اند که وقتی احمقی را جهت معالجه حماقتش ، نزد حضرت عیسی ( ع ) آوردند . آن حضرت فرمود ؛ من نابینایان را بینا میکنم ، من پیسیان را شفا میدهم ، من حتی مردگان را زنده میکنم ، اما برای من ممکن و عملی نیست که بتوانم احمقی را درمان کنم ، و در ادامه می گوید ؛ فقط درد حماقت است که من از درمان آن عاجزم .

ایمانوئل کانت حماقت را کمبودِ توانِ قضاوت تعریف می‌کند.

همه انسانها در زندگی روزمره ودر تصمیم گیریهایشان اشتباه میکنند ولی اگر این اشتباه طوری باشد که درمسیر زندگی او ویا در دستیابی به اهدافش مشکلات جدی ایجاد کند از آن به حماقت یاد میشود .

حماقت یعنی احمقانه تصمیم گرفتن وبه آن عمل کردن ویا براشتباه خود ماندن وبه مسیر اشتباه ادامه دادن است حماقت را میتوان مقابل منطق واستدلال تعریف کرد که درآن فرد هرعمل وتصمیمی را با شور ومشورت ودقت وتدبیر انجام میدهد.

حماقت کردن ممکن است تبعات مختلفی داشته باشد که مرتبط با موضوعات واعمال وتصمیماتی است که میگیریم واز ضرر مادی تا جانی را میتواند بدنبال داشته باشد.

مهمترین پایه وشالوده رفتاری که منجر به حماقت میشود غرور وتکبر وخودخواهی است که انسان را از مشورت ومنطقی ومتفکرانه عمل کردن بدور میسازد برای همین است که بسیاری از حماقتها گریبانگیر افراد موفق هستند ویا بهتر بگوییم درمسیر زندگیشان به موفقیت های زیادی دست یافته اند.حماقت در همه موضوعات میتواند باشد چه سیاسی واقتصادی وفرهنگی واجتماعی و...برای همین هرفردی درهر جایگاهی بداند که چون غرور وتکبر به او دست دهد باید منتظر حماقتی بزرگ باشد.

یکی از مهمترین حماقتهایی که که دراجتماع بوقوع میپوندد وبرای همه کاملا" ملموس وعینی است حماقتهای سیاسی است که مرتکبین آن تمام مقام وموقعیت وحتی جانشان را نیز از دست میدهند ودر تاریخ نمونه های بسیاری داریم که از آن جمله میتوان به حماقت هیتلر وصدام اشاکه نه تنها جاه ومقام وموقعیت وجان خود را از دست دادند بلکه باحماقت خود جان بسیاری را نیز به مخاطره انداختندبنابراین حماقت کردن ممکن است تبعات زیادی داشته باشد وفقط خود فرد را شامل نشودو قابل جبران نیز نباشد .

حماقت در تجارت ودرانتخاب شریک زندگی ودر انتخاب شغل ودرتصمیمگیریهای مقطعی و... میتواند وجود داشته باشد که هرکدام بسته به مقطع وزمان آن میتواند تبعات مختلفی داشته باشد.

افراد موفق همیشه خود را نیازمند مشورت وارشاد دانسته وهیچ وقت دچار غرور وتکبر نمیشوند ومیدانند که برای پیشرفت ووترقی وگام برداشتن در مسیر درست باید دقت وتوجه ومشورت را پایه واصل تصمیم گیریهایشان قرار بدهند واز تجارب دیگران استفاده کنند.


 
 
آیا تجربه تورم را خواهد شکست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤
 

دردولت جدید برخلاف دولت قبلی بیشتر شاهد روی کارآمدن مدیران قدیمی که دارای سالها تجربه مدیریت در رده های بالای نظام بوده اند میباشد همانند آقای نعمت زاده و زنگنه و... ودرنهایت با بکارگماردن آقای سیف به ریاست بانک مرکزی خود گویای این است که این دولت این استراتژی را دنبال میکند که تنها راه بهبود اوضاع اقتصادی وتولیدی وسیاسی وفرهنگی و... کشور بکارگیری مدیران با تجربه میباشد.

شاید یکی از علتهایی که این دیدگاه را تشدید کرده همانا ضعف مدیریتی دوره قبل بود که متاسفانه با دیدگاه استفاده از مدیران جوان! بوجود آمد ومنجر شد که کشور درشرایطی که بالاترین درآمد ارزی ناشی از فروش نفت را داشت ودرشرایطی که سایر کشورهای منطقه با استفاده از این درآمدهای نفتی استثنایی توانستند زیرساختهای زیادی را درکشورشان ایجاد کنند درحالی که ما دراین برهه بیشترین تورم وکاهش ارزش پول وتعطیلی شرکتهای تولیدی وورشکستگی تجار را تجربه کردیم.

این خود یک تجربه وکیس مدیریتی بود که همگان بدانند چقدر نقش مدیران موفق وبا تجربه در رشد وتوسعه مهم وحیاتی است.

البته معلوم نشد که این ایده مدیران جوان چگونه واز کجا ایجاد شد بحثی که نه پایه علمی داشت ونه مبنای مدیریتی زیرا اگر حرف از مدیر ومدیریت زده میشود تجربه وعلم مکمل و اصل آن است واگر شما یک مدیری دارید که یک پایه علمی با یک مدیر جوان دارد خود آن مدیر جوان نیز میداند که هر کس تجربه بیشتر دارد قوی تر وداناتر است و مدیران کار کشته وباتجربه همان مدیران جوان دیروز هستند ومدیران جوان امروز نیز باید سالها تجربه بیاموزند تا مدیر باتجربه وموفق بشوند  واین تجربه نباید در بالاترین پست های اجرایی بوجود آید که دراین صورت همین اتفاقی که برایمان افتاد بوجود خواهد آمدونمیخواهیم بیشتر به این موضوع بپردازیم که برخی تحلیلگرها مدیرجوان را بهانه ایی میدانستند برای بکارگماردن افراد دلخواه در هر رده پستی .

از این بحث ها گذشته وتجربه تلخی بود که کردیم وبالاترین نرخ های تورم وبالاترین کاهش ارزش پول را دراین دوران تجربه کردیم و با افزایش خط فقر مردم در شرایط اقتصادی نامطلوبی بسر میبرند که بخش مهمی از این نارضایتی در انتخابات 92 با رای بالایی که به طیف مقابل داده شد نمود پیدا کرد.

حال دراینجا وظیفه دولت اخیر به چند دلیل بسیار دشوار است:

1- کاهش ارزش پول ملی تحقق پیدا کرده ودرواقع تولید ناخالص ملی و افزایش نقدینگی (دراثر افزایش بی رویه حقوق ودستمزد وپرداخت یارانه ها ...)ومتعاقب آن افزایش هزینه های دولت بوقوع پیوسته ودولت جدید نمیتواند هزینه ها را کاهش دهد .

2- کشور از نظر سیاسی در وضعیت شکننده وحساسی قراردارد و تحریم های بین المللی نیز تابع بخشی از تصمیمات سیاسی است که بخشی از آن در چارچوب اختیارات دولت نمیباشد.

3- رشد و توسعه اقتصادی در سایه تقویت زیرساختهای اقتصادی وتقویت تولید و تجارت و... میسر است که تحقق این امر حداقل یک دوره ششماهه را میطلبد واز طرف دیگر مشکلات قبلی هنوز ادامه دار است وبدلیل تردید مردم وبازار نسبت به آینده چه خوب وچه بد یک وضعیت رکودی ایجاد نموده که خود منجر به بروز اختلال در بازار وتجارت خواهد شد.

4- ساختار مدیریتی کشور طوری است که هرچند مدیریت ارشد تاثیرگذار است ولی بدنه سازمانها نیز موثر میباشند وچون در دولتها وعلی الخصوص در دولت قبلی یک تغییر اساسی در مدیریت ارشد ومیانی صورت گرفت وبدلیل جو حاکم در کشور مدیران منتخب کنونی تا بتوانند تغییرات لازم در بدنه سازمانها برای پیشبرد اهداف مدیریتی ایجاد کنند زمانبر خواهد بود واگر ایجاد نشود به راحتی اهداف پیش بینی شده محقق نخواهد شد.

ولی بدور از همه این موارد وتوضیحات داده شده بدلیل اینکه درصدی از این مشکلات با ایجاد فضای امید واعتماد مرتفع خواهد شد وبدلیل اینکه با گماردن مدیران باتجربه اشتباهات به حداقل خواهد رسید واز طرف دیگر تصمیم گیریها نه از روی احساس وسیاسی کاری بلکه از روی تجربه و مدیریتی خواهد شد بنابراین باید اطمینان داشته باشیم که بخشی از این تورم وکاهش ارزش پول بهبود خواهد یافت وباید درانتظار روزها وشرایط بهتری برای تجار وتولید باشیم ولی اینکه این تجربه تا چه مقدار تاثیر گذار وموفقیت امیز خواهد بود بستگی به شرایط سیاسی و وضعیت تحریم ها خواهد داشت ولی باید بدانیم وبپذیریم شرایط به شرایط 10سال پیش برنمیگردد وفقط بهبود نسبی یافته واز بدتر شدن میتوانند پیشگیری نمایند زیرا کاهش هزینه میسر نیست(حقوق کارمندان را نمیتوان کاهش داد)بلکه فقط میتوانند  افزایش درآمد وتولید را داشته باشند.


 
 
تردید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳٠
 

نمیدانم که اکنون چه موقعیتی دارید و آیا به اهداف وبرنامه هایی که داشتید رسیده اید یا نه ولی به یقین میدانم که انسان موجودی است تعالی جو وقدرت طلب ودرهرموقعیتی و جایگاهی که باشد باز چشم به موقعیتها وجایگاههای بالا دارد و تلاش برای دست یابی به آنها.

شاید بسیاری از شما درزندگی وکارهایتان بارها وبارها طعم شکست را چشید ه ا ید هرچند شکست خود گامی است بسوی پیروزی ولی فقط آنهایی از شکستهایشان تجربه مثبت و موفقیت بدست میاورند که پس از شکست نا امید ومایوس وپشیمان نشوند وبا بررسی اشتبهات عملکردشان ورفع آنها وبا امید وهدفمند به سوی اهدافشان گام بردارند.

هرکسی شکستهای خود را بگونه ایی تعبیر میکند وبسیاری شکست خود را بدشانسی وبد اقبالی ویا بخل و توطئه دیگران وجفای آنها ویا به هرچیز وهرکسی که بتوانند نسبت میدهند.

افراد موفق شکست را به هیچ کس وهیچ شرایط و شانس و... نسبت نمیدهند حتی اگر چنین نیز باشد بلکه شکست را درذات هر فعالیت وگامی بسوی پیروزی میدانند.

اما آنچه دراینجا بیشتر میخواهم اشاره کنم نه پیروزی ونه شکست بلکه مهمترین عاملی است که میتواند انسان را دردستیابی به اهداف بلند خود منحرف ویا متوقف سازد .

بسیاری میگویند علت شکست کاری وتجاری من همانا کمبود سرمایه است وبسیاری نیز میگویند بداقبالی و بدشانسی.

اما بزرگترین عامل شکست همانا "تردید" است.

تردید یعنی شک داشتن در به نتیجه رسیدن تلاش ها یعنی با قاطعیت گام برنداشتن.

همانند اینکه کوهی را میخواهید فتح کنید که از ابتدا برتوان وقدرت خود شک دارید.

نمیدانم ورزش های استقامتی کردید یا نه موقعی که میخواهید موردی را تا 100 بار انجام دهید وبیکباره این احساس به شما دست میدهد که تا 30 بار بیشتر نمیتوانید میبینید که تا 30 به زور انجام میدهید ولی موقعی که بی توجه هستید ویا تردیدی در انجامش ندارید به راحتی انجام میدهید.

در تجارت وفعالیت نیز چنین است درواقع این روحیه واقتدار ومصمم بودن شماست که منجر به افزایش اعتماد دیگران به شما و تلاش موثر وتوفیق روز افزون شما میشود وبالاتر از آن در هنگام بروز مشکلات کوچکترین تردید منجر میشود تا فعالیت وتلاشتان ازبین رفته وبجای توجه به اهداف و تلاش بیشتر بدنبال راه گریز وفرار بگردید.

تردید انواع مختلفی دارد وهرکدام به تنهایی برای توقف وشکست یک فعالیت کافی است که ازبین انواع مختلفی که دارد به چند نوع اصلی اشاره میکنم:

-تردید در توان و سرمایه لازم برای انجام کاروبه نتیجه رساندن آن بدانید که هیچ سرمایه ایی جز عزم واراده شما برای انجام هرنوع کار وفعالیتی لازم نیست(قبلا" به توضیح کامل این موضوع پرداختم).

-تردید در مسیر انتخابی و فعالیت تجاری که درحال انجام آن هستید واین احساس که کارهای بهتر و با سودآوری بیشتر وسریعتر باید انتخاب میکرد.

-تردید نسبت به آینده و وضعیت اقتصادی واینکه این وضعیت به ضرر فعالیت شما خواهد شد وبهتر است از ادامه فعالیت حذر کنید.

و تردیدهای فراوان دیگری که میتواند عزم واراده شما را از بین ببرد.

بنابراین تردید را میتوان سرطان یک فعالیت وحرکت نامید که بعد از تاریخ مشخصی فعالیت وحرکت شما را خواهد کشت .

-


 
 
چقدر ثروت دارید؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥
 

موقعی که بحث از ثروت میشود همه تنها چیزی که بفکرشان میرسد پول وطلا واموالی  است که دارند وبا مقایسه ایی که با افراد قوی تر از خود میکنند نه تنها ثروت خود را کافی نمیدانند بلکه حسرت ثروت مازاد دیگران را میخورند و هیچ وقت از وضعیت موجود خود راضی نیستند.

من دراینجا میخواهم کمی واقع نگر باشیم وبتوانیم ثروت خود را عینی تر ودقیق تر برآورد کنیم ودر این محاسبات شمارا همراهی خواهم کرد.

مطمئنا" اگر کسی ثروتمند شود (از نظر مادی) دوست دارد که مشکلات وایرادات جسمی خود را نیز با صرف هزینه رفع نماید ویا تصادف وبیماری براو ایجاد شود به محض ایجاد هزینه میکند تا مداوا و ترمیم شود وحال با این دیدگاه میخواهم ببینم دروضعیت موجود چقدر ثروت دارید.

در آیینه موهایتان را بنگرید وفرض براین بگذارید یک دفعه براثر استرس ویا بیماری  موهایتان ریخته باشد وبخواهید دکتر جراهی را قرارداد ببندید که موهایتان را عین اول وبه همان تعداد کند بنظرتان چقدر هزینه لازم است همین رقم را ثبت کنید.

چشمان وگوش خود را بنگرید وفرض کنید یکی یا چند تا از آنها را به علتی از دست بدهید بنظرتان اگر بشود آن را سالم کرد چقدر هزینه لازم است.

فرض بگیرید که یکی از اعضای دیگر بدنتان را از دست داده باشید همانند دست یاپا ویا اینکه کلیه هایتان ویا قلبتان با مشکل روبرو شده باشد بنظرتان چقدر مایلید پرداخت کنید که دوباره سلامتی کامل خود را بازیابید واینگونه در نظر بگیرید که سرمایه پولی کافی را دارید .

تحصیلات بالایی دارید و اینگونه در نظر بگیرید که با تحصیلات پایین درمقطعی که دیگر حوصله تحصیل ندارید به ثروت زیادمادی دست یافتید وحالا یک احساس کمبود دارید وآرزو دارید مدارک تحصیلی بالایی داشته باشید ودرمجالس وفامیل ونزددوستان بتوانید ارج وارزش وجایگاه مناسب داشته باشید چقدر مایلید پرداخت کنید که این را میتوانید از ثروتمندان بیسواد ویا با تحصیلات پایین بپرسید.

در شهر ومحل زندگیتان دو نفر را درنظر بگیرید که یکی از نظر احترام وادب و فروتنی ومنزلت بسیار جایگاه بالایی دارد واز نظر مادی متوسط به پایین است وفردی را درنظر بگیرید که به هروسیله وروشی پولدار شده و نزد هیچکس وجهه خوبی ندارد وحتی نزد خانواده وفرزندان خود نیز ارج وارزشی نداشته وهمیشه درگیر است وبسیاری مرگ او را خواستارند وفلاکتش را آرزو میکنند بنظر شما کدامین فرد وچقدر ارزش دارد.

درچنین شرایطی خیلی ها میگویند همه سرمایه ریالی را میدهم ولی من میگویم نه لازم نیست همه را بدهید ولی حتما" سرمایه بزرگی باید داد تا بتوان سلامتی وارج ومنزلت ویا علم  را بدست آورد بنابراین ما سرمایه های بزرگی در اختیار داریم که متاسفانه درارزیابی هایمان نمی آید و فقط موجودی ریالی را نگاه میکنیم مگر اینکه اتفاقی بوجود آید وببینیم که بخشی از سلامتی ما درخطر است ویا بدون شخصیت زیستن هیچ ارزشی ندارد.

توصیه من بشما اینست که همیشه به این سرمایه ها حتی بیش از سرمایه ریالی توجه شود زیرا سرمایه ریالی نمیتواند حتما" سلامتی را برای شما به ارمغان بیاورد همانند اینکه کسی یک چشمش را از دست داده باشد ولی سلامت جسمانی میتواند شمارا در تلاش وصبر همراهی نماید تا به سرمایه مادی برسید.

یکی از نقاط مهم دیگر اینست که دست یابی به نشاط وسلامت جسمانی ممکن است بسهولت و با یک برنامه ریزی کوتاه مدت واصولی وروزانه بدست آید همانند رعایت در خوراک و ورزش روزانه و دوری از موارد خطرساز همانند سیگار و... مهمترین بستر لازم برای دست یافتن به یک زندگی شاد وسلامت است وحتی کم وزیاد شدن ثروت مادی نیز نمیتواند آن را به خطر بیاندازد ولی ثروت ریالی اگر بدون توجه به ثروت سلامتی وروحی وعلمی واخلاقی نه تنها ممکن است به راحتی از دست برود بلکه ممکن است درصورت حفظ نیز بی اثر وبی ارزش نیز بشود.

بنابراین برای سلامتی وادب وتحصیل خود ارزش ریالی قائل بشوید ودرآمدهای ریالی دیگر را به آن بیافزایید وهیچ وقت اینگونه نیاندیشد که از صفر شروع میکنید ویا با از دست دادن پول وسرمایه صفر میشوید درچنین حالتی همیشه با روحیه و اعتماد به نفسی بالا اهدافتان را پیگیر بوده ونتایجی بهتر گرفته وهمیشه خود را موفق میدانید وبدانید که سلامتی واحترام وادب وعلم همیشه قابل دستیابی نیست وممکن است بعدا" ببینیم دیر شده است ولی پول درهر مقطع زمانی قابل دست یابی است حتی ممکن است بدون تلاش دریک قرعه کشی نیز بدست آید ولی ثروت های دیگر اینگونه نیست .

ثروتهای دیگر ممکن است اعتبار وارزشی شوند که شما به پول نیز دست یابید ولی پول حتما" شما را به آنها نمیتواند برساند.


 
 
پیش بینی وضعیت اقتصادی کشور پس از استقرار دولت جدید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٤
 

توررکود چند ساله و ضعف مدیریت تیم اقتصادی دولت نهم ودهم و همچنین مدیریت سلیقه ایی و ضعیف بانک مرکزی و اتخاذ سیاستهای اشتباه ارزی و دلال بازی و... منجر گردید تا ارزش پول ملی بشدت کاهش یافته و با بالا رفتن خط فقر منجر گردید تا مردم روز بروز فقیر وفقیر تر و نگران وگرفتارتر شوند.

سیاست اشتباه دولتهای فوق درزمینه افزایش رفاه و فقرزدایی واز بین بردن فاصله طبقاتی با افزایش حقوق بازنشستگان وکارمندان وکارگران منجر گردید که با تجویز نقدینگی در جامعه تورم چندین برابر رشد کرده وقشر حقوق بگیر بجای تقویت تضعیف شده و بخش بیشتری از این قشر به زیر خط فقر بروند یعنی بجای کاهش فاصله طبقاتی روز بروز این فاصله بیشتر وبیشتر گردد.

مدیریت ضعیف بسیاری از نهادهای اقتصادی کشور وبکار گماردن مدیران ضعیف در راس امور وهمچنین مدیرانی که به بهانه جوان گرایی و... با تجارب پایین مدیریتی وعلمی ودر بسیاری موارد بکارگماردن مدیران غیر متخصص وغیر مرتبط منجر گردید تا بسیاری از این مدیران نیز موقعیت وبستر ایجاد شده را موقتی وفرصت تلقی نموده وهم خود وهم اطرافیانش ودربرخی موارد سایر همکاران وکارکنان نیز چنین استنباط کنند که یکی از فرصتهای خاص در استفاده شخصی از امکانات موجود است وهمین عامل منجر به باند بازی وسو’ استفاده و فساد اداری گردید.

ادعای تلاش صادقانه دولت و جذب حمایت برخی از نهادهای قدرت واز طرف دیگر سرکوب مخالفان وفشار برنهادهای نظارتی خود عامل مهمی در عدم انتقاد پذیری وبی توجهی به تحلیلهای علمی واقتصادی و انحصارطلبی واتخاذ تصمیمات سلیقه ایی و افزایش باندها و واگذاری رابطه ایی پیمانها وکاهش نظارت برعملکرد آنها وسود های بی رویه برخی و ورشکستگی بسیاری از فعالان اقتصادی گردید.

این رویه مستمر منجر گردید که یک جو روانی عمومی براینکه اقتصاد کشور روز بروز درحال تضعیف بوده وارزش پول ملی کاهش میابد و سرمایه گذاری های تولیدی بی نتیجه ودرآمد وسود دردلال بازی وارز وسکه ومسکن میباشد که این امر سیل وسیعی از نقدینگی مردم را بجای گسیل شدن به پس انداز وبورس وتولید بسوی سکه و ارز و مسکن سوق داد که همین تغییر مسیر منجر شد تا بدلیل افزایش تقاضا وجو روانی بایک افزایش بی رویه بیش از 300درصدی دراین بخش باشیم وافت ارزش پول ملی کشور که منجر به تضعیف قشر حقوق بگیر ثابت شد.

به هرحال در اینجا نمیخواهیم به تجزیه وتحلیل کامل وضعیت اقتصادی آن دوره بپردازم بلکه میخواهم به این موضوع بپردازم که استقرار دولت جدید چه اثراتی میتواند در اقتصاد کشور داشته باشد.

هرچند شاید بدترین و بالاترین تحریم های ممکن نیز در همین ایام درحال شکل گیری است بطوری که خبر این تحریم اگر در سال قبل اعلام میشد شاید به جرات میتوان گفت نرخ دلار از 5هزارتومان نیز عبور میکرد ولی در وضعیت کنونی این خبر فقط توانست نرخ دلار را از 32000ریال به 33000ریال وآن هم فقط در یک روز افزایش ودرروز بعد دوباره شروع به کاهش قیمت کرد این نشانگر این است که هرچند این دولت هنوز فعالیت کاری ومدیریتی خود را شروع نکرده ولی توانسته با شعارها وبرنامه های اعلامی خود بسیاری از مردم را همراه نموده و بذر امید دردل آنها کاشته وبی اعتمادی را تا حدود بسیار بالایی از بین ببرد.

دولت جدید حسن دیگری که دارد کابینه اعلام شده آن است که از کابینه دولت قبلی چه از نظر تجربه و تدبیر و... بسیار بالاتر وقوی تر است ومطمئنا این تیم بسیار بهتر از تیم قبلی عمل خواهد کرد.

نحوه ورود و حضور و سخنرانی آقای روحانی نه تنها احساسی نیست بلکه با یک منطقی نیز صورت میگیرد که خود این موضوع منجر شده تا جو روانی موجود درکشور روز بروز فروکش کند وتنش زدایی بین المللی نیز به احتمال زیاد صورت گیرد.

بنابراین با همین توضیحات مختصر میتوان چنین نتیجه گرفت که با استقرار وشروع فعالیت دولت جدید اصولا" باید روز بروز شاهد کاهش نرخ ارز وسکه ومسکن و تقویت بورس وتولید باشیم و مشخصا" دلالان وواسطه ها وحتی مردمی که قبلا" به سرمایه گذاریهای فوق میپرداختند از این بازار خارج و به بازارهای اصلی همانند پس انداز و تولید وبورس خواهند رفت.

با کاهش نرخ ارز در واقع ارزش پول ملی تقویت و خط فقر کاهش و پس ازیک دوره معقول وشروع فعالیت تجار وتولید  بازار دوباره رونق گرفته ورشد وتوسعه اقتصادی شکل میگیرد بنابراین درصورت عملکرد بهتر تیم اقتصادی دولت که دور از انتظارنیست ونسبت به دوره قبل قطعا" اتفاق خواهد افتاد ما باید شاهد رویدادی باشیم که تا کنون در اقتصاد ایران اتفاق نیافتاده وان کاهش تورم و افزایش ارزش پول ملی وکاهش نرخ ارز وسکه میباشد البته در میزان این کاهش اقتصاد دانان وتحلیلگران اتفاق نظر ندارند ولی این رویداد از انتخابات امسال آغاز شده وبا تامل ادامه دارد.


 
 
صفر و صد(شانس واقبال)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٢
 

بسیاری از انسانها زندگی را صفر وصد میبینند همانند اینکه موفق میشوم یا شکست میخورم  ثروتمند میشوم یا ورشکست میشوم برنده میشوم یا بازنده میشوم ازدواج وطلاق و .....

 درصورتی که افراد موفق چنین فکر نمیکنند واز صفر تا صد اعداد دیگر را نیز میبینند وهمیشه موقعیت وجایگاه خود را ارزیابی کرده وبه آن امتیاز ونمره میدهند وباور دارند که برای رسیدن به صد باید اعداد را از یک تا صد شمرد در صورتی که افراد ناموفق هیچ وقت نمیخواهند اعداد را به ترتیب بشمارند واینکار را خسته کننده میدانند وفکر میکنند افراد موفق نیز بیکباره این راه را طی کردند.

تفاوت عمده این دو گروه این است که افراد موفق موقعی که تصمیم وکاری را شروع میکنند میدانند که همانند تصمیم به صعود از یک قله مرتفع میباشد که باید به دقت وصبر وبرنامه ریزی شده گام بردارد وومیداند در مسیر راه سنگلاخ و موانع وصخره های زیادی را باید پشت سربگذارد وافراد زیادی را نیز درمسیر خواهد دید وآنانکه کوهنورد واقعی هستند نیز از عزم وتجهیزات وگام برداشتنشان مشخص است وقابل شناسایی .

آنها به وضوح میدانند که هر تپه وصخره ایی را که درمسیر صعود میکنند نه قله نهایی واصلی بلگه گامی است برای صعود نهایی ونبایستی از تلاش وادامه راه خسته وناامید شوند ویا همان مقداری را که فتح کردند را کافی و نهایت بدانند.

افراد موفق قدر هروسیله وهمراهی وآذوقه و ... را میدانند ودرمسیر نیز دوستان کوهنورد دیگر را نیز باخود همراه میکنند ویا به آنها امید میدهند واز آنها امید میگیرند.

افراد ناموفق دست به هر فعالیتی میزنند دراولین شکست کار را تمام شده میدانند وهمانند یک تحلیل گر باتجربه به تحلیل وضعیت که امکان ادامه راه وجود ندارد واو بدشانس وبد اقبال است واین مسیر مسیر بی نتیجه دوباره از شاخه ایی به شاخه دیگر میروند آنها در هرفعالیتی که شروع میکنند آنقدر شعارمیدهند و خودنمایی میکنند که در اولین شکست از ترس دوستان واشنایان به همان سرعت شروع به تحلیل وموجیه شکست نوده وازترس تداوم آن سریعا" تغییر مسیر میدهند.

افراد موفق هرگونه اختلال ومشکل وگرفتاری را عبور از مسیر وشرایط سخت صعود میدانند وبا انگیزه واشتیاق بدنبالش میروند وهمیشه بدنبال حل مشکل میباشند وعبور از ان نه توقف وفرار ازآن وهر مسیر وموفقیت وشرایطی را با صبر وحوصله وآرامش طی میکنند ودر موفقیت همانقدر آرام وساکت وصبور هستند که در مشکلات وسختی ها بودند.

افراد ناموفق همیشه بدنبال دستان غیب وکمک وهمراهی خانواده ودوستان و... هستند وهرموفقیتی را بدون پشتوانه امکان پذیر نمیدانند وبرای همین چه درشروع کار وچه در ادامه آن بارها وبارها دست نیاز بسوی دیگران دراز میکنند وعبور از هر مرحله ایی را فقط درصورت وجود کمک دیگران میسر میدانند ولی افراد موفق عقیده دارند کاری موفق است که از صفر شروع شده باشد وبه خود متکی باشد.

افراد موفق چون به این ایده رسیده اند چه درتحصیل وکار وزندگی خانوادگی .... حضوری وموفق وفعال دارند وافراد ناموفق نیز برعکس آنها در همه زمینه ها مشکلاتی حل نشده دارند وخود را بدشانس وبداقبال مینامند بدون پشتوانه!.


 
 
چند گام تا موفقیت فاصله داریم؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
 

اگر بگویم که فاصله ما تا موفقیت یک گام است شاید باور نداشته باشید وشاید بگویید کدامین موفقیت وهدف ومن میگویم همان که درذهن داری ویا همان که تورا از مکان وموقعیت کنونی بسوی اوج وخوشبختی میرساند.

یک گام بدین منظور نیست که درلحظه به همه آرزوهایت خواهید رسید بلکه منظور اینست که مطمئن باش این مسیر مسیر خوشبختی و سعادت توست.

من نمیدانم مقام و موقعیت کسی که در حال خواندن این مقاله است چیست ولی میتوانم مثال ها وموارد مختلفی را بیاورم که ممکن است یکی از مثال ها مشابه موقعیت ووضعیت شما باشد.

این یک گام فقط یک چیز ساده لازم دارد وآن غیرت وهمت وپشتکار است که دروجود همه انسانها وجود دارد فقط کافیست آن را شکوفا کنید.

فرد معتادی را درنظر بگیرید که همه موقعیتها وهدفها وخانواده و.... را از دست داده واکنون کارتن خواب شده یک همت لازم است که به وضعیت کنونی خود فکر کند وببیند چگونه با دستان خود زندگی خود را به اتش کشیده وبیکباره شروع به ترک کرده وکار وباری را آغاز کند هستند کسانی که چنین کردند او هرگامی که بردارد خوشبخت وخوشبخت تر میشود.

فرد محصلی را ببینید که بازیگوشی وشیطنت را کنار نمیگذارد ولی اگر کمی به آنهایی که تحصیلات عالیه دارند نگاه کند وافراد تحصیل کرده موفق را الگو قرارداده و به درس ومشق اهمیت قائل شود یعنی گام بسوی موفقیت گذاشته است.

فرد کارمندی را ببینید که همیشه از کار وشغل خود ناراضی است وجسم اش درجایی وفکرش در جایی دیگر است و اگر چنین فردی واقعیتها را بپذیرد وبجای زندگی وکار درتردید ونارضایتی کارو شغلش را بیشتر وبهتر شناخته وعوامل رشد وموفقیت آن را وآموزش ها وتجارب لازم را یاد گرفته وبا تمام وجود به فعالیت بپردازد بداند هم مسئولین هم مراجعه کنندگان با او یکدل وهمراه شده وروز بروز رشد و موفق خواهد شد.

فرد بیکاری که ناامید ونگران است واحساس میکند همه درها به رویش بسته است متوجه این موضوع باشد که همه آنها که شغل وفعالیتی دارند یک روز بیکار بوده اند وبا جستجو وتلاش توانسته اند کار فعالیتی برای خود یافته شروع کنند وبجای ناامیدی تلاش مضاعفی بنماید وهیچ شغلی را بیهوده وبی نتیجه نداند وبدانیم هرشغل وکاری خود آینده دار است ومن همیشه گفتم که نمیدانیم که تاجر نان خشک قوی تر است یا طلا که چون تجارت به اوج خود رسید هرکدام میتوانند در جاهای دیگر نیز سرمایه گذاری داشته باشند.مهم آنست که شغلی را که انتخاب میکنید با علاقه وشوق ودقت وصبر دنبال کنید.

فرد ثروتمندی را ببینید که همه زندگی وزمان خود را صرف فغالیت وسود وپول کرده و از گذشت ایام وخانواده خود غافل است ونمیداند که این ثروت وپول آن موقع ارزش دارد که رفاه وآسایش و اتحاد وهمدلی واحترام ایجاد کند واز یک سطح که میگذرد اگر برنامه های خیرانه و تفریح و آموزش و... به همراهش نباشد جز رنج واندوه و افسوس چیزی عایدش نمیشود وهرگامی بتواند در جهت رفاه وآسایش نیکی وخدمت بردارد خواهد دید چقدر برارج واحترام لذت از زندگی برایش بوجود خواهد آورد.

فرد مسئولی را درنظر بگیرید که مغرور ومسبد شده وانگار همیشه وتا پایان عمرش در آن جاه ومقام خواهد ماند ونمیداند که هر مقام وموقعیتی نهایتی دارد وبهترین فرصت است که بتواند از آن برای خدمت به مردم استفاده کند وهرگامی که دراین مسیر بردارد بداند احترام ومنزلتش چندین برابر خواهد شد.

واقعا" همه باید بدانند که فاصله خوشبختی وبدبختی وفاصله نیکی وبدی وفاصله تندرستی وبیماری و فاصله عالم ونادان وفاصله فقیر وغنی و... فقط یک گام است وآن تشخیص مسیر درست وگام نهادن درآن است.

 


 
 
سرمایه گذاری در ارز و طلا(سکه) !!!!!!!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳
 

برخی سرمایه گذاری در ارز و طلا را بهترین وراحت ترین مسیر میدانند که ناشی از دو دلیل مهم است 1- براحتی قابلیت تبدیل به ریال را دارد. 2- در شرایط نابسامان اقتصادی نه تنها از کاهش ارزش ریال ممانعت کرده بلکه سود بیشتر وسریعتری نیز نسبت به سایر سرمایه گذاریها بدست میاورد.

ولی باید به این دوستان بگویم که همانگونه که در ارز وسکه میتوان سود خوب وسریع الوصول بدست آورد در شرایط خاص نیز اگر دقت نکنند میتواند ضرر خوب وسریعی داشته باشند وبرعکس دارندگان سایر کالاها درلحظه افت ضرر کنند درصورتی که تا این عامل درسایر کالاها اثر نماید 3 الی 6 ماه فرصت خروج از ضرر را دارند. 

در شرایطی که عامل روانی بازار واقتصاد در حال تسکین وامید وآرامش است بخوبی نشان میدهد که سرمایه گذاران درسایر کالاها(نه سکه وارز) دچار ضرر کمتری میشوند وحداقل یک فرصت لازم برای تصمیم گیری برای خروج از ضرر بیشتر را دارند.

ولی دارندگان ارز وطلا هیچ شانس  وفرصتی ندارند وچون میخوابند وبیدار میشوند با یک افت یکباره روبرو شده وحتی چون میخواهند بفروشند ممکن است با عدم خرید صرافان روبرو شده ونتوانند تبدیل نمایند .

یکی دیگر از مشکلات ارز وسکه این است که همانگونه که در رشد قیمتی آن هرلحظه براحتی میتوانند برآورد سود کرده خوشحال وخندان شده وبرای خود یک پشتوانه جدیدی را تصور کنند در هنگام ضرر نیز براحتی زیان قابل برآورد بوده ودچار غم واندوه میشوند ومن شخصا" چنین موردی را برای انجام سرمایه گذاری مناسب نمیدانم چون میتواند تاثیرات روحی وروانی بدی بروی شخص سرمایگذار گذاشته وهر لحظه اورادرگیر این موضوع کند.

دولت دهم بدلیل برخی از تصمیمات اشتباه اقتصادی ومدیریت ضعیف بانک مرکزی ونهادهای پولی ومالی منجر شد تا نه تنها تورم افسار گسیخته افزایش یابد بلکه با تجویز نقدینگی بی رویه منجربه کاهش ارزش پول شده وروز بروز ارز و طلا(چون یکی از مهمترین مبانی تعیین قیمت طلا تبدیل ارزش بین المللی آن به ریال یعنی دلار میباشد)

واز طرف دیگر بدلیل تداوم این وضعیت درطول چند سال منجر گردید که برای پیر وجوان وکارشناس وبیسواد مسجل شود که این روند ادامه داراست بنابراین سیل عظیمی تقاضا وسرمایه از سایر قسمتها به ارز وطلا منتقل شد واین عامل خود تاثیر مهمی در افزایش بی رویه ارزها وکاهش ارزش پول ملی داشته باشد.

هرچند دراین راستا بسیاری سودهای کلانی را براحتی وبه سهولت به جیب زدند ولی در اینجا ومقاله های قبلی توصیه نمودم که باید متوجه باشیم این جو روانی شکسته وهرروز ممکن است شاهد از بین رفتن  کامل حباب در قیمت ارز باشیم وتا 3000تومان بسیاری از کارشناسان اتفاق نظر دارند ولی یک دلیل مهم نیز که حتی ممکن است قیمت ارز را تا 2500تومان کاهش دهد تیم اقتصادی وکابینه دولت یازدهم است که به جرات بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند این کابینه دهها برابر از کابینه دولت دهم با تجربه تر وقویتر خواهد شد .

دراینجا یک موضوع بسیار مهم است وآن اینکه دوستان هوس سرمایه گذاری در ارز وطلا را حداقل تا سه ماه دیگر را نداشته باشند واین دندان طمع را بکشند تا دچار ضرر وزیان نشوند.


 
 
تجربه ایی متفاوت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢
 

یکی از مواردی که منجر میشه تا افسردگی وخستگی وناتوانی سراغ انسان بیاید همانا یکنواختی و بی برنامه بودن درزندگی است.

همیشه سعی کنید درزندگی تغییر را تجربه کنید البته این بدان معنا نیست که هرلحظه از شاخه ایی به شاخه دیگر بپرید و  تغییر بدین معنی که از رکودو انجماد خارج شوید.

برای مثال من شخصا" هرموقع میبینم درکار وفعالیتم فشار روحی واسترس زیادی وارد میشود بخاطر اینکه این فشارروحی  اختلالی در سلامتی وزندگی خصوصی ام وارد نکند واگرببینم فرصت لازم برای یک مسافرت خانوادگی را ندارم برای رفع آن ویک استراحت کوتاه و مهیج جمعه را بهترین اوقاتی میدانم که میتوان کوتاه مدت باشد وبی دردسرکه به بهترین حالت از آن برای ایجاد تغییر در مسیر ثابت زندگی روزمره استفاده کنم بطوری که نه به خانواده ونه بکار لطمه ایی وارد شود و خستگی یک هفته را رفع نماید.

برای اینکار لازم است که خود رانندگی نکنم وتیمی که با آن میروم نیز تکراری وآشنا نباشد در واقع مباحث وافکار تکراری همراه آدم نباشد.

تورهای یک روزه خود بهترین مسیر وموقعیت برای این تصمیم است که درآن نه از رانندگی خبری است نه از غم واندوه وبحث های کاری بلکه همه بفکر شادی ونشاط وگردش وتفریح هستند وجالب اینست که ترکیب نیز بسیار متفاوت است واین خود یکی از محاسن آنست که موقعیت ووضعیت گروهی متفاوتی را میتوان تجربه کرد.

پلنگ دره انتخابی بود که کردم ودوست داشتم تا محیطی چنگلی توام با رودخانه را تجربه کنم .

ساعت 5 صبح سوار ماشین شدیم همانطوری که پیش بینی کرده بودم افراد مختلف با سن وتیپ وجنسیت متفاوت و سوار شدیم ماشین براه افتاد ولیدر خانم وآقا بود چون افراد را معرفی کردند دیدم با تحصیلات مختلف و افکار و موقعیتهای متفاوت که این نیز خود میتوانست تور را پربارتر نماید.

استاد توریسمی نیز به بهانه لیدری فرزندش حضور دارد وبه بهانه آن استاد چندین تور لیدر نیزحضور دارند که این خود برشوخ طبعی و پربار بودن تیم کمک میکند.

جالبترین مورد برنامه تکمیلی تور بود که قرار بود جشن تیرگان نیز برگذار شود از جشنهای ایران باستان (بنا به سنت در تیر روزدر دوران باستان ایران در هرماه یک روز نیز بنام همان ماه نامگذاری میشد که آن روز را جشن میگرفتند)در ماه تیر انجام می‌پذیرد.این جشن درگرامی داشت تشتر (ستارهٔ باران) است تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در می‌آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش‌های زرین.

همچنین به نبرد همیشگی میان نیکی و بدی نیز از آن یاد میشودتیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روب‌رو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمیکنندو تیشتر در این نبرد شکست می‌خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می‌جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب‌ها  به مزرعه‌ها و چراگاه‌ها جاری میشود. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی‌خواستند به این سو و آن سو راند، و باران‌های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

  همچنین واقعه مهم آرش کمانگیر را نیز به همین روز نسبت میدهند  میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان افراسیاب شاه توران ومنوچهرشاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می‌دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می‌آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود وجنگ خاتمه یابدهردو می‌پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ‌یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند،سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ‌ترین کماندار بود و  تیر را تا فرسنگ هاپرتاب می‌کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و رنجی در وجودم نیست، ولی می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند رفت  و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد . هرمز، خدای بزرگ، به فرشتهٔ تیر را همراهی کرد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان‌رفت و از کوه و  دشت‌گذشت تا در کنار رود جیهون بر تنهٔ درخت گردویی  نشست.

تیر روز یکی از شادترین جشن های ایران باستان بوده در این روزبچه ها تارهای نخی و رنگینی به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند . 

درتور استاد توریسم دوبار درتوصیف این روز باستانی پرداخت وبا آنچه من دربالا نوشتم مختصر تفاوتی داشت ولی مفید بود ازهمه مهمتر مراسمی بود که درسادگی وصمیمیت برای پاس داشت این روز مهم انجام داد وحتی نخ های رنگی نیز به دست برخی بست .

میبینم که چه نیکوست اگر جشن ها را پاس بداریم وهرچیزی که بتواند سرور وشادی وامید را درما زنده کند.وشاید به جرات میتوان گفت یکی از مهمترین نقاط قوت وابهت وقدرت ایران باستان همین اتحاد وهمدلی وپاس داشت آیین ها وجشن های ملی بوده است.

یکی از موارد دیگری که در کاهش استرسها وفشارهای کاری هفته مفید بود پیاده روی بود که در درون رود انجام دادیم آبی خنک و در دل جنگلی زیبا وزدن به دل آب در جاهای عمیق وآب بازی به پاس جشن آب در نهایت سادگی واحترام واعتماد وهمدلی با همه اعضای تور.

چنین تجاربی یعنی یک روز با طبیعت بودن فشاد بودن وشاد زیستن با همه دوست بودن بدور از استرس واضطراب زیستن.


 
 
یکی از دلایل موفقیت چینی ها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٧
 

برای موفقیت اقتصادی ورشد وتوسعه شاید دلایل متعددی دخیل باشد و هرکدام بنوبه خود مهم واساسی باشد من دراینجا نمیخواهم به توضیح شیوه های علمی و کتابی بپردازم وفقط میخواهم یکی از دلایلی که اینجانب درسفر چند سال پیش به گوانجو که استان صنعتی ونمایشگاهی چین بشمار میرود دیدم را بیان کنم.

شاید هیچ دلیل ومنطق و مسائل علمی بمانند موارد وشیوه های عینی وتجربی کاربرد ندارد.

بهترین شیوه فعالیت نیز شیوه ایی است که درآن زندگی ونشاط و تفریح نیز جایگاه خود را داشته باشد واینجانب هرچند عقیده دارم که برخی سنین وموقعیتها برای بهره برداری وفعالیت بسیار مهم ونتیجه بخش است ولی هیچ وقت هم به این اعتقاد ندارم که کسی زندگی وتفریح و نشاط روز خود را معطوف به آینده و پس از موفقیت اقتصادی کند که دراین صورت ممکن است حوادثی بوجود آید که با وجود داشتن توان مالی توان جسمی لازم را برای بهره برداری از آن نداشته باشیم.

درعین حال تفریح توام بافعالیت را نیز درست نمیدانم منظور من اینست که برخی میخواهند فعالیتی انتخاب کنند که توام با سود وپیشرفت وموفقیت تفریح نیز برایشان داشته باشد.

دراینجا این موارد را با شرح فعالیت چینی ها بهتر بیان خواهم کرد:

شهری بزرگ و صنعتی که از ساختار آن کاملا" نمایان است خیابان های چند طبقه و فروشگاهها ونمایشگاههای بزرگ بطوری که هرقسمت شهر همانند یک نمایشگاه دائمی برای کالاهای مختلف است.

مسیر نمایشگاههای اتومبیل را میرفتیم انگار هرنمایشگاه اتومبیل خود ایران خودرو ویا سایپایی است درکشورما وصدها نمایشگاه با هزاران خودرو بغل هم چیده شده اند.

مسیر سنگهای قیمتی را میروی انگار همه سنگهای قیمتی جهان را درآنجا جمع کردی ودرکوچه ها وپس کوچه ها مشغول تراش آن هستند.

مسیر موبایل ولوازم خانگی وپوشاک و.....

یک چیز در همه جای آن به چشم میخورد وآن کار است کار کار

یک چیزی که برایم جالب بود شروع کار از صبح اول وقت اداری تا پایان وقت اداری بود انگار همه همانند رباط در محل کار خود حضور پیدا کرده وبی توجه به اطراف خود مشغول به فعالیت میشدند وهرکسی هرکاری را که بعهده داشت با تعصب وتوجه لازم انجام میداد .

برخی از مشاغل خیلی توجه من را جلب میکرد همانند رستوران ها که دو دختر در جلوی درورودی همانند یک مجسمه ایستاده بودند وبا احترام مشتریان را دعوت به رستوران میکردند ودربسیاری موارد آنقدر راست وخشک میاستادند که آدم فکر میکرد مجسمه است حتی پلک هم نمیزنند.

بنابراین یک چیز مهم در همه آنها دیده میشد وآن حضور کامل ومتعصبانه درکار وفعالیت انگار موقعی که درکار وفعالیت حضور میابند رباطی بیش نیستندوانگار هیچ فکر وذکر وهدفی جز کار کردن ندارند درصورتی که درکشور ما بسیاری از کارکنان حضور کامل ندارند یعنی فکرشان درجای دگر است وجسمشان درکار ودائم ساعت را نگاه میکنند تا کار تمام شود و بروند وبرای همین نیز کمترکسی پیدا میشود که عشق وعلاقه درونی به کار داشته باشد وهمه از محیط ونوع کار وآینده آن نارضایتی دارند.

جالب اینست که بسیاری در چین صد دلار بیشتر نمیگیرند انگار به آنها آموخته اند که کار کنند وتوجهی به میزان درآمد وعایدی آن نداشته باشند وواقعا" دهها برابر پولی که میگیرند کار میکنند وتوجهی به میزان دریافتی ومیزان کاری که انجام میدهند ندارند وانگار وظیفه خود میدانند که هرچقدر میتوانند بیشتر کار کنند برعکس آنچه درکشور ما رخ میدهد وهمه فکر میکنند باید میزان درآمد کاری آنها بیشتر از کاری باشد که انجام میدهند تا سودی از ان ببرند وجالب اینست که هرچقدر کار وفعالیت کم باشد بجای ناراحتی از بیکاری وکم کاری خوشحال تر هم میشوند که چون بتوانند فعالیت های غیر کاری نیز بکنند.

جالب اینست که چون استخدام میشوند وکار میکنند به تحصیل نیز توجه ندارند جز آموزشهای کاری ودرهمان حرفه انها عقیده دارند که چون شاغل شدند درهررده ایی که استخدام میشوند درهمان رده کارشان را به بهترین نحو انجام دهند ورشد وارتقا’ کاری را به تشخیص مسئولان میدانند درحالی که درکشور ما هرکسی استخدام میشود از همان روز استخدام بدنبال دست یابی به پست وموقعیت بالاتر است ودرکنار کار نیز هر رشته دانشگاهی که بتواند قبول شود وبعنوان مدارک بالاتر به شغل خود عرضه کند را دنبال میکند واز همان ابتدای فعالیتش کارش با تحصیل وخانه وافکار مختلف به هم میامیزدو هیچ کدام نیز مرتبط با هم نیست.

جالبترین نکته ایی که میخواهم به آن برسم تفریح وزندگی بعد از کار است همین که کار تعطیل شد با همان درآمد کم خود وهرکس با توجه به میزان درامدش بادوستانش راهی پارک ها ورستوران ها وتفریگاهها میشوند وتا پاسی از شب تفریح میکنند واین نکته مهمی است که آنها انرژی کاری خود را اینچنین تامین میکنند درواقع به همان شدت که کار کردند به همان شدت نیز تفریح کرده از زندگی خود لذت میبرند.یعنی زندگی آنها دوبخش دارد کار وتفریح وهرکدام به موقع خود وبه مقدارمناسب برعکس بسیاری از ما که حتی در سر کارنیز ممکن است با همکارش ویا موبایلش بدنبال تفریح کردن است وپولی که درمیاورد را بفکر پس انداز کردن وسرمایه گذاری وآینده ساختن وبسیاری هم حال را از دست میدهند وهم آینده را وبسیاری یا دائم درتفریح هستند وگرفتار وبرخی نیز دائم کار میکنند و از زندگی بدور.

آنچه خواستم دراینجا بگویم اینست که اگر روزانه 8 ساعت را درخوابیم حداقل 16ساعت خود را نیز زمانبندی کنیم آن موقع که وقت کار است با تمام وجود وبی مدعا وبی توجه به درآمد ان کارکنیم وبدانید که درآنده درآمد وموقعیت نیز خواهد آمد وروزانه بعد از کار نیز تفریح ونشاط نیز داشته باشید ودرواقع زندگی کنید وحال را فدای آینده نکنید .

پس انداز کردن وسرمایه گذاری هم تعریف دارد وبه این معنی نیست که شما از زندگی وتفریح ونشاط خود بزنید به امید اینکه درآینده ثروتمند وخوشبخت خواهید شد بلکه به یک میزانی باید باشد که منطقی است.

اینگونه نیز فکر نکنید که همه تفریح ها پول میخواهد وهمه شادی ها امکانات بلکه خوشبختی یک نوع طرز تفکر است وزندگی وتفریح ونشاط در هر سطحی ممکن است.

 


 
 
اعتماد به چه بهایی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٥
 

اعتماد کردن یکی از خصایص نیکو یی است که هر فرد میتواند داشته باشد ولی متاسفانه اشخاصی در جامعه پیدا میشوند که از این اعتماد سو’ استفاده میکنند در اینجا نباید از فردی ایراد بگیریم که اعتماد میکند بلکه مشکل از افرادی است که بدون توجه به عواقب اجتماعی آن از این اعتماد سوئ استفاده میکنند که یک نوع کلاهبرداری وجرم محسوب میشود وتبعات اجتماعی زیادی از قبیل بی اعتمادی عمومی میشود.

کیس واقعی:

خیابان فردوسی را بطرف توپخانه قدم زنان میرفتم که دیدم سر خیابان افراد زیادی جمع شده اند ویک فروش حراج دلاری راه انداخته بودند وبه نوبت افرادی مقدار دلار ونرخ عرضه خود را اعلام ومشتریان نیز با اعلام آمادگی به توافق میرسند که صحنه جالبی بود.

من نیز برای آشنایی با این عملیات رفتم وچند دقیقه ایی به تماشا پرداختم  ودوباره به مسیرم ادامه دادم.

درمسیر دوباره دیدم که دو یا سه نفری دور یک جوان جمع شده اند وگوشی که آن جوان پیشنهاد فروش داده را بررسی وقیمت میدهند ومن نیز از کنار آنها عبور میکردم که انها به مسیرشان ادامه داده ودوجوانی نیز با التماس گوشی را درخواست میکردند وقیمتی را عنوان وفقط خواهش داشتند تا آن جوان 10دقیقه ایی به آنها فرصت دهد تا پول را آماده کنند!

جوان نیز اظهار عجله میکرد ومیگفت بچه شهرستانم وپول لازم ونمیتوانم منتظر شوم وبه راهش ادامه میداد.

خریدار ها هر دو بنوبت از او جدا شده وبا دوستان واقوام تماس گرفته ودرخواست پول میکردند ولی بی نتیجه ودراین بین فروشنده که با ساک دستی خود شهرستانی نشان میداد و به راه خود ادامه میداد.

من خودم را به یکی از خریدارها رسانده وگفتم که چرا اینقدر حریص خرید موبایلی واو درجواب گفت که این گوشی بیش از یک میلیون دویست میارزد واو بخاطر نیاز به نصف قیمت میدهد!!!!!!!

گفتم از کجا میدانی که سرقتی یا معیوب نباشد واو با اقتدار گفت همه مدارک وفاکتور وشماره سریال وکارکرد آن را چک کرده ومطمئن شدم .

دراین بین خریدار دیگر نیز با اصرار از فروشنده درخواست میکرد تا با او توافق کرده وبه مغازه آنها بروند تا او پول را بپردازد ولی فروشنده بی اعتنا به راه خود ادامه میداد وتوجهی به افراد دیگر نیز نداشتند.

یکی از خریدارها گفت اینجا بایستد تا او برود وپول بیاورد ورفت ولی فروشنده وخریدار دوم به راه خود ادامه داد .

دراین بین من به آنها نزدیک شده واز فروشنده علت فروش گوشی را سوال کردم وگفت که پول لازم هستم واگر بتوانم بفروشم بسیاری از مشگلاتم ردیف میشود!

پرسیدم چرا فروردین خریدی چرا الان با این قیمت پایین میفروشی آیا مغبون نمیشوی گفت نه من میدانم که گوشی وسیله الکتریکی است ومشخصا" این کاهش قیمت قابل قبول است ورضایت کامل دارم .

دراین بین با خریدار دوم نیز صحبت کردم که اگر من بخواهم مشگل اورا رفع کنم آیا شما نیز رضایت داری و این خرید را تایید میکنی چه از نظر کارایی وچه از نظر سرقتی وغیره واو با رضایت گفت که من صد درصد تایید میکنم وچون من پولم ردیف نشده وخوشحالم از اینکه بجای اون خریدار اول که سودجو است شخصی مثل شما که مصرف کننده است صاحب موبایل شود.

با این اوصاف به دلم نشست که هم مشکل او را رفع کرده باشم وهم موبایلی با امکانات روز خریداری کرده باشم ورفتیم برای پرداخت وبه خریدار دوم نیز گفتم که شما کنترل سلامت موضوع را بکن وعنامی نیز بگیر.

قسمتی از پول بنابه درخواست فروشنده به کارتی واریز ومابقی نیز نقدا" پرداخت شد.

خداحافظی کرده ورفتیم همینکه جدا شدیم ووسایل موبایل را چک میکردم دیدم فاکتور خرید را داخل آن نگذاشته واز اینجا کمی به موضوع شک کردم که نکند موبایل سرقتی باشد وما هم بشویم مال خر!؟

در این فکر واندیشه بودم ناراحت که نکند چنین باشد وما بجای ثواب کردن کباب شویم که به دفتر رسیده وپس از مشورت با همکاران موبایل را بردم تا به یک موبایل فروش نشان داده وموضوع را با او مطرح نموده وببینم چگونه میتوانم از سلامت جنس وسزقتی نبودن آن مطلع شوم.

موبایل فروش همینکه داشت بررسی میکرد از برچسب ومنو موبایل گفت نه سرقتی نیمتواند باشد ولی چینی است یعنی غیر اصل است!؟!؟

این موضوع هرچند برایم تاسف آور بود ولی باعث خوشحالیم شد که حداقل موبایل سرقتی نبوده .

ولی به یک چیز تاسف خوردم وآن اینکه چند جوان سالم ورشید چگونه بجای فعالیتهای صحیح واصولی اینچنین به هنرپیشه گری غیر صحیح و دغل بازی وحیله گری رو آورده اند تا از اعتماد مردم سوئ استفاده کنند!!!!!!!!!

از رفتار وفیلمی که بازیکردند مشخص بود که بسیار باهوش وزرنگ هستند ولی افسوس که این هوش وذکاوت را در راه غلط استفاده میکنند.

هم اوقات خود را به کلاهبرداری ودرآمد غیر اصولی تلف میکنند که برکتی نخواهد داشت وهم اعتماد مردم به یکدیگر را از بین میبرند.

از طرف دیگر به کشوری مثل چین که دوست نزدیک ما نیز شده! افسوس میخورم که بخش اعظمی از درآمدهایش معطوف به کلاهبرداریهای بین المللی شده به کپی کردن وتولید اجناس یکبار مصرف شبیه کالهای اصلی میکند.

در اینجا اعتماد من خسارت مادی داشت ولی متاسفانه بسیاری از اعتمادها ممکن است خسارت های معنوی وحتی جانی داشته باشد.

 


 
 
ماسوله (توریکروزه )
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥
 

بسیار علاقه داشتم که یک سفر گروهی که قبلا" نقشی درهماهنگی و ایجاد ان نداشته باشم را نیز تجربه کنم وبهترین رویه را ثبت نام درتورهای یکروزه یافتم وپس پرس وجو بررسی وانتخاب محل گردش متاسفانه چند بار تور لغو شد ودرنهایت مجبورشدم انتخاب تور را نیز بعهده ان ها بگذارم تا توری که تکمیل ظرفیت شده مرا نیز به لیست اضافه کنند وهمین عامل انتخاب تور را نیز تصادفی کرد ومن روز جمعه عازم " ماسوله " شدم.

ساعت 3:45صبح از خواب بیدار شده ودوش گرفته ولوازم سفری که تور معین کرده بود را تدارک دیدم و با خودرو شخصی عازم محل قرارشدم ودرمسیر اشتباه کرده وکم مانده بود با تاخیر سر قراربرسم که خوشبختانه درست ساعت حرکت رسیدم وماشین را اجبارا" دریکی از کوچه های اطراف پارک کردم.

صحنه میدان ارژانتین برایم بسیار جالب بود اتوبوس ها ومیدل باس هایی که صف کشیده بودند و توریست هایی که به صف کشیده بودند وهمراهانی که آنها را همراهی میکردند کسانی که کوله وساکی دردست داشتند توریست بودند آنهایی که صف هایشان را پیدا کرده بودندودر صف ایستاده بودند باچشم دیگر توریستها را همراهی میکردند که ببینند آیا به تور آنها ملحق میشود یا نه.

دختر وپسر وخانواده ومجرد پیر وجوان همه قشر دربین توریستها دیده میشد ومشخصه اصلی آنها لباس های شاد وراحت وچهره خندان وشادشان و پر از انررژی وجنب وجوش بود.

بالاخره لیدر وماشین تورخودمان را پیدا کرده وسوار شدم ودرهمان نگاه اول دیدم تیم جوان وشاداب وسرزنده ایی داریم .

لیدرمان نیز پسر خوبی نشان میداد که با همسرش آمده بود وشروع کرد از برنامه های تور صحبت کردن ومعلوم بود برخی از توریستها را نیز قبلا" ملاقات کرده وبا شوخی های خود بستر را برای شادو با نشاط کردن تور آماده میکرد واز توریستها خواست تا با معرفی خود بیشتر باهم آشنا شوند .

نکته مهم این بود که شروع کرد به توضیحات از سوابق تاریخی شهر ماسوله ورفت از کوروش وداریوش و....تا به امروز که احساس کردم بسیار اغراق آمیز صحبت میکند ودرواقع میخواهد محل تور را بااهمیت نشان دهد که البته یکی دو نقطه مهم را بدلیل مطالعات قبلی که داشتم گوشزد کردم.

دراینجا به خاطر اینکه از سوابق تاریخی ماسوله نیز اطلاعات مفیدی داشته باشند مواردی را میاورم که لیدر محترم بدرستی به آنها اشاره نکرد:

شهر ماسوله در جنوب غربی استان گیلان ، ۳۶ کیلومتری شهر فومن و ۶۰ کیلومتری شهر رشت قرار دارد.این شهر با وسعتی معادل ۱۰۰ هکتار در مختصات جغرافیایی ۴۸ درجه، ۵۹ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه، ۹ دقیقه عرض شمالی واقع است و محدوده­ی آن از سمت شمال به شهرستان ماسال، از سمت جنوب به طارم علیا(استان زنجان)، از سمت شرق به جلگه شهر فومن و از سمت غرب به شهرستان خلخال(استان اردبیل) می­رسد. محدوده مرکزی ماسوله از سه جهت شمال،جنوب و غرب به کوه و از طرف شرق بر دره­ای زیبا مشرف است راه اصلی ارتباطی آن، جاده­ای است که به سمت فومن کشیده شده است. دین مردم ماسوله اسلام و مذهبشان شیعه است زبان اصلی مردم ماسوله تالشی است.

معماری ماسوله دردوران زندیه شکل گرفته واز یک معماری منحصر به فرد برخورداراست بطوری که حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. تعداد طبقات ساختمان‌ها معمولا تا دو طبقه می رسدو قله شاه معلم در ماسوله با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان و هدفی جذاب برای گروههای کوهنوردی می باشد.

ماسوله قدیم در هشت کیلومتری غرب جاده ماسوله به خلخال قراردارددرباره منتقل شدن ماسوله­ ایها به مکان فعلی آرای مختلف و گوناگونی ارائه شده است یکی از مشهورترین آنها اینست که عون­بن­علی از نوادگان امام اول شیعیان به همراه سید جلال­الدین اشرف از فرزندان موسی کاظم امام هفتم شیعیان که مزارش در شهر آستانه اشرفیه گیلان قرار دارد در جنگی در حوالی طارم زنجان زخمی شد و راه ماسوله در پیش گرفت و در مکان فعلی ماسوله جان سپرد و به خاک سپرده شد. سپس به تدریج ماسوله­ ایها در اطراف مزارش خانه ساختند و بدین ترتیب ماسوله فعلی شکل گرفت. روایتی زلزله بزرگ سال ۸۹۰ هجری قمری را علت کوچ ماسوله­ ایها به مکان فعلی بیان می­کند و روایتی دیگر نیز همه­گیر شدن بیماری طاعون در سال ۹۴۳ هجری قمری در کشور را دلیل جا به ­جایی ذکر می­کند.

آنچه ماسوله را از دیگر جاها متمایز کرده وجزو آثار ملی به ثبت رسانده وشهرت جهانی به آن داده نه دیرینه تاریخی وموقعیت استراتژیک آن بلکه مربوط به ساختارمعماری خاص آن است که متاسفانه ما برای بها وارزش دادن به یک سرمایه ملی احساس میکنیم که به تفسیر وتعبیر وارتباط آن با پیشینه های تاریخی بیافزاییم که این اشتباه نه تنها منجر به افزایش اعتبار وارزش آن نمیشود بلکه منجر میشود تا ارزش های ذاتی وواقعی آن نیز در زیر تاریخ وسوابق ساختکی ما مدفون شود.

متاسفانه ساعت اعلام شده توسط تور با ساعت واقعی که طی شد تا به ماسوله برسیم حداقل 50% مغایرت داشت واین موضوع همه را خسته میکرد وتنها چیزی که تا حدودی جبران آن بود برنامه های شادی که توریستها خودجوش اجرا میکردند.

تورلیدر ساعت مشخصی را تعریف کرد تا پس از بازدید برای سوارشدن مراجعه کنیم واین فرصتی بود تا من بتوانم با دوربین عکاسی وپیاده روی هم از مناظر زیبای ماسوله دیدن کرده وبه تصویر بکشم وبه این افسوس بخورم که چقدر مناظر ومناطق توریستی قوی ومناسب داریم ولی برنامه ریزی لازم نداشته وجالب اینست که با داشتن موقعیت توریستی وجذب توریست خوب ولی آثار ویرانی وعدم سرمایه گذاری مناسب توسط سرمایه گذاران آشنا به سرمایه گذاری در مناطق توریستی وفقر فرهنگی ومادی بوضوح در دل منطقه ونگاه مردم آن نمایان است وصدها توریستی که در کوچه هاوجلوی مغازه های حیران وسرگردان متعجب قدم میزنند ونمیدانند شروع وپایان این برنامه وشهرتوریستی از کجا تا بکجاست وشاید بسیاری چنین روزهایی را یک رفع تکلیف از خود میدانند که از شهری غریب ولی پر آوازه دیدن کردند.

انگار مناطق توریستی ما نیز همانند دیگر بازارها به محلی برای توزیع وعرضه کالاهای یکبارمصرف چینی تبدیل شده وتنها چیزی که تولیدات خود منطقه بود میتوان به جوراب پشمی وتابلوها وقاب آیینه های دستباف اشاره کرد ودراین بین عکس هایی که درلباس محلی از مردم میگرفتند افرادزیادی را بخود جلب کرده وعکس یادگاری میگرفتند.

حلوا شکری وکلوچه محلی وترشی های مختلف نیز بسیار فراوان بود.آنچه کم رونق بود ایجاد فضاهای زیبای سنتی برای استراحت وتجمع توریستها دردل طبیعت زیبای ماسوله بودوهمین عامل منجر شده تا از یک محدودیت توریستی در جذب توریست برخوردارباشد.

دربرگشت دوستان کلوچه سنتی نیز خریداری کردند وهرچند خسته بودند ولی تیم آنقدر انرژی داشت که برای تحکیم وتقدیر ازجمع این سفر دوستانه را تا تهران به شادی وتفریح به پایان برساند.


 
 
آجیلی تواضع (تاریخچه و راز موفقیت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

در تاریخچه آجیلی تواضع آمده"" علی یوسف پور در نهم میزان سال 1272(نهم مهر ماه 1272) بشماره شناسنامه 6380 شمسی در شهر تبریز دیده به جهان گشود فرزند یوسف (ملقب به تواضع) وی از همان اوایل زندگی فعالیتهای اقتصادی خود را شروع کرد تقریبا از سن 15 سالگی در مغازه تاریخی که الان در تبریز خیابان امام چهارراه شریعتی روبروی کوچه ارک واقع است گامهای بزرگی انداخته شد که همین حالا در همان مغازه ادامه همان شغل و همان افکار وجود دارد ونزدیک به یکصد سال سابقه فعالیت میکنند .

در آن موقع مردم از آجیل مثل امروزه استقبال نمی کردند چون به نحوعالی آماده نمی شد مثلا کشمش پاک نکرده بود یا بادام با پوست سخت عرضه می شد نخود و تخمه کدو که در باغها بود و در بازار زیاد وجود نداشت مردم آن زمان معمولا یک روز در سال تمام این محصولات را جمع می کردند و دور هم می شدند که چهارشنبه آخر سال را جشن بگیرند بنام چهارشنبه سوری بود و اسمی هم به محصولات گذاشته بودند که (چهارشنبه یمیشی) آجیل چهارشنبه نام داشت

آجیل نسبت به گذشته خیلی فرق کرده هم از نظر کشت وکاشت محصولات و هم از نظر دانه بندی و کیفیت قبلا آجیل فقط در چند تا بقالی یافت می شد ولی الان در سطح تبریز بیش از 500 آجیل فروش وجود دارد البته نا گفته نماند که قبلا سوخت از انواع چوب ویا سوختهای فسیلی استفاده می شد ولی امروزه از گاز و ماشینهای مکانیکی استفاده می شود حتی در ممالک پیش رفته از سیستمهای کامپیوتری استفاده می شود
رمز موفقیت ایران و مخصوصا آذربایجان: چون همیشه سعی داشتند اجناس را با کیفیت عالی وقیمت مناسب عرضه نمایند بنابر این کشاورزان را تشویق می کردند که برای بهتر شدن محصولاتشان کوشش کنند تا هر روز بهتر از دیروز باشد و یک هماهنگی بین اصناف و کشاورز بوجود آمده بود

در صدر این داستان کسی بود زحمت کش با تقوی وعالم به عمل خویش بنام علی یوسف پور مشهور به تواضع که وی در تاریخ 1305 بنیانگذار آجیل و خشکبار تواضع در تبریز می شود حاج علی تواضع با زحمت و سیاست کاریش کشاورزان را وادار کرده بود تا بهترین و نابترین را برای ایشان تهیه کنند که در بین کشاورزان هم رسم شده بود هر جنس خوب را می گفتند (ها این بدرد حاج علی تواضع می خورد) .

در تاریخ هیجدهم دی ماه 1370در منزل شخصی خود در کوچه مغازههای سنگی (داش ماغزالار ) به دار فانی ودا گفت ""

آنچه دراین تاریخچه میبینید توضیحاتی است که از زبان خود موسسان تواضع گفته شده که من دراینجا میخواهم به موشکافی علمی موضوع بپردازم:

آجیل وخشکبار  متشکل از دهها قلم بوده که قابلیت ایجاد برند ومنحصر کردن آن تا به امروزوجود نداشته وممکن است درمناطق مختلف وبا درجه کیفیتی متفاوت تولید شود وقابلیت انحصار کردن کلیه محصولات برای یک خریداروجود ندارد بطوری که مثلا" پسته ممکن است از رفسنجان تهیه شود ویا بادام هندی از خارج وکشور هند وموارد دیگر از شهرهای مختلف ایران بنابراین اینکه شخصی توانسته باشد درعرضه چنین محصولی به شهرت جهانی برسد میتواند بعنوان یک کیس مهم بازرگانی طرح ومورد بررسی وتقدیر قرارگیرد.

کلید اول کیفیت محصول :درواقع تواضع با تلاش وجدیت وتشخیص صحیح خود در شناخت سلیقه شهروندان تبریزی در آن مقطع به یافتن آجیل با کیفیت وتمیز وسالم وبهداشتی برای شب چهارشنبه سوری او را واداشت تا با حضور مستقیم در میدان بار با کیفیت ترین محصولات را گلچین وخریداری نماید.

کلید دوم جذب تامین کنندگان وپیشی گرفتن از رقبا:با حضور مستقیم وممتد خود درمیدان باروشناخت کشاورزان وتامین کنندگان محصول درجه یک با خرید مناسب آنها را تشویق نماید که بهترین وبا کیفیت ترین بار را به ایشان بیاورندوهمین امر منجر گردید تا محصول درجه یک دراولین فرصت و با کیفیتی یکسان وبطور مستمر به ایشان تحویل گردد درواقع یک مشارکت غیر مستقیم وپایدار بین تامین کنندگان وفروشگاه تواضع صورت میگیرد که نقطه اصلی پایداری آن همان قضیه " بردبرد" درقوانین تجارت است.

کلید سوم قیمت رقابتی متناسب با کیفیت محصول:بدلیل ایجاد ارتباط مناسب با تامین کنندگان وخرید عمده آن توسط فروشگاه تواضع لذا تامین کنندگان مایل بودند تا کفیت بالا را با قیمت مناسب به تواضع تحویل نمایند وهمین عامل منجر میشد تا قیمت فروش تواضع نیز با توجه به کیفیت محصول رقابتی باشد وخودبخود منجر شد تا آجیلی تواضع توجه همه متقاضیان خرید آجیل با کیفیت را بخود جلب نموده بطوری که درمقاطعی همچون چهارشنبه صوری مشتریان برای خرید صف بسته وآجیل تواضع جوابگوی تقاضا نباشد.

کلید چهارم ایجاد فروشگاههای زنجیره ایی وتوزیع مناسب محصول:با درک صحیح وجود تقاضا در سایر شهرها نیز همانند تبریز ولازمه اصلی آن وجود فروشگاههای عرضه مستقیم در مراکز بازار میباشد که این امر نیز با تقاضای روز افزون فروشگاهها درشهرهای مختلف ایران وحتی خارج از کشور واجباری کردن تامین محصول از فروشگاه مرکزی تبریز محقق شد.

کلید پنچم سخت گیری مشتریان تبریزی واستمرار رویه:شروع فعالیت دربستری که سخت ترین وحساس ترین مشتریان درآنجا وجود دارد منجر میشود تا درصورت موفقیت توسعه فعالیت درسایر بسترها به راحتی وسهولت صورت گیرد واز طرف دیگر استمرار رویه عرضه وکیفیتی منجر شد تا خود نام تواضع یک سرقفلی وبرند شود تا در آینده برخلاف گذشته که تواضع اعتبار خود را از کیفیت بالای محصول میگرفت اکنون محصول اعتبار خود رابا عرضه دربسته بندی تواضع بدست آورد.

کلید پنچم مدیریت پایدار ویکسان درطول فعالیت: هرچند صاحب اصلی تواضع تحصیل کرده مدیریت نبوده وسیستم علمی برای فعالیت خود تعریف نکرده ولی همان تجربه واصول مدیریتی حاکم را تاکنون توانسته اند حفظ نمایند که همین عامل منجر شده تا دستخوش سلیقه وتغییرات مدیریتی نگردد.

این کیس مدیریتی نشاندهنده این است که تاجران ایرانی وبازار ایران از یک علم تجاری قوی وپایه برخوردار بوده که حتی دربسیاری از موارد علوم جدید بازرگانی نیز که دردنیا تدوین وارائه میگردد به آن سطح نرسیده اند و این علم متاسفانه بجای تحقیق وبررسی وتدریس دردانشگاهه سینه به سینه دردل تجار ایرانی ضبط وثبت ومنتقل میگردد.

 


 
 
افراد رویایی چگونه فکر میکنند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

شاید افرادی را دیده باشید که رویایی فکر میکنند ویا شاید خود شما نیز از جمله این افراد باشید .

باید بدانید که این افراد ازبدو تولد اینگونه نبودند ویا بهتر بگویم رویایی بودن ژنتیکی وذاتی نیست.

ما بسیاری از عادات خوب وبد را در زندگی روزه مره ودر نتیجه بارها وبارها تجربه میاموزیم وبدون آنکه متوجه باشیم به این عادات خو گرفته وتکرار میکنیم.

رویایی بودن هم یک نوع عادت و رفتار است که ما از خود بروز میدهیم عادتی که منجر میشود تا از واقعیت ها دور شده ورویایی فکر کنیم.

اما این رفتار چگونه درما بوجود میاید ما چه کارمند باشیم چه تاجر ویا در هر وضعیت وموقعیتی برخی موقعیت ها ومنافع واهداف عالی در برخی مواقع به ما نزدیک میشود واحساس میکنیم چند گام دیگر به آن دست خواهیم یافت ولی بیکباره این اهداف وآرزوها دوباره اوج میگیرد واز ما دور میشود در زندگی هر فردی بارها وبارها این اتفاق بوقوع میافتد بطوری که درتجارت ممکن است یک تاجر بارها وبارها ببیند که یک سود ومعامله کلان تجاری که میتواند موقعیت وتوان او را چند صد برابر بکند به یک قدمی او میرسد ودوباره اوج گرفته وبیکباره نیست میشود.

این وضعیت رویا نیست وواقعیت است و در ذات هرکارو فعالیتی  وجود دارد که شما چون به هدف حرکت میکنید هدف نیز با یک سیری در حرکت است وهمین موضوع باعث میشود که دستیابی به اهداف زحمات وخطرات و مشکلات زیادی را به همراه داشته باشد وبه همین خاطر است که در دو ماراتن موفقیت تعداد کمی میتوانند به خط پایان برسند.

دراین بین دو نوع افراد داریم که به رویایی بودن واینگونه فکر کردن دچار میشوند اول افرادی است که بدلیل اعتماد به نفس نداشتن و یا عدم انجام تلاش مناسب از موفقیت مایوس شده وبه ایده پردازی ورویا وخیالات رو میاورد  و گروه دوم آنهایی هستند هرچند تلاشگر و هدفمند هستند ولی بعد از چند بار نزدیکی به اهداف واز دست دادن آن بیکباره چون موفقیت را چند بار در یک قدمی خود دیده اند با توصیف آن به دیگران خیال پرداز شده وبجای انجام تلاش مضاعف درجهت دست یابی به آن به رویا پردازی رو میاورند.

گروه اول همانند افراد تشنه ایی هستند که در یک بیابان بی آب علف وخشک ازدور سرابی میبینند وبه توصیف آن میپردازند وبا آن خوشند ویا در برخی موارد نیز به توصیف دیگرانی که به پول ثروت و موفقیت دست یافته اند پرداخته واز خودشان نحوه دستیابی آنها را تعبیر وتفسیر میکنند.

برای اینکه افراد رویایی را بتوانید شناسایی کنید کافی است دریک جمع که نشسته اید یک بحث تجاری ومدیریتی وغیره طرح کنید ودراین حین میبینید که افراد رویایی بالاتر از جایگاه وموقعیت خودشان به بحث وایده پردازی پرداخته ویا شروع به طرح افراد موفق وتحلیل غیر واقعی آنها میپردازند البته در بسیاری از مواقع اینگونه افراد بزرگترین عامل موفقیت را به شانس واقبال ومسیر های غیر متعارف تعبیر میکنند زیرا خود هیچگونه تجربه ایی در دستیابی به موفقیت نداشته اند.

چگونه میتوان از رویایی بودن نجات یافت وواقع گرا بود؟

متاسفانه بسیاری از کسانی که به این عارضه دچار میشوند این مسیر را راحت ترین مسیر وبهترین مسیر برای توجیه وضعیت وموقعیت خود ودیگران میدانند وهمین عامل برماندگاری آنها کمک میکند.

از طرف دیگر بدلیل اینکه این افراد بارها وبارها در جمع های مختلف  ایده پردازی کرده وسخن ها درباب موفقیت گفته واز مشاغل وفعالیتهای موثر صحبت کرده احساس میکنند چون دست به فعالیتی بزنند ناموفق خواهند شد ودیگران خواهند دید که استاد حرف درعمل نتیجه نگرفت بنابراین سعی میکنند از انجام هر عمل وکار وفعالیتی که خود مستقیما" در آن نقش داشته باشند پرهیز نمایند.

اینگونه افراد در جمع فامیل ودوستان به افراد ایده پرداز بی عمل وانتقاد گر و مفسر دیگران شناخته میشوند وبرخلاف آنچه خود فکر میکنند که دیگران او را توانمند وتحلیلگر میدانند همه او را تنبل و حراف میشناسند.

البته این رویایی فکر کردن ممکن است درزمینه های دیگر همچون احساسی نیز وجود داشته باشد همانند دختران وپسران مجردی که دررابطه با همسر آینده خود رویایی فکر میکنند وهمسری درذهن خود ساخته اند که شاید در عالم واقع نمیتواند وجود خارجی داشته باشد وهمین عامل انها را از پذیرش همسر وازدواج دورساخته و هیچ کس را شایسته ومناسب خود جز آنچه در رویا دارند نمیدانند.


 
 
گلچین لحظه ها (حال را فدای آینده نکنید)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٢
 

یک فرد موفق در دنبال کردن هدف همانند یوزپلنگی میماند که شکارش را دنبال کرده وبه سرعت بسوی آن میدود .

همانند یک عقاب تیز بین نه در کف زمین بلکه در بلندای آسمان به پرواز درمیاید وهمه جا را زیر نظر دارد.

بمانند یک مرغ ماهیگیر اگرلازم باشد شیرچه ایی در دل اقیانوس میزند .

بمانند یک زنبور عسل شیره گل را میگیرد وقطره قطره آن را به چندین کیلو عسل تبدیل میکند.

بمانند یک پروانه دردل طبیعت وباغچه های گل میرقصدو بوسه بررخسار گلها میزند.

بمانند یک آب در دل کوهها و دشتها درجریان است و طبیعت را سیراب واطمینان دارد که درنهایت به اقیانوس خواهد پیوست.

و......

هدف من از گفتن این جملات این است که خودتان را دست کم نگیرید وبدانید به هرچه بخواهید میتوانید برسید ولی برای اینکه بتوانید از عمرکوتاه خود دراین دنیای فانی لذت ببرید همه موارد فوق را درکنار هم داشته باشید یعنی :

همانند یوزپلنگ در شکار فرصتها تند وتیز باشید

اطلاعات ودانش خود را بالا ببرید تا همچون عقابی در آسمانها به پرواز درآمده وهمه گزینه ها را درکنار هم ببینید

همانند مرغ  ماهیگیر قدرت ریسک داشته باشید وبه مسیرهایی یزنید که آن مسیرها برایتان بسیار سخت و نا متعارف است

بمانند زنبور عسل قدرت دفع بدیها و جمع کردن شیرینیها وخوشیها را داشته باشید و بدانید همه چیز اندک اندک جمع میشود .

همانند یک پروانه باشید وبدانید هر تلاش وکوششی میکنید باید از طبیعت ودنیای مادی نیز استفاده مفید ببرید و ورزش و رقص و شادی و نشاط را با تعریف مشخص درکنار زندگی روزمره داشته باشید.

بسان رود باشید که هم نیکی وخدمت به دیگران یکی از اصول زندگیتان باشد و هم دره ها وصخره ها را بشکافید واز هیچ مشکل وسدی نهراسید وبدانید به اقیانوس بیکران شادی وسلامتی و خدمت وجاودانگی خواهید رسید.

هدف اصلی ام از طرح این موضوع این است که درزندگی روزمره خود قدر لحظه ها رابدانید وحال را فدای آینده نکنید و بدانید هر لحظه باید به چه کار وفعالیتی مشغول باشید و ورزش وتفریح و هنر وموسیقی وگردش درطبیعت و...را نیز درهر فرصت ممکن انجام دهید.

بسیاری میگویند آنقدر گرفتارم ومشکلات متعدد دارم که به هیچ برنامه کاری وفعالیت دیگری نمیرسم ولی اگر به همین فرد بگوییم که فعالیتهای روزانه خود را دریک صفحه با ساعت لیست کن میبینید که چقدر اوقات تلف شده درجلوی تلویزیون وخواب و بیکاری دارد بنابراین سعی کنید واقع بینانه باشید ولحظه هایتان را بیهوده هدر ندهید مطمئن باشید اگر اوقات بیکاری را به مطالعه وورزش و گردش و فعالیتهای مناسب بپردازید روحیه وتوانتان در مقابل انجام فعالیتها چند برابر خواهد شد.

بسیاری متاسفانه بدلیل فعالیتهای یک بعدی ممکن است به پول وثروت کلانی رسیده اند ولی اکنون که میخواهند از آن استفاده کنند توان جسمی و روحی لازم را ندارند و یا بدلیل عقده ایی که درفرزندان بوجود میاید گرفتارو درگیر با خانواده ایی هستند که انتظار مرگ او را برای تصاحب ثروت میکشند بالعکس کسانی نیز هستند که با بازیگوشی و رفتن در عمق تفریح با مشکلات مادی مواجهه شده واز کار وفعالیت نتیجه نمیگیرد ودردوران میانسالی به بعد که شاید خود یکی از مهمترین موقعی است که تفریحات وروح وروان وسلامتی فرد نیاز به داشتن بنیه مالی است را درگرفتاری وبیماری بسر میبرند وعمر تفریح آنها نیز با جوانیشان از بین میرود.

 


 
 
با شتاب بسوی بدبختی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠
 

همه میدانند که پیشرفت وترقی چقدر به سختی درزندگیشان ایجاد میشود البته بسیاری فکر میکنند دیگرانی هستند که به آسانی پله های ترقی را پیموده اندکه سخت دراشتباهند ومطمئن باشند هرکسی به موفقیتی دست پیدا کرده سختی ومشقت نیز به اندازه خودش کشیده است.

برخی نیز خودرا بدشانس میدانند وفکر میکنند هرچی بدی وبدبختی است برای آنهاست وهرچه خوشی و موفقیت است برای دیگران و اعتقادی وباوری به این ندارند که شاید عملکرد وافکار وبرنامه های اشتباه خودشان است که نتیجه مثبت نمیگیرند وبرای اینگونه افراد هر چقدر مثال ونمونه نیز میاوری باز آنها را نیز به شانس واقبال تعریف میکنند.

دراینجا اشاره من نه به طیف اول است ونه دوم بلکه به آنهایی است که درنهایت بدبختی ومشکلات وفقر وگرفتاری باز با شتاب بسوی بدبختی پیش میروند برای نمونه میتوان به موتورسوارانی اشاره کرد که خود عائله و صدها گرفتاری دارند ولی باز درهنگام موتورسواری رعایت ماشین وعابر پیاده را نمیکنند وبا شتاب وتعجیل به راه خود ادامه میدهند انگار نه برای کار بلکه برای بدبختی و مرگ شتاب و عجله دارند.

من همیشه به دوستان وآشنایان وافرادی که مشاوره میگیرند یک موضوع مهم را اشاره میکنم وآن اینست که درمشکلات وبدبختی گرفتاری باید حواسمان بسیار بیشتر از موقعی که گرفتاری ومشکلات نداریم  جمع باشد زیرا درموقعی که مشکل وگرفتاری حل نشده ودرجریان داریم تاب وتحمل ووضعیت روحیمان ضعیف است وبرای همین هم آمادگی اشتباه کردن بیشتر را داریم وهم اینکه کوچکترین مشکل وضعیت را برایمان سخت تر ودشوارتر خواهد کرد یعنی به جای یک جبهه مجبوریم درچند جبهه با مشکلات درگیر شویم.

متاسفانه بسیاری به این مقوله مهم توجه نداشته واز این استراتژی که بدبختی چه یک وجب ویا ده وجب دراین موقعیت ها خود را به بی خیالی میزنند وبسیاری از اینگونه افراد روز بروز در باتلاق مشکلات فرو میروند.

برای درک بهتر موضوع آن را به خسارتهای مادی بیان میکنم فرض براین بگیرید که شما یک میلیون تومان پول دارید وبه یکباره نیاز به عمل جراحی که هزینه آن یک میلیون صد هزارتومان است پیدا میکنید دراین حین انسان عاقل بجای هراسان شدن ابتدا  با جرات وشهامت به دکتر وبیمارستان مراجعه کرده وبا طرح مشکلاتش ممکنه بتواند رضایت آنها را به تخفیف وتقسیط جلب وبراحتی موضوع انجام شود ولی همین فرد ممکن است بجای صبر و امید روحیه خود را باخته ودر افکاری نگران سوار برخودرو بیکباره تصادفی سنگین نیز کرده وخسارتی دیگر به او وارد میشود که دیگر حل ورفع آنها تواما" برایش مقدور نبوده واین فرد از زندگی مایوس ونگران شده وخود را بدبخت میداند.

یکی از موارد دیگری که بسیار اهمیت دارد حساسیت وتوجه به فعالیتهایی که درحال انجام هستید ونقش واهمیت آن درزندگی وارزیابی آنها.

فرد موفق همیشه فعالیتها وکارها ومشکلات ونیازمندیها و... را ارزیابی مینماید و دردستیابی به اهداف وبرنامه ها وامور هیچ وقت دست به مخاطرات وریسکها یی نمیزند که میتواند کل حیات وفعایت وسرمایه او را نابود ونیست نماید.

شما به همان موتورسیکلت سواری که درهنگام ناراحتی ومشکلات بی توجه وبا سرعت در خیابان حرکت میکند ویا موتورسیکلت سواری که از روی خوشی وسرمستی ادا درمیاورد وبه عواقب این بی توجهی که میتواند جان او را بخطر بیاندازد و یا خسارت مالی سنگینی در اثز تصادف با یک انسان دریک لحظه ایجاد نماید توجهی ندارد من به چنین افرادی میگویم با شتاب بسوی بدبختی میروند.


 
 
رکود ناشی از بهبود وضعیت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٦
 

خیلی ها فکرمیکنند که رکود فقط زمانی اتفاق میافتد که یک افزایش قیمت قابل توجهی اتفاق افتاده باشد ودراین شرایط تقاضا متوقف و کاهش پیدا میکند و منتظر میشود تا از نظر روانشناسی با وضعیت بوجود آمده کنار بیاید ودرواقع آن را بپذیرد.

بنابراین هرچند بسیاری فکر میکنند درشرایط تورمی بالا تجار سود میبرند باید به این موضوع دقت کنند که دراین شرایط درواقع کاهش ارزش پول بوقوع پیوسته نه اینکه کالای تاجر دوبرابر شده باشد یعنی تاجر همان تعداد قبلی موجودی را دارد.

تنها مزیتی که تاجران دارند این است که دراین شرایط کاهش ارزش پول به آنها لطمه ایی وارد نمیکند نه اینکه سود دوبرابر برده باشند.

دراین شرایط افرادی که ریال پس انداز کردند ویا حقوق ثابت ومشخص دارند لطمه زیادی میبینند وبه نسبت تورم فقیر تر میشوند درواقع خط فقر بالاتر رفته وافراد بیشتری را پوشش میدهد.

بعد از انتخابات بدلیل بروز وتحقق امید و نشاط درجامعه اتفاق جالبی رخ داد که در طول عمر انقلاب ایران بی سابقه بود وآن کاهش ارزش دلار درمقابل ریال یعنی تقویت پول ملی بود.

اهمیت این موضوع دراین است که حتی رئیس جمهور جدید فعالیت خود را شروع نکرده واین نشانگر آن است که بی اعتمادی مردم به حکومت چقدر افزایش پیدا کرده بوده ودرواقع امید مردم به بهبود شرایط همیشه صفر بوده وبا ایجاد امید درآنها بدون اینکه بهبودی درعملکرد دولت و افزایش تولید ناخالص ملی ویا سیاستهای بانک مرکزی ومدیران اقتصادی کشور ایجاد شده باشد عامل روانی واعتماد مردم توانست سریعتر از آنچه باید اتفاق افتد کاهش ارزش دلار صورت گیرد.

البته این بهبود سریع خود هرچند منجر میشود تا خط فقر پایین آمده واقشار ضعیف بهبود وضعیت پیدا کنند ولی اثرات منفی نیز بدنبال دارد که دراینجا اشاره میکنم:

1) کاهش ارزش دلار موقعی میتواند منجر به کاهش قیمت کالاها وبدنبال آن کاهش تورم شود که تجار بتوانند نسبت به واردات کالا با تامین دلار ارزان اقدام کنند درصورتی که بدلیل وجود روند کاهشی وارد کنندگان اطمینان لازم را نداشته ومنتظر میشوند تا تثبیت قیمتها بوجود آید.

2)کاهش بیکباره دلار منجر میشود تا بسیاری از صادرکنندگان متضرر شده وصادرات نیز بیکباره کاهش پیدا میکند.

3)مردم بدلیل اینکه احساس میکنند باید کالاها نیز به همان میزان کاهش ارزش دلار کاهش قیمت دهند وبدلیل اینکه کالای موجود تجار کالاهایی است که با دلارهای گران تامین شده وهنوز اقدام به واردات نکردند این وضعیت یک توقف و مقاومت زیادی دربین عرضه وتقاضا بوجود میاورد که دراین شرایط بدترین رکود ممکن بوجود میاید وهمین رکود منجر میشود تا بسیاری از تجار متضرر ویا حتی ورشکست شده ودر تامین کالاهای ارزان قیمت با دلارهای جدید نقش نداشته ویک وضعیت بحرانی دربازار ایجاد شود.

بنابراین هرچند این وضعیت نگرانیها ومشکلات فوق را دارد ولی بهرحال افزایش ارزش پول ملی یک نوید و فرصت ایده آلی است که اگر گام بگام ودریک مدت زمان معقول اتفاق بیافتد بسیار در وضعیت اقتصادی کشور وبهبود وضعیت معاش مردم مفید خواهد بود.

درواقع این وضعیت خود بخود ثروت وتوان اقتصادی یک کشور را به همان میزان درمقابل کشورهای خارجی بهبود میبخشد.

یکی از مهمترین مزیت های این بهبود ارزش پول ملی وکاهش ارزش ارزهای خارجی خروج پول های سرگردان مردم از سرمایه گذاری در ارز وطلا وسوق آن به بانک و تولید وبورس است که همین عامل منجر میشود تا حجم عظیمی از سرمایه ملی بجای رفتن به دلال بازی بسوی تولید برود ومشخصا" بدنبال آن رشد تولید ناخالص ملی و افزایش ارزش مجدد پول ملی وکاهش ارزش ارز را شاهد خواهیم بود.


 
 
استراتژی زندگی من
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٤
 

هرکسی ممکن است در زندگی شخصی استراتژی وهدفی برای خود تعریف کرده باشد وتمام تلاش وبرنامه ریزی خودرا برای رسیدن به ان هدف معطوف نماید من نیز برای آینده واهداف خود استراتژی تعریف کردم ودراین راستا ابتدا اهداف خود را به سه بخش تقسیم کردم :

1- سلامتی و طراوت وشادابی : یکی از مهمترین اهدافم دستیابی به سلامت وشادابی خود وخانواده ام است واین هدف را بالاترین هدف زندگیم میدانم وبرای دستیابی به آن مواردی از قبیل ورزش کردن واحترام به ارزش های خانوادگی وهنر وموسیقی و... را مهمترین ابزارهای اصلی دستیابی به آن میدانم.یکی از شعارهای من اینست که ما میتوانیم از سن چهل سالگی بجای ورود به مرحله ضعف وپیری بسوی جوانی ونشاط وسرزندگی گام برداریم.

2- تحصیل ودانایی واخلاقیات وامور خیریه: دومین اصل واهداف زندگیم را تحصیل ودانش اندوزی ومطالعه و آگاهی از ارزشها وعلوم و ... دانسته ودرعین حال بتوانم برای جامعه وخانواده و دنیایی که درآن زندگی میکنیم مفید واقع شوم.بقول قدما نام نیک وشخصیت والا از خود بجا بگذاریم بطوری که خانواده وفرزندان واقوام به وجود ما افتخار کنند نه اینکه باعث سرافکندگی وخجالت آنها شویم.

3- توان مالی واقتصادی : سومین ایده من این است که اگر کسی ایده وفکر وسلامت وصداقت را داشته باشد چنین فردی هم باید درکار وفعالیت صادقانه اش اصولا" موفق شده وهم هرچقدر برتوان مالی واقتصادی او افزوده شود به همان اندازه نیز دردستیابی به اهداف بالا موفق تر وسعادتمند تر خواهد بود واین فرد میتواند موقعیت وجایگاه خود را از یک سطح ملی به بین المللی تبدیل نمایدوکارهای انساندوستانه و اقتصادی موفقی داشته باشد.

این سه هدف ودرسطح قابل قبول نمیتواند تواما" اتفاق بیافتد وشما هرگز نمیبینید که یک نفر بتواند همزمان درهرسه مورد توسعه ورشد نماید حال من برای اینکه بتوانم  به این سه هدف مهم دست یابم مجبورم یک برنامه ریزی دقیق ومناسبی داشته باشم .

 یکی از بهترین روش ها استفاده از خلع های زمانی برای پرداختن و فعالیت مستمر دریک موضوع ورساندن آن به سطح قابل قبول وسپس پرداختن به مباحث دیگر است .

بدین صورت که شما ممکن به ورزش بتوانید درکنار سایر فعالیتهای خود بپردازید ولی تحصیل وموسیقی وموفقیت درفعالیت کاری همزمان باهم ممکن است دچار تناقض وضعف شود ویا حتی ممکن است در شرایطی که استرس وفعالیت کاری سخت ودشواری دارید حتی نتوانید به ورزش نیز بپردازید.

راه حل موضوع چیست؟

تحصیل را سعی کنید تا سطح مناسب حتی قبل از شروع یک فعالیت کاری وتجاری خوب به انجام برسانید ودرکنار فعالیت فقط به تحصیلات تکمیلی وجنبی بپردازید وبدانید بسیار ثروتمندانی هستند که چون نتوانستند به یک جایگاه علمی وتحصیلی مناسب برسند همین موضوع را بزرگترین خلع زندگی خود میدانند ودرتربیت فرزندان وخانواده انطور که باید موفق نیستند .

ورزش وتندرستی را یک برنامه جامع وممتد درکنار کاروتلاشتان تعریف نموده وادامه دهید ومطمئن باشید روزبروز توان شما برای روبرو شدن با مشکلات واسترس ها وسختی های کار بیشتر خواهد شد زیرا که افزایش تحمل انسان در مقابل استرس ها ومشکلات با تندرستی او ارتباط مستقیم دارد بسیاری به اشتباه فکرمیکنند که روزی میرسد که استرس کاریشان به صفر میرسد درصورتی که استرس خود نشانگر حرکت وفعالیت شماست واسترس ان موقع به صفر میرسد که کار وفعالیتی نیز نباشد بنابراین سعی کنید توان جسمی و تندرستی خود راافزایش دهید نه اینکه استرس را کاهش دهید .

موسیقی وهنر شاید جزو مواردی است که یک فرصت وموقعیت آرام میخواهد وفرد پرتلاش وفعال چنین فرصتی را ندارد ولی در کاروفعالیت وتجارت ممکن است با بحران ها ورکودهایی مواجهه میشویم که فعالیت کاریمان بسیار کم وکند میشود وهمین موقعیت خود بهترین زمان برای پرداختن به موضوعات دیگر همانند موسیقی وشعر وهنر است.

درواقع شعار من اینست که اگر هر سه ضلع این مثلث را جزو خوشبختی وسعادت وبه بیان بهتر ثروت محسوب کنیم شما اگر دیدید در یک ضلع مثلث همانند کار وفعالیت تجاری بدلایل رکود نمیتوانید ثروت کسب کنید سریعا" از ضلع دیگر آن همانند تندرستی ونشاط ویا موسیقی وهنر پرداخته وثروت کسب کنید ودراین شرایط وبا گذشت چندین سال همه دوستان ونزدیکان شما بوضوح خواهند دید که نه تنها از نظر مادی بلکه در همه زمینه شما موفق وخوشبخت خواهیدبود.

موفقیت وخوشبختی وثروت یک بعدی نیست ومثلثی سه بعدی میماند.

 


 
 
هواپیمایی آسمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۸
 

ما مسافر پرواز 6642ساعت 13:50به مقصد دوبی هستیم وهمینکه ساعت 11به فرودگاه وارد میشویم میگویند که پرواز تاخیر دارد!

البته تاخیر که نه درواقع نصف روز یک فردی که برنامه ریزی کرده وهتل رزرو کرده  از بین رفت زیرا تا ساعت 6معطل شدیم تا بالاخره متصدیان مربوطه آمدند ومسافران همه ناراحت برخی میگویند که همه سوار نشویم وکنسل کنیم وبرخی نیز که چارتر ثبت نام کردند وهتل رزرو کردند چاره ایی جز سوار شدن ندارند.

جالب اینکه یکی از متصدیان هواپیمایی به راحتی درمقابل خشم وناراحتی مردم توهین میکند وهمه مانده اند که با او گلاویز شوند یانه وافسوس به این میخورند که چگونه چنین پرسنلی گزینش واستخدام شدند!ومردم دوباره کوتاه میایند والبته برخی فرم شکایت پر کردند.

داخل هواپیما میشویم یک هواپیمای کهنه که صندلیهایش هم صدا میدهد ومن تا حال چنین هواپیمای کهنه وقدیمی سوار نشده بودم .

میهمانداران را نیز نگاه میکنی انگار برای همین هواپیما استخدام شده اند .

بالاخره هواپیما به پرواز درمیاید ومارا به دوبی میرساند.

یاد یکی از کیس های واقعی دوره فوق لیسانس میافتم که دررابطه با علل موفقیت هواپیمایی سنگاپور بود.

هواپیمایی سنگاپور توانسته بود با وقت شناسی وجذب میهمانداران وپرسنل خوش برخورد وخوش تیپ ومودب با انرژی مسافران را درنهایت آسایش وآرامش وبا حداکثر رضایت مندی مجذوب خود نماید .

برای جذب مشتری شیوه های خاصی را پیاده میکرد که درنوع خود منحصر به فرد بوده ودرصورت بروز هرگونه تاخیر حتی جزیی چه ناشی از آنها باشد ویا دلایل دیگر پرواز مجانی ویا خسارتهای دیگر پرداخت میکرد بطوری که مشتری بجای ناراحتی خوشحال  نیزمیشد!

یک شرکت هواپیمایی توانسته بود با ایجاد یک وجهه بین المللی برای کشورش یک افتخار وموقعیت ایجاد نماید.

متاسفانه در کشورهای جهان سوم یک مورد سیاسی را بشدت برخورد میکنند ومیگویند که ممکن است اعتبار واقتدار ملی را نشانه رفته باشند ولی به راحتی با مواردی همانند هواپیمایی وغیره که سمبل و سفیر کشور در خارج محسوب شده وعملکرد آن ابهت وعظمت کشور را تضعیف ووجهه بین المللی آن را تخریب میکند هیچ برخوردی نمیشود ومدیرانی گمارده میشود که شاید هیچ کیس مدیریتی نیز مطالعه نکرده اند ویا اگر هم کرده اند برای مدرک بوده نه موفقیت درکار وفعالیت.

امید است به اهمیت وعظمت وتاثیر بسیاری از فعالیتهای اقتصادی برموقعیت واعتبار وعظمت ملی توجه داشته وبراحتی از اشتباهات آنها نگذریم واگر مدیری لیاقت مدیریت وپیگیری واصلاح وتوسعه فعالیتش را نداشته باشد او را از مدیریت عزل کرده ودر همه جا ودر هر موقعیتی که باشیم خود را خادم مردم دانسته وسریعا" از آنها عذر خواسته وجبران خسارت کنیم.

 


 
 
دکتر روحانی و اقتصاد تضعیف شده ایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧
 

سوالی که بسیاری از تحلیل گران درجوابگویی به آن دچار تردید هستند این است که آیا اقتصاد ایران با انتخاب دکترروحانی تقویت وارزش ریال ایران بهبود و نرخ بیکاری کاهش ومعیشت مردم بهبود پیدا خواهد کرد؟

برای جوابگویی به این سوال مهم ابتدا به تجزیه وتحلیل وضعیت بوجود آمده میپردازم :

1-علت اصلی تضعیف اقتصاد ایران را میتوان ناشی از تضعیف روابط بین المللی ایران ومتعاقب آن کاهش ارزش ریال درمقابل ارزهای خارجی و وابستگی بیش از حد تولیدات داخلی به مواد اولیه وارداتی و از طرف دیگر واردات بی رویه کالاها از کشورهایی همچون چین که کالاهای یکبار مصرف تولید وبه بازار ایران ارائه نمودندکه منجر شد تا تولیدکنندگان داخلی روز بروز تضعیف وورشکست شوند ومتعاقب آن تولید ناخالص ملی نیز کاهش پیدا نمود.

 2-بی اعتمادی ملت به دولت که هم منجر به فرارمغزها وحتی سرمایه گذاریها وخانواده ها به خارج ورو آوردن اکثریت قریب به اتفاق مردم به سرمایه گذاری درمسکن وطلا وارز بجای بورس وتولید وسپرده گذاری دربانکها   که خود به یک عامل روانی قدرتمند در تضعیف پول ملی وایجاد تقاضای کاذب دربازار برای ارزهای خارجی شد.

3-انتصاب مدیران غیر متخصص وکم تجربه دربسیاری از مسئولیتهای اجرایی ومدیریتی کشور که منجر شد با وجود افزایش بی رویه نرخ ارزهای خارجی ومتعاقب آن افزایش درآمد صادرات نفت وگاز وسایر مواد کانی نه تنها تاثیری در بهبود اقتصادی ایجاد نشود بلکه برداشت بی رویه و بدون برنامه ریزی شده و بی توجه به سرمایه گذاریهای زیر بنایی منجر به تشدید بحران گردید.

4-عدم برخورداری از تیم واستراتژی اقتصادی صحیح وعلمی و اتخاذ تصمیمات اقتصادی با دیدگاه سیاسی همچون هدفمندی یارانه ها و... منجر به تجویز نقدینگی به جامعه وتشدید فرهنگ مصرف گرایی درجامعه وافزایش تقاضا برای کالاهای مصری وتشدید تورم ودرادامه خط فقر افزایش ومعیشت مردم دچار بحران گردید.

5-اتخاذ سیاستها وتدابیر توسعه اقتصادی در کمال ناشیگری واختصاص بودجه هاوسرمایه های ملی به جای حمایت از تولید کنندگان موجود به ایجاد تولیدکنندگانی که بیشتر برای بهره مندی از تسهیلات دولتی دراین مسیر ورود پیدا کردند همانند تسهیلات زود بازده بدون اینکه مدیریت ونظارت صحیحی در آن باشد وعدم همراهی لازم با تولیدکنندگانی که با مشکلات نقدینگی مواجهه شدند وحذف مدیریت برنامه وبودجه که میتوانست در برنامه ریزی وکنترل مصرف بهینه منابع ارزی وریالی دولت دخیل باشد.

موارد فوق برخی از موارد مهمی بوده که منجر شد تا وضعیت اقتصادی کشور روز بروز ضعیف تر شده وبه این مرحله بحرانی برسد لذا در زیر بررسی میکنیم که آیا دکتر روحانی موفق به عبور از این بحران وتقویت اقتصاد جامعه خواهد شد:

1-درمقطع کنونی الویت اول وسریع در کاهش بحران وایجاد بستر لازم شکستن جو روانی جامعه است که خوشبختانه با انتخاب ایشان دردور اول با آرا’ بیش از 50% میتوان گفت بخش اعظمی از جو روانی خواهد شکست واگر در این شرایط 30% آرائ ریخته نشده را نیز درنظر بگیریم بنابراین آقای دکترروحانی جو روانی را تا80% خواهد شکست بنابراین ماباید تا استقرار ایشان درپاستور روز بروز  شاهد کاهش نرخ ارزهای خارجی باشیم واگر این روند با اعتماد سازی دکترروحانی به مردم وایجاد امیدوراری به آنها که مطالبات سیاسی واجتماعی آنها را پس از استقرار تامین خواهد کرد باید شاهد کاهش نرخ دلار تا روز استقرار به زیر 30000باشیم که این خود در تقویت تجارت وتولید وافزایش ارزش پول ملی مفید وموثر خواهد بود.

2-اصولا" شعارها وبرنامه های دکتر روحانی واصلاح طلبان گویای این است که درزمینه روابط بین الملل یک روند مثبت وخوبی ایجاد خواهد شد بطوری که گفتگوی تمدنها نیز در دوران اصلاحات پایه گذاری شد بنابراین با اتخاذ این سیاستها پس از اولین روزهای حضور در پاستور باید شاهد یک کاهش ازیک تا5000ریالی درارزش دلارباشیم که این مورد نیز میتواند در تقویت ارزش پول ملی بسیار مفید باشد زیرا دراینصورت تحریمها تا90% حذف وورود ارز به کشور تسهیل میگردد.

3-اصولا" اصلاح طلبهاو کارگزاران از یک تیم مدیریتی با تجربه تری برخوردارند ونیاز به آزمون وخطا ندارند واستقرار تیم مدیریتی خوب وانتخاب کابینه مناسب نیز میتواند یک کاهش 1تا 5000ریالی در دلار ایجاد نماید.

4-مطمئنا" دراین دوره بدلیل وجود تیم مدیریتی باتجربه ودرصورت استفاده مناسب از تحلیلگران اقتصادی مناسب دیگر اشتباهات اساسی وتاحدودی ورود سیاست به اقتصاد کنترل شده وتورم کنترل وتصمیمات به درستی اتخاذ وپیاده سازی میشود که این هم منجر به افزایش ارزش ریال وباید شاهد کاهش نرخ دلارازیک تا2000ریال باشیم.

5- افزایش توان ملی وسیاستگذاری صحیح اقتصادی با حمایت مناسب از تولید ملی وجذب وایجاد سرمایه گذاریهای خارجی وصنعت توریست و سوق منابع ملی دولت ومردم به سوی فعالیتهای اقتصادی زیر بنایی منجر به افزایش منافع ملی وارزش پول کشور وکاهش ارزش دلاراز یک تا 5000ریال خواهد شد.

بنابراین  اگر آقای دکترروحانی صادقانه و آگاهانه به مشکلات سیاسی واقتصادی جامعه وبا حفظ اعتماد عمومی وتوسعه آن با رفع محدودیتها و انحصارگریهای سیاسی گام برداشته ویک ارتش مردمی بیش از 000/000/40نفر رابه همراه داشته که روز بروز برتعداد آن نیز افزوده خواهد شد هیچ سد ومانعی در مقابل او نمیتواند ایجاد شود وتعجب نکنید درهربرهه از موارد فوق اگر شاهد سقوط 5000ریالی در ارزش دلار باشید که بسیاری فکر میکنند در این کشور به تجربه دیدیم هیچ وقت شرایط بهبود پیدا نکرده بلکه بد تر شده ولی مطمئن باشد که درصورت رفتار معقولانه وپایبندی دکتر روحانی به شعارهای انتخاباتی اش وافراد سرشناسی که او را حمایت کرده ودرپیروزی اش سهم اساسی داشتندباشد باشید.


 
 
انتخابات آری یا نه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٦
 

  برای اینکه بتوانیم به تحلیل انتخابات بپردازیم بهتراست تا تعریف صحیحی از انتخابات داشته باشیم انتخابات جمع انتخاب، از ریشه عربی فعل ( نَخَبَ) به معنای برگزیدن، اختیار کردن، دست چین کردن و... است و معادل اروپای آن election نیز به فعل لاتین   eliger به معنای جداکردن،سواکردن، برگزیدن و دست چین کردن باز می گردد. در کاربرد رائج آن به معنای روش یا شیوه ای است برای برگزیدن  تعداد معینی از افراد از میان شمار کثیری از کسانی که برای تصدی یک منصب یا مقام خود را نامزد کرده اند.

 

به طور کلی، انتخابات به جریان رسمی انتخاب و گزینش اشخاص برای کسب و احراز مقام یا منصب و موقعیتی در جامعه از طریق مراجعه به آرای عمومی اطلاق می شود. تعداد و نوع انتخابات در جوامع گوناگون متفاوت است.

بنابراین بحث اصلی ومهم دربحث انتخابات آرا’ مردم است.

در انتخابات و انتخاب دو نکته مهم و اساسی وجود دارد:

 

 

    الف ـ امکان ورود عقاید وسلایق مختلف وانتخابات آزاد:یعنی از یک سوآزادی در کاندیدا شدن وجود داشته باشد  و از سوی دیگرآزادی در تبلیغات ومعرفی وگزینش، یعنی یعنی با وجود عقاید وسلایق مختلف و متعدد برای افراد فرصت گزینش و انتخاب باشد لذا در جایی که کاندیدا هابا محدودیت روبرو باشند چون رقابت قاطع و جدی وجود ندارد لذا گزینش نیز اهمیت خود را از دست می دهد.

 

 

 

    ب ـ وجود رأی دهندگان: رأی دهندگان منشأ و مرجع مشروعیت برای نامزدهای انتخاباتی است با گزینش و آرای رأی دهندگان، نمایندگان از مشروعیت و اقتدار لازم برای نمایندگی بر خوردار می گردند، اگر مردم به کسی رأی ندهند نمایندگی مشروع وجود نخواهد داشت. لذا مشروعیت یک نظام سیاسی در گروه آرائ مردم و مشارکت آنها است و هر چه مردم در انتخابات شرکت شکوهمند داشته باشند به همان میزان مشروعیت نمایندگان و نظام سیاسی از درجه بالای مشروعیت برخوردار می گردد.

 

 

 

 معمولا" درانتخاباتی که کاندیداها اکثریت خواسته ها وانتظارات جامعه را پوشش میدهند بخودی خود میتوان با بررسی تحلیلی ونظر سنجی ودرنظر گرفتن وضعیت عمومی جامعه روند انتخابات را پیش بینی کرد.

درعرف معمول انتخابات که کاندیداها طیف اکثریت جامعه را شامل میشود سبد آرا’ هرکاندیدا شامل ارا’ آری به هر کاندیدا میباشد ولی دربرخی از انتخابات که محدودیت در ثبت نام کاندیداها ایجاد میشود سبد آرا’ هرکاندیدا شامل آرا’ آری بعلاوه آراء نه به سایرکاندیداهاعلی الخصوص به نه به سیستم حاکم که محدودیت در کاندیداتوری ایجاد نموده میباشد.

 دربرخی جوامع به علت انباشت آراء نه تحلیل انتخابات بسیار سخت میشود زیرا حتی ممکن است این آراء نه حتی تحقق نیز پیدا نکند که این رخداد میتواند مشروعیت انتخابات را نیز زیر سوال ببرد ولی معمولا" در چنین شرایطی کاندیداهای دیگر برای جذب اراء منفی وخاموش شعارهای انتخاباتی خود را طوری انتخاب میکنند که بتوانند دراین مسیر موفق شوند وآراء خاموش نیز برای رسیدن به مطالبات خود تنها راه را دادن رای منفی به کاندیداهای قدرت ومورد قبول حاکمیت میداند.

در چنین وضعیتی بدلیل اینکه آراء خاموش تا لحظه نهایی انتخابات سکوت اختیار کرده ورای منفی خود را به کاندیدای مقابل قدرت میدهد ودرصورتی که این آراء خاموش بسیار زیاد باشد نتایج نهایی انتخابات نیز برخلاف آنچه درظاهر امر ودر تکاپو انتخاباتی وتبلیغاتی دیده میشود همه را متعجب ومتحیر میسازد.

درچنین وضعیتی تحلیل گران انتخاباتی و نظرسنچی ها درواقع طیف کمی را شامل شده بدون اینکه بتوانند میزان رای خاموش را پیش بینی کنندو  با واقعیت اختلاف فاحش داشته وهمه پیش بینی ها  اشتباه   از آب درآمده ونتیجه انتخابات همه آنها را گیج ومبهوت خواهد کرد.

بنابراین باید تلاش کرد که وضعیتی ایجاد نشود که آراء خاموش جامعه انباشته شود .


 
 
تحلیل یک دوست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۸
 

یکی از دوستان بیش از ده سال است که یک فعلیت تجاری شروع کرده والان به یک موقعیتی رسانده که بیش از 14ساعت درروز درگیر آن است البته شاید بتوان گفت که 24ساعت چون آنقدر خود را درگیر کرده که میدانم درخواب نیز مجبور است به آن فکر کند که دراینجا میخواهم به بررسی مزایا ومعایب فعالیت او بپردازم تحلیلی که دراین چندسال بارها به او گفتم ولی او مصمم است  به مسیر خود ادامه دهد:

نقا ط قوت:

1- از مهمترین نقاط قوت فعالیتش این است که توانسته برندی برای خود تعریف نماید ودر دیدگاه خود جزو نفرات برتر شهر وبنام در مسیر فعالیت خود باشد.

2- دومین نقاط قوتش این است که به کارش علاقه وعشق میورزد و هنوز هم که هنوز است خسته و پشیمان نیست.

3- به ادعای خود کاررا از صفر شروع کرده وتوانسته با استعفا’ از کار اداری به یک فعال تجاری تبدیل شود.

نقاط منفی:

1- کار وفعالیتش طوری است که نه فروشگاهی محسوب میشود نه تجاری یعنی بین یک تاجر ویک بازاری معمولی نمیتوان گفت کدامین است.

2- کارش طوری است که ناچارا" روز بروز بروسعت فعالیتش افزوده میشود بدون آنکه به همان میزان به سود فعالیتش افزوده شود.

3- هیچ محدوده زمانی وسرمایه ایی برای کارش تعریف نشده بنابراین با تمام توان وخانواده تلاش میکند تا فعالیتش را مدیریت وتوسعه دهد.

4-بدلیل معطوف شدن کل زمان روزانه شخص به کار وتلاش رفاه واسایش را از او وخانواده اش سلب میکند.

5- در صورتی که فرد حتی موفق موفق بشود چون موفقیت وتلاش وسرمایه گذاری اش منوط به حضور درآن شهر مشخص است نمیتواند براحتی امکانات ورفاه خود را به شهرها وجاهای دیگری که موقعیت بهتری دارند منتقل کند.

 

ریسک فعالیت

1- چنین فعالیتهایی بدلیل اینکه برند ناشی از فروشگاه است نه کالا با کوچکترین اشتباه و خطرات احتمالی میتواند کل اعتبار فروشگاه دریک لحظه از بین برود.

2- چنین فعالیتهایی که تعریف سرمایه ایی وفعالیتی ندارد تمام توان زندگی انسان را به خود جذب وصاحب فعالیت همانند یک کارگر مجبور است شب وروزتلاش وکوشش نماید وهیچ وقت فرصت زندگی کردن نخواهد داشت شاید فرزندانش به ثروتی برسند ولی باید بداند که فرزندانش علاقه ایی به ادامه دادن به راهی که پدر رفته نخواهند داشت چون زندگی فقط پول نیست و ممکن است جان انسان نیز در این تلاش مستمر از بین برود.

3-در صورت بروز مشکل ویا توقف فعالیت بدلیل تنوع کالا ومحصول ممکن است 100ها میلیون کالایش نتواند درکوتاه مدت تبدیل به 10میلیون پول مورد نیاز برای جوابگویی به تعهدات حال شده باشد.

4- چنین فعالیتهایی وبا این شیوه هرگز راه برگشتی ندارد وفرد به این میماند که در وسط دریایی بی ساحل افتاده وبی نتیجه به امید ساحل خوشبختی ورفاه دست وپا میزند.

بنابراین با توجه به توضیحات مختصری که دربالا داده شد همیشه کار وفعالیتی را که شروع میکنید بخوبی بسنجید وبا تعاریف کامل از نظر سرمایه وزمان مورد نیاز با آن شروع کنید بطوری که زندگی ورفاه خانواده شما فدای توسعه طلبی وسودجویی شما نشود.

باید این هدف وایده بزرگ و مهم را اساس وچارچوب فعالیتهایمان قرار دهیم که مهمترین اصل درزندگی ما رفاه وآسایش خانواده ماست وعمرمان نیز محدود است بهترین زمان آن نیز حال است و مادیات بخشی از ابزار خوشبختی است که میزان ومقدار دقیق آن تعریف مشخصی ندارد همانطور که شما ممکن است لذتی که در یک مسافرت با یک پیکان وخوابیدن دردرون یک چادرو در دل طبیعت وخوردن آبدوغ خیار در یک روز گرم ببرد که هیچ ثروتمندی که با بنز رفته وبهترین سوییت گرانبهای یک هتل 5 ستاره را گرفته آن لذت را نبرد.

بنابراین از هر لحظه لحظه عمرتان وزندگیتان برای باهم بودن ودرکنار خانواده بودن استفاده کنید ودرعین حال برای موفقیت وثروت نیز تلاش برنامه ریزی شده داشته باشید.

هرگز احساس نکنید آنها که به پول و ثروت رسیدند زیاد کار کردند ویا حتما" خوشبخت هستند وبدانید که رسیدن به پول موقعی خوشبختی میاورد که با برنامه باشد ودرکنارش زندگی شما نیز تداوم وتوام با رفاه رشد نماید نه اینکه امروز را فدا نمایید به امید اینکه فردایی زیبا خواهید ساخت همانگونه که میگویند "تابستان زیبا از بهارش پیداست".


 
 
مناظره یا مسابقه انتخاباتی!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٢
 

حضورچهار ساعته کاندیداهای ریاست جمهوری در صدا وسیما به بهانه مناظره وانجام آن به سلیقه وشیوه خاصی که به مسابقات هوشی وعلمی که صدا سیما بعمل میاورد شبیه بود با این تفاوت که شرکت کنندگان بجای دکمه زنگ قبلا" محل نشستن وهمچنین جوابگویی ونوبت بندیشان قرعه کشی وتنظیم شده بود! 

شاید صدا وسیما دغدغه اتفاقات ورویدادهای دوره پیشین را به یاد داشته ودرواقع با نبوغ خود میخواهد این انتخابات با کمترین تنش وحساسیت انجام شود.

آنچه مهم است اینست که انتخابات ریاست جمهوری ،انتخاب بالاترین مسئولیت اجرایی کشور است وچگونه بیکباره عنان و مدیریت انجام ان به صدا سیما واگذار میشود !انتخابات نیاز به ایجاد شور وشوق واشتیاق دربین مردم دارد.

لذا به منظور ایجاد یک بستر مناسب انتخابی چند پیشنهاد عملیاتی دراینجا میاورم به امید اینکه با وجود عدم ورود برخی از چهره های سرشناس واحزاب مختلف که میتوانست شور وهیجان به انتخابات بخشیده ومردم را امیدوار سازد دراین محدوده تعریف شده نیز بتوانیم تمرین انتخاباتی خوبی داشته باشیم:

الف)صدا وسیما خود نشان داده که مدیران ومشاوران واستراتژی مناسب برای جذب وایجاد شوروشوق در مردم را ندارد  که دلیل عمده آن جذب مردم به کانالهای ماهواره ایی کشورهای دیگر است بنابراین نمیتواند متولی مناسبی برای این موضوع باشد واگر دراین فکر است که از برهه انتخابات برای جذب مردم به صدا وسیما استفاده کند چرا دوباره به شیوه خود مدیریت میکند!!!

ب) درکل دنیا برای ایجاد شورشوق انتخابی جز یک را ه وجود ندارد وآن هم کشاندن کاندیداها وتبلیغاتشان به درون مردم وکوچه وبازاروقراردادن کاندیداها در ویترین صدا وسیما نه تنها نمیتواند شور وشوق ایجاد کند بلکه میتواند دیدگاه منفی نیز ایجاد نماید.

ج) اگر درانتخابات گذشته احساس میکنیم که بداخلاقی ایجاد شده وبه خیال خودمان هرکسی که خودش را میخواهد دلسوز معرفی کند بدنبال برخورد وارائه راهکار میباشد که دراین دوره چنان نشود ،باید بپذیریم که علت وماهیت آن بداخلاقی بخوبی تجزیه تحلیل نشد که آیا بدلیل مناظره بود ویا شخصیتی وافراد خاص که مشخصا" مناظره تعریف وماهیت مشخص دارد ودردنیا برای انتخابات ریاست جمهوری برای اطلاع مردم از توان کاندیدا برای جوابگویی و تجزیه وتحلیل وضعیت ودفاع از برنامه های خود درمقابل رقیب انتخاباتی خود انجام میشود که بهترین روش شناسایی وانتخاب برای مردم میباشد وبداخلاقی در آن جایگاهی ندارد وباید بپذیریم آن بداخلاقی ایجاد شده کاملا" شخصی بود واگر شخصی بود باید بررسی میشد که چرا یک شخص به خود اجازه میدهد درمقام کاندیدا بداخلاقی کند که اصولا" میبایست با شخص خطا کار برخورد لازم میشد نه اینکه اکنون بهانه لغو مناظره دوبدو را داشته باشیم.

د)متاسفانه هم اکنون هم در شیوه مناظره ومعرفی کاندیدا صدا وسیما مدیریت کل کار را بعهده گرفته!بلکه از فعالیتهای انتخاباتی کاندیداها دربین مردم نیز آنطور که باید ممانعت بعمل میاید که یکی همین ایجاد مشغولیت دائم برای حضورکاندیداها درصدا وسیما وپرکردن وقت آنها ودیگری عدم اجازه به راه انداختن کارناول های تبلیغاتی که هردو باعث میشود شعله های گرم انتخاباتی بدلیل عدم وجود باد واکسیژن کافی روز بروز کم شعله تر شود بطوری که اگر خاموش یا ضعیف شود هرچقدر هم دوباره کبریت بزنیم ومواد آتش زا بریزم آنطور که باید روشن نخواهد شد.

شاید اینهم رویه ایی است وخود تجربه ایی نو وسیاست وتدبیری است که ما از آن بی اطلاعیم فقط آرزو داریم که شان کاندیداها وارج وارزش ملت را به سخره نگیریم.

 


 
 
تهدید برای یک فرد با برنامه و صادق فرصت است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۱
 

در زندگی تلاش کنید با برنامه باشید وبا برنامه ریزی فعالیتها و کارهایتان را انجام دهید واز طرف دیگر صداقت وراستی ودرستی را اصل قراردهید واز هیچ تهدید وفشار ومشکل وخطری نهراسید.

درهر فعایتی و هرتصمیم وکاری  بسته به ماهیت آن مشکلات وسختیهایی وجود دارد درواقع " املائ نا نوشته است که غلط ندارد" بنابراین اگر غلط وموردی درمسیر فعایتهایتان بوجود میاید اگر به صداقت وسلامت خود ایمان دارید نه تنها نهراسید بلکه خوشحال نیز بشوید.

ممکن است فشارها ومشکلات وتهدیدهایی که بوجود میاید در برخی موارد بسیار خطرساز ومشکل افرین باشد وحتی حیثیت واعتبار شمارا نشانه رفته و استرس شدیدی نیز برایتان ایجاد کند ولی شما باید با تحلیل وضعیت وبدون اینکه اقدام عجولانه واشتباهی در مقابل ان داشته ویا خود را به نگرانی وهراس بیاندازید وناراحت وسردرگم ودر تردید به ادامه فعالیت باشید باید با شجاعت واحساس غرور به اینکه این طبیعت وذات فعالیت است وبا برخورد فکورانه ومنطقی مشکل را مرتفع نمایید وبا اقتدار بیشتری به مسیر خود ادامه دهید.

یعنی ممکن است دربروز وایجاد این مشکلات افراد وعواملی دخالت داشته باشند بنابراین شما با این افراد تقابل ومقابل به مثل نکنید وبدانید که این افراد نیز اسباب ووسیله ایی شدند تا شما تجربه ایی بزرگ بدست آورید

همیشه به این موضوع ایمان واعتقاد داشته باشید که کینه جو شکست خواهد خورد و انتصاب و برخورد ناحق ونابجا هرچند درکوتاه مدت نتیجه بخش بنظر میرسد ولی دربلند مدت محکوم به شکست است ولازم نیست که ما نیز به اشتباه با او تقابل داشته باشیم که او نه عامل بلکه وسیله وفرصتی شده برای رشد وتوسعه ما اگر خوب عمل کنیم همانند اینکه کوهنورد در هنگام صعود وبرخورد با صخره ها انها تخریب ویا از بین نمیبرد بلکه تلاش میکند به بهترین وراحترین روش از آنها عبورکندوصخره ها را درذات صعود میداند نه دشمن صعود .

در زندگی وفعالیت انسان ممکن است سالها طول بکشد تا تخریبها ومشکلات حادی فعالیت وشخصیت انسان را تهدید کند ولی این را بدانید هرکاری که میخواهد به رشد وشکوفایی واقتدار برسد باید از مسیرها وشرایط صعب العبور عبور کند وبدانید هیچ راه ومسیر بدون سختی ومشکلات وجود ندارد وهر کار وشغلی بسته به نوع آن مشکلات وتهدیدهای مخصوص بخود را دارد اگر احساس میکنید درمسیری که انتخاب کردید هیچ مشکل وتهدید وجود ندارد وبه آرامی خوبی درحرکتید این را ناشی از درست ومنطقی عمل کردن خود ندانید بلکه به این شک کنید که شاید حرکت وفعالیتتان ضعیف  است وگرنه مطمئن باشید با مشکلات وتهدیدها مواجهه خواهید شد.

اگر درهرمسیری وفعایتی که هستید با مشکلات وتهدیدهای بزرگ وسخت روبرو شدید نه تنها نهراسید بلکه آن را فرصتی بدانید که کسانی که چنین وضعیتی را تجربه نکردند فرصت رشد وشکوفایی را نیز نیافتند واگر احساس میکنند که شما ضعف دارید وبه این خاطر با چنین مشکلاتی مواجهه شدید در طول مدت زمان وبا عبور شما از آن شرایط سخت به صداقت وتدبیر وایستادگی شما تحسین گفته وتازه متوجه این موضوع خواهند شد که دلیل عدم مواجهه آنها نه درست وخوب فعالیت کردن آنها بلکه بدلیل ضعیف وپایین بودن عملکرد آنها ویا هنوز مواجهه نشدن با مشکلات وموانع رشد است که بالاخره مواجهه خواهند شد.

گربشوق کعبه خواهی زد قدم     سرزنشها گر کند خارمغیلان غم مخور

اگربه کوهنوردی علاقه داشته وقصد صعود به قله دارید باید بدانید که هرموقع به مسیر صعب العبور وسخت رسیدی مایوس نشویدواز آن عبور کردید مغرور نشویدولی مطمئن باشید به صعود نزدیکتر خواهید شد.


 
 
یک میلیون دلار در لاتاری برنده شدید!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۸
 

شاید  شما نیز چنین ایمیلی تا کنون دریافت کردید واز شما اطلاعات شخصی میخواهند تا یک میلیون دلاری را که برنده شدید را به  حساب شما  واریز کنند.

شاید بسیاری با دیدن چنین ایمیلی افسوس بخورند که حیف حساب ارزی ندارند ودغدغه این را داشته باشند که چگو نه حساب ارزی باز کنند ویا کسی را پیدا کنند که مطمئن باشه وحساب اورا بدهند تا بعد از دریافت به شما بدهد.

راستی نمیدانم که شاید جاهای خاصی باشه که چنین قرعه کشی هایی انجام میدهند وچنین جوایزی صورت میگیره که چنین ودراین سطح برخی بدنبال سو’ استفاده از این شیوه ها میافتند.

حال واقعیت مسئله اینست که من هیچ وقت به صحت وسقم این مسائل نپرداختم وبه راحتی چنین ایمیل هایی را از ایمیلم بدون اینکه زیاد توجه داشته باشم پاک کردم.

شاید شما احساس کنید که شاید من به چنین پو ل هایی نیاز ندارم!

نه من هم نیاز دارم وهرکسی را که احساس میکنید او از شما پولدارتر هست بدانید او نیازمند تر هم هست بقول قدما"هرچه بامش بیش برفش بیش" فقط میخواهم یک چیز را یاد آوری کنم.

پول و پست ومقام یکباره وبی رویه فساد میاورد یعنی نه تنها شما را خوشبخت نمیکند بلکه شالوده واساس خانواده وزندگی شما را به هم میریزد.

بنابراین هیچ وقت بدنبال بدست اوردن پول یکباره نباشید وهیچ وقت دراین رویا نباشید که ایکاش یک پول بزرگی درقرعه ایی ویا از جایی بدستتان میرسید بدانید همان لحظه آغاز بدبختیهای شما خواهد بود نه خوشبختی شما.

شاید شما نپذیرید ولی این یک زیربنای علمی دارد وهمانند یک قانون است همانند اینکه میگویند آب در 100درجه میجوشد.

موقعی که پولی بیکباره بدست شما میرسد ویا ژست ومقامی که در اندازه شما نیست بیکباره به شما میرسد بهترین حالت این است که ان را نپذیرید زیرا اختلاف سطح وطبقه یک چیزی است که کاملا" عینی وپذیرفته شده است همانند اینکه یکی درروستا زندگی میکند وبا شرایط اخلاقی وفرهنگی ومادی آنجا خو گرفته بیکباره بخواهد بیاید ودر شمال شهر خانه گرفته وفرزندانش را به همان مدارس بفرستد وبه همین خاطر است که  درخانواده افرادی که بیکباره پولدار میشوند ویا پست ومقامی بسیار بالاتر از سطح خود بدست میاورند یک خود باختکی فرهنگی ایجاد میشود .

به همین خاطر شما مبینید در چنین خانواده هایی اختلافات اساسی بین پدر ومادر وفرزندان ایجاد شده و در واقع چنین خانواده هایی از درون متلاشی میشوند.

باید به این اصل مهم توجه داشته باشیم که خوشبختی و خوش نامی با پول قابل خرید نیست ودر صورتی که بیکباره پول ومقام را بدست میاورید مطمئن باشید خودباختگی فرهنگی درشما وخانواده بوجود خواهد آمد.

به داشته های خود شکر کنید ودرمسیر درست وصادقانه فعالیت کنید وبدانید همین رشد وتوسعه که شاید هم احساس میکنید کند است بهترین مسیر تغییر وتوسعه است.گذشتگان گفتند " خدا نکنه کسی از بالا به پایین ویا بیکباره از پایین به بالا برود" منظورشان اینست که هم شکستهای بزرگ وهم موفقیت های یکباره هردو بد است  وزیانبار. 


 
 
سیاست پدر ومادر ندارد!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٦
 

ازقدیم میگویند سیاست پدر ومادر ندارد واقعا" باید این سخنان حکیمانه گذشتگان را با طلا بنویسند.

سیاست همانند تجارت نیست وتفاوت های عمده دارد که من همیشه میگویم اگر کسی بدنبال زندگی آرام وصادقانه وخوشبخت وسعادتمند ودرکنار خانواده باشد بدنبال تجارت برود نه سیاست.

در تجارت فردی که راهی را انتخاب میکند یک مسیر شفاف و مشخص است وهراشتباهی ویا موفقیتی در کارش داشته باشد بصورت سود وزیان ظاهر میشود .

دربدترین حالت یک تاجر ممکن است ورشکست شود که ان هم با استقامت و پایداری وتلاش مضاعف قابل جبران است.

تاجر موفق سود ومنافع مادی تعریف شده دارد وخانواده او نیز از این مزیت وبا آرامش کامل بهره مند بوده و فرزندانش از رفاه مادی لازم ودر کمال آزادی و ارامش خاطر میتوانند از ان درجهت آموزش و تفریح و سرمایه گذاری و... استفاده کنند.

یک تاجر موفق همیشه سن وسالش کمتر از آنچه درشناسنامه اش آمده نشان میدهد.

فرزند یک تاجر در کودکی از بهترین وسایل تفریحی وبازی واز گردش های توریستی مناسب وبهداشتی واز بهترین اموزش ها برخوردار است.

دردوران نوجوانی سالم وسرزنده وشاد است وبراحتی درهرجایی ومکانی میتواند به انتخاب خودش ثبت نام کند وآمزش هایش را تکمیل کرده واز بهترین امکانات واساتید بهره مند باشد.

در دوران دانشجویی برای او تفاوتی ندارد که درداخل ویا خارج ومحدودیتی نیز برای ثبت نام ندارد وچون مسیر پدر را انتخاب کند مدیری بلامنازع وبا حمایت کامل پدر بوده وبراحتی فعالیت تجاری را پیش میبرد واو هیچ وقت رقیب پدر نبوده واگر انتقاداتی هم داشته باشد پدر اختیاراتی را درمحدوده فعالیتش به او میدهد.

درهنگام ازدواج هیچ محدودیتی درانتخاب ندارد وفامیل وهمشهری ویا  حتی خارج از کشور دخالتی درانتخابش نداشته وانچه برایش مهم است  عاشقانه ازدواج کردن وعاشقانه زندگی کند او همانند پرنده آزاد و سالمی است در یک چنگل سرسبز زندگی میکند که برایش هیچ محدودیتی برای انتخاب آشیانه و زوج و خوراک و... وجود ندارد.

اما یک فرد سیاسی یک مسیر راهی که انتخاب کرده نه از آن او بلکه بیشتر تقلیدی و اطاعتی است تا آزادانه ومیبایستی کاملا" مطیع باشد ومقیدو خانواده اش حتی اگر بهترین امکانات نیز دراختیارش باشد همانند این است که درقفس زیبایی زندگی میکند وهمیشه ترس وهراس درکمینشان .

در بدترین حالت او ورشکستگی ندارد بلکه جان خود را به پای اهدافش میگذارد.

یک سیاسی موفق همیشه حداقل 10سال پیر تر سن شناسنامه ایی خود نشان میدهد.

فرزند یک فرد سیاسی از همان دوران کودکی ترس وهراس را در درون خانواده وچشمان پدر تجربه کرده است.

دردوران نوجوانی او نباید در هرکجا وهرجا ظاهر شود ومحل تحصیل ورستوران وگردش وتفریح اش تعاریفی دارد که انگار دردرون قفسی زندگی میکند وآب وغذا  وتفریح را آمده درآن تعریف کرده اند.حتی اساتید ورشته تحصیلش نیز تجویزی است تا انتخابی.

دردوران دانشجویی دانشگاه محل تحصیلش نیز کاملا" تعریف شده بوده واو نیز همانند پدر خواسته ویا ناخواسته زندگی توام با استرس وکنترل شده ایی دارد وحتی دوستیها ودوستانش نیز تعریف شده اند.اصولا" او نباید انتقاداتی به مرام ومسیر پدر داشته باشد واگر چنین باشد حتی ممکن است جانش از ناحیه پدر نیز به خطر بیافتد بنابراین مجبور است حتی درخانه نیز اگر افکارسیاسی دیگری دارد نقش بازی کند تا کسی به افکارش پی نبرد و بالجبار یک مسیر سیاسی پرخطر درانتظار ش است که خود دربوجود امدنش نقشی نداشته است.

دردوران ازدواج او هیچ نقشی درانتخابش ندارد و او ناچار است پدر را همچون یک رهبر الگو وسرمشق خود بداند وهمه چیز را با او مشورت وانتخاب او را انتخاب خود بداند. در درجه اول اقوام نزدیک ودوستان خانوادگی وحزبی پدر برای ازدواج الویت اصلی بوده وحتی نهایی است واگر خارج از این چارچوب باشد باید تحقیقات و تاییدات خاصی از طرف پدر صورت گیرد.

بنابراین من همیشه به دوستان واشنایان که بدنبال مشاوره هستند میگویم اگربدنبال دنیا وآخرت هستند ومیخواهند درزندگی آرامش وآسایش داشته وبا همه به صفا ودوستی وصداقت زندگی کرده وبجای قفس آزاده وآسوده باشید بدنبال سیاست نروید.


 
 
آنها که بدنبال فرصت هستند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٤
 

بسیاری عقیده دارند که اگر میخواهی سود کلان ویکباره بدست آوری باید قدرت تشخیص وشناسایی فرصت ها را داشته باشی ودر فرصت مناسب با سرمایگذاری حداکثری بیکباره یک پول وثروت کلان بدست اورید.

هرچند  درزندگی ما مقاطع وزمانهای خاصی را مشاهده میکنیم که بدلیل بحران ها ورویدادهای سیاسی واقتصادی خاص شاهد تورم ها وتغییرات موثر یکباره بودیم وبا کمی تحلیل دیدیم که اگر ما نیز درآن مقطع میتوانستیم سرمایه گذاری کنیم چه سود کلانی میتوانستیم ببریم!

یا حتی خودمان نیز درهمان مقاطع از روی تصادف ویا حتی تشخیص ویا مشاوره خریدی انجام دادیم وبعدا" دیدیم که عجب سود مناسبی بردیم همانند اینکه درسال قبل کسی درمقطع ابتدای سال سکه و ارز خریداری کرده بود ویا درتابستان مسکن خریداری کرده ویا درمهر ماه خودرو خریداری کرده ولوازم منزل ویا محصولات دیگر واحساس میکند که چه موفقیتی بدست اورده است.

همین موضوعات ویا توضیحات بسیاری از رویدادهای گذشته ومقاطع خاص که چه سودهای کلانی چگونه بعضی ها میبرند خودبخود این ایده برای بسیاری مسجل میشود که اصولا" افراد موفق وثروتمند در سایه همین بهره برداری از مقاطع خاص وتشخیص مقاطع زمانی واستفاده از انها ثروتنمد شده اند بنابراین به این اصل وایده میرسند که اگر میخواهن ثروتمند شوند باید از مقاطع خاص مطلع باشند وبهره برداری کنند وبهمین خاطر بیش از روند عادی وفعالیت عادی بدنبال شناسایی مقاطع خاص هستند واز کسانی که احساس میکنند دانشی در اقتصاد ودستی درسیاست دارند سوال کنند که مثلا" به نظر شما اگر انتخابات باشد چه اتفاقی میافتد ؟ ویا اگر .....؟ وصدها سوال دیگر.

به این دوستان باید بگویم که اگر فکر میکنند که ثروتمندان وافراد تاجر موفق وبزرگ در سایه تشخیص این موقعیتها وبهره برداری از آن به آنجا رسیده اند سخت دراشتباه هستند این بدان معنی نیست که مقاطع خاص سود کلانی به آنها نرسانده بلکه بدان معنی است که علت بهره برداری خوب انها از مقاطع خاص نه تشخیص مقطعی آنها بلکه حضوردائمی آنهاست وفعالیت سود وزیان دارد واگر زیان را متحمل شدند بنابراین درچنین مقاطعی از سود نیز بهره مند میشوند والا این تاجران میبایست بعد از بردن سودکلان تغییر رشته میدادند وبه شغل دیگر رو میاوردند وهمینطور این روند ادامه داشت.

اگر شما احساس میکنید که درمقاطع خاص توانستید با سرمایه گذاری در کالایی سود بی رویه ببرید درواقع سودی نبرده اید بلکه شما توانستید از کاهش ارزش پول نقد خود جلوگیری کنید وتنها به این دلیل احساس میکنید سود بردید که نرخ روز کالا را با مقدار پول نقد قبلی خود مقایسه میکنید در صورتی که اگر کالایی فروخته وسرمایه گذاری کرده باشید ومقایسه کنید میبینید که هیچ سودی نبردید مثلا" کسی طلا فروخته وسکه خریده ویا کسی ماشین فروخته ومسکن خریده هرچند ممکن است مابه التفاوتی میتواند وجود داشته باشد ولی ناچیز است.

حال ببینیم چرا تاجر فعال در این مقاطع سود میبرد وقدرتمند میشود؟

تاجر موفق وفعال هیچ وقت به فکر این نیست که این مقطع مقطع خاص است بلکه او همیشه توجه به فعالیت تجاری خود دارد وبرایش همه مقطع ها مهم است چه مقطعی که با زیان مواجهه است وچه درمقاطعی که سود میبرد برای او سود و توانمندی در پایداری وتوسعه فعالیت و سوابق معتبر است نه بهره برداری از مقاطع خاص است.

گذشت زمان برای او یک تجربه و موقعیت خوب ایجاد میکند که منجر به افزایش فروش ومشتری وقرارداد میشود واو سود خود را نه درافزایش قیمت بلکه درتیراژ فروش میبرد.

یک تاجر موفق میداند که هرچند مقاطع خاص منجر به افزایش قیمتها وبدنبالش افزایش سرمایه میشود ولی حتما" منجر به افزایش سود نمیشود زیرا منجر به رکود وکاهش فروش میشود واین افزایش قیمت نیز منجر به افزایش تعداد کالای او نشده بلکه او مالک همان تعداد کالا است با قیمتی بالاتر.

تاجر موفق بدلیل اینکه خواسته ویا نا خواسته همه نقدینگی خود را به کالا تبدیل کرده وحتی وام و استقراض میکند وبه کالا تبدیل میکند بنابراین در مقاطع خاص هیچ وقت با کاهش ارزش پول مواجهه نیست وحتی جوابگویی وتوان او دربازپرداخت بدهیهای ریالی اش بالاتر میرود یعنی یک سود غیر مستقیم میبرد.

بنابراین هرچند اینکه بتوانید درمقاطع خاص نقدینگی نگه ندارید حتی شده برای خود لوازم زندگی مورد نیاز خریداری کرده باشید تا از کاهش ارزش پولتان جلوگیری کنید تصمیم معقولی است ولی بدانید که به این موضوع با دید سرمایه گذاری نگاه نکنید وفکر نکنید که میتوانید با بهره برداری از این مقاطع خاص سودهای کلان ببرید که چه بسا بسیاری با همین طرز تفکر سرمایه های خود را نیز از بین برده اند.

درواقع در مقاطع خاص میتوانید از مشاور اقتصادی خود سوال کنید که چگونه از کاهش ارزش پول خود جلوگیری کنید نه اینکه درمقاطع خاص چگونه سرمایه گذاری کنید تا ثروتمند شوید!

اگر میخواهیدبدانید فرصت مناسب کی وکجاست باید بگویم فرصت مناسب شروع یک فعالیت خوب ومورد علاقه تان است وبدون توجه به موارد دیگر وهوسی شدن های دائم وتداوم فعالیت وتوجه به اینکه هر فعالیتی سود وزیان دارد واگر از سودش خوشحال و بهرمند میشوید از زیانش نیز هراسان ومستاصل نشوید بدانید در آینده وگذشت زمان فعالیت صحیح ومتفکرانه جواب خواهد داد وبه تاجری موفق درآن حیطه تبدیل خواهید شد ودیگران فکر خواهند کرد شما تیزبین هستید واین ثروت را از موقعیتهای خاص بدست آوردید وشما به آن ایده ها ونظریه ها خواهید خندیدوآنها را ساده لوح خطاب خواهید کرد.

برای شروع هیچ وقت دیر نیست وزمان ومکان خاص ندارد.


 
 
مشاوران بی ترمز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
 

هرکسی با هر تجربه و سواد وتجربه ومقام وموقعیتی درزندگی روزمره ممکن است درموقعیت یک مشاور قرار گیرد .

این مشاوره ممکن است از یک موضوع ساده همانند گرفتن یک آدرس گرفته تا مشاوره های حساسی همانند ازدواج وشغل وسرمایه گذاری و...باشد.

در اینجا برای اینکه بتوانید نقش خود را بخوبی انجام دهید مهمترین اصل این است که درهمان ابتدا اگر در موضوع مورد مشاوره علم وتجربه کافی ندارید با شهامت و شجاعانه معذوریت خود را اعلام تا از تضییع شخصیت خود درمقابل طرف مقابل جلوگیری کرده واتفاقا" محبوبیت و جایگاه و شخصیت شما درمقابل دیگران بیشتر وبالاتر برود.

ولی در عمل همه افراد دوست دارند در زندگی روزمره نقش مشاور پیدا کرد ه ومورد مشورت دیگران قرار گیرند و تمام سعی خود را میکنند تا مشاور قوی و موفق عمل کنند.

در اینجا نمیخواهم بگویم که مشاور شدن ومشاوره دادن بد است بلکه خود بهترین وضعیت وموقعیت است ولی اگر نتوانیم در این جایگاه خوب عمل کنیم ویا مشاوره اشتباه بدیم ممکن است در برخی موارد که مشاوره مهم ارائه میدهیم نا خواسته با سرنوشت افراد بازی کنیم.

در این مقاله نمیخواهم به خصوصیات یک مشاور خوب ویا بهترین رویه مشاوره اشاره داشته باشم بلکه میخواهم به یک خصلت خاصی اشاره کنم که از آن میتوان به دام مشاوره اشاره کرد که درآن هم مشاوره دهنده وهم مشاوره گیرنده در یک وضعیت خاص گرفتار میشوند.

مشاوران بی ترمز کنایه از کسانی است که درهنگامی که کسی نقش مشاور میگیرند توجهی به اهمیت موضوع نیز ندارند وشروع میکنند به صحبت کردن ومشاوره دادن حتی به طرف مقابل نیز فرصت تکمیل وصحبت پیرامون موضوع مطرح شده نمیدهند نه به زمان توجه دارند نه به مکان وتیمی که نشسته است  که به چنین مشاورانی بعنوان مشاوران بی ترمز میگویم.

مشاوران بی ترمز را هرکس یکبار مشاوره بگیرد توبه میکند چون این افراد ممکن است ساعتها به صحبت ومشاوره بپردازند .

چنین افرادی بیش از انکه به موقعیت وموضوع وموارد طرف مقابل دقت کنند بیشتر از افتخارات وتوانمندی های خودشان صحبت میکنند .

اگرشما نیز اینچنین هستید ومیبینید درهنگام مشاوره به بیراهه میروید ونمیتوانید ویا علاقه ندارید بحث وموضوع قبل از اینکه شما از صحبت کردن ارضاء شوید جمع بندی شود وپشت سرهم صحبت میکنید وبه کسی مجال صحبت نمیدهید بدانید که ترمز شما بریده وباید آن را تعمیر واصلاح بکنید.

 


 
 
شورای نگهبان و انتقاد از عملکرددر رد صلاحیت ها!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

حماسه سیاسی شاید دوکلمه باشد ولی بحث مهم ایجاد بستری که بتواندحضورپرشورهمه مردم را با گرایشات مختلف سیاسی ایجاد نماید در دل آن نهفته است ومطمئنا" میتواند تاثیر مهمی در حیات سیاسی کشور بازی کند.

شرکت برخی از چهره های صاحب نفوذ وآن هم درآخرین روز ولحظه های ثبت نام بیکباره یک شور ونشاطی دربین مردم برای بروز این حماسه سیاسی ایجاد کرد.

ولی با اعلام اسامی افرادی که احراز صلاحیت شدندازبین بیش از 600نفر بیکباره نه تنها این شور ونشاط فرو کش کرد بلکه سوالات و مباحثی نیز دراذهان بوجود آورد که جوابگویی مناسب به مباحث ایجادبرای شورای نگهبان مهم به نظر میرسد.

البته نمیدانم چرا هم صدا وسیما وهم شورای نگهبان اصرار براین دارند که همه بدون چون و چرا به تشخیص شورای نگهبان تمکین کنندواین موضوع برخلاف دوره های قبل از همان ابتدا شروع شد انگار مطلع بودند! درصورتی که برخی تردیدها شبهه قانونی دارد وبهتر است توسط شورای نگهبان تجدید نظر لازم صورت گیرد.

یکی از وظایف شورای نگهبان نظارت بر انتخابات می باشد.

بر اساس قانون اساسی، صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری، پیش از انتخابات رأساً توسط شورای نگهبان مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. در بند (9) اصل 110 قانون اساسی آمده است:

«...‏ صلاحیت‏ داوطلبان‏ ریاست‏ جمهوری‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرایطی‏ که‏ در این‏ قانون‏ می‌‏­آید، باید قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تأیید شورای‏ نگهبان‏ ...‏ برسد.»

بر اساس این عبارت، شورای نگهبان بر امر بررسی صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری نظارت ندارد، بلکه خود به طور مستقیم به صلاحیت آنان رسیدگی می­نماید.

برطبق اصل 115 قانون اساسی، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران ، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت وتقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور
ماده 57:«شورای نگهبان ظرف پنج روز از تاریخ وصول مدارک داوطلبان به صلاحیت آنان رسیدگی و نظر خود را صورت­جلسه نموده و یک نسخه از آن را به وزارت کشور ارسال می­دارد.

تبصره- در موارد ضرورت بنا به تشخیص شورای نگهبان مدت مذکور در این ماده حداکثر تا پنج روز دیگر تمدید و به وزارت کشور اعلام می­گردد.»


ساختار شورای نگهبان


شورای نگهبان  مجموعاً 12 عضو دارد که برای یک دوره شش ساله انتخاب می­شوند. نیمی از اعضای آن فقیه و نیمی دیگر حقوق­دان هستند. شرایط و نحوه تعیین فقها و حقوق­دانان به شرح زیر است.

شرایط فقها

در قسمتی از اصل 91 قانون اساسی آمده است:

«... شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می­گردد:

شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسایل روز. انتخاب این عده با مقام رهبری است...»

به موجب این اصل، «فقاهت»، «عدالت» و «آگاهی به مقتضیات زمان و مسایل روز»، شرایط عضویت در شورای نگهبان است.

بنابراین هرگونه تایید ویا رد صلاحیت باید درچارچوب قانون صورت گیرد ولی درنتایج رد صلاحیت مواردی مطرح گردیده (شرط سنی) که درمتن قانون نیامده وحتی بنابه دلایل نامعلومی که برای آوردن درمتن قانون در مجلس مطرح گردیده بود نتوانسته بود مصوبه مجلس را اخذ نمایدبنابراین چگونه شورای نگهبان به این موضوع اشاره نموده است.

در مواردی اشاره به حمایت از فتنه وانحراف میشود که اصولا" باید این موارد قبلا" توسط دادگاه صالحه رسیدگی ومحکومیت صادر شده باشد.

بنابراین همین موارد وسخنرانیها واظهار نظرهای موردی برخی از اعضا’ شورای نگهبان قبل از اظهار نظر رسمی شورا ایجاد شبهاتی را میکند که باید پاسخ داده شود.

درکشورهای توسعه یافته برای اینکه بتوانند سلامت سیاسی انتخاباتی را حفظ نمایند از ورود دو طیف مهم در انتخابات وفعالیتهای حزبی وسیاسی جلوگیری میکنند یکی نظامیان دومی نیز مراکز قانون گذاری ونظارتی.


 
 
دکتر زیبا کلام و من
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

شاید آن موقع که در دوره فوق لیسانس کتاب ما چگونه ما شدیم دکتر را سمینار میدادم با خود درتعجب بودم که چگونه یک استاد اینقدر با شهامت وجسارت وموشکافانه توانسته جامعه را مورد تحلیل وبررسی قراربده وشاید با خود میگفتم که در زمینه علوم سیاسی او یک نخبه و صاحب نظر بی رقیب است!

با بالا رفتن سن وتجربه ودانشم و ورود آقای دکتر زیبا کلام در مقاطع خاص  درمباحث سیاسی روز وسخنرانیها ومقاله های بیشمارش که در بسیاری این شبهه ایجاد میشد که چگونه یک تحلیل گر سیاسی در یک کشوری که باید هزاران تحلیلگر داشته باشد خود نمایی میکند وبا شهامت و آسوده خاطر به بیان نظرات وایده های خود میپردازد که اگر این ایده ها از یک تحلیلگر سیاسی رده دو نیز مطرح بشود ممکن است تبعات وخطراتی بدنبال داشته باشد ومیدیدم هر کس اورا به وابسته بودن ویا مورد حمایت بودن ویا... تفسیر میکردند.

موقعیت حساس کنونی و اینکه شاید دوست و بیگانه وتحلیلگر وعوام وعالم ونادان این دوره انتخابات وبا عنایت به نامزدی برخی شخصیت های سیا سی را به حساس ترین ومهمترین برهه یاد نموده(قبل از تایید صلاحیت ها) وبیشترین حساسیت آن را به بحران سیاسی دوره قبل مرتبط دانسته وحساسیت بالای مردم را عامل اصلی آن میدانند.

دراین شرایط خاص دوباره آقای دکتر ظاهر شده ویکه تاز تحلیل ها وسخنرانیهای سیاسی میشود وبراسب سرکشی سوار شده وبی واهمه وچهار نعل میتازد در مقطعی  که هیچ کس براحتی جرات وارد شدن ندارند وحتی تحلیل گری همانند آقای عبدی نیز که میخواهد ورود پیدا کند میبینند دکتر با سرعت تمام وبا اسب سرکشش بسوی او نیز میتازد.

دوباره میبینم که بحث ها وروایتهای مختلف از دکتر میشود که او چگونه اینقدر آسوده خاطر نقطه نظراتش را بیان میکند وبرمسند دانشگاهی(یکی از دانشگاههای معتبرکشور) نیز تکیه زده ونگران هیچ موردی نیست وشاید به تجربه به یک اطمینان کامل رسیده است.

دراین وضعیت مرا به شک واداشت که چرا وچگونه او میتواند به همین راحتی وبدون هرگونه ترس وواهمه وارد میدان پر از تسویه حسابها وتضادها وبرخوردهای سیاسی شود ومن موافق بحث ها ونظریه های عمومی که شاید از کسی ویا جایی حمایت میشود نیستم و بیشتر چنین وضعیتی را مرتبط با یک موضوع ریشه دارتر میبینم وبرای آن سعی میکنم با مطالعه زندگینامه او کلید این معما را بیابم وخوشبختانه با دیدن زندگینامه کاملش در سایت شخصی او راحت تر شده ومتوجه میشوم او تحصیلات اولیه اش با رتبه بالا درشته مهندسی شیمی میباشدو تازه با خود میگویم او میتواند یکی از متخصصین رشته شیمی باشد.

علوم مختلف با هم ارتباط تنگانگی دارند و بخاطر همین اگر کسی رشته تحصیلی خود را بخوبی وعلاقه انتخاب و در آن به مدارج عالی رسیده باشد یقینا" تا یک سطح معینی میتواند در سایر رشته ها نیز نظر کارشناسی بدهد که برای مثال ممکن است یک پزشک متخصص که کاملا" به سیستم ایمنی بدن اگاه ومطلع است با استنباط از آن با درایت به خوبی به سیستم امنیتی نظر کارشناسی وتحلیلی بدهد که کاملا" نیز کارشناسی باشد ولی سطح دانش وبینش وتحلیل او از حد کارشناسی عبور نکرده وهیچ وقت نمیتواند در سطح اندیشمندان امنیتی کارشناس ارشد ودکتری تحلیل جامع داشته باشد چون تخصص او درآن زمینه نیست.

با مطالعه زندگینامه آقای زیبا کلام تازه متوجه میشوم او نیز همانند من وشاید دریک سطح بالاتر میتواند در یک رشته تحصیلی دیگر کاملا" متخصص باشد وتحلیل های سیاسی او نیز نه ناشی از تجارب سیاسی و تحصیلات تکمیلی بعدی او بلکه بیشتر از پایه اولیه تحصیلات شیمی او نشات بگیرد وبیشتر تحلیل هایش بطور غیر مستقیم از فرمول های شیمی نشات بگیرد وبرای همین فرمول هایش ممکن است تا یک سطح کارشناسی بسیار زیبا وجامعه پسند باشد ولی نتایج آن کاملا" تعریف شده بوده ولی در عالم سیاست بیشتر خلافش بوجود آید چون عالم سیاست فرمول ثابت ومشخصی ندارد وبسیار پیچیده تر و مبهم تر از آنست که ما تفسیر میکنیم موضویی که متاسفانه در کشورهای جهان سوم بسیار رایج است وآن همانا ورود اندشمندان یک رشته دریک رشته دیگر وبجای ادامه رشته تخصصی پایه واولیه انتقال وتغییر رشته و ادامه در مسیری دیگر که همه دانسته ها ومطالعات اولیه که هزینه بسیاری نیز صرف آن شده به کناری گذاشته میشود .

من خودم نیز در بسیاری از موارد عالم سیاست را خواسته ونا خواسته با استفاده از تخصص اقتصادی ام وبرطبق مسائل تورمی ورکود وتوررکود که خود بازتابی از مسائل جامعه حتی مرتبط با تصمیم گیریها واوضاع سیاسی جامعه است تحلیل کردم وبسیاری از دوستان فکر کردند که در عالم سیاست نیز بسیار اندیشمند ومتفکر هستم ولی خود میدانم که این تحلیل من بیش از سطح کارشناسی علم سیاست نبوده واین تحلیل سیاسی خوب من نه نشانگر تحلیلگر سیاسی خوب بودنم بلکه نشانگر تحلیلگر اقتصادی خوب بودنم است که توانستم ارتباط موضوعی رشته تحصیلی ام را با رشته های دیگر پیدا کنم.

در برخی مواقع ورود برخی از افراد در رشته های دیگر که خود میتواند هزاران متخصص واندیشمند داشته باشد نه نشانه اندیشمند ومتخصص بودن او بلکه نشانگر پایین بودن تحلیل هایش در سطح کارشناسی است وسکوت دیگران نه نشانه نبود متخصص در آن بلکه حاکی از پیچیده بودن وعمیق بودن موضوعات در سطح عالی میباشد که بقول عارفان"تا بدانجا رسید دانش من     تا که دانستم همی نادانم"

بنظر من ما موقعی که رشته تخصص خاصی را ادامه وبه مدارج بالایی میرسیم وبعدا" برطبق علاقه ویا اتفاق به رشته های دیگر علاقمند ویا حتی ورود(ادامه تحصیل) پیدا میکنیم نسبت به کسانی که فقط در یک رشته ادامه تحصیل داده وبا علاقمندی به مدارج عالی آن رسیده اند یک تفاوت عمده داریم که ما دراطاقی قرارداریم که آن اطاق چهار پنچره درچهار سوی خانه دارد وما از یک پنچره به بیرون مینگریم واز آن پنچره هرچیزی را که میبینیم تفسیر میکنیم وهرچند تفسیر ما ممکن است از نظز بسیاری  خوب ومفید وموفق دیده شود ولی در ادامه بدلیل اینکه به رویدادهای سایر پنچره ها اشراف نداریم تحلیل های ما اگر درکوتاه مدت هم بسیار مناسب خوب باشد ولی در مدت زمان نسبت به تحلیل گران متخصص ناقص دیده خواهد بود چون آنها بربالای بام خانه ایی قراردارند که ما از پنچره اش بیرون را مینگریم ولی آنها به همه جا اشراف دارند وبه همین خاطر است که تحلیل های ما زیاد حساسیت ایجاد ننموده ودردسرساز نیز نمیشود زیرا تیم های امنیتی وسیاسی میدانند این تحلیل ما نه ناشی از تفکرات وگرایشات سیاسی ما بلکه ناشی از دانش و تخصص غیر سیاسی وارتباط دادن آن با مسایل سیاسی میباشد.

کسی که صاحبنظر سیاسی باشد وتحلیل او از سطح کارشناسی بالاتر باشد بدلیل اینکه میتواند تبعات سیاسی وامنیتی بوجود آید هیچ وقت نمیتواند سخنرانی و اظهار نظر صریح  در این اندازه داشته باشد نه درکشور ما بلکه دربیشترکشورها نیز چنین است بنابراین اظهارات صریح آقای دکتر را میتوان چنین تعبیر کرد که ایشان در رشته شیمی تخصص بالا داشته وتحلیل های سیاسی او نه ناشی از تخصص بالای علوم سیاسی بلکه میتواند ناشی از تخصص بالای شیمی باشد که بیشتر سیاست بیرون را با عینک فرمول های شیمی تعبیر وتفسیر مینماید وبه همین خاطر نیز از دید اندیشمندان سیاسی که بیشتر سکوت پیشه میکنند تحلیل کارشناسی سیاسی افراد متخصص در سایر رشته ها را احساسی ودارای عمر مقطعی و فاقد حساسیت های جناحی میدانند.

به همین خاطر است که دربرهه های حساس آقای دکتر وامثال من درنبود وسکوت تحلیل گران اصلی میشویم صاحب نظر سیاسی وبا شهامت وجرات بدون اینکه نقطه نظراتمان تبعاتی بدنبال داشته باشد قابل طرح و ارائه است وکارشناسی نیز میباشد.

ولی همیشه آرزو داشتم که همانند کشورهای پیشرفته همه ما اگر هوش ودرایتی داریم از همان ابتدا در رشته تخصصی که هزینه وزمان گذاشتیم ادامه داده تا بتوانیم بیشترین اثربخشی را به جامعه و کشور و دنیا داشته باشیم و کارهای تخصصی را به افراد متخصص همان رشته واگذار کنیم واگر احساس میکنیم آنها به وظایف خود عمل نمیکنند نیز نه ناشی از نبود آنها بلکه ناشی از علم آنها بدانیم.

 ولی به هرحال شهامت وتحلیل های کارشناسی دکتر قابل تقدیر است.


 
 
بی سابقه ترین رکود(بالا ترین چالش سیاسی انتخاباتی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳٠
 

برای اینکه بدانیم وضعیت سیاسی یک جامعه چقدر براقتصاد آن جامعه تاثیر دارد ویا بهتر بگویم تاثیر متقابل بین اقتصاد وسیاست چگونه است شرایط روز ما به وضوح سطح تاثیرگذاری آن را نشان میدهد.

از ابدای سال 92 بدلیل گرانیهای قابل توجه مخصوصا" در نیمه دوم سال که تا پایان سال همچون سیل خروشان همه کالاها وموارد را شامل میشد دربرگرفت واین تورم که توسط بانک مرکزی درسطح 30درصد وحتی درارسال نرخ تورمی اقلام خودرویی سطح بالای 50درصد پذیرفته شد ولی  مردم وبازار افزایش 100درصدی را تجربه کردند.

تجربه تورم بالا قبل ودرحین تجربه یک هجوم خرید مردم را که ناشی از ترس گرانی وکاهش ارزش پول است بوجود میاورد ولی بعد از قطعی شدن افزایش ها بدنبالش یک رکود چند ماهه متصور است .

بنابراین وجود رکود درابتدای سال جدید امری عادی بود ولی انتظار میرفت بدلیل تغییر سال وپذیرش مردم وهمچنین تورم سالانه این رکود خودبخود کمرنگ شود ولی شما ملاحظه میکنید که این رکود درسال جدید برعکس روزبروز بیشتر وبیشتر میشود .

آغاز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری وثبت نام غافلگیرانه چند نفر از کاندیداهای تاثیر گذار در اخرین روز ثبت نام ومتعاقب آن بروز اختلال ونوسان لحظه ایی دربازار ارز وطلا که این دو کالای مهم همانند دماسنج اقتصاد عمل نموده وافزایش وکاهش آنی اقتصاد متاثر از رفتارهای سیاسی وموارد دیگر را نشان میدهد.

دربسیاری از کشورها از مقاطع انتخاباتی بعنوان یک فرصت و بهترین مقطع تاثیر گذاری مثبت در اقتصاد ملی یاد میشود و با ورود کردن افراد ملی ومحبوب یا منتقد ومخالف سعی میکنند بهترین بهره برداری را بکنند زیرا که میدانند متقابلا" حیات سیاسی هرکشوری نیز وابسته به حیات اقتصادی آن است.

درکشورهای جهان سوم متاسفانه نه تنها به این عامل مهم توجه نمیشود بلکه با محدود کردن و انحصار طلبی وگزینشی عمل کردن شرایط اقتصادی را بدتر نیز میکنند وفکر میکنند با انتصاب عوامل خود میتوانند حیات سیاسی خود را حفظ نموده واقتصاد را نیز درچارچوب عقاید وتئوریهای سلیقه ایی مدیریت خواهند کرد.

خوشبختانه مقطع کنونی درکشور ما ناخواسته وبا شجاعت وشهامت برخی از شخصیتهای سیاسی وشرکت آنها در انتخابات وورود به یک چالش ومبارزه بزرگ موقعیتی ایجاد شده که با وجود نبود همه اندیشه ها وجناهها ولی یک بستر تاثیر گذار اقتصادی بوجود آید که دراینجا میتوان با استقبال از این کاندیداها یک بستر مناسب درجهت بهبود شرایط اقتصادی کشور بوجود آورد ولی متاسفانه با طرح تردید در عدم تایید برخی کاندیداهای اصلی این فرصت به یک تهدید تبدیل شده وبیکباره حتی وضعیت تالار بورس نیز بطور آنی وبی سابقه منفی میشود یعنی افزایش ثروت قطره ایی صورت گرفته بیکباره از بین میرود.

درکشورهای توسعه یافته بخاطر ایجاد یک انگیزه عمومی درمردم کاندیداها را دریک فرصت انتخاباتی وتبلیغاتی چندماهه قرارمیدهند ولی درکشوری همانند ما که فاصلع بین ثبت نام تا رای گیری کمتر از 2ماه است همین زمان را نیز درتونل تایید صلاحیت و...ازبین میبریم تا تاثیرگذاری یک کاندیدا به صفر برسد وتوجیه ما اینست که مردم بتوانند واقع بینانه انتخاب کنند!

در اینجا میبینیم که سیاسیون یکجانبه نگر وانحصار طلب به راحتی با سرنوشت مردم بازی نموده عواقب زیانبار ان را درنظر نمیگیرند عواقبی که هرچند منجر به ورشکستگی اقتصادی شود ولی مطمئن باشند که ورشکستگی اقتصادی بدنبالش ورشکستگی سیاسی را بدنبال میاورد.

بنابراین درچنین شرایطی که خدا یک فرصت و مسیر ایجاد نموده باید قدر این فرصت را دانسته ودر جهت کمال ورشد وتوسعه کشور از آن بهره برداری کنیم.

 


 
 
وزن اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری92
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٤
 

مقاطع انتخاباتی برای جذب آرای مردم بسیار مهم است وبسته به شرایط سیاسی واقتصادی وفرهنگی ممکن است نسبت جذب آراء و علاقمندی مردم در رای متفاوت باشد مثلا" ممکن است کشوری مشکلات اقتصادی کمتری دارد ومسائل سیاسی ویا فرهنگی برایشان با اهمیت است ویا بالعکس .

درکشورما بدلیل اینکه دریک دوره اخیر بیشترین کاهش ارزش پول ملی وافزایش خط فقر وبیکاری اتفاق افتاد شاید بتوان به جرات گفت که وزن مطالبات مردم به اینگونه میباشد:

مسائل اقتصادی(60%)  مسائل سیاسی و آزادیهای فردی(20%)مسائل فرهنگی واجتماعی(10%)سایر موارد(10%)

بدلیل اینکه درکشورما رئیس جمهور در زمینه اقتصادی اختیارات کامل داشته ولی در زمینه های دیگر اختیارات کامل ندارد این موضوع نیز توجه کاندیداها واحزاب به مقوله اقتصادی را بیشتر میکند.

یکی از دلایلی که هم شورای نگهبان وهم بسیاری از کاندیداها به داشتن برنامه تاکید دارند بخاطر همین موضوع است.

حال اینجانب با توجه به سابقه ودیدگاه عمومی وزن کاندیداها را تعیین میکنم که این شاخص میتواند با ضرب در تعداد شرکت کنندگان در رای هرکدام آرائ هرکدام رامشخص کند:

1-اقای هاشمی رفسنجانی(اصلاح طلبان):اقتصادی (40%) سیاسی(30%)فرهنگی(20%)سایر(10%)

2-اقای قالیباف(اعتدال گرایان):اقتصادی(20%)سیاسی(20%)فرهنگی(20%)سایر(40%)

3-آقای مشایی(طرفداران دولت):اقتصادی(10%)سیاسی(30%)فرهنگی(30%)سایر(30%)

4-آقای جلیلی یا لنگرانی(اصول گرایان):اقتصادی(5%)سیاسی(10%)فرهنگی(15%)سایر(70%)

سایر :شاخصه های مثبت یا منفی که دراین دوره تاثیر گذار نیستند.

با توجه به تحلیل فوق واهمیت وزن اقتصادی در انتخابات این دوره میبینیم که حتی اگرهمه جناهها وطیف های مختلف که بعید است با هم درمقابل اصلاح طلبان بخواهندوبتوانند جبه گیری نمایند وآرائ خود را به یک نفر اختصاص دهند باز مجموع کل آراء اقتصادی آنها35%(20%+10%+5%)خواهد بود که دوباره 5%کمتر از اصلاح طلبان خواهد بود.

درمجموع دیدگاه اقتصادی 20%آراء خاموش داریم که به هیچ وجه قابل جذب توسط هیچ کدام از احزاب وکاندیداها نیست.

دراین تحلیل هرگونه انشقاق وتنوع کاندیداتوری اصلاح طلبان بخاطر آنکه درجناح مقابل نیز چنین موردی میتواند اتفاق بیافتد دخالت داده نشده واز طرف دیگر بدلیل اینکه آقای هاشمی رفسنجانی برخلاف کاندیداهای دیگر 90%آراء اصلاح طلبان را میتواند حتی درصورت انشقاق به خود اختصاص دهد بنابراین اقبال بیشتری را دارد.

با توجه به توضیحات فوق وبا توجه به مقطع کنونی که دغدغه مردم بیش از 60% دغدغه اقتصادی است بنابراین نماینده اصلاح طلبان ومشخصا" آقای هاشمی رفسنجانی بیشترین شانس را دارد.

در این مقطع ودراین زمان محدود برای تبلیغات کاندیدایی موفق است که بتواند ضریب اقتصادی خود را افزایش دهد که هرچند افزایش آن بسیار سخت است زیرا هرگونه شعار با توجه به تجربه مردم از دوره های قبل میتواند تاثیر منفی داشته باشد وباید با رعایت ظرافتهای خاص وبا داشتن برنامه ومعرفی تیم های اقتصادی صورت گیرد واین تیم ها نیز نه متشکل از اقتصاد دانان واساتیدی که متاسفانه تئوری های علمی را برای توجیه عملکرد دولت بکار میگرفتندباشد.

 


 
 
کاهش نرخ ارز و مشخص شدن عاملان اختلال!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

در برخی از تحلیل جناح حاکم کاهش نرخ ارز و عدم اعلام نرخ توسط برخی از صرافان تا مشخص شدن ثبت نام آقای هاشمی را دلیل محکمی برای مشخص شدن اخلال گران بازار ارز میدانند ودوباره یک رویداد اقتصادی را به یک رویداد سیاسی واجتماعی با استنباط شخصی ویا جناحی تفسیر میکنند.

اینکه یک رویداد سیاسی مهم تاثیر در اقتصاد یک کشور علی الخصوص نرخ ارز دارد یا نه یک امر بدیهی است.

نرخ ارز یعنی کاهش ارزش پول یک کشور که بخش مهمی از ان مربوط به ضعف مدیدیت مسئولان اقتصادی وسیاست گذاریهای اشتباه آنها وضعف اقتصاد کلان کشور(تولید ناخالص ملی وترازتجاری  منفی ملی...)واز طرف دیگر بخشی از آن نیز دیدگاه منفی مردم وفعالان اقتصادی یک کشور به اینده آن است.

بنابراین نه صرافان بلکه همه تحلیلگران اقتصادی مطمئن بودند درصورتی که شخصی با استقبال حداکثری بتواند به میدان رقابت بیاید(کاندید ریاست جمهوری) مشخصا" به محض ثبت نام منجر میشود بخشی از حباب نرخ ارز وحتی طلا وحتی مسکن را بشکند.

در چنین موقعیتی نه یک صراف (که خود تحلیلگرمحسوب میشود)حتی یک مردم عادی نیز در خرید وفروش تا انجا که میتواند توقف میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتدوعلت بوجود آمدن یک رکود سنگین در مقطع انتخابات به این علت است.

هرچند ممکن است کسانی باشند که درمقاطعی بخواهند در بازار ارز اختلال ایجاد کنند ولی مشخصا" تغییرات ومباحث ایجاد شده دراین مقطع نه نشانه اختلال بلکه میتوان ورود افراد موثرومورد قبول اکثریت تعبیر کرد ودراینجاست که نرخ مقبولیت را با شاخص های اقتصادی نیز میتوان سنجید.

دربسیاری از کشورهای توسعه یافته یکی از بهترین روش های از بین بردن حبابهای قیمتی وبرای روشن کردن موتور رشد وبهبود اقتصادی جامعه را مقاطع انتخابات ریاست جمهوری ووارد نمودن افراد مورد قبول اکثریت وتیم اقتصادی مناسب میدانند واز این مقاطع تقویت کننده یاد کرده وبه نفع بهبود اقتصاد بهره برداری میکنندواگر درکشور ما نیز به هر دلیلی اشخاصی توانستند ارج وارزش عمومی وتاثیر گذار پیدا کنند صرف نظر از گرایش فکری وحزبی باید چنین افرادی را ارج نهیم واحترام بگذاریم وبجای برخورد وحسادت سعی کنیم کاندیداهایی پیدا کنیم که چنین موقعیتی داشته باشند.

با ورود چنین کاندیداهایی شما روزانه شاهد شکستن حباب های قیمتی خواهید بود واگر جامعه مطمئن باشد که این کاندیدا انتخاب خواهد شد این حباب ها به سرعت میشکند حبابهای قیمتی بیشتر از هرچیزی در ارز ومسکن بوجود میاید ومعمولا" این حبابها بسیار در فقر وتورم عمومی تاثیر گذار است ودربرخی موارد این حبابها حتی به صددرصد نیز میرسد وشکستن این حبابها در فاز دوم منجر به کاهش عمومی قیمت ها وبدنبال آن رشد تولید وتوسعه ملی وکاهش خط فقر ونرخ بیکاری میشود.

اهمیت این حبابها آن موقع مشخص میشود که شما ممکن است با یک سرمایه گذاری تریلیاردی فقط 10% تولید ملی را در طول یکسال افزایش ومنجر به بهبود ارزش پول به میزان 15% یعنی کاهش نرخ دلار به زیر 30000شوید ولی در یک موقعیت سیاسی انتخاباتی از مرحله کاندید تا انتخاب یعنی یکماه تا 50% یعنی حتی زیر20000ریال نیز بیاید البته درصورتی که محدودیت ایجاد نماییم ویا چنین کاندیداهایی را رد صلاحیت کنیم عکس این موضوع نیز صادق خواهد بود که از آن بعنوان افزایش حباب وبی اعتمادی نسبت به اینده یاد میشود.


 
 
کاهش نرخ ارز و مشخص شدن عاملان اختلال!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

در برخی از تحلیل جناح حاکم کاهش نرخ ارز و عدم اعلام نرخ توسط برخی از صرافان تا مشخص شدن ثبت نام آقای هاشمی را دلیل محکمی برای مشخص شدن اخلال گران بازار ارز میدانند ودوباره یک رویداد اقتصادی را به یک رویداد سیاسی واجتماعی با استنباط شخصی ویا جناحی تفسیر میکنند.

اینکه یک رویداد سیاسی مهم تاثیر در اقتصاد یک کشور علی الخصوص نرخ ارز دارد یا نه یک امر بدیهی است.

نرخ ارز یعنی کاهش ارزش پول یک کشور که بخش مهمی از ان مربوط به ضعف مدیدیت مسئولان اقتصادی وسیاست گذاریهای اشتباه آنها وضعف اقتصاد کلان کشور(تولید ناخالص ملی وترازتجاری  منفی ملی...)واز طرف دیگر بخشی از آن نیز دیدگاه منفی مردم وفعالان اقتصادی یک کشور به اینده آن است.

بنابراین نه صرافان بلکه همه تحلیلگران اقتصادی مطمئن بودند درصورتی که شخصی با استقبال حداکثری بتواند به میدان رقابت بیاید(کاندید ریاست جمهوری) مشخصا" به محض ثبت نام منجر میشود بخشی از حباب نرخ ارز وحتی طلا وحتی مسکن را بشکند.

در چنین موقعیتی نه یک صراف (که خود تحلیلگرمحسوب میشود)حتی یک مردم عادی نیز در خرید وفروش تا انجا که میتواند توقف میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتدوعلت بوجود آمدن یک رکود سنگین در مقطع انتخابات به این علت است.

هرچند ممکن است کسانی باشند که درمقاطعی بخواهند در بازار ارز اختلال ایجاد کنند ولی مشخصا" تغییرات ومباحث ایجاد شده دراین مقطع نه نشانه اختلال بلکه میتوان ورود افراد موثرومورد قبول اکثریت تعبیر کرد ودراینجاست که نرخ مقبولیت را با شاخص های اقتصادی نیز میتوان سنجید.

دربسیاری از کشورهای توسعه یافته یکی از بهترین روش های از بین بردن حبابهای قیمتی وبرای روشن کردن موتور رشد وبهبود اقتصادی جامعه را مقاطع انتخابات ریاست جمهوری ووارد نمودن افراد مورد قبول اکثریت وتیم اقتصادی مناسب میدانند واز این مقاطع تقویت کننده یاد کرده وبه نفع بهبود اقتصاد بهره برداری میکنندواگر درکشور ما نیز به هر دلیلی اشخاصی توانستند ارج وارزش عمومی وتاثیر گذار پیدا کنند صرف نظر از گرایش فکری وحزبی باید چنین افرادی را ارج نهیم واحترام بگذاریم وبجای برخورد وحسادت سعی کنیم کاندیداهایی پیدا کنیم که چنین موقعیتی داشته باشند.

با ورود چنین کاندیداهایی شما روزانه شاهد شکستن حباب های قیمتی خواهید بود واگر جامعه مطمئن باشد که این کاندیدا انتخاب خواهد شد این حباب ها به سرعت میشکند حبابهای قیمتی بیشتر از هرچیزی در ارز ومسکن بوجود میاید ومعمولا" این حبابها بسیار در فقر وتورم عمومی تاثیر گذار است ودربرخی موارد این حبابها حتی به صددرصد نیز میرسد وشکستن این حبابها در فاز دوم منجر به کاهش عمومی قیمت ها وبدنبال آن رشد تولید وتوسعه ملی وکاهش خط فقر ونرخ بیکاری میشود.

اهمیت این حبابها آن موقع مشخص میشود که شما ممکن است با یک سرمایه گذاری تریلیاردی فقط 10% تولید ملی را در طول یکسال افزایش ومنجر به بهبود ارزش پول به میزان 15% یعنی کاهش نرخ دلار به زیر 30000شوید ولی در یک موقعیت سیاسی انتخاباتی از مرحله کاندید تا انتخاب یعنی یکماه تا 50% یعنی حتی زیر20000ریال نیز بیاید البته درصورتی که محدودیت ایجاد نماییم ویا چنین کاندیداهایی را رد صلاحیت کنیم عکس این موضوع نیز صادق خواهد بود که از آن بعنوان افزایش حباب وبی اعتمادی نسبت به اینده یاد میشود.


 
 
تورم واحزاب
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

من بارها در تحلیل های اقتصادی به تشابه موارد ورویدادهای اقتصادی واجتماعی وسیاسی وحتی ارتباط ناگسستنی آنهابا وضعیت اقتصادی یک جامعه اشاره کردم وحتی در اقتصاد از نهاد خانوده بعنوان کوچکترین بنگاه ویا واحد اقتصادی یاد میشود وبرای بررسی وتحلیل بسیاری از مولفه های اقتصادی از آن کمک گرفته میشود.

یک جامعه نیز متشکل از خانوار است بنابراین شما براحتی میتوانید با تحلیل  وبررسی مشکلات ودیدگاههای فکری وسیاسی وفرهنگی خانواده ها به وضعیت کل جامعه دست یابید.

امروزه باوجود اینکه احزاب موجود به نوعی تولد وبلوغ خود را از دولت بدست آوردند ونه از مردم ولی با این وجود ودراین انتخابات بیکباره با تورم احزاب ودیدگاهها وتعدد کاندیداها مواجهه میشویم که همه را متحیر ساخته و احزاب میبینند که نیروهای آنها بدون توجه به تصمیم حزبی بصورت انفرادی وبا طرح دیدگاههای شخصی در انتخابات شرکت میکنند.

البته از نظر یک اقتصاد دان درشرایطی که جامعه یک نرخ تورمی بیش از صد درصدی را تجربه میکند این یک امری عادی است که همین تورم در موارد فرهنگی واجتماعی نیز بوجود میاید ونباید احزاب متحیر ومتعجب شوند بلکه حتی دردرون یک خانواده نیز این تورم درزمینه های اجتماعی وفرهنگی و... را تجربه میکند که نتیجه آن همین افزایش طلاق و فساد و... میباشد.

بنابراین آنها که دوست دارند ودوام واینده ومنافع  آنها وابسته به جامعه تک صدایی است باید بدانند که چنین جامعه ایی یک مدینه فاضله است که یک جامعه درسکوت ومظلومیت بسر برده وتعداد اندکی نیز ریاست وفرماندهی وسودجویی کنند.

حتی در کشورهایی که دیکتاتوری کامل برآنها حاکم بوده وحتی سعی داشتند  ژن وساختار وترکیب جامعه رانیز برطبق دیدگاهها وسلایق خود تصحیح کنند همانند هیتلر نیز موفق نشدند چون حتی ساختار جهانی نیز به هیچ کس اجازه نمیدهد که سلایق ودیدگاهی خود را برجامعه تحمیل نماید.

این تکثر وتورم نه نشانه بحران وانحراف بلکه نشانه وبازتاب نتیجه اعمال ومدیریت جامعه است ومبارزه کردن با آن نه با کتمان ومحکوم کردن و مردود دانستن بلکه از طریق انعطاف و پذیرش و توسعه میسر است .

اگر این تورم را نپذیریم ودرمقابل ان جبهه گیری کنیم و شرایط را به بیگانگان ارتباط دهیم وبجای اصلاح ایراداتمان که درایینه زندگی وجامعه دیده میشود ایینه را بشکنیم خطراتی بسیار بالاتر وبیشتر ماراتهدید خواهد کرد وحتی اگر بتوانیم درخیال خود همانند هیتلر دوام بیاوریم این جامعه جهانی نخواهد گذاشت ادامه یابد ودران موقع دیگر حیاتی نیز برایمان باقی نخواهد بود که بتوانیم جبران اشتباه کنیم.

اگر اکنون در واقعیت ترسی از آن داریم که وجود کاندیدایی میتواند سیل خروشانی از مردم را بدنبال خود کشانده وممکن است حتی یک جریان وطوفان وخروش ملی ایجاد نماید نباید بگوییم آن کاندیدا بد است وباید بدانیم که با حذف او این آتش زیر خاکستر خاموش نمیشود وبپذیریم که مدیریت جامعه صحیح نبوده که چنین سیل خروشان به سوی هر فردی که سخنان و اعمالش به آنها نزدیک بوده (هرسخنی که از دل برخیزد بردل نشیند)جمع میشوند وشاید بتوان یک یا دوبار گزینه هایی ایجاد کرد که هرچند سخنانشان از دل نبوده و دیکته شده باشد واین سیل را بخود جذب و مسیرش را سد کند ولی بعد از یکی دوبار آن حنا رنگ نخواهد داشت و طوفان سهمگین تر خواهد بود وسیل خروشان تر.

یک کشور همچو یک خانواده بزرگتر است همه باهم برادروخواهرند ودر طول چند دهه زندگی به خصوصیات وخلق وخوی هم آشنا میشوند وهیچ کس بردیگری برتری ندارد اگر برخی سلیقه وتفکر خود را تحمیل کنند آن خانواده از بین نمیرود بلکه آن فرد یا گروه هست که بدنام شده و از آن خانواده ترد میشود وخانواده همیشه پایدار است وزندگی درآن جریان دارد.

درجامعه ما درموقعیت کنونی یک تکثر در عین وجود محدودیتها بوجود آمده بیایید قدر آن را بدانیم وبجای طرد ومبارزه با کسانی که میتوانند بسیاری از مردم را امید واتحاد ببخشند ومردم به مهر باآنها میخواهند دست بدهند را حمایت کنیم شاید توسعه ورشد وگشایشی در کارها وفعالیتها بوجود آیدوسدها قبل از اینکه بشکند برداشته شود.

ریاست کردن بردل ها بسیار با ارزشمند و متعالی است که آرامش وآسایش روز را دارد ودرتاریخ از آنها به نیکی یاد میشود وریاست برجسم ها ترس وهراس  وناآرامی وبی اعتمادی روز وبدنامی ابدی را بدنبال دارد.

 


 
 
انتظار مردمی برای ثبت نام چهره های شاخص
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۱
 

درمیان مردم یک همهمه عجیبی وجود دارد انگار این دوره ریاست جمهوری کاملا" با همه دوره ها متفاوت است شاید بسیاری دوره قبل را متفاوت احساس میکردند ولی این تلاتم ونگاهها و بحث ها همه نشانگر این است که این دوره کاملا" متفاوت است عملکرد جناهها وجبهه گیری آنها ونحوه بازپخش اخبار از صدا سیما ونحوه سوال از کاندیداها و بااین سوال اصلی که اگر شما را تایید صلاحیت نکنن چه عکس العملی دارید؟ مشخصه این است که یک ترس و تردید و جناح بندی و ...دراین دوره کاملا" محسوس بوده ووجود دارد.

در تحلیلها ودیدگاههای بسیاری از اندیشمندان وتحلیلگران دلسوز داخلی موارد زیر مطرح میگردد:

1- وضعیت بوجود آمده در سال 88 که بسیاری از اقشار تحصیل کرده وعلی الخصوص دانشجو وحتی مردم عادی احساس میکنند که به درخواستها و اعتراضاتشان به نحو صحیح پاسخ داده نشد وبسیاری از جمله دو کاندیدای اصلی همانند آقای موسوی وکروبی به ناحق در حصر خانگی ومورد بداخلاقی قرارگرفتند.

2- برخلاف شعارها و ایده هایی که داده شد وبا وجود افزایش بی رویه درآمد ملی کشور که تاریخ ایران بی سابقه بود برعکس بیشترین کاهش ارزش پول وفقر وفساد وبدبختی وتورم نیز درهمین دوره تجربه شد.

3- بجای توجه به ایرادها وانتقادات دلسوزان درزمینه های مختلف علمی واقتصادی سعی شد با همه قوا این مباحث ودلایل را به بیگانگان نسبت داده وحتی برخی از این دلسوزان را به ارتباط داشتن با بیگانگان نسبت دهند.

4-سیاست خارجی ایران وروابط بین المللی نیز همانند داخل تضعیف شده وکشور در جایگاه چند کشور خاص همانند کره شمالی و... قرارگیرد که بدلیل اهمیت داشتن ارتباط صحیح بین المللی برای دستیابی به رشد وتوسعه با وجود بهره مندی از درآمد سرشار ارزی با توقف وعقب افتادگی روبرو شویم وبیش از پیش در دهکده جهانی منزوی شویم.

این موارد وبرخی موارد دیگر منجر شده که مردم کوچک وبزرگ وباسواد وبی سواد به نقش واهمیت ریس جمهور پی برده وبه این ایده برسند که کارهای بزرگ را افراد بزرک انجام میدهند وبدلایل شرایط خاص کشور ومحدودیتهای خاص آن میدانند که برای برون رفت از این شرایط سیاسی واقتصادی خاص (آزمده را آزمودن خطاست) تنها کسانی میتوانند تاثیر گذاربوده وموفق باشند که شرایط زیر را دارا باشند:

1- مورد تایید نظام بوده ویا بهر صورت بتواند از فیلتر شورای نگهبان رد شود.

2-دارای سوابق مدیریتی بالا در نظام بوده وساختارهای قدرت درنظام را بخوبی بشناسد وتوان  وتجربه وقدرت لازم برای رویارویی با آنها را داشته باشد.

3-تجربه وسابقه مدیریت دربستر حاضر را داشته ومورد قبول بسیاری از افراد باسابقه وعنوان دار درنظام که بنا به دلایل مختلف کنار گذاشته شده باشد بطوری که به محض انتخاب یک تیم مدیریتی توانمند که در بستر موجود تجربه دارند را داشته باشد.

4-از نظر فقهی ودینی ومدیریتی درچارچوب کشورما دارای جایگاه ویژه باشد تا بتواند درمقابل بحث ها وفشارهای مختلف از خود استقامت نشان دهدو نه تنها منفعل نشود بلکه مقتدرانه به حرکت خود ادامه دهد.

5-درخواستها ومطالبات مردمی را جواب داده وبتواند برخی از شرایط سیاسی انحصار طلبی بوجود امده را شکسته ودلهای شکسته را ترمیم وفعالان سیاسی مختلف را دورخود جمع کند.

بنابراین وبدلیل وجود یک جو سنگین از طرف جناح دولت که بیشتر میخواهند از عملکرد خود دفاع وهمچنان بتوانند تیمی رابیاورند که ادامه دهنده خط ومشی آنها باشد از یکطرف وجناح اصول گرا که هرجند احساس میشود با از دست دادن جناح دولت که از دل آنها وحمایت آنها بوجود آمده بود وتمام تلاش آنها درجهت حفظ قدرت سیاسی و دستیابی وحفظ قدرت وجایگاه از دست رفته وجلوگیری از دستیابی وجایگاه یابی احزاب مخالف ومخصوصا" جناح اصلاح طلبان دراین درگیریها وتضادها و حزب گراییها که در همه سطوح نفوذ کرده مشخصا" فقط شخصی میتواند این وظیفه سنگین وتقریبا" بالاترین جایگاه مدیریتی کشور را که نزدیکترین ارتباط با مردم رادارد بعهده بگیرد که از توان سیاسی وجرات وشهامت بالایی را دررویارویی های حزبی  وجناحی را داشته باشد.

مردم که چند چهره شاخص را میشناسند همچنان منتظر ثبت نام آنها هستند ومخالفان نیز با روش ها وفشارهای سیاسی مختلف سعی میکنند اشخاص فوق را از کاندیداتوری منصرف کنند وهمین موضوع حساست ورود برخی چهره ها را درمقطع زمانی حاضررا بیشتر کرده است . 

درصوتی که چهره های خاص اعلام حضور کنند شما شاهد شکستن بیکباره حبابهای قیمتی نیز خواهید بود ویک شور ونشاط روحی وتلطیف سیاسی در جامعه نیز  بوجود خواهد آمد وشاید مهمترین بستر ودوره امتحان عملکرد مدیران انقلاب در مقابل ملت خواهد بود که از آن میتوان بعنوان آزمون نهایی نام برد.


 
 
انتظارت شما از ریس جمهور آینده چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٩
 

ما از هر کسی باید درحدود اختیاراتش انتظار داشته باشیم بنابراین انتظار من از ریس جمهور آینده بعنوان یک ایرانی میهن پرست موارد زیر است:

1-اجرای صحیح قانون اساسی علی الخصوص درارتباط با مفادی که مرتبط با حقوق ملت است که در زیر اشاره کردم:

اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏
برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.

اصل بیستم: همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند
و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلام‏ برخوردارند.

اصل‏ بیست و یکم: دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلامی‏ تضمین‏ نماید و امور زیر را انجام‏ دهد:
‎‎‎‎‎‎1 - ایجاد زمینه‏ های‏ مساعد برای‏ رشد شخصیت‏ زن‏ و احیاء حقوق‏ مادی‏ و
معنوی‏ او.
‎‎‎‎‎‎2 - حمایت‏ مادران‏، بالخصوص‏ در دوران‏ بارداری‏ و حضانت‏ فرزند، و حمایت‏
از کودکان‏ بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎3 - ایجاد دادگاه‏ صالح‏ برای‏ حفظ کیان‏ و بقای‏ خانواده‏.
‎‎‎‎‎‎4 - ایجاد بیمه‏ خاص‏ بیوگان‏ و زنان‏ سالخورده‏ و بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎5 - اعطای‏ قیمومت‏ فرزندان‏ به‏ مادران‏ شایسته‏ در جهت‏ غبطه‏ آنها در
صورت‏ نبودن‏ ولی‏ شرعی‏.

اصل‏ بیست و دوم: حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏
است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند.

اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏
عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

اصل‏ بیست و چهارم: نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏
مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل بیست و پنجم: بازرسی‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ کردن‏ مکالمات‏ تلفنی‏،
افشای‏ مخابرات‏ تلگرافی‏ و تلکس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏
سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حکم‏ قانون‏.

اصل‏ بیست و ششم: احزاب‏، جمعیت‏ ها، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمنهای‏
اسلامی‏ یا اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏
استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏
نکنند. هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از
آنها مجبور ساخت‏.

اصل‏ بیست و هفتم: تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط
آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.

اصل‏ بیست و هشتم: هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏
و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز
جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط
مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.

اصل‏ بیست و نهم: برخورداری‏ از تأمین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏،
پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏
خدمات‏ بهداشتی‏ و درمانی‏ و مراقبتهای‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، حقی‏
است‏ همگانی‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانین‏ از محل‏ درآمدهای‏ عمومی‏ و
درآمدهای‏ حاصل‏ از مشارکت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمایتهای‏ مالی‏ فوق‏ را برای‏ یک‏
یک‏ افراد کشور تأمین‏ کند.

اصل‏ سی ام: دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏
تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد
خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.

اصل‏ سی و یکم: داشتن‏ مسکن‏ متناسب‏ با نیاز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ایرانی‏
است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ اولویت‏ برای‏ آنها که‏ نیازمندترند به‏ خصوص‏
روستانشینان‏ و کارگران‏ زمینه‏ اجرای‏ این‏ اصل‏ را فراهم‏ کند.

اصل‏ سی و دوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ دستگیر کرد مگر به‏ حکم‏ و ترتیبی‏ که‏
قانون‏ معین‏ می‏ کند. در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ باید با ذکر دلایل‏
بلافاصله‏ کتبآ به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهیم‏ شود و حداکثر ظرف‏ مدت‏ بیست‏ و چهار
ساعت‏ پرونده‏ مقدماتی‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضایی‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاکمه‏، در
اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.

اصل‏ سی و سوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از محل‏ اقامت‏ خود تبعید کرد یا از اقامت‏
در محل‏ مورد علاقه‏ اش‏ ممنوع‏ یا به‏ اقامت‏ در محلی‏ مجبور ساخت‏، مگر در
مواردی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد.

اصل‏ سی و چهارم: دادخواهی‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد است‏ و هر کس‏ می‏ تواند به‏ منظور
دادخواهی‏ به‏ دادگاه‏ های‏ صالح‏ رجوع‏ نماید. همه‏ افراد ملت‏ حق‏ دارند این‏
گونه‏ دادگاه‏ ها را در دسترس‏ داشته‏ باشند و هیچکس‏ را نمی‏ توان از دادگاهی‏
که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ حق‏ مراجعه‏ به‏ آن‏ را دارد منع کرد.

اصل‏ سی و پنجم: در همه‏ دادگاه‏ ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏
انتخاب‏ نمایند و اگر توانایی‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آنها
امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد.

اصل‏ سی و ششم: حکم‏ به‏ مجازات‏ و اجرا آن‏ باید تنها از طریق‏ دادگاه‏ صالح‏ و
به‏ موجب‏ قانون‏ باشد.

اصل‏ سی و هفتم: اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏
شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

اصل‏ سی و هشتم: هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏
است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار
و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏
شود.

اصل‏ سی و نهم: هتک‏ حرمت‏ و حیثیت‏ کسی‏ که‏ به‏ حکم‏ قانون‏ دستگیر، بازداشت‏،
زندانی‏ یا تبعید شده‏، به‏ هر صورت‏ که‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

اصل‏ چهلم: هیچکس‏ نمی‏ تواند اعمال‏ حق‏ خویش‏ را وسیله‏ اضرار به‏ غیر یا تجاوز
به‏ منافع عمومی‏ قرار دهد.

اصل‏ چهل و یکم: تابعیت‏ کشور ایران‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد ایرانی‏ است و دولت‏ نمی‏
تواند از هیچ‏ ایرانی‏ سلب‏ تابعیت‏ کند، مگر به‏ درخواست‏ خود او یا در صورتی‏
که‏ به‏ تابعیت‏ کشور دیگری‏ درآید.

اصل‏ چهل و دوم: اتباع‏ خارجه‏ می‏ توانند در حدود قوانین‏ به‏ تابعیت‏ ایران‏ در
آیند و سلب‏ تابعیت‏ اینگونه‏ اشخاص‏ در صورتی‏ ممکن‏ است‏ که‏ دولت‏ دیگری‏
تابعیت‏ آنها را بپذیرد یا خود آنها درخواست‏ کنند.

2- تشکیل کابینه علمی وبا تجربه وریاست ومدیریت صحیح برآنها:

مشخصا" پیشبرد مناسب وصحیح کشوری که بیش از 70میلیون جمعیت داشته وکشور چهار فصل وبا اقلیتهای قومی ومذهبی مختلف وسابقه حکومت داری بیش از 2500ساله واز نظر استراتژیکی در حساس ترین منطقه دنیا واز نظر منابع وذخایر جزو ثوتمندترین واز نظر افراد متخصص وتحصیل کرده دارای جایگاه بالا میبایستی یک ریس جمهور مردمی وخوب بهترین تیم ومتخصص ترین آن را بدون توجه به حزب ودیدگاه وقومیت انتخاب تا بتواند در دنیای امروزی که تخصص وتدبیر مهمترین واصلی ترین ابزار در رشد وتوسعه میباشد را بکار گیرد.

در کشوری که ما میلیونها نفر افراد با تحصیلات وتجارب بالا داریم بطوری که حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز از بی تدبیری ما اندیشمندان ومتخصصان مارا جذب وبکارگرفته اند نباید افراد کم تجربه وکم تخصص را به بهانه خط فکری در مدیریتهای بزرگ بکارگیرد وباید همه نیز این جرات وشهامت را داشته باشند که صورت اشتباه عملکرد ونتایج ضعیف استعفا داده واز مسئولیت کناره گیری کنند.

3-تایید واجرای مصوبات مجلس:

امید است که مجلس علمی ومردمی نیز داشته باشیم ومصوبات آن نیز بررسی شده وکاملا" علمی وتخصصی باشد وریس جمهور نیز میتواند بسیاری از نقائص ونیازهاومصوبات تحلیلی ومورد لزوم را جهت تصویب به ان مجلس ارائه وکلیه مصوبات را به بهترین وجه تایید واجرا نماید.اگر ریس جمهور مردمی باشد وتوانمند مجلس نیز توان مقاومت واشتباه درمقابل او را نخواهد داشت .

4- تثبیت وتوسعه موقعیت نظام درخارج ازکشور وروابط بین الملل:

ریس جمهور میبایستی با انتصاب وزیر امور خارجه مدبر ومتخصص وبا توجه به اینکه امروزه از دنیا دهکده جهانی نامبرده میشود سعی کند کشور را به دوستی وروابط دوستانه وهمزیستی مسالمت آمیز با همه کشورهای دنیا مدیریت کند.

بنابراین انتظار دارم که یک ریس جمهور آگاه و متخصص وباتجربه ومدیر ومدبر باشد وصداقت وراستی مهمترین خصلت او بوده وهمچون یک پدر وظیفه شناس  ومهربان درپیش برد اهداف وتوسعه ورشد وتوانمندی کشور وظایف خود را بخوبی ودرستی انجام دهد. ودر رابطه با مخالفان فکری وحزبی ومنتقدین مهربان باشد مطیع یعنی بین هیچ کدام از فرزندانش تبعیض قائل نشده وبداند که دنیا گذرگاهی بیش نیست وهمه این مسئولیتها ومقام ها وجایگاهها مقطعی هستند وگذرا وآنچه میماند نام نیک است واعمال درست.


 
 
شاعرانه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

عاشق

شب وروز ندارد

ترسی هرلحظه او را می پاید

نکند رفته ودیگر به سراغش  ناید

مجنون

دیوانه واراست

به چش/انش دنیا تیره تار است

بوستانش گشته ویران لانه ماراست

کاسب

چه بزاز وچه عطارباشد

برای هرکسی  خواربار دارد

به انصاف وعمل هزارن مشتری درراه دارد

مادر

فرشته روی زمین

رفتارش با همه هست متین

بی ادعا بی تمنا هست همچو الماس وزین

پدر

همچو کوهی استوار

هیچ کاری برایش نیست عار

سایه بان خانه است  با محبت با اقتدار

دوست

همره وهمراه است

یار ویاوردربلایاست

صاف وساده ازبدیها او مبراست

خاک

بستر حیات ما

کاشتن و رویش  جوانه ها

به وقت مرگ تنها بستر پناه ما

آتش

روشنی بخش وگرما ده

کند از سرما وسوز آسوده

دردل آسمان وبستر ستارگان آرمیده

شاعر

نه برای دیگران

نه به تحسین نه برای امتحان

مینویسد به غم وعشق وجبرزمان


 
 
سرمایه های سرگردان(اینبار نوبت بورس)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

بسیاری از مردم چه آنها که سرمایه دارن وچه آنها که کارمند وکارگرند وحتی آنها که سرمایه ایی نیز ندارند میخواهند بدانند که درمقطعی که بسر میبرند بهترین موضوع ومحل برای سرمایه گذاری مطمئن وبا بازده قابل قبول کجاست؟ من در تحلیل ها ونوشته هایم سعی کردم درمقاطع مختلف تحلیل اقتصادی خود را برای سرمایه گذاری مطمئن بیان کنم وخوشبختانه چون جزو معدود تحصیل کرده های اقتصاد وبازرگانی ومالی هستم که درمرکز بازار حضوردارم به همین دلیل تحلیل ها ونظریاتم معمولا" منطبق با واقعیتها وشرایط روز جامعه خودمان است نه تئوری صرف.

حدود چهار یا پنچ ماه پیش بود که اعلام کردم هرکسی در هر توانی که هست میتواند در بورس سرمایه گذاری کند واحتمال دارد بازده خوبی بدست آورد وخوشبختانه بورس تنها جایی است که میتوان با هر سرمایه ایی در آن وارد شد وهیچ محدودیتی ندارد ونحوه ارزیابی به زبان ساده را نیز در همان مقاله بیان کردم که خواهش میکنم درصورت نیاز به همان جا مراجعه کنید.

الان نیز که دیگر بازده بورس در این مقطع تقریبا" برای همه آشکار شده هنوز هم که هنوز است سرمایه گذاری درآن توجیه اقتصادی داشته ومیتوانید اقدام کنید.

اما شاید بسیاری فقط میخواهند بدانند دلیل نتیجه بخش شدن بورس پس از بیش از یکدهه ضرر وزیان وبازده کم یا منفی  چیست ؟آیا همین بورس نبود که بسیاری را بدبخت وبیچاره کرد؟

بحث شما درست است ولی باید به یک موضوع توجه کنیم وآن اینست که هرچقدر وضعیت اقتصادی یک کشور خراب شود و بهم ریخته باشد(بدون برنامه) منجر میشود تا براحتی موقعیتهای بسیاری برای همه درجهت سود جویی ایجاد شود از جمله مسکن وزمین وطلا وارز و کالا و... همین عامل باعث میشود سرمایه های سرگردان(سرمایه هایی که چه کم ویا زیاد دست مردم بوده ومردم آن را برای جبران هزینه ها ویا کسب سود بیشتر علاوه برشغل وفعالیت اصلی خودشان درمسیرهای دیگر که تشخیص میدهند بکار گرفته وسرمایه گذاری میکنند وجالب اینست که حجم ان در یک اقتصاد نامتعادل وغیر پویا بسیار بزرگ وقابل توجه است) به سوی یک یا دوبخش ویا چند بخش سوق پیدا کند .

شما درگذشته شاهد بردن سودهای کلان سرمایه گذاران ودرمقاطع خاص وحتی محدود در زمینه های مسکن وطلا وارز وحتی کالا بوده ایدو دراین مدت بورس درسکوت کامل بود وضررده واین به این علت بود که بازده شرکتهای بورس تقریبا" ثابت است ومشخص وتوجیه زیادی نداشت .

علت رونق بورس درمقطع کنونی:

تورم بی رویه وکاهش ارزش پول و حرکت نوبت به نوبت سرمایه های سرگردان از مسکن به طلا و ارز وسپس به کالاهای مختلف منجر شد تا قیمتهای واقعی در همه آنها ایجاد شده وحتی در بسیاری موارد همانند مسکن قیمتها بالاتر از قیمت واقعی که از آن بعنوان حباب قیمتی یاد میشود بایستد وتنها جایی که دست نخورده مانده بود بورس بود که بدنبال این کاهش ارزش پول بایستی آنجا نیز اثر خود را میکرد که بسیاری متوجه این موضوع شده وسریعا" بسوی بورس هجوم آوردند که در بورس سه بازده متصور بود:

1-بدلیل کاهش ارزش پول اصولا" بایستی ارزش هر سهم نیز باید افزایش یابد هرسهم 1000ریال دیگر بسیار ارزان وقیمت پایینی است که الان با 1000ریال هیچ کالایی حتی آبنبات نیز نمیتوان خرید.

2-با توجه به اینکه قیمت فروش کالای شرکتها افزایش یافته مطمئنا" سود آنها نیز با توجه به آن افزایش خواهد یافت ونسبت EPS آنها افزایش یافته ومنجر به افزایش قیمت هرسهم میشود.

3-هجوم یکباره سرمایه های سرگردان خود یک بورس بازی وحباب ایجاد میکند که خود این نیز یک بازده مضاعف به آنها که به خرید وفروش سهام میپردازند ایجاد میکند.

با توجه به اینکه با وجود افزایش های صورت گرفته دربازار بورس هنوز این افزایش ها در همه سهام ها اتفاق نیافتاده وهم اینکه هنوز به ان بازدهی که درموارد دیگر همانند مسکن وارز وطلا وکالاهای دیگر بوجود امد بوجود نیامده وبدلیل اینکه انتخابات ریاست جمهوری درپیش است وسرمایه گذاری درهرچیزی بجز بورس میتواند مخاطره آمیزه باشد بنابراین میتوان استدلال کرد تا چند ماهی حتی سالی میتواند سرمایه گذاری دربورس دارای توجیه اقتصادی باشد.

 


 
 
← صفحه بعد