مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

شطرنج
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٤
 

آیا شطرنج بازی کردید؟ وبا قوانین بازی آن آشنا هستید؟ چه ایده ها وروشهایی میتوانیم از بازی شطرنج برای زندگی روز مره مان بگیریم .

من سعی دارم به همه چیز توجه کنم نه به ظاهر آنها بلکه به باطن واثرات مثبت ومنفی که میتوان از آنها گرفت بدانید هیچ چیزی بی دلیل نیست وبسیار بسیار بیشتر از ظاهری که در آنها نهفته است میتواند اثر گذار باشد.

زندگی یک جریان است یک گذر وحرکت وهمه چیز در آن معنی ومفهوم دارد و نتایجی که ما بدست میاوریم واتفاقات ومسائلی که برای ما در گذر زندگی بوجود میاید حاصل نوع حرکت ومیزان تفکر وتوجهی است که به حرکتها وتصمیمهایمان داشتیم .

انسان در زندگی شخصی خود نیز همانند اینست که شطرنج بازی میکند که در یکطرف او ودرمقابلش دیگران از اوضاع اقتصادی گرفته تا سیاسی و.. قراردارند وبرای این باید امکانات وتوانمندی های خود را  بخوبی بشناسیم وآن را درقالب مهره های شطرنج تعریف کنیم همانند این که ما نقش شاه را بازی میکنیم واگر همسرمان ویا سرمایه مان ویا علممان نقش اصلی را بازی میکند او نقش وزیر را دارد وهمینطور مهره های دیگر را نیز تعریف کنیم وبخوبی وبا دقت باید بازی را شروع کنیم وپیش ببریم تا بتوانیم موفق وپیروز شویم وبدانیم این بازی اگر اشتباه شود کیش ومات دارد.

جالب اینست بدانیم هرچیزی که دردنیا حرکت وتفکر درآن دخیل باشد به بازی شطرنج نزدیک تر وعینی تر است همانند دولتها وکشورها یک کشور شاه دارد و وزیر دارد فیل دارد (نیروی نظامی) اسب دارد(تجهیزات) قلعه دارد(توان اقتصادی وسیاسی) سرباز دارد(نیروهای انسانی وپشتوانه ملی ووجهه سیاسی) البته این یک تشبیه سازی معمولی توسط من بود که به این برسیم که چگونه کشورها صفحه شطرنجی هستند در دهکده جهانی وچگونه برخی مواقع که آنها با دیگر کشورها بازی دوستانه ویا برد وباختی دارند.

برای برنده شدن در این بازیها تفکر حرف اول را میزند وهرکس شناخت صحیح وکاملی از بازی شطرنج داشته وحرکتهای صحیح انجام دهد وبازی را با تفکر نه با احساس بازی کند مطمئن باشد که بازی را بخوبی پیش خواهد برد.

در بازی شطرنج شما دیده اید که افراد باهوشی همانند کاسپاروف در یک لحظه با بیش از 100نفر بازی میکنند و با برد به پایان میرساند در بستر بین المللی نیز برخی از کشورها همانند آمریکا ویا روسیه چنین وضعیتی دارند وآنها بدلیل سوابق بازی طولانی وشناخت صحیح بازی شطرنج وچیدمان صحیح وبا تکیه بر اندیشمندان ومتفکران با آشنایی کامل از تئوری گشایش ها و وسط بازی وآخر بازی بخوبی با کشورهای دیگر وارد بازی شده ودر آن واحد ممکن است با چندین کشور بازی داشته باشند وجالب اینست باشناختی که از همدیگر دارند هیچ وقت تمایل ندارند باهم به بازی بپردازند زیرا میدانند این بازی برد وباخت وکیش ومات دارد وباختی که از آن حاصل میشود برایشان بسیار گران وسنگین خواهد بود.

هرکشوری که با آنهاوارد چالش میشود درواقع این همان آغاز بازی است ومطمئن باشد که بدون اندیشه وتفکر بالا وبدون تجربه کافی واگاهی از  تئوری گشایش ها ووسط بازی وآخر بازی واینکه حریف با کدامین تاکتیک وارد شده  بازی را واگذار خواهد کرد.


 
 
تصمیم اشتباه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳
 

راستی آیا تا به حال خسارتها وهزینه هایی که از تصمیم اشتباهتان به زندگیتان وارد شده را محاسبه کردید ویا اینکه از کنار تصمیمات اشتباه خود به راحتی گذشته ودوباره وچند باره باز تصمیمات اشتباه گرفتید.

فرد عاقل کسی است که تبعات تصمیم گیریهای خود را محاسبه کرده وسود زیانی که از بابت آن ایجاد شده را ارزیابی ومشخص کند دراینصورت در اقدامات بعدی با بینش وتفکر قوی تر ومحتاط تر اقدام به هرگونه فعالیتی میکند.

متاسفانه امروزه بسیاری بجای گرفتن مشاوره واستفاده از تجربه مفید دیگران ویا حتی دقت وتوجه صحیح به عواقبی که میتواند تصمیماتشان بوجود آورد اقداماتی انجام میدهند که زندگی وآینده شان را خود با دستان خود به خطر میاندازند.

یکی از تصمیماتی که میتواند در زندگی انسان تاثیرات منفی یا مثبت زیادی ایجاد کند تصمیم در انتخاب همسر است وما میبینیم با وجود اینهمه تذکرات و اتفاقات باز تعداد زیادی از جوانها با احساسات اقدام به انجام این تصمیم مهم میکنند وخود را گرفتار نموده وسرنوشت خود ودیگران را به مخاطره میاندازند وبهترین دوران عمر خود را بجای زندگی زیبا وموفق درراهروهای دادگاه  سپری میکنند.

یکی دیگر از تصمیماتی که تاثیر مهمی در زندگی انسان میگذارد انتخاب شغل است که متاسفانه میبینیم بسیاری از جوانان برای فرار از بیکاری به هرکاری بدون توجه به عواقب آن دست میزنند ویا حتی برخی که خود تجربه کارهای ناموفق را داشتند باز شغل تعریف نشده ایی را انتخاب میکنند برخی مواقع من در کاسب ها میبینم متعجب میشوم برای نمونه در محله ایی که چندین میوه فروشی فعال است وبجز یکی بقیه توجیه ندارد میبینی دوباره جوانی میوه فروشی بازکرده شغلی که اگر یکماه جواب نگیرد همه سرمایه اش صفر وحتی منفی خواهد شد چون محصولاتش کلا" از بین خواهد رفت واجاره وسایر هزینه هایش را نیز از جیب باید پرداخت کند.

بنابراین باید در تصمیم گیریها باید از مشاوره وتجارب دیگران استفاده برده تا با اشتباهات خود زندگیمان را به مخاطره نیاندازیم.

 


 
 
آیا رکود ماندگار است(چگونه بارکود برخورد کنیم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢
 

در مواقعی که رکود یا تورم بیش از یکسال دوام بیاورد بسیاری از تجار وفعالان اقتصادی نگران شده و از خود میپرسند آیا رکود یا تورم ماندگار است زیرا ترس از آن دارند که فعالیت اقتصادی شان با تردید وتوقف مواجهه شود.

رکود برخلاف تورم برای مدت طولانی ماندگار نیست تورم ممکن است در یک کشور سالها تداوم داشته باشد همانطوری که میبینید دلار از 7 تومان تا 36000ریال رسید واین افزایش عمومی قیمتها در بیش از 30 سال اتفاق افتاد.

در وضعیت تورمی تجار وتولید کنندگان زیاد نگران نیستند هر چند هر عارضه اقتصادی (تورم یا رکود ویا توررکود) عارضه ها ومشکلاتی را برای آنها بوجود میاورد زیرا درقبال این مشکلات افزایش قیمت محصولات وهمچنین اموال شخصی آنها منجر میشود تا ثروت آنها روز بروز افزایش یابد حتی اگر فعالیتی نیز نداشته باشند.

درتورم اگر یک تاجر با مشکل عدم امکان پرداخت تعهدات از محل فروش وفعالیت خود مواجهه گردد براحتی میتواند با تبدیل بخشی از سایر املاک واموال خود  نسبت به تامین وپرداخت آنها اقدام نماید.

ولی در رکود چنین نیست رکود شرایطی است که درآن تقاضا بشدت کاهش یافته وخریدار باندازه کالای عرضه شده وجود ندارد در تورم بیشتر فعالان تجاری وتولیدی به تولید وواردات حداکثری میپردازند در واقع اقتصاد در یک رونق خاص دیده میشود هرچند کاهش ارزش پول صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد ملی وارد میکند.

در رکود تولید کننده با مشکل تولید وعرضه مواجهه میشوند زیرا کالای تولیدی او نه تنها بفروش نمیرود بلکه با کاهش قیمت نیز مواجهه است بنابراین فشار تعهدات از یک طرف وکاهش محسوس تقاضا از طرف دیگر رمق تجار وتولیدکنندگان را میگیرد وآنها انگیزه ایی برای ادامه فعالیت نمیبینند تنها حسن رکود افزایش نسبی ارزش پول ودرواقع کاهش تورم است.

رکود برخلاف تورم ماندگار نیست زیرا درواقع کاهش تقاضا نه بخاطر حذف مصرف ویا تولید بی رویه که ایستادگی خریداران وانتظار آنها در خرید میباشد ودرصورتیکه افزایش تولید و عرضه نیز یکی از دلایل آن باشد خود بخود دردوره رکود کاسته شده واقتصاد به حالت تعادل برمیگردد  رکود بنابراین حداکثر یک یا دو دوره اقتصادی یعنی از ششماه تا دوسال میتواند دوام داشته باشد.

مهمترین خطر رکود اینست که اموال شخصی تجار وتولید کنندگان نیز همانند همه محصولات بارکود مواجهه بوده وبراحتی قابل تبدیل برای ادای تعهدات نمیباشد.

در شرایط رکودی بهترین حالت ممکن کاهش فعالیت و در یک سطح معقول وتدبیر و برنامه ریزی برای عبور از تعهدات وگذر از مقطع رکود است.


 
 
انتخاب آگاهانه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٧
 

انتخاب دوست در دوران کودکی ونوجوانی میتواند موفقیتهای زیادی برای هرفرد داشته باشند دوستان خوبی که ما را به علم وتحصیل ونیکی هدایت کنند.

انتخاب رشته تحصیلی مناسب با علاقه واستعداد ما استعداد ما را شکوفا میکند وتخصص و توانی در ما ایجاد میکند که موفقیت در کار وحرفه را بدنبال خواهد داشت وما را در دست یابی به اهدافمان یاری میرساند.

انتخاب همسری مناسب که بتواند ما را بخوبی درک کند ودوشادوش ما در عبور از ناملایمات زندگی همره وهمراه وپشتیبان ماباشد بسیار مهم است ودر داشتن محیطی آرام وزندگی خوشبخت وفرزندان نیک بسیار مهم است.

انتخاب شغلی که با استعدادها وعلائق ما همخوانی داشته باشد درآینده و پیشرفت وترقی ما بسیار تاثیر گذار است.

انتخاب مکان وجایی که برای زندگی وکارانتخاب میکنیم میتواند چه از نظر روحی وروانی وشغلی وآینده فرزندانمان مفید وموثر باشد این انتخاب نه با درجه رفاه آن جامعه سنجیده شود بلکه باید با فرهنگ وموقعیت وسلایق وتخصص و... ما همخوانی داشته باشد.

انتخاب مورد سرمایه گذاری وکی وچطور ومیزان ریسک و محاسباتی که انجام میدهیم میتواند در سود وزیانش موثر باشد برای مثال ممکن است بگوییم سرمایه گذاری در زمین هیچ وقت ضرر ندارد ولی ممکن است یکی زمینی بخرد که بخاطر موقعیت زمانی ومکانی اش بعد از چند سال دهها برابر ارزش وقیمت داشته باشد ودیگری زمینی بخرد که یک روند کند ومعمولی داشته باشد وهمچنین است در موارد دیگر همانند سرمایه گذاری در بورس وغیره.

بنابراین زندگی شانس واقبال نیست ونتایج ووضعیت آینده ما ویا وضعیت کنونی ما ناشی از انتخابهایی است که کردیم ودرجه موفقیت ما بستگی به این دارد که چقدر انتخاب هایمان آگاهانه بوده ویا مشکلاتی که با آن مواجه هستیم ناشی از انتخابات احساسی است.


 
 
رویایی بنام زندگی در خارج
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱۸
 

بسیاری تمام آرزو و اهدافش این است که بتواند به خارج رفته ودر آنجا زندگی کند و حتی از بین آنها کمتر کسی به چشم میخورد که یک تحقیق میدانی کافی بعمل آورده باشد البته از هر کدام از آنها بپرسی تحلیل ها ومنطق خود را دارند واین هدف وآرزو را متکی به برهان ودلیل وتحقیق میدانند ولی چون بیشتر سوال وجواب میکنی میبینی که همه دلیل ومنطقش متکی به مثال وگفته های کسانی است که قبل از او رفتند وایشان آنها را برای خود دلیل میاورد.

البته مشخص است که شما از یک کشور جهان سوم به یک کشور پیشرفته مهاجرت کنی باید یقین داشته باشیم که در آنجا نظم ومنطق و حمایت ونظارت و دموکراسی تعریف شده وبهتری خواهی دید ومیتوانی مطمئن باشی که درآنجا فرزند شما بدبخت وبیچاره نخواهد شد یعنی حداقل ها همانند خوراک وپوشاک وبهداشت وآموزش تضمین شده است.

ولی آیا واقعا" همین برای ما کفایت میکند وآیا آنها که دست به این اقدام میزنند حداقل ها را در کشور خودشان با مشکل مواجهه بودند یا آنها حتی بسیار بیشتر از حداقل لازم برای یک زندگی متوسط را نیز فدای سفر و استقرار در خارج میکنند.

موضوع کسانی که واقعا" بخاطر مشکلات ومخاطرات سیاسی ویا بدلیل شرایط و موقعیت کاری ایجاد شده دست به چنین کاری میزنند جداست.

اینجا بیشتر سخنم با آنهاست که فقط بدنبال یک سراب زندگی زیبا خانه وکاشانه ودوستان وآشنایان را رها کرده وبه خارج میروند.

زیرا اگر واقع بینانه نگاه بکنیم برای اینکه یک زندگی معقول ومناسب داشته باشیم چه شرایطی لازم است تا بتوانیم بگوییم که واقعادراین مدت کوتاه زندگانی از لحظه به لحظه عمرمان استفاده برده ایم.

بنابراین کیفیت زندگی باید خوب باشد وبرای اینکه کیفیت زندگی خوب باشد باید به نیازهای واقعی انسان توجه کنیم.

برای اینکه با دید علمی به قضیه نگاه کنیم میاییم نیازهای انسان را بررسی میکنیم.

هرم سلسله مراتب نیازهای مزلودر این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:

  1. نیازهای زیستی: نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانیکه قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک، غریزه جنسی و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛
  2. نیازهای امنیتی: نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛
  3. نیازهای اجتماعی: یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛
  4. احترام: این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛
  5. خود شکوفایی: یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مزلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود»

میبینیم که الویت اول نیازهای انسان همانا زیستی میباشد که باید حداقل آن تامین شود وچون این افراد را بررسی میکنیم میبینیم که آنها منابع لازم برای تامین نیازهای زیستی اولیه را مشکل ندارند وآن را برای انجام این خواسته اشان هزینه میکنند بلکه بیشتر آنها میگویند ما برای آینده فرزندانمان دست به این عمل میزنیم هرچند این یک دلیل قانع کننده میتواند باشد ولی این سوال پیش میاید که آیا آینده فرزندانتان همانا تامین نیازهای اولیه آنهاست؟شما که این امکان را داشتید

نیاز دوم انسان نیاز به امنیت است همه ما میدانیم کشورهای جهان سوم هرچقدر هم مشکل امنیتی داشته باشند برای مردم عادی خود امنیت بسیار بیشتر از امنیتی است که در کشور خارجی که ما به قوانین ومقررات آنها مسلط نیستیم ومیتواند این نا آگاهی مشکلات زیادی بوجود بیاورد را دارد دراینجا باز تاکید میکنم موارد سیاسی مبحث جداست.

نیازهای اجتماعی .شاید شما موقعی که درکشور خود ودر زادگاهتان هستید خیلی زیبایی واهمیت آن را احساس نکنید دوستان وفامیل و همشهری و... ولی چون به دیار غربت بروید دلتنگی و کمبود آنها را بسیار احساس خواهید کرد ودرآن مقطع مایل هستید تا همه مادیات وموقعیت ها را برای یک دیدار بدهید وبه اهمیت آنها پی ببرید.

نیاز به احترام. مشخصا" یک انسان برایش بسیار مهم است که درزندگی منزلت واحترام داشته باشد وبرای همین شما بخوبی میتوانید در زادگاه وکشور خود وبا یک رفتار ومنش عادی به آن مقام ومنزلت دست یابید ولی در خارج که از همان ابتدا شهروند درجه دو محسوب میشوید تلاش زیادی باید بکنید تازه به یک شهروند عادی تبدیل بشوید وکوچکترین حرکت منفی حتی ممکن است به اخراج وترد شما از چنین جوامعی شود.

خود شکوفایی. بسیاری فکر میکنند درخارج استعدادهای آنها بهتر میتواند شکوفا شود در صورتی که برای شکوفا شدن استعداد مسائل وموارد دیگری نیز لازم است برای همین اختلالات فرهنگی و تلاش روز مره برای دست یابی به حداقل ها ورقابت نابرابر ممکن است نگذارد آنطور که باید استعدادهایتان شکوفا شود در صورتی که درکشور خود در صورتی که کسی در مسیر علم وتحصیل براید مسیر کاملا" مشخص ومعلوم است برای همین شما اگر خانواده متوسط جهان سوم با خانواده ایی هم رده آن درخارج را مقایسه میکنیم میبینیم که  فرزندانشان براحتی در رشته های تحصیلی مناسب ادامه تحصیل داده اند.

البته یک مورد را میتوان در این بررسی استثناء نمود وآن اینکه اگر فرد تحصیل کرده ومتخصصی است که بیکار است از تخصصش استفاده ایی نمیبرند وبه خارج سفر کرده ودر تخصص خود مشغول به کار وتحصیل است میتوان ادعا نماید که این انتقال برایش بسیار مفید وموثر بوده است.

 

 


 
 
چگونه میتوان ثروتمند شد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٢
 

بسیاری از مردم اگر نگویم همه آنها بدنبال راههایی هستند که آنها را ثروتمند کند.

برای همین برخی بدنبال علم وبرخی بدنبال تجارت وبرخی بدنبال راههای دیگری همچون نبش قبر و قاچاق و... میروند.

مطمئنا رفتن در مسیرهای خلاف و غیرقانونی حتی به ثروت هم منتهی شود خوشبختی را بدنبال نخواهد داشت و فرد از زندگی عادی وصحیح به دور خواهد بود نه تنها خود بلکه فرزندان وخانواده اش نیز مسیر انحرافی را در پیش خواهند گرفت.

بنابراین بهترین ثروت ثروتی است که رفاه وآسایش را بدنبال داشته باشد ونتیجه زحمات صحیح واصولی خود فرد باشد.

ثروتی که تعریف شده بدست نیاید هم تعریف نشده میتواند از دست برود ویا همیشه ترس ودلهره داشته باشد.

ثروتی که نتیجه کار وتلاش وتفکر فرد باشد نه تنها رفاه وآسایش بدنبال دارد بلکه شخصیت و افتخار نیز میتواند برای فرد ایجاد کند.

بسیاری متعجب از این هستند که چگونه یک تاجر درروند فعالیت عادی خود به ثروتهای کلانی دست پیدا کند که با هیچ محاسباتی قابل تعریف وتفسیر نیست که من دراینجا به توضیح آن میپردازم.

یک تاجر موفق در مسیر فعالیت تجاری خود میاموزد که چگونه ودرچه زمانی برای خرید اقدام نماید کی بفروشد وچگونه ریسک تعریف شده داشته باشد وچندین برابر سرمایه خود سرمایه گذاری کند وچگونه صبروتحمل نماید وبحران ها را پشت سر بگذاردهمان چیزها وفرمول هایی که برای ثروتمند شدن از مسیر درست لازم است یعنی کلید در صندوقچه ثروت را با این تجارب بدست میاورد ویا نقشه را گنچ بی پایان را.

تاجر موفق ممکن است بدلیل دید بازی که دارد بسیاری از سودهای کلان خود را از مسیرهای دیگری بدست آورد همانند اینکه دریک سفر شخصی ممکن است زمینی به او پیشنهاد شود که تاجر موفق ارزیابی خوبی روی آن زمین دارد وبا تدبیر آن را معامله میکند ودرآینده سود زیادی از آن میبرد.

تاجر موفق دیدگاه وتوان خوبی در بازسازی و عمل آوری اموال داشته ودر حفظ ونگهداری آن ورساندن اموال به موقعیتی بالا برای معامله ویا تبدیل آن کوشاست.

تاجر موفق با درایت وتیزبینی میداند که کی معامله کند ویا تعویض ویا استفاده ببرد وصبر نماید.

تاجر موفق هرگز مالی کسب نمیکند که ضرر بدنبال داشته باشد واگر بهر دلیل ضرر کند آنقدر صبر وتحمل میکند تا به سود تبدیل نماید.

هرچیز ارزانی را بی علت نمیداند وسعی میکند اموال واجناسی را بخرد که کیفیت وارزش داشته باشد وبا دوام باشد ودرقبالش پول خوب هم پرداخت میکند وبرای همین پس از مدتی اموالش نه تنها از بین نمیرود بلکه چندین برابر قیمت خریدش ارزش پیدا میکند.

تاجر موفق در معامله وبدست آوردن مالی ویا خرید حریص وطمعکارانه عمل نمیکند وبدنبال این نیست که چیزی را بخاطر سود از چنک کسی دربیاورد بلکه صبور است و با تدبیر میداند که میوه تا نرسد طعم ومزه کافی ندارد وبدست آوردنش سود وارزشی ندارد.

بسیاری فکر میکنند که چون سرمایه دارد خوب وبموقع عمل میکند وسود واستفاده میبرد درصورتی که تاجر موفق بیشتر سرمایه گذاریهای فرعی خودرا که استفاده وسود بالایی از آنها میبرد را مدیون تیزبینی وتفکر و ریسک وشهامت و اقدام به خرید بدون پول ولی با برنامه بازپرداخت و تعهدی عمل کردن میداند.


 
 
سرطان وتومورمغزی بدخیم را چگونه میشود علاج کرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢
 

امروزه با رشد وتوسعه زندگی صنعتی بیماریها نیز رشد نموده و بیماریهای جدید وناعلاج بوجود آمده اند که علم پزشکی نیز باوجود رشد وارتقایی که یافته درمقابل برخی از آنها فعلا" ناتوان است از جمله بیماریهایی که در صورت ایجاد تمام توان ورحیه فرد مبتلا را تسخیر وپزشکان را درمقابلشان تسلیم میکند سرطان وتومورهای بدخیم هستند.

بسیار دیده وشنیده ایم که برخی  باورهای دینی قوی دارند ادعا میکنند که چنین بیماریهایی را توانستند با توصل به خدا و فرستادگانش شفا بگیرند و سلامتی خود را باز یابند.

البته دربین آنها نیز نه همه بلکه معدود افرادی به چنین سعادتی دست یافتند وچون بررسی میکنی میبینی آنها نیز همانهایی بودند که تسلیم بیماری نشدند وروحیه وامید خود را از دست نداند وگفتند اینهم مصلحت الهی بوده وزندگی انسان دست خداست وهیچ بیماری نمیتواند بدون مصلحت خدا درهروضعیتی که باشد بمیرد وخدا مصلحت بداند بیماررا شفا میدهد.

ولی جالبترین راهی که دیدم بیماری بود که درجوانی مبتلا شده بود وماردرش میگفت چون پزشکان بررسی کردند وبدخیم اعلام شد مادش میگفت گفتم فرزندم باید این بیماری را دروجودت به مانند یک دوست ومیهمان که از بین اینهمه افراد تورا انتخاب کرده بپذیری وبا آن زندگی خوب وصمیمانه ایی داشته باشی ومن از همان روز به این غده به چشم یک دوست نگاه کردم وحتی درمواردی که درد زیادی داشم دوستانه میگفتم دوست خوبم کمی آرام باش من درد میکشم وبا او همانند یک دوست صحبت میکردم والان که سالها سلامتی خود را بازیافتم واز بیماری بخش ناچیزی باقی مانده باز من با او صحبت میکنم وهمچون یک دوست درارتباطم.

واقعا چنین است و70% شفا را درمقابل هربیماری نه عمل ودارو و... بلکه امید وتسلیم نشدن وکنار آمدن با بیماری است به عبارت ساده تر هم چیز را دوست ومصلحت نامیدن تا سیستم دفاعی بدن بتواند درکمال اقتدار وفرصت با بیماری مبارزه کند وبیماری را تسلیم نماید.

بیماری که میاید باید یکی تسلیم شود اگرشما تسلیم نشوید او تسلیم خواهد شد.

بیماری نیز تشخیص دارد وتغییر میابد اگر بااو دوست شوید او نیز باشما دوست میشود وکنارمیاید.


 
 
فینال جام جهانی آلمان وآرژانتین برداشت مدیریتی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳
 

فینالی که شاید کمتر کسی رامیتوانستی پیدا کنی که بگوید حق این دو تیم نبود به فینال برسدوهمه مردم وکارشناسان مهر تایید میزدند که این دو تیم شایسته فینال جام جهانی بود.

من که نه با احساس بلکه سعی میکنم با علم وتدبیر وبررسی دوستار یک تیم باشم وتیم هایی همچون برزیل را بدلیل بازی بی برنامه وبی تدبیرشان در این دوره از همان اوایل احساس کرده بودم نتایج جالبی نخواهد گرفت اکنون در فینال مانده بودم که کدامین تیم را بیشتر میپسندم وتایید میکنم.

تیم آلمان که به لطف یک مربی با تدبیر وبا برنامه ریزی بلند مدت توانسته بود یک بازی کاملا" علمی ومدرسه ایی وکلاسیک انجام دهد وبا اقتدار و برنامه ریزی شده همه حریفان خود را چه آنها که ادعای قهرمانی داشتند وچه آنها که ادعای بازی خوب را داشتند شکست داده وتوجه همه کارشناسان را بخود جلب کرده بود.

تیم آرژانتین که به لطف یک ستاره فوتبال همچون مسی که بی غرور و بی تکبر ومتفکر وخلاق همانند دوران مارادونا حتی بهتر وقویتر از آن تیمش را تا فینال آورده وامید دارد که درمقابل آلمان نیز بتواند هنرنمایی کند وبا خلاقیتش تیمش را قهرمان کند او نه یک بازیکن بلکه خود یک تیم است.

بازی شروع میشود دو نیمه نیز بدون هیچ نتیجه ایی به پایان میرسد وآلمان میبیند که کارتیمی مدبرانه وبرنامه ریزی شده درمقابل یک بازیکن خلاق ومدبر که خود به یک تیم میماند نتیجه ایی نتوانسته بدست آورد انگار مربی آلمانی با همه تدابیرش به این میماند که درمیان بازیکنانش توپ میزند آری مسی با خلاقیت و تفکر وبدور از غرور احساسات هم مربی است وهم بازیکن و آرژانتین ومسی نیز میبیند همه خلاقیت وستاره بودنش درمقابل یک تیم متحد وبا برنامه شگفتی ساز نیست.

اواخر نیمه دوم وقت اضافه است دیگر هردو تیم تقریبا" به این استدلال رسیدند که ساعتها وروزها وحتی ماهها بازی این دو تیم مقابل هم فایده ایی ندارد ونتیجه بازی را پنالتی تعیین خواهد کرد ومسی نیز همانند دیگران منتظر پایان وقت اضافه وشروع پنالتی است وبازیکنان آرژانتینی هم دیگر آنطور که باید توپ را به مسی نمیرسانند و از آن پاس های زیبا وحادثه ساز خبری نیست که در یک لحظه با یک هجوم دور از انتظار بازی تیمی آلمانیها ودر بهت وحیرت آرژانتینیها وآن دقایقی که دیگر فرصت جبرانی نیز نیست دروازه آرژانتین فرو میریزد.

این پایان غم انگیزی برای تیم آرژانتین وطرفدارانش وپایان خوشی برای تیم آلمان ومدیریت وطرفدارانش.

اما برای من دو نکته مهم مدیریتی را کلید زد :

اول اینکه به یقین رسیدم که در کارهای تیمی امید ودلبستن به یک فرد اشتباه است که هم ممکن است اتفاقات وآسیبهایی ایجاد شود که آن فرد را در رسیدن به اهداف تیمی باز دارد ویا دیگران که باید او را بخوبی همراهی کنند دراین بین کوتاهی کنند.

دوم اینکه در کارتیمی مدیریت وهماهنگی وبرنامه ریزی واهداف بلند مدت بخوبی قابل دستیابی است ونتیجه میدهد.

تنها چیزی که مرا بسیار خوشحال کرد اینکه درپایان بازی هم تیم ومربی بالیاقت آلمان کاپ طلا را بدست آوردند وهم مسی بعنوان یک بازیکن نمونه که به همه نشان داد یک فرد با تدبیر ومتفکر وبا پشتکار همانند یک تیم است.


 
 
کار وفعالیتمان باید حرف بزند نه خودمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧
 

بسیاری فکر میکنند همینکه کاری را شروع کردند ویا انجام دادند ویا حتی کار مثبتی انجام دادند ویا تجارتی را شروع کردند و.... حتما باید دررابطه با آن نزد دیگران صحبت کنند واهمیت و عظمت ویا ماهیت کارشان دیده شود.

فکرمیکنند اگر صحبت نکنند هیچ وقت دیده نخواهند شد ومورد احترام وتمجید دیگران قرار نخواهند گرفت.

رویه اشتباهی که نه تنها با این روش در کانون توجه قرارنمیگیرد بلکه ارزش واحترام و موقعیتش هم به خطر میافتد.

زندگی تلخ وشیرین است وبرد وباخت یعنی درمسیر فعالیت بارها بالا وپایین خواهید شد واین موجب میشود که اگر هرلحظه وهرمقطعی به توصیف وتمجید فعالیتتان میپردازید مجبور خواهید شد تا درمواقعی پنهان کاری کنید ویا اگر آنها در مواقع سخت اطلاعی از وضعیت شما پیدا کنند به شما دیدگاهشان ضعیف شده وشما نیز اعتماد به نفس خودرا از دست خواهید داد.

بنابراین افراد با تجربه هیچ وقت جزییات وروند کار خود را نزد دیگران به صحبت نمینشینند وچه آن موقع که موفقیت بدست میاورند از خود بیخود نمیشوند وچه آن موقع که شکستی درکار وفعالیت میخورند هراسان ونگران نمیشوند.

دیگران نیز اینگونه افراد را همیشه دریک مسیر نرمال وآرام احساس میکنند برعکس چنین افرادی رشد خوبی را تجربه میکنند وحتی رقبایش نیز از این موفقیت آنها غافل میمانند ولی افراد پر سر وصدا همیشه خود را بیش از آنی نشان میدهند که هستند ودر رشد وموفقیت از خود بیخود شده وبا صدها وسیله میخواهند خود نمایی کنند وچون کوچکترین شکستی بخورند هراسان میشوند وهمانند یک بادکنک توخالی با صدایی بلند که همه میفهمند میترکند ونابود میشوند.

باید ساکت باشیم وبه این موضوع واصل مهم توجه کنیم که با رشد فعالیت وپیشرفت کارو فعالیتمان با همه حرف میزند ارزش وقدرت توان مارا به رخ دیگران میکشد ولازم نیست ما نگران دیدگاه مردم نسبت به خودمان باشیم.

 


 
 
کار وفعالیتمان باید حرف بزند نه خودمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٧
 

بسیاری فکر میکنند همینکه کاری را شروع کردند ویا انجام دادند ویا حتی کار مثبتی انجام دادند ویا تجارتی را شروع کردند و.... حتما باید دررابطه با آن نزد دیگران صحبت کنند واهمیت و عظمت ویا ماهیت کارشان دیده شود.

فکرمیکنند اگر صحبت نکنند هیچ وقت دیده نخواهند شد ومورد احترام وتمجید دیگران قرار نخواهند گرفت.

رویه اشتباهی که نه تنها با این روش در کانون توجه قرارنمیگیرد بلکه ارزش واحترام و موقعیتش هم به خطر میافتد.

زندگی تلخ وشیرین است وبرد وباخت یعنی درمسیر فعالیت بارها بالا وپایین خواهید شد واین موجب میشود که اگر هرلحظه وهرمقطعی به توصیف وتمجید فعالیتتان میپردازید مجبور خواهید شد تا درمواقعی پنهان کاری کنید ویا اگر آنها در مواقع سخت اطلاعی از وضعیت شما پیدا کنند به شما دیدگاهشان ضعیف شده وشما نیز اعتماد به نفس خودرا از دست خواهید داد.

بنابراین افراد با تجربه هیچ وقت جزییات وروند کار خود را نزد دیگران به صحبت نمینشینند وچه آن موقع که موفقیت بدست میاورند از خود بیخود نمیشوند وچه آن موقع که شکستی درکار وفعالیت میخورند هراسان ونگران نمیشوند.

دیگران نیز اینگونه افراد را همیشه دریک مسیر نرمال وآرام احساس میکنند برعکس چنین افرادی رشد خوبی را تجربه میکنند وحتی رقبایش نیز از این موفقیت آنها غافل میمانند ولی افراد پر سر وصدا همیشه خود را بیش از آنی نشان میدهند که هستند ودر رشد وموفقیت از خود بیخود شده وبا صدها وسیله میخواهند خود نمایی کنند وچون کوچکترین شکستی بخورند هراسان میشوند وهمانند یک بادکنک توخالی با صدایی بلند که همه میفهمند میترکند ونابود میشوند.

باید ساکت باشیم وبه این موضوع واصل مهم توجه کنیم که با رشد فعالیت وپیشرفت کارو فعالیتمان با همه حرف میزند ارزش وقدرت توان مارا به رخ دیگران میکشد ولازم نیست ما نگران دیدگاه مردم نسبت به خودمان باشیم.


 
 
چگونه فرزندان موفق به جامعه تحویل دهیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦
 

برخی فکر میکنند فرزند موفق داشتن به شانس است واقبال ویابرخی فکرمیکنند فرزند خودش باید خوب باشد وخوش فکر وخوب وبد را تشخیص دهد وبرخی نیز تنها راه موفقیت فرزند را گرفتن معلم خصوصی میدانند وفرستادن به کلاسها وآموزشهای ویژه وبرخی نیز محیط خانه وخانواده را وبرخی پول وثروت وامکانات مادی را برخی سطح تحصیلات خانواده و....که میتوان دهها مورد دیگر راشمرد.

همه این موارد بی دلیل در ذهن مردم شکل نگرفته وحتما" همه این افراد دلایل ونمونه های زیادی را برای اثبات حرف خود دارند.

ودراینجا من نیز هیچ مخالفتی با این موارد ندارم وتنها موضوعی که میخواهم بیان کنم این است که متاسفانه بسیاری از افراد بجای فکر کردن به رفع نقاط ضعف خود وفراهم آوردن بستر لازم فقط به نداشته ها توجه کرده ومیگویند که دلیل عدم داشتن فرزند موفق همان موردی بوده که آنها نداشته اند ونقش موارد دیگری که کوتاهی کرده ونتوانسته خوب به آنها فکر کرده وبستر سازی کند وبه نتایج خوب برسد را بیان نمیکنند.

تربیت فرزند نیز همانند فعالیتهای دیگر انسان است با یک تفاوت که این مورد شاید بیشترین ومهمترین سرمایه گذاری هرخانواده ایی بشمار میرود.

هرچند هوش وذکاوت وحتی برخی از موارد شخصیتی فرزندمان ژنتیکی است ولی همانگونه که مشخص است شکل رفتاری وموفقیتهای اصلی به تعلیم وتربیت بستکی دارد .

میگویند بچه همچون آیینه است یعنی در ابتدا ذهن آن همانند کامپیوتری میماند که با حافظه خالی آماده است تا هربرنامه ونرم افزاری را روی آن پیاده کنی وبرخی به این موضوع دقت نمیکنند وبچه را به حال خود میگذارند وبچه نیز به میل خود وهرچه را که میبینه ثبت وضبط کند.

بچه خود قدرت تشخیص خوب وبد را ندارد بنابراین این مهمترین وظیفه ماست که بتوانیم با روش مناسب آنها را آموزش وپرورش دهیم.

بنابراین هرچقدر خانواده از تحصیلات و اخلاق و رفتار بهتر وبالاتری برخوردار باشد میتواند فرزندان بهتر وموفق تری تحویل جامعه بدهد پس مهمترین واصلی ترین موضوع این است که درکسب دانش وعلم واخلاق ورفتار خود دقت کنیم و کوشش وسعی کنیم اول خودمان به چیزهایی که دوست داریم فرزندمان برسد برسیم.

هرکسی هرچیزی را نمیداند و هربستری نقاط قوت وضعف خود را دارد کسی در تربیت فرزند موفق است که نقاط قوت وضعف خودشان را بداند وهرچه نقاط قوت دارد به فرزند منتقل کند وهرچه ضعف دارد از دیگران که دارند ویامعلمان و کلاسهای اموزشی وتربیتی بهره گیرند.

بسیاری از خواسته های ما وعلاقه های ما با خواسته ها وعلائق فرزندمان به خاطر اختلاف سنی که داریم همخوانی ندارد وباید با تفکر وتدبیر سعی کنیم آنها را تعدیل کنیم تا بهم نزدیک باشند وگذشت وصبوری داشته باشیم تا فرزندمان برخی چیزها را خود تجربه کند وکاملا نظارت داشته باشیم و به موقع نیز تحلیل ومشاوره بدهیم وهمانند یک دوست خوب ویک همبازی قابل اطمینان درکنارش باشیم.

فکر نکنیم همه موفقیتها قابل خرید است وبا پول بدست میاید زیرا هرچیزی که مجانی به فرزند بدهیم مجانی نیز از دست خواهد رفت فرزندمان باید بداند و آموزش ببیند که هرآرزو وخوشبختی را باید با تلاش وتدبیر بدست آورد تا ماندگار باشد.

فرزندمان را نباید همش در مسابقه و چشم هم چشمی رقابت بیاندازیم بلکه باید به او یاد دهیم حسادت خوب نیست بلکه غبطه خوب است یعنی رقابت سالم برای کسب علم واخلاق ورفتار مناسب همه باهم خوب است نه جدا ازهم.

به فرزند یاد دهیم بداند که هرتلاش وکوششی که میکند برای این است که انسان مثمر ثمری بشود ونیک رفتار ونیک کردار نه مادی ومنفعت طلبانه.

فرزند خوب سنجشی جز تایید دیگران که با او دوستی میکنند ودرجمع او را میبینند ورضایت پدر ومادر ندارد.


 
 
بزرگترین سرمایه ایی که باکمترین هزینه بدست میاید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٩
 

همه بدنبال این هستند که در زندگی بتوانند به یک سرمایه وثروت بالا دست پیدا کنند واین نیاز برای آن است که میخواهند ابزار ولوازم لازم برای استفاده بهینه ودرست وکامل از دنیای مادی را دراختیار داشته باشند.

راستی این یعنی داشتن سلامت وجسم وروح وروان آرام وبهره براداری بهینه از مادیات وجهان هستی .

برای همین است که چون انسانها به ثروت دست پیدا میکنندسعی میکنند تا با استفاده ازپزشکان متخصص سلامتی خود را حفظ وبهبود ببخشند .

همین که ثروتی بدست آوردند ویلایی میخرند که حیاط وباغ بزرگی پر از گل های رنگارنگ داشته باشد.  

بسیار دوست دارند که دیگران به او توجه کرده   وبربینش وافکار و موقعیت او احترام بگذارند.

جالب است من میبینم بسیاری از این سرمایه ها با هزینه بسیار کم قابل دستیابی است.

آیا به پارکی که در نزدیکی محله شما یا درشهرتان شماهست توجه کردید که اگر یک هیچ ثروتمندی باغچه وامکاناتی به اندازه آن ندارد .

تازه در باغچه شما (پارک)میتوان دوستانی را یافت که انها نیزبه صفا وصمیمیت درآنجا هستند وبراحتی باشما وخانواده وفرزندانت هم بازی میشوند ولی آن ثروتمند در باغچه خود تنها است وبی هیچ دوست با صفا وصمیمی!

درباغچه شما ابزار ولوازم ورزشی وموقعیت پیاده روی وورزش فراهم است وهیچ هزینه ایی نیز برای نگهداریش نمیپردازید وغصه اش را نمیخورید ولی آن ثروتمند برای نگهداری باغچه اش حرص و غصه میخورد .

ورزش بزرگترین کلید سلامتی وتندرستی است که شما براحتی آن را در کوه وپارک و موقعیت های زیادی که وجود دارد میتوانید بدست آورید ولی یک ثروتمند بدلیل ثروتش از بسیاری از این موقعیتها محروم است امکاناتش زندانی گشته که او را بالاجبار درآن حبس نموده همانند پرنده ایی میماند با غذای آماده وبهترین آب وغذا و...ولی درقفس.

احترام وارزش از کجا بدست میاید مگر بهترین روش آن احترام گذاشتن شما به دیگران نیست که موجب محترم شدن شما میشود که بسیاری از ثروتمندان از آن بی بهره اند ونمیتوانند خضوع وفروتنی داشته باشند وبینش مگر مطالعه و اندیشه زیاد نیست که بدلیل مشغولیتهای فکری ومادی بسیاری از ثروتمندان از آن محرومند و افراد عادی بهتر به آن دست پیدا میکنند.

من برای اینکه بدانید سرمایه وثروت های بیشماری رایگان دراختیار ودرکنار شما وبرای شماست به آنها اشاره کردم تا  از سرمایه های خدادادی خود استفاده بهینه ببرید وثروتمند وسرمایه دار شوید واوقات خود را به اشتباه درمسیری تلف نکنید که پایانی جز پشیمانی ندارد.

 


 
 
بزرگترین سرمایه با کمترین هزینه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۸
 

همه بدنبال این هستند که در زندگی بتوانند به یک سرمایه وثروت بالا دست پیدا کنند واین نیاز برای آن است که میخواهند ابزار ولوازم لازم برای استفاده بهینه ودرست وکامل از دنیای مادی را دراختیار داشته باشند.

راستی این یعنی داشتن سلامت وجسم وروح وروان آرام وبهره براداری بهینه از مادیات وجهان هستی .

برای همین است که چون انسانها به ثروت دست پیدا میکنندسعی میکنند تا با استفاده ازپزشکان متخصص سلامتی خود را حفظ وبهبود ببخشند .

همین که ثروتی بدست آوردند ویلایی میخرند که حیاط وباغ بزرگی پر از گل های رنگارنگ داشته باشد.  

بسیار دوست دارند که دیگران به او توجه کرده   وبربینش وافکار و موقعیت او احترام بگذارند.

جالب است من میبینم بسیاری از این سرمایه ها با هزینه بسیار کم قابل دستیابی است.

آیا به پارکی که در نزدیکی محله شما یا درشهرتان شماهست توجه کردید که اگر یک هیچ ثروتمندی باغچه وامکاناتی به اندازه آن ندارد .

تازه در باغچه شما (پارک)میتوان دوستانی را یافت که انها نیزبه صفا وصمیمیت درآنجا هستند وبراحتی باشما وخانواده وفرزندانت هم بازی میشوند ولی آن ثروتمند در باغچه خود تنها است وبی هیچ دوست با صفا وصمیمی!

درباغچه شما ابزار ولوازم ورزشی وموقعیت پیاده روی وورزش فراهم است وهیچ هزینه ایی نیز برای نگهداریش نمیپردازید وغصه اش را نمیخورید ولی آن ثروتمند برای نگهداری باغچه اش حرص و غصه میخورد .

ورزش بزرگترین کلید سلامتی وتندرستی است که شما براحتی آن را در کوه وپارک و موقعیت های زیادی که وجود دارد میتوانید بدست آورید ولی یک ثروتمند بدلیل ثروتش از بسیاری از این موقعیتها محروم است امکاناتش زندانی گشته که او را بالاجبار درآن حبس نموده همانند پرنده ایی میماند با غذای آماده وبهترین آب وغذا و...ولی درقفس.

احترام وارزش از کجا بدست میاید مگر بهترین روش آن احترام گذاشتن شما به دیگران نیست که موجب محترم شدن شما میشود که بسیاری از ثروتمندان از آن بی بهره اند ونمیتوانند خضوع وفروتنی داشته باشند وبینش مگر مطالعه و اندیشه زیاد نیست که بدلیل مشغولیتهای فکری ومادی بسیاری از ثروتمندان از آن محرومند و افراد عادی بهتر به آن دست پیدا میکنند.

من برای اینکه بدانید سرمایه وثروت های بیشماری رایگان دراختیار ودرکنار شما وبرای شماست به آنها اشاره کردم تا  از سرمایه های خدادادی خود استفاده بهینه ببرید وثروتمند وسرمایه دار شوید واوقات خود را به اشتباه درمسیری تلف نکنید که پایانی جز پشیمانی ندارد.


 
 
بزرگترین سرمایه با کمترین هزینه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۸
 

همه بدنبال این هستند که در زندگی بتوانند به یک سرمایه وثروت بالا دست پیدا کنند واین نیاز برای آن است که میخواهند ابزار ولوازم لازم برای استفاده بهینه ودرست وکامل از دنیای مادی را دراختیار داشته باشند.

راستی این یعنی داشتن سلامت وجسم وروح وروان آرام وبهره براداری بهینه از مادیات وجهان هستی .

برای همین است که چون انسانها به ثروت دست پیدا میکنندسعی میکنند تا با استفاده ازپزشکان متخصص سلامتی خود را حفظ وبهبود ببخشند .

همین که ثروتی بدست آوردند ویلایی میخرند که حیاط وباغ بزرگی پر از گل های رنگارنگ داشته باشد.  

بسیار دوست دارند که دیگران به او توجه کرده   وبربینش وافکار و موقعیت او احترام بگذارند.

جالب است من میبینم بسیاری از این سرمایه ها با هزینه بسیار کم قابل دستیابی است.

آیا به پارکی که در نزدیکی محله شما یا درشهرتان شماهست توجه کردید که اگر یک هیچ ثروتمندی باغچه وامکاناتی به اندازه آن ندارد .

تازه در باغچه شما (پارک)میتوان دوستانی را یافت که انها نیزبه صفا وصمیمیت درآنجا هستند وبراحتی باشما وخانواده وفرزندانت هم بازی میشوند ولی آن ثروتمند در باغچه خود تنها است وبی هیچ دوست با صفا وصمیمی!

درباغچه شما ابزار ولوازم ورزشی وموقعیت پیاده روی وورزش فراهم است وهیچ هزینه ایی نیز برای نگهداریش نمیپردازید وغصه اش را نمیخورید ولی آن ثروتمند برای نگهداری باغچه اش حرص و غصه میخورد .

ورزش بزرگترین کلید سلامتی وتندرستی است که شما براحتی آن را در کوه وپارک و موقعیت های زیادی که وجود دارد میتوانید بدست آورید ولی یک ثروتمند بدلیل ثروتش از بسیاری از این موقعیتها محروم است امکاناتش زندانی گشته که او را بالاجبار درآن حبس نموده همانند پرنده ایی میماند با غذای آماده وبهترین آب وغذا و...ولی درقفس.

احترام وارزش از کجا بدست میاید مگر بهترین روش آن احترام گذاشتن شما به دیگران نیست که موجب محترم شدن شما میشود که بسیاری از ثروتمندان از آن بی بهره اند ونمیتوانند خضوع وفروتنی داشته باشند وبینش مگر مطالعه و اندیشه زیاد نیست که بدلیل مشغولیتهای فکری ومادی بسیاری از ثروتمندان از آن محرومند و افراد عادی بهتر به آن دست پیدا میکنند.

من برای اینکه بدانید سرمایه وثروت های بیشماری رایگان دراختیار ودرکنار شما وبرای شماست به آنها اشاره کردم تا  از سرمایه های خدادادی خود استفاده بهینه ببرید وثروتمند وسرمایه دار شوید واوقات خود را به اشتباه درمسیری تلف نکنید که پایانی جز پشیمانی ندارد.


 
 
امتحان تیزهوشان ششم ابتدایی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱۱
 

آیلین تلاش زیادی کرده بود تا بتواند شایستگی خود را برای ورود به مدارس تیزهوشان هفتم نشان دهد.

البته او دراین تلاش تنها نبود ورقابت عجیبی بین همه دانش آموزان افتاده بود واموزشگاهها نیز به این رقابت دامن زده وتلاش میکردند تا دانش آموزان بیشتری را جذب نمایند.

آیلین نیز بناچار دریکی از این آموزشگاهها ثبت نام کرد آموزشگاههایی که بیش از برنامه ریزی ودرس به درآمد خود توجه داشتند البته بی میل همه نبودند تا با ارائه وتمرین تکراری تستهای مختلف امتحانی تیز هوشان شاگردان آنها پذیرفته شود تا برای سالهای بعد داوطلبان بیشتری برای ثبت نام به آموزشگاه آنان مراجعه کند.

سنجه نیز که هرماه توسط آموزش و پرورش امتحان آزمایشی میگرفت دانش آموزان را به رقابت بیشتر تحریک میکرد وخود آنجا نیز در تلاش بود تا داوطلب جذب کند تا درآود بیشتری کسب کنند.

پدر ها ومادرها مانده بودند از بین موسسات مختلف از قبیل خانه ریاضی و قلم چی و کاج و علوم وفنون و واله و...... کدامین برتر است وکجا برای فرزندانشان بهتر است هزینه ها هم تقریبا" مشابه دانش آموزان نیز سردرگم.

بالاخره بیشتر خانواده ها بناچار فرزندان خود را در یکی از آموزشگاهها ثبت نام کردندتا شاید استعداد فرزندش شکوفا شود آنها بیشتر به این میاندیشند که دربین مدارس موجود تنها مدرسه ایی که میتوان با اطمینان گفت دانش آموزان مهمترین دغدغه و فعالیتشان در است همان مدرسه تیزهوشان است.

با اینکه امتحان همانند کنکور چهار گزینه ایی بوده .براحتی میتواند با سیستم مکانیزه نتایج آن در کمتر از چند روز مشخص شود بنابه دلایل نا معلوم تا آخر خرداد طول میکشد .بچه ها .خانواده هایشان استرس وفشار روحی را متحمل میشوند.

نمیدانم چرا باید همه چیز همه موارد مرتبط با خانواده و بچه ها را با اینکه میتوان به خوبی و بدور از هرگونه استرس وفشار روحی انجام داد اینگونه بد عمل میشود انتظار آن را دارند که این دانش آموز و جوان بعد از طی مراحل رشد آرام باشد ومطیع وچون چنین نشد ایراد را در جوانان میبینند بدون آنکه متوجه باشند نتیجه برنامه ریزی ها وبرخوردهای خودشان است وبه خودشان برمیگردد.

آیلین ما خوشبختانه هفت خوان درس وامتحان را عبور کرده واز آزمون سخت وبی منطق ان با اقتدار قبول شد.

آزمونی که بجه ها باید در 2 ساعت جواب دهند استادان فوق لیسانس آموزشگاهها و مدارس دو روز هم گزشته بود ولی هنوز نتوانسته بودند تمامی سوالات را حل کنند نمیدانم که آنها میخواستند عقده خود را خالی کنند یا هوش دانش آموزان را با سوالات خارج از توان ودروس آنها بسنجند!!!!!!!!!!!!


 
 
موفقیت وعدم موفقیت کدامین برای ما؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٤
 

موفقیت چیست و چرا همه به آن دست نمیابند و ما در تصمیم گیریها و اقدامهایمان چگونه باید عمل کنیم تا با کمترین خطا موفق شویم واهدافمان را چگونه باید تعریف کنیم تا به آن دست یابیم و آیا شانس نیز در این مقوله وجود دارد یا نه وبسیاری از سوالاتی که همه دارند وبدنبال جواب آن هستند من سعی میکنم به تجربه و علم توضیح مختصری در اینباره بدهم.

موفقیت در یک جمله یعنی دست یابی به اهداف و خواسته ها ویا حتی بیشتر از آن.

بنابراین عدم موفقیت یعنی شکست در فعالیتها وعدم دستیابی به اهداف و خواسته ها.

اما آنچه مهم است این است که اهداف را چگونه تعریف کنیم واز چه مسیری بخواهیم به آن برسیم ودر اینجا مهمترین عامل این است که اهداف را بخوبی تعریف کنیم که با شرایط حاضر و ابزارها وامکانات وتوان ما قابل انجام باشد برای مثال فردی اهداف خود را که در کویر زندگی میکندچنین تعریف کرده باشد که کنار دریا باشم یک تن ماهی صید کنم وبفروشم وپول دار بشم که به چنین اهدافی که درآن چندین آیتم مجهول وجود دارد وهمانند یک مساله ریاضی چند مجهولی میماند نمیتوان اهداف گفت بلکه باید بگوییم این فرد دررویا است بنابراین من خواهشم این است که در گام نخست رویایی فکر نکنیم.

بسیاری از افراد فکر میکنند که افراد موفق نیز بدون اندیشه وفکر وبرنامه ریزی از یک مسیری شروع کرده وپله های ترقی را طی کرده اند وبنابراین آنها نیزهمیشه بدنبال چنین راه حل ها وروش هایی میگردند.

باید به این نکته مهم باید توجه کنیم که افراد موفق یک توان بالقوه و هوش ذاتی در شناخت موقعیت و فرصت ها واستفاده بجا ومناسب از آنها داشته اند وتوانمندی خود را بخوبی شناخته و با ریسک های حساب شده ژله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده اند.

بسیاری از افراد موفق جزییات زندگی خود را که درآن مشقات واسترس ها وفشارهای روحی ومخاطرات واتفاقات تلخی نیز نهفته است را بیان نمیکنند وچون مردم فقط ظاهر امر ونتیجه کار را میبینند فکر میکنند با شانس واقبال به این موفقیت دست یافته اند.

نتیجه ایی که ما از این توضیح مختصر میگیریم این است که باید واقع بین باشیم وخود را نیز باور داشته ورویایی فکر نکنیم با شناخت کامل از پتانسیل های موجود درخود فرصتها را بخوبی شناسایی کرده وفعایت خود را شروع کنیم وبا پشتکار وصبوری ادامه داده وتلاش کنیم یک حرکت روبه رشدی داشته باشیم ودر هر وضعیت وموقعیتی موفق ومصمم باشیم و بدانیم هر کاری وحرکتی ومسیری فراز ونشیب دارد.


 
 
سال را با برنامه ریزی آغاز کنید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

سال نو شد باید تفکر وبرنامه ها را نیز نو کرد بسیاری هستند که تحویل سال را همانند یک گذر عمرو همانند روزهای دیگر میدانند وبدون هیچ اندیشه وتفکری گام درفعالیتها و زندگی روز مره خود میگذارند.

سال که نو میشود طبیعت دوباره رویشی نو دارد و زندگی انسان جدا از نظم طبیعت نیست وآن کس موفق است که نو باشد و نظم نظام خاصی در زندگیش حاکم باشد وبا آغاز سال نو او نیز برنامه هایش را نوسازی کند واهدافش را سبز وشفاف کند.

زیباییها را دوست بدارد و از بدیها دور باشد و بداند که  بی برنامه بودن و بی نظمی بالاترین ضعف و بیچارگی برای هر فردی است که حتی اگررشد نیز داشته باشد آن رشد بجای رفاه برایش مشگلات بدنبال خواهد داشت.

بسیار خوب است که هر چیزی را بهانه کنیم برای نو بودن و نو شدن واز هر فرصتی استفاده کنیم برای برنامه ریزی و برنامه ها را مرور کردن وارزیابی عملکرد وچه چیزی بهتر از این است که سالی حد اقل یکبار همان آغاز سال را با برنامه ریزی و تدوین واصلاح برنامه ها شروع کنیم بدانید که در اینصورت بزرگترین ومهمترین گام برای موفقیت ورشد وشکوفایی را برداشتید.

بیاید گفتار و پندار و کردار مان را با آغاز سال نو همچون سرسبز شدن طبیعت وشگفتن گلها زیبا وهدفمند و با تدبیر نماییم.


 
 
مدیران مسئول وآتش نشانان مقصر در حادثه دلخراش سقوط دوخانم زحمتکش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩
 

دل هرهم وطنی که موضوع را در روزنامه خواند وعکس آن را دید ویا فیلم آن را در صدا وسیما دید به درد آورد وافسوس از اینکه میتوانستند جلوی این حادثه را به خیر وخوشی بگیرند ولی نشد.

آری جلوی هر حادثه ایی را میتوان گرفت وبرای همین است که میگویند تجهیزات مناسب و آموزش های درست میتواند سوانح حوادث را به حداقل برساند.

خانواده هایی داغدار شده و مردمی نگران شدند که چگونه اینهمه مانورها وشعارهای مسئولین داده میشود واعلام آمادگی میکنند که درصورت بروز زلزله وهر حوادث ناگواری همه واحدهای خدمات رسانی برای به حداقل رساندن خسارتها وتلفات آماده اند را زیر سوال برد.

من خود درحادثه ناگوار زلزله رودبار از روزهای اول بودم ودیدم که برای امدادرسانی چه آمادگی بالایی لازم است وگرنه خسارتها و تلفات جبران ناپذیری متحمل میشوند.

اعلام شده که موضوع بررسی کارشناسی خواهد شد که جای تقدیر دارد وشنیده میشود که دونفر از پرسنل زحمتکش دستگیر شده اند که درصورت مقصر بودن جای تردید وبحث ندارد ولی بنده بعنوان یک شخصی که با مباحث مدیریتی مطالعه وارتباط دارم ومشاور مدیریت هستم میخواهم این موضوع را مورد تجزیه وتحلیل قراردهم .

اولا" چگونه میتوان درصورت بروز هر حادثه ایی بهترین خدمات رسانی را کرد:

1- بهره برداری از مدیران کارآمد وپرسنل آموزش دیده وتشویق وتنبیه مناسب وبموقع آنها.

2-استفاده از تجهیزات مناسب وکنترل کیفی وعملکردی آنها بطور روزانه بطوری که درهرلحظه آماده بهره برداری باشد.

3-توجه به آمادگی کامل وحضور بموقع در صحنه و مدیریت صحنه واتخاذ تدابیر مناسب وکاربردی وامدادرسانی بجا وشایسته.

برای همین است که شما در فیلم ها وامدادرسانی های مدرن وپیشرفته ومفید همیشه میبینید که مدیران نقش شایسته ایی را ایفا میکندوزودتر از همه حضوردارد البته باید بگویم که در هر زمینه ایی مدیریت نقش اول را دارد وبرای همین است که در هر جایگاه وموقعیتی بیشترین امتیازات وامکانات دراختیار مدیر آن مجموعه است از حقوق بالا وپاداش قابل توجه وامکانات اداری بالا وبرای همین است که میگویند بالاترین مسئولیت نیز متوجه اوست.

ولی جالب توجه است اگر دراینجا بیشترین توجه وتقصیر متوجه پرسنل حاضر درصحنه شده باشد!

درمدیریت یک اصل مهم است که میگوید پرسنل کار نمیکند ایراد از پرسنل است یا مدیر وجواب آن مدیر است.

برای همین است که درکشورهای پیشرفته بیکباره میبینید در چنین رویدادهایی عالیترین مسئولان همان در لحظه وقوع اتفاق بدون هر بررسی وتحلیلی استفا’ میدهند وخود را مقصر میدانند ولی در کشورهای همانند ما برعکس مسئولین رده بالا با اقتدار دستور بررسی و شناسایی وپیگیری مقصر هایی که در زیردستان خود است را میدهند.

واقعا" درچنین رویدادهایی مقصر کیست وآیا واقعا" مقصری وجود دارد؟

یک بچه دبستانی نیز فیلم آن را میبیند متعجب میماند از اشتباهات وضعف هایی که دراین امدادرسانی بوجود آمده است:

1- معمولا" در چنین مواردی همه از حضور بموقع کله دارند.

2-نردبان نجات بخوبی عمل نمیکند وهیچ تجهیزات دیگری نیز به چشم نمیخورد بطوری که تشک وحتی وسیله ایی درمسیر خانمی که میخواست خود را پرتاب کند گذاشته یا میگرفتند نجات بخش بود که از ابزار ضروری نجات است ویا حتی آقایی که از اطاق بغل تلاش میکند اورا بگیرد ودستش نمیرسد یک وسیله چوبی یا برزنتی و... که خانم آن را بگیرد مشاهده نمیشود ویا از پشت بام میتوانستند طناب یا وسیله ایی همچون نردبان آویز ایجاد کنند.

3- هیچ مدیریتی درصحنه مشاهده نمیشود وفقط به آب گرفتن اکتفا میشود که خود همین احتمال لیز خوردن فردی که آویزان شده را دارد زیرا هم دست وپایش لیز خواهد خورد هم لباسش سنگین ترشده وتوان نگهداشتن را از او میگیرد.

اینها مواردی است که بسادگی به ذهن هر فرد معمولی میرسد مشخصا" بابررسی کارشناسی مواردکارشناسی تر خواهد شد.

آنچه مهم است الان بدنبال چه چیزی هستیم اینکه پرسنل حاضر کوتاهی کرده اند ! پس دراینجا نقش مدیران ومسئولان کجاست و مسئولیت آنها چیست ؟

امیدوارم مسئولین مانیز شهامت داشته وبرای اینکه حقوق وپاداش وامکاناتی را که میگیرند برای خود وفرزندانشان ارزشمند وحلال باشد درچنین شرایطی با جرات وشهامت اگر علم وایمان کامل دارند بگویند بالاترین مسئولیت با آنهاست و هرمقصر دیگری اگر شناسایی شود بعد از آنها خواهد بود زیرا ارشدیت مدیران بدلیل بالا بودن مسئولیت آنهاست نه چیز دیگر با محکوم کدن زیر مجموعه صورت مسئله را پاک نکنیم که در این صورت به خدا و وجدان و جامعه وخانواده وبشریت جوابگو نخواهیم بود ومسولین رده بالا را مسئول تر از زیر دستان بدانیم .


 
 
رکود مطلق را با اعتبار میتوان پشت سر گذاشت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱
 

به ندرت اتفاق میافتد که در جامعه رکود همه جا را فرا گیرد وهیچ محلی برای فعالیت وحرکت وجود نداشته باشد رکود همانطوری که از نظر لغو ی نیز معلوم ومشخص است وضعیتی است که در آن فعالیتعای اقتصادی ودر راس آن بازار وفروش محصول با رکود وکسادی مواجهه شده است.

شاید وضعیت اقتصادی کنونی کشور در نوع خود کم سابقه باشد که در آن از بازار گر فته تا بخش مسکن و بورس حتی سکه وارز و... در رکود کامل بسر می برد که در شرایط عادی اگر بازار در رکود باشد و بقیه فعالیتها در حرکت باشند یک تاجر میتواند برای عبور از رکود و بحران وجوابگویی به تعهدات خود ازمنابع دیگر خود همانند مسکن وطلا و... استفاده کند و به راحتی مقاطع بحرانی را پشت سر بگذارد.

در رکود مطلکق هیچ یک از داراییهای تاجر قابلیت نقد شوندگی ندارند وتاجر در این وضعیت حتی ا گر چندین برابر تعهداتش نیز سرمایه غیر نقدی داشته باشد جوابگوی طلبکارانش نیست مگر با مهلت گیری از آنها ویا جذب منابع لازم از سرمایه گذاران ودوستان و مهمترین موضوع در این وضعیت میزان اعتبار تاجر نزد دیگران است یعنی اعتبار تاجر.

بنابراین اگر میخواهید تاجر موفقی باشید که هیچ مقطع وبحرانی نتواند شمارا هراسان وگرفتار سازد باید بدانید که کلید موفقیت یک تاجر نه افزوده شدن ثروت مادی او بلکه اعتبار وعزت اوست که میتواند هر بحران ورکودی را که همچون یک سد عظیم مانع حرکت او شده اند را هموار و آسان نموده و اورا موفق وپایدار نماید.


 
 
شرایط سخت اقتصادی و روزنه ایی روشن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۳٠
 

شاید کسی فکر نمیکرد در شرایطی که در دولت جدید و روی کار آمدن تیم مدیریتی به نسبت با تجربه و منسجم وشکستن تورم وتحریم درشرایط کنونی اینقدر مردم تحت فشار اقتصادی باشند.

ولی باید بدانیم که اقتصاد ملی نیز همانند یک انسان میماند که چون دچار فشار خون بالا وسکته قلبی میشود واقدام به عمل جراحی میکند بیکباره نمیتواند از شیرینی و سعادت سلامتی بهره مند شود بلکه یک دوره نکاهتی هست که شاید شرایط ان بسیار بدتر وسخت تر از دوران بیماری باشد که بایستی آن را با صبر وتدبیر بگذرد.

در واقع بعد از توقف و حتی شکست وضعیتی که در دولت قبلی با کاهش ارزش بی رویه پول روبرو بودیم بطوری که حتی بسیاری از کارشناسان به راحتی تحلیل میکردند که نرخ دلار از مرز 50000ریال خواهد گذشت وسکه به مرز 2میلیون خواهد رسید که آن شرایط میتوانست کشور را به ورشکستگی و اکثریت مردم را فقیر و بیچاره کند وبرعکس تعداد اقلیتی نیز به ثروتهای نجومی دست یابند واز طرف دیگر فساد واعتیاد واختلاس و... نیز به اوج خود برسد خوشبختانه به این میماند که ماشین اقتصاد کشور در هنگام سقوط به دره عمیق در بین راه به طریقی متوقف شده وحال باید اندیشده شود که چگونه این ماشین را از آن دره به جاده رشد وطرقی انتقال داد.

تورم بالا در صورتی که متوقف شود مشخصا" جو روانی نیز به همراه آن وحتی بیش از آن متوقف شده ویک رکود سهمگین در کشور ایجاد میشود وطولانی شدن این رکود نه نشانه بدتر شدن واشتباه عمل کردن بلکه نشانه خوبی از توان وقدرت و ایستادگی ومصمم بودن در از بین بردن تورم وجو روانی موجود است.

در اینجا ممکن است مردم وفعالان اقتصادی وتجاری فشار بی رویه ایی را متحمل شوند وحتی برخی از انها نیز ورشکست ویا از دور فعالیت خارج شوند ولی به هر حال چاره ایی جز صبر واستقامت وبرنامه ریزی وکاهش هزینه ها وجوابگویی به تعهدات با حداقل منابع را ندارند .

دراینجا وظیفه اصلی دولت مردان نیز این است که بانکها وموسسات مالی واعتباری را مجاب کنند که به فعالان تجاری واقتصادی وافراد نیازمند واقعی با شرایط سهل تری تسهیلات پرداخت کنند تا آنها بتوانند از این برهه به خوبی عبور کنند.

توقف تورم افسار گسیخته و افتادن دربستر رکود سهمگین همانند این میماند که میگویند زلزله(رفت) شاید آنقدر آسیب ایجاد نکند که برگشت آن ایجاد میکند یعنی هر زلزله ایی یک رفت وبرگشت دارد که مردم باید آمادگی برای ان داشته باشند.

متاسفانه مهمترین چیزی که نمیگذارد تصمیمات اقتصادی آنطور که باید بخوبی بستر سازی و پیاده سازی شود ورود بحث های سیاسی به بحث های اقتصادی است که امیدوارم برخی از جناح ها حداقل برای انسانیت و اخلاقیات هم شده شرایط سخت مردم بیچاره ونیازمند در چنین شرایط وبرهه ها را توجه نموده وبگذارند تا بحران های اقتصادی بخوبی طی شده وتا کشورمان با وجود داشتن اینهمه سرمایه ملی در میان همسایه ها ضعیف وناتوان دیده نشود وبه این موضوع توجه کنند که داشتن اقتصاد پویا وتوانمند برای همه توان وافتخار ایجاد میکند.


 
 
خطرات بورس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٥
 

دررابطه با فرصتی که دریکساله اخیر برای سرمایه گذاری دربورس برای دستیابی به سود مناسب ایجاد شده قبلا" توضیحات لازم را دادم وبرای افرادی که آشنایی لازم را ندارند نیز روشهای ساده ایی را بیان کردم .

اکنون میخواهم خطراتی که ممکن است منبعد برای سرمایه گذاران دربورس بوجود آید توضیحاتی را بیان کنم تا بتوانند با شناخت گردابهای بورس منافع بدست آمده را همچنان حفظ کنند وبیکباره با زیانهای غیر قابل جبران روبرو نشوند.

برخی فکر میکنند روند صعودی بورس میتواند برای سالها ادامه دار باشد ویا بدلیل سودی که سالیانه شرکتها میدهند خود ماندگاری سرمایه گذاران را تضمین میکند ولی باید این رابدانیم بورس نیز همانند سرمایه گذاریهای دیگرریسکها وخطرات خاص خود را دارد ودر صورت عدم توجه ودقت ما میتواند زیانهای جبران ناپذیری به سرمایه گذاران تحمیل نماید.

خیلی ها میخواهند بدانند که چه اطلاعاتی برای آشنایی کافی به سرمایه گذاری در بورس لازم است یا بهتر بگویم بهترین ومجرب ترین مشاوران بورس چه کسانی هستند و میتوانند باشند ودر چه زمینه های باید دانسته های خود را بیشتر کنیم تا دراین مسیر موفق شویم.

بسیاری درتجربه هایشان دارند که حتی با کارشناسان فعال بورسی نیز در خرید سهام مشورت کردند ولی زیان برده اند ویا ممکن است فردی دربازار آزاد مشاوره ایی داده که بسیار مفید شده که علت آن را درزیر بیان میکنم.

اطلاعات مفید برای سرمایه گذاری مطمئن دربورس را به سه بخش تقسیم میکنم:

1- اطلاعات مالی : شامل تجزیه وتحلیل مالی اطلاعات شرکتهای حاضر در بورس که خلاصه ایی از آن نیز همه روزه توسط سازمان بورس جهت اطلاع خریداران منتشر میشود که اصلی ترین آنها p/e  , epsشرکنهاست کارشناسان مالی بورس حتی پارا فراتر گذاشته و از انواع نرم افزارهای مالی نسبتهای مالی وروند قیمت سهام سود آوری شرکتها و .....را مورد بررسی قرار میدهند که این کارشناسان اطلاعات مفیدی در این زمینه داشته ومیتوانند شما را مشاوره مناسب بدهند این کارشناسان به ترتیب الویت شامل کارشناسان فعال در بورس ،شرکتهای کارگزاری ،استادان مالی دانشگاهها ،مدیران مالی وکارشناسان زبده مالی میباشند.

2-اطلاعات اقتصادی وصنعت: یکی از موارد مهم تاثیر گزار در بورس مسائل اقتصادی ووضعیت صنعت است مواردی همچون رکود وتورم ووضعیت  بازار بطوری که در یک مقطع زمانی بدلیل ورود بی رویه کالاهای چینی بسیاری از کارخانجات نساجی کشور ورشکست شدند درچنین شرایطی سهامدارانی که در این شرکتها سرمایه گذاری کرده بودند بیکباره با افت سودآوری ونرخ سهام آنها زیانهای زیادی را متحمل شدند ویا درمقطعی شرکتهای معدنی بدلیل توسعه صادرات غیر نفتی سودآوری زیادی ایجاد شد ونرخ سهام آنها بشدت افزایش یافت و یا در حالت کلی بدلیل تورم بی رویه یکسال اخیر وکاهش ارزش پول کشور برای مثال کالای 1000 ریالی به 10000 ریال رسید بجز قیمت سهام بنابراین کارشناسان اقتصادی میدانستند که این کاهش ارزش پول در قیمت سهام نیز همانند سایر کالاها باید اثر گزار باشد که منجر شد تقریبا" همه سهام همه شرکتها بدون توجه به نوع فعالیت آنها حداقل یک افزایش 100 درصدی را تجربه کنند ویا بدلیل کاهش نرخ ارز وسکه وکم رونق شدن بازار آنها کارشناسان اقتصادی میدانستند که تقاضای زیادی از آن بخش به بورس منتقل خواهد شد بنابراین کارشناسان اقتصادی وفعالان در بازار نیز میتوانند مشاوره های مفیدی در این زمینه بدهند که کارشناسان مالی واساتید دانشگاه در بخش مالی از آن بی بهره اند وبرای مشخص شدن نقصان اطلاعات مالی آنهاحداقل یک دوره مالی ششماهه لازم است  .

3- رویدادهای سیاسی وجو روانی : بسیاری از تصمیمات سیاسی نیز تاثیر زیادی در بورس دارد همانند تصمیمات ویا مذاکراتی که دررابطه با فعالیت اتمی گرفته میشود ویا تحریم های که صورت میگیرد وحتی وضعیت سیاسی کشورهای همسایه ویا بهبود ویا تیرکی روابط کشور با همسایگان ویا سایر کشورها بخشنامه ها وتصمیمات یکباره دولت در برخی زمینه ها ویا دیدگاهی که درمردم نسبت به سرمایه گذاری ویا آینده کشور وموضع گیری دولت بوجود میاید کارشناسان سیاسی نیز بعنوان اینکه بتواند آینده سیاسی وتصمیم گیریهای سیاسی را پیش بینی واعلام کند بسیار در تصمیم گیریهای ما مفید خواهد بود موضوعی که کارشناسان مالی واقتصادی اطلاعات مفیدی از آن ندارند.

بنابراین همانطور که میبینید در بورس عوامل مختلفی دخیل است که شناخت واطلاع یابی از آن توسط کارشناسان خبره مختلف قابل تشخیص وپیش بینی است وبرای همین مطمئن باشید اتکائ به اطلاعات یک کارشناس فقط شما را میتواند تا 30-40درصد اطمینان کافی ایجاد کند ولی به هر حال همین اطلاعات نیز خود بسیار مفید خواهد بود .

بااین حال بدلیل اینکه کلیه عوامل فوق تاثیر گذاری خود را در این یک سال اخیر داشته وپیش بینی انتقال سایر سرمایه گذاریها به بورس حتی فراتر از پیش بینی ها بوده ودرواقع یک تقاضای مضاعف در آنجا بوجود آمده ممکن است در برخی از سهام حباب قیمتی بوجود آمده باشد که میتواند بسیاری از سرمایه گذاران را با زیان مواجهه نماید.

منبعد باید در تصمیم گیری ها یمان نسبت به سرمایه گزاری در بورس با ید دقت بیشتری بکنیم.


 
 
ظرفیت شما چقدر است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۸
 

میگویند ظرفیت فلانی بسیار بالاست ویا فلان شخص بسیار کم ظرفیت است وهر اتفاقی میافتد از کوره درمیرود و یا فلان شخص از فشار روحی وارد شده سکته مغزی کرد ویا سکته قلبی راستی ظرفیت انسانی را چگونه میتوان تعریف کرد.

من ظرفیت انسانی را همانند ظرف های دیگر میدانم برخی همانند یک فنجان کوچک هستند و از جنس شیشه برخی همانند یک منبع بزرگ فولادی میمانند.

مشگلات وفشارها وناملایمات زندگی را نیز همانند موادی میدانم که درون این ظرف ها ریخته میشود اتفاق و رویدادهای معمولی همانند مایعات هستند وچون از ظرفیت ما بیشتر باشد فقط سر ریز میشود همان گونه که برخی با کوچکترین بحث ومشکل پرخاش میکند وبه اصطلاح از کوره در میرود.

برخی از مشکلات بزرگ و فشارهای زندگی همانند اجسام سخت میماند واینجاست که جنس ظرف شما مهم است اگر از شیشه باشد در مقابل این فشار میشکند واگر از فولاد باشد مقاومت کرده ومقطع فشار وسختی را به راحتی پشت سر میگذارد.

آنچه مهم است این است که بزرگی وکوچکی این ظرف وسختی ونرمی جنس آن به خود شما بستگی دارد به بینش وتفکر وتجربه وایمان بنابراین میتوانید هم همچون شیشه باشید وهم همچون فولاد میتوانید ظرفیتتان همچون فنجان باشد و هم یک منبع بزرگ پس از همان دورانی که پا در عرصه فعالیت زندگی میگذارید متفکرانه حرکت کنید با برنامه وایمان داشته باشید که اگر چنین عمل کنید موفق خواهید شد.

دروغ وریا وپیروی کور کورانه و روشهای غیر اصولی اخلاقیات بد و... را که جامعه آن را نمی پسندد و در اخلاق ودین و عرف و تجربه وعلم مردود است پرهیز کنید وشخصیت انسانی ورفتارهای انسان دوستانه ومطالعات علمی واخلاقی را بیشتر وبیشتر کنید.

از تجارب دیگران بهره ببرید وازتجارب خودتان پند گیرید وبدانید زندگی فراز ونشیب است و تلخ وشیرین فقط مهمترین اصل اینست که به مسیری که انتخاب کردید ایمان داشته وبا اقتدار واطمینان گام بردارید ودر رویارویی با مشکلات نهراسید و درهنگام موفقیتهای بدست آمده از خود بیخود نشویدو غرور چشمان بینای شما را نبندد همیشه دیگران را یاری کنید و دستگیر دیگران باشید واز مشاوران وافراد با تجربه بهره مند شوید.


 
 
جوانمردی وگذشت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۸
 

جوانمردی وگذشت یکی از مهمترین ووالاترین خصیصه ایی است که یک فرد میتواند داشته باشد.

بسیاری فکر میکنند که این خصیصه مختص افراد خاصی است وهرکسی این خصیصه را ندارد.

بسیاری نیز فکر میکنند که جوانمردی وگذشت فقط برای دوستان ونزدیکان میتواند صورت گیرد .

آنچه مسلم است این است که این یک نوع رفتار است وبنابراین هرکسی میتواند هر رفتاری را تجربه وتمرین و فرا گیرد.

بنابراین نباید احساس کنیم که یک رفتار مختص افراد خاص است از طرف دیگر این احساس وانتظار جوانمردی از دوستان ونزدیکان را داشته باشیم و یا فکر کنیم دوستانمان ونزدیکانمان بالاترین خصایص مثبت وخوب را دارند.

بسیار اتفاق افتاده که در گذر روزگار ومسیر فعالیت وزندگیتان با افراد وکسانی روبرو میشوید که از خود جوانمردی وگذشت واحترام ومحبت وعشقی از خود نشان میدهند که تازه ما را بخود آورده واین مفاهیم را در آنها به خوبی و به شکل واقعی اش میبینیم وبهره میبریم.

بسیاری گذشت وجوانمردی را در موارد مادی تعریف و خلاصه میکنند ولی باید بدانیم که این خصلت رفتاری میتواند در همه زمینه ها بروز و نمود پیدا کند.

حتی در مسیرهایی که شاید برای انسان دیدن این نشانه ها در آنجا معنی ومفهوم ندارد ویا برای سنجش این خصوصیت در دوستانمان بدنبال شرایط خاص هستیم ولی میتوان دریک مسیرهای بسیار ساده و معمولی این خصایص را سنجید.

در یک بازی شطرنج آن لاین که نه طرف مقابل را میشناسی ومیبینی  ونه برد وباخت آن برایت سود وزیان مادی دارد ونه اطلاعاتی از تحصیل و خانواده وسن وثروت و... طرف مقابل داری ونه از موقعیت حاضر او مطلع هستی ولی دوستانت را میشناسی ودر مواقعی که باآنها به بازی مشغول هستی از اوضاع واحوالشان مطلعی و برد وباختتان بیشتر رقابتی و قدرت نمایی است.

دراین وضعیت به یکباره میبینی آن دوستی که بسیار اعتماد واعتقاد داشتی سر یک بازی معمولی وبرد وباختی که هیچ ارزش مادی و معنوی ندارد از کوره در میرود وحتی با شما ضدیت میکند ولی بیکباره با افراد جدید ناشناخته ایی روبرو میشوی که بسیار مهربان و بردبار وباگذشت بازی کرده وحتی درمقابل اشتباهات شما سکوت کرده وبازی را واگذار میکنند که شما ناراحت نشوی.

اینها نشانه هایی از این موضوع مهم است که بدانید بسیار کسانی هستند که برای شما میتوانند دوستان خوب وجوانمرد وبا گذشت وخوب باشند که شما از انها غافلید وبسیار دوستانی هستند که نیاز به اصلاح و تغییر در رفتار وبهبود در روابط دارند ودر وضعیت کنونی نه تنها گذشت وجوانمردی ندارند بلکه مخاطره آمیز نیز هستند که باید در روابطمان با آنها هشیار و محطاط باشیم.

بیایید بسترمان را طوری کنیم که بتوانیم دوستان جدیدی با خصایص رفتاری والا ایجاد وروابطی زیبا با آنها داشته باشیم وبدانیم دراین وضعیت هم او وهم شما روزبروز موفق و از این دوستی خرسندتر خواهید شد وتازه به اهمیت دوست ودوست خوب داشتن آگاه خواهید شد دوستان قدیمی را نیز با بهبود روابط حفظ کرده وروابطمان را بهبود بخشیم.


 
 
توافق ژنو
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٤
 

یکی از ویژگیها وتاثیر اصلی توافق ژنو براقتصاد کشور مشخصا" رفع ویا کاهش تحریمها است موردی که میتواند ورود ارز به کشور را بسیار تسهیل کند.

از طرف دیگر بدلیل اینکه در دولت قبلی بدلیل ایستادگی وپافشاری بر اشتباهات واینکه روز بروز برشدت تحریمها واز طرف دیگر بدلیل ضعف مدیریتی جو روانی شدیدی حاکی از عقب رفت اقتصادی بوجود آمده بود وبخش مهمی از آن نیز واقعیت داشت منجر شده بود درآن مقطع تحلیلگران حتی پیش بینی کنند که نرخ برابری دلار از 40000 ریال نیز عدول خواهد کرد.

این موضوع منجر شده بود تا کلیه سرمایه های سرگردان وبخش مهمی از منابع نقدینگی بانکها نیز از طریق تسهیلات ووام توسط مردم وحتی تجار بسوی خرید ارز وسکه سرازیر شود.

بدلیل بازدهی بیش از حد سرمایه گذاری برروی سکه وارز وراحتی واطمینان وسادگی این سرمایه گذاری بجز بخش مسکن که خود او نیز از کاهش روز افزون ارزش پول ملی سودهای بیش از 100 درصد را نصیب فعالان خود میکرد بقیه فعالیتها شرایط سختی داشتند از جمله بورس وشرکتهای تولیدی که منجر شد تا بسیاری از آنها ورشکست شوند.

بنابراین این یک اصل مسلم است که با توافق ژنو جوروانی کلا" ازبین برود واز طرف دیگر تجار با خوشبینی به آینده حرکت های خود را شروع کنند وسرمایه گذاران وشرکتهای خارجی با رغبت دست دوستی بسوی ایران دراز کنند در چنین شرایطی باید منتظر کاهش روزانه هرچند کند نرخ ارز وسکه وسایر محصولات باشیم.

از جمله موردی که تا کنون استقامت کرده وباید دراین روند شاهد شکست قیمتهای آن حتی درسطح قابل توجه باشیم موضوع قیمت مسکن است که چون هم ساخت وساز بدلیل قطع نشدن تسهیلات اعطایی بانکها ادامه دارد وهم بخشی از افزایش قیمت آن ناشی از جو روانی گسیل شدن سرمایه های مردمی بسوی سرمایه گذاری درآن بود که این بخش کلا" درحال خروج از بخش مسکن میباشد.

شما درچنین شرایطی مجددا" شاهد روند روبه رشد بورس خواهید بود.


 
 
اقتصاد خانواده (2)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٠
 

در رابطه با اولین موردی که میتوان دررابطه با کاهش هزینه ها تصمیم گیری نمود یعنی فروش خودرو غیر ضرورمطلب نوشتم در اینجا به جنبه های دیگر کاهش هزینه خانوار اشاره میکنم.

شاید به جرات میتوان گفت یکی از مهمترین مواردی که امروزه منجر به افزایش هزینه خانوار گردیده فرهنگ مصرف گرایی وتغییرات روزمره در مدل و تنوع محصولات خانگی میباشد که متاسفانه بسیاری نیز بدون توجه به جایگاه مادی خود وتوان مالی بهترین وبالاترین را خرید کرده وبا وجود داشتن اثاثیه نسبت به تغییر وتعویض زود هنگام آن دست میزنند.

همه ما باید به یک چیز توجه داشته باشیم که چه بخواهیم ویا نخواهیم باید قبول کنیم که از نظر توان مادی جایگاهمان در بین خانواده های دیگر کاملا" مشخص وقابل ارزیابی است وباید بدانیم که اگر هرروز مدل ها ومحصولات جدید وبا قیمتهای مختلف در بازار عرضه میشود ما باید در انتخاب به دو موضوع مهم دقت کنیم :

1- ضرورت خرید: آیا خرید فوق برای ما ضرورت دارد یا نه والویت بندی خرید کنیم واگر محصولی داریم که هنوز همان کارکرد را انجام میدهد دست به تعویض زود هنگام نزنیم.

2-تشخیص سقف خرید: باید بدانیم خانواده های مختلف با توان خرید مختلف وجود دارد بنابراین باید توجه داشته باشیم که مدل وقیمتی که انتخاب میکنیم متناسب با توان مالی ما باشد همانند خودرو که هرکس با توان مالی خود خودرو متناسب را انتخاب میکند که در سایر لوازم نیز اگر آن را رعایت کنیم توان مالیمان بیشتر خواهد شد وبرعکس بسیاری فکر میکنند اگر بالاترین مدل را انتخاب کنند دوستان وآشنایان آنها را قدرتمند خواهد دید که همین رویه روز بروز آنها را تضعیف میکند.

مورد دیگری که خود هزینه بالایی را به خانوارها تحمیل میکند چشم هم چشمی های بی رویه وجشن ها و لوازم مصرفی ویا خرید لباسهای گران قیمت وبرای هرجشن جداگانه وهزینه های بی رویه به فرزندان وکلاس های مازاد بربرنامه و غیرانتفاعی که سهم قابل توجهی از توان خانوارها را بدون اینکه تاثیری در رفاه خانوار داشته باشد وحتی در بسیاری از موارد به انحراف های اخلاقی نیز منجر میشود وشالوده اساس خانوار را بهم میریزد .

بنابراین باید با تلاش مناسب در جهت اصلاح دیدگاه خانواده وتلاش درجهت ایجاد روابط با خانواده ها ودوستان مناسب وپرهیز ودوری از افراد مادی گرا وچشم هم چشمی ها وایجادبرنامه های ورزشی وفرهنگی متناسب با خانواده از انحراف خانواده جلوگیری واین هزینه ها را کنترل کرد.


 
 
اقتصاد خانواده(1)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۱
 

در شرایط کنونی که بدلیل توررکود های شدید اقتصادی وکاهش ارزش پول ملی بسیاری از مردم زیر خط فقر بسر میبرند واز طرف دیگر بدلیل شرایط خاص فرهنگی که متاسفانه چشم هم چشمی و زندگی مصرف گرایی درکل جامعه بدور از هر طبقه اجتماعی شیوع پیدا کرده درچنین شرایطی همه مردم بدنبال راهکارهایی هستند که بتوانند وضعیت اقتصادی موجود خود را حفظ ویا بهبود بخشند.

به این موضوع اقتصاد خانواده عنوان میشود که درآن فرد بدون توجه به وضعیت اقتصادی کل جامعه راهکارها واستراتژی هایی بکارمیگیرد تا خود را با شرایط تورمی تطبیق داده واز نگرانی عقب افتادگی و ضعف اقتصادی خانوادگی برهاند.

دراینجا به یک بحث مهم باید توجه کرد که افزایش درآمد معمولا" به راحتی اتفاق نمیافتد ویک واحد افزایش در درآمد الزاما" منجر به یک واحد درسود نمیشود وکاهش هزینه ها نیز به راحتی اتفاق نمیافتد ولی هر واحد کاهش هزینه منجر به یک واحد افزایش در سود فرد میشود یعنی هرکسی که بتواند کاهش هزینه دهد به همان میزان نیز برسود خود میافزاید.

حال در اینجا من میخواهم برخی از مواردی که خانوارها میتوانند در هزینه هایشان کاهش دهند اشاره میکنم درگذشته یکی از موارد مهمی که در لیست داراییهای قشر متوسط وارد شد خودرو میباشد وحتی بسیاری از کارمندان واقشارمتوسط هستند که برای چشم هم چشمی دو خودرو متوسط به پایین یکی برای همسر ویکی برای خود دارند.

باید توجه کنیم دریکسال اخیر افزایش بی رویه خودرو منجر شد تا این وسیله خود به یک کالای سرمایه ایی پر سود تبدیل شود ولی از چند ماه اخیر سیر نزولی آغاز کرده وپیش بینی میشود نه تنها قیمت آن بالا نخواهد رفت بلکه پایین نیز خواهد آمد.

دراینجا مهمترین مسئله اینست که با افزایش قیمت خودرو قطعات آن نیز بشدت افزایش یافته واین وسیله در وضعیت کنونی ودرصورت بروز خسارت ویا سرویس های عادی آن از یک هزینه معمولی به سرطانی از هزینه ومخارج تبدیل خواهد شد که حتی ممکن است اقتصاد خانواده را با خطر جدی مواجهه نماید.

لذا دروضعیت کنونی ووجود دوخودرو حتما" باید نسبت به کاهش آن اقدام ودرصورتی که یک خودرو داشته باشند وآن خودرو از نظر کیفی و سلامت مناسب نباشد درصورت امکان باید آن را بفروش رسانده ووجوه مربوطه را در مسیرهای دیگر از جمله سهام سرمایه گذاری نمایند که دراین صورت هم از مخارج  وهزینه های اساسی خود کاسته اند وهم توانسته اند ارزش پول خود را حفظ کنند.


 
 
اقتصاد تجویزی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 

دولت جدید خوشبختانه توانست با انتصاب بخشی از مدیران با تجربه تر  بخش مهمی از اثر روانی موجود درجامعه را خنثی نماید این وضعیت بسیار قابل تقدیر است ولی متاسفانه تحلیلگران وتصمیم گیران اقتصادی ما به یک بحث مهم که اقتصاد تجویزی نیست وباید به تعریف علمی آن در یک اقتصاد آزاد ویا نیمه آزاد که میتواند خود به خود به تعادل اقتصادی ومساعد ترین حالت ممکن برسد توجه نمیشود که درزیر به بخشی از آن اشاره میکنم:

1- ورود به بحث نرخ ارز توسط ریاست محترم بانک مرکزی

2-ورود به بحث نرخ خودرو توسط وزیر محترم صنعت وتجارت

وبحث ها ونقطه نظرات مختلفی که توسط صدا وسیما و روزنامه ها وسایر مسئولین و اقتصاد دانان تئوریک صورت میگیرد این موارد نه تنها تاثیر مثبتی در وضعیت اقتصادی کشور نمیگذارد بلکه به ایجاد اختلال در روند عادی ولازم از جمله اختلال درکاهش قیمت منجر میشود که با وجود رکود حاد درجامعه وتشدید آن واینکه قیمت ارز وسکه ومسکن وخودرو دربازار کاهش یافته ولی به یکباره درچند ماه اخیر بالاترین نرخ تورم را تجربه میکنیم.

اساتید ما هرچند ممکن است به مباحث علمی وروز دنیا مسلط باشند وبا این دیدگاه نیز بسیاری از دولتها ومسئولین سعی میکنند تا از حضور واطلاعات آنها بهره گیرند ولی متاسفانه بدلیل عدم اطلاعات آنها از شرایط عینی ووضعیت واقعی بازار و نحوه برخورد با آن لذا نسخه های آنها با واقعیتها فاصله داشته ودربرخی موارد وضعیت اقتصادی جامعه را بجای التیام و بهبود بدتر میکند.

درشرایطی که بیکباره مردم درطول چندسال بیش از 300 درصد کاهش ارزش پول را تجربه کردند چرا نباید بگذاریم خود شرایط اقتصادی بخش مهمی از آن را جبران نماید.

هرچند درچنین شرایطی بیم آن میرود که دولت وصنایع وتجار ضرر کنند وشرایط حادی بوجود بیاید ولی نحوه پیشگیری از این ضرر و زیان نه مقابله مستقیم با تعادل اقتصادی بلکه بایستی حمایتهای مالی وپولی ومقرراتی از آنها بعمل آید.

زیرا درصورتی که با این پیش فرض که درصورت کاهش بی رویه نرخ ارز بسیاری از تولید کنندگان وتجار متضرر گردند در این بین بخش مهم و حیاتی جامعه که عموم مردم را که از کاهش ارزش پول بسیار متضرر شده وتحت فشارند وخود بخود فساد و اعتیاد و ... را درجامعه رشد و نمو پیدا میکند را نادیده میگیرند درصورتی که حمایت از تجار وصنعت راه حل دارد ویکی از راه حل های آن تسهیلات آسان ومناسب است که همه از نبود آن رنج میبرند وبانک ها بجای تبدیل شدن به عامل حمایتی تبدیل به یک عامل بازدارنده ومشکل ساز وسلیقه ایی با مراحلی به سختی هفت خان رستم شده ونیازمندان واقعی از آن بی بهره اند ولی حمایت از مردم هیچ راه حلی جز تعادل  وبهبود شرایط اقتصادی ندارد زیرا تجویز پول تحت هرعنوانی از قبیل افزایش دستمزد ویا هدفمندی یارانه ها نه تنها کارامد ومفید نیست بلکه منجر به افزایش نقدینگی موجود در جامعه شده وتورم را بیش از نرخ کمکی که میشود افزایش داده وفقیر را فقیرتر وغنی را غنی تر خواهد ساخت.

بنابراین معلوم نیست این اقتصاد دانان حقوق بگیر ویا استادان تحلیلگر چرا از تجارب گذشته خود عبرت نمیگیرند وهمانهایی که از هدفمندی و... دفاع علمی میکردند الان هم باهمان شدت میکوبند انگار تحلیل آنها نیز همانند علفی میماند که به هرمسیری که باد وزد میوزند که دراین صورت تحلیلهای اقتصادی نیز راه بجایی نخواهند برد.

شاید شرایط حاضر در طول 30 سال اخیر استثنایی ترین وضعیت بوده که کاهش قیمتها وکاهش نرخ ارز میتواند بوقوع پیوندد وبجای استفاده مفید از این وضعیت برای بهبود شرایط اقتصادی مردم داریم با آن برخورد میکنیم.


 
 
رکود وکاهش ارزش دلار هشداری است به فعالان تجاری
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۳
 

شرایط مختلف را  و بهترین اقدام برای اتخاذ تصمیم گیریهای مناسب قبلا" توضیح دادم همانند شرایط تورم وتوررکود وحتی رکود ولی با توجه به شرایط حاضر که من از آن بعنوان رکود صفر (شرایط رکود توام با کاهش ارزش دلار)یاد میکنم شاید یکی از بدترین وخطرناکترین شرایط برای فعالان تجاری باشد.

زیرا دراین شرایط نه تنها تاجران از رکود شدید بازار دررنج میباشند واین رکود در بالاترین سطح خود بوده وآنها ورودی مناسب درمقابل تسویه تعهدات خود را ندارند از طرف دیگر درهمان شرایط بدلیل کاهش ارزش دلار نه تنها رکود تشدید میشود بلکه فشارمضاعفی از طرف دولت ومشتریان برای کاهش قیمتها به آنها وارد میشود.

درواقع سرمایه آنها بدون اینکه عملیاتی صورت گیرد روز بروز بشدت درحال کاهش بوده ورقم بدهی ریالی آنها بدلیل بالا رفتن ارزش پول ملی درحال افزایش است مگر اینکه تاجری بدهی ارزی داشته باشد که به سود تاجر تمام میشود.

دراین شرایط تاجران نه جرات واردات دارند ونه نقدینگی لازم برای انجام آن چنین شرایطی بهترین بستر ورشکستکی میباشد ودراین بستر به اصطلاح میگویند ده میلیون تومان کالا جوابگوی 5 میلیون تومان بدهی نیست درواقع هیچ کس مایل به گرفتن کالا درقبال طلب خود نمیباشد برعکس دوران تورمی که یک تاجر ورشکست به راحتی میتواند کالا به طلبکاران بدهد.

یکی از مهمترین خطرات این دوران این است که حتی اموال شخصی همانند ماشین وخانه (ملک واملاک) نیز دچار این رکود صفر شده وهمانند یک سونامی همه چیز را دربرمیگیرد و آنها نیز شامل کاهش قیمت شده وبه سختی بفروش میرسد برای همین چنین اموالی نیز پوشش بدهیها را براحتی نمیدهد.

اصولا" تجار آگاه وبا تجربه قبل از اینکه دچار چنیت وضعیتی بشوند قبل از آن از شرایط آتی مطلع شده وخرید را متوقف وصرفا" فروش میکنند تا قبل از وقوع این شرایط حاد موجودیها را به حداقل برسانند.

تاجری که پیش بینی لازم را نکرده ودراین شرایط گرفتار شده بایستی قبل از وقوع اتفاق حاد مذاکرات لازم برای استمهال بدهیها ویا هر منبعی که توجیه لازم را داشته باشد برای تامین آن بکند وبداند این شرایط همانند شرایط دیگرنیز که امیدوار باشند فروش مناسب صورت خواهد گرفت نیست واین انتظار برایشان سرابی بیش نیست.


 
 
عرف بالاتر است یا قانون
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳۱
 

مشخصا" قانون بدلیل اینکه تعاریف مشخص داشته وعمومیت داشته و توسط مجلس قانون گذاری یک کشور تصویب وابلاغ میشود شفافیت و جامعیت وتعاریف دقیق تری دارد.

اما نکته مهم اینست که عرف نیز رویه ایی است که در بخشی از جامعه ویا بین گروهی از صنوف ویا فعالیتها ودر موضوعات خاص بالا تر وبهتر از قوانین حاکم برآن مورد استفاده قرار میگیرد.

درقوانین قضایی نیز توجه به عرف پیش بینی شده است ولی چرا برخی از عرف های خوب درسنت ما به قانون تبدیل نشده ودرموارد مختلفی میبینیم که عرف با قانون مطابقت نداشته وکسانی که به عرف عمل کردند با مشکلاتی مواجهه شدند.

یکی از دلایل مهم عدم تدابق عرف با قانون اینست که متاسفانه بسیاری از تحصیل کرده ها وقانون گذارهای ما اطلاع جامعی از بسیاری از عرف های موجود در جامعه همانند عرف های تجاری رایج دربازار هیچ گونه اطلاعی نداشته ومطالعات و


 
 
باغ های پر از میوه(خاطرات مشد حسن)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧
 

روستایی زیبا پراز باغ های میوه باغ هایی که درختانش با هیچ حساب وکتابی کاشته نشده ودر کنار یک چاه آبی که بخشی از مردم ده برای بردن آب به آنجا میامدند چیدمان شده بود.

یک ردیف درخت کیلاس در راستای چاه ویک ردیف همچون دیواری بین چند باغ تو درتو یکی از باغ ها را باغ زردآلوودیگری را باغ توت میگفتند ویکی را باغ کیلاس و... هر باغی بنام یکی از درختان میوه نام گذاری شده بود نه اینکه فقط از آن میوه درآن باشد بلکه بیشترین درخت از آن میوه ایی بود که نامش نهاده بودند.

باغ با اینکه خود جوش بود بسیاری از درختانش خودرو ولی آنقدر زیبا بود که هرچقدر درآن میگشتی و بازی میکردی و صفا سیر نمیشدی انگار بهشتی که میگفتند همان جا بود.

مشدحسن نه اینکه صاحب همه باغ باشد ولی چون بقیه برادرها وخواهرها هنوز با اینکه میراث پدری شان مشخص بود ولی در شهر زندگی میکردند وفقط مشد حسن درروستا مانده بود واو همیشه درباغ بود وهرروز گاوهایش را از روستا به باغ میاورد .

مشد حسن بسیار مهربان بود انگار اونیز همچون یک گل زیبا وخوشبو درباغ خود نمایی میکرد وبا همه مهربان بود دوست وبیگانه همه او را دوست داشتند مخصوصا" بچه های فامیل که برای گشت و تفریح به باغ میرفتند.

بسیار شده بود چون به روستا میرفتیم هرگز از نان ولبنیات وغذاهای طبیعی که همسر مشد حسن درست میکرد سیر نمیشدیم چقدر لذیذ و با برکت بود.

از سگ مشد حسن بسیار میترسیدیم ولی سگش نیز بسیار مهربان بود چون ساعتی از اقامتمان میگذشت با ما انس میگرفت واو نیز میشد همبازی ما.

تابستانها هرهفته دوسه روز ما پیاده عازم روستا بودیم تا به باغ با صفا سری بزنیم واز میوه های خوشمزه آن سیر بخوریم وکمک مشد حسن درکارهایش باشیم وبرای خانه نیز میوه بیاوریم.

هرگز از سموم ودفع آفات وکودهای شیمیایی خبری نبود و میوه ها کاملا" طبیعی بودند وارگانیک تازه امروزه بیادم میاید میگویم چه شد آن میوه ها خوشمزه وامروزه این همه نگهداری و سم و... کاشت علمی و... ولی بازده پایین و بد مزه.

یادم میاید فقط ما نبودیم یک شهر تابستان میامدند واز آنجا میوه میبردند ومشد حسن هیچ کس را مانع نمیشد وهمه او را میشناختند ولی میوه تمام نمیشد.

گیلاس های زرد شیرین وزرد آلوی حسینی مثل قند و آلوی سیاه وسیب سفید شیرین و گردوی کاغذی وآلبالوی سیاه و گوجه سبز ترش وپیوندی و گلابی وتوت شیرین وگل محمدی و.... چقدر میوه چقدر گل وچقدر انگور و.... تمام شدنی نبود.

آب گوارای چاه کوچک باغ همیشه پراز آب بود سیرابگر باغ واز بالای باغ نیز چوی آب ده رد میشد و پوشش گیاهی باغ طوری بود که اگر صد نفر قایم میشدند هیچ کس متوجه نمیشد.

اسب سرکش مشد حسن هم زیبایی خاصی داشت وما نیز هرموقع از جانمان سیر میشدیم آن را سوار شده ودر باغ  میتاختیم اولین شاخه درختی که درجلویمان ظاهر میشد بشدت برخورد کرده وبه زمین میافتادیم.

سک مشد حسن دنبالمان میکرد تابا ما بازی کند وما نیز به سرعت فرار میکردیم ودریک لحظه میدیدیم به پایمان میپیچد و بالا وپایین میپرد  وچون میترسیدیم مشد حسن با تندی به سک داد میزد سک نیز از ما دور میشد.

ناهار بیشتر دلمان میخواست که نان وپنیری درباغ بخوریم وپونه نیز چیده ولای آن میگذاشتیم چقدر خوشمزه بود و بدنبالش سیبی میخوردیم واز آب چاه بجای نوشابه.

نمیدانم چرا عمر انسانهای خوب کوتاه است و مشد حسن تازه شصت سالگی را پشت سر گذاشته بود که فوت کرد وهمه را غمگین وداغدار کرد.

مشد حسن الگوی یک انسان ساده وپاک ومردم دارو مهربان بود او تنها کسی بود که نه تنها با انسانها بلکه با حیوانات ودرختان وگلها نیز دوست ویاوربود.

خانواده مشدحسن بعد از فوت او مدتی در روستا ماندند وعاقبت به شهر رفتند.

روستا دیگر آن مرد مهربان را در دل خود نداشت وباغ ودرختان جایگزینی برای او نیافتند وروز بروز برتعداد درختانی که خشک میشد افزوده شد و لی مشد حسن آنقدر تلاش وزحمت کشیده بود که باغ سالهای سال بتواند زیبا و پرمحصول بماند.

اما مشد حسن که اتحاد وهمدلی بین برادرها وخواهرها مخصوصا" در حفظ یک پارچه باغ ایجاد کرده بود بارفتنش این اتحاد وهمدلی ازبین رفت وفرزندان آنها هرکدام آهنگی دگر زدند وما تازه فهمیدیم که آن باغ از آن مشد حسن نبوده بلکه قسمت اندکی از برای او بوده واو درواقع یک باغبان مهربان بوده نه مالک باغ.

اولین گام را یکی از برادرزاده هایش با این تفکر که باغی با متد علمی خواهدساخت دریک گوشه از باغ با بریدن درختانی که خود جوش وبه زیبایی درکنار هم جا گرفته بودند شروع شد انگار درختان گریه وزاری میکردند واز این اقدام او مینالیدند وفریاد میزدند مشد حسن کمک ولی مشد حسن نبود واین روزها را ندید ودرختچه های سیب را با فاصله 3متری ومرتب کاشت وهرکسی را که قدم درباغ میگذاشت هشدارداد که دیگر آن قسمت باغ قانون ومقرراتی دارد وبدانند دوران درهای باز مشد حسن بسر آمده وبرای اینکه همه بدانند و متوجه باشند حتی همه درختان گیلاس و آلبالویی که کنار دیوار به زیبایی قرار گرفته بودند وحتی گلهای محمدی را نیز تارومار کرد آری دیگر دوران دوستیها وبخششها بسر آمده ومیخواهند تولید میوه صنعتی کنند واز باغ درآمد کسب کنند.

موضوع به همین جا ختم نشد چاه راه مردم را به باغ باز میکرد وباید چاره ایی میکردند وچاره را دراین دیدندتا چاه را پر کنند!

دومین برادرزاده نیزبه خاطر اینکه از پسر عمویش عقب نماند او نیز آمد یک باغ صنعتی درکنار او زد اکنون رقابت نه برای نگهداری باغ بلکه در نوسازی آن بود.

برادرش پا را ازاین هم فراتر گذشت وسهم خود از پایین باغ را بدون اینکه به کسی بگوید واول به فامیل واگذارد فروخت.

باغ هرروز شکل جدیدی بخود میگرفت واز زیبایش کاسته میشد انگار به یک تابلوی زیبای نقاشی گرانقیمت میماند که هروز قسمتی از آن را پاره میکردند ویا کثیف میکردند.

هنوز قسمتهایی از باغ که مالکینش همان حرمت ویکدلی را داشتند پذیرای میهمانان بود بیاد مشد حسن خاطره ها را درذهن ها زنده میکرد.

اما آن دوباغ صنعتی اکنون سالها از عمرش میگذرد ودریغ از یک برداشت خوب انگار برکت ازباغ با رفتن مشدحسن وآن نیت پاک و همدلی رفته وبا روزها وسالها تلاش وسمپاشی وحرس و کود هرگز نتوانستند برداشتی مناسب داشته باشند وخودشان نیز خسته تنها شده اند.

مشدحسن باآن باغ نه تنها به فامیل و روستا بلکه به شهر نیز میوه میداد وهیچ وقت تمام نمیشد بسیاری حتی از آنجا میوه میبردند ومیفروختند وهمیشه درختانش سرسبز و پراز میوه بودند.

راستی چرا اینگونه شده آیا طبیعت نیز مهر ومحبت ووفا را درک میکند ومیداند وبا حسد وبخل تقابل دارد.

چرا باید که به چشم دیده باشیم وبه تجربه آموخته باشیم که مهر ومحبت و صفا وصمیمیت وبخشش ونیکی همچون دریای بیگران وچشمه جوشانی است که هرچقدر از آن برداشت شود نه تنها تمام نمیشود بلکه بیشتر نیز میشود وبخل وحسد و بدی نه تنها نفعی ندارد بلکه برکت و شخصیت و دوستیها را ازبین میبرد ولی باز درمسیری اشتباه گام میگذاریم .

مشد حسن ها الگوهای زنده ایی بودند که امروزه کمتر دیده میشوند وجای آنها اکنون خالی است که با دلی پاک و پوششی ساده و نگاه وچهره ایی بشاش ومهربان سفیر اتحاد وهمدلی دیگران باشد پرچمداری که همه به مهر ومحبت زیر بیرق آن زندگی میکردند وکامهایشان را با میوه های بهشتی شیرین  میکردند.


 
 
ثروتی که آرامش را از او گرفت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
 

گفته بودند که دربازار میتوان کار پیدا کرد  تنها جایی است که فقط به کار کرد یک فرد توجه دارند وبرایشان فرقی ندارد که او از کجا آمده وقیافه اش زشت است یا زیبا وقدش بلنداست یاکوتاه ورنگ پوستش وملیتش چیست.

برای او که میخواست کارکند واز دوران کودکی جز بدبختی وزجر چیزی ندیده بود و تیپ وقیافه اش را در کوچه مسخره میکردند وبسیاری از بچه ها او را به بازی راه نمیدادند تنها چاره کارکردن بود وبس تا بتواند از این زندگی سراسر ذلت وبدبختی که پدری نیز بالاسر نبود واقوام نیز تحویلش نمیگرفتند ومادر نیز خود کلفتی دیگران را میکرد نجات پیدا کند.

تازه وارد بازار شده بود وهیچ کس را نمیشناخت و با تردید ونگران قدم میزد تا شاید کاری وشناختی پیداکند وهمه را هاج وواج نگاه میکرد انگار داخل زندگی مورچه ها شده بود همه از همان اول صبح در حرکت وتلاش بودند وهیچ کس به دیگری توجه نداشت صحنه جالبی بود که در هیچ جا ندیده بود واو مات ومبهوت همه را مینگریست که در اطراف او وبی توجه به کارکردن مشغولند شاید اولین جایی بود که کسی به چهره وقیافه وقد وقواره خسته اش را به مسخره نمیگرفتند وحتی توجه نداشتند واو همینطور محو تماشای این جنب وجوش بود که یکدفعه صدایی او را بخود آورد آهای پسر آهای پسر! کمی اطراف خود را نگریست شاید کس دیگری را صدا میزنند ولی انگار مخاطب خود او بود با تعجب گفت من! مغازه دار گفت نه من بد بیا باربری!؟ پسر بدون اینکه چیزی بگوید بدو رو رفت وباری را که مشتری خرید کرده بود را بردوش انداخت ودرجلوی مشتری براه افتاد .

همین که باررا به مقصد رساند وزمین گذاشت مشتری پولی به او پرداخت کرد واو همانند اینکه برق او را گرفته باشد دستش خشک زده بود وحتی نتوانست انگشتهایش را ببندد باور نمیکرد اولین دشت خود را دراولین روزش کرده باشد دشتی که میتوانست با آن یک شکم سیر غذا بخورد وهمین کارا هم کرد شاید این غذا لذیذ ترین غذایی بود که در طول زندگیش خورده بود زیرا با دسترنج خودش آن را خریده بود.

دوستش که او را از شهرستان برای کار به بازار تهرا ن آورده بود ودراطاق خودشان جا داده بود فقط مسیر بازار وخانه را به او یاد داده بود و به او گفته بود که از این مسیر خارج نشود زیرا خطرات زیادی میتواند برایش ایجاد شود واونیز همینکه باررا رساند دوباره به مرکز بازاربرگشت وتا شب سه بار بار برایش افتاد واز اینکه به همین سادگی کار پیدا کرده بود بسیار خوشحال بود.

چندین سال از اولین روز کاریش میگذشت او دیگر به بازار و فروشنده ها وکارگران عادت کرده بود وبا بسیاری سلام علیک داشت وخود چندین کارگر زیردست داشت که چون کاری چند نفری پیش میامد آنها را نیز صدا میکرد.

او یک چیز را الگوی خود قرار داده بود وآن اینکه بازاری که به همین راحتی اورا درخود پذیرفت وهیچ وقت به او توهین نکرد وبا احترام با او برخورد کرد باید او نیز محترمانه با بازار برخورد کند وقدر بازار را بداند وبا صداقت رفتار کند .

روزها به همین منوال میگذشت او روز بروز با بازار وتجارت در محدوده خرید وتحویل مسلط وماهرتر میشد که یک روزی یکی از تجار به او گفت میتوانی فقط در مغازه او کارکنی وبه مشتریان او جوابگو باشی؟ واو نیز که آن فروشنده را بخاطر اینکه کار را با او شروع کرده بود ذهنیت وخاطره خوشی از او داشت با کمال میل پذیرفت.

صبح اول وقت حتی قبل از اینکه صاحب کارش حاضر شود او با اشتیاق مقابل حجره او منتظر آمدنش بود وبا اشتیاق مغازه را آب جارو میکرد وبا برخوردی مودبانه همه حرف ها ودستورات صاحبکارش را بخوبی گوش داده وانجام میداد.

رفته رفته او اطمینان کامل صاحبکارش را بدست آورد بطوری که کلید مغازه نیز دراختیارش بود وخود باز میکرد وخود میبست و روز وشب کار میکرد وتلاش ویک روز بخود آمد که اقوامش برایش دختری برگزیدند وچون به بزرگترهای فامیل احترام میگذاشت حرفی و اعتراضی نکرد وفقط تنها خواسته اش این بود تا عروسی زودتر وساده تر برگذار بشود تا او به موقع درمحل کارش حضور یابد وصاحبکارش نیز هرچند درعروسی ائ حاضر نبود اما کادویی مناسب برایش داد وبخش مهمی از هزینه هایش را تا او بتواند خانه ایی در تهران اجاره کند.

روزها میگذشت او صبح تا شب فعالیت میکرد وهمسرش سومین فرزند را نیز بدنیا آورده بود او صبح اول وقت میرفت وشبها آخر وقت برمیگشت طوری که حتی بچه ها هم او را بسیار کم میدیدند.

پس از سالها او از صاحبکارش اجازه گرفت تا حجره ایی در بازار برای خود بگیرد زیرا بچه های صاحبکارش نیز بزرگ شده بودند و کار برای او تنگ بود.

همینکه حجره را باز کرد هرگز فکرنمیکرد که اینقدر هم صاحبکار وفروشندگان اینقدر حمایتش کنند وهم مشتریان از او چنین استقبال وهمین موضوع باعث شد تا با تلاش شبانه روزی روز بروز کارش رونق بگیرد و یکی از تجار موفق بازار شود .

تنها چیزی که دراین سالها هیچ تغییری نکرده بود تیپ وقیافه ورفتار او بود که شاید بعد از گذشت سی سال هرآشنایی او را میدید از دور میشناخت وجز موهای سفید قیافه رنجور تغییر محسوسی در او نبود ولباسها وتیپش به همان سادگی گذشته ولی در مقابل ثروتی که به هم زده بود تیپ وقیافه فرزندان وخانواده اش را بکلی تغییر داده بود بطوری که او درکنار خانواده اش چون به میهمانی میرفت انگار او کارگر ویا خدمتکار آنها بود.

فرهنگ وآداب ورسوم بشدت تغییر کرده بود واو چون دربازاری روزهایش را سپری کرده بود که حفظ فرهنگ وسنت راز موفقیت بود متوجه این همه تغییر در فرهنگ جامعه وفرزندان وخانواده نشده بود وحتی نمیتوانست باور کند که خانواده اش راز موفقیت را در تلاش صادقانه و سنتها دیده و تجربه کرده وبه این همه موفقیت دست یافته اند بخواهند به این فرهنگ وسنن پشت کنند و با آن به مخالفت برخیزند.

ولی واقعیتی بود که وجود داشت واو احساس میکرد که خانواده اش هرروز به تجملاتی که حاصل تلاش شبانه روزی او بود انس گرفته اند وهرروز بیشتر وبیشتر طلب میکنند وجالب اینکه تازه متوجه شده که او روزهایش را با کار وتلاش به شب میرسانده وفرزندانش در تفریح وجشن وسرور واکنون حتی او را در جشن های خانوادگی نیز درکنار خود تحمل نمیکنند و تیپ وقیافه اش را به تمسخر میگیرند وبیاد آن روزهایی میافتد که درکوچه بچه ها اورا به بازی راه نمیدادند ومسخره اش میکردند انگار دوباره دنیا درحال تکرار است با این تفاوت که آن موقع او آه دربساط نداشت و دیگران او را به تمسخر میگرفتند واکنون او ثروتی بی حساب دارد همه او را تحسین میکنند واکنون زن وفرزندانش او را مسخره میکنند وبازی نمیدهند واکنون میبیند چقدر سخت است اکنون زیرا آن موقع او میتوانست بچه هایی که اورا تحویل نمیگرفتند ومسخره میکردند را ترک کند ولی اکنون خانواده را نه میتواند ترک کند ونه برخورد.

او هرشب در خانه بحث وبگو مگو دارد از خواسته های غیر منطقی وناتمام خانواده اش خانواده ایی که او را حتی به اندازه یک حیوان خانوادگی قبول ندارند تحصیلات وفرهنگ وتیپ وقیافه و... او را به تمسخر میگیرند وهرلحظه منتظرند تا او بمیرد تا بتوانند میراث ونتیجه سالها تلاش وعذاب و جان کندنش را به یک شبه به عشق وصفا وزندگی به تعبیر خودشان تبدیل کنند.

او اکنون برخی از اسناد زمین واملاکش را که فرزندانش از آن اطلاع ندارند را به نزدیکترین دوستش سپرده تا آنها خبردار نشوند وبرای تصاحب آن به او فشار مضاعف نیاورند هرچند میداند چه بخواهد ونخواهد همه اموالش بدست آنها به تاراج خواهد رفت.

او نمیداند دراین بین مقصر کیست وکجا وچطور مسیر را اشتباه رفته وچگونه ثروتی که میتوانست رفاه و آسایش آنها را صدبرابر کند اکنون به بلا و بدبختی تبدیل شده او بیاد دارد آن روزها وشبها را که کارگری بیش نبود ومستاجر با چه عشق وصفا وصمیمیت در کنار خانواده وبا هم زندگی میکردند وفرزندانش از سر وکولش بالا میرفتند وصد بوسه به رخسارش میزدند وسفره نان وپنیر وهندوانه شان چه برکت ولذتی داش.

او نمیداند شاید چنین میداند که ثروت وپول جز بدبختی نتیجه ایی ندارد ونمیداند چگونه میتواند از دست این بلا وبدبختی نجات یابد.


 
 
بدترین وضعیت اقتصادی برای تجار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
 

تجارت نیز همانند همه فعالیتها و وضعیتها دارای شرایط خوب وبد ویا بهتر وبدتر است که از شرایط خوب آن میتوان به موقعیتهایی اشاره کرد که تجارت رونق بالایی داشته وتاجران به سود و درآمد بالایی دست میابند ویا بهتر بگویم نتیجه تلاش وزحمات خود را دریافت میکنند.

شرایط بد در تجارت همان شرایط رکود و کسادی است هر چند شرایط تورمی نیز یک نوع عارضه اقتصادی است وبرای تجارت آنطور که بسیاری فکرمیکنند مفید است مناسب نیست ولی به هرحال بدلیل افزایش عمومی قیمت ها تجاری که بتوانند فعال باشند وسرمایه هایشان را به کالا تبدیل کرده باشند از کاهش ارزش پول خود ممانعت کرده ومنتفع میشوند لذا شرایط تورمی برای تجار فعال خیلی نگران کننده نیست وحتی ممکن است خوب هم باشد.

بنابراین شرایط بد و بدترین وضعیت ممکن برای تجار را باید دررکود وشرایط رکودی جستجو کرد دراین شرایط تقاضا وبدنبال آن فروش کالا بشدت کاهش میابد وگردش نقدینگی تجار وضعیت منفی پیدا میکند (مبالغ ورودی آنها جوابگوی تعهدات آنها نیست) ودراین شرایط آنها ناچارا" به استقراض روی آورند ودر نتیجه مخارج مالی آنها وهزینه هایشان بشدت افزایش ودرآمد وسود آوری آنها کاهش وبه زیان تبدیل میشود.

بدترین شرایط تجار نیز زمانی است که این رکود چندین فصل ادامه داشته باشد که دراین صورت بودجه بندی و برنامه ریزی تجار برای تامین تعهدات از وضعیت نرمال خارج ومنجر میشود تا از استقراض نیز عدول کرده ودرواقع تجار در شرایط کاملا " حاد وغیر قابل جبران و ناتوان در تامین تعهدات گرفتار شود که به این  وضعیت وتداوم آن عنوان ورشکستگی نام نهاده اند.

تاجر ورشکسته بدلیل بروز رکود ادامه دار وناتوانی در تامین وجوابگویی به تعهدات از فعالیت تجاری باز مانده و با انبوهی از طلبکاران که قبلا" درمسیر تجارت جواب داده میشد روبرو میشود.

اصولا" باید دولت ها وبانکها در چنین شرایطی سریعا" به کمک تاجران گرفتار شتافته ونقدینگی لازم با مدت زمان بازپرداخت مناسب تامین نمایند تا تاجر بتواند این مقطع وبحران را به راحتی عبور نماید.

در کشور ما برعکس در چنین وضعیتی دولت هیچ برنامه ریزی نداشته وبانکها نیز به جای حمایت با دیدتردید حتی خود زودتر از سایر طلبکاران در مقابل تاجر ورشکسته صف آرایی میکنند.

بنابراین تاجران موفق باید وضعیتهای مختلف را بخوبی شناخته وبتوانند برنامه ریزی ها وبودجه بندی بلند مدت برای تامین تعهدات داشته باشند.

اصولا" رکود مدت دار بدنبال یک تورم بالا ایجاد میشود وتاجرانی که طمع برداشت مناسب از وضعیت تورمی را دارند به اشتباه به جای اتخاذ سیاست کاهش موجودی اقدام به خرید بیش ازحد تقاضا کالا نموده ودر موقع بروز رکود مدت دار درمقابل تعهدات بی رویه ناتوان شده وحتی کالاهای در اختیار را نیز با ضرر وزیان بالا حراج میکنند که خود این هم عامل مهمی میشود درقبال کسر پرداخت وبا ادامه رکود وافزایش هزینه ها روز بروز به زیان وکسر سرمایه تاجر اضافه شده تا اینکه ورشکست میشود.

بنابراین تاجر موفق نه بخاطر فعالیت تجاری بالا بلکه بدلیل شناخت صحیح از شرایط اقتصادی و اتخاذ تصمیمات بجا در شرایط مختلف منجر به بقا ودوام وموفقیت خود میشود.


 
 
سیر نزولی شاخص های بورس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦
 

بورس یکی از موردهای سرمایه گذاری مهم بشمار میرود که هم برای سرمایه گذاران میتواند نفع اقتصادی خوبی بدنبال داشته باشد وهم برای تولید وشرکتها در واقع بهترین حالت ممکن برای کمک به توسعه ورشد وتولید ملی است.

ولی آنچه مهم است هرگز نمیتوان مردمی را که برای جبران کسر درآمدی خود برای رفع هزینه های جاری به سرمایه گذاری رو میاورند وبرای آنها جنبه سودآوری آن نه تنها مهم بلکه حیاتی است ویا سرمایه گذارانی که فقط به جنبه سودآوری توجه دارند توصیه نمود که برای منافع ملی به سرمایه گذاری در بورس ویا پس انداز در بانکها رو بیاورند.

دراینجا اینجانب همانگونه که در مقاطع مختلف سعی کرده ام که بتوانم مشاوره های اطمینان بخشی به آنها که نگران از بین رفتن ویا کم بازده شدن سرمایه های اندک خود هستندبهترین مسیر سرمایه گذاری را بگویم وبدلیل اینکه از زمستان پارسال بورس را بعنوان بهترین مکان سرمایه گذاری عنوان کرده بودم باید دراین مقطع نیز هشدارهای لازم را بدهم.

متاسفانه کشور ما جزو معدود کشورهای جهان است که بدلیل موقعیت خاص منطقه ایی آن از یکطرف واز طرف دیگر وابستگی کامل اقتصادی آن به درآمد نفت و بدلیل اتخاذ سیاستهای اشتباه پولی وبانکی و سیاستهای ارزی و سیاستهای حمایتی و... منجر شده تا اقتصاد ما گرفتار امواج خروشان وناآرامی شده و به همین خاطر پیش بینی ها و نسخه های اقتصادی که بتواند آرامش نسبی به آن ایجاد کند به راحتی میسر نمیگردد که مهمترین دلیل آن نیز تصمیمات و رویکردهای سیاسی پیش بینی نشده و رویدادهای سیاسی منطقه ایی است که منجر شده کشور ما یکی از بسترهای پیچیده برای فعالیتهای تجاری وتولیدی وسرمایه گذاری باشد که درآن هر مشاوری برای اینکه بتواند بهترین مشاوره را بدهد باید چندین آیتم و شرایط مختلف را در تحلیل خود در نظر گرفته ودر نهایت نیز دارای تجربه وقدرت پیش بینی بالایی در تشخیص شرایط آتی و رویدادهای سیاسی باشد.

کاهش نرخ سکه وارز ویا توقف نسبی آن هرچند کندو کاهشی  مشخص بود که همه موارد دیگر ازجمله مسکن وکالا را نیز با رکود سهمگین روبرو سازد وهمین مورد کافی بود تا سیل عظیمی از سرمایه های سرگردان بدنبال محل مناسب تری برای سرمایه گذاری باشد واز طرف دیگر تورم های متوالی نیز از سوی دیگر منجر شده بود که تنها جایی که هیچ اثر پذیری در آن بوجود نیامده بود قیمت سهام باشد که هم تقاضا وهم تورم میتوانست دراین مسیر نیز تاثیر خود رابگذارد وبه همین علت  در این مقطع ما شاهد رشد روزانه شاخص ها دربورس بودیم واصولا" اگر شرایط به همین منوال ادامه میافت بایستی این روند قطع نمیشد.

بیشتر سرمایه های سرگردان مسیر سکه وارز و مسکن را بهترین وسودآورترین ومطمئن مسیری میدانند که در طول سالهای متمادی تجربه کردند بنابراین هرگونه تکان وحرکتی دوباره دراین مسیر ایجاد شود این سرمایه به سرعت از مسیر بورس و بانک به مسیر قبلی خود هدایت میشود.

استقرار دولت جدید وتوام با امید وآرامش آن منجر شد تا جو روانی موجود دربازار ارز وسکه از بین رفته وآرامش نسبی در آن بازار بوجود آید و برای سرمایگذاران درآن بازار نه تنها سودی نباشد بلکه برای اولین بار شاهد ضرر نیز باشند .

ولی متاسفانه با تشدید مسائل سیاسی منطقه ایی و تهدید حمله آمریکا به سوریه و تقابل سیاسی کشور ما دراین جریان مشخص بود که جو روانی را تشدید کند وحرکت افزایشی اندک قیمت سکه وارز نیز مهر تاییدی بر احتمال رونق گرفتن این بازار باشد وبرای همین به سرعت سرمایه های سرگردان از مسیر بورس خارج ویا حداقل برای سرمایه گذاری در بورس باتردید مواجهه شدند وبه همین علت بیکباره ما با کاهش شاخص های بورس مواجهه شدیم.

بنابراین از این وضعیت یک نتیجه مهم میگیریم که رشد شاخص بورس و سودآوری آن برای کسانی که بدنبال سرمایه گذاری مقطعی وموردی هستند کاملا" بستگی به شرایط سکه وارز در بازار دارد ورونق این بازار سریعا" منجربه رکود بازار بورس وغیر اقتصادی کردن آن میشود.

برای همین آنها که نگران سرمایه وسودآوری آن هستند باید با احتیاط ودقت بیشتری دست به انتخاب و اقدام بزنند.


 
 
کدامین واقعه تلخ تر است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۳
 

همه انسانها مشکلاتی دارند وروزانه با وقایعی روبرو میشوند که برخی از آنها برایشان غیرقابل تحمل است وبسیار نگران کننده وتلخ وهر کسی چون از مشکلات دیگری خبر ندارد خود را در چنین شرایطی بسیار گرفتار وبدبخت وبیچاره میداند و حتی برخی به افسردگسی شدید دچاره شده ویا دچار سکته مغزی ویا قلبی میشوند غافل از اینکه در همان لحظه اتفاقات ورویدادهایی است که بسیار تلخ تر وبدتر از رویداد آنها که درزیر برخی از این رویدادها رامیشمارم تا شما بگویید کدامین تلخ تر وبدتر از همه است.

1-خانواده ایی  به اتفاق اقوام برای تفریح آخر هفته به کنار ساحل دریا رفته اند وهنوز دقایقی نگذشته تک پسر تحصیل کرده آنها خود را به دریا زده وگرفتار امواج شده ودرمقابل دیدگان خانواده جان خود را از دست میدهد(واقعی).

2-انحراف به چپ خودرویی  تصادفی سهمگین به بار میاورد ویک لحظه فرزندشان که دربیمارستان به هوش میاید متوجه میشود که دیگر لبخند پدر ومادرش را هرگز نخواهد دید(واقعی).

3- سیل خروشان بیکباره مسیر خود را بطرف ابادی بازمیکند وپدر خانواده خود را درشرایطی میابد که نه تنها خانه وکاشانه ویران شده وخبری از چند فرزند خود ندارد(نمونه ایی).

4-پدر دراوج اقتدار وتلاش و احساس آرامش درمیابد که سرطانی در درون وجودش لانه کرده وچند صباحی بیش درکنار خانواده نخواهد ماند و یا پدری که خانواده بشدت به او نیاز دارد در اثر سکته قلبی به دیار فانی میشتابد(واقعی).

و..... هزاران خاطرات تلخ که هرلحظه دراین دنیای فانی بوقوع میپیوندد وبسیاری بی توجه به این صحنه ها ولحظه های تلخ بدنبال مادیات و هوی وهوس خود بوده وبرای بدست آوردن پول  از همه چیزغافل بوده و روز وشب خود را در این راه تلف میکنند وآنقدر غصه وغم میخورند که بسیاری از این گرفتاریها واتفاقات که خود ناشی از بی توجهی آنها به مسیر درست زندگی کردن است برایشان بوجود میاید.

میدانم شما نیز بنوبه خود غم واندوه واسترس وفشاری را دارید وبیش از 90% مردم مشکلات وفشار واسترسشان بیشتر مسائل مادی است وجالب این است که از این تعداد نیز 80% آنها بدنبال مادیات بیشتر ورفاه بالاتر هستند واز وضعیت موجودشان ناراراضی نه اینکه واقعا" گرفتار باشند ولی باید بدانیم که در زندگی مشکلات وبلاهای خاصی هست که اگر کسی به آنها گرفتار شود مایل است همه پول وثروت وخود را بدهد تا بتواند از آن گرفتاری نجات یابد چون پول کمبودش قابل جبران است ولی برخی مشکلات  ووقایع را برگشت وجبرانی نیست.

بنابراین اگر مشکلاتتان پولی است ویا درزندگی رویدادهای برایتان بوجود میاید که دچار ضرروزیان مادی سنگین میشوید بجای غصه وغم صبور و پرتلاش باشید که قابل جبران است و شکر گذار باشید که گرفتاریها ومشکلات غیرقابل جبران درمسیر شما قرار نگرفته است.

 


 
 
بهای یک زندگی ایده آل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٦
 

من بعنوان کسی که هم در رشته حسابداری وهم اقتصاد وهم بازرگانی تخصص وتجربه ایی دارم در اینجا میخواهم بهای یک زندگی ایده آل را که نتیجه سالها تحقیق زوبررسی ام است برایتان اعلام کنم تا بتوانید با پرداخت آن صاحب یک زندگی ایده آل بشوید.

هرچند متاسفانه در این تحقیق نتوانستم تعریف صحیحی از زندگی ایده آل بدست آورم چون هرکسی هرآنچه را که خود ندارد ایده آل میگوید وچون به آن میرسد دوباره ایده آل هایش چیزهای دیگری میشود که او دراختیار ندارد همانند اینکه یک خانواده ایی که داشتن یک خانه نقلی ویک ماشین ویک حقوق متوسط را اید ه آل فرض میکرد به هرکدام از آنها که رسیده دوباره ایده آل هایش نیز عوض شده وبرای همین است که خانه ها بزرگتر وبزرگتر میشود وتعداد آن بیشتر وماشین ها مدل به مدل تغییر میکند انگار تاجران نیز فهمیدند که این ایده آل وطمع یک انسان سری ناپذیر است ونامحدود وحد ومرزی نمیشناسد.

ولی در این تحقیق به یک چیز مهم رسیدم وآن اینکه هرچقدر ثروت ومقام وموقعیت فرد بالا وبالاتر میرود آن موقع انسان بهتر میتواند رفاه ومفهوم واقعی زندگی را میفهمند زیرا یک فردی که ثروت مادی نداشته باشد همیشه فکر میکند که رفاه و آسایش در آن مقام وموقعیت وثروتی است که او ندارد ولی کسی که مقام وموقعیت وثروت بالا دارد بهتر میتواند مفهوم زندگی را بفهمد وبرای همین بیشتر تحقیق ومطالعه ام را به این قشر اختصاص دادم ودیدم که آنها با اطمینان کامل رفاه ومفهوم واقعی زندگی را در همان ساده زیستی وزیباترین مناظر ومناطق را دردوران کودکی ودر کلبه های محقر وگردش گاههای بکر وغذاهای ساده ودوستیهای بی ریا وثروت اندوزی را همانند یک سرابی میدانند که  آنها را روز بروز اززنگی ورفاه واقعی دور ساخت.

دراینجا یک داستانی از یک مشاور تجاری میگویم شاید موضوع برایتان ساده تر گردد:

 

یک تاجر آمریکایی نزدیک یکی از روستاهای مکزیک ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. تاجر از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟ ماهیگیر: مدت خیلی کمی.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟ ماهیگیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟ ماهیگیر: تا دیر وقت می خوابم, یه کم ماهی گیری می کنم, با بچه ها بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه میکنی. اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری! ماهیگیر: خوب, بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی، اونا رو مستقیــما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی. بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی. این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکوسیتی! بعد از اون هم لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک. اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی. ماهیگیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال! ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه,در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی! این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره. ماهیگیر: میلیون ها دلار! خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت بازنشسته می شی! میری یه دهکده ساحلی کوچیک! جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی, با بچه هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

پس ثروت وزندگی واقعی همان است که برخورداری واگر بدنبال سراب هستی بهایش به اندازه یک عمر آدمی است.


 
 
حماقت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٥
 

شایدرزندگی روزمره بسیار اتفاق افتاده که درمقابل اشتباهات اساسی دیگران گفته اید که فلانی حماقت کرده ویا خود موقعی که تصمیم یا عملی به اشتباه انجام دادید که تبعات زیادی بدنبال داشته گفتید که دراین موضوع حماقت کردم من دراینجا به بعضی از تعاریف وگفته های بزرگان اشاره کرده وبه بررسی این موضوع میپردازم

فقدان نیروی داوری در حقیقت همان چیزی ست که حماقت نامیده می شود و چنین چیزی را به هیچ رو علاجی نیست

تعریف حماقت از نظر انشتین آن است که کاری را بارها و بارها تکرار کنیم و انتظار داشته باشیم که نتیجه متفاوتی از آن بدست بیاوریم.

کارلوام سیپولا استاد سابق تاریخ اقتصاد در دانشگاه برکلی «شخص احمق کسی است که به خود یا سایرین لطمه وارد می کند، بی آن که برایش منفعتی به همراه داشته است.»

والتربی پیتکین در کتاب مقدمه ای کوتاه بر تاریخ حماقت انسان در سال 1934 این رقم را 80 درصد جمعیت اعلام کرده است

ویتگنشتاین میگوید :
«اگر مردم کار احمقانه نمی کردند، هیچ کار هوشمندانه ای رخ نمی داد.»
به این معنا پیشرفت انسان به تداوم انجام کارهای احمقانه بستگی دارد. بنابراین بهتر است خوشحال باشیم که پیشرفت تضمین شده است.

سینوهه می گوید ؛ منکه امروزدر اینجا ، در ابتدای تاریخ ایستاده ام ، میدانم که ممکن است بشر در اینده لباس و خورد وخوراکش عوض شود ممکن است روزی از نظر پزشکی به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کند ، ممکن است بشر در آینده با علم و دانش حتی آسمانها را مسخر کند  ، اما انسان بلاشک در آن روز ، باز هم احمق خواهد بود .

میگویند انشتین گفته ؛ دو چیز را پایانی نیست ، یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسانها ، البته در مورد اولی مطمئن نیستم .

روایت کرده اند که وقتی احمقی را جهت معالجه حماقتش ، نزد حضرت عیسی ( ع ) آوردند . آن حضرت فرمود ؛ من نابینایان را بینا میکنم ، من پیسیان را شفا میدهم ، من حتی مردگان را زنده میکنم ، اما برای من ممکن و عملی نیست که بتوانم احمقی را درمان کنم ، و در ادامه می گوید ؛ فقط درد حماقت است که من از درمان آن عاجزم .

ایمانوئل کانت حماقت را کمبودِ توانِ قضاوت تعریف می‌کند.

همه انسانها در زندگی روزمره ودر تصمیم گیریهایشان اشتباه میکنند ولی اگر این اشتباه طوری باشد که درمسیر زندگی او ویا در دستیابی به اهدافش مشکلات جدی ایجاد کند از آن به حماقت یاد میشود .

حماقت یعنی احمقانه تصمیم گرفتن وبه آن عمل کردن ویا براشتباه خود ماندن وبه مسیر اشتباه ادامه دادن است حماقت را میتوان مقابل منطق واستدلال تعریف کرد که درآن فرد هرعمل وتصمیمی را با شور ومشورت ودقت وتدبیر انجام میدهد.

حماقت کردن ممکن است تبعات مختلفی داشته باشد که مرتبط با موضوعات واعمال وتصمیماتی است که میگیریم واز ضرر مادی تا جانی را میتواند بدنبال داشته باشد.

مهمترین پایه وشالوده رفتاری که منجر به حماقت میشود غرور وتکبر وخودخواهی است که انسان را از مشورت ومنطقی ومتفکرانه عمل کردن بدور میسازد برای همین است که بسیاری از حماقتها گریبانگیر افراد موفق هستند ویا بهتر بگوییم درمسیر زندگیشان به موفقیت های زیادی دست یافته اند.حماقت در همه موضوعات میتواند باشد چه سیاسی واقتصادی وفرهنگی واجتماعی و...برای همین هرفردی درهر جایگاهی بداند که چون غرور وتکبر به او دست دهد باید منتظر حماقتی بزرگ باشد.

یکی از مهمترین حماقتهایی که که دراجتماع بوقوع میپوندد وبرای همه کاملا" ملموس وعینی است حماقتهای سیاسی است که مرتکبین آن تمام مقام وموقعیت وحتی جانشان را نیز از دست میدهند ودر تاریخ نمونه های بسیاری داریم که از آن جمله میتوان به حماقت هیتلر وصدام اشاکه نه تنها جاه ومقام وموقعیت وجان خود را از دست دادند بلکه باحماقت خود جان بسیاری را نیز به مخاطره انداختندبنابراین حماقت کردن ممکن است تبعات زیادی داشته باشد وفقط خود فرد را شامل نشودو قابل جبران نیز نباشد .

حماقت در تجارت ودرانتخاب شریک زندگی ودر انتخاب شغل ودرتصمیمگیریهای مقطعی و... میتواند وجود داشته باشد که هرکدام بسته به مقطع وزمان آن میتواند تبعات مختلفی داشته باشد.

افراد موفق همیشه خود را نیازمند مشورت وارشاد دانسته وهیچ وقت دچار غرور وتکبر نمیشوند ومیدانند که برای پیشرفت ووترقی وگام برداشتن در مسیر درست باید دقت وتوجه ومشورت را پایه واصل تصمیم گیریهایشان قرار بدهند واز تجارب دیگران استفاده کنند.


 
 
آیا تجربه تورم را خواهد شکست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤
 

دردولت جدید برخلاف دولت قبلی بیشتر شاهد روی کارآمدن مدیران قدیمی که دارای سالها تجربه مدیریت در رده های بالای نظام بوده اند میباشد همانند آقای نعمت زاده و زنگنه و... ودرنهایت با بکارگماردن آقای سیف به ریاست بانک مرکزی خود گویای این است که این دولت این استراتژی را دنبال میکند که تنها راه بهبود اوضاع اقتصادی وتولیدی وسیاسی وفرهنگی و... کشور بکارگیری مدیران با تجربه میباشد.

شاید یکی از علتهایی که این دیدگاه را تشدید کرده همانا ضعف مدیریتی دوره قبل بود که متاسفانه با دیدگاه استفاده از مدیران جوان! بوجود آمد ومنجر شد که کشور درشرایطی که بالاترین درآمد ارزی ناشی از فروش نفت را داشت ودرشرایطی که سایر کشورهای منطقه با استفاده از این درآمدهای نفتی استثنایی توانستند زیرساختهای زیادی را درکشورشان ایجاد کنند درحالی که ما دراین برهه بیشترین تورم وکاهش ارزش پول وتعطیلی شرکتهای تولیدی وورشکستگی تجار را تجربه کردیم.

این خود یک تجربه وکیس مدیریتی بود که همگان بدانند چقدر نقش مدیران موفق وبا تجربه در رشد وتوسعه مهم وحیاتی است.

البته معلوم نشد که این ایده مدیران جوان چگونه واز کجا ایجاد شد بحثی که نه پایه علمی داشت ونه مبنای مدیریتی زیرا اگر حرف از مدیر ومدیریت زده میشود تجربه وعلم مکمل و اصل آن است واگر شما یک مدیری دارید که یک پایه علمی با یک مدیر جوان دارد خود آن مدیر جوان نیز میداند که هر کس تجربه بیشتر دارد قوی تر وداناتر است و مدیران کار کشته وباتجربه همان مدیران جوان دیروز هستند ومدیران جوان امروز نیز باید سالها تجربه بیاموزند تا مدیر باتجربه وموفق بشوند  واین تجربه نباید در بالاترین پست های اجرایی بوجود آید که دراین صورت همین اتفاقی که برایمان افتاد بوجود خواهد آمدونمیخواهیم بیشتر به این موضوع بپردازیم که برخی تحلیلگرها مدیرجوان را بهانه ایی میدانستند برای بکارگماردن افراد دلخواه در هر رده پستی .

از این بحث ها گذشته وتجربه تلخی بود که کردیم وبالاترین نرخ های تورم وبالاترین کاهش ارزش پول را دراین دوران تجربه کردیم و با افزایش خط فقر مردم در شرایط اقتصادی نامطلوبی بسر میبرند که بخش مهمی از این نارضایتی در انتخابات 92 با رای بالایی که به طیف مقابل داده شد نمود پیدا کرد.

حال دراینجا وظیفه دولت اخیر به چند دلیل بسیار دشوار است:

1- کاهش ارزش پول ملی تحقق پیدا کرده ودرواقع تولید ناخالص ملی و افزایش نقدینگی (دراثر افزایش بی رویه حقوق ودستمزد وپرداخت یارانه ها ...)ومتعاقب آن افزایش هزینه های دولت بوقوع پیوسته ودولت جدید نمیتواند هزینه ها را کاهش دهد .

2- کشور از نظر سیاسی در وضعیت شکننده وحساسی قراردارد و تحریم های بین المللی نیز تابع بخشی از تصمیمات سیاسی است که بخشی از آن در چارچوب اختیارات دولت نمیباشد.

3- رشد و توسعه اقتصادی در سایه تقویت زیرساختهای اقتصادی وتقویت تولید و تجارت و... میسر است که تحقق این امر حداقل یک دوره ششماهه را میطلبد واز طرف دیگر مشکلات قبلی هنوز ادامه دار است وبدلیل تردید مردم وبازار نسبت به آینده چه خوب وچه بد یک وضعیت رکودی ایجاد نموده که خود منجر به بروز اختلال در بازار وتجارت خواهد شد.

4- ساختار مدیریتی کشور طوری است که هرچند مدیریت ارشد تاثیرگذار است ولی بدنه سازمانها نیز موثر میباشند وچون در دولتها وعلی الخصوص در دولت قبلی یک تغییر اساسی در مدیریت ارشد ومیانی صورت گرفت وبدلیل جو حاکم در کشور مدیران منتخب کنونی تا بتوانند تغییرات لازم در بدنه سازمانها برای پیشبرد اهداف مدیریتی ایجاد کنند زمانبر خواهد بود واگر ایجاد نشود به راحتی اهداف پیش بینی شده محقق نخواهد شد.

ولی بدور از همه این موارد وتوضیحات داده شده بدلیل اینکه درصدی از این مشکلات با ایجاد فضای امید واعتماد مرتفع خواهد شد وبدلیل اینکه با گماردن مدیران باتجربه اشتباهات به حداقل خواهد رسید واز طرف دیگر تصمیم گیریها نه از روی احساس وسیاسی کاری بلکه از روی تجربه و مدیریتی خواهد شد بنابراین باید اطمینان داشته باشیم که بخشی از این تورم وکاهش ارزش پول بهبود خواهد یافت وباید درانتظار روزها وشرایط بهتری برای تجار وتولید باشیم ولی اینکه این تجربه تا چه مقدار تاثیر گذار وموفقیت امیز خواهد بود بستگی به شرایط سیاسی و وضعیت تحریم ها خواهد داشت ولی باید بدانیم وبپذیریم شرایط به شرایط 10سال پیش برنمیگردد وفقط بهبود نسبی یافته واز بدتر شدن میتوانند پیشگیری نمایند زیرا کاهش هزینه میسر نیست(حقوق کارمندان را نمیتوان کاهش داد)بلکه فقط میتوانند  افزایش درآمد وتولید را داشته باشند.


 
 
تردید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳٠
 

نمیدانم که اکنون چه موقعیتی دارید و آیا به اهداف وبرنامه هایی که داشتید رسیده اید یا نه ولی به یقین میدانم که انسان موجودی است تعالی جو وقدرت طلب ودرهرموقعیتی و جایگاهی که باشد باز چشم به موقعیتها وجایگاههای بالا دارد و تلاش برای دست یابی به آنها.

شاید بسیاری از شما درزندگی وکارهایتان بارها وبارها طعم شکست را چشید ه ا ید هرچند شکست خود گامی است بسوی پیروزی ولی فقط آنهایی از شکستهایشان تجربه مثبت و موفقیت بدست میاورند که پس از شکست نا امید ومایوس وپشیمان نشوند وبا بررسی اشتبهات عملکردشان ورفع آنها وبا امید وهدفمند به سوی اهدافشان گام بردارند.

هرکسی شکستهای خود را بگونه ایی تعبیر میکند وبسیاری شکست خود را بدشانسی وبد اقبالی ویا بخل و توطئه دیگران وجفای آنها ویا به هرچیز وهرکسی که بتوانند نسبت میدهند.

افراد موفق شکست را به هیچ کس وهیچ شرایط و شانس و... نسبت نمیدهند حتی اگر چنین نیز باشد بلکه شکست را درذات هر فعالیت وگامی بسوی پیروزی میدانند.

اما آنچه دراینجا بیشتر میخواهم اشاره کنم نه پیروزی ونه شکست بلکه مهمترین عاملی است که میتواند انسان را دردستیابی به اهداف بلند خود منحرف ویا متوقف سازد .

بسیاری میگویند علت شکست کاری وتجاری من همانا کمبود سرمایه است وبسیاری نیز میگویند بداقبالی و بدشانسی.

اما بزرگترین عامل شکست همانا "تردید" است.

تردید یعنی شک داشتن در به نتیجه رسیدن تلاش ها یعنی با قاطعیت گام برنداشتن.

همانند اینکه کوهی را میخواهید فتح کنید که از ابتدا برتوان وقدرت خود شک دارید.

نمیدانم ورزش های استقامتی کردید یا نه موقعی که میخواهید موردی را تا 100 بار انجام دهید وبیکباره این احساس به شما دست میدهد که تا 30 بار بیشتر نمیتوانید میبینید که تا 30 به زور انجام میدهید ولی موقعی که بی توجه هستید ویا تردیدی در انجامش ندارید به راحتی انجام میدهید.

در تجارت وفعالیت نیز چنین است درواقع این روحیه واقتدار ومصمم بودن شماست که منجر به افزایش اعتماد دیگران به شما و تلاش موثر وتوفیق روز افزون شما میشود وبالاتر از آن در هنگام بروز مشکلات کوچکترین تردید منجر میشود تا فعالیت وتلاشتان ازبین رفته وبجای توجه به اهداف و تلاش بیشتر بدنبال راه گریز وفرار بگردید.

تردید انواع مختلفی دارد وهرکدام به تنهایی برای توقف وشکست یک فعالیت کافی است که ازبین انواع مختلفی که دارد به چند نوع اصلی اشاره میکنم:

-تردید در توان و سرمایه لازم برای انجام کاروبه نتیجه رساندن آن بدانید که هیچ سرمایه ایی جز عزم واراده شما برای انجام هرنوع کار وفعالیتی لازم نیست(قبلا" به توضیح کامل این موضوع پرداختم).

-تردید در مسیر انتخابی و فعالیت تجاری که درحال انجام آن هستید واین احساس که کارهای بهتر و با سودآوری بیشتر وسریعتر باید انتخاب میکرد.

-تردید نسبت به آینده و وضعیت اقتصادی واینکه این وضعیت به ضرر فعالیت شما خواهد شد وبهتر است از ادامه فعالیت حذر کنید.

و تردیدهای فراوان دیگری که میتواند عزم واراده شما را از بین ببرد.

بنابراین تردید را میتوان سرطان یک فعالیت وحرکت نامید که بعد از تاریخ مشخصی فعالیت وحرکت شما را خواهد کشت .

-


 
 
چقدر ثروت دارید؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥
 

موقعی که بحث از ثروت میشود همه تنها چیزی که بفکرشان میرسد پول وطلا واموالی  است که دارند وبا مقایسه ایی که با افراد قوی تر از خود میکنند نه تنها ثروت خود را کافی نمیدانند بلکه حسرت ثروت مازاد دیگران را میخورند و هیچ وقت از وضعیت موجود خود راضی نیستند.

من دراینجا میخواهم کمی واقع نگر باشیم وبتوانیم ثروت خود را عینی تر ودقیق تر برآورد کنیم ودر این محاسبات شمارا همراهی خواهم کرد.

مطمئنا" اگر کسی ثروتمند شود (از نظر مادی) دوست دارد که مشکلات وایرادات جسمی خود را نیز با صرف هزینه رفع نماید ویا تصادف وبیماری براو ایجاد شود به محض ایجاد هزینه میکند تا مداوا و ترمیم شود وحال با این دیدگاه میخواهم ببینم دروضعیت موجود چقدر ثروت دارید.

در آیینه موهایتان را بنگرید وفرض براین بگذارید یک دفعه براثر استرس ویا بیماری  موهایتان ریخته باشد وبخواهید دکتر جراهی را قرارداد ببندید که موهایتان را عین اول وبه همان تعداد کند بنظرتان چقدر هزینه لازم است همین رقم را ثبت کنید.

چشمان وگوش خود را بنگرید وفرض کنید یکی یا چند تا از آنها را به علتی از دست بدهید بنظرتان اگر بشود آن را سالم کرد چقدر هزینه لازم است.

فرض بگیرید که یکی از اعضای دیگر بدنتان را از دست داده باشید همانند دست یاپا ویا اینکه کلیه هایتان ویا قلبتان با مشکل روبرو شده باشد بنظرتان چقدر مایلید پرداخت کنید که دوباره سلامتی کامل خود را بازیابید واینگونه در نظر بگیرید که سرمایه پولی کافی را دارید .

تحصیلات بالایی دارید و اینگونه در نظر بگیرید که با تحصیلات پایین درمقطعی که دیگر حوصله تحصیل ندارید به ثروت زیادمادی دست یافتید وحالا یک احساس کمبود دارید وآرزو دارید مدارک تحصیلی بالایی داشته باشید ودرمجالس وفامیل ونزددوستان بتوانید ارج وارزش وجایگاه مناسب داشته باشید چقدر مایلید پرداخت کنید که این را میتوانید از ثروتمندان بیسواد ویا با تحصیلات پایین بپرسید.

در شهر ومحل زندگیتان دو نفر را درنظر بگیرید که یکی از نظر احترام وادب و فروتنی ومنزلت بسیار جایگاه بالایی دارد واز نظر مادی متوسط به پایین است وفردی را درنظر بگیرید که به هروسیله وروشی پولدار شده و نزد هیچکس وجهه خوبی ندارد وحتی نزد خانواده وفرزندان خود نیز ارج وارزشی نداشته وهمیشه درگیر است وبسیاری مرگ او را خواستارند وفلاکتش را آرزو میکنند بنظر شما کدامین فرد وچقدر ارزش دارد.

درچنین شرایطی خیلی ها میگویند همه سرمایه ریالی را میدهم ولی من میگویم نه لازم نیست همه را بدهید ولی حتما" سرمایه بزرگی باید داد تا بتوان سلامتی وارج ومنزلت ویا علم  را بدست آورد بنابراین ما سرمایه های بزرگی در اختیار داریم که متاسفانه درارزیابی هایمان نمی آید و فقط موجودی ریالی را نگاه میکنیم مگر اینکه اتفاقی بوجود آید وببینیم که بخشی از سلامتی ما درخطر است ویا بدون شخصیت زیستن هیچ ارزشی ندارد.

توصیه من بشما اینست که همیشه به این سرمایه ها حتی بیش از سرمایه ریالی توجه شود زیرا سرمایه ریالی نمیتواند حتما" سلامتی را برای شما به ارمغان بیاورد همانند اینکه کسی یک چشمش را از دست داده باشد ولی سلامت جسمانی میتواند شمارا در تلاش وصبر همراهی نماید تا به سرمایه مادی برسید.

یکی از نقاط مهم دیگر اینست که دست یابی به نشاط وسلامت جسمانی ممکن است بسهولت و با یک برنامه ریزی کوتاه مدت واصولی وروزانه بدست آید همانند رعایت در خوراک و ورزش روزانه و دوری از موارد خطرساز همانند سیگار و... مهمترین بستر لازم برای دست یافتن به یک زندگی شاد وسلامت است وحتی کم وزیاد شدن ثروت مادی نیز نمیتواند آن را به خطر بیاندازد ولی ثروت ریالی اگر بدون توجه به ثروت سلامتی وروحی وعلمی واخلاقی نه تنها ممکن است به راحتی از دست برود بلکه ممکن است درصورت حفظ نیز بی اثر وبی ارزش نیز بشود.

بنابراین برای سلامتی وادب وتحصیل خود ارزش ریالی قائل بشوید ودرآمدهای ریالی دیگر را به آن بیافزایید وهیچ وقت اینگونه نیاندیشد که از صفر شروع میکنید ویا با از دست دادن پول وسرمایه صفر میشوید درچنین حالتی همیشه با روحیه و اعتماد به نفسی بالا اهدافتان را پیگیر بوده ونتایجی بهتر گرفته وهمیشه خود را موفق میدانید وبدانید که سلامتی واحترام وادب وعلم همیشه قابل دستیابی نیست وممکن است بعدا" ببینیم دیر شده است ولی پول درهر مقطع زمانی قابل دست یابی است حتی ممکن است بدون تلاش دریک قرعه کشی نیز بدست آید ولی ثروت های دیگر اینگونه نیست .

ثروتهای دیگر ممکن است اعتبار وارزشی شوند که شما به پول نیز دست یابید ولی پول حتما" شما را به آنها نمیتواند برساند.


 
 
پیش بینی وضعیت اقتصادی کشور پس از استقرار دولت جدید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٤
 

توررکود چند ساله و ضعف مدیریت تیم اقتصادی دولت نهم ودهم و همچنین مدیریت سلیقه ایی و ضعیف بانک مرکزی و اتخاذ سیاستهای اشتباه ارزی و دلال بازی و... منجر گردید تا ارزش پول ملی بشدت کاهش یافته و با بالا رفتن خط فقر منجر گردید تا مردم روز بروز فقیر وفقیر تر و نگران وگرفتارتر شوند.

سیاست اشتباه دولتهای فوق درزمینه افزایش رفاه و فقرزدایی واز بین بردن فاصله طبقاتی با افزایش حقوق بازنشستگان وکارمندان وکارگران منجر گردید که با تجویز نقدینگی در جامعه تورم چندین برابر رشد کرده وقشر حقوق بگیر بجای تقویت تضعیف شده و بخش بیشتری از این قشر به زیر خط فقر بروند یعنی بجای کاهش فاصله طبقاتی روز بروز این فاصله بیشتر وبیشتر گردد.

مدیریت ضعیف بسیاری از نهادهای اقتصادی کشور وبکار گماردن مدیران ضعیف در راس امور وهمچنین مدیرانی که به بهانه جوان گرایی و... با تجارب پایین مدیریتی وعلمی ودر بسیاری موارد بکارگماردن مدیران غیر متخصص وغیر مرتبط منجر گردید تا بسیاری از این مدیران نیز موقعیت وبستر ایجاد شده را موقتی وفرصت تلقی نموده وهم خود وهم اطرافیانش ودربرخی موارد سایر همکاران وکارکنان نیز چنین استنباط کنند که یکی از فرصتهای خاص در استفاده شخصی از امکانات موجود است وهمین عامل منجر به باند بازی وسو’ استفاده و فساد اداری گردید.

ادعای تلاش صادقانه دولت و جذب حمایت برخی از نهادهای قدرت واز طرف دیگر سرکوب مخالفان وفشار برنهادهای نظارتی خود عامل مهمی در عدم انتقاد پذیری وبی توجهی به تحلیلهای علمی واقتصادی و انحصارطلبی واتخاذ تصمیمات سلیقه ایی و افزایش باندها و واگذاری رابطه ایی پیمانها وکاهش نظارت برعملکرد آنها وسود های بی رویه برخی و ورشکستگی بسیاری از فعالان اقتصادی گردید.

این رویه مستمر منجر گردید که یک جو روانی عمومی براینکه اقتصاد کشور روز بروز درحال تضعیف بوده وارزش پول ملی کاهش میابد و سرمایه گذاری های تولیدی بی نتیجه ودرآمد وسود دردلال بازی وارز وسکه ومسکن میباشد که این امر سیل وسیعی از نقدینگی مردم را بجای گسیل شدن به پس انداز وبورس وتولید بسوی سکه و ارز و مسکن سوق داد که همین تغییر مسیر منجر شد تا بدلیل افزایش تقاضا وجو روانی بایک افزایش بی رویه بیش از 300درصدی دراین بخش باشیم وافت ارزش پول ملی کشور که منجر به تضعیف قشر حقوق بگیر ثابت شد.

به هرحال در اینجا نمیخواهیم به تجزیه وتحلیل کامل وضعیت اقتصادی آن دوره بپردازم بلکه میخواهم به این موضوع بپردازم که استقرار دولت جدید چه اثراتی میتواند در اقتصاد کشور داشته باشد.

هرچند شاید بدترین و بالاترین تحریم های ممکن نیز در همین ایام درحال شکل گیری است بطوری که خبر این تحریم اگر در سال قبل اعلام میشد شاید به جرات میتوان گفت نرخ دلار از 5هزارتومان نیز عبور میکرد ولی در وضعیت کنونی این خبر فقط توانست نرخ دلار را از 32000ریال به 33000ریال وآن هم فقط در یک روز افزایش ودرروز بعد دوباره شروع به کاهش قیمت کرد این نشانگر این است که هرچند این دولت هنوز فعالیت کاری ومدیریتی خود را شروع نکرده ولی توانسته با شعارها وبرنامه های اعلامی خود بسیاری از مردم را همراه نموده و بذر امید دردل آنها کاشته وبی اعتمادی را تا حدود بسیار بالایی از بین ببرد.

دولت جدید حسن دیگری که دارد کابینه اعلام شده آن است که از کابینه دولت قبلی چه از نظر تجربه و تدبیر و... بسیار بالاتر وقوی تر است ومطمئنا این تیم بسیار بهتر از تیم قبلی عمل خواهد کرد.

نحوه ورود و حضور و سخنرانی آقای روحانی نه تنها احساسی نیست بلکه با یک منطقی نیز صورت میگیرد که خود این موضوع منجر شده تا جو روانی موجود درکشور روز بروز فروکش کند وتنش زدایی بین المللی نیز به احتمال زیاد صورت گیرد.

بنابراین با همین توضیحات مختصر میتوان چنین نتیجه گرفت که با استقرار وشروع فعالیت دولت جدید اصولا" باید روز بروز شاهد کاهش نرخ ارز وسکه ومسکن و تقویت بورس وتولید باشیم و مشخصا" دلالان وواسطه ها وحتی مردمی که قبلا" به سرمایه گذاریهای فوق میپرداختند از این بازار خارج و به بازارهای اصلی همانند پس انداز و تولید وبورس خواهند رفت.

با کاهش نرخ ارز در واقع ارزش پول ملی تقویت و خط فقر کاهش و پس ازیک دوره معقول وشروع فعالیت تجار وتولید  بازار دوباره رونق گرفته ورشد وتوسعه اقتصادی شکل میگیرد بنابراین درصورت عملکرد بهتر تیم اقتصادی دولت که دور از انتظارنیست ونسبت به دوره قبل قطعا" اتفاق خواهد افتاد ما باید شاهد رویدادی باشیم که تا کنون در اقتصاد ایران اتفاق نیافتاده وان کاهش تورم و افزایش ارزش پول ملی وکاهش نرخ ارز وسکه میباشد البته در میزان این کاهش اقتصاد دانان وتحلیلگران اتفاق نظر ندارند ولی این رویداد از انتخابات امسال آغاز شده وبا تامل ادامه دارد.


 
 
صفر و صد(شانس واقبال)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٢
 

بسیاری از انسانها زندگی را صفر وصد میبینند همانند اینکه موفق میشوم یا شکست میخورم  ثروتمند میشوم یا ورشکست میشوم برنده میشوم یا بازنده میشوم ازدواج وطلاق و .....

 درصورتی که افراد موفق چنین فکر نمیکنند واز صفر تا صد اعداد دیگر را نیز میبینند وهمیشه موقعیت وجایگاه خود را ارزیابی کرده وبه آن امتیاز ونمره میدهند وباور دارند که برای رسیدن به صد باید اعداد را از یک تا صد شمرد در صورتی که افراد ناموفق هیچ وقت نمیخواهند اعداد را به ترتیب بشمارند واینکار را خسته کننده میدانند وفکر میکنند افراد موفق نیز بیکباره این راه را طی کردند.

تفاوت عمده این دو گروه این است که افراد موفق موقعی که تصمیم وکاری را شروع میکنند میدانند که همانند تصمیم به صعود از یک قله مرتفع میباشد که باید به دقت وصبر وبرنامه ریزی شده گام بردارد وومیداند در مسیر راه سنگلاخ و موانع وصخره های زیادی را باید پشت سربگذارد وافراد زیادی را نیز درمسیر خواهد دید وآنانکه کوهنورد واقعی هستند نیز از عزم وتجهیزات وگام برداشتنشان مشخص است وقابل شناسایی .

آنها به وضوح میدانند که هر تپه وصخره ایی را که درمسیر صعود میکنند نه قله نهایی واصلی بلگه گامی است برای صعود نهایی ونبایستی از تلاش وادامه راه خسته وناامید شوند ویا همان مقداری را که فتح کردند را کافی و نهایت بدانند.

افراد موفق قدر هروسیله وهمراهی وآذوقه و ... را میدانند ودرمسیر نیز دوستان کوهنورد دیگر را نیز باخود همراه میکنند ویا به آنها امید میدهند واز آنها امید میگیرند.

افراد ناموفق دست به هر فعالیتی میزنند دراولین شکست کار را تمام شده میدانند وهمانند یک تحلیل گر باتجربه به تحلیل وضعیت که امکان ادامه راه وجود ندارد واو بدشانس وبد اقبال است واین مسیر مسیر بی نتیجه دوباره از شاخه ایی به شاخه دیگر میروند آنها در هرفعالیتی که شروع میکنند آنقدر شعارمیدهند و خودنمایی میکنند که در اولین شکست از ترس دوستان واشنایان به همان سرعت شروع به تحلیل وموجیه شکست نوده وازترس تداوم آن سریعا" تغییر مسیر میدهند.

افراد موفق هرگونه اختلال ومشکل وگرفتاری را عبور از مسیر وشرایط سخت صعود میدانند وبا انگیزه واشتیاق بدنبالش میروند وهمیشه بدنبال حل مشکل میباشند وعبور از ان نه توقف وفرار ازآن وهر مسیر وموفقیت وشرایطی را با صبر وحوصله وآرامش طی میکنند ودر موفقیت همانقدر آرام وساکت وصبور هستند که در مشکلات وسختی ها بودند.

افراد ناموفق همیشه بدنبال دستان غیب وکمک وهمراهی خانواده ودوستان و... هستند وهرموفقیتی را بدون پشتوانه امکان پذیر نمیدانند وبرای همین چه درشروع کار وچه در ادامه آن بارها وبارها دست نیاز بسوی دیگران دراز میکنند وعبور از هر مرحله ایی را فقط درصورت وجود کمک دیگران میسر میدانند ولی افراد موفق عقیده دارند کاری موفق است که از صفر شروع شده باشد وبه خود متکی باشد.

افراد موفق چون به این ایده رسیده اند چه درتحصیل وکار وزندگی خانوادگی .... حضوری وموفق وفعال دارند وافراد ناموفق نیز برعکس آنها در همه زمینه ها مشکلاتی حل نشده دارند وخود را بدشانس وبداقبال مینامند بدون پشتوانه!.


 
 
چند گام تا موفقیت فاصله داریم؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
 

اگر بگویم که فاصله ما تا موفقیت یک گام است شاید باور نداشته باشید وشاید بگویید کدامین موفقیت وهدف ومن میگویم همان که درذهن داری ویا همان که تورا از مکان وموقعیت کنونی بسوی اوج وخوشبختی میرساند.

یک گام بدین منظور نیست که درلحظه به همه آرزوهایت خواهید رسید بلکه منظور اینست که مطمئن باش این مسیر مسیر خوشبختی و سعادت توست.

من نمیدانم مقام و موقعیت کسی که در حال خواندن این مقاله است چیست ولی میتوانم مثال ها وموارد مختلفی را بیاورم که ممکن است یکی از مثال ها مشابه موقعیت ووضعیت شما باشد.

این یک گام فقط یک چیز ساده لازم دارد وآن غیرت وهمت وپشتکار است که دروجود همه انسانها وجود دارد فقط کافیست آن را شکوفا کنید.

فرد معتادی را درنظر بگیرید که همه موقعیتها وهدفها وخانواده و.... را از دست داده واکنون کارتن خواب شده یک همت لازم است که به وضعیت کنونی خود فکر کند وببیند چگونه با دستان خود زندگی خود را به اتش کشیده وبیکباره شروع به ترک کرده وکار وباری را آغاز کند هستند کسانی که چنین کردند او هرگامی که بردارد خوشبخت وخوشبخت تر میشود.

فرد محصلی را ببینید که بازیگوشی وشیطنت را کنار نمیگذارد ولی اگر کمی به آنهایی که تحصیلات عالیه دارند نگاه کند وافراد تحصیل کرده موفق را الگو قرارداده و به درس ومشق اهمیت قائل شود یعنی گام بسوی موفقیت گذاشته است.

فرد کارمندی را ببینید که همیشه از کار وشغل خود ناراضی است وجسم اش درجایی وفکرش در جایی دیگر است و اگر چنین فردی واقعیتها را بپذیرد وبجای زندگی وکار درتردید ونارضایتی کارو شغلش را بیشتر وبهتر شناخته وعوامل رشد وموفقیت آن را وآموزش ها وتجارب لازم را یاد گرفته وبا تمام وجود به فعالیت بپردازد بداند هم مسئولین هم مراجعه کنندگان با او یکدل وهمراه شده وروز بروز رشد و موفق خواهد شد.

فرد بیکاری که ناامید ونگران است واحساس میکند همه درها به رویش بسته است متوجه این موضوع باشد که همه آنها که شغل وفعالیتی دارند یک روز بیکار بوده اند وبا جستجو وتلاش توانسته اند کار فعالیتی برای خود یافته شروع کنند وبجای ناامیدی تلاش مضاعفی بنماید وهیچ شغلی را بیهوده وبی نتیجه نداند وبدانیم هرشغل وکاری خود آینده دار است ومن همیشه گفتم که نمیدانیم که تاجر نان خشک قوی تر است یا طلا که چون تجارت به اوج خود رسید هرکدام میتوانند در جاهای دیگر نیز سرمایه گذاری داشته باشند.مهم آنست که شغلی را که انتخاب میکنید با علاقه وشوق ودقت وصبر دنبال کنید.

فرد ثروتمندی را ببینید که همه زندگی وزمان خود را صرف فغالیت وسود وپول کرده و از گذشت ایام وخانواده خود غافل است ونمیداند که این ثروت وپول آن موقع ارزش دارد که رفاه وآسایش و اتحاد وهمدلی واحترام ایجاد کند واز یک سطح که میگذرد اگر برنامه های خیرانه و تفریح و آموزش و... به همراهش نباشد جز رنج واندوه و افسوس چیزی عایدش نمیشود وهرگامی بتواند در جهت رفاه وآسایش نیکی وخدمت بردارد خواهد دید چقدر برارج واحترام لذت از زندگی برایش بوجود خواهد آورد.

فرد مسئولی را درنظر بگیرید که مغرور ومسبد شده وانگار همیشه وتا پایان عمرش در آن جاه ومقام خواهد ماند ونمیداند که هر مقام وموقعیتی نهایتی دارد وبهترین فرصت است که بتواند از آن برای خدمت به مردم استفاده کند وهرگامی که دراین مسیر بردارد بداند احترام ومنزلتش چندین برابر خواهد شد.

واقعا" همه باید بدانند که فاصله خوشبختی وبدبختی وفاصله نیکی وبدی وفاصله تندرستی وبیماری و فاصله عالم ونادان وفاصله فقیر وغنی و... فقط یک گام است وآن تشخیص مسیر درست وگام نهادن درآن است.

 


 
 
سرمایه گذاری در ارز و طلا(سکه) !!!!!!!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳
 

برخی سرمایه گذاری در ارز و طلا را بهترین وراحت ترین مسیر میدانند که ناشی از دو دلیل مهم است 1- براحتی قابلیت تبدیل به ریال را دارد. 2- در شرایط نابسامان اقتصادی نه تنها از کاهش ارزش ریال ممانعت کرده بلکه سود بیشتر وسریعتری نیز نسبت به سایر سرمایه گذاریها بدست میاورد.

ولی باید به این دوستان بگویم که همانگونه که در ارز وسکه میتوان سود خوب وسریع الوصول بدست آورد در شرایط خاص نیز اگر دقت نکنند میتواند ضرر خوب وسریعی داشته باشند وبرعکس دارندگان سایر کالاها درلحظه افت ضرر کنند درصورتی که تا این عامل درسایر کالاها اثر نماید 3 الی 6 ماه فرصت خروج از ضرر را دارند. 

در شرایطی که عامل روانی بازار واقتصاد در حال تسکین وامید وآرامش است بخوبی نشان میدهد که سرمایه گذاران درسایر کالاها(نه سکه وارز) دچار ضرر کمتری میشوند وحداقل یک فرصت لازم برای تصمیم گیری برای خروج از ضرر بیشتر را دارند.

ولی دارندگان ارز وطلا هیچ شانس  وفرصتی ندارند وچون میخوابند وبیدار میشوند با یک افت یکباره روبرو شده وحتی چون میخواهند بفروشند ممکن است با عدم خرید صرافان روبرو شده ونتوانند تبدیل نمایند .

یکی دیگر از مشکلات ارز وسکه این است که همانگونه که در رشد قیمتی آن هرلحظه براحتی میتوانند برآورد سود کرده خوشحال وخندان شده وبرای خود یک پشتوانه جدیدی را تصور کنند در هنگام ضرر نیز براحتی زیان قابل برآورد بوده ودچار غم واندوه میشوند ومن شخصا" چنین موردی را برای انجام سرمایه گذاری مناسب نمیدانم چون میتواند تاثیرات روحی وروانی بدی بروی شخص سرمایگذار گذاشته وهر لحظه اورادرگیر این موضوع کند.

دولت دهم بدلیل برخی از تصمیمات اشتباه اقتصادی ومدیریت ضعیف بانک مرکزی ونهادهای پولی ومالی منجر شد تا نه تنها تورم افسار گسیخته افزایش یابد بلکه با تجویز نقدینگی بی رویه منجربه کاهش ارزش پول شده وروز بروز ارز و طلا(چون یکی از مهمترین مبانی تعیین قیمت طلا تبدیل ارزش بین المللی آن به ریال یعنی دلار میباشد)

واز طرف دیگر بدلیل تداوم این وضعیت درطول چند سال منجر گردید که برای پیر وجوان وکارشناس وبیسواد مسجل شود که این روند ادامه داراست بنابراین سیل عظیمی تقاضا وسرمایه از سایر قسمتها به ارز وطلا منتقل شد واین عامل خود تاثیر مهمی در افزایش بی رویه ارزها وکاهش ارزش پول ملی داشته باشد.

هرچند دراین راستا بسیاری سودهای کلانی را براحتی وبه سهولت به جیب زدند ولی در اینجا ومقاله های قبلی توصیه نمودم که باید متوجه باشیم این جو روانی شکسته وهرروز ممکن است شاهد از بین رفتن  کامل حباب در قیمت ارز باشیم وتا 3000تومان بسیاری از کارشناسان اتفاق نظر دارند ولی یک دلیل مهم نیز که حتی ممکن است قیمت ارز را تا 2500تومان کاهش دهد تیم اقتصادی وکابینه دولت یازدهم است که به جرات بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند این کابینه دهها برابر از کابینه دولت دهم با تجربه تر وقویتر خواهد شد .

دراینجا یک موضوع بسیار مهم است وآن اینکه دوستان هوس سرمایه گذاری در ارز وطلا را حداقل تا سه ماه دیگر را نداشته باشند واین دندان طمع را بکشند تا دچار ضرر وزیان نشوند.


 
 
تجربه ایی متفاوت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢
 

یکی از مواردی که منجر میشه تا افسردگی وخستگی وناتوانی سراغ انسان بیاید همانا یکنواختی و بی برنامه بودن درزندگی است.

همیشه سعی کنید درزندگی تغییر را تجربه کنید البته این بدان معنا نیست که هرلحظه از شاخه ایی به شاخه دیگر بپرید و  تغییر بدین معنی که از رکودو انجماد خارج شوید.

برای مثال من شخصا" هرموقع میبینم درکار وفعالیتم فشار روحی واسترس زیادی وارد میشود بخاطر اینکه این فشارروحی  اختلالی در سلامتی وزندگی خصوصی ام وارد نکند واگرببینم فرصت لازم برای یک مسافرت خانوادگی را ندارم برای رفع آن ویک استراحت کوتاه و مهیج جمعه را بهترین اوقاتی میدانم که میتوان کوتاه مدت باشد وبی دردسرکه به بهترین حالت از آن برای ایجاد تغییر در مسیر ثابت زندگی روزمره استفاده کنم بطوری که نه به خانواده ونه بکار لطمه ایی وارد شود و خستگی یک هفته را رفع نماید.

برای اینکار لازم است که خود رانندگی نکنم وتیمی که با آن میروم نیز تکراری وآشنا نباشد در واقع مباحث وافکار تکراری همراه آدم نباشد.

تورهای یک روزه خود بهترین مسیر وموقعیت برای این تصمیم است که درآن نه از رانندگی خبری است نه از غم واندوه وبحث های کاری بلکه همه بفکر شادی ونشاط وگردش وتفریح هستند وجالب اینست که ترکیب نیز بسیار متفاوت است واین خود یکی از محاسن آنست که موقعیت ووضعیت گروهی متفاوتی را میتوان تجربه کرد.

پلنگ دره انتخابی بود که کردم ودوست داشتم تا محیطی چنگلی توام با رودخانه را تجربه کنم .

ساعت 5 صبح سوار ماشین شدیم همانطوری که پیش بینی کرده بودم افراد مختلف با سن وتیپ وجنسیت متفاوت و سوار شدیم ماشین براه افتاد ولیدر خانم وآقا بود چون افراد را معرفی کردند دیدم با تحصیلات مختلف و افکار و موقعیتهای متفاوت که این نیز خود میتوانست تور را پربارتر نماید.

استاد توریسمی نیز به بهانه لیدری فرزندش حضور دارد وبه بهانه آن استاد چندین تور لیدر نیزحضور دارند که این خود برشوخ طبعی و پربار بودن تیم کمک میکند.

جالبترین مورد برنامه تکمیلی تور بود که قرار بود جشن تیرگان نیز برگذار شود از جشنهای ایران باستان (بنا به سنت در تیر روزدر دوران باستان ایران در هرماه یک روز نیز بنام همان ماه نامگذاری میشد که آن روز را جشن میگرفتند)در ماه تیر انجام می‌پذیرد.این جشن درگرامی داشت تشتر (ستارهٔ باران) است تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در می‌آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش‌های زرین.

همچنین به نبرد همیشگی میان نیکی و بدی نیز از آن یاد میشودتیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روب‌رو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمیکنندو تیشتر در این نبرد شکست می‌خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می‌جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب‌ها  به مزرعه‌ها و چراگاه‌ها جاری میشود. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی‌خواستند به این سو و آن سو راند، و باران‌های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

  همچنین واقعه مهم آرش کمانگیر را نیز به همین روز نسبت میدهند  میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان افراسیاب شاه توران ومنوچهرشاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می‌دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می‌آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود وجنگ خاتمه یابدهردو می‌پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ‌یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند،سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ‌ترین کماندار بود و  تیر را تا فرسنگ هاپرتاب می‌کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و رنجی در وجودم نیست، ولی می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند رفت  و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد . هرمز، خدای بزرگ، به فرشتهٔ تیر را همراهی کرد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان‌رفت و از کوه و  دشت‌گذشت تا در کنار رود جیهون بر تنهٔ درخت گردویی  نشست.

تیر روز یکی از شادترین جشن های ایران باستان بوده در این روزبچه ها تارهای نخی و رنگینی به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند . 

درتور استاد توریسم دوبار درتوصیف این روز باستانی پرداخت وبا آنچه من دربالا نوشتم مختصر تفاوتی داشت ولی مفید بود ازهمه مهمتر مراسمی بود که درسادگی وصمیمیت برای پاس داشت این روز مهم انجام داد وحتی نخ های رنگی نیز به دست برخی بست .

میبینم که چه نیکوست اگر جشن ها را پاس بداریم وهرچیزی که بتواند سرور وشادی وامید را درما زنده کند.وشاید به جرات میتوان گفت یکی از مهمترین نقاط قوت وابهت وقدرت ایران باستان همین اتحاد وهمدلی وپاس داشت آیین ها وجشن های ملی بوده است.

یکی از موارد دیگری که در کاهش استرسها وفشارهای کاری هفته مفید بود پیاده روی بود که در درون رود انجام دادیم آبی خنک و در دل جنگلی زیبا وزدن به دل آب در جاهای عمیق وآب بازی به پاس جشن آب در نهایت سادگی واحترام واعتماد وهمدلی با همه اعضای تور.

چنین تجاربی یعنی یک روز با طبیعت بودن فشاد بودن وشاد زیستن با همه دوست بودن بدور از استرس واضطراب زیستن.


 
 
یکی از دلایل موفقیت چینی ها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٧
 

برای موفقیت اقتصادی ورشد وتوسعه شاید دلایل متعددی دخیل باشد و هرکدام بنوبه خود مهم واساسی باشد من دراینجا نمیخواهم به توضیح شیوه های علمی و کتابی بپردازم وفقط میخواهم یکی از دلایلی که اینجانب درسفر چند سال پیش به گوانجو که استان صنعتی ونمایشگاهی چین بشمار میرود دیدم را بیان کنم.

شاید هیچ دلیل ومنطق و مسائل علمی بمانند موارد وشیوه های عینی وتجربی کاربرد ندارد.

بهترین شیوه فعالیت نیز شیوه ایی است که درآن زندگی ونشاط و تفریح نیز جایگاه خود را داشته باشد واینجانب هرچند عقیده دارم که برخی سنین وموقعیتها برای بهره برداری وفعالیت بسیار مهم ونتیجه بخش است ولی هیچ وقت هم به این اعتقاد ندارم که کسی زندگی وتفریح و نشاط روز خود را معطوف به آینده و پس از موفقیت اقتصادی کند که دراین صورت ممکن است حوادثی بوجود آید که با وجود داشتن توان مالی توان جسمی لازم را برای بهره برداری از آن نداشته باشیم.

درعین حال تفریح توام بافعالیت را نیز درست نمیدانم منظور من اینست که برخی میخواهند فعالیتی انتخاب کنند که توام با سود وپیشرفت وموفقیت تفریح نیز برایشان داشته باشد.

دراینجا این موارد را با شرح فعالیت چینی ها بهتر بیان خواهم کرد:

شهری بزرگ و صنعتی که از ساختار آن کاملا" نمایان است خیابان های چند طبقه و فروشگاهها ونمایشگاههای بزرگ بطوری که هرقسمت شهر همانند یک نمایشگاه دائمی برای کالاهای مختلف است.

مسیر نمایشگاههای اتومبیل را میرفتیم انگار هرنمایشگاه اتومبیل خود ایران خودرو ویا سایپایی است درکشورما وصدها نمایشگاه با هزاران خودرو بغل هم چیده شده اند.

مسیر سنگهای قیمتی را میروی انگار همه سنگهای قیمتی جهان را درآنجا جمع کردی ودرکوچه ها وپس کوچه ها مشغول تراش آن هستند.

مسیر موبایل ولوازم خانگی وپوشاک و.....

یک چیز در همه جای آن به چشم میخورد وآن کار است کار کار

یک چیزی که برایم جالب بود شروع کار از صبح اول وقت اداری تا پایان وقت اداری بود انگار همه همانند رباط در محل کار خود حضور پیدا کرده وبی توجه به اطراف خود مشغول به فعالیت میشدند وهرکسی هرکاری را که بعهده داشت با تعصب وتوجه لازم انجام میداد .

برخی از مشاغل خیلی توجه من را جلب میکرد همانند رستوران ها که دو دختر در جلوی درورودی همانند یک مجسمه ایستاده بودند وبا احترام مشتریان را دعوت به رستوران میکردند ودربسیاری موارد آنقدر راست وخشک میاستادند که آدم فکر میکرد مجسمه است حتی پلک هم نمیزنند.

بنابراین یک چیز مهم در همه آنها دیده میشد وآن حضور کامل ومتعصبانه درکار وفعالیت انگار موقعی که درکار وفعالیت حضور میابند رباطی بیش نیستندوانگار هیچ فکر وذکر وهدفی جز کار کردن ندارند درصورتی که درکشور ما بسیاری از کارکنان حضور کامل ندارند یعنی فکرشان درجای دگر است وجسمشان درکار ودائم ساعت را نگاه میکنند تا کار تمام شود و بروند وبرای همین نیز کمترکسی پیدا میشود که عشق وعلاقه درونی به کار داشته باشد وهمه از محیط ونوع کار وآینده آن نارضایتی دارند.

جالب اینست که بسیاری در چین صد دلار بیشتر نمیگیرند انگار به آنها آموخته اند که کار کنند وتوجهی به میزان درآمد وعایدی آن نداشته باشند وواقعا" دهها برابر پولی که میگیرند کار میکنند وتوجهی به میزان دریافتی ومیزان کاری که انجام میدهند ندارند وانگار وظیفه خود میدانند که هرچقدر میتوانند بیشتر کار کنند برعکس آنچه درکشور ما رخ میدهد وهمه فکر میکنند باید میزان درآمد کاری آنها بیشتر از کاری باشد که انجام میدهند تا سودی از ان ببرند وجالب اینست که هرچقدر کار وفعالیت کم باشد بجای ناراحتی از بیکاری وکم کاری خوشحال تر هم میشوند که چون بتوانند فعالیت های غیر کاری نیز بکنند.

جالب اینست که چون استخدام میشوند وکار میکنند به تحصیل نیز توجه ندارند جز آموزشهای کاری ودرهمان حرفه انها عقیده دارند که چون شاغل شدند درهررده ایی که استخدام میشوند درهمان رده کارشان را به بهترین نحو انجام دهند ورشد وارتقا’ کاری را به تشخیص مسئولان میدانند درحالی که درکشور ما هرکسی استخدام میشود از همان روز استخدام بدنبال دست یابی به پست وموقعیت بالاتر است ودرکنار کار نیز هر رشته دانشگاهی که بتواند قبول شود وبعنوان مدارک بالاتر به شغل خود عرضه کند را دنبال میکند واز همان ابتدای فعالیتش کارش با تحصیل وخانه وافکار مختلف به هم میامیزدو هیچ کدام نیز مرتبط با هم نیست.

جالبترین نکته ایی که میخواهم به آن برسم تفریح وزندگی بعد از کار است همین که کار تعطیل شد با همان درآمد کم خود وهرکس با توجه به میزان درامدش بادوستانش راهی پارک ها ورستوران ها وتفریگاهها میشوند وتا پاسی از شب تفریح میکنند واین نکته مهمی است که آنها انرژی کاری خود را اینچنین تامین میکنند درواقع به همان شدت که کار کردند به همان شدت نیز تفریح کرده از زندگی خود لذت میبرند.یعنی زندگی آنها دوبخش دارد کار وتفریح وهرکدام به موقع خود وبه مقدارمناسب برعکس بسیاری از ما که حتی در سر کارنیز ممکن است با همکارش ویا موبایلش بدنبال تفریح کردن است وپولی که درمیاورد را بفکر پس انداز کردن وسرمایه گذاری وآینده ساختن وبسیاری هم حال را از دست میدهند وهم آینده را وبسیاری یا دائم درتفریح هستند وگرفتار وبرخی نیز دائم کار میکنند و از زندگی بدور.

آنچه خواستم دراینجا بگویم اینست که اگر روزانه 8 ساعت را درخوابیم حداقل 16ساعت خود را نیز زمانبندی کنیم آن موقع که وقت کار است با تمام وجود وبی مدعا وبی توجه به درآمد ان کارکنیم وبدانید که درآنده درآمد وموقعیت نیز خواهد آمد وروزانه بعد از کار نیز تفریح ونشاط نیز داشته باشید ودرواقع زندگی کنید وحال را فدای آینده نکنید .

پس انداز کردن وسرمایه گذاری هم تعریف دارد وبه این معنی نیست که شما از زندگی وتفریح ونشاط خود بزنید به امید اینکه درآینده ثروتمند وخوشبخت خواهید شد بلکه به یک میزانی باید باشد که منطقی است.

اینگونه نیز فکر نکنید که همه تفریح ها پول میخواهد وهمه شادی ها امکانات بلکه خوشبختی یک نوع طرز تفکر است وزندگی وتفریح ونشاط در هر سطحی ممکن است.

 


 
 
اعتماد به چه بهایی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٥
 

اعتماد کردن یکی از خصایص نیکو یی است که هر فرد میتواند داشته باشد ولی متاسفانه اشخاصی در جامعه پیدا میشوند که از این اعتماد سو’ استفاده میکنند در اینجا نباید از فردی ایراد بگیریم که اعتماد میکند بلکه مشکل از افرادی است که بدون توجه به عواقب اجتماعی آن از این اعتماد سوئ استفاده میکنند که یک نوع کلاهبرداری وجرم محسوب میشود وتبعات اجتماعی زیادی از قبیل بی اعتمادی عمومی میشود.

کیس واقعی:

خیابان فردوسی را بطرف توپخانه قدم زنان میرفتم که دیدم سر خیابان افراد زیادی جمع شده اند ویک فروش حراج دلاری راه انداخته بودند وبه نوبت افرادی مقدار دلار ونرخ عرضه خود را اعلام ومشتریان نیز با اعلام آمادگی به توافق میرسند که صحنه جالبی بود.

من نیز برای آشنایی با این عملیات رفتم وچند دقیقه ایی به تماشا پرداختم  ودوباره به مسیرم ادامه دادم.

درمسیر دوباره دیدم که دو یا سه نفری دور یک جوان جمع شده اند وگوشی که آن جوان پیشنهاد فروش داده را بررسی وقیمت میدهند ومن نیز از کنار آنها عبور میکردم که انها به مسیرشان ادامه داده ودوجوانی نیز با التماس گوشی را درخواست میکردند وقیمتی را عنوان وفقط خواهش داشتند تا آن جوان 10دقیقه ایی به آنها فرصت دهد تا پول را آماده کنند!

جوان نیز اظهار عجله میکرد ومیگفت بچه شهرستانم وپول لازم ونمیتوانم منتظر شوم وبه راهش ادامه میداد.

خریدار ها هر دو بنوبت از او جدا شده وبا دوستان واقوام تماس گرفته ودرخواست پول میکردند ولی بی نتیجه ودراین بین فروشنده که با ساک دستی خود شهرستانی نشان میداد و به راه خود ادامه میداد.

من خودم را به یکی از خریدارها رسانده وگفتم که چرا اینقدر حریص خرید موبایلی واو درجواب گفت که این گوشی بیش از یک میلیون دویست میارزد واو بخاطر نیاز به نصف قیمت میدهد!!!!!!!

گفتم از کجا میدانی که سرقتی یا معیوب نباشد واو با اقتدار گفت همه مدارک وفاکتور وشماره سریال وکارکرد آن را چک کرده ومطمئن شدم .

دراین بین خریدار دیگر نیز با اصرار از فروشنده درخواست میکرد تا با او توافق کرده وبه مغازه آنها بروند تا او پول را بپردازد ولی فروشنده بی اعتنا به راه خود ادامه میداد وتوجهی به افراد دیگر نیز نداشتند.

یکی از خریدارها گفت اینجا بایستد تا او برود وپول بیاورد ورفت ولی فروشنده وخریدار دوم به راه خود ادامه داد .

دراین بین من به آنها نزدیک شده واز فروشنده علت فروش گوشی را سوال کردم وگفت که پول لازم هستم واگر بتوانم بفروشم بسیاری از مشگلاتم ردیف میشود!

پرسیدم چرا فروردین خریدی چرا الان با این قیمت پایین میفروشی آیا مغبون نمیشوی گفت نه من میدانم که گوشی وسیله الکتریکی است ومشخصا" این کاهش قیمت قابل قبول است ورضایت کامل دارم .

دراین بین با خریدار دوم نیز صحبت کردم که اگر من بخواهم مشگل اورا رفع کنم آیا شما نیز رضایت داری و این خرید را تایید میکنی چه از نظر کارایی وچه از نظر سرقتی وغیره واو با رضایت گفت که من صد درصد تایید میکنم وچون من پولم ردیف نشده وخوشحالم از اینکه بجای اون خریدار اول که سودجو است شخصی مثل شما که مصرف کننده است صاحب موبایل شود.

با این اوصاف به دلم نشست که هم مشکل او را رفع کرده باشم وهم موبایلی با امکانات روز خریداری کرده باشم ورفتیم برای پرداخت وبه خریدار دوم نیز گفتم که شما کنترل سلامت موضوع را بکن وعنامی نیز بگیر.

قسمتی از پول بنابه درخواست فروشنده به کارتی واریز ومابقی نیز نقدا" پرداخت شد.

خداحافظی کرده ورفتیم همینکه جدا شدیم ووسایل موبایل را چک میکردم دیدم فاکتور خرید را داخل آن نگذاشته واز اینجا کمی به موضوع شک کردم که نکند موبایل سرقتی باشد وما هم بشویم مال خر!؟

در این فکر واندیشه بودم ناراحت که نکند چنین باشد وما بجای ثواب کردن کباب شویم که به دفتر رسیده وپس از مشورت با همکاران موبایل را بردم تا به یک موبایل فروش نشان داده وموضوع را با او مطرح نموده وببینم چگونه میتوانم از سلامت جنس وسزقتی نبودن آن مطلع شوم.

موبایل فروش همینکه داشت بررسی میکرد از برچسب ومنو موبایل گفت نه سرقتی نیمتواند باشد ولی چینی است یعنی غیر اصل است!؟!؟

این موضوع هرچند برایم تاسف آور بود ولی باعث خوشحالیم شد که حداقل موبایل سرقتی نبوده .

ولی به یک چیز تاسف خوردم وآن اینکه چند جوان سالم ورشید چگونه بجای فعالیتهای صحیح واصولی اینچنین به هنرپیشه گری غیر صحیح و دغل بازی وحیله گری رو آورده اند تا از اعتماد مردم سوئ استفاده کنند!!!!!!!!!

از رفتار وفیلمی که بازیکردند مشخص بود که بسیار باهوش وزرنگ هستند ولی افسوس که این هوش وذکاوت را در راه غلط استفاده میکنند.

هم اوقات خود را به کلاهبرداری ودرآمد غیر اصولی تلف میکنند که برکتی نخواهد داشت وهم اعتماد مردم به یکدیگر را از بین میبرند.

از طرف دیگر به کشوری مثل چین که دوست نزدیک ما نیز شده! افسوس میخورم که بخش اعظمی از درآمدهایش معطوف به کلاهبرداریهای بین المللی شده به کپی کردن وتولید اجناس یکبار مصرف شبیه کالهای اصلی میکند.

در اینجا اعتماد من خسارت مادی داشت ولی متاسفانه بسیاری از اعتمادها ممکن است خسارت های معنوی وحتی جانی داشته باشد.

 


 
 
ماسوله (توریکروزه )
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥
 

بسیار علاقه داشتم که یک سفر گروهی که قبلا" نقشی درهماهنگی و ایجاد ان نداشته باشم را نیز تجربه کنم وبهترین رویه را ثبت نام درتورهای یکروزه یافتم وپس پرس وجو بررسی وانتخاب محل گردش متاسفانه چند بار تور لغو شد ودرنهایت مجبورشدم انتخاب تور را نیز بعهده ان ها بگذارم تا توری که تکمیل ظرفیت شده مرا نیز به لیست اضافه کنند وهمین عامل انتخاب تور را نیز تصادفی کرد ومن روز جمعه عازم " ماسوله " شدم.

ساعت 3:45صبح از خواب بیدار شده ودوش گرفته ولوازم سفری که تور معین کرده بود را تدارک دیدم و با خودرو شخصی عازم محل قرارشدم ودرمسیر اشتباه کرده وکم مانده بود با تاخیر سر قراربرسم که خوشبختانه درست ساعت حرکت رسیدم وماشین را اجبارا" دریکی از کوچه های اطراف پارک کردم.

صحنه میدان ارژانتین برایم بسیار جالب بود اتوبوس ها ومیدل باس هایی که صف کشیده بودند و توریست هایی که به صف کشیده بودند وهمراهانی که آنها را همراهی میکردند کسانی که کوله وساکی دردست داشتند توریست بودند آنهایی که صف هایشان را پیدا کرده بودندودر صف ایستاده بودند باچشم دیگر توریستها را همراهی میکردند که ببینند آیا به تور آنها ملحق میشود یا نه.

دختر وپسر وخانواده ومجرد پیر وجوان همه قشر دربین توریستها دیده میشد ومشخصه اصلی آنها لباس های شاد وراحت وچهره خندان وشادشان و پر از انررژی وجنب وجوش بود.

بالاخره لیدر وماشین تورخودمان را پیدا کرده وسوار شدم ودرهمان نگاه اول دیدم تیم جوان وشاداب وسرزنده ایی داریم .

لیدرمان نیز پسر خوبی نشان میداد که با همسرش آمده بود وشروع کرد از برنامه های تور صحبت کردن ومعلوم بود برخی از توریستها را نیز قبلا" ملاقات کرده وبا شوخی های خود بستر را برای شادو با نشاط کردن تور آماده میکرد واز توریستها خواست تا با معرفی خود بیشتر باهم آشنا شوند .

نکته مهم این بود که شروع کرد به توضیحات از سوابق تاریخی شهر ماسوله ورفت از کوروش وداریوش و....تا به امروز که احساس کردم بسیار اغراق آمیز صحبت میکند ودرواقع میخواهد محل تور را بااهمیت نشان دهد که البته یکی دو نقطه مهم را بدلیل مطالعات قبلی که داشتم گوشزد کردم.

دراینجا به خاطر اینکه از سوابق تاریخی ماسوله نیز اطلاعات مفیدی داشته باشند مواردی را میاورم که لیدر محترم بدرستی به آنها اشاره نکرد:

شهر ماسوله در جنوب غربی استان گیلان ، ۳۶ کیلومتری شهر فومن و ۶۰ کیلومتری شهر رشت قرار دارد.این شهر با وسعتی معادل ۱۰۰ هکتار در مختصات جغرافیایی ۴۸ درجه، ۵۹ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه، ۹ دقیقه عرض شمالی واقع است و محدوده­ی آن از سمت شمال به شهرستان ماسال، از سمت جنوب به طارم علیا(استان زنجان)، از سمت شرق به جلگه شهر فومن و از سمت غرب به شهرستان خلخال(استان اردبیل) می­رسد. محدوده مرکزی ماسوله از سه جهت شمال،جنوب و غرب به کوه و از طرف شرق بر دره­ای زیبا مشرف است راه اصلی ارتباطی آن، جاده­ای است که به سمت فومن کشیده شده است. دین مردم ماسوله اسلام و مذهبشان شیعه است زبان اصلی مردم ماسوله تالشی است.

معماری ماسوله دردوران زندیه شکل گرفته واز یک معماری منحصر به فرد برخورداراست بطوری که حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. تعداد طبقات ساختمان‌ها معمولا تا دو طبقه می رسدو قله شاه معلم در ماسوله با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان و هدفی جذاب برای گروههای کوهنوردی می باشد.

ماسوله قدیم در هشت کیلومتری غرب جاده ماسوله به خلخال قراردارددرباره منتقل شدن ماسوله­ ایها به مکان فعلی آرای مختلف و گوناگونی ارائه شده است یکی از مشهورترین آنها اینست که عون­بن­علی از نوادگان امام اول شیعیان به همراه سید جلال­الدین اشرف از فرزندان موسی کاظم امام هفتم شیعیان که مزارش در شهر آستانه اشرفیه گیلان قرار دارد در جنگی در حوالی طارم زنجان زخمی شد و راه ماسوله در پیش گرفت و در مکان فعلی ماسوله جان سپرد و به خاک سپرده شد. سپس به تدریج ماسوله­ ایها در اطراف مزارش خانه ساختند و بدین ترتیب ماسوله فعلی شکل گرفت. روایتی زلزله بزرگ سال ۸۹۰ هجری قمری را علت کوچ ماسوله­ ایها به مکان فعلی بیان می­کند و روایتی دیگر نیز همه­گیر شدن بیماری طاعون در سال ۹۴۳ هجری قمری در کشور را دلیل جا به ­جایی ذکر می­کند.

آنچه ماسوله را از دیگر جاها متمایز کرده وجزو آثار ملی به ثبت رسانده وشهرت جهانی به آن داده نه دیرینه تاریخی وموقعیت استراتژیک آن بلکه مربوط به ساختارمعماری خاص آن است که متاسفانه ما برای بها وارزش دادن به یک سرمایه ملی احساس میکنیم که به تفسیر وتعبیر وارتباط آن با پیشینه های تاریخی بیافزاییم که این اشتباه نه تنها منجر به افزایش اعتبار وارزش آن نمیشود بلکه منجر میشود تا ارزش های ذاتی وواقعی آن نیز در زیر تاریخ وسوابق ساختکی ما مدفون شود.

متاسفانه ساعت اعلام شده توسط تور با ساعت واقعی که طی شد تا به ماسوله برسیم حداقل 50% مغایرت داشت واین موضوع همه را خسته میکرد وتنها چیزی که تا حدودی جبران آن بود برنامه های شادی که توریستها خودجوش اجرا میکردند.

تورلیدر ساعت مشخصی را تعریف کرد تا پس از بازدید برای سوارشدن مراجعه کنیم واین فرصتی بود تا من بتوانم با دوربین عکاسی وپیاده روی هم از مناظر زیبای ماسوله دیدن کرده وبه تصویر بکشم وبه این افسوس بخورم که چقدر مناظر ومناطق توریستی قوی ومناسب داریم ولی برنامه ریزی لازم نداشته وجالب اینست که با داشتن موقعیت توریستی وجذب توریست خوب ولی آثار ویرانی وعدم سرمایه گذاری مناسب توسط سرمایه گذاران آشنا به سرمایه گذاری در مناطق توریستی وفقر فرهنگی ومادی بوضوح در دل منطقه ونگاه مردم آن نمایان است وصدها توریستی که در کوچه هاوجلوی مغازه های حیران وسرگردان متعجب قدم میزنند ونمیدانند شروع وپایان این برنامه وشهرتوریستی از کجا تا بکجاست وشاید بسیاری چنین روزهایی را یک رفع تکلیف از خود میدانند که از شهری غریب ولی پر آوازه دیدن کردند.

انگار مناطق توریستی ما نیز همانند دیگر بازارها به محلی برای توزیع وعرضه کالاهای یکبارمصرف چینی تبدیل شده وتنها چیزی که تولیدات خود منطقه بود میتوان به جوراب پشمی وتابلوها وقاب آیینه های دستباف اشاره کرد ودراین بین عکس هایی که درلباس محلی از مردم میگرفتند افرادزیادی را بخود جلب کرده وعکس یادگاری میگرفتند.

حلوا شکری وکلوچه محلی وترشی های مختلف نیز بسیار فراوان بود.آنچه کم رونق بود ایجاد فضاهای زیبای سنتی برای استراحت وتجمع توریستها دردل طبیعت زیبای ماسوله بودوهمین عامل منجر شده تا از یک محدودیت توریستی در جذب توریست برخوردارباشد.

دربرگشت دوستان کلوچه سنتی نیز خریداری کردند وهرچند خسته بودند ولی تیم آنقدر انرژی داشت که برای تحکیم وتقدیر ازجمع این سفر دوستانه را تا تهران به شادی وتفریح به پایان برساند.


 
 
آجیلی تواضع (تاریخچه و راز موفقیت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

در تاریخچه آجیلی تواضع آمده"" علی یوسف پور در نهم میزان سال 1272(نهم مهر ماه 1272) بشماره شناسنامه 6380 شمسی در شهر تبریز دیده به جهان گشود فرزند یوسف (ملقب به تواضع) وی از همان اوایل زندگی فعالیتهای اقتصادی خود را شروع کرد تقریبا از سن 15 سالگی در مغازه تاریخی که الان در تبریز خیابان امام چهارراه شریعتی روبروی کوچه ارک واقع است گامهای بزرگی انداخته شد که همین حالا در همان مغازه ادامه همان شغل و همان افکار وجود دارد ونزدیک به یکصد سال سابقه فعالیت میکنند .

در آن موقع مردم از آجیل مثل امروزه استقبال نمی کردند چون به نحوعالی آماده نمی شد مثلا کشمش پاک نکرده بود یا بادام با پوست سخت عرضه می شد نخود و تخمه کدو که در باغها بود و در بازار زیاد وجود نداشت مردم آن زمان معمولا یک روز در سال تمام این محصولات را جمع می کردند و دور هم می شدند که چهارشنبه آخر سال را جشن بگیرند بنام چهارشنبه سوری بود و اسمی هم به محصولات گذاشته بودند که (چهارشنبه یمیشی) آجیل چهارشنبه نام داشت

آجیل نسبت به گذشته خیلی فرق کرده هم از نظر کشت وکاشت محصولات و هم از نظر دانه بندی و کیفیت قبلا آجیل فقط در چند تا بقالی یافت می شد ولی الان در سطح تبریز بیش از 500 آجیل فروش وجود دارد البته نا گفته نماند که قبلا سوخت از انواع چوب ویا سوختهای فسیلی استفاده می شد ولی امروزه از گاز و ماشینهای مکانیکی استفاده می شود حتی در ممالک پیش رفته از سیستمهای کامپیوتری استفاده می شود
رمز موفقیت ایران و مخصوصا آذربایجان: چون همیشه سعی داشتند اجناس را با کیفیت عالی وقیمت مناسب عرضه نمایند بنابر این کشاورزان را تشویق می کردند که برای بهتر شدن محصولاتشان کوشش کنند تا هر روز بهتر از دیروز باشد و یک هماهنگی بین اصناف و کشاورز بوجود آمده بود

در صدر این داستان کسی بود زحمت کش با تقوی وعالم به عمل خویش بنام علی یوسف پور مشهور به تواضع که وی در تاریخ 1305 بنیانگذار آجیل و خشکبار تواضع در تبریز می شود حاج علی تواضع با زحمت و سیاست کاریش کشاورزان را وادار کرده بود تا بهترین و نابترین را برای ایشان تهیه کنند که در بین کشاورزان هم رسم شده بود هر جنس خوب را می گفتند (ها این بدرد حاج علی تواضع می خورد) .

در تاریخ هیجدهم دی ماه 1370در منزل شخصی خود در کوچه مغازههای سنگی (داش ماغزالار ) به دار فانی ودا گفت ""

آنچه دراین تاریخچه میبینید توضیحاتی است که از زبان خود موسسان تواضع گفته شده که من دراینجا میخواهم به موشکافی علمی موضوع بپردازم:

آجیل وخشکبار  متشکل از دهها قلم بوده که قابلیت ایجاد برند ومنحصر کردن آن تا به امروزوجود نداشته وممکن است درمناطق مختلف وبا درجه کیفیتی متفاوت تولید شود وقابلیت انحصار کردن کلیه محصولات برای یک خریداروجود ندارد بطوری که مثلا" پسته ممکن است از رفسنجان تهیه شود ویا بادام هندی از خارج وکشور هند وموارد دیگر از شهرهای مختلف ایران بنابراین اینکه شخصی توانسته باشد درعرضه چنین محصولی به شهرت جهانی برسد میتواند بعنوان یک کیس مهم بازرگانی طرح ومورد بررسی وتقدیر قرارگیرد.

کلید اول کیفیت محصول :درواقع تواضع با تلاش وجدیت وتشخیص صحیح خود در شناخت سلیقه شهروندان تبریزی در آن مقطع به یافتن آجیل با کیفیت وتمیز وسالم وبهداشتی برای شب چهارشنبه سوری او را واداشت تا با حضور مستقیم در میدان بار با کیفیت ترین محصولات را گلچین وخریداری نماید.

کلید دوم جذب تامین کنندگان وپیشی گرفتن از رقبا:با حضور مستقیم وممتد خود درمیدان باروشناخت کشاورزان وتامین کنندگان محصول درجه یک با خرید مناسب آنها را تشویق نماید که بهترین وبا کیفیت ترین بار را به ایشان بیاورندوهمین امر منجر گردید تا محصول درجه یک دراولین فرصت و با کیفیتی یکسان وبطور مستمر به ایشان تحویل گردد درواقع یک مشارکت غیر مستقیم وپایدار بین تامین کنندگان وفروشگاه تواضع صورت میگیرد که نقطه اصلی پایداری آن همان قضیه " بردبرد" درقوانین تجارت است.

کلید سوم قیمت رقابتی متناسب با کیفیت محصول:بدلیل ایجاد ارتباط مناسب با تامین کنندگان وخرید عمده آن توسط فروشگاه تواضع لذا تامین کنندگان مایل بودند تا کفیت بالا را با قیمت مناسب به تواضع تحویل نمایند وهمین عامل منجر میشد تا قیمت فروش تواضع نیز با توجه به کیفیت محصول رقابتی باشد وخودبخود منجر شد تا آجیلی تواضع توجه همه متقاضیان خرید آجیل با کیفیت را بخود جلب نموده بطوری که درمقاطعی همچون چهارشنبه صوری مشتریان برای خرید صف بسته وآجیل تواضع جوابگوی تقاضا نباشد.

کلید چهارم ایجاد فروشگاههای زنجیره ایی وتوزیع مناسب محصول:با درک صحیح وجود تقاضا در سایر شهرها نیز همانند تبریز ولازمه اصلی آن وجود فروشگاههای عرضه مستقیم در مراکز بازار میباشد که این امر نیز با تقاضای روز افزون فروشگاهها درشهرهای مختلف ایران وحتی خارج از کشور واجباری کردن تامین محصول از فروشگاه مرکزی تبریز محقق شد.

کلید پنچم سخت گیری مشتریان تبریزی واستمرار رویه:شروع فعالیت دربستری که سخت ترین وحساس ترین مشتریان درآنجا وجود دارد منجر میشود تا درصورت موفقیت توسعه فعالیت درسایر بسترها به راحتی وسهولت صورت گیرد واز طرف دیگر استمرار رویه عرضه وکیفیتی منجر شد تا خود نام تواضع یک سرقفلی وبرند شود تا در آینده برخلاف گذشته که تواضع اعتبار خود را از کیفیت بالای محصول میگرفت اکنون محصول اعتبار خود رابا عرضه دربسته بندی تواضع بدست آورد.

کلید پنچم مدیریت پایدار ویکسان درطول فعالیت: هرچند صاحب اصلی تواضع تحصیل کرده مدیریت نبوده وسیستم علمی برای فعالیت خود تعریف نکرده ولی همان تجربه واصول مدیریتی حاکم را تاکنون توانسته اند حفظ نمایند که همین عامل منجر شده تا دستخوش سلیقه وتغییرات مدیریتی نگردد.

این کیس مدیریتی نشاندهنده این است که تاجران ایرانی وبازار ایران از یک علم تجاری قوی وپایه برخوردار بوده که حتی دربسیاری از موارد علوم جدید بازرگانی نیز که دردنیا تدوین وارائه میگردد به آن سطح نرسیده اند و این علم متاسفانه بجای تحقیق وبررسی وتدریس دردانشگاهه سینه به سینه دردل تجار ایرانی ضبط وثبت ومنتقل میگردد.

 


 
 
افراد رویایی چگونه فکر میکنند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

شاید افرادی را دیده باشید که رویایی فکر میکنند ویا شاید خود شما نیز از جمله این افراد باشید .

باید بدانید که این افراد ازبدو تولد اینگونه نبودند ویا بهتر بگویم رویایی بودن ژنتیکی وذاتی نیست.

ما بسیاری از عادات خوب وبد را در زندگی روزه مره ودر نتیجه بارها وبارها تجربه میاموزیم وبدون آنکه متوجه باشیم به این عادات خو گرفته وتکرار میکنیم.

رویایی بودن هم یک نوع عادت و رفتار است که ما از خود بروز میدهیم عادتی که منجر میشود تا از واقعیت ها دور شده ورویایی فکر کنیم.

اما این رفتار چگونه درما بوجود میاید ما چه کارمند باشیم چه تاجر ویا در هر وضعیت وموقعیتی برخی موقعیت ها ومنافع واهداف عالی در برخی مواقع به ما نزدیک میشود واحساس میکنیم چند گام دیگر به آن دست خواهیم یافت ولی بیکباره این اهداف وآرزوها دوباره اوج میگیرد واز ما دور میشود در زندگی هر فردی بارها وبارها این اتفاق بوقوع میافتد بطوری که درتجارت ممکن است یک تاجر بارها وبارها ببیند که یک سود ومعامله کلان تجاری که میتواند موقعیت وتوان او را چند صد برابر بکند به یک قدمی او میرسد ودوباره اوج گرفته وبیکباره نیست میشود.

این وضعیت رویا نیست وواقعیت است و در ذات هرکارو فعالیتی  وجود دارد که شما چون به هدف حرکت میکنید هدف نیز با یک سیری در حرکت است وهمین موضوع باعث میشود که دستیابی به اهداف زحمات وخطرات و مشکلات زیادی را به همراه داشته باشد وبه همین خاطر است که در دو ماراتن موفقیت تعداد کمی میتوانند به خط پایان برسند.

دراین بین دو نوع افراد داریم که به رویایی بودن واینگونه فکر کردن دچار میشوند اول افرادی است که بدلیل اعتماد به نفس نداشتن و یا عدم انجام تلاش مناسب از موفقیت مایوس شده وبه ایده پردازی ورویا وخیالات رو میاورد  و گروه دوم آنهایی هستند هرچند تلاشگر و هدفمند هستند ولی بعد از چند بار نزدیکی به اهداف واز دست دادن آن بیکباره چون موفقیت را چند بار در یک قدمی خود دیده اند با توصیف آن به دیگران خیال پرداز شده وبجای انجام تلاش مضاعف درجهت دست یابی به آن به رویا پردازی رو میاورند.

گروه اول همانند افراد تشنه ایی هستند که در یک بیابان بی آب علف وخشک ازدور سرابی میبینند وبه توصیف آن میپردازند وبا آن خوشند ویا در برخی موارد نیز به توصیف دیگرانی که به پول ثروت و موفقیت دست یافته اند پرداخته واز خودشان نحوه دستیابی آنها را تعبیر وتفسیر میکنند.

برای اینکه افراد رویایی را بتوانید شناسایی کنید کافی است دریک جمع که نشسته اید یک بحث تجاری ومدیریتی وغیره طرح کنید ودراین حین میبینید که افراد رویایی بالاتر از جایگاه وموقعیت خودشان به بحث وایده پردازی پرداخته ویا شروع به طرح افراد موفق وتحلیل غیر واقعی آنها میپردازند البته در بسیاری از مواقع اینگونه افراد بزرگترین عامل موفقیت را به شانس واقبال ومسیر های غیر متعارف تعبیر میکنند زیرا خود هیچگونه تجربه ایی در دستیابی به موفقیت نداشته اند.

چگونه میتوان از رویایی بودن نجات یافت وواقع گرا بود؟

متاسفانه بسیاری از کسانی که به این عارضه دچار میشوند این مسیر را راحت ترین مسیر وبهترین مسیر برای توجیه وضعیت وموقعیت خود ودیگران میدانند وهمین عامل برماندگاری آنها کمک میکند.

از طرف دیگر بدلیل اینکه این افراد بارها وبارها در جمع های مختلف  ایده پردازی کرده وسخن ها درباب موفقیت گفته واز مشاغل وفعالیتهای موثر صحبت کرده احساس میکنند چون دست به فعالیتی بزنند ناموفق خواهند شد ودیگران خواهند دید که استاد حرف درعمل نتیجه نگرفت بنابراین سعی میکنند از انجام هر عمل وکار وفعالیتی که خود مستقیما" در آن نقش داشته باشند پرهیز نمایند.

اینگونه افراد در جمع فامیل ودوستان به افراد ایده پرداز بی عمل وانتقاد گر و مفسر دیگران شناخته میشوند وبرخلاف آنچه خود فکر میکنند که دیگران او را توانمند وتحلیلگر میدانند همه او را تنبل و حراف میشناسند.

البته این رویایی فکر کردن ممکن است درزمینه های دیگر همچون احساسی نیز وجود داشته باشد همانند دختران وپسران مجردی که دررابطه با همسر آینده خود رویایی فکر میکنند وهمسری درذهن خود ساخته اند که شاید در عالم واقع نمیتواند وجود خارجی داشته باشد وهمین عامل انها را از پذیرش همسر وازدواج دورساخته و هیچ کس را شایسته ومناسب خود جز آنچه در رویا دارند نمیدانند.


 
 
گلچین لحظه ها (حال را فدای آینده نکنید)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٢
 

یک فرد موفق در دنبال کردن هدف همانند یوزپلنگی میماند که شکارش را دنبال کرده وبه سرعت بسوی آن میدود .

همانند یک عقاب تیز بین نه در کف زمین بلکه در بلندای آسمان به پرواز درمیاید وهمه جا را زیر نظر دارد.

بمانند یک مرغ ماهیگیر اگرلازم باشد شیرچه ایی در دل اقیانوس میزند .

بمانند یک زنبور عسل شیره گل را میگیرد وقطره قطره آن را به چندین کیلو عسل تبدیل میکند.

بمانند یک پروانه دردل طبیعت وباغچه های گل میرقصدو بوسه بررخسار گلها میزند.

بمانند یک آب در دل کوهها و دشتها درجریان است و طبیعت را سیراب واطمینان دارد که درنهایت به اقیانوس خواهد پیوست.

و......

هدف من از گفتن این جملات این است که خودتان را دست کم نگیرید وبدانید به هرچه بخواهید میتوانید برسید ولی برای اینکه بتوانید از عمرکوتاه خود دراین دنیای فانی لذت ببرید همه موارد فوق را درکنار هم داشته باشید یعنی :

همانند یوزپلنگ در شکار فرصتها تند وتیز باشید

اطلاعات ودانش خود را بالا ببرید تا همچون عقابی در آسمانها به پرواز درآمده وهمه گزینه ها را درکنار هم ببینید

همانند مرغ  ماهیگیر قدرت ریسک داشته باشید وبه مسیرهایی یزنید که آن مسیرها برایتان بسیار سخت و نا متعارف است

بمانند زنبور عسل قدرت دفع بدیها و جمع کردن شیرینیها وخوشیها را داشته باشید و بدانید همه چیز اندک اندک جمع میشود .

همانند یک پروانه باشید وبدانید هر تلاش وکوششی میکنید باید از طبیعت ودنیای مادی نیز استفاده مفید ببرید و ورزش و رقص و شادی و نشاط را با تعریف مشخص درکنار زندگی روزمره داشته باشید.

بسان رود باشید که هم نیکی وخدمت به دیگران یکی از اصول زندگیتان باشد و هم دره ها وصخره ها را بشکافید واز هیچ مشکل وسدی نهراسید وبدانید به اقیانوس بیکران شادی وسلامتی و خدمت وجاودانگی خواهید رسید.

هدف اصلی ام از طرح این موضوع این است که درزندگی روزمره خود قدر لحظه ها رابدانید وحال را فدای آینده نکنید و بدانید هر لحظه باید به چه کار وفعالیتی مشغول باشید و ورزش وتفریح و هنر وموسیقی وگردش درطبیعت و...را نیز درهر فرصت ممکن انجام دهید.

بسیاری میگویند آنقدر گرفتارم ومشکلات متعدد دارم که به هیچ برنامه کاری وفعالیت دیگری نمیرسم ولی اگر به همین فرد بگوییم که فعالیتهای روزانه خود را دریک صفحه با ساعت لیست کن میبینید که چقدر اوقات تلف شده درجلوی تلویزیون وخواب و بیکاری دارد بنابراین سعی کنید واقع بینانه باشید ولحظه هایتان را بیهوده هدر ندهید مطمئن باشید اگر اوقات بیکاری را به مطالعه وورزش و گردش و فعالیتهای مناسب بپردازید روحیه وتوانتان در مقابل انجام فعالیتها چند برابر خواهد شد.

بسیاری متاسفانه بدلیل فعالیتهای یک بعدی ممکن است به پول وثروت کلانی رسیده اند ولی اکنون که میخواهند از آن استفاده کنند توان جسمی و روحی لازم را ندارند و یا بدلیل عقده ایی که درفرزندان بوجود میاید گرفتارو درگیر با خانواده ایی هستند که انتظار مرگ او را برای تصاحب ثروت میکشند بالعکس کسانی نیز هستند که با بازیگوشی و رفتن در عمق تفریح با مشکلات مادی مواجهه شده واز کار وفعالیت نتیجه نمیگیرد ودردوران میانسالی به بعد که شاید خود یکی از مهمترین موقعی است که تفریحات وروح وروان وسلامتی فرد نیاز به داشتن بنیه مالی است را درگرفتاری وبیماری بسر میبرند وعمر تفریح آنها نیز با جوانیشان از بین میرود.

 


 
 
با شتاب بسوی بدبختی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠
 

همه میدانند که پیشرفت وترقی چقدر به سختی درزندگیشان ایجاد میشود البته بسیاری فکر میکنند دیگرانی هستند که به آسانی پله های ترقی را پیموده اندکه سخت دراشتباهند ومطمئن باشند هرکسی به موفقیتی دست پیدا کرده سختی ومشقت نیز به اندازه خودش کشیده است.

برخی نیز خودرا بدشانس میدانند وفکر میکنند هرچی بدی وبدبختی است برای آنهاست وهرچه خوشی و موفقیت است برای دیگران و اعتقادی وباوری به این ندارند که شاید عملکرد وافکار وبرنامه های اشتباه خودشان است که نتیجه مثبت نمیگیرند وبرای اینگونه افراد هر چقدر مثال ونمونه نیز میاوری باز آنها را نیز به شانس واقبال تعریف میکنند.

دراینجا اشاره من نه به طیف اول است ونه دوم بلکه به آنهایی است که درنهایت بدبختی ومشکلات وفقر وگرفتاری باز با شتاب بسوی بدبختی پیش میروند برای نمونه میتوان به موتورسوارانی اشاره کرد که خود عائله و صدها گرفتاری دارند ولی باز درهنگام موتورسواری رعایت ماشین وعابر پیاده را نمیکنند وبا شتاب وتعجیل به راه خود ادامه میدهند انگار نه برای کار بلکه برای بدبختی و مرگ شتاب و عجله دارند.

من همیشه به دوستان وآشنایان وافرادی که مشاوره میگیرند یک موضوع مهم را اشاره میکنم وآن اینست که درمشکلات وبدبختی گرفتاری باید حواسمان بسیار بیشتر از موقعی که گرفتاری ومشکلات نداریم  جمع باشد زیرا درموقعی که مشکل وگرفتاری حل نشده ودرجریان داریم تاب وتحمل ووضعیت روحیمان ضعیف است وبرای همین هم آمادگی اشتباه کردن بیشتر را داریم وهم اینکه کوچکترین مشکل وضعیت را برایمان سخت تر ودشوارتر خواهد کرد یعنی به جای یک جبهه مجبوریم درچند جبهه با مشکلات درگیر شویم.

متاسفانه بسیاری به این مقوله مهم توجه نداشته واز این استراتژی که بدبختی چه یک وجب ویا ده وجب دراین موقعیت ها خود را به بی خیالی میزنند وبسیاری از اینگونه افراد روز بروز در باتلاق مشکلات فرو میروند.

برای درک بهتر موضوع آن را به خسارتهای مادی بیان میکنم فرض براین بگیرید که شما یک میلیون تومان پول دارید وبه یکباره نیاز به عمل جراحی که هزینه آن یک میلیون صد هزارتومان است پیدا میکنید دراین حین انسان عاقل بجای هراسان شدن ابتدا  با جرات وشهامت به دکتر وبیمارستان مراجعه کرده وبا طرح مشکلاتش ممکنه بتواند رضایت آنها را به تخفیف وتقسیط جلب وبراحتی موضوع انجام شود ولی همین فرد ممکن است بجای صبر و امید روحیه خود را باخته ودر افکاری نگران سوار برخودرو بیکباره تصادفی سنگین نیز کرده وخسارتی دیگر به او وارد میشود که دیگر حل ورفع آنها تواما" برایش مقدور نبوده واین فرد از زندگی مایوس ونگران شده وخود را بدبخت میداند.

یکی از موارد دیگری که بسیار اهمیت دارد حساسیت وتوجه به فعالیتهایی که درحال انجام هستید ونقش واهمیت آن درزندگی وارزیابی آنها.

فرد موفق همیشه فعالیتها وکارها ومشکلات ونیازمندیها و... را ارزیابی مینماید و دردستیابی به اهداف وبرنامه ها وامور هیچ وقت دست به مخاطرات وریسکها یی نمیزند که میتواند کل حیات وفعایت وسرمایه او را نابود ونیست نماید.

شما به همان موتورسیکلت سواری که درهنگام ناراحتی ومشکلات بی توجه وبا سرعت در خیابان حرکت میکند ویا موتورسیکلت سواری که از روی خوشی وسرمستی ادا درمیاورد وبه عواقب این بی توجهی که میتواند جان او را بخطر بیاندازد و یا خسارت مالی سنگینی در اثز تصادف با یک انسان دریک لحظه ایجاد نماید توجهی ندارد من به چنین افرادی میگویم با شتاب بسوی بدبختی میروند.


 
 
رکود ناشی از بهبود وضعیت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٦
 

خیلی ها فکرمیکنند که رکود فقط زمانی اتفاق میافتد که یک افزایش قیمت قابل توجهی اتفاق افتاده باشد ودراین شرایط تقاضا متوقف و کاهش پیدا میکند و منتظر میشود تا از نظر روانشناسی با وضعیت بوجود آمده کنار بیاید ودرواقع آن را بپذیرد.

بنابراین هرچند بسیاری فکر میکنند درشرایط تورمی بالا تجار سود میبرند باید به این موضوع دقت کنند که دراین شرایط درواقع کاهش ارزش پول بوقوع پیوسته نه اینکه کالای تاجر دوبرابر شده باشد یعنی تاجر همان تعداد قبلی موجودی را دارد.

تنها مزیتی که تاجران دارند این است که دراین شرایط کاهش ارزش پول به آنها لطمه ایی وارد نمیکند نه اینکه سود دوبرابر برده باشند.

دراین شرایط افرادی که ریال پس انداز کردند ویا حقوق ثابت ومشخص دارند لطمه زیادی میبینند وبه نسبت تورم فقیر تر میشوند درواقع خط فقر بالاتر رفته وافراد بیشتری را پوشش میدهد.

بعد از انتخابات بدلیل بروز وتحقق امید و نشاط درجامعه اتفاق جالبی رخ داد که در طول عمر انقلاب ایران بی سابقه بود وآن کاهش ارزش دلار درمقابل ریال یعنی تقویت پول ملی بود.

اهمیت این موضوع دراین است که حتی رئیس جمهور جدید فعالیت خود را شروع نکرده واین نشانگر آن است که بی اعتمادی مردم به حکومت چقدر افزایش پیدا کرده بوده ودرواقع امید مردم به بهبود شرایط همیشه صفر بوده وبا ایجاد امید درآنها بدون اینکه بهبودی درعملکرد دولت و افزایش تولید ناخالص ملی ویا سیاستهای بانک مرکزی ومدیران اقتصادی کشور ایجاد شده باشد عامل روانی واعتماد مردم توانست سریعتر از آنچه باید اتفاق افتد کاهش ارزش دلار صورت گیرد.

البته این بهبود سریع خود هرچند منجر میشود تا خط فقر پایین آمده واقشار ضعیف بهبود وضعیت پیدا کنند ولی اثرات منفی نیز بدنبال دارد که دراینجا اشاره میکنم:

1) کاهش ارزش دلار موقعی میتواند منجر به کاهش قیمت کالاها وبدنبال آن کاهش تورم شود که تجار بتوانند نسبت به واردات کالا با تامین دلار ارزان اقدام کنند درصورتی که بدلیل وجود روند کاهشی وارد کنندگان اطمینان لازم را نداشته ومنتظر میشوند تا تثبیت قیمتها بوجود آید.

2)کاهش بیکباره دلار منجر میشود تا بسیاری از صادرکنندگان متضرر شده وصادرات نیز بیکباره کاهش پیدا میکند.

3)مردم بدلیل اینکه احساس میکنند باید کالاها نیز به همان میزان کاهش ارزش دلار کاهش قیمت دهند وبدلیل اینکه کالای موجود تجار کالاهایی است که با دلارهای گران تامین شده وهنوز اقدام به واردات نکردند این وضعیت یک توقف و مقاومت زیادی دربین عرضه وتقاضا بوجود میاورد که دراین شرایط بدترین رکود ممکن بوجود میاید وهمین رکود منجر میشود تا بسیاری از تجار متضرر ویا حتی ورشکست شده ودر تامین کالاهای ارزان قیمت با دلارهای جدید نقش نداشته ویک وضعیت بحرانی دربازار ایجاد شود.

بنابراین هرچند این وضعیت نگرانیها ومشکلات فوق را دارد ولی بهرحال افزایش ارزش پول ملی یک نوید و فرصت ایده آلی است که اگر گام بگام ودریک مدت زمان معقول اتفاق بیافتد بسیار در وضعیت اقتصادی کشور وبهبود وضعیت معاش مردم مفید خواهد بود.

درواقع این وضعیت خود بخود ثروت وتوان اقتصادی یک کشور را به همان میزان درمقابل کشورهای خارجی بهبود میبخشد.

یکی از مهمترین مزیت های این بهبود ارزش پول ملی وکاهش ارزش ارزهای خارجی خروج پول های سرگردان مردم از سرمایه گذاری در ارز وطلا وسوق آن به بانک و تولید وبورس است که همین عامل منجر میشود تا حجم عظیمی از سرمایه ملی بجای رفتن به دلال بازی بسوی تولید برود ومشخصا" بدنبال آن رشد تولید ناخالص ملی و افزایش ارزش مجدد پول ملی وکاهش ارزش ارز را شاهد خواهیم بود.


 
 
استراتژی زندگی من
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٤
 

هرکسی ممکن است در زندگی شخصی استراتژی وهدفی برای خود تعریف کرده باشد وتمام تلاش وبرنامه ریزی خودرا برای رسیدن به ان هدف معطوف نماید من نیز برای آینده واهداف خود استراتژی تعریف کردم ودراین راستا ابتدا اهداف خود را به سه بخش تقسیم کردم :

1- سلامتی و طراوت وشادابی : یکی از مهمترین اهدافم دستیابی به سلامت وشادابی خود وخانواده ام است واین هدف را بالاترین هدف زندگیم میدانم وبرای دستیابی به آن مواردی از قبیل ورزش کردن واحترام به ارزش های خانوادگی وهنر وموسیقی و... را مهمترین ابزارهای اصلی دستیابی به آن میدانم.یکی از شعارهای من اینست که ما میتوانیم از سن چهل سالگی بجای ورود به مرحله ضعف وپیری بسوی جوانی ونشاط وسرزندگی گام برداریم.

2- تحصیل ودانایی واخلاقیات وامور خیریه: دومین اصل واهداف زندگیم را تحصیل ودانش اندوزی ومطالعه و آگاهی از ارزشها وعلوم و ... دانسته ودرعین حال بتوانم برای جامعه وخانواده و دنیایی که درآن زندگی میکنیم مفید واقع شوم.بقول قدما نام نیک وشخصیت والا از خود بجا بگذاریم بطوری که خانواده وفرزندان واقوام به وجود ما افتخار کنند نه اینکه باعث سرافکندگی وخجالت آنها شویم.

3- توان مالی واقتصادی : سومین ایده من این است که اگر کسی ایده وفکر وسلامت وصداقت را داشته باشد چنین فردی هم باید درکار وفعالیت صادقانه اش اصولا" موفق شده وهم هرچقدر برتوان مالی واقتصادی او افزوده شود به همان اندازه نیز دردستیابی به اهداف بالا موفق تر وسعادتمند تر خواهد بود واین فرد میتواند موقعیت وجایگاه خود را از یک سطح ملی به بین المللی تبدیل نمایدوکارهای انساندوستانه و اقتصادی موفقی داشته باشد.

این سه هدف ودرسطح قابل قبول نمیتواند تواما" اتفاق بیافتد وشما هرگز نمیبینید که یک نفر بتواند همزمان درهرسه مورد توسعه ورشد نماید حال من برای اینکه بتوانم  به این سه هدف مهم دست یابم مجبورم یک برنامه ریزی دقیق ومناسبی داشته باشم .

 یکی از بهترین روش ها استفاده از خلع های زمانی برای پرداختن و فعالیت مستمر دریک موضوع ورساندن آن به سطح قابل قبول وسپس پرداختن به مباحث دیگر است .

بدین صورت که شما ممکن به ورزش بتوانید درکنار سایر فعالیتهای خود بپردازید ولی تحصیل وموسیقی وموفقیت درفعالیت کاری همزمان باهم ممکن است دچار تناقض وضعف شود ویا حتی ممکن است در شرایطی که استرس وفعالیت کاری سخت ودشواری دارید حتی نتوانید به ورزش نیز بپردازید.

راه حل موضوع چیست؟

تحصیل را سعی کنید تا سطح مناسب حتی قبل از شروع یک فعالیت کاری وتجاری خوب به انجام برسانید ودرکنار فعالیت فقط به تحصیلات تکمیلی وجنبی بپردازید وبدانید بسیار ثروتمندانی هستند که چون نتوانستند به یک جایگاه علمی وتحصیلی مناسب برسند همین موضوع را بزرگترین خلع زندگی خود میدانند ودرتربیت فرزندان وخانواده انطور که باید موفق نیستند .

ورزش وتندرستی را یک برنامه جامع وممتد درکنار کاروتلاشتان تعریف نموده وادامه دهید ومطمئن باشید روزبروز توان شما برای روبرو شدن با مشکلات واسترس ها وسختی های کار بیشتر خواهد شد زیرا که افزایش تحمل انسان در مقابل استرس ها ومشکلات با تندرستی او ارتباط مستقیم دارد بسیاری به اشتباه فکرمیکنند که روزی میرسد که استرس کاریشان به صفر میرسد درصورتی که استرس خود نشانگر حرکت وفعالیت شماست واسترس ان موقع به صفر میرسد که کار وفعالیتی نیز نباشد بنابراین سعی کنید توان جسمی و تندرستی خود راافزایش دهید نه اینکه استرس را کاهش دهید .

موسیقی وهنر شاید جزو مواردی است که یک فرصت وموقعیت آرام میخواهد وفرد پرتلاش وفعال چنین فرصتی را ندارد ولی در کاروفعالیت وتجارت ممکن است با بحران ها ورکودهایی مواجهه میشویم که فعالیت کاریمان بسیار کم وکند میشود وهمین موقعیت خود بهترین زمان برای پرداختن به موضوعات دیگر همانند موسیقی وشعر وهنر است.

درواقع شعار من اینست که اگر هر سه ضلع این مثلث را جزو خوشبختی وسعادت وبه بیان بهتر ثروت محسوب کنیم شما اگر دیدید در یک ضلع مثلث همانند کار وفعالیت تجاری بدلایل رکود نمیتوانید ثروت کسب کنید سریعا" از ضلع دیگر آن همانند تندرستی ونشاط ویا موسیقی وهنر پرداخته وثروت کسب کنید ودراین شرایط وبا گذشت چندین سال همه دوستان ونزدیکان شما بوضوح خواهند دید که نه تنها از نظر مادی بلکه در همه زمینه شما موفق وخوشبخت خواهیدبود.

موفقیت وخوشبختی وثروت یک بعدی نیست ومثلثی سه بعدی میماند.

 


 
 
هواپیمایی آسمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۸
 

ما مسافر پرواز 6642ساعت 13:50به مقصد دوبی هستیم وهمینکه ساعت 11به فرودگاه وارد میشویم میگویند که پرواز تاخیر دارد!

البته تاخیر که نه درواقع نصف روز یک فردی که برنامه ریزی کرده وهتل رزرو کرده  از بین رفت زیرا تا ساعت 6معطل شدیم تا بالاخره متصدیان مربوطه آمدند ومسافران همه ناراحت برخی میگویند که همه سوار نشویم وکنسل کنیم وبرخی نیز که چارتر ثبت نام کردند وهتل رزرو کردند چاره ایی جز سوار شدن ندارند.

جالب اینکه یکی از متصدیان هواپیمایی به راحتی درمقابل خشم وناراحتی مردم توهین میکند وهمه مانده اند که با او گلاویز شوند یانه وافسوس به این میخورند که چگونه چنین پرسنلی گزینش واستخدام شدند!ومردم دوباره کوتاه میایند والبته برخی فرم شکایت پر کردند.

داخل هواپیما میشویم یک هواپیمای کهنه که صندلیهایش هم صدا میدهد ومن تا حال چنین هواپیمای کهنه وقدیمی سوار نشده بودم .

میهمانداران را نیز نگاه میکنی انگار برای همین هواپیما استخدام شده اند .

بالاخره هواپیما به پرواز درمیاید ومارا به دوبی میرساند.

یاد یکی از کیس های واقعی دوره فوق لیسانس میافتم که دررابطه با علل موفقیت هواپیمایی سنگاپور بود.

هواپیمایی سنگاپور توانسته بود با وقت شناسی وجذب میهمانداران وپرسنل خوش برخورد وخوش تیپ ومودب با انرژی مسافران را درنهایت آسایش وآرامش وبا حداکثر رضایت مندی مجذوب خود نماید .

برای جذب مشتری شیوه های خاصی را پیاده میکرد که درنوع خود منحصر به فرد بوده ودرصورت بروز هرگونه تاخیر حتی جزیی چه ناشی از آنها باشد ویا دلایل دیگر پرواز مجانی ویا خسارتهای دیگر پرداخت میکرد بطوری که مشتری بجای ناراحتی خوشحال  نیزمیشد!

یک شرکت هواپیمایی توانسته بود با ایجاد یک وجهه بین المللی برای کشورش یک افتخار وموقعیت ایجاد نماید.

متاسفانه در کشورهای جهان سوم یک مورد سیاسی را بشدت برخورد میکنند ومیگویند که ممکن است اعتبار واقتدار ملی را نشانه رفته باشند ولی به راحتی با مواردی همانند هواپیمایی وغیره که سمبل و سفیر کشور در خارج محسوب شده وعملکرد آن ابهت وعظمت کشور را تضعیف ووجهه بین المللی آن را تخریب میکند هیچ برخوردی نمیشود ومدیرانی گمارده میشود که شاید هیچ کیس مدیریتی نیز مطالعه نکرده اند ویا اگر هم کرده اند برای مدرک بوده نه موفقیت درکار وفعالیت.

امید است به اهمیت وعظمت وتاثیر بسیاری از فعالیتهای اقتصادی برموقعیت واعتبار وعظمت ملی توجه داشته وبراحتی از اشتباهات آنها نگذریم واگر مدیری لیاقت مدیریت وپیگیری واصلاح وتوسعه فعالیتش را نداشته باشد او را از مدیریت عزل کرده ودر همه جا ودر هر موقعیتی که باشیم خود را خادم مردم دانسته وسریعا" از آنها عذر خواسته وجبران خسارت کنیم.

 


 
 
دکتر روحانی و اقتصاد تضعیف شده ایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧
 

سوالی که بسیاری از تحلیل گران درجوابگویی به آن دچار تردید هستند این است که آیا اقتصاد ایران با انتخاب دکترروحانی تقویت وارزش ریال ایران بهبود و نرخ بیکاری کاهش ومعیشت مردم بهبود پیدا خواهد کرد؟

برای جوابگویی به این سوال مهم ابتدا به تجزیه وتحلیل وضعیت بوجود آمده میپردازم :

1-علت اصلی تضعیف اقتصاد ایران را میتوان ناشی از تضعیف روابط بین المللی ایران ومتعاقب آن کاهش ارزش ریال درمقابل ارزهای خارجی و وابستگی بیش از حد تولیدات داخلی به مواد اولیه وارداتی و از طرف دیگر واردات بی رویه کالاها از کشورهایی همچون چین که کالاهای یکبار مصرف تولید وبه بازار ایران ارائه نمودندکه منجر شد تا تولیدکنندگان داخلی روز بروز تضعیف وورشکست شوند ومتعاقب آن تولید ناخالص ملی نیز کاهش پیدا نمود.

 2-بی اعتمادی ملت به دولت که هم منجر به فرارمغزها وحتی سرمایه گذاریها وخانواده ها به خارج ورو آوردن اکثریت قریب به اتفاق مردم به سرمایه گذاری درمسکن وطلا وارز بجای بورس وتولید وسپرده گذاری دربانکها   که خود به یک عامل روانی قدرتمند در تضعیف پول ملی وایجاد تقاضای کاذب دربازار برای ارزهای خارجی شد.

3-انتصاب مدیران غیر متخصص وکم تجربه دربسیاری از مسئولیتهای اجرایی ومدیریتی کشور که منجر شد با وجود افزایش بی رویه نرخ ارزهای خارجی ومتعاقب آن افزایش درآمد صادرات نفت وگاز وسایر مواد کانی نه تنها تاثیری در بهبود اقتصادی ایجاد نشود بلکه برداشت بی رویه و بدون برنامه ریزی شده و بی توجه به سرمایه گذاریهای زیر بنایی منجر به تشدید بحران گردید.

4-عدم برخورداری از تیم واستراتژی اقتصادی صحیح وعلمی و اتخاذ تصمیمات اقتصادی با دیدگاه سیاسی همچون هدفمندی یارانه ها و... منجر به تجویز نقدینگی به جامعه وتشدید فرهنگ مصرف گرایی درجامعه وافزایش تقاضا برای کالاهای مصری وتشدید تورم ودرادامه خط فقر افزایش ومعیشت مردم دچار بحران گردید.

5-اتخاذ سیاستها وتدابیر توسعه اقتصادی در کمال ناشیگری واختصاص بودجه هاوسرمایه های ملی به جای حمایت از تولید کنندگان موجود به ایجاد تولیدکنندگانی که بیشتر برای بهره مندی از تسهیلات دولتی دراین مسیر ورود پیدا کردند همانند تسهیلات زود بازده بدون اینکه مدیریت ونظارت صحیحی در آن باشد وعدم همراهی لازم با تولیدکنندگانی که با مشکلات نقدینگی مواجهه شدند وحذف مدیریت برنامه وبودجه که میتوانست در برنامه ریزی وکنترل مصرف بهینه منابع ارزی وریالی دولت دخیل باشد.

موارد فوق برخی از موارد مهمی بوده که منجر شد تا وضعیت اقتصادی کشور روز بروز ضعیف تر شده وبه این مرحله بحرانی برسد لذا در زیر بررسی میکنیم که آیا دکتر روحانی موفق به عبور از این بحران وتقویت اقتصاد جامعه خواهد شد:

1-درمقطع کنونی الویت اول وسریع در کاهش بحران وایجاد بستر لازم شکستن جو روانی جامعه است که خوشبختانه با انتخاب ایشان دردور اول با آرا’ بیش از 50% میتوان گفت بخش اعظمی از جو روانی خواهد شکست واگر در این شرایط 30% آرائ ریخته نشده را نیز درنظر بگیریم بنابراین آقای دکترروحانی جو روانی را تا80% خواهد شکست بنابراین ماباید تا استقرار ایشان درپاستور روز بروز  شاهد کاهش نرخ ارزهای خارجی باشیم واگر این روند با اعتماد سازی دکترروحانی به مردم وایجاد امیدوراری به آنها که مطالبات سیاسی واجتماعی آنها را پس از استقرار تامین خواهد کرد باید شاهد کاهش نرخ دلار تا روز استقرار به زیر 30000باشیم که این خود در تقویت تجارت وتولید وافزایش ارزش پول ملی مفید وموثر خواهد بود.

2-اصولا" شعارها وبرنامه های دکتر روحانی واصلاح طلبان گویای این است که درزمینه روابط بین الملل یک روند مثبت وخوبی ایجاد خواهد شد بطوری که گفتگوی تمدنها نیز در دوران اصلاحات پایه گذاری شد بنابراین با اتخاذ این سیاستها پس از اولین روزهای حضور در پاستور باید شاهد یک کاهش ازیک تا5000ریالی درارزش دلارباشیم که این مورد نیز میتواند در تقویت ارزش پول ملی بسیار مفید باشد زیرا دراینصورت تحریمها تا90% حذف وورود ارز به کشور تسهیل میگردد.

3-اصولا" اصلاح طلبهاو کارگزاران از یک تیم مدیریتی با تجربه تری برخوردارند ونیاز به آزمون وخطا ندارند واستقرار تیم مدیریتی خوب وانتخاب کابینه مناسب نیز میتواند یک کاهش 1تا 5000ریالی در دلار ایجاد نماید.

4-مطمئنا" دراین دوره بدلیل وجود تیم مدیریتی باتجربه ودرصورت استفاده مناسب از تحلیلگران اقتصادی مناسب دیگر اشتباهات اساسی وتاحدودی ورود سیاست به اقتصاد کنترل شده وتورم کنترل وتصمیمات به درستی اتخاذ وپیاده سازی میشود که این هم منجر به افزایش ارزش ریال وباید شاهد کاهش نرخ دلارازیک تا2000ریال باشیم.

5- افزایش توان ملی وسیاستگذاری صحیح اقتصادی با حمایت مناسب از تولید ملی وجذب وایجاد سرمایه گذاریهای خارجی وصنعت توریست و سوق منابع ملی دولت ومردم به سوی فعالیتهای اقتصادی زیر بنایی منجر به افزایش منافع ملی وارزش پول کشور وکاهش ارزش دلاراز یک تا 5000ریال خواهد شد.

بنابراین  اگر آقای دکترروحانی صادقانه و آگاهانه به مشکلات سیاسی واقتصادی جامعه وبا حفظ اعتماد عمومی وتوسعه آن با رفع محدودیتها و انحصارگریهای سیاسی گام برداشته ویک ارتش مردمی بیش از 000/000/40نفر رابه همراه داشته که روز بروز برتعداد آن نیز افزوده خواهد شد هیچ سد ومانعی در مقابل او نمیتواند ایجاد شود وتعجب نکنید درهربرهه از موارد فوق اگر شاهد سقوط 5000ریالی در ارزش دلار باشید که بسیاری فکر میکنند در این کشور به تجربه دیدیم هیچ وقت شرایط بهبود پیدا نکرده بلکه بد تر شده ولی مطمئن باشد که درصورت رفتار معقولانه وپایبندی دکتر روحانی به شعارهای انتخاباتی اش وافراد سرشناسی که او را حمایت کرده ودرپیروزی اش سهم اساسی داشتندباشد باشید.


 
 
انتخابات آری یا نه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٦
 

  برای اینکه بتوانیم به تحلیل انتخابات بپردازیم بهتراست تا تعریف صحیحی از انتخابات داشته باشیم انتخابات جمع انتخاب، از ریشه عربی فعل ( نَخَبَ) به معنای برگزیدن، اختیار کردن، دست چین کردن و... است و معادل اروپای آن election نیز به فعل لاتین   eliger به معنای جداکردن،سواکردن، برگزیدن و دست چین کردن باز می گردد. در کاربرد رائج آن به معنای روش یا شیوه ای است برای برگزیدن  تعداد معینی از افراد از میان شمار کثیری از کسانی که برای تصدی یک منصب یا مقام خود را نامزد کرده اند.

 

به طور کلی، انتخابات به جریان رسمی انتخاب و گزینش اشخاص برای کسب و احراز مقام یا منصب و موقعیتی در جامعه از طریق مراجعه به آرای عمومی اطلاق می شود. تعداد و نوع انتخابات در جوامع گوناگون متفاوت است.

بنابراین بحث اصلی ومهم دربحث انتخابات آرا’ مردم است.

در انتخابات و انتخاب دو نکته مهم و اساسی وجود دارد:

 

 

    الف ـ امکان ورود عقاید وسلایق مختلف وانتخابات آزاد:یعنی از یک سوآزادی در کاندیدا شدن وجود داشته باشد  و از سوی دیگرآزادی در تبلیغات ومعرفی وگزینش، یعنی یعنی با وجود عقاید وسلایق مختلف و متعدد برای افراد فرصت گزینش و انتخاب باشد لذا در جایی که کاندیدا هابا محدودیت روبرو باشند چون رقابت قاطع و جدی وجود ندارد لذا گزینش نیز اهمیت خود را از دست می دهد.

 

 

 

    ب ـ وجود رأی دهندگان: رأی دهندگان منشأ و مرجع مشروعیت برای نامزدهای انتخاباتی است با گزینش و آرای رأی دهندگان، نمایندگان از مشروعیت و اقتدار لازم برای نمایندگی بر خوردار می گردند، اگر مردم به کسی رأی ندهند نمایندگی مشروع وجود نخواهد داشت. لذا مشروعیت یک نظام سیاسی در گروه آرائ مردم و مشارکت آنها است و هر چه مردم در انتخابات شرکت شکوهمند داشته باشند به همان میزان مشروعیت نمایندگان و نظام سیاسی از درجه بالای مشروعیت برخوردار می گردد.

 

 

 

 معمولا" درانتخاباتی که کاندیداها اکثریت خواسته ها وانتظارات جامعه را پوشش میدهند بخودی خود میتوان با بررسی تحلیلی ونظر سنجی ودرنظر گرفتن وضعیت عمومی جامعه روند انتخابات را پیش بینی کرد.

درعرف معمول انتخابات که کاندیداها طیف اکثریت جامعه را شامل میشود سبد آرا’ هرکاندیدا شامل ارا’ آری به هر کاندیدا میباشد ولی دربرخی از انتخابات که محدودیت در ثبت نام کاندیداها ایجاد میشود سبد آرا’ هرکاندیدا شامل آرا’ آری بعلاوه آراء نه به سایرکاندیداهاعلی الخصوص به نه به سیستم حاکم که محدودیت در کاندیداتوری ایجاد نموده میباشد.

 دربرخی جوامع به علت انباشت آراء نه تحلیل انتخابات بسیار سخت میشود زیرا حتی ممکن است این آراء نه حتی تحقق نیز پیدا نکند که این رخداد میتواند مشروعیت انتخابات را نیز زیر سوال ببرد ولی معمولا" در چنین شرایطی کاندیداهای دیگر برای جذب اراء منفی وخاموش شعارهای انتخاباتی خود را طوری انتخاب میکنند که بتوانند دراین مسیر موفق شوند وآراء خاموش نیز برای رسیدن به مطالبات خود تنها راه را دادن رای منفی به کاندیداهای قدرت ومورد قبول حاکمیت میداند.

در چنین وضعیتی بدلیل اینکه آراء خاموش تا لحظه نهایی انتخابات سکوت اختیار کرده ورای منفی خود را به کاندیدای مقابل قدرت میدهد ودرصورتی که این آراء خاموش بسیار زیاد باشد نتایج نهایی انتخابات نیز برخلاف آنچه درظاهر امر ودر تکاپو انتخاباتی وتبلیغاتی دیده میشود همه را متعجب ومتحیر میسازد.

درچنین وضعیتی تحلیل گران انتخاباتی و نظرسنچی ها درواقع طیف کمی را شامل شده بدون اینکه بتوانند میزان رای خاموش را پیش بینی کنندو  با واقعیت اختلاف فاحش داشته وهمه پیش بینی ها  اشتباه   از آب درآمده ونتیجه انتخابات همه آنها را گیج ومبهوت خواهد کرد.

بنابراین باید تلاش کرد که وضعیتی ایجاد نشود که آراء خاموش جامعه انباشته شود .


 
 
تحلیل یک دوست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۸
 

یکی از دوستان بیش از ده سال است که یک فعلیت تجاری شروع کرده والان به یک موقعیتی رسانده که بیش از 14ساعت درروز درگیر آن است البته شاید بتوان گفت که 24ساعت چون آنقدر خود را درگیر کرده که میدانم درخواب نیز مجبور است به آن فکر کند که دراینجا میخواهم به بررسی مزایا ومعایب فعالیت او بپردازم تحلیلی که دراین چندسال بارها به او گفتم ولی او مصمم است  به مسیر خود ادامه دهد:

نقا ط قوت:

1- از مهمترین نقاط قوت فعالیتش این است که توانسته برندی برای خود تعریف نماید ودر دیدگاه خود جزو نفرات برتر شهر وبنام در مسیر فعالیت خود باشد.

2- دومین نقاط قوتش این است که به کارش علاقه وعشق میورزد و هنوز هم که هنوز است خسته و پشیمان نیست.

3- به ادعای خود کاررا از صفر شروع کرده وتوانسته با استعفا’ از کار اداری به یک فعال تجاری تبدیل شود.

نقاط منفی:

1- کار وفعالیتش طوری است که نه فروشگاهی محسوب میشود نه تجاری یعنی بین یک تاجر ویک بازاری معمولی نمیتوان گفت کدامین است.

2- کارش طوری است که ناچارا" روز بروز بروسعت فعالیتش افزوده میشود بدون آنکه به همان میزان به سود فعالیتش افزوده شود.

3- هیچ محدوده زمانی وسرمایه ایی برای کارش تعریف نشده بنابراین با تمام توان وخانواده تلاش میکند تا فعالیتش را مدیریت وتوسعه دهد.

4-بدلیل معطوف شدن کل زمان روزانه شخص به کار وتلاش رفاه واسایش را از او وخانواده اش سلب میکند.

5- در صورتی که فرد حتی موفق موفق بشود چون موفقیت وتلاش وسرمایه گذاری اش منوط به حضور درآن شهر مشخص است نمیتواند براحتی امکانات ورفاه خود را به شهرها وجاهای دیگری که موقعیت بهتری دارند منتقل کند.

 

ریسک فعالیت

1- چنین فعالیتهایی بدلیل اینکه برند ناشی از فروشگاه است نه کالا با کوچکترین اشتباه و خطرات احتمالی میتواند کل اعتبار فروشگاه دریک لحظه از بین برود.

2- چنین فعالیتهایی که تعریف سرمایه ایی وفعالیتی ندارد تمام توان زندگی انسان را به خود جذب وصاحب فعالیت همانند یک کارگر مجبور است شب وروزتلاش وکوشش نماید وهیچ وقت فرصت زندگی کردن نخواهد داشت شاید فرزندانش به ثروتی برسند ولی باید بداند که فرزندانش علاقه ایی به ادامه دادن به راهی که پدر رفته نخواهند داشت چون زندگی فقط پول نیست و ممکن است جان انسان نیز در این تلاش مستمر از بین برود.

3-در صورت بروز مشکل ویا توقف فعالیت بدلیل تنوع کالا ومحصول ممکن است 100ها میلیون کالایش نتواند درکوتاه مدت تبدیل به 10میلیون پول مورد نیاز برای جوابگویی به تعهدات حال شده باشد.

4- چنین فعالیتهایی وبا این شیوه هرگز راه برگشتی ندارد وفرد به این میماند که در وسط دریایی بی ساحل افتاده وبی نتیجه به امید ساحل خوشبختی ورفاه دست وپا میزند.

بنابراین با توجه به توضیحات مختصری که دربالا داده شد همیشه کار وفعالیتی را که شروع میکنید بخوبی بسنجید وبا تعاریف کامل از نظر سرمایه وزمان مورد نیاز با آن شروع کنید بطوری که زندگی ورفاه خانواده شما فدای توسعه طلبی وسودجویی شما نشود.

باید این هدف وایده بزرگ و مهم را اساس وچارچوب فعالیتهایمان قرار دهیم که مهمترین اصل درزندگی ما رفاه وآسایش خانواده ماست وعمرمان نیز محدود است بهترین زمان آن نیز حال است و مادیات بخشی از ابزار خوشبختی است که میزان ومقدار دقیق آن تعریف مشخصی ندارد همانطور که شما ممکن است لذتی که در یک مسافرت با یک پیکان وخوابیدن دردرون یک چادرو در دل طبیعت وخوردن آبدوغ خیار در یک روز گرم ببرد که هیچ ثروتمندی که با بنز رفته وبهترین سوییت گرانبهای یک هتل 5 ستاره را گرفته آن لذت را نبرد.

بنابراین از هر لحظه لحظه عمرتان وزندگیتان برای باهم بودن ودرکنار خانواده بودن استفاده کنید ودرعین حال برای موفقیت وثروت نیز تلاش برنامه ریزی شده داشته باشید.

هرگز احساس نکنید آنها که به پول و ثروت رسیدند زیاد کار کردند ویا حتما" خوشبخت هستند وبدانید که رسیدن به پول موقعی خوشبختی میاورد که با برنامه باشد ودرکنارش زندگی شما نیز تداوم وتوام با رفاه رشد نماید نه اینکه امروز را فدا نمایید به امید اینکه فردایی زیبا خواهید ساخت همانگونه که میگویند "تابستان زیبا از بهارش پیداست".


 
 
مناظره یا مسابقه انتخاباتی!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٢
 

حضورچهار ساعته کاندیداهای ریاست جمهوری در صدا وسیما به بهانه مناظره وانجام آن به سلیقه وشیوه خاصی که به مسابقات هوشی وعلمی که صدا سیما بعمل میاورد شبیه بود با این تفاوت که شرکت کنندگان بجای دکمه زنگ قبلا" محل نشستن وهمچنین جوابگویی ونوبت بندیشان قرعه کشی وتنظیم شده بود! 

شاید صدا وسیما دغدغه اتفاقات ورویدادهای دوره پیشین را به یاد داشته ودرواقع با نبوغ خود میخواهد این انتخابات با کمترین تنش وحساسیت انجام شود.

آنچه مهم است اینست که انتخابات ریاست جمهوری ،انتخاب بالاترین مسئولیت اجرایی کشور است وچگونه بیکباره عنان و مدیریت انجام ان به صدا سیما واگذار میشود !انتخابات نیاز به ایجاد شور وشوق واشتیاق دربین مردم دارد.

لذا به منظور ایجاد یک بستر مناسب انتخابی چند پیشنهاد عملیاتی دراینجا میاورم به امید اینکه با وجود عدم ورود برخی از چهره های سرشناس واحزاب مختلف که میتوانست شور وهیجان به انتخابات بخشیده ومردم را امیدوار سازد دراین محدوده تعریف شده نیز بتوانیم تمرین انتخاباتی خوبی داشته باشیم:

الف)صدا وسیما خود نشان داده که مدیران ومشاوران واستراتژی مناسب برای جذب وایجاد شوروشوق در مردم را ندارد  که دلیل عمده آن جذب مردم به کانالهای ماهواره ایی کشورهای دیگر است بنابراین نمیتواند متولی مناسبی برای این موضوع باشد واگر دراین فکر است که از برهه انتخابات برای جذب مردم به صدا وسیما استفاده کند چرا دوباره به شیوه خود مدیریت میکند!!!

ب) درکل دنیا برای ایجاد شورشوق انتخابی جز یک را ه وجود ندارد وآن هم کشاندن کاندیداها وتبلیغاتشان به درون مردم وکوچه وبازاروقراردادن کاندیداها در ویترین صدا وسیما نه تنها نمیتواند شور وشوق ایجاد کند بلکه میتواند دیدگاه منفی نیز ایجاد نماید.

ج) اگر درانتخابات گذشته احساس میکنیم که بداخلاقی ایجاد شده وبه خیال خودمان هرکسی که خودش را میخواهد دلسوز معرفی کند بدنبال برخورد وارائه راهکار میباشد که دراین دوره چنان نشود ،باید بپذیریم که علت وماهیت آن بداخلاقی بخوبی تجزیه تحلیل نشد که آیا بدلیل مناظره بود ویا شخصیتی وافراد خاص که مشخصا" مناظره تعریف وماهیت مشخص دارد ودردنیا برای انتخابات ریاست جمهوری برای اطلاع مردم از توان کاندیدا برای جوابگویی و تجزیه وتحلیل وضعیت ودفاع از برنامه های خود درمقابل رقیب انتخاباتی خود انجام میشود که بهترین روش شناسایی وانتخاب برای مردم میباشد وبداخلاقی در آن جایگاهی ندارد وباید بپذیریم آن بداخلاقی ایجاد شده کاملا" شخصی بود واگر شخصی بود باید بررسی میشد که چرا یک شخص به خود اجازه میدهد درمقام کاندیدا بداخلاقی کند که اصولا" میبایست با شخص خطا کار برخورد لازم میشد نه اینکه اکنون بهانه لغو مناظره دوبدو را داشته باشیم.

د)متاسفانه هم اکنون هم در شیوه مناظره ومعرفی کاندیدا صدا وسیما مدیریت کل کار را بعهده گرفته!بلکه از فعالیتهای انتخاباتی کاندیداها دربین مردم نیز آنطور که باید ممانعت بعمل میاید که یکی همین ایجاد مشغولیت دائم برای حضورکاندیداها درصدا وسیما وپرکردن وقت آنها ودیگری عدم اجازه به راه انداختن کارناول های تبلیغاتی که هردو باعث میشود شعله های گرم انتخاباتی بدلیل عدم وجود باد واکسیژن کافی روز بروز کم شعله تر شود بطوری که اگر خاموش یا ضعیف شود هرچقدر هم دوباره کبریت بزنیم ومواد آتش زا بریزم آنطور که باید روشن نخواهد شد.

شاید اینهم رویه ایی است وخود تجربه ایی نو وسیاست وتدبیری است که ما از آن بی اطلاعیم فقط آرزو داریم که شان کاندیداها وارج وارزش ملت را به سخره نگیریم.

 


 
 
تهدید برای یک فرد با برنامه و صادق فرصت است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۱
 

در زندگی تلاش کنید با برنامه باشید وبا برنامه ریزی فعالیتها و کارهایتان را انجام دهید واز طرف دیگر صداقت وراستی ودرستی را اصل قراردهید واز هیچ تهدید وفشار ومشکل وخطری نهراسید.

درهر فعایتی و هرتصمیم وکاری  بسته به ماهیت آن مشکلات وسختیهایی وجود دارد درواقع " املائ نا نوشته است که غلط ندارد" بنابراین اگر غلط وموردی درمسیر فعایتهایتان بوجود میاید اگر به صداقت وسلامت خود ایمان دارید نه تنها نهراسید بلکه خوشحال نیز بشوید.

ممکن است فشارها ومشکلات وتهدیدهایی که بوجود میاید در برخی موارد بسیار خطرساز ومشکل افرین باشد وحتی حیثیت واعتبار شمارا نشانه رفته و استرس شدیدی نیز برایتان ایجاد کند ولی شما باید با تحلیل وضعیت وبدون اینکه اقدام عجولانه واشتباهی در مقابل ان داشته ویا خود را به نگرانی وهراس بیاندازید وناراحت وسردرگم ودر تردید به ادامه فعالیت باشید باید با شجاعت واحساس غرور به اینکه این طبیعت وذات فعالیت است وبا برخورد فکورانه ومنطقی مشکل را مرتفع نمایید وبا اقتدار بیشتری به مسیر خود ادامه دهید.

یعنی ممکن است دربروز وایجاد این مشکلات افراد وعواملی دخالت داشته باشند بنابراین شما با این افراد تقابل ومقابل به مثل نکنید وبدانید که این افراد نیز اسباب ووسیله ایی شدند تا شما تجربه ایی بزرگ بدست آورید

همیشه به این موضوع ایمان واعتقاد داشته باشید که کینه جو شکست خواهد خورد و انتصاب و برخورد ناحق ونابجا هرچند درکوتاه مدت نتیجه بخش بنظر میرسد ولی دربلند مدت محکوم به شکست است ولازم نیست که ما نیز به اشتباه با او تقابل داشته باشیم که او نه عامل بلکه وسیله وفرصتی شده برای رشد وتوسعه ما اگر خوب عمل کنیم همانند اینکه کوهنورد در هنگام صعود وبرخورد با صخره ها انها تخریب ویا از بین نمیبرد بلکه تلاش میکند به بهترین وراحترین روش از آنها عبورکندوصخره ها را درذات صعود میداند نه دشمن صعود .

در زندگی وفعالیت انسان ممکن است سالها طول بکشد تا تخریبها ومشکلات حادی فعالیت وشخصیت انسان را تهدید کند ولی این را بدانید هرکاری که میخواهد به رشد وشکوفایی واقتدار برسد باید از مسیرها وشرایط صعب العبور عبور کند وبدانید هیچ راه ومسیر بدون سختی ومشکلات وجود ندارد وهر کار وشغلی بسته به نوع آن مشکلات وتهدیدهای مخصوص بخود را دارد اگر احساس میکنید درمسیری که انتخاب کردید هیچ مشکل وتهدید وجود ندارد وبه آرامی خوبی درحرکتید این را ناشی از درست ومنطقی عمل کردن خود ندانید بلکه به این شک کنید که شاید حرکت وفعالیتتان ضعیف  است وگرنه مطمئن باشید با مشکلات وتهدیدها مواجهه خواهید شد.

اگر درهرمسیری وفعایتی که هستید با مشکلات وتهدیدهای بزرگ وسخت روبرو شدید نه تنها نهراسید بلکه آن را فرصتی بدانید که کسانی که چنین وضعیتی را تجربه نکردند فرصت رشد وشکوفایی را نیز نیافتند واگر احساس میکنند که شما ضعف دارید وبه این خاطر با چنین مشکلاتی مواجهه شدید در طول مدت زمان وبا عبور شما از آن شرایط سخت به صداقت وتدبیر وایستادگی شما تحسین گفته وتازه متوجه این موضوع خواهند شد که دلیل عدم مواجهه آنها نه درست وخوب فعالیت کردن آنها بلکه بدلیل ضعیف وپایین بودن عملکرد آنها ویا هنوز مواجهه نشدن با مشکلات وموانع رشد است که بالاخره مواجهه خواهند شد.

گربشوق کعبه خواهی زد قدم     سرزنشها گر کند خارمغیلان غم مخور

اگربه کوهنوردی علاقه داشته وقصد صعود به قله دارید باید بدانید که هرموقع به مسیر صعب العبور وسخت رسیدی مایوس نشویدواز آن عبور کردید مغرور نشویدولی مطمئن باشید به صعود نزدیکتر خواهید شد.


 
 
یک میلیون دلار در لاتاری برنده شدید!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۸
 

شاید  شما نیز چنین ایمیلی تا کنون دریافت کردید واز شما اطلاعات شخصی میخواهند تا یک میلیون دلاری را که برنده شدید را به  حساب شما  واریز کنند.

شاید بسیاری با دیدن چنین ایمیلی افسوس بخورند که حیف حساب ارزی ندارند ودغدغه این را داشته باشند که چگو نه حساب ارزی باز کنند ویا کسی را پیدا کنند که مطمئن باشه وحساب اورا بدهند تا بعد از دریافت به شما بدهد.

راستی نمیدانم که شاید جاهای خاصی باشه که چنین قرعه کشی هایی انجام میدهند وچنین جوایزی صورت میگیره که چنین ودراین سطح برخی بدنبال سو’ استفاده از این شیوه ها میافتند.

حال واقعیت مسئله اینست که من هیچ وقت به صحت وسقم این مسائل نپرداختم وبه راحتی چنین ایمیل هایی را از ایمیلم بدون اینکه زیاد توجه داشته باشم پاک کردم.

شاید شما احساس کنید که شاید من به چنین پو ل هایی نیاز ندارم!

نه من هم نیاز دارم وهرکسی را که احساس میکنید او از شما پولدارتر هست بدانید او نیازمند تر هم هست بقول قدما"هرچه بامش بیش برفش بیش" فقط میخواهم یک چیز را یاد آوری کنم.

پول و پست ومقام یکباره وبی رویه فساد میاورد یعنی نه تنها شما را خوشبخت نمیکند بلکه شالوده واساس خانواده وزندگی شما را به هم میریزد.

بنابراین هیچ وقت بدنبال بدست اوردن پول یکباره نباشید وهیچ وقت دراین رویا نباشید که ایکاش یک پول بزرگی درقرعه ایی ویا از جایی بدستتان میرسید بدانید همان لحظه آغاز بدبختیهای شما خواهد بود نه خوشبختی شما.

شاید شما نپذیرید ولی این یک زیربنای علمی دارد وهمانند یک قانون است همانند اینکه میگویند آب در 100درجه میجوشد.

موقعی که پولی بیکباره بدست شما میرسد ویا ژست ومقامی که در اندازه شما نیست بیکباره به شما میرسد بهترین حالت این است که ان را نپذیرید زیرا اختلاف سطح وطبقه یک چیزی است که کاملا" عینی وپذیرفته شده است همانند اینکه یکی درروستا زندگی میکند وبا شرایط اخلاقی وفرهنگی ومادی آنجا خو گرفته بیکباره بخواهد بیاید ودر شمال شهر خانه گرفته وفرزندانش را به همان مدارس بفرستد وبه همین خاطر است که  درخانواده افرادی که بیکباره پولدار میشوند ویا پست ومقامی بسیار بالاتر از سطح خود بدست میاورند یک خود باختکی فرهنگی ایجاد میشود .

به همین خاطر شما مبینید در چنین خانواده هایی اختلافات اساسی بین پدر ومادر وفرزندان ایجاد شده و در واقع چنین خانواده هایی از درون متلاشی میشوند.

باید به این اصل مهم توجه داشته باشیم که خوشبختی و خوش نامی با پول قابل خرید نیست ودر صورتی که بیکباره پول ومقام را بدست میاورید مطمئن باشید خودباختگی فرهنگی درشما وخانواده بوجود خواهد آمد.

به داشته های خود شکر کنید ودرمسیر درست وصادقانه فعالیت کنید وبدانید همین رشد وتوسعه که شاید هم احساس میکنید کند است بهترین مسیر تغییر وتوسعه است.گذشتگان گفتند " خدا نکنه کسی از بالا به پایین ویا بیکباره از پایین به بالا برود" منظورشان اینست که هم شکستهای بزرگ وهم موفقیت های یکباره هردو بد است  وزیانبار. 


 
 
سیاست پدر ومادر ندارد!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٦
 

ازقدیم میگویند سیاست پدر ومادر ندارد واقعا" باید این سخنان حکیمانه گذشتگان را با طلا بنویسند.

سیاست همانند تجارت نیست وتفاوت های عمده دارد که من همیشه میگویم اگر کسی بدنبال زندگی آرام وصادقانه وخوشبخت وسعادتمند ودرکنار خانواده باشد بدنبال تجارت برود نه سیاست.

در تجارت فردی که راهی را انتخاب میکند یک مسیر شفاف و مشخص است وهراشتباهی ویا موفقیتی در کارش داشته باشد بصورت سود وزیان ظاهر میشود .

دربدترین حالت یک تاجر ممکن است ورشکست شود که ان هم با استقامت و پایداری وتلاش مضاعف قابل جبران است.

تاجر موفق سود ومنافع مادی تعریف شده دارد وخانواده او نیز از این مزیت وبا آرامش کامل بهره مند بوده و فرزندانش از رفاه مادی لازم ودر کمال آزادی و ارامش خاطر میتوانند از ان درجهت آموزش و تفریح و سرمایه گذاری و... استفاده کنند.

یک تاجر موفق همیشه سن وسالش کمتر از آنچه درشناسنامه اش آمده نشان میدهد.

فرزند یک تاجر در کودکی از بهترین وسایل تفریحی وبازی واز گردش های توریستی مناسب وبهداشتی واز بهترین اموزش ها برخوردار است.

دردوران نوجوانی سالم وسرزنده وشاد است وبراحتی درهرجایی ومکانی میتواند به انتخاب خودش ثبت نام کند وآمزش هایش را تکمیل کرده واز بهترین امکانات واساتید بهره مند باشد.

در دوران دانشجویی برای او تفاوتی ندارد که درداخل ویا خارج ومحدودیتی نیز برای ثبت نام ندارد وچون مسیر پدر را انتخاب کند مدیری بلامنازع وبا حمایت کامل پدر بوده وبراحتی فعالیت تجاری را پیش میبرد واو هیچ وقت رقیب پدر نبوده واگر انتقاداتی هم داشته باشد پدر اختیاراتی را درمحدوده فعالیتش به او میدهد.

درهنگام ازدواج هیچ محدودیتی درانتخاب ندارد وفامیل وهمشهری ویا  حتی خارج از کشور دخالتی درانتخابش نداشته وانچه برایش مهم است  عاشقانه ازدواج کردن وعاشقانه زندگی کند او همانند پرنده آزاد و سالمی است در یک چنگل سرسبز زندگی میکند که برایش هیچ محدودیتی برای انتخاب آشیانه و زوج و خوراک و... وجود ندارد.

اما یک فرد سیاسی یک مسیر راهی که انتخاب کرده نه از آن او بلکه بیشتر تقلیدی و اطاعتی است تا آزادانه ومیبایستی کاملا" مطیع باشد ومقیدو خانواده اش حتی اگر بهترین امکانات نیز دراختیارش باشد همانند این است که درقفس زیبایی زندگی میکند وهمیشه ترس وهراس درکمینشان .

در بدترین حالت او ورشکستگی ندارد بلکه جان خود را به پای اهدافش میگذارد.

یک سیاسی موفق همیشه حداقل 10سال پیر تر سن شناسنامه ایی خود نشان میدهد.

فرزند یک فرد سیاسی از همان دوران کودکی ترس وهراس را در درون خانواده وچشمان پدر تجربه کرده است.

دردوران نوجوانی او نباید در هرکجا وهرجا ظاهر شود ومحل تحصیل ورستوران وگردش وتفریح اش تعاریفی دارد که انگار دردرون قفسی زندگی میکند وآب وغذا  وتفریح را آمده درآن تعریف کرده اند.حتی اساتید ورشته تحصیلش نیز تجویزی است تا انتخابی.

دردوران دانشجویی دانشگاه محل تحصیلش نیز کاملا" تعریف شده بوده واو نیز همانند پدر خواسته ویا ناخواسته زندگی توام با استرس وکنترل شده ایی دارد وحتی دوستیها ودوستانش نیز تعریف شده اند.اصولا" او نباید انتقاداتی به مرام ومسیر پدر داشته باشد واگر چنین باشد حتی ممکن است جانش از ناحیه پدر نیز به خطر بیافتد بنابراین مجبور است حتی درخانه نیز اگر افکارسیاسی دیگری دارد نقش بازی کند تا کسی به افکارش پی نبرد و بالجبار یک مسیر سیاسی پرخطر درانتظار ش است که خود دربوجود امدنش نقشی نداشته است.

دردوران ازدواج او هیچ نقشی درانتخابش ندارد و او ناچار است پدر را همچون یک رهبر الگو وسرمشق خود بداند وهمه چیز را با او مشورت وانتخاب او را انتخاب خود بداند. در درجه اول اقوام نزدیک ودوستان خانوادگی وحزبی پدر برای ازدواج الویت اصلی بوده وحتی نهایی است واگر خارج از این چارچوب باشد باید تحقیقات و تاییدات خاصی از طرف پدر صورت گیرد.

بنابراین من همیشه به دوستان واشنایان که بدنبال مشاوره هستند میگویم اگربدنبال دنیا وآخرت هستند ومیخواهند درزندگی آرامش وآسایش داشته وبا همه به صفا ودوستی وصداقت زندگی کرده وبجای قفس آزاده وآسوده باشید بدنبال سیاست نروید.


 
 
آنها که بدنبال فرصت هستند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٤
 

بسیاری عقیده دارند که اگر میخواهی سود کلان ویکباره بدست آوری باید قدرت تشخیص وشناسایی فرصت ها را داشته باشی ودر فرصت مناسب با سرمایگذاری حداکثری بیکباره یک پول وثروت کلان بدست اورید.

هرچند  درزندگی ما مقاطع وزمانهای خاصی را مشاهده میکنیم که بدلیل بحران ها ورویدادهای سیاسی واقتصادی خاص شاهد تورم ها وتغییرات موثر یکباره بودیم وبا کمی تحلیل دیدیم که اگر ما نیز درآن مقطع میتوانستیم سرمایه گذاری کنیم چه سود کلانی میتوانستیم ببریم!

یا حتی خودمان نیز درهمان مقاطع از روی تصادف ویا حتی تشخیص ویا مشاوره خریدی انجام دادیم وبعدا" دیدیم که عجب سود مناسبی بردیم همانند اینکه درسال قبل کسی درمقطع ابتدای سال سکه و ارز خریداری کرده بود ویا درتابستان مسکن خریداری کرده ویا درمهر ماه خودرو خریداری کرده ولوازم منزل ویا محصولات دیگر واحساس میکند که چه موفقیتی بدست اورده است.

همین موضوعات ویا توضیحات بسیاری از رویدادهای گذشته ومقاطع خاص که چه سودهای کلانی چگونه بعضی ها میبرند خودبخود این ایده برای بسیاری مسجل میشود که اصولا" افراد موفق وثروتمند در سایه همین بهره برداری از مقاطع خاص وتشخیص مقاطع زمانی واستفاده از انها ثروتنمد شده اند بنابراین به این اصل وایده میرسند که اگر میخواهن ثروتمند شوند باید از مقاطع خاص مطلع باشند وبهره برداری کنند وبهمین خاطر بیش از روند عادی وفعالیت عادی بدنبال شناسایی مقاطع خاص هستند واز کسانی که احساس میکنند دانشی در اقتصاد ودستی درسیاست دارند سوال کنند که مثلا" به نظر شما اگر انتخابات باشد چه اتفاقی میافتد ؟ ویا اگر .....؟ وصدها سوال دیگر.

به این دوستان باید بگویم که اگر فکر میکنند که ثروتمندان وافراد تاجر موفق وبزرگ در سایه تشخیص این موقعیتها وبهره برداری از آن به آنجا رسیده اند سخت دراشتباه هستند این بدان معنی نیست که مقاطع خاص سود کلانی به آنها نرسانده بلکه بدان معنی است که علت بهره برداری خوب انها از مقاطع خاص نه تشخیص مقطعی آنها بلکه حضوردائمی آنهاست وفعالیت سود وزیان دارد واگر زیان را متحمل شدند بنابراین درچنین مقاطعی از سود نیز بهره مند میشوند والا این تاجران میبایست بعد از بردن سودکلان تغییر رشته میدادند وبه شغل دیگر رو میاوردند وهمینطور این روند ادامه داشت.

اگر شما احساس میکنید که درمقاطع خاص توانستید با سرمایه گذاری در کالایی سود بی رویه ببرید درواقع سودی نبرده اید بلکه شما توانستید از کاهش ارزش پول نقد خود جلوگیری کنید وتنها به این دلیل احساس میکنید سود بردید که نرخ روز کالا را با مقدار پول نقد قبلی خود مقایسه میکنید در صورتی که اگر کالایی فروخته وسرمایه گذاری کرده باشید ومقایسه کنید میبینید که هیچ سودی نبردید مثلا" کسی طلا فروخته وسکه خریده ویا کسی ماشین فروخته ومسکن خریده هرچند ممکن است مابه التفاوتی میتواند وجود داشته باشد ولی ناچیز است.

حال ببینیم چرا تاجر فعال در این مقاطع سود میبرد وقدرتمند میشود؟

تاجر موفق وفعال هیچ وقت به فکر این نیست که این مقطع مقطع خاص است بلکه او همیشه توجه به فعالیت تجاری خود دارد وبرایش همه مقطع ها مهم است چه مقطعی که با زیان مواجهه است وچه درمقاطعی که سود میبرد برای او سود و توانمندی در پایداری وتوسعه فعالیت و سوابق معتبر است نه بهره برداری از مقاطع خاص است.

گذشت زمان برای او یک تجربه و موقعیت خوب ایجاد میکند که منجر به افزایش فروش ومشتری وقرارداد میشود واو سود خود را نه درافزایش قیمت بلکه درتیراژ فروش میبرد.

یک تاجر موفق میداند که هرچند مقاطع خاص منجر به افزایش قیمتها وبدنبالش افزایش سرمایه میشود ولی حتما" منجر به افزایش سود نمیشود زیرا منجر به رکود وکاهش فروش میشود واین افزایش قیمت نیز منجر به افزایش تعداد کالای او نشده بلکه او مالک همان تعداد کالا است با قیمتی بالاتر.

تاجر موفق بدلیل اینکه خواسته ویا نا خواسته همه نقدینگی خود را به کالا تبدیل کرده وحتی وام و استقراض میکند وبه کالا تبدیل میکند بنابراین در مقاطع خاص هیچ وقت با کاهش ارزش پول مواجهه نیست وحتی جوابگویی وتوان او دربازپرداخت بدهیهای ریالی اش بالاتر میرود یعنی یک سود غیر مستقیم میبرد.

بنابراین هرچند اینکه بتوانید درمقاطع خاص نقدینگی نگه ندارید حتی شده برای خود لوازم زندگی مورد نیاز خریداری کرده باشید تا از کاهش ارزش پولتان جلوگیری کنید تصمیم معقولی است ولی بدانید که به این موضوع با دید سرمایه گذاری نگاه نکنید وفکر نکنید که میتوانید با بهره برداری از این مقاطع خاص سودهای کلان ببرید که چه بسا بسیاری با همین طرز تفکر سرمایه های خود را نیز از بین برده اند.

درواقع در مقاطع خاص میتوانید از مشاور اقتصادی خود سوال کنید که چگونه از کاهش ارزش پول خود جلوگیری کنید نه اینکه درمقاطع خاص چگونه سرمایه گذاری کنید تا ثروتمند شوید!

اگر میخواهیدبدانید فرصت مناسب کی وکجاست باید بگویم فرصت مناسب شروع یک فعالیت خوب ومورد علاقه تان است وبدون توجه به موارد دیگر وهوسی شدن های دائم وتداوم فعالیت وتوجه به اینکه هر فعالیتی سود وزیان دارد واگر از سودش خوشحال و بهرمند میشوید از زیانش نیز هراسان ومستاصل نشوید بدانید در آینده وگذشت زمان فعالیت صحیح ومتفکرانه جواب خواهد داد وبه تاجری موفق درآن حیطه تبدیل خواهید شد ودیگران فکر خواهند کرد شما تیزبین هستید واین ثروت را از موقعیتهای خاص بدست آوردید وشما به آن ایده ها ونظریه ها خواهید خندیدوآنها را ساده لوح خطاب خواهید کرد.

برای شروع هیچ وقت دیر نیست وزمان ومکان خاص ندارد.


 
 
مشاوران بی ترمز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
 

هرکسی با هر تجربه و سواد وتجربه ومقام وموقعیتی درزندگی روزمره ممکن است درموقعیت یک مشاور قرار گیرد .

این مشاوره ممکن است از یک موضوع ساده همانند گرفتن یک آدرس گرفته تا مشاوره های حساسی همانند ازدواج وشغل وسرمایه گذاری و...باشد.

در اینجا برای اینکه بتوانید نقش خود را بخوبی انجام دهید مهمترین اصل این است که درهمان ابتدا اگر در موضوع مورد مشاوره علم وتجربه کافی ندارید با شهامت و شجاعانه معذوریت خود را اعلام تا از تضییع شخصیت خود درمقابل طرف مقابل جلوگیری کرده واتفاقا" محبوبیت و جایگاه و شخصیت شما درمقابل دیگران بیشتر وبالاتر برود.

ولی در عمل همه افراد دوست دارند در زندگی روزمره نقش مشاور پیدا کرد ه ومورد مشورت دیگران قرار گیرند و تمام سعی خود را میکنند تا مشاور قوی و موفق عمل کنند.

در اینجا نمیخواهم بگویم که مشاور شدن ومشاوره دادن بد است بلکه خود بهترین وضعیت وموقعیت است ولی اگر نتوانیم در این جایگاه خوب عمل کنیم ویا مشاوره اشتباه بدیم ممکن است در برخی موارد که مشاوره مهم ارائه میدهیم نا خواسته با سرنوشت افراد بازی کنیم.

در این مقاله نمیخواهم به خصوصیات یک مشاور خوب ویا بهترین رویه مشاوره اشاره داشته باشم بلکه میخواهم به یک خصلت خاصی اشاره کنم که از آن میتوان به دام مشاوره اشاره کرد که درآن هم مشاوره دهنده وهم مشاوره گیرنده در یک وضعیت خاص گرفتار میشوند.

مشاوران بی ترمز کنایه از کسانی است که درهنگامی که کسی نقش مشاور میگیرند توجهی به اهمیت موضوع نیز ندارند وشروع میکنند به صحبت کردن ومشاوره دادن حتی به طرف مقابل نیز فرصت تکمیل وصحبت پیرامون موضوع مطرح شده نمیدهند نه به زمان توجه دارند نه به مکان وتیمی که نشسته است  که به چنین مشاورانی بعنوان مشاوران بی ترمز میگویم.

مشاوران بی ترمز را هرکس یکبار مشاوره بگیرد توبه میکند چون این افراد ممکن است ساعتها به صحبت ومشاوره بپردازند .

چنین افرادی بیش از انکه به موقعیت وموضوع وموارد طرف مقابل دقت کنند بیشتر از افتخارات وتوانمندی های خودشان صحبت میکنند .

اگرشما نیز اینچنین هستید ومیبینید درهنگام مشاوره به بیراهه میروید ونمیتوانید ویا علاقه ندارید بحث وموضوع قبل از اینکه شما از صحبت کردن ارضاء شوید جمع بندی شود وپشت سرهم صحبت میکنید وبه کسی مجال صحبت نمیدهید بدانید که ترمز شما بریده وباید آن را تعمیر واصلاح بکنید.

 


 
 
شورای نگهبان و انتقاد از عملکرددر رد صلاحیت ها!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

حماسه سیاسی شاید دوکلمه باشد ولی بحث مهم ایجاد بستری که بتواندحضورپرشورهمه مردم را با گرایشات مختلف سیاسی ایجاد نماید در دل آن نهفته است ومطمئنا" میتواند تاثیر مهمی در حیات سیاسی کشور بازی کند.

شرکت برخی از چهره های صاحب نفوذ وآن هم درآخرین روز ولحظه های ثبت نام بیکباره یک شور ونشاطی دربین مردم برای بروز این حماسه سیاسی ایجاد کرد.

ولی با اعلام اسامی افرادی که احراز صلاحیت شدندازبین بیش از 600نفر بیکباره نه تنها این شور ونشاط فرو کش کرد بلکه سوالات و مباحثی نیز دراذهان بوجود آورد که جوابگویی مناسب به مباحث ایجادبرای شورای نگهبان مهم به نظر میرسد.

البته نمیدانم چرا هم صدا وسیما وهم شورای نگهبان اصرار براین دارند که همه بدون چون و چرا به تشخیص شورای نگهبان تمکین کنندواین موضوع برخلاف دوره های قبل از همان ابتدا شروع شد انگار مطلع بودند! درصورتی که برخی تردیدها شبهه قانونی دارد وبهتر است توسط شورای نگهبان تجدید نظر لازم صورت گیرد.

یکی از وظایف شورای نگهبان نظارت بر انتخابات می باشد.

بر اساس قانون اساسی، صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری، پیش از انتخابات رأساً توسط شورای نگهبان مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. در بند (9) اصل 110 قانون اساسی آمده است:

«...‏ صلاحیت‏ داوطلبان‏ ریاست‏ جمهوری‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرایطی‏ که‏ در این‏ قانون‏ می‌‏­آید، باید قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تأیید شورای‏ نگهبان‏ ...‏ برسد.»

بر اساس این عبارت، شورای نگهبان بر امر بررسی صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری نظارت ندارد، بلکه خود به طور مستقیم به صلاحیت آنان رسیدگی می­نماید.

برطبق اصل 115 قانون اساسی، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران ، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت وتقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور
ماده 57:«شورای نگهبان ظرف پنج روز از تاریخ وصول مدارک داوطلبان به صلاحیت آنان رسیدگی و نظر خود را صورت­جلسه نموده و یک نسخه از آن را به وزارت کشور ارسال می­دارد.

تبصره- در موارد ضرورت بنا به تشخیص شورای نگهبان مدت مذکور در این ماده حداکثر تا پنج روز دیگر تمدید و به وزارت کشور اعلام می­گردد.»


ساختار شورای نگهبان


شورای نگهبان  مجموعاً 12 عضو دارد که برای یک دوره شش ساله انتخاب می­شوند. نیمی از اعضای آن فقیه و نیمی دیگر حقوق­دان هستند. شرایط و نحوه تعیین فقها و حقوق­دانان به شرح زیر است.

شرایط فقها

در قسمتی از اصل 91 قانون اساسی آمده است:

«... شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می­گردد:

شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسایل روز. انتخاب این عده با مقام رهبری است...»

به موجب این اصل، «فقاهت»، «عدالت» و «آگاهی به مقتضیات زمان و مسایل روز»، شرایط عضویت در شورای نگهبان است.

بنابراین هرگونه تایید ویا رد صلاحیت باید درچارچوب قانون صورت گیرد ولی درنتایج رد صلاحیت مواردی مطرح گردیده (شرط سنی) که درمتن قانون نیامده وحتی بنابه دلایل نامعلومی که برای آوردن درمتن قانون در مجلس مطرح گردیده بود نتوانسته بود مصوبه مجلس را اخذ نمایدبنابراین چگونه شورای نگهبان به این موضوع اشاره نموده است.

در مواردی اشاره به حمایت از فتنه وانحراف میشود که اصولا" باید این موارد قبلا" توسط دادگاه صالحه رسیدگی ومحکومیت صادر شده باشد.

بنابراین همین موارد وسخنرانیها واظهار نظرهای موردی برخی از اعضا’ شورای نگهبان قبل از اظهار نظر رسمی شورا ایجاد شبهاتی را میکند که باید پاسخ داده شود.

درکشورهای توسعه یافته برای اینکه بتوانند سلامت سیاسی انتخاباتی را حفظ نمایند از ورود دو طیف مهم در انتخابات وفعالیتهای حزبی وسیاسی جلوگیری میکنند یکی نظامیان دومی نیز مراکز قانون گذاری ونظارتی.


 
 
دکتر زیبا کلام و من
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

شاید آن موقع که در دوره فوق لیسانس کتاب ما چگونه ما شدیم دکتر را سمینار میدادم با خود درتعجب بودم که چگونه یک استاد اینقدر با شهامت وجسارت وموشکافانه توانسته جامعه را مورد تحلیل وبررسی قراربده وشاید با خود میگفتم که در زمینه علوم سیاسی او یک نخبه و صاحب نظر بی رقیب است!

با بالا رفتن سن وتجربه ودانشم و ورود آقای دکتر زیبا کلام در مقاطع خاص  درمباحث سیاسی روز وسخنرانیها ومقاله های بیشمارش که در بسیاری این شبهه ایجاد میشد که چگونه یک تحلیل گر سیاسی در یک کشوری که باید هزاران تحلیلگر داشته باشد خود نمایی میکند وبا شهامت و آسوده خاطر به بیان نظرات وایده های خود میپردازد که اگر این ایده ها از یک تحلیلگر سیاسی رده دو نیز مطرح بشود ممکن است تبعات وخطراتی بدنبال داشته باشد ومیدیدم هر کس اورا به وابسته بودن ویا مورد حمایت بودن ویا... تفسیر میکردند.

موقعیت حساس کنونی و اینکه شاید دوست و بیگانه وتحلیلگر وعوام وعالم ونادان این دوره انتخابات وبا عنایت به نامزدی برخی شخصیت های سیا سی را به حساس ترین ومهمترین برهه یاد نموده(قبل از تایید صلاحیت ها) وبیشترین حساسیت آن را به بحران سیاسی دوره قبل مرتبط دانسته وحساسیت بالای مردم را عامل اصلی آن میدانند.

دراین شرایط خاص دوباره آقای دکتر ظاهر شده ویکه تاز تحلیل ها وسخنرانیهای سیاسی میشود وبراسب سرکشی سوار شده وبی واهمه وچهار نعل میتازد در مقطعی  که هیچ کس براحتی جرات وارد شدن ندارند وحتی تحلیل گری همانند آقای عبدی نیز که میخواهد ورود پیدا کند میبینند دکتر با سرعت تمام وبا اسب سرکشش بسوی او نیز میتازد.

دوباره میبینم که بحث ها وروایتهای مختلف از دکتر میشود که او چگونه اینقدر آسوده خاطر نقطه نظراتش را بیان میکند وبرمسند دانشگاهی(یکی از دانشگاههای معتبرکشور) نیز تکیه زده ونگران هیچ موردی نیست وشاید به تجربه به یک اطمینان کامل رسیده است.

دراین وضعیت مرا به شک واداشت که چرا وچگونه او میتواند به همین راحتی وبدون هرگونه ترس وواهمه وارد میدان پر از تسویه حسابها وتضادها وبرخوردهای سیاسی شود ومن موافق بحث ها ونظریه های عمومی که شاید از کسی ویا جایی حمایت میشود نیستم و بیشتر چنین وضعیتی را مرتبط با یک موضوع ریشه دارتر میبینم وبرای آن سعی میکنم با مطالعه زندگینامه او کلید این معما را بیابم وخوشبختانه با دیدن زندگینامه کاملش در سایت شخصی او راحت تر شده ومتوجه میشوم او تحصیلات اولیه اش با رتبه بالا درشته مهندسی شیمی میباشدو تازه با خود میگویم او میتواند یکی از متخصصین رشته شیمی باشد.

علوم مختلف با هم ارتباط تنگانگی دارند و بخاطر همین اگر کسی رشته تحصیلی خود را بخوبی وعلاقه انتخاب و در آن به مدارج عالی رسیده باشد یقینا" تا یک سطح معینی میتواند در سایر رشته ها نیز نظر کارشناسی بدهد که برای مثال ممکن است یک پزشک متخصص که کاملا" به سیستم ایمنی بدن اگاه ومطلع است با استنباط از آن با درایت به خوبی به سیستم امنیتی نظر کارشناسی وتحلیلی بدهد که کاملا" نیز کارشناسی باشد ولی سطح دانش وبینش وتحلیل او از حد کارشناسی عبور نکرده وهیچ وقت نمیتواند در سطح اندیشمندان امنیتی کارشناس ارشد ودکتری تحلیل جامع داشته باشد چون تخصص او درآن زمینه نیست.

با مطالعه زندگینامه آقای زیبا کلام تازه متوجه میشوم او نیز همانند من وشاید دریک سطح بالاتر میتواند در یک رشته تحصیلی دیگر کاملا" متخصص باشد وتحلیل های سیاسی او نیز نه ناشی از تجارب سیاسی و تحصیلات تکمیلی بعدی او بلکه بیشتر از پایه اولیه تحصیلات شیمی او نشات بگیرد وبیشتر تحلیل هایش بطور غیر مستقیم از فرمول های شیمی نشات بگیرد وبرای همین فرمول هایش ممکن است تا یک سطح کارشناسی بسیار زیبا وجامعه پسند باشد ولی نتایج آن کاملا" تعریف شده بوده ولی در عالم سیاست بیشتر خلافش بوجود آید چون عالم سیاست فرمول ثابت ومشخصی ندارد وبسیار پیچیده تر و مبهم تر از آنست که ما تفسیر میکنیم موضویی که متاسفانه در کشورهای جهان سوم بسیار رایج است وآن همانا ورود اندشمندان یک رشته دریک رشته دیگر وبجای ادامه رشته تخصصی پایه واولیه انتقال وتغییر رشته و ادامه در مسیری دیگر که همه دانسته ها ومطالعات اولیه که هزینه بسیاری نیز صرف آن شده به کناری گذاشته میشود .

من خودم نیز در بسیاری از موارد عالم سیاست را خواسته ونا خواسته با استفاده از تخصص اقتصادی ام وبرطبق مسائل تورمی ورکود وتوررکود که خود بازتابی از مسائل جامعه حتی مرتبط با تصمیم گیریها واوضاع سیاسی جامعه است تحلیل کردم وبسیاری از دوستان فکر کردند که در عالم سیاست نیز بسیار اندیشمند ومتفکر هستم ولی خود میدانم که این تحلیل من بیش از سطح کارشناسی علم سیاست نبوده واین تحلیل سیاسی خوب من نه نشانگر تحلیلگر سیاسی خوب بودنم بلکه نشانگر تحلیلگر اقتصادی خوب بودنم است که توانستم ارتباط موضوعی رشته تحصیلی ام را با رشته های دیگر پیدا کنم.

در برخی مواقع ورود برخی از افراد در رشته های دیگر که خود میتواند هزاران متخصص واندیشمند داشته باشد نه نشانه اندیشمند ومتخصص بودن او بلکه نشانگر پایین بودن تحلیل هایش در سطح کارشناسی است وسکوت دیگران نه نشانه نبود متخصص در آن بلکه حاکی از پیچیده بودن وعمیق بودن موضوعات در سطح عالی میباشد که بقول عارفان"تا بدانجا رسید دانش من     تا که دانستم همی نادانم"

بنظر من ما موقعی که رشته تخصص خاصی را ادامه وبه مدارج بالایی میرسیم وبعدا" برطبق علاقه ویا اتفاق به رشته های دیگر علاقمند ویا حتی ورود(ادامه تحصیل) پیدا میکنیم نسبت به کسانی که فقط در یک رشته ادامه تحصیل داده وبا علاقمندی به مدارج عالی آن رسیده اند یک تفاوت عمده داریم که ما دراطاقی قرارداریم که آن اطاق چهار پنچره درچهار سوی خانه دارد وما از یک پنچره به بیرون مینگریم واز آن پنچره هرچیزی را که میبینیم تفسیر میکنیم وهرچند تفسیر ما ممکن است از نظز بسیاری  خوب ومفید وموفق دیده شود ولی در ادامه بدلیل اینکه به رویدادهای سایر پنچره ها اشراف نداریم تحلیل های ما اگر درکوتاه مدت هم بسیار مناسب خوب باشد ولی در مدت زمان نسبت به تحلیل گران متخصص ناقص دیده خواهد بود چون آنها بربالای بام خانه ایی قراردارند که ما از پنچره اش بیرون را مینگریم ولی آنها به همه جا اشراف دارند وبه همین خاطر است که تحلیل های ما زیاد حساسیت ایجاد ننموده ودردسرساز نیز نمیشود زیرا تیم های امنیتی وسیاسی میدانند این تحلیل ما نه ناشی از تفکرات وگرایشات سیاسی ما بلکه ناشی از دانش و تخصص غیر سیاسی وارتباط دادن آن با مسایل سیاسی میباشد.

کسی که صاحبنظر سیاسی باشد وتحلیل او از سطح کارشناسی بالاتر باشد بدلیل اینکه میتواند تبعات سیاسی وامنیتی بوجود آید هیچ وقت نمیتواند سخنرانی و اظهار نظر صریح  در این اندازه داشته باشد نه درکشور ما بلکه دربیشترکشورها نیز چنین است بنابراین اظهارات صریح آقای دکتر را میتوان چنین تعبیر کرد که ایشان در رشته شیمی تخصص بالا داشته وتحلیل های سیاسی او نه ناشی از تخصص بالای علوم سیاسی بلکه میتواند ناشی از تخصص بالای شیمی باشد که بیشتر سیاست بیرون را با عینک فرمول های شیمی تعبیر وتفسیر مینماید وبه همین خاطر نیز از دید اندیشمندان سیاسی که بیشتر سکوت پیشه میکنند تحلیل کارشناسی سیاسی افراد متخصص در سایر رشته ها را احساسی ودارای عمر مقطعی و فاقد حساسیت های جناحی میدانند.

به همین خاطر است که دربرهه های حساس آقای دکتر وامثال من درنبود وسکوت تحلیل گران اصلی میشویم صاحب نظر سیاسی وبا شهامت وجرات بدون اینکه نقطه نظراتمان تبعاتی بدنبال داشته باشد قابل طرح و ارائه است وکارشناسی نیز میباشد.

ولی همیشه آرزو داشتم که همانند کشورهای پیشرفته همه ما اگر هوش ودرایتی داریم از همان ابتدا در رشته تخصصی که هزینه وزمان گذاشتیم ادامه داده تا بتوانیم بیشترین اثربخشی را به جامعه و کشور و دنیا داشته باشیم و کارهای تخصصی را به افراد متخصص همان رشته واگذار کنیم واگر احساس میکنیم آنها به وظایف خود عمل نمیکنند نیز نه ناشی از نبود آنها بلکه ناشی از علم آنها بدانیم.

 ولی به هرحال شهامت وتحلیل های کارشناسی دکتر قابل تقدیر است.


 
 
بی سابقه ترین رکود(بالا ترین چالش سیاسی انتخاباتی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳٠
 

برای اینکه بدانیم وضعیت سیاسی یک جامعه چقدر براقتصاد آن جامعه تاثیر دارد ویا بهتر بگویم تاثیر متقابل بین اقتصاد وسیاست چگونه است شرایط روز ما به وضوح سطح تاثیرگذاری آن را نشان میدهد.

از ابدای سال 92 بدلیل گرانیهای قابل توجه مخصوصا" در نیمه دوم سال که تا پایان سال همچون سیل خروشان همه کالاها وموارد را شامل میشد دربرگرفت واین تورم که توسط بانک مرکزی درسطح 30درصد وحتی درارسال نرخ تورمی اقلام خودرویی سطح بالای 50درصد پذیرفته شد ولی  مردم وبازار افزایش 100درصدی را تجربه کردند.

تجربه تورم بالا قبل ودرحین تجربه یک هجوم خرید مردم را که ناشی از ترس گرانی وکاهش ارزش پول است بوجود میاورد ولی بعد از قطعی شدن افزایش ها بدنبالش یک رکود چند ماهه متصور است .

بنابراین وجود رکود درابتدای سال جدید امری عادی بود ولی انتظار میرفت بدلیل تغییر سال وپذیرش مردم وهمچنین تورم سالانه این رکود خودبخود کمرنگ شود ولی شما ملاحظه میکنید که این رکود درسال جدید برعکس روزبروز بیشتر وبیشتر میشود .

آغاز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری وثبت نام غافلگیرانه چند نفر از کاندیداهای تاثیر گذار در اخرین روز ثبت نام ومتعاقب آن بروز اختلال ونوسان لحظه ایی دربازار ارز وطلا که این دو کالای مهم همانند دماسنج اقتصاد عمل نموده وافزایش وکاهش آنی اقتصاد متاثر از رفتارهای سیاسی وموارد دیگر را نشان میدهد.

دربسیاری از کشورها از مقاطع انتخاباتی بعنوان یک فرصت و بهترین مقطع تاثیر گذاری مثبت در اقتصاد ملی یاد میشود و با ورود کردن افراد ملی ومحبوب یا منتقد ومخالف سعی میکنند بهترین بهره برداری را بکنند زیرا که میدانند متقابلا" حیات سیاسی هرکشوری نیز وابسته به حیات اقتصادی آن است.

درکشورهای جهان سوم متاسفانه نه تنها به این عامل مهم توجه نمیشود بلکه با محدود کردن و انحصار طلبی وگزینشی عمل کردن شرایط اقتصادی را بدتر نیز میکنند وفکر میکنند با انتصاب عوامل خود میتوانند حیات سیاسی خود را حفظ نموده واقتصاد را نیز درچارچوب عقاید وتئوریهای سلیقه ایی مدیریت خواهند کرد.

خوشبختانه مقطع کنونی درکشور ما ناخواسته وبا شجاعت وشهامت برخی از شخصیتهای سیاسی وشرکت آنها در انتخابات وورود به یک چالش ومبارزه بزرگ موقعیتی ایجاد شده که با وجود نبود همه اندیشه ها وجناهها ولی یک بستر تاثیر گذار اقتصادی بوجود آید که دراینجا میتوان با استقبال از این کاندیداها یک بستر مناسب درجهت بهبود شرایط اقتصادی کشور بوجود آورد ولی متاسفانه با طرح تردید در عدم تایید برخی کاندیداهای اصلی این فرصت به یک تهدید تبدیل شده وبیکباره حتی وضعیت تالار بورس نیز بطور آنی وبی سابقه منفی میشود یعنی افزایش ثروت قطره ایی صورت گرفته بیکباره از بین میرود.

درکشورهای توسعه یافته بخاطر ایجاد یک انگیزه عمومی درمردم کاندیداها را دریک فرصت انتخاباتی وتبلیغاتی چندماهه قرارمیدهند ولی درکشوری همانند ما که فاصلع بین ثبت نام تا رای گیری کمتر از 2ماه است همین زمان را نیز درتونل تایید صلاحیت و...ازبین میبریم تا تاثیرگذاری یک کاندیدا به صفر برسد وتوجیه ما اینست که مردم بتوانند واقع بینانه انتخاب کنند!

در اینجا میبینیم که سیاسیون یکجانبه نگر وانحصار طلب به راحتی با سرنوشت مردم بازی نموده عواقب زیانبار ان را درنظر نمیگیرند عواقبی که هرچند منجر به ورشکستگی اقتصادی شود ولی مطمئن باشند که ورشکستگی اقتصادی بدنبالش ورشکستگی سیاسی را بدنبال میاورد.

بنابراین درچنین شرایطی که خدا یک فرصت و مسیر ایجاد نموده باید قدر این فرصت را دانسته ودر جهت کمال ورشد وتوسعه کشور از آن بهره برداری کنیم.

 


 
 
وزن اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری92
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٤
 

مقاطع انتخاباتی برای جذب آرای مردم بسیار مهم است وبسته به شرایط سیاسی واقتصادی وفرهنگی ممکن است نسبت جذب آراء و علاقمندی مردم در رای متفاوت باشد مثلا" ممکن است کشوری مشکلات اقتصادی کمتری دارد ومسائل سیاسی ویا فرهنگی برایشان با اهمیت است ویا بالعکس .

درکشورما بدلیل اینکه دریک دوره اخیر بیشترین کاهش ارزش پول ملی وافزایش خط فقر وبیکاری اتفاق افتاد شاید بتوان به جرات گفت که وزن مطالبات مردم به اینگونه میباشد:

مسائل اقتصادی(60%)  مسائل سیاسی و آزادیهای فردی(20%)مسائل فرهنگی واجتماعی(10%)سایر موارد(10%)

بدلیل اینکه درکشورما رئیس جمهور در زمینه اقتصادی اختیارات کامل داشته ولی در زمینه های دیگر اختیارات کامل ندارد این موضوع نیز توجه کاندیداها واحزاب به مقوله اقتصادی را بیشتر میکند.

یکی از دلایلی که هم شورای نگهبان وهم بسیاری از کاندیداها به داشتن برنامه تاکید دارند بخاطر همین موضوع است.

حال اینجانب با توجه به سابقه ودیدگاه عمومی وزن کاندیداها را تعیین میکنم که این شاخص میتواند با ضرب در تعداد شرکت کنندگان در رای هرکدام آرائ هرکدام رامشخص کند:

1-اقای هاشمی رفسنجانی(اصلاح طلبان):اقتصادی (40%) سیاسی(30%)فرهنگی(20%)سایر(10%)

2-اقای قالیباف(اعتدال گرایان):اقتصادی(20%)سیاسی(20%)فرهنگی(20%)سایر(40%)

3-آقای مشایی(طرفداران دولت):اقتصادی(10%)سیاسی(30%)فرهنگی(30%)سایر(30%)

4-آقای جلیلی یا لنگرانی(اصول گرایان):اقتصادی(5%)سیاسی(10%)فرهنگی(15%)سایر(70%)

سایر :شاخصه های مثبت یا منفی که دراین دوره تاثیر گذار نیستند.

با توجه به تحلیل فوق واهمیت وزن اقتصادی در انتخابات این دوره میبینیم که حتی اگرهمه جناهها وطیف های مختلف که بعید است با هم درمقابل اصلاح طلبان بخواهندوبتوانند جبه گیری نمایند وآرائ خود را به یک نفر اختصاص دهند باز مجموع کل آراء اقتصادی آنها35%(20%+10%+5%)خواهد بود که دوباره 5%کمتر از اصلاح طلبان خواهد بود.

درمجموع دیدگاه اقتصادی 20%آراء خاموش داریم که به هیچ وجه قابل جذب توسط هیچ کدام از احزاب وکاندیداها نیست.

دراین تحلیل هرگونه انشقاق وتنوع کاندیداتوری اصلاح طلبان بخاطر آنکه درجناح مقابل نیز چنین موردی میتواند اتفاق بیافتد دخالت داده نشده واز طرف دیگر بدلیل اینکه آقای هاشمی رفسنجانی برخلاف کاندیداهای دیگر 90%آراء اصلاح طلبان را میتواند حتی درصورت انشقاق به خود اختصاص دهد بنابراین اقبال بیشتری را دارد.

با توجه به توضیحات فوق وبا توجه به مقطع کنونی که دغدغه مردم بیش از 60% دغدغه اقتصادی است بنابراین نماینده اصلاح طلبان ومشخصا" آقای هاشمی رفسنجانی بیشترین شانس را دارد.

در این مقطع ودراین زمان محدود برای تبلیغات کاندیدایی موفق است که بتواند ضریب اقتصادی خود را افزایش دهد که هرچند افزایش آن بسیار سخت است زیرا هرگونه شعار با توجه به تجربه مردم از دوره های قبل میتواند تاثیر منفی داشته باشد وباید با رعایت ظرافتهای خاص وبا داشتن برنامه ومعرفی تیم های اقتصادی صورت گیرد واین تیم ها نیز نه متشکل از اقتصاد دانان واساتیدی که متاسفانه تئوری های علمی را برای توجیه عملکرد دولت بکار میگرفتندباشد.

 


 
 
کاهش نرخ ارز و مشخص شدن عاملان اختلال!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

در برخی از تحلیل جناح حاکم کاهش نرخ ارز و عدم اعلام نرخ توسط برخی از صرافان تا مشخص شدن ثبت نام آقای هاشمی را دلیل محکمی برای مشخص شدن اخلال گران بازار ارز میدانند ودوباره یک رویداد اقتصادی را به یک رویداد سیاسی واجتماعی با استنباط شخصی ویا جناحی تفسیر میکنند.

اینکه یک رویداد سیاسی مهم تاثیر در اقتصاد یک کشور علی الخصوص نرخ ارز دارد یا نه یک امر بدیهی است.

نرخ ارز یعنی کاهش ارزش پول یک کشور که بخش مهمی از ان مربوط به ضعف مدیدیت مسئولان اقتصادی وسیاست گذاریهای اشتباه آنها وضعف اقتصاد کلان کشور(تولید ناخالص ملی وترازتجاری  منفی ملی...)واز طرف دیگر بخشی از آن نیز دیدگاه منفی مردم وفعالان اقتصادی یک کشور به اینده آن است.

بنابراین نه صرافان بلکه همه تحلیلگران اقتصادی مطمئن بودند درصورتی که شخصی با استقبال حداکثری بتواند به میدان رقابت بیاید(کاندید ریاست جمهوری) مشخصا" به محض ثبت نام منجر میشود بخشی از حباب نرخ ارز وحتی طلا وحتی مسکن را بشکند.

در چنین موقعیتی نه یک صراف (که خود تحلیلگرمحسوب میشود)حتی یک مردم عادی نیز در خرید وفروش تا انجا که میتواند توقف میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتدوعلت بوجود آمدن یک رکود سنگین در مقطع انتخابات به این علت است.

هرچند ممکن است کسانی باشند که درمقاطعی بخواهند در بازار ارز اختلال ایجاد کنند ولی مشخصا" تغییرات ومباحث ایجاد شده دراین مقطع نه نشانه اختلال بلکه میتوان ورود افراد موثرومورد قبول اکثریت تعبیر کرد ودراینجاست که نرخ مقبولیت را با شاخص های اقتصادی نیز میتوان سنجید.

دربسیاری از کشورهای توسعه یافته یکی از بهترین روش های از بین بردن حبابهای قیمتی وبرای روشن کردن موتور رشد وبهبود اقتصادی جامعه را مقاطع انتخابات ریاست جمهوری ووارد نمودن افراد مورد قبول اکثریت وتیم اقتصادی مناسب میدانند واز این مقاطع تقویت کننده یاد کرده وبه نفع بهبود اقتصاد بهره برداری میکنندواگر درکشور ما نیز به هر دلیلی اشخاصی توانستند ارج وارزش عمومی وتاثیر گذار پیدا کنند صرف نظر از گرایش فکری وحزبی باید چنین افرادی را ارج نهیم واحترام بگذاریم وبجای برخورد وحسادت سعی کنیم کاندیداهایی پیدا کنیم که چنین موقعیتی داشته باشند.

با ورود چنین کاندیداهایی شما روزانه شاهد شکستن حباب های قیمتی خواهید بود واگر جامعه مطمئن باشد که این کاندیدا انتخاب خواهد شد این حباب ها به سرعت میشکند حبابهای قیمتی بیشتر از هرچیزی در ارز ومسکن بوجود میاید ومعمولا" این حبابها بسیار در فقر وتورم عمومی تاثیر گذار است ودربرخی موارد این حبابها حتی به صددرصد نیز میرسد وشکستن این حبابها در فاز دوم منجر به کاهش عمومی قیمت ها وبدنبال آن رشد تولید وتوسعه ملی وکاهش خط فقر ونرخ بیکاری میشود.

اهمیت این حبابها آن موقع مشخص میشود که شما ممکن است با یک سرمایه گذاری تریلیاردی فقط 10% تولید ملی را در طول یکسال افزایش ومنجر به بهبود ارزش پول به میزان 15% یعنی کاهش نرخ دلار به زیر 30000شوید ولی در یک موقعیت سیاسی انتخاباتی از مرحله کاندید تا انتخاب یعنی یکماه تا 50% یعنی حتی زیر20000ریال نیز بیاید البته درصورتی که محدودیت ایجاد نماییم ویا چنین کاندیداهایی را رد صلاحیت کنیم عکس این موضوع نیز صادق خواهد بود که از آن بعنوان افزایش حباب وبی اعتمادی نسبت به اینده یاد میشود.


 
 
کاهش نرخ ارز و مشخص شدن عاملان اختلال!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

در برخی از تحلیل جناح حاکم کاهش نرخ ارز و عدم اعلام نرخ توسط برخی از صرافان تا مشخص شدن ثبت نام آقای هاشمی را دلیل محکمی برای مشخص شدن اخلال گران بازار ارز میدانند ودوباره یک رویداد اقتصادی را به یک رویداد سیاسی واجتماعی با استنباط شخصی ویا جناحی تفسیر میکنند.

اینکه یک رویداد سیاسی مهم تاثیر در اقتصاد یک کشور علی الخصوص نرخ ارز دارد یا نه یک امر بدیهی است.

نرخ ارز یعنی کاهش ارزش پول یک کشور که بخش مهمی از ان مربوط به ضعف مدیدیت مسئولان اقتصادی وسیاست گذاریهای اشتباه آنها وضعف اقتصاد کلان کشور(تولید ناخالص ملی وترازتجاری  منفی ملی...)واز طرف دیگر بخشی از آن نیز دیدگاه منفی مردم وفعالان اقتصادی یک کشور به اینده آن است.

بنابراین نه صرافان بلکه همه تحلیلگران اقتصادی مطمئن بودند درصورتی که شخصی با استقبال حداکثری بتواند به میدان رقابت بیاید(کاندید ریاست جمهوری) مشخصا" به محض ثبت نام منجر میشود بخشی از حباب نرخ ارز وحتی طلا وحتی مسکن را بشکند.

در چنین موقعیتی نه یک صراف (که خود تحلیلگرمحسوب میشود)حتی یک مردم عادی نیز در خرید وفروش تا انجا که میتواند توقف میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتدوعلت بوجود آمدن یک رکود سنگین در مقطع انتخابات به این علت است.

هرچند ممکن است کسانی باشند که درمقاطعی بخواهند در بازار ارز اختلال ایجاد کنند ولی مشخصا" تغییرات ومباحث ایجاد شده دراین مقطع نه نشانه اختلال بلکه میتوان ورود افراد موثرومورد قبول اکثریت تعبیر کرد ودراینجاست که نرخ مقبولیت را با شاخص های اقتصادی نیز میتوان سنجید.

دربسیاری از کشورهای توسعه یافته یکی از بهترین روش های از بین بردن حبابهای قیمتی وبرای روشن کردن موتور رشد وبهبود اقتصادی جامعه را مقاطع انتخابات ریاست جمهوری ووارد نمودن افراد مورد قبول اکثریت وتیم اقتصادی مناسب میدانند واز این مقاطع تقویت کننده یاد کرده وبه نفع بهبود اقتصاد بهره برداری میکنندواگر درکشور ما نیز به هر دلیلی اشخاصی توانستند ارج وارزش عمومی وتاثیر گذار پیدا کنند صرف نظر از گرایش فکری وحزبی باید چنین افرادی را ارج نهیم واحترام بگذاریم وبجای برخورد وحسادت سعی کنیم کاندیداهایی پیدا کنیم که چنین موقعیتی داشته باشند.

با ورود چنین کاندیداهایی شما روزانه شاهد شکستن حباب های قیمتی خواهید بود واگر جامعه مطمئن باشد که این کاندیدا انتخاب خواهد شد این حباب ها به سرعت میشکند حبابهای قیمتی بیشتر از هرچیزی در ارز ومسکن بوجود میاید ومعمولا" این حبابها بسیار در فقر وتورم عمومی تاثیر گذار است ودربرخی موارد این حبابها حتی به صددرصد نیز میرسد وشکستن این حبابها در فاز دوم منجر به کاهش عمومی قیمت ها وبدنبال آن رشد تولید وتوسعه ملی وکاهش خط فقر ونرخ بیکاری میشود.

اهمیت این حبابها آن موقع مشخص میشود که شما ممکن است با یک سرمایه گذاری تریلیاردی فقط 10% تولید ملی را در طول یکسال افزایش ومنجر به بهبود ارزش پول به میزان 15% یعنی کاهش نرخ دلار به زیر 30000شوید ولی در یک موقعیت سیاسی انتخاباتی از مرحله کاندید تا انتخاب یعنی یکماه تا 50% یعنی حتی زیر20000ریال نیز بیاید البته درصورتی که محدودیت ایجاد نماییم ویا چنین کاندیداهایی را رد صلاحیت کنیم عکس این موضوع نیز صادق خواهد بود که از آن بعنوان افزایش حباب وبی اعتمادی نسبت به اینده یاد میشود.


 
 
تورم واحزاب
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

من بارها در تحلیل های اقتصادی به تشابه موارد ورویدادهای اقتصادی واجتماعی وسیاسی وحتی ارتباط ناگسستنی آنهابا وضعیت اقتصادی یک جامعه اشاره کردم وحتی در اقتصاد از نهاد خانوده بعنوان کوچکترین بنگاه ویا واحد اقتصادی یاد میشود وبرای بررسی وتحلیل بسیاری از مولفه های اقتصادی از آن کمک گرفته میشود.

یک جامعه نیز متشکل از خانوار است بنابراین شما براحتی میتوانید با تحلیل  وبررسی مشکلات ودیدگاههای فکری وسیاسی وفرهنگی خانواده ها به وضعیت کل جامعه دست یابید.

امروزه باوجود اینکه احزاب موجود به نوعی تولد وبلوغ خود را از دولت بدست آوردند ونه از مردم ولی با این وجود ودراین انتخابات بیکباره با تورم احزاب ودیدگاهها وتعدد کاندیداها مواجهه میشویم که همه را متحیر ساخته و احزاب میبینند که نیروهای آنها بدون توجه به تصمیم حزبی بصورت انفرادی وبا طرح دیدگاههای شخصی در انتخابات شرکت میکنند.

البته از نظر یک اقتصاد دان درشرایطی که جامعه یک نرخ تورمی بیش از صد درصدی را تجربه میکند این یک امری عادی است که همین تورم در موارد فرهنگی واجتماعی نیز بوجود میاید ونباید احزاب متحیر ومتعجب شوند بلکه حتی دردرون یک خانواده نیز این تورم درزمینه های اجتماعی وفرهنگی و... را تجربه میکند که نتیجه آن همین افزایش طلاق و فساد و... میباشد.

بنابراین آنها که دوست دارند ودوام واینده ومنافع  آنها وابسته به جامعه تک صدایی است باید بدانند که چنین جامعه ایی یک مدینه فاضله است که یک جامعه درسکوت ومظلومیت بسر برده وتعداد اندکی نیز ریاست وفرماندهی وسودجویی کنند.

حتی در کشورهایی که دیکتاتوری کامل برآنها حاکم بوده وحتی سعی داشتند  ژن وساختار وترکیب جامعه رانیز برطبق دیدگاهها وسلایق خود تصحیح کنند همانند هیتلر نیز موفق نشدند چون حتی ساختار جهانی نیز به هیچ کس اجازه نمیدهد که سلایق ودیدگاهی خود را برجامعه تحمیل نماید.

این تکثر وتورم نه نشانه بحران وانحراف بلکه نشانه وبازتاب نتیجه اعمال ومدیریت جامعه است ومبارزه کردن با آن نه با کتمان ومحکوم کردن و مردود دانستن بلکه از طریق انعطاف و پذیرش و توسعه میسر است .

اگر این تورم را نپذیریم ودرمقابل ان جبهه گیری کنیم و شرایط را به بیگانگان ارتباط دهیم وبجای اصلاح ایراداتمان که درایینه زندگی وجامعه دیده میشود ایینه را بشکنیم خطراتی بسیار بالاتر وبیشتر ماراتهدید خواهد کرد وحتی اگر بتوانیم درخیال خود همانند هیتلر دوام بیاوریم این جامعه جهانی نخواهد گذاشت ادامه یابد ودران موقع دیگر حیاتی نیز برایمان باقی نخواهد بود که بتوانیم جبران اشتباه کنیم.

اگر اکنون در واقعیت ترسی از آن داریم که وجود کاندیدایی میتواند سیل خروشانی از مردم را بدنبال خود کشانده وممکن است حتی یک جریان وطوفان وخروش ملی ایجاد نماید نباید بگوییم آن کاندیدا بد است وباید بدانیم که با حذف او این آتش زیر خاکستر خاموش نمیشود وبپذیریم که مدیریت جامعه صحیح نبوده که چنین سیل خروشان به سوی هر فردی که سخنان و اعمالش به آنها نزدیک بوده (هرسخنی که از دل برخیزد بردل نشیند)جمع میشوند وشاید بتوان یک یا دوبار گزینه هایی ایجاد کرد که هرچند سخنانشان از دل نبوده و دیکته شده باشد واین سیل را بخود جذب و مسیرش را سد کند ولی بعد از یکی دوبار آن حنا رنگ نخواهد داشت و طوفان سهمگین تر خواهد بود وسیل خروشان تر.

یک کشور همچو یک خانواده بزرگتر است همه باهم برادروخواهرند ودر طول چند دهه زندگی به خصوصیات وخلق وخوی هم آشنا میشوند وهیچ کس بردیگری برتری ندارد اگر برخی سلیقه وتفکر خود را تحمیل کنند آن خانواده از بین نمیرود بلکه آن فرد یا گروه هست که بدنام شده و از آن خانواده ترد میشود وخانواده همیشه پایدار است وزندگی درآن جریان دارد.

درجامعه ما درموقعیت کنونی یک تکثر در عین وجود محدودیتها بوجود آمده بیایید قدر آن را بدانیم وبجای طرد ومبارزه با کسانی که میتوانند بسیاری از مردم را امید واتحاد ببخشند ومردم به مهر باآنها میخواهند دست بدهند را حمایت کنیم شاید توسعه ورشد وگشایشی در کارها وفعالیتها بوجود آیدوسدها قبل از اینکه بشکند برداشته شود.

ریاست کردن بردل ها بسیار با ارزشمند و متعالی است که آرامش وآسایش روز را دارد ودرتاریخ از آنها به نیکی یاد میشود وریاست برجسم ها ترس وهراس  وناآرامی وبی اعتمادی روز وبدنامی ابدی را بدنبال دارد.

 


 
 
انتظار مردمی برای ثبت نام چهره های شاخص
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۱
 

درمیان مردم یک همهمه عجیبی وجود دارد انگار این دوره ریاست جمهوری کاملا" با همه دوره ها متفاوت است شاید بسیاری دوره قبل را متفاوت احساس میکردند ولی این تلاتم ونگاهها و بحث ها همه نشانگر این است که این دوره کاملا" متفاوت است عملکرد جناهها وجبهه گیری آنها ونحوه بازپخش اخبار از صدا سیما ونحوه سوال از کاندیداها و بااین سوال اصلی که اگر شما را تایید صلاحیت نکنن چه عکس العملی دارید؟ مشخصه این است که یک ترس و تردید و جناح بندی و ...دراین دوره کاملا" محسوس بوده ووجود دارد.

در تحلیلها ودیدگاههای بسیاری از اندیشمندان وتحلیلگران دلسوز داخلی موارد زیر مطرح میگردد:

1- وضعیت بوجود آمده در سال 88 که بسیاری از اقشار تحصیل کرده وعلی الخصوص دانشجو وحتی مردم عادی احساس میکنند که به درخواستها و اعتراضاتشان به نحو صحیح پاسخ داده نشد وبسیاری از جمله دو کاندیدای اصلی همانند آقای موسوی وکروبی به ناحق در حصر خانگی ومورد بداخلاقی قرارگرفتند.

2- برخلاف شعارها و ایده هایی که داده شد وبا وجود افزایش بی رویه درآمد ملی کشور که تاریخ ایران بی سابقه بود برعکس بیشترین کاهش ارزش پول وفقر وفساد وبدبختی وتورم نیز درهمین دوره تجربه شد.

3- بجای توجه به ایرادها وانتقادات دلسوزان درزمینه های مختلف علمی واقتصادی سعی شد با همه قوا این مباحث ودلایل را به بیگانگان نسبت داده وحتی برخی از این دلسوزان را به ارتباط داشتن با بیگانگان نسبت دهند.

4-سیاست خارجی ایران وروابط بین المللی نیز همانند داخل تضعیف شده وکشور در جایگاه چند کشور خاص همانند کره شمالی و... قرارگیرد که بدلیل اهمیت داشتن ارتباط صحیح بین المللی برای دستیابی به رشد وتوسعه با وجود بهره مندی از درآمد سرشار ارزی با توقف وعقب افتادگی روبرو شویم وبیش از پیش در دهکده جهانی منزوی شویم.

این موارد وبرخی موارد دیگر منجر شده که مردم کوچک وبزرگ وباسواد وبی سواد به نقش واهمیت ریس جمهور پی برده وبه این ایده برسند که کارهای بزرگ را افراد بزرک انجام میدهند وبدلایل شرایط خاص کشور ومحدودیتهای خاص آن میدانند که برای برون رفت از این شرایط سیاسی واقتصادی خاص (آزمده را آزمودن خطاست) تنها کسانی میتوانند تاثیر گذاربوده وموفق باشند که شرایط زیر را دارا باشند:

1- مورد تایید نظام بوده ویا بهر صورت بتواند از فیلتر شورای نگهبان رد شود.

2-دارای سوابق مدیریتی بالا در نظام بوده وساختارهای قدرت درنظام را بخوبی بشناسد وتوان  وتجربه وقدرت لازم برای رویارویی با آنها را داشته باشد.

3-تجربه وسابقه مدیریت دربستر حاضر را داشته ومورد قبول بسیاری از افراد باسابقه وعنوان دار درنظام که بنا به دلایل مختلف کنار گذاشته شده باشد بطوری که به محض انتخاب یک تیم مدیریتی توانمند که در بستر موجود تجربه دارند را داشته باشد.

4-از نظر فقهی ودینی ومدیریتی درچارچوب کشورما دارای جایگاه ویژه باشد تا بتواند درمقابل بحث ها وفشارهای مختلف از خود استقامت نشان دهدو نه تنها منفعل نشود بلکه مقتدرانه به حرکت خود ادامه دهد.

5-درخواستها ومطالبات مردمی را جواب داده وبتواند برخی از شرایط سیاسی انحصار طلبی بوجود امده را شکسته ودلهای شکسته را ترمیم وفعالان سیاسی مختلف را دورخود جمع کند.

بنابراین وبدلیل وجود یک جو سنگین از طرف جناح دولت که بیشتر میخواهند از عملکرد خود دفاع وهمچنان بتوانند تیمی رابیاورند که ادامه دهنده خط ومشی آنها باشد از یکطرف وجناح اصول گرا که هرجند احساس میشود با از دست دادن جناح دولت که از دل آنها وحمایت آنها بوجود آمده بود وتمام تلاش آنها درجهت حفظ قدرت سیاسی و دستیابی وحفظ قدرت وجایگاه از دست رفته وجلوگیری از دستیابی وجایگاه یابی احزاب مخالف ومخصوصا" جناح اصلاح طلبان دراین درگیریها وتضادها و حزب گراییها که در همه سطوح نفوذ کرده مشخصا" فقط شخصی میتواند این وظیفه سنگین وتقریبا" بالاترین جایگاه مدیریتی کشور را که نزدیکترین ارتباط با مردم رادارد بعهده بگیرد که از توان سیاسی وجرات وشهامت بالایی را دررویارویی های حزبی  وجناحی را داشته باشد.

مردم که چند چهره شاخص را میشناسند همچنان منتظر ثبت نام آنها هستند ومخالفان نیز با روش ها وفشارهای سیاسی مختلف سعی میکنند اشخاص فوق را از کاندیداتوری منصرف کنند وهمین موضوع حساست ورود برخی چهره ها را درمقطع زمانی حاضررا بیشتر کرده است . 

درصوتی که چهره های خاص اعلام حضور کنند شما شاهد شکستن بیکباره حبابهای قیمتی نیز خواهید بود ویک شور ونشاط روحی وتلطیف سیاسی در جامعه نیز  بوجود خواهد آمد وشاید مهمترین بستر ودوره امتحان عملکرد مدیران انقلاب در مقابل ملت خواهد بود که از آن میتوان بعنوان آزمون نهایی نام برد.


 
 
انتظارت شما از ریس جمهور آینده چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٩
 

ما از هر کسی باید درحدود اختیاراتش انتظار داشته باشیم بنابراین انتظار من از ریس جمهور آینده بعنوان یک ایرانی میهن پرست موارد زیر است:

1-اجرای صحیح قانون اساسی علی الخصوص درارتباط با مفادی که مرتبط با حقوق ملت است که در زیر اشاره کردم:

اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏
برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.

اصل بیستم: همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند
و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلام‏ برخوردارند.

اصل‏ بیست و یکم: دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلامی‏ تضمین‏ نماید و امور زیر را انجام‏ دهد:
‎‎‎‎‎‎1 - ایجاد زمینه‏ های‏ مساعد برای‏ رشد شخصیت‏ زن‏ و احیاء حقوق‏ مادی‏ و
معنوی‏ او.
‎‎‎‎‎‎2 - حمایت‏ مادران‏، بالخصوص‏ در دوران‏ بارداری‏ و حضانت‏ فرزند، و حمایت‏
از کودکان‏ بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎3 - ایجاد دادگاه‏ صالح‏ برای‏ حفظ کیان‏ و بقای‏ خانواده‏.
‎‎‎‎‎‎4 - ایجاد بیمه‏ خاص‏ بیوگان‏ و زنان‏ سالخورده‏ و بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎5 - اعطای‏ قیمومت‏ فرزندان‏ به‏ مادران‏ شایسته‏ در جهت‏ غبطه‏ آنها در
صورت‏ نبودن‏ ولی‏ شرعی‏.

اصل‏ بیست و دوم: حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏
است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند.

اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏
عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

اصل‏ بیست و چهارم: نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏
مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل بیست و پنجم: بازرسی‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ کردن‏ مکالمات‏ تلفنی‏،
افشای‏ مخابرات‏ تلگرافی‏ و تلکس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏
سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حکم‏ قانون‏.

اصل‏ بیست و ششم: احزاب‏، جمعیت‏ ها، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمنهای‏
اسلامی‏ یا اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏
استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏
نکنند. هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از
آنها مجبور ساخت‏.

اصل‏ بیست و هفتم: تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط
آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.

اصل‏ بیست و هشتم: هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏
و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز
جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط
مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.

اصل‏ بیست و نهم: برخورداری‏ از تأمین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏،
پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏
خدمات‏ بهداشتی‏ و درمانی‏ و مراقبتهای‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، حقی‏
است‏ همگانی‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانین‏ از محل‏ درآمدهای‏ عمومی‏ و
درآمدهای‏ حاصل‏ از مشارکت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمایتهای‏ مالی‏ فوق‏ را برای‏ یک‏
یک‏ افراد کشور تأمین‏ کند.

اصل‏ سی ام: دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏
تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد
خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.

اصل‏ سی و یکم: داشتن‏ مسکن‏ متناسب‏ با نیاز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ایرانی‏
است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ اولویت‏ برای‏ آنها که‏ نیازمندترند به‏ خصوص‏
روستانشینان‏ و کارگران‏ زمینه‏ اجرای‏ این‏ اصل‏ را فراهم‏ کند.

اصل‏ سی و دوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ دستگیر کرد مگر به‏ حکم‏ و ترتیبی‏ که‏
قانون‏ معین‏ می‏ کند. در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ باید با ذکر دلایل‏
بلافاصله‏ کتبآ به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهیم‏ شود و حداکثر ظرف‏ مدت‏ بیست‏ و چهار
ساعت‏ پرونده‏ مقدماتی‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضایی‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاکمه‏، در
اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.

اصل‏ سی و سوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از محل‏ اقامت‏ خود تبعید کرد یا از اقامت‏
در محل‏ مورد علاقه‏ اش‏ ممنوع‏ یا به‏ اقامت‏ در محلی‏ مجبور ساخت‏، مگر در
مواردی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد.

اصل‏ سی و چهارم: دادخواهی‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد است‏ و هر کس‏ می‏ تواند به‏ منظور
دادخواهی‏ به‏ دادگاه‏ های‏ صالح‏ رجوع‏ نماید. همه‏ افراد ملت‏ حق‏ دارند این‏
گونه‏ دادگاه‏ ها را در دسترس‏ داشته‏ باشند و هیچکس‏ را نمی‏ توان از دادگاهی‏
که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ حق‏ مراجعه‏ به‏ آن‏ را دارد منع کرد.

اصل‏ سی و پنجم: در همه‏ دادگاه‏ ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏
انتخاب‏ نمایند و اگر توانایی‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آنها
امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد.

اصل‏ سی و ششم: حکم‏ به‏ مجازات‏ و اجرا آن‏ باید تنها از طریق‏ دادگاه‏ صالح‏ و
به‏ موجب‏ قانون‏ باشد.

اصل‏ سی و هفتم: اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏
شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

اصل‏ سی و هشتم: هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏
است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار
و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏
شود.

اصل‏ سی و نهم: هتک‏ حرمت‏ و حیثیت‏ کسی‏ که‏ به‏ حکم‏ قانون‏ دستگیر، بازداشت‏،
زندانی‏ یا تبعید شده‏، به‏ هر صورت‏ که‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

اصل‏ چهلم: هیچکس‏ نمی‏ تواند اعمال‏ حق‏ خویش‏ را وسیله‏ اضرار به‏ غیر یا تجاوز
به‏ منافع عمومی‏ قرار دهد.

اصل‏ چهل و یکم: تابعیت‏ کشور ایران‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد ایرانی‏ است و دولت‏ نمی‏
تواند از هیچ‏ ایرانی‏ سلب‏ تابعیت‏ کند، مگر به‏ درخواست‏ خود او یا در صورتی‏
که‏ به‏ تابعیت‏ کشور دیگری‏ درآید.

اصل‏ چهل و دوم: اتباع‏ خارجه‏ می‏ توانند در حدود قوانین‏ به‏ تابعیت‏ ایران‏ در
آیند و سلب‏ تابعیت‏ اینگونه‏ اشخاص‏ در صورتی‏ ممکن‏ است‏ که‏ دولت‏ دیگری‏
تابعیت‏ آنها را بپذیرد یا خود آنها درخواست‏ کنند.

2- تشکیل کابینه علمی وبا تجربه وریاست ومدیریت صحیح برآنها:

مشخصا" پیشبرد مناسب وصحیح کشوری که بیش از 70میلیون جمعیت داشته وکشور چهار فصل وبا اقلیتهای قومی ومذهبی مختلف وسابقه حکومت داری بیش از 2500ساله واز نظر استراتژیکی در حساس ترین منطقه دنیا واز نظر منابع وذخایر جزو ثوتمندترین واز نظر افراد متخصص وتحصیل کرده دارای جایگاه بالا میبایستی یک ریس جمهور مردمی وخوب بهترین تیم ومتخصص ترین آن را بدون توجه به حزب ودیدگاه وقومیت انتخاب تا بتواند در دنیای امروزی که تخصص وتدبیر مهمترین واصلی ترین ابزار در رشد وتوسعه میباشد را بکار گیرد.

در کشوری که ما میلیونها نفر افراد با تحصیلات وتجارب بالا داریم بطوری که حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز از بی تدبیری ما اندیشمندان ومتخصصان مارا جذب وبکارگرفته اند نباید افراد کم تجربه وکم تخصص را به بهانه خط فکری در مدیریتهای بزرگ بکارگیرد وباید همه نیز این جرات وشهامت را داشته باشند که صورت اشتباه عملکرد ونتایج ضعیف استعفا داده واز مسئولیت کناره گیری کنند.

3-تایید واجرای مصوبات مجلس:

امید است که مجلس علمی ومردمی نیز داشته باشیم ومصوبات آن نیز بررسی شده وکاملا" علمی وتخصصی باشد وریس جمهور نیز میتواند بسیاری از نقائص ونیازهاومصوبات تحلیلی ومورد لزوم را جهت تصویب به ان مجلس ارائه وکلیه مصوبات را به بهترین وجه تایید واجرا نماید.اگر ریس جمهور مردمی باشد وتوانمند مجلس نیز توان مقاومت واشتباه درمقابل او را نخواهد داشت .

4- تثبیت وتوسعه موقعیت نظام درخارج ازکشور وروابط بین الملل:

ریس جمهور میبایستی با انتصاب وزیر امور خارجه مدبر ومتخصص وبا توجه به اینکه امروزه از دنیا دهکده جهانی نامبرده میشود سعی کند کشور را به دوستی وروابط دوستانه وهمزیستی مسالمت آمیز با همه کشورهای دنیا مدیریت کند.

بنابراین انتظار دارم که یک ریس جمهور آگاه و متخصص وباتجربه ومدیر ومدبر باشد وصداقت وراستی مهمترین خصلت او بوده وهمچون یک پدر وظیفه شناس  ومهربان درپیش برد اهداف وتوسعه ورشد وتوانمندی کشور وظایف خود را بخوبی ودرستی انجام دهد. ودر رابطه با مخالفان فکری وحزبی ومنتقدین مهربان باشد مطیع یعنی بین هیچ کدام از فرزندانش تبعیض قائل نشده وبداند که دنیا گذرگاهی بیش نیست وهمه این مسئولیتها ومقام ها وجایگاهها مقطعی هستند وگذرا وآنچه میماند نام نیک است واعمال درست.


 
 
شاعرانه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

عاشق

شب وروز ندارد

ترسی هرلحظه او را می پاید

نکند رفته ودیگر به سراغش  ناید

مجنون

دیوانه واراست

به چش/انش دنیا تیره تار است

بوستانش گشته ویران لانه ماراست

کاسب

چه بزاز وچه عطارباشد

برای هرکسی  خواربار دارد

به انصاف وعمل هزارن مشتری درراه دارد

مادر

فرشته روی زمین

رفتارش با همه هست متین

بی ادعا بی تمنا هست همچو الماس وزین

پدر

همچو کوهی استوار

هیچ کاری برایش نیست عار

سایه بان خانه است  با محبت با اقتدار

دوست

همره وهمراه است

یار ویاوردربلایاست

صاف وساده ازبدیها او مبراست

خاک

بستر حیات ما

کاشتن و رویش  جوانه ها

به وقت مرگ تنها بستر پناه ما

آتش

روشنی بخش وگرما ده

کند از سرما وسوز آسوده

دردل آسمان وبستر ستارگان آرمیده

شاعر

نه برای دیگران

نه به تحسین نه برای امتحان

مینویسد به غم وعشق وجبرزمان


 
 
سرمایه های سرگردان(اینبار نوبت بورس)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

بسیاری از مردم چه آنها که سرمایه دارن وچه آنها که کارمند وکارگرند وحتی آنها که سرمایه ایی نیز ندارند میخواهند بدانند که درمقطعی که بسر میبرند بهترین موضوع ومحل برای سرمایه گذاری مطمئن وبا بازده قابل قبول کجاست؟ من در تحلیل ها ونوشته هایم سعی کردم درمقاطع مختلف تحلیل اقتصادی خود را برای سرمایه گذاری مطمئن بیان کنم وخوشبختانه چون جزو معدود تحصیل کرده های اقتصاد وبازرگانی ومالی هستم که درمرکز بازار حضوردارم به همین دلیل تحلیل ها ونظریاتم معمولا" منطبق با واقعیتها وشرایط روز جامعه خودمان است نه تئوری صرف.

حدود چهار یا پنچ ماه پیش بود که اعلام کردم هرکسی در هر توانی که هست میتواند در بورس سرمایه گذاری کند واحتمال دارد بازده خوبی بدست آورد وخوشبختانه بورس تنها جایی است که میتوان با هر سرمایه ایی در آن وارد شد وهیچ محدودیتی ندارد ونحوه ارزیابی به زبان ساده را نیز در همان مقاله بیان کردم که خواهش میکنم درصورت نیاز به همان جا مراجعه کنید.

الان نیز که دیگر بازده بورس در این مقطع تقریبا" برای همه آشکار شده هنوز هم که هنوز است سرمایه گذاری درآن توجیه اقتصادی داشته ومیتوانید اقدام کنید.

اما شاید بسیاری فقط میخواهند بدانند دلیل نتیجه بخش شدن بورس پس از بیش از یکدهه ضرر وزیان وبازده کم یا منفی  چیست ؟آیا همین بورس نبود که بسیاری را بدبخت وبیچاره کرد؟

بحث شما درست است ولی باید به یک موضوع توجه کنیم وآن اینست که هرچقدر وضعیت اقتصادی یک کشور خراب شود و بهم ریخته باشد(بدون برنامه) منجر میشود تا براحتی موقعیتهای بسیاری برای همه درجهت سود جویی ایجاد شود از جمله مسکن وزمین وطلا وارز و کالا و... همین عامل باعث میشود سرمایه های سرگردان(سرمایه هایی که چه کم ویا زیاد دست مردم بوده ومردم آن را برای جبران هزینه ها ویا کسب سود بیشتر علاوه برشغل وفعالیت اصلی خودشان درمسیرهای دیگر که تشخیص میدهند بکار گرفته وسرمایه گذاری میکنند وجالب اینست که حجم ان در یک اقتصاد نامتعادل وغیر پویا بسیار بزرگ وقابل توجه است) به سوی یک یا دوبخش ویا چند بخش سوق پیدا کند .

شما درگذشته شاهد بردن سودهای کلان سرمایه گذاران ودرمقاطع خاص وحتی محدود در زمینه های مسکن وطلا وارز وحتی کالا بوده ایدو دراین مدت بورس درسکوت کامل بود وضررده واین به این علت بود که بازده شرکتهای بورس تقریبا" ثابت است ومشخص وتوجیه زیادی نداشت .

علت رونق بورس درمقطع کنونی:

تورم بی رویه وکاهش ارزش پول و حرکت نوبت به نوبت سرمایه های سرگردان از مسکن به طلا و ارز وسپس به کالاهای مختلف منجر شد تا قیمتهای واقعی در همه آنها ایجاد شده وحتی در بسیاری موارد همانند مسکن قیمتها بالاتر از قیمت واقعی که از آن بعنوان حباب قیمتی یاد میشود بایستد وتنها جایی که دست نخورده مانده بود بورس بود که بدنبال این کاهش ارزش پول بایستی آنجا نیز اثر خود را میکرد که بسیاری متوجه این موضوع شده وسریعا" بسوی بورس هجوم آوردند که در بورس سه بازده متصور بود:

1-بدلیل کاهش ارزش پول اصولا" بایستی ارزش هر سهم نیز باید افزایش یابد هرسهم 1000ریال دیگر بسیار ارزان وقیمت پایینی است که الان با 1000ریال هیچ کالایی حتی آبنبات نیز نمیتوان خرید.

2-با توجه به اینکه قیمت فروش کالای شرکتها افزایش یافته مطمئنا" سود آنها نیز با توجه به آن افزایش خواهد یافت ونسبت EPS آنها افزایش یافته ومنجر به افزایش قیمت هرسهم میشود.

3-هجوم یکباره سرمایه های سرگردان خود یک بورس بازی وحباب ایجاد میکند که خود این نیز یک بازده مضاعف به آنها که به خرید وفروش سهام میپردازند ایجاد میکند.

با توجه به اینکه با وجود افزایش های صورت گرفته دربازار بورس هنوز این افزایش ها در همه سهام ها اتفاق نیافتاده وهم اینکه هنوز به ان بازدهی که درموارد دیگر همانند مسکن وارز وطلا وکالاهای دیگر بوجود امد بوجود نیامده وبدلیل اینکه انتخابات ریاست جمهوری درپیش است وسرمایه گذاری درهرچیزی بجز بورس میتواند مخاطره آمیزه باشد بنابراین میتوان استدلال کرد تا چند ماهی حتی سالی میتواند سرمایه گذاری دربورس دارای توجیه اقتصادی باشد.

 


 
 
گلهای زندگیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧
 

باغبانم باغبان

قدر گل را میدانم

دوغنچه زیبا یک گل افشان

شاد وشنگول در درون گلدان

خوشبوو خوش عطر

هر لحظه میبالم بخود

که من دارم گلی افشان زنیلوفر

یکی آیلین یکی آیسل به زیبایی شدن سر

باغچه گل

باغبانی  فکور دارد

گلهای رنگارنگ پر از سمبل

نغمه های شاد وآواز قناری چهچه بلبل

همه دوستان

درخت وسبزه وآویشن وگل

با صفا با محبت دردل بوستان

همه باهم کنارهم خوشحال وخندان

زندگی یعنی زیستن

بودن درکنار سبزه وگل

همچو پروانه  گل ها را بوییدن

همچو باران باریدن وسیرابشان کردن

بدخلقی نباید کرد

گل روانی لطیف دارد وناز

کمبود محبت میکند اورا زرد

بوستانت میشود عاری زشادی آغشته ازدرد

چه زیباست

نشاط وشادی گلها

پراز راز است ورویاست

آنموقع که زندگیت پر از صدق وصفاست

 


 
 
کدامین انتخاب
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧
 

دوباره میاید
با رنگ رویی تازه
انگار میداند
چه بگوید
چه بخواهد
تا دوباره بنشیند آنجا که میخواهد
اما من وتو
هردو درتردید
که چرا دوباره ها را دوباره
با زبانی دگر وبا چهره ایی متغیر میبینیم
تازه آمد ببازار
ولی کهنه نشد دل ازار
شاید این نو را بشکافیم
دردلش کهنه تر از کهنه شود آشکار
کدامین نو
کدامین خواسته
از دل این ملت مظلوم برخواسته
وهمه بی صبرانه منتظر آمدنش خدا خدا میکنند
روزها میگذرد
شعارها  میشود رسوا
فقر گشته یک ظلمت یک هیولا
نجاتی نیست این مردم و مارا
کدامین انتخاب
دراین دوره
دراین مقطع
شاید شود یک شانس یک رویا

 


 
 
کاندید ریاست جمهوری (چه کسی را باید انتخاب کرد)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٦
 

برطبق اصل 115 قانون اساسی، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران ، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت وتقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.

هرکس میتواند درصورت داشتن شرایط مقرر در اصل115بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری  ثبت نام کنندشورای نگهبان  پس از بررسی صلاحیت و شرایط لازم  اسامی نهایی را به‌عنوان نامزد ریاست جمهوری اعلام می‌کند.

دراصل 77پیش نویس قانون اساسی ایران رئیس‌جمهور با رأی مستقیم مردم و به‌مدّت 4 سال انتخاب می‌شود و طبق اصل 114 قانون اساسی انتخاب مجدد او بصورت متوالی فقط برای یک‌بار دیگر ممکن است. حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب از طرف مردم باید به‌وسیلۀ مقام رهبری امضا و تنفیذ گردد.

وظایف واختیارات ریس جمهور:

1-وظیفه اجرای قانون اساسی وریاست قوّه مجریه
پس ازمقام رهبری، رییس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است ومسؤولیّت اجرای قانون اساسی وریاست قوّه ی مجریه را جز دراموری که مستقیماً به رهبری مربوط می شود، برعهده دارد. قانون اساسی درامور اجرایی اختیارات بالایی به اوداده وپس ازمقام رهبری او را عالی ترین مقام رسمی کشور معرّفی کرده است.

ریس جمهوراز طریق نظارت، کسب اطلاع، بازرسی و پیگیری اقدامات لازم را به‌عمل آورد و در صورت توقف یا عدم اجرای اصلی از اصول قانون اساسی به نحو مقتضی اقدام نماید.

2.وظیفه ریاست هیأت وزیران وتدوین نظامات وآیین نامه ها

 براساس اصل 134 قانون اساسی ریاست هیأت وزیران با رییس جمهور است که برکار وزیران نظارت دارد وبا اتّخاذ تدابیر لازم به هماهنگ ساختن تصمیم های وزیران وهیأت دولت می پردازد وبا همکاری وزیران، برنامه وخط مشی دولت را تعیین وقوانین را اجرا می کند.
برهمین اساس،رییس جمهور پس از تنفیذ وسوگند، اعضای هیأت دولت خود را به مجلس معرّفی می کند و پس ازاخذ رأی اعتماد مجلس، کابینه تشکیل می شود.رییس جمهور دربرابر مجلس، مسئول اقدامات هیأت وزیران است وعزل وزرا نیز دراختیار او است.

طبق اصل 138 قانون اساسی هیأت وزیران می‌توانند برای انجام وظایف قانونی خود به وضع نظامات و آئین‌نامه‌های عمومی مبادرت کنند؛ و ریاست جمهوری به‌عنوان رئیس هیأت وزیران می‌باشد.

3. وظیفه امضای مصوّبات مجلس و نتیجه ی همه پرسی(اجرای قوانین ومصوبات مجلس)

طبق اصل 123 قانون اساسی، رییس جمهور موظّف است مصوّبات مجلس شورای اسلامی یا نتیجه ی همه پرسی را که پس ازطی مراحل قانونی به وی ابلاغ شده است، امضا کند وبرای اجرا دراختیار مسؤولان و مجریان مربوط قرار دهد.

4. عالی ترین مقام رسمی نظام درخارج ازکشور وروابط بین الملل

امضای تمام عهدنامه ها،مقاوله نامه ها، موافقت نامه ها و قرار دادهای دولت ایران با دیگر دولت ها پس ازتصویب مجلس برعهده ی رییس جمهور یا نماینده ی قانونی وی نهاده شده است. هم چنین ، انتصاب سفیران ایران درخارج ازکشور با پیش نهاد وزیر خارجه وتصویب رییس جمهور صورت می گیرد و امضای استوارنامه ی سفیران ایران وپذیرش استوار نامه ی سفیران کشورهای دیگر در ایران نیز ازوظایف واختیارات رییس جمهوراست.

5.پذیرش مسئولیت اقدامات وزیران وعضویت درشوراهای مختلف نظام وریاست برخی از آنها:
 مسؤولیّت مستقیم سازمان مدیریّت وبرنامه ریزی، اعطای نشان های دولتی، عضویّت درشورای موقّت رهبری، ریاست شورای عالی امنیّت ملّی، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی ،مسؤول تشکیل شورای بازنگری درقانون اساسی به دستور رهبری، تعیین دو نماینده درشورای نظارت برصدا وسیما و... .

دراینجا خواستم با توضیح موقعیت وجایگاه ریاست جمهوری به همه مردم وکسانی که خود را لایق این مقام میدانند اطلاع رسانی کرده باشم .

حال بنظر شما چه شخصی میتواند از عهده این وظیفه خطیر برآمده وبتوان گفت بهترین جایگاه وموقعیت را برای انجام این وظیفه مهم را دارد.

قبل از اینکه به این سوال جواب بدهیم بهتر است بدانیم شرایط کاندیدای ریاست جمهوری در کشوری همانند آمریکا که از نظر توان اقتصادی 25% اقتصاد دنیا وحتی از نظر سیاسی میتوان گفت چنین موقعیتی داردچگونه است:

شرایط کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا
1. در خاک آمریکا متولد شده باشد.
2. حداقل 35 سال سن داشته باشد.
3. مدت 14 سال قبل از نامزد شدن در خاک آمریکا مقیم بوده باشد.
4. تبعه آمریکا باشد.

بنابراین دراینجا یک مورد مهم برای ما مشخص میشود که پیچیدگی وتدوین شرایط والزامات مختلف مارا به انتخاب اصلح تر به جایگاه وموقعیتی که درآن هیچ سمت وشغل ورشته تحصیلی ومدرک بخودی خود کافی نبوده بلکه تیم مدیریتی حائز اهمیت است وجایگاه ومحبوبیت شخص دربین مردم ومدیران وعالمان که بتواند بهترین تیم مدیریتی که حداقل تضاد فکری وبهترین برنامه عملیاتی را داشته باشند ومردم نیز این برنامه وتیم را پذیرا باشند.

بنابراین در کشورهای توسعه یافته وموفق با آگاهی از بحث مهم داشتن برنامه وهدف بطوری که ریس جمهور بعد از انتصاب نه با سلیقه شخصی بلکه بایستی درچارچوب وبرنامه واهداف تعریف شده واز قبل تدوین شده وحتی با تیم های مدیریتی مشخص واعلام شده قبلی از جمله تیمهای اصلی همانند اقتصادی وسیاسی که مهمترین بخش است باشد.

علت وجودی احزاب درآن کشورها نیز بیشتر برای همین موضوع است که یک شخص بایستی حتما" از دل احزاب تعریف شده که ساختار سیاسی ودیدگاه اقتصادی آنها مشخص بوده وفرد معرفی شده فقط نماینده آن حزب ومجری سیاستهای آن حزب مشخص میباشد که اعضا’ وهمه مردم بخوبی با سیاستها وویژگیهای آن احزاب که معمولا" سوابق طولانی درآن کشورها دارند کاملا" آشنا هستندو مطمئن هستند  که ریس جمهور انتخابی که با حمایت حزب مشخصی معرفی شده توان اجرایی وتیم عملیاتی لازم برای اجرای اهداف وبرنامه های تعریف شده آن حزب را که قبلا" به اطلاع مردم رسیده را بخوبی دارد.

دراین کشورها بخوبی احزاب هم مشارکت حداکثری مردم را پوشش میدهند ودرصورت نیاز وپوشش حداکثری در تیم های مدیریتی اعتلاف نیز میکنند تا بهرحال یک پوشش حداکثری هم از نظر تیم مدیریتی وهم تامین رضایت ورای حداکثری مردم بوجود بیاید.

ولی متاسفانه درکشورهای جهان سوم فرد گرایی بیشتر معمول بوده واحزاب نیز بجای داشتن برنامه های مدون بیشتر تابع نکته نظرات وافراد هستند تا برنامه ها وسیاستهای کلان همین عامل منجر میشود تا ریاست جمهوران منتخب براحتی به سوی تصمیم گیریهای سلیقه ایی وفردی سوق پیدا نموده وتیم های مدیریتی خود را نیز نه برطبق برنامه واهداف تعریف شده  بلکه برطبق سلایق ودیدگاههای شخصی اقدام به انتصاب مدیران و وظایف محوله میکنند .

شاید آنها بیشتر از احزاب تعریف شده وجا افتاده دغدغه مدیریت بهتر ورشد وتوسعه ملی را داشته باشند ولی مدیریت کلان هیچ وقت نمیتواند بدون داشتن برنامه واهداف تعریف شده وتیم مدیریتی یکدست وبا تجربه که در فعالیتهای حزبی وگروهی لیاقت وتوانمندی خود را به اثبات رسانده وجهت انتصاب آن سمت معرفی شده باشد بطور سلیقه ایی نتیجه مثبت دهد.

مدیریت های کلان نیازمند یک مدیریت گروهی موفق میباشند نه مدیرموفق فردی بنابراین ممکن است یک فرد موفق بدلیل نداشتن تیم موفق ویکدست  میتواند نتایج بسیار ضعیف تری را ببار آورد.

بنابراین درکشورهای توسعه یافته درواقع هرچند برای کاندیداتوری مشخصات ساده تری اعلام کردند و درهنگام انتخابات چهره های ناشناخته از طرف احزاب معرفی میشود ولی میبینید با انجام اهداف وبرنامه های احزاب وتشکیل تیم مدیریتی از بین افراد منتخب احزاب نه برطبق سلیقه شخصی  که یک مدیریت موفق وبدون چالش ایجاد میشود وروند رشد وتوسعه آنها تضمین میشود.

درواقع درچنین کشورهایی مردم با اطمینان وآگاهی به اهداف وبرنامه های احزاب رای میدهند نه شخص وتضمین عملیاتی شدن آنها همان احزاب هستند .

ولی در کشورهای جهان سوم مردم به شعارها وشخصیتهای فردی رای میدهند وبهمین دلیل مدیریت وروند رشد وتوسعه ودستیابی به نتایج آنها نیز درهمان حد شعار باقی میماند وبجای رشد وتوسعه هرسال وهردوره شاهد تورم ومشکلات بیشتر میشوند وتنها مقایسه خوب وبد آنها با تورم بیشتر وکمتر صورت میگیرد یعنی بین بد وبدتر بد را خوب تعبیر میکنند.

جالب اینست شما اگر کاندیداهای ریاست جمهوری کشورهای جهان سوم را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنید چند تفاوت اساسی را میبینید:

-درکشورهای جهان سوم مدارک علمی وتحصیلی افراد کاندیدا بسیار بالاتر از کشورهای توسعه یافته است

-سوابق علمی ومدیریتی آنها بالاتر از کشورهای توسعه یافته است.

-سوابق سیاسی واجتماعی آنها بالاتر از کشورهای توسعه یافته است.

اما درکشورهای توسعه یافته

-سوابق حزبی وفعالیت های تیم گروهی وحزبی وانجام اهداف وبرنامه های تدوین شده کاندیداهای کشورهای پیشرفته بسیار بالاست.

-آنها به این امرمهم واقفند که برای دستیابی به شعارها واهداف اعلامی جز از طریق تبعیت از برنامه های تدوین شده حزبی وهمراهی ومدیریت گروهی راه دیگری وجود ندارد

نتیجه:

درکشورهای جهان سوم اتکائ به فرد است وشعارهای او وخوب وبد بنام او تمام میشود والزاما" نتایج ضعیف است وشعارها فراوان واحزاب نیز فرد گرا هستند.

درکشورهای پیشرفته احزاب تعریف شده با اهداف سیاسی واقتصادی مشخص دارند که برای مردم نیز تعریف شده است وکاندیداها محصول فعالیت احزاب ومجری اهداف آنهاست ونتیجه عملکردش بنام حزب تمام میشود نه شخص.


 

 


 
 
مقاله نو (شعرنو قالبها را شکست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۱
 

شاید بسیار ی بگویند قالب شکستن درست نیست واین کار به علت ناتونی فرد در ورود به قالب ها ست همان حرف ها وحدیث هایی که نیما یوشیج بارها شنید ولی همچنان راه خود را رفت نیما بخوبی میدانست اگر درقالب شعر چند شاعر داشته باشیم با شکستن آن هزاران شاعر خواهیم داشت واگر درقالب شعر یک سخن بگوییم با شکستن آن هرچه از دل تنگت براید میتوان نگاشت.

مگر منظور وهدف ما از شعر بیان سخن دل با نظم وشیوایی خاص نیست و آیا این سخن دل محدود به چند نفر خاص است ؟ چرا بقیه نتوانند که شاید بیشتر از آنها که خود را درقالب ها محصور کردند بهتر وزیباتر سخن دلشان را بگویند ودرقالب بالاجبار بسیاری از سخن ها و گویش ها بخاطر نگنجیدن در قالب مصراع وبیت وکلمات حذف میشوند ولی در قالب شعر نو براحتی بیان میشود.

از این مقدمه خواستم بگویم که قالب در هرجا که باشد باید شکسته شود واین ابزاری برای یک عده وگروهی نباشد و تخصص در قالب سازی فرد را به استادی نرساند بلکه متن و عمق مطالب و اثر بخشی وشیوایی وسادگی مهمترین نقطه ای است که بیش از قالب با اهمیت است.

بسیار کسانی که اندیشمند هستند ومقاله های پربار دارند ولی بعلت محکومیت مقاله در یک چارچوب مشخص هیچ یک از این مقاله ها ارزش علمی پیدا نمیکند(از دیدگاه آنها که نان ومقام علمی شان وابسته به این چارچوب است).

من چارچوب یک مقاله علمی را دراینجا میاورم تا ببینید چقدر علم واندیشه را میخواهند در حبس و خفا قرار دهند مقاله هایی که میتواند بسیار ساده وشیوا آنگونه که فرد میتواند در کوتاه ترین زمان بنویسد وبیان کند.

1ـ عنوان      2ـ چکیده      3ـ مقدمه      4ـ مواد و روش ها        5ـ نتایج و یافته ها     6ـبحث  

      7ـ پی نوشت ها           8- منابع وماخذ                 9- چکیده به زبان انگلیسی  

 

1-   عنوان: عنوان مقاله، نام و نام خانوادگی نویسنده، نویسندگان، درجه علمی و مدرک تحصیلی نویسندگان، محل انجام پژوهش( دانشگاه یا موسسه مربوطه)

2-   چکیده: چکیده به فارسی و انگلیسی که در متن آن به اهداف و دامنه بحث، مواد و روش های بکار رفته، متدولوژی بکار رفته، خلاصه یافته ها و نتایج مهم اشاره شده باشد، چکیده بیش از 150 کلمه نباشد.

3-   مقدمه : شامل بیان مسئله و هدف آن با مروری بر بررسی های گذشته. موارد ذکر شده در مقدمه با عناوین جداگانه درج نمی شود بلکه بصورت ترکیبی تحت عنوان مقدمه ذکر می شود. در واقع مقدمه مقاله بایستی بیانگر موارد زیر باشد :

ـ اولا مقدمه بایستی ماهیت و دامنه مسئله مورد بحث را با تمام وضوح ممکن نشان دهد.

ـ مقدمه باید برای آگاهی دادن به خوانندگان مروری بر متون مربوط به مسئله انجام دهد.

ـ باید بیان کننده روش بحث باشد اگر لازم شد دلایل را برای انتخاب این روش خاص ارائه دهد. 

ـ نتایج اصلی بحث را بگوید.

 

4-   مواد و روش ها : شرح دقیق طرح تحقیق، مواد و روش ها، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری و روش های تحلیل آماری به کار گرفته شده به صورت عناوین فرعی مستقل و مجزا از هم

5-   یافته ها و نتایج : شرح کامل یافته های تحقیق با ارائه فرضیه ها و شرح مختصر وتحلیل آماری آنها در تائید یا رد آنها به همراه جداول مربوطه در صورت لزوم .

6-   بحث : شامل نکات مهم یافته ها، مقایسه آن با یافته های حاصل از مطالعات دیگر، توجیه و تفسیر موارد مشترک و موارد اختلاف ، بیان کاربرد احتمالی یافته ها، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای حاصل از یافته های تحقیق . رعایت موارد زیر در این بخش مناسب است:

ـ سعی کنید اصول، رابطه ها و تعمیم داد ن هایی را که نتایج نشان می دهند ارائه دهید در نظر داشته باشید بحث خوب آن است که نتایج را بحث کند نه اینکه آنها را مجدداً تکرار کند.

ـ هرگونه استثناء یا عدم ارتباط ( بین دو متغیر ) را ذکر نموده و نکات حل نشده را معلوم نمایید.

ـ نشان دهید که چطور نتایج و تفسیرهای شما مطابق( و یا مخالف ) کارهای منتشر شده قبلی است.

ـ فواید تئوریکی کار خود و همچنین هرگونه کاربرد عملی آن را بحث کنید.

ـ نتیجه های خود را هر قدر می توانید واضح بیان کنید و شواهد خود را برای هر نتیجه بطور خلاصه ذکر نمایید.                                                                       

7-   پی نوشت ها :  اسامی افراد ، واژه ها و اصطلاحات خارجی که ذکر آنها ضروری است با استفاده از اعداد توک  ( 1  و  2 و ... ) شماره گذاری و در این قسمت آورده شوند.

8-   منابع و مأخذ : ابتدا منابع فارسی و سپس منابع انگلیسی آورده شود.

آیا واقعا" مقاله اگر دراین چارچوب باشد علمی است؟ وجز’ آن ارزش علمی ندارد؟دراینجا یاد شعری میافتم که میگوید: نه همین لباس زیباست نشان آدمیت    تن آدمی شریف است به جان آدمیت.

اینترنت یک موقعیت ومکانی شده که فرد توانست با ایجاد سایت ووبلاگ و... ایده ها وسخنان دلش را آنگونه که میتواند بیان کرده وبه عموم ارائه کند.

دراینجا قالب ها شکسته شده وبدانید که درآینده بهترین مقاله های علمی وشیوه های نوع بیان آن نیز  در همین جا خواهد بود .وبا ارزش ترین

باید دردانشگاهها و محیط های آموزشی بدانند وتوجه داشته باشند که شیوه کهن مقاله نویسی نیز باید شکسته شود وبدانند که برای یافتن یک موضوع علمی وجدید در سایتها ووبلاگ ها بجویند زیرا مطالب علمی جدید برای بروزش چند چیز لازم است که این عوامل نه دردانشگاه بلکه در محیط های تجربی وواقعی اتفاق میافتد.

-برای اینکه یک مطلب جدید وعلمی بوجود آید لازم است فرد علاوه برداشتن تحصیلات دانشگاهی باید درمحیط تجربی وواقعی فعال باشد نه صرف دانشگاهی.

-ممکن است بسیار مباحث علمی وبا ارزش درمحیط واقعی وتجربی بوجود آید که فرد اندیشمند بدلیل پیچیده بودن قالب علمی برای پذیرش ودرج این موضوع ومقاله جدید نه زمان ونه حوصله طی آن مسیر را دارد که سادگی روش بیان میتواند کمک موثری باشد برای درج آن

-مقاله نو ومبحث علمی جدید یقینا" درابتدا بدلیل نو بودن وجدید بودن حتی از اندیشه وتوان علمی کسانی که میخواهند نظر بدهند نیز بالاتر باشد ونیاز دارد تا با پذیرش آن فرصت مطالعه وبررسی بیشتر به اساتید داده شود ولی متاسفانه ممکن است همین مقاله مهم وتخصصی نه بدلایل فهم موضوع درهمان ابتدا بدلیل شیوه نگارش رد شده وکنارگذاشته شود.

پس بیایید قبل از اینکه قالب هایمان دبشکند خودمان مسیر را برای همه آنهایی که میتوانند حتی بهتر وعلمی تر ومفید تر از ما واقع شود بستر سازی کنیم وخودمان با دستان خودمان قالب ها ومحدودیتهایمان را بشکنیم.


 
 
آیا انسان نیز دارای ریشه است؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٠
 

ریشه در انسان همان اصل ونصب تعبیر میشود ومسلما" هست ولی منظور من دراینجا ریشه ایی همانند درختان وگیاهان است ریشه ایی است که اگر از جایی که درآنجا ریشه دارد درآورده و به محل دیگری ببری خشک میشود مگر اینکه خاک جدید با خاک ومحل قبلی همخوانی داشته باشد.

آنها که درباغ وباغات سر رشته ایی دارند میدانند که نهال را میتوان برد ودرهرجایی کاشت ولی چون درخت شد جابجا کردنش سخت است احتمال خشکیدن آن بیش از ماندن است واگر بماند نیز آن تنومندی و سرسبزی و باردهی قبلی را نخواهد داشت ومیگویند در این مقطع بهتر آنست که ریشه را با خاکش بتوانی جابجا کنی واز خاک درنیاورید.

اینها را گفتم تا استدلالی بیاورم وبگویم ما نیز بسیار به درخت شبیه هستیم وما نیز ریشه ایی همانند او داریم واگر بخواهید از دیار خود به غربت بزنید موقعی باشد که زیاد ریشه دار نشدید یعنی در همان دوران مجردی  وجوانی یا به بهانه تحصیل ویا کار تا نخشکید و به محض جابجایی پژمرده نشوید.

نهال هم هرچند جابجای اش راحت است ولی آن تنومندی وسرسبزی وباردهی که درخاک اصلیش میدهد را هیج حا نمیدهد همانگونه که شما اگر یک نهال سیب خاص را از یک نقطه ببرید ودر شهر ودیار دیگری بکارید میبینید چه از نظر سرسبزی وطعم میوه بسیار ضعیف تر وکم رنگ تر از نهالی است که در خاک خودش مانده است.

هرچند بسیاری از آنهایی که در شهر ودیار خود زندگی میکنند این ریشه داشتن وتعلق را آنگونه که باید درک نمیکنند واهمیت آن را نمیدانند وبیشتر حسرت رفتن را دارند.

ولی آنها که رفتند هرچند به محیطی رفته باشند که ثروتمندترین کشور وزیباترین شهر ومرفه ترین منطقه زندگی نیز کنند ولی یک لحظه گام گذاشتن در زادگاهشان را با یکسال  زندگی در غربت عوض نمیکنند وهمیشه با خاطرات زادگاهشان شب را به صبح میرسانند ودرحسرتند که لحظه ایی فرصت یابند وبه زادگاهشان سفر کنند وآن لحظه انگار بال وپر درمی آوردند و آرامش ونشاط وسر زندگی که محله های خاکی و درو دیوار کهنه و دوستان دوران کودکی شان به آنها میدهد در هیچ منظره ومکانی نمیابند.

برای همین موضوع است که پیشنهاد میکنم اگر قصد سفر دائم کرده اید بدون توجه به اینکه کجا باشد و چه رویاهایی بسر دارید این سفر را در دوران خانواده دار شدن اجتناب کنید واگر چه در دوران جوانی ویا هردوران دیگری بالاجبار قصد زندگی در جایی دگر دارید شرایط زیر را مدنظر قراردهید تا کمترین لطمه از نظر روحی وروانی بخورید چون زندگی کوتاه است وجبرانش بسی سخت :

1) محل جدید کمترین اختلاف فرهنگی واجتماعی با محل قبلی داشته باشد:

یعنی ریشه شما در خاک جدید دوام بیاورد وبتواند تغذیه کرده ودرآنجا رشد ونمو کند تا شما کمبود کمتری احساس کنید و بیش از حد افسرده  ونگران نشوید.

2)امکان مراجعت و دیدار از زادگاه در هر فصل امکان پذیر باشد:

بتوانید هرموقع که بخواهید واحساس دلتنگی کنید به زادگاهتان بروید پا برروی خاک آن بگذارید واز هوایش استشمام کنید وکوچه ودیار ودوستان دوران کودکی واقوام وآشنایان را ملاقات واز نظر روحی وروانی تغذیه شوید.

3)امکان مشارکت در شادی وغم آشنایان ودوستان را داشته باشید:

انسان  موجودی است اجتماعی وعاطفی وبیشترین عاطفه نیز از همان دوران کودکی واز خانواده واشنایان دراو بوجود میاید وبرای حفظ وایجاد ان باید ارتباطمان را قطع نکنیم .

4)سعی کنید با خاک منتقل شوید: این به ان معنی است که جایی را انتخاب کنید که از اقوام نزدیک و دوستان واشنایان نیز در انجا باشند تا بدینوسیله بتوانید بخشی از دلتنگی ها و فشارهای روحی را با وجود انها بکاهید وقابل تحمل تر کنید.

به هر حال بدانید ما نیز ریشه داریم وچون از ان جدا شویم وبستر مناسب ومتناسب با جایی که درآنجا متولد دوران کودکی راگذراندیم نداشته باشیم خشک میشویم و درصورتی که بتوانیم با ان بستر در ارتباط باشیم با نشاط وخوش وخرم خواهیم بود زندگی گذر گاه کوتاهی بیش نیست وباید در این عمر کوتاهمان بهترین بهره برداری وزندگی را داشته باشیم وعمرمان را درحسرت ونگرانی ودلتنگی نگذرانیم.

 


 
 
تاثیر انتخابات بر وضعیت اقتصادی یک کشور
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۸
 

رشد وتوسعه اقتصادی هرکشور و عقب افتادگی آن نیز متاثر از سیاستها وعملکردهای اقتصادی دولت ومدیران اقتصادی کشور میباشد .

برای نمونه اگر دولتی سیاست اقتصاد آزاد را برگزیند که در آن دخالت دولت دراقتصاد به حداقل میرسد که بیشتر برمیگردد به مبانی اقتصادی آدام اسمیت ویا دولتمردان سیاست اقتصاد بسته یا دولتی را برگزیند که برمیگردد به نظریات مارکسیستی ویا اینکه اقتصادی نیمه آزاد باشد ودراین ارتباط باید نظریات اقتصادی را متناسب با شیوه انتخابی بکارگیرد.

هرکدام از نظریات وتئوری های اقتصادی بسته به نوع سیاستهای اقتصادی ونحوه بکارگیری آن دارای تاثیرگذاری مفید وموثری در رشد وتوسعه یک کشور میباشد واقتصاد دانان هر کشوری بسته به شرایط زمانی ومکانی وبا رعایت اصول علمی وتئوریهای اقتصادی تعدیلات لازم در ساختار اقتصادی خود میدهند وما در همه تئوریها ونظریه های اقتصادی شاهد رشد وشکوفایی کشورها بودیم.

در جوامع کنونی ما هیچ کشوری را نمیتوانیم پیدا کنیم که کاملا" اقتصاد آزاد ویا کاملا" اقتصاد دولتی(بسته ) داشته باشد.

دردوران گذشته معمولا" نوع سختار سیاسی یک کشور در نوع سیاست اقتصادی موثر بود یعنی کشورهای سوسیالیستی معمولا" دنباله رو نظریه های اقتصادی مارکس(مارکسیستی) وکشورهای سرمایه داری بدنبال نظریه های آدام اسمیت وکینز بودند ولی درمقطع کنونی هردو بلوک سیاسی ترکیبی از تئوریها را برای دست یابی به رشد وتوسعه اقتصادی وبا توجه به شرایط زمانی ومکانی انتخاب وبکارمیگیرند.

برای مثال کشور کمونیستی چین که بخش اعظم اقتصاد آن برمبنای اقتصاد سرمایه داری وخصوصی پایه ریزی شده ویا بسیاری از کشورهای غربی که بخشی از فعالیتهای اقتصادی خود را بدلیل اهمیت ویا محرمانه بودن ویا تسلط دولت به آنها دخالت ودرواقع دولتی نگاه میدارند.

بهر حال اگر بخوبی دقت کنیم همه کشورهایی که به تئوریها ونظریات اقتصادی توجه داشته ونه تنها درانها اقتصاد بازیچه سیاست نیست بلکه سیاست خود درراستای سیاست های اقتصادی است به رشد وتوسعه اقتصادی ورفاه و کاهش نرخ بیکاری وکاهش فقر و کاهش فساد  ودراستای آن ثبات سیاسی دست یافته اند.

دراین بین کشورهایی با مشکلات اقتصادی وبه تبع آن مشکلات سیاسی با وجود بهره مندی  از منابع سرشار خدادادی نیز دست وپنچه نرم میکنند ویا هرلحظه درترس ودلهره از قیام و سقوط دولتها وحکومتهای ناتوان خود به سرمیبرند.

یکی از دلایل مهم واصلی آن عدم توجه وپایبندی به یک تئوری ونظریه علمی اقتصادی و بنا نهادن و وابسته نمودن همه تئوریها ونظریات اقتصادی به دیدگاههاوسلیقه های  شخصی وامیال سیاسی است درواقع دراین کشورها اقتصاد برپایه واساس درستی بنا نهاده نشده وبرطبق چارچوب ها ونظریات اثبات نشده وغیر علمی مدیریت میشود.

نداشتن یک تئوری اقتصادی علمی وپذیرفته شده منجر میشود با وجود هرثروت ومنابعی بخودی خود تورم ورکود درآن جامعه بصورت کنترل نشده روزبروز توان اقتصادی را تضعیف وارزش پولی ان کشور را ازبین ببرد وبا افزایش فقر وفساد وبیکاری وگرفتاری...ساختار سیاسی این کشورها نیز علی رغم ظاهر مقتدر آن همانند بادکنکی توخالی روزی بترکد وکل جامعه یک تغییر وتحول اساسی وزیربنایی بخود بگیرد هرچند این تغییرات وانقلابات خود خسارتهای سنگینی را به آن جامعه وملت تحمیل میکند ولی در چنین ساختارهایی یک اصل و رویدادی انکار ناپذیر است.

بنابراین انتخابات درهرنظامی با هر ایده سیاسی وجایگاه اقتصادی ( چه درمیان کشورهای توسعه یافته وتوسعه نیافته وجهان سوم) میتواند نه بدلایل گرایشات سیاسی بلکه بدلایل دیدگاههای اقتصادی وتیم مدیریتی اقتصادی ان ویا دیدگاههای یک ریس جمهور به مسائل اقتصادی کشور میتواند تاثیر شگرفی بروضعیت اقتصادی یک کشور داشته باشد.

امروزه یکی از مهمترین رکن اقتصادی یک کشور ارزش پولی آن کشور است که خود تابعی است از نرخ ارز بنابراین حتی درمرحله ثبت نام کاندیداها اگر مردم احساس کنند کاندیداهایی هستند که به احتمال زیاد برنده میشوند و دربهبود روابط سیاسی کشور میتوانند تاثیر زیادی داشته باشند خود میتواند در کاهش تقاضا برای ارز و رفع تاثیر روانی دربازار آن مفید واقع شده وبیکباره ارزش پول ملی افزایش و متعاقب آن منجر به کاهش تورم درجامعه شود.

بنابراین درکشورهای توسعه یافته بدور از اختلافات ساسی بین احزاب سعی میکنند با انتخاب کاندیداهای متضاد و مخالف وورود دیدگاهای مخالف درانتخابات از نظر سیاسی برروی جو روانی حاکم براقتصاد نیز تاثیر گذشته ودرجهت توسعه ورشد اقتصادی بهره برداری کنند.

درکشورهای جهان سوم با وجود اینکه ممکن است مخالفان سیاسی براحتی وآزادانه نتوانند درانتخابات شرکت کنند ولی درهمان محدودیت نیز اگر بتوانند حداقل برای کمک به کاهش ضدیتها و دیدگاه منفی عموم به انتصابها افرادی را با دیدگاه وجایگاه سیاسی قوی تر وبهتر درانتخابات شرکت دهند میتوانند بیکباره وضعیت اقتصادی کشور را درشرایط ثابت بهبود قابل توجهی بدهند که البته با ایجاد محدودیت و انحصار طلبی میتواند تاثیر منفی زیادی بربازار واقتصاد نیز بگذارد.


 
 
چگونه میتوان ورشکست شد!؟(تاجران ورشکست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٤
 

شاید ما مقاله ها و روشها ومشاورات زیادی را دیده وخواندیم که میخواهد به ما شیوه موفق شدن و ثروتمند شدن را بیاموزد وبسیاری نه تنها با این شیوه ها به رویاهایشان نرسیده اند بلکه بسیاری ورشکست هم شده اند من میخواهم دراینجا به شیوه ها وروش هایی بپردازم که میتواند مارا ورشکست کند که این توضیحات از دو جنبه با اهمیت است:

اولا" درواقع شما فعالیتی را شروع کردید ویا میخواهید شروع کنید وترس از آن دارید که این فعالیت با شکست مواجهه شود ولی مسیر آن شکست را بدرستی نمیشناسید وممکن است گام درهمان مسیر میگذارید بدون اینکه متوجه باشید.

دوما" ممکن است شما در مطالعات مربوط به موفقیت وسود وثروت متوجه نشوید که راز شکست نیز درهمان شیوه ها با اقداماتی متفاوت که متوجه نمیشوید نهفته است .

بنابراین من سعی میکنم به شیوه ها وروشهای شکست وورشکستکی اشاره کنم که شما بدانید این مسیر دقیقا" از همان جاده ایی میگذرد که راز موفقیت درآن نهفته است.

راه اول) همیشه منتظر باشید که سرمایه ایی بدستتان برسد تا کار وفعالیتی را شروع کنید: یعنی باور دارید که موفقیت درکار لازمه اش داشتن سرمایه لازم وکافی است واین سرمایه به هرحال باید بدستتان برسد تا بتوانید کاری را شروع کنید.

مطمئن باشید شما سرمایه باد آورده راویا به هرحال سرمایه ایی که از طریق پدر یا بانک ویا بهر طرق دیگری بدستتان میرسد وبدون اینکه تجربه مفید آن فعالیت ونحوه مدیریت نقدینگی آن را داشته باشیدویا قدر آن رابدانید وبا توجه به ماهیت هرتجارت وفعالیتی که ممکن است ضررهای مقطعی بدنبال داشته باشد به شکست وورشکستکی نزدیکتر خواهید بود.

وهمچنین ممکن است سرمایه گذار وتامین کننده شرایطی را به شما تحمیل ویا درمقطعی سرمایه دراختیار شما بگذارد که آن مقطع مناسب نباشد.

راه دوم)دخل وخرجتان را کنترل نکنید: برای اینکه زودتر ورشکست شوید هیچ توجهی به این نداشته باشید که درآینده مخارج وپرداخت ضروریتان چقدر است وهرچقدر پول بدستتان آمد تا آنجا که میتوانید درجهت تفریح و کلاس و رفاه خود خرج نمایید تا همه دوستان و آشنایان  درتعجب باشند شما چقدر با استعداد بودید که همینکه کار وفعالیت زدید پولدار وموفق شدید وهمه به شما حسرت بخورند.

دراینصورت شما درهمان مدت زمان کوتاه احساس خواهید نمود که به یک الگوی موفق تبدیل شدید ومشاور همه و درجمع دوستان با افتخار و مغرورانه حضور پیدا خواهید کرد.

راه سوم)هیچ برنامه وهدفی درفعالیت کاریتان نداشته باشید:یعنی بجای شناخت صحیح ماهیت شغل وفعالیتی که انتخاب کردید وبرنامه ریزی درجهت رشد وتوسعه آن وهدفگذاری صحیح دربازار ورقبا بیشتر اهداف بلند پروازانه وشخصی را دنبال کنید وتنها هدفی که دنبال میکنید این باشد که ثروتمند شوید وخود را اولین بدانید واز واقعیتها فرارکنید.

راه چهارم)اعتبار واعتماد همان پول وثروت است: همه ارزشها را زیر پا بگذارید واز هر راه وروش ممکن بدنبال سود جویی وثروت اندوزی باشید حتی اگر ممکن است و کسی از شما طلبی دارد ندهید وبگویید خود این یعنی سود خالص ودر فعالیت شما حق و انصاف مفهومی نداشته باشد وثروت به هر طریقی حتی شده دروغ وتقلب برایتان توجیه داشته باشد واز نظر شما اعتبار واعتماد دیگران را جلب کردن هیچ معنی ومفهومی نداشته باشد ومعیار فقط سود باشد وسود جویی.

راه پنجم) صبر واستقامت یعنی بدبختی وفلاکت: هرکاروفعالیتی را که شروع کردید بدنبال کوتاه ترین راه ممکن برای پول دار شدن باشید وهرموقع احساس کردید که مدت زمان طولانی تری مشغول فعالیتی بودید ولی عایدی ونتیجه آن کم بود سریعا" فعالیت وشغل جدیدی انتخاب کرده وآن را شروع کنید وبرای انتخاب فعالیت چه درابتدا وچه بعدا" لزومی به مشاوره وبررسی وارزیابی توان وموقعیت خود نیست بلکه نگاه کنید کی وچه کسی از دوستان و در تفریح و خوشی از فعالیت دیگرانی که شاید ثروتمند وموفق شدند صحبت میکنند وحسرت میخورند میشنوید وهمیشه احساس کنید که فعالان اصلی واقعیت ها را نمیگویند وآواز دهل از دور خوش است.

راه ششم) به سرعت تسلیم شرایط سخت شوید وشکست را بپذیرید: همینکه درکار وفعالیتتان دیدید ضررکردید ویا با توقف ومانعی روبرو شدید بگویید که بدشانسی آوردید وبه همه اعلام کنید که این بدشانسی شما را ورشکست کرد وشکست را پذیرفته وسریعا" تسلیم شوید شما این دیدگاه را داشته باشید که هرفعالیت درست یعنی سود وسود وسود ودرنهایت ثروت وبگویید درکار وفعایت ضرر و رکود و... نباید باشد اگربود نباید صبر واستقامت وبرنامه ریزی کرد بلکه باید شکست را پذیرفت واظهار ورشکستکی کرد وبه همه اعلام کرد که من بدشانس بودم وعوامل دیگر شمارا با شکست روبرو کرده چون شما همیشه دربین دوستان و... با افتخار ومغرورانه زندگی کردید واگر مدتی را بپذیرید که باید قناعت و ساده زیستی کنیدتا این مقطع بحران را عبورکنید آبروی شما وخانواده تان خواهد رفت.

راه هفتم)فعالیتتان چون رشد کرد وقدرتمند شد اطمینان داشته باشید دیگر هیچ وقت با شکست ومشکلی برخورد نخواهید کرد: به این مفهوم که میگوید ورشکستکی مکان وزمان  وضعیف وقدرتمند نمیشناسد واتفاقا" شکست دراوج بیشتر از فعالیتهای کوچک انسان را تهدید میکند را باور نداشته باشید وچون احساس کردید فعالیتتان رشد کرد وثروتمند شدید مغرورانه هرتصمیمی لازم بود بگیرید وهرگونه خواستید زندگی کنیدو ورشکستکی را یک مقطع بدانید که چون از آن عبور کردید دیگر وجود خارجی ندارد.

بدانید درصورت رعایت هریک از اصول فوق شما همیشه ودرهرشرایطی انگار درآغوش ورشکستگی نشسته ایید وبدانید همه موفقیتهای ظاهری شما یک روز ودر یکلحظه به باد خواهد رفت.

 


 
 
چگونه میتوان ورشکست شد!؟(تاجران ورشکست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٤
 

شاید ما مقاله ها و روشها ومشاورات زیادی را دیده وخواندیم که میخواهد به ما شیوه موفق شدن و ثروتمند شدن را بیاموزد وبسیاری نه تنها با این شیوه ها به رویاهایشان نرسیده اند بلکه بسیاری ورشکست هم شده اند من میخواهم دراینجا به شیوه ها وروش هایی بپردازم که میتواند مارا ورشکست کند که این توضیحات از دو جنبه با اهمیت است:

اولا" درواقع شما فعالیتی را شروع کردید ویا میخواهید شروع کنید وترس از آن دارید که این فعالیت با شکست مواجهه شود ولی مسیر آن شکست را بدرستی نمیشناسید وممکن است گام درهمان مسیر میگذارید بدون اینکه متوجه باشید.

دوما" ممکن است شما در مطالعات مربوط به موفقیت وسود وثروت متوجه نشوید که راز شکست نیز درهمان شیوه ها با اقداماتی متفاوت که متوجه نمیشوید نهفته است .

بنابراین من سعی میکنم به شیوه ها وروشهای شکست وورشکستکی اشاره کنم که شما بدانید این مسیر دقیقا" از همان جاده ایی میگذرد که راز موفقیت درآن نهفته است.

راه اول) همیشه منتظر باشید که سرمایه ایی بدستتان برسد تا کار وفعالیتی را شروع کنید: یعنی باور دارید که موفقیت درکار لازمه اش داشتن سرمایه لازم وکافی است واین سرمایه به هرحال باید بدستتان برسد تا بتوانید کاری را شروع کنید.

مطمئن باشید شما سرمایه باد آورده راویا به هرحال سرمایه ایی که از طریق پدر یا بانک ویا بهر طرق دیگری بدستتان میرسد وبدون اینکه تجربه مفید آن فعالیت ونحوه مدیریت نقدینگی آن را داشته باشیدویا قدر آن رابدانید وبا توجه به ماهیت هرتجارت وفعالیتی که ممکن است ضررهای مقطعی بدنبال داشته باشد به شکست وورشکستکی نزدیکتر خواهید بود.

وهمچنین ممکن است سرمایه گذار وتامین کننده شرایطی را به شما تحمیل ویا درمقطعی سرمایه دراختیار شما بگذارد که آن مقطع مناسب نباشد.

راه دوم)دخل وخرجتان را کنترل نکنید: برای اینکه زودتر ورشکست شوید هیچ توجهی به این نداشته باشید که درآینده مخارج وپرداخت ضروریتان چقدر است وهرچقدر پول بدستتان آمد تا آنجا که میتوانید درجهت تفریح و کلاس و رفاه خود خرج نمایید تا همه دوستان و آشنایان  درتعجب باشند شما چقدر با استعداد بودید که همینکه کار وفعالیت زدید پولدار وموفق شدید وهمه به شما حسرت بخورند.

دراینصورت شما درهمان مدت زمان کوتاه احساس خواهید نمود که به یک الگوی موفق تبدیل شدید ومشاور همه و درجمع دوستان با افتخار و مغرورانه حضور پیدا خواهید کرد.

راه سوم)هیچ برنامه وهدفی درفعالیت کاریتان نداشته باشید:یعنی بجای شناخت صحیح ماهیت شغل وفعالیتی که انتخاب کردید وبرنامه ریزی درجهت رشد وتوسعه آن وهدفگذاری صحیح دربازار ورقبا بیشتر اهداف بلند پروازانه وشخصی را دنبال کنید وتنها هدفی که دنبال میکنید این باشد که ثروتمند شوید وخود را اولین بدانید واز واقعیتها فرارکنید.

راه چهارم)اعتبار واعتماد همان پول وثروت است: همه ارزشها را زیر پا بگذارید واز هر راه وروش ممکن بدنبال سود جویی وثروت اندوزی باشید حتی اگر ممکن است و کسی از شما طلبی دارد ندهید وبگویید خود این یعنی سود خالص ودر فعالیت شما حق و انصاف مفهومی نداشته باشد وثروت به هر طریقی حتی شده دروغ وتقلب برایتان توجیه داشته باشد واز نظر شما اعتبار واعتماد دیگران را جلب کردن هیچ معنی ومفهومی نداشته باشد ومعیار فقط سود باشد وسود جویی.

راه پنجم) صبر واستقامت یعنی بدبختی وفلاکت: هرکاروفعالیتی را که شروع کردید بدنبال کوتاه ترین راه ممکن برای پول دار شدن باشید وهرموقع احساس کردید که مدت زمان طولانی تری مشغول فعالیتی بودید ولی عایدی ونتیجه آن کم بود سریعا" فعالیت وشغل جدیدی انتخاب کرده وآن را شروع کنید وبرای انتخاب فعالیت چه درابتدا وچه بعدا" لزومی به مشاوره وبررسی وارزیابی توان وموقعیت خود نیست بلکه نگاه کنید کی وچه کسی از دوستان و در تفریح و خوشی از فعالیت دیگرانی که شاید ثروتمند وموفق شدند صحبت میکنند وحسرت میخورند میشنوید وهمیشه احساس کنید که فعالان اصلی واقعیت ها را نمیگویند وآواز دهل از دور خوش است.

راه ششم) به سرعت تسلیم شرایط سخت شوید وشکست را بپذیرید: همینکه درکار وفعالیتتان دیدید ضررکردید ویا با توقف ومانعی روبرو شدید بگویید که بدشانسی آوردید وبه همه اعلام کنید که این بدشانسی شما را ورشکست کرد وشکست را پذیرفته وسریعا" تسلیم شوید شما این دیدگاه را داشته باشید که هرفعالیت درست یعنی سود وسود وسود ودرنهایت ثروت وبگویید درکار وفعایت ضرر و رکود و... نباید باشد اگربود نباید صبر واستقامت وبرنامه ریزی کرد بلکه باید شکست را پذیرفت واظهار ورشکستکی کرد وبه همه اعلام کرد که من بدشانس بودم وعوامل دیگر شمارا با شکست روبرو کرده چون شما همیشه دربین دوستان و... با افتخار ومغرورانه زندگی کردید واگر مدتی را بپذیرید که باید قناعت و ساده زیستی کنیدتا این مقطع بحران را عبورکنید آبروی شما وخانواده تان خواهد رفت.

راه هفتم)فعالیتتان چون رشد کرد وقدرتمند شد اطمینان داشته باشید دیگر هیچ وقت با شکست ومشکلی برخورد نخواهید کرد: به این مفهوم که میگوید ورشکستکی مکان وزمان  وضعیف وقدرتمند نمیشناسد واتفاقا" شکست دراوج بیشتر از فعالیتهای کوچک انسان را تهدید میکند را باور نداشته باشید وچون احساس کردید فعالیتتان رشد کرد وثروتمند شدید مغرورانه هرتصمیمی لازم بود بگیرید وهرگونه خواستید زندگی کنیدو ورشکستکی را یک مقطع بدانید که چون از آن عبور کردید دیگر وجود خارجی ندارد.

بدانید درصورت رعایت هریک از اصول فوق شما همیشه ودرهرشرایطی انگار درآغوش ورشکستگی نشسته ایید وبدانید همه موفقیتهای ظاهری شما یک روز ودر یکلحظه به باد خواهد رفت.

 


 
 
تجارت را درسال جدید چگونه شروع کنیم(استراتژی های ابتدای سال)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳
 

تاجران موفق همیشه کسانی هستند که درکارشان برنامه ریزی دارند وهدفدار هستند وبرای خود استراتژی مناسب تعریف کرده وبراساس یک چارچوب مشخص به فغالیت میپردازند.

تاجرموفق شانس واقبال را رد نمیکند ولی هیچ وقت رویدادها ونتایج کاری اش را به خوش شانسی وبدشانسی تعبیر نمیکند وهمیشه تلاش میکند تا نتایج کاری خود را تجزیه وتحلیل نموده وهرگونه انحراف از برنامه واهدافش را شناسایی وتصمیمات مناسب برای اصلاح برنامه هایش را بگیرد.

تاجرموفق نه از سود بی رویه خشنود میشود ونه از زیان وخسارت ترسی دارد بلکه یک رشد معقول ومنطقی را بهترین حالت ممکن میداند .

در تجارت مقاطع خاصی است که برای یک تاجر موفق بسیار مهم بوده وبایستی دران مقاطع درایت و توجه وتلاش ویژه ایی داشته باشد تا بتواند با تصمیمات بجا وشایسته روند رشد و توسعه فعالیت وپایداری خود را حفظ نماید.

ازجمله این مقاطع حساس ابتدای سال جدید میباشد که بدلایل زیر با اهمیت است:

1-تاجران یکسال فعالیت تجاری انجام داده وبا نتایج حاصله وارد سال جدید میشوند ودرواقع اطلاعات مفیدی از عملکرد یکساله داشته ومیتوانند آن را مبنای اهداف واستراتژی های سال جدید قرار دهند.

2-هرگونه اشتباه وانحراف از برنامه ها ویا دیدگاهها ونکات منفی ایجاد شده درسال قبل را میتوان به راحتی درپایان سال بست وبا یک ایده وروش نو ومناسب درسال جدید گام نهاد.

3-بدلیل تغییر سال مشخصا" رقبا نیز ممکن است با ایده ها وروش ها واستراتژی های نو تعریف ووارد عرصه شوند بنابراین شما نیز باید با تحلیل عملکرد سال قبل با استراتژی ها وایده های بهتر وارد عرصه رقابت وتلاش شوید.

4-یکی از بهترین رویه ها در دستیابی به اهداف بلند مدت تعریف اهداف کوتاه مدت وقابل دسترس است بنابراین درابتدای هرسال چه درفعالیتهای تجاری وشخصی اهداف وبرنامه هایی را تعریف وتلاش نمایید تا این اهداف کوتاه مدت درهمان سال عملیاتی وانجام شود.

5-بدلیل اینکه برنامه ها وسیاستهای کلان دولت و کارفرمایان و... نیز درهرسال تغییر ودرابتدای همان سال ابلاغ میشود بنابراین خود این نیز عامل مهمی در تدوین استراتژی درابتدای سال جدید با درنظر گرفتن کلیه پارامترهای دخیل در فعالیت شماست.

تاجران موفق سال را با لباس مرتب و رویی گشاده وخندان وبا طراوت وزیبایی شروع میکنند تا هر کسی که با آنها روبرو شود کاملا" این نو بودن و نشاط وتوانمندی  وعزم را درآنها احساس نماید وبا اینکار دو پیام مهم را به دیگران میرسانند:

1- ما سال گذشته را با اقتدار ودستیابی به شرایطی حتی بالاتر از اهداف تعریف شده به پایان رساندیم واز آن توان وقدرتی وعزمی مضاعف بدست آورده ووارد سال جدید شدیم.

2-ما سال نو را با نشاط وطراوت و مسرور از گشایش ها وفتوحات وموفقیت های سال قبل وایمان به اینکه دست یابی به اهداف تعریف شده یک اصل است وهرسال اهداف بالاتر ومهمتری را دست میابیم وبا اقتدار حضوری فعال در عرصه فعالیت وتلاش خواهیم داشت.ما گام برای صعود وفتح قله ایی گذاشتیم که مطمئن هستیم در بهترین شرایط وتوانمندی آن را فتح وبه قله آن صعود خواهیم کرد.


 
 
طبیعت(پزشک خانواده)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٦
 

طبیعت زیباست وپر از رمز است وراز نمیدانم چقدر به طبیعت علاقه دارید ولی میدانم هرانسانی در ذات خود به طبیعت وابسته است وچون از آن جدا شود طراوت وشادابی و نشاطش از بین میرودوسلامتش به خطر میافتد.

شاید به کسانی که زندگی آپارتمان نشینی دارند و بدلایل مشغله های شغلی وزندگی صنعتی بنوعی با طبیعت قهر کرده اند دقت کردید یا نه؟ اینگونه افراد افرادی خشک وعصبی وتند خو وافسرده وغمگین هستند.

برعکس شاید با کشاورزان وباغداران وانهایی که هر فرصتی یافتند به دل طبیعت میزنند را نیز برخورد داشتید ودیدید که این افراد چقدر گشاده رو وبشاش وشاد ومهربان هستند.

شاید افزایش برخوردها و تنش ها و بیماریهای اعصاب وقلب درجوامع شهری بیشتر از جوامع روستایی است به همین دلیل است واگر در شهر وآپارتمان ساکنیم باید به این موضوع توجه ودقت بیشتری داشته باشیم.

شاید بگویید که توان مالی ویا موقعیتی لازم را ندارید که بیشتر با طبیعت و بدور از زندگی شهری باشید ولی من دراینجا یکسری روشهای ساده میگویم همانند یک شروع فعالیت تجاری وسرمایه گذاری با اندوخته اندک ولی دارای ثروتی زیاد برای آینده.

سلامتی بزرگترین ثروتی است که همه ما داریم ولی تا به بیماری دچار نشویم قدر آن را نمیدانیم.

راه حل اول: شاید بسیاری از ما در شهرستان ویا روستا اقوام وآشنایانی داشته باشیم که هراز چند گاهی میتوان برای گردش به آنجا سفر کرد ولی میخواهم اینبار یک سفر سرمایه گذاری بکنید وبا این نیت بروید که با سرمایه اندک خود درانجا باغچه ایی ایجاد نمایید.

شاید بگویید مکر میشود ولی اگر نیت وتصمیم را بگیرید وبا اقتدار به دوستان وفامیل خود بسپارید که برایتان باغچه ایی هرچند کوچک ودر وسع توان شما پیدا کند خواهید دید با یک سرمایه کم صاحب باغچه ایی شدید که شاید مبلغ ان از  طلای همسرتان ویا هزینه های که کنترل نشده درطول یک سال برای تبدیل اثاث وتبدیل ماشین و... میکنید نیز کمتر باشد با این تفاوت که دراینجا صاحب یک باغچه شده اید.

این سرمایه گذاری هرچند کوچک چند امتیاز مهم دارد:1- یک سرمایه گذاری مطمئن در زمین است که روز بروز شاهد رشد آن خواهید بود. 2- بالاجبار هر فرصتی که به شما دست دهد به سوی طبیعت وباغچه خواهید رفت ودرآنجا با گل ودرخت وجانوران و... رودررو بوده وتمام استرس وبدی وشر و مشکلات را لحظه هایی از خود دور کرده وبرای مواجهه مجدد با مشکلات وسختی های زندگی وکار وتلاش شارژ وآماده خواهید شد.

3- این خود یک ابهت واقتدار وتوان درنزد دوستان وآشنایان چندین برابر مبلغ سرمایه گذاری ایجاد میکند.4- رسیدگی به باغچه وبرنامه ریزی برای ایجاد اقامتگاه درآن وکاشت درخت و... خود به توسعه تفکر وسرمایه شما کمک نموده وروز بروز نشاط وشادابی شما را بیشتر خواهد کرد.

 اگر به هر علت نتوانستید مرحله اول را ایجاد کنید که نباید برای ایجاد آن بهانه ایی داشته باشید حتی اگر مجبور شوید ماشین زیر پایتان یا طلای همسرتان را بفروشید که مطمئن باشید اگر بروید وبررسی کنید متعجب خواهید شد که با هر بودجه ایی میتوان ایجاد کرد .

 درمرحله دوم :آپارتمان محل زندگی خود را با طبیعت دوست کنید برای اینکار یک آکواریم تهیه وماهیانی در آن قراردهید وروزانه شاهد زندگی وهمزیستی وتکثر ماهیان ان باشید.

گلدانها وگلهایی تهیه ودر داخل آپارتمان نگهداری کنید تا هم خانه را عطرآگین کند وهم گلهای زیبا برایتان هدیه دهد..

درنهایت حتی میتوانید قفسی تهیه کرده وپرندگانی که برای نگهداری در قفس وجود دارد تهیه ونگهاداری کنید وروزانه به آنها رسیدگی وزندگی آنها را توجه واز آنها عشق وزندگی ومهربانی را یاد بگیرید وبه زندگی خود هدیه کنید.

دروحله سوم : هرهفته ودرهر تعطیلی وهر فرصتی به نزدیکترین پارک بروید پارکهایی که با بودجه ایی که خود ما از محل پرداخت عوارض ومالیات تامین میکنیم به زیبایی ایجاد شده اند بنابراین از این سرمایه مهم وعمومی که خود نیز سهامدار ان هستیم وسود وعایدی آن همانا استفاده از آن است بهره مند شوید وببینید چقدر با طبیعت بودن شما را سرزنده وبا نشاط میکند.

درهر حال دوست ویار طبیعت باشید واز این دوست خوب وسرزنده عشق وزندگی ونشاط را به خانواده خود هدیه دهیدوهمچون پزشک خانواده سلامتی خانواده را تضمین کنید..

 


 
 
من یار مهربانم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤
 

حتما" شعر زیبای " من یار مهربانم    دانا وخوش بیانم    گویم سخن فراوان   با آن که بی زبانم...."را بخاطر دارید.

این شعر یک موضوع مهم را به ما یاد آوری میکرد و آن اینکه کتاب یک دوست مهربان وپند دان بزرگی است که میتوان بخوبی به آن اتکا کرده و درست را از نادرست وخوب را از بد تشخیص داده وزندگی موفق وخوشبختی  داشت.

درگذشته درکنار این یار مهربان بزرگان و باسوادان وباتجربه های خانواده واقوام نیز بعنوان یک الگو ومشاور ارشد درکنار افراد قوم وطایفه بودند وهمیشه آنها را مشاوره میدادند وخوب وبد را گوشزد میکردند وبرای همین آنها که با سواد بودند وبا تجربه جایگاه وموقعیت بالایی در جمع فامیل داشتند وسعی میکردند از نظر رفتار وکردار نیز الگو باشند.

بنابراین شما درگذشته به ندرت میدیدید که کسی به راحتی اشتباه کند وبه انحراف کشیده شود ومعمولا" چه در انتخاب الگو وچه درانتخاب شغل و انتخاب همسر و... موارد منطقی تر و با دیدگاه بهتر صورت میگرفت وبه همین دلیل آمار تخلفات و تضادها وطلاق ها بسیار پایین تر بود وازطرف دیگر درجامعه فساد واعتیاد وفقر وسرقت وجنایت کمتربود.

امروزه به یارمهربان ویارهای دیگری همچون اینترنت و صدا وسیما و مجلات با ابزارهای ارتباطی بیشتر ومطالب بیشتر وبهتر افزوده شده ودریک نگاه اول چنین استنباط میشود که امروزه باید ازضریب اشتباهات وناآگاهیها کاسته شود ولی متاسفانه  با تغییر تفکرات درجوانان مبنی بر آزادی در عمل واندیشه وتصمیم گیری وبی توجهی به تجارب دیگران وافراد باتجربه وباسواد ارشد فامیل منجرشده بسیاری از جوانان بجای پند گرفتن از آموزه ها و تجارب وانتخاب مسیر درست خود شروع به تجربه کردن وانتخاب مسیر برطبق احساسات میکنند تا به مشاوره و رهنود وهمین منجرشده بدلیل داشتن یک حس غرور و خودبینی و کامل بودن به راحتی اشتباه کرده وبه مسیر اشتباهش ادامه دهد .

درگذشته علم ودانایی ضریبش بسیار پایین تر از امروزه بود ولی استفاده از آن علم ودانایی وتجربه صدردر صد صورت میگرفت وبرعکس امروزه علم ودانش وتجربه بسیار رشد وتعالی پیداکرده ولی متاسفانه برعکس بیشتر مردم متکی به آن علم و آگاهی هستند که خود استنباط میکنند .بنابراین ضریب اشتباهات نیز بسار بالا رفته وبسیاری گرفتار شده اند.

هرچند درگذشته دین ودینداری بسیار بالاتر از امروزبود ولی علم نیز جایگاه خودش را داشت ومردم اشتباهات و نادانیها واتفاقات ناشی از تصمیم گیریهایشان را کمتر به حساب تقدیر وسرنوشت میگذاشتند ولی متاسفانه با وجود رشد آگاهیها وعلم بخاطر اینکه بیشتر اشتباهات ناشی از تصمیم گیریهای شخصی افراد وبی توجهی آنها به مشاوره وتجربه دیگران  است وعامل اصلی این وضعیت خود شخص بوده وبرای فرار از اقرار به اشتباهات همه را به سرنوشت وتقدیر الهی نسبت میدهد وخود را انسان بدشانس وبداقبال مینامد.

چه نیکوست که درقرن اطلاعات وارتباطات و در بستر علم ودانایی بیاییم از این ابزارهای علمی بیش از پیش برشناخت وآگاهی خود بیافزاییم واز افراد باتجربه و باسواد  نیز مشاوره بگیریم ومطمئن باشید دراین صورت مسیر رشد وموفقیت را به آسانی شناسایی کرده ودرهمان مسیر گام خواهید گذاشت وبه این واقعیت خواهید رسید که افریننده هستی به ما قدرت اندیشیدن وتفکر را داده وما خود باید سرنوشت خود را درمسیر صحیح تعیین کنیم  .


 
 
زندگی به یک تار مو بند است(دم غنیمت بدانید)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠
 

سایه پدر برسرش نبود ودردوران جوانی مادرش را نیز از دست داد برای یک دختر زندگی دراین شرایط بسیار سخت بود وبرادرها وخواهرها جای پدر ومادرش را پرنمیکردند ولی او دختری چابک وبا اراده بود وهرگز روحیه خود را از دست نداد.

بااینکه درجمع خانواده تحصیلات دانشگاهی کم بود ولی او بخوبی تشخیص داده بود که تنها راه دست یابی به یکسری از آرزوها ورویاهایش ورود به دانشگاه وتحصیل دررشته ایی است که بتواند اورا در دستیابی به موقعیتهای اجتماعی همراهی نماید وبرای همین پس از اخذ مدرک دیپلم دررشته مدیریت بازرگانی وارد دانشگاه شد.

همانطوری که تشخیص داده بود این رشته توانست دیدگاه وجسارت او را دوچندان نماید وبا تلاش وپرس وجو وفعالیت توانست از همان دوران دانشجویی کار نیمه وقت درشرکت بدست آورد او که خستگی ناپذیر بود و با اراده یک کار نیمه وقت او را سیراب نمیکرد وتا سه شغل نیمه وقت درشرکتها پیدا کرد وجنب وجوش وانگیزه وتلاش او منجر شده بود تا روز بروز در فعالیتهای شغلی اش موفق وموفق تر شود .

از آنجا که درشهرستان معلمی برای دخترها یکی از بالاترین مشاغل محسوب میشد با تلاش واراده توانست دراین مسیر نیز وارد شده وکار معلمی در چندین مرکز آموزشی شروع کند ودراین مسیر نیز روز بروز موفق شود.

ولی انتخاب رشته وشغل مناسب تنها چیزی نبود که او را ارضا’ نموده وبه خواسته هایش برساند بلکه او میدانست ازدواج مناسب وموفق میتواند با ایجاد یک تکیه  گاه مناسب وتوانمند وتحصیلکرده میتواند هم جبران گذشته تنها و دشوارش را  کند وهم او را دراین مسیر وآرزوهای بزرگ همراه ویاور باشد.

با تلاش زیاد توانست کارشناسی ارشد نیز پذیرفته شود ومهمتر از آن چنین دخترهای پرتلاش وبا انگیزه همیشه خواستگاران مناسب نیز خواهند داشت واو با تیز بینی توانست توجه یک جوان سالم وتحصیل کرده دررده دکتری واستاد دانشگاه را به خود جلب کند واین ازدواج او را مطمئن کرد که به همه آرزوها واهدافش خواهد رسید وبا همین تفکر بیش از پیش وبا انگیزه وعلاقه واطمینان مضاعفی به تلاش خود ادامه داد.

خواهر وبرادر واقوام دور ونزدیک ودوستان وآشنایان همه او را تحسین میکردند وکمتر خانه ایی بود که صحبتی از موفقیتها وشرایط  رو به رشد او سخنی به میان نیاید وبسیاری نیز میگفتند که او از این رشد وموفقیت مغرور ومتکبر شده که شاید بیشتر ناشی از تغییر رفتار او بدلیل تغییر موقعیتها وشرایط شغلی اش بوده ولی به هرحال او را تحسین میکردند وبعنوان الگویی به دختران خود معرفی میکردند.

اقوامی که به خانه انها رفت آمد داشتند همه از امکانات و رفاه و توانمندی آنها صحبت میکردند که چگونه برای خود یک خانه زیبا با وسایل خوب و دریک سطح متوسط به بالا تامین کرده اند .

ولی از آنجا که همه اسباب وسایل به یکباره قابل تامین نیست ونیازمند مرور زمان وتلاش وتامین سرمایه  است وبا وجود داشتن خانه خوب با وسایل خوب هنوز ماشینشان پراید بود ومطمئن بودند که با تلاش وپشتکار ودرآمد خوبی که داشتند میتوانند در آینده نزدیک آن را نیز به یک ماشین خوب ودرسطح موقعیت خود شان تبدیل کنند.

تک فرزند بودند واحساس میکرد برعکس زندگی پراز مشقات وتاریک کودکی خودش برای او یک آینده زیبا وموفق خواهد ساخت.

دوباره عید از راه میرسید وبرطبق معمول که بسیاری قبل از عید به مسافرت میروند وعید را درسفر میگذرانند از خواهرها وبرادرها که سراغ میگیرد میبیند آنها راه مشهد را درپیش گرفته اند واو نیز به همسرش پیشنهاد میکند که مانیز به مشهد برویم ووسایل سفر مهیا کرده وراهی مشهد میشوند.

جاده شلوغ است وپراز ازدهام وشوهرش از اینکه مسیر طولانی رانندگی کرده فرمان را دست او میدهد واو نیز که سالها سابقه رانندگی داشته وهمچون کار وتحصیل درآن نیز متبحر میباشد رانندگی را بعهده گرفت وبا اقتدار و افتخار به مسافرت ادامه میدادند.

به گذشته های سخت ودشوارش فکرمیکرد وبه تلاش ها وسختی هایی که کشید وبه موقعیت الانش که در کنار همسر تحصیل کرده خوب ویک فرزند نازنین ومشاغل خوب ودرآمد مناسب احساس میکرد که دیگر هیچ پله ناپیموده ایی در مسیر موفقیت نبوده که به آن دست نیافته باشد ومیدانست که دوست ودشمن نیز موفقیتشان را تایید میکنند وباخود میگفت میرویم وبه پاس اینهمه نعمت وموفقیت شکرگزار باشیم ومرقد امام را زیارت کنیم واز اینهمه نعمت ولطف الهی تشکرکنیم .

شاید هردو دراین شیرینیها وموفقیتها غرق بودند وزیباییهای جاده وسفر نیز درمقابل اینهمه موفقیت گم بود وبه آینده زیبایی که به حال تبدیل نموده بودند فکر میکردند که ناگاه ماشین تکان شدیدی خورد وصدای هولناکی آمد ودریک لحظه همه جا تیره وتار شد.

او دردم جان باخته بود وشوهرش را نیز به نزدیکترین بیمارستان بردند واو نیز جان به جانان سپرد وکودک نازشان هنوز هم که هنوز است با چند شکستگی وکوفتکی سخت هنوز در بیمارستان است انگار او باید دوباره سرنوشت مادرش را طی کند .

خدا روحشان را شاد کند وبرآن کودک خرد سال صبر وشکیبایی عطا کند.

اینهمه تصادف که درکشورما هست ودرسال بیش از جنگ کشته به جا میگذارد را تقدیر الهی نباید بدانیم وماشین پراید که به یک ابزار قتاله تبدیل شده را نیز وسیله سفر دور نباید بدانیم وباید توجه داشته باشیم که جان و رفاه عمومی ما مهمتر از وسایل خانه است الویت را در ابزارها ووسایلی قرار بدهیم که ممکن است حافظ جان ما باشد .


 
 
قدر لحظه ها را بدانید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۸
 

دم غنیمت دان که دنیا یک دم است

                          آن که با دم همدم است آدم است

دنیا گذر گاهی بیش نیست وبا یک چشم بهم زدن از کودکی به نوجوانی ونوجوانی  به جوانی وبالاخره بزرگسالی و پیری گام خواهیم نهاد.

بسیاری متاسفانه بجای تمرکز برزندگی سرشار از نشاط ومفرح خود را درگیر مسائل هیچ وپوچ کرده وروزها را به عذاب ودرگیری طی میکنند.

برای اینکه بتوانیم مفهوم واقعی زندگی را درک کرده و بتوانیم از آن لذت ببریم باید به چند نکته کلیدی توجه کنیم.

اولین نکته مهم که برمیگردد به دوران کودکی ونوجوانی باید دقت کنیم که بزرگترهای ما به چه موفقیتهایی دست یافته اند وکدام مسیر بهتر واصولی تر بوده برفرض اگر میبینیم بیشتر آنهایی که زندگی راحت و موفق تر وبا توان مالی مناسبتری دارند تحصیلات بالاتری دارند باید درس وتحصیل را جدی بگیریم ویا اگر میبینیم آنهایی که تحصیلات را درمقاطعی انجام وبه شغل وتجارت آزاد رفته اند موفق تر هستند این را ه را برگزینیم ویا اگر کشاورز وباغدار و... شده اند موفق تر هستند وراحت تر آن را برگزینیم.

دومین نکته برمیگردد دو انتخاب بزرگ زندگی یعنی شغل وهمسر که دردوران جوانی اتفاق میافتد ومتاسفانه بسیاری از مشکلات افراد نیز ناشی از عدم توجه ودوری از احساسات وگرفتن تصمیمات منطقی در این دوران است.

انتخاب شغل بسیار مهم است زیرا بخش مهمی از بهترین دوران زندگی انسان وبخش مهمی از ابزارهای زندگی مناسب ومرفه وابسته به آن است .که متاسفانه بدلیل شرایط خاص جامعه وادامه تحصیل ها در رشته های تحصیلی تحمیلی بجای انتخابی وچشم هم چشمی ها وپرهیز از شغل های کاربردی وآزاد دردوران جوانی که میتوان ایده پردازی کرد منجر شده تا 90% از انتخاب شغل ها نه به میل وسلیقه افراد بلکه به جبر وفرار از بیکاری و یا جستجو بدنبال مشاغلی که نه با استعداد فرد مرتبط است بلکه تلاش برای همخوانی با رشته تحصیلی که هیچ نقشی درانتخابش نداشته وبرای دستیابی به مدرک تحصیلی وورود به دانشگاه درشیوه کنکوری که درآن شانس واقبال درانتخاب رشته وشهر انتخابی بیش از شخص نقش داردمیباشدوهمین عامل منجر شده تا بستر شغلی آنها نه تنها عشق وعلاقه ایجاد ننماید بلکه همیشه یاس وناامیدی ونگرانی واسترس بوجود آورد ونارضایتی مادام العمر برای او و عاملی برای تفسیر ناکامی ها باشد.

انتخاب همسر متاسفانه بدلیل تغییر ارزشها وبجای توجه به اخلاق وزیبایی ذاتی و انطباق سلایق و فرهنگ خانواده ها ودیدگاهها بیشتر اتخابها احساسی و با هوی وهوس صورت میگیرد تا با منطق و مشورت که این عامل منجرمیشود تا پس از چند ماه زندگی مشترک و فروکش شدن احساسات وهوی وهوس اختلافات فرهنگی وسلایق ورفتارها نمود پیدا کرده وبستری که میتوانست انسان را به تکیه گاه و کلبه مهر ومحبت وعشق وزندگی برساند به یک جهنمی از بحث واختلاف وکینه تبدیل نموده وآرامش وآسایش را از او بگیرد .

بهر حال باید به یک مورد مهم توجه داشته باشیم که انتخاب همسر خوب که هم از نظر فرهنگی وخانوادگی ودیگاه فکری با همخوانی داشته یا نزدیک باشد بسیار مهم است زیرا که همه تلاش ها وکوششها وزندگی هرفردی نتایجش برای خانواده است وآسایش وآرامش آنها واگر آرامش از آنها گرفته شود فرد نیز در ناآرامی ونگرانی خواهد بود گویند اگر خانواده ایی همسو و همراه وهمدل وعاشق باشند حتی دریک کلبه تاریک ونمور و با حداقل امکانات نیز میتوانند زندگی شاد وپرنشاطی داشته باشند وبرعکس دریک خانواده پرتنش واختلاف هیچ ثروت وامکاناتی آرامش ایجاد نمیکند وخود به ابزار عذاب تبدیل میشود.همسر خوب پشتیبان ویاور ومددکار وهمراه شما درروزهای سخت ومشکلات زندگی است ودرهمه شرایط برای شما آرامش وآسایش ایجاد میکند.

شغل نیز اگر صحیح ودرست انتخاب شود هرچند درابتدا ضعیف وبد نشان دهد ولی با عشق وعمل شما روز بروز قوی وقوی تر شده وعاقبت برایتان ثروت وپول ایجاد میکند وباید ارزش آن را بخوبی فهمید وبا عشق وعلاقه آن را انچام داد وسختیها ومشکلاتش را با جان ودل پذیرفت.

در نهایت یک چیز مهم را باید یادآور کنم که شغل خوب وهمسر خوب این نیست که هیچ مشکل وبحث واختلافی در آن نباشد بلکه مهم این است با آنها بودن همیشه شادیهایش بیش از غمهایش است وهمیشه روندی مثبت دارد آرامشش هروز بیشتر از دیروز است وخطرات ومشکلاتش روز بروز کوچکتر وکم رنگ تر میشود.

 


 
 
یکسال عملکرد خود را ارزیابی کنید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٧
 

 سال بخواهیم یا نخواهیم تمام میشه آنچه مهم است عملکرد ماست که توانسته باشیم سال را به خوبی وخوشی تمام کنیم وبا روحیه مضاعف ودر اوج نشاط وسلامتی وموفقیت به پیشواز سال جدید برویم.

باید بدانیم و به این نو شدن نو بودن وگرد گیری و تسویه حسابها ورفع کینه ها وگذاشتن بدیها درگذشته ورفتن به سال جدید با شفافیت و با تجربه مفید بسیار مهم است.

خانواده ها برای رفتن به سال جدید اقدام به خانه تکانی میکنند تا سال جدید را با پاکی و تمیزی شروع کنند ودر حد امکانات وقدرتشان لباس ولوازم منزل و... میخرند تا کهنه ها را کنار بگذارند وسبزی وسفره هفت سین میگذارند تا طراوت وزیبایی و همه را به میهمانی دعوت کنند.

شرکتها انبارگردانی میکنند ترازوسود وزیان مالی درمیاورند تا بدانند که وضعیت مالی وعملکردشان چگونه بوده تا بتوانند برای سال جدید برنامه ریزی کنند.

تاجران دربازار با همه مشتریان وکسانی که درطول سال مراوده داشتند به تسویه حساب میپردازند تا هیچ گونه حساب بازی برای سال نو نداشته باشند وانبارگردانی کرده ودستی به سر وروی دفاتر ومحل فعالیتشان میکشند.

بنابراین یکی از مهمترین کارهایی که بدون توجه به نوع کار وفعالیتمان باید انجام دهیم یک بررسی عملکرد ارزیابی عملکرد سالمان است وتا با شناخت وضعیت موجود وعملکرد واقعی یکساله مان با چشمانی باز وتجاربی ارزنده وارد سال جدید بشویم وتلاش کنیم تا کلیه دیون وحسابهای باز را ببندیم وبرای سال جدید وشروع فعالیتهای موفق وپر رونق خود را آماده کنیم وهیچ مشکل ودرد وگرفتاری را به سال جدید منتقل نکنیم.


 
 
تشکلهای اجتماعی خود ساخته
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
 

به نظر من با توجه به رشد زندگی شهرنشینی و ساختار صنعتی جوامع که منجر گردیده تا زندگی وروابط اجتماعی مردم تغییرات اساسی بخود ببیند وبرای ایجاد تعامل بهتر وبیشتر امروزه ایجاد تشکلهای اجتماعی که بتواند چه از نظر روحی و فکری و توسعه روابط اجتماعی مفید وموثر باشد یک ضرورت است.

زندگی شهری و رشد وتوسعه صنعتی منجرگردیده تا بیشتر مردم بناچار برای اشتغال وکسب درآمد به زندگی در مناطقی خارج از محل تولد اصلی خود بپردازند.

انسان موجودی است وابسته وهمه ما یک دلبستگی خاصی به محل تولد خود داریم که این مربوط میشود به خاطره های شیرینی که از دوران کودکی بدور از دغدغه ها ومشکلات زندگی ومسئولیتهای سنگینی که امروزه بدوش داریم .

همه ما به خاطر همین موضوع مهم محل تولد وزادگاهمان همیشه   به آن دوران(دوران کودکی) بایک حسرت نگاه میکنیم وبه آن دوستان وهمسایگان با یک دلبستگی ووابستگی خاصی داریم وهمچنین بخش مهمی از اقوام وفامیل نیز معمولا" درآن محیط زندگی میکنند وخاطرات جوانی  نشاط پدر ومادر خود را نیز فقط در تجسم همان دوران درذهنمان به تصویر داریم واگر پدر یا مادر ویا هردو را در قید حیات نداشته باشیم این دلبستگی وزنده کردن خاطرات اهمیتی دوچندان پیدا میکند.

انسان موجودی است ذاتا" اجتماعی ووابسته وبا عاطفه و برای همین است که بیشتر ما درهرموقعیتی که فرصتی بدست دهد که بتوانیم از کار ومشغله اجتماعی روزمره دورشویم وتعطیلی بدست دهد دوست داریم به دیار محل تولدمان سفری داشته وبا دوستان وآشنایان دوران کودکی خود ارتباطی داشته باشیم.علاقمندیم همیشه برای محل زادگاهمان نیز مفید وموثر باشیم تا ریشه واصل ونصبان نیز از ما راضی وما نیز به آنها خدمتی ناچیز کرده باشیم .

این ارتباط چون مقطعی است هیچ وقت نتوانسته آن عشق وعلاقه ودلبستگی مارا جواب دهد ونه ما توانستیم یک ارتباط صحیح وپایدار ایجاد کنیم و همیشه فکر وذهن وخاطرات آن دوران چون فیلمی درجلوی چشمانمان ظاهر ومارا لحظاتی به گذشته ها میبرد.

ازاینجاست که ایجاد یک تشکل اجتماعی را به شما پیشنهاد میکنم وآن اینست دراولین سفری که به زادگاهتان داشتید سعی کنید با چندین دوست وهم محله ایی قدیمتان یکجا ملاقات ودیداری داشته باشید واز آنها بخواهید که این دیدار ها را شکل دهند و پایدارش کنند وبرای آن درهمین دیدار موقت برای دیدارها وارتباطات بعدی زمانی تعریف وبرای هر کسی وظیفه ایی برای تشکلمند کردن آن تعریف کنید ویک نفر را ریس جلسه وفردی را نائب ریس تعیین کنیدواز آنها بخواهید دوستان وآشنایان قدیمی بیشتری را برای جلسات بعدی دورخود جمع کنند.

این ملاقاتها نه تنها منجر میشود که شما با دوستان وآشنایان دوران کودکی ملاقات شیرین وخاطره انگیزی داشته باشید بلکه میتوانید با همفکری و شناخت پتانسیل ها وتجربیات وتحصیلات همدیگر درجهت ایجاد ارتباطات علمی ومشاوره ایی وانسان دوستانه به همدیگر موفقیت های بیشتری بدست بیاورید وآهسته آهسته میتوانید وارد مباحث امور خیریه ویا همفکری درجهت ایجاد وکمک به رشد وتوسعه زادگاهتان برایید وخود بخود تیم گروه شما علاوه براینکه به یک جمع شیرین وخاطره انگیز تبدیل میشود بلکه به یک تیم متحد وفکور تبدیل میشود.

بنابراین ما برای مفید وموثر بودن وایجاد ارتباطات بهینه وزنده کردن خاطرات شیرین گذشته وایجاد ارتباط پایدار وسازنده واستفاده مفید از پتانسیل های گذشته وایجاد بستری برای رشد وتوسعه آینده وخروج از انزوا وتنهایی وفردیت زندگی صنعتی نیاز داریم تا برای ایجاد یک ارتباط صحیح با گذشته پرتجربه و دوستان وآشنایان یکدل و با محبتمان برای ایجاد یک تیم متحد وبا انگیزه وهدفدار تشکل های اجتماعی را که میتواند به یک NGO مقتدر تبدیل شود راه اندازی کنیم.


 
 
مسافرکش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٦
 

آقا ببخشید دربست ده هزارتومان آدرس زیاد دور نیست مسافرکش با خوشحالی گفت بفرمایید وما نیز نشستیم چند قدمی نرفته بود که از ما بخاطر درک و برخورد مناسب از وضعیت کرایه ها تشکرکرد.

 راننده آدم متدینی نشان میداد ودو انگشتر عقیق نیز درانگشتانش خود نمایی میکرد کاپشنی رنگ ورو رفته وآستین هایش پاره شده .

شروع کرد به صحبت کردن از وضعیت گرانی وتورمی که مردم را تحت فشار قرارداده ودعا میکرد خدایا مسئولینی که با بی توجهی وبی تدبیری این وضعیت اسف بار را ایجاد کرده اند را هدایت کن واگر نشدند نیست ونابود کن.

بسیار نگران نشان میداد ولی هرچند خود میگفت درتامین معاشش بسیار درتکاپو تلاش است وبه زور میتواند یک درآمد بخور ونمیر کسب کند ولی شکرگذار بود وبیشتر نگران برخی از همسایه ها ودوستانش بود.

میگفت همسایه ایی داریم که او نیز همانند من کرایه کش است ومستاجر 20 میلیون پیش داده و400تومان اجاره میدهد وچند بچه دارد موعد اجاره اش رسیده وبیکباره صاحب ملک گفته 40میلیون رهن و600تومان اجاره میگفت مرد بدبخت از ناراحتی و مستاصلی دو هفته است حتی سرکار نیز نمیرود ومانده که چه بکند وهمه همسایه ها که خود حال وروزی بهتر از او ندارند فعلا" نگران او هستند .

دوباره دعا میکرد خدایا انها که چنین وضعیت دشواری را ایجاد کردند ومردم را از گرفتاری وگرانی به جان هم انداختند را نیست ونابود کن.

میگفت آقا نمیدانم چه خواهد شد چند روز پیش رفتم برای یک سرویس ساده انژکتور و65تومان شد وماه پیش بیمه ماشینم 600تومان شد نمیدانیم چه خواهد شد .

دوباره دعا میکرد خدایا نگذار آبروی ما برود آنها که با آبروی مردم بازی کردند را گرفتار ساز.

میگفت من ماهواره ندارم میدانم این ابزارها ووسایل نیز برکت را از خانه ها دورمیکند از زندگی ساده وبی آلایشش میگفت ولی افسوس میخورد که برای تامین همین زندگی ساده نیز گرفتار شدند.

شهرستانی بود وافسوس میخورد نتوانستم خانواده را متقاعد سازم که به شهرستان برویم وبا همین رهن خانه واجاره ایی که میدهیم آنجا سرپناهی بسازیم خانمم خیلی زن متدینی است ولی شهرستان را دوست ندارد ومیگوید آنجا محیط کوچک است همه چشم درزندگی هم دارند وکوچکترین موردی را پیراهن عثمان میکنند.

کاراصلی خود را بنایی وکچ کاری وحتی اگر نشد کارگری ساختمان میداند ومیگوید بدلیل رکود ساختمان سازی وکم شدن کار مجبور شده تا به کرایه کشی بپردازد ومنتظر است تا اگر شروع شود دوباره به آن کار بپردازد.

آسم هم داشت و از برخی بیماریها هم احساس رنج میکرد وهزینه سرسام آور دکتر ودارو مینالید و میگفت با این فشار واسترس  نمیدانم وشرمم میاید که انسان از هرلحاظ شرمنده خانواده است.

ولی هرجمله ایی میگفت وهر مشکلی را بیان میکرد باز از خدا طلب یاری برای مردم داشت و باز به مهر وعنایت ولطف الهی امیدوار بود ومیگفت دروغ وخیانت پایدار نخواهد بود .

صدایی از ماشینش میامد میگوییم مواظب ماشینت باش در این وضعیت خرابی ایجاد شود خود میتواند خطر ساز باشد میگوید صدا مربوط به پلوس است تعمیرکار هزینه تعمیرش را گفته منتظرم تا اگر بتوانم پولی پس انداز کنم که نمیشه تعمیرگاه خواهم برد .

هنوز هم شاکر است به اینکه خدایا شکرت که نفسی داریم وبه صداقت و سلامت نان وروزی خانواده را درمیاریم و دوباره دعا میکند....

 


 
 
عید نوروز(آداب وسننی برای طراوت وشادابی ونشاط در زندگی وطبیعت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
 

در این آداب ورسوم بزرگ وشکوهمند چندین نکته با اهمیت وجود دارد که براهمیت این جشن بزرک میفزاید و ما راتشویق میکند که نه تنها تمام تلاش خود را درحفظ آن بکوشیم بلکه برماندگاری وبهتر برگزار شدن آن مصمم و کوشا باشیم :

1-ازنظر اخلاقی میخواهند کینه وکدورت وبداخلاقی ها را با سال کهنه گذاشته وانسانی پاک وبی آلایش وارد سال جدید شوند .

2-از نظر مرتب بودن ومنظم بودن همه سعی میکنند لباس های زیبا ومرتب تهیه وبه تیپ وقیافه ومرتب بودن مو و صورت وتیپ خود برسد.

3-از نظر پاکی ونظافت سعی میکنند خانه وکاشانه را از گرد وخاک وکثیفی پاک کنند وهرچیزی که نشانه کهنکی است از خانه وکاشانه دورکرده وآن را نو وزیبا سازند.

اینها بخشی از فلسفه زیبای عید است وفلفسه  ووجه دیگر آن نو شدن وسبز وخرم شدن طبیعت است وشکوفه کردن گل ها و کشت وگذار پروانه ها وجیک جیک پرندگان.

زیبا تر از همه دلخوشیها وبازیگوشیهای فراوان کوکان ونوجوانان وجوانان که به بازیهای مختلف میپرداختند ومیپردازند از این نظر گفتم میپرداختند که متاسفانه بسیاری از این بازیها ومراسمات را به اشتباه مانع شدند از قبیل تخم مرغ بازی و تیله بازی و... که خود به مراسمی از نشانه های نزدیکی به سال نو شده بود وبسیاری را سرگرم میکرد وبچه ها را دور هم جمع میکرد.

بسیاری از بچه ها تحمل آمدن عید را نداشتند ولباس های نو خود را با وجود مخالفت بزرگترها میپوشیدند و با متانت وآرامش خاصی راه میرفتند وفخر میفروختند ومواظب بودند که لباسهایشان کثیف نشود .

خانه تکانی ها شروع میشد وفرش ها از دیوارها شسته وآویزان میشد ودرها باز بود تا هنگام چارو گردو خاک بیرون برود وشیشه ها را پاک میکردند... طراوت وپاکی از همه جا نمایان بود.

آنها که به فکر شروع زندگی جدید بودند ودخترهای دم بخت منتظر بودند تا با سر ورویی مرتب در دیدار اقوام ظاهر شده وپسرهای مورد علاقه شان را نیز ببینند وبسیاری از خاستگاری ها ودلبستگی ها نیز در عید مطرح میشد.

تکم ها درکوچه ها راه میافتادند وتکم خوانی میکردند وآنها نیز تبدیل به نمادی از عید شده بودند .

یکی از مهمترین شیرینی های عید برای بچه ها عیدی(پول نو) بود که از بزرگترها میگرفتند وبرای همین بزرگترها قبل از عید از بانکها پول نو میگرفتند.

مادرها ومادربزرگترها تخم مرغ ها را با پیاز رنگی میکردند و درهمه خانه ها سفره هفت سین برپا میشد ودراین بین بچه ها کنترل میشدند تا قبل از عید به سراغ آجیل هفت سین نروند.

لوازم شیرنی پزی ساده ایی درخانه ها بود وشیرینی های مختلف با طرح های مختلف درست میکردند وسر سفره ها میگذاشتند که بسیار خوشمزه وخوب بود.

تنگی میخردیم وماهی های زیبا ودرسرسفره میگذاشتیم چون میگفتند روز ولحظه تحویل سال نو ماهی از شور وشوق از آب میپرد بالا وشادی میکند.

سبزه ایی زیبا همه مادرها درست میکردند ویرسفره میگذاشتند چون میگفتند باید سبزه را تا سیزده بدر نگهداشته وروز سیزده آرزوها را گره زده ودرآب بیاندازیم تا همه آرزوهایمان برآورده شود.

همه حتما" روز های عید درخانه وکاشانه خود میماندن تا دید وبازدیدها انجام شود وخود نیز بنوبت به خانه دیگران میرفتند تا دیداری تازه کنند و این دید بازدیدها نیز خود رسم ورسوماتی داشت که اول به دیدار بزرگترها میرفتند وبزرگترها از بعد از ظهر روزتحویل یا فردایش شروع به دید وبازدید میرفتند.

شب قبل تحویل سال نونیز مجلس ترحیم آنهایی که امسال فوت کردند میرفتند تا عذایی به سال نو نماند وبرای آنها لباس های رنگی میگرفتند ولباس سیاهشان را درمیاوردند.

از مهمترین محاسن عید آشتی ها بود که همه بزرگترها وکوچکترها منتظر بودند تا با دوستی که بهر دلیل قهر کرده اند دوباره آشتی کنند.

راستی از زیباییها ومحسنات این جشن بزرگ باستانی هرچقدر بگوییم باز میبینیم بسیاری را از قلم انداختیم وافسوس که اکنون نه تنها بسیاری را به فراموشی سپردیم بلکه برخی را نیز به رویه ها واصولی تغییر دادیم که آمدن عید را برای تعدادی از مردم بجای شادی ونشاط غم بار ونگران کننده کرده است.البته باید بگویم هنوز هم هستند کسانی که این رسم ورسوم را حفظ کردند .

هرچند هنوز هم اسفند که میاید برطبق سنن کهن ایرانیان همه به تکاپو میافتند ودراین میان خانم های خانه بیش از همه دغدغه اماده سازی خود وخانواده وخانه به رسم دیرین برای رفتن به پیشواز عید سعید باستانی را دارند.

 خانم خانه  باید خانه را تمیز ومرتب کند که ار آن به خانه تکانی یاد میشود که یک تمیز کردن اساسی خانه است زیرا آنها میگویند که برای پیشواز عید باید تمام خانه وکاشانه مرتب وتمیز باشد.

 خانم خانه دغدغه خرید برای خود وهمسر وفرزندان را بعهده دارد ودراین بین احساس مسئولیتی بزرگ میکند که همه خریدها باکیفیت وخوب ومناسب وزیبا ومرتب باشد.

 دراین ماه خانم وآقا وبچه ها همه سعی میکنند که آرایشگاه نیز رفته وبا طراوت وزیبا وبشاش باشند.

ولی اکنون آنچه بیش از همه دراسفند ماه نوید آمدن عید را میدهد نه افتادن تکم ها در کوچه ها وتخم مرغ بازی و... بلکه فقط وفقط استرس وحضور روزانه خانواده ها در بازار چه ها ولباس فروشی ها و... برای انجام خرید میباشد خریدهایی که نه برای نو شدن وحس پاکی وطراوت واستقبال بهار بلکه برای فخرفروشی ونشان دادن توان ومنزلت وحس حسادت وبرتری جویی.

قبلا" همه به استقبال بهار میرفتند که دیدو بازدیدها انجام شود وکدورتها از بین برود بچه ها شاد وبانشاط باشند واز این صداقت وپاکی وصفا وصمیمیت الگو بگیرند اتحاد وهمدلی ایجاد گردد ولی الان بچه ها جز برای خرید لباس هایی که نه برای شادی آنها بلکه مشارکت آنها در فخر فروشی بزرگترها ست درهیچ موردی بسترهای لازم برای استقبال کودکانه شان فراهم نیست واز آن بازیهای نشاط آور درکوچه ها خبری نیست وبه آنها نیز آموخته میشود چگونه خشک ومقرراتی دراین قیلم رقابت وملاقاتهای مملو از تخلیه کینه ها ورساندن پیام های تفرقه افکنانه شرکت کنند.

بسیاری درعید برخلاف گذشته راضی نیستند درخانه بمانند تا شاهد برخوردها وملاقاتهای فخر فروشانه باشند بنابراین تلاش دارند تا به بهانه وکلاس مسافرت که خود راهی برای قدرت نمایی شده مسافرت های دور ونزدیک بروند تا بتوانند از این حربه برای دوری از ملاقاتهای عید استفاده کنند.

امروزه دیگر مثل گذشته هدف نو بودن ونو شدن نیست بلکه در لباس ها برند ها جای رنگ ها را گرفته ودر لوازم خانه نیز تمیز کردن ها جای خود را به تعویض کردن ها داده وهمین عامل باعث شده تا بسیاری از خانواده ها هیچ برنامه ریزی وبودجه ریزی مدونی نداشته باشند وهمین عامل تراز مخارج آنها را با درآمدهایشان بهم زده وتوازن ندارد وخود به نگرانی بزرگ تبدیل شده است.

عید را تبدیل به یک زمان ومکان رقابت ومسابقه رونمایی از فخرفروشی ها وچشم هم چشمی ها وکینه ورزی ها کرده اند وبرای همین نه تنها با آمدن عید نشاط وشادیشان بیشتر نمیشود بلکه نگران ونگران تر میشوند وبعد از عید نیز نه تنها دوستی ها بیشتر نمیشود بلکه تلخ کامی ها وقهر واختلاف ها بیشتر میشود.

این موضوعات نه نشانگر بد بودن ماهیت وجودی عید بلکه بد شدن فرهنگ ورفتارهای ماست ودوری ما از سنن وفرهنگ غنی کهن وباستانیمان بیایید فرهنگ ها وسنن باستانیمان را که اخلاق وانسانیت ونشاط وزندگی درآنها تعاریف جامع دارد را پاس بداریم ودر حفظ و توسعه آن کوشا باشیم وتلاش کنیم رسم ورسومات را به همان پاکی وسادگی نیاکانمان که به ما به ارث گذاشته اند برپا کنیم ونگذاریم هیچ فرهنگ ودیدگاه جدید آن را تضعیف وتحقیر نماید که چون آن رسومات سرشار از اخلاق ونشاط وسرزندگی است.

بیایید هرچه بیاد دارید را بنویسید تا همه آنچه به یادگار مانده را دوباره تدوین نماییم وبه جهانیان نشان دهیم که فرهنگ وسنن ما دردنیا بیشترین سابقه تاریخی و جنبه های اخلاقی وفرهنگی وعلمی دارد.

 

 


 
 
قشر متوسط وضعیف جامعه نیازمند حمایت واقعی دولت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٩
 

مسئولان درصدا وسیما ودرسخنرانیها با صدای بلند ورسا اعلام میکنند که برنج وارداتی درراه است و پسته 30تومانی عرضه خواهد شد ومرغ برزیلی و...تا شاید دراین وضعیت تورمی حاد بتوانند اقشار متوسط وضعیف را از نگرانی خارج کنند .

ولی واقعا" نگرانی اقشار متوسط وضعیف جامعه این اقلام است؟ ویا چگونه میتوان حمایت واقعی از این اقشار صورت گیرد تا از بروز خطر فقر وفساد و...جلوگیری کرد.

شاید موارد فوق بخشی از مصارف روز مره این اقشار باشد که بتوان ادعا کرد مطمئن شدیم که این اقشار شب را گرسنه سر بر بالین نگذاشته اند ولی تامین این اقلام بخش بسیار کوچکی از نیاز واقعی این اقشار میباشد.

زندگی امروزه نیازها وخاسته های مردم را بسیار متنوع و پیچیده نموده بطوری که دربرخی مواقع برخی خاسته ها برای فرد از نان شب او نیز با اهمیت تر شده ما برای اینکه بتوانیم ادعا کنیم که نیاز اقشار متوسط وضعیف را تامین میکنیم باید درک واقعی از نیازهای ضروری آنها در بستر جامعه امروزی داشته باشیم که در زیر برخی را اشاره میکنم:

1- نیازهای غذایی : مشخصا" یکی از نیازهای اساسی این اقشار تامین نیازهای غذایی آنهاست که از نظر ارزش غذایی لبنیات وگوشت ونان ارجهیت دارد که متاسفانه دراین زمینه ها شاهد افزایش بی رویه بودیم.

2-نیازهای بهداشتی ودرمانی: شاید درکل دنیا هرکشور ودولتی ادعا داشته باشد که بخش مهم تامین اجتماعی مردم را جوابگو بوده ام موضوع بیمه وبهداشت ودرمان آنهاست که متاسفانه درطول چند دهه از بیمه وبهداشت تقریبا" رایگان به دفترچه های بیمه نمادین سوق پیدا کردیم بطوری که امروزه مردم فقیر ومتوسط توان مراجعه به مراکز پزشکی وبهداشتی وتامین داروها ولوازم بهداشتی ودندانپزشکی خود را ندارند واین هزینه ها که درچندین دهه قبل سهمی در هزینه خانوار نداشت الان به بخش مهمی از سبد خانوار درصورتی که بخواهد بهداشت فردی وخانوادگی خود را حفظ وتامین نماید برخوردار است.

3-نیازهای اموزشی وتحصیلی: درجوامع امروزی تحصیل وآموزش های فردی به یکی از نیازهای ضروری هرخانواده ایی تبدیل شده ومتاسفانه سیاستهای خاص دولت در توسعه بی رویه مراکزآموزشی خصوصی و آموزشی دولتی غیرانتفاعی بدون توجه به سطح علمی آنها و پذیرش دانشجو درسطح بالا بدون توجه به نیاز صنعت وجامعه منجر شده تا اکثر فرزندان خانواده های فقیر ومتوسط که معمولا" نیز تعداد فرزندان بیشتری دارند دراین دانشگاهها پذیرفته وبه تحصیل مشغول باشند وبدلیل بالا بودن هزینه تحصیل آنها سهم هزینه انها درچنین خانواده هایی بسیاربالاست که اصولا وبرطبق قانون اساسی نبایستی هزینه های آموزشی به چنین خانواده هایی تحمیل شودو آموزش باید رایگان باشد.

4-نیازبه مسکن وخدمات عمومی: بسیاری از اقشار متوسط وضعیف نه تنها صاحب مسکن نیستند ومستاجر میباشند بلکه حتی توان خرید مسکن از مسیرهایی مانند مسکن مهر را نیز ندارند وبا توجه به عدم دقت وتوجه مسئولین به این قشر برای تامین وکنترل مسکن استیجاری ارزان  افزایش قیمت اجاره ها منجرشده درمواردی بیش از 80% درآمد فرد به پرداخت اجاره صرف شود .

5-هزینه های ماهیانه سوخت وانرژی وعمومی:هزینه هایی همانند هزینه تلفن ثابت  وموبایل هزینه برق وهزینه آب وهزینه کرایه وهزینه سوخت ماشین و...خود سهم مهم واساسی در سبد خانوار تبدیل شده اند. 

من درینجا فقط به بخشی از نیازهای اساسی قشر متوسط وضعیف جامعه اشاره کردم تا مسئولین محترم بدانند که حمایت از قشر متوسط وضعیف با کنترل قیمت برنج وپسته و... به یک شوخی وتمسخر بیشتر شبیه نیست وبرای حمایت از آنها باید کارها وفعالیتهای زیر بنایی که درهمه کشورهای موفق وپیشرفته انجام میشود صورت گیرد وآن انجام اقدامات اساسی همانند تامین وکنترل اجاره مسکن خانوار و بیمه رایگان وتامین بهداشت عمومی مردم وآموزش رایگان و... میباشد ودراینصورت میتوانند ادعا کنند که وظایف اصلی خود را بعنوان دولت ومسئولی که درآمدهای بیشمار ملی را دراختیار داشته وهزینه آنها را با مدیریت خودش انجام میدهد بخوبی انجام داده نه با سیاست وکنترل موردی اقلامی که تاثیر آنها درزندگی این اقشارآنها شاید 1% نیز نیست.


 
 
نظم نظم نظم(نظم وانظباط مهمترین مشکل بسیاری از فعالیتهای فردی وجمعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸
 

گویند آقای فیدل کاسترو بعد از پیروزی انقلاب کوبا در اولین سخنرانی خود که همه مردم نیز منتظر پیام او بودند چنین شروع میکند" مردم ما برای اینکه به پیشرفت وتوسعه واستقلال برسیم به سه چیز نیازمندیم آموزش و آموزش و آموزش " .

دوستان بنظر من خوشبختانه کشور ما به اندازه کافی از منابع معدنی ونفت وخاک وآب وموقعیت توریستی و... یعنی سرمایه لازم برخوردار است و از طرف دیگر از نظر نیروی انسانی متخصص وتحصیلکرده نیز جزو کشورهایی است که بیش از تعدادی که میتواند بکار گیرد بهره مند است .

بنابراین علت عدم توسعه مناسب ومشکلات اقتصادی آن را باید در سایر عوامل جستجو کرد که یکی از آنها عدم انتصاب صحیح افراد براساس کارآمدی وتخصص آنهاست که منجرشده تا ضعف مدیریتی بوجود آید ولی از این عامل بحث برانگیز که بگذریم شاید یکی از مهمترین عواملی که میتوان به آن اشاره کرد ودربخش خصوصی وفعالیتهای شخصی بیشترین وموثرترین عامل عدم موفقیت فعالیتهای افراد است وان نظم وانضباط است که دراینجا به آن میپردازم تا اگرخود ویا دوستانتان فعالیتی انجام میدهید واحساس میکنیدفعالیتتان آنطور که باید نتیجه بخش نیست به این موارد توجه داشته باشید:

1- نظم وانضباط اداری

2-نظم وانضباط مالی

3-نظم وانضباط گفتاری

4-نظو وانضباط خانوادگی

5-نظم وانضباط اجتماعی

1- نظم وانضباط اداری: توجه داشته باشید که هرکار وفعالیتی که دارید ودرهرسطح وموقعیتی که هستید سعی کنید درانجام کارو فعالیت کاملا" نظم وانضباط را رعایت کنید این نظم از حضور وخروج منظم وبموقع گرفته تا نظم درجلسات وهماهنگی ها وتصمیم گیریها ویا اگر در سطح یک مغازه فعالیت میکنید نظم در حضوربموقع ودرچیدمان وتمیز نگهداشتن وجوابگویی .

2-نظم وانضباط مالی: شاید یکی از مهمترین مواردی که عدم رعایت آن بسیاری را با شکست مواجهه مینماید نداشتن نظم وانضباط مالی است بنابراین باید درنگهداری دفاتر وحساب عملیات مالی (دریافتها وپرداختها) وهمچنین تراز مالی وسود وزیان و... بسیار مقید ومنضبط باشید زیرا هرگونه تصمیم گیری های اساسی معمولا" نیازمند اطلاعات وگزارشات صحیح مالی است واز طرف دیگر باید با داشتن اطلاعات صحیح وبجا دخل وخرج خود را کنترل نمایید نظم وانضباط مالی شامل همه اقلام ترازنامه وسود وزیان یعنی از نقدینگی گرفته تا موجودیها وداراییها وبدهیها ...میشود.

3-نظم وانضباط گفتاری:شاید یکی از مباحث مهم دیگری که خیلی ها ممکن است به آن توجه نکنند وخود همانند سایر موارد بسیار مهم است نظم وانضباط گفتاری است یعنی گفتارها وسخنانمان آنقدر سنجیده ودارای نظم وانضباط باشد که خدای نکرده کسی احساس دروغگویی ویا لاف گویی نکند زیرا که دروغ خود بزرگترین عامل تخریب شخصیت وبه انحراف کشیدن فعالیت وحرکت است بنابراین حتی از اینکه دروغگو نباشیم ولی گفتار وسخنانمان بدلیل بی انضباطی استنباط دروغ داشته باشد نیز مخرب است وباید پرهیز کنیم.

4- نظم وانضباط خانوادگی: همه تلاشها وفعالیتهای ما درالویت اول خانواده است ودر اقتصاد نیز اولین نهاد اجتماعی خانواده محسوب میشود بنابراین اگر ادعای نظم وانضباط ونتیجه گیری از تلاشها وفعالیتهایمان داریم باید از نظم و انضباط بالای خانوادگی نیز برخوردار باشیم تا این کانون مهم موفق و منظم باشد.

5- نظم وانضباط اجتماعی : درنهایت اگر نظم اداری  ومالی وخانوادگی وگفتاری داریم باید درمقابل جامعه ایی که درآن زندگی میکنیم نیز از نظم وانضباط برخوردار باشیم تا بتوانیم بگوییم که از یک زندگی سالم ومنظم بهره مند یم این نظم از رانندگی گرفته تا مراوده بادوستان وآشنایان وهمسایه ها وهمه مواردی که درنظم اجتماعی میتواند مطرح باشدرا شامل میشود.

به شما اطمینان میدهم هرروز هرچقدر بر نظم وانضباط خود بیافزایید چند برابر آن درکار وفعالیتتان پیشرفت وموفقیت حاصل خواهد شد وحتی خودتان قادر به ایجاد برخی از نظم ها که نیازمند اطلاعات علمی وسیستمی میباشد همانند اداری ومالی نباشید میتوانید از مشاورین ومتخصصان لازم بهره مند شویدو مطمئن باشید این هزینه ها نه تنها هزینه نیست بلکه یک سرمایه گذاری حیاتی وزیر بنایی است.


 
 
تولیدات داخلی اگر گران شد نخرید!؟!؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧
 

پسته وبرنج ومرغ ومیوه و...که تولید داخلی هستند گران شد نخرید!ودولت نیز اعلام آمادگی میکند با ارز مرجع درصورت گرانی این اقلام را از خارج وارد خواهد کرد!؟!ویا از صادرات آنها جلوگیری خواهد کرد!؟!واقعا" نمیدانم این بحث ها وموارد با چه نیتی مطرح میشود آگاهانه یا ناآگاهانه !و میهن پرست یا میهن فروش!عالمانه یا جاهلانه!

تاجران همه کشورهایی که با کشورما مراوده تجاری دارند نیز بخوبی با شرایط وقوانین وشیوه تجارت ما آشنا شدند وعواملی از خودما دارند تابتوانند صادرات دلاری به ایران انجام داده وریالی از ایران خرید کرده ودرمقابل با نرخ تبدیل دلار با نرخ بازار پرداختهایشان را انجام دهند.

میدانید چه اتفاقی دارد میافتد یعنی ما با دستان خودمان داریم تولید کننده های داخلی را نابود میسازیم وبا پیشگیری از افزایش قیمت آنها وبا فرض تحریم خرید آنها انگیزه تولید کننده داخلی را نابود کرده واو را از تولید وعرضه محصول پشیمان میکنیم تا توبه کند اگر تولید کننده ایی نیز به هر تقدیر توانسته بماند ازبین برود تا به این اصل برسیم که تولید دراینجا محکوم به نابودی است.

شاید تعجب کنید وبگویید چرا؟

یک تولید محصول فرضی همانند پسته فکر میکنید به ادوات وابزارها وسموم و... نیازمند است یا نه ؟ واین تولید کننده درداخل کشور ما زندگی کرده ومیکند که متاسفانه شاید بیش از 50درصد نیازهای روزمره اش به مصرف اقلام وارداتی وابسته است اقلامی که بدلیل سیاستهای غلط جزو اقلام ضروری و روزانه او شده است از خودرو که قطعاتش اکثرا" وارداتی اش گرفته تا پوشاک وسموم و ...

میدانید درزندگی این کشاورز چه اتفاقی افتاده که برای شما مثالی میاورم:

فرض کنید تاجر خارجی پسته ایران را 20دلار خریداری میکند واین پول با نرخ تبدیل میشود000/740ریال(20*37000ریال)و آن را درخارج 25دلار (925000ریال)به شهروندان خارجی میفروشد وچون خارجیها برای زیارت وگردش و... به ایران میایند اگر ببینند پسته را ما کنترل کرده و000/300ریال درمغازه ها به فروش گذاشتیم ودرواقع تحریم کرده آنها ترغیب میشوند همانند قاچاق سوخت بجای واردات پسته آن را از طرق مختلف ریالی از ایران خریده ودلاری پرداخت کنند یعنی هرکیلو پسته را کمتر از 10دلار بخرند یعنی نه تنها از خروج وکاهش تقاضا جلوگیری بعمل نیاوردیم بلکه منجر شدیم تا محصولات ما ارزانتر به دست خارجیان برسد.

درصورتی که کشاورز بیچاره قطعه مورد نیاز خود را که قبلا" 1200000ریال یعنی 10دلار (با نیم کیلوپسته)تهیه میکر الان باید3700000ریال (با بیش از یک کیلو پسته)تهیه نماید که دیگر تولید برای او مقرون به صرفه نخواهد بود .

این اتفاق آنقدر پیچیده است که حتی بعد از کاهش ارزش پول ملی افزایش نرخ دلار منجر شد  کشورهای همسایه بیایند وبسیاری از کالاهای وارداتی ما از چین را بجای واردات مستقیم از چین از بازار ایران ریالی خریده ودلار پرداخت کنند که مثالی میاورم:

قطعه ایی را فرض کنید از چین 100دلار خریده بودیم ونرخ قبلی آن برمبنی دلار 12000ریال 000/1200ریال ودربازار تهران به هردلیل که اصلا" اسمش را بگذاریم نظارت خوب دولت بر جلوگیری از افزایش قیمت به 50درصد افزایش شده بود 1800000ریال با افزایش نرخ دلار تاجران کشورهای همسایه که به ایران میامدند دیدند با تبدیل نرخ دلار این کالا برای انها نیز که با 100دلار از چین میخرند 48.6دلارتمام میشود (دلار37000/1800000ریال) یعنی بیش از 50درصد ارزانتر از چین وشروع کردند به خرید مداوم ریالی جنس های وارداتی (ازجمله قطعات خودرو)ازایران که منجرشد تا قطعات وارداتی سریعتر خود را با نرخ دلار تطبیق دهد.

همانگونه که درمثالهای فوق دیدید دریک وضعیت کاهش ارزش پول ارزان نگه داشتن یک محصول نه تنها منطقی نیست بلکه عملی هم نیست ومنجر میشود تا یک انتقال سریع منابع از کشور تضعیف شده به کشورهای دیگر(علی الخصوص همسایه)صورت گیرد.

جالب تر اینکه این رویه واستراتژی اگر برروی کالاهای تولید داخل صورت گیرد درواقع به یک خود زنی وزورگویی شبیه است تا استراتژی زیرا بهترین استراتژی درچنین شرایطی جلوگیری از خروج ارز با تحریم واردات وکنترل مصرف اقلام وارداتی است نه کنترل صادرات وتضعیف تولید داخلی!

کاهش ارزش پول ملی که با مقایسه آن با ارزهای خارجی قابل سنجش است درصورت امکان اصلاح تراز تجاری ملی (صادرات درمقابل واردات)وامکان عرضه وتزریق بیشتر ارز وجلوگیری از افزایش بی رویه ان وکنترل نقدینگی درکشور وتقویت تولید ناخالص ملی قابل جبران است .

تورمی که دراین وضعیت ایجاد میشود هیچ تاثیرپذیری  از افزایش یا کاهش قیمت یک یا چند کالای خاص ندارد مکر اینکه بخواهیم استفاده سیاسی وغیر اصولی از این کنترلها وفشارهای موردی داشته باشیم ویا برخوردهای شخصی وتسویه حسابهای سیاسی بکنیم.

والا برای مبارزه با تورم درچنین وضعیتهایی وارائه شعارهای اصولی باید به تحریم کالاهای وارداتی حتی اگر ارزان عرضه شودوترغیب مردم به  خرید اقلام وتولیدات داخلی حتی گران عرضه شود که چون اولی درامد ومنافع اش نصیب خارج ودومی منافع وسودش نصیب عوامل داخلی وترغیب انها به تولید بیشتر میشود.

چگونه انتظار داریم که باغداری که ششماه پیش پسته را000/300ریال میفروخت پس از این همه افزایش قیمت درکلیه محصولات که برخی حتی سه برابر نیز شده(اکثر کالاهای وارداتی) وتولید کننده داخلی نیز با ما مواجهه با این افزایش هزینه است واصولا" پسته او اگر کمتر از000/900ریال شده باشد با مشکل تامین هزینه هایش مواجهه خواهد شد دست به دست بدیم وتلاش کنیم تا قیمت پسته 000/300ریال یعنی بدون افزایش قیمت بماند وبا اینکار که خود با دستان خود تولید کننده داخلی را نابود کردیم افتخار کنیم وتحلیل گران دنیارا بخود بخندانیم وپتانسیل های بالقوه خود را نابود سازیم همان بلایی که برسر فرش دستباف آوردیم برسر پسته نیز بیاوریم.


 
 
دندان درد (نابرده رنج گنج میسر نیست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧
 

همه ما زندگی روزمره خود را با یک سری اهداف تعریف شده برای خودمان ادامه داده وهرکسی بسته به میزان تلاش وفعالیت و مشاوره وتفکر وحتی شانس و زرنگی به میزانی از امکانات وتوانمندی وموقعیت اجتماعی و...بهره مند میشود.

جالب اینست که ماهیت انسان بگونه ایی است که کمترکسی را میبینید که از شرایط وموقعیت خود راضی باشد وهمین عامل منجرشده تا تمام سعی وتلاش خود را درجهت ارتقا’ ودست یابی به موقعیتهای بهتر وبالاتر که حدی برای آن تعریف نشده ادامه میدهد.

هر انسانی میداند که چندین برتری وتوانمندی وجود دارد که اگر درراستای زندگی بهتر وسالمتر باشد مورد پذیرش همگان است که از آن جمله:

 1- توانمندی مادی بالا که خود میتواند مارا درزندگی مرفه وتوام با ارامش وخیررسانی وکمک به دیگران وایجاد فعالیتهای خیر خواهانه عمومی همراهی نماید.

2-دانش و علم بیشتر یعنی هرچقدر دانش واطلاعات علمی ما بیشتر وبیشتر شود مشخصا" به همان اندازه نیز میتوانیم برای خود وخانواده وجامعه مان مفید باشیم.

3-اخلاقیات وکردار خوب که این نیز  بیشتر توجه به نحوه برخورد ودلجویی ومراوده با دیگران ودرک وهمزیستی مناسب با محیط اطراف چه با مردم وجانوران وطبیعت دارد.

رسیدن به همه موارد بالا به راحتی میسر نیست ولی همه میدانیم که هرکسی که بطور نسبی بتواند به بخشی از ان موارد دست یابد چه ارج وموقعیت وجایگاه اجتماعی در بین جمع فامیل ودوستان وآشنایان وحتی شهر وکشور وجهان میرسد وشاید این جایگاه یابی تنها مسیری است که میتواند کمی از حرص وحس برتری جویی انسانی را سیراب کند وانسان را کامیاب سربلند سازد.

تلاش درجهت دست یابی به جایگاههای فوق نه تنها ناپسند نیست بلکه تنها مسیری است که میتوان گفت فرد درآن مسیر احساس میکند از ذره ذره زندگی خود استفاده مفید میبرد.

درزندگی روزمره بدلایل مشغله های شغلی وخانوادگی و... درراه رسیدن به اهدافمان دربسیاری از موارد ممکن است یا مسیر را اشتباه برویم ویا اینکه آنگونه که باید تلاش مناسب انجام ندهیم وخود نیزمتوجه این موضوع نباشیم.

درچنین وضعیت ها ومواردی اتفاقات ووقوع حوادثی میتواند ما را متوجه اشتباهاتمان بکند همانند راننده ایی که ممکن است بعلت خواب درهنگام رانندگی ویا بی توجهی از مسیر اصلی خارج شود که این اتفاق ممکن است حتی به مرگ راننده وحتی سرنشینانش منجرشود که حتی مهلت پشیمانی واصلاح نیز نباشد .

بنابراین درزندگی روزمره بایستی برای خودمان شرایط وموارد ی را که خطر ساز حاد نیست را بهانه ایی برای اصلاح وبهبود مسیر وگامی درجهت موفقیت قراردهیم که اینجانب به درد دندان اشاره میکنم واستنباطاتی میکنم که امیدوارم شما نیز بتوانید سایر اتفاقات روز مره زندگیتان را نه بعنوان بدبیاری وبدشانسی وگرفتاری بیشتر بلکه بعنوان موقعیتی برای اصلاح وبهبود وکمک به دستیابی به موفقیتها قبل از بروز حوادث ورویدادهای تلخ تلقی کنید.

دندان درد که با یک شکستکی یکباره وبا پوسیدگی داخلی امانش را برید دردی که تفکر را مختل وچشمانش روبه سیاهی میرفت وبالاخره از دندانپزشک برای چند روز بعد وقت گرفت وچاره ایی نداشت جزتحمل درد.

این درد یک فرقی با دردهای دیگرداشت وآن اینکه چه مینشست وبلند میشد وهر کاری میکرد تاثیری بردردش نداشت وتازه احساس میکرد که این درد بالاترین دردی است که میتوان آن را تجربه کرد چون درد در یکی از حساس ترین قسمت بدن یعنی سر واز طرف دیگر خوردن وآشامیدنش را نیز مختل کرده است.

منتظر شب بود تا شاید با خواب درد را فراموش کند ولی افسوس درد خواب را نیز از او گرفته بود وتا صبح بخود میپیچید وبلند میشد ومینشست ودراز میکشید وفقط مواظب بود تا بچه ها بیدارنشوند واین نگرانی وناراحتی به آنها منتقل نشود.

روز موعود رسید ودکتر ابتدا یک امپول بی حسی زد انگار مقدارش را زیاد تر زد زیرا که برخلاف دوره های قبلی نه تنها هیچ از عملیات دکتر نفهمید بلکه نصف صورتش کاملا" بی حس بود

خوشحال از این بود که چقدر سریع از این دندان درد آسوده شد وچون خانه رسید برای اینکه راحتی وآسایشش را به خانواده نشان دهد مقداری آجیل ومیوه کنارش گذاشت وانها را درقسمت دیگر دهانش خورد همسرش میگفت سوپ وغذاهای آبکی بخور واو میگفت دیگر مشکلی ندارد.

چندین ساعت نگذشته بود آرام آرام احساس کرد بی حسی داره کم میشه ودرد سنگین تر از قبل ظاهر میشه وتازه فهمید که بیش از یکساعت تلاش دکتر وتراش دندان وریشه های عصبی میبایستی درد سنگینی بدنبال داشته باشد بنابراین مجبور بود خود را برای دردی دوبرابر بیشتر از درد قبلی آماده کند.

درد دوباره شروع شد بیش از یک روزتمام ادامه داشت ودراین مدت او انگار از همه افکار وعقاید دوربود مگر موارد ووضعیتهای خاصی که مقطعی او را ازدرد دورمیساخت وچون دوباره بخودش میامد دوباره درد سنگینی را باید تحمل میکرد.

حال دراینجا میخواهم از این وضعیت چندین برداشت وتجربه مفید داشته باشیم بطوری که بدون اینکه اتفاق ناگوار وشکستهای بزرگتر وبدتر درزندگیمان بوجود نیامده متوجه برخی از انحراف مسیرها بشویم . پس چگونه از این موقعیتها بهره برداری کنیم.

1- به یاد دیگران بودن :دراین هنگام با ید بفکر درد ورنج کسانی بیافتیم وبا تمام وجود لمس کنیم که به بیماری دچارند و دائم ویا مقطعی درد ورنج زیادی را متحمل میشوند وباید به یاری آنها بشتباییم وآنها را دریابیم.

2- سلامتی را قدر دانستن: باید ارزش سلامتی را دانسته وآن را قدر بدانیم واز روح وجسم خود برای ثروت ومقام وموقعیت هزینه نکنیم که در هنگام درد میفهمیم که ثروت دنیا درمقابل یک دردسنگین پوچ وهیچ است .

3- گرفتاری برای همه هست:باید بدانیم درهر شرایط وموقعیتی ممکن است درد ورنجی گریبان ما را بگیرد ودرزندگی مغرور ومتکبر نشویم.

4-آماده دوهوشیار باشیم:باید بدانیم برای کاستن ودوری از درد ورنجها تا آنجا که میتوانیم هوشیار باشیم وپیشگیری های اولیه را بکنیم.

5-بدانیم عمرگرفتاریها محدود است (غم بدنبالش شادی است):درهنگام بروز درد و رنج خود را نبازیم ومواظب اخلاق ورفتار خود باشیم وبدانیم درد ورنج مقطعی بوده وبعد از آن زندگی روال معمول خود را خواهد داشت وممکن است بسیاری درد ورنج مار ندانند وشدت آن را نفهمند وتنها چیزی که از ما ببینند ناشایست باشد بحساب بداخلاقی ما بگذارند نه درد ورنج ما.

6-شرایط از این بدتر نیز میتوانست باشد:بدانیم که اگر چند دندانمان بیکباره با مشکل برخورد میکرد ویا قلب واعضای حساس دیگرمان بود چه دردی داشتیم یعنی شرایط بدتر ازاین هم میتوانست باشد شکرگزار بود وصبور.

البته اینها مواردی بودند که بیشتر ایده های سلامتی واخلاقی داشت حال میخواهم از این شرایط ایده های اقتصادی نیز بگیریم:

1- بدانیم فعالیتهای اقتصادی انسان نیز همانند بدن انسان بوده وممکن است دربرخی موارد از ناحیه ایی دچار دردها(اختلالات)سنگین شود که دراین هنگام بجای نگرانی وسردرگمی بایستی با صبر وبرنامه ریزی مقطع بحران را رد نماییم.

2-بدانیم بحرانها ومشکلات مقطعی ممکن است بعد از رفع دوباره برگردد وایجاد شود وخیلی ها دراین مرحله تعادل روحی وروانی خود را از دست داده وهدایت ومدیریت کار از دستشان خارج ودچار ورشکستگی میشوند.

3-بدانیم مشکلات ودردها وسختیهای مقطعی بهترین ومهمترین راه تقویت و ایجاد امادگی برای رویارویی با مشکلات بزرگ است.

4-بدانیم هرمشکل وگرفتاری اقتصادی وفعالیتی بوجود آمده بحرانها وشرایط بدتری نیز میتوانسته بوجود آید بنابراین شرایط حاضر پذیرفته وبا اقتدار برای رفع آن تلاش کنیم.

5-درهنگام بروز اختلال مواظب حرکات ورفتار خود باشیم تا شرایط را بحرانی تر ومسیرهای سالم را نیز خراب تر نکنیم بلکه به ترمیم واصلاح مشکل بپردازیم.

بنابراین نمیخواهم بگویم با آغوش باز بطرف درد ومشکل برویم ولی باید بگویم چون درد ورنجی درزندگیتان ایجاد شد نباید افسرده شده ونگران باشید بلکه آن را نیز نعمتی بدانید وبه پتانسیلی برای اصلاح وبهبود حرکت وتلاشتان بدانید واز بروز آن خرسند باشید نه نگران " نابرده رنج گنج میسر نیست".


 
 
دانش و آگاهی(بالا بودن سطح تحصیلات جامعه)کلید اصلی توسعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٥
 

شاید مهمترین کلید توسعه همه جانبه بالا بودن سطح سواد وتحصیلات ودانش افراد جامعه است که متاسفانه برخی جوامع برای دست یافتن به آن به مدرک گرایی رو میاورند.

ماباید بین رشد علمی وآگاهی عمومی با مقوله مدرک گرایی فرق اساسی قائل شویم که متاسفانه در جامعه کنونی ما تحصیل دانش جای خود را به مدرک گرایی داده بطوری که افراد نه به دنبال علم ودانش بلکه بدنبال کسب مدرک تحصیلی میباشند.

البته این وضعیت نه ناشی از طرز فکر بد افراد بلکه متاسفانه به شیوه غلط مسئولان وتصمیم گیران آموزشی و اجرایی برمیگردد که بنا به دلایل مختلف این بستر را ایجاد نمودند وهزینه های هنگفت آموزشی با بازدهی بسیار کم بجای تولید علم به تولید مدرک تبدیل شده است.

شاید بسیاری درمقابل این ایده جبهه گیری نموده واین را با اشاره به برخی مقام ها و جوایز ومقالاتی که دانشجویان ایرانی درالمپیادها بدست میاورند را نشانه ایی از تولید علم بدانند درصورتی که باید درپاسخ گفت که این تعداد درمقابل کل دانشجویان ایرانی ونسبت آن در کشورهای موفق دیگر مقایسه کرد ودید که شاید با همان نسبت قبلی آموزشی که فقط دانشگاه سراسری وجود داشت نیز  به این نتایج میرسیدیم.

البته نباید بگوییم که تولد بسترهای آموزشی همانند دانشگاه آزاد وپیام نور وغیره را غیر مفید بدانیم ولی باید به نحوه توسعه وتولید علم وورودی وخروجی آنها وهزینه وسطح علمی استادان وتعداد پذیرش وامکاناتشان را بدرستی تجزیه وتحلیل کنیم تا بتوانیم نتیجه گیری بهتری کنیم.

شاید یکی از موفقیتهای بزرگ  دولت درگسیل داشتن جوانان از مرحله اخذ دیپلم به دانشگاههای مختلف وبالا بردن یکباره سطح پذیرش آنها بدون آنکه توانسته باشد به همان اندازه استادان قابل قبول تربیت بکند جلوگیری از افزایش بی رویه آمار بیکاری جامعه از جوان بیکار به جوان دانشجو بوده ودرواقع به تعداد افزایش پذیرش بجای اضافه شدن آمار جوانان بیکار جوانان دانشجو ایجاد کرده وشاخصه رشد وتوسعه را بهبود بخشیدیم!

هرچند این اقدام دریک دوره 2 و4 و6 ویا 8 ساله این میتواند پنهان بماند ودرآینده بجای دیپلم بیکار فوق دیپلم ویا لیسانس ویا فوق لیسانس ویا دکتری بیکار خواهیم داشت.

داشتن تحصیل کرده بیکار درصورتی مضر نیست بلکه سازنده است که تحصیل کرده واقعی باشد!

بنابراین دراینجا به تحصیل کرده واقعی اشاره میکنیم تا موضوع برایمان کمی شفاف تر وعینی تر گردد.

تحصیل کرده واقعی کیست؟ تحصیل کرده واقعی کسی است که دوران ابتدایی وراهنمایی ودبیرستان را با علاقمندی وخوب طی کرده وبا بینشی باز وبا علاقمندی نسبت به انتخاب رشته اقدام ودریک دانشگاهی که دارای اساتید باسواد وتوانمند هستند با جدیت ومطالعات وتحقیقات میدانی نسبت به اخذ مدرک  نائل میشود این فرد شخصی است صاحب نظر ودرصورت ورود به عرصه فعالیت متناسب با تحصیل خود دست به نوآوری وخلاقیت زده ودرواقع با حضور او کار وفعالیت آن شرکت رشد وتوسعه میابد او مدیری متخصص وخلاق وبرنامه ریز ومدبر است.

اما اگر بخواهیم بگوییم تحصیل کرده های غیر واقعی نیز هستند پس آنها چه خصوصیتی دارند؟

1- انتخاب رشته او نه براساس میل وعلاقه ذاتی او بلکه برطبق شانس واجبار وبرای اینکه بتواند دانشجو شده ومدرکی کسب نماید.

2-تحصیل او برطبق جزوات دیکته شده وتلاش برای اخذ نمره نه براساس مطالعات میدانی و نوآوری وخلاقیت ومباحثه و کشف موضوع است.

3-اساتید او خود استعداد ودانایی و توانمندی لازم را ندارد وحتی از کابرد تئوریهایی که درکلاس عرضه میکند بخوبی اطلاعاتی ندارد وخود نیز برای نمره خوانده ودانشجو را نیز برای نمره تربیت میدهد.

4-اطلاعات عمومی این دانشجویان بسیارپایین است زیرا نه خود بدنبال مطالعات عمومی بیشتری بوده ونه اساتید او جز جزوه وکتاب تعریف شده بدنبال دانش واطلاعات روز وبیشتر بوده .

5- چنین دانشجویانی بعد از فارغ التحصیلی بسیار با کاربرد آن بیگانه بوده ودوباره در بستر کار همانند یک کارمند ساده باید آموزش ببینند و به این دلیل برای آنها تفاوتی ندارد درهنگام استخدام به چه شغلی بکار گرفته شوند.

6- بدلیل اینکه نه استادانشان قابلیت توضیح وتشریح وکاربرد رشته شان را میدانستند ونه خود به مطالعات وبررسی های میدانی وعمومی پرداختند درصورتی که چند سال به بیکاری وتوقف درتحصیل برخود کنند کل آموزشهای تئوری که درطول دانشگاه خوانده ودیده بودند فراموش شده ومیفهمند که چقدر اموزش آنها کم عمق ونمره ایی بوده نه کاربردی وعمیق.

شاید بسیار موارد دیگر را نیز بتوان عنوان کرد ولی برای درک بیشتر موضوع به برخی تحصیل کرده های واقعی اشاره میکنم.

شاید شما درجمع فامیل ویا همسایه ها دیده ویا شنیده باشید که یک فرد با نوشتاری وسخنوری بالایی میگویند او ششم قدیم دارد ویا دردانشگاه ویا تاسیات وبناها ویا موارد مختلفی ببینید که اکثرا" مربوط به تحصیل کرده های دوره های گذشته است وحتی کتابها وبسیاری تحصیل کرده هایی که بدلیل سطح بالای علمی شان هم اکنون درکشورهای پیشرفته در پستهای مدیریتی وتخصصی هستند که امروزه میبینیم به نسبت خروجی دانشگاهها افراد باسواد ومتخصص واقعی نسبت به گذشته کمتر است.

این موضوع شاید درظاهر کم اهمیت دیده شود ولی دراصل یکی از مهمترین وزیربنایی ترین مشکلات جامعه است که هزینه های سرسام آور اموزشی که بهترین عمر جوانی افراد را نیز دردل خود جا داده بعدا" جز تولید مدرک وبیکاری پنهان نتیجه دیگری نداشته وتازه باید افسوس بخوریم که ایکاش همان تعداد محدود دانشگاهها ومراکز آموزشی را با کیفیت علمی مناسب حفظ میکردیم وبجای آن جوانان را بموقع سر کار وفعالیت میفرستادیم واینهمه هزینه های سرسام اور رانیز سرمایه کار آنها میکردیم.


 
 
پسته گران شد بیایید آن رانخریم؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢
 

آیا به شما نیز اس ام اس تحریم خرید پسته آمده وآیا با این روش میتوان آن را ارزان کرد بدلیل اینکه این یک موضوع اقتصادی ویک شیوه برخورد اقتصادی بین عامه مردم مطرح شده میخواهم از علم اقتصاد استفاده نمایم تا ببینم تا چه حد این شیوه موفق آمیز خواهد بود.

ما در اقتصاد دو نوع تورم میتوانیم تجربه کنیم :

1- تورم موردی کالاها : که دراین وضعیت نه همه کالاها بلکه بدلیل افزایش قیمت بی رویه برخی کالاها ایجاد میشود ودلایل مختلفی میتواند داشته باشد از جمله دلایل اصلی میتوان به:

1-1)افزایش قیمت آن کالا بدلیل کاهش عرضه آن که این کاهش عرضه ممکن است هم ناشی از کاهش عرضه بدلیل کاهش تولید(اگر کالای تولید داخل باشد) ویا کاهش واردات(اگرکالا وارداتی) باشد.

2-1)کاهش عرضه بدلیل احتکار وکم فروشی که این هم درصورتی اتفاق میفتد که بدلایل قابل پیش بینی توضیحات بند 1-1تاجری پیش بینی کند که درآینده کالا کمبود خواهد افتاد واین مورد خیلی مهم نیست فقط تورم را زودتر از موعد ایجاد میکند بالاخره این تورم درآینده اتفاق میافتد.

3-1)افزایش بی رویه تقاضا بدلایل مختلف از جمله فصلی ویا مقاطع خاص که برای آجیل میتوان به شب چله ویا شب چهرشنبه صوری اشاره کرد که البته این تورم نیز بدلایل پیش بینی تجار وتامین کالای متناسب با زمان تقاضا معمولا" یک افزایش منطقی ومعقول است که بعد از عبور از آن مقطع دوباره حالت تعادل ایجاد میشود.

من به دلایل مختلف دیگر مواردی که سطح تاثیر گزاری آنها کمتر است دراینجا اشاره نمیکنم از قبیل تاثیر افزایش ویا کاهش قیمت کالای جانشین.

2-تورم عمومی کالاها : که درآن بیکباره عموم کالاها شروع به افزایش قیمت میکنند واین افزایش ها مانده به زمان وموقعیت کالاها دارای تقدم وتاخر است ولی به هرحال تاجران با سابقه خود میدانند که دراین افزایش عمومی قیمتها کالای آنها درچه مقطعی این افزایش را تجربه خواهد کرد که درزیر به علائم افزایش عمومی قیمتها اشاره میکنم:

1-2)افزایش عمومی قیمتها ناشی از کاهش ارزش پول ملی که دراین وضعیت منجرمیشود تا نرخ ارزهای برتر درمقابل پول ملی افزایش وخود بخود همه کالاها ی متاثر با کاهش ارزش پول افزایش قیمت پیدا میکنند هرچند ممکن است برخی کالاها زودتر وبرخی دیرتر تجربه کنند ولی دریک دوره معقول 3تا6ماهه تقریبا" همه کالاها  یک نسبت مشابهی افزایش قیمت خواهند داد. عوامل مختلفی دراین رویداد موثر است که برخی از عوامل کلیدی آن سو’ مدیریت واتخاذ سیاست های ناکارآمد اقتصادی میباشد.

2-2)افزایش قیمت کالاها ناشی از کاهش تولید ناخالص داخلی درسطح کلان وتراز منفی تجاری: هرچند این عوامل ممکن است درابتدا درموارد خاص بروز کند ولی درنهایت  بهم ریختن وضعیت اقتصادی کشور منجر به نا متعادل شدن عرضه وتقاضا شده وخودبخود درتورم وافزایش عمومی کالاها موثر میشود.

3-2)افزایش تورم عمومی ناشی از رشد نقدینگی درکشور واتخاذ سیاستهای عمومی از قبیل هدفمندی یارانه ها بدون توجه به اثرات اقتصادی آن: که دراین شرایط نیز تورم مضاعف درجامعه ایجاد شده وسطح عمومی قیمت ها افزایش پیدا میکند.

دراینجا نیز دلایل موثر دیگری که دارای درجه اهمیت کمتری هستند را نمی آورم همانند تحریم های اقتصادی و...

حال با توضیحات فوق به تحلیل موضوع پسته میپردازیم ومیبینیم هرچند افزایش صادرات پسته در افزایش قیمت آن بدلیل کمبود عرضه پسته موثر بوده ولی با تحلیل افزایش قیمت پسته از حدودا"30تومان بیکباره به بالای 60تومان ودرشرایطی که مصرف مردم دراین کالای خاص بی رویه نبوده که بخواهند کنترل مصرف کنند وبا مقایسه افزایش قیمت بالای 100درصدی سایر کالاها متوجه میشویم که متاسفانه این افزایش ها را درهمه کالاها تجربه خواهیم کرد واگر کالایی هنوز این تجربه را نکرده باشد دریک دوره تعریف شده تجربه میکند واز این تحلیل نتیجه میگیریم که نه ما دراین افزایش قیمت پسته دخالت داشتیم ونه میتوانیم با تحریم خرید آن جز یک نسبت صوری خاص که احتمالا" آن نیز میسر نیست نمیتوانیم دخالت کرده ویک کالای خاص را درافزایش عمومی قیمتها مانع شویم.

البته لازم به یاد آوری میدانم قانون تعادل عرضه وتقاضا یک بحث علمی ومفید است وحتی اگر بتوانیم درمسیر آن بازدارنگی مقطعی ایجاد کنیم نه تنها مفید نیست بلکه منجر میشود آن محصول با مقدار بالاتری صادرشده ودرواقع خارجیان محصول مارا ارزانتر بدست آورند.


 
 
سرمایه گذاری در بورس (آنها که نگرانند بخوانند)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٥
 

بسیاری از من درمقاطع مختلف سوال میکنند که کجا سرمایه گذاری کنیم ومن نیز بسته به شرایط وحجم سرمایه دراختیارشان پیشنهاداتی میدهم وبا توجه به شرایط بوجود آمده اخیر که تورم بی رویه وکاهش ارزش پول یکباره بسیاری را نگران کرده که البته این نگرانی بیهوده نیست زیرا درچنین شرایطی خط فقر افزایش وطیف وسیعتری را زیر سایه خود میگیرد وهرکس بتواند دراین شرایط نقدینگی وحداقل توان خود را درانجام خرید وسرمایه گذاری بکند حداقل میتواند فاصله خود را با خط فقر کم نماید.

اکنون بسیاری از کارمندان که رده شغلی آنها پایینتر از سرپرستی باشد درزیر خط فقر خواهند بود وممکن هرکس در این رده سرمایه ها ویا نقدینگی محدودی داشته باشد که برخی از آنها قبل از اینکه فاز دوم افزایش قیمتها (از مهر به بعد )شروع شود توانستند با مشاوره وتیز بینی نسبت به خرید لوازم خانگی مورد نیاز خود ویا سرمایه گذاری درساختمان وخودرو وسکه و ارزکمی از کاهش ارزش پول وکاهش توان مالی خود جلوگیری نمایند ولی هم اکنون که دیگرساختمان و لوازم خانگی وخودرو وسکه و... افزایش قیمت لازم را کرده بسیاری دراین نگرانی بسر میبرند که سرمایه های کوچک خود را چگونه به کالا تبدیل کنند تا کمی از کاهش ارزش روزانه آن جلوگیری نمایند.

من قبلا" سهام را توصیه نمیکردم چون تورم بگونه ایی بود که افزایش قیمت کالاها ولوازم دیگر توجیه بالایی داشت و  سهام نه تنها توجیه نداشت بلکه روز بروز زیانده(هم از نظر قیمت هرسهم وهم از نظر سود) نیز میشد.

درمقطع کنونی که قیمتها افزایش بی رویه یافته وتقریبا" کالا یا موردی نمانده که افزایش قیمت نیافته باشد و1000ریالی ارزش خود را درخرید کالا از دست داده(الان بندرت میتوان کالایی به این نرخ پیدا کرد ) بنابراین برای اینکه به انها که مشاوره میگیرند ویا وبلاگم را میخوانند توصیه میکنم سهام خرید کنند بنابه دلایل زیر:

1- فعلا" سهام تنها موردی هست که افزایش قیمت را آنطور که باید شروع نکرده وشما میتوانید حتی سهام زیر1000ریال نیز خریداری نمایید.

2-هرسرمایه ایی را میتوان به بورس برد وبا آن سهام خرید ودروضعیت کنونی که سرمایه گذاری درسایر موارد توجیه خودرا از دست داده یا جذابیت کمتری دارد سیل سرمایه ها متوجه بورس خواهد شد.

3-خرید سهام همانند خرید زمین است زیرا یک سند بنام به شما داده میشود واز طرف دیگر درمواقع نیاز سریعا" قابل فروش وتبدیل به نقد است(اکثریت آنها).

4-سهام علاوه براینکه درمقطع کنونی میتواند با بالا رفتن قیمت همانند سایر کالاها سرمایه شما را افزایش دهد یک سود سالانه (درصورت تقسیم سودشرکت)نیز بشما میدهد بدون اینکه از مبلغ سرمایه گذاری شما کاسته شود.

5- سهام نه ازبین میرود ونه قابل سرقت است .

6-هرسهامداری میتواند روند سهام خود را  براحتی پیگیری کنیدودرصورت اخذ تجربه بیشتر میتوانید سهام بد را به خوب تبدیل کنید(خرید وفروش ).

شاید مزیت ها و جذابیت های بیشتری را بتوان عنوان کرد که من به همین بحث کوتاه اکتفا میکنم.

البته باید یاد آورشوم بسیاری نیز هستند که همین سهام  آنها رابدبخت وورشکست کرد وآن به علت عدم ارزیابی صحیح مقطع خرید سهام بوده یعنی آن موقع که زمین وساختمان وطلا وکالاهای دیگر توجیه سرمایه گذاری داشتند بدلیل عدم برخوردای از اطلاعات جامع وتحلیلی ساختمان ویا طلایشان را فروخته ووارد بورس کردند وبورس نیز با رکود ده ساله ومنفی خود همه آنها را بدبخت کرد.

ولی حقیر بعنوان کسی که سوابق بازار وبورس را داشته وهمیشه سعی میکنم تحلیل های خودرا شفاف وعینی وجامع بیان کنم به همه دوستان اعلام میکنم مقطع کنونی بورس بهترین جا برای سرمایه گذاری بوده وبدانید همین تجربه افزایش قیمتهایی که درهمه کالاها مشاهده کردید دربورس نیز تجربه خواهید کرد.

فقط برای اینکه بتوانید سود مناسب وبجایی داشته باشید سعی کنید به شاخص هایی همچون EPS ,P/E توجه داشته باشید وهمچنین به نوع فعایت شرکتها که درزیر برای آشنایی بیشتر برخی تحلیلها را میاورم:

تحلیل 1)شرکتهای خودرویی دربرخی مقاطع بسیار خوب هستند ودربرخی مقاطع بد که درمقطع کنونی بدلیل کاهش تولید وافزایش قیمت قطعات مشخصا" با کاهش ارزش سهام مواجهه میشوند وسود آنها کاهش میابد.

تحلیل2) دراین مقطع که نرخ دلار افزایش یافته مشخصا" سود وفروش شرکتهای نفتی وپتروشیمی بهبود میابد.

تحلیل3)کاهش واردات وافزایش نرخ دلار منجر به افزایش ورونق بسیاری از تولید کنندگان داخلی میشود که مشکل اصلی آنهاعدم امکان رقابت با محصولات وارداتی بود همانند دارو ومحصولات غذایی وقطعات و....

بنابراین دریک تحلیل ساده به موضوع فعالیت شرکت میزان وابستگی آن به خارج و میزان صادات محصول به خارج وافزایش ویا کاهش تقاضا و... توجه داشته باشید.

البته لازم به ذکر میدانم توضیح دهم که یکی از مشکلات بیشتر شرکتهای ما مشکلات مدیریتی میباشد که امید است درشراط حاد کنونی و مشکلات اقتصادی بوجود آمده مدیران نالایق نیز یا بایند توانمند شوند ویا کنار گذاشته شوند واین خود یکی از مزیتهای مشکلات اقتصادی است که نمیگذارد مدیر نالایق پشت پرده امنیت وثبات اقتصادی پنهان شود.

 

 


 
 
کاندید ریاست جمهوری واقتصاد(کاهش نرخ دلار)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
 

آیا میدانید شخصی که کاندید ریاست جمهوری میشود وشعارهای انتخاباتی او وحزبی که به نمایندگی از آن کاندید شده بدون درنظر گرفتن سایر عوامل تاثیر گذار اقتصادی میتواند درکشورهای توسعه یافته تا 20% ودرکشورهای جهان سوم از50الی 80% دربهبود شرایط(نرخ تورم) درصورت انتخاب تاثیر گذار باشد وبالعکس.

یکی از مسائل مهمی که به عنوان عامل اصلی تاثیر گذار برشرایط اقتصادی یک کشور دریک مقطع زمانی کوتاه میتوان از آن نام برد وقوع وقایعی همانند جنگ وتنشهای سیاسی مهم همچون انقلاب  ویا مقاطعی همانند انتخابات ریاست جمهوری میباشد.

بخاطر همین درکشورهای پیشرفته برای بهره برداری مناسب از جو روانی درایجاد شرایط مناسب برای بهبود شرایط اقتصادی سعی میکنند تا کاندیداهایی با برنامه های مورد قبول وپذیرش عموم معرفی کنند تا به محض انتخاب کاندیدای آنها با یک بستر مناسب اقتصادی  روانی به اجرای برنامه های خود بپردازند وحتی قبل از انتخاب تیم اقتصادی ومدیریتی خود رانیز سعی میکنند معرفی کنند تا مردم اعتماد واطمینان بیشتری کرده وتاثیر جو روانی را به حد اکثر ممکن برسانند..

برای درک بیشتر تاثیر جوروانی براقتصاد یک کشور مثال عینی میاورم ودراین مثال نرخ ارز که یکی از معیارهای اصلی سنجش کاهش ارزش پول یک کشور بوده وبطور مستقیم برنرخ تورم تاثیر گذار بوده وهمه بخوبی با آن آشنایی دارند مثالی میاورم.

درکشورما انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است وکاندیداهای مختلفی میتواند مطرح باشد که درزیر به تاثیرروانی کاندیدا برروی نرخ ارز مورد مقایسه قرارمیگیرد تا بتوانیم درآینده نتیجه ایی که حاصل خواهد شد را بااین تحلیل بسنجیم هر چند ممکن است اگر شخصی طرفدار کاندیدای خاصی است ومعترض به این باشد که چرا تاثیر کاندیدای مورد علاقه اش منفی نشان داده شده(از نظر تاثیر روانی براقتصاد) باید بداند این یک بررسی بحلیلی اقتصادی است وربطی به خوب ویا بد بودن کاندیدا ندارد بلکه تاثیر جو روانی ودیدگاه مردم از تاثیر برنامه ها وتیم اقتصادی آن کاندیدا براقتصاد کشور است که حتی درعمل ممکن است چنین نباشد ودوباره دیدگاه مردم نسبت به شخص انتخاب شده منفی شود. 

فرض کنید طیف های مختلفی به شرح زیر امکان حضور درانتخابات پیدا کنند:

1-یک نفر به نمایندگی از حزبی که ادامه دهنده سیاستهای دولت کنونی باشد.

2-یک نفر به نمایندگی از حزب اصولگرایان مانند آقای قالیباف ویا لاریجانی

3-یک نفر به نمایندگی از حزب اصلاحات ویا کرگزارن سازندگی 

4-یک نفر بصورت مستقل

الف)درصورتی که نماینده حزب حاکم انتخاب شود بدلیل اینکه مردم به وضوح عملکرد اقتصادی حزب حاکم را دیدند دیدگاه آنها درهمان سو خواهد بود وتوجهی به شعارهای انتخاباتی آنها نخواهند کرد ودرکشورما چون اقتصادش دراین چندسال تجربه تورم بالا وکاهش ارزش پول ملی را داشته بنابراین جو روانی عملکردی منفی داشته ومیتواند درصورت انتخاب نماینده آنها دلار به بیش از 4000تومان را تجربه کند .

ب)درصورتی که کاندیدای اصولگرایان برنده انتخاب شود با توجه به اینکه دیدگاه مردم اینست که ریس جمهور فعلی نیز درابتدا نماینده آنها بوده لذا ممکن است حتی افزایش نرخ دلاری و تجربه بد تری داشته باشد هرچند کاندیداهایی همانند آقای قالیباف بدلیل عملکرد نسبتا" مطلوب خود درمقام شهرداری وانجام پروژه ها میتواند این دیدگاه را تعدیل کند ولی به هرحال دلار احتمالا" کمتر از بند الف نباشد.

ج)درصورتی که نماینده اصلاحات از نمایندگانی باشد که مردم آن را اصلاح طلب بشناسند بدلیل پایین بودن نرخ تورم دردوره اصلاحات نسبت به دوره حاضر واحتمال کاهش تنش های سیاسی بین المللی نرخ دلار بین 20000-30000خواهد بود ولی درصورت امکان انتخاب کاندیداهایی همانند آقای رفسنجانی ویا موسوی بدلیل اینکه یک جو روانی اصلاحی نیز از آنها دارند وتوان انجام اصلاحات لازم حتی میتواند به 10000-20000نیز پایین بیاید.

د)معمولا" نمایندگان مستقل یا بی نام ونشانند ویا برنامه ها وحمایتهای حزبی لازم را ندارند ولذا مردم به چنین نمایندگانی بادید قدرتمند نگاه نمیکنند ودرصورت انتصاب چنین نماینده ایی دوباره جو روانی مثبتی ایجاد نمیشود مگر اینکه شخص منتخب بتواند با اظهارات ومعرفی تیم قدرتمند مدیریتی از خود یک توان بالقوه به نمایش بگذارد وبسته به مورد میتواند دریکی از گروه های تاثیر گذار الف وب وج قرارگیرد.

درپایان باید بگویم که همه این رویدادها وتاثیرات درنرخ دلار درهمان لحظه انتخاب است وپایداری این بهبود یک شبه دروضعیت اقتصادی وبهبود ارزش پول ملی که با انتخاب یک کاندیدا صورت میگیرد بسته به ادامه مدیریت اقتصادی صحیح منتخب مردم خواهد بود والا به همان سرعتی که این بهبود ناشی از جو روانی اتفاق میافتد میتواند به همان سرعت نیز ازبین رفته وحتی شرایط اقتصادی بدتر نیز بشود.


 
 
شیر پاستوریزه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
 

عمر میگذرد و خاطره میماند من هر موقع سالگرد انقلاب میشود بیاد دوران دبستان میافتم و به روزهایی که لحظه به لحظه به سوی تغییر گام میگذاشت.

آری ما آن موقع دبستانی بودیم وزیاد از مسائل سیاسی وسیاست جز آنچه توسط بزرگترها سخن به میان میامد نمی فهمیدیم ولی انگار این طوفان و سیل خروشان کوچک وبزرگ نمیشناخت وهمه را با خود همراه میکرد.

 ما درآن موقع نارضایتی خود را با شیرهای پاستوریزه ایی که بعنوان تغذیه صبحانه میدادند بیشتر نشان میدادیم و پاکت شیر را مصرف نکرده روی زمین گذاشته وبا پا برویش میزدیم وشیر با صدای تاپ محکمی از داخلش بیرون میریخت وما نیز مغرورانه میخندیدیم ویا پنیر مثلث هلندی را به هم پرتاب میکردیم البته اجیل را میخوردیم وبا آن شوخی نمیکردیم.

بزرگ ترها نیز از نفت وبرق وآب رایگان صحبت میکردند و امیدواربودند تا با پیروزی انقلاب وشکست ونابودی شاه بتوانند به توزیع عادلانه ثروت دست پیدا کنند.

بالاخره انچه درعالم کودکی واز گفته ها وشنیده ها میتوانستم بفهمم این بود که بیشتر مردم بدنبال رفاه بیشتر مادی معترض وبدنبال تغییر بودند وبسیاری در جلساتی که درهنگام افزایش فعالیتهای اعتصابی درکوچه ها برای دفاع از محله ها تشکیل میشد وما نیز درکنار پدرهایمان مینشستیم وبه صحبتها وتحلیلهای بزرکترها گوش میدادیم مطمئن بودیم که هیچکس بخوبی نمیداند متولی وبانی این همه تحولات چه کسی است (حداقل درجمع محله ما چنین بود)وبسیاری آن را به توده ایی ها نسبت میدادند.

برای ما که یک کودک دبستانی بودیم زیاد فرقی نداشت چه کسی میاید وچه کسی میرود هرچند اینهمه تنش ودرگیری نگران کننده بود ولی چون میدیدیم یک جریان خروشانی ایجاد شده وما هم دراین جریان قرارگرفته بودیم و حضور خود را به محض گرفتن شیرپاستوریزه پاکتی (تغذیه مدرسه)و گذاشتن آن زیر پایمان و ترکاندنش احساس وجود میکردیم.

ولی  بسیاری ازبزرگترهاانگار خواسته های مختلفی داشتند و امیدوار که بسیاری چیزها رایگان خواهد شد ودراینجا میدیدم که خواسته انها با ما فرق میکند یعنی ما تغذیه رایگان را بعنوان اعتراض ازبین میبردیم ولی انها بدنبال نفت وبرق وآب رایگان بودند.

با نزدیکتر شدن به بهمن سیل خروشان وخروشانتر میشد وهمه جرات بیشتری در نشان دادن اعتراضات پیدا میکردند بطوری که دیگر عکس شاه درکتابها رانیز شاخ دارش میکردیم و بزرگترها نیز که قبلا" از توده و... صحبت میکردند انگار تازه متوجه شده بودند رهبریت این تغییر بزرگ را امام بعهده دارد وهمین موضوع تودها را واعتراضات را مستحکم تر وبیشتر کرد چون من بیاد دارم که همه به روحانیت احترام خاصی قائل بودند وشاید همین اعتماد واطمینان بود که بسیاری را با هم متحد کرد ومطمئن وانقلاب تقریبا" نهایی شد وتا آن موقع بسیاری باور نمیکردند که شاه سقوط کند وبقول بسیاری میگفتند مگر میشود مملکت بدون شاه باشد.

ما درآن دوران احترام خاصی به روحانیون داشتیم وبه آنها آقا میگفتیم بندرت آنها را درکوچه وخیابان میدیدیم مگر اینکه برای رفتن به مجلس روزه خوانی بروندویا مسجد وبرای همین یادم میاآید حتی آن موقع که حسابی مشغول بازی فوتبال بودیم اگر از سر کوچه یکی از بچه ها می دید روحانی میاید با صدای بلند میگفت بچه ها آقا میاید وما به سرعت توپ را ول کرده وکنار دیوار می ایستادیم تا آقا بیاید واز جلوی ما رد شود وما سلام میکردیم وچون بیست قدمی دور میشد دوباره به بازی ادامه میدادیم.

ما میدانستیم ودرتلویزیون نیز بارها دیده بودیم که شاه نیز با آن عظمت واقتدارش به آقا مثل ما احترام میگذاشت وشاید این خود بزرگترین دلیلی بود که شاه را جز آقا کسی نمیتوانست تغییر دهد.

البته بخوبی بیاد دارم که دربین آنها که حکومت شاه را میخواستند نیز افراد با ایمان همچون یکی از داییهای با سوادم بود که عباداتش منظم بود وهرروز ساعاتی تلاوت قران میکرد ولی باید بگویم بیشتر آنهایی که اهل عبادت ومسجد بودند با آقا همراه شدند.

بالاخره انقلاب شد و کاخ تسخیر شد واکنون از آن روزهای انقلابی سالها میگذرد ومن هرموقع سالگرد انقلاب میشود ویا در سوپرمارکت شیر پاستوریزه میبینم خاطرات آن دوران برایم زنده میشود از بزرگترها خبرندارم ودرجمع آنها نشده بشینم چون بسیاری فوت کرده اند تا ببینم آنها چه خاطره ایی از آن دوران دارند والان چگونه خاطراتشان را زنده میکنند. 


 
 
← صفحه بعد