مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

تحلیل اقتصادی سال90دریک نگاه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
 

سال 90 را درشرایطی آغازکردیم که بحث هدفمندی وآزادسازی قیمت ها با حذف یارانه ها چه از دیدکاه اقتصاد دانان ومردم یک تورم بالای بیست درصدی براقتصاد کشورسایه انداخته بود ودولت برای اثبات ادعای خود مبنی برعدم تاثیر هدفمندی یارانه ها بر تورم وحتی احتمال کاهش آن بالاجبار همه ابزارهای نظارتی وکنترلی وتبلیغاتی خودرابرای جلوگیری از این تورم واقعی وروانی بکارگرفت.

 اقتصاد مقوله ایی است که پایه واساس آن برعرضه وتقاضا متکی بوده وتعادل آن درهمین چارچوب قابل تعریف است ورکود،تورم وتوررکود عارضه هایی هستند که دریک شرایط اقتصادی نامتعادل بوجود آمده وگریبان جوامع را میگیرد.

 عدم تعادل صحیح عرضه وتقاضا از یک طرف وانتقال مدیریت درآمد وهزینه ناشی از هدفمندی یارانه ها به مردم از طرف دیگر وانتقال بیش از منابع وتحمیل هزینه بیشتر به دولت وایجاد کسربودجه از یک طرف وازطرف دیگرتجویزنقدینگی به بیشتربه مردم وافزایش نقدینگی درگردش تورم مضاعفی را به جامعه تحمیل نمود هرچند درظاهر از نمایان شدن آن با هرشیوه وابزاری جلوگیری بعمل میاورد.

سیاستهای سلیقه ایی وخارج ازاصول علم اقتصاد وعدم پایبندی به نظریه های اقتصادی پذیرفته شده درسطح جهانی توسط مسئولین بانک مرکزی منجرشد تا نه تنها مهرتاییدی شود برتصمیمات سلیقه ایی مسئولان اجرایی بلکه با اعمال سلیقه درروش شناورارز منجرشد که بازار ارز به یکباره دستخوش تغییرات بالا شود هرچند موضوع تحریم ها بی تاثیر نبود ولی رویه اتخاذ شده دربانک مرکزی خود تاثیر زیادی دراین اختلال داشت ،دراقتصاد اصولا" عرضه وتقاضا مهمترین عامل درایجاد تعادل  دربازاراست ودرصورتیکه زیرساختها وبرنامه های اقتصادی دولت با اختلال مواجهه شود ومنابع ارزی آن کمتر از مصارف بوده وتقاضای ارزی تجار به نحو صحیح پاسخ داده نشود دراین صورت این تعادل به هم ریخته وبا افزایش نرخ ارز مواجهه خواهیم شد واستفاده از ارز شناور منجر میشود تا بطور غیر محسوس با تغییر صحیح نرخ ارز از افزایش بی رویه آن جلوگیری بعمل آیدویا یکی از عوامل افزایش نرخ ارز تورم افسارگسیخته دراقتصاد ملی است که متاسفانه با عدم پذیرش تورم موجود دراقتصاد واعلام نرخ های تورمی غیر واقعی توسط بانک مرکزی موجب گردید تا کاهش ارزش پول ملی رشد وسرعت بیشتری بخود بگیر د واین عامل بیکباره بازار را با یک فاصله قابل توجه در ارزش ارز وپول ملی روبرو سازد و یک تقاضای بالفعل وقوی درمقابل ارز که عرضه محدودی داشت روبرو سازد وهمین عامل سیاستهای اشتباه بازدارنده مسئولان اجرایی درمقابل دلار را تقویت نمود.

تحریمهای اقتصادی از یک طرف ،موضوع انتخابات از طرف دیگر وکاهش ارزش پول ملی وشرایط پایان سال و...منجرشده تا قیمتها سرعت وشتاب بیشتری بخود بگیرد وبا توجه به اینکه بهم ریختگی بازار دلار درچندماهه اخیرمنجرشد تا وارد کنندگان نتوانند اقدام به واردات لازم کنند وبدلیل وابستگی شدید بازار به اقلام وارداتی که درنتیجه واردات بی رویه درچندسال اخیر علی الخصوص محصولات چینی وکاهش یکباره هرچند میتواند تولیدات وصنایع داخلی را رشد وتوسعه دهد ولی بدلیل عدم تولید کافی صنایع داخلی متناسب با تقاضای موجود وضعف وناتوانی آنها ازنظر تامین سرمایه ومواد وعدم حمایتهای مالی دولت وبانکها لذا درسال جدیدبایداولا") شاهد یک تقاضای بالا درمقابل عرضه کم بوده وافزایش بی رویه قیمت کالاهای وارداتی که هم ناشی از افزایش قیمت دلار وهم کاهش واردات وعرضه آن خواهد بود ثانیا")خط فقر بدلیل کاهش ارزش پول ملی جابجا شده ودوباره بسیاری از کارمندان وکسانی که حقوق بگیر هستند را تحت پوشش میگیرد رابعا")هزینه های ثابت خانوار همانند آب وبرق وتلفن ونان ولبنیات و...افزایش یافته ومیتواند بهداشت وتغذیه آنها را تحت شعاء قراردهد خامسا")پس انداز بشدت کاهش یافته وبدلیل سیاستهای اشتباه بانکها وعدم پرداخت تسهیلات مناسب وبجا درحمایت از تولید کنندگان بجای تقویت تولید با تضعیف آنها روبروشده وبجای توسعه ورشد بسیاری ورشکست شوند وبانکها وموسسات مالی نیز با خطر ورشکستگی روبرو شوند

لذا دولت باید بجای فرار از واقعیتها با انجام تغییرات درمسئولین مراکز حساس وعلمی همچون بانک مرکزی واقتصادی وبازرگانی و...وبا بکاربردن تیم های علمی وافراد متخصص نه سیاسی و با پرداخت ارز لازم برای واردات واعمال سیاست صحیح نرخ شناور وبجای اقدام یکباره بصورت پله ایی اقدام به کاهش واردات نماید.

 یارانه های نقدی را به غیرنقدی وهمچنین دوباره به قبوض آب وبرق وگاز ...منتقل نماید تا مردم را درمدیریت هزینه همراهی نموده واز تجویز نقدینگی که منجربه تورم میشود جلوگیری نماید.

درسیاستهای اقتصادی به نظریات علمی وتحلیلی توجه نموده وسیاسی برخورد ننماید واقتصاد را ابزاری برای سیاست نداند وبداند اقتصاد برخلاف سیاست کاملا" ملموس است وعینی.  

عدم شفاف سازی دراقتصاد وکتمان تورم وفقر وفساد وبیکاری و... منجرمیشود تا دردراز مدت زیرساختهای اقتصادی واجتماعی وحتی سیاسی کشور ازهم بپاشد و پشیمانی دیگر سودی نداشته وبجای پیشرفت با پس رفت شدید غیرقابل بازگشت مواجهه شویم.

منتقدان اقتصادی را ارج نهیم وبجای فرار از واقعیتها بفکر اصلاح امورباشیم تا درآینده شاهد عقب افتادگی های اقتصادی از کشورهای دیگرنباشیم وبه شاخص های رفاهی مردم توجه داشته باشیم تا مردمی که از ثروت طلای سیاه برخوردارند وتحصیل کرده وتمدن چندهزارساله دارند اعتبار وشکوه وعظمت واقعی خودرابازیابند.

 


 
 
خوشبختی چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٩
 

خوشبختی یک تفکراست ،یک نگرش خاص به زندگی توام با نشاط وخوشبینی وسعادتمندی.

بسیاری فکرمیکنند خوشبختی یک ثروت مادی است ویا یک ازدواج با زیباترین زوج ویا مقامی ومنزلتی بزرگ.

 ولی اگر با ثروتمندترین فرد دنیا ویا زیباترین زوج دنیا ویا بزرگترین مقام قدرتمندترین کشوردنیا نیز به درد ودل میپردازی میبینی آنها نیز درحسرت دیگرانند ومضطرب.

 بسیار دیده شده که درکاخی میان خانواده هیچ مهر وعاطفه واتحاد ویک رنگی نیست ودرمنزل یک دهقان وسرسفره نان وپنیری چه شادی ونشاطی برپاست.

بسیار دیده شده که زوج زیبایی درراه روهای دادگاهها باهم درگلاویزند وزوجی که بسیاری نگران آینده آنها بود واز زیبایی بی نصیبند لیلی ومجنونی برای هم هستند.

بسیار دیده شده مقامات ومسئولینی که از مسئولیت، زندگی را دائما" در ترس ودلهره واسترس وبدور از خانواده وبدور از هر آرامشی طی کردند وآنطر ف چوپانی وکارگری را میبینی که با عشق وعلاقه کارروزانه را انجام داده وبا آرامش کنارزن وفرزند وخانواده زندگی میکند.

هدف از این گفته ها این نیست که هرچقدر فقیر ونیازمند باشی خوشبخت تر وشادتری هدف اینست که بدانی اگر احساس میکنی ثروت شما کمتراز آنست که احساس میکنی ویا شب وروز بدنبال کسب مقامی ودرانتخاب زوج بدنبال زیباترین هستی باید بدانی که این راه راه خوشبختی نیست راه هوی وهوس است که چون بدست آری باز بدنبال بهترین ها هستی وهرروز از خوشبختی دور ودورتر میشوی بدون اینکه بدانی.

پول ومقام و...همه وسیله است نه کلید خوشبختی وخوشبختی یک نگرش است نه یک موقعیت وجایگاه خاص وشما میتوانی با نگرش صحیح به موقعیت وجایگاه خود واحترام واعتماد به خانواده وشخصیت خود واستفاده صحیح واصولی از آنچه داری در راه خدمت به خود وخانواده ودیگران، خود ودیگران اقرار خواهند نمود که شما خوشبخت ترین انسان روی زمین هستی بدور از این که چقدر مال ومنال داری وجاه ومقام.

خوشبختی رازی است که با تفکر ونگرش صحیح آن راز برتوآشکارخواهد شد ودری است که با تفکر وتدبیر ونگرش صحیح برتوگشوده خواهد شد.

هرچه بدنبال ثروت ومقام و...باشی از آن راز فاصله میگیری وبجای باز کردن در ،دربیابان بیکران سردرگم وسرگردان خواهی بود.

خوشبختی دربی نهایت نیست ودرکهکشانها نیست بلکه درکنار سفره بی آلایشی که به سادگی درخانه پهن کرده ایی وبا خانواده صمیمی وصادقانه نشستی درکنارت نشسته وبرشما لبخند میزند ودست رفاقت و همراهی با شما میدهد.


 
 
تک نرخی شدن نرخ ارز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٦
 

اعلام ارز تک نرخی توسط بانک مرکزی بدنبال آشفتگی وسیع بازار ارز هرچند ثبات نسبی دربازار بوجود آورده ومسئولان توانستند دوباره ادعا کنند که بالاخره توانمندی خود را درکنترل بازارارز نشان دادند! ولی علی الخصوص دراین مقطع وبدنبال حذف یکباره نرخ ارز شناور که بهترین شیوه علمی موجود برای مقابله وکنترل نرخ ارز(جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی) درصورت اجرای علمی وصحیح آن بود تعریف علمی وصحیح ندارد.

متاسفانه مسئولان بانک مرکزی بجای مدیریت علمی سیستم پولی وبازار پولی کشوربیشتر برای همراهی دولت وبا نگرش نشان دادن بهبود وضعیت کشور با عدم شفافیت دراعلام نرخ تورم ورکود اقتصادی کشور ارزش واعتبار جایگاه علمی واقتصادی خودرااز دست داد وهمین عامل منجرگردید تا بد ترین نرخ های تورم وبدترین دوران کاهش ارزش پول ملی را درهمین دوران تجربه کنیم.

اصولا" روسای بانک مرکزی باید با داشتن تحصیلات عالی دررشته های مالی واقتصادی وبا بهره گیری از اندیشمندان ومشاوران اقتصادی صاحب نظر بعنوان بازوی اصلی اقتصادی کشور وبا برآورد دقیق واعلام صحیح تورم ورکود موجود درکشور اشتباهات سیاست های اشتباه دولت را گوشزد نموده وبهترین استراتژی های اقتصادی را درجهت جلوگیری از کاهش پول ملی وتقویت آن بکارگیرند.

با شروع افزایش تورم (رشد عمومی قیمت ها) وبدلیل شعار اصلی دولت مبنی برتجربه نرخ تورم یک رقمی وهمراهی سیاسی مسئولان بانک مرکزی منجرشد که بین واقعیت موجود درجامعه با آمارارقام اعلام شده فاصله زیادی داشته باشیم وهمین امر بسیاری از تولید کنندگان داخلی را بامشکل مواجهه نموده وتجار را بسوی واردات محصولات بی کیفیت وارزان ترغیب نماید بطوری که بیکباره خودرامصرف کننده وواردکننده همه نوع کالا از قطعات گرفته تا لوازم خانگی و... وحتی رسیدیم به مقطعی که به واردکننده میوه وفرش دستباف و...نیز تبدیل شدیم.

کاهش نرخ رشد واقعی  داخلی وتورم افسارگسیخته وازآنطرف واردات بی رویه نیازمند یک شوک کوچکی بود تا چهره واقعی اقتصاد ملی دیده شود که همانا با یک اعلام تحریم ساده بیکباره عرضه وتقاضای ارز بهم ریخته وکاهش ارزش پول ملی 100درصدی را درعرض مدت کوتاه تجربه کنیم (نرخ ارز بالای 20000ریال دربازار سیاه )این وضعیت یک زنگ خطری بود برای مسئولان که از تصمیمات وعملیات غیر شفاف وسیاسی درمسائل اقتصادی بردارند ولی متاسفانه بجای اصلاح رفتار از تجربه بدست آمده همه ایرادات ومشکلات را به عوامل خارجی ویا وابسته ودلالان سوق داده وبجای استفاده از شیوه ها واتخاذ سیاستهای علمی به امنیتی کردن موضوع پرداخته ودوباره به اظهارنظرهای غیر شفاف اقدام نمودند واین موضوع مشخص بود به جای اصلاح مشکل به تشدید آن کمک مینمود.

درادامه این مبارزه فیزیکی با یک رویداد اقتصادی تا آنجا پیش رفت که درادامه مجبورشدند شیوه بسیار مهم وعلمی نرخ ارزشناور را که میتوانست با اتخاذ تصمیمات صحیح اقتصادی وشناورسازی نرخ ارز با برسسی های اقتصادی وکارشناسی ازکاهش ارزش پول را گرفته وحتی نرخ تورم وعرضه وتقاضا را کنترل وبه تعادل بیاورند اقدام به حذف آن استراتژی نموده ونرخ ارز را تک نرخی اعلام کردند که اصولا" این شیوه درمقطع کنونی نه تنها تعریف صحیح علمی ندارد بلکه درراستای کمک به امنیتی کردن موضوع وکمک به مبارزه فیزیکی با هرگونه افزایش نرخ ارز میباشد.

هرچند این شیوه برخورد با مسائل اقتصادی درظاهر وکوتاه مدت نتیجه بخش دیده میشود ولی خود دربلندمدت یکی از عوامل اصلی وتاثیرگذاردر کاهش ارزش پول ملی خواهد شد وعرضه وتقاضای پنهان وهمچنین منجر به اختلال درروند صحیح عملیات تجار وواردات وصادرات گردیده ووضعیت اقتصادی وآتی کشور را با بحران مواجهه مینماید.

شاید برخی نمیخواهند واقعیت را قبول نمایند واصول ابتدایی عرضه وتقاضا را قبول ندارند ویا اینکه میخواهند دردوران تصدی مسئولیت خود به هرطریق ممکن عملکرد نامطلوب خود وشرایط بد اقتصادی بوجود آمده از تصمیم گیریهای نادرست را پنهان نمایند ولی بدانند که این شیوه اصولی برخورد با بحران ومشکلات اقتصادی نیست بلکه وسیله ایی برای تشدید بحران وشکست اقتصادی وکاهش ارزش پول ملی وتورم ورکود اقتصادی است.

 


 
 
چگونه به وارد کننده میوه وگوشت تبدیل شدیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢
 

کشورما جزو معدود کشورهای دنیاست که میتوان گفت کشور چهارفصل سال است وچهارفصل سال رامیتوان به راحتی دریک زمان مشاهده کرد.

این تنوع آب وهوایی وزیست محیطی وهمچنین برخورداری از خاک خوب درمناطق وسیعی از آذربایجان ومازندران وگیلان وخوزستان ومناطق دیگر وهمچنین آب فراوان برای کشاورزی وباغداری ودامپروری و... موقعیت برتر واستراتژیکی را برای تبدیل شدن به بزرگترین وقدرتمندترین قطب تولید وصادرات محصولات باغی وکشاورزی ودامی و... ایجاد نموده است.

از گذشته های دور وحتی دوران ایران باستان به این موقعیت استراتژیک وپتانسیل موجود دولتمردان ومردم ایران زمین توجه داشتند بطوری که باغ های بزرگی درشیراز وکرمان وکاشان وتهران وآذربایجان وشمال و... ایجاد شده بودندو  که تا به امروز نیز همچنان پایدار بوده وهمانند یک آثرتاریخی مورد بازدید قرار میگیرند .

با افزایش بی رویه درآمد نفتی ایران دردهه 50 وبا تحلیل کارشناسان داخلی وخارجی دولت وقت ایران برای اینکه بتواند اقتدار خودرادرداخل کشور ومنطقه بالا ببرد تنها راه را ایجادزیرساختهای صنعتی وصنایع مادر وبدلیل داشتن پتانسیل بالای خاک وآب ،توسعه زراعت وباغ ودامپروری به شیوه صنعتی وپیشرفته وبرطبق تکنولوژی روز بهترین گزینه بود که به تایید مشاوران خارجی نیز رسیده بود، سریعا" پروژه ها تعریف وتدوین وراه اندازی شد(دهه50) که از آن جمله میتوان به صنایع خودرو سازی وکشتی سازی وفولاد و....وهمچنین درزمینه کشت وصنعت ها به کشت وصنعت مغان وهفت تپه وکارون و....ودرزمینه نیروگاهها به نیروگاه اتمی بوشهر و... ودرزمینه بزرگراهها وسیستم های حمل ونقل به بزرگراههای بین شهری وهمچنین توسعه راه آهن و... وهزارن طرح های زیر بنایی مهم اشاره کرد بطوری که حتی طرح اولیه اجرای مترو نیز در برنامه کاری قرارگرفته بوداشاره کرد.

 

با وقوع انقلاب اسلامی چهره سیاسی واقتصادی ونظامی کشور دچار تغییر وتحول اساسی شد وآنچه مهم بود اهمیت پیگیری وتکمیل بسیاری از پروژه های عمرانی وزیر بنایی بود که بدلیل زمانبندی تکمیل وتوسعه آنها که بین 10-20سال پیش بینی شده بود درهنگام بروز انقلاب اسلامی بسیاری از آنها 30-40درصد تا مرحله تکمیل نهایی فاصله داشتند.

با توجه به ماهیت انقلاب که دربدو امر انقلابیون با دید تردید ومنفی به کلیه عملیات وتصمیم گیریها وبرنامه ریزیها ی گذشته نگاه میکنند متاسفانه منجرشد بسیاری از پروژه های عمرانی وزیربنایی بصورت ناقص ونیمه تکمیل مورد بهره برداری قرارگیرد ویا تعطیل شود .

یکی از مهمترین وجهه واهمیت آن پروژه ها این بود که چه ازنظر مکان احداث پروژه وچه از نظر ظرفیت وتکنولوژی وهمچنین موقعیت جغرافیایی ومکانی(یک پروژه برای اینکه توجیه اقتصادی لازم را داشته باشد یا باید نزدیک به مواد اولیه باشد یا بازار مصرف)به درستی انتخاب شده بود ومشخص بود مطالعات کارشناسی خوبی صورت گرفته است وcpmوزمانبندی اجرا ونظارت خوبی را داشته اند بطوری که درمحدوده های زمانی تعریف شده از پیشرفت کافی برخوردار بوده ودرواقع از زمانبندی تعریف شده جلوتر بودند ولی به هرحال درزمان وقوع انقلاب اسلامی نیمه تکمیل بودند.

آنچه دراینجا بیشتر مهم وموضوع بحث اصلی ماست پروژه های زراعی وباغی ودامی است که دراین رابطه گشت وصنعتهای بزرگی همچون مغان وکارون وهفت تپه ... ازجمله آنهاست که هزاران هکتار زمین وباغ ودامپروری وصنایع تبدیلی درآنها پیش بینی شده ومرحله به مرحله وبرطبق زمانبندی پروژه درحال تاسیس وراه اندازی بود.

با توجه به ماهیت پروژه های کشت وصنعت که مهمترین قسمت پروژه آماده سازی زمین وسیلو وکشت نهال و...است بنابراین این پروژه ها بعد ازانقلاب قابل بهره برداری بود هرچند ظرفیت اسمی وکل پروژه کامل نشده بود.

برای دست یابی به محصول باکیفیت بالا وبا قیمت رقابتی در جهت تامین نیازهای داخلی وورود به بازارهای جهانی لازم است که:

1-             ظرفیت اسمی درنظر گرفته شده بالا باشد وازتکنولوژی روز بهره گرفته شده تا با تولید انبوه هزینه ثابت تولید درواحد بسیارکاهش یافته وبهای تمام شده کاهش ومقرون به صرفه باشد.

2-             ایجاد صنایع تبدیلی واستفاده از سیستمهای مکانیزه کاشت وداشت وبرداشت وسمپاشی هوایی وحمل ونقل وانبارداری وسردخانه و...برای احداث وایجاد وبهره گیری توجیه لازم داشته باشد.

3-             اشتغال مناسبی ایجاد نموده وخودبخود صنایع تبدیلی و تکمیلی نیز بدلیل داشتن تولید انبوه به سرعت ایجاد وبهره برداری شود.

4-             مراکز آموزشی وتحقیقی نیز درجهت بالابردن کیفیت ودستیابی به ابداعات واختراعات وعلوم جدید نیز جایگاه خاصی پیدا میکند

 

درواقع همانطوری که درچنین پروژه های بزرگ مشاهده میشود علاوه برتولید انبوه وصنایع تبدیلی متعدد موسسات آموزشی وتحقیقی وحتی بهداشتی و...نیز بوجود آمده است.

برای مثال تاسیس کشت وصنعت مغان دریک منطقه محروم که میگویند روزی از ترس مار وعقرب حتی محل مناسبی برای زندگی نبوده منجرشده علاوه برتبدیل شدن به قطب کشاورزی منطقه با تاسیس بزرگترین کارخانه قند وباغات خاورمیانه وصنایع تبدیلی همچون لبنیات وساندیس و...وهمچنین دانشکده کشاورزی وتحقیقاتی نقش مهمی را در رشد علمی وفرهنگی منطقه وکشور داشته باشدوبه قطب محصولات باغی وکشاورزی ودامی وصنایع تبدیلی و...تبدیل شود.

متاسفانه بدلیل بی توجهی برخی از مسئولان بعدازانقلاب به اهمیت پروژه های علمی وتولیدی وصنعتی زیر بنایی وبزرگ (مادر)وبا این احساس که چنین پرژه هایی با دیدگاه توسعه طلبانه وسرمایه داری ایجاد شده اند با این تفکرکه باید قشر مظلوم وضعیف هدفگذاری شده وبرروی آنها سرمایه گذاری شود بجای ادامه سرمایه گذاری برروی این پروژه ها اقدام به طرح هایی همچون طوبی و... نمودند وبیشتر به اعطای وام خرده برای باغبانان وکشاورزان ضعیف وکم توان نمودند که این منجر شد تا تولید صنعتی وعمده جای خود را به تولید سنتی وخرده بدهد واین مهمترین عامل تضعیف کشت وصنعتهای بزرگ که برای پایداری وتکمیل نهایی نیازمند حمایت دولت بودند درراستای این بی توجهی روزبروز پیر وگرفتار شدند وگسیل توان و سرمایه  ملی به وام های کوچک وتولید کنندگان جزء منجرشد تا تولید انبوه واقتصادی معنی ومفهوم پیدا نکند ومیوه وگوشت تولیدی این واحدهای کوچک درسطح مصارف منطقه وبخشی از کشورباشد وبا وجود اینهمه زمین وسرمایه وامکانات به جای تبدیل شدن به بزرگترین صادرکننده محصولات باغی ودامی درجهان به یکی از مهمترین وارد کنندگان ومصرف کنندگان آن تبدیل شدیم.


 
 
افزایش بی رویه ومقطعی نرخ ارز وتاثیر مخرب آن دروضعیت کنونی تجارت وتولید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
 

ساختاراقتصاد متکی برواردات کشورما منجرشده تا درطول سالیان دراز بسیاری از صنایع ما وابسته به واردات مواد اولیه وحتی بسیاری از تولید کنندگان بدلیل ارتباط نزدیک وسهل الوصول بودن محصولات چینی وارد کننده بسیاری از محصولات چینی وسایرکشورها ومونتاژگر ویا درج برند وعرضه آن درداخل کشور بوده همین امر منجر شده که بسیاری از تاجران تبدیل به واسطه گران یا تهیه کنندگان وعرضه کنندگان کالاهای وارداتی شوند.

با وجود اعتراضات وپیگیری های بسیاری از شرکتهای تولیدی داخلی مبنی بر جلوگیری از ورود بی رویه محصولات چینی ارزان قیمت وبی اعتنایی مسئولان درطی سالها، تولید کنندگان داخلی بدلیل ضررهای پیاپی وعدم امکان رقابت با محصولات چینی یا تعطیل شدند ویا تبدیل به واردکنندگانی شدند که بجای تولید محصول اقدام به واردات محصول ودرج برند خود برروی محصولات شدند تا بتوانند از این طریق از این سود بی رویه محصولات چینی بهره مند شوند.

باافزایش نرخ تورم وعدم امکان افزایش نرخ محصولات تولید داخلی بدلیل رکود اقتصادی همانند خودرو وسایر محصولات صنعتی متناسب باافزایش نرخ تورم بالاجبار بسیاری از این تولید کنندگان درسایه نظارت ضعیف دولت وچشم پوشی آنها از این موضوع مهم درجهت شایدکمک به آنها وبدلیل تحریم های پی درپی وحذف ویا کاهش واردات قطعات ومحصولات از اروپا وسپس ژاپن وکره وانتقال آن به چین وهندو.. حاشیه سود تجار وواردکنندگان  را بسیار بالا برد وهمچنین تولید کنندگان خودرو و... توانستند با این تغییر منابع تامین قطعات بدون اینکه توجه نمایند این کاهش کیفیت چه ضرروزیانی به کشور ومردم وارد میکند حاشیه سود خود را حفظ نمایندبدون اینکه خیلی ازمردم متوجه باشند که محصولاتی که مصرف میکنند کیفیت وقطعات قبلی را نداشته وتغییرات کلی درحال انجام است (البته بعد از مصرف بدلیل کارایی ضعیف آنها متوجه این موضوع میشدند )وچاره ایی جز قبول آن ندارند.

روند فوق منجر شد تا بیکباره با حجم عظیمی از واردات ووابستگی به محصولات وقطعات چینی شویم ونه تنها تاجران بلکه صنایع وتولید کنندگان مانیز بجای تولید داخل اقدام به خرید محصول وارداتی وآماده وعرضه آن بنام وبرند خود راسودده وتوجیه پذیر یافتند.

 کاهش ارزش پول ملی وبه تبع آن افزایش نرخ ارز بویژه دلار که معاملات بین المللی ما ازطریق آن انجام میشد وعلی الخصوص تغییر نسبتا" قابل توجه آن دریک مقطع زمانی کوتاه شوک الکتریکی با ولتاژبالایی بود که تعدادی را درجا خشک وورشکست نموده وتعداد قابل توجهی را نیمه جان ساخته وبسیاری را هوشیار کرد که این وضعیت نه قابل شوخی است ونه قابل عبور به شانس واقبال ودراین بین بعضی ها فکر کردند این شوک مقطعی وشوخی بیش نیست ولی تداوم چند ماهه آن منجرشد تا یقین حاصل کنند که این کاهش ارزش پول واقعیتی انکار ناپذیر است وحل ورفع آن درسایه شعار وتکذیب امکان پذیر نبوده بلکه ساختاراقتصادی وتدابیر علمی میطلبد که حداقل ازعهده تیم مدیریتی حاضر برنمیاید.

حال باید واقعیتها راپذیرفت وقبول کرد که زیر ساختهای اقتصادی را درطول این سالهای بی توجهی مسئولین وسوق همه توجه ها به مباحث سیاسی وهر ایراد علمی واقتصادی را به سیاست ارتباط دادن تخریب نموده ونپذیرفتن عملکرد ضعیف نتیجه ایی جزاین دربرنداشت وباید روزهای بددتر وسخت تری رانیز انتظارداشت.

هیچ اختلال اقتصادی بی راهکار نیست وهرچند ممکن است برخی از معضلات ومشکلات اقتصادی حل ورفعش نیازمند زمان وزیرساختهایی باشد ولی برای اینکه بتوانیم به تاجران وشرکنهایی که به هردلیل با این شرایط سخت وبحران مواجهه شده اند راهکارهایی برای عبور از آن توصیه میشود:

1-      ارزیابی دقیق موقعیت کنونی، اولین اقدام شناخت صحیح وموقعیت خود است یعنی باید اطلاعات وآمارهای لازم ودقیق دررابطه با میزان سرمایه ونقدینگی وبدهی ارزی وفروش ودریافت ها وپرداختها جمع آوری وبه تحلیلگران ومشاوران آشنا به فعالیت ارائه شود.

2-     تعیین نسبت وابستگی شرکت به واردات ویا بهتربگوییم مخارج ارزی مشخص شده وسریعا" نسبت به تامین وپرداخت بدهیهای ارزی اقدام شود یعنی تعهدات ارزی به حداقل کاهش داده شود نه اینکه زمان را به امید کاهش نرخ ارز ازدست بدهیم.

3-      تاآنجا که توان داریم نسبت به ایجاد فعالیتهای داخلی درکنارفعالیتهایی که وابستگی ارزی دارند اقدام کنیم تا فعالیتمان بیکباره با توقف روبرو نشود.

4-      درصورت امکان محصولاتی را که فعالیت میکنیم اگر 100% خارجی میباشدتلاش کنیم تا بخشی از آن راتولید داخل نموده ووابستگی ارزی آن راکم کنیم.

5-      درصورتی که خرید خارجی داریم سعی کنیم واریز آن را 100%انجام بدیم یعنی برعکس قبل که تلاش براین بود خرید اعتباری کنیم پرداخت آتی راکمترکنیم واگر نتوانیم به میزان توان خود خرید کنیم نه بیشتر.

6-      قیمت گذاری را بصورت صحیح انجام بدیم بطوری که هم فروش مختل نشود وهم به ضرر فروش نکنیم.

7-      کاهش هزینه لازم درهزینه های سربار وحقوق ودستمزد به منظور جلوگیری از افزایش قیمت بی رویه وهمچنین ایجاد مشکل در پرداخت ها وهزینه ها صورت گیرد.

8-      فعالیتها ووابستگیها به واردات وتامین باید دریک روند تعریف شده صورت گیرد تا بیکباره مجبور به تعطیل نشویم.

9-      فروش محصول بدلیل احتمال اختلال درتامین برای گذر از این شرایط که ممکن است چند فصل بطول انجامد باید با یک روند تعریف شده ونقدی باشد تا بتوان سریعا" نقدینگی لازم برای تامین را داشته باشیم.

10-   شناخت مشتریان وپرونده اعتباری مشتریان بازبینی شود تا از احتمال بروز مشکل درمشتریان وانتقال آن به شرکت جلوگیری بعمل آورد که درچنین شرایطی ممکن است بسیاری با مشکل پرداخت وتسویه وورشکستگی مواجهه شوند.  

 


 
 
سیاستهای ارزی وبازار ارزایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

کشورهای  مختلف از طریق بانکهای مرکزی خود ویا هرسازمانی که مسئولیت اتخاذ سیاستهای ارزی را بعهده دارد با توجه به وضعیت وموقیعیت اقتصادی شان سیاستها وروشهای خاصی را مورد استفاده قرارمیدهند که مهمترین آنها که ازنظر اقتصاددانان پذیرفته شده ومیتواند درصورت استفاده صحیح وعلمی موثر ومناسب باشد به سه روش تقسیم میشود:

1-      نرخ آزاد ارز(که دراین شیوه دولت هیچ کنترل ودخالتی دربازار ارز نداشته ونرخ ارز برطبق عرضه وتقاضا تعیین میشود که بسیاری از کشورهای پیشرفته وسرمایه داری ودرحال توسعه از این شیوه استفاده میکنند)

2-      نرخ ارز شناور(دراین شیوه که میتوان از آن به عنوان روش میانه بین روش نرخ آزاد ارز ونرخ ارز ثابت نام برد دولت نه تعیین کننده اصلی ونه بی تفاوت بوده ودرواقع با توجه به اهمیت اثرات ووضعیت عرضه وتقاضا وبه منظور انجام اقدامات حمایتی وکنترلی نسبت به تعیین واعلام نرخ های شناور اقدام مینماید دراین روش نرخ ارز همیشه شناور میباشد ودرکشور هایی که درعرضه وتحویل خود محدودیتها وشرایطی را نیز اعمال میکنند همیشه دربازار ارز دونرخ دولتی وآزاد درکنارهم به مشتریان اعلام میشود که مردم اطلاع داشته باشند برای موارد وواریزی های تعریف شده درچارچوب شرایط  دولت (همانند ارز مسافری ویا واریزی برای خریدهای مصوب...)میتوانند از نرخ شناور استفاده کنند درواقع دراین روش سعی میشود از افزایش قیمت بی رویه ارز جلوگیری شود وهمچنین با عرضه ارز به نرخ شناور تعادلی دربازار ارز بوجود آورده واز افزایش بی رویه آن جلوگیری میکند)

3-      نرخ ارز ثابت (دراین روش نرخ ارز تک نرخی بوده واجازه عرضه ارز به قیمت دیگری برای هیچ کس داده نمیشود وهمه مجبورند نرخ ارز را برطبق همان نرخی که توسط دولت ابلاغ شده خرید وفروش کنند درچنین حالتی یک بازار سیاه درکشور ایجاد میشود که بطور غیر قانونی ومخفیانه به خرید وفروش ارز میپردازد.

 

روشی که درکشور ما انتخاب وبه عنوان سیاست ارزی دولت اتخاذ شده سیاست ارز شناور میباشد که اصولا" بدلیل وجود منابع ارزی لازم بعنوان یکی از کاربردی ترین روش ها درکنترل وتعدیل وتثبیت نرخ ارز باشد ودولت با اتکاء به پشتوانه ارزی خود سالها توانسته بود تغییرات نرخ ارز را(اززمانی که این سیاست را بکاربرد)تاحدودی درکنترل خود داشته باشد ومتقاضیان ارز نیز به راحتی ارزمورد نیاز خود راتهیه وروند معمول فعالیت خود را ادامه دهند.

 به هم ریختگی کنونی نرخ ارز کشور که منجر شد تا بسیاری از فعالان بخش خصوصی ارز سودهای کلانی از این فعالیت بدست آورده وبازار ارز ازکنترل دولت خارج شده وافزایش های بی رویه ویکباره ایی با وجود رکود سهمگین بازار وتجارت که خود میتواندتقاضا برای ارز را بشدت کاهش دهد بالعکس تقاضا به شدت افزایش یافته بطوری که بالاجبار دولت از عرضه ارز برطبق شرایط اعلام شده امتناع نمود(همانند تغییرنحوه پرداخت ارز مسافری و...) که درزیر به تجزیه وتحلیل عوامل اصلی بحران ارزی درشرایط حاضر میپردازیم:

1-      یکی از عوامل اصلی بحران اخیر را سیاست های ارزی غلط مسئولین جدید بانک مرکزی ایران  نام برد که متاسفانه مسئولین جدید به جای اتکاء به شیوه های علمی وقواعد اقتصادی وارائه گذارشات شفاف واتخاذ تدابیر صحیح ، بالعکس بسیاری از واقعیتها را چه درزمینه آمارها واطلاعات اقتصادی وچه درزمینه نرخ تورم وهمچنین وضعیت بازار کتمان ویا شفاف وصحیح اعلام ننمودند وبجای  شیوه های علمی به شعار وتهدید بازار اکتفا کردند که این منجرشد بجای حل ورفع مشکلات روز بروز اوضاع بدترشود.

2-      اتخاذ سیاست های نامشخص که درهیچ یک از سیاستهای تعریف شده نمی گنجید بعدازاولین بروز اختلال دربازار همانند سیاست نرخ ارز ثابت(اجبار وتهدید بازار مبنی برفروش ارز با قیمت مشخص ودرصورت مشاهده گران فروشی جریمه ومواجهه با تعزیرات که این رویه چند ماه اتخاذ شد واتفاقا" بسیاری از این شیوه اتخاذی سودهای کلانی بردند بطوری که با نرخ مصوب میخریدند وبه نرخ بازار سیاه میفروختند) درواقع دوسیاست مختلف دریک زمان مشخص اعمال شد ویا بهتر بگوییم هیچ سیاست اصولی بکاربرده نشد.

3-      اتخاذ سیاست شعار گونه وعرضه ارز به نرخ های بالا به منظور کاهش تقاضا بجای پیروی صحیح از سیاست ارز شناور به منظور کاهش نرخ ارز واشباع بازارکه بدلیل عدم تشخیص صحیح توان وپتانسیل موجود دربازار وهمچنین تقاضای موجود وناتوانی در ادامه این سیاستها افزایش ها بجای کنترل تثبیت شده وقیمت ارز بشدت بالا رفت.

4-      تحریم های اتخاذ شده از خارج وایجاد جو روانی ناپایداروهمچنین تنش زا که خود عامل مهمی درافزایش تقاضا برای ارز خارجی بودوهمچنین بدلیل افزایش های پی درپی آن بسیاری نیز ارز را بهترین وسیله سرمایه گذاری دانسته ونسبت به خرید وذخیره آن اقدام نمودند وازطرف دیگر درنتیجه تحریم صادرات کاهش یافته وواردات همچنان ادامه پیدا کرد که توازن مبادلات بیش از پیش منفی شد.

5-      کاهش ارزش پول ملی بدلیل سیاستهای بد پولی وتورم افسارگسیخته(که از مهمترین عوامل آن میتوان به پرداخت نقدی یارانه ها اشاره کرد)

 

به هرحال همه عوامل فوق وبرخی از عوامل دیگر منجرشد تا ارزش پولی کشوربه شدت کاهش یافته ونرخ مبادلات ارزی به نفع ارزهای خارجی افزایش یابد که امیدواریم مسئولان از اشتباهات گذشته خود عبرت گرفته وبجای تداوم شعار با اتخاذ سیاستهای پولی مناسب وپایبندی به اصول علمی ونظریه هاوسیاستهای کاربردی وصحیح اقتصادی از تضعیف بیش از حد پول ملی جلوگیری کنند که درصورت عدم انجام آن باید شاهد ورشکستگی بسیاری از تجاران وفعالان اقتصادی وشرکتهای تولیدی وصنعتی باشیم.


 
 
خاطرات یک زندانی(1)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٤
 

صبح که همه اعضای خانواده درخواب شیرین هستند به آرامی لباس پوشیده ووسایل شخصی را برداشته طوری که آنها بیدارنشوند درخروجی را باز کرده وبسوی دفترکارمیروی ،ودر راه  به هرکار وفعالیت مهمی که امروز باید انجام دهی میاندیشی.

 پس از احوالپرسی با همکاران به آرامی پشت میزکارنشسته وبا روشن کردن کامپیوتر خودرا برای روزی فعال وپرکارآماده میکنی.

 هنوز چندساعتی از شروع کارنگذشته بیکباره شخصی نام تورا میپرسد وپس از اطمینان از حضورشما با ایما و اشاره ایی که میکند یک فردنظامی به دنبالش وارد شده وبرگه ایی دردست دارد که حکم جلب شماست!

 سوال وجواب بسیارکوتاه است وبقیه باید پس از تحویل شما به کلانتری محل باشد والبته عنوان شاکی را نیز درصورت نیاز اعلام میکنند وشما متحیر!

دستبند سردی بردستانت بسته وشما نگران عابران وهمسایه هاو حیثیت وشخصیت خودهستی وضابط نگران فرارشما، مجال هیچ چیزی را به تو نمیدهد وبه شخصیت وموقعیت شما توجهی ندارد!

هزاران فکر وهزاران استرس وخیال به سراغت میاید ومهمتر ازآن تصویر خانواده خود را درجلوی چشمانت با قیافه های نگران وغمگین ظاهر میشود وفرزندان معصومت بی اطلاع از اسارت بابا.

اولین چیزی که به ذهنت میاید اگر وکیلی داشته باشی ویا آشنایی که بتواند مشاوری دلسوز باشد وروزنه امید تماس میگیری وآنها نیز اگر ببینند چهار شنبه چنین اتفاقی برای شما افتاده میدانند که این موضوع آگاهانه وبرای اینست که حداقل چند روز شماراگرفتار ودربند نگهدارند حتی اگر ادله کافی وکامل هم برای آزادی داشته باشی.

چون ببینی که این چند روزه تا شنبه کاری را هیچ امید وراهی برای رهایی نیست دومین اقدامی که میکنی تماس با همسر وخانواده خود است وبا احتیاط وبه آر امی چند روز حتمی را اطلاع میدهی که آنها امید برگشت شما را درشنبه داشته باشند نه اینکه ادامه دار باشد وآنها ناامیدشوند.

گریه امانش نمیدهد وشما نیز با اقتدار که بتوانی بذر امید دردلشان بکاری صحبت میکنی که هم آنها درنگرانی نباشند ونه ضابطین وعوامل این وضعیت که دربالای سر شما ایستاده اند ومنتظر که شاید به گریه و التماس بیافتی شاد نگردند.

لحظات دشواری است وگفتگوها متاثر کننده وحزن انگیز واز آنطرف مدام سوال میکند تاکی میبرند؟وآیا راهی نیست وازشما تردید ویقین که حداقل این چندروزه را راهی نخواهد بود.

آنقدر صحنه انباشته از غم واندوه است که بی اختیار گریه کودک خود رانیز از آنطرف گوشی ودرگوشه خانه رامیشنوی انگار همه درماتم وعزایی سهمگین گرفتارند ودلداری ها نتیجه ایی ندارد.

باید آخرین حرف ها زده شود که چون فرصت بیشتری به شما نمیدهند ، خانواد ه ات میپرسند اگرسوال کردند چه بگوییم وتنها جواب شما اینست که به کسی اطلاع ندهید واگر کسی پرسید بگویید به مسافرت رفته ،مسافرتی کوتاه ودوباره گریه امانشان نمیدهد وشما برای اینکه آنها که همچون جلاد درانتظار بردن شما هستند خم به ابرو نمیارید وکاری نمیکنید که آنها بفهمند آنطرف گوشی خانواده شما همچون ابر بهاری اشک میریزند.

ادامه دارد....

 


 
 
تحلیل اقتصاد جمهوری آذربایجان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥
 

جمهوری آذربایجان بدلیل داشتن خاک مناسب ومنابع نفتی وگازی وهمچنین موقعیت توریستی  وسرمایه گذاری در مقایسه با کشورهای  تازه استقلال یافته آسیای میانه دارای موقعیت بهتری  بوده وتوانسته با تثبیت شرایط سیاسی خود پیشرفت قابل توجهی داشته باشد این جمهوری توانسته با ایجاد روابط نزدیک با بلوک غرب وبدلیل پتانسیل های اقتصادی که درآن مطرح است توجه بسیاری از کشورهای پیشرفته را بخود جلب نماید وازجمله همکاری نزدیک وبرادرانه با کشورترکیه که بدلیل ارتباط نزدیک زبانی وفرهنگی روابط اقتصادی وتجاری گسترده ایی را ایجاد نموده است وهمچنین باایجاد بسترلازم برای سرمایه گذاری وورود شرکتهای مطرح بین المللی درپروژه های نفت وگاز وزیرساخت های اقتصادی وصنایع مادر وایجاد بسترقانونی وحمایتی لازم منجرشده تا حضوری فعال درعرصه جهانی داشته وبسیاری از کشورهای توسعه یافته رادراین رشد وتوسعه سهیم نماید.

 جمهوری آذربایجان درلیست کشورهای منتظر عضویت درکشورهای اتحادیه اروپاست وبدلیل توان اقتصادی بالا وبرخورداری از منابع نفت وگاز وتصمیم دولتمردان آن برای رعایت شرایط ورفع محدودیتهای لازم برای عضویت دراتحادیه اروپا پیش بینی میشود بسیار سریعتر از زمانبندی موردانتظار این اتفاق بیافتد.

 وضعیت سیاسی ونحوه مدیریت کلان آذربایجان ووضعیت دموکراسی وغیره درتحلیل اقتصادی ما نیست ولی آنچه مهم است تصمیم گیرندگان سیاسی وصاحبان قدرت جمهوری آذربایجان با توجه به موقعیت استراتژیک این کشوردرمنطقه وبحران های سیاسی وهمچنین چنگ قره باغ وموارد مختلف توانستند کارنامه موفقی ازخود نشان دهند بطوری که با وجود مشکلات عدیده ایی که همه کشورهای مشترک المنافع با آن دست به گریبان هستند وبحران های بین المللی ومنطقه ایی این کشور توانسته با جلب اعتماد کشورهای قدرتمند قراردادمهم تکمیل خط لوله باکو- تفلیس -جیهان که میتواند منافع بزرگ سیاسی وبین المللی را بدنبال داشته باشد را منعقد نماید وتولید ناخالص داخلی خود را درسال 2007به رتبه نخست جهان برساند.

با بررسی کوتاه درروند رشد اقتصادی این کشور میتوان به سیاست های اصولی این کشوردرمسیر رشد وتوسعه پیبرد تا شاید این کشور الگویی باشد برای کشورهایی که درتلاشند مسیر توسعه را بپیمایند، پس از استقلال جمهوری آذربایجان ووقوع چنگ قره باغ ارزش پول این کشوربشدت کاهش یافت وسایه فقر برهمه جای کشور گسترده شد وااز آنطرف بی ثباتی سیاسی منجرگردیدتا تورم افسارگسیخته رشد یابد بطوری که نرخ تورم به بیش از 400%رسید با وخیم تر شدن اوضاع حیدرعلی اف که یکی از چهره های شاخص سیاسی شوروی سابق بودبادرخواست حداکثری مردم ومقامات جمهوری آذربایجان پس از چنددوره بی ثباتی ازسال1993دراین کشوربه قدرت رسید  توانست کشوررابه  ثبات سیاسی لازم برساند وازسال 1996 میلادی بدلیل ورود درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بین المللی وروند روبه رشد سرمایه گذاری های خارجی واعتبارات صندوق بین المللی پول وبانک جهانی وارتباط نزدیک ومساعدتهای بلوک غرب اقتصادنابسامان کشور روندروبه رشدی پیداکرد بطوری که تورم بیش از400درصدی درسال 1995میلادی به 20درصد ودرسال 1996میلادی به 3/7ودرسال 1997 ودرسال1998میلادی به صفر ودرسال2000به (5-) درصد رسید که این روند رامیتوان یکی از مطلوبترین روندهای  بهبود اوضاع اقتصادی  یک کشورنام برد.

جمهوری آذربایجان درحالی به این رشد اقتصادی دست یافت که بستراقتصادی  این کشور درحال گذرازاقتصاد متمرکز کمونیستی به اقتصادبازار آزادبود که خود یکی از موانع ومشکلات اصلی  وساختاری توسعه ورشد اقتصادی بود بطوری که حتی درمقطع کنونی نیز بخشی از اقتصاد آذربایجان هنوزتغییرات ساختاری پیدانکرده است.

 باوجود این واقدامات ساختاری موثر درزیرساختهای اقتصادی کشور درسال 2000میلادی تولیدناخالص داخلی(GDP)(حدود 5میلیارد دلار(کشاورزی 18/8درصد،تولیدات صنعتی42/8درصدوفعالیتهای خدماتی38/3) بود این رقم وقتی قابل توجه است که دراین سال تولیدناخالص داخلی آن کشوررشدی به میزان 11/1درصدراتجربه میکرد وبا اهمیت تراینکه میانگین رشد ناخالص داخلی درفاصله سالهای 1990-1998میلادی (10/85-)درصد بود یعنی این کشور بیش از صددرصد رشد راتجربه میکرد.

 رشداقتصادی جمهوری آذربایجان وافزایش تولید ناخالص داخلی منجرشد که متوسط درآمد سرانه مردم از تولید ناخالص داخلی  درسال 2003 به 3400دلاربرسد.

 صادرات جمهوری آذربایجان شامل نفت وگازوموادشیمیایی وپتروشیمی وموادغذایی وکالاهای صنعتی وماشین آلات وماشین های فلزکاری میباشد واز آنطرف این کشوردرتلاش است که با ایجاد بسترتجاری مطمئن وتعرفه های گمرگی مناسب ومزیتهای رقابتی بسیاری از فعالیتهای اقتصادی وتجاری منطقه از جمله ایران وکشورهای همسایه را بخود جلب نماید وهمچنین با سرمایه گذاریهای بسیاری که درزمینه زیباسازی وایجاد امکانات رفاهی ونوسازی وحفاظت از بسترها واماکن تاریخی و... مینماید وبا برخورداری از سواحل دریا وفرهنگ غنی چه از نظر هنری وموسیقی ورقص و... میتوان براحتی ادعا نمودکه درآینده نزدیک صنعت توریسم این کشورنیز به یکی از صنایع پردرآمد تبدیل شود وموقعیت منحصر به فرد این کشوردرمنطقه را تقویت نماید.

 بدلیل ثبات سیاسی این کشور ووجود بسترمناسب اقتصادی  سرمایه گذاری خارجی دراین کشورروزبروز درحال افزایش است وبیشترین سرمایه گذاری موردنیازاین کشوردرصنعت نفت وگاز میباشد حضورسرمایه گذاران کشورهای مختلف ازجمله سرمایه گذاران آمریکایی  دراین کشورحائزاهمیت است.

کشورجمهوری آذربایجان با وجود داشتن یکی از مرغوب ترین خاکهای کشاورزی وبرخورداری از تولیدات کشاورزی بدلیل عدم برخورداری از تولید مکانیزه هنوز محصولات کشاورزی وباغی بخشی از واردات این کشوررابخود اختصاص داده  است.

هیچ رشد توسعه ایی بی دلیل نیست وصرف داشتن منابع درآمدی همچون نفت نمیتواند رشد وتوسعه راتضمین کند ، " با بررسی روند اصلاحات اقتصادی این کشور مشخص است که دولتمردان آن کشورکه قطعا"از تجربیات وکمکهای کشورهای توسعه یافته  بلوک  غرب نیز دراین راه برخوردارشده اند وبا استفاده از کارشناسان وصاحبنظران امرمصمم به این امربوده اند بطوری که درسال 1993میلادی پول ملی را از روبل خارج کرده وازاول مارس 1994میلادی منات را بعنوان پول ملی ورسمی کشوراعلام میکنند ودرسال 1995سیاست تک نرخی ارز اعمال وبا حمایت صندوق بین المللی پول برنامه تثبیت اقتصادی به مورد اجرا گذاشته میشود انجام صحیح وتحلیلی وبرنامه ریزی شده منجر میشود که به یکباره تورم بالای 400%به کمتراز 8%کاهش پیداکند.

خصوصی سازی بعنوان یکی از مهمترین سیاستهای اقتصادی دولت همچنان ادامه دارد ودراین راستا وبه منظور تسریع درروندرشد وتوسعه وعبور از موانع موجود اصلاحات زیادی را دربخش قانونگذاری وقوانین حاکم برجامعه چه دربخش اقتصادی وسایربخش ها بوجود بیاورد وقوانین تسهیل وکاهش مراحل وروندآغازکار،پرداخت اینترنتی مالیات وکاهش حجم دستی (کاغذی ) درادارات  وتوسعه فن آوری روز دنیا درجهت اصلاحات اقتصادی ،گمرگات وکوتاه کردن مدت زمان انتقال دارایی (از61روز به 11روز)با یکپارچه سازی قوانین ثبت دارای ومستغلات  ،بطوری که درسال 2008ازرتبه 97جهانی به رتبه 33ارتقاء پیداکرد.

دولت آذربایجان برنامه های اصلاحات اقتصادی خودرا همچنان با قدرت وشتاب پیگیری میکند ودرسال2005با تغییرواحدپولی خود ازمنات به منات جدید توانست ارزش واحد پولی خودرابیشترحفظ نماید ونرخ برابری آن با دلارحدود1دلار20سنت شد که بدلیل روند روبه رشد اقتصادی این کشور وتورم منفی منجربه تثبیت ارزش آن کشور درمقابل دلار ویا حتی بهبود ارزش آن تابه امروز گردیده است.

کشورجمهوری آذربایجان توانست درسایه سیاستها وبرنامه های مدون اصلاحات اقتصادی  درسال 2008بنا به گذارش بانک جهانی دررتبه نخست اصلاحات اقتصادی جهان قرارگیرد وهم اکنون چندین سال است که بالاترین رشد اقتصادی جهان را بخود اختصاص داده است.

این کشور هرچند یک اقتصادی تک محصولی (نفت وگاز )دارد ولی با توجه به برنامه ها وفعالیتها واصلاحات اقتصادی که انجام داده درآینده شاهد رشد صنعت توریسم وهمچنین صنایع مادر درزمینه های پتروشیمی وماشین آلات وصنایع غذایی همچنین با مکانیزه شدن واصلاح تولیدات کشاورزی وباغی ودریایی وهمچنین صنایع دستی همانند فرش و... به یکی از کشورهای ثروتمند منطقه با اقتصاد چند محصولی وافزایش ثروت ملی ودرآمدسرانه بالا تبدیل خواهد شد.

توسعه زیرساختهای کشورازجمله امکانات رفاهی ،هتل ها وراهها وحمل ونقل و... خود درآینده بیش از پیش رشد این کشوررا به مرحله جدید نموده وبیش از پیش تسریع خواهد نمود.

بدلیل گذر این کشورازمرحله اقتصاد دولتی به خصوصی مشکل اصلی آن وجود رشوه وفساد مالی ومقاومت نهادها ومدیران شرکتها وسازمان های دولتی میباشد که دولت درحال اقدامات زیربنایی با ملاحظاتی دراین رابطه است که درصورت رفع کامل آن میتوان اذعان کرد مسیر رشد وتوسعه این کشورمیتواند الگویی نو برای سایرکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه باشد.

 


 
 
شب یلدا برتمامی ایرانیان مبارک باد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠
 

 

ایرانیان بیش ازهزارسال است که نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال راجشن میگیرندودرواقع بعد از جشن نوروز یکی ازجشن های مهم بشمارمیرود.واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهریا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی ( دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده[۱]) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.  از اینشب به عـنوان شب زایش خورشید یا شب تولد نور یاد شده است . گذشتگان ما که پایه و اساس زندیگشان برکشاورزی و شبانی استوار بوده و در طول سال ، با سپری شدن فـصول و تضادهای طبیعی موسمی برخورد داشته اند ، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول وبلندی و کوتاهی روز وشب و جهت و حرکت و قـرار ستارگان آشنایی یافته و کارها وفـعالیت هایشان را با آن تنظیم می کرده اند

ایرانیان دراین شب باخشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته ویادر کرسی می‌نشستند وتا سپیده دم وتاسپیده دم جشن شادی میکردند و بزرگترهابرای همه قصه تعریف می‌کردندوازخاطرات میگفتند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، درواقع آنهارانشانه پربرکتی ورونق میدانند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. دراین شب شعرخوانی از حافظ وفالگیری نیز مرسوم بوده یعنی به هر طریقی که بتوان این شب طولانی را بخوبی وخوشی درکنارهم به سپیده دم رساند

درهمه جای ایران یلدا را جشن میگیرند وهرمنطقه ایی درکنارتنقلات برای خود چیزهایی را مهم واساسی میدانند درآذربایجان تزیین هندوانه وماهی درشیراز حافظ خوانی ودرگیلان ماهی سفیدوبالخره درهراستانی چیزی به این جشن افزون شده است

درکشورهای پیشرفته با این همه تدبیر وتوان مالی هرگز نتوانستند جشن های سراسری به این عظمت وفراگیری بوجود آورند وزیبایی چنین جشن هایی به این است که نه تنها شادی وشادابی ونشاط واتحاد ودیداروصمیمیت را به ارمغان میاورد وبه بهترین وضعیت وبرنامه ریزی اقتصادی وپذیرایی خانواده ها به بهترین شکل ممکن برگذار میشود وروحیه شادابی ونشاط را برای همه به ارمغان میاورد

درود برآنها که چنین جشن های زیبا وپرنشاطی را ایجادکردند وبرما ارزانی داشتند ونشانه ایی است از شکوه وعظمت ایران باستان مانیز باید چنین جشن هایی را پاس بداریم

چنین جشن هایی علاوه براینکه نشانه ایی از عظمت وشکوه ایرانیان باستان است خود میتواند نشاط وسرزندگی واتحاد ودوستیها را با یک پذیرایی شبانه که حتی درکارروزانه نیز اختلالی بوجود نمیاورد به ارمغان میاوردولازم است درعصرحاضر مطالعات جامعه علمی درماهیت چنین جشن هایی بعمل آید وتلاش شود تعدادچنین جشن هایی بیشتر وبیشتر گرددتا نشاط وشادابی که درجوامع امروزی ضعیف وضعیف تر میشود تقویت نمود 


 
 
اقراربه شکست سرآغازپیروزی است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٧
 

هرفعالیت وهراقدامی درذات خود هم شکست دارد وهم پیروزی ،البته این راهم بگویم که مفهوم شکست توقف نیست ومفهوم پیروزی نهایت کار.

متاسفانه چه دربحث های اقتصادی وسیاسی واجتماعی مخصوصا" درکشورهای جهان سوم بدلیل نهادینه نشدن بسترهای قانونی ونظارتی وبدلیل جوابگو نبودن مجریان امر واختیارات تعریف نشده بسیاری از تصمیم گیرندگان بجای گرفتن تصمیم سیستمی وفعالیت درچارچوب تعریف شده بیشتر برطبق احساس وتصمیم گیری شخصی عمل مینماید انگار که چون مقام ومسئولیت بالاتری دارند این تکبر به  آنهادست میدهد که بیشتر از همه نیز میدانندودرعمل مختارند.

دراینجا سعی میکنم بیشتر درچارچوب اقتصادی به ادامه بحث بپردازم.

شاید یکی از دلایل اصلی عدم رشد وتوسعه مناسب کشورهای جهان سوم نه درارتباط باکمبود منابع وابزار موردنیاز بلکه بدلیل عدم شناخت ودرک صحیح از جایگاه وموقعیت اقتصادی خود است بطوری که بسیاری از این کشورها هرچندمنابع معدنی وخاک وسیع ونیروی کارارزان به وفور دارند ولی تولید ناخالص ملی آنها بسیار پایین است.

خیلی ها میگویند که آنها برنامه ندارند درصورتی که برعکس من همیشه میگویم که بدلیل شرایط سیاسی بسیاری از آنها وهمچنین حرص وانگیزه ایی  که برای توسعه دارند معمولا" برنامه های مدونی دارند یعنی برنامه هایشان آنقدر مدون ووسیع است که عملیاتی نیست.

دراین کشورها معمولا" دانش وتجربه ویا بهتر بگویم تئوری وعمل باهم منطبق نیست وتحصیل کرده هایی که متولی آموزش وتحصیل هستند بدلیل شرایط خاص فرهنکی واجتماعی وسیاسی حاکم بر این کشورها هیچ آشنایی وشناختی از واقعیات موجود درجامعه آنگونه که باید ندارند وبه امر تحصیل وآموزش از دیدگاه وظیفه وکارمندی ونسخه برداری از کتب ومنابع خارجی مینگرند وهیچ تحقیقات مفیدی از حقایق وواقعیتهای موجود وانطباق آنها با شرایط موجود انجام نمیدهندوهرتحقیقی نیز انجام دهند درچارچوب وتایید رای ونظر مسئولان انجام میدهند.

جالب اینست که بسیاری از همین اساتید محترم که برای مسئولین امر بعنوان صاحبان علم شناخته میشوند ومجریان را دانش آموختگان خود میدانند برای مشورت وارائه راهکار پیشرفت وتوسعه دعوت میشوند واینها درهمه جلسات تدوین برنامه های رشد وتوسعه حضورفعالی دارند ودولتمردان را درایجاد اقتصادسیاسی ونه عملی ونظری همراهی میکنند..

با این وجود بدلیل عدم سنخیت تئوریها با حقایق موجود وعدم تطبیق برنامه ها با واقعیتها وپنهان کاری وسرپوش گذاشتن به اشتباهات وعدم درک صحیح از موقعیت زمانی ومکانی وسایر شرایط ومحدودیتها منجرمیشود که بجای توسعه منجربه توسعه نیافتگی بیشترشود.

بنظر من یکی از علت های اصلی بی اثر بودن اینهمه تلاش های مضاعف ونسخه های اساتید محترم بدلیل عدم انطباق تئوریهای علمی آنهابا واقعیات جامعه است وتردید درکفایت دانش کاربردی آنها وهمچنین عدم شناخت ودرک صحیح آنها از حقایق موجود وعدم داشتن سوابق اجرایی وتجربی وعلمی مناسب میباشد.

درجهان سوم اساتید با گزینش های خاصی انتخاب وبرنامه ها با سلیقه ها وادبیات خاصی تنظیم وبجای اجرای صحیح وتلاش موثردرانجام بهینه آن بیشتر به جامعه تجویز وتحمیل میگردد.

بدلیل شکت برنامه هاومشخص شدن ارائه نسخه های غیر عملی ودیدگاههای مصلحتی وحتی ممکن است هدایت فعالیتهای اقتصادی به مسیرهای مغرضانه وسوئ استفاده گرایانه نظارتها نیز درعمل نمایشی شده وبجای تحلیل صحیح اشتباهات واصلاح آنها تاکید واصرار بیشتر صورت گرفته وبجای رشد وتوسعه تورم ورکودویا بدتر ازآن توررکود به مردمان هدیه داده میشود.

جالب تراینکه همان تصمیم گیرندگان ومجریان بجای اقرار به شکست واشتباه برنامه ها وبرنامه ریزی ها ونسخه های ارائه شده،بعد از بروز مشکلات اقتصادی وتورم ورکودهای مضاعف خود منتقد اصلی شده ودوباره راهکار وروش ارائه میدهند!

بنابراین نتیجه میگیریم که بزرگترین واصلی ترین گام درمسیر رشد وتوسعه همان شناخت ودرک صحیح موقعیت مکانی وزمانی وجایگاه اقتصادی  واقرار به واقعیت ها وپذیرش اشتباهات است وبس


 
 
تحلیل اقتصادی وسیاسی کشورچین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٤
 

اقتصاد چین درسال 2010 پس از اتحادیه اروپا و آمریکا در مقام سوم جهان قرار گرفت چین درتلاش است تا اقتصاد خود را به آمریکا یعنی بزرگ‌ترین اقتصاد جهان برساند و این موقعیت شرایط  سیاسی و اقتصادی خاصی را بوجود آورده است. ترکیب جمعیتی نیروی کارفعال چین به شرح زیر است:

1-کشاورزی : بیش از ۵۰ ٪

2-صنعتی۲۴٪

3- کارمندان و بازرگانان۲۶ ٪

با وجود رشد بالای اقتصادی چین ولی هنوز بسیاری از مردم چین دارای درآمد سرانه پایینی هستند (حدود ۲۰۰ میلیون نفر از مردم چین با درآمد روزانه کمتر از یک دلار زندگی میکنند).

چین چه دربخش صنعت از محصولات مصرفی گرفته تا ماشین آلات واز صنایع نظامی گرفته تا هوا وفضا و... ودرصنایع کشاورزی وتولیدات کشاورزی وهمچنین معدنی ...فعالیت گسترده داشته ودرواقع درهمه زمینه ها اقدام به صادرات درسطح بین المللی وبه اکثر کشورهای جهان میکند.

تا سال 1979الگوی اقتصادی چین کمونیست اتحاد جماهیر شوروی بود واز آن تبعیت میکرد ودرهای باز والگوهای سرمایداری واقتصاد آزاد معنی ومفهوم نداشت که این امرمنجرشده بود تا بهره وری اقتصاد چین بدلیل سنتی وفرسوده بودن وعدم بهره گیری از علم روز وناکارامدی در بدنه دولت واقتصاد دولتی وتورم نیروی کاردرساختاردولت وازآنطرف رشد جمعیتی روزافزون  نتیجه ایی جز افزایش روز افزون فقروبیکاری نداشته باشد.

نقطه عطف وسرآغاز رشدو توسعه چین را از دهه 80مقطع به قدرت رسیدن جناح عملگرا واصلاح طلب  میدانند که ایجاد درهای باز ودوستی وارتباط بین المللی جایگزین تفکرایدولوژیک وجهان ستیز شد. و حزب کمونیست با کنار گذاردن آرما نگرایی مبتنی بر تفکرات حزبی و سوسیالیستی در روابط بین‌المللی، تمرکز بر تأمین منافع ملی و پرهیز از مواضع پرهزینه را برگزید.  

 یکی از مهمترین وشاخصه ایی که منجر شده تا سرمایه گذاری وانتقال تکنولوژی توسط کشورهای پیشرفته به چین را ترغیب نماید 5اصل همزیستی مسالمت آمیز بود که سیاستمداران اصلاح طلب برای دستیابی به توسعه ورفاه ملی تعریف کردند :

1-    احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها

2-    عدم تجاوز

3-    عدم مداخله در امور دیگران

4-    برابری و نفع متقابل

5-    همزیستی مسالمت آمیز با سایر کشورها

   وجودنیروی کارفراوان وارزان با کارایی مفید بالا دراین کشور است که این امر منجرشده تا بسیاری از شرکتهای چند ملیتی اقدام به خط تولید ویا مونتاژدراین کشور بکنند وهمین پشتکار وفعالیت خوب متخصصان چینی منجرشده تا علاوه برانتقال تکنولوژی درارتقاء آن نقش اساسی داشته وکشورشان را به بزرگترین اقتصاد ازنظر تنوع تولید وفعالیت تبدیل نمایند بهمراه ساختار سراسری و پرقدرت حزبی ، امنیت اجتماعی و روانی سرمایگذاری خارجی را ترغیب مینماید.

 اقتصاد چین از نظر بسیاری از تحلیلگران وصاحبنظران اقتصادی وهمچنین بانک جهانی وضعیت مطلوب وبا ثبات داردوچنین استدلال میکنند که رشد اقتصادی وحجم اقتصاد چین همیشه بیش از آمارها ومقادیری بوده که توسط کارشناسان اعلام گردیده است.

ازنظر بانک جهانی رشد اقتصادی چین رایک موفقیت بزرگ قلمداد نموده  ولی اظهارمیدارد با وجود افزایش میزان تولید ناخالص داخلی، نرخ سرانه تولید اقتصادی هنوز بسیار پایین است و برای اینکه چین به سطح کشورهای توسعه یافته برسد هنوز راه زیادی را باید طی کند.

با اتخاذ سیاست دوستی وهمکاری با همه کشورهای دنیا وبا تشخیص مناسب موقعیتها واستفاده ازشرایط سیاسی بوجود آمده دردوران جنگ سرد درجهت پیشبرد اهداف اقتصادی کشور موقعیت سیاسی واقتصادی چین را بسیار تقویت کرد.

ژانویه 1979 در تاریخ چین نقطه عطفی تاریخ ساز محسوب می‌شود و سفر دنگ به ایالات متحده و انعقاد قراردادهای همکاری علمی و فنی دو جانبه ، پیوندهای نوینی برای انتقال تجارب علمی جهان به چین فراهم کرد . در این مرحله صدها هزار چینی در قالب تیم‌های آموزشی و کاری و تحصیلی به خارج رفتند و سلسله‌ای از دانشمندان و مدیران و مهندسان نو اندیش چینی پدیدار شد .

میتوان گفت چین دربهره برداری از موقعیت سیاسی وتضادهای بین المللی بوجود آمده درسطح جهان همیشه رتبه اول را دارد وتا آنجا که توانسته باوجود این بهره مندی وبهره برداری سیاسی خود را از حساسیت ها وتضادها بدورنگهدارد شاید بسیاری از کشورها زیانهای میلیاردی را از روابط تجاری وسیاسی خود با چین بدلیل ورودبسیاری از کالاها ی بی کیفیت وسوئ استفاده های دیگر متحمل میشوند ولی سیاستهای مدبرانه دولتمردان چینی نگذاشتند تا خللی دراین روابط یکطرفه سیاسی واقتصادی به نفع آنها بوجود آید ،شاید بتوان گفت این سیاست اقتصادی وسیاسی چین بعنوان یک الگوی نوین دراستعمار وسلطه جهانی تعریف شود.

بسیاری از کشورها بدون آنکه متوجه شوند اقتصاد ومنابع ملی خود را تحت سلطه واستثمار چینی ها در آورده اند وصنایع ملی خود را که سالها وحتی ممکن است قرن ها در ساختار آن منابع وعمرخود راصرف کرده اند را درسایه این ارتباط به ظاهر مناسب ودوستانه درحال ریشه کن کردن وتخریب هستند .

توسعه صادرات وروابط اقتصادی چین با بسیاری از کشورها نه برپایه انتقال تکنولوژی بلکه ارائه محصول ارزان ومتنوع است که یکی از خطرناکترین روابط میباشد که هرکس دراین دام بیافتد همانند فردی که دردام اعتیاد میافتد رفته رفته کار وفعالیت وسرمایه واعتبار وتوان خود را از دست داده وزیر ساختهای اقتصادی وابسته ونحیف وورشکست میشوند وجدا شدن از آن نیز به راحتی میسر نخواهد بود.

چین بیشتر رشد خود را مدیون ارتباط با کشورهایی است که درسایه تضاد بین المللی بوجود آمده برای آنها بدنبال کشوری هستند که بتوانند تحریم ها ومشکلات اقتصادی خود را حل ورفع کنند(به اصطلاح دوربزنند) که هرچند درظاهر چنین اتفاقی ممکن است بیافتد ولی درواقع از چاله به چاه میافتند که چون چین بدلیل اشتیاق پایان ناپذیرش برای رشد وتوسعه وتامین نیازهای داخلی خود هیچ هدفی جز بهره مندی وبهره برداری یکطرفه را دنبال نمیکند درصورتیکه سایر کشورهای قدرتمند سیاستشان تقویت دوستان وتضعیف دشمنان است.

 هرچند این سیاست وتدبیر اتخاذ شده توسط دولتمردان چین تاکنون جواب داده وآنها را به جایگاه سوم جهان رسانده ولی با توجه به افزایش آگاهی های بین المللی وتغییراتی که درشرایط سیاسی واقتصادی جهانی بوجود میاید ،دولتمردان چینی تغییرات اساسی در سیاستها وروشهای اقتصادی وروابط بین المللی خود اتخاذ نمایند والا درآینده شاهد سقوط وتزلزل موقعیت اقتصادی وسیاسی آن کشورخواهیم شد بطوری که روزبروز نام وآوازه چین درارائه محصولات بی کیفیت وتاثیرات منفی داشتن روابط اقتصادی با آن کشور درعقب ماندگی وتضعیف اقتصاد داخلی کشورها مبحث اصلی کارشناسان است واین رشد یکطرفه تداوم نخواهد یافت "فواره چون بلند شود سرنگون شود"سیاست مداران واندیشمندان واقتصاددانان چینی بایستی تصمیمات مناسب اتخاذ نمایند تا بتوانند کشورشان را از سقوط یکباره نجات دهند.

کشورژاپن شاید روزی همانند چین فعالیتهای اقتصادی خود را دردنیا گسترده بود وادعا میکرد هیچ خانه ایی حتی در دورافتاده ترین نقاط جهان نمیابی که محصول ژاپنی درآن نباشد وتوانست با اتخاذ سیاستها ی اقتصادی مناسب همیشه جایگاه واعتبار خود را حفظ نماید.درصورتی که چین همانند اتومبیلی که ترمز آن بریده باشد به مسیر خود ادامه میدهد واین ادامه دادن شایدتحسین بسیاری را برانگیخته ولی از نظر علمی صحیح ومنطقی بنظر نمیرسد وباید درانتظار رخدادها و اتفاقات بد چه سیاسی واقتصادی در کشورچین باشیم.   

 


 
 
دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢
 

گویند روزی دزدی خروسی را گرفته وبه زیر کتش کرده بود تا ازمحله ایی ببرد که از بدحادثه صاحب خروس نیز که بدنبال خروسش بوده به او میرسد واز اومیپرسد که خروس مرا ندیدیدی ؟ دزد با نهایت پررویی وجسارت ودرحالی که دم خروس از زیر کت بیرون زده بود میگوید به حضرت عباس قسم من ندیدم! وصاحب خروس درحالی که اشاره به دم خروس میکرد میگوید قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را!!!!!!

  برخی از مسئولان کشور ما نیز چنین عمل میکنند واز اوضاع سیاسی بوجود آمده چه داخلی وبین المللی سوء استفاده کرده وامورات اجرایی خود را درخطوط قرمز قراردادند وهر اعتراض وایرادی را سیاسی قلمداد میکنند.

 تولید خودرو خارج از استانداردهای کیفیتی بین المللی  واز آنطرف واردات بی رویه خودروهای خارجی علی الخصوص چینی و...نیزادامه دارد وبیکباره تولید بنزین با کیفیت جهانی نیز اعلام میگردد برای مصارف داخلی تولید شد ومشت محکمی به دهن بیگانگان زده میشود وتولید خودروهای بی کیفیت وواردات آن نیز متوقف شده !!ولی سایه ابرهای تیره برسربام منازل وتلفات روزانه براثرآلودگی شدید هوا همانند دم خروس دیده میشود وما ماندیم که دم خروس را بپذیریم ویا این قسم اقایان را!!

 متاسفانه این گوشه ایی کوچک از اشتباهاتی بزرگ است که توسط برخی از تصمیم گیرندگانی که بجای آگاهی وانجام مسئولیت تفویضی با هر اشتباهی جان ومال بسیاری را درمخاطره میاندازندصورت میگیرد.

 یادم میاید درگذشته های دور نگران بودیم که دولتمردان بیکباره منابع ملی را به یغما نبرند وبا مصرف بی رویه آن آیندگان را به خطر نیندازند ولی حالا میبینم حتی میشود مسئولی با اشتباهاتش نه تنها منابع ملی بلکه جان انسانها ومحیطزیست آنها رانیز به خطر اندازد .


 
 
نقش خصوصی سازی در تأمین مالی شهرداری ها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠
 

  پیشرفتهای صنعتی وتکنولژی وتغییرات اجتماعی واقتصادی وفرهنگی درزندگی  خانوارها منجرشده تادر نیازها وخاسته های آنها تغییرات وتحولات زیادی بوجود آید ،زندگی درعصرجدید شکل مکانیزه بخود گرفته واین عامل منجرشده شهرموندان هم از نظر زیست محیطی وهم از نظر شرایط محیط خانوادگی مخاطرات زیادی را پیش روی خود ببینند وبدلیل رشد بی رویه شهرنشینی وافزایش جمعیت شهرها حل ورفع مشکلات شهری وتامین منابع لازم وپایدار بطوری که بتوان خدمات نوین ومتناسب بانیاز روز شهروندان ارائه داده ومشکلات زیست محیطی را کنترل وحل ورفع کرد از  اهداف وموضوعات اصلی میباشد که مسئولان شهری درصدد دست یابی به آن میباشند .

افزایش روزافزون خدمات رفاهی واجتماعی وفرهنگی وعمومی شهروندان درکلانشهرها فرایندی بسیار سریعتر از افزایش درآمدها داشته بطوری که نیاز شهرها برای ارائه خدمات مطلوب ومتناسب با آن ورفع معضلات شهری مکان وزمان مشخص نداشته و خدمات رسانی و نیاز اجتماعی وتامین رفاه باید به موقع پاسخ داده شود درحالی که فرایند درآمدی شهرداریها ،فرایندی است تعریف شده ومحدود ومشخص که درزمان ومکان میتوان آن راتعریف کرد همین عامل یکی از مباحث اصلی ومشکلات مسئولان شهری است که میطلبد تا راهکارهای علمی لازم اندیشیده شود.

شهرداری ها منابع مالی مشخص و محدود وتعریف شده دارند درصورتی که نیازهای رفاهی واجتماعی و...شهروندان روزبروز افزایش یافته ومسائل زیست محیطی نیز ازطرف دیگرکه هیچ کدام دریک قالب تعریف شده قابل سنجش وارزیابی نیست همین عامل منجرشده تا مسئولان شهری همیشه با یک چالش جدی در تامین وارائه خدمات لازم به شهروندان وجلب رضایت ورفاه آنها داشته باشد.

گسترش بی رویه کلان شهرها وپیچیدگی خدمات رسانی ومدیریت مالی واداری آنها تامین منابع مالی پایدارومدیریت شهری متمرکز جوابگو نبوده ومیطلبد تا بمنظور جوابگویی وخدمت رسانی متناسب با نیازهای روز شهروندان وبدلیل عدم امکان هماهنگی منابع ومصارف درفصول مختلف سال مبحث مشارکت بخش خصوصی(خصوصی سازی )وتامین منابع وجذب پتانسیل های  لازم برای پیشبرد طرح های توسعه ایی وخدمات رسانی خارج از منابع داخلی امری اجتناب ناپذیر است.

امروزه مبحث مدیریت شهری ونقش آن درساختارملی به یکی از مباحث مهم بین المللی تبدیل شده بطوری که سازمان ملل 5محور اساسی برنامه مدیریت شهری را اینگونه  ابلاغ کرده است:مدیریت محیط زیست شهری ،مدیریت زمین شهری،میریت امورمالی شهرداریها ،مدیریت زیرساختهای شهری وریشه کن سازی فقرشهری.

همانگونه که مشخص است بخش خصوصی میتواند درسه بخش اصلی مدیریت محیط زیست شهری ،مدیریت زمین شهری ،مدیریت زیر ساختهای شهری حضورفعال وموثر داشته ودر ریشه کن سازی فقر شهری نهایت تاثیرگذاری را داشته باشد.

با توجه به توسعه کلانشهرها ومدیریت متمرکز آن وعدم امکان تعریف صحیح منابع ومخارج (درآمدها وهزینه های شهرها) بالاجبار برای تمرکز زدایی بجای خصوصی سازی اقدام به ایجاد مناطق شهری شده که هرچند در تفکیک مسئولیتها ومدیریت امور وبرنامه ریزی وخدمات رسانی تا حدودی موثر بوده ولی خود میتواند از جهاتی مشکل کلانشهرها را دوچندان نماید ،زیرا که مناطق از نظر جمعیتی وامکانات رفاهی ووسعت منطقه ودرآمدی درشرایط یکسانی نبوده ومیتواند درمدیریت شهری اثرات نامطلوبی ایجاد نماید که برای نمونه درزیر جدول مقایسه ایی منابع درآمدی مناطق مختلف تهران درسه سال متوالی آورده شده است:

 

 

درآمدهای عملیاتی براساس واحدهای تابعه

 

 

 

87(ریال)

86(ریال)

85(ریال)

87%

86%

85%

86%

87%

شهرداری منطقه 1

7,388,032

5,347,432

2,155,073

0.16

0.16

0.11

2.48

1.38

شهرداری منطقه 2

2,740,065

2,827,948

1,816,035

0.06

0.08

0.09

1.56

0.97

شهرداری منطقه 3

4,070,241

4,963,636

2,292,538

0.09

0.15

0.12

2.17

0.82

شهرداری منطقه 4

3,758,694

2,497,031

1,573,219

0.08

0.07

0.08

1.59

1.51

شهرداری منطقه 5

4,763,689

2,785,930

1,528,451

0.11

0.08

0.08

1.82

1.71

شهرداری منطقه 6

2,649,645

1,963,453

1,499,991

0.06

0.06

0.08

1.31

1.35

شهرداری منطقه 7

1,457,825

898,383

815,011

0.03

0.03

0.04

1.1

1.62

شهرداری منطقه 8

1,162,555

708,103

451,691

0.03

0.02

0.02

1.57

1.64

شهرداری منطقه 9

255,302

257,755

178,411

0.01

0.01

0.01

1.44

0.99

شهرداری منطقه 10

382,277

274,907

172,627

0.01

0.01

0.01

1.59

1.39

شهرداری منطقه 11

1,376,802

982,730

544,581

0.03

0.03

0.03

1.8

1.4

شهرداری منطقه 12

1,928,210

1,963,224

882,138

0.04

0.06

0.04

2.23

0.98

شهرداری منطقه 13

629,589

524,369

236,021

0.01

0.02

0.01

2.22

1.2

شهرداری منطقه 14

1,169,820

455,770

348,732

0.03

0.01

0.02

1.31

2.57

شهرداری منطقه 15

690,689

463,025

294,158

0.02

0.01

0.01

1.57

1.49

شهرداری منطقه 16

306,719

535,604

148,806

0.01

0.02

0.01

3.6

0.57

شهرداری منطقه 17

853,675

905,109

406,376

0.02

0.03

0.02

2.23

0.94

شهرداری منطقه 18

940,223

633,040

415,665

0.02

0.02

0.02

1.52

1.49

شهرداری منطقه 19

465,093

277,933

650,130

0.01

0.01

0.03

0.43

1.67

شهرداری منطقه 20

588,073

552,512

185,635

0.01

0.02

0.01

2.98

1.06

شهرداری منطقه 21

1,628,374

586,240

716,528

0.04

0.02

0.04

0.82

2.78

شهرداری منطقه 22

2,472,093

920,025

305,945

0.06

0.03

0.02

3.01

2.69

اداره کل امورمالی

2603481

2,314,028

1,801,560

0.06

0.07

0.09

1.28

1.13

سازمان حمل ونقل وترافیک

323459

427932

184,337

0.01

0.01

0.01

2.32

0.76

سایر

296909

160,659

130,193

0.01

0

0.01

1.23

1.85

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع کل

44,901,534

34,226,778

19,733,852

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودارهیستوگرام درآمدهای عملیاتی براساس واحدهای تابعه :

 

 

 

با تحلیل وبررسی دقیق عوامل تشکیل دهنده درآمدهای عملیاتی(شهرداریهای مناطق مختلف تهران)بصورت کلی موارد زیر قابل توجه است:

 

نسبت عملکرد درآمدی مثبت درسه سال

 

عملکرد بیش از 10/ازکل درآمد

 

نسبت عملکرد درآمدی منفی درسه سال

 

عملکرد بیش از دو برابر سال قبل

 

نسبت عملکرد درآمدی ثابت درسه سال

 

عملکرد بیش از 05/ازکل درآمد

 

 الف) از شهرداریهایی که عملکرد مالی آنها بیش از 05/0 کل عملکرد مالی شهرداری تهران را بخود اختصاص میدهند وبایستی دربرنامه ریزی ها به آنها توجه ویژه نمود میتوان بترتیب از شهرداریهای مناطق 1و2و3و4و5و6 ودربرخی سالها 12و22وهمچنین از اداره کل امورمالی نام برد.

ب) شهرداری منطقه 2 واداره کل امورمالی عملکرد منفی  نسبت به درآمد کل در طول سه سال داشته اند.

ج) شهرداری های مناطق 1و3و12و13و16و17و20و22وسازمان حمل و نقل و ترافیک  درسال 86نسبت به سال 85عملکردی بیش از دو برابر داشته اند.

د) شهرداری های مناطق 14و21و22 درسال87 نسبت به سال 86عملکردی بیش از دو برابر داشته اند.

آنچه از بررسی تحلیلی فوق بدست میدهد اینست که درآمدمناطق مختلف پایدار نبوده وهمیشه تغییرات مثبت ومنفی محسوسی را داشته است وهمین تغییرات مداوم درآمدی ووابستگی سیستم خدمات رسانی آنها مشکلات زیر را درپی خواهد داشت:

1- پیش بینی صحیح ودقیق منابع درآمدی میسر نبوده لذا شیوه مدیریت مبتنی برمنابع داخلی بدلیل تعیین چارچوب مشخص و برنامه ریزی شده  وبودجه بندی تعریف شده منجرمیشود تا خدمات رسانی متناسب با نیاز واقعی شهروندان به نحو مناسب صورت نگیرد.

2-  نیاز ودرخواست خدمات شهری شهروندان تابعی است از شرایط فرهنگی واجتماعی وزیسط محیطی وعوامل طبیعی که براحتی قابل اندازه گیری وپیش بینی نبوده ومشکلات تامین بودجه وتصمیم گیری بوجود میاورد.

برخی خصوصی سازی را مترادف با ازدست دادن اختیارات وافزایش هزینه میداننددرصورتی که اگربخواهیم تعریف صحیحی از خصوصی سازی بگوییم عبارت است از کوچک سازی سیستمهای متمرکز وحذف سلسله مراتب اداری وافزایش توانمندی وپیشبرد فعالیتها از طریق جذب مشارکت ومنابع مالی وتوان مدیریتی بخش خصوصی(خارج ازسازمان)بطوری که انجام امور تسریع شده وعملیات وخدمات رسانی درموعدمقرر وبا کیفیت ورضایتمندی بالا انجام وجوابگوی مشکلات باشند.

پس جنبه مهم خصوصی سازی را اینگونه میتوان بیان کرد:

1-               جذب منابع مالی لازم وبموقع برای انجام فعالیتها وخدمت رسانی وپروژه ها

2-               استفاده ازتوان مدیریتی واجرایی بخش خصوصی درتوسعه وپیشبرد فعالیتها

3-               انجام بهینه واقتصادی فعالیتها

4-     کوچک سازی سازمان چه از نظر امکانات اداری وپرسنلی ومخصوصا سلسله مراتب تصمیم گیری درجهت خدمت رسانی مناسب وبموقع

5-               ایجاد ارتباط مستقیم بین سیستم اجرا وشهروندان ووابستگی عملیات آنها به رضایتمندی شهروندان.

آنچه درآنجا اشاره شد برخی از موارد با اهمیت درجذب مشارکت بخش خصوصی میباشد.

مشارکت بخش خصوصی میتواند از واگذاری نگهداری فضای سبزیک پارک کوچک گرفته تا مدیریت مکانیزه امور وخدمات رسانی  وزیرساختهای مناطق وحتی جذب عوارض ودرآمدهای تعریف شده ویا ایجاد وتوسعه مجموعه های فرهنگی وورزشی وغیره و...راشامل شود ویا حتی ممکن است بجای شهرداران مناطق پیمانکاران مناطق که کلیه فعالیتها را عهده دارباشند داشته باشیم.

نتیجه گیری:

 

بیش از 80 سال از فعالیت شهرداریها در ایران میگذرد ومشخصا" فراز ونشیب ها وتجارب زیادی دراختیار است وهمه مسئولان امر به این امر مهم واقف هستند که شهرداری بدلیل ارتباط مستقیم با شهروندان وافزایش روزافزون نیازهای خدماتی شهروندان تامین منابع پایدار وانجام بموقع خدمات دغدغه اصلی همه شهرداران بموده که امری است مشکل وغیر قابل انطباق که علت اصلی آن نه درکمبود منابع بلکه در تقدم وتاخر زمانی نیازبه خدمات رسانی وورود منابع درآمدی میباشد وهمچنین بدلیل توسعه شهرهاوتنوع فعالیتها وخدمات منجرشده تا جذب مشارکت بخش خصوصی نه دریک زمینه خاص بلکه درهمه زمینه ها به یک امر اجتناب ناپذیر تبدیل گردد.

 

 


 
 
دانشارزیابی شیوه جذب دانشجو درایران از دیدگاه اقتصادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥
 

شاید شیوه آزمون سراسری برای جذب دانشجو یکی از شیوه های منحصر به فرد در جهان باشد این شیوه دارای معایب ومزایایی است که درزیر به برخی ازموارد میپردازیم:

مزیت ها:

1-      ایجادامکان رقابت دربین همه متقاضیان ورود به دانشگاه بدون توجه به نژاد وجنسیت ومحل زندگی وغیره

2-      جذب دانشجو به ترتیب الویت علمی بدون توجه به سایر شرایط آنها

3-      تکمیل ظرفیت همه دانشگاهها دریک مقطع زمانی محدود ومشخص

 

 

معایب:

1-      درگیر نمودن دولت درجذب دانشجو وعدم توجه به شرایط وشیوه های جذب مختص هردانشگاه

2-      اعلام قبولی دانشجویان از دانشگاههای مختلف دور ونزدیک ومواجهه دانشجو با مشکلات وهزینه های تعریف نشده جدید

3-      عدم توجه کامل به بومی بودن ویا شرایط خاص دیگر وایجاد تنوع ملیت ونژاد وفرهنگ وغیره که میتواند برای برخی مشکل آفرین باشد وهمچنین موجهه یکباره شهر محل تحصیل با فرهنکها وسلایق مختلف که بدلیل احساس ناشناخته بودن فرهنگها وشخص چه از طرف دانشجو وچه افراد بومی بروزتخلفات وخود باختگی فرهنگی را بیشتر میکندمخصوصا" برای دختران با توجه به فرهنگ بسته آنها درخانواده های شهرستانی.

4-      بدلیل دوری اجباری بسیاری از پذیرفته شدگان ازدانشگاه مورد پذیرش هزینه های زیادی  تحمیل جامعه میگردد.

5-      هییچ شرایط خاصی برای دانشگاهها تعریف نشده مگر از نظر جنسیت که منجر میشود تا دانشگاههای ما نتوانند با اعلام وجذب دانشجو برطبق شرایط خاص وپتانسیل دانشگاه مزیت های تخصصی پیدا کنند.

6-      بسیاری از دانشجویان برای وورود به دانشگاه وبدلیل پذیرش آنها به ترتیب الویت رتبه نه با علاقه بلکه با اجبار وارد دانشگاه میشوند که درواقع بیکاری پنهان ایجاد مینماید تا تخصص ومنابع ملی انسانی ومالی کشور بیهوده صرف بسیاری از دانشجویانی میشود که برای فرار از بیکاری وسرخوردگی ومحدودیت و...به دانشگاه پناه آورده اند نه کسب علم وتخصص بلکه اتلاف وقت وکسب مدرک.

7-      تست زدن وآزمون های متداول یک مهارت است تا دانایی واین منجر شده تا موسسات آموزشی متعدد با شگردهای مختلف بوجود آید وهزینه زیادی را به خانواده ها تحمیل نموده وسود سرشاری را به جیب بزنند ودرواقع این نشانگر آنست که اگر آزمون سراسری نشانگر عدالت اجتماعی در جذب دانشجو باشد تاثیر زیاد کلاس های آموزشی ومهارت تست زنی وعدم توانایی وامکان دسترسی بسیاری از دانشجویان به این کلاسها خود عدالت آزمون سراسری را زیر سوال میبرد واین شیوه را کاملا" ناکارامد نشان میدهد.

8-      وجود سهمیه های مختلف در آزمون سراسری وپذیرش سهمیه ها درهمه دانشگاهها منجر به بروز اختلاف فاحش علمی در کلیه دانشگاهها شده وخود عاملی برای ایجاد اختلال در سطح عمومی کلاس ها میگردد.

 

 

موارد فوق برخی از مزایا ومعایبی است که در این شیوه جذب وجود دارد که سالیانه میلیونها نفر را به سوی دانشگاههای مختلفی که با این شیوه توسط دانشگاههای دولتی وآزاد پذیرش شده اند را راهی شهرها ی مختلف میکند.

شما به راحتی میتوانید هزینه های کلانی که دانشجویان برای رفتن به دانشگاه (ایاب وذهاب) واسکان وهزینه های خوراک وپوشاک وبهداشتی وغیره که ناشی از ورود به شهرها ودانشگاههایی که هیچ شناخت قبلی از محیط وفرهنگ وهزینه اسکان و...آن شهر نداشتند وبه یکباره با آن مواجهه خواهند شد را درنظر بگیرید وهمچنین مخاطرات حتی جانی ومالی وشخصیتی وفرهنگی که برای عده ایی ایجاد میشود ، تا بتوانید به یک ارزیابی صحیح این شیوه دست پیدا کنید .

هرچند دراین شیوه بدلیل اطلاع از مشکلات وخسارتها وتبعاتی که دارد نقل وانتقال دانشجو پیش بینی شده ولی بدلیل اینکه بسیاری از شرایط نقل وانتقال اولا" منوط  به  طی چند ترم تحصیلی  است که درواقع دانشجو مشکلات وخسارت های اولیه راکه مهمترین بخش تحصیلی است تحمل کرده  ثانیا" همین جابجایی میتواند خسارتها ومشکلات دیگری از قبیل افت تحصیلی وغیره را بدنبال داشته باشد.

درکشورهایی که دارای یک سیستم دانشگاهی مطلوب وتعریف شده میباشند اختیار جذب دانشجو به دانشگاهها واگذار شده که دارای مزیتهای زیر است:

1-      دانشگاه تعداد افراد مورد نیاز خود برای پذیرش وشرایط خاص آن را تعریف وبرطبق آن اقدام به پذیرش دانشجو میکند که این شیوه خود منجر میگردد که دانشجو ودانشگاه به شرایط هم آشنا بوده ودانشجویانی جذب شوند که دانشگاه آمادگی ارائه خدمات آموزشی  ورفاهی لازم به آنها رادارد وبهترین حالت تحصیلی ایجاد میگردد.

2-      شرایط وخصوصیات دانشجو برای دانشگاه  ودانشگاه برای دانشجو کاملا" مشخص است ودانشجو دانشگاه را با علم وآگاهی انتخاب میکند چه از نظر موقعیت وچه از نظر علمی  وامکانات دیگروهمچنین موقعیت اقتصادی خودش که یکی از مهمترین عوامل است.

3-      هرشخص برای ادامه تحصیل ابتدا به نزدیک ترین دانشگاه مراجعه میکند ودرصورت عدم امکان جذب به دانشگاههای دیگری که از نظر اقتصادی وموقعیت تحصیلی برایش مشکل ساز نباشد وهیچ اجباری دربین نیست واین انتخاب به شانس واحتمال واقبال صورت نمیگیرد.

4-      دانشجو انتخاب خود را چه از نظر رشته تحصیلی ومحل تحصیل کاملا" با اطلاع  وآگاهی وعلاقه کامل انجام میدهد ودرصورتی که موفق نشود منتظر میشود تا موقعیت وشرایط مطلوب ایجاد شود که این عامل منجر میشود تا دانشجو شدن برای ادامه تحصیل درگرایش مرتبط با علاقه دانشجو باشد نه فراراز بیکاری ویا برای اخذ مدرک.

5-      بدلیل انتخاب دانشگاه برطبق علاقه ونزدیکی ودسترس بودن وامکانات دانشگاه وسایر شرایط موجود صورت میگیرد به این خاطر همه دانشجویان یک تشابه وارتباط فکری وفرهنگی میتوانند داشته باشند که این خود درسنخیت وعملکرد دانشگاه وهمچنین دانشجویان با محیط فرهنگی بیرون میتواند موثرباشد.

6-      درصورتی که عملکرد دانشگاه بدباشد ویا دانشجو شرایطی را نداشته باشد خودبخود این سیستم هردو را به سمت ایده آل سوق میدهد والا موقعیت وجایگاه خود را ازدست میدهند.

 

با توجه به موارد فوق واینکه درهردوروش سطح پذیرش دانشگاهها به دوشیوه متفاوت پرمیشود با این تفاوت که دررویه آزمون سراسری اختیار انتخاب هم از دانشگاه وهم ازدانشجو(زیرا حتی رتبه های  بالا نیز انتخاب را با ارجحیت علمی دانشگاهها نه برطبق موقعیت واقعی خود ودانشگاه انتخاب میکنند)گرفته میشود وهم اینکه درروش آزمون سراسری واسطه هایی بنام موسسات آموزشی وهمچنین بدلیل پذیرش بسیاری درشهرهای دورافتاده هزینه ها وخسارتهای مادی واجتماعی زیادی را متحمل میشوند ودرنهایت بدلیل عدم انتخاب شخصی وبیشتر همانند قرعه کشی بالاجبار دریک مسیر پرهزینه ونامشخص وارد میشوند که خود بسیاری ازپتانسیل ها وتوان تحصیلی اورا میگیرد.

آنچه ازموضوعات فوق مشخص است خاسته یا نا خواسته بسیاری از شیوه ها وروشهای عمومی ودست وپاگیر داریم که خود نه تنها مشکلی از مشکلات جامعه را حل نمیکند بلکه هزینه ها وخسارت های زیادی را به جامعه تحمیل نموده وبستر سوئ استفاده وحیف میل منابع ملی را ایجاد میکند ولازم است راهکارها واصلاحات عملی لازم درآنها صورت گیرد.


 
 
ساخت وساز به چه بهانه ایی !؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳
 

یکی از مهمترین بخشی که برخلاف ظاهر قضیه بزرگترین خسارت واتلاف منابع ورشد تورم ایجاد مینماید فعالیت ساختمان سازانی است که ساختمانهای با عمر کمتر از 30سال را میکوبند وبنا سازی میکنند که به مواردی از این خسارت میلیاردی اشاره میشود.

1-      درهرکشوری هربنایی با توجه به اینکه مصالح ونیروی انسانی زیادی را برده تا تکمیل شود انتظار میرود برای یک دوره حداقل 50ساله جوابگو باشد وبسیاری از کشورها حتی تا100سال مورد استفاده مفید قرار میدهند درواقع هرچقدر عمرسازه طولانی باشد با هزینه استهلاک کمتری به جامعه تحمیل میشود برای آگاهی از خسارت تحمیلی به کشور یک محاسبه ساده آورده میشود فرض کنید امسال مجوز تخریب ونوسازی 10000ساختمان صادر شده باشد ومیانگین عمر این ساختمانها 25سال وسه طبقه در 6 واحد 80متری باشد اگر قیمت تمام شده هرمترمربع ساختمان را  000/3000ریال در نظر بگیریم وعمرمفید قابل استفاده درصورت بازسازی را 50سال خواهیم داشت:

000/10*6*80*000/3000=000/000/000/400/14ریال وخسارت وارده برابربانصف مبلغ فوق یعنی 000/000/000/200/7ریال خواهد بود که شما میبینید در دل این ساخت وساز به ظاهر عمرانی چه خسارت هایی به کشور وارد میشود.

 

2-      خسارت فوق بخشی از خسارتی است که وارد میشود چرا که دوباره بجای آن ،ساختمان 6طبقه ساخته شده که 12واحد دارد یعنی نصف آن جایگزین قبلی میباشد درصورتی که درزمان ساخت میانگین قیمت تمام شده  هرمترمربع ساخت 000/5000ریال باشد دوباره میبینیم که یک مبلغ نجومی زیر از منابع کشور فقط صرف نوسازی واحدهای جایگزین شده هزینه شده است:

10000*6*80*000/5000=000/000/000/000/24ریال.

3-      ازطرف دیگر بدلیل اینکه برای ساخت واحدهای جدید بالاجبار 10000*6=000/60خانوار بمدت حداقل یکسال باید مستاجر باشند یعنی اگر میانگین اجاره 000/4000ریال درنظر گرفته شود خسارتی برابر000/000/000/240ریال به جامعه تحمیل میشود.

 

 

 

موارد فوق سه مورد اصلی تحمیل خسارت میباشد که موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که دراینجا آورده نشده است که از آن جمله میتوان به تاثیر آن در افزایش عمومی قیمتها وتورم است :

الف)تورم ناشی از خرید واحدهای نیمه فرسوده که بدلیل قابل استفاده بودن پیمانکاران مجبورند به قیمت روز خریداری نمایند ویا به قیمت روز درقبال متراژواحد واحد نوساز تحویل نمایند که خود بخود درقیمت آپارتمانهای جدید تاثیر گذار خواهد بود درصورتی که اگر زمین خالی یا خانه کلنگی انتخاب میشد قیمت تمام شده بمراتب پایین تر خواهد بود.

ب)مصرف مصالح برای ساخت 10000ساختمان 12واحدی که درصورت عدم اعطای مجوز تخریب توسط مسئولین ذیربط 60000واحد کمتر مصالح مورد استفاده قرارمیگرفت واین افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمن کالاها میگردد.

 

این عوامل منجرشده بااینکه احساس میشود درهمه جا ساخت وساز انجام میشود ولی تاثیری قابل توجه دراسکان وقیمت دیده نمیشود وروز بروز قیمتها افزایش ووضعیت بد تر میشود.

 

درصورت اعطای مجوز تخریب به ساختمانهای قابل استفاده منجر میشود تا قیمت خرید وتخریب آن بالا باشد وپیمانکاران مجبورند با صاحبان آنها مشارکت کنند که همین عامل بجای خانه دارکردن افراد جدید افراد صاحب ملک را دارای املاک بیشتر کرده وبدلیل بالا رفتن قیمت ها مستاجرین هرروز از خانه دار شدن فاصله بیشتری میگیرند وبرعکس تعداد خانه های نوساز خالی از سکنه افزایش میابد.

 

راهکارعملی پیشنهادی:

ازتوضیحات مختصر فوق چنین استنباط میشود که اعطای مجوزتخریب وساخت وساز برای خانه های کمتراز 50سال عمرمفید نه تنها یک اشتباه محض میباشد بلکه خیانتی بزرگ به اقتصاد ملی است بدون آنکه تاثیر مثبتی به افزایش ویا بهبود قیمت مسکن ایجاد نماید وبه این خاطر است که درکشورهای پیشرفته ودرحال توسعه به ندرت میبینی که ساختمان سازی بجای زمین خالی یا کلنگی با تخریب ساختمانهای قابل نوسازی صورت گیرد.

برای جلوگیری از این خسارت عظیم ملی که ممکن است دست دلالان وواسطه گران ورانت خواران وسودجویان نیز درکارباشد باید قوانین زیر تصویب واعمال گردد:

1-      عدم صدورمجوز(وممنوعیت کامل بدون تبصره) به تخریب ساختمانهای زیر 50سال فقط مجوز بازسازی داده شود.

2-      اخذ تاییدیه وتضمین عمرمفید ساختمان از سازندگان که حداقل 50سال جوابگو باشد که دراینصورت میتوان از ساخت سازهای بی کیفیت وبی دوام جلوگیری کرد.

3-      ارائه معافیت مالیاتی به خریدارانی که برای اولین بار اقدام به خرید واحد میکنند واخذ مالیاتهای تصاعدی از خریدارانی که باردوم یا بیشتر اقدام میکنند دراینصورت میتوان دست واسطه ها را قطع واز تعدد مالکیت وبروز ساختمانهای خالی از سکنه جلوگیری وبا افزایش عرضه آپارتمان برای فروش بی واسطه قیمتها را متعادل کردوبرای شناسایی این موضوع استفاده از کدپیگیری وکد ملی برای ثبت معاملات خواهد بود.

4-      اخذ عوارض پایین از ساختمانهایی که درزمین های خالی ساخته میشوند واخذ عوارض پله ایی از ساختمانهایی که با تخریب ساختمانهای کلنگی اقدام به ساخت وساز میکنند.

5-      شناسنامه دارکردن ساختمان های مناطق وبه جای ارائه جوایز برای نوسازی مناطق ومحدوده های خاص که بسیاری از همین موقعیت بجای خرید ساختمان کلنگی ونوسازی آن اقدام به خرید ومشارکت درساخت ساختمانهای مسکونی اقدام میکنند.

6-      مشخص کردن محدوده هایی برای شهرک سازی مدرن همانند شهرک اکباتان درتهران که دارای تعریف وارتباط شهری وموقعیت مناسب ومجذوب برای بسیاری از اقشار مردم باشد نه شهرکهایی که بدلیل موقعیت وشرایط خاص آن به جای کاهش تقاضا درکلانشهرها منجر به سیل عظیم  از شهرستانها ودهات برای نزدیکی به تهران واسکان درآنها میشود ونه تنها در کلانشهر تاثیری در نرخ مسکن نمیگذارد بلکه متقاضیان ومستاجران جدیدی را درآینده به کلانشهرهااضافه میکند.

7-      هرگونه مجوز برای ساخت ساز منوط به ارائه اسناد پیش فروش واحدها به متقاضیان دست اول باشد تا اطمینان حاصل نمود که ساخت واحدها درجهت تامین وعرضه به متقاضیان است نه سرمایه گذاری وبازارگرمی وایجاد تعدد ملک خالی ازسکنه.

موارد فوق میتواند راهکارهایی در جهت جلوگیری از بروز خسارت وتضییع منابع ملی وهمچنین کاهش تورم وخانه دارشدن خانواده ها گردد.

 


 
 
تاثیر افزایش نرخ ارز در بازار وقیمت کالاها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢
 

افزایش بی رویه قیمت ارز هرچند مدتی است که ایجاد شده ولی هنوز در بازار بیش از 10% اثرات قیمتی نداشته است وهمین امر منجرشده تا اثرات مخرب آن برای بسیاری نامحسوس باشد که دلایل اصلی آن به شرح زیراست:

1-      توررکود چندساله منجرشده تا تجارت با یک وضعیت کندی ورکود مواجه باشد که این وضعیت درششماهه اخیر به اوج خود رسیده وتقریبا" خرید وفروش رادربازار مختل کرده وازآنطرف تاجران برای تامین تعهدات خود بجای توجه به افزایش نرخ دلار بالاجباربا اینکه میدانند درهنگام خرید با قیمتهای بالا خرید خواهند کرد حتی کمتر از قیمتهای قبلی کالاها را بفروش میرسانند تا بتوانند جواب تعهداتشان را بدهند.

2-      رکود چند ساله منجر شده تا مدت زمان  فروش وتامین زیادتر شود لذا خود این عامل منجر خواهد شد که اثرات افزایش قیمت دلار دیرتر برای بسیاری ملموس شده وافزایش قیمت دهند.

3-      معمولا" افزایش قیمت دلار منجر میشود که تاجران برای انجام خریددلار برای خرید کالا ازخود مقاومت نشان دهند وخرید خود را به عقب بیندازند تا شاید قیمت دلار معقول تر شود .

 

سه مورد فوق موارد اصلی عدم تاثیر افزایش دلار درکوتاه مدت است ولی به هر حال بعد از گذشت یک یا دو فصل از افزایش قیمت دلار بیکباره شما با افزایش عمومی قیمت ها حتی بیشتر از افزایش تورم واقعی توسط عوامل بازار خواهید بود که علت اصلی ان از یکطرف افزایش قیمت دلار وازطرف دیگرهزینه هایی است که تاجران درموقعیت  مقاومت ورکود از زمان افزایش دلار متحمل شده اند مهمتر از آن بدلیل شکسته شدن مقاومت آنها ناشی از جوروانی  است که با پذیرش قیمت جدید نرخ دلار احتمال افزایش آتی را میدهند بوجود میاید.

هنگامی که نرخ افزایش دلار واحتمال افزایش های آتی توسط بازار پذیرفته شد وبدلیل افزایش عمومی قیمتها بدلیل افزایش قیمت خرید کالاهای خریداری شده از خارج(وارداتی) وهمچنین افزایش قیمت کالاهای تولیدی داخلی  بدلیل افزایش مواد اولیه وارداتی  همچنین تحمیل هزینه های جانبی بیشتر همانند عوارض ومالیات بیشتر که نسبتی است از قیمت فروش درواقع همه این عوامل منجر میشوند که بیکباره افزایش عمومی قیمتها را بسیار بالاتر از آنچه پیش بینی میشود را باید انتظار داشته باشیم.

بنابراین دولتمردان برای خوشهالی از اینکه بیش از 10% اثرات تورمی نداشتند وحتی از اقرار به آن نیز امتناء کنند باید بدانند پس از مدتی بخواهند یا نخواهند یک تورم بیش از 30% را به مردم تحمیل خواهند کرد.

بنابراین بجای توقف وادعا که افزایش نرخ دلار نمیتواند اثرات چندانی بگذارد با قبول اثرات مخربی که بدنبال خواهد داشت سریعا" اقدامات علمی وسیاستهای عملی لازم برای افزایش نرخ تبدیل(جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی) اتخاذ نمود که از آن جمله به سیاستهای زیر میشود اشاره نمود:

1-      عادی سازی روابط بین المللی واجتناب از مسائل تنش زا.

2-      برنامه ریزی صحیح اقتصادی وحمایت ارزی از تولید کنندگان وتجار برای جلوگیری از افزایش هزینه تولید وتامین کالاها.

3-      کنترل  وکاهش هزینه های غیرضروری دولت وتلاش درجهت افزایش ذخایر ارزی ومصرف بهینه آن.

4-      کاهش هزینه های نظامی وافزایش سرمایه گذاریهای زیربنایی وافزایش تولید ناخالص ملی درزمینه های کشاورزی وباغی ودامی وتولیدات صنعتی و....وتوسعه صنعت توریسم برای خروج از اقتصاد تک محصولی.

5-      اتخاذ سیاستهای صحیح ارزی واجتناب از اعمال سلیقه وعملکرد سیاسی در بزرگترین بخش اقتصادی یعنی بانک مرکزی بطوری که سیاست کنونی ارزی کشور نه به سیاست آزاد نرخ ارز ونه سیاست تثبیت نرخ ارز ونه هیچ سیاست علمی تعریف شده تبعیت نمیکند.

6-      پرهیز از مداخلات سیاسی دولت در مسائل اقتصادی ومحاسبه واعلام صحیح نرخ تورم ورکود و...وبکارگیری اندیشمندان وتوجه به تئوریهای علمی اقتصادی در سیاست گذاریهای اقتصادی.  

7-      ایجاد روابط اقتصادی سالم با کشورهای موفق که کالاها ومحصولات آنها میتواند ازنظر کیفیتی وطول عمرمصرف خسارت های بیشتر وارد ننماید وپرهیز از کشورهایی که درتلاشند به منظور نفوذ دربازار وسیع ایران وفروش کالاهایی که خاستگاه لازم در سایر بازارها ندارد کالاهای بی کیفیت خود را ارائه دهند که این کالاها علاوه برایجاد خسارت وهزینه بیشتر بدلیل ارزانی منجر به ورشکستگی بسیاری از تولید کنندگان داخلی میشود.

8-      پرهیز ویا کاهش فعالیت در تولیدات وتکنولوژیهای با فن آوری بالا ویا تولیدات مونتاژ وبجای آن تمرکز در فعالیتهای زیربنایی واتکاء وسرمایه گذاری در مزیت های طبیعی موجود همانند کشاورزی وباغات ومعادن وفرش وپتروشیمی وخدمات مهندسی و...که میتواند پتانسیل های صادراتی خوب ایجاد نماید که متاسفانه بجای آن به تولیدات مونتاژ ومصرفی همانند خودرو وغیره که علاوه بر مصرف بی رویه منابع ارزی درآمد ارزی  ایجاد ننموده وفرهنگ مصرفی مردم را روز بروز بدتر نموده وکالاهای با کیفیت پایین ووابستگی به واردات راافزایش وتلفات جانی وزیست محیطی زیادی را به جامعه تحمیل نموده است.

موارد فوق برخی از موارد افزایش تولیدناخالص ملی  وزیرساخت های اقتصادی کشور بوده که میتواند در افزایش ارزش پول یک کشور وجلوگیری از خروج ارز وافزایش ذخایر ملی و...مثمر ثمر باشد.

درغیر اینصورت باید همیشه انتظار تورم افسار گسیخته ویا کاهش بی رویه ارزش پول ملی وافزایش نرخ بی رویه ارز وخلاصه کلام تحمیل ناکارامدی  مدیریت اجرایی  کشور به مردمی که از نظر منابع سرشارنفتی ودرسرزمینی چهار فصل را درآن همزمان میتوان دید(که از نظر کشاورزی وباغی ودامی منحصرترین شرایط محیطی است) ومنابع سرشارمعدنی وبهترین شرایط توریستی دارد که هر کدام از آنها برای پیشرفت یک کشور کافی است ولی ما بدنبال حذف چهاررقم از پول ملی هستیم ودرسایه نبود استراتژی های صحیح اقتصادی،اقتصاد ما از نرخ تبدیل دلار از یک ریال  به 70ریال تا یک ریال به 13500ریال را تا کنون تجربه کرده است.


 
 
سرمایه گذاری دربورس(خرید سهام)بایدها ونبایدها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠
 

برای اینکه بدانیم سرمایه گذاری در بورس (خرید سهام)درکشورما گزینه خوب است یا بد ابتدا باید به بررسی تحلیلی بورس ایران بپردازیم وموقعیت وجایگاه آن درمقایسه با گزینه های دیگرسرمایه گذاری بررسی کنیم.

 بورس یکی از بزرگترین ابزارهای مالی واقتصادی هرکشوری است که در آنجا به راحتی وروزانه میلیاردها سهام وکالا وپول وطلا وارزومواداولیه و... دادوستد میشود.

مزیت اصلی سرمایه گذاری درسهام اینست که میتوان با هر رقم ومبلغی درهرشرکت تولیدی ویا خدماتی ویا بازرگانی وغیره که در بورس پذیرفته شده سرمایه گذاری نموده وبرگ سهام دریافت نمود واین سرمایه گذاری قابل خرید وفروش در کارگزاریها میباشد.

عیب اصلی سرمایه گذاری درسهام اینست که شما جزو سهامداران جزء محسوب شده وهیچ تاثیری در تصمیم گیریها وسیاست گزاریهای محل مورد سرمیه گذاری نداری وعملکرد آن خارج از اختیار شماست درواقع سود وزیان درآن به شانس شما بستگی دارد که شرکت ویا محلی که درآن سرمایه گذاری کرده علاوه برمولفه های اقتصادی چه عملکردی داشته باشند.

درصورتی که درسایر سرمایه گذاری هایی همانند خرید ملک وطلا وارز وغیره بجز تاثیر شرایط اقتصادی جامعه که در بورس نیز تاثیر دارد بقیه موارد آن تقریبا" در اختیار شماست ودرصورت رشد ارزش آن به راحتی شما مالک سود حاصله میباشید در صورتی که در رشد قیمت سهام عملکرد مدیران بسیار در نرخ سهام موثر میباشد یعنی بیش از هرچیزبه EPS(سود هرسهم )بستگی دارد .

متاسفانه در کشور ما بنگاههای اقتصادی وشرکتها تا زمانی که دارای مالکیت خصوصی هستند (سهامی خاص) مدیران ومالکان تمام تلاش خود رابرای توسعه وافزایش سود انجام میدهند تا بتوانند بازده فعالیت خود را به حداکثر برسانند و مرحله ورود به بورس وسهامی عام شدن وعرضه سهام دربورس را اوج دستیابی به منافع مورد انتظار خود میدانند وپس از عرضه به عموم بدلیل انتصاب مدیرانی که خود ذینفع اصلی نیستند وتوسط سهامداران بزرگ که معمولا" دارای مدیران انتصابی هستند انتصاب میشوند وبیکباره با یک افت عملکردی مواجهه میشوند .

بدلیل کاهش EPS اکثریت شرکتهای حاضر در بورس که مهمترین وشاید تنها بخش سرمایه گذاری مردم در بورس است منجرشده تا نرخ هر سهم بازار نیز با کاهش محسوس مواجهه شود وهمین عامل ضرر وزیان زیادی را به سهامداران وسرمایه گذاران تحمیل نموده وانگیزه مردم را در سرمایه گذاری پایین آورده است.

از طرف دیگرعدم شفافیت وعدم وجود سیستم های نظارتی وکنترلی لازم از جو روانی سوء استفاده کرده وبیکباره سودهای هنگفتی با عرضه سهام بیش ارزش اسمی وواقعی آن به جیب صاحبان وموسسان اصلی میرود وپس از مدتی قیمت بادکنکی ایجاد شده بیکباره ترکیده وضرر وزیان زیادی به سهامداران وسرمایگذاران وارد میکند که این عامل آنقدر تکرار وصورت گرفته که بسیاری از سرمایه گذاران وفعالان بازار بدلیل تحمل ضرروزیان زیاد حتی آنهاکه خود تحلیلگر ومطلع بازار محسوب میشوند به همین دلیل از بازار سهام وسرمایه گذاری در آن دلسر شده اند برای مثال میتوان به عرضه سهام بانکهای جدید التاسیس که با جو روانی اولیه برخی حتی بیش از 300% قیمت اولیه عرضه شد وپس از چند سال بیکباره با افت قیمتی مواجهه گردیدند .

 اصولا" درکشورهای جهان سوم بدلیل ناکارآمدی عملکرد مدیران شرکتها وعوامل دیگر نرخ سود هر سهم همیشه از نرخ تورم موجود کمتر است یعنی بازده سهام توجیه منطقی ندارد وبازارسازان با اطلاع از آن میدانند که برای ایجاد توجیه لازم برای سرمایه گذاری در سهام ناچارند جو روانی لازم برای افزایش قیمت سهام بیش از قیمت واقعی ایجاد کنند که هر چند این ترفند در کوتاه مدت اثر کرده وسهامداران خوشهال هستند که علاوه بر سود هرسهم مبلغی نیز از افزایش قیمت هرسهم بدست میاورند ولی در بلند مدت با کاهش یکباره قیمت هرسهم منجر شده تا آنها بیکباره بیش از 50% مبلغ سرمایه گذاری را ازدست بدهند وضرروزیان هنگفتی را متحمل شوند واین ضرر وزیان بدتر خواهد بود اگر مقایسه کنند که درصورت اختصاص این سرمایه گذاری به موقعیت های دیگر همچون زمین یا طلا وارز میبینند که چندین برابر دچار ضرر وزیان شده اند.

لذا مشخص است که بورس درکشور ما بدلیل وابستکی آن به عملکرد مدیریتی وهمچنین عدم وجود شفافیت ورهکارهای کنترلی غیر قابل نفوذ برای جلوگیری از ایجاد جو روانی واقتصاد نا پایداروعدم وجود اتحادیه های مستقل برای اثرگذاری سهامداران جزء نمیتواند یک بستر سرمایه گذاری مطمئن وتوجیه پذیر باشد.

 


 
 
حقوق مادام العمربرای مسئولان سیاسی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩
 

مجلسی که در ابتدای شروع فعالیت خود برسر افزایش ودیعه رهن منزل نماینده ها تیتر اول مباحث روز را بخود اختصاص داده بود انتظار میرفت که در آخرین سال فعالیت خود نیز یک مصوبه پولی داشته باشد .

 ولی تصویب حقوق مدام اعمر در این شرایط خاص سیاسی کشور که کارنامه اقتصادی ضعیفی از مجلس ودولت بدلیل بالا رفتن خط فقر وتورم افسارگسیخته و افزایش اجاره خانه ها وقیمت زمین وآپارتمان وافزایش قیمت دلار که ناشی از تضعیف قابل توجه ارزش ریال بوده وبحث حذف چهارصفر از پول کشور مطرح شده وحذف یارانه ها وتحمیل هزینه های خارج از توان اقشار ضعیف  واختلاس های هزارمیلیاردی و... که حاکی از تصمیمات ومصوبات واستراتژی های سیاسی به جای علمی واقتصادی وسوئ استفاده ها ودخالتهای برخی از مسئولان سیاسی در مسائل اقتصادی بوده است بسیار جالب است ونه تنها دیدگاه سیاسی واجتماعی آنها را به زیر سوال میبرد بلکه توجه به منافع شخصی وفردی را پررنگ تر میکند.

درشرایطی که دردنیا وحتی کشورهایی که نظام سرمایه داری دارندومسئولین ومجالس آنها را درخدمت پول وسرمایه قلمدادمیکنند نیز چنین مصوبات خاص دیده نمیشود برای همین است که میگویند" ازماست که برماست"

نمیدانم آیا برخی تصمیم گیران میدانند که چه میکنند ویا نمیدانند ،اگر میدانند چرا اینگونه عمل میکنند که بزرگ وکوچک ،فقیر وغنی ، تحصیل کرده وبیسواد...را بخود میخندانند که درزمانی که تورم بیداد میکند بسیاری از مردم شب را با نگرانی سر در بالین خود میگذارندوبسیاری با شکم سیر نمیخوابند ویا برنامه غذایی مناسب ندارند واز آنطرف حقوق ودستمزدهای تعریف نشده بودجه ها را با کسری مواجه نموده تصویب هزینه ها به آسانی ونه برای یکسال ویکبار بلکه برای مادام اعمر به آسانی صورت میگیرد مگر تصمیم گیرندگان امروزی حق ایجاد تعهد برای آیندگان را دارند که شاید این ازآنجا ناشی شده که آنها منابع آیندگان را نیز به راحتی به مصرف میرسانند واگر نمیدانند که باید تاسف خورد به حال سرنوشت مردمی که دردستان آنها قراردارد.

نمیتوان با یک تصمیم اشتباه کار همه مسئولان وتصمیم گیرندگان را زیر سوال بردومشخصا" هستند کسانی که درطول مسئولیت خالصانه درتلاشند ویا در واحدهای تخصصی  خود دارای تجارب ارزشمندی شده ومیتوان برای  تقدیر از آنها بجای اعطای حقوق مجانی اشتغال مجددشان بعد از مسئولیت سیاسی درپستهای اجرایی تخصصی تضمین کرد همانند اینکه اگر نماینده ایی در کمیته تخصصی کشاورزی ویا صنعت بوده وتلاش ها ومطالعات وفعالیتهای خوبی داشته دروزارت کشاورزی ویا صنایع ودرمسئولیتهای اصلی مشغول فعالیت شوند.

اصولا" هرکس در پست سیاسی بوده مشخصا" یک شغل اداری را قبلا" داشته وحقوقی نیز دریافت میکرده اگرلازم است شیوه حمایتی تعریف شود  میتوان محدوده بازنشستگی مناسب تعریف کرد نه دریافت مادام العمر حقوق که نشانگر اینست که این حقوق جذبه خاصی داشته که بیشتر نگران از دست دادن آن هستند درصورتی که اگر مقام ومسئولیتش در شان تجربه وتحصیل فرد باشد چرا آن را از دست بدهد! بلکه در مشاغل دیگر با توجه به سابقه تخصص وتحصیل شاید موقعیت بهتر و درآمد بیشتر نیز داشته باشدوگرنه چرا به کسی که لایق پست ومقامی نبوده باید مادام العمر حقوق داد.

بالاخره بسیار تاسف بار وغم بار است که دربالاترین پستهای سیاسی وتصمیم گیری بجای توجه به وضعیت عمومی جامعه وسروسامان دادن به آن از قدرت واختیار موجود برای منافع فردی استفاده شودوحد اقل اگرچنین پیشنهادی از جای دیگر میامد باز قابل تحمل تر بود.


 
 
نان وپنیر وسبزی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٥
 

درگذشته بیاد دارم که مردمان فقیر بیشتر لبنیات میخوردند ونان وپنیر وسبزی وغذاهایی همانند کله پاچه وسیب زمینی آب پز وتخم مرغ وحبوبات وآش و... که قیمت آنها بسیار ارزان بود وهمین خود ناخواسته بدلیل اینکه ارزش غذایی زیادی داشتند منجرشده بود که فرزندان فقرا از فرزندان افراد ثروتمند که بیشتر غذاهایی همانند برنج و مرغ و... را میخوردند سالم تر وسرحال تر باشند بطوری که بیاد دارم فقیر ترین خانواده در کوچه ما فرزندانش درشت اندام تر وسالم ترازبقیه  بچه ها بودند.

 اکنون لبنیات و سبزی و تخم مرغ وحبوبات وغیره خود تبدیل به اقلام گران شده اند ومن بعضی وقتها با خود میگویم که فقرا ی امروزی چه چیزی میخورندکه بتواند نیاز پروتیین وویتامین آنها را تامین کند ؟ وبرعکس ثروتمندان نیز به ارزش غذایی خوراکی ها پی برده وبخوبی از بهترین آنها مصرف میکنند وحتی فراتر از آن قرص های ویتامین نیز جزو مصارف روزانه آنها شده است.

 درگذشته هیچ وقت فقیر وثروتمند از رنگ رخسار قابل تشخیص نبودند واز لباس وپوشاک آنها میتوانستی به فاصله طبقاتیشان پی ببری ولی امروز فقر از چهره ونگاه مردم قابل تشخیص است وفرزندان فقرا رنجور ونحیف وفرزندان ثروتمندان سفید وچاق وجالب تر اینکه لباس های چروک وپاره وخاص مد شده که شبیه لباس فقرا میباشد تا ثروتمندان وفقرا به لطف لباس های یکبار مصرف چینی دربرخی موارد خوشتیپ تر نشان میدهند..

واقعا" اینهمه شعار وحمایت از فقرا ونیازمندان زده میشودواقعا" چقدر از آنان حمایت شده ودرسفره غذای آنها چه چیزی اضافه کردیم ویا اینکه سفره آنها را خالی از طعام کرده وبدبخت وبیچاره کردیم ومتاسفانه از تن رنجور آنها وگریه فرزندانشان واینکه چگونه شبها را با شکم گرسنه برزمین میگذارند مسئولین خبرندارند یا خود را به بی خبری میزنند البته شاید بسیاری از مسئولان خود از قشر فقرا بوده اند ولی همچون کلاغ خود وخانواده شان ادای کبک درآورده وانگار با فقر بیگانه بوده اند وفقرا را فراموش کرده اند .

بدبختی اینجاست که بهداشت را نیز از آنها گرفتیم واگر درد دندانی ویا بیماری دچار شوند چاره ایی جز دست وپنچه با مرگ ندارند درصورتی که درگذشته یادم است بهداشت تقریبا" رایگان بود حتی دندانپزشکی که امروزه به یک معاینه لوکس تبدیل شده وفقرا فقط میتوانند دندانی که درد کند را بکشند.

نداشتن سرپناه دردی است که آنها را دچار ساختیم ومیگوییم ما حامی فقراییم ودشمن ثروتمندان! وهمه تلاش ها وبرنامه ریزی ها به جای سرپناه دادن به آنها ابزاری برای واسطه ها میشود ودراین وضعیت خدا به داد آنها برسد.

در گذشته بیاد دارم که هر کس کار میکرد درآمدش از خط فقر بالاتر بود ودلیل اصلی آن آموزش رایگان وبهداشت رایگان وارزان بودن بسیاری از موادغذایی اصلی همچون لبنیات ومیوه وسبزیجات وغیره بود .

کارمند در آن موقع جزو اقشار پردرآمد محسوب میشد که چون بدلیل رایگان بودن بسیاری از کالاها برای او وهمچنین خدمات جایی برای هزینه پیدا نمیکرد وصاحب خانه شدن برای چنین قشری همانند آب خوردن بود.

تامین احتیاجات اولیه یک شهروند وظیفه اصلی وجزو برنامه های اولیه دولت بود وشعار دادن ومنت گذاشتن در تامین آن بدلیل وجود درآمدهای نفتی که جزو ذخایر ملی استونه ناشی از کارامدی دولت معنی ومفهومی نداشت وهمه برنامه بسوی تامین مایحتاج اولیه وخدمات بهینه عمومی از آن محل سوق داده میشد.

امیدوارم که فقر وبیچارگی وبدبختی را بفهمیم وبه یاد بیچارگان باشیم ومسئولیت های زود گذر را به دروغ وشعار واختلاس وسوئ استفاده نگذرانیم که تاریخ درذهنها وکتابها میماند وگنهکار به سزای اعمال خود میرسد که از آن به دست تقدیر طبیعت یاد میشود ونظم آفرینش.


 
 
مترو(مشت نمونه خلواراست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
 

پیر وجوان ،زن ومرد با عجله از ورودیها وراه پله ها به سرعت به طرف سکوها میایند کمتر کسی است که عجله نداشته باشد، مسیر مشخصی نه درعرف ونه از طرف مسئولان برای تردد تعریف نشده وهرکسی هرمسیری برای عبور دید راه خود را ادامه میدهد ودر ایبین اگراحساس کند کسی مانع حرکت اوست جز غر زدن چاره ایی ندارد شنیده ام که دربرخی کشورها "فرهنک سازی میشود که از سمت راست خود حرکت کنید "که این موضوع خود تعریف مسیر است وکاررا برای عابران تسهیل میکند.

برخی انگارمنتظر دوستانشان هستند ودرکنار ستونها به انتظار ایستادند ونظاره گر مردم ،صحنه زیبایست ونشانه جنب وجوش مردم وشروع فعالیت روزانه (صبح ها)یا خاتمه آن(درهنگام غروب)  .

این ازدحام جمعیت شاید بخاطر عدم توسعه سیستم حمل ونقل درون شهری است که با روند رشد جمعیت وامکانات موجود همخوانی ندارد ونا خاسته همه را بسوی مترو روانه میکند.

کنارسکو که میرسی ازدهام جمعیتی میبینی که درانتظارورود قطارایستادند وآنقدر تراکم جمعیت زیاد است که خط مقدم آنها از خط قرمز درج شده درسکو نیز عبور کرده ومنتظرند کوچکترین تکان میتواند حادثه آفرین باشد.

واگن خانم ها وآقایان جداست ولی دربین آقایان همیشه خانمهایی را میبینی که با همسران یا دوستان خود میخواهند وارد واگن آقایان شوندودربین منتظران معلولان ومسن هایی نیز به چشم میخورد که کوچکترین برخورد با آنها ممکن است خطرساز باشد ولی درکنارمردم منتظر ایستاده اند وهیچکس نیز اعتنایی به همدیگر نمیکند یا غرق در افکارخود است وبه روزی پرتلاش تکراری ویا به گرفتاریهایی که درانتظارش است ویا مشکلات حل نشده ایی که از دیروز مانده ویا به امید روزی خوش درخود غرق گشته وبه اطراف خود واحترام به مسن ها ومعلولان وخانم ها وکودکان را فراموش کرده .

هنگامی که قطار میخواهد درایستگاه پهلو بگیرد بی اختیار همه تکان تکان های کوچکی بخود میدهند همانند گلوله که در داخل تفنک جابجا میشود تا بمحض شلیک انفجارگونه به سوی هدف شلیک شود.

درمتروباز میشود گلوله مردمی برخی مواقع آنقدر بزرگ است که درهمان ورود گیرمیکند ویا در متربدلیل فشار مردم نیمه باز میماند ولی فشار وفشار بالاخره آنها که جلوترند با سرعتی بی نظیر که ممکن است حتی زمین بخورند بسوی صندلیها شتابان میروندواگرکسی زمین خورده باشد هیچ کس  تا صندلیها پرشود به او اعتنایی ندارد واز روی او بسوی صندلیها میدوند وخود را به جای خالی پرتاب میکنند وکشمکشی همراه با برخوردها وناراحتیهای تند نیز ایجاد میشود.

نمیدانم اینهمه تلاش برای دقایقی نشستن توام با بی احترامی چه معنی ومفهومی دارد شاید اگر از دیدگاه روانشناختی به قضیه نگاه کنیم همین رفتار گویای بسیاری از چیزها باشد که من برخی را با تحلیل شخصی میاورم:

- حس برنده شدن :احساس میکنم بسیاری مخصوصا" جوانان این رفتار ورسیدن به صندلی را یک برد وباخت میدانند ولذت میبرند اگر ببرند که اگرچنین باشد درجامعه ما رقابت سالم و خوب برای جوانان آنگونه که باید تعریف وبرنامه ریزی نشده واین احساس دردرون آنها سرکوب شده وبناچار درچنین موقعیت هایی خود را دروضعیت رقابت میبینند وتلاش میکنند این نیاز درونی خود را ارضا کنند.

- رواج بی احترامی وارج ننهادن به بزرگ وکوچک وزن ومرد: شاید این یکی از دلایل اصلی ازبین رفتن ارزشها وحس احترام به بزرگترها ویا احترام وکمک به سالمندان وخانم ها وکودکان باشد که البته من بخوبی بیاد دارم که آن موقع که بچه بودیم درفرهنک عمومی ما به بزرکترها وخانم ها وروحانیون و...یک احترام وحرمت خاصی وجود داشت بطوری که هرگز از یادم نمیرود اگر درحین بازی بودیم ویک دفعه یکی از بازیکنان میگفت بچه ها آقا(روحانی )دارد میاید با اینکه ته کوچه تا محل بازی ما بیش از 1000قدم فاصله داشت توپ را به حال خود ول میکردیم وکنار دیوار خبردار میایستادیم تا آقا از جلوی ما رد شود وهنگام عبور نیز سلام میدادیم وچون 200قدم دور میشد به بازی ادامه میدادیم ویا اگر فرد مسنی رد میشد میایستادیم تا عبور کند وسلام میدادیم.ولی امروز میبینم که روحانی وپیر وجوان هیچ کدام حرمت ندارد که برای امتحان ایستگاه مترو بهترین مکان است که اگرچنین باشد باید دولتمردان وروحانیون ما بررسی کنند که چه عملکرد ورفتار وفرهنگ سازی اشتباه بجای بهبود وافزایش ارزش ها این بدبینی وبی احترامی را رواج داده.

- حس احقاق حق وتملک ودستیابی به یک فرصت:اگراین حس باشد نشانگر محرومیت وفقر وفشارهای روحی وتضییع حقوق ملت است که آنها را وادار میکند برای بدست آوردن هر فرصت وامکانی باهم مبارزه کنند وبدون توجه به عواقب آن وهمچنین ارزشها دست به هرکاری بزنند که همین موضوع منجر شده که خود مسئولان اقرار کنند که بیش از سه برابر زندانها زندانی داریم وآمار جرم وجنایت وسرقت واعتیاد وفساد اینقدر افزایش یابد.

- عصبی بودن وانتقام جویی: اگرچنین باشد نشانگر اینست که مردم بدلایل مختلف تحت فشارهای عصبی هستند ونسبت به دیگران بدبین وهمیشه احساس میکنند که این دیکران هستند که بدرفتارمیکنند وبه آنها ظلم میشود وبرای همین همیشه با عصبانیت وخشونت ودرنهایت بی رحمی عمل میکنند که این موضوع نیز قابل بررسی است که چه مسائل وموضوعاتی مردم راچنین عصبی وانتقام جو نموده است.

دربازمیشودو مردم با شدت تمام بسوی صندلیها وهرجا که خالی است پرتاب میشوند بالاخره واگن ها پرمیشود برخی مسرور از گرفتن جا وبسیاری ناراحت از این شیوه بد وهل دادن وبی احترامی ،درها بسته شده وقطار پس از تکان تلق وتلوقی که از محصولات چینی ویا تولید داخلی که اول بسیار خوب دیده میشوند وبعدا" هزار عیب وایراد پیدامیکند به راه میافتد هنوز اولین ایستگاه را رد نکرده صدای کودکانی که با یک تجربه وتخصص خاص میگویند من بدبختم ومادر ندارم وبیجاره ام ویا زنانی که با همین مضمون ونوزادی نیز درآغوش بدشواری از میان مردم دررفت وآمد هستند،اینها را که میبینی یک احساسی به تومیگوید که اینها تیمی فعالیت میکنند وآموزش دیده اند پس مشخص است که فقر وبدبختی وتداوم آن منجر شده تا گروههای مافیایی گدایی نیز تشکیل شود وازآنطرف جوانان ومردانی که هرکدام بفروش محصولی همانند باطری وخوردنی و... مشغولند وآدم افسوس میخورد که جوانانی ورزیده بدلیل بیکاری دوره کردی میکنند.

تنگی جا وتردد این افراد وتنش های ایجاد شده دراول ورود به قطار ومشکلات اقتصادی واجتماعی همه وهمه دست بدست هم میدهد وبسیاری شروع به تحلیلهای سیاسی واقتصادی میکنند وشما هر موضوعی از دشنام به مسئولان گرفته تا هر رده ایی واختلاس ها وحیف ومیل ها را میشنوی وازآنطرف کسانی که روزنامه دردست دارند باتحلیل تیترها ی روزآنها راهمراهی میکنند.

 این نشانگر آنست که برای دستیابی به وضعیت اقتصادی وفرهنگی جامعه لازم نیست تحقیقات ومطالعات پیچیده ایی انجام بدیم ویا وضعیت را وارونه جلوه بدیم وتصمیم گیرندگان ودولتمردان اشتباهات خود وحقایق جامعه را نپذیرندبایدبدانند از یک گوشه جامعه همانند مترو وضعیت فرهنگی واقتصادی وروانی کل جامعه بوضوح کامل نمایان است ودوست ودشمن ،باسواد وبیسواد بخوبی آن را میبینند ومعضلات موجود درجامعه را میفهمند.

امیداست بجای سرپوش گذاشتن برروی مشکلات وهمچون کبک سردربرف کردن بفکررفع آنها براییم ویا حداقل اگرتوان رفع آن را نداریم جرات کناره گیری واستعفاء را داشته باشیم تا به بدنامی درتاریخ از مایاد نشود


 
 
برف زمستانی وسوزسرما راچگونه میتوان تعبیرکرد(اولین برف)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٧
 

برف وسرما از راه رسید ومناطقی از تهران ودیگرشهرهای سردسیرایران را سفید پوش کرد.

برف نعمتی بزرگ است چون که ذخایر آبی از وجود برف تشکیل میشود وبسیاری از آفت ها را نیز ازبین میبرد وازآنطرف یک جامه سفید ویک رنگ به طبیعت میپوشاند وانسان با مشاهده آن میتواند به جای مطالعه کتابهای مختلف ودرس اخلاق وانسانیت به زیبایی پاکی ویک رنگی و شفافیت وزندگی بدور از ریا پی ببرد وبداند اگر با صداقت وپاک وبی آلایش وبدور از دروغ ونیرنگ باشد چقدر میتواند سفید وپاک باشد.

از این حرف های عارفانه بگذریم واز رویا داخل محیط خود شویم که درسطوح مختلف دروغ ونیرنگ وفریب به یک اصل تبدیل شده وروزانه درهرجا وهر شرایط وهرجایگاهی حتی از رسانه های عمومی با پررویی میشنوی ومیبینی که چگونه بداخلاقی جای اخلاق را گرفته ولی به هر حال امید وارم واطمینان دارم همانند برف وسرما چیزی خواهد بارید وآفت را از میان خواهد برد که این رسم طبیعت است وگذرایام و تاریخ خارج از اختیاربشرهرچند بتوان دیرو زودش کرد ولی سوخت وسوز نداردوتغییر درذات زندگی است وعلما میگویند اگرکسی تغییررانپذیرد سرنوشت او همانند سرنوشت دایناسور منقرض خواهد شد.

تخصص من اقتصاد وبازاراست وباید هرموضوعی را درآن حیطه بررسی کنم ووظیفه خود را درارائه اطلاعات تحلیلی انجام دهیم.

رکود گریبان بازار وتجارت واقتصادایران را گرفته وازآنطرف تورم نیز  شمشیر برنده خود از رو بسته وهرکه را که به زانو میافتد را سرمیبرد وبسیاری از بازاریان به امید مشتری نشسته اند واین سرما مشتریان را خانه نشین میکند وبرشدت رکود میافزاید.

البته هراتفاق ورویدادی همیشه به ضرر همه نیست همانطوری که از دروغ برخی بهره برداری میکنند دربازار نیز از سرما هرچندبسیاری گرفتار میشوند ولی برخی صنف ها نیز همانند آنهایی که با سیستم های گرمایشی ارتباط دارند ویا درخودرو همچون زنجیر چرخ وباطری وضد جوش ...بازارشان رونق میگیرد وهمین امرمنجر شده که یک حرکت وجریان همیشه درطبیعت بازار باشد وهیچ موقعیت ووضعیتی آن را به رکود کامل نکشاند ویاس ناامیدی کل بازار را نگیرد.

پس طبیعت وزندگی طوری است که هیچ وضعیت وموقعیتی رکود کامل وتوقف کامل درآن نمیتواندایجاد کند همانگونه که هیچ پدرسالاری درسطح خانواده ویا دیکتاتور وحاکم ظالمی درسطح دولت هم نتوانسته در حیطه قدرت خود سکوت وسکون ایجاد کنندوخفقان  که این نشانگر این است که از کوچکترین نهاداقتصادی که خانوده باشد گرفته تا بالاترین نهاد اقتصادی یعنی دولت یک حرکت وتغییر را باید تجربه کنند ودرپایان مرگ درانتظارشان است ودوباره نظامی وفرزندی با گرایش جدید وشیوه ایی دیگر پس هیچ تاجر وبازاری نیز نباید این یاس وناامیدی را بخود دهد که دیگر بازار وکار به سرحد خود رسیده ودیگر سود وبرکت از آن رخت بسته بلکه تغییری در راه خواهد بود وسودی خارج از انتظار برای آنانکه ننشسته اند وناامید نشده اند وهر سرما ورکودی را پشت سرگذاشته اند وبا آن مبارزه کرده اند

 


 
 
برف زمستانی وسوزسرما راچگونه میتوان تعبیرکرد(اولین برف)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٧
 

برف وسرما از راه رسید ومناطقی از تهران ودیگرشهرهای سردسیرایران را سفید پوش کرد.

برف نعمتی بزرگ است چون که ذخایر آبی از وجود برف تشکیل میشود وبسیاری از آفت ها را نیز ازبین میبرد وازآنطرف یک جامه سفید ویک رنگ به طبیعت میپوشاند وانسان با مشاهده آن میتواند به جای مطالعه کتابهای مختلف ودرس اخلاق وانسانیت به زیبایی پاکی ویک رنگی و شفافیت وزندگی بدور از ریا پی ببرد وبداند اگر با صداقت وپاک وبی آلایش وبدور از دروغ ونیرنگ باشد چقدر میتواند سفید وپاک باشد.

از این حرف های عارفانه بگذریم واز رویا داخل محیط خود شویم که درسطوح مختلف دروغ ونیرنگ وفریب به یک اصل تبدیل شده وروزانه درهرجا وهر شرایط وهرجایگاهی حتی از رسانه های عمومی با پررویی میشنوی ومیبینی که چگونه بداخلاقی جای اخلاق را گرفته ولی به هر حال امید وارم واطمینان دارم همانند برف وسرما چیزی خواهد بارید وآفت را از میان خواهد برد که این رسم طبیعت است وگذرایام و تاریخ خارج از اختیاربشرهرچند بتوان دیرو زودش کرد ولی سوخت وسوز نداردوتغییر درذات زندگی است وعلما میگویند اگرکسی تغییررانپذیرد سرنوشت او همانند سرنوشت دایناسور منقرض خواهد شد.

تخصص من اقتصاد وبازاراست وباید هرموضوعی را درآن حیطه بررسی کنم ووظیفه خود را درارائه اطلاعات تحلیلی انجام دهیم.

رکود گریبان بازار وتجارت واقتصادایران را گرفته وازآنطرف تورم نیز  شمشیر برنده خود از رو بسته وهرکه را که به زانو میافتد را سرمیبرد وبسیاری از بازاریان به امید مشتری نشسته اند واین سرما مشتریان را خانه نشین میکند وبرشدت رکود میافزاید.

البته هراتفاق ورویدادی همیشه به ضرر همه نیست همانطوری که از دروغ برخی بهره برداری میکنند دربازار نیز از سرما هرچندبسیاری گرفتار میشوند ولی برخی صنف ها نیز همانند آنهایی که با سیستم های گرمایشی ارتباط دارند ویا درخودرو همچون زنجیر چرخ وباطری وضد جوش ...بازارشان رونق میگیرد وهمین امرمنجر شده که یک حرکت وجریان همیشه درطبیعت بازار باشد وهیچ موقعیت ووضعیتی آن را به رکود کامل نکشاند ویاس ناامیدی کل بازار را نگیرد.

پس طبیعت وزندگی طوری است که هیچ وضعیت وموقعیتی رکود کامل وتوقف کامل درآن نمیتواندایجاد کند همانگونه که هیچ پدرسالاری درسطح خانواده ویا دیکتاتور وحاکم ظالمی درسطح دولت هم نتوانسته در حیطه قدرت خود سکوت وسکون ایجاد کنندوخفقان  که این نشانگر این است که از کوچکترین نهاداقتصادی که خانوده باشد گرفته تا بالاترین نهاد اقتصادی یعنی دولت یک حرکت وتغییر را باید تجربه کنند ودرپایان مرگ درانتظارشان است ودوباره نظامی وفرزندی با گرایش جدید وشیوه ایی دیگر پس هیچ تاجر وبازاری نیز نباید این یاس وناامیدی را بخود دهد که دیگر بازار وکار به سرحد خود رسیده ودیگر سود وبرکت از آن رخت بسته بلکه تغییری در راه خواهد بود وسودی خارج از انتظار برای آنانکه ننشسته اند وناامید نشده اند وهر سرما ورکودی را پشت سرگذاشته اند وبا آن مبارزه کرده اند

 


 
 
درخت کهنسال اقتصاد ایران را بانک مرکزی بجای آب با نفت آبیاری(نفتیاری) میشود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥
 

بانک مرکزی بدلیل اینکه سیاستهای پولی را دراختیار دارد یکی از مهمترین واثرگزارترین مراکز اقتصادی کشورمحسوب میشود .

مدیریت صحیح بانک مرکزی درهرکشوری وسیاستگذاری صحیح آن برنقدینگی از طریق کنترل پول درگردش کشور وتزریق ویا خروج نقدینگی درمقاطع زمانی معین که توسط کارشناسان واقتصاددانان بزرگ مطالعه تحقیق وبا توجه به وضعیت عمومی کشور ووضعیت جهانی پیشنهاد میشود میتواند تاثیر بسزایی در نرخ تورم وارزش پول وحفظ نرخ مبادله پولی (پول داخلی با ارزهای بین المللی داشته باشد.

بدلیل اتکاءارزش پولی هرکشوری به ذخایر مسکوکات وطلا وجواهرات ملی وارز آن کشور که بعنوان پشتوانه پولی هرکشوری  درنزد بانک مرکزی نگهداری میشود ومدیریت صحیح برکاهش وافزایش آن میتواند برارزش پولی آن کشور اثرگذارباشد.

یکی از مهمترین استراتژی های مدیریتی درکشورهای توسعه یافته برای تثبیت وافزایش ارزش پولی خود وکنترل ویا کاهش نرخ تورم ومتعاقب ان افزایش توان اقتصادی خود وحفظ موقعیت برتر درمقایسه با کشورهای دیگرجلوگیری از سوءاستفاده دولتمردان از کانون های اقتصادی کشور به نفع اهداف سیاسی ویا شخصی میباشد وتلاش میکنند که این مراکز اقتصادی برطبق یک سری سیاستهای اقتصادی تعریف شده که مطالعات علمی لازم صورت گرفته ومتکی برنظریه های اقتصادی تعریف شده است وبا استفاده از دانشمندان وتحلیلگران وکارشناسان خبره مدیریت میشود وتلاش میکنند که با اتکاء به آمارهای دقیق وبرآورد صحیح نرخ تورم و...همیشه خود را در هجمه ایی از نقد وتحلیل قراردهند وبا مقایسه صحیح وعلمی از هرگونه تصمیمات سیاسی وتبدیل آن به ابزار صاحبان قدرت جلوگیری بعمل میاورند وهمین امر منجر میشود که اقتصاد آنها همزمان با تغییر حاکمان وجابجا شدن دردست احزاب دستخوش تغییر محسوس نشود ودستخوش سوءاستفاده های شخصی قرارنگیرد.

انتصاب روسای بانک مرکزی نباید با امیال سیاسی بلکه با شاخص های علمی وبرطبق نظریه های عمیق اقتصادی صورت گیرد وآمارهای اقتصادی آن از قبیل نرخ تورم وغیره باید دقیق ترین وجزو منابع مرجع کشورباشد تا بتواند مبنای  اطلاعاتی مراکز علمی وتحلیلی یک کشوردرجهت تصمیم گیری وتحقیقات علمی باشد .

متاسفانه درصورت انتصاب رییس بانک مرکزی کشور از زیر مجموعه های آن همانند بانکها وسازمانهایی که به هردلیل درصورت داشتن وابستگی شغلی ویا ارتباط موضوعی میتواند در تصمیم گیریهایش اثرگذار باشد خود میتواند بستر سوئ استفاده وسوء جریان ایجاد نموده ووضعیت اقتصادی کشوررابدتر نمایددرکشورما عرف این است که اگر کسی به سمتی انتساب شد بعد از اتمام ماموریت به همان سازمان قبلی برمیگردد که خود منجر به وابستگی آن فرد میشود ویا اگر اختیار انتساب رییس درسازمان قبلی را داشته باشد میتواند اشتباهات ومواردی که میتوانسته درآنجا داشته باشد را پوشش دهد.

انتصاب وعزل  رییس مسئولیتی همانند بانک مرکزی که یکی از پایه ها ومراکز اصلی تصمیمات اقتصادی کشور بوده وآمار واطلاعات مهمی همانند نرخ تورم وغیره از طریق آن منتشر میگردد وعملکرد دولت نیز با آمار وارقام آن میتواند مورد تحلیل وسوال قرارگیرد نباید دراختیار رییس دولت به تنهایی باشد که این منجر میشود به جای توجه به شاخصه های علمی درانتصاب آن شاخصه های مطیع بودن وابزار بودن مد نظر باشد که بسیار خطر ساز خواهد بود.

انتشار آمار غیر صحیح دررابطه با نرخ تورم موجود درجامعه ویا خودداری از انتشار آن وهمچنین عدم شفافیت ذخایر ارزی کشور ویا احتمال انتشار پول بدون تحلیل علمی دقیق ویا دستور انتشار ویا توقف چک پولها واوراق قرضه ومشارکت به سلیقه شخصی ومهمتر از همه قیمت گذاری غیر صحیح ارز ویا استفاده ابزاری از آن به بهانه تثبیت نرخ ارزمنجر شده تا ارزش پول ملی درسراشیب تند سقوط قرارگیرد وروز بروز ارزش خود راازدست بدهد وتورم واقعی که مردم روزانه با آن درگیرهستند با تورم اعلام شده بانک مرکزی اختلاف فاحش داشته باشد.

گردابی که از این اعمال سلیقه ها وعدم بهره مندی از علم وصاحبنظران اقتصادی ایجاد میشود شاید درابتدا فکرکنند درروند فعالیتها آنها راهمراهی میکند ولی درادامه با سوء استفاده ها وسوء جریانات همه مسئولان امر ودولت وکشور را در خود اسیر وگرفتار میکند واقتصاد کشور را فلج وتورم را هیولایی میکند که ارزش پول کشور ورفاه وامنیت اقتصادی را میبلعد وجامعه را فقیر وبدبخت وورشکست میکند.

درکشورما بدبختانه درخت کهنسال اقتصادش را با نفت آبیاری میکند واین درخت کهنسال خشک خواهد شد مگر اینکه میتوانستند نفت را جایگزینی پیداکنند که نه تنها چنین نشد بلکه مقدارنفتی که برای آبیاریش استفاده میشود روز بروز بیشتر وبیشتر میشود یعنی بجای قطع وابستگی به نفت وابستگیش بیشتر وبیشتر میشود.

 

 


 
 
نگذارید ابرهای تیره تمام آسمان زندگیتان را بگیرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩
 

اگرفعالیت تجاری میکنید، اگر مدیرمسئولید،اگربه هردلیل فعالیتی دارید که نیاز به تدبیر وبرنامه ریزی وتلاش وحرکت دارد یعنی از یک فعالیت کوچک گرفته تا یک مسئولیت بزرگ همانند اداره یک کشورباید بگویم همه حرکتها وتصمیم گیریها ی شما درهنگام شروع همانند ایجاد یک فعالیتی درزیر آسمان آبی میماند وهرحرکتی میکنید اگر درست باشد آسمان آبی تر وشفاف تر واگر اشتباه باشد همانند این میماند که تکه ابرتیره ایی از فعالیتتان ایجاد وبسوی آسمان محدوده فعالیتتان میرودوآن را تیره وتار میکند .

آنها که اشتباه نمیکنند ویا اشتباهاتشان کم است درواقع آسمانشان همیشه آبی است فعالیتشان همیشه شفاف وموفق اگرتاجرباشد تجارتش روز بروز پررونق تر میشود وفعالیتش گسترده ترواگر کارخانه دارباشد ،کارخانه اش بزرگتر وتوان سرمایه گذاریش بیشتر وتولید وعرضه اش دربالاترین ظرفیت اسمی تعریف شده خواهد بود واگر مسئولیت سیاسی واجتماعی داشته باشد هرروز برتعداد طرفدارانش وآنها که اورا تایید وهمراهی میکنند افزوده میشود ومقام ومسئولیتش همیشه کمتر از جایگاهش دیده میشود یعنی همه میگویند که او بسیار بالاتر ومتشخص تر از مقام ومسئولیت واگذاری عمل میکند وهمه نگرانند که او پستی را که دراختیار دارد را ترک نماید نه که مردم او را نپذیرند واز خود رفتار وتصمیماتی ماندگاربجا میگذارد وآوازه خوشنامی اش  وعملکرد قدرتمند وانسان دوستانه اش زبانزد خاص وعام ودوست ودشمن است هیچکس را دشمن نمیپندارد وبا هیچ کس ضدیت ندارد وبا اعمال انسان دوستانه خود وبا مدیریت مدبرانه اش چنان رفاه وآسایش وخوشبختی به محدوده عملکردی خود وحتی دیگران میرساند که خود بخود اگر دیگران نیت بد داشته باشند تنبیه میشوند وعملکردشان چون با عملکرد او مقایسه شود نزد طرفداران وملت خودش به بحث وانتقاد کشیده خواهد شد.

با اشتباهات مکرر ابرهای تیره ایی که به آسمان محدوده فعالیت خود میفرستید روز بروز تیره تار میشود ومحدوده برای رویت آفتاب تنک  بطوری که پس ازمدت زمانی ساعاتی از روز آفتاب را در مقاطعی که پشت ابرپنهان است نمیبینید واین سیر ادامه دارد تا اینکه همه آسمان آبی شما را ابرهای تیره میگیرد وآسمان شما تیره تار میگردد واز آفتاب خبری نخواهد بود.اگر تاجرباشید بدانید که تجارت شما دیگر سودی ندارد وهیچگس برشما اعتماد نمیکند واگر کارخانه دارید با مدیریت اشتباه کارخانه ایی دارید با کارگرانی معترض که با کمترین ظرفیت فعالیت میکند ودرآمدش جوابگوی هزینه هایش نیست وانبوهی از بدهیها وتسهیلات بانکی درانتظار توقیف اموال هستند واگر پست سیاسی واجتماعی دارید بدانید بعد از مدتی نه تنها دیگران بلکه طرفداران ونزدیگان خودتان نیز از عملکرد وتصمیم گیریهایتان بسیاردلسرد وناراحت میشوند وهیچ پشتیبانی جز زور وقدرت مجازی برایتان نمیماند وبناچار از عملکرد مبتنی برحمایت مردمی وتصمیمات جمعی به عملکرد فردی ودیکتاتوری روی میاورید وبجای تامین ثروت ورفاه وآرامش برای مردم به ظلم وفقر وفساد وچنگ ومبارزه روی میاورید وآن موقع که درنزد سرزمین وحامیان خودت جایگاه نداشته باشی چگونه میتوانی در میان سرزمین ها وملت های دیگر جایگاه پیدا کنی مگر اینکه آنها به ریا بخواهند از این تنهایی وشکست سیاسی داخلی ات سوء استفاده کنند وخودشان را به شما نزدیک کنند تادوباره شما امکانات وبیت المال را خرج آنها بکنی که این نیز عاملی دیگر برای ناراحتی واعتراض مردمی خواهد بود که خود از مدیریت وتصمیمات اشتباه شما در رنج وفقر بسر میبرند وشما در فکر کشور گشایی وخدمت به جهانیان شعار میدهی ومتاسفانه این گونه حرکت ها عقل وتدبیر را ازشما خواهد گرفت وگوشتان زبان مخالف را نخواهد شنید ودستتان به خون بیگنهان آلوده خواهد شد.

به هر حال باید درهرفعالیت وموقعیتی به درستی  تصمیم بگیریم واز مشاوره صحیح بهره مند شده وتصمیم گیری جمعی را برفردی  ترجیح دهیم وبدانیم ناظری براعمالمان است وموقعیت وفعالیت ما بستگی به مقبولیت آن است واگر اشتباهاتمان ادامه دار باشد دیگر آسمان آبی را نخواهیم دید وآفتاب پشت ابرها در انتظار سقوط وشکست ما درانتظار خواهد ماندوپس از سقوط شما ابرهای تیره ایی که بوجود آوردید با شما محو خواهد شد ودوباره آسمانی آبی وموقعیت فعالیت دراختیار دیگری خواهد بود وهمه اینها در تاریخ آن سرزمین وفعالیت ثبت وضبط خواهد شد.پس بدانید درنقطه شروع آسمان همه آبی است وآن ماییم که آن را با عملکردمان تیر وتار میکنیم.


 
 
طلا سرمایه گذاری مطمئن یا نامطمئن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٤
 

 

افزایش بیش از حد انتظارقیمت طلا در بازارهای جهانی سود زیادی را نصیب سرمایه گذاران آن کرد.

 

زمین وطلا یکی از بهترین موارد سرمایه گذاری مطمئن بشمار میرود که بدلیل پایین بودن ریسک سرمایه گذاری درآنها حتی اگرسود پایینی نیز داشته باشد طرفداران زیادی دارد.

 

یکی از موارد مهم تاثیر گذار برگسیل شدن حجم زیادی از سرمایه ها بسوی این دو مورد از نظر تحلیل گران چه اقتصادی وچه عامه مسئله مهم کمیابی ومحدودیت مقداری آن است که درواقع دلیلی که میاورند میگویند این دو مورد به نسبت افزایش تقاضا محدودیت عرضه دارد وهمین عامل منجر میشود اگرنرخ افزایش آن کم هم باشد هیچ وقت ضررنداشته باشدو همیشه با افزایش قیمت داشته باشند.

 

دومین دلیل آنها ضریب امنیتی ومالکیتی آنهاست که زمین را میگویندهیچ وقت نه سوخت میشود ونه سرقت میتوانند بکنند وطلا را نیز میگویند نه خراب میشود وسرمایه ایی است بین المللی وبه راحتی قابل حمل وانتقال میباشد بدون اینکه کاهش ارزش محسوسی داشته باشد.

 

سومین دلیل آن آسانی وسهولت سرمایه گذاری درآن واینکه نیازی به تخصص بالا ویا تحلیل علمی وفنی پیچیده ندارد.

 

در چند ماه اخیر وبدلیل رکود حاکم بر بخش مسکن وافزایش بی رویه نرخ طلا منجر شده که توجه همه چه مردم عادی وچه تحلیلگران اقتصادی را دررابطه با انجام سرمایه گذاری دربخش طلا ترغیب نماید.

 

درکشورما متاسفانه بدلیل عدم توجه به ساختارهای علمی وشیوه های کنترلی ونظارتی لازم وبا توجه به افزایش بی رویه طلا یک بحث مهم واساسی بی جواب است وآن اینکه از کجا بدانیم طلایی که میخریم تقلبی نباشد.

 

طلا جزو معدود کالاهایی است که شناسایی اصل وفرع آن توسط مردم عادی به راحتی قابل تشخیص نیست وبا توجه به افزایش قیمتی آن میتواند بسیاری از متخلفان ویا حتی بعضی ازفعالان این کالا را برای سوءاستفاده وتقلب وسوسه نماید.

 

درکشور ما به جای توجه به شیوه های علمی وسیستمی به شعار وتحدید بسنده میشود وهمین امر منجر شده تا سوء استفاده گران ومتخلفان به راحتی رشد ونمو کنند که یکی از بستر های مهم آن بستر اقتصادی است.

 

شناسنامه دار نشدن طلاهای عرضه شده درکشور منجرشده تا هیچ خریداری نداند که طلایی که میخرد اصل است یا فرع ویا درچه عیاری عرضه شده است که درصورت عرضه طلاهای تقلبی ویا با عیار پایین چه سوء استفاده های کلانی میتواندنصیب متقلبان  وچه ضررهایی که به خریداران تحمیل نماید واز آن بی اطلاع هستند.

 


 
 
ارز واحد بین المللی یک ضرورت است نه خواسته
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳
 

آیا میدانید نبود یک ارز واحد بین المللی که توسط یک سازمان بین المللی همانند صندوق بین المللی پول یا هرسازمان بین المللی پولی دیگر صادر شده باشد چه عواقب منفی به بسیاری از کشورها وچه منافع زیادی را برای برخی کشورها بوجود میاورد.

 نبود ارز واحد بین المللی منجر شده تا پول های(ارزهای) قوی همانند دلار،یورو،پوند،فرانک ،ین و...بتوانند بعنوان ارزها وپولهای بین المللی مطرح ومورد دادوستد قرارگیرندکه مهمترین آن دلار است.

برترشدن پول یک کشور ومورد دادوستد قرارگرفتن پول یک کشور منجر میشود تا بخودی خود وبدون اینکه تولید ناخالص ملی ودرآمد ملی آن کشور افزایش یابد فقط با انتشار اسکناس برای جبران اسکناس در گردش کشورخود وخارج سرمایه زیادی بدون اتکاء به صادرات ایجاد شود که دراینجا مثالی میزنم:

دوکشور A ,Bرا درنظر بگیرید که واحد پولی کشور Aدلار است ولی واحد پولی کشور Bیکی از واحدهای پولی دیگر فرض کنید کشور Bبرای اینکه مواد وتکنولوژی مورد نیاز خودرا که ده میلیون دلار است از کشورCتهیه کند یا به همین میزان باید صادرات داشته باشد یااستقراض کند که هردو حالت مسیر دشواری است ولی درصورتی که کشورAنیاز به ده میلیون دلار تجهیزات از کشورCباشد در واقع از پول ملی خود استفاده میکند ودرصورتی که صادرات نیز نداشته باشد واستقراض هم نکند برایش از داخل قابل تامین است.

مثال دوم پول A موقعیت جهانی دارد وهنگامی که A اقدام به خرید از کشورهای B,C,D,G,F...میکند حتما" ودرکوتاه مدت بدلیل اینکه این ارز دربین کشورهای دیگر بعنوان پول واسطه مورد استفاده قرارمیگیرد به کشور Aبرنمیگردد به این معنی است که کشورAاقدام به تامین وخرید مایحتاج خود با پولی میکند که دیگر شاید سالها در جریان معاملات دیگر کشورها بچرخد وبه کشورAبرای خرید کالا برنگردد یعنی کشورAبدون اینکه کالا ومنابعی را ازدست بدهد با اسکناس انتشارشده منابع خودراتامین میکند .

مثال سوم بدلیل اینکه پول کشورAارزبین المللی شده اگر درکشوری ودرنقطه ایی مثلا" دراثرآتش سوزی وغیره یک میلیون دلار ازبین برود درواقع یک سرمایه وسود لحظه ایی نصیب کشورAمیشودویک ضرربه همان میزان نصیب کشوری که درآنجا سوخته درصورتی که نباید چنین باشد وتعاریف دقیق تری داشته باشد.

این یک شکل ساده اهمیت بین المللی شدن پول یک کشوراست که بسیاری از کشورها با توجه به اهمیت ان درتلاشند تا بتوانند به آن موقعیت برسند.

کشورهای اروپایی با اینکه پول اکثر آنها از یک وضعیت خوب برخوردار است ولی بااین وجود برای اینکه بتوانند از یک موقعیت کامل بین المللی برخوردار گردند وبتوانند در مقابل موقعیت برتر دلار ارزی بین المللی ایجاد نموده تا از این مزیت مهم آن بهره مند شده ووابستگی خود را به دلار کمتر کنند نسبت به انتشار یورو اقدام نمودند که هر چند جایگزین دلار نیست ولی توانسته موقعیت مناسبی را برای اروپا وکشورهای مشارکت کننده ایجاد نماید.

کشوری که دارای ارز برتر است اگر هرگونه انتشار پول کند به همان اندازه به قدرت وتوان سرمایه ایی خود میفزاید وهمین عامل منجر میشود که بسیاری از کشورها را نگران کند که سیاستهای پولی آن کشور میتواند تاثیر زیادی در افزایش توانش وتضعیف دیگران داشته باشدوچون هیچ نظارت تعریف شده ایی در آن وجود ندارد ودر حیطه قوانین واختیارات یک کشور است موضوع را پیچیده وخطرناک میکند.

یورو بدلیل عدم وابستگی تشکیلات آن به یک کشور خاص و مدیریت آن از طریق یک گروه از موقعیت واهمیت بالاتری برخوردار است ولی با این وجود باز توسط یک گروه خاص ودریک منطقه خاص مدیریت وسیاست گذاری میشود که میتواند منافع همه را تحت پوشش قرارنداده وفقط منافع آن گروه را درمقابل دلار حفظ نماید.

بنظر اینجانب دوباره ایجاد پول منطقه ایی هر چند میتواند درصورت بین المللی شدن منافع وموقعیت آن منطقه را تقویت واز اثرات مخرب ارزهای برتر دیگردور سازد ولی این رهکار مناسبی نبوده وبراینکه منافع همه کشورها به درستی حفظ شده وارزبین المللی تحت نظارت همه بوده ونه برتری وموقعیت خاص برای یک کشور ومنطقه ایجاد نماید ونه اینکه یک کشور یامنطقه نتواند سوء استفاده از آن کنند همانند انتشار پول بدون پشتوانه ویا اعمال وتحمیل  سیاستهای پولی خود برجهانیان دربرهه کنونی که جهان بسوی اتحاد ودموکراسی وشفافیت ومبارزه با انحصارطلبی ودیکتاتوری وغیره حرکت میکند لازم است که یک سازمان بین المللی خاص پولی ایجاد ویا سازمانی همانند صندوق بین المللی پول وظیفه چاپ وانتشار یک پول بین المللی را بعهده بگیرد واین پول چه بصورت طلا وچه بصورت اسکناس باید دارای الزامات ونظارت تعریف شده ایی  باشد ودراختیار همه ملتها با یک تعریف مشخص گذاشته شود که این کارمزیت های زیر را بدنبال خواهد داشت:

1- ارزبین المللی دیگر دراختیار یک کشور خاص نخواهد بود.

2-انتشار وقوانین ونظارت برعملیات آن تحت نظارت همه کشورها خواهد بود.

3-منافع آن نصیب همه کشورها خواهد شد وتحت تاثیر جریانات سیاسی وپولی کشورها نخواهد شد.

4-این ارز مقبولیت جهانی داشته وارزش آن نیز تحت تاثیر جریانات واوضاع اقتصادی کشورها نخواهد بود.

5-ارزش آن  تعریف شده بوده وبه واقعیت نزدیکتر خواهد بود.

وموارد متعدد دیگربنابراین باید یک ارز بین المللی وتحت نظارت بین المللی ایجاد شود تا بتواند یک ارتباط واعتماد بین المللی ایجاد شود.


 
 
دیکتاتورها چگونه زندگی میکنند ومیمیرند؟(شباهت عجیب دیکتاتورها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢
 

 

نه تنها کشورها وملت ها یک رشدو توسعه همه جانبه ایی را با گذر ایام تجربه میکنند ،کل جهان نیز به مثابه یک پیکر انسانی عمل میکندو کشورهای مختلف وسازمانهای بین المللی با توجه به نفوذ وقدرت وتاثیرگذاریشان نقش چشم یا گوش ویا مغز ودست وپاوسایر اعضای آن را بازی میکنند.

اکنون جهان به نقطه ایی رسیده که بدور ازنوع نگاهی که به آن داشته باشیم (بدبینانه ویا خوشبینانه) وبدور از تعابیر وتفسیرهایی که از نقش موثر ویا کم رنگ برخی از دولتها داشته باشیم دارای سیر وحرکتی است وارتباط واطلاعات آنقدر نزدیک وتنگاتنک شده واین پیکر را بهتر وواضح تر نمایان ساخته است.

امروزه شما میتوانید به راحتی ودرلحظه از رویدادهای اقصی نقاط جهان باخبرشویدشادیها وغم های دیگران را ببینید همانند اینکه همه دریک شهر ویک کوچه ویک خانه زندگی میکنید.

امروزه علاقه ها وعشق ها ونفرتها از مرزها عبورکرده وجهانی شده وچون ظلمی وستمی دریک گوشه جهان به کسی یا جامعه ایی بشود از دیدها پنهان نمیماند وهرفریادی بگوش جهانیان میرسد هرچند هنوز کمکها ویاری رسانیها آنگونه که باید نهادینه نشده وهستند ظالمانی که برای خود حیطه ایی ساخته وحصاری بدورخود کشیده اندودنیا را به تمسخر میگیرند.

دیکتاتورها یک خصیصه مشترک دارند وآن اینست که ابتدا با هزاران وعده ووعید سعی میکنند خود را به مردم نزدیک کنند ودر این فرصت همه مخالفان خود را سرکوب کنند وطوری نشان دهند که همه این اقدامات برای اصلاح جامعه وسعادت مردم است ولی در ادامه راه پس از اطمینان از سرکوب مخالفان وتثبیت پایه های حکومت خود نوبت به سرکوب دوستان وآنهایی که احساس میکند میتوانند به قدرتی تبدیل شوند میپردازد همه منابع واموال ملی را در تصاحب خود میگیرند وهرگونه که بخواهند ازآن برداشت وهزینه میکنند وکارشناسان وصاحب نظران ودستگاههای نظارتی را کنارگذاشته وهر مخالفت واعتراضی را سرکوب وبا اقتدار برخورد میکنند.

رفته رفته سیستم های نظارتی وتصمیم گیری ومجلس وقوانین و مقررات وانتخابات مردمی کارآمدی خود را از دست داده وفرمایشی میشوند وتصمیمات همان است که توسط دیکتاتورها مستقیم ویا غیر مستقیم گرفته میشود.

مردم در چنین سیستم های دخالت داده نمیشوند وگروههای خاصی از مردم که حامیان دیکتاتور هستند ورای نظر دیکتاتور را بی کم وکاست پذیرفته اند واورا عبادت میکنندبعنوان کل جامعه محسوب شده وتمام امکانات جامعه نیز برای آنها معطوف وهزینه میشود.

دیکتاتورها هزینه های زیادی را برای تبلیغ افکار وعقاید خود از بودجه ملی انجام میدهندوخود را تبدیل به مقام موقعیتی فرا قانونی میکنند وهمیشه بدنبال ایجاد وبروز تنش درخارج از مرزهای خود هستند تا بتوانند از دیگران باج گرفته ونگذارند کسی در حیطه حاکمینت آنها نفوذ کند .

دیکتاتورها پس از مدتی حکومت وزورگویی به مردم بی دفاع خود وبا بهره مندی از تعریف وتمجید اطرافیان خود آنقدر مغرور ومتکبر میشوند که یک بیماری روانی ومنیت را دچار شده وتفکر وتدبیر ومنطقشان کور میشود ودراین لحظه احساس قدرت نامحدود کرده واحساس میکنند هیچ قدرتی بالاتر از آنها نیست وهیچ کسی وهیچ گروهی حق دخالت وحق انتخاب و... ندارند.

دیکتاتورها چون دراین مسیر افتادند بشدت برظلم واسبداد خود ادامه میدهند تا بدانجا که هیچ کس را جرات اظهار نظر نباشدوکشور همانند یک ملک شخصی اداره میکنند.

دیکتاتورها بدلیل ظلم واستبداد وبی رحمی که دارند به ندرت از طریق جنبش ها وانقلاب درونی سقوط میکنند وباید که مردم آنها از طریق سازمانهای بین المللی ویا کشورهای قدرتمند دیگر حمایت شوند تا سقوط کنند .

دیکتاتورها بعد از مواجهه با اعتراضات وفشارهای خارجی به یکباره احساس خطر نموده وتمام توان نیروهای مسلح اجیرشده خود را برای ایجاد خفقان وثبات دوباره بکار میگیرند ودراین را از هیچ شکنچه وکشتار وتوهین وبداخلاقی هراسی ندارند وچشم وگوش خود را برهر هشدار واعتراض جهانی میبندند ولی عاقبتی جز سقوط که هیچ وقت نه انتظارش را دارند ونه از منیت قبول دارند خود وخانواده واطرافیان ومزدورانشان را پس از سالها چپاول دربدترین شرایط از بین میبرند ولی مصالحه نمیکنند.

تصویر سقوط وقیافه آنها را درذلالت بینی بسیار شبیه هم هستند ومرگشان نیز بسان هم که برای مثال میتوانید سرنوشت ننگین صدام وقزافی وحتی تصویر آنها را مقایسه کنید.


 
 
او کیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱
 

او کیست ؟

 

شوالیه ایست بی باک فاتح جنگ

ولی اکنون گشته مغلوب بی قشون درکوه

درشبی تیره همچون ماه

 

عاشقی است سوار براسب سرنوشت

اما دلشکسته از آن یاری که کرده بی وفایی

مردد مانده امروز در انتخاب راه

 

جوانی است براسب سرکش امیال

کنون گشته مایوس وسرخوره ،تنهای تنها

انگار درباغ پرگل افتاده درچاه

 

تاجری است مشهور با یک دنیا تجربه

ولی اکنون ورشکست است وهست رنجور

نمانده ثروتی جز اندازه یک کاه

 

حاکمی است ظالم سرمست  از خون بیگنهان

اما کنون گشته درمانده وعاجز از انقلاب مردم

مادران بشکستند اقتدارش را با ناله وآه

 

.....

 یاس

 


 
 
حاکمیت جهان دراختیار کدامین ابرقدرت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

درتاریخ که سیر میکنیم میبینیم که از آن موقعی که جامعه بشری شکل حکومتی بخود پیدا کرده همیشه حکمرانان تلاش داشتند تا برهمه قوم ها وقبیله ها وملتها حاکم شوند وبرای این جنگ ها ودرگیری های خونینی بوقوع میپیوست.

شاید درطول تاریخ با وجود حکومتهای مقتدر بدلیل وسعت جهان وپراگندکی ملت ها وسرزمین ها هیچ حکومتی  نتوانسته به تنهایی خود را حاکم تمام جهان کند ودراین بین تنها دریک دوره دوحکومت مقتدر ایران وروم میتوانستند ادعاکنند که به تنهایی بربیشتر سرزمین ها حکمرانی میکردند.

باگذر ایام وشکل گیری دول مختلف وتضعیف حکومتهای مقتدری چون ایران جهان شکل دیگری بخود گرفت و دولت ها وکشورهای زیادی بوجود آمد تا اینکه بعد از انقلاب صنعتی ورقابتهای شدید اقتصادی بین کشورهای اروپایی منجر به بروز اختلاف وادعا دربین کشورهای جهان شدکه از آن جمله عظمت فراگیر آلمان درجهان را به یک درگیری وجنگ که از آن به عنوان جنگ جهانی اول یاد میشودسوق داد ودوبلوک در مقابل هم جبهه گیری کردند:

*- متحدین: آلمان، ایتالیا، اطریش و مجارستان و امپراتوری عثمانی
* متفقین: انگلستان، شوروی، فرانسه و آمریکا

جالب توجه اینکه با وجود اختلافات شدید بین انگلستان وشوروی هردو در یک جناح قرارگرفتند.

در 28 ژوئن 1919 عهدنامه ی و رسای بر اساس 14 اصل ویلسون (رییس جمهور آمریکا) به تصویب دول درگیر در جنگ جهانی رسید. و از نتایج جنگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- از بین رفتن امپراتوری های بزرگ و تجزیه آن ها مثل تبدیل امپراتوری آلمان به جمهوری آلمان، امپراتوری اطریش مجارستان به جمهوری اطریش و چکسلواکی و مجارستان، امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه و توسعه یافتن یونان با ضمیمه کردن بخش وسیعی از اراضی عثمانی، و در این راستا قیومیت کشورهایی چون سوریه و لبنان به فرانسه و فلسطین وعراق به انگلستان داده شد و ایجاد خط قرنطینه از فنلاند تا رومانی.
2- تأثیرات اقتصادی اجتماعی: مثل رواج اقتصاد طبق نقشه و عدم رقابت آزاد، نظارت دولت ها بر امر تجارت و کاهش صادرات دولت های اروپایی و خرید کالاهای امریکایی و گرفتن وام از امریکا و…، تشکیل اتحادیه های کارگری.
3- تحمیل قرارداد م 1919 به ایران.
4- پیدایش ایالت متحده امریکا در صحنه سیاست جهانی و عدم امضاء معاهده و رسای از سوی آمریکا.
5- خلع سلاح آلمان با قبول خسارات جنگ از سوی آلمان (و این که آلمان ها از آن پس باید توپ، زیر دریایی و هواپیما سازی نکنند.
6- دلایل فوق الذکر و آثار و تبعات آن ها خود نهایتاً موجب بروز جنگ جهانی دوم شد.

 ظهور دیکتاتورهای فاشیستی در اروپا مثل هیتلر در آلمان، موسولینی ایتالیا، سالازار پرتقال، گروهای افراطی و نظامی در ژاپن، فرانکو در اسپانیا، دیکتاتوری های با لتیک، استونی، لیتوانی و…  وبا توجه به به عدم توازن اقتصادی امریکا، فرانسه و انگلیس به دلیل داشتن مستعمرات و دارا بودن 80 درصد ذخیره طلای جهان بود و برعکس باعث گسترش ناسیونالیسم اقتصادی و علاقه به توسعه فضای حیاتی و ارضی درکشورهایی همچون آلمان وایتالیا و ژاپن به دلیل نداشتن ذخایر طلا و عدم وجود مستعمرات شد.

همچنین رقابت شدید بین آمریکا وژاپن که بعنوان قدرتهای جدید مطرح شده بودند وظهور هیتلر در جهان با آن که دولت های بزرگ جهان در ابتدا به دلیل عدم اعتماد به یک دیگر متفرق بودند لیکن به دو جبهه متحدان و دشمنان تقسیم شدند ومنجر به بروز جنگ جهانی دوم شد.

پس از جنگ جهانی دوم وظهور ونمایش قدرت آمریکا وبدلیل دوری آن کشور از صحنه درگیریها درواقع با نمایش قدرت تسلیهاتی خود با انفجار بمب اتم در ژاپن  وهمچنین شوروی که پایان بخش شکست آلمان بحساب آمد وسهم خواهی قابل توجهی داشت که حتی نیمی از کشور آلمان وبخش مهمی از کشورهای اروپای شرقی را زیر نفوذ خود برد.

همه این مسائل منجر شد تا دو ابرقدرت در دنیا شکل گیرد وهمه کشورها را بنوعی تحت نفوذ یا سلطه خود قراردهند(آمریکا وشوروی)

بدلیل دست یافتن هردو ابرقدرت به سلاح اتمی وحتی برخی از کشورهای دیگروهمینطور با افزایش آگاهی ورشد کشورها وحاکمیتها وعدم امکان بروز جنگ بدلیل توان نابودسازی وگشتارجمعی موجوددرتسلیهات اتمی که ابزاردفاعی لازم رانیز ندارد   منجرگردید که آنها را وادار کند تا برای حفظ کشورهای تحت سلطه و مستعمراتی خود ومبارزه با رقیب وارد جنگ سرد شوند.

جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش ها وتضادها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده آمریکا وشوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ اطلاق می‌شود. در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند نظامی، ایدوئولوژی، فرهنگی، تجسسی، رقابتهای ورزشی، اقتصادی، صنعتی و توسعه فناوری واطلاعاتی ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.

گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی میان نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم‌پیمانان این ابرقدرت‌ها از پیامدهای آن به‌شمار می‌روند. هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی پیش از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوباره‌سازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.

پس از جنگ در حالی که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به بسیاری از نقاط جهان به ویژه اروپا، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحران‌های مکرر مانند ساخت دیواربرلین (۱۹۸۹-۱۹۶۱)، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، جنگ ویتنام (۱۹۵۹-۱۹۷۵)، بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و جنگ شوروی وافغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۸) روبه‌رو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد می‌کرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به جنگ افزار هسته ایی واتمی و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاح‌ها بود.

سرانجام در پایان دهه ۱۹۸۰ و با دیدارهای مقام‌های بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی (میخاییل گرباچف) ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.

با تضعیف شوروی بدلیل تجزیه درمقابل آمریکا کشور روسیه وبرخی کشورهای جهان بدلیل ترس از اینکه دنیا تک قطبی شود تلاش خود رامعطوف کردند تا بتوانند با ایجاد تضادها وانقلاب ها واختلافاتی در کشورهای تحت حاکمیت آمریکا واروپا دوباره یک تقسیم بندی در جهان ایجاد کنند تا توازن قوا بوجود آید وبا پیشرفت غیر مترقبه چین کمونیست وتبدیل آن کشور به یکی از قدرتهای برتر اقتصادی جهان وایجاد اتحادیه اروپا و دوستی وارتباط آنها با آمریکا منجرشدتا یک بلوک بندی نانوشته ایی به نام بلوک غرب وشرق ایجاد شود واین بلوک درواقع توانست با ارتباط وحمایت ونفوذی که در برخی کشورها از جمله خاورمیانه ودیگر مناطق جهان ایجاد کنند وتوانستند از نظر توان تسلیحاتی وجمعیتی وتوان اقتصادی و... وحتی با داشتن حق وتو همانند آمریکا در سازمانهای بین المللی بعنوان یک بلوک قدرتمندمطرح وهمه کشورها را که از زمان پایان جنگ سرد ورهبریت شوروی را از دست داده بودند ویا کشورهایی که به هر دلیل بدنبال یک تیم وگروهی درمقابله با غرب میگشتند را بخود جلب کرد ه وفرصتی شد تا کشور روسیه بدلیل بهره مندی از سیاست مداران کهنه کاروسیستم های جاسوسی وعملیاتی خود که  سالها تجربه دوران جنگ سرد را با خود داشتند جایگاه دوباره خود را پیدا کنند وهمین عامل منجر شده تا شما در هر کشوری که انقلابی رخ میدهد ویا مخالفت ها وجبهه گیریهای تندی نسبت به یکی از ابرقدرتها دیده میشود ردپای ابرقدرت دیگر رابخوبی درآن کشور ببینید وحس کنید درواقع درمقطع کنونی رقابت وتنش موجود بین روسیه وآمریکا به ایجاد جنگ وضدیت درکشورهای دیگر برعلیه همدیگر شده وحتی با عملیات وروشهای پیچیده سیاسی ومدیریتی توانسته اند جنبش ها وچنگها وانقلابهایی بوجود بیاورند ورقیب را درگیر چنین عملیاتی نمایند .البته تازمانی که نهادهای بین المللی وکشورهای جهان به یک سطح قابل قبول ازنظر تصمیم گیری نرسیده اند وبسیاری از کشورهای درسلطه دیکتورهایی بسر میبرند  که میتواند برای ملتها وجامعه جهانی خطر ساز باشد وو از نظر تحلیل گران سیاسی خطراتی که یک قطبی شدن دنیا میتواند در تحمیل سیاستها وزورگوییها داشته باشد دوقطبی بودن حداقل تعادلی در شرایط کنونی جهان بوجود میاورد ،امید است با رشد دموکراسی وفرهنگ عمومی جهانی وکاهش فقر وبی عدالتی ودیکتاتورها وتروریستها شرایطی بوجود آید که سازمانهای بین المللی نهادینه شوند ومنافع همه ملیتها ونژادها و...وامنیت درهمه جای دنیا برقرارشود وهمه بدوستی وصلح درکنارهم زندگی کنند وهیچ نقطه امنی برای ظالمان ودیکتاتوران وزورگویان نباشد.

 

 

 

 


 
 
چگونه میتوان فعالیت اقتصادی سالم وموفق داشت(انسانی بنام شرکت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

بسیاری علاقه دارند که یک فعالیت اقتصادی خوب را تجربه کنند وبسیاری نیز فعالیت اقتصادی را شروع کردند .

فعالیت اقتصادی همانند سرمایه گذاری در جایی ویا اقدام به ثبت یک شرکت تولیدی وصنعتی ویا بازرگانی و یا موسسات مالی وآموزشی و... یعنی هرنوع فعالیتی که نیاز به اختصاص سرمایه داشته باشد وکار وزمین ومکانی را بخود اختصاص دهدویا بهتر بگوییم هرکاری که ریسک داشته باشد وسود وزیانش بستگی به مدیریت وفعالیت صحیح وبا برنامه باشد.

فعالیت اقتصادی از هرنوع باشد شباهت کاملی به یک انسان دارد وهمانند یک انسان متولد میشود ومیبیند ومیشنود وحرکت میکندومیخوابد ومریض میشود ورشد میکند وپیر میشود ومیمیرد.

بنابراین از مرحله تفکربه اینکه چگونه وکی فعالیت اقتصادی را شروع کنیم بماننداینکه زوجی تصمیم میگیرد کی صاحب فرزندی شوندوایجاد وشروع فعالیت که همانند  فرزند متولدمیشود نیاز به مشاوره وتحت نظر بودن پزشک (کارشناس وتحلیل گراقتصادی که خود از لیسانس تا دکتری میتواند تحصیلات داشته باشند)وبسته به بودجه ونیازی است که برای مشاوره وتحت نظر بودن احساس میکنیدنوع آن راانتخاب میکنید ولی به هر حال ضروری است ودر بدو شروع وماهها وسالهای اول همانند یک بچه که پزشک کارت نمودار رشد دراختیار خانواده قرارمیدهد وماهیانه  وزن ورشد دورسر وقد بچه را کنترل وواکسن های دوره ایی را میزند ،از مشاور اقتصادی نیز بخواهید تا باتوجه به امکانات وسرمایه ونیروی انسانی دراختیار واهداف اساسی تعریف شده نموداری را برای فعالیت اقتصادیتان تعریف نماید ویا خود حجم واندازه سرمایه وامکانات را با توجه به اهدافتان تعریف نماید ویک کارت اطلاعاتی از اندازه وبهترین محدوده حرکت تهیه وسپس با نمودار ترسیمی نسبت به کنترل ادواری وضعیت وموقعیت فعالیت راهکارها ی لازم را جهت بهبود وضعیت ارائه دهد.

همانگونه که بچه درمرحله نوزادی بجز شیر  نمیتواند بخورد وموعدهای تغذیه بیشتر ومتنوع توسط دکتر اعلام میشود ،به فعالیت اقتصادی نیز نمیتوان بیکباره نیروی کار اضافی ویا منابع مالی بیشترویا ماشین آلات بیشتررا یکباره تزریق نمود تصمیمی که بسیاری از صاحبان فعالیت های اقتصادی هرچه توان دارند در اخذ تسهیلات وخرید ماشین آلات وجذب نیروها میکنندکه این شیوه بدون استفاده از نظر مشاوراقتصادی عامل اصلی شکست ومرگ زودرس بسیاری از این فعالیتهاست.

واکسن های دوره ایی که به یک کودک زده میشود تا او را دربرابر بیماریهای کشنده محافظت نماید توسط مشاور اقتصادی نیز با تحلیل وضعیت وبررسی ساختارشرکت ومقایسه آن با امکانات موجود وشرایط جامعه با پیشنهاد تامین نیرو وسرمایه مورد نیاز تجویز میگردد تا رشد سالم فعالیت اقتصادی را تضمین نماید.

بچه حرکت خودرا با حرکت چهار دست وپا وسپس با راه رفتنی بنام تاتی که حرکتی بسیار ناشیانه وتوام با زمین خوردن است شروع میکند شما باید بدانید که فعالیت اقتصادی شما نیز تا به مسیر اصلی بیافتد وبتواند نزد رقبا اعلام حضور کند حرکت ورشدی همانند بچه خواهد داشت که متاسفانه بسیاری فکر میکنند باید فعالیتی ایجاد کنند که از همان روز ایجاد فعال وپر توان وبا تحرک بالا باشد.

یک فعالیت اقتصادی همانند انسان مرحله کودکی دارد وسپس دوران آموزش که از شش سالگی شروع میشود وسپس دوران نوجوانی وجوانی وبزرگسالی وپیری که یک مشاور اقتصادی همچون یک پزشک متخصص بخوبی دوره های آن را میشناسد ومیفهمد ومقطع آموزش ودوران نوجوانی و...را با استراتژی های صحیح مدیریت میکند تا درکودکی که خطر توقف وشکست آن درنتیجه بیماری است را با برنامه صحیح اقتصادی وخطر انحراف دردوران جوانی را با تکمیل ساختار وچیدمان صحیح مدیریتی ورشد وبالندگی وحداکثر بهره وری  ورقابت وسرشاخ شدن با رقبا رادردوران جوانی باارائه استراتژی های راهبردی  ورشد وتوسعه وبالندگی را در بزرگسالی با تثبیت موقعیت وورود به بازارهای بین المللی وبا نوسازی فعالیتها وتبلیغات پیشبردی وتنوع محصول از انحطاط ومرگ جلوگیری میکند.

یک فعالیت اقتصادی همانند یک انسان قلب دارد(که واحد مالی آنست که درآن پول همانند خون وارد وخارج میشود)مغز دارد (که همان مدیران وتصمیم گیران اصلی شرکت بشمار میرود)چشم دارد(یعنی مالکان وهییت مدیره ایی هستند که نظارت برعملکرد دارند)گوش دارد(سیستم نظر سنجی وارتباط بامشتری وسیستمهای بازرسی که موارد را میشنوندودرکل سیستم نیز بگوش است)زبان دارد(که همان روابط عمومی وگذارش دهی سیستم است)ودست دارد (که همان ابزار وماشین آلات وفعالیتش است)وپا دارد(یعنی دائم درحرکت است )و....که هرگونه اختلال در هرکدام از اندامهای فوق باید بموقع توسط پزشک (مشاوراقتصادی)شناسایی ومعاینه ومداوا شود.

دارای چند فرزند شدن لازمه اش این است که بتوانی بخوبی یک رابطه وتعریف صحیحی بین توزیع امکانات وتربیت آنها داشته باشی که همانند اینست که یک نفر چند فعالیت اقتصادی جداگانه داشته باشد وباید مشاور بهترین الگوی ارتباطی را برایش تعریف کند.

یک مشاور خوب ومتخصص به محض مشاهده فعالیت اقتصادی شما به بیماری های ظاهری اش وبا مطالعه نتیجه آزمایشات (گذارشهای مالی ومدیریتی)به بیماریهای باطنی اش پی میبرد وبخوبی بشما علت ایجاد آن ومشکلاتی که بوجود آورده ودردهایی که کشیده اید را بخوبی بیان میکند انکار که سالها باشما ودرکنارشما بوده است ونسخه مناسب را مینویسد وچون مداوا کند شما بخوبی نتایج آن را با تمام وجود میبینید ولمس میکنید.

 از ضرورتهای داشتن مشاور اقتصادی میتوان موارد زیر را عنوان کرد:

1-مشاوره بامشاور قبل از شروع به فعالیت درانتخاب بهترین فعالیت مرتبط وبا توجیه اقتصادی مناسب برطبق شرایط موجود.

2-استفاده از مشاور در حین فعالیت برای تشخیص بموقع امراض ومشکلات وارائه نسخه مناسب برای مداوای آن.

3-مشاوره در امر استراتژی های لازم درجهت اهدافرشدوتوسعه ورویارویی ورقابت با رقبا.

4-تعیین دقیق زمانهای برداشت ویا تزریق سرمایه وسود ویا جبران زیان ومقدار آن

5-تنظیم صحیح ومتناسب چارت سازمانی منطبق با اندازه وعمر شرکت وانتصاب بجا وشایسته مدیریتها وتخصص ها

6-بودجه بندی وتخصیص مناسب هزینه ها وانجام تحلیلهای مالی لازم برای شناسایی انحراف از برنامه.


 
 
رنگین کمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

رنگین کمان

ماشاید همه یک رنگ نباشیم
یکی قرمز یکی زردویکی آبی
بیاید اگر همرنگ شدیم بهتر
نشیم همرنگ کنارهم رنگین کمانی

باران بلا میبارد ازهرسو امشب
یکی اینجا یکی غربت
خورشید هنوز هم هست ولی کم نور
اگرشویم باهم شودرنگین کمانی

همه شادیم همه سرمست
که دیدیم همدگررابدورازسایه غربت
بیایید همدل وهمراه باشیم
مگرهست زیباتراز رنگین کمان جایی

بیا دستم بگیروگیرم زدستت
شادیها راکنیم تقسیم وغم راازخوددور
نباید همدگر دیدن شود عادت
بسازیم پلی دردره غم با رنگین کمانی


 
 
زندگی چیست وسرنوشت ما چگونه است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳
 

اگرزندگی را به ریاضی تشبیه کنید آنرا یک معادله یک مجهولی که جوابی ثابت دارد ندانید وخود را از اول بدبخت ویا خوشبخت تعبیر نکنید بلکه  همچون معادله چندمجهولی بدانید که در جوابی که از آن خواهی گرفت وابسته به نمره ایی است که با عملکردت بخودت میدهی ونمره ایی که دیگران میگیرند وهمیشه فکرنکن که نمره ایی که میگیری همیشه بالا باشد و بهتر است ،زیرا این فرمول بسته به شرایط دوران متغیر است واینکه درکجای فرمول قرار گیری مهم است که چون فرمول آن پیچیده است واعشار وتقسیم وضرب ومنها وجمع را درخود دارد ودربرخی مواقع ممکن است جایی قرار گیری که هرچقدر نمره ات بزرگتر باشد جوابت کوچکتر ومنفی تر خواهدبود.

اگرزندگی را به موسیقی تشبیه میکنید باید نتها را بخوبی بشناسی و بدان که زندگی در کل آهنگی است متغیر وما نت هایی بیش نیستیم درآن ومانده به نوع آهنگ ما نیز حضوری کم رنگ .یا پررنگ در آن داریم وگاهی به شادی وگاهی به غم درآن آهنگی نواخته میشود.

اگر زندگی را اینگونه فرض کنیم که چرخشی ثابت دارد وحرکتی پایدار باید بدانیم که مانیز همانند تاثیرات زیست محیطی برزمستان وتابستان آن ودرشادی وغم ودرموفقیت وناکامی اش موثریم هرچند این سیر طبیعت وزندگی شباهتهای زیادی به هم دارد وبرای آنست که میتوان از تجارب گذشته به نفع آینده استفاده کرد.

زندگی رامیتوان به هنر تشبیه کرد و سرنوشت وواقعیتهایش را به تصویری که هرانسانی بمانند یک نقاش درذهن خود میکشد وبه آن عمل میکند ومانده به هنرمندی وتلاش ودقت عملش ورنگهایی که در کشیدن تصویر بکارمیگیرد استفاده نموده ودراین بستر نقاشیهای بزرگتری نیز هست که درکشیدن آن باید ازدیگران کمک بگیرد وباهمدیگر بکشند که آن نیز همان تصویر گروه ها وجامعه ها وحکومت هاست وشما به راحتی میتوانی از نقاشی هرفردی به مسیر وهدف وافکارش پی ببری واز رنگهایی که بکار برده واز تصویر جامعه ایی که ساخته به افکار وبینش نقاشانی که درآن شرکت کردند .

اگر میبینی که فردی دردوران کوچکی تصویری از دکتر شدن برای خود ترسیم کرده وبعدانیز با تلاش و کوشش وتحصیل پزشک میشود بدان به تصویری که برای خود کشیده بود عمل کرده ویا اگر جامعه ایی میبینی که در خوشبختی وسعادت است ویا جامعه ایی دیگر اسیر رنج وبدبختی و گرفتار حاکمانی ظالم بدان اکثریتی در ابتدا هم شده در ایجاد ونقش آفرینی آن تصویر مشارکت داشته اند وتغییراتی که درجوامع میافتد وحاکمانی سقوط و حاکمانی جدید جایگزین میشود حاکی از اصلاح وتغییری است که در تصویرنقاشی شده داده اند.

آنچه از جوامع پیداست اینست که انسانها روز بروز هنرمند وهنرمند تر میشوند وتصاویر زیباتری میکشند وبه اشتباهات تصویری گذشته خود بیشتر پی میبرند وبهمین خاطر جوامع هرروز به سمت انسانیت ومردم سالاری گام مینهد وتصاویر زشت گذشته آشکارتر وجباران بدنام تر میشوند ورسواترونقاشیها زیباترامید است بتوانیم نقاشیهای زیبایی را خلق وبا همدیگر تصاویر زیبایی را ترسیم وبه آیندگان هدیه کنیم.

 


 
 
کار ،زمین ،سرمایه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

برای تحصیل کرده های رشته های حسابدار واقتصاد وبازرگانی ورشته های مرتبط دیگر عوامل تولید(کارزمین وسرمایه)ازمباحثی است که بارها وبارها در طول تحصیل شنیده وبرخوردداشته اند.

کارکه درواقع همان نیروی انسانی وزمین یعنی جاومکان فعالیت وسرمایه همان نقدینگی ومنابع مالی مورد نیاز است.

درگذشته کار(نیروی انسانی) نسبت به عوامل دیگر از اهمیت کمتری برخوردار بود وعوامل اصلی را زمین وسرمایه تشکیل میداد.ولی امروزه با بالا رفتن علم وتکنولوژی وتحصیلات ودانش فنی منجر شده تا نیروی انسانی متخصص ومتفکر اهمیت بسزایی پیدا کند وبا ایجاد سیستم های تامین منابع مالی مختلف وهمچنین امکان ایجاد جا ومکان استیجاری برطبق سلیقه ونیاز پروژه ها منجر شده تا نیروی انسانی متخصص عامل اصلی تولید محسوب شده و این ایده بوجود آید که ارزش اصلی فعالیتها به نیروی انسانی متخصص وابسته بوده وبایستی در صورتهای مالی ارزیابی وگذارش شود.

شاید مهمترین اصل ودلیل توسعه ورشد تصاعدی کشورهای توسعه یافته توجه به دانش وتکنولوژی روز (hi tecnology)وایجاد شکاف بین این کشورها وکشورهای جهان سوم برخورداری آنها واستفاده بهینه از نیروی انسانی تحصیل کرده وماهر واندیشمندان ومخترعین ونوآوری در حیطه تولید وصنعت وتجارت میباشد بطوری که با استفاده از دانش وعلوم جدید وبهره گیری بجااز اندیشمندان ومتخصصین توانسته اند به اصل مهم اقتصادی حداکثر استفاده از حداقل منابع دست یابند.

جالب تر اینکه بسیاری از نیروهای متخصص مورد استفاده آنها را نیروهای متخصصی تشکیل میدهد که در کشورهای جهان سوم وبا صرف هزینه های بسیار تولد ورشد وتحصیل کرده وموقع بهره برداری به کشورهای توسعه یافته مهاجرت کرد ه اند.

وباید بگویم این انتقال سرمایه پنهان که درواقع سرمایه وعامل اصلی رشد وتوسعه را تشکیل میدهد نه به دلیل سرقت آنها توسط کشورهای پیشرفته بلکه بدلیل سیاستهای اشتباه حاکمان وتصمیم گیران سیاسی کشورهای جهان سوم صورت میگیرد که درزیر به برخی از این اشتباه تصمیم گیری ها وسیاستها اشاره میشود:

1- بکار گماردن نیروهای نالایق وبا تخصص پایین ویا غیرمرتبط درپستهای اجرایی وکلیدی که منجرمیشود تا یک تنش وتضادی بین بدنه حکومت وروشنفکران ایجاد شود ومسئولان برای حفظ مقام وموقعیت کسب شده وترس از بکارگیری نیروهای خبره ویا عدم تبعیت این نیروها از مدیران انتصابی به روش های غیرمدیریتی از قبیل تخطئه و یا بکارگیری وجذب زیردستانی که بار علمی کمتری داشته وبتوانند به آنها ریاست کنند انگیزه فرار مغزها را بیشتر میکند وچون کشورهای توسعه یافته ببینند کشوری سیاست اشتباهی دربکارگیری متخصصین دارد آنها نیز بستر جذب متخصصین را فراهم میکنند.

2- عدم برنامه ریزی وبرآورد صحیح درمیزان نیاز کشوربه تخصص های مختلف وایجاد رشته های دانشگاهی وشعبه های دانشگاهی نه برطبق نیاز تخصصی جامعه بلکه برمبنای متقاضی وعلاقمندی دانش آموزان به ادامه تحصیل که منجرشده دانش آموزان به رشته های خاصی همانند پزشکی ومهنسی وحسابداری و... که احساس میکنند میتواند درآمد بیشتری داشته باشد وبازار کار بیشتری داردجذب میشوند واین منجر شده تا دربرخی رشته ها خروجی بیشتری داشته وبا یک مازاد نیروی متخصص درآینده مواجهه شویم ودرصورت بروز این پدیده که دربسیاری از رشته ها بوجود آمده لذا بدلیل مازاد برنیاز کشوربودن به خارج ازکشوربرای کار وتلاش سرازیر میشوندویا قربانی بیکاری پنهان وآشکارهستند.

3- بدلیل عدم مدیریت صحیح وعلمی دربسیاری از این کشورها وعدم ایجاد ساختارهای علمی وصنعتی لازم درواقع  موقعیت کاری منجرشده تا ضریب بیکاری دراین کشورها بسیاربالا باشد ودولتها بجای برنامه ریزی وتلاش درجهت ایجاد اشتغال با ایجاد مراکز دانشگاهی متعدد وبیش از نیاز درواقع با انتقال سیل عظیم نیروهای آماده بکار به مراکز دانشگاهی برای ادامه تحصیل یک بیکاری پنهان ایجاد میکنند که شاید بتواند وجهه سیاسی این کشورها را بهبود بخشند غافل از اینکه این کار دو خطر عمده دارد اولا" بعد از چند سال وصرف هزینه هنگفت ملی  بجای داشتن نیروی انسانی بیکار، تحصیل کرده بیکار خواهیم داشت که خود منجر میشود تا نیروهای متخصص بیکار جذب امور غیر مرتبط شود که همان موضوع بیکاری پنهان است وثانیا" نیروهای متخصص با نبوغ علمی لازم نیز بدلیل رشد سیستمهای ارتباطی ازقبیل اینترنت و... با خارج به راحتی ومجانا" درخدمت کشورهای توسعه یافته قرارمیگیرد که بستر لازم برای شناسایی وجذب انها را فراهم نموده اند.

اسف بارتر اینکه درکشورهای جهان سوم نفت خیز که  هم از کار(نیروی انسانی متخصص حتی بیش از نیاز کشور) هم زمین حتی بیشتر از آنچه لازم است وسرمایه (آن هم نه به پول خود بلکه به ارز یعنی به میزان بسیار بالا )برخوردارند ولی نتوانسته اند بدلیل عدم برخورداری از مدیریت کارآمد ولایق این سه عامل اصلی تولید را به نحو مناسب درکنارهم قرارداده ورشد وتوسعه یابند وبجای آن شده اند تامین کننده ثروت وعوامل توسعه  برای رشد وتوسعه دیگران.

 

 


 
 
سلام برتو
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸
 

سلام برتو ای دوست

دلها را ازکینه باید شست

هم صدا شد وهم نوا

کنیم برتن جامه صلح وصفا

 

چه زیباست باهم شدن 

گل گفتن وگل شنفتن

هم ره وهم راه بودن

فاصله ها را بریدن

 

غم چه معنی دارد امروز

شب را کنیم با شمع روز

اگرهست عید ما نوروز

شب نابوداست وپایدارروز

 

من هدیه میدهم توراآفتاب

هدیه توهست برایم مهتاب

هردم من تورا وتومرادریاب

تا برون آییم زاین سرداب

 

گذشته ها گذشته

پیوندها بریده ،دوستیها شکسته

کشیده وکشیده

رنگین کمان زیبا ،زندانی رسته

 

دستم دراز سویت

 ستاره ام به ظلمت

بوسه زنم زرویت

نمیروم به غربت

 

 

 


 
 
آیا دوره زندگی به شانس واقبال است!؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧
 

فعالیت شخصی و برنامه ریزی وتلاش فردی امری مهم است وخوشبختی وناکامی هرفردی به آن بستگی دارد وآنها که زندگی رابه شانس واقبال تعبیر وتفسیر میکنند ووضعیت موجودشان رابدشانسی یا برخی را به خوش شانسی میخوانند باید بگوییم که 90% خوشبختی فردی به برنامه ریزی وتلاش است و10% به شانس وهرفرد باید شکستها یش را بررسی کند وحرکت هایش را سنجیده نماید.

ولی بچه ایی که چشم بدنیا میگشاید وخود را در یک کشور پیشرفته میبیند ویا درکشورخودشان ولی درخانواد ه ایی ثروتمندومتمکن وبا امکانات رشد وآموزشی بیشمار ویا بچه ایی که بدنیا میاید وخود رادرآغوش مادری گرسنه وبدبخت در کشوری فقیر که برای زنده ماندن ولقمه نانی با مرگ دست وپنچه نرم میکند  وتازه اگر بزرگ شود هزاران بدبختی همچون گرگ های گرسنه ایی   بیشمار درانتظارش به کمین نشسته اندرا چه بخوانیم شانس یا سرنوشت .

این تفاوت درآفرینش را چگونه باید تفسیر کرد وعدالت را درآن تعبیر کرد که ما آفریننده را عادل میدانیم وتبعیض را هرگز روا نمیدانیم ولی در واقعیت امر چنین تبعیضی احساس میشود چه آن انسانی که در چنگل آمازون ویا در سرزمین یخی قطب جنوب ویا درسرزمین های بی نام ونشان قاره آفریقا ویا در کوه های قله اورست ودر ده کوره های بدور از هرگونه امکانات هندوچین و... که حتی تا پایان زندگی خود خبری از ادیان و علوم و دنیای کنونی ندارند وبدنیا میایند وبا افکارخود زندگی وبرای زنده ماندن مبارزه وبی هیچ آموزش واندوخته و...با دنیا وداع میکنند.ویا فرزندی که درکاخی ویا در خانه تاجری وپزشکی ووزیر ووکیلی و... متولد میشودچطور.

از همه آنها که بگذریم دوستی این تاثیر محیط وزمان ومکان را در خوشبختی انسان را بطور کامل به شانس واقبال میخواند ومیگفت که مکان وزمان به شانس است ولی اینکه درآن موقعیت مکانی وزمانی خوشبخت بشیم وموفق به اراده وتلاش ما مانده نه شانس واقبال.

برای مثال یک رویداد محیطی ساده را مثال میزد که حتی افکار وعقاید ومیگفت شرایط رفتاری یک دوره نیز بسیار درشرایط زندگی ما میتواند موثر باشد را مثال میزد وخودش را میگفت ببین من چقدر بدبختم:

آن موقع که بدنیا آمدم پدرسالاری بود وحسابی پدرم درخانه جولان میکرد ومادرم همچون کنیزی درخدمت او بود به خانه میامد مادرم پاهایش را میشست وبرایش چایی میاورد ومیوه و... وپدرم درگوشه اطاق لم میداد به پشتی وقلیانی که مادرم برایش چاق کرده بود را میکشید وهرکس نفس میکشید یک کتک حسابی میخورد وهیچ کس را جرات اظهار ونظر وتصمیم گیری نبود ومن نیز تا جاداشت کتک خوردم وهمیشه آرزو داشتم روزی پدر شوم ومن نیز اظهار وجود کنم وبزرگ شوم وزن بگیرم از خانه بروم وازاین وضعیت راحت شوم وزنم به من خدمت کند وخلاصه برای خودم شاهی کنم.

آن موقع که من زن گرفتم متاسفانه زن سالاری شده بود ومن خسته از کار که میامدم مجبور بودم درراه همه خرید ها را کرده وچون خانه میرسیدم از تمیز کردن خانه گرفته تا آشپزی وشستن ظرف ها  شده بود یکی از وظایفم وحسابی خانم درخانه داد وبیداد میکرد وجولان وحتی دست بزن نیز پیدا کرده بود وهمیشه میگفتم ایکاش بچه هایمان بزرگ شود وسن سالی پیدا کنیم شاید زنمان عاقل تر شود ومانیز آرامشی در خانه ببینیم.

بچه هنوز بزرگ نشده بودند که متاسفانه جامعه بچه سالاری شده بود و من وزنم اسیر فریادها وخواسته ها وتوهین های بچه ها وتنها چیزی که الان آرزو میکنیم مرگی است که مارا از این بدبختی نجات دهد!

این تجربه دوستمان نیز تجربه جالبی بود که تاثیر شرایط زمانی را برزندگی فردی نمایان میکند .

بنابراین با دستیابی به موقعیت وتوانمندی وثروت وجایگاهی همه را به تلاش وتوانمندی خود نباید ربط بدیم ومغرورومتکبر شویم وباید به نیازمندان وآنها که به هردلیل بیچاره وبدبخت شدند از نعمات وموقعیت هایی که بدست آوردیم بدیم وشاکرباشیم.

 


 
 
ازکجا آورده اید؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤
 

شاید بهترین وبیشترین موضوعات عدالت خواهی ومبارزه با مفاسداقتصادی واجتماعی درایران مطرح میشود وحتی راهکارها وشیوه های اجرایی آن نیز تدوین وبه مراکز تصمیم گیری ارائه میشود ولی چرا از اجراآنطور که باید ودرردیابی ریشه اصلی آنها خبری نیست وپس از مدتی به بایگانی سپرده میشود ویا فقط ابزاری برای جلب توجه مردم شده وهرکسی میخواهد پستی بگیرد ویا برای تدام وحفظ آن نیاز داشت از آنها استفاده شعاری میکند.

بهترین موضوعی را که میتوان برای آن مثال زد موضوع وشعار " از کجا آورده اید " است که قراربوده دارایی های مسئولین همیشه زیر کنترل باشد ومورد سوال ویا بحث افشای " مفسدان اقتصادی بزرگ "وهمچنین بحث "آقازاد ه ها".

ولی متاسفانه مردم فهمید ه اند که این مباحث ومباحثی ازامثال آن که هرچندمیدانند کاملا" واقعی است ولی طرح آن همیشه شعاری وسیاسی است.

آفتاب هیچ وقت پشت ابر نمیماند وجرم وجنایت وفساد واختلاس وظلم پنهان نمیماندوگناهکاروخاطی درهمین دنیا رسوا وگرفتار خواهد شد چه به دست قانون وچه دست تقدیر طبیعت که چون کسی به بیراهه رود زن وفرزندی خلاف درانتظارش است و خوابهای آشفته واسترس دروجودش وآه ناله مظلوم گریبان ظالم را خواهد گرفت.

اختلاس میلیاردی  خود واقعه ایی بود که پرده مصلحت وتوجیه آبرو وبحث سوء استفاده دشمن و...را درید وپاره کرد تا سازمانهای نظارتی ومراجع قانون گذاری ومردم بدانند که درپشت پرده  چه ها که نگذشته ودراین بین همه جوابگویند وخیلی ها مقصرکه چون پرونده هایی همانند جزایری ورشوه های میلیاردی آن به مسئولین به شفافیت رسیدگی نشود ومصلحت اندیشی شود باید انتظار وقایعی بزرگتر را داشت.

یک جوان بیکار که جزمدرسه وکلاس ودانشگاه وخانواده چیزی را ندیده برای استخدام صدها مانع وتحقیق وتفحص را طی میکند وآخر نیز استخدام نمیشودویا یک تحصیل کرده واندیشمند که جز علم واندیشه سرمایه ایی ندارد برای تدریس وجذب بعنوان استاد دردانشگاهی چه اما واگرهایی دارد ولی یک دفعه میبینیم مدیرعامل بزرگترین بانک کشورهای اسلامی خانه ویلایی چند میلیون دلاری درخارج دارد وخود وخانواد ه اش مقیم آنجا هستند واین سوال پیش میاید که آیا همان عاملان تحقیق وتفحص یک جوان متقاضی استخدام  الان کجایند که پاسخ دهند چگونه پست به ان مهمی  به چنین شخصی واگذار میشه وچه کسانی آن را تایید کرده ومجوز داده اند وچگونه مقام ومسئولیت گرفته است!وکی وچگونه به چنین اقداماتی دست زده وبا چه کسانی مرتبط بوده است؟ .

شاید بسیاری از سیستمهای نظارتی وکنترلی واطلاعاتی ما معطوف دشمنان خارجی است ونفوذ بیگانگان که همین حساسیت وتوجه باعث شده تا بسیاری از آنها که به شایستگی مقام ومسئولیت نگرفته اند فاسد شوند وگمراه وتمام تمرکز ودقت خود را صرف شناسایی روش هایی برای حفظ پست ومقام وسوء استفاده نمایندو بخوبی کلید آن را که همان طرح دشمنان خارجی وخطر نظام ودین و...وظاهرسازی برطبق آنچه مورد قبول است اعتماد انها راجلب کنند وجواز احراز مسئولیت را گرفته وتوانسته اند درسایه این خط قرمز نظارتی برای خود وخانواده خود واطرافیانشان پول وثروت ومقام ومنزلت گردش وتفریح ایجاد کنند میگویند" سیب را ازدرون کرم میخورد نه برون"وچنین اشخاصی که در سایه کنار زدن شایسته ها وانتصاب غیر خودی به آنها به چنین مقام هایی را بدست آورده وبه چنین اعمالی دست زدند خدا میداند که تا چه سطح ولایه ایی توانسته اندافراد ومسئولین دیگر را آلوده کنند که میگویند اگرمیوه فاسدی در جعبه میوه ایی سالم باشد بعد از مدت کوتاهی همه میوه ها را فاسد میکند.

 برای کشف اختلاس وآگاهی از بروزآنلازم نیست که میلیاردها پول از سیستم خارج شود وآنقدر بزرگ باشد که با هیچ ابری نتوان پوشاند ودرهیچ غاروچاهی نتوان جاداد برای کشف آن براحتی میتوان با یک سوال از مسئولین که چقدر ثروت دارید وبا تقسیم آن براخرین دریافتیشان(این نیز برای آنها سوبسید باشد که با آخرین حقوق سنجیده شود) تعداد ماه برآورد میشود واگر با ماههای سابقه فعالیتش همخوانی نداشته باشد قضیه قابل تامل است که چون مسئول نباید درآمدوفعالیتی بی رویه ومغایربا درآمدی که می بایست از ساعات کاری اش که با حقوق بالا قرارداد وتعهد خدمت به مردم ونظام داشته ایجاد کرده ب باشد.

مسئول ومدیر تصمیم گیر مگر میتواند زندگی دیگری درخارج داشته باشدومقیم کشوری دیگر که همیشه از آنها بنام دشمن یاد میشودوتعهدش را تضعیف میکندداشته باشد ؟آیا این کار برنامه ریزی شده نمیتواند باشد؟ وچرا درسیستم قبلا" به این مسائل که در جذب دقت میشود درمقام ومسئولیت توجه نشده است؟ویا احتمال چه رابطه ها وفسادی درسیتم وجود داردویا ایجاد شده است؟ وازکجا وچطور اگراینطور است باید در آیین نامه هاوسیستم های گزینشی واحراز مسئولیتها بازنگری شود که خطر ساز است وفساد انگیز وبا اقتدار واقدام قضایی مستقل وبی تعارف ریشه فساد را ریشه آن خشکاند که دراین بین میتوان از اقدامهای مبارزه فساد اداری که در چین وکره وژاپن و... الگو گرفت یک ضرب المثل روسی میگوید ماهی از کله فاسد میشو نه از دم .

آنچه مردم را نگران میکند مظلومیت وعقب افتادگی وفقردر کشوری است که  سرشار از منابع وذخایر ملی واندیشه وتفکروسابقه فرهنگی وتاریخی است واحتمال سرقت وخروج وحیف میل آن که جز رنجش دوست وشادی دشمن نتیجه ایی نخواهد داشت.


 
 
نبرد درسایه (چنک ابرقدرتها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
 

تجربه تلخ جنگ جهانی اول ودوم  وپیشرفتهای  نظامی  درتولید تسلیحات اتمی نابود کننده که هردوطرف(ابرقدرتها) ازآن برخوردار شدند منجر شد تا ضمن دوری از برخورد فیزیکی مستقیم وبرای حفظ منافع خود درسراسر جهان بفکر استراتژی وروش های جدید باشند که از آن بعنوان استعمار نو نام برده میشود.

ابرقدرتها از قدرت اقتصادی بالایی برخوردارند وهمین عامل آنها را مجبور کرده برای تامین منابع مورد نیاز ومعادن ومواداولیه ومنابع انرژی ارزشمندی همچون نفت وهمچنین صادرات وعرضه تولیدات خود بازارهای مطمئن وهم پیمانان ومستعمرات لازم را دراختیار داشته باشند.

 تلاش ابرقدرتها برای حفظ منافع خود در برخی موارد ودربرخی مناطق آنها را رودررو قرارمیدهد ولی امروزه دراین مناطق نه مستقیم بلکه غیر مستقیم ودرسایه مبارزه سخت ودربرخی موارد طولانی باهم انجام میدهند تا بتوانند ضمن توسعه مناطق تحت نفوذ خود بتوانند از منطق اصلی حفاظت نمایند ورقیب نیز همیشه بدنبال راههای  نفوذ وایجاد اختلال در مناطق تحت نفوذ آنهااست.

اکنون آنها به صراحت پی برده اند که کشورهای دیگر میتوانند ابزار ووسیله خوبی برای زورآزمایی وفروش کالا مخصوصا" جنگ افزارها یی که تولید اصلی ابرقدرتها بوده وتاریخ مصرف آنها گذشته کرده وانتقال منابع آنها را نماید واین منوط به ایجاد جو التهاب وتنش وضدیت در کشورهای اقماری برعلیه ابرقدرتی دیگر.

دراین بین میتوان به ایجاد شبکه های مذهبی همچون بن لادن وحقانی  درافغانستان که بتواند با دیدگاه ایدولوژیکی درمقابل نفوذ کمونیست   ایستادگی نموده وحاشیه امنی برای مقابله با نفوذ بلوک شرق به شبه قاره هند شود ویا مبارزه وچنگی که درعراق صورت میگیرد که طرفین علاوه برفروش تسلیحات خود تسلیهات جدید را نیز براحتی وواقعی مورد آزمایش قرارمیدهند ویا وضعیتی که برای کره شمالی ایجاد شده تا واهمه وتلاش مضاعفی در بلوک غرب ایجاد نماید.

امروزه این سیاستها وروشها که بیشتر به نبرد درسایه میتوان تعبیر کرد بسیار پیچیده شده هرچند درگذشته نیز از چنین شیوه هایی استفاده میشده ویا از گروه های مافیایی وزندانیان وگروه های تبهکاری ولی در حال حاضر این سیستمها وروشها آنقدر پیچیده شده که بسیاری از حاکمان وگرو ههای سیاسی وغیره در عین مخالفت وادعای مبارزه با این دسیسه وشیوه استعمار نو براحتی در این دام وبستر بزرگی که دامنه آن به اندازه کره خاکی گسترده شده اسیر میشوند واجیربطوری که بسیاری از آنها با غرور وتکبر در تخیل بسر میبرند که نه تنها ابزار نشده اند بلکه خود بلوک وقدرتی شده اند درمقابل آنهاغافل از آنکه از اصلی ترین ابزارها بوده وبیشترین خسارتها را به حاکمیت وملت خود تحمیل میکنند.

بسیاری از اندیشمندان جهان امروزی را به دو بلوک تقسیم میکنند ومیگویند هرکشورمستقلی ناچار است که یک بلوک را انتخاب وبرطبق سیاستهای آن گام بردارد تا بتواند بجای  اینکه از هردوطرف ضربه دیده واستثمار شود حداقل حمایت یکی را داشته باشد ومسیر رشد را طی نماید .

البته هستند کشورهایی همچون چین وترکیه که با انتخاب وپناه گرفتن درکنار یک بلوک ماهیتی ارتباطی بخود گرفته وبا بلوک دیگر نیز ارتباط برقرار نموده اند وحتی خود را منجی ورابط کشورهای قراردادند که باتردید ودودلی درتضادو درگیری بسر میبرند بدون آنکه استراتژی موفقی را نیز داشته باشند ودراین بین توانسته منافع قابل توجهی ببرندومسیر رشد وتوسعه خود را تسریع کنند.

کشوری همچون چین با رشد وتوسعه ایی که با استراتژی تعامل بدست آورده  تقریبا" خود را درکنار دوبلوک قرارداده وبدنبال سهم خواهی وایجاد مستعمراتی است که بتواند منابع لازم خود را نه با واسطه بلکه مستقیم تامین نماید.

ابرقدرتها یک خصیصه اصلی دارند وآن توان بالای اقتصادی انهاست بطوری که سهم اقتصاد آمریکادرجهان  به تنهایی نزدیک به 25درصد اقتصاد جهانی است یعنی اگرجهان را به 100کشورمساوی تقسیم کنیم برابر با 25کشور.

اگر کشوری بخواهد زیر سایه هیچ ابرقدرتی نباشد ومستقل باشد ومستقل فکرکند نیازمند داشتن اقتصادی شکوفا وملتی متحد واندیشمندانی متعهد است که درجهان امروز بجز چین که هنوز هم در دستیابیش به آن موقعیت بحث ها وحدیث های گوناگونی هست ، حتی اتحادیه ایی همچون اروپا نیز نتوانسته به این موقعیت دست یابد وچاره را درایجاد رابطه ایی معقول واقتصادی پویا ومتحدی فکور میداند که چون میداند چه از نظر اقتصادی وتکنولوژی ونظامی توان مقابله با کشوری که اقتصادش با کل اروپا برابری میکند را ندارد.

شما هرگز نمیبینید باوجود چنک بزرگی که درسایه بین این دو ابرقدرت وجود دارد در هیچ مرجع ومجمع جهانی همچون سازمان ملل از هم بد بگویند وعملیات وروش های تخریبی وسیستم های مافیایی و... را که برعلیه هم مورد استفاده قرارمیدهند وبعد از مدتی افشا ء میشود را بازگو کنند وبجای آن کشورهاوابزارهایی را میابند که بجای آنهاسخن بگویدوبجنگد وخود رانابود سازد وبجای حمایت درنهایت چون کوپن آنها سوخت همانند دستمالی که استفاده شده بدور میاندازند.

یکی از مهمترین اصول واستراتژی برای کشورهای دیگراین است که با شناخت صحیح از ابرقدرتها وبا توجه به موقعیت ووضعیت جهانی مسیر حرکت سایه ایی آنها برای رودررویی ونبرد با همدیگررا شناسایی کنند وچنان استراتژی وروشی پیاده کنند که هیچ وقت دراین مسیر قرارنگیرند وبه ابزاری برای مبارزه آنها تبدیل نشوند بلکه به نحوی تعامل کنند که آنها مجبورنشوند برای نبرد ابتدا ابزارها را بشکنند وآنها را هدف قراردهند ،درواقع بجای اینکه سیبل بازی دارت آنها بشوند با دوری از تنشها تولید کننده وتامین کننده وعرضه کننده کالاهای اقتصادی مورد نیاز آنها شده وبتوانند تکنولوژی مورد نیاز خود را نیز بطور مستقیم وبی واسطه تامین کنند یعنی ابرقدرتها برای ایجاد ارتباط دوستی وتامین نیازهای واقعی رشد وتوسعه شما با هم رقابت کنند نه برای تخریب ونابودی شما با ابزار شدن برای یکی از ابرقدرتها.

باید به این موضوع توجه نمود که خود ابرقدرتها حریف همدیگر نیستند چه برسد به سایر کشورها زیرا که درجهان امروز ابرقدرت با یک تقسیم بندی جهانی غیر محسوس که همچون قبل بوده(بلوک غرب وبلوک شرق) ولی با استراتژی های جدید وآگاهی بسیاری از کشورها مبنی برحضور دربلوکی وارتباط با بلوک دیگر روابط پیچیده ایی ایجاد نموده اند وابرقدرتها وروابطشان دیگر نه مثل قبل که خصمانه ومنفعلانه بود الان بسیار نزدیک وپیچیده است وحتی ممکن است ابزارهای مبارزه خودرا نیز مبادله کنند بدون اینکه کشور ی که ابزار شده بود از این معامله باخبرباشد.

 


 
 
کوره انتخابات هنوز روشن نشده(مردم وانتخابات)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠
 

کوره انتخابات از ان کوره هایی است که اگر روشن شود ماهها طول میکشد تا داغ شود واگر هم خاموش شود باز ماهها طول میکشد تا سرد شود.

به نیمه دوم سال وارد شدیم سالی که انتخابات سرنوشت سازی همچون مجلس وشاید شوراها درآن نهفته است وبدنبالش انتخابات ریاست جمهوری را دارد ولی از شور وشوق انتخاباتی خبری نیست.

شاید دلایل مختلفی داشته باشد که از جمله آن عدم تثبیت گروه وابسته به دولت بدلیل بحث ها ومسائلی که در ششماهه گذشته با طرح مسائلی همچون گروه انحرافی واستفاده از امکانات ومنابع دولتی وایجاد تیم انتخاباتی مجزا از حزب وجریانی که آنها را در انتخاب قبلی حمایت کرده بودبوجود آمده باشد.بطوری که درهمه کشورها بدلیل اینکه  حزب حاکم برای تثبیت موقعیت خودوتکمیل برنامه ها واهداف ملی وشعارهای حزبی بیشترین هیزم را به کوره انتخابات میریزد ودر شعله ور شدن آن دخیل است.

دلیل دوم را میتوان به بروز حوادثی همچون اختلاسی بی سابقه درسیستم بانکی ،سیستمی که در آن حتی از طرف بانک مرکزی برای برداشت بیش از 15میلیون توان نقد نیز بخشنامه صادرگردیده وکسی نمیتواند نقدا" دریافت نماید وبالاجبار برای مشخص شدن مسیر مصرف باید چک بین بانکی صادرگردد(پول شویی) ویا اعطای هروامی علاوه بر ضامن واسناد تضمینی با توجه به رقم آن از شعبه تا سرپرستی وریاست بانک ملی وحتی شورای پول واعتبار مجوز میخواهد لذا هیچ پولی در این سطح نمیتواندبدون مجوز واطلاع رئیس بانک مرکزی وسایر مسئولان باشد که این موضوع بیکباره همه را متحیر ومبهوت ساخت(ثروت ملی شویی).ومشکلات اقتصادی زیادی که با وجود شعارها وبرنامه های ادعایی دولت ومسئولین گریبان مردم را میفشارد وفاصله طبقاتی وفقر وفساد ی که دولتمردان باورندارند ویا نمیخواهند باور کنندو آمار وارقام وافزایش آن را وارونه اعلام میکنند ومردم خود میبینند که دراین باتلاق روز بروز فرو میروند وتلفات میدهند.

دلیل سوم که خیلی از مردم آن را دلیل اصلی میدانندبحث وحدیث هایی بود که درانتخابات قبلی بوجود آمد وبدلیل حذف کامل بسیاری از احزاب وعدم پاسخگویی مناسب وهمینطور عدم اعطای مجوز به بسیاری از آنها درواقع پوشش حزبی کامل بوجود نیامده وبسیاری از مردم انگیزه لازم را ندارند ودرتردید بسر میبرند.

بهر حال داشتن جامعه ایی پویا ومردمی با نشاط وبا انگیزه درراه رشد وتوسعه وهمراهی وهمدلی لازمه اش دوری از انحصارطلبی وعدالت اجتماعی است که درآن احزاب مختلف بتوانند بدوراز هرگونه گزینش واجبار حضوریافته وطرفداران خود را به انتخابات ترغیب وهر فسادواختلاس وسوء استفاده وجبررا افشاءوبا آن به مقابله بپردازند که در آن شرایط هیچ حزبی وگروهی نمیتواند انحصارگری کند وهیچ حاکمی نیز نمیتواند از این انحصارگری حزبی سوءاستفاده نموده وبه فساد وانحطاط کشیده شود .

درشرایط حضور احزاب مختلف کشوری یکپارچه خواهیم داشت که هرشخصی وگروهی بدور از عقاید ونژادو...به اظهار نظر ودرانتخابات شرکت خواهد کرد وانها که بدنبال کسب رای حداکثری هستند بالاجبار شعارها وبرنامه هایی خواهند داد که همه نیازها ومشکلات جامعه را پوشش دهد ودیگر نخواهند توانست درفاز شعار بمانند وآماروارقام را به مصلحت وسلیقه خودشان اعلام نمایند وجامعه ایی شفاف ودولتمردانی جوابگو خواهیم داشت.

تاخیر در ایجاد شوروشوق انتخاباتی برای داشتن یک جامعه پویا ومردمی پذیرفته نیست وتجویز کاندیداها واحزاب فقط درمحدوده و دوران تبلیغات آزاد میتواند انتخاب صحیح و مناسب را تحت شعاع قرارداده و افراد واحزاب انحصارگر را در پیشبرد اهداف خود ترغیب نماید وشرایط کنونی نیز برای چنین کاری مناسب نیست.

بهرحال همه مسئولین وتصمیم گیرندگان واحزاب ومردم متحیر ونگران از اینکه چگونه وچطور خواهد شد وچه سرنوشتی رقم خواهد خورد.

آنچه مسلم است هرچند این سکون وبلا تکلیفی وافتراق برای کشوری همچون ایران که چه داخل وخارج بسیاری تحولاتش را دنبال میکنند وهر اتفاقی در آن اهمیت جهانی دارد امیدواریم که هررویداد وتصمیم وحرکتی درشان ملت وکشورباشد .

 


 
 
رشد وتوسعه را میتوان الگو برداری کرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

استفاده از اندیشمندان وصاحب نظران اقتصادی وشناسایی دقیق پتانسیل ها وحداکثر استفاده از حداقل منابع اصلی ترین وبهترین روش رشد وتوسعه است که برای مثال میتوان به تاثیر نظرات وتئوریهای مارکس درکشورهای سوسیایستی وکنز درکشورهای سرمایه داری ویا دیگرصاحبنظران اقتصادی که با ارائه تحلیل ها وروش های مطلوب اقتصادی توانسته اند کشورویا کشورهایی که به آن عمل کرده اند اشاره کرد.

حال اگرحاکمان کشوری بهر دلیل توجه لازم به صاحبنظران خود نداشته باشد ویا افرادی را درراس امور وبرنامه ریزی وسیاست گذاری بگمارد که توان وتخصص لازم را نداشته باشند بهترین وکوتاه ترین رویه برای دست یابی به رشد وتوسعه الگوبرداری از کشورهای موفق است.

برای اینکه بتوان الگوبرداری مناسب کرد آن کشور باید یکی از شرایط زیر را داشته باشد :

1-کشورمذکور جزو کشورهای درحال توسعه باشد یعنی نه جهان سوم که حرکتی نتوانسته بکند ونه توسعه یافته که بسیاری از زیرساختهای صنعتی وفرهنگی و...با کشورهای عقب مانده سنخیت ندارد.

2-کشوری باشد که از نظر جمعیتی نسبتی متعادل با وسعت خاک آن داشته باشد.

3-کشور مذکور دارای منابع درآمدی ارزی بی رویه از معادن طبیعی همچون نفت وگاز که خود میتواند مسیر رشد وتوسعه را بدون اتکاء به تلاش وتدبیر آسان نماید نباشد.

4-کشور مذکور از ترکیب فرهنگی ومذهبی وگرایشهای مختلف برخوردار بوده بطوری که محدودیتهای فوق نیز درمسیر رشد قابل ارزیابی باشد.

5-کشورفوق از نظر ساختار حکومتی وسیاسی خیلی پیشرفته وخاص نباشد.

وسایر عوامل مرتبط تاثیر گذارنیز دریک سطح متوسط باشد.

برای یافتن چنین کشوری یکی از بهترین مسیرها همان خاورمیانه وآسیا خواهد بود وبنظر بهترین کشوری که همه موارد فوق درآن وجود دارد کشور ترکیه میباشد که خوشبختانه کشوری است که از نظر صاحبنظران کشوردرحال توسعه از آن یاد میشود.

حال برای الگو برداری مناسب از این کشور که باوجود بی بهره بودن از منابعی همچون نفت توانسته مسیر رشد وتوسعه را بخوبی طی کند به بررسی تحلیلی آن میپردازیم:

 

منبع اصلی درآمد

 

صادرات

 137113

86965

واردات

201964

65933

جمعیت

73914

71956

تولید ناخالص داخلی

794228

385142

درآمد سرانه

10031

4728

نام منطقه

ترکیه

ایران

همانطوری که میبینید  شاخصهای اقتصادی ترکیه برطبق آمارهای جهانی 2008با وجود اینکه از نظر جمعیتی بیش از جمعیت ایران جمعیت دارد ولی دارای درآمدسرانه ایی بیش از 2.12میباشد وسایر شاخص هایش نیز دارای فاصله قابل توجه میباشد.

مهمترین عواملی که میتوان اشاره کرد که این کشور توانسته باوجود عدم برخورداری از منابع نفتی  به چنین رشدی دست پیدا کند را به شرح زیر میتوان عنوان کرد:

1-      ایجاد زیرساختهای لازم فرهنگی واجتماعی وموقعیتها وامکانات توریستی درجهت جذب توریست وتبدیل آن به یک صنعت پردرآمد

2-      ایجاد زیرساختها وسرمایه گذاریهای لازم در فعالیتهای زیربنایی وپتانسیل های صنعتی موجود بطوری که صنعت پارچه وصنایع غذایی که یکی از صنایع اصلی  آن کشور بود درسایه همین حمایتها به یکی از منابع اصلی صادرات وجذب منابع ارزی تبدیل گردید که متاسفانه با وجود برتری وسابقه  کشورما درهردو مورد مابدلیل عدم برنامه ریزی وحمایت صحیح به مصرف کننده اصلی تبدیل شدیم وآنها به صادرکننده اصلی.

3-      ایجاد روابط دوستانه با همه کشورهای جهان وعلی الخصوص کشورهای پیشرفته که توانست با انتقال تکنولوژی های موردنیاز وارتباط علمی وسیاسی لازم همراهی آنها را در توسعه ملی جلب نماید.

4-      تشخیص بحران ها ومشگلات منطقه وبهره برداری مناسب وبموقع از آن کشورها بطوری که بدلیل گرایشها واختلافات برخی کشورهای منطقه با دیگران وقطع ارتباط  ویا ارتباط ناقص آنها با برخی از کشورهای پیشرفته که ساختارصنعتی واقتصادی شان بالاجبار نیازمند تامین واستفاده از تکنولوژی آنها بود بعنوان یک واسطه قوی عمل نموده ودرهمین نقل وانتقال ورابطه غیر مستقیم آنها سود کلانی را بهره مند شد.

5-      بدلیل چنگ ها واختلافات وبحران های مختلف سیاسی واقتصادی درمنطقه وبا پرهیز از هرگونه چنگ واختلاف وبا استراتژی صحیح سیاسی بعنوان تامین کننده وصادرکننده ومسیر مطمئن برای این کشورها شد.

6-      ایجاد ساختار سیاسی سالم درکشور بطوری که احزاب با آزادی ومقتدرانه فعالیت نموده وهرگونه فساد ودیکتاتوری در ریشه از میان رفته وهمین عامل اتحاد ملی وبا حضور همه مردم بستری مناسب برای رشد وتوسعه را ایجاد نموده است.

7-      توجه به امر آموزش وتحصیل وایجاد بسترلازم برای تحصیل تا مدارج بالای علمی با استفاده از اساتید وصاحبنظران علمی بدون توجه به گرایشات سیاسی وتفکرات فردی آنها

وشاید دهها موارد دیگر که میتوان به عنوان بستر رشد وتوسعه این کشور عنوان نمود . 

بنابراین کشورهای همچون عراق و افغانستان و... که بدنبال رشد وتوسعه اقتصادی  میباشند نباید به نداشتن منابع ارزی همانند نفت نگران ویا به داشتن آن مغرور شوند که بستر رشد وتوسعه مهمترین عامل دستیابی به رشد وتوسعه بوده ودربیشتر مواقع دیده شده که داشتن منابع ارزی رایگان بجای کمک به توسعه منجر به  بروز فساد ونالایقی وبی تدبیری حاکمان وپوششی برای بی لیاقتی آنان میشود ومدیران نالایق میتوانند با بهره مندی از این سرمایه رایگان  نقاط ضعف خود را پوشش داده وبه راحتی به فساد ودیکتاتوری  گرایش پیدا کنند ودرپشت پرده چنین  حاکمانی شخصیت هایی جز قذافی که بیت المال را اموال شخصی خود وخانواده قرارداده  وبه هیچ رای واعتراض ومخالفت مردمی حاضر به ترک قدرت وحاکمیت باد آورده که درشان آنها نیست توجه نکرده وبه قتل وغارت مردم  وثروت ملی میپردازند وجود ندارد.

چنین کشورهایی که توانسته اند خود را از دیکتاتوری نجات دهند میتوانند با الگو برداری از مسیر رشد وتوسعه کشور ترکیه براحتی خود را حتی در صورت نداشتن صاحبنظران واندیشمندان بنام درمسیر رشد وتوسعه گام بردارند.


 
 
چگونه شغل مناسب را انتخاب کنیم؟واهمیت زمان ومکان درانتخاب آن؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳٠
 

یکی از مسائل مهم درزندگی انسان که در کنار مسائلی همچون ازدواج(انتخاب همسر)از تاثیر گذارترین مقاطع وتصمیم گیریهای فردی بشمار میرود مسئله انتخاب شغل است.

انتخاب شغل در دستیابی فرد به بسیاری از خاسته های اجتماعی ومادی وحتی دینی وسلامتی جسمی وروحی و... موثر است بطوری که با انتخاب شغل مناسب  نه تنها میتواند فرد را ازنظر روحی وجسمی سلامتی بدهد بلکه درسایه تلاش با انگیزه، رفاه مادی بالایی برایش هدیه نماید که امکانات مالی بالا میتواند علاوه بربرخورداری از تامین زندگی رفاهی بالا برای خود وخانواد ه اش میتواند امکان فعالیتهای خیر خواهانه ودستگیری از نیازمندان ومستمندان را بدهد.

بنابراین انتخاب شغل شاید از هر چیز دیگری مهمتر است ونباید آن را به بخت واقبال ویا رابطه وشانس تعبیر کرد بلکه باید با دقت بالا وتحمل وصبر بدنبال دستیابی وانجام آن شغلی بود که با علاقه وتوان وامکانات شما سازگار است ودرصورت دستیابی به شغل مناسب بدانید که 70% خوشبختی زندگی را دست یافتید وبدانید درانتخاب همسر نیز که با اطلاع از شغل شما صورت میگیرد موفق خواهید بود درواقع انتخاب شغل را مقدم برانتخاب همسر قراردهید تا شغل را مناسب با توان وعلاقمندی واقعی انتخاب کنید نه برای کلاس وخشنودی دیگران.

امروزه متاسفانه سیستم آموزش وادامه تحصیل نیز منطبق با انتخاب فرد نیست وانتخاب رشته همانند یک قرعه کشی شده وبه شانس بستگی دارد که بتوانی از رشته مورد علاقه ات قبول شوی ویا یک عده که تلاش کردند ورتبه های پایین آوردند آنها هم بجای انتخاب رشته موردعلاقه به انتخاب رشته های مطرح وبورس جامعه دست میزنند ویا دانش آموزان پس از اتمام دوره دانش آموزی واخذ دیپلم بجای اشتغال درشغل های فنی درصف ورود به دانشگاه میایستند وانتخاب بی هدف.

این عوامل باعث شده با اینکه روش تدریس وواحدهای دانشگاهی وطول دوره های تحصیل ما درهرمقطعی به اندازه یک مقطع بالاتر درکشورهای پیشرفته است ولی بهره وری وعلم دانش آموختگان ما درکل پایین تر از آنهاست که دلیل اصلی آن تحصیل برای نمره واخذ مدرک است نه کسب مهارت وتحقیق واندیشه.

حال با توجه به خلاصه ایی از موارد انتخاب غیر صحیح شغل که پایه اصلی ان با مسیر غیرصحیح تحصیل رقم میخورد به شرح موارد وشرایط صحیح انتخاب شغل میپردازم:

اولین مبحثی که مهم است انتخاب این است که شغل آزاد خوب است یا اداری ؟

درتبیین این موضوع باید بگویم که باز این انتخاب به علاقه فردی افراد مانده بر فرض مثال اگرفردی علاقه به خدمت درارتش ویا قضاوت دارد خود بخود او جز مسیر استخدام واداری مسیر دیگری ندارد ولی فردی علاقه به حرفه مکانیکی دارد ودراین موضوع مانده که تعمیرگاهی خصوصی برای خود بازکند یا درشرکت تولید خودرو استخدام شود یا به استخدام یک اداره دولتی درآید ودرواحد ماشین آلات مشغول شود که در این وضعیت بنابه وضعیت وشرایط آن اداره دولتی وشرکت خودرو ساز وموقعیت مکانی وزمانی تعمیرگاه خصوصی میتوان مشاوره لازم را دادتا بتواند انتخاب صحیح بعمل آورد ولی اگر کسی به کار بازار وتجارت علاقه داشته باشد نیز دیگر مقایسه با کار اداری معنی ومفهوم پیدا نمیکند.

 چرا در کشور ما بسیاری در این مسیر سر درگم انتخاب مانده اند وجالب اینکه هرکدام نیز به فعالیتی مشغولند؟

علت اصلی آن برمیگردد به همان انتخاب نادرست که منجر شده همه دارای تحصیلات وتخصص غیرمرتبط باشند وبه استخدامها وفعالیت های رابطه ایی واجباری دست بزنند واین منجرشده تا همه به وضعیتی که هستند ناراضی ومعترض باشندوهمیشه رویاها وخاسته ها وانتظارات خود را درجای دیگری جستجو کنند واحساس کنند اگر فعالیت دیگری داشتند موفق تر بودند.

مورد دیگری که همه را وادار کرده تا به کار دوم وفعالیت دیگر بیاندیشند تغییر فرهنگ ونگرش افراد است که مهمترین آن عارضه چشم هم چشمی ورقابت ناسالم ومصرف گرایی و... که هرمقدار مال وثروتی را محدود وکوچک مینمایاند وهمه را به تکاپو انداخته تا به جایگاهها وفرصت های بهتر بیاندیشند نه ازبابت نوع کار بلکه از بابت منافع زیاد.

برای همین بهترین مقطع انتخاب شغل درمرحله دیپلم یا سن 18سالگی وآمادگی به شروع فعالیت میباشد زیرا بسیاری از کارهای فنی ومشاغل آزاد لزومی به داشتن مقاطع بالاتر نیست ودراین مرحله بسیاری از تردیدها مطرح نیست که دوست وآشنا نوع فعالیت شمارا با رشته تحصیلی تحمیلی شما بسنجند ودروجود شما تردید ایجاد نمایند.

درمرحله دیپلم هیچ شغلی را مذموم نپندارید وآن شغلی را انتخاب کنید که واقعا" علاقمند هستید اگر به شغل آزاد وفنی علاقه دارید آستین همت خود را بالا زده واز شاگردی یک استاد کاررا شروع کنید وبا عشق وعلاقه تفکر پیش روید وپس از آنکه به سطحی رسیدید لازم است تخصص ها وآموزش ها وتحصیلات تکمیلی داشته باشید آن را هم بدون قطع فعالیت بایستی ادامه دادویا اگربه پزشکی ویا رشته هایی علاقه دارید که کلید آن منوط به داشتن تحصیلات تکمیلی است باید مدتی را به مطالعه هدفمند پرداخته تا دقیقا" از همان رشته پذیرفته شوید.

درمرحله اتمام تحصیلا ت تکمیلی ناخاسته  اگر دیدید موقعیت استخدامی در مسیر تحصیلات ورشته تخصصی شما نیست یا علاقه ندارید همانند یک دیپلم به خود بنگرید وکاررا عار ندانید وبه طعنه دیگران توجه ننمایید واز شاگردی ودستیاری وبا پشتکار کارمورد علاقه را شروع کنید وبه این بیاندیشید که شما دانش وعلمی بالاتر دارید واصولا" باید زودتر وبهتر  به یادگیری وآموزش آن شغل دست یابید.

اگر کارمندی هستید وبی علاقه به شغلتان وبه کاردوم ویا شغل آزاد میاندیشید که بدانید کاردوم معنی ومفهومی ندارد وپشتکار درکارتان مهمتراست واگر به شغل آزاد میاندیشید باید آن شغل را با بینش روشن وتحلیل وبررسی وعلاقمندی انتخاب وبیکباره از کارتان مستعفی شده وبه آن کار مشغول شوید والا هیچ وقت نه بازاری خواهید شد ونه کارمند وهمانند آدمی میمانید که یک بام دارید ودوهوا.

اگر شغل آزادی هستید وهمیشه به شغل های دیگر وپرسود تر میاندیشید بدانید هیچ شغل آزادی بدتر از دیگری نیست هرچند هرکدام شرایط وسختی ها واستراتژی های خودرادارد وهرشغلی درشرایط اقتصادی خاصی منافع زیادی را برای صاحبانش بدنبال دارد که لازمه دست یابی به آن تحمل وتلاش وصبر است(ممارست)واگر روزی دریک شغل باشی روزی درشغل دیگر هیچ وقت نخواهی توانست از فرصت های مقطعی استفاده مناسب ببری زیر شغل آزاد تقریبا" با شرایط عرضه وتقاضای آزاد فعالیت میکنند وهمین باعث شده تا با شرایط تورمی ورکودی وافزایش وکاهش عرضه وتقاضا شرایط وفرصتها را برای همه ایجاد میکندودلیلی برای عجله وجابجایی شغل نیست وبرای تایید این بحث همین کافی است که هیچ کس نمیداند که ثروتمندترین تاجر به چه شغلی مشغول است وهر شغلی بنوبه خود ثروتمندان ومتمکنین بزرگی دارد.

اگر به این موضوع فکر کنید که بالا خره با بررسی وتحلیل اقتصادی میتوان برخی از شرایط وموقعیتها را تشخیص داد که چه شغلی در این مقاطه زمانی دارای شرایط بالقوه وخوبی برای سرمایه گذاری هستند جوابش بلی است ولی موارد ومحدودیت های زیر نیز وجود دارد:

اولا" باید یک تحلیل گر قوی اقتصادی باشی تا بتوانی شرایط رکودی وتورمی داخلی را شناسایی نموده ووضعیت جهانی را نیز مد نظر داشته وبا کار وتجارت نیز آشنا باشی.

ثانیا"سرمایه ایی ونیروی کاری نیز آزاد داشته باشی تا بتوانی درصورت بروز شرایط وارد آن حیطه شوی

ثالثا"با آن کار وتجارت آشنایی کافی داشته وبتوانی درصورت رسیدن به اوج  فرصت وموقعیت تجاری معامله را انجام داده وبالفعل نمایی درواقع سود مورد انتظاررا برداشت کنی.

رابعا"هر تجارتی ریسک وخطرات مربوط بخود را دارد که باید آنقدر توان وتجربه را داشته باشی که این خطرات وریسک را پشت سربگذاری.

بنابراین شغل وتجارت را علاقه وشناخت انتخاب کنید نه با مکان وزمان هر چند مکان وزمان درانتخاب شغل مهم است


 
 
سفرهای استانی دولت شیوه ایی نو درجهان بد یا خوب؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸
 

 

شاید بی اغراق بتوان گفت که سفرهای استانی دولت نهم که بیشتر متکی به استراتژی ارتباط مستقیم دولت با شهروندان میباشد درنوع خود درجهان ومیان سیستم های مدیریتی که دولتمردان برای حل ورفع مشکلات مردم وجوابگویی به شعارهای انتخاباتی واطلاع از نتیجه اقدامات دولت درکلیه مناطق حاکمیت خود اتخاذ میکنندکاملا" منحصر بفرد ویک شیوه نوین محسوب میگردد.

 

 اصولا" ریاست جمهوریها وهییت دولت ها با یک شعار واهداف تعریف شده ایی گمارده شده واز پایتخت یعنی جایی که دفاتر ومحل فعالیت آنها محسوب میشود ودرواقع مرکزیت اداری کشور محسوب میگردد به مدیریت واداره امور میپردازند هرچند ممکن است برنامه ریزی شده ویا برنامه ریزی نشده بازدیدهایی ر ا هم از مناطق ومردم ویا پروژه ها داشته باشند ولی این بازدید وارتباط بصورت مستمر وبا حضور کلیه وزیران وهییت دولت نیست .

 

درکشورهای توسعه یافته که بدلیل عملکرد خوب وموفق آنها توانسته اند به پیشرفت های اقتصادی وسیاسی واجتماعی خوب دست یافته ودرواقع مردمانشان از رفاه اجتماعی قابل قبول برخوردار شود وضریب بیکاری وفقر وبیماری وفساد واعتیاد وبیسوادی و... را بشدت کاهش دهند یعنی همه آن مواردی که مردم یک کشور از دولت خود انتظار دارند را به آنها هدیه نمایند میتواند فرایند مدیریتی آنها مورد تحلیل وارزیابی قرارگیرد .

 

چنین کشورهایی بطور عام برطبق رویه زیر مدیریت میشوند:

 

- ریاست جمهور تقریبا" همه توان ومدیریت اجرایی خود را معطوف انجام واجرایی کردن برنامه ها واهداف ملی که قبلا" مطالعه وتصویب وبرای یک دوره حداقل چهارساله تا بیست ساله تدوین وبه دولت ابلاغ شده میباشد ودرکنار آن با توجه به حزبی که نماینده آن است وسیاستهای وبرنامه های تعریف شده ایی را دنبال میکنند برای مثال اگر نماینده حزب کارگران باشد یکی از سیاست ها وبرنامه ها واهداف اصلی اش مبارزه با بیکاری وایجاد اشتغال است ورشد تولید توام با افزایش رفاه اجتماعی کارگران است.

 

ریاست جمهوری های با مدیریت کلان برهییت دولت وبا انتصاب تیم علمی ومتخصصی وکارآمد سعی میکنند که به برنامه ها واهداف کلان دست یابند بطوری که بسیاری از اهداف وسیاستهای کلان آنها با مشخص شدن تیم یا وزرای اقتصادی وخارجی و...به راحتی مشخص ومعین است ومعمولا" ریاست جمهوری ها افرادی سخن ور ومشهور از نظر سیاسی یا اجتماعی که ممکن است از مبارزین سیاسی ورهبران گرو ههای سیاسی ویا حتی هنرپیشه وغیره باشد ودرواقع درمقام خود مجری سیاستهای کلان تعریف شده ومصوب حزبی ومجالس ملی بوده وبخود اجازه اظهار نظر سلیقه ایی نمیدهد ولزوما" انسان سرشناسی ازنظر علمی نیست ولی درقبال آن هییت دولت با توجه به نوع وزارتخانه از افراد تحصیل کرده وسرشناس علمی وتجربی برخوردار بوده بطوری که در حیطه وزارتخانه خود کاملا" صاحب نظر وصاحب تئوری میباشد وبرای رسیدن به اهداف تعریف شده ایده وروش ها وبرنامه های عملی ارائه میدهندوهمچنین از مشاوران علمی وسیاسی با تجربه در تصمیم گیریها برخوردارند.

 

ساختاردولت طوری تعریف وتنظیم شده که بودجه ها وبرنامه ها درموعد مقررابلاغ ودر فاصله زمانی تعریف شده اجرامیشوند وهرگونه کم کاری وضعف وتوقف درفعالیتها توسط نهادهای نظارتی تعریف شده درموعد مقرر گزارش وبرخورد لازم صورت میگیرد وهمچنین برای اطلاع از کم وکیف انجام امور وپاسخگویی مناسب ادارات بامردم وبکارگیری صحیح نیروها وعدم وجود ارتشاء وکم کاری وغیره بازرسان با اختیارات لازم درسیستم پیش بینی شده است.

 

دراین سیستم ها از طریق ساختار تعریف شده که کلیه عملیات زیربنایی تا رفاهی درآن پیش بینی شده واز آموزش گرفته تا امنیت جامعه تعاریف وبرنامه های تعریف شده ایی دارد وبصورت مستمر وسیستمی نظارت شده وبا متخطیان برخود لازم صورت میگیرد وهمه این عملیات درچارچوب برنامه ها وبودجه های مصوب صورت میگیرد واز هر گونه دخل وتصرف وتصمیم گیریهای سلیقه ایی جلوگیری بعمل میاید.

 

دراین سیستم دیگر ریاست جمهور دغدغه ارتباط مردمی وشنیدن حرف ها ودغدغه های آنها راندارد بلکه همه اجزای سیستم بصورت یک گوش ریس جمهور میشنود وهمانند چشم او میبیند وبا بهترین تفکر وبرنامه ریزی بهترین شیوه را انتخاب وعمل میکند که کمترین نارضایتی بوجود آمده وبا حداقل امکانات حداکثر خدمت رسانی صورت گیرد.روزنامه ها وشبکه های اطلاع رسانی مشکلات ونیازمندیها وایرادات واشکلات را بصورت مکتوب وسمعی وبصری بگوش دولتمردان آزادانه رسانده آنها را وادار میکنند تا به خواست عمومی مردم تن داده وبه بهترین نحو ممکن خدمت رسانی کنند وهرگونه انحراف وفساد را افشاء ورسوا میکنند.درواقع یک رییس جمهور شبانه روزی دغدغه ها واعتراضات وایرادات وهشدارها را از روزنامه ورادیو تلویزیون میبیند ومیشنود.

 

زیرا اینگونه سیستم ها براین باورند که شنیدن تک تک خاسته ها ومشکلات بی پایان مردم که نمیتواند در قالب بودجه محدود جواب داده شود وهمچنین اگر حتی امکان پذیر باشد که بتوان خواست مردم را رییس جمهور بشنود برای اجرا مطلوب دوباره به واحد برنامه ریزی ومطالعاتی سپرده شود که بتواند اصولی انجام شود نه تبعیض آمیز که درواقع انجام عملیات در چارچوب برنامه ها وارائه گذارشات درپایان دوره ریاست جمهوری که خود مردم نیز به عینه شاهد واقعی موضوع بودند ومیتوانند درانتخاب ویا عدم انتخاب حداکثری موثر باشند وبا رای مردم رییس جمهور آینده شان را انتخاب کنند بهترین شیوه ارزیابی واعلام رضایتمندی حداکثری است یعنی بالاخره درهیچ دولت وحاکمیت نمیتوان همه مردم را راضی وخشنودکرد.

 

 ساختار دولت ایران نیز برگرفته از ساختار علمی تعریف شده نوین که در بسیاری از کشورها ی پیشرفته وجود داشته وبرگرفته از آنست یعنی ریاست جمهور بعنوان بالاترین مقام دولت وکابینه وزرا واستانداریها وفرمانداری وشهرداری وبخشداری وسازمانهای اداری ونظارتی تعریف شده با شرح وظایف مشخص بطوری که هرگونه تصمیم گیری واجرا دارای سلسله مراتب تعریف شده وراهکارهای نظارتی وکنترلی لازم میتواند باشد.

 

با اتخاذ شیوه سفرهای استانی درواقع برخی از سیستم چارچوب مدیریتی موجود خودبخود دچار تغییر واز حالت تعریف شده به سلیقه ایی تبدیل میگردد که درزیر به برخی موارد اشاره میگردد:

 

1- باتوجه به اینکه برنامه ها واعتبارات استانی قبلا" تصویب وابلاغ میشود واصولا" کارهای کارشناسی ومطالعاتی لازم صورت میگیرد با انجام سفر استانی وپذیرش وتصویب وابلاغ فی ابداهه برخی از طرح ها توسط دولت در هنگام سفر منجر میگردد که برخی طرح ها نه برمبنای مطالعات والویت ونیاز سنجی علمی بلکه برمبنای تشخیص وجلب رضایت بخشی از مردم منطقه(زیرا که هردرخواستی که از طرف اشخاصی که درهنگام حضوردولت صورت میگیرد معلوم نیست که باچه رابطه ویا اهمیتی است)صورت میگیرداینکه رئیس جمهوری طی دو ساعت صد مصوبه را در سفرهای استانی تصویب می کند و به اندازه 7 الی 8 سال کار، پروژه و طرح را برای استان ها تعریف می کند، در واقع تضاد و مناقشه با اختیارات استانی استان ها پیدا می کند. اگراستان ها خود ناتوان در تصمیم گیری هستند و حتما رئیس جمهوری باید طرح هایشان را تصویب کند  باید تمام اعتبارات استانی را ملی محسوب کنیم و دیگر چیزی به نام اختیارات استانی نداشته باشیم.

 

2-حضورهییت دولت دریک استان هزینه ها واتلاف وقت زیادی را برای کشور بدنبال خواهد داشت که از آن جمله میتوان به هزینه ایی که دراستانها برای تدارک سفر میبینند وهمچنین هزینه تدارک سفربا اختصاص هواپیماها وسیستمهای امنیتی وغیره توسط دولت دارک دیده میشود واز آنطرف هزینه ها وخسارت هایی که میتواند دراثر اتلاف زمانی در تصمیم گیریها ومواردی که در سایر استانها بدلیل عدم حضور رییس جمهور وهییت دولت ودرگیریها آنها با مسائل یک استان ایجاد میشود.وقت دولت هر 15 روز یک بار خارج از مسائل کلان کشور به امور یک استان ویا منطقه وامور جزیی پرداخته میشود.تعطیلی ادارات دولتی و امورات استان هم لطمات زیادی وارد می کند.  تقریبا از یکماه قبل از سفر رئیس جمهور، تمام امورات استان به حالت نیمه تعطیل درآمده و همه ادارات به دنبال این هستند که بیلان کاری تهیه کرده و گزارشی از فعالیت های خود را برای ارائه به رئیس جمهور آماده کنند. از طرف دیگر امورات عادی اداری مختل شده و مسوولان در پی تهیه نیازمندی های خود برآمدند و فعالیت های روزمره به شکل نیمه تعطیل میشود. 

 

3-یکی از مشکلات مهمی که دراین سفرها میتواند بروز پیدا کند تعجیل در به پایان رساندن طرح های نیمه تمام ویا پنهان کاری وارائه توضیحات غیر واقع که درصورت بروز میتواند بسیار خسارت بار باشد وابهت وعظمت ودولت را بسیار تنزل بخشدویا وعده انجام پروژه هایی رابدهند که هیچ وقت محقق نشود(درواقع به تصویب کمیسیون ماده 32نرسد)درواقع چنین استدلال شود که وعده ها شعارگونه وغیر عملیاتی است.

 

4- اگر هدف از سفر ملاقات مستقیم با مردم منطقه ورفع مشکلات آنها واطمینان از تحقق آنها باشد آیابا حضور رئیس جمهورو صدوردستور اصلاح کانال آب رسانی یک روستا ویا ملاقات با تعدادی از مردم که بصورت گزینشی ویا آنهایی که توانستند جلسه کوتاه دیدار با رییس جمهور بگیرندوبیشتر بدنبال طرح مشکلات شخصی میباشندووقت رییس جمهور بیشتر صرف سخنرانی در شهرها ی منتخب میشودبطوری که به برخی از شهرستان های محروم هیچ وزیری هم فرصت سفر پیدا نمیکند و در برخی شهرستان ها هم که این سفر صورت گرفت به برگزاری جلسه با فرماندار و شنیدن مشکلات از زبان مسوولان محلی قناعت میشود. این در حالی است که آگاهی از مشکلات مردم به چنین طریقی می تواند در تهران هم اتفاق بیفتد و برای شناخت مشکلات به این شیوه نیازی به سفرکردن و هزینه کردن احساس نمی شود. یعنی اگر قرار است وزیران به سفر استانی بروند تا در آنجا مشکلات مردم را از زبان فرماندار بشنوند چه نیازی به سفر استانی است و آقایان می توانند در دفتر خود بنشینند و مسوولان با حضور در تهران گزارشی از مشکلات مردم ارائه دهند.

 

لذا باتوجه به انتقادات وایرادات فوق بسیاری این سفرها رابیشتر سیاسی میدانند تا اجرایی زیرا که چه از نظر هزینه ایی وچه از نظر اختلال در انجام امور وچه از نظر برنامه ریزی ومطالعاتی واینکه مصوبات قبلا" تصویب وبرطبق برنامه ابلاغ وبایستی برطبق اعتبارات مصوب اجرا شود دیگر اقدام مقطعی وتصویب وابلاغ ضربتی ویا انجام نظارت با اعلام حضورقبلی چه مزیتی میتواند داشته باشد درگذشته ها شنیده بودیم که شاهان وحاکمان بصورت غیر محسوس خود ویا مسئولان عالی رتبه را برای بررسی ومشاهده وکنترل ونظارت صحیح برانجام امور درمیان ملت ومناطق محروم  میرفتند وحضورپیدا میکردند وهمانند یک فرد به ادارات مراجعه میکردند تا روند انجام وخدمت رسانی را ارزیابی کنند نه با یال وکوپال صداها دارو دسته وداد وهوار که دراین صورت هیچ وقت واقعیت ها را نخواهند دید وهیچ مظلومی نیز نخواهدتوانست آنطور که باید درد دل خود را بیان کند

 


 
 
اختلاسی که با تعاریف نمی خواند!!سه هزارمیلیارد تومان!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٧
 

تعریف اختلاس :اختلاس به برداشت غیر قانونی اموال دولتی و یا غیر دولتی که توسط کارمندان و افراد وابسته به دولت انجام میشوداختلاس گونهای از کلاهبرداری محسوب میشود که بیشتر به صورت برنامه ریزی شده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران انجام می‌پذیرد.. 

تسلیم مال باید به ترتیب زیر صورت پذیرد تا بتواند منشا آثار حقوقی لازم برای ارتکاب اختلاس باشد .
اولاً ؛ موجب استیلای کارمند بر مال شود : به این منظور مال باید به عنوان امانت تحت تصرف کارمند قرار داده شود ،نه مالکیت . به عبارت دیگر ، تصرفی که در نتیجه استیلا بر مال برای کارمند پیدا می شود باید تصرف از طرف غیر باشد ،والا اگر تسلیم موجب پیدایش تصرف مالکانه باشد یا عنوان تحویل موقتی پیدا کند ، از نطر ارتکاب اختلاس یا تصرف غیر قانونی نمی تواند منشا اثر باشد ؛ زیرا چنانچه تسلیم مال موجب پیدایش تصرف مالکانه برای تحویل گیرنده باشد ،حق هر گونه مداخله در مورد آن مال را دارد و مداخله او مشمول هیچیک از عناوین جزایی مذکور نخواهد شد .
همچنین اگر مال به صورت تحویل موقتی در اختیار شخص قرار داده شده باشد هیچ سلطه ای برای وی نسبت به آن پیدا نمی شود و سلطه و تصرف قبلی بر آن کماکان ادامه خواهد داشت و مداخله در آن بیشتر با عنوان ربودن و سرقت انطباق خواهد داشت تا اختلاس یا تصرف غیر قانونی . به عنوان مثال ،اگر مامور بازرسی اداره در هنگام بازبینی کیف شخصی ، محتویات آن را برداشت کند مرتکب سرقت یا ربودن مال غیر شده است .
ثانیاً ؛ به صورت صحیح و در چهار چوب مقررات قانونی صورت پذیرفته باشد . در صورتی که تسلیم در چهار چوب قانون انجام نشده باشد ، اصولاً واجد آثار حقوقی مورد نظر نیست . برای مثال ، اگر ماموری خارج از ضوابط قانونی ،دیگری را وادار به تسلیم مال کند و صاحب مال در نتیجه اکراه و اجبار حاضر به تسلیم مال شود و متعاقب آن مامور یاد شده آن مال را تصاحب کرده یا مورد استفاده قرار دهد ، عمل او را باید اخاذی یا سرقت به عنف یا تحصیل مال از طریق نامشروع تلقی کرد ، نه اختلاس یا تصرف غیر قانونی .
ثالثاً ؛ تسلیم مال وپیدایش تصرف برای مستخدم باید به سبب شغل ووظیفه باشد ؛ به این معنا که بین تسلیم و تصرف مال از یک سو و شغل و وظیفه ای که مستخدم به آن اشتغال دارد از سوی دیگر یک نوع رابطه سببیت موجود باشد. جرایم مزبور را به تعبیری می توان نوعی خیانت در امانت اداری تلقی کرد . بنابراین ، باید هر یک از این رفتارها نقص یک رابطه امانی اداری باشد و این در صورتی قابل تصور است که شخص در مورد آن مال ، تعهد اداری داشته باشد . این تعهد اداری نیز زمانی به وجود می آید که به تعبیر قانونگذار ، مال به حسب وظیفه به مستخدم سپرده شده باشد . بنابراین اگر شخص به مناسبت موقعیت اداری خود – نه به سبب شغل ووظیفه – امکان دسترسی به مالی رابیابد و آن را تصاحب کند ،عمل او بر حسب مورد ممکن است سرقت یا ربودن مال باشد و مشمول عنوان اختلاس یا تصرف غیر قانونی نمی شود.

موضوع اختلاس فوق به شفافیت بیان نمیشود که این مال چگونه وبا چه مجوزها واز طریق چه کسانی در اختیار اشخاص فوق قرارگرفته است.

طرح این عنوان که توسط که وچه کسانی به این علت است که پرداخت هرگونه وام وتسهیلات وحتی پرداخت دربانکها تعریف وشرایط خاصی دارد بطوری که تا یک رقم تعریف شده ایی در اختیار شعبه واز بالاتر دراختیار سرپرستی وبالاتر نیز درحد این رقم حتی از اختیارات ریاست بانک صادرات نیز بالاتر است بنابراین شرط اصلی اختلاس درواقع باید توسط کارمند یا کارمندان برنامه ریزی وانجام شود که درحیطه آنان نبوده وباید مشخص شود چه کسانی ودرچه مسئولیتهایی وبا چه اختیاراتی مرتکب این عمل شده اند.

سه هزار میلیارد شاید از سقف اعتباری  یکساله بانک صادرات در جهت اعطای تسهیلات به مشتریان خود بالاتر است .

سه هزار میلیارد یعنی اعطای 3000وام یک میلیارد تومانی برای سه کارخانه فعال که میتواند آنها را درپیش برد اهدافشان یاری رساند ،یا اینکه پرداخت 000/30وام صد میلیون تومانی به تاجرانی که میتواند چرخه بازار را رشد دهند.ویا پرداخت 000/300وام ده میلیون تومانی به خانواده های نیازمند ودرگیر با مشگل مسکن.ویا 000/3000وام یک میلیون تومانی به همه دانشجویان وتحصیل کرده های بیکار برای ایجاد شغل.

بنابراین زیان وخسارتی که حتی درکوتاه مدت از این تصرف اموال ملی ایجاد میشود بسیار قابل توجه وسنگین است زیرا فقط سودهرماه این پول در یک بانک دیگر با نرخ 18%درماه برابر با 45میلیارد تومان میباشد یعنی حدود 65میلیون لیتر بنزین 7000ریالی ویا 1000مدرسه روستایی دوکلاسه با تجهیزات.

 نتیجه اختلاس محرومیت مالک و صاحب مال از مال است و همین وضع ، زیانی است که به مالک وارد می آید ؛ هر چند که در نتیجه استرداد یا پرداخت خسارت ،جبران شود ، اعم از آنکه مرتکب یا دیگری منتفع شده باشد یا نه . بنابراین ، جرم اختلاس ، جرمی است مقید و از این حیث تحقق آن نیاز به نتیجه دارد و نتیجه در این جرم ، ضرر و زیانی است که به مالک و صاجب مال که اصولاً دولت یا موسسات عمومی هستند وارد می شود.

در ماده (5) قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و ماده (598) قانون مجازات اسلامی ، قانون گذار دستجات و گروههایی را که عنوان اختلاس و تصرف غیر قانونی شامل آنها می شود احصا کرده است ؛ با این تفاوت که در ماده (598) دو مورد تازگی دارد که تا اندازه ای ابهامات موجود در خصوص شمول قانون به بعضی از مقامات یا کارکنان بعضی از نهادها را به کلی مرتفع ساخته است که عبارتند از : 1) کارمندان و کارکنان بنیادها و موسساتی که زیر نظر ولی فقیه اداره می شوند ؛ 2)اعضا و کارکنان قوای سه گانه ، در ماده (5) قانون یادشده به اعضای قوای سه گانه تصریح نشده بود و در اینکه آیا قانون مزبور نمایندگان مجلس شورای اسلامی را در بر می گیرد یا نه ، تردید وجود داشت و با این تصریح که می تواند ملاک و معیاری برای تفسیر ماده (5) نیز باشد دیگر نباید در این زمینه تردید روا داشت .
به هر حال دستجات و گروههایی را که در خصوص دو جرم مزبور می توان مستخدم دولت محسوب داشت عبارتند از : 1)کارمندان و کارکنان ادارات و سازمانهای دولتی ، 2) کارمندان و کارکنان دیوان محاسبات ، 3) دارندگان پایه قضایی 4) کارمندان و کارکنان نیروهای مسلح 5) کارمندان و کارکنان شوراها 6) کارمندان و کارکنان موسسات و شرکتهای دولتی 7) کارمندان و کارکنان موسسات و شرکتهای وابسته به دولت . بنابراین کسانی که در هر یک از سازمانها و ادارت فوق الذکر به کار و فعالیت اشتغال دارند مستخدم دولت محسوب می شوند ، اعم از این که رابطه استخدامی و کاری آنها به صورت رسمی یا قراردادی باشد یا پیمانی ، روز مزد و غیره ، البته در این خصوص نوع سمت و عنوان و انتخابی بودن مستخدم تاثیری ندارد

اختلاس و تصرف غیر قانونی جزء جرایم عمدی محسوب می شوند .بنابراین اگر اختلاس گفته میشود درواقع یک عمل کاملا" عمدی صورت گرفته است.

درواقع درچنین وضعیتی چون مال منقول دراختیار مجرم است درواقع یک مشمول جرایم کیفری است وبا توجه به اهمیت آن بایستی سریعا" اقدام لازم وقانونی بعمل آید وتحت نظر گرفتن اموال وغیره مفهوم پیدا نمیکند.

بهر حال جرائمی همچون اختلاس  هرچه سنگین وبزرگتر باشد بدلیل ارتباط موضوعی داشتن با تصمیم گیران ومسئولین رده بالا انگیزه فساد اداری وتخلف را دررده های پایین بشتر میکند واین خود بالاترین خطر وتاثیر منفی چنین مواردی است که باید با آن کاملا" شفاف وجدی برخورد کرد تا تسری پیدا نکند. 


 


 
 
رازجوانی(چگونه میتوان جوان شد؟)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳
 

شاید بسیار شنیده باشید که حتی دانشمندان نیز بدنبال یافتن راهی هستند که بتوانند جوانی را دوباره احیا’ کنند که از آن بعنوان اکسیر جوانی یاد میشود.

از پیری بعنوان کاهش قوای روانی وجسمی یاد میکنند واز جوانی بعنوان شور وشوق وسلامتی روح وروان بنابراین سن خاصی برای آن تعریف نشده است.

پس اگر چنین باشد چرا نتوان جوان شد همانگونه که جوانان نیزمیتوانند درجوانی پیر شوند.

راستی درجوانی پیر شدن شاید بسیار برای شما ملموس باشد وبارها وبارها دراطراف خود جوانانی را ببینی که بسیار شکسته بنظر میرسند وهیچ شور وشوق ونشاطی ندارند وحتی از نظر روانی وقوای جسمی نیز بسیار ضعیف وناتوان شده اند ویا حتی خودتان را نیزدر این طیف بدانی که میگویند پیری زود رس.

افسردگی وتیروئید از بیماریهای شایعی است که بسیاری ازجوانان رااسیر خود کرده  خود گویای این است که میتوان درجوانی پیر شد واگر چنین باشد چرا که نشود در پیری نیز جوان شد؟

راز جوانی در پیری چنین خواهد بود :

1-شور ونشاط یعنی سرزنده بودن وشدن. بشاش وشاد بودن وودرهر جمعی همانند جشن ها وشادی ها مقدم بودن و دررقص وپایکوبی شرکت کردن.

2-تلاش در بازیابی سلامت جسمانی با ورزش کردن وکوهپیمایی وشناونرمش که خود منجر به افزایش قدرت وتوان انسان وزنده شدن احساس جوانی دروجود انسان میگردد وخواهی دید  کارهایی را که بسیاری از جوانان همت انجامش راندارند انجام میدهی همانند بالا رفتن از قله کوهی که خود نماد کاملی از جوان بودن خواهد بود. 

3-شیک پوش بودن واز رنگهای شاد استفاده کردن برعکس بسیاری از جوانانی که به رنگهای تیره پناه برده وروز بروز افسرده وگوشه گیر میشوند.همچنین رسیدگی به ظاهر چهره واستفاده از لوازم آرایشی لازم واصلاح سروصورت ومرتب بودن.از مواردی هست که میتواند شور ونشاط وزیبایی وجوانی را به شما عرضه کند وبالعکس نیز میتواند جوانی را پیرکند.

4-همنشینی و همراه بودن با جوانان وافراد ی که با شور ونشاط هستند وگشت گذار وشرکت در بازی های دوستانه و پرهیز از غم وغصه وسرسنگینی وسرد مزاجی.

5-انجام تست های پزشکی وآزمایش ها چندین نوبت درسال برای اطلاع از وضعیت جسمانی تا موارد وبیماریهایی بیکباره ایجاد وروحیه شما را تضعیف ننماید .

جوانی سرمایه ایی است جاویدان وگرانبها که متاسفانه به جای اینکه انسانها تلاش کنند عمر وزمان آن راطولانی کنند بسیاری حتی آن مقطعی که جوان هستند را نیز به پیری تبدیل میکنند بهتر بگوییم که پیر میایند وپیر میروند بدون آنکه از شادی ونشاط زندگی بهره لازم را ببرند.

 

 

 


 
 
بازار (دریاچه ملی که درحال خشک شدن است)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٢
 

تجربه رکود درماه رمضان برای همه بازاریان بجز بازار مواد غذایی امری عادی وتکراری است ولی ادامه رکود بعد از عید فطر نشانگر سایه سنگین رکود کشنده دربازار است که عوامل متعددی در آن تاثیرگذارهستند که به شرح برخی موارد میپردازم:

1- رکود بین المللی وافزایش قابل توجه نرخ ارز وسکه که مشخصا" بسیاری از کسانی را که نقدینگی دارند بسوی سرمایه گذاری درسکه وارز تشویق میکند وبخودی خود سرمایه ها از بازار خارج وحجم تقاضا وفعالیت بازار کاهش قابل توجه میابد.

2-افزایش قیمتها وبدنبال آن سبد هزینه خانوار که الزاما" خط فقر افزایش یافته وتوان خانوار در انجام هزینه های غیر ضروری کاهش میابد وتلاش میکنند تا آنجایی که میتوانند از انجام هزینه های دیگر خودداری کنند یا حتی بودجه ایی برای انجامش ندارند.

3-عدم تحقق شعارها وبرنامه های دولت دربهبود وضعیت عمومی مردم وکنترل قیمتها وهمچنین مشکلات موسسات مالی واعتباری درحمایت وپشتیبانی وتجویز نقدینگی به بازار وبجای آن تلاش درجهت تسویه مطالبات وتسهیلات اعطایی که خود منجر به کاهش نقدینگی دربازار میشود واز آنطرف کاهش حجم معاملات دربازار درواقع همانند رودخانه ایی خشک شده میماند که قبلا" آب (نقدینگی وگردش پول) بانکها را تامین میکرد.

4-جوروانی گسترده ناشی از وضعیت اقتصادی نامطلوب وادامه دار همانند عارضه مهم توررکود وعدم ارائه یک برنامه ونسخه علمی مناسب توسط دولت وبجای آن شعار دادن وتصمیم گیریهای اشتباه که خود روز بروز وضعیت اقتصاد را بدتر وبدتر کرده تصمیم گیریهایی که حتی مورد ایراد دانش آموزان نیز شده چه برسد به اقتصاد دانان وعدم اعتنا به مباحث انتقادی وژیشنهادی اقتصاددانان واتخاذ تصمیمات سیاسی بجای اقتصادی واتکا’ به درآمد نفت (اقتصاد تک محصولی) منجر شده که بسیاری از تاجران اصلی بجای فعالیت موثر ومتمرکز وهدایت سرمایه هایشان به بازار مدتهاست که درحال خارج ساختن سرمایه ها به خارج ویا به بخش های غیر مرتبط همانند مسکن وارز وسکه که خود رکود را تقویت نموده است.

5-اتخاذ سیستم ارزش افزوده وتضعیف وکاهش فعالیتها

بالاخره همه این عوامل وعدم توجه دولت به وضعیت اسفبار بازار منجر شده که بازاردرسکوتی مرگبار گرفتارشود واگر بخواهیم دراهمیت آن بگوییم همانند دریاچه با ارزش ومهمی است که رودخانه هایش خشک شده وخود نیز روز بروز درحال خشک شدن وکوچک شدن میباشد وفرق اساسی آن با دریاچه های دیگر همانند ارومیه دراین است که فقط یک اتفاق تاسف بار زیست محیطی نیست بلکه درصورت خشک شدن این دریاچه اقتصاد ملی وشرکتهای تولیدی با وضعیت ورشکستگی روبرو میشوند وفقر اجتماعی  به سرعت افزایش میابدواقتصاد ملی را وابسته خواهد نمود ومنابع نفتی روبه پایان نیز جز مرهمی برای سیراب کردن اندک ابزاری برای ثروت نخواهد بود.

راهکار پیشنهادی:

 با توجه به اهمیت موارد به بیان برخی راهکارهای لازم میژردازم:

1-برای تقویت ژول ملی به اتخاذ سیاستهای اصولی در سطح بین المللی وخروج از تنش ژرداخته واعتماد کشورهای پیشرفته را برای سرمایه گذاری جلب نمود ومراودات اقتصادی را با آنها بالا برده از آنطرف با جذب توریست وتوسعه صادرات غیر نفتی درآمد ارزی را افزایش داد تا از این وضعیت یک طرفه خارج شده ودردام چند کشور واسطه گرودلال نیافتیم.

2-برای کاستن از خط فقر بجای تجویز نقدینگی با روشهایی همچون یارانه نقدی وتجویز نقدینگی بدون پشتوانه وافزایش بی رویه دستمزدها...با اعطاوتجویز صحیح وعادلان ومستقیم به بازاریان وفعالان اقتصادی وشرکتهای موفق وبا کنترل واردات بی رویه وغیر ضروری وبجای آن تعریف وشناسایی پتانسیل ها واعطای تسهیلات به تولیدات خاص وویژه بجای ورود به هر تولید ومحصولی که منجر شده مشخص نباشد بالخره پتانسیل وتخصص ما درکجاست وهمین امر حتی تخصص اصلی همچون فرش وکشاورزی ودامداری و... نیز ازبین برده وبجای آن وارد مقوله هایی همچون خودرو شدیم که خود وابستگی مارا بیشتر کرده وهمه منابع مارا بخود اختصاص داده ومجبورشدیم بجای صادرات درمواردی هدیه بدهیم.

3- دولت از دادن شعار وعده ووعید خودداری نموده وبرنامه ها اهداف را کارشناسی شده ومدون وکوتاه مدت ارائه دهد وملزم به ارائه آمار وگزارشات مقطعی باشد بطوری که هرگونه انحراف از برنامه ها را جوابگو بوده ومنتقدان بتوانند با ابزارهای قانونی دولت را کنترل وپاسخگو نمایند ودرصورت عدم توان دولت درتحقق برنامه ها استیضاح نموده واستعفا’ نماید که متاسفانه این لازمه اش داشتن مجلس مستقل ومقتدراست.

4- فرهنگ مصرف گرایی وبدنبال آن واردات بی رویه وسوق یافتن تولیدات وواردات از کالاهای سرمایه ایی وضروری به کالاهای مصرفی وغیر ضروری وهمچنین بی توجهی مسئولین به مباحث اقتصادی وفرهنگی جامعه از نظر مصرف گرایی وبجای آن برای انحراف نمودن ضعف اجرایی سوق دادن به مباحث عقیدتی وجریانهای انحرافی منجر میشود تا بدترین امراض اقتصادی مانند توررکود رادچارشویم وهمچنین مبارزه با فساد واعتیاد بجای ریشه کن کردن فقرکه عامل اصلی است  مبارزه با اختلاس واختلال درفعالیتها به جای قماردن مدیران لایق وکاردان ...منجرشده بجای رفع علت با معلول مبارزه کنیم .

5-ضعف بازار وتولید نیازمند سیاستهای تشویقی دولت از قبیل بخشودگی مالیات وعوارض وتجویز تسهیلات کم بهره ویا بلا عوض میباشد تا چرخه تولید کشور با شکست مواجهه نشود نه اتخاذ مالیات مضاعف که متاسفانه هرچند این امر منجر به افزایش درآمد دولت میشود ولی منجر به تزلزل وتعطیلی وکاهش تولید ملی وبدنبالش کاهش چندین برابری درآمد ملی میشود.


 
 
برج های دوقلو وحوادث تاسف بار یازدهم سپتامبر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱
 

آری تاسف باراست وقتی که میبینی بیش از 700نفردرساختمانی غیر نظامی  ویا مسافرانی دردرون هواپیما  و دریک شرایط غیر جنگی زن ومرد کودک وکهنسال قربانی نیات یک گروهی تروریستی که دراهداف وهدایت کنندگانش حرف ها وحدیث های فراوان وجود دارد وما بی اطلاع از اصل وماهیت آن سایه شوم عملی غیر انسانی را میبینیم وبعنوان یک انسان درغم بازماندگان آن از هر ملیت ونزاد ودین و... که باشد خود راشریک میدانیم.ودرهرجای دنیا نیز چنین اتفاقی بیافتد بی توجه به شرایط زمانی ومکانی محکوم است ومردود.

آن موقع که این حادثه رخ میداد بدور از تعداد قربانی و خسارتها واهداف ومسائلی که داشته باشد به این فکرمیکردم چگونه یک انسان میتواند به آن خشم وغضب وایده برسد ویا فقری (مادی وفکری)دراو باشد که بتوان اورا طوری اجیر کردکه که با دستور فرماندهانش ودرمسیر اهداف آنها خطر را بجان بخرد ومسلحانه سوار برهواپیما شود وبی اعتنا به خواهش وناله صدها زن ومرد وکودک وکهنسال بیگناه  وهواپیما ومسافرین را به  برجی هدایت کند که هزارن نفر بیگناه نیز بی خبر درآنجا مشغول بکار هستند ومهمتراینکه خودرانیز فنا کند.مطمئنا" به معنویات نمیتوان تعبیر کرد که هیچ دینی پشتیبان وتایید کننده کار غیر اخلاقی وغیرانسانی نیست.

این چه جنگی ومبارزه ایی است وچه اهدافی میتواند بدنبالش باشد اگر مبارزه با دولت وحکومتی است  به جنگ با مردم بیگناه رفتن چه سود که این تصمیم نه تنها دولتی را که با اوسرجنگ داشتند را قوی تر وبا پشتوانه تر و حق به جانب تر ودراتخاذ سیاستهای جنگ ستیزانه آزاد تر میکند ودیگران را با او همراه واز طرف دیگر کسانی را که دستانشان به خون بیگنهان آلوده شود را جنایتکار واجیر وبداخلاق وبدفکر غیر انسانی مینماید.

من نمیدانم چرا درقرن حاضرکه اندیشه وفکر وتدبیر انسانی تا آنجا پیش رفته که دنیا را دهکده جهانی میدانند و دانشمندان بسیاری علم وتحقیق خود را برای کشف وشناسایی هر بیماری که جان انسانی را به خطر بیاندازد معطوف کرده اند و توانسته اند  بیماریهایی همچون سل وطاعون وباو ... که جان انسانها را میگرفت کنترل نمایند واین خدمت را به همه انسانها در اقصی نقاط دنیا هدیه دهند.بیکباره کسانی نیز پیدا میشود که جان صدها انسان را میگیرد وبا آن شاد میشود.

انسانها دیگر میدانند وبه یقین به آن رسیدند که" چو عضوی بدرد آورد روزگار         دگر عضو ها را نماند قرار"

آنچه دراینجا مهم است این افرادی که به این عمل غیرانسانی دست میزنند ودرنتیجه آن تروخشک را میسوزانند ومتعاقب آن بهانه بدست قدرتمندان و صاحبان قدرت میدهند چرا وچگونه وبا چه نیتی چنین میکنند که با هیچ عقل ومنطق انسانی سازگارنیست که درزیر به برخی تحلیل ها میپردازیم:

1-اگر دیدگاه وتفکر انحرافی واصلاحی داشته باشند که کاملا" مردود است وهیچ دین وتفکری به جرم وجنایت وخونریزی دعوت نمینماید آنهم زنان وکودکان ومردم بیگناه را وچون خود نیز درواقع خودکشی میکند خود این نیز جرمی بالاتر است.

2-اگر قصد رعب ووحشت وایجاد اختلال وتوقف وضربه زدن به حاکمیت ودولت راداشتند که اینهم اشتباه بود نشانگر دیدگاه اشتباه وانحراف عاملان است که چون درسایه همین تصمیم قدرت وعمل وپشتوانه وهمراهی دولتمردان را بالا برد ودیدیم چگونه جنگ ها یی درگرفت وهمه حمایت کردند که بدون آن واقعه امکان پذیر نبودومورد پذیرش جهانی قرارنمیگرفت.

3-اگرناشی از جهل وخودخواهی وتفکر غیر انسانی است که باید تاسف خورد وبجای جایزه گذاشتن برای سر هدایت کنندگان وعاملان  جنایت آنها را زنده دستگیر کرده ودراختیار دانشمندان گذاشت تا دانشمندان مطالعه نمایند وببینند چه تغییرات وتاثیرات ذهنی ویا ژنی در آنها ایجاد میشود که میتوانند به این راحتی وآسودگی ورغبت جان خود وهزارن انسان را بگیرند وچگونه میتوان این بیماری وتفکر رامداوا کرد.

بهرحال آنچه مشخص است درایجاد این طرز تفکر انحرافی خود دولتمردان آمریکا مقصر بودند وبخوبی میدانند چگونه وچطور توانستند چنین افرادی را با چنین طرز تفکری ایجاد نمایند وهمانند ویروسی میماند که بدست بشر تولید شده باشد وبجان بشر افتاده باشد این همان گروه وفکری است که خود آنها ایجاد کردند واکنون خود گرفتار ودرجنگ با همان گروه هستند.

تاسف وتسلیت باد برقربانیان آن حادثه وتاسف وتسلیت باد برهزاران کودک وزن ومردی که قربانی جنگ ها وستیزه هایی که بدنبال آن وتاکنون ادامه دارد وبجای ریشه یابی واصلاح ریشه وواقعیتها مبارزه ایی است مابین عاملان و معلولان  ومتولیان واجیرشدگان انگار انسانیت وبشریت همچو توپی است درزمین بازی فرقی ندارد بازیکن چگونه واز کجا انتخاب شده مهم آن است که بازی بلد باشد. 


 
 
سومالی وپیشنهاد تاسیس سازمان بیمه بین المللی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱
 

مادرانی  که شیره جانشان برای دادن غذا به فرزندانشان تمام شده وفرزندانشان درآغوش مادرانشان  ازگرسنگی فریاد میزنند واشک میریزند ودرنهایت پلکهایشان از ناتوانی بسته شده وجز ناقوس مرگ چیزی برای آرام کردنشان ندارند.

چه سخت است مرگ فرزند درآغوش مادر چشم درچشم ولحظه به لحظه آنهم نه به آرامی بلکه با گرسنکی ووفریاد وگریه ونجوا واشک خون .

چه سخت است ثمره زندگی را.  تمام وجودت را .امید آینده ات را. درزجرو بدبختی ببینی وکاری از تو ساخته نباشد .

پدرانی که از تلاش وکوشش بی حاصل برای سیر کردن خانواده خود به گام مرگ افتاده اند.

افسوس که دراین سرزمین بسیاری از مردان بی غیرت وبی توجه به گریه زنان وکودکان درگیر جنگ های داخلی هستند برای قدرت!برای حکومت! آخر پست ومقام وحاکمیت وقدرت به مردمی که تکه نانی برای خوردن ندارند چه حرص وولعی دارد !!

افسوس که تکه نان وشیرخشکی برای فرزندانشان پیدا نیست ولی میلیون ها دلار را درچنک وکشتار هم نوعان خود به مصرف مهمات میرسانند.

افسوس به این حیوانات انسان نما که عقل ومنطق وانسانیت ورحم وشفقت را دروجودشان کشته اند یا اینکه فرصت حضوردرفراگیری اش را نیافته اندواز حیوانات درنده بدتر به جان هم افتاده اند .آری بدتر ازحیوان درنده که چون حیوان درنده نیزتمام درندگی وتلاش وکوشش برای سیر کردن زن وفرزند خود است نه حرص وولع وحماقتش . 

نمیدانم چه باید کرد وتاکی شاهد چنین صحنه های دلخراشی بود چرا شاهد مردمانی بود که اندیشه وعملی ندارند وبا جهل وجهالت زندگی را همچون مردمان اولیه در جنگ وستیز میگذرانند.

کمکهای بین المللی وهمه کشورها وانسانها جای تقدیر دارد ولی از اول گفته اند بهتر از نان دادن تعلیم وتربیت نانوا است که همیشه نان داشته باشند وگرنه همین کودکان بینوا دربزرگ سالی نیز اسلحه دردست میگیرند وگرفتار نسل کشی دیگر خواهندبود.

فقر ریشه بسیاری از جهالت ها وفسادها وسرقت ها وکشت وکشتارهاست وباید تدبیری اندیشه شود که این ریشه بدبختیها نه با کمکهای ادامه دار بلکه با آموزشها وتعالیم درست بدست خود فقرا ریشه کن شود.

الان وقت آن است که سازمانی در کنارسایر سازمانهای بین المللی همچون سازمان ملل وصندوق توسعه وحقوق بشر و...  بعنوان سازمان بیمه بین المللی ایجاد شود ومشکلات واتفاقاتی همانند سیل وآتش سوزی وقحطی وخشکسالی وزلزله و... را بیمه نماید این سازمان درواقع بیمه کننده کشورها باشد وبا توجه به مساحت وجمعیت  حق بیمه تعریف شده ایی از کشورها بگیرد وعضویت وبیمه شدن کشورها نیز درآن با گذاشتن محدودیتها شرطهایی برای کشورها درسرمایه گذاری ومراوده های اقتصادی و... الزامی باشد تا کشورها به اهمیت این کار پی ببرند تا درصورت بروز حادثه کشورها فقط درانتظار کمک دولتها نباشند بلکه سریعا" با ارزیابی عمق حادثه خسارت بیمه ایی که پوشش دهنده کامل خسارتها خواهد بود توسط این صندوق پرداخت گردد.

صندوق یا سازمان بیمه ایی حتی ممکن است سود آور وقدرتمند شود چون صاحب سرمایه کلانی خواهد شد که در بروز حادثه از آن استفاده میشود همچون سایر شرکتهای بیمه ایی فعال در سطح داخلی و سود آن رانیز میتوان در پیشگیریها وبرنامه های آموزشی و....بکارگرفت.

همیشه گفته اند پیشگیری بهتر از درمان است والان اندیشمندان وسیاسات گذاران آگاه وتوانمند به اندازه کافی در سطح بین الملل داریم که بتوانیم سریعا" برای ریشه کن کردن واطمینان یافتن از داشتن ابزار رفع مشکلات راهکارهای عملی وپیشگیرانه تعریف کنند.


 
 
حزب چیست وسابقه تاریخی وتجربه حزبی ایران وتاثیر آن درجامعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩
 

یکی از اندیشمندانی که به تعریف حزب پرداخته موریس دوورژه میباشد که چنین بیان میکند : احزاب سازمانها و گروههائی هستند بنیان یافته و منظم که برای مبارزه در راه قدرت ساخته شده اند و منافع و هدفهای نیروهای اجتماعی گوناگون را بیان می کنند.

درادبیات سیاسی: حزب به  گروهی سازمان یافته و متشکل از کسانی است که درکل از نظر دیدگاه وعقیده دارای مواضع مشترکی میباشند. البته یه لحاظ داشتن عقاید ودیدگاه مشترک گروه به حزب تبدیل نمیگردد ولازمه تشکیل حزب تلاش در جهت  دستیابی به قدرت سیاسی ،و یا دراختیارداشتن قدرت میباشد.

در دائرة المعارف دمکراسی حزب را عبارت از گروه یا سازمانی که می کوشد نامزدهای مورد نظرش را با عنوان موقعیتّی خاص به قدرت برساند، معرفی کرده. در این تعریف همچنین احزاب از جمله مهم ترین سازمانهای سیاست نوین بشمار می آیند. حزب پژوهان عمدتاً به پیوند احزاب با دمکراسی تاکید کرده اند. بعضی استدلال می کنند که دمکراسی نظامی است که درآن احزاب با یکدیگر رقابت  می کنند. دولت های غیر حزبی غالباً در بین نظامهای دودمانی سنّتی و معدود رژیمهای نظامی یافت می شوند که در سالهای اخیر از تعداد آنها کاسته شده است

ماهیت اصلی احزاب درواقع مبارزه با انحصارطلبی به انحصارگرفتن قدرت است به همین دلیل در جامعه دمکراتیک که درآن دموکراسی به معنی واقعی وجود داشته باشد حزب معنی واقعی پیدا می کند. برنامه واهداف احزاب کاملا" واضح ومشخص بوده ودرمقابل آن جوابگو میباشند.اما درجوامع غیر دموکراتیک حزب به معنی واقعی نمیتواند نمود پیدا کرده وبه فعالیت واقعی وصحیح خود بپردازد وهمین عامل منجر میشود تا درچنین جوامعی به جای حزب   گروههای زیر زمینی و یا نهضت های انقلابی بوجود میایند که مخفیانه به فعالیت میپردازند.

 ظهور احزاب بدون تردید یکی از علائم مشخصه ماهیت حکومت ها و دولت های مدرن هستند. درواقع درگام اول این احزاب سیاسی هستند  که خود دمکراسی را بوجود میاورندو از سوی دیگر دمکراسی  نیز تنها در صورت حضور مدام و فعالیت مستمر احزاب سیاسی قابل رشد وماندکاری است.

ازهمین رو است که  می توان حزب رااز مهمترین عامل وبستر اصلی توسعه سیاسی قلمداد کرد که توسعه سیاسی بدون وجود آن امکان پذیر نمیباشد ومفهوم ندارد.

اگر حزب به معنی واقعی آن درکشوری وجود داشته باشد میتوان گفت که یک رابطه اصولی ومنطقی بین افراد جامعه وحکومت وجود دارد که از آن میتوان بعنوان پل ارتباطی نام برد درواقه احزاب بعنوان حلقه مفقوده وپیوند دهنده میان منافع اجتماعی و نهادهای تصمیم گیری سیاسی میباشند .

اگر درنظامی حزب وجود نداشته باشد نه اینکه مردم آن جامعه مطالبات وخواسته های خود را به فراموشی بسپارند بلکه بالجبار از مسیر دیگری بدنبال تحقق اهداف خود خواهند بود .

درکشور ما انقلاب مشروطیت نقطه آغازی برای تولد  سازمانهای سیاسی غیر حکومتی سیاسی  منطبق با معیارهای حزبی میباشد(غیرحکومتی از این نظر که حکومتها نیست دربرخی موارد برای مشروعیت دادن به عملکرد خود ودوکراتیک نشان دادن عملکردشان اقدام به تاسیس سازمان هایی به ظاهر حزب مانند میکنند). که نقش مهمی را درتاریخ سیاسی ایران ودرجهت  توسعه سیاسی بازی کرد. ازجمله این احزاب وگروههامی توان از اتحادیه های کارگری، انجمنها، احزاب سیاسی و گروههای مجاهدین یا واحدهای مسلح مردمی و غیره را نام برد. احزابی که بوجود آمدند کارکردشان مشخص بود. امّا انجمن هائی که بوجود آمدند عمدتاً به سه معنی بکار می رفت:

1- جوامع مخفی قبل از انقلاب،

 2- انجمنهای شهری و ایالتی که بموجب قانون مشروطیت برپا شده بود،

 3- مجامع غیر رسمی که برای مقابله با ستمگری ها و مقاصد سیاسی گوناگون در گوشه و کنار مملکت ایجاد شده بود.

نام برخی از گروهائی که بصورت مخفی و نیمه مخفی به مرورو از قبل از نهضت مشروطه تشکیل شد از این قراراند: مجمع فراموشخانه، مجمع آدمیت؛ انجمن مخفی، انجمن ملی، مرکز غیبی تبریز و بسیاری دیگر. سرنوشت این گروهها نیز معلوم بود: اغلب سران این گروهها یا فراری شدند و یا از بین رفتند. برای نمونه فراموشخانه میرزا ملکم خان به دستور ناصرالّدین شاه طی امریه ای که از طرف وی صادر شد، تعطیل گردید.

دیگر احزاب عمده ایکه در این مقطع بوجود آمد دو حزب اجتماعیون عامیون و اعتدالیون و پس از آن گروههای کم اهمیت تر سیاسی بود که تشکیل شدند. امّا بطور کلی تا مقطع استبداد صغیر محمد علیشاهی و بدنبال آن تا ظهور رضا شاه احزاب همواره با فرازو نشیب هائی ‌به فعالیت خود ادامه دادند. امّا بدنبال روی کار آمدن رضا شاه هرگونه فعالیت احزاب ممنوع شد و احدی اجازه فعالیت سیاسی نیافت.

محمد تقی بهار در کتاب معروف خود" تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" ضمن اشاره به روحیات و خلقیات سیاسیون در ایران اضافه می کند که فعالیت حزبی و پایداری آنان نمی تواند با روحیه انزوا طلبی، ‌فرد گرایی، خود گرایی و تک روانه سنخیت داشته باشد. وی معتقد است که فرهنگ حزب گرایی، نوع خاصی از فرهنگ اجتماعی را طلب می کند. وی در واقع عدم تجربیات گذشته جامعه را در این هرج و مرج اجتماعی تاثیر گذار دانسته و شکل گیری احزاب در ایران را ناشی از این ریشه دیرینه فرهنگی می داند. به همین دلیل وی معتقد است که موقعیت احزاب در ایران به علت وضع خاص طبقات اجتماعی با احزاب اروپائی فرق داشته اند (‌اشاره به دو حزب اجتماعیون و اعتدالیون).با توجه به اینکه نویسنده خود از روشنفکران و فعالان  پس ازنهضت مشروطه بوده و همواره خود را دمکرات می دانسته ودر این جهت فعالیت داشته ، در این مقطع از سیاستهای ضد حزبی رضا شاه حمایت کرده و توضیح می دهد که حکومت مقتدر مرکزی از هر قیام و جنبشی که درایالات برای اصلاح برپا شود صالح تر است. به نظر ا و به دولت مرکزی باید کمک شود از هوچیگری و ضعیف ساختن دولت و فحاشی جراید به یکدیگر جلوگیری کند.  حمله به دولت و تحریک ایالات به طغیان و سرکشی برای آتیه مشروطه و آزادی و حتی استقلال زهری کشنده است. وی می گوید من معتقدم که دولت مرکزی باید با اقتدار و با همراهی احزاب و مطبوعات آزادیخواه و بشرط عدالت بر سرکار آید. در این صورت می توانند برای مملکت کار کنند، وگرنه از تضعیف دولت ها و تحریک بر ضد آن ها جز مفسده کاری حاصل نخواهد شد.

پس از کودتای 1332 تا چند سال محیط رعب آوری حاکم بود . بدنبال خلاء سیاسی و نیاز حکومت به شکل ظاهری مشروطیت برای ایجاد وجهه مردمی ، بنا به توصیه های خارجی و تشخیص شاه، احزاب دستوری شکل گرفت که به نوعی تقلید از کشورهای غربی نیز بود.

هدف شاه از تاسیس احزاب دولتی آن بود که بتواند ضمن کنترل اوضاع، مشروعیت رژیم کودتا را توجیه نماید و بدین وسیله افراد نیز گرد آنها جمع شوند و در حکومت کودتائی درافکار عمومی جهان هوا خواه دمکراسی جلوه گر شود[11] شاه در دوران پس از کودتا تا پس از اجرای دستورالعمل انقلاب سفید، دو حزب مردم و ملّیون تحت رهبری اسدالله علم و دکتر اقبال و بعداً حزب ایران نوین رااز طریق هویدا ایجاد نمود و در آخر در سال 53، حزب فراگیر رستاخیز را که بصورت تصنعی دو جناح اقلیتی و اکثریتی در آن شکل گرفته شد ، به مسئولیت جمشید آموزگار راه اندازی کرد. این حزب در واقع تخیلات شاه برای توسعه سیاسی و رسیدن به دروازه تمدن بزرگ را تداعی می کرد و به همین دلیل فراخوان عمومی برای عضویت آحاد مردم را داد. در مرامنامه حزب نیز تصریح شده بود که این حزب با سخنان شاهنشاه آریا مهر مبنی بر ضرورت تشکیل حزب واحد رستاخیز ملی ایران معتقد است که نظام شاهنشاهی ایران راز بقا و تجسم همه ویژگیهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ملت ایران و تکیه گاه قلبی مردم ایران زمین است.در همین مقطع گروهها، سازمانها و احزاب غیردولتی بصورت غیر رسمی و یا زیر زمینی از سوی مخالفین رژیم پهلوی نیز فعالیت داشتند، و سران و برخی اعضای آنها یا مخفی بودند، یا زندانی و یا فعالیتشان در خارج از کشور بود.  جبهه ملی دوّم و سوم، نهضت آزادی ایران، فدائیان اسلام، حزب زحمتکشان، گروههای زیر زمینی نظیر سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدائی خلق، حزب توده، هیئتهای موتلفه اسلامی، گروههای هفت گانه چریکی مسلمان که بعداً با ادغام یکدیگر پس از انقلاب به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تغییر نام دادند، از جمله مهم ترین آنهاست.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357 و ایجاد فضای باز علاوه بر این احزاب و گروهها که توانستند بار دیگر فعالیت خود را در یک مقطعی شروع کنندحزب جمهوری اسلامی نیز بعنوان یک حزب تازه با اهداف و آرمانهای اسلامی و انقلابی از سوی برخی سران انقلاب تشکیل شد. از آنجا که این حزب با پیروزی انقلاب متولّد شده بود و در آن فضای احساسی و انقلابی شکل گرفته بود، در ابتدا با اقبال عموم مردم روبرو شد و توانست موقعیت ویژه ای برای خود ایجاد کند. این حزب با توجه به اینکه ساختار ایدئولوژیکی – انقلابی بر آن حاکم بود، دارای تجربه ای به کوتاهی عمر انقلاب در عملکرد سیاسی و اجتماعی بود. به عبارت دیگر عمر کوتاه این حزب اسلامی و موسسین آن به اضافه حضور تقریباً تمامی آنان در عرصه های قدرت و حاکمیت، نوعی حزب دولتی را نشان می داد، بنحوی که به مرور پایگاه مردمی اش کم شد و استقبال اولیه آن از میان رفت. اهدافی که حزب در اساسنامه خود آورده بود همان اهداف آرمانی انقلاب بود که راهبردی را برای جامعه تدوین نمی کرد. این حزب در اساسنامه اش بدون آنکه تعریف مشخصی از حزب ارائه دهد در بحث مربوط به آزادی احزاب و جمعیت ها اعلام میدارد : یکی از حقوق طبیعی هر انسان آن است که بتواند با انسانها ی دیگر که با او همفکر و هم هدف هست همکاری نزدیک داشتته باشد، تا هم بصورت یک گروه سازمان یافته در آیند و هم با رعایت موازینی در آزادی بیان به تبلیغ نظرات خود یا فعالیت های اجتماعی دیگر بپردازد.

پس از آنکه حزب جمهوری اسلامی بنابه مصالحی و به توصیه رهبر فقید انقلاب اسلامی منحل اعلام شد. سایر احزاب و گروههای موجود در آن مقطع نیز به مرور و هرکدام بنا به دلایلی زمینه فعالیتشان راکد گردید و یا برخی دیگر مانند مجاهدین خلق و یا چریکهای فدائی به دلیل فعالیت های تروریستی شان به خارج از کشور فراری شدند. تشریح ماهیت گروهها و احزاب در این مقطع ، مجالی دیگری را مطلبد. لیکن، بطور خلاصه می توان گفت که گروهها و احزاب بعد از انقلاب به دو دسته تقسیم شدند، گروهی که فعالیت های غیر قانونی داشتند ( چنانچه به نمونه اش اشاره شد)، و برخی احزاب دیگر که بنا به دلایل سیاسی و فکری تحت محدودیت های قانونی قرار گرفتند که برخی از آنان مانند جبهه ملی و غیره، فعالیت خود را مجدداً به خارج از کشور بردند. اما برخی دیگر از گروهها علی رغم شکل گروهی و یا حزبی عملاً بصورت گروههای ذینفوذ یا لابی های درون قدرت به فعالیت خود ادامه دادند . مانند گروه موتلفه و یا انجمن حجتیه. البته سایر گروههای سیاسی مانند سازمان محاهدین انقلاب، یا نهضت آزادی ایران و یا اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاهها بمرور از  بخش عمده ای از دایره حکومتی خارج شدند.

بدلیل اینکه نظام خلاء احزاب را کاملا" احساس میکر که این خود میتوانست ماهیت نظام را زیر سوال ببرد مجددا" با تشکیل حزب روحانیون مبارز وروحانیت مبارز یک نظام تقریبا" دوحزبی بوجود آمد ولی بدلیل عدم پوشش دادن بسیاری از مردم جامعه توسط این دوحزب دردوران اصلاحات بیکباره وبا اعطای مجوز تاسیس حزب احزاب متعددی بعد از حزب کارگزارن تشکیل گردید که منجر شده بیش از دهها حزب درکشوربوجود آید واین تعدد احزاب خود تاسیر خود را در مشارکت سیاسی مردم گذاشت بطوری که درانتخابات سال 88مشارکت مردمی درنقطه اوج خود به بیش از 85درصد جامعه رسید که متاسفانه حوادث ورویدادهای بعدی آن وبدنبالش حذف بسیاری از احزاب دوباره کشور را دریک وضعیت تک حزبی قرارداد که میتواند تاثیر منفی در وضعیت سیاسی واجتماعی کشورداشته باشد .

دربرخی از کشورها که حتی سوابق سیاسی،تاریخی وفرهنگی  وموقعیت اقتصادی آنها به ما نزدیک است ولی توانسته اند با بستر سازی مناسب وپیاده سازی دموکراسی احزاب تعریف شده ایجاد نمایند که از جمله آنها میتوان به کشور ترکیه اشاره کرددرآن احزاب با برنامه ها وعقاید مختلف از ملی گراها گرفته تا اسلام گراها وحتی لائیک ها توانسته اند درسایه قانون بخوبی فعالیت نموده و با انتخاباتی آزاد واحترام به همدیگر ودرچارچوب هدفی مشترک که همانا رشد وتوسعه ملی همگام با افزایش رفاه عمومی است حاکمیت سیاسی را دراختیار داشته باشند ودرهیچ مقام وموقعیتی به فکر حذف دیگران وسوء استفاده از قدرت درجهت حفظ حاکمیت خود نباشند مگربه خواست واراده ملت خودشان که همین رشد وتوسعه سیاسی وتثبیت آن تاثیر بسزایی در رشد اقتصادی ورفاه عمومی مردم وجامعه داشته است. 

 


 
 
دریاچه ارومیه اولین ویا آخرین قربانی پروژه های بدون مطالعه نیست!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥
 

نمیدانم شاید برخی رفتارهای ما نیز همچون قوانین فیزیک تثبیت شده است وخود راعاری از اشتباه میدانیم وچون اشتباهات تصمیم گیریهایمان مشخص شد بجای تقدیر وتشکر واصلاح آن به سیاسی کردن موضوع وایجاد ترس برای منتقدان میکنیم تا اشتباهات وندانم کاریهایمان دزیر خاکستری از ارز ودرآمد ملی صرف شده مدفون بماند.

 این یک اصل شده ومثال که درکشورهای پیشرفته ده واحد کارمطالعاتی صورت میگیرد برای انجام یک واحد کاری بالعکس درجهان سوم ده واحد کارانجام میشود ودرنهایت بفکرآن میافتند که یک واحد نیز مطالعات انجام دهند برای پاسخگویی به کاربی نتیجه وما چرا طوری عمل کنیم که درجایگاه توسعه یافته قرارگیریم نه جهان سوم.

درواقع درکشورهای پیشرفته هرکار وعملی زاییده مطالعات آنهاست وباز برای اطمینان مطالعات بیشتری را انجام میدهند تا هیچ تبعات منفی از انجام آن بوجود نیاید وزمانبندی وخروجی واقتصادی بودن ...نیز برطبق برنامه وتعریف شده وقطعی باشد.

متاسفانه درکشورما بجای مطالعه، متکی به الگو برداری هستیم وانگار بودجه ها نیز برطبق عنوان بین شهرها ومناطق مختلف تصویب وابلاغ میشود وبرنامه ها نیز براساس آن تدوین میگردد بطوری که یک نماینده واستاندار وفرماندار وشهردار وبخشدار به صراحت میداند که چند سد خاکی وپل و...دربودجه برایشان تخصیص یافته وباید بودجه آن را جذب وهزینه نمایند.

شاید بسیاری از مسئولان بگویند این سدها و...مطالعه شده است میدانیم کجا وچگونه زده شود که البته منظور من بیشتر مطالعات میدانی است که باید ایجاد شود برای مثال یک مطالعه میدانی را درزیر میاورم:

یک سد که درمنطقه ایی زده میشود مطالعاتی به شرح زیر انجام میشود:

1-میزان ذخیره آبی که میتواند داشته باشد.

2-شناسایی بهترین موقعیت مکانی

3-میزان اعتبار وبودجه لازم برای انجام آن

4-مصالح ونفرساعت وماشین آلات لازم

5-زمانبندی اجرای پروژه

6-سطح ارازی پایین دست که میتواند از سد بهره مند شود

همانگونه که میبینید همه مطالعات درمحدوده پروژه میباشد وآنچه به عنوان مطالعات میدانی ومقایسه ایی مطرح نمودم شامل موارد زیر است:

1-بررسی بودجه اختصاصی برای ایجاد سد به طرح های مشابه دیگر بطورمثال اگر هدف از ایجاد سد تامین آب مورد نیاز کشاورزان وباغات پایین دست درجهت افزایش تولید انهاست ایا بررسی شده با همین بودجه سایر مشکلات آنها رفع میشد کدام توجیه اقتصادی بیشتری داشته ومطلوبتربودهمانند:

1-1-تامین تراکتورها وکمباین وماشین آلات مورد نیاز منطقه فوق با سوبسید ویژه

2-1-ارائه طرح های کشت وصنعت وتامین وساخت چاههای عمیق واستخرهای بزرگ وکانل کشی که هم تامین آب برسر مزارع صورت گیرد وهم فعالیتهایی همانند تکثیر ماهی وغیره نیز صورت گیرد.

3-1-تهیه وتحویل بذر ونهال اصلاح شده وجوجه ها و تلیسه وبره از نژادهای برترجهانی

4-1-آموزش وایجاد تیم های ثابت درجهت همراهی وکمک به پیشبرد عملیات

وسایر موارد ی که میتواند توجیه اقتصادی بیشتری داشته وبرای منطقه مفید تر واقع شود.

2-بررسی کامل مضرات احتمالی اجرای طرح برای منطقه:

1-2- بررسی کامل شرایط محیطی منطقه درصورتی که سد ایجاد شود چه تاثیرات منفی بدنبال میتواند داشته باشد ومیزان خسارت مربوطه چقدر است همانند بررسی کاهش آب دریاچه ارومیه واثرات احتمالی آن در اقتصاد ومحیط زیست منطقه ویا اثرات احتمالی آن درسایر مناطق با پایین رفتن سفره های زیرزمینی وخشک شدن چاهها وهمچنین هزینه های جنبی که میتواند درانتقال ذخیره آبی به مزارع داشته باشد.

2-2-بدلیل تاثیر خاص در شرایط زیست محیطی منطقه واحتمال کاهش بارندگی وکمبود آب بازدهی سد مذکور درآینده به چه میزان وچه مدت خواهد بود وبدلیل ایجاد سد وتاثیر منفی آن درکاهش سفره های زیر زمینی مناطق مختلف چه تاثیری درکاهش وافزلیش تولید خواهد داشت.

3-2-چقدر از باغات منطقه بدلیل پایین رفتن سفره های زیرزمینی وخشک شدن چاه ها از بین رفته وخشک خواهند شد.

علاوه برتحلیل ها ومطالعات فوق آن چیزی که برای ما اهمیت دارد وبه تجربه به اثبات رسیده متاسفانه حتی مطالعات صورت گرفته درمحدوده انجام پروژه نیز بدلایل مختلف با واقعیت تطبیق ننموده وبسیاری از این پروژه ها چه از نظر زمانی وچه ازنظر بودجه با افزایش روبرو میگردد که خود گویای مشکلاتی در مطالعات صورت گرفته است.

بهرحال همه این اعتبارات وبودجه از منابع ملی وبرای افزایش تولید وبهره وری منطقه صورت میگیرد ودرصورتی که توجیه اقتصادی لازم را پس ازپایان کار برخوردار نباشد علاوه بر ایجادخسارت مالی وصرف زمان وهزینه هنگفت ونیروی انسانی وماشن آلات منجر به ازدست رفتن انجام پروژه های دیگری که میتوانست دربهبود تولید وشرایط منطقه مفید ترباشد وتوجیه اقتصادی بیشتری داشته باشد نیز گردیده است.

آنچه دراینجا بنظر میرسد تصویب یکباره بودجه برای ده ها سد دریک شهر میباشد وتقریبا" دراکثرشهرها بدون اینکه دو طرح یکسان ودرکنارهم انجام وارزیابی شود وبجای صرف اینهمه بودجه وهزینه به طرحی که اثرات جنبی آن بطورکامل مطالعه نشده وممکن است طرح های مشابه دیگری با بودجه کمتر وبا بهره وری بیشتر وجود داشته باشد وما این فرصت را از دست بدهیم.

مانباید فراموش کنیم بودجه های زیادی را که به طرح های آبیاری بارانی اختصاص داده شد وبیکباره  وبی رویه وچندین سال بسیاری را باخود مشغول کرد وپس از چندی بسیاری از آنها بدست خریداران ضایعات آلومینیوم افتاد. آیا برآورشده چه خسارتهایی از این طرح به منابع ملی وارد شد وچه کسانی مقصر چنین خسارتهای هنگفتی هستند.

من به یاد گذشته ها میافتم که روزگاری استخدام درارتش مد بود وکمترخانواده ایی بود فرزندی دراستخدام ارتش نداشته باشند وبدنبالش معلمی مد شد ودوباره خیل عظیمی به معلمی رفتند و...که اثرات آن نیز در ترکیب جمعیتی ومشاغل مناطق مختلف محسوس است وهمین مورد پیش وپا افتاده تاثیر زیادی درفعالیت منطقه داشت بطوری که بسیاری که درامرباغداری ویا دامداری ویا فعایتهای تولیدی بودند به این شغل ها رفته وفعالیت منطقه وبازدهی آن دچاردگرگونی میشد وآن موقع با خود میگفتم که ایکاش دولت به این موارد نیز که به چشم نمیاید توجه کند ومدیریت ولی افسوس میبینم امروز حتی پروژه ای علمی وصنعتی وتولیدی که باید با بررسی ومطالعه صورت گیرد از همان قانون تبعیت میکند نمیدانم علت آن نشات از تفکر سنتی برخی تصمیم گیران است ویا نفوذ پیمانکارانی که دست یابی به ثروت بیکران نیاز به تداوم وتصویب طرحهای تکراری درمناطق معین است.

در رابطه با طرح های عنوان دار میتوان به جذب بودجه پل هوایی که درشهرها درنظر گرفته ودرمشگین شهر نیز خواستند این بودجه را جذب کنند وبالاجبار درجایی این پل را زدند که یک مسیر مستقیم بود وعاری از ترفیک وحال که دیدند پل خود منجر به بروز اختلال میگردد قبل از اتمام بدنبال بودجه ایی هستند که آن را تخریب کنند بالاخره من نمیدانم که چه کسی ویا کسانی مسئول وجوابگوی این اتلاف بودجه وخسارت وتضییع بیت المال است


 
 
دنیای کوچک ما(دوستان اینترنتی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤
 

صدایم کن

مرابخوان ،مراببین

که دیگرنیست فاصله ایی میان من وتو

آن دوران گذشت

نه صدایی بود ونه تصویری

عشق ودوستی راپیوندی نبود میان من وتو

چه درداخل

چه درخارج درآن غربت

به ارامی نشستی روبرویم شوقی هست میان من وتو

بگیردستم

ببوس رویم ازآن تصویر

که  عاقد خوانده است عقدی ناپیدا میان من وتو

گلی زیبا

دلی انباشته از عشق ومحبت

تقدیم برتو که هرگزندیدم تورا ولی عشقی هست میان من وتو

دوست دارم

تورا وآمدنت به وبلاگم را

بدان که اگربشناسم تورا بگویم عهدی است میان من وتو

سلامم کن

نام وتصویرت را بده

تاکه من هنرمندانه کشم تصویری زیبا ازمیان من وتو

غریبانه نیا

گربه وبلاکم دل بسته ایی

بدان ایده هایت نزدیک است وحسی است میان من وتو

خصم وبیگانه

دشمن صلح وآشتی را

دیگرنیست جایی دراین کلبه زیبای میان من وتو

داستانهای زیبا

اخباری دردل تاریکی

هرروز وهرشب میگوید از دوستیهایی که هست میان من وتو

درانتظارم

کشم دستی برکیسوانت

بدانی که محبتهای بی پایان هست میان من وتو

درلحظه دیدار

هرچند مجازی باشد

یک نطفه زیبا گشته پیدا ازوصال من وتو

 


 
 
عشق وعلاقه رانیز باید مدیریت کرد(زندگی با عشق درسایه انتخاب صحیح)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤
 

شاید به بسیاری از کسانی که مشاوره داده ام برخی آنهایی بودند که اختلافات خانوادگی داشتند ویا جوانانی بودند که دریک وضعیت حساس تصمیمگیری برای شروع کاری ویا ازدواج بودند ویا کسانی که گرفتار مشکلاتی همچون ورشکستگی ویا اعتیاد ویا در آستانه طلاق جالب اینکه چون به آنها مشاوره میدهی ونتایج خوبی را میگیرند اولین ومهمترین سوالشان اینست که اینها چه ربطی به اقتصاد ومدیریت داشت که شما حتی بهترازیک روانشناس ودلچسب تر ازآن مارا راهنمایی کردی ونتیجه وانتخاب مسیری که سالها نمیتوانستم بگیرم برایم راه راگشودی به قول عموم آرامم کردی وسبک شدم.

 واقعیت اینست که یک تحصیل کرده مدیریت واقتصاد بسیاری از کتب اصلی روانشناسی را نیز گذرانده واگر به آن اهمیت داده باشد مطالعات میدانی زیادی نیز درآن ارتباط داشته ومهمتر اینکه شما اگر حتی رفتارهای روانشناختی همچون احساس وعشق وعلاقه ودوست داشتن را مدیریت نکنی وهرجا موقعیتی دیدی استفاده کنی وبه هرکسی خرج کنی وبه هر میزانی مصرف دیگر این مقوله های رفتاری همانند یک کالا خواهد بود که دیگران حتی به راحتی نرخ بدست آوردن آن را نیز خواهند شناخت وبه راحتی وهرموقع که بخواهند به آن قیمت از شما آن را خواهند خرید ودراینجاست که میگویند فلانی بازیجه این وآن است .چون احساسات وعشق ودوست داشتن به کالا تبدیل شد و درمقوله کالا وخرید وفروش ونحوه عرضه آن وبدست آوردنش بهترین مشاور ،مشاورین اقتصادی است.

عشق واحساسات وعلاقه از گرنبهاترین وبا ارزش ترین متاع انسانی است که هرگز نباید آن را به هرقیمتی وبهایی از دست داد وبه هرکسی خرج کرد که چون بسیاری نه تنها خریدارآن نیستند بلکه ارزش ان رانیز نمیدانند ولی سارقانی هستند که به راحتی با احساسات دیگران بازی میکنند واین افراد به دوقسمت تقسیم میشوند:

1-آنها که بی تجربه وخام هستند وچون شیرینی عشق واحساسات را فهمیدند بدون اینکه توان مدیریت آن راداشته باشند وبخواهند وبدانند که هرچقدر کنترل شده وتعریف شده از آن استفاده کنند وبجا همانند الماس گرانقدری خواهد بود که انهارا ثروتمند وبی نیاز خواهد کرد، درمسیر عشق واحساسات میافتند وهرجا وچقدر بدستشان رسید ویا داشتند مصرف میکنند وهمانند معتادان ضعیف ونفسی میمانند که دیگر لذتی از مصرف اعتیاد نمیبرندوفقط دردام آن اسیرند وهمچون گدایانی میمانند که هرلحظه وهرروز عشق واحساسات را از هرکسی که درمسیرشان قرارگیرد گدایی میکنند.

2- گروه دوم آنهایی هستند که به شیرینی واهمیت آن پی بردند ومیدانند که از لحظه ایی که گوهرگرانقدر درزمان بلوغ انسانی دراختیارش قرارمیگیرد بسیاری قدرآن را نمیدانند ومیشود براحتی این کالای با ارزش را ازآنها گرفت وبا احساسات آنها بازی کرد واینها افرادی هستند که خود پس از سالها زندگی هوس بازانه به عشق همانند کالایی برای لحظه ها نگاه میکنند وسرقت عشق دیگران وبازی کردن با احساسات آنها را هنر وشغل خود میدانند.

درکشورهایی همچون کشور ما که عشق وعاشقی وانتخاب واحساسات در هاله ایی از سنتها گرفتار است ومذموم منجر شده که کمترکسی بتواند مدیریت صحیحی براین کالای گرانبهایش بکند ومعدود انسانهایی را میتوانی بیابی که بگوید عشق وعلاقه واحساستم را به آنکسی دادم وفروختم که واقعا" ارزش آن را میداند ودرکشورهای پیشرفته هرچند برای بسیاری مذموم است حتی  شخصی که عشق واحساساتش را دراختیار شریکی قرارداده که نه میخواهد جداشود ونه میخواهد اوج احساساتش را که  بیهوده وبی ثمر مانده استفاده کند چون فرد مورد انتظارش را یافت درهرمقطع سنی که باشد او را بعنوان معشوقه برای خود برمیگزیند ویا اینکه هرموقع احساس کرد انتخابش اشتباه است جدا شده وبا دقت کامل آن زوج اصلی را میابد.

یافتن آنکسی که عشق واحساسات شما رادریابد بسیارسخت است ومدیریت کلان میخواهد وصبربردباری لازم تا بدور ازاحساسات وبا منطق اورایافت وفکرنکنید که اولین عشق وعلاقه ایی که درمسیرتان ایجاد میشود آن است که چون آتش عشق واحساسات درابتدا بسیار شعله وراست وقدرتمند وانسان را دربرخی موارد به اشتباه میاندازد وبه همین خاطر بسیاری از انتخابشان پشیمان میشوند واینهمه طلاق نیز نتیجه همان عشق های آتشین است وبسیاری میگویند ومتعجب که چگونه فلان زوج عاشق ودلباخته چنین ازهم متنفرشدند ومخالف هم.

چون عشق واحساسات درابتدا بسیار طوفانی است وهمچون آتشی شعله ور بسیاری از هوس بازان را نیز بخود جذب میکند وبرای همین بدانید بسیاری از آنها که وانمود میکنند عشق واحساسات شما با آنها یکی است وشما همانی هستی که او میخواست شمارا دردام هوس بازیهایشان گرفتارمیکنند واحساساتتان را به بازی میگیرند وبه این خاطر است که میگویند سن پسر از دختر بیشترباشد که دخترها حذاقل بدانند ان پسرهایی که درهم سن وسال خودشان هستند وجوان وخام بسیاری مدیریت این کالای گرانبها را نمیدانند واحساسات وعشق خود را به بازی میگیرند وشاید آنهایی که چندسالی از سن احساسات گذرکردند بهتر ومنطقی تر خواستها وباورهایشان را بدوراز احساسات بیان کنند وبفهمند تاشاید همان را بیابیم که با عشق وعلاقه درونیمان وبا خصوصیات ذاتیمان هم خوانی دارد ویا نزدیک است .

البته بعضی سوالها بی جواب مانده که بسیاری میگویند که اگربه هرعلتی اشتباهی درانتخابمان ایجاد شد واحساس کردیم این انتخاب آن نیست که ما میخواستیم ویا عشق وعلاقه ومنطق ما آنطور که باید با شریک زندگیمان منطبق نیست واین عشق واحساسات بیکران که میتوانست درکنارزوج دلخواهمان زندگی را سرشار ازلذت وشوق وشیرینی کندوجودمان را میسوزاند .دربرخی موارد میبینیم که کسانی را که چون با آنها به گفتگو مینشینیم ویا گفته هایشان را میشنویم چکونه تمام وجودمان درآتش عشق شعله ورمیشود ومیفهمیم دراین شرایط خاص که بدور از احساسات هستیم او همان است که دررویاهایمان بدنبالش بودیم وحال که دیگر مامتعهد ومسئولیت عهده دار هستیم وچون اورایافتیم چگونه وچطور میتوانیم به آن برسیم؟ که جواب این سوال را بسیاری از سنتها وآیین ها نتوانسته اند بدرستی بدهند که خود منجر به بروز فساد دربسیاری از جوامع شده بطوری که حتی نتوانسته اند تعریفی حتی درحداقل ها برای ایجاد ارتباط دوستی ومشورتی ودرحد رابطه گفتاری داده باشند که خود بحثی است مهم وریشه دربسیاری از مشکلات خانوادگی واجتماعی همچون طلاق وفساد وحتی خودکشی وقتل دارد.

البته بسیاری براین عقیده اند که قبل از تصمیم به ازدواج ودردوران مجردی روابط را آزادتر وراحت ترکنیم تا جوانان بتوانند براحتی احساساتشان را کنترل نموده وعشق واقعی را بیابند درصورتی که همه میدانیم چون درآن مقطع عشق واحساسات بی پایان شعله وراست این ارتباطات جز تاثیری منفی درمصرف وعرضه مدیریت نشده احساسات وعشق آنها که خود منجربه بروز هوس بازی وازبین بردن ارزش عشق وعاشقی واحساسات گرانبها میشود نتیجه دیگری ندارد، به این خاطر حتی درکشورهای توسعه یافته نیز دوستی ها تعریف دارد وخانواده ها سعی میکنند تا فرزندانشان قدراین متاع باارزش را بدانند وآن را به هرکسی عرضه نکنند ودوستانی بعنوان هم بازی وتحصیل و...داشته باشندوعشق واحساست خود را پس از یافتن فردی با لیاقت که احساسات ومنطقش با فرزندانشان همخوانی دارد عرضه نمایند ودراینجا هیچ ملاکی ندارند که پسر به خواستگاری دختر برورد یا دختر به خواستگاری پسر مهم آن است که زوج مناسب را یافته اند وکافی آست آنها را بهم برسانند


 
 
بامیلیونها بدهی گام درزندگی مشترک ناپایدار!(پدر ومادر وجوانان بخوانند)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۳
 

قصه لیلی ومجنون دیگرکهنه شده ویا قصه فرهاد وشیرین وآن داستان کوه کندنش.

امروزه درکشورمان با جوانانی روبرو هستیم که بیکباره عاشق ودلباخته شده و برای رسیدن به عشق خود تعهداتی را میپذیرد که هیچ تاجرکهنه کاری با سالها تجربه وتلاش جرات پذیرش آن راندارد وگام درتونلی تاریک بنام زندگی میگذارد که هیچ چراغی درآن روشن نیست ونوری برآن نمی تابد ودریغ از حتی یک شمع.

عاشقانی که بی هیچ شناخت اصولی وبا یک برخورد واتفاق ویا دریک میهمانی ویا گردش وتفریح پرازاحساسات وعاری از یک جو منطق بطوری که درابتدا این عشق آنقدر آتشفشان میکند که همه اطرافیان ودوستان واقوام را درخود ذوب نموده وهمه مبهوت که اینهمه عشق وعلاقه ومهر ومحبت چگونه ممکن است وآنها نیز دراین تفهم که ماندن وزندگی بدون هم معنی ومفهوم ندارد.

 پرده اول :دراین عشق هیچ هزینه ودرآمد وداشتن ونداشتن ومشگلات و...انگار وجود خارجی ندارد وهردو فقط به این میاندیشند که با هم ازدواج کنند وبهم برسند وزندگی کنند حتی اگرچیزی برای خوردن نداشته باشند خواهند ساخت وهمدیگر را پرستش خواهند کرد ودر همه سختی ها ومشکلات درکنارهم خواهند بود.

 نصیحت واخطار ومشورت خانواده ودوستان دلسوز و... اثری ندارد وواقعیتها درهاله ایی از اوهام وخیال گرفتاراست ،انگار گام اول چنین عشقی گوش پرشده وچشمان بسته ودستان وپاهایی بی اختیار درراه رسیدن به معشوق است وبس واگرزیاد مخالفت اطراف را ببینند تهدید به مرگ ونیستی ویا اگر جراتش نباشد فرار با دلداده اش برای بودن با هم.

 پرده دوم: بالاخره ازخانواده پدری یا برادری ،مادری ویاخواهری ویا اینکه از جمع فامیل کسی ویا یکی از دوستان از سر دلسوزی مهرتاییدی به این همه عشق میزند وهمین کافی است که دیوارمخالفتها لحظه به لحظه فروکش کند وزمان برای رسیدن این دو عاشق به هم کوتاه ترشود.

پرده سوم: مادیات مطرح نبود وپسر برای کارکردن وپیشرفت قبل از عاشق شدن حتی زیر بار تعهدی یک میلیون تومانی نیز نمیرفت وپیشنهاد دوستان وپدر برای شروع فعالیت به بهانه اینکه دست خالی زیر بار تعهد رفتن منطقی نیست رد میشد.

 شروع مقدمات با پیشنهاد مهریه ایی به تعداد تاریخ تولد یعنی تعهدی  به میزان بالاترین تعهداتی که تاجران ثروتمند نیز از چنین تعهدی درکارخود بیمناک اند ومحطاط ،معشوق اش نیز این خواسته را نه در رد گفته های قبلی اش مبنی برزندگی با هیچ بلکه امتحانی درشناخت وبراورد میزان عشق او میداند وبراحتی دفترچه تعهدات با امضاء های بیشماری وبا سرعتی اعجاب انگیز وبی آنکه کلمه ایی خوانده شود تکمیل میگردد تعهدی که قانون اش از قانون چک قوی تر وحال تر میباشد.

پرده چهارم: بحث تالار وعکاس ولباس وخرید ومیهمانان و... که جمع هزینه ها براحتی از ده ها میلیون تومان بالا میزند همان عاشقانی که درابتدا بحثی از تجملات نداشتند ودرانتظار بودند دستان پرمهر همدیگررا بگیرند وبه خانه بخت بروند دراینجا علاوه برخواسته های درونی خود وبه رخ کشیدن عروسی دوستان وآشنایان واینکه باید بهترین وگرانترین وبا کلاس ترین باشیم مدعیانی نیز پیدا شده که هرجا عاشق ومعشوق کوتاه آیند آنها کوتاه نمی آیند وچهره ها از پشت نقاب مهرومحبت ومظلومیت بیرون میاید وهرجا داماد بخواهد احساس نداری ونپذیرفتن کند مهر بی لیاقتی برپیشانیش میخورد واولین اختلافات وبحث ها شروع میشود وآن عشق وعلاقه افسانه ایی فروکش میکند.

پرده پنچم: داماد گوشش بدهکار نیست وهرجا را که خود میتواند نسیه قراردادببندد تا عروسی پر از تجملات بگیرد تا معشوق ودلداده اش از او راضی باشد میکند واگرنشد با پدر وفامیل وهمه دربحث وکلنجاراست تا هرچه توان دارند ومیتوانند زیر بار تعهد بروند وضامن شوند باید اورا کمک کنند ودراینجا نباید کم بیاوریم.

پدر زیر بار قرضی بزرگ رفته واقوام نیز هرکدام بنوعی ضامن شدند وهرکدام جایی وداماد وام ماشین ووام ازدواج ووام خرید اثاثه وبه بقال وچقال همه بدهکار وجالب اینکه بسیاری حقوقی نیز ندارند واگرباشد نیز جوابگو نیست وقسط بدهیهای جمع زده نشده سه چها برابر درآمدی است که ممکن است بیاید.

پرده ششم:پدر وضامنین همه گرفتار پرداختها هستند وداماد گل ما بی اعتنا به همه آنها وپرمدعی تر درحال بالا وپایین رفتن از پله های دادگاه است تا بتواند بارهایی از یک زندگی عاری از مهر ومحبت وانباشته از درخواست وسرکوفت وبجای سلام روزانه با توهین وجنگ  ودعوا رهایی یابد وعروس نیز میگوید اشتباه کردم ونمیدانستم او اینقدر بی لیاقت وگدا ندار است ونمیتواند مرا خوشبخت کند!

دوستان وفامیل نیز در تدارک شرکت درعروسی  زوج دیگری از آشنایان هستند که انها نیز چند وقتی است درتب و تاب عشق ورسیدن به هم اتشفشانی از شوق وصال دارند!!!دیگراین اتفاقات برای همه عادی شده وکمتر مشاوره میدهند وبحث میکنند وفقط پذیرفتند یک روز بعنوان معرف دردفتر ازدواج امضاء بزنند وروزی نیز بعنوان معرف دفترطلاق را دیگر آن روزها که باید با لباس سفید میرفتند وبا کفن از زندگی خارج میشدند گذشته و دختران وپسران ماههایی را در احساسات واختلافات میگذرانند ودوباره با کوله باری ازبدهی وغم واندوه وبی حیثیت کردن خود وخانواده دوباره درمنزل پدری برای اشتباهی دیگر آماده میشوند ویا کلا" پرونده خانواده دار شدن را  مختومه میکنند وپدرها ومادرهایشان نیز زندگی را بجای مرگ طبیعی با سکته وداع میکنند.


 
 
ناکجا آباد!!تولید انبوه خودرو بدون توجه به توسعه راهها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢
 

یکی از افتخارات واهداف وزارت صنایع ،دست یابی به تولید یک میلیون خودرو سواری درسال میباشد .

 تولید محصولی کاملا" مصرفی  که علاوه براینکه خود کالای مصرفی میباشد بلکه متشکل از هزاران قطعه مصرفی میباشد که از موادپلیمری ونفتی گرفته تا آلومینیومی ....را درخود دارد و استهلاک واستفاده روزانه ازآن هزینه هنگفتی را به کشورتحمیل ودرآمد ملی وارزی  را بخود اختصاص میدهد.

 اگرماشنیده ایم که کشورهایی همانند المان وفرانسه وژاپن وحتی درسالهای اخیر چین وکره و... درآمد ارزی بالایی از تولید همین کالای مصرفی بدست میاورند نبایداشتباه واستدلال غلط نکنیم ومتوجه این موضوع باشیم که مسیروهدفی که آنها رفتند از ابتدا تولید برای صادرات بوده وبرنامه ها وتوسعه تولید شان را برطبق نیاز ودرخواست مشتریان خارج از کشور تدوین کردند نه همانند ما که تولید میکنیم اگرنتوانستیم صادرکنیم خود خریدار ومصرف کنند ه ایم واین خود منجرشده تا ظرفیت تولیدیمان نه برمبای صادراتمان بلکه برمبنای اینکه میتوانیم به داخل عرضه کنیم سیاست گذاری شده وبرای اطمینان از بازار مصرف داخلی وحفظ آن با تصویب تعرفه های وارداتی بالا برای واردات مردم را بالاجبار مصرف کننده ومشتری تولیدات خود کردیم که همین امر منجرشده از رقابت تولید محصولات با کیفیت ومطابق استانداردهای جهانی بدورباشند وچه ازنظر کیفیتی وقیمتی نتوانند محصولات خود را صادر وارز آورکنند.

اسف بارتر اینکه توسعه خطوط حمل ونقل وراههای شهری وبین شهری نیز منطبق با تولید خودرو، توسعه نمیابد که خود این منجرشده تا ترافیک سنگین از شهرهای بزرگ شروع وبه شهرهای کوچک نیزسرایت کند وحتی اتوبانها نیز یواش یواش گرفتار ترافیک میشوند، وضعیتی که علاوه براتلاف مهمترین اوقات وزمان فعالیت مردم منجر به مصرف بی رویه سوخت وانواع آلودگی های حیطی وزیست محیطی  میشود که خود خسارت میلیاردی را بدنبال دارد.

انگاردرکشورما مدیران یک سو نگرشده وهمیشه یک بعد قضیه را میبینند درگذشته به یا داریم که آن موقع که تعدادماشین سه رقمی بود جاده وخیابان ها وکمربندی های زیادی درطرح جامع شهرها درنظرگرفته شده بود ومردم در تعجب بودند وخیلی ها هم معترض که اینهمیه خیابان وجاده چه معنی ومفهومی دارد! ولی الان میفهمیم که باید برنامه جاده وخیابان باید ده ها سال جلوترازبرنامه تولید وعرضه خودرو باشد.

 جاده وخیابان یک کالای سرمایه ایی است که خود تاثیر عمده ایی دررشد وتوسعه صنعت وتجارت دارد که ما متاسفانه بجای سرمایه گذاری برروی این شریان حیاتی جامعه برروی تولید وعرضه بی رویه یک کالای مصرفی بزرگ سرمایه گذاری نموده وافتخارمیکنیم که خود منجربه اختلال وایجاد ترافیک درجاده ها وشهرها شده وسیستم حمل ونقل صنعتی وتجاری را نیز با اختلال روبرو نموده است.

کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه اصولا" اگربخواهند درمسیرتوسعه گام بردارند ابتدا باید برروی تاسیسات زیربنایی همچون جاده ها وخیابانها که همچون شاهرک حیاتی توسعه میباشند سرمایه گذاری کنند ودرگام بعدی برروی تولیدات خودرویی همانند تراکتور وکامیون واتوبوس ووانت که ارتباط مستقیم با صنعت وتجارت داشته ومیتواند درمسیر رشدوتوسعه فعالیتهای زیربنایی همانند زراعت وباغ وتولیدات صنعتی موثرباشدسرمایه گذاری کنند وازمحل منابع ارزی این تولیدات بجای تولید پرهزینه وگران خودرو سواری آنها را باکیفیت بالا وارزان وارد نماید وخود نیز تولید را درصورت امکان وهمگام با صادرات توسعه دهد.

 عدم توسعه راهها وعدم تولید خودرو با استاندارد کیفی بالا منجر شده همانند یک جنگ وگشتار بزرگ دراثر تصادفات زیانها وخسارتهای بیشمارجانی ومالی متحمل شویم.


 
 
سقوط دیکتاتورها!دیکتاتورها بدانندلیبی هم آزادشد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸
 

چهره واقعی دیکتاتورها موقعی بیشتربرای جهانیان آشکار میشود که آنها احساس کنند که بایستی با سلطنت وحکومت خداحافظی کنند ودراینجاست که ظلم وتبعیض وسوء استفاده آنها آشکارشده وچهره اصلیشان(شیطان صفتی وخونخواری) ازپشت نقاب انساندوستی و پدرانه نمایان میشود.

چنین دیکتاتورانی درحین حیات با ظلم وتبعیض وخفقان وخون ریزی واستبداد ودیکتاتوری نفس ها را درسینه ها حبس وزبانها را میبرند ومادران را داغدار فرزندان برومندشان میکنند تا کسی جرات جسارت واعتراض نداشته باشند وخودراحاکم جان ومال مردم میدانند.

 ولی امروزه با گسترش ارتباطات و آگاهی ملتها این ظلم ها وتبعیض ها نمایان میشود وبا توسعه روزافزون دموکراسی درلایه های مردم وجمهوریت وانتخاب وانتخابات منجرشده تا دیکتاتورهایی که خودرا فراتر از قانون وانتخاب وانتخابات میدانند مورد انتقاد مردم قرارگیرند واز آنجا راه پیمایی ها وانتقادات ومبارزه ملت ها شروع شود وتبدیل به سیلی میگردد که همه کاخ ها وکاخ نشینان وسدهای دیکتاتوری ها را درهم میکوبد.

دیکتاتورها چون سالها منیت کردند وبا مال واموال مردم حکومت کردند بدون اینکه به کسی پاسخگو باشند باید به یاد این جمله معرف نیز میافتادند که "حکومت ماندنی نیست اگرماندنی بودبه شما نمیرسید" تا اینچنین گرفتار واسیر همان مردمی که یک روز دردستان آنها اسیر بودند نمیشدند.

دیکتاتورها وظالمان باید عبرت بگیرند وتا میتوانند سریعا" دراعمال ورفتار خود تغییر ایجاد نموده وخودرا مطیع رای مردم کنند هرچند که هرگز چون میدانند مورد انتخاب مردم نمیشوند دست به چنین کاری نمیزنند پس برای آنها سرنوشتی جز آنچه بردیکتاتور لیبی رقم خورد بوجود نخواهد آمد ودیکتاتور همان ظلم وستمی را که برمردم روا داشته ،بیش از آن گرفتار مردم ستمدیده خواهد شد.

خون وخون ریزی هرچند درابتدا برایشان قدرت و مقام میاورد ولی همین خون وخون ریزی نهال جهاد ومقاومت را آبیاری کرده وروزی سقف اختناق وستم را برسرآنها خراب خواهد کرد بطوری که درآن موقع دیگر دیکتاتورها با همه ابزار وپول وثروت ومزدوران خود جز فرار راه دیگری نداشته وچون درسایه علم وارتیاطات تمام خیانتهای آنها برجهانیان آشکاراست جایی برای فرارنخواهند یافت وخون پلیدشان بدست مردم ستمدیده خواهد ریخت.

دیکتاتورها بیش از آنکه خودراگرفتارعذاب الهی وقیامهای مردمی بکنند اطرافیان فریب خورده ودرمنجلاب ظلم واستبداد وسوءاستفاده از قدرت را که مستقیما" دردوام وپایداری دیکتاتورها دخیلند را گرفتارخواهد کرد آنها چون دردام دیکتاتورگرفتارند وجز هیبت ومال واموال وبخشش دیکتاتور چیزی نمیبینند با خود احساس میکنند که همه چیز ومنطق وکمال همان دیکتاتور است وبس غافل از اینکه چنگالشان برخون بیگنهان آلوده وشکمشان از اموال ملی پرشده وچشمشان ازدیدن حقیقت کوراست والی میتوانستند قبل از اینکه عمرشان به پایان برسد ودیکتاتورشان بدنام شود خودرابه خیل مردم میزدند واز گشتار بیشتر دست میکشیدند که متاسفانه این اغفال کردن وقشون بی اراده جمع کردن ازذات وجودی دیکتاتوران است.  


 
 
شوق رفتن به خارج چرا؟وبه چه بهایی؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧
 

اینکه دراینجا مشکلات تا دلت بخواهد هست را بحثی نیست؟اینکه دراینجا بسیاری از جوانان احساس میکنند با توجه به بالا بودن هزینه ها صاحب خانه شدن وصاحب سرمایه شدن درمقایسه با درآمد کارمندی چیزی محالی است شکی نیست!ولی بااینحال چرا بحث خارج وفرار از مشکلات ویافتن جواب آن دریک مسیر نامشخص وتاریک چرا؟

بسیاری خارج راآنگونه میفهمند که درماهواره میبینند و دررویاهایشان زندگی سرشاراز رفاه وآسایش به تصویرمیکشند غافل ازاینکه آنچه درفیلم میبینند با واقعیت فاصله زیادی دارد واگررفاهی درآنجا مطرح است فاصله طبقاتی نیز مطرح است .

 شاید آنها که ثروت وسرمایه ایی دارند شاید به راحتی ودرهمان وحله اول ورود به آن کشورها بتوانند از رفاه وامکانات آنها بهره مند شوند همانگونه که این افراد درکشورخودشان نیز از امکانات رفاهی بالا برخوردارند بسیاربیشتراز آنجا ولی متاسفانه این رویا وعلاقه بیشتردرآنهایی بوجود میاید که درکشورخودشان با مشکلات مختلفی ازجمله بیکاری ونداری وافسردگی و... گرفتارند وبرای فرار از آن بدنبال رویا وخواب خیالی هستند که درفیلمها میبینند ویا از دیگران میشنوند.

 خطر اینجاست که سوء استفاده گرانی نیز درکمین نشستند تا به این افراد وانمود کنند که کلید گشایش درآرزوهایشان دردستان آنهاست وهزار آیه و داستان سرهم میکنند تا این افراد دار وندارشان را دراین را ه بگذارند وبدبخت تر وگرفتارتر شوند.

هرکار هرفعالیتی برنامه ریزی میخواهد وتدبیر ومشاوره واین کارنیز که چون دروجودش هزینه وزمان وریسک وجود دارد باید بسیاربا اندیشه وتدبیر صورت گیرد که بدبختانه بسیاری از روی هوا  وهوس وخئش بینانه گام دراین مسیر که دربسیاری موارد بی بازگشت بوده وجان آنهارانیز به مخاطره میاندازد میگذارند.

اسفناک تر آنکه بسیاری از متاهلین که صاحب زن وفرزند نیز میباشند دراین مسیرپرخطر گام میگذارند که احتمال ناموفقیت بودن این تصمیم  وخطر از هم پاشیدن شالوده زندگیشان بسیارزیاد است وهمه ازخانواده را به مخاطره میاندازند وزندگی فرزندشان را به خطر وجالب اینست که تحلیلشان اینست که برای آینده فرزندشان دست به چنین ریسک بالایی زده اند.

مادراینجا بخاطر اینکه بتوانیم اندک مشاوره ایی درجهت کاهش این ریسک بزرگ داده ودوستانی را ازاحتمال بدبختی وگرفتاری باضریب بالا درمقابل امکان خوشبختی با احتمال خیلی کم بدهیم مواردی را گوشزد میکنیم به امید آنکه از چاله به چاه نیفتیم:

اولا" : اگر تصمیم به مهاجرت دارید ورویاها وخوشبختی هایتان را درآن میبینید قبل از هرتصمیمی موارد زیر بادقت تجزیه وتحلیل نمایید:

1- برای چه چنین تصمیمی را گرفتید بیشتر جنبه تفریح وامکانات است مطمئنا" آنسطح امکانات که میبینید برای شهروندان خودشان است نه مهاجران مگراینکه برای استفاده از آن توریستی بروید وکاملا" همچون شهروند آنها بهره ببرید که به توریستان نیز همان امتیاز را میدهند.

2-اگربرای تحصیل میخواهید بروید اول تلاش خودرابکنید که درکشورخود ادامه تحصیل دهید اگر نشد به دانشگاه وجایی بروید که بدانید واقعا" برایتان موثر باشد نه بهانه وبرای اخذ مدرک که نه درآنجا ونه درکشورخودتان اعتبار وارزش نداشته باشد.

3-اگربرای فرزندتان میروید تحلیل وبررسی کامل کنید که آیا فرزندتان درآن مسیری که انتخاب کرده اید با مشکلاتی که درغربت چه ازنظر فرهنگی واقتصادی واجتماعی خواهدداشت رشد وشکوفایی خواهد یافت؟

4-مسیرراآگاهانه انتخاب کنید وامتیازات آن را خوب بسنجید نه اینکه از فیلم وگفته ها انتخاب نمایید.

5-هزینه ها ومخارج را خوب ارزیابی کنید وفکرنکنید که درآنجا دولت ومردم به شما کمک خواهند کرد که چون هرکشوری دردنیا با هر ثروتی فقیر وبینوا نیز دارد حال اینکه شما مهاجرنیز هستید.

6-اگرمجرد هستید که هیچ اگرمتاهل هستید بجای رویارو کردن خانواده خود با رویاها یی که ممکن است برباد رود وبا مشکلاتی سهمگین در کشوری غریب ابتدا خود یکی دو بار مسیری که ممکن است بدروغ وکلاه برداری تعریف وتمجید میکنند را رفته وشناسایی کنید ودرصورت تایید دست زن وفرزند بیگناهتان را بگیرید وببرید.

به هر حال اگردرکشورخود هرچند مشکلات وگرفتاریهای زیادی داشته باشد نتوانسته ایید کار وباری ایجاد کنید فکرنکنید درکشوری غریب ثروت ورفاه درانتظارشماست شاید درآنجا مشکلاتش برای شما بگونه ایی دیگر وحاددتر از کشورخودتان باشد واین را بدانید درکار وتجارت اگر ریسک کنی ونتیجه نگیری فقط ضرر مادی گریبانگیر شما خواهد بود ولی در مهاجرت صدها مشکل ومانع ناشناخته درانتظار شماست.

اگرافرادی را میبینی که رفتند درآنجا مال ومنال وثروت ورفاهی بدست آوردند فکرنکن اگرهمان اشخاص درکشورخود بودند بیچاره بودند چون تلاشگر هستند شاید دراینجا ثروت بیشتری داشتند که چون ثروتمند شدن درکشورهای پیشرفته قانون وقائده دارد وبه این آسانی که درکشورهای دیگر است نیست.


 
 
استعمار،استثمار،استکبارچیست ؟وچگونه میتوان با آن مبارزه کرد؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦
 

برای اینکه بتوانیم بهتر به تجزیه وتحلیل آن پرداخته وراهکارهای عملی ارائه دهیم ابتدا به تعریف علمی  ومفهوم عام آن میپردازیم:

استعمار: طلب آبادانی کردن ، دراصطلاح امروزه دولتهای قوی به بهانه آبادی وعمران بقصد استفاده از منابع ثروت آنها

استثمار:میوه چیدن ،کسی را بکارواداشتن واز حاصل رنج وزحمت اوسودوبهره بردن

استکبار:خودرا بزرگ پنداشتن ،تکبرکردن ،خودنمایی وگردنکشی کردن

آنچه از الفاظ فوق پیداست کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه بدلیل وجود عدم توازن وبرابری وانصاف در مبادلات تجاری ومعاملات با کشورهای پیشرفته الفاظ فوق را برای آنها بکارمیگیرند که دلیل اصلی آن را میتوان  ناشی از کلیه اقدامات سیاسی وفرهنگی واقتصادی کشورهای پیشرفته درجهت اطمینان از تامین منابع لازم وارزان  موردنیاز صنایع آنها ست که حتی درمواردی منجر شده که بصورت مستعمراتی با آنها برخوردنمایند وحتی حکومتهای دست نشانده ایجاد نمایند.

 این یک اصل کلی است که درمبادلات جهانی کشورهای پیشرفته نیازمند مواد اولیه وکانی های کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه میباشند ومتقابلا" این کشورها نیازمند تکنولوژی ومحصول نهایی کشورهای پیشرفته ودراین راستا اگر این معامله درراستای یک رابطه صحیح ومنطقی وادامه دار تعریف شده وجود داشته باشد همانند رابطه ایی که کشورهایی همچون چین وترکیه وکره وژاپن و... توانستند ایجاد کنند این رابطه استعماری نه تنها محسوس نخواهد بود بلکه میتواند بسیار دردستیابی به رشد وتوسعه موثر واقع شود یعنی بجای استثمارآنها بتوان آنها را استثمار(میوه آنها را چید) کرد.

بنابراین این رابطه میتواند دوطرفه باشد وکافی است درسیاستها وروابط بجای تضاد ،تدبیر داشت چرا که این یک اصل مهم است که درمبادله وتجارت ورابطه دوطرفه همه درابتدا به نفع خود میاندیشند وتلاش دارند که دراین بین بیشترمنتفیع گردند.

درطول سالیان دراز بدلیل اینکه منابع درجهان به نسبت مساوی دراختیارهمه کشورها نیست وبرخی کشورها از منابع سرشار معدنی وطبیعی برخوردارند که همین موضوع منجرشده تا مورد توجه کشورهای پیشرفته باشند وبدلیل فاصله زیاد علمی وتکنولوژی وبرتری نظامی برخی کشورهای پیشرفته همانند شوروی ،انگلیس ،آمریکا...وعدم وجود روابط تعریف شده درجهت تبادل معاملاتی آنها را به اتخاذ شیوه های نظامی وسیاسی وفرهنگی وایجاد یک نوع وابستگی  دائمی ترغیب مینماید همین امر باعث شده تا درطول سالیان دراز کشورهای مختلفی را تحت سیطره خود داشته باشند که تعدادی بصورت مستعمره وتعدادی بصورت  نفوذ سیاسی ومابقی نیز با ایجاد وابستگی اقتصادی تا بتوانند نسبت به تامین مواد اولیه ومنابع لازم مطمئن باشند البته این مسئله چیز جدیدی نیست و درذات قدرت ورشد وتوسعه است بطوری که حتی درآن دوران که قدرتی جزایران وروم وجود نداشت آنها نیز به نوعی همین ماهیت استکباری واستعماری واستثماری را درخود داشتند.

 آنچه دراینجا مهم است این است که اگر میبینیم که استکبارواستعمارواستثماری وجود دارد باید ازیک دیدگاه بپذیریم که این درذات قدرت اقتصادی ورشد وتوسعه وجود دارد واگر دقت کنیم همین ایجاد نفوذ واستکباری را هرکشوری درموقعیت خودش نسبت به ممالک ضعیف تر از خود رادارد ودرصدد سلطه ونفوذ وایجاد رابطه اینچنینی با آنها رادارد همانند یک  زنجیره غذایی میماند که درمسیر رشد وتوسعه بالاجبار ایجاد میشود.

حال برای اینکه ما دراین بین بتوانیم هم به رشد وتوسعه ادامه داده وخود قربانی وگرفتار این پدیده نباشیم راه چاره نه فرار از این پدیده است ونه مبارزه واعلام نبرد بلکه تلاش درجهت  ایجاد رابطه تجاری واقتصادی درنهایت تدبیر واندیشه بطوری که کمترین مشکلات اجتماعی وفرهنگی را بدنبال داشته باشد وتداوم بخش توسعه ورشد شکوفایی گردد .

قطع ارتباط کامل نه منطقی است ونه اصولی زیرا که دراین قطع ارتباط جز ظاهر امر اتفاق دیگری نمی افتد وما مجبوریم بجای تهیه وتامین تکنولوژی وکالاهای مورد نیاز را از طریق کشورهای دیگر بدست آوریم که درواقع بجای نجات از استثماردچاراستثمار مضاعف میگردد.

یکی از مهمترین اصل اینست که کشورهایی که بتازگی گام درتوسعه یافتگی گذاشتند همانند چین وکره وترکیه ... بدلیل رشد وتوسعه روزافزون آنها وافزایش تولید وفروش وهمچنین روابط نزدیک با کشورهای پیشرفته بسیار حریص تر وبا انگیزه تر از کشورهای پیشرفته درجهت استعمار واستثمار به منظورتامین نیازهای بی پایان صنایع وتکمیل پروژه ها وفعالیتها وبرنامه های توسعه خود میباشندلذا باید با آنها بسیارمحطاط وبا تردید بیشترعمل کرد تا گرفتار استثمارواستعمارمضاعف نشویم وبجای رشد وتوسعه با انحطاط وعقب ماندگی مواجهه نشویم.

 


 
 
شادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥
 

شادی کجا تورفته ایی

بیا                    بیا

که من کنون کردم تورا

صدا                 صدا

      ..........

شادی چرا گسسته ایی

ازدل من ره بسته ایی

مرا باغم گذاشته ایی

زپیش من تورفته ایی

    ............

شادی بدان دلداده ات

دلسوخته وجان باخته ات

درسرزمین غم کنون

تنهای تنهامانده است

   ...............

شادی بیاب بیاب مرا

دستم بگیر،به پیش خودبکش مرا

که دردریای بی پایان غم

افتاده ام ،جان میدهم

    .................

شادی بیا بگو به من

برای که شده جفا

برای چه شکسته شد

عهدمیان ما دوتا

     ...............

شادی بشنو که چه ها کردی ورفتی

توشدی سنگ زدی شیشه عمرم بشکستی

توشدی همچو پرستو،

 کوچ سفر بستی ورفتی

       .................

آن موقع که من بچه بودم

با من همه جا رفتی و گشتی

چون قدم درره زندگی گذاشتم

تومرا درشط غم رها کردی ورفتی

    ................

آن موقع که بچه بودم

بامن همه جا رفتی وگشتی

چون قدم درره زندگی گذاشتم

تومرادرشط غم رهاکردی ورفتی

    ......................

اگرشادی چنین سودا کند

مرا ازغم چه امید

مرامردن به ازبودن بباید

که چون هرگز ندیدم بهره ایی

چه از شادی      چه ازغم


 
 
عظمت واقتدار بدون علم وتدبیر بدست نمیاید "تحلیل اقتصادی وصیت نامه داریوش بزرگ"
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
 

بابررسی حکومتها ی مقتدر قرون گذشته همچون ایران وروم میبینیم که حتی درآن دوران که بنظر میرسد شمشیر ورزم عامل اقتدارشان بوده ودرتاریخ از رستم وهرکول بعنوان قدرت وتوان آنها نام برده میشود ،میبینیم که حتی درآن دوران نیزنه شمشیر ورزم بلکه تدبیر وعلم وسیاستهای کلان اقتصادی و اجتماعی ورفاهی وسیاسی تنها رمز پایداری وتوسعه آنها وپذیرش حکومتهایشان توسط مستعمراتشان بوده نه قدرت رزم وشمشیر آنها .

 براحتی میتوان این موضوع را بررسی اسناد که مهمترین انهاوصیت نامه بجا مانده ازآنهاست که درزیر به تجزیه وتحلیل وصیت نامه داریوش کبیر میپردازیم:

وصیت نامه داریوش بزرگ


اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوقه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است."

همانگونه که میبینیم مسائل سیاسی واجتماعی واقتصادی با ظرافت تمام وبا دیدگاه کاملا" علمی ودرجهت منافع ملی ترسیم وبیان گردیده واین خود گویای اینست که بهیچ وجه عظمت واقتدار با زور وظلم وبی تدبیری بدست نمیاید بلکه شالوده واساس آن تدبیر وعلم وعدالت وانسان دوستی وتوام با سیاستهای کلان اقتصادی است.

             


 
 
افزایش تضاد جهانی به ضرر کشورهای جهان سوم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢
 

همانگونه که میبینیم هرچقدر تضاد جهانی واختلافات سیاسی وتضادهای بین المللی افزایش یابد بازنده اصلی درمرحله اول کشورهای جهان سوم میباشد ودرمرحله دوم کشورهای درحال توسعه میباشد که دلیل اصلی آن موارد زیر است:

1- کشورهای توسعه یافته بدلیل توسعه یافتگی دارای منابع وذخایر بالای طلا وارز میباشند که درصورت ایجاد بحران بین المللی نرخ آنها بشدت افزایش میابد وهمین منجر به افزایش ثروت وقدرت مالی آنها میشود.

2-کشورهای توسعه یافته در تولید وعرضه محصولات وچنگ افزارها وتکنولوزی های پیشرفته فعالیت میکنند وبا مصرف چنگ افزارهای کهنه وقدیمی وتلاش روزافزون کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه برای دستیابی به آنها به هربهایی منجر میشود تا درآمد ارزی آنها از محل افزایش فروش آنها بشدت افزایش یابد.

3-بدلیل توسعه یافتگی کشورهای توسعه یافته وبالا بودن رفاه اجتماعی واقتصادی آنها از یک تثبیت سیاسی خاصی برخوردارند وتضادها وجنگ ها واختلافات درکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه نمود پیدا میکند.

4-بدلیل فشارهای اقتصادی وسیاسی وضعف مالی دولتهای جهان سوم از رشد علمی وفرهنگی پایینی برخوردارند وهمین عامل منجرمیشود تا دیکتاتوری واختلاف سلیقه ها درکشورهای جهان سوم به راحتی رشد ونمو پیدا کرده وبستر لازم برای جنگ های داخلی وخارجی بوجود آید.

5-پایین بودن رفاه اجتماعی واقتصادی وبالا بود ن تبعیض ووجود دیکتاتوری منجربه بروز پدیده فرارمغزها دراین کشورهامیشود که یکی از مهمترین عامل تضعیف وعقب ماندگی این کشورها ورشد وتوسعه کشورهای پیشرفته با بکارگیری نیروهای آماده وارزان وبا کارایی بالای جوانان کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه میگردد.

بنابراین برعکس که کشورهای توسعه یافته بدنبال ثبات جهانی وایجاد سازمانها ودادگاههای بین المللی وراهکارهایی درجهت کاهش تضادهای بین المللی هستند دراینجا باید کشورهای جهان سوم بدنبال افزایش دوستی ورفع اختلافات ودوری از هررفتار وعملی که میتواند تضاد جهانی را افزایش بدهد باشند. 

دنیا بسان یک دهکده جهانی است وهمه درآن چه غنی وفقیر همچون همسایه هستند وهرگونه تضاد واختلاف درآن همچون دودی میماند که به چشم همه خواهد رفت واگر تضاد واختلاف ودرگیری درآن باشد ضعیف را ضعیف تر وغنی را غنی تر خواهد کرد. 


 
 
بازار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

بازار دراصطلاح عرفی به مرکز تجاری یک شهراطلاق میشود.

درواقع فعالیتهای تجار درزمینه خرید وفروش کالا در بازار جنبه عینی بخود پیدا میکند.بنابراین همه تولیدکنندگان وعرضه کنندگان کالا تلاش میکنند تا برای عرضه کالاهای خود عواملی دربازار داشته باشند.

بازاریان که درواقع همان تاجران اصلی وکهنه کارمیباشند مانده به کشور وشهر وحتی منطقه خلق وخو وروش های خاص خود را دارند،لذا برای ایجاد ارتباط وایجاد رابطه تجاری باید شناخت صحیحی از روحیات وسلایق آنها داشته باشیم وحتی اگر کسی علاقه به بازارای شدن وفعالیت تجاری وحضوردرمرکز بازار راداشته باشد باید سالها دربازار ودرکنار آنها فعالیت داشته وروشها وشیوه های خاص آنها را بیاموزد که این آموزش درهیچ دانشگاهی بشما منتقل نمیشود وبرای موفقیت درتجارت علاوه برتحصیلات وعلوم بازاریابی وبازرگانی، اصل مهم روشها وسنتها وسلایق مورد استفاده دربازار است که جز ازطریق حضورفیزیکی دربازار فراگیری آن ممکن نیست.

درکشور ما سلایق مختلف وجود دارد که از جمله مطرح ترین آنها که برای رسیدن به تجارت موفق لازم است شناخت کافی از شیوه های کاربردی نفوذ ومذاکره وانجام معامله داشته باشیم میتوان از تجار تهران ،تجار تبریزی ،تجاراصفهانی،تجارمشهدی،تجاریزدی ،تجارجنوبی(شامل شیراز وبندر وکرمان ...)بعنوان شاخص تاجران کشور باسلایق ویژه نام برد.

شاید بدلیل قدمت بازار ایران منجر گردیده تا شیوه ها وسلایق تاریخی دربازار ایران ومناطق مختلف حاکم باشد که همه مورد احترام ودارای آیین ها وروشهای تثبیت شده وموفقی در حیطه تجاری بازار میباشد.

بدلیل عدم وجود تحقیقات علمی ازشیوه های موجود دربازار وثبت آنهاوعدم ارتباط علمی وتجربی مناسب بین دانشگاه وبازارمنجرشده تا دانشگاهیان فقط به آموزش علم بازرگانی که توسط اندیشمندان آن (که درکل تجارب وعلوم اندیشمندان غربی است)مطرح است پرداخته وشناخت صحیحی از بازار ایران نداشته وندارند، لذا پیاده سازی آن شیوه ها با سنت وشیوه های عملی موجود دربین بازاریان ایران که خود مدعی برتری شیو های سنتی برعلم وتئوریهای موجود میباشند براحتی میسر نباشد وهمین عامل منجر شده تا بخش اعظم تجارت ایران دراختیار بازاریان قدیمی وسنتی باشد وهرکسی حتی با اتکاء به علوم روز بازرگانی روز قادر به نفوذ وفعالیت درآن نباشد.

 عوامل فوق منجر شده تا روابط تجاری ایران با خارج بیشتر یک طرفه بوده(واردات)که علت اصلی آن به دلیل  عدم اطلاع بازاریان سنتی از تجارت بین الملل برمیگردد ومحطاط بودن وعدم همخوانی شیوه های تجاری آنها با شیوه های علمی بازرگانی وعدم اطلاع صحیح مشتریان خارجی از سلایق وروشهای تجاربازارایران امرصادرات را بسیار تضعیف نموده ودرمواردی هم که صورت میگیرد مستقیما" ازطریق شرکتهای تولید کننده میباشد وعدم وجود واسطه تجاری منجرشده تا مذاکرات تجاری تولیدکنندگان به نحو خوبی انجام نشده وازاین معاملات سود مناسبی بدست نیاورند وادامه دارنباشد.

وجودواسطه تجاری درهرمعامله بنام تاجریابازاری نه تنها لازم بلکه ضروری است تا بتواند مسیررامطمئن ومذاکره را سودمند ومناسب بطوری که تداوم تجارت تضمین شده باشد نهایی نماید.

تاجر موفق درواقع سیاست مداری موفق ومدیری توانمند وفرماندهی شجاع وانسانی پرتلاش واقتصاددانی قابل وحسابداری دقیق است .همین خصوصیات وقابلیت های یک تاجر منجرشده که درهر مسئولیتی حتی از نماینده مجلس گرفته تا ریس جمهور درتمام دنیا موفق عمل نماید وبالعکس هیجکس درهرمسئولیت وسمتی نمیتواند برود وتاجرموفقی شود.

شاید به جرات بتوان گفت که اگر مطالعات وتحقیقات علمی خوبی دررابطه با شیوه ها وروشهای سنتی بازار ایران بدلیل قدمت ووسعت آن میشد ،شاید بسیاری از اصول بازاریابی میتوانست الگو گرفته از بازار ایران باشد که در تایید این موضوع میتوان به حضوربسیاری از تاجران موفق ایرانی ازبطن بازاریان ایران ویا شاگردان وفرزندان آنها دربازار های جهانی اشاره کرد که خودنشانگر توانمندی این سیستم سنتی موجود دربازار ایران وبرتری آن برشیوه های خارجی میباشد.

 بدلیل تنوع سلایق وشیوه های عملکردی بازارهای موجود درایران همانند شیوه های رفتاری ومذاکره ایی مختلف دربین تجارتهرانی یا تبریزی واصفهانی ومشهدی ویزدی ... لذا همین عامل منجرشده تا تاجران مستقر دربازار تهران به یک قابلیت وتوانمندی بالایی در روانشناسی وروانکاوی مشتریان ونحوه برخورد با مشتریان مختلف دست پیدا کنند.

عدم شناخت بازار ایران توسط فروشندگان وتجارکشورهای دیگرمنجرشده تا ارتباط آنها با بازار ایران محدود به تعداد تاجران انگشت شماری باشد که با آنها ارتباط دارند ودرصورت قطع ارتباط آنها با تاجررابط به هرعلت کل روابط تجاری آنها با کشورما قطع میشود ودرسالهای اخیربسیاری از تاجران چینی وترکیه ایی وهندی برای رفع این نقیصه مهم اقدام به حضورفیزیکی درایران نموده ودفاتر تجاری درمرکز بازار ایران تاسیس نموده اند ولی بدلیل عدم شناخت صحیح از وجود فرهنگ ها وسنت ها وشیوه های مختلف دربین تجارمناطق مختلف ایران فقط توانسته اند دریک سطح پایین ادامه فعالیت دهند .

تجار وفروشندگان خارجی(تولیدکنندگانی که سعی دارند ارتباط مستقیم با تاجران وبازار ومشتریان ایرانی برقرارکنند)استراتژیهای علمی مختلفی را بکارمیگیرند که مهمترین آنها استراتژی قیمت میباشد هرچنداین استراتژی درگام اول جواب میدهد ولی درادامه شکست میخورد.

 بسیاری نیز پی برده اند که استراتژی محصول(مباحث مربوط به تعریف استراتژی ها را قبلا" دروبلاگ گذاشته ام میتوانید مطالعه کنید)بهتر وماندگارتراست ولی بدلیل وابستگی کامل آن به ایجاد ارتباط با تاجرایرانی موفق عمل نکرده است.

تاجرایرانی به سنت وبدون اطلاع ازمباحث بازرگانی علمی که دردانشگاهها تدریس میشود بخوبی میداند که استراتژی قیمت ومحصول وتبلیغات پیش بردی ومکان وعرضه محصول وحتی چندین پارامتر دیگر موثر درعملیات بازرگانی را چطور وچگونه وکی وبرای چه کسی استفاده نماید وایکاش دانشگاههای ما کاربردی تر میشد وما نیز میتوانستیم برای آموزش استادان ودانشجویان از شیوه های عملی وسنتی موجود از بازاریان بهره گیریم واین شیوه سنتی موجود وقدرتمند را تدریس میکردیم .مطالعاتی نیز درجهت بومی سازی علوم بازرگانی روز وانتقال آن به بازاریان درجهت توسعه صادرات وواردات وتوانمندی بین المللی آنها صورت میگرفت.


 
 
نه گذشته را میتوان رد کرد نه آینده رامیتوان با رویا ساخت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

نمیدانم چرا برخی از مدیران وتصمیم گیران ما بجای جوابگویی به برنامه ها واهداف ومسئولیتهای اجرایی که برای ساختن وبهبود وضعیت حال مردم دراختیاردارند وازآن محل حقوق دریافت میکنند یا به مباحثی میروند که دررد سابقه تاریخی کشور وزیر سوال بردن آن هستند ویا درآینده ایی سیر میکنند که برای کسی قابل لمس نیست ووعده ووعید بیشمارمیدهند.

متاسفانه همین عامل منجرگردیده تا کشورهای ضعیف همسایه نیز دراقتصاد وسازندگی از ما پیشی بگیرند .

 من نمیدانم اگردرگذشتگان ما افرادی بوده اند که آوازه وشهرتشان جهانیان را دربهت وحیرت فرومیبرده ویا سرزمین ما یکی از بزرگترین وغنی ترین وقدرتمندترین سرزمینهای دنیا بوده بطوری که جزایران ورم  قدرت دیگری نبوده این افتخاراست یا مایع سرافکندگی!

دولت قدرتمند داشتن درگذشته وحال ازنظر سیاسی اقتصادی ونظامی غیره درواقع نشانه بهره گیری از اندیشمندان وصاحبان فکر وعقیده وبالا بودن رفاه اجتماعی واقتصادی وقدرت مردم آن سرزمین است وهمچنین اتحاد وهمدلی.

بسیاری از دولتها وکشورها حتی با افسانه وداستان نیز شده بدنبال پیدا کردن وایجاد دولتمردان وپهلوانان وپادشاهانی هستندهرچند غیرواقعی  تا بگویند که ما نیز دیرینه حکومت مدون وفرهنک  واندیشه ومدیران ومتفکران وافراد تاثیر گذار هستیم همان گونه که کره جنوبی وچین با ساختن سریالهای افسانه ایی مختلف همانند جومونگ غیره بدنبال این اهداف هستند تا مردمانشان بیش از پیش وبا اعتماد به نفس بیشتر به تلاش وکوشش پردازند وخودرانژاد برتربدانندوجالب اینکه مابدنبال محکومیت گذشته وترد آنها هستیم!!.

افسوس که با وجود تاریخ چندین هزارساله تمدن ایرانی وهزارن هزار دانشمندان بنام همچون ابو علی سینا وزکریای رازی ...وپادشاهان مقتدر همچون کوروش وداریوش ...پهلوانان بنام همچون رستم واسفندیار...وشاعران بزرگ همچون فردوسی وسعدی ...که گوشه ایی از این سابقه وتمدن بزرگ ایرانی است واگر مطالعه وتحقیق درست بعمل آید شاید کتاب چند هزارصفحه ایی نیزکافی برای نوشتن از نام آوران وقهرمانان واندیشمندان وپادشاهان قدرتمندی که توانسته بودند عظمت ایران وایارنی را برجهان بنمایانند نباشد وجالب اینکه تنها کسی که از این نوشتن هراس دارد خود ماهستیم نه بیگانگان!

من نمیدانم که بجای تلاش وفعالیت صادقانه وبهبود معیشت مردم وترقی وتوسعه ملی چرا سرگرم تخریب گذشته ایم گذشته ایی که خود نیز ازآنیم مگر فرزند ایران نباشیم!همانند چوب بری میمانیم که شاخه ایی را میبرد که خود برروی آن نشسته است ومطمئنن خود نیز باشاخه سقوط خواهد کرد!

بجای اینکه بگوییم ما فرزند اجداد خود هستیم ومابزرگیم چون آنها بزرگ بودند میگوییم آنها گوچک هستند وبد ومابزرگ هستیم وخوب!!!

 هرگز هیچ کوچکی با گفتن بزرگ نشده وهیچ بزرگی نیز با تخریب کوچک وبالعکس بزرگی وکوچکی را با عمل میتوان اثبات کرد ونام وآوازه را در تاریخ ثبت کرد .

 هرچند درگذشته داشتن حکومتی قدرتمند ومتحدو اندیشمندراجز باشمشیر نمتوانستند توسعه دهند وبردیگران بنمایانند ولی امروزه به راحتی میتوان از طریق  برآورد دقیق آمار وارقام موجود وضعیت اقتصادی (رکود وتورم ونرخ بیکاری  وخط فقروتولید ملی ونرخ برابری ارز...)واجتماعی (آموزش وتعلیم وفساد وفقرواعتیادو...)نظامی وسیاسی و... جایگاه یک کشوررا دربین کشورهای دیگر ارزیابی کرد ولزومی به شعار واغراق و....نیست وآنچه میماند افتخارات گذشته است که خود سرمایه وپشتوانه ایی برای ماست که بدانیم اگرگذشتگانمان دردنیابرترین بوده اند مانیز میتوانیم.


 
 
چگونه میتوان تاجر شد؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٥
 

شاید کمترکسی را پیدا میکنی که از لفظ تاجر وتاجرشدن خوشش نیاید.

درجامعه ودرمباحثات روزانه وقتی که میخواهیم به یک فرد ثروتمند وموفق اشاره ایی داشته باشیم میگوییم فلانی تاجر است.

 حتی عنوان های علمی همانند مهندس ودکترو.... ویا عنوان های اداری همانند مدیر ورییس و... ویا عنوان های نظامی همانند سرهنگ وتیمسار.... نیز هیچ وقت نتوانستند درمقابل عنوان تاجر قدعلم کنند وآنها نیز دوست دارند که کسی بگوید شما دکتر تاجری هستی و...

 حال برای اینکه بیشتربدانیم تاجرکیست وراه تاجر شدن چیست بناچار باید تعریف تاجررابدانیم:

تاجر طبق ماده ۱ قانون تجارت «کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد و چون معاملات تجارتی عرفا خرید و فروش به قصد انتفاع است بنابر این کلیه اشخاصی که مبادرت به خرید و فروش یا اجاره اموال منقول می‌نمایند تاجر شناخته می‌شوند.».

 بنابراین تاجر درواقع معاملات تجاری انجام میدهد وهرچند ازمغازه دارمعمولی گرفته تا صاحب یک شرکت بزرگ تجاری که با کشتی باروارد وعرضه مینماید دراین تعریف تاجر نامیده میشود ولی برای استنباط صحیح ودرست از تاجر اصلی که درعرف همه غبطه اورا میخورند را دراینجا تعریف درستی بعمل میاوریم.

 تاجر اصلی :یعنی آنکسی که همه دوست دارند به جایگاه او برسند شامل همه نبوده وحتی بسیاری از بازاریان ومغازه داران نیز سالها تلاش وکوشش میکنند تا شاید روزی تاجراصلی باشند بنابراین تاجراصلی کسی است که برای خود اسم ورسمی دارد وحتی محصولی که عرضه میکند نیز برند تعریف شده ایی دارد .

البته دریک سطح معمول ودرعرف پخش کنندگان وعمده فروشان وبنکداران نیز بدلیل فعالیت دریک سطح مطلوب وداشتن مشتری ونماینده فروش نوعی تاجر محسوب میشود ودرواقع فاز گذربه تاجرشدن را طی نموده اند.

آنچه از توضیحات فوق برمیاید اینست که برای تاجرشدن گذری لازم است وتجربه ایی که اولین گام آن حضور دربازار که بصورت فعالیت تجاری ازیک گوشه بازار ویا یک مغازه معمولی شروع میشود.

دراین گذرباید تجارب وسختی های زیادی را تجربه کنی که ازمهمترین این تجارب بدست آوردن شناخت وتجربه لازم درتامین  محصول(کیفیت وخرید) و عرضه محصول (مکان وفروش)جوابگویی به مشتریان(خدمات پس ازفروش) شناخت رقبا وبسته بندی کالا...

که بدست آوردن این تجارب "کارهربزنیست خرمن کوفتن   گاو نرمیخواهدومردکهن"سختی ها مشقات مخصوص بخود را دارد ویک روحیه وخصایص خاصی را میطلبد بطوری که برخی ها میگویند من به بازار علاقه دارم خود این موضوع بسیارمهم است که بی علاقه نمیتوان دراین راه وارد شد.

بسیاری فکرمیکنند خرید وفروش (معامله تجاری )انجام دادن سهل وآسان است ولی نمیدانند که تخصصی لازم دارد که شاید از هرکارفنی پیچیده تر وسخت تر است البته اگر بخواهی تاجر واقعی شوی ودرعالم تجارت اسم ورسمی داشته باشی.

 تاجرموفق شدن به میدان رقابت سنگینی میماند همانند اینکه دریک مسابقه دو ماراتن که درآن همه مردم شرکت کردند شرکت کردی ومیخواهی جزو 100نفراول شوی .

خیلی ها درک صحیحی از بازار وتجارت نداشته وتوضیح وتفسیرهای خاصی دارند همانند اینکه دروغ نگویی تاجرنمیشی یا گرانفروشی وبی رحم نباشی نتیجه نمیگیری .... همه همه ازعدم درک صحیح تجارت و خصلت تاجری است.

صداقت وشناخت صحیح از بازار وانسانیت وانصاف وهرکارنیکی که درزندگی انسان مفید است درتجارت اصل است وتاجربنام مطمئنا" انسان محترمی نیز هست که همین مورد خود برتری این شغل را برمشاغل دیگر ایجاد نموده است.

تنها موردی که امروزه باید درتجارت وتاجرشدن باید دقت نموده وتوجه داشته باشیم اینست که روشهای سنتی وعامیانه درجوامع صنعتی جای خود را به اصول علمی بازرگانی داده اند وامروزه هرکس به اطلاعات علمی وشیوه های علمی آگاه تر باشد موفق تر خواهد بود.

من دراینجا برخی از مواردی را که میتواند مارا درصعود به قله تجارت ورسیدن به مقام تاجری کمک نماید اشاره مینمایم:

1- داشتن علم وآگاهی لازم از شیوه های نوین تجاری واصول تجارت

2-شناخت لازم از شیوه های سنتی موجود ودیگاه عمیانه به تجربه ویا به تحقیق ومطالعه صحیح

3-شناخت صحیح ازدیدگاه ونیازمشتری ومحصول قابل ارائه

4-شناخت ازاصول علمی نگهداری عملیات تجاری واز شیوه های سنتی رایج

5-شناخت از وضعیت وموقعیت رقبا ونحوه عمل وفعالیت آنها

6-بکارگیری صحیح وبموقع استراتژی های بازرگانی ازقبیل استراتژی قیمت ،محصول،تبلیغات پیش بردی،مکان وعرضه

7-دانستن قدرموقعیتها ومنابع واستفاده بجا وصحیح ازآنها

8-کنترل ونظارت صحیح بردریافتها وپرداختها وانجام بموقع تعهدات

9-احترام به مشتری وتامین وجوابگویی بموقع وصحیح

10-استخدام وبکارگیری پرسنل مطمئن ومناسب


 
 
چگونه میتوان ثروتمند شد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

شاید بعنوان یک مشاور بیشتری سوالی که از من میشود اینست که چگونه میتوان پولدارشد؟

 کارمند،کاسب ،کارگر،مدیر،زن ومرد....همه همه درهرشغل وجایگاهی این سوال را دارند. بشر طوری خلق شده هیچ وقت قانع به وضع موجود نیست وهمیشه ناراضی وبفکرپیشرفت وترقی است شاید همین طرز فکر ورفتار ویژه انسان است که منجر به اینهمه ابداع واختراع و پیشرفت وترقی شده بنابراین نه تنها این فکر مضر نیست بلکه مفید نیز هست ولی به چه بهایی وچگونه؟

 انسان همه خواسته ها وتلاشش برای رفاه خود وخانواده اش است وهرانسانی میگوید اگر به آن برسم خوشبختم وثروتمند.

 البته خواسته های انسانی پایانی ندارد وبه این خاطر شما کسی را پیدا نمیکنید که به انتها رسیده باشد وبگوید مال اندوزی وکسب شهرت وثروت دیگر بس است.

 بنابراین میتوانیم بگوییم ثروت وخوشبختی نسبی است.

حال من درمشاوره هایم به آنها که میگویند چگونه میتوانم ثروتمند شوم وخوشبخت میگویم که آسایش ورفاه نسبی است وشما میتوانید با تعریف درست وبجا درهرمقطع وموقعیتی به نسبتی از آن برسیدوفکرنکنید هرچقدر ثروت شما بیشترمیشود ممکن است بدلیل عدم توجه به پارامترهای دیگر زندگی وتلاش شبانه روزی وعدم اختصاص وقت کافی به خانواده واستراحت وتفریح بجا ممکن است با هرواحد پول وثروتی که بدست میاورید به همان اندازه نیز از خوشبختی ورفاه دورمیشوید بدون اینکه متوجه باشید.

 برای مثال خانواده ایی را درنظر بگیرید که سرپناهی دارد ولی  توان خرید ماشین را ندارد وتمام آرزو خواسته او خرید یک ماشین مدل پایین ومعمولی است واگر بپرسی میگوید زندگی بدی ندارم واگر ماشین را هم بخرم خوشبختم تلاش میکند وپس انداز بالاخره ماشین مدل پایینی میخرد بعد از چند ماه دوباره وشاید بدتر وناراضی ترازقبل درآرزوی خرید ماشین مدل بالاتر وبهتر است درواقع این سیر همینطورتا بی نهایت ادامه دارد.

 ثروت وخوشبختی یک طرز تفکر ونگاه صحیح به زندگی است وچگونگی اقتصادی زیستن "حداکثر استفاده از منابع محدود" وشادزیستن

یکی از مهمترین واساسی ترین آنها برنامه ریزی و تعلیم وتربیت صحیح فرزندان است وداشتن خانواده ایی متحد وبا محبت وفکور که چون هیچ ثروتی به آن نمیرسد وهرچه مال ومنال درجوانی بیاندوزی که درپیری بدردت بخورد دردستان فرزند نابخرد وهوس باز به یک روز نیز دوام نیاورد ولی فرزند وخانواده خوب تورا خ.شبخت وشاد وثروتمند میکند.


 
 
پارسا (پیشنهاد تحلیلی برای پول ملی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

این واقعیت که بدلیل عدم توجه به واقعیتهای اقتصادی وسعی درکتمان آنها وبکارگماردن متخصصان بانکی برراس بانک مرکزی که از مهمترین مراکز تصمیم گیری اقتصادی بشمارمیرود بجای اندیشمندان اقتصادی ،مدیران بانکی  با تفکرات بانکی بجای دانش اقتصادی به مدیریت آن پرداختند منجر گردید که بجای مواجهه با حذف وتغییر یک رقم از واحد پولی به حذف چهار رقم برسیم که درنوع خود جای بسی تاسف داشته وحاکی از تحمیل تورم ها واوضاع سخت اقتصادی به مردم بوده است.

 اصولا" اقتصاددانان درتصمیمات اقتصادی وپولی بسیارمحطاطانه عمل نموده وسعی میکنند تورم ورکود را کاملا" عینی ودقیق محاسبه واعلام کنند تا بتوانند درصورت نیاز استراتژی پولی لازم(کاهش یا افزایش حجم پول درگردش)آن را کنترل تا از تضعیف پول کشور جلوگیری بعمل آورند وبالعکس مسئولان بانکی وکارشناسان غیر اقتصادی سعی میکنند تورم ورکود را آنگونه که دولتمردان خوششان بیاید اعلام کرده وحجم پول را نیز براحتی همانند بانک بازی داده  واطلاعی از  عواقب اقتصادی آن ندارند یا متوجه نیستند ،بهرحال این مسائل منجرگردید تا بیکباره باوضعیت اسفباری مبنی برکاهش ارزش پولی کشور تاچهاررقم مواجهه شدیم!

یکی از مهمترین مسائلی که اقتصاددانان درتصمیمات پولی علاوه برمحاسبات اقتصادی لازم وبا درنظرگرفتن وضعیت تورم یا رکودی جامعه وشرایط زمان ومکان توجه مینمایند اثرات روانی تصمیمات است که میتواند تاثیر بسزایی درنتیجه تصمیمات اتخاذی داشته باشد.

 برای مثال فرض کنید که اقتصاددانان برای کنترل ویا پایین آوردن نرخ تورم میخواهند حجم پول درگردش را کاهش دهند که مردم احاس میکنند که شاید جنگ ویا خشکسالی درراه است همین جوروانی ممکن است بیش از 100درصد درنرخ تورم اثر گذارباشد.

کاهش صفرپول نیزاثرات روانی زیادی بدنبال دارد که میتواند اثرات تورمی زیادی را بدنبال داشته باشد وهمچنین اگر تعیین میزان کاهش ارزش پول دقیق صورت نگیرد وما بیش از آن مقداری کاهش بدیم که هنوز اتفاق نیافتاده درواقع خودبخود به کاهش ارزش پول کمک کردیم همانند اینکه اگراحساس کنیم کرایه خودرو که 1000ریال میباشد باید 3000ریال باشد ولی اگر محاسبات دقیق صورت میگرفت 2000ریال تعیین میشد درواقع خود به افزایش تورم جامعه بیش ازواقعیت کمک کردیم.

 پیشنهادعملی:

 با توجه به توضیحات فوق بهترین راه این بود که درگذشته با اتخاذ سیاستهای پولی صحیح جلوی این کاهش ارزش گرفته میشد ودرصورتی که ناچارمیشدیم یک واحد یا حداکثر 10واحد کاهش میدادیم حال که احساس میشود تا چهاررقم کاهش داده شود درصورت اثبات(برطبق تحلیل اقتصادی)عملا" لزومی به کاهش چهاررقمی نخواهد بود وتا سه رقم کافی بوده ومیتوان یک رقم نیز با اتخاذ استراتژی های صحیح به ارزش پول اضافه نمود.

 برای اینکه جوروانی نتواند تاثیر مخرب زیادی برتصمیمات اقتصادی نداشته باشد دراینجا لازم نیست ریال ویا تومان را حذف کنیم بلکه همانگونه که قبلا" وبی برنامه بانک مرکزی به چاپ نشر چک پول های مختلف میکرد ویاخارج میکرد(همین تصمیمات واقدامات سلیقه ایی بانک مرکزی یکی از مهمترین عامل کاهش ارزش پولی کشوربود)"پارسا" نیز به چرخه پولی کشوراضافه شود وهر پارسا معادل1000ریال ویا 100تومان باشد ،این اقدام نه تنها جو روانی ایجاد نمیکند بلکه روند فعالیت پولی گذشته رانیز بیکباره مختل ویا تغییر نمیدهد ودرطول زمان خودبخود جایکزین اصلی شده ودرصورت نیاز وافزایش ارزش پولی کشور تومان وریال نیز بنوبه خودمورداستفاده خواهند گرفت. 


 
 
نظرسنجی ازمردم برای حذف چند(چهار)صفرازواحدپول کشور!!؟!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

جالب است ودرکشورمان با شیوه هایی مواجه میشویم که دردنیا بی نظیر است!

نمیدانم از بسیار مردمی بودن دولت حکایت دارد ویا سیاسی بودنش!چگونه ممکن است بسیاری از مسائلی که نیاز به نظر کارشناسان واندیشمندان ندارد وبا زندگی روزمره مردم درارتباط است ازمردم نظر سنجی بعمل نمی آید ولی حذف وتغییر واحد پولی کشور که میزان ومقدار آن بدلیل عدم توجه دولت به واقعیتهای اقتصادی وعدم پذیرش تورم های ناشی از تصمیمات اشتباه اقتصادی به جامعه تحمیل ومنجر به کاهش ارزش پول رایج کشور گردیده وهم اکنون نیاز به محاسبات وتحلیل عمیق اندیشمندان اقتصادی دارد تا بتواند کاملا" دقیق تعیین ومنجر به تاثیرات منفی زیاد درجامعه وتحمیل بدبختی بیشتر به مردم نگردد بجای تحلیل علمی نظر سنجی میگردد!!!

شما دریک تحلیل ساده میتوانید به عمق تاثیر حذف چهارصفر از واحد پولی پی برده واثرات مخربی که درصورت عدم مطالعه جامع میتواند ایجاد کند پی ببرید

الف)فرض کنید کالایی بقیمت 200 ریال یا کرایه خط اتوبوس3000ریال میباشد درواقع با حذف چهارصفر اولین واحد پولی شما 10000ریال(1واحد) خواهد بود ومطمئنا" بسیاری از موارد مشابه بسرعت تغییر واحد داده وقیمت یک واحد جدیدراخواهند گرفت که یک افزایش بیش از 300درصدی را دربسیاری ازکالاها مواجه خواهید شد.

ب)یک شخصی را درنظر بگیرید که000/000/100ریال سرمایه نقدی دارد وبیکباره سرمایه او به 000/10واحد کاهش پیدا میکند وبدلیل تاثیر روانی وهمچنین توضیح بند الف قدرت خرید وسرمایه بسرعت کاهش یافته ودرواقع تورم وخط فقر نیز افزایش میابد ویکی از تاثیرات اصلی آن متوجه کارمندان ومشاغلی خواهد بود که حقوق ثابت میگیرند  .

ج)شخصی را درنظر بگیرید که هنگام تغییرواحدپول دربانک سپرده دارد وشخصی نیز کالایی را که قیمتهای آن زیر واحد پول جدید است خریداری درانبار نگهداری نموده درواقع درواحد پول جدید شخص اول با یک کاهش تعداد واحد پول ا10000واحدی روبرو وشخص دوم نیز با یک افزایش سرمایه بدلیل تغییر در واحد پول ونرخ محصول روبرو خواهد شد.

هرچند مثال های فوق از مسائل ساده وعینی بوده ولی میبینیم چگونه درصورت اجرا آن بخش ناچیزی بسیار ثروتمند وبخش زیادی از مردم فقیرتر خواهند شد.

حال از نظر اقتصادی سوال اینست چگونه باید عمل کرد ویا اینکه باید وضعیت فعلی را ادامه داد؟

مشخصا" ومتاسفانه بدلیل تصمیمات واستراتژی ها ی اشتباه اقتصادی وبی اعتنایی به واقیتهای اقتصادی جامعه از قبیل عدم اعلام صحیح تورم موجود درجامعه واتخاذ تصمیمات نادرست از قبیل افزایش حقوق ودستمزد بررسی نشده وغیره منجر گردیده تا درواقعیت ارزش واحد پول کشور بیش از آنچه باید تنزل یابد والان چاره ایی جز تعدیل واحد پول کشور نداریم ولی این تعدیل باید بسیار سنجیده ومحاسبه شده باشد.که حداقل درتوان همین تیم اقتصادی دولت که مسبب اصلی این وضعیت میباشند نیست.

 درحالت عادی وروند صحیح اقتصادی یک کشوری مثل ایران تغییر بایستی بموقع واز ریال به تومان صورت میگرفت یعنی یک صفر تا عموم مردم بیش از حد متضرر نمیشد ولی دروضعیت کنونی که احساس میشود با تعدیل یک صفر نمیتوان به مبنای صحیحی دست یافت باید بسیارمحطاطانه وبا ارزیابی علمی اندیشمندان اقتصادی واثرات احتمالی آن به دوصفر ویا بیشتر توجه نمود نه اینکه بسیار ساده لوحانه وعامیانه وبا توجه به این موضوع که اگر دلاربیش از 10000ریال است برای برابری ارزش دلار وواحد پول کشور باید چهار صفر حذف گردد!

 برای اطلاع از تضعیف واحد پول کشور واثرات زیانبار آن برسرمایه ورفاه عمومی جامعه مثال دیگری را ذکر میکنم :

شما چهار دهه قبل را درنظر بگیرید که هر دلار معادل70ریال بود وبرفرض شخصی با سرمایه 000/000/70ریال درآن ایام به خارج رفته وپول خود را به دلار تبدیل کرده وشخص دیگری نیز ریال خود را دربانک پس انداز کرده ،شخصی که به خارج رفته یعنی صاحب 000/000/1دلار شده وحال امروز میخواهد به کشور برگردد صاحب سرمایه ایی معادل 000/000/1*11800ریال=000/000/800/11ریال است درصورتی که شخص دوم که دربانک پس انداز کرده اگر درخوشبینانه ترین حالت دربهترین بانکهای خصوصی موجود که اعلام میکنند هر5سال سرمایه شما دوبرابر میشود بنابراین دردوره پنچ ساله دوم 000/000/140ریال وهمینطور پنچ دوره بعد000/000/250/2سرمایه خواهد داشت (فرمول اصلی i+1بتوان nمیباشد).

بهرحال حذف چهارصفر بدون بررسی تحلیلی لازم وهمچنین اثرات احتمالی آن برروی کالاهای مختلف واتخاذ کنترلها وسیاستهای مناسب منجر میگردد مه بیکباره با یک افزایش عمومی قیمتها برای سازگاری قیمت کالا با واحد پول جدید(تورم پنهان وکاهش قدرت خرید مردم وکاهش سرمایه آنها)مواجهه شویم واگر این تورم افسارگریخته باشد ممکن است پس از مدت کوتاهی براحتی با برابر 1دلار =1.8 ویا 2واحد پولی جدیدمان باشیم که درواقع با پول قبلی میشود18000ریال ویا 000/20ریال که اثرات مخرب زیادی را بدنبال خواهد داشت وآنهایی که  خرید دلاری خود رااز محل فروش ریالی تامین میکنند بیکباره بسیار متضرر خواهند شد وورشکستگان زیادی را بوجود خواهد آورد وتوان کشور درمقابل ارزهای خارجی بشدت پایین آمده کشورهای توسعه یافته که از ارز قدرتمند برخوردارهستند توانشان بیکباره درمقابل ما چندبرابر خواهد شد.


 
 
گفته بودم که بگویم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸
 

گفتنی ها راباید گفت

 دیدگان راازبدیها شست

شیشه را بشکن

اگرتشنه ایی راآب بایدداد

قفس راباید گشود

  اگربلبلی درآن محبوس گشته

گفته بودم که بگویم

 ازنگاه کودکی گریان

      اززبان مادری تنها

        ازدل مردی خسته

ازجداییها

   ازپلیدیها

     ازدروغ وتزویرها

ازآن شاخه گلی زیبا

 که دربوستان اندیشه نقش بسته

ازشمعی  که روشن گشته

  دردل ظلمت شب

ازشکستن قلم ها

 که جوهرش زخون بود

ازشب تیره تار

 دردشت خشک  ،پرازخار

آنجا که پروانه   ایی

 درتارانکبوتی  به انتظار مرگ است

آهوی بادپایی

 رها شد ازدست شیرافتاده چنگ شغال

ازشب پرستاره

 آن ابرتیره ایی که بسته جلوی ماه را

ازآه مظلومان

هرگزنماند بپا پرچم ظالمان را

  

 

 

 


 
 
نفت و توسعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

یکی از مهمترین واصلی ترین راههای توسعه ویا بهتربگویم گذر از توسعه نیافتگی ایجاد بسترلازم ازنظر ساختارهای اجتماعی وفرهنگی ومهمتر از آن دربخش اقتصادی ایجاد زیرساختهای اقتصادی لازم ودراصطلاح ایجاد صنایع مادر میباشد.

امروزه کشورها چه بخواهند ونخواهند وحتی بیش از آنچه باید ایجادشود رشد وآگاهی فرهنگی واجتماعی بدلیل ارتباط دائم ونزدیک ملل مختلف ازطریق اینترنت وماهواره ویا بشکل توریسم ایجاد میشود که هرچند بسیاری از کشورها این رشد را بدلیل از بین بردن زیرساختها وعقاید وسنن داخلی بسیار مضر میدانند ولی واقعیتی است که چه بخواهیم ونخواهیم اتفاق میافتدوباید بپذیریم.

بدلیل رشد وتوسعه وسایل ارتباط جمعی همانند اینترنت وماهواره تغییرات فرهنگی واجتماعی کشورهای جهان سوم بسیار سریعتر از تغییرات ورشد اقتصادی آنها صورت میگیرد وهمین عامل یکی از عوامل اصلی فرارمغزها وخودباختگی فرهنگی است که خود دلیل اصلی رشدبیشتروتداوم قدرت اقتصادی کشورهای پیشرفته بدلیل بهره گیری از اندیشمندان وروشنفکران کشورهای جهان سوم میباشد وعقب افتادگی کشورهای جهان سوم نیزبدلیل عدم برنامه ریزی لازم وایجاد شکاف بین دولتمردان وروشنفکران وتلاش بیهوده ومستمرآنها برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی والقاء وتحمیل اندیشه های خود میباشد.

شاید یکی از دلایل اصلی که این کشورها نمیتوانند مانع نفوذ وتوسعه روز افزون اندیشه ها وتهاجم فرهنگی بیگانه (به اصطلاح غرب)شوند ضعف برنامه ها وفعالیتهای اقتصادی میباشد که خود منجر به کاهش رفاه اجتماعی وجذب تحصیلگردکان بسوی کشورهای مرفه برای برخورداری از بسترعلمی بیشتر وبهره مندی از رفاه بالاتر است.

همانگونه که قبلا" نیز بیان کردم نفت یک نعمت خدادادی عظیم ویک ابزار مهم تامین منابع لازم برای رشد وتوسعه اقتصادی وبه اصطلاح امکان سرمایه گذاری وایجاد زیر ساختها است.

یکی از دلایل اصلی عدم نتیجه بخش بودن فعالیت ها وسرمایه گذاری های چنین کشورهای با وجودمنابع ارزی بالا عدم توجه واستفاده از تجارب گذشتکان خودوبجای ادامه برنامه های گذشتگان شروع جدید با ایده جدید ونفع گذشته خود میباشد برای مثال همانگونه که درایران با سقوط رژیم شاهنشاهی وورود به دوران جدید جمهوری هرچند کنار گذاشتن شیوه های فرهنگی واجتماعی دوران شاهنشاهی یکی از اصول اصلی واساسی وغیر قابل انکاربود وخواسته عمومی مردم برای رسیدن به یک عدالت اجتماعی عمومی وبرطبق مبانی اسلام بود وتلاش دولتمردان با تمام توان دراین راستا ادامه یافته است ولی میتوانستیم بسیاری از برنامه ها وفعالیتهای اقتصادی را که مشاوران ومتخصصان داخلی وخارجی پایه گذار آن بودند وهزینه وزمان زیادی برای آنها صرف شده بودادامه داده وبه رشد اقتصادی بالا دست یابیم.

یکی از تجارب مفیدی که درگذشته اتفاق افتاده بود ونبایستی این تجربه ارزش مند را به هدر میدادیم نحوه استفاده از منابع سرشارنفتی درمسیر دستیابی به توسعه بود دولت قبلی(شاه)بدلیل تفکرات سیاسی واقتصادی خاص که میتوان گفت مادیگرایانه بوده وغرب گرا برای استفاده از منابع سرشارارزی که از افزایش یکباره درآمد نفتی دهه پنجاه بود بطوری که منابع حاصله(تا36دلار)نه تنها میتوانسته برخی از حیف ومیلها وبرداشتهای غیرقانونی را پوشش دهد بناچار صندوق ارزی کشوررانیز سرریز نماید ودراینجا دولت چاره ایی جز برنامه ریزی های کلان اقتصادی که میتواند ازنظر سیاسی نیز با افزایش رفاه اقتصادی وتوان دولت درنزد سایر ملل را بدنبال داشته باشدنداشته ودراین راه گامهای اساسی برداشته شده بود.

مستشاران ومشاوران خبره جهانی ازکشورهای توسعه یافته دعوت وبرنامه های عمرانی ده ساله وبیست ساله وطرح تفضیلی شهرها ریخته میشود که ازآن جمله:

1-صنایع مادر ازقبیل فولاد سازی ومس و...

2-صنایع مادرهمانند خودرو سازی وکشتی سازی ...

3-کشت وصنعت های عظیم همانند کشت وصنعت مغان وهفت تپه ...

4-صنایع تبدیلی عظیم همانند ساندیس ورب وبهنوش ...

5-صنایع تامین انرزی عظیم همانند سدها ونیروگاههای اتمی و باطری و...

6-صنایع مکمل همانند تولید شیشه از مرحله سیلیس تا شیشه...

7-صنایع معدنی تامین مواد برای فولاد سازی ومس وسرب و...

8-تولید دام وطیور با ایجاد مجموعه های 1000راسی با بهره گیری از بهترین نژادهای موجوددرجهان

9-صنایع الکتریکی و صنایع تراشکاری وصنایع تولید قطعه ...

10-دانشگاهها ومراکز آموزشی عظیم همانند دانشگاههای تهران وتبریز....

11-برنامه ها وطرحهای جامع شهرها از قبیل توسعه اتوبانها ومترو ....

12-توسعه بزرگراهها واتوبان های بین شهری....

13-توسعه توریسم وایجاد هتل ها ومجموعه های پذیرایی معظم ...

14-توسعه ورشد فعالیتهای نظامی وابزارآلات دفاعی...

15-توسعه مراکز تحقیقاتی وازمایشگاهی...

16-جذب کارشناسان واندیشمندان خارجی...

17-توسعه آموزش رایگان وبهداشت همگانی ورایگان...

18-توسعه صنایع پالایشگاهی وپتروشیمی ومحصولات ومشتقات نفتی...

توضیح موارد فوق نه تایید کننده فعالیتهای رژیم گذشته  بلکه اشاره به این است که هزینه ها ومخارج زیادی در آن مقطع زمانی بدلیل افزایش یکباره قیمت نفت برای توسعه زیر ساخت هاصورت گرفته بودوهزینه های زیادی برای بهره گیری از مشاوران واندشمندان جهانی صورت گرفته بود وجهشی اقتصادی درحال شکل گیری بود .

بنابراین چرا ما با وجود بهره مندی از دولتمردانی که از دل ملت منتخب ووظیفه خدمتگذاری را بعهده میگیرند وخود با رشد افزایش بی رویه نفت حتی بیش از گذشته مواجهه شدند نمیتوانیم به نتایج دلخواه اقتصادی برسیم آیا علت اصلی آن عدم بهره گیری از تجارب گذشته ومشاوران ومتخصصین خبره نیست!بنظر حقیر داشتن دولتی مردمی بسیار مهم است ولی مهمتراز آن تامین رفاه وآسایش مردم با بهره گیری از علم وتجربه وبکارگماردن افراد کاردان برراس اموراست که میتواند با مدیریت صحیح وشایسته رفاه آسایش را به ارمغان بیاورد.

توجه به تجارب گذشته وانجام آنچه نیک بوده ودوری از هرآنچه بدبوده نه تنها تایید گذشته نیست بلکه نشانگر آگاهی وصداقت ما درانجام امور است .

لقمان حکیم را گفتند ادب را از که آموختی ؟گفت از بی ادبان!

 

 


 
 
WTO(سازمان تجارت جهانی)ویک خاطره
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩
 

WTO سازمانی است که قوانین تجارت جهانی را تنظیم وبرروابط اعضاءنظارت دارد.

خوشبختانه چندین دهه است که سازمانهای بین المللی مختلفی با رویکردها واهداف والا وتخصصی درجهت کمک به توسعه همه جانبه کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه وبالا بردن توانمندی اقتصادی وسطح زندگی آنها بوجود آمده که یکی از مهمترین انها سازمان تجارت جهانی با اهداف زیر است:

  • ارتقای سطح زندگی
  • تامین اشتغال کامل در کشورهای عضو
  • توسعه تولید و تجارت و بهره وری بهینه از منابع جهانی
  • دستیابی به توسعه پایدار با بهره‌برداری بهینه از منابع
  • حفظ محیط زیست
  • افزایش سهم کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته از رشد تجارت بین‌المللی

مشخصا" برای دستیابی به هرهدفی باید اصول وقوانینی وضع گردد تابتواند با کنترل فعالتها وتصمیمگیری ها در یک چارچوب تدوین شده به اهداف لازم دست یابد لذا این سازمان نیز اصولی را تدوین وبران پایبند بوده وهمه اعضاء میبایستی آن اصول را رعایت نمایند:

1-اصل عدم تبعیض و اصل   (MOST FAVORED NATION (MFN) CLAUSE):بطورخلاصه  اعمال تعرفه های یکسان برای همه اعضاء ،درواقع این سازمان همه پیمانهای تجاری هماننداتحادیه اروپا ونفتا رابرسمیت میشناسد.

2-استفاده از محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای در تجارت همچون سهمیه‌بندی و صدور پروانه واردات ممنوع است و کشورها تنها با استفاده از وضع تعرفه‌های گمرکی مجازند از صنایع داخلی حمایت نمایند.

3-تثبیت تعرفه های گمرگی توسط کشورهای عضو و کاهش تدریجی ان. البته این اصل نیز در مورد محصولات کشاورزی در کشورهایی که با مشکلات در پرداخت‌ها مواجه هستند، استثنا قایل شده‌است.

4-برای کمک به رقابت محصولات تولیدی در کشورها ی درحال توسعه برقراری نظام تعرفه‌های ترجیحی با هدف اعطای امتیازات تجاری به بعضی از فرآورده‌های این کشورها مجاز است.

5-ممنوعیت فروش کالا فروش زیرقیمت تمام شده (DUMPING)

6- برخوردیکسان با کالاهای داخلی ووارداتی

7- انجام مشورت در مورد سیاست‌های بازرگانی با دیگر اعضا و حل وفصل اختلافات ناشی از روابط تجاری از طریق مذاکره

همانگونه که مشخص است راهکارها واصول جامعی تعریف گردیده تا کشورهای عضو بتوانند با رعایت آن به رشد وتوسعه تجاری مطلوب وایده آل رسیده وبه اهداف سازمان تجارت جهانی دست یابند لذا اگر به هر علت تعرفه ها وشرایط والزامات اقتصادی کشوری آمادگی لازم برای ورود به آن راندارد بایستی دریک برنامه جامع وعملیاتی ودرکوتاه ترین زمان ممکن شرایط وبسترلازم را محیاء نماید.

 با توجه به اهمیت سازمان تجارت جهانی واهداف آن که میتواند کمک بسزایی درتوسعه وایجاد زیرساختهای لازم به کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه داشته باشد لذا این سازمان مورد استقبال بسیاری ازکشورها ازبدو تاسیس قرارگرفته است.

اعضاء سازمان تجارت جهانی:

امروزه کمترکشوری میتوان یافت که عضو این سازمان نباشد ولی بدلیل تردید صاحبنظران اقتصادی دولت واینکه درصورت عضویت درآن سازمان بسیاری از محدودیت ها وممنوعیتهای وارداتی وصادراتی وتعرفه ایی کنارگذاشته شود واین امربرنامه توسعه ایی کشوروهمچنین بسیاری از تولیدکنندگان داخلی را به خطر خواهد انداخت به تعویق افتاد که این تصمیم نه تنها درست واصولی نبود بلکه تضعیف بیش از پیش اقتصاد داخلی وکمک به روند تضعیف آن و کیفیت پایین تولیدات داخلی ومحروم نمودن مصرف کننده داخلی از دست یابی به قیمت جهانی ودرنهایت تکرار عقب ماندگی وتلاش بیهوده برای توسعه یافتگی!

درواقع اصول تعریف شده برای سازمان تجارت جهانی اصولی علمی ودرراستای کمک به کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه برای توسعه یافتکی بوده واگر درعضویت وورود به آن مشکلات واختلالاتی درروند فعالیتها بروز میکند باید به اصلاح آنها پرداخت نه که از برنامه های بین المللی گریزان وهراسان شدوحتی اگر احساس نماییم که مخاطرات سیاسی را بدنبال دارد ما فعالیتهای اقتصادی وتوسعه ایی آن را به نحو مطلوب استفاده نماییم.

 بالاخره چند سال پیش کارشناسان وتصمیم گیران دولتی به اهمیت موضوع پی برده وبرآن شدند تا بستر وراهکارلازم برای عضویت درسازمان تجارت جهانی فراهم آید وطبق معمول این فرصتی شد دوباره برای افرادی که بدنبال پست وموقعیت جدیدی برای اظهار وجود بودند (مدیران چند شغله)فراهم آید تا بتوانند  نظریه پردازی کنند.

 یک خاطره:

حقیر نیز حدود ده سال پیش آن موقع که حتی زمزمه های WTO وگات و...نیز بگوش نمیرسید بدلیل دوران خاص دانشجویی تحلیلهایی دراین زمینه داشتم ودریکی از نشریات نیز مقاله کوتاهی به چاپ رسانده بودم .

چندسال پیش که دولت کمیته ویژه ایی برای این موضوع گذاشت واولین جلسه ایی که تعداد محدودی میهمان ویژه از بخش خصوصی نیز دعوت شده بود حقیر نیز بعنوان میهمان ویژه از طرف یک شرکتی درآنجا حضورداشتم تعداد ما 20 نفر نمیرسید ومن خوشحال بودم که بالاخره اینطورکه فکرمیکردیم مسئولان دولتی ازنقطه نظرات افراد صاحب نظر وبخش خصوصی استفاده نمیبرد اشتباه بوده!

 با آمادگی وخوشحالی وبا مطالعه بروزی نیز که کرده بودیم وبه مطالعات گذشته افزوده بودیم منتظر بودیم تا مشاوره وتحلیلهای جامعی بدهیم .

 جلسه پس از طی مراحل عمومی شروع جلسات ومعرفی حاظران با نطق رییس اطاق بازرگانی که خود ریس جلسه نیز بود (دکتر...)شروع شد وی به توضیح wto وتحلیل بررسی ونظر پرداخت !انگارسازمان مذکور را خود کشف وایجاد نموده وما نیز منتظر بودیم شاید با او دراین زمینه مباحثه ایی داشته باشیم که..! درپایان نطق طولانی ازجمع بخاطر داشتن جلسه ایی دیگر خداحافظی کرده وجلسه را بدست معاون خود سپرد هرچند همه شوکه شده بودیم ولی گفتیم که برای ما که میخواهیم یک موضوع مهم وحیاتی برای کشوررا بحث وبررسی کنیم چه فرقی دارد بین رییس ومعاون ولی..! معاون که انگارخود تحلیل زیادی درذهن داشت به نطق وسخنرانی پرداخت بطوری که نطق او بسیارطولانی تر وبلند تر از رییس خود بود ومارا به شک انداخت که نکند کاشف وموسس wtoاوباشد وما منتظر تا جلسه به بحث وگفتگو برسد که درپایان نطق با تشکر از دعوت شدگان پایان جلسه را اعلام کرد!!!!!!!!!!!

برخی از دعوت شدگان انگار که عادت به چنبن جلسات یک طرفه ایی داشتند سریعا" شیرینی را خورده وازدربیرون رفتند ولی من که بسیار عصبانی وناراحت بودم دست خود را بلند کردم وگفتم اگر از مانظر وتحلیلی نمیخواستید برای چه مارا دعوت کردید ؟ اگربدنبال سخنرانی واظهار وجود بودید لازم نبود مارا دعوت میکردید که اگر وقت برای شما ارزشی ندارد برای ما ارزش مند است! درپاسخ میگوید مگر شماها هم نظری داشتید! جلسه پایان یافته ووقتی نداریم!

این مثال ساده نشانگر آنست که اگر از برنامه ها وفعالیتها نتیجه مطلوب نمیگیریم واگر  از سازمانها ی تخصصی بین المللی نیز که شاید میتوانند مارا دردستیابی به توسعه ورفاه همراهی نمایند بهره مند نیستیم واگر از متخصصین وصاحبنظران داخلی وخارجی که تعصب وعرق ملی داشته وعلاقمندد تا کشوررا به رشد وتعالی برسانند بهره ایی نمیبریم ،همه وهمه ناشی از آن است که درمواردی مخصوصا" تخصصی کاررا به کاردان نمیدهیم وچنین مسئولانی همیشه عقده مطرح شدن را داشته وخودکم بینی داشته واز متخصص وعالم هراس دارد وهمیشه بیم آن دارد که نکند پست ومقامش را از دست بدهد وهرجا پست ومقامی را نیز ببیند نه برای انجام آن بلکه برای تصاحب آن تلاش میکند.

 

 


 
 
افزایش قیمتها وانکارواقعیتها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦
 

همانطور که حقیر بعنوان عضوکوچکی از جامعه اقتصادی ایران وبا احساس مسئولیت وبدون انگیزه های خاص بارها وبارها درهمین وبلاگ وبا استفاده از تعاریف علمی تورم ومباحث اقتصادی مربوطه بسیاری از تصمیمات اقتصادی(که البته میتوان گفت سیاسی) دولت از جمله افزایش حقوق کارمندان وبازنشستگان وهدفمند کردن یارانه ها وتثبیت نرخ ارز(نه با شیوه علمی)... اشاره کردم وگفتم که نه تنها این روش ها هیچ کمکی به بهبود معیشتی وانتقال خط فقر درجامعه نمیکند بلکه بدلیل تجویز نقدینگی اثرات تورمی زیادی را بدنبال خواهد داشت.

 خوشبختانه یکی از محاسن وبلاگ این است که کارشناسان فرصت طلبی که منتظرند بعد از بروز اتفاق تغییر نظر کارشناسی داده ودر مجلات وروزنامه هایی که گزینشی وارتباطی به چاپ مقاله میپردازند ،دروبلاگ تاریخ وزمان اظهار نظر ثبت است وبخوبی میتوان دریافت که تحلیل کارشناس درکدام زمان صورت گرفته ویا اینک الان که بعد از اتفاق نظریه صادر میکند درگذشته نیز نظبحثی داشته است.

  تجویز نقدینگی به جامعه به هرشکل ونوعی که باشد تورم زاست واگر این تجویز توام با افزایش قیمت کالاهای اساسی باشد(حذف یارانه ها از نان وبنزین وبرق و...)به سرعت اثرات تورمی تصاعدی ایجاد میکند وفشار واقدام دولت برای جلوگیری از این وضعیت اقتصادی درچهارماه اول هدفمندی یارانه ها نه تنها اقدام موثری نمیتواند باشد بلکه منجر گردید بدلیل انتقال مدیریت هزینه کالاهای ضروری که با حذف یارانه ها بخش قابل توجهی از سبد هزینه خانواده های کم درآمد را بخود اختصاص میدهد وبدلیل انباشت نیازهای غیر ضروری ولوکس آنها همین فرصت کافی بود که هزینه های غیرضروری زیادی درسبد هزینه آنها ایجاد گردد(خرید کالاهای منزل باشرایط اقساط)که این افزایش تقاضا یکباره به کالاهای مختلف وحذف یارانه کارخانجات وافزایش قیمت کالاهای آنها از سوی دیگر منجرشده بود که درپشت ظاهر تداوم قیمتها یک تورم افسار گسیخته ایی همانند یک هیولا پنهان شده ومنتظر بود درفرصت مناسب ظاهرو اقشارضعیف رابلعیده و رفاه وآسایش اندک آنها را نیز ازبین ببرد.

 هم اکنون بدلیل اشتباهات مختلف از جمله بجای بالا بردن کیفیت زندگی ورفاه اجتماعی ازطریق آموزش رایگان وبیمه عمومی وبهداشت رایگان همه این موارد آزاد سازی شد که الان برای بسیاری از خانواده ها حتی آنها که احساس میشود از خط فقر فاصله دارند نیز انجام آزمایشات مستمر پزشکی ومراجعه به دندانپزشکی ویا آموزش علمی تکمیلی فرزندان به یک نیاز هزینه برتبدیل شده وبه این خاطر تا به مشکلات حاد نرسیده باشد انجام آن صورت نمیگیرد.

 افزایش حقوق کارکنان وبازنشستگان وپرداخت نقدی یارانه ها خود ایجاب میکرد که همه صنوف از جمله کرایه ها واجاره ها و... با افزایش قابل توجه روبرو شود موردی که بسیاری از همین قشر با آن روبرو هستند وهمین کافی بود که مزه ولذت این افزیش پس از مدتی به تلخی گراید.

درچنین وضعیتی واصرار ومقاومت دولت مبنی بر عدم پذیرش کنش ها وواکنش های اقتصادی از نظراقتصاد دانان همانند این میماند که کسی 4=2*2را قبول ننماید واصرار نماید جواب 10است!

البته میتوان نپذیرفت ودرهمان مقطع نیز نتایج آن بروز نمیکند وبه راحتی میتوان شعار دادنتیجه 10 یا حتی 20 است ولی بدانید همین عدم پذیرش منجر میگردد که بجای بروز اثر منفی آن وارائه روش یا به اصطلاح نسخه ترمیمی وکاهش و جلوگیری از اثرات منفی آن ،اثرات منفی  سیر تصاعدی پیداکرده وپس مدتی دیگر تدابیر اصلاحی نیز کارساز نخواهد بود(همانند زخمی میماند که کهنه شده باشد).

هرچند نظریه ها ومسائل ورویدادهای اقتصادی یکباره ومقطعی نیست ویک سیر زمانی را طی میکند وهمین منجر میشود که به راحتی همه میتوانند درمباحث اقتصادی نظریه پردازی کنند وشعار دهند ولی بدلیل ارتباط آن با زندگی خانوارپس از مدتی کاملا" مشهود ومحسوس بوده ودیگر نظریه پردازی وارائه آمارهای ساختگی درآن اثرندارد.

سوق زندگی مردم از هدف گرایی به مصرف گرایی منجر گردیده که ارزشها واصول کاملا" رنگ عوض نماید وبجای توجه به نیازهای اساسی وآینده نگری بسوی چشم هم چشمی وروزمره گرایی سوق یابد .

درچنین وضعیتی نیاز وخواسته خانوارها بشدت افزایش یافته وفقیر روزبروز فقیرتر میشود وغنی غنی تر وازآنطرف دولت بدلیل تصمیمات اشتباه اقتصادی با وجود داشتن منابع درآمدی بالا(نفت )روزبروز ضعیف تر ودرپاسخگویی به نیاز عمومی واساسی جامعه ناتوان تر میشود.فقرعمومی جامعه بالا رفته وفساد اجتماعی ،وبا افزایش نرخ بیکاری ،اعتیاد وبیماری روزبروز همه جامعه را دربرمیگیرد.

 این احساس به همه دست میدهد که چگونه ممکن است درشرایطی که منابع درآمدی دولت به اوج خود رسیده بدبختی ومشکلات مردم نیز همگام با آن بیشترشده!که درواقع این استدلال بوجود میاید که کارشناسان ومدیران دولت دارای تخصص وتجربه وتدبیر لازم برای مدیریت فعالیتهای بزرگ راندارند!خلاصه بگوییم برای کارهای بزرگ افراد بزرگ میخواهد(کارهرکس نیست خرمن کوفتن     گاو نرمیخواهد ومرد کهن)


 
 
علم از سیاست جداست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

متاسفانه درکشورهای جهان سوم همه چیز را با سیاست میامیزند واین ثمره ایی نخواهد داشت جز تضعیف وسقوط وانحطاط درآن چیزی که باسیاست درآمیخته بدنبال نخواهد داشت.

 اگرپزشکی درکاروفعالیت خود سیاست را دخالت داده ومریض خود را از نظر نزادی ومذهبی وجنسیتی و... تفاوت گذاشته ودرمداواهایش دخالت دهد آیا میتوان اورا پزشک نامید!

اصولا" متخصصین واندیشمندان واقعی  هیچ وقت درراستای تحقیقات واندیشه ها ونظریه های علمی خود سیاست را دخالت نمیدهند وبه این توجه ندارند که تحلیل علمی آنها خشنود چه کسانی ویا گرو ه هایی تمام میشود.

یکی از مباحث وعلمی که دربسیاری از این کشورها مورد هجمه واندیشمندان آن مورد ظلم وتهدید ونامهربانی قرارمیگیرند علوم اقتصادی است که دلیل اصلی آن همانا ارتباط روزانه وتنگاتنگ آن با زندگی مردم ووضعیت اقتصادی ومعیشتی آنهاست وبدلیل شعار وارائه آمارهای نادرست توسط حاکمان وترس آنها ازواقعیتها برای استمرار حاکمیت خود بناچار با تحلیلگران اقتصادی ازسرمخالفت وتندی وارد میشوند.

 بدلیل بالا  بودن نرخ بیکاری وتورم وفساد وفقراجتماعی و... و آشکارشدن آن توسط تحلیل گران اقتصادی وعدم امکان وپذیرش ارائه تحلیل نادرست توسط تحلیلگران متخصص واندیشمندان منجر گردیده دراینگونه مملک بجای تشکر وتقدیر ازچنین اندیشمندانی واستفاده از آنها درکاهش مشکلات اقتصادی درهمان ابتدای تحلیل علمی آنها با تندی وخشم بعنوان مخالفان حکومتی ودولتی نامیده وتلاش میشود تا جوی کاملا" تهدید آمیز وخفقان گونه مانع ادامه ارائه چنین تحلیل وآمارهایی که کاملا"درعکس آمارهای دولتی است میشوند تاشاید نارضایتی مردمی را کمترنمایند غافل از اینکه با این رویه نه تنها نمیتوان با علم وتحلیل وتخصص مبارزه کرد بلکه نمیتوان مردم را ساده لوح فرض نمود چراکه ممکن درفاز اول آمارها وتحلیل های دروغ را بپذیرند ولی بدلیل لمس تورم وبیکاری ومشکلات درزندگی روزمره بیش ازپیش بی اعتماد تر وناراضی تر خواهند شد.

 بنابراین درچنین کشورهایی بجای اتکاء به دروغ وشعار وتلاش برای مخالف خواندن ومبارزه با علم و تحلیل با بهره گیری از اندیشمندان ومنتقدان علمی به اصلاح وتوسعه وپیشبرد اموربپردازند وخود راخادم مردم  با هراندیشه وتفکری بدانند(چون آیینه بنمود چهره توراست          خودشکن آیینه شکستن خطاست).

لازم نیست درچنین کشورهایی مسئولان به ابزارها وتحلیل های ساده لوحانه همانند اینکه بجای تحلیل علمی واذعان به تورم برطبق سبد مصرف خانوارو تحلیل واثبات نرخ تورم برطبق نرخ فروش مغازه داری درکوچه خود داشته باشند که شاید یکی از دلیل عرضه قیمت پایین چنین فروشگاهی خود وجود منزل آن مسئول درآن کوچه است؟

ویا اینکه بجای افزایش خدمات رایگان آموزشی وبهداشتی ورفاهی جامعه همیشه تلاش درنشان دادن سرابی برای آنها باشند ووانمود کنند که این تصمیمات مغایر با تحلیل علمی اقتصاددانان نتیجه خواهد داد ! ووضعیت اقتصادی مردم را روز بربدتر وبدتر نماید بهبود وضعیت اقتصادی مردم نیازی به شعار ندارد واگر انجام شود زودتر از آمار وارقام مردم آن را لمس نموده وآگاه وقدردان خواهند شد.(مشک آنست که خود ببوید    نه که عطار بگوید).


 
 
رشد وتوسعه به همین راحتی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

رشدوتوسعه ،افزایش رفاه اجتماعی ، پیشرفت وترقی ، و... همه همه درگرو تامین وپایدارشدن منابع مالی لازم است که بتوان برنامه های اقتصادی لازم را تدوین وبه راحتی عملیاتی واجرایی نمود.

 بسیاری از کشورها همانند کشورهای اروپایی وآمریکایی برای دستیابی به این امرمهم نیازمند دستیابی به دانش روز وابداعات واختراعات لازم بودند تا با استفاده از تکنولوژی بتوانند محصولات جدید ومورد نیاز را با کیفیتی بالا تولید وعرضه نمایند تابلکه با فروش آن منابع لازم برای زیرساختهای کشورشان را تامین وایجاد نمایند.

 مسیر دانش وتخصص وتجربه وتامین سرمایه وپول از آن محل یکی از سخت ترین وپرتلاش ترین مسیر هاست که همیشه پویایی خاصی را میطلبد وهرگونه توقف وبی تدبیری میتواند مسیر رشد وتوسعه را متوقف ویا منحرف نماید وچون آن کشورها(کشورهای توسعه یافته) آن را درک کرد ه وبه اهمیت آن پی برده اند تمام تلاش وکوشش خود را دراین راه صرف نموده اند.

 برای دست یابی به علم فن آوری بالا ودرآمد زا کردن آن ،نیازمند اهمیت دادن وبهره گیری از همه علوم ومتخصصین درپیشبرد اهداف ملی است واین امرمحقق نخواهد شد مگر تامین وایجاد بستر علمی وتحقیقی مناسب ومطمئن وتامین آنها که از جمله آن ایجاد مراکز دانشگاهی وعلمی کاملا" علمی وبهره گیری از استادان ومتخصصین ودانشمندان بدون توجه به  گرایش سیاسی ومذهبی آنها واختصاص بودجه ای قابل توجه به امرتحقیقات منجرشده تا علاوه بردانشمندان ومتخصصین داخلی بستری را فراهم آورند که دانشمندان ومتخصصین سایر کشورهای درحال توسعه رانیز جذب نمایند.

این مسیر برای بسیاری ازکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه مسیر بسیارسخت ومشگلی میباشد که علت اصلی آن عقب افتادگی آنها از تکنولوژی روز وعدم امکان تامین متخصصین لازم دراین زمینه وارتباط دادن مسایل سیاسی وقومی ومذهبی به علم وتحقیق است ،که درواقع لازمه ایجادبسترعلمی مناسب چشم پوشی وزیر پاگذاشتن بسیاری از سنتها وآیین ها وخواسته های سیاسی است که برای آنها غیرممکن مینماید ولی برخی کشورها نیز همچون ترکیه توانسته اند تاحدودی این مسیر را بپیمایند.

بسیاری از کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه ادعامیکنند که باهمان فرهنک وسنت وروش ومنش سیاسی که دارند خواهند توانست این مسیر را بپیمایند ودرمواردی خودی ازخود نشان داده وادعاهای علمی میکنند که بهرحال توسعه دراین زمینه لازمه اش توسعه درهمه علوم است واین توسعه براحتی اتفاق نمی افتد مگرالگو برداری وادامه راه تحقیقات ونظریه های دانشمندان وکشورهای توسعه یافته وایجاد ارتباط علمی وتکنولوژی نزدیک با آنها که دراین صورت بدلیل اشتها وانگیزه بالا ی چنین کشورهایی میتوانند بسرعت مسیر تکامل ورشد را تجربه کنند که کشورهای آسیای شرقی همچون چین ومالزی وتایوان این مسیر را درپیش دارند.

آنچه جای تاسف دارد این است که کشورهای نفت خیز توانسته اند درسایه منابع بارزش نفتی به منابع مالی لازم برای رشد وتوسعه دست یابند همانند اینکه کلید دررشد وتوسعه دراختیارآنها قرارگرفته ولی متاسفانه بدلیل افتادن این امکان دردست حاکمان نالایق وبهره گیری از برای تثبیت حاکمیت بجای توسعه زیرساختها وافزایش رفاه عمومی وهمچنین وجود فساد اقتصادی بالا خرج آن برای توسعه افکاروتامین امیال سیاسی بجای زیر ساختها منجرگردیده بجای رشد وتوسعه ،انحطاط وسقوط راتجربه کنند وهرچند ادعا دارند که به استقلال کشور توجه دارند وازاستکبار واستعمار گریزانند ولی بدلیل عدم توجه به زیرساختها ورفاه اجتماعی وعدم بهره گیری از دانش وتجربه وتخصص افراد ظلم واستبداد وتضییع حقوق افرادوفساد درآنهابسیاربالاتر ازکشورهای توسعه یافته است.

 درصورت تامین منابع لازم برای توسعه کافی است که به دانشمندان ومتخصصین بها داده شود وبا تایید ونظرآنها تخصصها وتکنولوژی لازم ومتناسب با نیاز کشور تامین وبا یک الگوی مدون وبرنامه ریزی شده بدورازجنجال ها ومسائل سیاسی دراین بسترگام برداشت.


 
 
فقر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

شب و روز بدنبال تکه نانی

تکیه گاهی ،سرپناهی

ناله فرزندرا نیست جز تندی جوابی

درد و بیخوابی وبیماری

ظلم وتنهایی

تنها رفیق ویاورش دراین دنیای فانی

رنج میبرد ازنگاه دوست

نه از بیچارگی

میهراسد از گریه فرزند

نه از خصم روزگار

دستانش پینه بسته

چهره اش سوخته

لباسش پاره پاره

با پاهایی خسته

دلی پاک دارد

دیدگانی مهربان

اما رنجور

خسته ازدنیا

ازبدیها ،نامهربانی ها،ناجوانمردیها

شرمنده زن وفرزند

پایبند برعهد وپیمان

دوستدارطبیعت

زحمتکش

قدردان


 
 
چشم انتظار(داستان واقعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

شاید بیش از 15سال از روزی که رضا به خواستگاریش آمد میگذرد و بیاد دارد که خواستگاری یکباره رضا از او همه را متحیر ساخت مخصوصا" که همه شنیده بودند رضا پسرتحصیل کرده وباسواد ومدیرودارای منصب ودرحدخود مستقل ومرتب است.

 همین کافی بود که شک وحسادت وبحث بین خواهرها ودامادها وپدرومادر واقوامی که مطلع بودند ایجاد کند که نکند مشکلی دارد وعیبی والا چرا ازبین آن همه دختردرشهرودیار ودانشگاه وغیره بیکباره به خواستگاری کبری دریک شهرغریب آمده ،هرچند کبرا میگفت همکاریم ومدیرم است ولی گوش کسی بدهکارنبود.

کبری ترس از داماد شان داشت که حسودی اش گل کند وتنها کسی بود که وظیفه تحقیق را عهده دار خواهد شد،کبری اورا خوب میشناخت ومیدانست که از حسادت کارها رابا مشکل روبرو خواهد کرد ولی کاری از دستش برنمی آمد جز احترام تا شاید دلش به حال کبری بسوزد واین وظیفه را بدرستی انجام دهد.

کبری هرچند خانواده ایی مذهبی داشت وداماد اولشان نیز با همین رویه انتخاب شده بودولی چون رفتار واعمالش یکی نبود وبسیار خواهرش را اذیت وآزار داده بود از او وهمه دوستانی که برای ازدواج با کبری معرفی میکرد تنفر داشت وحتی چون یک بار نیز این مورد را به زبان آورده بود خشم دمادشان رابرانگیخته بود.

هرروز  برای کبری همچون یکسال میگذشت وهمه منتظر بودند تا دامادشان نتیجه تحقیق را اعلام کند وبالاخره روز موعود رسید واعلام کرد شب باخانواده میاید ونتیجه رااعلام میکند .

همه دورهم جمع بودیم ومنتظر که داماد شروع کرد به مقدمه چینی واینکه چقدر برایش مهم است که شوهر کبری پسر متدین وخوب ومعتمدی باشد که چون کبری نیز دختر پاک دامنی است ودرنهایت با ناراحتی گفت که حدستان درست بود او مشکل دارد وپس از مکثی طولانی گفت فاسداست! همین که این راگفت اشک از چشمان کبری جاری شد ومیدانست که دامادشان با مکروحیله چیزی عنوان کرد که خانواده اش بسیار به آن حساس هستند وکبری با وجود اینکه چند سالی با رضا همکاربوده وبخوبی سلامت وصداقت اورا میشناخت هاج وواج داماد رامینگریست وهرچقدردامادشان به تفسیر وتایید حرف خود با توجیهات فریبکارانه میپرداخت کبری کیج ومتحیر انگار دنیا به دورسرش میچرخید وکنک ومنگ مانده بود که چه رفتاری ودفاعی از خودنشان دهد وتنها چاره را سکوت وگریه میدانست .

همه اطرافیان انگار مجرم بزرگی را کشف کرده اند وبا تحقیر به کبری نگاه کرده وبه نوعی شروع کردند به تشکر ازداماد که آنها را ازاین خطر بزرگ رهانید وپدرنیز بلند شده وبه سرکارخودرفت ومادر نیز سکوت اختیار وخواهر کبری به دلداری کبری پرداخت که شهروز شوهرش چقدر برای این تحقیق اهمیت داد ووقت گذاشت واقعا" من نمیدانستم که شهروز اینقدر به تو احترام قائل است وبا این نیکی همه خاطرات بدی که از او داشتم راپاک کرد،دراین بین کبری با دلسوزی وخشم وتنفر اورا مینگریست که چگونه خواهرش اسیر مردی فریبکار ونیرنگ باز است.

بالا خره با وجود اسرار دوباره کبری برای تحقیق بیشتر واینکه او میداند رضا برخلاف ظاهرش که فردی معمولی است ولی بسیارمودب ومتین وصادق است وعصبانیت همه رابرمیانگیخت وبیشترازهمه شهروزداماد حسودشان را که جز تیپ ورفتارخاص مثل خودرا قبول نداشت .

بالاخره جواب رد به خواستگاردادند ورضا نیز بازمدتی منتظر شد وچون دید خوانواده کبری به مخالفتشان ادامه میدهند از آن شهر ودیار رفت وبرای خود همسری اختیارکردتاشاید کبری نیز بیش از این درزجر واختلاف با خانواده نباشد وبقول خود "کبوتر باکبوتر بازبا باز کند همجنس با همجنس پرواز" وکبری چون چنین دید دیگرهمه آرزوها وآینده زیبایی که درکناررضا برای خود ترسیم کرده بود راسراب دید وغم وغصه تمام وجودش را دربرگرفت ودیگر آن دخترشاداب وسرزنده نبود وخود رابه دست تقدیر وانتخاب یکطرفه ویکجانبه خانواده سپرد وبالاخره داماد دوست خود را که سالها برنامه ریزی کرده بود باهزاران تعریف وتمجید درکردار واخلاق و....کبری راازخانواده اش خواستگاری کرد وکبری نیز مات ومبهوت ودست بسته وبراحتی ازجانب خانواده به عقد اودرآمد والان سالهاست که از آن روزاسارت میگذرد وکبری گرفتارمردی ازجنس داماد دیگرشان است ومیسازد ومیسوزد وبه امیددیدن حتی یک لحظه رضا ،اومیگوید که دراین 15سال شاید شبی نبوده بایاد وخاطره رضا نخوابم وبافکراوشب را بروزنرسانم!


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی!(مبحث چهارم مسکن مهرواجاره مسکن)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

مشکل مسکن شاید یکی از مهمترین واساسی ترین نیاز وخواست خانواده هاکه مهمترین نهاد اجتماعی است میباشد بنابراین اگربگوییم دولت وحکمرانی درطول دوره اقتدار خود به این امر مهم بی توجه بوده به دروغ گفته ایم ولی اگردولتی بتواند این نیاز اصلی خانواده ها را جواب داده ودرواقع این مشکل را حل نماید میتوان گفت چنین دولتی بیش از 50% رفاه اجتماعی را به مردم خود تامین نموده است.

 بنابراین دردنیا یکی از بهترین ومهمترین شاخصه های تامین رفاه عمومی جامعه تامین مسکن آنها ست بطوری که دربرخی کشورها که ادعا میکنند زندگی ورفاه عمومی آنها درحد مطلوب وبالاتر است میگویند جوانان ما درامرتشکیل خانواده مشکلی بنام مشکل مسکن ندارند .

درصورتی که جامعه ایی نتواند این مشکل را حل ورفع نماید سالانه انبوهی از زوجین جوان نیز به صف متقاضیان اجاره مسکن اضافه میشود وچون هزینه اجاره مسکن سهم بزرگی از درآمد خانواده را بخود اختصاص میدهد بنابراین افزایش وکاهش آن تاثیر زیادی درنحوه زندگی افراد میگذارد.

درکشورما نیز دغدغه اصلی همه دولتها همین موضوع بوده بطوری که درمقاطع مختلف سیاستهای مختلفی اتخاذ شده بطوری که دردهه اول وتقریبا" دوم این سیاست گذاری بیشتر از طریق تعاونیهای مسکن اتخاذ شد وتقریبا" برای همه مسجل شده بود هرجا بتوانداستخدام شود تعاونی مسکن دارد وبا عضویت درآن صاحب مسکن خواهد شد  این طرح که درواقعه شاغلین را شامل میشد وبدلیل اینکه بخش کارمند بخش بزرگی از جامعه بوده وبه نوعی آسیب پذیر میباشد نقش مهمی در تامین مسکن داشت ولی دردهه سوم این بخش تضعیف شد وبجای آن ایجاد بستر وتشویق بخش خصوصی وایجاد وپرداخت وامهای مسکن درالویت قرارگرفت که بدلیل عدم نظارت وکنترل مناسب وهمچنین سوء استفاده بسیاری از فعالین بخش خصوصی از خلع نظارتی دولتی برای بدست آوردن سودهای کلان درامتداد ساخت وساز جو روانی وافزایش قیمت را با توجه به اینکه رقیب ومانعی را درپیش رو نمیدیدند براه انداختند بطوری که دربعضی مواقع تا 300درصد سود نیز به جیب میزدند وسود 100درصدی دراین بخش کاملا" عادی بود بطوری که بسیاری از مردم عادی نیز داخل کار ساخت وساز شدند که با یک بررسی وآمارگیری ساده از تعداد پیمانکاران وسوابق ومشخصات آنها بوضوح میبینید سازنده اصلی ومتخصص ما شاید به 10% نیز نمیرسد وبه همین دلیل این جمله معروف " بسازوبنداز " جایگزین " ساخت وساز"گردید وکیفیت ساخت وعدم تطبیق آن با استانداردهای ساخت خسارتهای زیاد ی را ببارآورده است.

دردهه چهارم سیاستهای مختلفی نه درعمل بلکه شعار داده شد از قبیل ثبت نام وام 10میلیون تومانی و... که نشان از توجه دولت وسردرگمی آن جهت دست یابی وپیاده سازی الگویی مناسب بود که با توجه به شعار اصلی دولت مبنی برهمراهی قشر مستضعف وتورم افسارگسیخته که ضریب آن برخلاف آمارهای تنظیم واعلام شده دولتی بسیار بالاتر بود بیکباره مسکن مهر مطرح گردیدکه این طرح یکی از تصمیمات بزرگ بحث انگیز این دولت درکنار بحث دیگر هدفمندسازی یارانه ها بود که از نظر دولت کاملا" درحمایت از مستضعفان بوده ولی کارشناسان اقتصادی ایرادات اساسی برآن وارد کرده اند که دراینجا به بحث مسکن میپردازیم:

نقاط مثبت طرح مسکن مهر:

1- انبوه سازی مسکن میتواند درقیمت تمام شده آنها راپایین بیاورد .

2- اقدام همزمان ساخت وتوزیع مسکن درهمه شهرها همزمان میتواند قیمت مسکن (افزایش عرضه)را کاهش یا حداقل کنترل نماید

3-ساخت وتحویل مسکن درهمه شهرها توسط مسکن مهر میتواند به عنوان رقیب جدی پیمانکاران خصوصی محلی شده وآنها را نیز وادار نماید که بجای سود 100درصدی با قیمت معقول تری واگذارنمایند.

4-این مسکن ها چون باشرایط خاصی واگذار میشوند(درصورت رعایت شرایط تحویل) دقیقا" میتواند افراد فاقد مسکن را هدف قرارداده وتقاضا را بشدت کاهش دهدومشکلات اقتصادی بسیاری را مرتفع نماید.

5-بدلیل پرداخت مستقیم وام به طرح اخذ وام وساخت آن باسرعت بیشتری صورت میگیرد که خود مانع واتلاف وقت بزرکی در ساخت مسکن بود.

وبرخی موارد دیگر که درالویتهای کمتری میباشد

ایرادات طرح مسکن مهر:

1-متاسفانه ازقدیم گفته اند برج(مترادف خرج)فعالیتهای دولتی بالاست بطوری که دراین طرح نیز کاملا" مشهود است بطوری که با وجود استفاده مسکن مهر از زمین های رایگان میانگین مترمربع قیمت فروش آن نزدیک به 000/000/5ریال(26میلیون تومان تقسیم بر 60متر )میرسد که بسیار بالاست ونزدیک قیمت فروش مسکن پیمانکارشهرستانی است که زمین رانیز خود خریده است.

2-هیچ تفاوت قیمتی بین شهرها گذاشته نشده است که با توجه به تفاوت قیمت زمین درشهرهای بزرگ با کوچک یا مناطق مختلف عدلانه بنظر نمیرسد.

3-عدم کنترل قیمت تمام شده وبالا بودن برج سیستم دولتی که بهتر بود این طر ح به مناقصه بین المللی واگذار وقیمت تمام شده هر مترمربع بسیار مناسب تمام میشدکه بجای آن با مناقصات محلی وروابط وهزینه های کنترل نشده همه جا با یک قیمت عرضه میشود که خود دربرخی شهرها منجر به افزایش قیمت مسکن گردیده است.

4-بجای گذاشتن شرایط ثابت بخشی از طرح نیز میتوانست با شرایط دیگر واگذارگردد که این خود میتوانست روند جذب منابع طرح وعرضه مسکن را شتاب بیشتری دهد مثلا" عنوان میشد کسانی که بتوانند شرایط احراز راداشته وپول طرح را دریکسال ویا 5سال بازپرداخت نمایند سندبنام آنها منتقل میگردد ویا شرایط وتشویقات دیگرکه خود کمک بزرگی به تدام طرح خواهد بود.

5- طرح چون از زمین مجانی بهره میبرد یکی از اشکالات وایرادات اساسی آن است که از نظر دولتمردان قبلی تقسیم وفروش منابع ملی که مربوط به همه شهروندان وفرزندان این مرز وبوم درحال وآینده است نه تنها هنر نیست بلکه ظلم وخیانت به آیندگان است واین طرح درپشت نقاب تامین مسکن برای نیازمندان درحال مصرف وفروش منابع ملی میباشد که زندگی آیندگان را بخطر میاندازد.

اجاره مسکن:

 متاسفانه دربحث اجاره مسکن بدلیل تورم سالانه تثبیت شده اقتصادایران برمبنای 10الی 20درصد همه ساله بطور کاملا" عرف وعادت مالکین ومستاجرین افزایش پذیرفته شده ایی را عملیاتی میکنند که بدلیل سهم اجاره مسکن درسبد خانوار خودبخود همین افزایش همه فعالیتها را تحت شعاع قرارمیدهد یعنی اگرمستاجری راننده تاکسی باشد ویا مغازه دار انتظاردارد این افزایش ازمحل کسبش تامین گردد ،درواقع یکی ازکلیدهای مفقوده افزایش وتورم سالیانه همه کالاها وخدمات دریک سطح خاص همین اجاره مسکن میباشد که متاسفانه همیشه بدلیل ناکامی دولتمردان درحل موضوع مسکن پنهان مانده است.

 امسال پس از هدفمندی یارانه ها وبرطبق منطق علمی وپذیرفته شده  تورم ناشی از این موضوع متصوربود که دولت برخلاف انتظار بیکباره شروع به شعار وایجاد جوخاصی که هدفمندکردن یارانه ها هیچ تاثیری نخواهد داشت ! نمود ومشخصا" این جو پایدارنبود وبه آرامی خود به پذیرش بسیاری از گرانی ها وافزایش قیمتها چه دربحث خدمات وکالا نمود وشعار خودرا معطوف به بخش مسکن که احساس میکرد مسکن مهر درکاهش آن موفق خواهد بود کرد وهمین تغییر مسیر دولت واثبات این موضوع برای مردم که این هم شعاری بیش نخواهد بود کافی بود تا جو روانی عظیمی دراین بخش ایجادشود که خود منجر شد برخلاف انتظار یکدفعه دراوایل سال مردم با یک افزایش اجاره سنگینی روبرو شوند که درنوع خود بی نظیر بود ودولت نیز بجای تجربه اشتباهات گذشته اشتباه دراشتباه تصمیمی گرفته که بدلایل پیچیدگی آن هنوز برای کسی نحوه اجرایی کردنش مشخص ومبین نیست وآن کشیدن پای تعزیذات به بخش اجاره مسکن ،دربخشی که صاحب ملک براحتی میتواند از اجاره دادن امتناع نماید که خود معضلی برمعضلات میافزاید! 


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی؟(مبحث سوم تثبیت نرخ ارزوطلا)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

درروش تثبیت نرخ ارز  دولت برای کنترل قیمت ارزمجبور به تزریق ارز خواهد بود که خود منجر به کسری تراز جاری شده ومنجر به کاهش حجم پول درجریان خواهد گردید وبالعکس یعنی دراین روش ناچار به مداخلات روزمره ویا مقطعی دربازار ارزبرای جلوگیری از ایجاد اختلاف قابل توجه درقیمت مصوب وبازارسیاه ارز خواهد بود که این کاهش وافزایش حجم پول توسط دولت خود میتواند اثرات تورمی ورکودی درجامعه داشته باشد.

 این روش سالهاست که توسط دولت مورد استفاده قرارگرفته وهمیشه مورد مناقشه واختلاف کاربردی بودن این روش بین کارشناسان اقتصادی دولت واقتصاددانان مستقل بوده ،ازنظردولت اگراین روش اتخاذ نمیشد الان قیمت آزاد دلار یک رقم غیرواقعی بالا بود.

 اصولا" دراین روش اگرمنابع ارزی دولت دریک سطح خوب باشد توان دولت برای تزریق وکنترل بالا خواهد بود وبا عنایت به افزایش روزافزون منابع ارزی کشورناشی از افزایش قیمت نفت این امیدواری بیشتر شده است.

 با این وجود دراوج قیمت نفت ومنابع ارزی فزاینده دولت بیکباره بازار ارز بهم ریخت وهمه تلاش دولت وعرضه ارز نتوانست اثر گذار باشد بطوری که نه تنها کنترل نشد بلکه درکمال ناباوری بیکباره دولت نیز نرخ خود را تا نزدیک نرخ بازار که درنوع خود بی نظیر بود افزایش داد که دراینجا همه رابه فکرفرو برد که اولا" روش تثبیت نرخ ارز ناکارامدی خود را نشان داد ثانیا" دولت پس از دادن شعارهای مختلف مبنی بر تجویز وسیع دلار وکاهش نرخ چرا شروع به عرضه گران نرخ ارز نمود درواقع برای خود یک فرصت جذب سود ایجاد کرد که از نظر اقتصادی این تصمیم میتواند یک تصمیم سیاسی باشد تا اقتصادی!

آنچه دراین تصمیمات بسیار جای تامل داشت افزایش ارزمسافری وسایر ارزهایی که برای تامین مواد وغیره که درواقع درمسیر دلالان نیست ومردم عادی را متضرر میکند نیز شامل شد درصورتی که میبایستی چنین ارزهایی همچنان با نرخ حمایت شده صورت گیرد یعنی متاسفانه درکشورما هیچ تعریفی برای ارز مسافری (که میتواند دانشجویی ویا علمی تحقیقی ویا توریستی باشد) ویا ارزهایی که به مصرف مواد اولیه وضروری ودارویی میرسد دراینجا صورت نگرفت.

بنابراین اگرقراراست نرخ ارز تثبیت شده درچارچوب تعریف شده بکارگرفته نشود چرا از روش های علمی تعریف شده همانند نرخ ارز شناور استفاده نگردد:

 روش نرخ ارز شناور دراین روش دولت هیچگونه دخالتی دربازار ارز نداشته ونرخ ارزبرطبق عرضه وتقاضا تعیین میشود درواقع تغییرات نرخ ارز تابعی است از تغییرات عرضه تقاضای ارز دربازارودراین روش دیگرتجویز ارز که میتوانست به کسری تراز جاری منتهی شود توسط دولت منتفی بوده ودولت میتواند بجای صرف وقت وتوان خود درتثبیت نرخ ارز درسایر اهداف اقتصادی خود متمرکز باشد.

 

 معمولا" کشورهایی که احساس میکنند به دلایل مختلف ازجمله کمبود منابع ارزی توان تامین ارزموردلزوم بازار نداشته وبدلیل افزایش بی رویه تقاضا نسبت به عرضه قیمت ارز با رشد بی رویه ایی مواجه میگردد وارزش پول داخلی تضعیف میگردد ویا حتی برخی از کشورها بدلیل داشتن منابع ارزی کافی درجهت حمایت از صادرات بااستفاده از روش تثبیت نرخ ارز ونگه داشتن نرخ ارز درسطح مطلوب وممانعت از کاهش بی رویه آن اقدام میکنند.

 البته روشهای دیگری نیز همانندنرخ ارز تعدیل شده ونرخ ارز مدیریت شده و... که روش های ترکیبی بوده که دربرخی کشورها مورد استفاده قرارمیگیرد.

آنچه دراینجا بیشتر جای بحث دارد افزایش قیمت طلا وعلی الخصوص سکه درکشورما میباشد که البته خود متاثر از نرخ جهانی میباشد .

جالب اینکه دولت بیکباره همانند ارز اقدام به دخالت دراین بازارکرده واقدام به تثبیت نرخ سکه نموده وعرضه وسیع آن را درحجم بالا صورت دهدتا مردم اطمینان داشته باشند این اقدام عملی است!!

 حال نمیدانم که مشاورین اقتصادی دولت چگونه روشی را که برای ارز بکارگرفته میشود را برای سکه(که نرخ جهانی دارد)پیشنهاد دادند که نتنها این روش جواب نداد بلکه منجر به یک بهم ریختگی وسردرگمی وسیع دربازار شد وهجوم وسیع مردم برای خرید سکه ارزان منجرشد تا دولت بیکباره بجای توان تحویل (که میتوانست حتی پشتوانه بانک مرکزی رانیز تخلیه نماید)به شعار متوصل ودرنهایت بجای پذیرش اشتباه وقطع عملیات دریک تصمیم جالب وبحث انگیز اقدام به اخذ ارزش افزوده(مالیات)ازسکه نمود که درواقع این را محترمانه خاص اعلام کند که دیگرقادر به فروش سکه(طلا)زیر قیمت جهانی نیست وجالب اینکه همین تصمیم باعث شد تا قیمت سکه(طلا)بالاتر ازقیمت جهانی قرارگیرد!

بالاخره من نمیدانم که چرامشاورین اقتصادی دولت جلوی چنین تصمیماتی را که هم میتواند خسارات جبران ناپذیر اقتصادی ببار آورد وهم روند تصمیم گیریهای غیر علمی وغیر تحلیلی درسطح دولت که بالاترین مرجع تصمیم گیری کشوراست را نشان میدهد ممانعت بعمل نیاورده وحتی خودشان نیز تحلیل وتاییدمینمایند!؟


 
 
استراتزی مثبت درمحیط زیست(دوچرخه رایگان همراه خودرو)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
 

یکی از دغدغه های اصلی محیط زیست همه کشورها استفاده از محدودیتها وممنوعیتهایی برای وسایل آلاینده میباشد که ازموارد اصلی آن بدلیل تولید واستفاده روز افزون مردم از خودرو و وسایل نقلیه موتوری میباشد.

بارشد شهرها وتوسعه زندگی شهری وافزایش مدل وتولیدمنطبق باسلایق مختلف وهمچنین احساس نیازخانواده ها به داشتن بیش از یک خودرو این وسیله راجزو یکی از آلاینده های اصلی قرارداده وازآنطرف تحرک افراد رانیز بشدت کاهش داده لذا یکی از مهمترین وضروری ترین وسیله ایی گردیده که زندگی بشر را با خطر جدی مواجهه نموده است.

 دغدغه اصلی دولتمردان ومسئولان امرمحیط زیست درهمه کشورها پیدانمودن راهکارهایی برای کاهش آلایندگی خودروها وتغییر سلیقه زندگی مردم از وسائط نقلیه موتوری به غیرموتوری  همانند دوچرخه میباشد که هم میتواند آلایندگی هوا را کاهش دهدوهم سلامت جسمانی آنها راافزایش دهد.

درکشورمانیز همانند همه کشورها ازاین استراتزی منفی یعنی جریمه وتوقف خودروهای آلوده کننده وجریمه  خودروسازان درصورت عدم  تولید خودرمغایر بااستانداردهای لازم ومصارف پایین وهمچنین از رده خارج کردن خودروهای فرسوده استفاده میگرددکه متاسفانه بدلیل رشد روز افزون تولید تاثیرات موثری نتوانسته درکنترل آلایندگی ایجادنماید.

یکی از مهمترین عامل دیگری که مارا وادار به پیدا کردن استرازی دیگری میکند عدم تغییر سلیقه افراد درراهبردهای قبلی است بطوری که سیاستهای کنترل تولید وحذف خودروهای فرسوده ازیک سو’وایجاد جایگاههای دوچرخه ازطرف دیگرنتوانسته مردم را به استفاده ازدوچرخه ترغیب نماید وهمه این هزینه ها درحدقابل قبول انجام ولی نتیجه ایی حاصل نشده است .

 دراستراتزی مثبت پیشنهاد این است بجای جریمه وتنبیه بیاییم رویه مثبت استفاده کنیم بدین نحو که هرخودروساز به ازای هرخودرو تولیدی وفروخته شده یک دوچرخه نیز به خریداربصورت مجانی تحویل نماید دراین صورت اولا" شرکتهایی را که  تولید محصولات آلاینده  میکنند وادار مینماید که محصول دوستدارمحیط زیست نیز درکنار آن تحویل نمایند که این خود علاوه کمک به توسعه محصولات دوستدارمحیط زیست میتواند به راحتی سلایق افراد وترغیب آنها به استفاده از وسایل نقلیه غیر موتوری ومعرفی آنها کمک کند واز آنطرف درصورتی که چنین طرحی اجراشود درواقع با تولید وفروش هرخورو یک دوچرخه نیز تحویل میگردد وبا توجه به اینکه ازنظر فرهنگی صاحبان خودروهامهمترین اشخاصی هستند که لازم است از نظر کاهش آلایندگی به استفاده بیشتر ازوسایل نقلیه غیرموتوری روآورند دراین طرح مستقیما" دوچرخه به انها تحویل میشود ومیتواند بسرعت فرهنگ سازی نماید.


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی (مبحث دوم هدفمندکردن یارانه ها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

یکی ازاهداف اصلی که برای هدفمندکردن یارانه ها مطرح شده جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی واتلاف سرمایه عظیمی از منابع ملی که به مصرف یارانه میرسد که میتواند دولت را درسرمایه گذاری به تولید کمک کند وهمچنین با حذف یارانه کارایی وکارامدی تولید افزایش میابد.

حال به بررسی موضوعات فوق میپردازیم تا ببینیم آیا موضوعات فوق بدرستی طرح شده وبا اجرای طرح فوق نتیجه مطلوب حاصل خواهدشدیانه وچرا تاکنون این طرح اگراینقدر مفید وموثربوده مسقوط مانده است؟

 بابررسی اجمالی مواردمصرفی  که مشمول پرداخت یارانه بوده ازقبیل نان ، سوخت(نفت وگاز وبنزین وبرق) وآب میبینیم که اولا" موارد فوق جزو اقلام ضروری بوده وهرچند ممکن است مردم اضافه مصرفی بدلیل ارزان بودن کالا(که آن راهم میتوان گفت شیوه بد مصرف) داشته باشند ولی هرگونه افزایش قیمت نمیتواند مصرف را ازیک حد مصرف ضروری کاهش دهدمگربا توسعه زیرساختها واقدامات تکمیلی آن دریک مقدارودرصد قابل قبول همانندآموزش وتغییرسلیقه وذائقه افراد به مصرف موادغذایی جایگزین نان ویا تولید وعرضه محصولات کم مصرف محصولات برقی وتولید وعرضه خودروهای کم مصرف بنزینی یا باایجاد وتوسعه تولید وعرضه رقابتی پنجره های دوجداره مصرف گازخانکی را کاهش داد.

 باتوجه به بررسی تحلیلی فوق میبینیم که از بدو انقلاب یکی از اصول مهم نظام حمایت ازمردم وقشر آسیب پذیر درتامین وعرضه کالاهای ضروری وهمچنین بدلیل اینکه یکی از تولید کنندگان اصلی نفت وگاز بودیم عرضه سوبسید دارآن مطرح بوده حتی درصورت امکان عرضه رایگان آن نیز مطرح بوده است ازآنطرف آموزش وبهداشت رایگان نیز درقانون اساسی وحتی از قبل ازانقلاب نیز مطرح بوده است.

 تورم سالانه منجر شده بود تا بمنظور کنترل سوبسید اعطایی وهم چنین وجود مساله قاچاق سوخت مسئولین را وادارنماید تا بصورت پلکانی اقدام به افزایش قیمت سوخت ونان بطورسالانه دست بزنند درواقع حذف وهدفمندی یارانه ها از گذشته ها مطرح بوده نه که نباشد ولی تحلیلگران اقتصادی حذف یکباره آن راتایید نمیکردند وتحلیل گران اقتصادی تامین بخشی ازآن را وظیفه دولت میدانستند بنابراین میتوان گفت حذف یکباره سوبسید رانمیتوان شجاعت ویا اقتدارنامید درصورت تحلیل درست بدلیل اینکه موارد فوق جزوکالای ضروری میباشند تاثیر قابل توجهی درکاهش مصرف ایجاد نمیشود وبدلیل عدم ایجادزیرساختها اگر اتفاق بیافتد نیز میتواند ناشی از کاهش رفاه اجتماعی باشد همانند اینکه خانه فقیرانه ایی که پنجره دوجداره ندارد درسرمای زمستان مجبورباشد ازوسایل گرمایشی کمتری استفاده نماید که خود منجربه بروزبیماری ومشکلات دیگرخواهدشد.

مورد دوم واتفاق دیگری که ازنظربرخی تحلیل گران اقتصادی توجیه علمی ندارد حذف سوبسید وپرداخت نقدی میباشد که درواقع تجویز نقدینگی به جامعه وافزایش تورم مضاعف (افزایش قیمت حامل های انرژی ازیکطرف وتجویز نقدینگی ازطرف دیگر) که خود توان دولت ومردم را درسرمایه گذاری وپس انداز میگیرد حتی منفی میکند.

مورد سومی که دراین بین اتفاق افتاد وانتظار میرفت حداقل با حذف یارانه ها وافزایش توان مالی دولت حداقل این مورد (بهبود ارائه خدمات بهداشتی و/اموزشی توسط دولت بود) که ارتباط مستقیم با رفاه عمومی دارد باید تقویت میشد که متاسفانه برعکس دراین حوزه نیز متاسفانه با حذف سوبسید وافزایش نرخ شدید ایجادگردید که میتواند تاثیر منفی زیادی در تامین رفاه عمومی ایجاد نماید واین خود این سوال را درذهن مردم ایجادنماید پس افزایش چشمگیر درآمد نفت دولت ودرآمدناشی از حذف یارانه ها وعدم پوشش وحذف خدمات بهداشتی وآموزشی درکجا به مصرف میرسد وچه سود ونفعی به حال مردم دارد.درواقع دردوره ایی که مردم احساس میکردند درسایه افزایش قابل توجه درآمد ملی به رفاه اجتماعی بالا دست میابند با افزایش بیش ازحد مخارج وفقرروبرو شدند.

درنهایت چنین استنباط میشود که حذف یکباره یارانه ها بدون ایجادزیرساختها(که درصورت ایجاد آن وحتی بودن سوبسید کاهش مصرف قابل توجهی میتوانست ایجادشود)نه تنها نمیتواند درکنترل مصرف مفید وموثرباشد بلکه میتواند تورم زانیز باشد .

 بالاخره مردمی که کشورشان خود تولید کننده اصلی میباشد انتظاردارند تا از مزیتهایی نیزبهره مند باشند که این مزیت یادرنرخ مصرف پایین است ویا ارائه خدمات دیگرکه بتواند پوشش هزینه خوبی درسبد هزینه خانوار باشد.

بنابراین هدفمندسازی یارانه ها دراین مقطع وبیکباره وپرداخت یارانه نقدی  توجیه اقتصادی لازم راندارد مگراینکه توجیه سیاسی اقتصادی داشته باشد که آن هم درطولانی مدت بدلیل اثرات سوء اقتصادی نتیجه منفی خواهدداد. 


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی!(مبحث اول افزایش حقوق بازنشستگان وکارکنان)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

هرتصمیمی که منجر به افزایش یا کاهش نقدینگی درجامعه گردد ویا به نحوی با پول ومصرف وهزینه وپس انداز وسرمایه گذاری ودرآمد افراد درارتباط باشد را تصمیمات اقتصادی گویند.

 سالها پیش بیکباره حقوق بازنشستگان دریک تصمیم غیرمنتظره وناگهانی با یک افزایش صددرصدی روبرو شد ودرگام اول با خوشحالی شدید بازنشتگان وتایید تصمیم خیراندیشانه دولت درجهت افزایش رفاه اجتماعی آنان روبرو شد ولی به علت ایجاد فاصله عمیق وغیرمعمول حقوق بازنشستگی با حقوق کارکنان منجر گردید که درخواست بازنشستگی به شدت افزایش یافته وکاربرای کارکنان توجیه نداشته باشد واین وضعیت دولت را ناچارنمود تا دوباره شروع به افزایش حقوق کارکنان ارآموزش وپرورش گرفته تا سایر ادارات بکند تا بتواند جبران اشتباه بکند.

 این تصمیم دولت دریک مقطع کوتاه رضایتمندی وحمایت وسیع کارمندان وبازنشستگان را بدنبال داشت ولی آیا ازنظر اقتصادی این تصمیم چقدر کارشناسانه ودرافزایش رفاه عمومی موثر بود؟ مشخصا" از نظر اقتصادی تجویز نقدینگی به هر نحو نه تنها منجر به افزایش رفاه عمومی وکاهش فقر درجامعه نمیگردد بلکه درمواردی ممکن است بدلایل تاثیر مضاعف برمصرف وتورم فقررا درجامعه بیشتر کند که این از دوعامل ناشی میشود:

١) تجویز نقدینگی بیکباره با افزایش حقوق ودرآمد بازنشستگان بدلیل آنکه آنها زیر خط فقر ویا در طبقه متوسط حضورداشتند همه افزایش بسوی مصرف غیر ضروری از قبیل کالای مصرفی ولوکس هدایت میشود نه سرمایه گذاری همانگونه که همین عامل باعث شد تا خرید کالاهای لوکس خانگی وهمچنین خرید خودرو قسطی توسط آنها بشدت افزایش یابدوهمچنین کالاها وخدمات واجاره مسکن و... توسط سایر صنوف که بهرحال آنها نیز میخواهند به نحوی درآمد خودرابدلیل افزایش درآمد بخشی از جامعه افزایش دهند با توجه به اصل مهم اقتصادی که "هزینه قابل کاهش نیست ولی درآمد به راحتی میتواند کاهش یابد" وهمچنین تجویز نقدینگی درجامعه منجر به تورم وتغییرخط فقر میگردد" منجرگردیده که این افزایش حقوق نه تنها رفاه آنها را آنطور که باید افزایش ندهد بلکه مشکلات ونیازها ومصارف آنها را افزایش دهد.

 اصولا" بهترین رویه برای افزایش رفاه اجتماعی کاهش خط فقر وکاهش هزینه خانوارها با شناسایی صحیح سبد هزینه های اصلی آنها وتامین بخش اصلی آن توسط دولت بجای تجویز پول به افراد میسرخواهد بود همانند هزینه های بهداشت ودرمان وآموزش که نه تنها جزو سبد هزینه های اصلی واساسی است بلکه درصورت عدم جبران آن توسط دولت وواگذاری پرداخت هزینه وانجام آن به مردم ممکن است بسیاری از مردم بدلیل عدم امکان برنامه ریزی لازم درتخصیص درآمد به هزینه ها والویت بندی هزینه ها وهمچنین بدلیل افزایش هزینه های تعهدآورهمانند قسط خودروو.. منجرمیگردد که هزینه بهداشت وآموزش خانوارها کاهش یابد که خطرات جبران ناپذیری خواهد داشت لذا درجوامع توسعه یافته ودرحال توسعه  تامین بهداشت وآموزش رایگان جزو وظایف وبرنامه های اصلی دولت بشمار میاید.

٢) شما با یک محاسبه ساده میتوانید به حجم عظیم تجویز یکباره نقدینگی که نه تنها بارمالی دولت را ماهیانه بشدت افزایش میدهد وتورم زاست مواجه خواهید بود که میتوانید به راحتی محاسبه نمایید که چقدر با این حجم پولی میتوان اشتغال وآموزش وبهداشت که دغدغه وعامل اصلی ایجاد رفاه اجتماعی ورشد وتوسعه زیرساختها برای آینده ایی توسعه یافته وتوام با رفاه اجتماعی میباشد وبجای آن به مصرف کالاهای غیرضروری اختصاص میابد یعنی پول بجای سرمایه گذاری وپس انداز ورشد وتوسعه درخدمت مصرف وتغییرسلیقه وتورم وگرانی و...قرارمیگیرد

درواقع دولت تضعیف تر وناتوان تر ومردم فقیرتروناامیدترمیشوند.

برای مثال اگردرجامعه ٠٠٠/٠٠٠/١٠کارمند وبازنشسته داشته باشیم که متوسط ٠٠٠/٠٠٠/٣ریال حقوق میگرفتند ودراین طرح دولت با افزایش حقوق ٠٠٠/٠٠٠/۶ریال بگیرند درواقع ما باتجویز ماهیانه 

٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٣٠ریال روبرو خاهیم بود که به جامعه ومصرف مستقیم تجویز میگردد که اگر با این پول بخواهیم سرمایه گذاری کنیم وتاسیس کارخانجات کوچک ٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/۵ریال جهت اشتغال زایی واستخدام فرزندان بازنشسته ها راه استفاده کنیم درواقع ماهیانه ۶٠٠٠کارخانه درماه به جای ایجاد ،صرف هزینه کالاهای غیرضروری میشود درشرایطی که مردم اگر کاملا" لمس میکردند که واقعا" چنین سرمایه گذاری واشتغال زایی وتولیدی برای رفاه آنها صورت میگیرد وچون به وضعیت موجودشان نیز عادت داشتند ومیدیدند اگر این پول توسط دولت سرمایگذاری شودنگرانی از آینده فرزندانشان نخواهند داشت چقدر خوشحال تر وامیدوارتر بودند.


 
 
قحط الرجال
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
 

گویند درگذشته های دور حاکمی درسرزمینی وسیع به حکمرانی رسید که جمعیتی زیاد و اندیشمندانی بزرگ ومال واموالی بی پایان داشت ،حکمران بربسیاری از  اندیشمندانش اعتماد نداشت وامورات را نیز میدانست جز اندیشمند نمیتواند دراین سرزمین وسیع بگرداند با تلاش بسیار وظایف را به ده عنوان تقسیم وتوانست هشت عنوان را به افراد کاردان بسپارد ولی دو عنوان را کسی نیافت وبناچاربه به کسانی  که تجربه کافی درآن امور نداشتند سپرد، همین دو کافی بود تا بسیارتصمیمات اشتباه وبسیار خسارتها ببار آید ومردم وهمه فریادشان درآمد که مگر قحط الرجال است که مسئولیت را به آن بیخردان سپرده ایی!

  جوامع امروزی بسیار پیشرفته شده بطوری که همه کشورها بجز معدود کشورهای دنیا برای اداره امورخود قوانین ومقررات خاصی دارند وبسیاری از دولتها با انتخابات مردم به ریاست میرسند بنابراین چنین دولتهایی باید به مردمجوابگو بوده وباید درچارچوب قوانین فعالیت نمایند تا خسارتهای جبران ناپذیر به کشوروارد نشود وهرگونه انحراف از خدمت به مردم وتضییع حقوق آنها وتخطی از رشد وتوسعه اقتصادی واجتماعی وفرهنگی به آسانی قابل پیگیری واصلاح باشد وهمه نهادهای قانونی واجرایی برای انجام بهینه امور کاملا تعریف شده ووظایف آنها را مشخص کرده اند وبه اندازه کافی از علم ودانش روز ومتخصصین وکارشناسان خبره درمیان مردم برخوردارند.

 ولی متاسفانه درمواردی اتفاق میافتد که حاکمان ونمایندگان  بعد از انتصاب توسطمردم بجای توجه به وظایف تعریف شده درقانون واساسنامه وبجای هدایت علمی وصحیح به شعار وفریب روی میاورند که این راه را بهترین راه برای پیاده سازی امیال خود وانتصاب دوستان وآشنایان به امورات بزرگ واساسی است که این عمل خسارات جبران ناپذیری را میتواند ببار آورد وچنین تیمی به راحتی قابل شناسایی است که چون همه گفتارها ورفتارها بجای اتکاءبه آمار وارقام وتحلیل علمی،متکی به شعار بداخلاقی است .

 هرکشوری برای اداره امور رییس قوه مجریه ایی دارد که اونیز از وزارتخانه ها ی مختلف تخصصی برای هدایت وانجام صحیح امور بهره میگیرد واین وزارتخانه ها همه تخصصی بوده وهزارن کارشناس درپستها ی مختلف ودارای تحصیلات مرتبط وبا آموزشهای موردی وکاملا" آشنا به قوانین وسیستم موجود درآن فعالیت میکنند(پیروجوان) ولی اگر یکباره ببینی که ریاست ووزارت آن را فردی غیرمرتبط بعهده میگیرد باید دربهبود فعالیتهای آن وزارتخانه شک کنی واگر دیدی چنین وزیری اتوبوسی از کارشناسان ومعاونین نیز بدنبال دارد باید صددرصد بدانی که آنها نه برای مدیریت آن وزارتخانه بلکه برای تضعیف وتخریب آن آمده اند.

هرکشوری نمایندگان ومجلسی دارد که نماینده انتخابی مردم میباشند که اگرچنین باشد باید دروظیفه قانون گذاری منافع ملی را مدنظر قرارداده وبرای دفاع از حقوق وحقه آنان از هیچ تلاشی کوتاهی نکند واز هیچ مسئول ومقامی نهراسد که اگر چنین نکند بدانید که گرفتار پست ومقام وجاه وجلال شده وبدنبال اهداف فردی میباشد تا جمعی.

هرکشوری قوه قضایی دارد که میخواهد با قسط وعدالت مانع تضییع حقوق ملت شود وهرمقام ومسئول وفردی که قوانین ملی را زیر پا بگذارد که اگرچنین نکند بدان که مقام قاضی براو منتصب نیست وخود ابزاری است برای حاکمان وظالمان.

بنابراین چه آسان است خدمت کردن ومردمی بودن رضایت مردم را تامین کردن وچه آسان بدرستی وکمال اداره کردن امور با گماردن افراد متخصص برمنصب امور ورشد توسعه افزایش رفاه عمومی مردم وچه آسان است خطا کردن وانتصاب افرادغیر متخصص ومجرب برمسند امور ونادیده گرفتن قوانین وتخطی از وظیفه اصلی وعدم جوابگویی به مردم وهمه را نادان فرض کردن وخاطی دانستن وخودراحق وحاکم جان ومال مردم دانستن .

چون چنین شود مردم مثل معروف را گویند "دراینجاقحط الرجال است ؟"

 

 


 
 
علم اقتصاد /دروغ وشعار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

اصولا" یکی ابزارهای مهم دولتمردان وسیاست مداران برای تحقق رشد اقتصادی درجامعه وافزایش رفاه عمومی  استفاده بهینه ازاندیشمندان اقتصادی وتئوریهای اقتصادی آنان است ،روشی که کشورهای پیشرفته نیز همین راه را طی کردند وهمه آنها رشد وتوسعه خود را مدیون اقتصاددانانی همچون آدام اسمیت (که از او بعنوان پدراقتصاد یاد میشود)،کینز (که بیشترکشورهای سرمایه داری ازنظریات او پیروی کردند)، مارکس(که نظریه پرداز سوسیالیستی است وکشورهای کمونیستی خودرا مدیون نظریه های اقتصادی او میدانند وریکاردو.....

تکیه برعلم اقتصاد واندیشمندان اقتصادی منجرمیشود تا منابع محدود کشور بخوبی ارزیابی وبرطبق نیازها ودرخواستهای نامحدود جامعه الویت بندی وبهترین راهکارهای علمی درجهت تامین نیازها وتولید وعرضه کالاها وخدمات وسیاستهای پولی ارائه تا مردم بتوانند از حداکثررضایتمندی ووابستگی ورفاه عمومی برخوردار گردند .

درصورت استفاده مفید وموثر از علم اقتصاد دیگرلزومی به شعار ودروغ نبوده ومیتوان روند رشد وتوسعه کشور را بخوبی ترسیم وعرضه وتقاضا را بخوبی مدیریت کرد.

منابع ملی دربهترین مسیر مصرف(جاری وعمرانی)شده وصنایع ملی برطبق نیازجامعه ودرجهت رشد وتوسعه وعرضه وتقاضای واقعی جامعه برای دستیابی به رفاه عمومی هدایت میشوند.

اگر دولتی به شیوه های علمی اقتصادی توجه ننماید واز کارشناسان ونظریه پردازان بنام اقتصادی بهره نگیرد ویا خود وصاحبنظرانش به مشکلات واختلالات وهمچنین عوارض اقتصادی موجود درجامعه که مورد نقد کارشناسان قرارمیگیرد بصورت تحلیلی پاسخ ندهند چنین جامعه ایی جزفقر وبدبختی برای مردم چیزی به ارمغان نخواهد داشت وهمه منابع موجود را ضایع وفقرا روزبروز ضعیف تر وسرمایداران سرمایه دارتر خواهد شد.

درکشورهای جهان سوم برخی دولتمردان بجای اتکاء به علم وعمل برای دستیابی به رضایتمندی عمومی به دروغ وشعار متوسل میشوند وناچارا" درهمه آمارها نیز دست برده وچشم خودرا به تورم ورکود وعقب ماندگی وفقر وبدبختی میبندد واحساس میکنند جزچند نفر کارشناس کسی اطلاع دقیقی از آنها ندارد درصورتی فقر وبیچارگی کاملا" ملموس است وروزانه مردم با آن دست به گریبان ،درچنین جوامعی بهداشت وآموزش هرروز کم رنگ تر وپرهزینه تر میگردد و رایگان بودن آن جزشعار وجودخارجی نخواهدداشت ،هزینه های ضروری جامعه همچون خوراک وپوشاک وایاب وذاب درحداقل ها خود برای بسیاری مشکل سازاست(خط فقر هرروز بالاتر وبالاتر میرود)،درچنین جامعه ایی ارزش پولی کشورروزبروزنسبت به ارزهای خارجی کاهش یافته وکشوربرای تامین منابع پولی خود اقدام به چاپ پول وبرای جبران ارزش پول اقدام با کاهش صفر وتغییر عنوان پولی مینماید،وراهکارهای مختلفی که مرهم بی تاثیری است به روند انحطاط درصورتی که عامل اصلی همان متوصل شدن به شعار بجای بهره گیری از دانش علم اقتصاد وبهره گیری از اندیشمندان است .

شاید دربسیاری از کشورهای جهان سوم دانش لازم واندیشمندان اقتصادی نباشد که درچنین شرایطی حتی بهره گیری از اندشمندان خارجی بهتر از مدیریت بی تدبیرباشد وتاسف بارتر این خواهد بود که کشوری پراز اندیشمند ودانش باشد ودولتمردان به سلیقه وشعار توسل جویند.

درعلم اقتصاد رشد وتوسعه اقتصادی بطور کامل توسط دانشمندان بحث وبررسی شده(رشد و توسعه اقتصادی Growth Development    ) ومسائل مختلف اقتصادی ازقبیل تولید ناخالص ملی ((GNPوتولید ناخالص داخلی (GDP) و...

برای آشنایی بیشتر درزمینه مسائل عمومی علم اقتصادواهمیت آن بطور خلاصه به بیان برخی از تعاریف وموضوعات ومباحث میپردازم:

 

علم اقتصاد،علم تخصیص بهینه منابع محدود برای تامین نیاز ها و خواسته های نا محدود . درواقع دراین تعریف سه اصل مهم وجوددارد:الف)اصل تخصیص منابع(  Resource Allocation principle ):دراین اصل درواقع برای رسیدن به هرهدفی (مصرف بهینه منابع)راه حلهای مختلفی وجودداردوبااستفاده از تئوریهای اقتصادی بهترین راه انتخاب میشود. ب) اصل محدودیت  یاکمیابی(scurcity principle):دراین اصل اشاره به این میشود که منابع برای تامین نیازها وخواسته ها محدوداست که این اصل درواقع یکی از عوامل اصلی قیمت گذاری محصول میباشد.ج) اصل اهداف(taryets principle    ): این اصل درواقع بصورت پولی تخصیص بهینه منابع محدود برای تامین نیازهای اصلی الویت بندی وارزش گذاری میشود.

دراقتصاد مباحث مختلفی مورد تجزیه وتحلیل قرارمیگیرد که برخی از موضوعات اساسی آن برای آشنایی بیشتر به شرح زیر است:

تقاضا ( Demand  ):

مقدار خواسته ونیازی است که برای یک کالا در یک مقطع زمانی ومکانی مطرح میباشد.

عرضه ( Supply):

مقدارعرضه محصول دریک مقطع زمانی ومکانی را عرضه میگویند که مقدارآن بستگی زیادی به قیمت کالا ، تکنولوژی تولید و قیمت عوامل تولید .

 

درمباحث عرضه وتقاضا مباحث مختلفی همچون کشش قیمتی ،کشش درآمدی ،نقطه تعادل ....مطرح میباشد که درتئوریهای اقتصادی بصورت دقیق وعلمی مورد بحث قرارگرفته است.

درکشش قیمتی تاثیر افزایش یا کاهش قیمت کالا برمیزان عرضه وتقاضا مورد بررسی قرارمیگیرد.

درکشش درآمدی تقاضا درصد تغییرات تقاضای مصرف کننده را به ازاء درصد تغییرات درآمد نشان می دهد

اگر کشش درآمدی کمتر از صفر باشد مشخصه این است که کالا کالای پست ( کالایی که با افزایش درآمد مصرف کننده ، تقاضایش برای آن کالا کاهش یابد و بالعکس )

کشش درآمدی بین 1 و صفر مشخصه این است که کالا کالای ضروری میباشد(کالایی که درصد تغییرات تقاضا برای آن کالا کمتر از درصد تغییرات درآمد است و جهت تغییرات مثبت است ( درآمد افزایش یابد ، تقاضا هم افزایش یابد اما نه به اندازه ی تغییرات درآمد)

کشش درآمدی بزرگتر از یک باشد به آن کالا کالای لوکس گفته میشود. (بدلیل اینکه درصد تغییرات تقاضا برای آن بیش از درصد تغییرات درآمد یعنی با افزایش درآمد تقاضا برای آن هم افزایش می یابد اما بیش از تغییرات درآمد )

برای افرادی که کم درآمدند اکثر کالا ها لوکس اند اما در سطوح بالا تر درآمدی اکثر کالا ها پست محسوب

کشش متقاطع تقاضا که برای شناسایی کالاهای مکمل ، جانشین ووابسته استفاده میشود.

 

بازار ( Market ):

محل تلاقی  عرضه و تقاضا را بازار می نامند . قیمت یک کالا و مقدار تعادلی آن در بازار(زمان ومکان شخص) تعیین می شود .

 

هزینه های تولید :

 

1-      هزینه های ثابت Fixed Cost(هزینه های ثابت هزینه هایی هستند که ربطی به میزان تولید ندارند)

2-      هزینه های متغیر Variable Cost(هزینه هایی که متناسب با افزایش یا کاهش تولید افزایش ویا کاهش میابند)

 

 

 

 


 
 
رشد وتوسعه اقتصادی چرا وچگونه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
 

 افزایش رفاه عمومی جامعه ،کاهش فساد اجتماعی ،افزایش رضایتمندی ،افزایش سطح علمی وفرهنگی وآگاهی عمومی و.... همه همه وابسته است به توان اقتصادی ومالی دولت وفقر اقتصادی کلید همه بدبختی ها ومشکلات متعدد اجتماعی است.

 کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه تمام تلاش وکوشش خود را معطوف به این میکنند تا بتوانند با دست یابی به رشد اقتصادی مطلوب خودرا از فقر وبدبختی به رشد وبالندگی برسانند ولی دراین بین با توجه به استراتژی هایی که انتخاب میکنند به چند گروه تقسیم میشوند:

١- گروه کشورهایی که استراتژی کشورهای پیشرفته وسیاستهای اقتصادی آنهارابرای خود الگو قرارداده وبرطبق آن عمل میکنند وبیشتر به صنایع وفعالیتهایی که مکمل وموردنیاز کشورهای پیشرفته میباشد ویا ازنظر تکنولوژی وابسته به تخصص ونیروی انسانی میباشد که از نظر دستمزد تولید آن از نظر کشورهای پیشرفته درسایر کشورها مقرون به صرفه است اعلام آمادگی وفعالیت میکنند که همین امر منجرگردیده تا بخوبی مسیرتوسعه را بدنبال کشورهای پیشرفته طی نمایند که کشورهایی همچون چین وکره و... بیشترکشورهای آسیای شرقی از این رویه استفاده مینمایند.

٢-گروه کشورهایی که استراتژی محصول و موقعیتهای ذاتی رااستفاده میکنند که دراین استراتژی سیاستهای اقتصادی کشور برطبق پتانسیلهای ذاتی وتوان بالفعل ازقبیل اتکاء به تولیدات کشاورزی ومحصولات غذایی وصنایع تبدیلی ویا اتکاء به محصولات دریایی ویا سیستم حمل ونقل دریایی بدلیل دست رسی به دریا واقیانوس ویا اتکاء به صنعت توریسم ویا معادن و... که کشورهایی همچون استرالیا واسپانیا وترکیه و...

٣- کشورهایی که متکی به منابع سرشار مالی میباشند وبیشتر درتلاش هستند تا تکنولوژی روز جهانی را دست یافته ودرواقع به یک جهش اقتصادی ورشد وتوسعه دست یابند وهیچ یک از تئوریهای اقتصادی وروشهای روز دنیا را قبول نداشته وبدنبال آن هستند با استفاده از توان مالی وبدون وابستگی وپیروی از سیاستهای کشورهای توسعه یافته رشد وتوسعه یابند که کشورهای عربی وایران که ازمنابع سرشار درآمد فروش نفت برخوردارند از این نوع میباشند.

 

رشد وتوسعه اقتصادی نه تنها یک مبحث عمیق علمی است بلکه نیازمندیک برنامه ریزی وتلاش مدیریت شده میباشد وبدور از شعار وجنجال آفرینی ونیازمند یک ارتباط صحیح وسالم با برخی از کشورهای توسعه یافته است تا بتواند از تجارب وتنکوژی آنها بهره مند گردد.

یکی از بهترین شیوه ها الگو برداری از کشورهای پیشرفته وجلب اعتماد آنها برای همراهی وانتقال تکنولوژی میباشد شیوه وروشی که کشورهایی همچون چین وکره وتایوان... انتخاب نمودند بطوری که بسیاری از تولیدات کشورهای پیشرفته درآن کشورها انجام میشوند یعنی انتقال تکنولوژی خودبخود صورت گرفت وکارشناسان وکارگران آنها به متخصصین ماهر تبدیل شدند.

بدلیل اینکه کشورهای پیشرفته بدنبال توسعه ونوآوری میباشند وبه اصطلاح بسوی تکنولوژی های جدید درحرکت هستند میتوان با جلب اعتماد وایجاد ارتباط مناسب تکنولژی های کاربر ورده دوم آنها راگرفته وبا آنها همراه شد.

این استراتژی به دوعلت اساسی شیوه کاملا" علمی وتایید شده است ١-بدلیل رشد وتوسعه کشورهای پیشرفته سطح رفاه آنها افزایش رفته وهزینه دستمزد بسیاربالاست وهمچنین بدلیل دست یابی به فعالیتها وتکنولوژی های جدید بسیارتمایل دارند که نسبت به انتقال تکنولوژی پایین تربه کشورهای مورد اعتماد که بتوانند هم از لیسانس آن بهره مند شده وهم ازنیروی انسانی وامکانات آنها بهره مند شوندمنتقل نمایند.

کشورهای که بجای شیوه خود از پتانسیل موجود خود استفاده میکنند این کشورها با اتکاء به این مبحث علمی است که دنیا دنیای تجارت است بنابراین اگرکشورهایی توانسته اند با بهره گیری ازتوان علمی ودانش تجربی خود به پیشرفت هایی دست یابند میتوان برای خرید یا انتقال تکنولوژی ویا استفاده از تولیدات آنها مبادله انجام داد وبهترین نوع تولیداتی که میتوانند با مزیت نسبی تولید وبه آنها عرضه نمایند همانا محصولات زراعی وباغی ویا شیلات ویا منابع معدنی درصورت داشتن مزیت نسبی خودیکی از بسترهای اصلی برای سرمایه گذاری ودستیابی به محصولات صادراتی است که میتواند شما رابه راحتی هم سطح کشورهای پیشرفته برای انجام مبادلات وایجاد ارتباط هم سطح نماید وهمین موارد نیز خود جای تحقیق وپژوهش ورشد تکنولوژی وانتقال تکنولوژی داردویا حتی برخی کشورها مبادرت به سرمایه گذاری وفعالیت درصنعت توریسم میکنند که خود میتواند منابع ارزی زیادی را برای آنها ایجاد نماید تابتوانند منابع پایدار وارتباطات زیادی را ایجاد نماید ومنجر به جذب وفعالیت اندشمندان کشورهای پیشرفته گردد.

سومین گروه که شاید بدلیل دراختیار داشتن منابع ارزی سهل الوصول وهمانند فرزندان پول داری میمانند که از بدو تولد سختی وتلاش ومشگلات راتجربه نکرده ومشگل گشای همه امور حتی تکنولوژی را نیز درپول میبینندکه متاسفانه همین عامل منجرشده به جای استفاده از یک استراتژی تعریف شده اقدام به سرمایه گذاری درهرمسیر وهرفعالیتی میکنند که احساس میکنند میتواندآنها را به رشد وتوسعه نزدیک نماید وبدلیل داشتن درآمد ارزی بالا هیچ گونه توجهی به بازده فعالیتها ننموده همین امرمنجرمیگردد که فعالیتهای سرمایه گذاری آنها ازتنوع بالایی برخوردار بوده وبیشترتلاش آنها حالت سیاسی بخودگرفته وهمیشه ودرهمه حال بدنبال دستیابی به تکنولوژی روزمیباشند وشیوه ایی که بتوانند میان برزده ومسیر توسعه را بیکباره بپیمایند وهمین تلاش بیهوده بخاطر عدم اطلاع کامل وشفاف سازی وهمراهی کشورهای پیشرفته با آنها منجرشده تا با وجود داشتن منابع ارزی لازم رشد وتوسعه آنها بسیارکندتر وبه مراتب عقب تر از کشورهای درحال توسعه دیگرصورت گیرد.


 
 
علم بهتراست یاثروت؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩
 

دردوران کودکی بسیاراین سوال توسط همکلاسی ها مطرح میشد وبسیاری از معلمان نیز بعنوان موضوع انشاء مطرح میکردند.

 آن موقع آموزش درهمه سطوح کاملا" رایگان بود وحتی جیره مواد غذایی نیز میدادند وما تقریبا" باموضوع پرداخت وجه برای تحصیل بیگانه بودیم وبه این علت مسیر تحصیل برای همه به آسانی ورایگان تا هرمقطعی امکان پذیربود.

 هرتحصیل کرده ایی حتی دررده دیپلم یک مقام ومنزلت خاصی داشت وبه راحتی استخدام وازحقوق وامکانات مکفی برخوردار میشد چه برسد آنکه بتواند به درجات بالای تحصیلی برسد که براحتی از هرتاجر ومتمکنی پیشی میگرفت.

 آن موقع ماباقدرت وبدون مکث جواب علم را انتخاب وبااقتدار جملات شیوایی نیز درارتباط با علت آن مینوشتیم.

درواقع برای همه ما کاملا" متقن ومبرهن بود که با علم نه تنها به شخصیت ومقام ومنسب میرسی بلکه به ثروت نیز دست میابی ودسترسی به آن نیز حتی ازدیپلم محقق میشد.

 الان که به این موضوع میاندیشم باخود فکرمیکنم اگرمعلمی این موضوع "علم بهتراست یا ثروت" رامطرح کند راستی دانش آموزچه جوابی دارد.

 ازهمان ابتدایی اگربخواهد بدنبال معلم خوب باشد وکلاس خوب باید به غیر انتفاعی برود وسالانه میلیونی خرج ثبت نام ورفت وآمد ...کند وبرای کلاسها وآموزشهای جانبی نیز لازم است به آموزشگاهها برود ونشریات آموزشی گران قیمت بخردودرادامه راه نیز که دانشگاههابا هزینه کلان انتظارش را میکشندواگرتوان تامین وتهیه مخارج این راه پرهزینه را داشته باشد وبتواند به مدارک عالی برسدتازه مشکلاتش شروع شده وآن هم پیداکردن شغل وکارمرتبط باتحصیلش است.

حال میبینیم که واقعا" برای دستیابی به علم ثروتی را میخواهد والا دراین مسیر پرخرج ازادامه علم بازخواهی ماند.

 من باخود میگویم که واقعا" اگربخواهیم صادقانه بگوییم باید اقرارکنیم اکنون ثروت بالاتر ازعلم است وباثروت به علم میتوان دست یافت وبی آن نه تنها به علم نمیتوانی دست یابی بلکه اگر عالم نیز شدی معلوم نیست به یک زندگی حتی متوسط دست یابی.

افسوس که چرا وچگونه این چنین باید باشد که فقر نه تنها شمارا به فساد وتباهی بکشاند بلکه ازعلم ورفاه نیز محروم نماید.

 


 
 
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩
 

راستی برای انسان هیچ ثروتی بالاتر وباارزش تر از علم وآگاهی وصداقت درگفتاروکردارنیست .

 بنابراین باید بدانیم وبه این توجه کنیم که عمرانسان فانی است وهمه پستها ومقامها ومسئولیتها نیز دراین گذرگاه زندگی همچون یک لباس وپوششی میماند که بسته به زمان ومکان بدستتان میرسد وآن را به تن میکنید وباید روزی نیز تعویض یا کنار بگذارید .

 افسوس که بعضی افراد ارزش انسانی وجایگاه والای انسان بودن را آن گونه که باید نمیدانند یا گمراه شده وهمین که به پست وجایگاهی دست میابند همه انسانیت واخلاقیات را بکناری گذاشته وبرای حفظ جایگاه وسمت خود وتقویت آن به هر کاری از دروغ وتزویرگرفته حتی خشونت و....متوسل میشوند غافل از اینکه این جایگاه ومقام عمرکوتاه تری دارد واگر بیش از معمول وبه زور وتزویر بخواهی حفظ کنی همانند لباسی میماند که چون تعویض نکنی وپاک نگهداری میکندد ومیپوسد وبیش از پیش موجب آبرو ریزی ومشکلات میشود.

 نمیدانم چرا خیلی ها از گذشتگان عبرت نمیگیرند وبجای استفاده از مقام وموقعیت درنفوذ دراذهان وخدمت به دیگران وبجای گذاشتن نام نیک از خود آن را ابزاری برای نابودی خود میکنند.

البته درآن موقعیت آنها تحلیل وتوجیه خودرادارند وبهیچ وجه نمیپذیرند که مسیر را کج میروندوچون عده ایی را میبینند که به تحسین وتمجید اومیپردازند همان بهانه ایی برای ادامه اشتاباهات وروشهایشان میشود.

 گویند اسکندر مقدونی چون ازدنیا برفت وصیت کرد که دستانم را ازتابوت بیرون بگذارند تاهمه ببینند که با آن همه کشورگشایی وثروت واقتدار با دستان خالی ازدنیا میروم.

 ارنست همینگوی نویسنده بزرگ میگوید که هیچ مقام ومسئولیتی پایدارنیست اگرپایداربود به شما نمیرسید(دست همان اولی میماند)

 ولی متاسفانه ما همچنان شاهد هستیم که چگونه بسیاری چون مقام ومسئولیتی را مشروع ویا غیرمشروع بدست میاورند خودراحاکم وقیم دیگران دانسته وتمام تلاش وتوان خود را درتثبیت مقام وموقعیت خودبکارمیگیرد نمیداند که اگر هدایت هواپیمایی را بدستت سپردند باید بدانی که درمسیری پرواز کنی که مسافران انتظار دارند نه درمسیری که خود تمایل داری واگربافرود مخالفت کنی وبه پروازت ادامه بدی بدان که سوخت هواپیمایت به پایان رسید که یا سقوط خواهی کرد ویا منفجر!؟


 
 
ادغام وزارتخانه ها سیاست یا تدبیر!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳
 

مبحث کوچک سازی دولت یکی از مباحث اصلی ومهم اقتصادی است که از گذشته ها موضوع اصلی کارشناسان وتحلیلگران اقتصادی بوده.

از نظر علمی این مبحث از دوجنبه درساختارسازمانی دولت قابل عملیاتی شدن است ،یکی ازجنبه ساختار عمودی سازمانی ودیگری ازجنبه ساختارافقی قابل تجزیه .تحلیل است:

١- ساختارعمودی :که میتوان با حذف سلسله مراتب اداری و لایه های مختلف اداری صورت میگیرد که دراین صورت کارها با سرعت وکیفیت بالاتری انجام وازنارضایتی ها بشدت کاسته شده واز انتقال ودست به دست شدن کارها وارجاع امور جلوگیری بعمل میاید وهمچنین روسای امور به مراجعین نزدیکتر وبرانجام صحیح امور کاملا" نظارت دارند.

٢- ساختارافقی :دراین رویه اصولا" برای کوچک سازی اقدام به ادغام وزارتخانه ها وکاهش آنها میشود بطوری که شرح وظایف وفعالتهای مرتبط  چند وزارتخانه از طریق یک وزارتخانه قابل پیگیری واقدام میبباشد.

درساختارعمودی هرگونه اصلاح نه تنها اختلالی درسیستم ایجاد نمیکند بلکه سرعت عمل وجوابگویی امور را تسریع نموده وکیفیت انجام عملیات ونظارت برانها را توسط روسای امور بهبود میبخشد.

 درساختارافقی بدلیل ادغام وزارتخانه ها ونیاز به ترکیب وادغام امور درجهت کوچک سازی وزارتخانه ها ازنظر تعددمعاونتها ومدیریتها وهمچنین بررسی ونحوه اقدام امور دروزارتخانه جدید وارجاء امور منجر به بروز یک دوره نکاهت وکندی عملیات بدلیل سردرگمی معاونتها ومدیران درانجام امور ونحوه ارجاء عملیات ایجاد میشود که این خود وزارتخانه های جدید را با یک بحران عملیاتی روبرو میسازد که برای رفع آن دواقدان پیشگیرانه لازم است:

الف) بررسی تحلیلی وتنظیم آیین نامه ها وچارت سازمانی وفرمتهای لازم قبل از ادغام وحتی درصورت امکان انجام وپیاده سازی آزمایشی آن درجهت شناسایی اختلالات ومشکلات احتمالی تا اینگونه تصمیمات با خسارت های غیرقابل جبران وبدترشدن عملیات مواجهه نگردد.

ب) اقدام پیشگیرانه بعد از ادغام که انتساب صحیح مسئولان باتوجه به مشگلات ومواردی که درهماهنگی امور وجود خواهد داشت ومعاونتها ومدیران وتعریف دقیق وصحیح امور که خود حداقل شاید یک دوره یک ساله را برای ساماندهی وهدایت صحیح آن میطلبد .

با توجه به موارد توضیح داده شده دریک دوره ۴ساله دولت ،بهترین زمان ممکن برای انجام این امرمهم دوسال اول دولت خواهد بود ولذا این اقدام یکباره آن هم در سال چهارم دولت که بدلیل اینکه دولت دردوردوم بوده ودرواقع حتی امکان ابقاءریاست جمهوری دردوربعدی وجودندارد جای بسی شک وتردید وجوددارد که دلیل اصلی این اقدام قطعا" نمیتواند دلایل علمی واصلاح ساختار مطلوب باشد ، که البته همین عامل باعث گردیده که اعتراض بسیاری را بدنبال داشته باشد وچنین تصمیمی میتواند خسارت های جبران ناپذیری را بدنبال داشته باشد که امیدواریم تصمیمات واهداف سیاسی با مسائل اجرایی دراین سطح اتخاذ نشده باشد که مشکلات اقتصادی واجتماعی آن مردم را گرفتار ننماید.


 
 
دهکده جهانی بنام زمین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٥
 

 عنوان دهکده جهانی سالهاست که توسط اندیشمندان مورد استفاده قرارگرفته حتی درآن موقعی که فقط ارتباطات اقتصادی وتجاری ومخابراتی توسعه پیداکرده بود وارتباطات اینترنتی وماهواره ایی هنوز به این گستردگی نبود.

 با رشد ارتباطات اینترنتی وماهواره ایی شاید این ارتباط ازیک دهکده نیز بالا رفته وبه ارتباطات درون خانواده تبدیل شده بطوری که شما از درون منزل خود به راحتی میتوانی با اقساط نقاط جهان ارتباط برقرارکنی ویا اخبار واطلاعات ورویدادهای آنها را مطلع بشوی ،گسترش ارتباطات دراین وسعت قابل تقدیر بوده وخود این میتواند محور اصلی عدالت ودوستی باشد زیرا که هرگونه اتفاق خوب وبد به سرعت به خانواده ها منتقل میشود وشاید یکی از عوامل اصلی تنش ها وحرکتهای آزادی خواهانه ملتها نشئت گرفته ازاین آگاهی ملتها از نحوه زندگی هم نوعان خود دراین کره خاکی میباشد.

 البته باید اقرارنمود ممکن است دردرون این اطلاع رسانی ها وشبکه های ارتباطی گسترده سوء استفاده های سیاسی وفرهنگی و... نیز باشد ولی چون بیننده وشنونده اصلی آن انسان فکور وتنوع خواه است وهمیشه بدنبال سعادت ورفاه ورشد وترقی توام با انسانیت وافتخارمیباشد پس خوب وبد را خود خواهد شناخت ولزومی به نگرانی دراین انتخاب نیست.

 شاید زندگی آپارتمان نشینی را نیز بتوان دربدو پیدایش به این زندگی ارتباطی نوین تشبیه کرد که چگونه درابتدا پدران ومادران نگران تاثیرات منفی ومشگلات شخصیتی وانحرافی همسایگان بودند ولی درطول سال وتجربه زندگی آپارتمان نشینی به وضوح متوجه شدند که بسیاری از آن نگرانی ها بی مورد بوده ودریک مدیریت مشارکتی وتعیین مدیریت خوب برای ساختمان توام با نظارت ،آپارتمان نشینی شاید بسیار راحت تر وبهتر وبا امنیت بیشتر نمود پیدا کرده است.

 گذشته افراد درگذشته ویا شیوه های استثماری بسیاری از کشورها درچندین دهه قبل نمیتواند نشانگر تداوم آن شیوه ها دردوران کنونی باشد هرچند برتری طلبی خصوصیتی است ذاتی ولی با رشد این ارتباطات دیگرمرزها معنی ومفهومی نداشته وآنچه بعنوان مرز درنقشه میبینیم جز تصویری بیش نیست.

 شما دردهکده وروستاها هم میبینید که فئودالی وکدخدایی وجود داشته وچگونه الان آن شیوه ها درشهربه شهرداری وشورا ودرده به بخشداری وشورا تغییر شکل دادند پس تصمیم گیر درهمه زمانها ومکانها لازم است ولی بهترین شیوه ها ،شیوه مشارکتی است.

 عدم توجه حاکمان کشورهایی همچون تونس ومصر...به خواسته مردم تلاش درحفظ قدرت وترویج وتزریق تفکرخود میبینید که چگونه طوفانی از اعتصابها ومخالفتها دربین ملتها ایجاد میکند واین نه منوط به آنها بلکه حتی درکشورهای توسعه یافته نیز توجهی به خواسته ملت داده نشود یا مسئولی به بی کفایتی وفساد متهم شود دریک لحظه اطلاع رسانی میشود واعتصاب واحقاق حق میشود.

 دراین دهکده دیگر هیچ حکومت ومسئول ومدیری نمیتواند بی توجه به قوانین انسانی بین المللی واحترام به ملت خود ورعایت حقوق دیگران به دیکتاتوری ادامه حیات دهد وباید چشمها وگوشها راباز کند حرفها ومشگلات را بشنود وخودرامالک جان ومال دیگران نداندکه چون همه بیدارند ومطلع وهوشیار.

 دراین دهکده بدون مرز دیگرنمیتوان چشم وگوش مردمان رابست همان کاری که شوروی سابق کرده بود وحتی رفت آمد مردم خودرانیز کنترل میکرد وبا دنیای خارج ازترس اینکه مبادا ببینند مردمان دیگرچگونه زندگی میکنندقطع ارتباط کرده بود وسعی میکردند دنیای خارج را آنگونه که خود میخواهند نه آنگونه که هست نشان دهندوبرای این با هرگونه ارتباطات واطلاع رسانی مخالف بودند وبا آن مبارزه میکردند ودیدیم که چگونه از هم پاشید وواقعیتها برمردمانش روشن شد پس چنین مبارزه ایی مبارزه با خود ونابود ساختن تاری است که بدور خودتنیده اند نه مردم مظلوم .

بایدهمه همه از تجربه گذشتگان جباران وظالمان عبرت بگیرند ونگذارند تا نام یادشان لکه ننگی درتاریخ باشد که متاسفانه افرادی همچون قزافی چنین میکنند ومانیز درتاریخ داریم حاکمانی همچون ضحاک را.

 بیایید همه همه به عدالت انسانیت ودوستی با خانواده خودو همسایه ودوست وحتی طبیعت ...زندگی کنیم واین دهکده کوچک جهانی را به دهکده صلح صفا تبدیل کنیم که نظم و نظام دنیا سیری جزاین را نخواهد داشت وبدیها وزشتیها رسوا ونابود خواهدشد.


 
 
ادب واحترام وانسانیت بزرگترین سرمایه ملی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢
 

 یکی از مهمترین اصل درپیشرفت وترقی این است که نقاط قوت وضعف خود را خوب شناخته وبجای سرپوش گذاشتن به آنها از ترس از رقبا ومخالفان به بیان وتحقیق وتفسیر علمی پرداخته وراههای اصلاحی لازم را بکارگیریم تا گذشت زمان زخم تازه را به کهنه تبدیل ننماید وعیب وایراد کوچک همچون سرطانی بدخیم تمام وجودمان رادربرنگیرد.

 ایستگاه مترو درازدحام جمعیت یک تحرک وتلاش نهفته ایی را دردرونش حس میکنی وبه محض بازشدن درهای مترو همچون آتشفشان خاموشی که بیکباره فعال شده باشد فوران میکند برخی ازجوانان بدوراز ادب واحترام وبا تندی وتمام توان بسوی صندلیهای مترو میدوند ودرسرراه خود هرپیرو وبچه ایی را درهم میکوبندانگارمسابقه بزرگی درراه است وپاداش بزرگی درانتظار!!!

 ازخط عابر پیاده میخواهی خیابان شلوغی را رد شوی نه ماشین نه موتور اجازه عبور نمیدهند منتظر میمانی تا شاید لحظه ایی توقف وفاصله ایجاد شود ولی از دور با چراغ هایشان علامت واخطار میدهند که اگر وارد مسیر شوی مابه سرعت از راه خواهیم رسید. بالخره وبالجبار با بالا نگه داشتن دستت به علامت تسلیم وناچاری برای عبور وارد مسیر عابر پیاده میشوی از همه خطرناکتر وخشن تر راننده های تاکسی هستند واگرشانس بیاری شاید ماشین های شخصی اجازه عبوردهند ولی باز از یورش موتورها از پشت  سرآنها باید بهراسی وهشیار باشید.

 خریدی داری که الزاما" چندین نفر درنوبت ایستادند هرمشگل واضطراری داشته باشی نمیتوانی زودتر بگیری ولی براحتی میبینی که برخی با جسارت وپررویی خاصی میایند وداخل صف میشوند واگر بپرسی میگوید ساعتی پیش نوبت گرفته است!

 با ماشین میروی جوانانی را میبینی که خیابان را با مسیر مسابقه رالی اشتباه گرفته اند واگر آرام بری(باسرعت تعریف شده درتابلو)بارها وبارها مورد تعرض آنها قرارمیگیری.

 دختری تنها میرود وبی توجه به اطراف ولی هرلحظه وهرزمان میبینی که پسرجوانی متلک ومزاحمتی براو ایجاد میکند.

و... و....

 بنظر من نباید به این موضوعات بی توجه بشویم وبدانیم که بزرگترین سرمایه ملی اخلاقیات است ونه مادیات واین را هم باید بپذیریم که این اخلاقیات درگذشته بسیاربالاتر وبیشتربوده واگر چنین شده ازماست که برماست وهمه برنامه ها وبودجه ها وروشهایی که داشتیم اشتباه بوده ویا غیرموثر .هرهزینه وتحقیقی درریشه یابی این مسائل بدوراز دیدگاههای سیاسی وتعصبی از هزینه های عمرانی نیز بااهمیت تراست، بیاید حتی اگر لازم بود برخی موارد را الگو برداری کنیم که دیگران چگونه توانسته اند برخی اخلاقیات وادب واحترام را دربسترهای اجتماعی به نحو شایسته ایجاد کنند که بارها وبارها آنهایی که رفتند وگشتند میگویند این مسائل دربسیاری از جاها تعریف شایسته دارد.


 
 
هدفمند وبرنامه ریزی شده گام بردارید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
 

گام درسال 90گذاشتیم وباید هرکسی که درکار وتجارت وصنعتی فعالیت میکند شکرگذارباشد که توانسته سالی را نیز پشت سرگذارد واستوار.

 سال 89یکی از سالهای موثر وتاثیر گذار درمسائل اقتصادی بود که تصمیمات مهمی چون ارزش افزوده ، هدفمند کردن یارانه ها ، نواسانات وتصمیمات نرخ ارزو... واز آنطرف افزایش درآمد دولت از بابت افزایش نرخ نفت به بیش از 100$ اتفاق افتاد.

 هرچند همه موارد فوق با چالش های بزرگ اقتصادی وتایید ویا رد آنها توسط صاحبنظران اقتصادی روبرو شد ولی تیم اقتصادی دولت با اتکاء به دیگاه دولت وبدون توجه به ایرادات مطرح شده درتصمیمات اقتصادی فوق ونظریه های اصلاحی اقدام به پیاده سازی آنها نمودند.

 سال 89شاید یکی از سالهای پرتلاطم اقتصادی کشوربود که درآن رکود تورمی نیز درسطح بالایی نمود پیدامیکرد ،بطوری که (رکود) عدم وجود تقاضا چه درمسکن ومحصولات تولیدداخل درسطح بسیاربالا کاملا" مشهود بود وازآنطرف بدلیل تجویز بی رویه نقدینگی وانتقال بخشی از درآمد وهزینه دولت به خانوارها آزاد سازی کالاهای یارانه ایی تورمی قابل توجه درجامعه ایجاد شد.

 کارشناسان دولت ومسولان حکومتی به هیچ وجه اثرات منفی تصمیمات خود را قبول نداشته وبه آن اقرار ننمودند وهرچند تاثیر مسائل اقتصادی بیکباره اتفاق نمی افتدو تبعات منفی  تصمیمات اقتصادی لحظه ایی بروز نمیکند ویک یا دودوره طول میکشد تا بروز کند.

 بنابراین شعار دادن درمسائل اقتصادی آسان وتبعات آن برای آیندگان است.

 هدفمند کردن یارانه ها ، ارزش افزوده ، آزاد سازی قیمتها، افزایش نرخ ارز وطلا وموضوع حذف 3رقم پولی.... هشدار بزرگی است به فعالان اقتصادی که سال 90 باید کمربندها رابست وکاملا" برنامه ریزی شده وهدفمند گام برداشت وگرنه همانند صعودی میماند که ازلبه پرتگاهی میخواهیم عبورکنیم وکوچکترین بی تدبیری سقوطی جبران ناپذیر را بدنبال خواهد داشت وبدنبال عوامل اقتصادی سال پرفراز ونشیب سیاسی بدلیل نزدیکی دو انتخابات بزرگ مجلس وریاست جمهوری که خاطره بی پاسخ گذشته رانیز درذهن به یدک میکشد وبهرحال مسیر پرفراز نشیبی را به تاجران وفعالان اقتصادی گوشزد میکند.

 باهمه این توصیفات امیدوارم در صحت وسلامت جسمی کامل وبا بهرگیری از اندیشمندان ومشاوران علمی وبا برنامه ریزی وتدبیر لازم همیشه وهمه حال موفق وموید باشید.

 


 
 
تثبیت نرخ ارز چرا؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩
 

سالهاست که درکشورما روش تثبیت نرخ ارز توسط مشاوران اقتصادی دولت تجویز شده ومورد استفاده قرارمیگیردودراین روش به منظورکاهش ارزش واحد پولی کشور(ویا بهتربگوییم کاهش قدرت رقابت پذیری کشور) وبرای کنترل قیمت ارز  دولت مجبور به تزریق ارز خواهد بود که خود منجر به کسری تراز جاری شده ومنجر به کاهش حجم پول درجریان خواهد گردید وبالعکس یعنی دراین روش ناچار به مداخلات روزمره ویا مقطعی دربازار ارزبرای جلوگیری از ایجاد اختلاف قابل توجه درقیمت مصوب وبازارسیاه ارز خواهد بود که این کاهش وافزایش حجم پول توسط دولت خود میتواند اثرات تورمی ورکودی درجامعه داشته باشد.

 روش نرخ ارز شناور دراین روش دولت هیچگونه دخالتی دربازار ارز نداشته ونرخ ارزبرطبق عرضه وتقاضا تعیین میشود درواقع تغییرات نرخ ارز تابعی است از تغییرات عرضه تقاضای ارز دربازارودراین روش دیگرتجویز ارز که میتوانست به کسری تراز جاری منتهی شود توسط دولت منتفی بوده ودولت میتواند بجای صرف وقت وتوان خود درتثبیت نرخ ارز درسایر اهداف اقتصادی خود متمرکز باشد.

 بدلیل وابستگی درآمد ارزی کشور ما به درآمدنفتی لذا هرگونه افزایش درآمد نفتی منجربه افزایش ذخایر ارزی کشورشده واین خود منجر به افزایش حجم پول درجریان وافزایش پایه پولی کشورمیشود.

 معمولا" کشورهایی که احساس میکنند به دلایل مختلف ازجمله کمبود منابع ارزی توان تامین ارزموردلزوم بازار نداشته وبدلیل افزایش بی رویه تقاضا نسبت به عرضه قیمت ارز با رشد بی رویه ایی مواجه میگردد وارزش پول داخلی تضعیف میگردد ویا حتی برخی از کشورها بدلیل داشتن منابع ارزی کافی درجهت حمایت از صادرات بااستفاده از روش تثبیت نرخ ارز ونگه داشتن نرخ ارز درسطح مطلوب وممانعت از کاهش بی رویه آن اقدام میکنند.

 البته روشهای دیگری نیز همانندنرخ ارز تعدیل شده ونرخ ارز مدیریت شده و... که روش های ترکیبی بوده که دربرخی کشورها مورد استفاده قرارمیگیرد.

 به هرحال درکشور ما احساس میشود که درگذشته به دلیل کمبود منابع ارزی وعدم پوشش کامل نیاز بازار ودولت بناچار اقدام به تثبیت نرخ ارز به منظور جلوگیری از افزایش افسارگسیخته نرخ ارز گردیدوشاید درآن مقطع گزینه خوبی برای مدیریت بازار ارز بود ولی متاسفانه با وجود افزایش بیش از ١٠٠% درآمدهای ارزی دولتی ناشی از درآمد نفتی که میتوانست تاثیر بسزایی در عرضه ارز به بازار وکاهش حجم پول(ریالی) درگردش وکاهش نرخ ارز ومتقابلا" افزایش ارزش پولی داخلی ودرنهایت منجر به کاهش تورم نیز گردد(زیرا عرضه ارز توسط دولت درواقع بافروش آن به بازار صورت میگیرد).

 حال میبینیم با وجود تغییرات قابل توجه صورت گرفته دردرآمد ارزی کشور وبدلیل استفاده از روش تثبیت نرخ ارز نه تنها این افزایش درآمد ارزی هیچ تاثیر مثبتی دربازار ایجاد ننموده بلکه بجای اتخاذ تصمیمات جدید اقتصادی تاثیر گذار بیکباره دولت نسبت به تهدید وجریمه بازاردرصورت فروش ارزبالاترازنرخ مصوب نمود که این خود عامل وبهانه بسیار خوبی برای سوء استفاده سودجویان شدبطوری که تابلوی همه صرافان مزین به نرخ بانک مرکزی گردید(درگذشته حداقل بین نرخ بانک مرکزی وبازار یک فاصله معقولی وجود داشت وهمانند روش نرخ شناورارز مردم به راحتی با همان نرخ ها نسبت به خرید وفروش ارز میپرداختند)که درعمل بدلیل فاصله قابل توجه بین نرخ بانک مرکزی وبازارارز دروضعیت کنونی صرافان به بهانه تهدید وجریمه دولت به نرخ تابلو(بانک مرکزی ) خرید میکنند ودرهنگام فروش به نرخ بازار سیاه که منجرشده بادست دولت سوءاستفاده های کلانی نصیب دلالان وفعالان بازار گردد.

 بنابراین مشاوران اقتصادی دولت اصولا" باید مشاوره علمی اقتصادی دولت را قبل از بروز بحران و بروز چنین وضعیتی بدهند که خسارات چنین مواردی بسیار بالا وجبران آن دربرخی موارد مشکلات زیادی رابرای مردم ودولت بدنبال خواهد داشت .


 
 
نگذارید بداخلاقی عرف شود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥
 

 متاسفانه درروزنامه ها واینترنت وماهواره خبرازبداخلاقی هایی میشود که درشان ایران وایرانی نیست .

 واقعا" چرا مانتوانیم انتقاد رابپذیریم وخود راحق وبقیه را ناحق پنداریم ،آیا بنظر شما یک منتقد سیاسی ویا اقتصادی واجتماعی که مشخصا" فردی تحصیلکرده وصاحب علم وتدبیر است ومشخصا" فردی با چنین مشخصه ایی هیچ وقت وابستگی به خارج را نیز نخواهد داشت چون به همه چیز تحلیلی مینگردبرای یک جامعه چقدر اهمیت دارد ،چرا نباید قبول کنیم که دریک جامعه میتواند منتقد ومعترض غیر وابسته باشد درجامعه ایی که مهد فرهنگ وتاریخ کهن است چرا نباید بپذیریم که درجامعه وجود احزاب سازنده است نه مخرب.

 توهین وافتراء‌ آن هم درملاء عام برای چه وچرا صورت میگیرد!!

 منتقد را همانطوری که درسینما درجایگاه ویژه قرارمیدهیم تا  نظرات خود را بگوید و به سینما رشد وتعالی ببخشد درجامعه نیز باید به منتقد ارج وارزش بدهیم که بجای ترویج تزویر وچاپلوسی با شهامت وتدبیر به انتقاد واصلاح میپردازد وچه بسا درجوامع عقب افتاده ممکن است جانش را نیز به خطر اندازد.

 منتقد حتما" تحلیل ودلیل دارد وآن که ازانتقاد میهراسد ضعف وسستی والا چرا نباید از انتقاد استقبال کنیم وخود رااصلاح ، بقول معروف " دوست باید همچون آیینه ایی باشد وگیرد عیب دوست" ما باید بدانیم وبفهمیم که روزگار درحال گذر است و مادیات ومقام وجاه وجلال نیز فانی وآنچه برای ما وفرزندانمان میماند نام نیک است واخلاق نیک.

 دربازار یک قانون بین تجار صاحب نام حاکم است وآن این است که نگذارید رویه بدعرف شود که ماندگارخواهد شد ودامن همه را خواهد گرفت.

 نگذارید بداخلاقی وافترا وتهمت به خانواده و فرزندان وتوهین وحمله فیزیکی عرف شود که گریبان همه وبالاتر آنانکه آن را عرف میکنند را میگیرد.

 مادرکشوری زندگی میکنیم که نام وفرهنگ واخلاقش آوازه هردوست ودشمنی است نگذاریم این سابقه نیک تاریخی خدشه دارشود.


 
 
ارزش واحد پول کشور چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩
 

هرکشوری برای خود واحد پولی دارد که درمعاملات روزمره از آن استفاده میکند وارزش پول کشورها نیز معمولا" برطبق ضریب تبدیل آن به ارزهای دیگر علی الخصوص ارزهای برتر (ارزهایی که دردنیا درکشورهای مختلف پذیرفته شده وحتی برخی از آنها بعنوان پشتوانه پولی همانند طلا محسوب میشوند همانند دلار،پوند،فرانک،ین) محاسبه وتعیین میگردد.

 واحد پولی یک کشور درصورت رشد اقتصادی وبالفعل آن کشور قدرتمند شده ودرصورت تضعیف اقتصادی وسیاسی تضعیف میگردد وبهمین دلایل یکی از بهترین شاخصه های ارزیابی رشد وتوسعه را میتوان ازطریق ارزیابی ارزش واحد پول کشول عنوان کرد.

 معمولا" کشورهای توسعه نیافته بدلیل عدم برنامه ریزی صحیح اقتصادی وعدم دستیابی به یک اقتصاد پویا وتثبیت شده منجرمیگردد تادرطول زمان واحد پول آنها تضعیف شده وازارزش مبادلاتی آن کاسته شود که یکی از آثارآن افزایش تورم بی رویه وتغییر قابل ملاحظه در نرخ مبادلاتی آن میباشد همانند اینکه اگر روزی با یک ریال میتوانستی کالایی را خرید کنی مجبورباشی همان کالا را با یک هزارریال خرید کنی که درسطح کلان منجر میشود تا درانجام مبادلات روزمره حجم سنگین پول جابجا شود .

 دولتها برای جبران کاهش ارزش پول کشور درصورت عدم امکان افزایش آن از طریق افزایش توان اقتصادی خود وبه منظور جبران حجم نقدینگی نسبت به تغییر واحد پول خود اقدام میکنند همانند تبدیل دینار(عباسی) به ریال درایران دردوران شاه عباس بود.

 معمولا" پذیرش تغییر واحدپول کشور برای دولتها بدلیل اینکه نشانگر کاهش بی رویه ارزش پول کشور بوده ونشانگر مشگلات اقتصادی وتورم های ادامه داربوده بسیار سخت است وبه این دلیل دولتها بجای اقدام بموقع با تاخیر درتصمیم گیری منجر میشوند که شتاب کاهش ارزش پول سرعت بیشتری بخود بگیرد.

 درکشورما خوشبختانه واحد پول کشور به ریال وتومان تعریف شده بود وفاصله این دو واحد پولی به اندازه یک صفر (هرده ریال یک تومان) وخود این بهانه خوبی بود تا سیاست گذاران اقتصادی اگر به موقع نسبت به تبدیل این واحد پولی اقدام میگردند شاید تضعیف واحد پولی کشور با این شتاب صورت نمیگرفت که الان تصمیم گیری به این موکول بشود که آیا نسبت به حذف 3رقم از واحد پول کشور اقدام کنیم یا نه به سیاستهای پولی اشتباه گذشته که دوباره تبدیل برخی اسکناس ها به سکه(الان سکه های 1000ریالی 2000ریالی و5000ریالی ...)وصدوراسکناس های با ارقام بالا !!! سیاستی که درهیچ کشوری استفاده نمیشود که چون خود دلیل موجهی برپذیرش کامل کاهش ارزش پول ونگه داشتن واحد پول تضعیف شده میباشد که از نظر روانی نیز خود درکاهش ارزش روزمره آن موثر واقع خواهد شد.

 شمااگر با صدور سکه هایی که برروی آن ارقام نجومی همانندر5000ریال درج شده میخواهی با یک سکه خارجی که مثلا" 1لیر درج شده خود بخود این تضعیف پول را میپذیری ویا قبلا" اسکناس شما که درقبال تعویض با ارزهای برتر با مشکل روبرو بود چگونه سکه شما با آنها مقابله خواهد کرد؟

 بنابراین یکی از راهکارهای اساسی جلوگیری از کاهش ارزش پولی بی رویه واحد پول کشور(بیش از آنی که مربوط به تضعیف اقتصاد کشور میباشد) تغییر واحد پولی کشور به یک سطح کارشناسی شده میباشد تاعلاوه براینکه منجر به رفع اختلال مبادلات روزمره وعملیات حسابداری گردد وهم از کاهش روانی بی رویه واحد پول کشور چلوگیری کند.

 دریک بررسی سر انگشتی خواهید دید که هیچ چنگی ویا توطئه سیاسی و مبارزه بین المللی به اندازه کاهش ارزش واحد پول کشور منجر به خروج توان وامکانات کشور دریک لحظه به نفع خارج نمیگردد.

 برای مثال اگر 10% تضعیف پولی کشور صورت میگیرد شما کل منابع وامکانات کشور را تبدیل به ریال کنید و ببینید که درصورت فروش آنها به ارز خارجی وبدون هیچ اتفاقی ودریک لحظه چه منفعت بی رویه ایی به آنهایی که آن ارز را دراختیار دارند منتقل شده است.


 
 
موتورسیکلت ها آلاینده هایی که کمتر توجه مسئولین راجلب کرده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩
 

شاید بیش از٠٠٠/٠٠٠/٢دستگاه موتور سیکلت درکلان شهر تهران درحال تردد باشند وبا توجه به اینکه موتورسیکلت ها برخلاف خودروها که درمواقعی از محدوده شهرتهران خارج میشوند موتورسیکلت هادائما" درمحدوده مرکزی شهر درحال تردد میباشند .

 اهمیت ایجاد آلودگی زیست محیطی موتورسیکلتها درمقایسه با سایر خودروها دراینجاست که موتورسیکلت ها علاوه بر ایجاد آلودگی هوا شاید یکی از مهمترین عوامل آلودگی صوتی وبدلیل نداشتن جایگاههای ویژه برای تعویض روغن وغیره منجر به ایجاد آلودگی زیست محیطی نیز میگردد.

 باتوجه به موارد مطرح شده فوق ودرصورت یک بررسی تحقیق علمی خوب شاید به صراحت بتوان گفت که بایستی اقدامات وتصمیمات جدی لازم دراین زمینه باید صورت گیرد که برخی پیشنهادات به شرح زیر ارائه میگردد:

١- بدلیل اینکه سابقه حضور موتورسیکلت ها درایران به بیش از ۵٠سال برمیگردد واین خود منجرگردیده که بسیاری از موتورسیکلت هایی که درحال تردد هستند مستهلک بوده وضریب آلایندگی های آنها بسیار بیشترباشد وبدین منظور لازم است که طرح تعویض موتورسیکلت درالویت کاری باشد .

٢- باتوجه به اهمیت استفاده از موتورسیکلت هایی که بحث استانداردهای زیست محیطی را دارا باشد ودرصورت جایگزینی موتورسیکلت های فرسوده وبا سیستم آلایندگی بالا با موتورسیکلتهایی که بحث استاندارد زیست محیطی را رعایت کنند بسیار درکاهش الودگی هوا وصدا موثرواقع خواد گذاشت.

٣- به منظور کنترل تعدادموتورسیکلت درحال تردد وتعریف دقیقی از تعداد مجاز موتورسیکلت درحال تردد درشهرها صورت گیرد واین تعداد کنترل شده وازمبادی خاص موتورسیکلت های استاندارد ارائه شده و موتورسیکلت های متفرقه شماره گذاری نشود.

۴- به منظور حذف بیشتری از موتورسیکت های درحال تردد درطرح تعویض برای کسانی که بیش از یک فرسوده درقبال موتورسیکلت جدید تحویل نمایند تسهیلات بیشتری قائل شوند ویا طرحی نیز درقبال تعویض خودرو درقبال تحویل تورسیکلت فرسوده ایجاد گردد(۴عدد یا بیشتر ).

۵-به منظور جایگزینی مرحله ایی موتورسیکلت با دوچرخه طرحی مورد اجرا قرار گیرد که درشهرستانهای کوچک مجوز ترددموتورسیکلت ارائه نگردیده وموتورسیکلت های موجود نیز با دوچرخه تعویض گردد.

۶-برای موتورسیکلتها نیز مرکزی جهت انجام سرویس مجاز دوره ایی تعریف گردد که آنها ملزم باشند سرویس دوره ایی را درآن مراکز انجام دهند.


 
 
نمودارعمرچیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۸
 

گیاهان ،جانوران ،انسانهاوحتی شرکتها ودولتها وهرگونه فعالیت وعملیاتی دارای یک نمودار عمرمیباشدکهعدم توجه به آن میتواند مشکلات ونتایج تاسف باری رابدنبال داشته باشد.

 امروزه با توجه با پیشرفتهای چشمگیری که درزمینه علم پزشکی ایجاد شده بسیاربه این امرمهم درانسانها توجه شده وکارت رشد نوزاد به محض تولد بچه ارائه میگردد که پدرومادران بتوانند رشد مرحله ایی نوزادراکنترل وواکسن های لازم را درمقاطع لازم ومعین تزریق نمایند تا بتوانند مطمئن شوند که فرزندانی سالم وتوانمند به جامعه تحویل خواهندداد.

 درگذشته بدلیل عدم توجه علم پزشکی به این مقوله (کنترل نموداررشدوواکسن های دوره ایی )مهم وعدم آگاهی خانواده ها منجرگردیده بود تابسیاری ازمرگ ومیرها درهمین دوران به وقوع بپیوندد و بسیاری ازمعلولیتها نیز ناشی از عدم کنترلهای پزشکی همین دوران باشد.

 باتوجه به مثال عینی فوق اهمیت آشنایی با نمودارعمربرای شرکتها ودولتها وفعالان اقتصادی ....بخوبی نمایان میشود .

 شرکتی که تاسیس میگردد ویا دولتی که پس از انقلاب تشکیل میشود ویا فعالیت جدیدی ایجاد میگردد همانند نوزاد تازه متولدی است که نیاز دارد برای عبور از مرحله نوزادی نموداررشدی داشته باشد واستانداردی برایش تعریف شود تا درصورت انحراف دربرنامه ها ورشد سریعا" اقدامات مدیریتی لازم صورت گیرد وواکسن های لازم درمقاطع معین تجویزشود.

 بسیاری ازشرکتها ودولتها درهمین مرحله نوزادی بدلیل بروز اشتباهات واتفاقات تعریف نشده و عدم مدیریت ونظارت صحیح یا به انحراف کشیده میشود ویا ورشکست ودچارتغییرمیگردد ویا درصورت دوام بدلیل انحراف ایجاد شده ازمسیر اصلی نه بازدهی مناسب خواهد داشت ونه محبوبیت لازم را.

 صاحبان شرکتها ودولتها وفعالان اقتصادی ...باید با استفاده از کارشناسان ومشاوران خبره نمودار عمرواحد تحت مسئولیت خودراترسیم نموده ودقیقا" برطبق برنامه ها وچارچوب های تعریف شده درمسیر رشد وتوسعه گام بردارند والا بعد از سالها تلاش وفعالیت تازه متوجه خواهند شد بجای رشد وتوسعه تعالی به قهقرا رفته ووضعیتشان از روزاول بدتر ومشکلاتشان دوچندان شده وآن موقع خواهند دید بجای اینکه کاروتلاششان آنها رابه آرامش وآسایش سوق دهد به تضاد وترس وگرفتاری سوق خواهد داد.

 نمودارعمر هرفعالیتی همانند نمودار عمرانسان دارای یک مقطع تولد ونوزادی ،مقطع نوجوانی وآموزش وتدبیر ،مقطع جوانی وبلوغ که بیشترسیاست گذاریها واقدامات رشد وتوسعه باید دراین دوران اتفاق بیافتاد،دوران افول ومرگ که این دوران دوران حفظ وتداوم است نبایستی استراتژیها وتصمیمات بیباکانه واقتدارگرایانه دراین دوران صورت گیرد والا ممکن است منجربه ورشکستگی ،افول ومرگ زود هنگام گردد.

 هرقسمت ازنمودارعمر استراتژیها وبرنامه های خودرامیطلبد وبایستی بسیاربرنامه ریزی شده وآگاهانه صورت گیرد وبه این خاطر است که شرکتها ودولتها بسیارتمایل دارند که باگذشت زمان از عمر وفعالیتشان پرسنل ومسئولانشان ماندگارباشد که چون بسیار به نمودارعمرانسانی شبیه است ودرصورت ماندگاری نیروهای کارگشته تصمیمات گرفته شده نیز متناسب با عمرسازمان ودولت خواهدبود ودرصورت انتصاب نیروهای جوان ناپخته ممکن است بسیاری از تصمیمات با عمر سازمان سنخیت نداشته باشد، یقینا"با اتخاذ تصمیمات واستراتژیها وبرخوردهای تند وبی باکانه مدیرجوان نه تنها متناسب با نمودارعمر نخواهد بلکه تنشها واتفاقات جبران ناپذیری را بدنبال خواهد داشت .

 به همین دلیل یکی از اشتباهات اساسی که صورت میگیرد کنارگذاشتن افراد ونیروهای کارگشته وآشنا به درد ومشکلات گذشته شرکت ودولت میباشدو تغییر یکباره وبرخوردهای سلیقه ایی درراس امورتصمیم گیری ومدیریتی بدون توجه به نمودار عمرسازمان همانند قدم گذاشتن دریک مسیر تاریک ونامشخص است.


 
 
اعتراضات مردمی راچگونه باید پاسخ داد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
 

 انسان موجودی است اجتماعی ونیازهای مختلفی دارد ازجمله نیازهای اقتصادی واجتماعی وسیاسی و....و دولت به عنوان بزرگترین واحد اقتصادی وسیاسی که وظیفه جوابگویی وتامین نیازهای  خانواده ها را که به عنوان کوچکترین واحد اقتصادی جامعه به شمار میروند رابعهده دارد.

 متاسفانه دربسیاری از کشورها دولت نقش مدیریتی ودرواقع همانند پدریک خانواده را عهده دار نبوده واین امرمنجر به بروز اختلافات واعتراضات جدی از طرف مردم میشود.

 دولت باید بداند که درنقش پدرباید از هرگونه تبعیض وتنبیه ودیکتاتوری خودداری نماید همانگونه که برای یک پدرخانواده چنین عملی بسیارناپسند وسخیف است.

 دولتها باید بدانند درصورت استفاده اززور و روشهای اقتدارگرایانه همراهی اعضای خانواده را ازبین خواهد برد واگر با ایجاد تفرقه بین اعضای خانواده مدتی موفق به اجرای برنامه های غلط خود باشند ولی بایدبداند که بالاخره باگذشت زمان وکهولت سنی اعتراضات واختلافات بیشترشده ودرنهایت سقوط امپراطوریها وحکومتها را منجر میشوند.