مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

مناظره یا مسابقه انتخاباتی!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٢
 

حضورچهار ساعته کاندیداهای ریاست جمهوری در صدا وسیما به بهانه مناظره وانجام آن به سلیقه وشیوه خاصی که به مسابقات هوشی وعلمی که صدا سیما بعمل میاورد شبیه بود با این تفاوت که شرکت کنندگان بجای دکمه زنگ قبلا" محل نشستن وهمچنین جوابگویی ونوبت بندیشان قرعه کشی وتنظیم شده بود! 

شاید صدا وسیما دغدغه اتفاقات ورویدادهای دوره پیشین را به یاد داشته ودرواقع با نبوغ خود میخواهد این انتخابات با کمترین تنش وحساسیت انجام شود.

آنچه مهم است اینست که انتخابات ریاست جمهوری ،انتخاب بالاترین مسئولیت اجرایی کشور است وچگونه بیکباره عنان و مدیریت انجام ان به صدا سیما واگذار میشود !انتخابات نیاز به ایجاد شور وشوق واشتیاق دربین مردم دارد.

لذا به منظور ایجاد یک بستر مناسب انتخابی چند پیشنهاد عملیاتی دراینجا میاورم به امید اینکه با وجود عدم ورود برخی از چهره های سرشناس واحزاب مختلف که میتوانست شور وهیجان به انتخابات بخشیده ومردم را امیدوار سازد دراین محدوده تعریف شده نیز بتوانیم تمرین انتخاباتی خوبی داشته باشیم:

الف)صدا وسیما خود نشان داده که مدیران ومشاوران واستراتژی مناسب برای جذب وایجاد شوروشوق در مردم را ندارد  که دلیل عمده آن جذب مردم به کانالهای ماهواره ایی کشورهای دیگر است بنابراین نمیتواند متولی مناسبی برای این موضوع باشد واگر دراین فکر است که از برهه انتخابات برای جذب مردم به صدا وسیما استفاده کند چرا دوباره به شیوه خود مدیریت میکند!!!

ب) درکل دنیا برای ایجاد شورشوق انتخابی جز یک را ه وجود ندارد وآن هم کشاندن کاندیداها وتبلیغاتشان به درون مردم وکوچه وبازاروقراردادن کاندیداها در ویترین صدا وسیما نه تنها نمیتواند شور وشوق ایجاد کند بلکه میتواند دیدگاه منفی نیز ایجاد نماید.

ج) اگر درانتخابات گذشته احساس میکنیم که بداخلاقی ایجاد شده وبه خیال خودمان هرکسی که خودش را میخواهد دلسوز معرفی کند بدنبال برخورد وارائه راهکار میباشد که دراین دوره چنان نشود ،باید بپذیریم که علت وماهیت آن بداخلاقی بخوبی تجزیه تحلیل نشد که آیا بدلیل مناظره بود ویا شخصیتی وافراد خاص که مشخصا" مناظره تعریف وماهیت مشخص دارد ودردنیا برای انتخابات ریاست جمهوری برای اطلاع مردم از توان کاندیدا برای جوابگویی و تجزیه وتحلیل وضعیت ودفاع از برنامه های خود درمقابل رقیب انتخاباتی خود انجام میشود که بهترین روش شناسایی وانتخاب برای مردم میباشد وبداخلاقی در آن جایگاهی ندارد وباید بپذیریم آن بداخلاقی ایجاد شده کاملا" شخصی بود واگر شخصی بود باید بررسی میشد که چرا یک شخص به خود اجازه میدهد درمقام کاندیدا بداخلاقی کند که اصولا" میبایست با شخص خطا کار برخورد لازم میشد نه اینکه اکنون بهانه لغو مناظره دوبدو را داشته باشیم.

د)متاسفانه هم اکنون هم در شیوه مناظره ومعرفی کاندیدا صدا وسیما مدیریت کل کار را بعهده گرفته!بلکه از فعالیتهای انتخاباتی کاندیداها دربین مردم نیز آنطور که باید ممانعت بعمل میاید که یکی همین ایجاد مشغولیت دائم برای حضورکاندیداها درصدا وسیما وپرکردن وقت آنها ودیگری عدم اجازه به راه انداختن کارناول های تبلیغاتی که هردو باعث میشود شعله های گرم انتخاباتی بدلیل عدم وجود باد واکسیژن کافی روز بروز کم شعله تر شود بطوری که اگر خاموش یا ضعیف شود هرچقدر هم دوباره کبریت بزنیم ومواد آتش زا بریزم آنطور که باید روشن نخواهد شد.

شاید اینهم رویه ایی است وخود تجربه ایی نو وسیاست وتدبیری است که ما از آن بی اطلاعیم فقط آرزو داریم که شان کاندیداها وارج وارزش ملت را به سخره نگیریم.

 


 
 
تهدید برای یک فرد با برنامه و صادق فرصت است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۱
 

در زندگی تلاش کنید با برنامه باشید وبا برنامه ریزی فعالیتها و کارهایتان را انجام دهید واز طرف دیگر صداقت وراستی ودرستی را اصل قراردهید واز هیچ تهدید وفشار ومشکل وخطری نهراسید.

درهر فعایتی و هرتصمیم وکاری  بسته به ماهیت آن مشکلات وسختیهایی وجود دارد درواقع " املائ نا نوشته است که غلط ندارد" بنابراین اگر غلط وموردی درمسیر فعایتهایتان بوجود میاید اگر به صداقت وسلامت خود ایمان دارید نه تنها نهراسید بلکه خوشحال نیز بشوید.

ممکن است فشارها ومشکلات وتهدیدهایی که بوجود میاید در برخی موارد بسیار خطرساز ومشکل افرین باشد وحتی حیثیت واعتبار شمارا نشانه رفته و استرس شدیدی نیز برایتان ایجاد کند ولی شما باید با تحلیل وضعیت وبدون اینکه اقدام عجولانه واشتباهی در مقابل ان داشته ویا خود را به نگرانی وهراس بیاندازید وناراحت وسردرگم ودر تردید به ادامه فعالیت باشید باید با شجاعت واحساس غرور به اینکه این طبیعت وذات فعالیت است وبا برخورد فکورانه ومنطقی مشکل را مرتفع نمایید وبا اقتدار بیشتری به مسیر خود ادامه دهید.

یعنی ممکن است دربروز وایجاد این مشکلات افراد وعواملی دخالت داشته باشند بنابراین شما با این افراد تقابل ومقابل به مثل نکنید وبدانید که این افراد نیز اسباب ووسیله ایی شدند تا شما تجربه ایی بزرگ بدست آورید

همیشه به این موضوع ایمان واعتقاد داشته باشید که کینه جو شکست خواهد خورد و انتصاب و برخورد ناحق ونابجا هرچند درکوتاه مدت نتیجه بخش بنظر میرسد ولی دربلند مدت محکوم به شکست است ولازم نیست که ما نیز به اشتباه با او تقابل داشته باشیم که او نه عامل بلکه وسیله وفرصتی شده برای رشد وتوسعه ما اگر خوب عمل کنیم همانند اینکه کوهنورد در هنگام صعود وبرخورد با صخره ها انها تخریب ویا از بین نمیبرد بلکه تلاش میکند به بهترین وراحترین روش از آنها عبورکندوصخره ها را درذات صعود میداند نه دشمن صعود .

در زندگی وفعالیت انسان ممکن است سالها طول بکشد تا تخریبها ومشکلات حادی فعالیت وشخصیت انسان را تهدید کند ولی این را بدانید هرکاری که میخواهد به رشد وشکوفایی واقتدار برسد باید از مسیرها وشرایط صعب العبور عبور کند وبدانید هیچ راه ومسیر بدون سختی ومشکلات وجود ندارد وهر کار وشغلی بسته به نوع آن مشکلات وتهدیدهای مخصوص بخود را دارد اگر احساس میکنید درمسیری که انتخاب کردید هیچ مشکل وتهدید وجود ندارد وبه آرامی خوبی درحرکتید این را ناشی از درست ومنطقی عمل کردن خود ندانید بلکه به این شک کنید که شاید حرکت وفعالیتتان ضعیف  است وگرنه مطمئن باشید با مشکلات وتهدیدها مواجهه خواهید شد.

اگر درهرمسیری وفعایتی که هستید با مشکلات وتهدیدهای بزرگ وسخت روبرو شدید نه تنها نهراسید بلکه آن را فرصتی بدانید که کسانی که چنین وضعیتی را تجربه نکردند فرصت رشد وشکوفایی را نیز نیافتند واگر احساس میکنند که شما ضعف دارید وبه این خاطر با چنین مشکلاتی مواجهه شدید در طول مدت زمان وبا عبور شما از آن شرایط سخت به صداقت وتدبیر وایستادگی شما تحسین گفته وتازه متوجه این موضوع خواهند شد که دلیل عدم مواجهه آنها نه درست وخوب فعالیت کردن آنها بلکه بدلیل ضعیف وپایین بودن عملکرد آنها ویا هنوز مواجهه نشدن با مشکلات وموانع رشد است که بالاخره مواجهه خواهند شد.

گربشوق کعبه خواهی زد قدم     سرزنشها گر کند خارمغیلان غم مخور

اگربه کوهنوردی علاقه داشته وقصد صعود به قله دارید باید بدانید که هرموقع به مسیر صعب العبور وسخت رسیدی مایوس نشویدواز آن عبور کردید مغرور نشویدولی مطمئن باشید به صعود نزدیکتر خواهید شد.


 
 
یک میلیون دلار در لاتاری برنده شدید!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۸
 

شاید  شما نیز چنین ایمیلی تا کنون دریافت کردید واز شما اطلاعات شخصی میخواهند تا یک میلیون دلاری را که برنده شدید را به  حساب شما  واریز کنند.

شاید بسیاری با دیدن چنین ایمیلی افسوس بخورند که حیف حساب ارزی ندارند ودغدغه این را داشته باشند که چگو نه حساب ارزی باز کنند ویا کسی را پیدا کنند که مطمئن باشه وحساب اورا بدهند تا بعد از دریافت به شما بدهد.

راستی نمیدانم که شاید جاهای خاصی باشه که چنین قرعه کشی هایی انجام میدهند وچنین جوایزی صورت میگیره که چنین ودراین سطح برخی بدنبال سو’ استفاده از این شیوه ها میافتند.

حال واقعیت مسئله اینست که من هیچ وقت به صحت وسقم این مسائل نپرداختم وبه راحتی چنین ایمیل هایی را از ایمیلم بدون اینکه زیاد توجه داشته باشم پاک کردم.

شاید شما احساس کنید که شاید من به چنین پو ل هایی نیاز ندارم!

نه من هم نیاز دارم وهرکسی را که احساس میکنید او از شما پولدارتر هست بدانید او نیازمند تر هم هست بقول قدما"هرچه بامش بیش برفش بیش" فقط میخواهم یک چیز را یاد آوری کنم.

پول و پست ومقام یکباره وبی رویه فساد میاورد یعنی نه تنها شما را خوشبخت نمیکند بلکه شالوده واساس خانواده وزندگی شما را به هم میریزد.

بنابراین هیچ وقت بدنبال بدست اوردن پول یکباره نباشید وهیچ وقت دراین رویا نباشید که ایکاش یک پول بزرگی درقرعه ایی ویا از جایی بدستتان میرسید بدانید همان لحظه آغاز بدبختیهای شما خواهد بود نه خوشبختی شما.

شاید شما نپذیرید ولی این یک زیربنای علمی دارد وهمانند یک قانون است همانند اینکه میگویند آب در 100درجه میجوشد.

موقعی که پولی بیکباره بدست شما میرسد ویا ژست ومقامی که در اندازه شما نیست بیکباره به شما میرسد بهترین حالت این است که ان را نپذیرید زیرا اختلاف سطح وطبقه یک چیزی است که کاملا" عینی وپذیرفته شده است همانند اینکه یکی درروستا زندگی میکند وبا شرایط اخلاقی وفرهنگی ومادی آنجا خو گرفته بیکباره بخواهد بیاید ودر شمال شهر خانه گرفته وفرزندانش را به همان مدارس بفرستد وبه همین خاطر است که  درخانواده افرادی که بیکباره پولدار میشوند ویا پست ومقامی بسیار بالاتر از سطح خود بدست میاورند یک خود باختکی فرهنگی ایجاد میشود .

به همین خاطر شما مبینید در چنین خانواده هایی اختلافات اساسی بین پدر ومادر وفرزندان ایجاد شده و در واقع چنین خانواده هایی از درون متلاشی میشوند.

باید به این اصل مهم توجه داشته باشیم که خوشبختی و خوش نامی با پول قابل خرید نیست ودر صورتی که بیکباره پول ومقام را بدست میاورید مطمئن باشید خودباختگی فرهنگی درشما وخانواده بوجود خواهد آمد.

به داشته های خود شکر کنید ودرمسیر درست وصادقانه فعالیت کنید وبدانید همین رشد وتوسعه که شاید هم احساس میکنید کند است بهترین مسیر تغییر وتوسعه است.گذشتگان گفتند " خدا نکنه کسی از بالا به پایین ویا بیکباره از پایین به بالا برود" منظورشان اینست که هم شکستهای بزرگ وهم موفقیت های یکباره هردو بد است  وزیانبار. 


 
 
سیاست پدر ومادر ندارد!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٦
 

ازقدیم میگویند سیاست پدر ومادر ندارد واقعا" باید این سخنان حکیمانه گذشتگان را با طلا بنویسند.

سیاست همانند تجارت نیست وتفاوت های عمده دارد که من همیشه میگویم اگر کسی بدنبال زندگی آرام وصادقانه وخوشبخت وسعادتمند ودرکنار خانواده باشد بدنبال تجارت برود نه سیاست.

در تجارت فردی که راهی را انتخاب میکند یک مسیر شفاف و مشخص است وهراشتباهی ویا موفقیتی در کارش داشته باشد بصورت سود وزیان ظاهر میشود .

دربدترین حالت یک تاجر ممکن است ورشکست شود که ان هم با استقامت و پایداری وتلاش مضاعف قابل جبران است.

تاجر موفق سود ومنافع مادی تعریف شده دارد وخانواده او نیز از این مزیت وبا آرامش کامل بهره مند بوده و فرزندانش از رفاه مادی لازم ودر کمال آزادی و ارامش خاطر میتوانند از ان درجهت آموزش و تفریح و سرمایه گذاری و... استفاده کنند.

یک تاجر موفق همیشه سن وسالش کمتر از آنچه درشناسنامه اش آمده نشان میدهد.

فرزند یک تاجر در کودکی از بهترین وسایل تفریحی وبازی واز گردش های توریستی مناسب وبهداشتی واز بهترین اموزش ها برخوردار است.

دردوران نوجوانی سالم وسرزنده وشاد است وبراحتی درهرجایی ومکانی میتواند به انتخاب خودش ثبت نام کند وآمزش هایش را تکمیل کرده واز بهترین امکانات واساتید بهره مند باشد.

در دوران دانشجویی برای او تفاوتی ندارد که درداخل ویا خارج ومحدودیتی نیز برای ثبت نام ندارد وچون مسیر پدر را انتخاب کند مدیری بلامنازع وبا حمایت کامل پدر بوده وبراحتی فعالیت تجاری را پیش میبرد واو هیچ وقت رقیب پدر نبوده واگر انتقاداتی هم داشته باشد پدر اختیاراتی را درمحدوده فعالیتش به او میدهد.

درهنگام ازدواج هیچ محدودیتی درانتخاب ندارد وفامیل وهمشهری ویا  حتی خارج از کشور دخالتی درانتخابش نداشته وانچه برایش مهم است  عاشقانه ازدواج کردن وعاشقانه زندگی کند او همانند پرنده آزاد و سالمی است در یک چنگل سرسبز زندگی میکند که برایش هیچ محدودیتی برای انتخاب آشیانه و زوج و خوراک و... وجود ندارد.

اما یک فرد سیاسی یک مسیر راهی که انتخاب کرده نه از آن او بلکه بیشتر تقلیدی و اطاعتی است تا آزادانه ومیبایستی کاملا" مطیع باشد ومقیدو خانواده اش حتی اگر بهترین امکانات نیز دراختیارش باشد همانند این است که درقفس زیبایی زندگی میکند وهمیشه ترس وهراس درکمینشان .

در بدترین حالت او ورشکستگی ندارد بلکه جان خود را به پای اهدافش میگذارد.

یک سیاسی موفق همیشه حداقل 10سال پیر تر سن شناسنامه ایی خود نشان میدهد.

فرزند یک فرد سیاسی از همان دوران کودکی ترس وهراس را در درون خانواده وچشمان پدر تجربه کرده است.

دردوران نوجوانی او نباید در هرکجا وهرجا ظاهر شود ومحل تحصیل ورستوران وگردش وتفریح اش تعاریفی دارد که انگار دردرون قفسی زندگی میکند وآب وغذا  وتفریح را آمده درآن تعریف کرده اند.حتی اساتید ورشته تحصیلش نیز تجویزی است تا انتخابی.

دردوران دانشجویی دانشگاه محل تحصیلش نیز کاملا" تعریف شده بوده واو نیز همانند پدر خواسته ویا ناخواسته زندگی توام با استرس وکنترل شده ایی دارد وحتی دوستیها ودوستانش نیز تعریف شده اند.اصولا" او نباید انتقاداتی به مرام ومسیر پدر داشته باشد واگر چنین باشد حتی ممکن است جانش از ناحیه پدر نیز به خطر بیافتد بنابراین مجبور است حتی درخانه نیز اگر افکارسیاسی دیگری دارد نقش بازی کند تا کسی به افکارش پی نبرد و بالجبار یک مسیر سیاسی پرخطر درانتظار ش است که خود دربوجود امدنش نقشی نداشته است.

دردوران ازدواج او هیچ نقشی درانتخابش ندارد و او ناچار است پدر را همچون یک رهبر الگو وسرمشق خود بداند وهمه چیز را با او مشورت وانتخاب او را انتخاب خود بداند. در درجه اول اقوام نزدیک ودوستان خانوادگی وحزبی پدر برای ازدواج الویت اصلی بوده وحتی نهایی است واگر خارج از این چارچوب باشد باید تحقیقات و تاییدات خاصی از طرف پدر صورت گیرد.

بنابراین من همیشه به دوستان واشنایان که بدنبال مشاوره هستند میگویم اگربدنبال دنیا وآخرت هستند ومیخواهند درزندگی آرامش وآسایش داشته وبا همه به صفا ودوستی وصداقت زندگی کرده وبجای قفس آزاده وآسوده باشید بدنبال سیاست نروید.


 
 
آنها که بدنبال فرصت هستند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٤
 

بسیاری عقیده دارند که اگر میخواهی سود کلان ویکباره بدست آوری باید قدرت تشخیص وشناسایی فرصت ها را داشته باشی ودر فرصت مناسب با سرمایگذاری حداکثری بیکباره یک پول وثروت کلان بدست اورید.

هرچند  درزندگی ما مقاطع وزمانهای خاصی را مشاهده میکنیم که بدلیل بحران ها ورویدادهای سیاسی واقتصادی خاص شاهد تورم ها وتغییرات موثر یکباره بودیم وبا کمی تحلیل دیدیم که اگر ما نیز درآن مقطع میتوانستیم سرمایه گذاری کنیم چه سود کلانی میتوانستیم ببریم!

یا حتی خودمان نیز درهمان مقاطع از روی تصادف ویا حتی تشخیص ویا مشاوره خریدی انجام دادیم وبعدا" دیدیم که عجب سود مناسبی بردیم همانند اینکه درسال قبل کسی درمقطع ابتدای سال سکه و ارز خریداری کرده بود ویا درتابستان مسکن خریداری کرده ویا درمهر ماه خودرو خریداری کرده ولوازم منزل ویا محصولات دیگر واحساس میکند که چه موفقیتی بدست اورده است.

همین موضوعات ویا توضیحات بسیاری از رویدادهای گذشته ومقاطع خاص که چه سودهای کلانی چگونه بعضی ها میبرند خودبخود این ایده برای بسیاری مسجل میشود که اصولا" افراد موفق وثروتمند در سایه همین بهره برداری از مقاطع خاص وتشخیص مقاطع زمانی واستفاده از انها ثروتنمد شده اند بنابراین به این اصل وایده میرسند که اگر میخواهن ثروتمند شوند باید از مقاطع خاص مطلع باشند وبهره برداری کنند وبهمین خاطر بیش از روند عادی وفعالیت عادی بدنبال شناسایی مقاطع خاص هستند واز کسانی که احساس میکنند دانشی در اقتصاد ودستی درسیاست دارند سوال کنند که مثلا" به نظر شما اگر انتخابات باشد چه اتفاقی میافتد ؟ ویا اگر .....؟ وصدها سوال دیگر.

به این دوستان باید بگویم که اگر فکر میکنند که ثروتمندان وافراد تاجر موفق وبزرگ در سایه تشخیص این موقعیتها وبهره برداری از آن به آنجا رسیده اند سخت دراشتباه هستند این بدان معنی نیست که مقاطع خاص سود کلانی به آنها نرسانده بلکه بدان معنی است که علت بهره برداری خوب انها از مقاطع خاص نه تشخیص مقطعی آنها بلکه حضوردائمی آنهاست وفعالیت سود وزیان دارد واگر زیان را متحمل شدند بنابراین درچنین مقاطعی از سود نیز بهره مند میشوند والا این تاجران میبایست بعد از بردن سودکلان تغییر رشته میدادند وبه شغل دیگر رو میاوردند وهمینطور این روند ادامه داشت.

اگر شما احساس میکنید که درمقاطع خاص توانستید با سرمایه گذاری در کالایی سود بی رویه ببرید درواقع سودی نبرده اید بلکه شما توانستید از کاهش ارزش پول نقد خود جلوگیری کنید وتنها به این دلیل احساس میکنید سود بردید که نرخ روز کالا را با مقدار پول نقد قبلی خود مقایسه میکنید در صورتی که اگر کالایی فروخته وسرمایه گذاری کرده باشید ومقایسه کنید میبینید که هیچ سودی نبردید مثلا" کسی طلا فروخته وسکه خریده ویا کسی ماشین فروخته ومسکن خریده هرچند ممکن است مابه التفاوتی میتواند وجود داشته باشد ولی ناچیز است.

حال ببینیم چرا تاجر فعال در این مقاطع سود میبرد وقدرتمند میشود؟

تاجر موفق وفعال هیچ وقت به فکر این نیست که این مقطع مقطع خاص است بلکه او همیشه توجه به فعالیت تجاری خود دارد وبرایش همه مقطع ها مهم است چه مقطعی که با زیان مواجهه است وچه درمقاطعی که سود میبرد برای او سود و توانمندی در پایداری وتوسعه فعالیت و سوابق معتبر است نه بهره برداری از مقاطع خاص است.

گذشت زمان برای او یک تجربه و موقعیت خوب ایجاد میکند که منجر به افزایش فروش ومشتری وقرارداد میشود واو سود خود را نه درافزایش قیمت بلکه درتیراژ فروش میبرد.

یک تاجر موفق میداند که هرچند مقاطع خاص منجر به افزایش قیمتها وبدنبالش افزایش سرمایه میشود ولی حتما" منجر به افزایش سود نمیشود زیرا منجر به رکود وکاهش فروش میشود واین افزایش قیمت نیز منجر به افزایش تعداد کالای او نشده بلکه او مالک همان تعداد کالا است با قیمتی بالاتر.

تاجر موفق بدلیل اینکه خواسته ویا نا خواسته همه نقدینگی خود را به کالا تبدیل کرده وحتی وام و استقراض میکند وبه کالا تبدیل میکند بنابراین در مقاطع خاص هیچ وقت با کاهش ارزش پول مواجهه نیست وحتی جوابگویی وتوان او دربازپرداخت بدهیهای ریالی اش بالاتر میرود یعنی یک سود غیر مستقیم میبرد.

بنابراین هرچند اینکه بتوانید درمقاطع خاص نقدینگی نگه ندارید حتی شده برای خود لوازم زندگی مورد نیاز خریداری کرده باشید تا از کاهش ارزش پولتان جلوگیری کنید تصمیم معقولی است ولی بدانید که به این موضوع با دید سرمایه گذاری نگاه نکنید وفکر نکنید که میتوانید با بهره برداری از این مقاطع خاص سودهای کلان ببرید که چه بسا بسیاری با همین طرز تفکر سرمایه های خود را نیز از بین برده اند.

درواقع در مقاطع خاص میتوانید از مشاور اقتصادی خود سوال کنید که چگونه از کاهش ارزش پول خود جلوگیری کنید نه اینکه درمقاطع خاص چگونه سرمایه گذاری کنید تا ثروتمند شوید!

اگر میخواهیدبدانید فرصت مناسب کی وکجاست باید بگویم فرصت مناسب شروع یک فعالیت خوب ومورد علاقه تان است وبدون توجه به موارد دیگر وهوسی شدن های دائم وتداوم فعالیت وتوجه به اینکه هر فعالیتی سود وزیان دارد واگر از سودش خوشحال و بهرمند میشوید از زیانش نیز هراسان ومستاصل نشوید بدانید در آینده وگذشت زمان فعالیت صحیح ومتفکرانه جواب خواهد داد وبه تاجری موفق درآن حیطه تبدیل خواهید شد ودیگران فکر خواهند کرد شما تیزبین هستید واین ثروت را از موقعیتهای خاص بدست آوردید وشما به آن ایده ها ونظریه ها خواهید خندیدوآنها را ساده لوح خطاب خواهید کرد.

برای شروع هیچ وقت دیر نیست وزمان ومکان خاص ندارد.


 
 
مشاوران بی ترمز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
 

هرکسی با هر تجربه و سواد وتجربه ومقام وموقعیتی درزندگی روزمره ممکن است درموقعیت یک مشاور قرار گیرد .

این مشاوره ممکن است از یک موضوع ساده همانند گرفتن یک آدرس گرفته تا مشاوره های حساسی همانند ازدواج وشغل وسرمایه گذاری و...باشد.

در اینجا برای اینکه بتوانید نقش خود را بخوبی انجام دهید مهمترین اصل این است که درهمان ابتدا اگر در موضوع مورد مشاوره علم وتجربه کافی ندارید با شهامت و شجاعانه معذوریت خود را اعلام تا از تضییع شخصیت خود درمقابل طرف مقابل جلوگیری کرده واتفاقا" محبوبیت و جایگاه و شخصیت شما درمقابل دیگران بیشتر وبالاتر برود.

ولی در عمل همه افراد دوست دارند در زندگی روزمره نقش مشاور پیدا کرد ه ومورد مشورت دیگران قرار گیرند و تمام سعی خود را میکنند تا مشاور قوی و موفق عمل کنند.

در اینجا نمیخواهم بگویم که مشاور شدن ومشاوره دادن بد است بلکه خود بهترین وضعیت وموقعیت است ولی اگر نتوانیم در این جایگاه خوب عمل کنیم ویا مشاوره اشتباه بدیم ممکن است در برخی موارد که مشاوره مهم ارائه میدهیم نا خواسته با سرنوشت افراد بازی کنیم.

در این مقاله نمیخواهم به خصوصیات یک مشاور خوب ویا بهترین رویه مشاوره اشاره داشته باشم بلکه میخواهم به یک خصلت خاصی اشاره کنم که از آن میتوان به دام مشاوره اشاره کرد که درآن هم مشاوره دهنده وهم مشاوره گیرنده در یک وضعیت خاص گرفتار میشوند.

مشاوران بی ترمز کنایه از کسانی است که درهنگامی که کسی نقش مشاور میگیرند توجهی به اهمیت موضوع نیز ندارند وشروع میکنند به صحبت کردن ومشاوره دادن حتی به طرف مقابل نیز فرصت تکمیل وصحبت پیرامون موضوع مطرح شده نمیدهند نه به زمان توجه دارند نه به مکان وتیمی که نشسته است  که به چنین مشاورانی بعنوان مشاوران بی ترمز میگویم.

مشاوران بی ترمز را هرکس یکبار مشاوره بگیرد توبه میکند چون این افراد ممکن است ساعتها به صحبت ومشاوره بپردازند .

چنین افرادی بیش از انکه به موقعیت وموضوع وموارد طرف مقابل دقت کنند بیشتر از افتخارات وتوانمندی های خودشان صحبت میکنند .

اگرشما نیز اینچنین هستید ومیبینید درهنگام مشاوره به بیراهه میروید ونمیتوانید ویا علاقه ندارید بحث وموضوع قبل از اینکه شما از صحبت کردن ارضاء شوید جمع بندی شود وپشت سرهم صحبت میکنید وبه کسی مجال صحبت نمیدهید بدانید که ترمز شما بریده وباید آن را تعمیر واصلاح بکنید.

 


 
 
شورای نگهبان و انتقاد از عملکرددر رد صلاحیت ها!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

حماسه سیاسی شاید دوکلمه باشد ولی بحث مهم ایجاد بستری که بتواندحضورپرشورهمه مردم را با گرایشات مختلف سیاسی ایجاد نماید در دل آن نهفته است ومطمئنا" میتواند تاثیر مهمی در حیات سیاسی کشور بازی کند.

شرکت برخی از چهره های صاحب نفوذ وآن هم درآخرین روز ولحظه های ثبت نام بیکباره یک شور ونشاطی دربین مردم برای بروز این حماسه سیاسی ایجاد کرد.

ولی با اعلام اسامی افرادی که احراز صلاحیت شدندازبین بیش از 600نفر بیکباره نه تنها این شور ونشاط فرو کش کرد بلکه سوالات و مباحثی نیز دراذهان بوجود آورد که جوابگویی مناسب به مباحث ایجادبرای شورای نگهبان مهم به نظر میرسد.

البته نمیدانم چرا هم صدا وسیما وهم شورای نگهبان اصرار براین دارند که همه بدون چون و چرا به تشخیص شورای نگهبان تمکین کنندواین موضوع برخلاف دوره های قبل از همان ابتدا شروع شد انگار مطلع بودند! درصورتی که برخی تردیدها شبهه قانونی دارد وبهتر است توسط شورای نگهبان تجدید نظر لازم صورت گیرد.

یکی از وظایف شورای نگهبان نظارت بر انتخابات می باشد.

بر اساس قانون اساسی، صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری، پیش از انتخابات رأساً توسط شورای نگهبان مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. در بند (9) اصل 110 قانون اساسی آمده است:

«...‏ صلاحیت‏ داوطلبان‏ ریاست‏ جمهوری‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرایطی‏ که‏ در این‏ قانون‏ می‌‏­آید، باید قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تأیید شورای‏ نگهبان‏ ...‏ برسد.»

بر اساس این عبارت، شورای نگهبان بر امر بررسی صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری نظارت ندارد، بلکه خود به طور مستقیم به صلاحیت آنان رسیدگی می­نماید.

برطبق اصل 115 قانون اساسی، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران ، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت وتقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور
ماده 57:«شورای نگهبان ظرف پنج روز از تاریخ وصول مدارک داوطلبان به صلاحیت آنان رسیدگی و نظر خود را صورت­جلسه نموده و یک نسخه از آن را به وزارت کشور ارسال می­دارد.

تبصره- در موارد ضرورت بنا به تشخیص شورای نگهبان مدت مذکور در این ماده حداکثر تا پنج روز دیگر تمدید و به وزارت کشور اعلام می­گردد.»


ساختار شورای نگهبان


شورای نگهبان  مجموعاً 12 عضو دارد که برای یک دوره شش ساله انتخاب می­شوند. نیمی از اعضای آن فقیه و نیمی دیگر حقوق­دان هستند. شرایط و نحوه تعیین فقها و حقوق­دانان به شرح زیر است.

شرایط فقها

در قسمتی از اصل 91 قانون اساسی آمده است:

«... شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می­گردد:

شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسایل روز. انتخاب این عده با مقام رهبری است...»

به موجب این اصل، «فقاهت»، «عدالت» و «آگاهی به مقتضیات زمان و مسایل روز»، شرایط عضویت در شورای نگهبان است.

بنابراین هرگونه تایید ویا رد صلاحیت باید درچارچوب قانون صورت گیرد ولی درنتایج رد صلاحیت مواردی مطرح گردیده (شرط سنی) که درمتن قانون نیامده وحتی بنابه دلایل نامعلومی که برای آوردن درمتن قانون در مجلس مطرح گردیده بود نتوانسته بود مصوبه مجلس را اخذ نمایدبنابراین چگونه شورای نگهبان به این موضوع اشاره نموده است.

در مواردی اشاره به حمایت از فتنه وانحراف میشود که اصولا" باید این موارد قبلا" توسط دادگاه صالحه رسیدگی ومحکومیت صادر شده باشد.

بنابراین همین موارد وسخنرانیها واظهار نظرهای موردی برخی از اعضا’ شورای نگهبان قبل از اظهار نظر رسمی شورا ایجاد شبهاتی را میکند که باید پاسخ داده شود.

درکشورهای توسعه یافته برای اینکه بتوانند سلامت سیاسی انتخاباتی را حفظ نمایند از ورود دو طیف مهم در انتخابات وفعالیتهای حزبی وسیاسی جلوگیری میکنند یکی نظامیان دومی نیز مراکز قانون گذاری ونظارتی.


 
 
دکتر زیبا کلام و من
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

شاید آن موقع که در دوره فوق لیسانس کتاب ما چگونه ما شدیم دکتر را سمینار میدادم با خود درتعجب بودم که چگونه یک استاد اینقدر با شهامت وجسارت وموشکافانه توانسته جامعه را مورد تحلیل وبررسی قراربده وشاید با خود میگفتم که در زمینه علوم سیاسی او یک نخبه و صاحب نظر بی رقیب است!

با بالا رفتن سن وتجربه ودانشم و ورود آقای دکتر زیبا کلام در مقاطع خاص  درمباحث سیاسی روز وسخنرانیها ومقاله های بیشمارش که در بسیاری این شبهه ایجاد میشد که چگونه یک تحلیل گر سیاسی در یک کشوری که باید هزاران تحلیلگر داشته باشد خود نمایی میکند وبا شهامت و آسوده خاطر به بیان نظرات وایده های خود میپردازد که اگر این ایده ها از یک تحلیلگر سیاسی رده دو نیز مطرح بشود ممکن است تبعات وخطراتی بدنبال داشته باشد ومیدیدم هر کس اورا به وابسته بودن ویا مورد حمایت بودن ویا... تفسیر میکردند.

موقعیت حساس کنونی و اینکه شاید دوست و بیگانه وتحلیلگر وعوام وعالم ونادان این دوره انتخابات وبا عنایت به نامزدی برخی شخصیت های سیا سی را به حساس ترین ومهمترین برهه یاد نموده(قبل از تایید صلاحیت ها) وبیشترین حساسیت آن را به بحران سیاسی دوره قبل مرتبط دانسته وحساسیت بالای مردم را عامل اصلی آن میدانند.

دراین شرایط خاص دوباره آقای دکتر ظاهر شده ویکه تاز تحلیل ها وسخنرانیهای سیاسی میشود وبراسب سرکشی سوار شده وبی واهمه وچهار نعل میتازد در مقطعی  که هیچ کس براحتی جرات وارد شدن ندارند وحتی تحلیل گری همانند آقای عبدی نیز که میخواهد ورود پیدا کند میبینند دکتر با سرعت تمام وبا اسب سرکشش بسوی او نیز میتازد.

دوباره میبینم که بحث ها وروایتهای مختلف از دکتر میشود که او چگونه اینقدر آسوده خاطر نقطه نظراتش را بیان میکند وبرمسند دانشگاهی(یکی از دانشگاههای معتبرکشور) نیز تکیه زده ونگران هیچ موردی نیست وشاید به تجربه به یک اطمینان کامل رسیده است.

دراین وضعیت مرا به شک واداشت که چرا وچگونه او میتواند به همین راحتی وبدون هرگونه ترس وواهمه وارد میدان پر از تسویه حسابها وتضادها وبرخوردهای سیاسی شود ومن موافق بحث ها ونظریه های عمومی که شاید از کسی ویا جایی حمایت میشود نیستم و بیشتر چنین وضعیتی را مرتبط با یک موضوع ریشه دارتر میبینم وبرای آن سعی میکنم با مطالعه زندگینامه او کلید این معما را بیابم وخوشبختانه با دیدن زندگینامه کاملش در سایت شخصی او راحت تر شده ومتوجه میشوم او تحصیلات اولیه اش با رتبه بالا درشته مهندسی شیمی میباشدو تازه با خود میگویم او میتواند یکی از متخصصین رشته شیمی باشد.

علوم مختلف با هم ارتباط تنگانگی دارند و بخاطر همین اگر کسی رشته تحصیلی خود را بخوبی وعلاقه انتخاب و در آن به مدارج عالی رسیده باشد یقینا" تا یک سطح معینی میتواند در سایر رشته ها نیز نظر کارشناسی بدهد که برای مثال ممکن است یک پزشک متخصص که کاملا" به سیستم ایمنی بدن اگاه ومطلع است با استنباط از آن با درایت به خوبی به سیستم امنیتی نظر کارشناسی وتحلیلی بدهد که کاملا" نیز کارشناسی باشد ولی سطح دانش وبینش وتحلیل او از حد کارشناسی عبور نکرده وهیچ وقت نمیتواند در سطح اندیشمندان امنیتی کارشناس ارشد ودکتری تحلیل جامع داشته باشد چون تخصص او درآن زمینه نیست.

با مطالعه زندگینامه آقای زیبا کلام تازه متوجه میشوم او نیز همانند من وشاید دریک سطح بالاتر میتواند در یک رشته تحصیلی دیگر کاملا" متخصص باشد وتحلیل های سیاسی او نیز نه ناشی از تجارب سیاسی و تحصیلات تکمیلی بعدی او بلکه بیشتر از پایه اولیه تحصیلات شیمی او نشات بگیرد وبیشتر تحلیل هایش بطور غیر مستقیم از فرمول های شیمی نشات بگیرد وبرای همین فرمول هایش ممکن است تا یک سطح کارشناسی بسیار زیبا وجامعه پسند باشد ولی نتایج آن کاملا" تعریف شده بوده ولی در عالم سیاست بیشتر خلافش بوجود آید چون عالم سیاست فرمول ثابت ومشخصی ندارد وبسیار پیچیده تر و مبهم تر از آنست که ما تفسیر میکنیم موضویی که متاسفانه در کشورهای جهان سوم بسیار رایج است وآن همانا ورود اندشمندان یک رشته دریک رشته دیگر وبجای ادامه رشته تخصصی پایه واولیه انتقال وتغییر رشته و ادامه در مسیری دیگر که همه دانسته ها ومطالعات اولیه که هزینه بسیاری نیز صرف آن شده به کناری گذاشته میشود .

من خودم نیز در بسیاری از موارد عالم سیاست را خواسته ونا خواسته با استفاده از تخصص اقتصادی ام وبرطبق مسائل تورمی ورکود وتوررکود که خود بازتابی از مسائل جامعه حتی مرتبط با تصمیم گیریها واوضاع سیاسی جامعه است تحلیل کردم وبسیاری از دوستان فکر کردند که در عالم سیاست نیز بسیار اندیشمند ومتفکر هستم ولی خود میدانم که این تحلیل من بیش از سطح کارشناسی علم سیاست نبوده واین تحلیل سیاسی خوب من نه نشانگر تحلیلگر سیاسی خوب بودنم بلکه نشانگر تحلیلگر اقتصادی خوب بودنم است که توانستم ارتباط موضوعی رشته تحصیلی ام را با رشته های دیگر پیدا کنم.

در برخی مواقع ورود برخی از افراد در رشته های دیگر که خود میتواند هزاران متخصص واندیشمند داشته باشد نه نشانه اندیشمند ومتخصص بودن او بلکه نشانگر پایین بودن تحلیل هایش در سطح کارشناسی است وسکوت دیگران نه نشانه نبود متخصص در آن بلکه حاکی از پیچیده بودن وعمیق بودن موضوعات در سطح عالی میباشد که بقول عارفان"تا بدانجا رسید دانش من     تا که دانستم همی نادانم"

بنظر من ما موقعی که رشته تخصص خاصی را ادامه وبه مدارج بالایی میرسیم وبعدا" برطبق علاقه ویا اتفاق به رشته های دیگر علاقمند ویا حتی ورود(ادامه تحصیل) پیدا میکنیم نسبت به کسانی که فقط در یک رشته ادامه تحصیل داده وبا علاقمندی به مدارج عالی آن رسیده اند یک تفاوت عمده داریم که ما دراطاقی قرارداریم که آن اطاق چهار پنچره درچهار سوی خانه دارد وما از یک پنچره به بیرون مینگریم واز آن پنچره هرچیزی را که میبینیم تفسیر میکنیم وهرچند تفسیر ما ممکن است از نظز بسیاری  خوب ومفید وموفق دیده شود ولی در ادامه بدلیل اینکه به رویدادهای سایر پنچره ها اشراف نداریم تحلیل های ما اگر درکوتاه مدت هم بسیار مناسب خوب باشد ولی در مدت زمان نسبت به تحلیل گران متخصص ناقص دیده خواهد بود چون آنها بربالای بام خانه ایی قراردارند که ما از پنچره اش بیرون را مینگریم ولی آنها به همه جا اشراف دارند وبه همین خاطر است که تحلیل های ما زیاد حساسیت ایجاد ننموده ودردسرساز نیز نمیشود زیرا تیم های امنیتی وسیاسی میدانند این تحلیل ما نه ناشی از تفکرات وگرایشات سیاسی ما بلکه ناشی از دانش و تخصص غیر سیاسی وارتباط دادن آن با مسایل سیاسی میباشد.

کسی که صاحبنظر سیاسی باشد وتحلیل او از سطح کارشناسی بالاتر باشد بدلیل اینکه میتواند تبعات سیاسی وامنیتی بوجود آید هیچ وقت نمیتواند سخنرانی و اظهار نظر صریح  در این اندازه داشته باشد نه درکشور ما بلکه دربیشترکشورها نیز چنین است بنابراین اظهارات صریح آقای دکتر را میتوان چنین تعبیر کرد که ایشان در رشته شیمی تخصص بالا داشته وتحلیل های سیاسی او نه ناشی از تخصص بالای علوم سیاسی بلکه میتواند ناشی از تخصص بالای شیمی باشد که بیشتر سیاست بیرون را با عینک فرمول های شیمی تعبیر وتفسیر مینماید وبه همین خاطر نیز از دید اندیشمندان سیاسی که بیشتر سکوت پیشه میکنند تحلیل کارشناسی سیاسی افراد متخصص در سایر رشته ها را احساسی ودارای عمر مقطعی و فاقد حساسیت های جناحی میدانند.

به همین خاطر است که دربرهه های حساس آقای دکتر وامثال من درنبود وسکوت تحلیل گران اصلی میشویم صاحب نظر سیاسی وبا شهامت وجرات بدون اینکه نقطه نظراتمان تبعاتی بدنبال داشته باشد قابل طرح و ارائه است وکارشناسی نیز میباشد.

ولی همیشه آرزو داشتم که همانند کشورهای پیشرفته همه ما اگر هوش ودرایتی داریم از همان ابتدا در رشته تخصصی که هزینه وزمان گذاشتیم ادامه داده تا بتوانیم بیشترین اثربخشی را به جامعه و کشور و دنیا داشته باشیم و کارهای تخصصی را به افراد متخصص همان رشته واگذار کنیم واگر احساس میکنیم آنها به وظایف خود عمل نمیکنند نیز نه ناشی از نبود آنها بلکه ناشی از علم آنها بدانیم.

 ولی به هرحال شهامت وتحلیل های کارشناسی دکتر قابل تقدیر است.


 
 
بی سابقه ترین رکود(بالا ترین چالش سیاسی انتخاباتی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳٠
 

برای اینکه بدانیم وضعیت سیاسی یک جامعه چقدر براقتصاد آن جامعه تاثیر دارد ویا بهتر بگویم تاثیر متقابل بین اقتصاد وسیاست چگونه است شرایط روز ما به وضوح سطح تاثیرگذاری آن را نشان میدهد.

از ابدای سال 92 بدلیل گرانیهای قابل توجه مخصوصا" در نیمه دوم سال که تا پایان سال همچون سیل خروشان همه کالاها وموارد را شامل میشد دربرگرفت واین تورم که توسط بانک مرکزی درسطح 30درصد وحتی درارسال نرخ تورمی اقلام خودرویی سطح بالای 50درصد پذیرفته شد ولی  مردم وبازار افزایش 100درصدی را تجربه کردند.

تجربه تورم بالا قبل ودرحین تجربه یک هجوم خرید مردم را که ناشی از ترس گرانی وکاهش ارزش پول است بوجود میاورد ولی بعد از قطعی شدن افزایش ها بدنبالش یک رکود چند ماهه متصور است .

بنابراین وجود رکود درابتدای سال جدید امری عادی بود ولی انتظار میرفت بدلیل تغییر سال وپذیرش مردم وهمچنین تورم سالانه این رکود خودبخود کمرنگ شود ولی شما ملاحظه میکنید که این رکود درسال جدید برعکس روزبروز بیشتر وبیشتر میشود .

آغاز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری وثبت نام غافلگیرانه چند نفر از کاندیداهای تاثیر گذار در اخرین روز ثبت نام ومتعاقب آن بروز اختلال ونوسان لحظه ایی دربازار ارز وطلا که این دو کالای مهم همانند دماسنج اقتصاد عمل نموده وافزایش وکاهش آنی اقتصاد متاثر از رفتارهای سیاسی وموارد دیگر را نشان میدهد.

دربسیاری از کشورها از مقاطع انتخاباتی بعنوان یک فرصت و بهترین مقطع تاثیر گذاری مثبت در اقتصاد ملی یاد میشود و با ورود کردن افراد ملی ومحبوب یا منتقد ومخالف سعی میکنند بهترین بهره برداری را بکنند زیرا که میدانند متقابلا" حیات سیاسی هرکشوری نیز وابسته به حیات اقتصادی آن است.

درکشورهای جهان سوم متاسفانه نه تنها به این عامل مهم توجه نمیشود بلکه با محدود کردن و انحصار طلبی وگزینشی عمل کردن شرایط اقتصادی را بدتر نیز میکنند وفکر میکنند با انتصاب عوامل خود میتوانند حیات سیاسی خود را حفظ نموده واقتصاد را نیز درچارچوب عقاید وتئوریهای سلیقه ایی مدیریت خواهند کرد.

خوشبختانه مقطع کنونی درکشور ما ناخواسته وبا شجاعت وشهامت برخی از شخصیتهای سیاسی وشرکت آنها در انتخابات وورود به یک چالش ومبارزه بزرگ موقعیتی ایجاد شده که با وجود نبود همه اندیشه ها وجناهها ولی یک بستر تاثیر گذار اقتصادی بوجود آید که دراینجا میتوان با استقبال از این کاندیداها یک بستر مناسب درجهت بهبود شرایط اقتصادی کشور بوجود آورد ولی متاسفانه با طرح تردید در عدم تایید برخی کاندیداهای اصلی این فرصت به یک تهدید تبدیل شده وبیکباره حتی وضعیت تالار بورس نیز بطور آنی وبی سابقه منفی میشود یعنی افزایش ثروت قطره ایی صورت گرفته بیکباره از بین میرود.

درکشورهای توسعه یافته بخاطر ایجاد یک انگیزه عمومی درمردم کاندیداها را دریک فرصت انتخاباتی وتبلیغاتی چندماهه قرارمیدهند ولی درکشوری همانند ما که فاصلع بین ثبت نام تا رای گیری کمتر از 2ماه است همین زمان را نیز درتونل تایید صلاحیت و...ازبین میبریم تا تاثیرگذاری یک کاندیدا به صفر برسد وتوجیه ما اینست که مردم بتوانند واقع بینانه انتخاب کنند!

در اینجا میبینیم که سیاسیون یکجانبه نگر وانحصار طلب به راحتی با سرنوشت مردم بازی نموده عواقب زیانبار ان را درنظر نمیگیرند عواقبی که هرچند منجر به ورشکستگی اقتصادی شود ولی مطمئن باشند که ورشکستگی اقتصادی بدنبالش ورشکستگی سیاسی را بدنبال میاورد.

بنابراین درچنین شرایطی که خدا یک فرصت و مسیر ایجاد نموده باید قدر این فرصت را دانسته ودر جهت کمال ورشد وتوسعه کشور از آن بهره برداری کنیم.

 


 
 
وزن اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری92
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٤
 

مقاطع انتخاباتی برای جذب آرای مردم بسیار مهم است وبسته به شرایط سیاسی واقتصادی وفرهنگی ممکن است نسبت جذب آراء و علاقمندی مردم در رای متفاوت باشد مثلا" ممکن است کشوری مشکلات اقتصادی کمتری دارد ومسائل سیاسی ویا فرهنگی برایشان با اهمیت است ویا بالعکس .

درکشورما بدلیل اینکه دریک دوره اخیر بیشترین کاهش ارزش پول ملی وافزایش خط فقر وبیکاری اتفاق افتاد شاید بتوان به جرات گفت که وزن مطالبات مردم به اینگونه میباشد:

مسائل اقتصادی(60%)  مسائل سیاسی و آزادیهای فردی(20%)مسائل فرهنگی واجتماعی(10%)سایر موارد(10%)

بدلیل اینکه درکشورما رئیس جمهور در زمینه اقتصادی اختیارات کامل داشته ولی در زمینه های دیگر اختیارات کامل ندارد این موضوع نیز توجه کاندیداها واحزاب به مقوله اقتصادی را بیشتر میکند.

یکی از دلایلی که هم شورای نگهبان وهم بسیاری از کاندیداها به داشتن برنامه تاکید دارند بخاطر همین موضوع است.

حال اینجانب با توجه به سابقه ودیدگاه عمومی وزن کاندیداها را تعیین میکنم که این شاخص میتواند با ضرب در تعداد شرکت کنندگان در رای هرکدام آرائ هرکدام رامشخص کند:

1-اقای هاشمی رفسنجانی(اصلاح طلبان):اقتصادی (40%) سیاسی(30%)فرهنگی(20%)سایر(10%)

2-اقای قالیباف(اعتدال گرایان):اقتصادی(20%)سیاسی(20%)فرهنگی(20%)سایر(40%)

3-آقای مشایی(طرفداران دولت):اقتصادی(10%)سیاسی(30%)فرهنگی(30%)سایر(30%)

4-آقای جلیلی یا لنگرانی(اصول گرایان):اقتصادی(5%)سیاسی(10%)فرهنگی(15%)سایر(70%)

سایر :شاخصه های مثبت یا منفی که دراین دوره تاثیر گذار نیستند.

با توجه به تحلیل فوق واهمیت وزن اقتصادی در انتخابات این دوره میبینیم که حتی اگرهمه جناهها وطیف های مختلف که بعید است با هم درمقابل اصلاح طلبان بخواهندوبتوانند جبه گیری نمایند وآرائ خود را به یک نفر اختصاص دهند باز مجموع کل آراء اقتصادی آنها35%(20%+10%+5%)خواهد بود که دوباره 5%کمتر از اصلاح طلبان خواهد بود.

درمجموع دیدگاه اقتصادی 20%آراء خاموش داریم که به هیچ وجه قابل جذب توسط هیچ کدام از احزاب وکاندیداها نیست.

دراین تحلیل هرگونه انشقاق وتنوع کاندیداتوری اصلاح طلبان بخاطر آنکه درجناح مقابل نیز چنین موردی میتواند اتفاق بیافتد دخالت داده نشده واز طرف دیگر بدلیل اینکه آقای هاشمی رفسنجانی برخلاف کاندیداهای دیگر 90%آراء اصلاح طلبان را میتواند حتی درصورت انشقاق به خود اختصاص دهد بنابراین اقبال بیشتری را دارد.

با توجه به توضیحات فوق وبا توجه به مقطع کنونی که دغدغه مردم بیش از 60% دغدغه اقتصادی است بنابراین نماینده اصلاح طلبان ومشخصا" آقای هاشمی رفسنجانی بیشترین شانس را دارد.

در این مقطع ودراین زمان محدود برای تبلیغات کاندیدایی موفق است که بتواند ضریب اقتصادی خود را افزایش دهد که هرچند افزایش آن بسیار سخت است زیرا هرگونه شعار با توجه به تجربه مردم از دوره های قبل میتواند تاثیر منفی داشته باشد وباید با رعایت ظرافتهای خاص وبا داشتن برنامه ومعرفی تیم های اقتصادی صورت گیرد واین تیم ها نیز نه متشکل از اقتصاد دانان واساتیدی که متاسفانه تئوری های علمی را برای توجیه عملکرد دولت بکار میگرفتندباشد.

 


 
 
کاهش نرخ ارز و مشخص شدن عاملان اختلال!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

در برخی از تحلیل جناح حاکم کاهش نرخ ارز و عدم اعلام نرخ توسط برخی از صرافان تا مشخص شدن ثبت نام آقای هاشمی را دلیل محکمی برای مشخص شدن اخلال گران بازار ارز میدانند ودوباره یک رویداد اقتصادی را به یک رویداد سیاسی واجتماعی با استنباط شخصی ویا جناحی تفسیر میکنند.

اینکه یک رویداد سیاسی مهم تاثیر در اقتصاد یک کشور علی الخصوص نرخ ارز دارد یا نه یک امر بدیهی است.

نرخ ارز یعنی کاهش ارزش پول یک کشور که بخش مهمی از ان مربوط به ضعف مدیدیت مسئولان اقتصادی وسیاست گذاریهای اشتباه آنها وضعف اقتصاد کلان کشور(تولید ناخالص ملی وترازتجاری  منفی ملی...)واز طرف دیگر بخشی از آن نیز دیدگاه منفی مردم وفعالان اقتصادی یک کشور به اینده آن است.

بنابراین نه صرافان بلکه همه تحلیلگران اقتصادی مطمئن بودند درصورتی که شخصی با استقبال حداکثری بتواند به میدان رقابت بیاید(کاندید ریاست جمهوری) مشخصا" به محض ثبت نام منجر میشود بخشی از حباب نرخ ارز وحتی طلا وحتی مسکن را بشکند.

در چنین موقعیتی نه یک صراف (که خود تحلیلگرمحسوب میشود)حتی یک مردم عادی نیز در خرید وفروش تا انجا که میتواند توقف میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتدوعلت بوجود آمدن یک رکود سنگین در مقطع انتخابات به این علت است.

هرچند ممکن است کسانی باشند که درمقاطعی بخواهند در بازار ارز اختلال ایجاد کنند ولی مشخصا" تغییرات ومباحث ایجاد شده دراین مقطع نه نشانه اختلال بلکه میتوان ورود افراد موثرومورد قبول اکثریت تعبیر کرد ودراینجاست که نرخ مقبولیت را با شاخص های اقتصادی نیز میتوان سنجید.

دربسیاری از کشورهای توسعه یافته یکی از بهترین روش های از بین بردن حبابهای قیمتی وبرای روشن کردن موتور رشد وبهبود اقتصادی جامعه را مقاطع انتخابات ریاست جمهوری ووارد نمودن افراد مورد قبول اکثریت وتیم اقتصادی مناسب میدانند واز این مقاطع تقویت کننده یاد کرده وبه نفع بهبود اقتصاد بهره برداری میکنندواگر درکشور ما نیز به هر دلیلی اشخاصی توانستند ارج وارزش عمومی وتاثیر گذار پیدا کنند صرف نظر از گرایش فکری وحزبی باید چنین افرادی را ارج نهیم واحترام بگذاریم وبجای برخورد وحسادت سعی کنیم کاندیداهایی پیدا کنیم که چنین موقعیتی داشته باشند.

با ورود چنین کاندیداهایی شما روزانه شاهد شکستن حباب های قیمتی خواهید بود واگر جامعه مطمئن باشد که این کاندیدا انتخاب خواهد شد این حباب ها به سرعت میشکند حبابهای قیمتی بیشتر از هرچیزی در ارز ومسکن بوجود میاید ومعمولا" این حبابها بسیار در فقر وتورم عمومی تاثیر گذار است ودربرخی موارد این حبابها حتی به صددرصد نیز میرسد وشکستن این حبابها در فاز دوم منجر به کاهش عمومی قیمت ها وبدنبال آن رشد تولید وتوسعه ملی وکاهش خط فقر ونرخ بیکاری میشود.

اهمیت این حبابها آن موقع مشخص میشود که شما ممکن است با یک سرمایه گذاری تریلیاردی فقط 10% تولید ملی را در طول یکسال افزایش ومنجر به بهبود ارزش پول به میزان 15% یعنی کاهش نرخ دلار به زیر 30000شوید ولی در یک موقعیت سیاسی انتخاباتی از مرحله کاندید تا انتخاب یعنی یکماه تا 50% یعنی حتی زیر20000ریال نیز بیاید البته درصورتی که محدودیت ایجاد نماییم ویا چنین کاندیداهایی را رد صلاحیت کنیم عکس این موضوع نیز صادق خواهد بود که از آن بعنوان افزایش حباب وبی اعتمادی نسبت به اینده یاد میشود.


 
 
کاهش نرخ ارز و مشخص شدن عاملان اختلال!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

در برخی از تحلیل جناح حاکم کاهش نرخ ارز و عدم اعلام نرخ توسط برخی از صرافان تا مشخص شدن ثبت نام آقای هاشمی را دلیل محکمی برای مشخص شدن اخلال گران بازار ارز میدانند ودوباره یک رویداد اقتصادی را به یک رویداد سیاسی واجتماعی با استنباط شخصی ویا جناحی تفسیر میکنند.

اینکه یک رویداد سیاسی مهم تاثیر در اقتصاد یک کشور علی الخصوص نرخ ارز دارد یا نه یک امر بدیهی است.

نرخ ارز یعنی کاهش ارزش پول یک کشور که بخش مهمی از ان مربوط به ضعف مدیدیت مسئولان اقتصادی وسیاست گذاریهای اشتباه آنها وضعف اقتصاد کلان کشور(تولید ناخالص ملی وترازتجاری  منفی ملی...)واز طرف دیگر بخشی از آن نیز دیدگاه منفی مردم وفعالان اقتصادی یک کشور به اینده آن است.

بنابراین نه صرافان بلکه همه تحلیلگران اقتصادی مطمئن بودند درصورتی که شخصی با استقبال حداکثری بتواند به میدان رقابت بیاید(کاندید ریاست جمهوری) مشخصا" به محض ثبت نام منجر میشود بخشی از حباب نرخ ارز وحتی طلا وحتی مسکن را بشکند.

در چنین موقعیتی نه یک صراف (که خود تحلیلگرمحسوب میشود)حتی یک مردم عادی نیز در خرید وفروش تا انجا که میتواند توقف میکند تا ببیند چه اتفاقی میافتدوعلت بوجود آمدن یک رکود سنگین در مقطع انتخابات به این علت است.

هرچند ممکن است کسانی باشند که درمقاطعی بخواهند در بازار ارز اختلال ایجاد کنند ولی مشخصا" تغییرات ومباحث ایجاد شده دراین مقطع نه نشانه اختلال بلکه میتوان ورود افراد موثرومورد قبول اکثریت تعبیر کرد ودراینجاست که نرخ مقبولیت را با شاخص های اقتصادی نیز میتوان سنجید.

دربسیاری از کشورهای توسعه یافته یکی از بهترین روش های از بین بردن حبابهای قیمتی وبرای روشن کردن موتور رشد وبهبود اقتصادی جامعه را مقاطع انتخابات ریاست جمهوری ووارد نمودن افراد مورد قبول اکثریت وتیم اقتصادی مناسب میدانند واز این مقاطع تقویت کننده یاد کرده وبه نفع بهبود اقتصاد بهره برداری میکنندواگر درکشور ما نیز به هر دلیلی اشخاصی توانستند ارج وارزش عمومی وتاثیر گذار پیدا کنند صرف نظر از گرایش فکری وحزبی باید چنین افرادی را ارج نهیم واحترام بگذاریم وبجای برخورد وحسادت سعی کنیم کاندیداهایی پیدا کنیم که چنین موقعیتی داشته باشند.

با ورود چنین کاندیداهایی شما روزانه شاهد شکستن حباب های قیمتی خواهید بود واگر جامعه مطمئن باشد که این کاندیدا انتخاب خواهد شد این حباب ها به سرعت میشکند حبابهای قیمتی بیشتر از هرچیزی در ارز ومسکن بوجود میاید ومعمولا" این حبابها بسیار در فقر وتورم عمومی تاثیر گذار است ودربرخی موارد این حبابها حتی به صددرصد نیز میرسد وشکستن این حبابها در فاز دوم منجر به کاهش عمومی قیمت ها وبدنبال آن رشد تولید وتوسعه ملی وکاهش خط فقر ونرخ بیکاری میشود.

اهمیت این حبابها آن موقع مشخص میشود که شما ممکن است با یک سرمایه گذاری تریلیاردی فقط 10% تولید ملی را در طول یکسال افزایش ومنجر به بهبود ارزش پول به میزان 15% یعنی کاهش نرخ دلار به زیر 30000شوید ولی در یک موقعیت سیاسی انتخاباتی از مرحله کاندید تا انتخاب یعنی یکماه تا 50% یعنی حتی زیر20000ریال نیز بیاید البته درصورتی که محدودیت ایجاد نماییم ویا چنین کاندیداهایی را رد صلاحیت کنیم عکس این موضوع نیز صادق خواهد بود که از آن بعنوان افزایش حباب وبی اعتمادی نسبت به اینده یاد میشود.


 
 
تورم واحزاب
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۳
 

من بارها در تحلیل های اقتصادی به تشابه موارد ورویدادهای اقتصادی واجتماعی وسیاسی وحتی ارتباط ناگسستنی آنهابا وضعیت اقتصادی یک جامعه اشاره کردم وحتی در اقتصاد از نهاد خانوده بعنوان کوچکترین بنگاه ویا واحد اقتصادی یاد میشود وبرای بررسی وتحلیل بسیاری از مولفه های اقتصادی از آن کمک گرفته میشود.

یک جامعه نیز متشکل از خانوار است بنابراین شما براحتی میتوانید با تحلیل  وبررسی مشکلات ودیدگاههای فکری وسیاسی وفرهنگی خانواده ها به وضعیت کل جامعه دست یابید.

امروزه باوجود اینکه احزاب موجود به نوعی تولد وبلوغ خود را از دولت بدست آوردند ونه از مردم ولی با این وجود ودراین انتخابات بیکباره با تورم احزاب ودیدگاهها وتعدد کاندیداها مواجهه میشویم که همه را متحیر ساخته و احزاب میبینند که نیروهای آنها بدون توجه به تصمیم حزبی بصورت انفرادی وبا طرح دیدگاههای شخصی در انتخابات شرکت میکنند.

البته از نظر یک اقتصاد دان درشرایطی که جامعه یک نرخ تورمی بیش از صد درصدی را تجربه میکند این یک امری عادی است که همین تورم در موارد فرهنگی واجتماعی نیز بوجود میاید ونباید احزاب متحیر ومتعجب شوند بلکه حتی دردرون یک خانواده نیز این تورم درزمینه های اجتماعی وفرهنگی و... را تجربه میکند که نتیجه آن همین افزایش طلاق و فساد و... میباشد.

بنابراین آنها که دوست دارند ودوام واینده ومنافع  آنها وابسته به جامعه تک صدایی است باید بدانند که چنین جامعه ایی یک مدینه فاضله است که یک جامعه درسکوت ومظلومیت بسر برده وتعداد اندکی نیز ریاست وفرماندهی وسودجویی کنند.

حتی در کشورهایی که دیکتاتوری کامل برآنها حاکم بوده وحتی سعی داشتند  ژن وساختار وترکیب جامعه رانیز برطبق دیدگاهها وسلایق خود تصحیح کنند همانند هیتلر نیز موفق نشدند چون حتی ساختار جهانی نیز به هیچ کس اجازه نمیدهد که سلایق ودیدگاهی خود را برجامعه تحمیل نماید.

این تکثر وتورم نه نشانه بحران وانحراف بلکه نشانه وبازتاب نتیجه اعمال ومدیریت جامعه است ومبارزه کردن با آن نه با کتمان ومحکوم کردن و مردود دانستن بلکه از طریق انعطاف و پذیرش و توسعه میسر است .

اگر این تورم را نپذیریم ودرمقابل ان جبهه گیری کنیم و شرایط را به بیگانگان ارتباط دهیم وبجای اصلاح ایراداتمان که درایینه زندگی وجامعه دیده میشود ایینه را بشکنیم خطراتی بسیار بالاتر وبیشتر ماراتهدید خواهد کرد وحتی اگر بتوانیم درخیال خود همانند هیتلر دوام بیاوریم این جامعه جهانی نخواهد گذاشت ادامه یابد ودران موقع دیگر حیاتی نیز برایمان باقی نخواهد بود که بتوانیم جبران اشتباه کنیم.

اگر اکنون در واقعیت ترسی از آن داریم که وجود کاندیدایی میتواند سیل خروشانی از مردم را بدنبال خود کشانده وممکن است حتی یک جریان وطوفان وخروش ملی ایجاد نماید نباید بگوییم آن کاندیدا بد است وباید بدانیم که با حذف او این آتش زیر خاکستر خاموش نمیشود وبپذیریم که مدیریت جامعه صحیح نبوده که چنین سیل خروشان به سوی هر فردی که سخنان و اعمالش به آنها نزدیک بوده (هرسخنی که از دل برخیزد بردل نشیند)جمع میشوند وشاید بتوان یک یا دوبار گزینه هایی ایجاد کرد که هرچند سخنانشان از دل نبوده و دیکته شده باشد واین سیل را بخود جذب و مسیرش را سد کند ولی بعد از یکی دوبار آن حنا رنگ نخواهد داشت و طوفان سهمگین تر خواهد بود وسیل خروشان تر.

یک کشور همچو یک خانواده بزرگتر است همه باهم برادروخواهرند ودر طول چند دهه زندگی به خصوصیات وخلق وخوی هم آشنا میشوند وهیچ کس بردیگری برتری ندارد اگر برخی سلیقه وتفکر خود را تحمیل کنند آن خانواده از بین نمیرود بلکه آن فرد یا گروه هست که بدنام شده و از آن خانواده ترد میشود وخانواده همیشه پایدار است وزندگی درآن جریان دارد.

درجامعه ما درموقعیت کنونی یک تکثر در عین وجود محدودیتها بوجود آمده بیایید قدر آن را بدانیم وبجای طرد ومبارزه با کسانی که میتوانند بسیاری از مردم را امید واتحاد ببخشند ومردم به مهر باآنها میخواهند دست بدهند را حمایت کنیم شاید توسعه ورشد وگشایشی در کارها وفعالیتها بوجود آیدوسدها قبل از اینکه بشکند برداشته شود.

ریاست کردن بردل ها بسیار با ارزشمند و متعالی است که آرامش وآسایش روز را دارد ودرتاریخ از آنها به نیکی یاد میشود وریاست برجسم ها ترس وهراس  وناآرامی وبی اعتمادی روز وبدنامی ابدی را بدنبال دارد.

 


 
 
انتظار مردمی برای ثبت نام چهره های شاخص
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۱
 

درمیان مردم یک همهمه عجیبی وجود دارد انگار این دوره ریاست جمهوری کاملا" با همه دوره ها متفاوت است شاید بسیاری دوره قبل را متفاوت احساس میکردند ولی این تلاتم ونگاهها و بحث ها همه نشانگر این است که این دوره کاملا" متفاوت است عملکرد جناهها وجبهه گیری آنها ونحوه بازپخش اخبار از صدا سیما ونحوه سوال از کاندیداها و بااین سوال اصلی که اگر شما را تایید صلاحیت نکنن چه عکس العملی دارید؟ مشخصه این است که یک ترس و تردید و جناح بندی و ...دراین دوره کاملا" محسوس بوده ووجود دارد.

در تحلیلها ودیدگاههای بسیاری از اندیشمندان وتحلیلگران دلسوز داخلی موارد زیر مطرح میگردد:

1- وضعیت بوجود آمده در سال 88 که بسیاری از اقشار تحصیل کرده وعلی الخصوص دانشجو وحتی مردم عادی احساس میکنند که به درخواستها و اعتراضاتشان به نحو صحیح پاسخ داده نشد وبسیاری از جمله دو کاندیدای اصلی همانند آقای موسوی وکروبی به ناحق در حصر خانگی ومورد بداخلاقی قرارگرفتند.

2- برخلاف شعارها و ایده هایی که داده شد وبا وجود افزایش بی رویه درآمد ملی کشور که تاریخ ایران بی سابقه بود برعکس بیشترین کاهش ارزش پول وفقر وفساد وبدبختی وتورم نیز درهمین دوره تجربه شد.

3- بجای توجه به ایرادها وانتقادات دلسوزان درزمینه های مختلف علمی واقتصادی سعی شد با همه قوا این مباحث ودلایل را به بیگانگان نسبت داده وحتی برخی از این دلسوزان را به ارتباط داشتن با بیگانگان نسبت دهند.

4-سیاست خارجی ایران وروابط بین المللی نیز همانند داخل تضعیف شده وکشور در جایگاه چند کشور خاص همانند کره شمالی و... قرارگیرد که بدلیل اهمیت داشتن ارتباط صحیح بین المللی برای دستیابی به رشد وتوسعه با وجود بهره مندی از درآمد سرشار ارزی با توقف وعقب افتادگی روبرو شویم وبیش از پیش در دهکده جهانی منزوی شویم.

این موارد وبرخی موارد دیگر منجر شده که مردم کوچک وبزرگ وباسواد وبی سواد به نقش واهمیت ریس جمهور پی برده وبه این ایده برسند که کارهای بزرگ را افراد بزرک انجام میدهند وبدلایل شرایط خاص کشور ومحدودیتهای خاص آن میدانند که برای برون رفت از این شرایط سیاسی واقتصادی خاص (آزمده را آزمودن خطاست) تنها کسانی میتوانند تاثیر گذاربوده وموفق باشند که شرایط زیر را دارا باشند:

1- مورد تایید نظام بوده ویا بهر صورت بتواند از فیلتر شورای نگهبان رد شود.

2-دارای سوابق مدیریتی بالا در نظام بوده وساختارهای قدرت درنظام را بخوبی بشناسد وتوان  وتجربه وقدرت لازم برای رویارویی با آنها را داشته باشد.

3-تجربه وسابقه مدیریت دربستر حاضر را داشته ومورد قبول بسیاری از افراد باسابقه وعنوان دار درنظام که بنا به دلایل مختلف کنار گذاشته شده باشد بطوری که به محض انتخاب یک تیم مدیریتی توانمند که در بستر موجود تجربه دارند را داشته باشد.

4-از نظر فقهی ودینی ومدیریتی درچارچوب کشورما دارای جایگاه ویژه باشد تا بتواند درمقابل بحث ها وفشارهای مختلف از خود استقامت نشان دهدو نه تنها منفعل نشود بلکه مقتدرانه به حرکت خود ادامه دهد.

5-درخواستها ومطالبات مردمی را جواب داده وبتواند برخی از شرایط سیاسی انحصار طلبی بوجود امده را شکسته ودلهای شکسته را ترمیم وفعالان سیاسی مختلف را دورخود جمع کند.

بنابراین وبدلیل وجود یک جو سنگین از طرف جناح دولت که بیشتر میخواهند از عملکرد خود دفاع وهمچنان بتوانند تیمی رابیاورند که ادامه دهنده خط ومشی آنها باشد از یکطرف وجناح اصول گرا که هرجند احساس میشود با از دست دادن جناح دولت که از دل آنها وحمایت آنها بوجود آمده بود وتمام تلاش آنها درجهت حفظ قدرت سیاسی و دستیابی وحفظ قدرت وجایگاه از دست رفته وجلوگیری از دستیابی وجایگاه یابی احزاب مخالف ومخصوصا" جناح اصلاح طلبان دراین درگیریها وتضادها و حزب گراییها که در همه سطوح نفوذ کرده مشخصا" فقط شخصی میتواند این وظیفه سنگین وتقریبا" بالاترین جایگاه مدیریتی کشور را که نزدیکترین ارتباط با مردم رادارد بعهده بگیرد که از توان سیاسی وجرات وشهامت بالایی را دررویارویی های حزبی  وجناحی را داشته باشد.

مردم که چند چهره شاخص را میشناسند همچنان منتظر ثبت نام آنها هستند ومخالفان نیز با روش ها وفشارهای سیاسی مختلف سعی میکنند اشخاص فوق را از کاندیداتوری منصرف کنند وهمین موضوع حساست ورود برخی چهره ها را درمقطع زمانی حاضررا بیشتر کرده است . 

درصوتی که چهره های خاص اعلام حضور کنند شما شاهد شکستن بیکباره حبابهای قیمتی نیز خواهید بود ویک شور ونشاط روحی وتلطیف سیاسی در جامعه نیز  بوجود خواهد آمد وشاید مهمترین بستر ودوره امتحان عملکرد مدیران انقلاب در مقابل ملت خواهد بود که از آن میتوان بعنوان آزمون نهایی نام برد.


 
 
انتظارت شما از ریس جمهور آینده چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٩
 

ما از هر کسی باید درحدود اختیاراتش انتظار داشته باشیم بنابراین انتظار من از ریس جمهور آینده بعنوان یک ایرانی میهن پرست موارد زیر است:

1-اجرای صحیح قانون اساسی علی الخصوص درارتباط با مفادی که مرتبط با حقوق ملت است که در زیر اشاره کردم:

اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏
برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.

اصل بیستم: همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند
و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلام‏ برخوردارند.

اصل‏ بیست و یکم: دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلامی‏ تضمین‏ نماید و امور زیر را انجام‏ دهد:
‎‎‎‎‎‎1 - ایجاد زمینه‏ های‏ مساعد برای‏ رشد شخصیت‏ زن‏ و احیاء حقوق‏ مادی‏ و
معنوی‏ او.
‎‎‎‎‎‎2 - حمایت‏ مادران‏، بالخصوص‏ در دوران‏ بارداری‏ و حضانت‏ فرزند، و حمایت‏
از کودکان‏ بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎3 - ایجاد دادگاه‏ صالح‏ برای‏ حفظ کیان‏ و بقای‏ خانواده‏.
‎‎‎‎‎‎4 - ایجاد بیمه‏ خاص‏ بیوگان‏ و زنان‏ سالخورده‏ و بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎5 - اعطای‏ قیمومت‏ فرزندان‏ به‏ مادران‏ شایسته‏ در جهت‏ غبطه‏ آنها در
صورت‏ نبودن‏ ولی‏ شرعی‏.

اصل‏ بیست و دوم: حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏
است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند.

اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏
عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

اصل‏ بیست و چهارم: نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏
مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل بیست و پنجم: بازرسی‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ کردن‏ مکالمات‏ تلفنی‏،
افشای‏ مخابرات‏ تلگرافی‏ و تلکس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏
سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حکم‏ قانون‏.

اصل‏ بیست و ششم: احزاب‏، جمعیت‏ ها، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمنهای‏
اسلامی‏ یا اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏
استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏
نکنند. هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از
آنها مجبور ساخت‏.

اصل‏ بیست و هفتم: تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط
آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.

اصل‏ بیست و هشتم: هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏
و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز
جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط
مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.

اصل‏ بیست و نهم: برخورداری‏ از تأمین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏،
پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏
خدمات‏ بهداشتی‏ و درمانی‏ و مراقبتهای‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، حقی‏
است‏ همگانی‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانین‏ از محل‏ درآمدهای‏ عمومی‏ و
درآمدهای‏ حاصل‏ از مشارکت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمایتهای‏ مالی‏ فوق‏ را برای‏ یک‏
یک‏ افراد کشور تأمین‏ کند.

اصل‏ سی ام: دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏
تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد
خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.

اصل‏ سی و یکم: داشتن‏ مسکن‏ متناسب‏ با نیاز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ایرانی‏
است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ اولویت‏ برای‏ آنها که‏ نیازمندترند به‏ خصوص‏
روستانشینان‏ و کارگران‏ زمینه‏ اجرای‏ این‏ اصل‏ را فراهم‏ کند.

اصل‏ سی و دوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ دستگیر کرد مگر به‏ حکم‏ و ترتیبی‏ که‏
قانون‏ معین‏ می‏ کند. در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ باید با ذکر دلایل‏
بلافاصله‏ کتبآ به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهیم‏ شود و حداکثر ظرف‏ مدت‏ بیست‏ و چهار
ساعت‏ پرونده‏ مقدماتی‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضایی‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاکمه‏، در
اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.

اصل‏ سی و سوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از محل‏ اقامت‏ خود تبعید کرد یا از اقامت‏
در محل‏ مورد علاقه‏ اش‏ ممنوع‏ یا به‏ اقامت‏ در محلی‏ مجبور ساخت‏، مگر در
مواردی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد.

اصل‏ سی و چهارم: دادخواهی‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد است‏ و هر کس‏ می‏ تواند به‏ منظور
دادخواهی‏ به‏ دادگاه‏ های‏ صالح‏ رجوع‏ نماید. همه‏ افراد ملت‏ حق‏ دارند این‏
گونه‏ دادگاه‏ ها را در دسترس‏ داشته‏ باشند و هیچکس‏ را نمی‏ توان از دادگاهی‏
که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ حق‏ مراجعه‏ به‏ آن‏ را دارد منع کرد.

اصل‏ سی و پنجم: در همه‏ دادگاه‏ ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏
انتخاب‏ نمایند و اگر توانایی‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آنها
امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد.

اصل‏ سی و ششم: حکم‏ به‏ مجازات‏ و اجرا آن‏ باید تنها از طریق‏ دادگاه‏ صالح‏ و
به‏ موجب‏ قانون‏ باشد.

اصل‏ سی و هفتم: اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏
شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

اصل‏ سی و هشتم: هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏
است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار
و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏
شود.

اصل‏ سی و نهم: هتک‏ حرمت‏ و حیثیت‏ کسی‏ که‏ به‏ حکم‏ قانون‏ دستگیر، بازداشت‏،
زندانی‏ یا تبعید شده‏، به‏ هر صورت‏ که‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

اصل‏ چهلم: هیچکس‏ نمی‏ تواند اعمال‏ حق‏ خویش‏ را وسیله‏ اضرار به‏ غیر یا تجاوز
به‏ منافع عمومی‏ قرار دهد.

اصل‏ چهل و یکم: تابعیت‏ کشور ایران‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد ایرانی‏ است و دولت‏ نمی‏
تواند از هیچ‏ ایرانی‏ سلب‏ تابعیت‏ کند، مگر به‏ درخواست‏ خود او یا در صورتی‏
که‏ به‏ تابعیت‏ کشور دیگری‏ درآید.

اصل‏ چهل و دوم: اتباع‏ خارجه‏ می‏ توانند در حدود قوانین‏ به‏ تابعیت‏ ایران‏ در
آیند و سلب‏ تابعیت‏ اینگونه‏ اشخاص‏ در صورتی‏ ممکن‏ است‏ که‏ دولت‏ دیگری‏
تابعیت‏ آنها را بپذیرد یا خود آنها درخواست‏ کنند.

2- تشکیل کابینه علمی وبا تجربه وریاست ومدیریت صحیح برآنها:

مشخصا" پیشبرد مناسب وصحیح کشوری که بیش از 70میلیون جمعیت داشته وکشور چهار فصل وبا اقلیتهای قومی ومذهبی مختلف وسابقه حکومت داری بیش از 2500ساله واز نظر استراتژیکی در حساس ترین منطقه دنیا واز نظر منابع وذخایر جزو ثوتمندترین واز نظر افراد متخصص وتحصیل کرده دارای جایگاه بالا میبایستی یک ریس جمهور مردمی وخوب بهترین تیم ومتخصص ترین آن را بدون توجه به حزب ودیدگاه وقومیت انتخاب تا بتواند در دنیای امروزی که تخصص وتدبیر مهمترین واصلی ترین ابزار در رشد وتوسعه میباشد را بکار گیرد.

در کشوری که ما میلیونها نفر افراد با تحصیلات وتجارب بالا داریم بطوری که حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز از بی تدبیری ما اندیشمندان ومتخصصان مارا جذب وبکارگرفته اند نباید افراد کم تجربه وکم تخصص را به بهانه خط فکری در مدیریتهای بزرگ بکارگیرد وباید همه نیز این جرات وشهامت را داشته باشند که صورت اشتباه عملکرد ونتایج ضعیف استعفا داده واز مسئولیت کناره گیری کنند.

3-تایید واجرای مصوبات مجلس:

امید است که مجلس علمی ومردمی نیز داشته باشیم ومصوبات آن نیز بررسی شده وکاملا" علمی وتخصصی باشد وریس جمهور نیز میتواند بسیاری از نقائص ونیازهاومصوبات تحلیلی ومورد لزوم را جهت تصویب به ان مجلس ارائه وکلیه مصوبات را به بهترین وجه تایید واجرا نماید.اگر ریس جمهور مردمی باشد وتوانمند مجلس نیز توان مقاومت واشتباه درمقابل او را نخواهد داشت .

4- تثبیت وتوسعه موقعیت نظام درخارج ازکشور وروابط بین الملل:

ریس جمهور میبایستی با انتصاب وزیر امور خارجه مدبر ومتخصص وبا توجه به اینکه امروزه از دنیا دهکده جهانی نامبرده میشود سعی کند کشور را به دوستی وروابط دوستانه وهمزیستی مسالمت آمیز با همه کشورهای دنیا مدیریت کند.

بنابراین انتظار دارم که یک ریس جمهور آگاه و متخصص وباتجربه ومدیر ومدبر باشد وصداقت وراستی مهمترین خصلت او بوده وهمچون یک پدر وظیفه شناس  ومهربان درپیش برد اهداف وتوسعه ورشد وتوانمندی کشور وظایف خود را بخوبی ودرستی انجام دهد. ودر رابطه با مخالفان فکری وحزبی ومنتقدین مهربان باشد مطیع یعنی بین هیچ کدام از فرزندانش تبعیض قائل نشده وبداند که دنیا گذرگاهی بیش نیست وهمه این مسئولیتها ومقام ها وجایگاهها مقطعی هستند وگذرا وآنچه میماند نام نیک است واعمال درست.


 
 
شاعرانه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

عاشق

شب وروز ندارد

ترسی هرلحظه او را می پاید

نکند رفته ودیگر به سراغش  ناید

مجنون

دیوانه واراست

به چش/انش دنیا تیره تار است

بوستانش گشته ویران لانه ماراست

کاسب

چه بزاز وچه عطارباشد

برای هرکسی  خواربار دارد

به انصاف وعمل هزارن مشتری درراه دارد

مادر

فرشته روی زمین

رفتارش با همه هست متین

بی ادعا بی تمنا هست همچو الماس وزین

پدر

همچو کوهی استوار

هیچ کاری برایش نیست عار

سایه بان خانه است  با محبت با اقتدار

دوست

همره وهمراه است

یار ویاوردربلایاست

صاف وساده ازبدیها او مبراست

خاک

بستر حیات ما

کاشتن و رویش  جوانه ها

به وقت مرگ تنها بستر پناه ما

آتش

روشنی بخش وگرما ده

کند از سرما وسوز آسوده

دردل آسمان وبستر ستارگان آرمیده

شاعر

نه برای دیگران

نه به تحسین نه برای امتحان

مینویسد به غم وعشق وجبرزمان


 
 
سرمایه های سرگردان(اینبار نوبت بورس)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

بسیاری از مردم چه آنها که سرمایه دارن وچه آنها که کارمند وکارگرند وحتی آنها که سرمایه ایی نیز ندارند میخواهند بدانند که درمقطعی که بسر میبرند بهترین موضوع ومحل برای سرمایه گذاری مطمئن وبا بازده قابل قبول کجاست؟ من در تحلیل ها ونوشته هایم سعی کردم درمقاطع مختلف تحلیل اقتصادی خود را برای سرمایه گذاری مطمئن بیان کنم وخوشبختانه چون جزو معدود تحصیل کرده های اقتصاد وبازرگانی ومالی هستم که درمرکز بازار حضوردارم به همین دلیل تحلیل ها ونظریاتم معمولا" منطبق با واقعیتها وشرایط روز جامعه خودمان است نه تئوری صرف.

حدود چهار یا پنچ ماه پیش بود که اعلام کردم هرکسی در هر توانی که هست میتواند در بورس سرمایه گذاری کند واحتمال دارد بازده خوبی بدست آورد وخوشبختانه بورس تنها جایی است که میتوان با هر سرمایه ایی در آن وارد شد وهیچ محدودیتی ندارد ونحوه ارزیابی به زبان ساده را نیز در همان مقاله بیان کردم که خواهش میکنم درصورت نیاز به همان جا مراجعه کنید.

الان نیز که دیگر بازده بورس در این مقطع تقریبا" برای همه آشکار شده هنوز هم که هنوز است سرمایه گذاری درآن توجیه اقتصادی داشته ومیتوانید اقدام کنید.

اما شاید بسیاری فقط میخواهند بدانند دلیل نتیجه بخش شدن بورس پس از بیش از یکدهه ضرر وزیان وبازده کم یا منفی  چیست ؟آیا همین بورس نبود که بسیاری را بدبخت وبیچاره کرد؟

بحث شما درست است ولی باید به یک موضوع توجه کنیم وآن اینست که هرچقدر وضعیت اقتصادی یک کشور خراب شود و بهم ریخته باشد(بدون برنامه) منجر میشود تا براحتی موقعیتهای بسیاری برای همه درجهت سود جویی ایجاد شود از جمله مسکن وزمین وطلا وارز و کالا و... همین عامل باعث میشود سرمایه های سرگردان(سرمایه هایی که چه کم ویا زیاد دست مردم بوده ومردم آن را برای جبران هزینه ها ویا کسب سود بیشتر علاوه برشغل وفعالیت اصلی خودشان درمسیرهای دیگر که تشخیص میدهند بکار گرفته وسرمایه گذاری میکنند وجالب اینست که حجم ان در یک اقتصاد نامتعادل وغیر پویا بسیار بزرگ وقابل توجه است) به سوی یک یا دوبخش ویا چند بخش سوق پیدا کند .

شما درگذشته شاهد بردن سودهای کلان سرمایه گذاران ودرمقاطع خاص وحتی محدود در زمینه های مسکن وطلا وارز وحتی کالا بوده ایدو دراین مدت بورس درسکوت کامل بود وضررده واین به این علت بود که بازده شرکتهای بورس تقریبا" ثابت است ومشخص وتوجیه زیادی نداشت .

علت رونق بورس درمقطع کنونی:

تورم بی رویه وکاهش ارزش پول و حرکت نوبت به نوبت سرمایه های سرگردان از مسکن به طلا و ارز وسپس به کالاهای مختلف منجر شد تا قیمتهای واقعی در همه آنها ایجاد شده وحتی در بسیاری موارد همانند مسکن قیمتها بالاتر از قیمت واقعی که از آن بعنوان حباب قیمتی یاد میشود بایستد وتنها جایی که دست نخورده مانده بود بورس بود که بدنبال این کاهش ارزش پول بایستی آنجا نیز اثر خود را میکرد که بسیاری متوجه این موضوع شده وسریعا" بسوی بورس هجوم آوردند که در بورس سه بازده متصور بود:

1-بدلیل کاهش ارزش پول اصولا" بایستی ارزش هر سهم نیز باید افزایش یابد هرسهم 1000ریال دیگر بسیار ارزان وقیمت پایینی است که الان با 1000ریال هیچ کالایی حتی آبنبات نیز نمیتوان خرید.

2-با توجه به اینکه قیمت فروش کالای شرکتها افزایش یافته مطمئنا" سود آنها نیز با توجه به آن افزایش خواهد یافت ونسبت EPS آنها افزایش یافته ومنجر به افزایش قیمت هرسهم میشود.

3-هجوم یکباره سرمایه های سرگردان خود یک بورس بازی وحباب ایجاد میکند که خود این نیز یک بازده مضاعف به آنها که به خرید وفروش سهام میپردازند ایجاد میکند.

با توجه به اینکه با وجود افزایش های صورت گرفته دربازار بورس هنوز این افزایش ها در همه سهام ها اتفاق نیافتاده وهم اینکه هنوز به ان بازدهی که درموارد دیگر همانند مسکن وارز وطلا وکالاهای دیگر بوجود امد بوجود نیامده وبدلیل اینکه انتخابات ریاست جمهوری درپیش است وسرمایه گذاری درهرچیزی بجز بورس میتواند مخاطره آمیزه باشد بنابراین میتوان استدلال کرد تا چند ماهی حتی سالی میتواند سرمایه گذاری دربورس دارای توجیه اقتصادی باشد.

 


 
 
گلهای زندگیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧
 

باغبانم باغبان

قدر گل را میدانم

دوغنچه زیبا یک گل افشان

شاد وشنگول در درون گلدان

خوشبوو خوش عطر

هر لحظه میبالم بخود

که من دارم گلی افشان زنیلوفر

یکی آیلین یکی آیسل به زیبایی شدن سر

باغچه گل

باغبانی  فکور دارد

گلهای رنگارنگ پر از سمبل

نغمه های شاد وآواز قناری چهچه بلبل

همه دوستان

درخت وسبزه وآویشن وگل

با صفا با محبت دردل بوستان

همه باهم کنارهم خوشحال وخندان

زندگی یعنی زیستن

بودن درکنار سبزه وگل

همچو پروانه  گل ها را بوییدن

همچو باران باریدن وسیرابشان کردن

بدخلقی نباید کرد

گل روانی لطیف دارد وناز

کمبود محبت میکند اورا زرد

بوستانت میشود عاری زشادی آغشته ازدرد

چه زیباست

نشاط وشادی گلها

پراز راز است ورویاست

آنموقع که زندگیت پر از صدق وصفاست

 


 
 
کدامین انتخاب
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧
 

دوباره میاید
با رنگ رویی تازه
انگار میداند
چه بگوید
چه بخواهد
تا دوباره بنشیند آنجا که میخواهد
اما من وتو
هردو درتردید
که چرا دوباره ها را دوباره
با زبانی دگر وبا چهره ایی متغیر میبینیم
تازه آمد ببازار
ولی کهنه نشد دل ازار
شاید این نو را بشکافیم
دردلش کهنه تر از کهنه شود آشکار
کدامین نو
کدامین خواسته
از دل این ملت مظلوم برخواسته
وهمه بی صبرانه منتظر آمدنش خدا خدا میکنند
روزها میگذرد
شعارها  میشود رسوا
فقر گشته یک ظلمت یک هیولا
نجاتی نیست این مردم و مارا
کدامین انتخاب
دراین دوره
دراین مقطع
شاید شود یک شانس یک رویا

 


 
 
کاندید ریاست جمهوری (چه کسی را باید انتخاب کرد)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٦
 

برطبق اصل 115 قانون اساسی، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران ، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت وتقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.

هرکس میتواند درصورت داشتن شرایط مقرر در اصل115بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری  ثبت نام کنندشورای نگهبان  پس از بررسی صلاحیت و شرایط لازم  اسامی نهایی را به‌عنوان نامزد ریاست جمهوری اعلام می‌کند.

دراصل 77پیش نویس قانون اساسی ایران رئیس‌جمهور با رأی مستقیم مردم و به‌مدّت 4 سال انتخاب می‌شود و طبق اصل 114 قانون اساسی انتخاب مجدد او بصورت متوالی فقط برای یک‌بار دیگر ممکن است. حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب از طرف مردم باید به‌وسیلۀ مقام رهبری امضا و تنفیذ گردد.

وظایف واختیارات ریس جمهور:

1-وظیفه اجرای قانون اساسی وریاست قوّه مجریه
پس ازمقام رهبری، رییس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است ومسؤولیّت اجرای قانون اساسی وریاست قوّه ی مجریه را جز دراموری که مستقیماً به رهبری مربوط می شود، برعهده دارد. قانون اساسی درامور اجرایی اختیارات بالایی به اوداده وپس ازمقام رهبری او را عالی ترین مقام رسمی کشور معرّفی کرده است.

ریس جمهوراز طریق نظارت، کسب اطلاع، بازرسی و پیگیری اقدامات لازم را به‌عمل آورد و در صورت توقف یا عدم اجرای اصلی از اصول قانون اساسی به نحو مقتضی اقدام نماید.

2.وظیفه ریاست هیأت وزیران وتدوین نظامات وآیین نامه ها

 براساس اصل 134 قانون اساسی ریاست هیأت وزیران با رییس جمهور است که برکار وزیران نظارت دارد وبا اتّخاذ تدابیر لازم به هماهنگ ساختن تصمیم های وزیران وهیأت دولت می پردازد وبا همکاری وزیران، برنامه وخط مشی دولت را تعیین وقوانین را اجرا می کند.
برهمین اساس،رییس جمهور پس از تنفیذ وسوگند، اعضای هیأت دولت خود را به مجلس معرّفی می کند و پس ازاخذ رأی اعتماد مجلس، کابینه تشکیل می شود.رییس جمهور دربرابر مجلس، مسئول اقدامات هیأت وزیران است وعزل وزرا نیز دراختیار او است.

طبق اصل 138 قانون اساسی هیأت وزیران می‌توانند برای انجام وظایف قانونی خود به وضع نظامات و آئین‌نامه‌های عمومی مبادرت کنند؛ و ریاست جمهوری به‌عنوان رئیس هیأت وزیران می‌باشد.

3. وظیفه امضای مصوّبات مجلس و نتیجه ی همه پرسی(اجرای قوانین ومصوبات مجلس)

طبق اصل 123 قانون اساسی، رییس جمهور موظّف است مصوّبات مجلس شورای اسلامی یا نتیجه ی همه پرسی را که پس ازطی مراحل قانونی به وی ابلاغ شده است، امضا کند وبرای اجرا دراختیار مسؤولان و مجریان مربوط قرار دهد.

4. عالی ترین مقام رسمی نظام درخارج ازکشور وروابط بین الملل

امضای تمام عهدنامه ها،مقاوله نامه ها، موافقت نامه ها و قرار دادهای دولت ایران با دیگر دولت ها پس ازتصویب مجلس برعهده ی رییس جمهور یا نماینده ی قانونی وی نهاده شده است. هم چنین ، انتصاب سفیران ایران درخارج ازکشور با پیش نهاد وزیر خارجه وتصویب رییس جمهور صورت می گیرد و امضای استوارنامه ی سفیران ایران وپذیرش استوار نامه ی سفیران کشورهای دیگر در ایران نیز ازوظایف واختیارات رییس جمهوراست.

5.پذیرش مسئولیت اقدامات وزیران وعضویت درشوراهای مختلف نظام وریاست برخی از آنها:
 مسؤولیّت مستقیم سازمان مدیریّت وبرنامه ریزی، اعطای نشان های دولتی، عضویّت درشورای موقّت رهبری، ریاست شورای عالی امنیّت ملّی، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی ،مسؤول تشکیل شورای بازنگری درقانون اساسی به دستور رهبری، تعیین دو نماینده درشورای نظارت برصدا وسیما و... .

دراینجا خواستم با توضیح موقعیت وجایگاه ریاست جمهوری به همه مردم وکسانی که خود را لایق این مقام میدانند اطلاع رسانی کرده باشم .

حال بنظر شما چه شخصی میتواند از عهده این وظیفه خطیر برآمده وبتوان گفت بهترین جایگاه وموقعیت را برای انجام این وظیفه مهم را دارد.

قبل از اینکه به این سوال جواب بدهیم بهتر است بدانیم شرایط کاندیدای ریاست جمهوری در کشوری همانند آمریکا که از نظر توان اقتصادی 25% اقتصاد دنیا وحتی از نظر سیاسی میتوان گفت چنین موقعیتی داردچگونه است:

شرایط کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا
1. در خاک آمریکا متولد شده باشد.
2. حداقل 35 سال سن داشته باشد.
3. مدت 14 سال قبل از نامزد شدن در خاک آمریکا مقیم بوده باشد.
4. تبعه آمریکا باشد.

بنابراین دراینجا یک مورد مهم برای ما مشخص میشود که پیچیدگی وتدوین شرایط والزامات مختلف مارا به انتخاب اصلح تر به جایگاه وموقعیتی که درآن هیچ سمت وشغل ورشته تحصیلی ومدرک بخودی خود کافی نبوده بلکه تیم مدیریتی حائز اهمیت است وجایگاه ومحبوبیت شخص دربین مردم ومدیران وعالمان که بتواند بهترین تیم مدیریتی که حداقل تضاد فکری وبهترین برنامه عملیاتی را داشته باشند ومردم نیز این برنامه وتیم را پذیرا باشند.

بنابراین در کشورهای توسعه یافته وموفق با آگاهی از بحث مهم داشتن برنامه وهدف بطوری که ریس جمهور بعد از انتصاب نه با سلیقه شخصی بلکه بایستی درچارچوب وبرنامه واهداف تعریف شده واز قبل تدوین شده وحتی با تیم های مدیریتی مشخص واعلام شده قبلی از جمله تیمهای اصلی همانند اقتصادی وسیاسی که مهمترین بخش است باشد.

علت وجودی احزاب درآن کشورها نیز بیشتر برای همین موضوع است که یک شخص بایستی حتما" از دل احزاب تعریف شده که ساختار سیاسی ودیدگاه اقتصادی آنها مشخص بوده وفرد معرفی شده فقط نماینده آن حزب ومجری سیاستهای آن حزب مشخص میباشد که اعضا’ وهمه مردم بخوبی با سیاستها وویژگیهای آن احزاب که معمولا" سوابق طولانی درآن کشورها دارند کاملا" آشنا هستندو مطمئن هستند  که ریس جمهور انتخابی که با حمایت حزب مشخصی معرفی شده توان اجرایی وتیم عملیاتی لازم برای اجرای اهداف وبرنامه های تعریف شده آن حزب را که قبلا" به اطلاع مردم رسیده را بخوبی دارد.

دراین کشورها بخوبی احزاب هم مشارکت حداکثری مردم را پوشش میدهند ودرصورت نیاز وپوشش حداکثری در تیم های مدیریتی اعتلاف نیز میکنند تا بهرحال یک پوشش حداکثری هم از نظر تیم مدیریتی وهم تامین رضایت ورای حداکثری مردم بوجود بیاید.

ولی متاسفانه درکشورهای جهان سوم فرد گرایی بیشتر معمول بوده واحزاب نیز بجای داشتن برنامه های مدون بیشتر تابع نکته نظرات وافراد هستند تا برنامه ها وسیاستهای کلان همین عامل منجر میشود تا ریاست جمهوران منتخب براحتی به سوی تصمیم گیریهای سلیقه ایی وفردی سوق پیدا نموده وتیم های مدیریتی خود را نیز نه برطبق برنامه واهداف تعریف شده  بلکه برطبق سلایق ودیدگاههای شخصی اقدام به انتصاب مدیران و وظایف محوله میکنند .

شاید آنها بیشتر از احزاب تعریف شده وجا افتاده دغدغه مدیریت بهتر ورشد وتوسعه ملی را داشته باشند ولی مدیریت کلان هیچ وقت نمیتواند بدون داشتن برنامه واهداف تعریف شده وتیم مدیریتی یکدست وبا تجربه که در فعالیتهای حزبی وگروهی لیاقت وتوانمندی خود را به اثبات رسانده وجهت انتصاب آن سمت معرفی شده باشد بطور سلیقه ایی نتیجه مثبت دهد.

مدیریت های کلان نیازمند یک مدیریت گروهی موفق میباشند نه مدیرموفق فردی بنابراین ممکن است یک فرد موفق بدلیل نداشتن تیم موفق ویکدست  میتواند نتایج بسیار ضعیف تری را ببار آورد.

بنابراین درکشورهای توسعه یافته درواقع هرچند برای کاندیداتوری مشخصات ساده تری اعلام کردند و درهنگام انتخابات چهره های ناشناخته از طرف احزاب معرفی میشود ولی میبینید با انجام اهداف وبرنامه های احزاب وتشکیل تیم مدیریتی از بین افراد منتخب احزاب نه برطبق سلیقه شخصی  که یک مدیریت موفق وبدون چالش ایجاد میشود وروند رشد وتوسعه آنها تضمین میشود.

درواقع درچنین کشورهایی مردم با اطمینان وآگاهی به اهداف وبرنامه های احزاب رای میدهند نه شخص وتضمین عملیاتی شدن آنها همان احزاب هستند .

ولی در کشورهای جهان سوم مردم به شعارها وشخصیتهای فردی رای میدهند وبهمین دلیل مدیریت وروند رشد وتوسعه ودستیابی به نتایج آنها نیز درهمان حد شعار باقی میماند وبجای رشد وتوسعه هرسال وهردوره شاهد تورم ومشکلات بیشتر میشوند وتنها مقایسه خوب وبد آنها با تورم بیشتر وکمتر صورت میگیرد یعنی بین بد وبدتر بد را خوب تعبیر میکنند.

جالب اینست شما اگر کاندیداهای ریاست جمهوری کشورهای جهان سوم را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنید چند تفاوت اساسی را میبینید:

-درکشورهای جهان سوم مدارک علمی وتحصیلی افراد کاندیدا بسیار بالاتر از کشورهای توسعه یافته است

-سوابق علمی ومدیریتی آنها بالاتر از کشورهای توسعه یافته است.

-سوابق سیاسی واجتماعی آنها بالاتر از کشورهای توسعه یافته است.

اما درکشورهای توسعه یافته

-سوابق حزبی وفعالیت های تیم گروهی وحزبی وانجام اهداف وبرنامه های تدوین شده کاندیداهای کشورهای پیشرفته بسیار بالاست.

-آنها به این امرمهم واقفند که برای دستیابی به شعارها واهداف اعلامی جز از طریق تبعیت از برنامه های تدوین شده حزبی وهمراهی ومدیریت گروهی راه دیگری وجود ندارد

نتیجه:

درکشورهای جهان سوم اتکائ به فرد است وشعارهای او وخوب وبد بنام او تمام میشود والزاما" نتایج ضعیف است وشعارها فراوان واحزاب نیز فرد گرا هستند.

درکشورهای پیشرفته احزاب تعریف شده با اهداف سیاسی واقتصادی مشخص دارند که برای مردم نیز تعریف شده است وکاندیداها محصول فعالیت احزاب ومجری اهداف آنهاست ونتیجه عملکردش بنام حزب تمام میشود نه شخص.


 

 


 
 
مقاله نو (شعرنو قالبها را شکست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۱
 

شاید بسیار ی بگویند قالب شکستن درست نیست واین کار به علت ناتونی فرد در ورود به قالب ها ست همان حرف ها وحدیث هایی که نیما یوشیج بارها شنید ولی همچنان راه خود را رفت نیما بخوبی میدانست اگر درقالب شعر چند شاعر داشته باشیم با شکستن آن هزاران شاعر خواهیم داشت واگر درقالب شعر یک سخن بگوییم با شکستن آن هرچه از دل تنگت براید میتوان نگاشت.

مگر منظور وهدف ما از شعر بیان سخن دل با نظم وشیوایی خاص نیست و آیا این سخن دل محدود به چند نفر خاص است ؟ چرا بقیه نتوانند که شاید بیشتر از آنها که خود را درقالب ها محصور کردند بهتر وزیباتر سخن دلشان را بگویند ودرقالب بالاجبار بسیاری از سخن ها و گویش ها بخاطر نگنجیدن در قالب مصراع وبیت وکلمات حذف میشوند ولی در قالب شعر نو براحتی بیان میشود.

از این مقدمه خواستم بگویم که قالب در هرجا که باشد باید شکسته شود واین ابزاری برای یک عده وگروهی نباشد و تخصص در قالب سازی فرد را به استادی نرساند بلکه متن و عمق مطالب و اثر بخشی وشیوایی وسادگی مهمترین نقطه ای است که بیش از قالب با اهمیت است.

بسیار کسانی که اندیشمند هستند ومقاله های پربار دارند ولی بعلت محکومیت مقاله در یک چارچوب مشخص هیچ یک از این مقاله ها ارزش علمی پیدا نمیکند(از دیدگاه آنها که نان ومقام علمی شان وابسته به این چارچوب است).

من چارچوب یک مقاله علمی را دراینجا میاورم تا ببینید چقدر علم واندیشه را میخواهند در حبس و خفا قرار دهند مقاله هایی که میتواند بسیار ساده وشیوا آنگونه که فرد میتواند در کوتاه ترین زمان بنویسد وبیان کند.

1ـ عنوان      2ـ چکیده      3ـ مقدمه      4ـ مواد و روش ها        5ـ نتایج و یافته ها     6ـبحث  

      7ـ پی نوشت ها           8- منابع وماخذ                 9- چکیده به زبان انگلیسی  

 

1-   عنوان: عنوان مقاله، نام و نام خانوادگی نویسنده، نویسندگان، درجه علمی و مدرک تحصیلی نویسندگان، محل انجام پژوهش( دانشگاه یا موسسه مربوطه)

2-   چکیده: چکیده به فارسی و انگلیسی که در متن آن به اهداف و دامنه بحث، مواد و روش های بکار رفته، متدولوژی بکار رفته، خلاصه یافته ها و نتایج مهم اشاره شده باشد، چکیده بیش از 150 کلمه نباشد.

3-   مقدمه : شامل بیان مسئله و هدف آن با مروری بر بررسی های گذشته. موارد ذکر شده در مقدمه با عناوین جداگانه درج نمی شود بلکه بصورت ترکیبی تحت عنوان مقدمه ذکر می شود. در واقع مقدمه مقاله بایستی بیانگر موارد زیر باشد :

ـ اولا مقدمه بایستی ماهیت و دامنه مسئله مورد بحث را با تمام وضوح ممکن نشان دهد.

ـ مقدمه باید برای آگاهی دادن به خوانندگان مروری بر متون مربوط به مسئله انجام دهد.

ـ باید بیان کننده روش بحث باشد اگر لازم شد دلایل را برای انتخاب این روش خاص ارائه دهد. 

ـ نتایج اصلی بحث را بگوید.

 

4-   مواد و روش ها : شرح دقیق طرح تحقیق، مواد و روش ها، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری و روش های تحلیل آماری به کار گرفته شده به صورت عناوین فرعی مستقل و مجزا از هم

5-   یافته ها و نتایج : شرح کامل یافته های تحقیق با ارائه فرضیه ها و شرح مختصر وتحلیل آماری آنها در تائید یا رد آنها به همراه جداول مربوطه در صورت لزوم .

6-   بحث : شامل نکات مهم یافته ها، مقایسه آن با یافته های حاصل از مطالعات دیگر، توجیه و تفسیر موارد مشترک و موارد اختلاف ، بیان کاربرد احتمالی یافته ها، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای حاصل از یافته های تحقیق . رعایت موارد زیر در این بخش مناسب است:

ـ سعی کنید اصول، رابطه ها و تعمیم داد ن هایی را که نتایج نشان می دهند ارائه دهید در نظر داشته باشید بحث خوب آن است که نتایج را بحث کند نه اینکه آنها را مجدداً تکرار کند.

ـ هرگونه استثناء یا عدم ارتباط ( بین دو متغیر ) را ذکر نموده و نکات حل نشده را معلوم نمایید.

ـ نشان دهید که چطور نتایج و تفسیرهای شما مطابق( و یا مخالف ) کارهای منتشر شده قبلی است.

ـ فواید تئوریکی کار خود و همچنین هرگونه کاربرد عملی آن را بحث کنید.

ـ نتیجه های خود را هر قدر می توانید واضح بیان کنید و شواهد خود را برای هر نتیجه بطور خلاصه ذکر نمایید.                                                                       

7-   پی نوشت ها :  اسامی افراد ، واژه ها و اصطلاحات خارجی که ذکر آنها ضروری است با استفاده از اعداد توک  ( 1  و  2 و ... ) شماره گذاری و در این قسمت آورده شوند.

8-   منابع و مأخذ : ابتدا منابع فارسی و سپس منابع انگلیسی آورده شود.

آیا واقعا" مقاله اگر دراین چارچوب باشد علمی است؟ وجز’ آن ارزش علمی ندارد؟دراینجا یاد شعری میافتم که میگوید: نه همین لباس زیباست نشان آدمیت    تن آدمی شریف است به جان آدمیت.

اینترنت یک موقعیت ومکانی شده که فرد توانست با ایجاد سایت ووبلاگ و... ایده ها وسخنان دلش را آنگونه که میتواند بیان کرده وبه عموم ارائه کند.

دراینجا قالب ها شکسته شده وبدانید که درآینده بهترین مقاله های علمی وشیوه های نوع بیان آن نیز  در همین جا خواهد بود .وبا ارزش ترین

باید دردانشگاهها و محیط های آموزشی بدانند وتوجه داشته باشند که شیوه کهن مقاله نویسی نیز باید شکسته شود وبدانند که برای یافتن یک موضوع علمی وجدید در سایتها ووبلاگ ها بجویند زیرا مطالب علمی جدید برای بروزش چند چیز لازم است که این عوامل نه دردانشگاه بلکه در محیط های تجربی وواقعی اتفاق میافتد.

-برای اینکه یک مطلب جدید وعلمی بوجود آید لازم است فرد علاوه برداشتن تحصیلات دانشگاهی باید درمحیط تجربی وواقعی فعال باشد نه صرف دانشگاهی.

-ممکن است بسیار مباحث علمی وبا ارزش درمحیط واقعی وتجربی بوجود آید که فرد اندیشمند بدلیل پیچیده بودن قالب علمی برای پذیرش ودرج این موضوع ومقاله جدید نه زمان ونه حوصله طی آن مسیر را دارد که سادگی روش بیان میتواند کمک موثری باشد برای درج آن

-مقاله نو ومبحث علمی جدید یقینا" درابتدا بدلیل نو بودن وجدید بودن حتی از اندیشه وتوان علمی کسانی که میخواهند نظر بدهند نیز بالاتر باشد ونیاز دارد تا با پذیرش آن فرصت مطالعه وبررسی بیشتر به اساتید داده شود ولی متاسفانه ممکن است همین مقاله مهم وتخصصی نه بدلایل فهم موضوع درهمان ابتدا بدلیل شیوه نگارش رد شده وکنارگذاشته شود.

پس بیایید قبل از اینکه قالب هایمان دبشکند خودمان مسیر را برای همه آنهایی که میتوانند حتی بهتر وعلمی تر ومفید تر از ما واقع شود بستر سازی کنیم وخودمان با دستان خودمان قالب ها ومحدودیتهایمان را بشکنیم.


 
 
آیا انسان نیز دارای ریشه است؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٠
 

ریشه در انسان همان اصل ونصب تعبیر میشود ومسلما" هست ولی منظور من دراینجا ریشه ایی همانند درختان وگیاهان است ریشه ایی است که اگر از جایی که درآنجا ریشه دارد درآورده و به محل دیگری ببری خشک میشود مگر اینکه خاک جدید با خاک ومحل قبلی همخوانی داشته باشد.

آنها که درباغ وباغات سر رشته ایی دارند میدانند که نهال را میتوان برد ودرهرجایی کاشت ولی چون درخت شد جابجا کردنش سخت است احتمال خشکیدن آن بیش از ماندن است واگر بماند نیز آن تنومندی و سرسبزی و باردهی قبلی را نخواهد داشت ومیگویند در این مقطع بهتر آنست که ریشه را با خاکش بتوانی جابجا کنی واز خاک درنیاورید.

اینها را گفتم تا استدلالی بیاورم وبگویم ما نیز بسیار به درخت شبیه هستیم وما نیز ریشه ایی همانند او داریم واگر بخواهید از دیار خود به غربت بزنید موقعی باشد که زیاد ریشه دار نشدید یعنی در همان دوران مجردی  وجوانی یا به بهانه تحصیل ویا کار تا نخشکید و به محض جابجایی پژمرده نشوید.

نهال هم هرچند جابجای اش راحت است ولی آن تنومندی وسرسبزی وباردهی که درخاک اصلیش میدهد را هیج حا نمیدهد همانگونه که شما اگر یک نهال سیب خاص را از یک نقطه ببرید ودر شهر ودیار دیگری بکارید میبینید چه از نظر سرسبزی وطعم میوه بسیار ضعیف تر وکم رنگ تر از نهالی است که در خاک خودش مانده است.

هرچند بسیاری از آنهایی که در شهر ودیار خود زندگی میکنند این ریشه داشتن وتعلق را آنگونه که باید درک نمیکنند واهمیت آن را نمیدانند وبیشتر حسرت رفتن را دارند.

ولی آنها که رفتند هرچند به محیطی رفته باشند که ثروتمندترین کشور وزیباترین شهر ومرفه ترین منطقه زندگی نیز کنند ولی یک لحظه گام گذاشتن در زادگاهشان را با یکسال  زندگی در غربت عوض نمیکنند وهمیشه با خاطرات زادگاهشان شب را به صبح میرسانند ودرحسرتند که لحظه ایی فرصت یابند وبه زادگاهشان سفر کنند وآن لحظه انگار بال وپر درمی آوردند و آرامش ونشاط وسر زندگی که محله های خاکی و درو دیوار کهنه و دوستان دوران کودکی شان به آنها میدهد در هیچ منظره ومکانی نمیابند.

برای همین موضوع است که پیشنهاد میکنم اگر قصد سفر دائم کرده اید بدون توجه به اینکه کجا باشد و چه رویاهایی بسر دارید این سفر را در دوران خانواده دار شدن اجتناب کنید واگر چه در دوران جوانی ویا هردوران دیگری بالاجبار قصد زندگی در جایی دگر دارید شرایط زیر را مدنظر قراردهید تا کمترین لطمه از نظر روحی وروانی بخورید چون زندگی کوتاه است وجبرانش بسی سخت :

1) محل جدید کمترین اختلاف فرهنگی واجتماعی با محل قبلی داشته باشد:

یعنی ریشه شما در خاک جدید دوام بیاورد وبتواند تغذیه کرده ودرآنجا رشد ونمو کند تا شما کمبود کمتری احساس کنید و بیش از حد افسرده  ونگران نشوید.

2)امکان مراجعت و دیدار از زادگاه در هر فصل امکان پذیر باشد:

بتوانید هرموقع که بخواهید واحساس دلتنگی کنید به زادگاهتان بروید پا برروی خاک آن بگذارید واز هوایش استشمام کنید وکوچه ودیار ودوستان دوران کودکی واقوام وآشنایان را ملاقات واز نظر روحی وروانی تغذیه شوید.

3)امکان مشارکت در شادی وغم آشنایان ودوستان را داشته باشید:

انسان  موجودی است اجتماعی وعاطفی وبیشترین عاطفه نیز از همان دوران کودکی واز خانواده واشنایان دراو بوجود میاید وبرای حفظ وایجاد ان باید ارتباطمان را قطع نکنیم .

4)سعی کنید با خاک منتقل شوید: این به ان معنی است که جایی را انتخاب کنید که از اقوام نزدیک و دوستان واشنایان نیز در انجا باشند تا بدینوسیله بتوانید بخشی از دلتنگی ها و فشارهای روحی را با وجود انها بکاهید وقابل تحمل تر کنید.

به هر حال بدانید ما نیز ریشه داریم وچون از ان جدا شویم وبستر مناسب ومتناسب با جایی که درآنجا متولد دوران کودکی راگذراندیم نداشته باشیم خشک میشویم و درصورتی که بتوانیم با ان بستر در ارتباط باشیم با نشاط وخوش وخرم خواهیم بود زندگی گذر گاه کوتاهی بیش نیست وباید در این عمر کوتاهمان بهترین بهره برداری وزندگی را داشته باشیم وعمرمان را درحسرت ونگرانی ودلتنگی نگذرانیم.

 


 
 
تاثیر انتخابات بر وضعیت اقتصادی یک کشور
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۸
 

رشد وتوسعه اقتصادی هرکشور و عقب افتادگی آن نیز متاثر از سیاستها وعملکردهای اقتصادی دولت ومدیران اقتصادی کشور میباشد .

برای نمونه اگر دولتی سیاست اقتصاد آزاد را برگزیند که در آن دخالت دولت دراقتصاد به حداقل میرسد که بیشتر برمیگردد به مبانی اقتصادی آدام اسمیت ویا دولتمردان سیاست اقتصاد بسته یا دولتی را برگزیند که برمیگردد به نظریات مارکسیستی ویا اینکه اقتصادی نیمه آزاد باشد ودراین ارتباط باید نظریات اقتصادی را متناسب با شیوه انتخابی بکارگیرد.

هرکدام از نظریات وتئوری های اقتصادی بسته به نوع سیاستهای اقتصادی ونحوه بکارگیری آن دارای تاثیرگذاری مفید وموثری در رشد وتوسعه یک کشور میباشد واقتصاد دانان هر کشوری بسته به شرایط زمانی ومکانی وبا رعایت اصول علمی وتئوریهای اقتصادی تعدیلات لازم در ساختار اقتصادی خود میدهند وما در همه تئوریها ونظریه های اقتصادی شاهد رشد وشکوفایی کشورها بودیم.

در جوامع کنونی ما هیچ کشوری را نمیتوانیم پیدا کنیم که کاملا" اقتصاد آزاد ویا کاملا" اقتصاد دولتی(بسته ) داشته باشد.

دردوران گذشته معمولا" نوع سختار سیاسی یک کشور در نوع سیاست اقتصادی موثر بود یعنی کشورهای سوسیالیستی معمولا" دنباله رو نظریه های اقتصادی مارکس(مارکسیستی) وکشورهای سرمایه داری بدنبال نظریه های آدام اسمیت وکینز بودند ولی درمقطع کنونی هردو بلوک سیاسی ترکیبی از تئوریها را برای دست یابی به رشد وتوسعه اقتصادی وبا توجه به شرایط زمانی ومکانی انتخاب وبکارمیگیرند.

برای مثال کشور کمونیستی چین که بخش اعظم اقتصاد آن برمبنای اقتصاد سرمایه داری وخصوصی پایه ریزی شده ویا بسیاری از کشورهای غربی که بخشی از فعالیتهای اقتصادی خود را بدلیل اهمیت ویا محرمانه بودن ویا تسلط دولت به آنها دخالت ودرواقع دولتی نگاه میدارند.

بهر حال اگر بخوبی دقت کنیم همه کشورهایی که به تئوریها ونظریات اقتصادی توجه داشته ونه تنها درانها اقتصاد بازیچه سیاست نیست بلکه سیاست خود درراستای سیاست های اقتصادی است به رشد وتوسعه اقتصادی ورفاه و کاهش نرخ بیکاری وکاهش فقر و کاهش فساد  ودراستای آن ثبات سیاسی دست یافته اند.

دراین بین کشورهایی با مشکلات اقتصادی وبه تبع آن مشکلات سیاسی با وجود بهره مندی  از منابع سرشار خدادادی نیز دست وپنچه نرم میکنند ویا هرلحظه درترس ودلهره از قیام و سقوط دولتها وحکومتهای ناتوان خود به سرمیبرند.

یکی از دلایل مهم واصلی آن عدم توجه وپایبندی به یک تئوری ونظریه علمی اقتصادی و بنا نهادن و وابسته نمودن همه تئوریها ونظریات اقتصادی به دیدگاههاوسلیقه های  شخصی وامیال سیاسی است درواقع دراین کشورها اقتصاد برپایه واساس درستی بنا نهاده نشده وبرطبق چارچوب ها ونظریات اثبات نشده وغیر علمی مدیریت میشود.

نداشتن یک تئوری اقتصادی علمی وپذیرفته شده منجر میشود با وجود هرثروت ومنابعی بخودی خود تورم ورکود درآن جامعه بصورت کنترل نشده روزبروز توان اقتصادی را تضعیف وارزش پولی ان کشور را ازبین ببرد وبا افزایش فقر وفساد وبیکاری وگرفتاری...ساختار سیاسی این کشورها نیز علی رغم ظاهر مقتدر آن همانند بادکنکی توخالی روزی بترکد وکل جامعه یک تغییر وتحول اساسی وزیربنایی بخود بگیرد هرچند این تغییرات وانقلابات خود خسارتهای سنگینی را به آن جامعه وملت تحمیل میکند ولی در چنین ساختارهایی یک اصل و رویدادی انکار ناپذیر است.

بنابراین انتخابات درهرنظامی با هر ایده سیاسی وجایگاه اقتصادی ( چه درمیان کشورهای توسعه یافته وتوسعه نیافته وجهان سوم) میتواند نه بدلایل گرایشات سیاسی بلکه بدلایل دیدگاههای اقتصادی وتیم مدیریتی اقتصادی ان ویا دیدگاههای یک ریس جمهور به مسائل اقتصادی کشور میتواند تاثیر شگرفی بروضعیت اقتصادی یک کشور داشته باشد.

امروزه یکی از مهمترین رکن اقتصادی یک کشور ارزش پولی آن کشور است که خود تابعی است از نرخ ارز بنابراین حتی درمرحله ثبت نام کاندیداها اگر مردم احساس کنند کاندیداهایی هستند که به احتمال زیاد برنده میشوند و دربهبود روابط سیاسی کشور میتوانند تاثیر زیادی داشته باشند خود میتواند در کاهش تقاضا برای ارز و رفع تاثیر روانی دربازار آن مفید واقع شده وبیکباره ارزش پول ملی افزایش و متعاقب آن منجر به کاهش تورم درجامعه شود.

بنابراین درکشورهای توسعه یافته بدور از اختلافات ساسی بین احزاب سعی میکنند با انتخاب کاندیداهای متضاد و مخالف وورود دیدگاهای مخالف درانتخابات از نظر سیاسی برروی جو روانی حاکم براقتصاد نیز تاثیر گذشته ودرجهت توسعه ورشد اقتصادی بهره برداری کنند.

درکشورهای جهان سوم با وجود اینکه ممکن است مخالفان سیاسی براحتی وآزادانه نتوانند درانتخابات شرکت کنند ولی درهمان محدودیت نیز اگر بتوانند حداقل برای کمک به کاهش ضدیتها و دیدگاه منفی عموم به انتصابها افرادی را با دیدگاه وجایگاه سیاسی قوی تر وبهتر درانتخابات شرکت دهند میتوانند بیکباره وضعیت اقتصادی کشور را درشرایط ثابت بهبود قابل توجهی بدهند که البته با ایجاد محدودیت و انحصار طلبی میتواند تاثیر منفی زیادی بربازار واقتصاد نیز بگذارد.


 
 
چگونه میتوان ورشکست شد!؟(تاجران ورشکست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٤
 

شاید ما مقاله ها و روشها ومشاورات زیادی را دیده وخواندیم که میخواهد به ما شیوه موفق شدن و ثروتمند شدن را بیاموزد وبسیاری نه تنها با این شیوه ها به رویاهایشان نرسیده اند بلکه بسیاری ورشکست هم شده اند من میخواهم دراینجا به شیوه ها وروش هایی بپردازم که میتواند مارا ورشکست کند که این توضیحات از دو جنبه با اهمیت است:

اولا" درواقع شما فعالیتی را شروع کردید ویا میخواهید شروع کنید وترس از آن دارید که این فعالیت با شکست مواجهه شود ولی مسیر آن شکست را بدرستی نمیشناسید وممکن است گام درهمان مسیر میگذارید بدون اینکه متوجه باشید.

دوما" ممکن است شما در مطالعات مربوط به موفقیت وسود وثروت متوجه نشوید که راز شکست نیز درهمان شیوه ها با اقداماتی متفاوت که متوجه نمیشوید نهفته است .

بنابراین من سعی میکنم به شیوه ها وروشهای شکست وورشکستکی اشاره کنم که شما بدانید این مسیر دقیقا" از همان جاده ایی میگذرد که راز موفقیت درآن نهفته است.

راه اول) همیشه منتظر باشید که سرمایه ایی بدستتان برسد تا کار وفعالیتی را شروع کنید: یعنی باور دارید که موفقیت درکار لازمه اش داشتن سرمایه لازم وکافی است واین سرمایه به هرحال باید بدستتان برسد تا بتوانید کاری را شروع کنید.

مطمئن باشید شما سرمایه باد آورده راویا به هرحال سرمایه ایی که از طریق پدر یا بانک ویا بهر طرق دیگری بدستتان میرسد وبدون اینکه تجربه مفید آن فعالیت ونحوه مدیریت نقدینگی آن را داشته باشیدویا قدر آن رابدانید وبا توجه به ماهیت هرتجارت وفعالیتی که ممکن است ضررهای مقطعی بدنبال داشته باشد به شکست وورشکستکی نزدیکتر خواهید بود.

وهمچنین ممکن است سرمایه گذار وتامین کننده شرایطی را به شما تحمیل ویا درمقطعی سرمایه دراختیار شما بگذارد که آن مقطع مناسب نباشد.

راه دوم)دخل وخرجتان را کنترل نکنید: برای اینکه زودتر ورشکست شوید هیچ توجهی به این نداشته باشید که درآینده مخارج وپرداخت ضروریتان چقدر است وهرچقدر پول بدستتان آمد تا آنجا که میتوانید درجهت تفریح و کلاس و رفاه خود خرج نمایید تا همه دوستان و آشنایان  درتعجب باشند شما چقدر با استعداد بودید که همینکه کار وفعالیت زدید پولدار وموفق شدید وهمه به شما حسرت بخورند.

دراینصورت شما درهمان مدت زمان کوتاه احساس خواهید نمود که به یک الگوی موفق تبدیل شدید ومشاور همه و درجمع دوستان با افتخار و مغرورانه حضور پیدا خواهید کرد.

راه سوم)هیچ برنامه وهدفی درفعالیت کاریتان نداشته باشید:یعنی بجای شناخت صحیح ماهیت شغل وفعالیتی که انتخاب کردید وبرنامه ریزی درجهت رشد وتوسعه آن وهدفگذاری صحیح دربازار ورقبا بیشتر اهداف بلند پروازانه وشخصی را دنبال کنید وتنها هدفی که دنبال میکنید این باشد که ثروتمند شوید وخود را اولین بدانید واز واقعیتها فرارکنید.

راه چهارم)اعتبار واعتماد همان پول وثروت است: همه ارزشها را زیر پا بگذارید واز هر راه وروش ممکن بدنبال سود جویی وثروت اندوزی باشید حتی اگر ممکن است و کسی از شما طلبی دارد ندهید وبگویید خود این یعنی سود خالص ودر فعالیت شما حق و انصاف مفهومی نداشته باشد وثروت به هر طریقی حتی شده دروغ وتقلب برایتان توجیه داشته باشد واز نظر شما اعتبار واعتماد دیگران را جلب کردن هیچ معنی ومفهومی نداشته باشد ومعیار فقط سود باشد وسود جویی.

راه پنجم) صبر واستقامت یعنی بدبختی وفلاکت: هرکاروفعالیتی را که شروع کردید بدنبال کوتاه ترین راه ممکن برای پول دار شدن باشید وهرموقع احساس کردید که مدت زمان طولانی تری مشغول فعالیتی بودید ولی عایدی ونتیجه آن کم بود سریعا" فعالیت وشغل جدیدی انتخاب کرده وآن را شروع کنید وبرای انتخاب فعالیت چه درابتدا وچه بعدا" لزومی به مشاوره وبررسی وارزیابی توان وموقعیت خود نیست بلکه نگاه کنید کی وچه کسی از دوستان و در تفریح و خوشی از فعالیت دیگرانی که شاید ثروتمند وموفق شدند صحبت میکنند وحسرت میخورند میشنوید وهمیشه احساس کنید که فعالان اصلی واقعیت ها را نمیگویند وآواز دهل از دور خوش است.

راه ششم) به سرعت تسلیم شرایط سخت شوید وشکست را بپذیرید: همینکه درکار وفعالیتتان دیدید ضررکردید ویا با توقف ومانعی روبرو شدید بگویید که بدشانسی آوردید وبه همه اعلام کنید که این بدشانسی شما را ورشکست کرد وشکست را پذیرفته وسریعا" تسلیم شوید شما این دیدگاه را داشته باشید که هرفعالیت درست یعنی سود وسود وسود ودرنهایت ثروت وبگویید درکار وفعایت ضرر و رکود و... نباید باشد اگربود نباید صبر واستقامت وبرنامه ریزی کرد بلکه باید شکست را پذیرفت واظهار ورشکستکی کرد وبه همه اعلام کرد که من بدشانس بودم وعوامل دیگر شمارا با شکست روبرو کرده چون شما همیشه دربین دوستان و... با افتخار ومغرورانه زندگی کردید واگر مدتی را بپذیرید که باید قناعت و ساده زیستی کنیدتا این مقطع بحران را عبورکنید آبروی شما وخانواده تان خواهد رفت.

راه هفتم)فعالیتتان چون رشد کرد وقدرتمند شد اطمینان داشته باشید دیگر هیچ وقت با شکست ومشکلی برخورد نخواهید کرد: به این مفهوم که میگوید ورشکستکی مکان وزمان  وضعیف وقدرتمند نمیشناسد واتفاقا" شکست دراوج بیشتر از فعالیتهای کوچک انسان را تهدید میکند را باور نداشته باشید وچون احساس کردید فعالیتتان رشد کرد وثروتمند شدید مغرورانه هرتصمیمی لازم بود بگیرید وهرگونه خواستید زندگی کنیدو ورشکستکی را یک مقطع بدانید که چون از آن عبور کردید دیگر وجود خارجی ندارد.

بدانید درصورت رعایت هریک از اصول فوق شما همیشه ودرهرشرایطی انگار درآغوش ورشکستگی نشسته ایید وبدانید همه موفقیتهای ظاهری شما یک روز ودر یکلحظه به باد خواهد رفت.

 


 
 
چگونه میتوان ورشکست شد!؟(تاجران ورشکست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٤
 

شاید ما مقاله ها و روشها ومشاورات زیادی را دیده وخواندیم که میخواهد به ما شیوه موفق شدن و ثروتمند شدن را بیاموزد وبسیاری نه تنها با این شیوه ها به رویاهایشان نرسیده اند بلکه بسیاری ورشکست هم شده اند من میخواهم دراینجا به شیوه ها وروش هایی بپردازم که میتواند مارا ورشکست کند که این توضیحات از دو جنبه با اهمیت است:

اولا" درواقع شما فعالیتی را شروع کردید ویا میخواهید شروع کنید وترس از آن دارید که این فعالیت با شکست مواجهه شود ولی مسیر آن شکست را بدرستی نمیشناسید وممکن است گام درهمان مسیر میگذارید بدون اینکه متوجه باشید.

دوما" ممکن است شما در مطالعات مربوط به موفقیت وسود وثروت متوجه نشوید که راز شکست نیز درهمان شیوه ها با اقداماتی متفاوت که متوجه نمیشوید نهفته است .

بنابراین من سعی میکنم به شیوه ها وروشهای شکست وورشکستکی اشاره کنم که شما بدانید این مسیر دقیقا" از همان جاده ایی میگذرد که راز موفقیت درآن نهفته است.

راه اول) همیشه منتظر باشید که سرمایه ایی بدستتان برسد تا کار وفعالیتی را شروع کنید: یعنی باور دارید که موفقیت درکار لازمه اش داشتن سرمایه لازم وکافی است واین سرمایه به هرحال باید بدستتان برسد تا بتوانید کاری را شروع کنید.

مطمئن باشید شما سرمایه باد آورده راویا به هرحال سرمایه ایی که از طریق پدر یا بانک ویا بهر طرق دیگری بدستتان میرسد وبدون اینکه تجربه مفید آن فعالیت ونحوه مدیریت نقدینگی آن را داشته باشیدویا قدر آن رابدانید وبا توجه به ماهیت هرتجارت وفعالیتی که ممکن است ضررهای مقطعی بدنبال داشته باشد به شکست وورشکستکی نزدیکتر خواهید بود.

وهمچنین ممکن است سرمایه گذار وتامین کننده شرایطی را به شما تحمیل ویا درمقطعی سرمایه دراختیار شما بگذارد که آن مقطع مناسب نباشد.

راه دوم)دخل وخرجتان را کنترل نکنید: برای اینکه زودتر ورشکست شوید هیچ توجهی به این نداشته باشید که درآینده مخارج وپرداخت ضروریتان چقدر است وهرچقدر پول بدستتان آمد تا آنجا که میتوانید درجهت تفریح و کلاس و رفاه خود خرج نمایید تا همه دوستان و آشنایان  درتعجب باشند شما چقدر با استعداد بودید که همینکه کار وفعالیت زدید پولدار وموفق شدید وهمه به شما حسرت بخورند.

دراینصورت شما درهمان مدت زمان کوتاه احساس خواهید نمود که به یک الگوی موفق تبدیل شدید ومشاور همه و درجمع دوستان با افتخار و مغرورانه حضور پیدا خواهید کرد.

راه سوم)هیچ برنامه وهدفی درفعالیت کاریتان نداشته باشید:یعنی بجای شناخت صحیح ماهیت شغل وفعالیتی که انتخاب کردید وبرنامه ریزی درجهت رشد وتوسعه آن وهدفگذاری صحیح دربازار ورقبا بیشتر اهداف بلند پروازانه وشخصی را دنبال کنید وتنها هدفی که دنبال میکنید این باشد که ثروتمند شوید وخود را اولین بدانید واز واقعیتها فرارکنید.

راه چهارم)اعتبار واعتماد همان پول وثروت است: همه ارزشها را زیر پا بگذارید واز هر راه وروش ممکن بدنبال سود جویی وثروت اندوزی باشید حتی اگر ممکن است و کسی از شما طلبی دارد ندهید وبگویید خود این یعنی سود خالص ودر فعالیت شما حق و انصاف مفهومی نداشته باشد وثروت به هر طریقی حتی شده دروغ وتقلب برایتان توجیه داشته باشد واز نظر شما اعتبار واعتماد دیگران را جلب کردن هیچ معنی ومفهومی نداشته باشد ومعیار فقط سود باشد وسود جویی.

راه پنجم) صبر واستقامت یعنی بدبختی وفلاکت: هرکاروفعالیتی را که شروع کردید بدنبال کوتاه ترین راه ممکن برای پول دار شدن باشید وهرموقع احساس کردید که مدت زمان طولانی تری مشغول فعالیتی بودید ولی عایدی ونتیجه آن کم بود سریعا" فعالیت وشغل جدیدی انتخاب کرده وآن را شروع کنید وبرای انتخاب فعالیت چه درابتدا وچه بعدا" لزومی به مشاوره وبررسی وارزیابی توان وموقعیت خود نیست بلکه نگاه کنید کی وچه کسی از دوستان و در تفریح و خوشی از فعالیت دیگرانی که شاید ثروتمند وموفق شدند صحبت میکنند وحسرت میخورند میشنوید وهمیشه احساس کنید که فعالان اصلی واقعیت ها را نمیگویند وآواز دهل از دور خوش است.

راه ششم) به سرعت تسلیم شرایط سخت شوید وشکست را بپذیرید: همینکه درکار وفعالیتتان دیدید ضررکردید ویا با توقف ومانعی روبرو شدید بگویید که بدشانسی آوردید وبه همه اعلام کنید که این بدشانسی شما را ورشکست کرد وشکست را پذیرفته وسریعا" تسلیم شوید شما این دیدگاه را داشته باشید که هرفعالیت درست یعنی سود وسود وسود ودرنهایت ثروت وبگویید درکار وفعایت ضرر و رکود و... نباید باشد اگربود نباید صبر واستقامت وبرنامه ریزی کرد بلکه باید شکست را پذیرفت واظهار ورشکستکی کرد وبه همه اعلام کرد که من بدشانس بودم وعوامل دیگر شمارا با شکست روبرو کرده چون شما همیشه دربین دوستان و... با افتخار ومغرورانه زندگی کردید واگر مدتی را بپذیرید که باید قناعت و ساده زیستی کنیدتا این مقطع بحران را عبورکنید آبروی شما وخانواده تان خواهد رفت.

راه هفتم)فعالیتتان چون رشد کرد وقدرتمند شد اطمینان داشته باشید دیگر هیچ وقت با شکست ومشکلی برخورد نخواهید کرد: به این مفهوم که میگوید ورشکستکی مکان وزمان  وضعیف وقدرتمند نمیشناسد واتفاقا" شکست دراوج بیشتر از فعالیتهای کوچک انسان را تهدید میکند را باور نداشته باشید وچون احساس کردید فعالیتتان رشد کرد وثروتمند شدید مغرورانه هرتصمیمی لازم بود بگیرید وهرگونه خواستید زندگی کنیدو ورشکستکی را یک مقطع بدانید که چون از آن عبور کردید دیگر وجود خارجی ندارد.

بدانید درصورت رعایت هریک از اصول فوق شما همیشه ودرهرشرایطی انگار درآغوش ورشکستگی نشسته ایید وبدانید همه موفقیتهای ظاهری شما یک روز ودر یکلحظه به باد خواهد رفت.

 


 
 
تجارت را درسال جدید چگونه شروع کنیم(استراتژی های ابتدای سال)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳
 

تاجران موفق همیشه کسانی هستند که درکارشان برنامه ریزی دارند وهدفدار هستند وبرای خود استراتژی مناسب تعریف کرده وبراساس یک چارچوب مشخص به فغالیت میپردازند.

تاجرموفق شانس واقبال را رد نمیکند ولی هیچ وقت رویدادها ونتایج کاری اش را به خوش شانسی وبدشانسی تعبیر نمیکند وهمیشه تلاش میکند تا نتایج کاری خود را تجزیه وتحلیل نموده وهرگونه انحراف از برنامه واهدافش را شناسایی وتصمیمات مناسب برای اصلاح برنامه هایش را بگیرد.

تاجرموفق نه از سود بی رویه خشنود میشود ونه از زیان وخسارت ترسی دارد بلکه یک رشد معقول ومنطقی را بهترین حالت ممکن میداند .

در تجارت مقاطع خاصی است که برای یک تاجر موفق بسیار مهم بوده وبایستی دران مقاطع درایت و توجه وتلاش ویژه ایی داشته باشد تا بتواند با تصمیمات بجا وشایسته روند رشد و توسعه فعالیت وپایداری خود را حفظ نماید.

ازجمله این مقاطع حساس ابتدای سال جدید میباشد که بدلایل زیر با اهمیت است:

1-تاجران یکسال فعالیت تجاری انجام داده وبا نتایج حاصله وارد سال جدید میشوند ودرواقع اطلاعات مفیدی از عملکرد یکساله داشته ومیتوانند آن را مبنای اهداف واستراتژی های سال جدید قرار دهند.

2-هرگونه اشتباه وانحراف از برنامه ها ویا دیدگاهها ونکات منفی ایجاد شده درسال قبل را میتوان به راحتی درپایان سال بست وبا یک ایده وروش نو ومناسب درسال جدید گام نهاد.

3-بدلیل تغییر سال مشخصا" رقبا نیز ممکن است با ایده ها وروش ها واستراتژی های نو تعریف ووارد عرصه شوند بنابراین شما نیز باید با تحلیل عملکرد سال قبل با استراتژی ها وایده های بهتر وارد عرصه رقابت وتلاش شوید.

4-یکی از بهترین رویه ها در دستیابی به اهداف بلند مدت تعریف اهداف کوتاه مدت وقابل دسترس است بنابراین درابتدای هرسال چه درفعالیتهای تجاری وشخصی اهداف وبرنامه هایی را تعریف وتلاش نمایید تا این اهداف کوتاه مدت درهمان سال عملیاتی وانجام شود.

5-بدلیل اینکه برنامه ها وسیاستهای کلان دولت و کارفرمایان و... نیز درهرسال تغییر ودرابتدای همان سال ابلاغ میشود بنابراین خود این نیز عامل مهمی در تدوین استراتژی درابتدای سال جدید با درنظر گرفتن کلیه پارامترهای دخیل در فعالیت شماست.

تاجران موفق سال را با لباس مرتب و رویی گشاده وخندان وبا طراوت وزیبایی شروع میکنند تا هر کسی که با آنها روبرو شود کاملا" این نو بودن و نشاط وتوانمندی  وعزم را درآنها احساس نماید وبا اینکار دو پیام مهم را به دیگران میرسانند:

1- ما سال گذشته را با اقتدار ودستیابی به شرایطی حتی بالاتر از اهداف تعریف شده به پایان رساندیم واز آن توان وقدرتی وعزمی مضاعف بدست آورده ووارد سال جدید شدیم.

2-ما سال نو را با نشاط وطراوت و مسرور از گشایش ها وفتوحات وموفقیت های سال قبل وایمان به اینکه دست یابی به اهداف تعریف شده یک اصل است وهرسال اهداف بالاتر ومهمتری را دست میابیم وبا اقتدار حضوری فعال در عرصه فعالیت وتلاش خواهیم داشت.ما گام برای صعود وفتح قله ایی گذاشتیم که مطمئن هستیم در بهترین شرایط وتوانمندی آن را فتح وبه قله آن صعود خواهیم کرد.


 
 
طبیعت(پزشک خانواده)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٦
 

طبیعت زیباست وپر از رمز است وراز نمیدانم چقدر به طبیعت علاقه دارید ولی میدانم هرانسانی در ذات خود به طبیعت وابسته است وچون از آن جدا شود طراوت وشادابی و نشاطش از بین میرودوسلامتش به خطر میافتد.

شاید به کسانی که زندگی آپارتمان نشینی دارند و بدلایل مشغله های شغلی وزندگی صنعتی بنوعی با طبیعت قهر کرده اند دقت کردید یا نه؟ اینگونه افراد افرادی خشک وعصبی وتند خو وافسرده وغمگین هستند.

برعکس شاید با کشاورزان وباغداران وانهایی که هر فرصتی یافتند به دل طبیعت میزنند را نیز برخورد داشتید ودیدید که این افراد چقدر گشاده رو وبشاش وشاد ومهربان هستند.

شاید افزایش برخوردها و تنش ها و بیماریهای اعصاب وقلب درجوامع شهری بیشتر از جوامع روستایی است به همین دلیل است واگر در شهر وآپارتمان ساکنیم باید به این موضوع توجه ودقت بیشتری داشته باشیم.

شاید بگویید که توان مالی ویا موقعیتی لازم را ندارید که بیشتر با طبیعت و بدور از زندگی شهری باشید ولی من دراینجا یکسری روشهای ساده میگویم همانند یک شروع فعالیت تجاری وسرمایه گذاری با اندوخته اندک ولی دارای ثروتی زیاد برای آینده.

سلامتی بزرگترین ثروتی است که همه ما داریم ولی تا به بیماری دچار نشویم قدر آن را نمیدانیم.

راه حل اول: شاید بسیاری از ما در شهرستان ویا روستا اقوام وآشنایانی داشته باشیم که هراز چند گاهی میتوان برای گردش به آنجا سفر کرد ولی میخواهم اینبار یک سفر سرمایه گذاری بکنید وبا این نیت بروید که با سرمایه اندک خود درانجا باغچه ایی ایجاد نمایید.

شاید بگویید مکر میشود ولی اگر نیت وتصمیم را بگیرید وبا اقتدار به دوستان وفامیل خود بسپارید که برایتان باغچه ایی هرچند کوچک ودر وسع توان شما پیدا کند خواهید دید با یک سرمایه کم صاحب باغچه ایی شدید که شاید مبلغ ان از  طلای همسرتان ویا هزینه های که کنترل نشده درطول یک سال برای تبدیل اثاث وتبدیل ماشین و... میکنید نیز کمتر باشد با این تفاوت که دراینجا صاحب یک باغچه شده اید.

این سرمایه گذاری هرچند کوچک چند امتیاز مهم دارد:1- یک سرمایه گذاری مطمئن در زمین است که روز بروز شاهد رشد آن خواهید بود. 2- بالاجبار هر فرصتی که به شما دست دهد به سوی طبیعت وباغچه خواهید رفت ودرآنجا با گل ودرخت وجانوران و... رودررو بوده وتمام استرس وبدی وشر و مشکلات را لحظه هایی از خود دور کرده وبرای مواجهه مجدد با مشکلات وسختی های زندگی وکار وتلاش شارژ وآماده خواهید شد.

3- این خود یک ابهت واقتدار وتوان درنزد دوستان وآشنایان چندین برابر مبلغ سرمایه گذاری ایجاد میکند.4- رسیدگی به باغچه وبرنامه ریزی برای ایجاد اقامتگاه درآن وکاشت درخت و... خود به توسعه تفکر وسرمایه شما کمک نموده وروز بروز نشاط وشادابی شما را بیشتر خواهد کرد.

 اگر به هر علت نتوانستید مرحله اول را ایجاد کنید که نباید برای ایجاد آن بهانه ایی داشته باشید حتی اگر مجبور شوید ماشین زیر پایتان یا طلای همسرتان را بفروشید که مطمئن باشید اگر بروید وبررسی کنید متعجب خواهید شد که با هر بودجه ایی میتوان ایجاد کرد .

 درمرحله دوم :آپارتمان محل زندگی خود را با طبیعت دوست کنید برای اینکار یک آکواریم تهیه وماهیانی در آن قراردهید وروزانه شاهد زندگی وهمزیستی وتکثر ماهیان ان باشید.

گلدانها وگلهایی تهیه ودر داخل آپارتمان نگهداری کنید تا هم خانه را عطرآگین کند وهم گلهای زیبا برایتان هدیه دهد..

درنهایت حتی میتوانید قفسی تهیه کرده وپرندگانی که برای نگهداری در قفس وجود دارد تهیه ونگهاداری کنید وروزانه به آنها رسیدگی وزندگی آنها را توجه واز آنها عشق وزندگی ومهربانی را یاد بگیرید وبه زندگی خود هدیه کنید.

دروحله سوم : هرهفته ودرهر تعطیلی وهر فرصتی به نزدیکترین پارک بروید پارکهایی که با بودجه ایی که خود ما از محل پرداخت عوارض ومالیات تامین میکنیم به زیبایی ایجاد شده اند بنابراین از این سرمایه مهم وعمومی که خود نیز سهامدار ان هستیم وسود وعایدی آن همانا استفاده از آن است بهره مند شوید وببینید چقدر با طبیعت بودن شما را سرزنده وبا نشاط میکند.

درهر حال دوست ویار طبیعت باشید واز این دوست خوب وسرزنده عشق وزندگی ونشاط را به خانواده خود هدیه دهیدوهمچون پزشک خانواده سلامتی خانواده را تضمین کنید..

 


 
 
من یار مهربانم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤
 

حتما" شعر زیبای " من یار مهربانم    دانا وخوش بیانم    گویم سخن فراوان   با آن که بی زبانم...."را بخاطر دارید.

این شعر یک موضوع مهم را به ما یاد آوری میکرد و آن اینکه کتاب یک دوست مهربان وپند دان بزرگی است که میتوان بخوبی به آن اتکا کرده و درست را از نادرست وخوب را از بد تشخیص داده وزندگی موفق وخوشبختی  داشت.

درگذشته درکنار این یار مهربان بزرگان و باسوادان وباتجربه های خانواده واقوام نیز بعنوان یک الگو ومشاور ارشد درکنار افراد قوم وطایفه بودند وهمیشه آنها را مشاوره میدادند وخوب وبد را گوشزد میکردند وبرای همین آنها که با سواد بودند وبا تجربه جایگاه وموقعیت بالایی در جمع فامیل داشتند وسعی میکردند از نظر رفتار وکردار نیز الگو باشند.

بنابراین شما درگذشته به ندرت میدیدید که کسی به راحتی اشتباه کند وبه انحراف کشیده شود ومعمولا" چه در انتخاب الگو وچه درانتخاب شغل و انتخاب همسر و... موارد منطقی تر و با دیدگاه بهتر صورت میگرفت وبه همین دلیل آمار تخلفات و تضادها وطلاق ها بسیار پایین تر بود وازطرف دیگر درجامعه فساد واعتیاد وفقر وسرقت وجنایت کمتربود.

امروزه به یارمهربان ویارهای دیگری همچون اینترنت و صدا وسیما و مجلات با ابزارهای ارتباطی بیشتر ومطالب بیشتر وبهتر افزوده شده ودریک نگاه اول چنین استنباط میشود که امروزه باید ازضریب اشتباهات وناآگاهیها کاسته شود ولی متاسفانه  با تغییر تفکرات درجوانان مبنی بر آزادی در عمل واندیشه وتصمیم گیری وبی توجهی به تجارب دیگران وافراد باتجربه وباسواد ارشد فامیل منجرشده بسیاری از جوانان بجای پند گرفتن از آموزه ها و تجارب وانتخاب مسیر درست خود شروع به تجربه کردن وانتخاب مسیر برطبق احساسات میکنند تا به مشاوره و رهنود وهمین منجرشده بدلیل داشتن یک حس غرور و خودبینی و کامل بودن به راحتی اشتباه کرده وبه مسیر اشتباهش ادامه دهد .

درگذشته علم ودانایی ضریبش بسیار پایین تر از امروزه بود ولی استفاده از آن علم ودانایی وتجربه صدردر صد صورت میگرفت وبرعکس امروزه علم ودانش وتجربه بسیار رشد وتعالی پیداکرده ولی متاسفانه برعکس بیشتر مردم متکی به آن علم و آگاهی هستند که خود استنباط میکنند .بنابراین ضریب اشتباهات نیز بسار بالا رفته وبسیاری گرفتار شده اند.

هرچند درگذشته دین ودینداری بسیار بالاتر از امروزبود ولی علم نیز جایگاه خودش را داشت ومردم اشتباهات و نادانیها واتفاقات ناشی از تصمیم گیریهایشان را کمتر به حساب تقدیر وسرنوشت میگذاشتند ولی متاسفانه با وجود رشد آگاهیها وعلم بخاطر اینکه بیشتر اشتباهات ناشی از تصمیم گیریهای شخصی افراد وبی توجهی آنها به مشاوره وتجربه دیگران  است وعامل اصلی این وضعیت خود شخص بوده وبرای فرار از اقرار به اشتباهات همه را به سرنوشت وتقدیر الهی نسبت میدهد وخود را انسان بدشانس وبداقبال مینامد.

چه نیکوست که درقرن اطلاعات وارتباطات و در بستر علم ودانایی بیاییم از این ابزارهای علمی بیش از پیش برشناخت وآگاهی خود بیافزاییم واز افراد باتجربه و باسواد  نیز مشاوره بگیریم ومطمئن باشید دراین صورت مسیر رشد وموفقیت را به آسانی شناسایی کرده ودرهمان مسیر گام خواهید گذاشت وبه این واقعیت خواهید رسید که افریننده هستی به ما قدرت اندیشیدن وتفکر را داده وما خود باید سرنوشت خود را درمسیر صحیح تعیین کنیم  .


 
 
زندگی به یک تار مو بند است(دم غنیمت بدانید)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠
 

سایه پدر برسرش نبود ودردوران جوانی مادرش را نیز از دست داد برای یک دختر زندگی دراین شرایط بسیار سخت بود وبرادرها وخواهرها جای پدر ومادرش را پرنمیکردند ولی او دختری چابک وبا اراده بود وهرگز روحیه خود را از دست نداد.

بااینکه درجمع خانواده تحصیلات دانشگاهی کم بود ولی او بخوبی تشخیص داده بود که تنها راه دست یابی به یکسری از آرزوها ورویاهایش ورود به دانشگاه وتحصیل دررشته ایی است که بتواند اورا در دستیابی به موقعیتهای اجتماعی همراهی نماید وبرای همین پس از اخذ مدرک دیپلم دررشته مدیریت بازرگانی وارد دانشگاه شد.

همانطوری که تشخیص داده بود این رشته توانست دیدگاه وجسارت او را دوچندان نماید وبا تلاش وپرس وجو وفعالیت توانست از همان دوران دانشجویی کار نیمه وقت درشرکت بدست آورد او که خستگی ناپذیر بود و با اراده یک کار نیمه وقت او را سیراب نمیکرد وتا سه شغل نیمه وقت درشرکتها پیدا کرد وجنب وجوش وانگیزه وتلاش او منجر شده بود تا روز بروز در فعالیتهای شغلی اش موفق وموفق تر شود .

از آنجا که درشهرستان معلمی برای دخترها یکی از بالاترین مشاغل محسوب میشد با تلاش واراده توانست دراین مسیر نیز وارد شده وکار معلمی در چندین مرکز آموزشی شروع کند ودراین مسیر نیز روز بروز موفق شود.

ولی انتخاب رشته وشغل مناسب تنها چیزی نبود که او را ارضا’ نموده وبه خواسته هایش برساند بلکه او میدانست ازدواج مناسب وموفق میتواند با ایجاد یک تکیه  گاه مناسب وتوانمند وتحصیلکرده میتواند هم جبران گذشته تنها و دشوارش را  کند وهم او را دراین مسیر وآرزوهای بزرگ همراه ویاور باشد.

با تلاش زیاد توانست کارشناسی ارشد نیز پذیرفته شود ومهمتر از آن چنین دخترهای پرتلاش وبا انگیزه همیشه خواستگاران مناسب نیز خواهند داشت واو با تیز بینی توانست توجه یک جوان سالم وتحصیل کرده دررده دکتری واستاد دانشگاه را به خود جلب کند واین ازدواج او را مطمئن کرد که به همه آرزوها واهدافش خواهد رسید وبا همین تفکر بیش از پیش وبا انگیزه وعلاقه واطمینان مضاعفی به تلاش خود ادامه داد.

خواهر وبرادر واقوام دور ونزدیک ودوستان وآشنایان همه او را تحسین میکردند وکمتر خانه ایی بود که صحبتی از موفقیتها وشرایط  رو به رشد او سخنی به میان نیاید وبسیاری نیز میگفتند که او از این رشد وموفقیت مغرور ومتکبر شده که شاید بیشتر ناشی از تغییر رفتار او بدلیل تغییر موقعیتها وشرایط شغلی اش بوده ولی به هرحال او را تحسین میکردند وبعنوان الگویی به دختران خود معرفی میکردند.

اقوامی که به خانه انها رفت آمد داشتند همه از امکانات و رفاه و توانمندی آنها صحبت میکردند که چگونه برای خود یک خانه زیبا با وسایل خوب و دریک سطح متوسط به بالا تامین کرده اند .

ولی از آنجا که همه اسباب وسایل به یکباره قابل تامین نیست ونیازمند مرور زمان وتلاش وتامین سرمایه  است وبا وجود داشتن خانه خوب با وسایل خوب هنوز ماشینشان پراید بود ومطمئن بودند که با تلاش وپشتکار ودرآمد خوبی که داشتند میتوانند در آینده نزدیک آن را نیز به یک ماشین خوب ودرسطح موقعیت خود شان تبدیل کنند.

تک فرزند بودند واحساس میکرد برعکس زندگی پراز مشقات وتاریک کودکی خودش برای او یک آینده زیبا وموفق خواهد ساخت.

دوباره عید از راه میرسید وبرطبق معمول که بسیاری قبل از عید به مسافرت میروند وعید را درسفر میگذرانند از خواهرها وبرادرها که سراغ میگیرد میبیند آنها راه مشهد را درپیش گرفته اند واو نیز به همسرش پیشنهاد میکند که مانیز به مشهد برویم ووسایل سفر مهیا کرده وراهی مشهد میشوند.

جاده شلوغ است وپراز ازدهام وشوهرش از اینکه مسیر طولانی رانندگی کرده فرمان را دست او میدهد واو نیز که سالها سابقه رانندگی داشته وهمچون کار وتحصیل درآن نیز متبحر میباشد رانندگی را بعهده گرفت وبا اقتدار و افتخار به مسافرت ادامه میدادند.

به گذشته های سخت ودشوارش فکرمیکرد وبه تلاش ها وسختی هایی که کشید وبه موقعیت الانش که در کنار همسر تحصیل کرده خوب ویک فرزند نازنین ومشاغل خوب ودرآمد مناسب احساس میکرد که دیگر هیچ پله ناپیموده ایی در مسیر موفقیت نبوده که به آن دست نیافته باشد ومیدانست که دوست ودشمن نیز موفقیتشان را تایید میکنند وباخود میگفت میرویم وبه پاس اینهمه نعمت وموفقیت شکرگزار باشیم ومرقد امام را زیارت کنیم واز اینهمه نعمت ولطف الهی تشکرکنیم .

شاید هردو دراین شیرینیها وموفقیتها غرق بودند وزیباییهای جاده وسفر نیز درمقابل اینهمه موفقیت گم بود وبه آینده زیبایی که به حال تبدیل نموده بودند فکر میکردند که ناگاه ماشین تکان شدیدی خورد وصدای هولناکی آمد ودریک لحظه همه جا تیره وتار شد.

او دردم جان باخته بود وشوهرش را نیز به نزدیکترین بیمارستان بردند واو نیز جان به جانان سپرد وکودک نازشان هنوز هم که هنوز است با چند شکستگی وکوفتکی سخت هنوز در بیمارستان است انگار او باید دوباره سرنوشت مادرش را طی کند .

خدا روحشان را شاد کند وبرآن کودک خرد سال صبر وشکیبایی عطا کند.

اینهمه تصادف که درکشورما هست ودرسال بیش از جنگ کشته به جا میگذارد را تقدیر الهی نباید بدانیم وماشین پراید که به یک ابزار قتاله تبدیل شده را نیز وسیله سفر دور نباید بدانیم وباید توجه داشته باشیم که جان و رفاه عمومی ما مهمتر از وسایل خانه است الویت را در ابزارها ووسایلی قرار بدهیم که ممکن است حافظ جان ما باشد .


 
 
قدر لحظه ها را بدانید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۸
 

دم غنیمت دان که دنیا یک دم است

                          آن که با دم همدم است آدم است

دنیا گذر گاهی بیش نیست وبا یک چشم بهم زدن از کودکی به نوجوانی ونوجوانی  به جوانی وبالاخره بزرگسالی و پیری گام خواهیم نهاد.

بسیاری متاسفانه بجای تمرکز برزندگی سرشار از نشاط ومفرح خود را درگیر مسائل هیچ وپوچ کرده وروزها را به عذاب ودرگیری طی میکنند.

برای اینکه بتوانیم مفهوم واقعی زندگی را درک کرده و بتوانیم از آن لذت ببریم باید به چند نکته کلیدی توجه کنیم.

اولین نکته مهم که برمیگردد به دوران کودکی ونوجوانی باید دقت کنیم که بزرگترهای ما به چه موفقیتهایی دست یافته اند وکدام مسیر بهتر واصولی تر بوده برفرض اگر میبینیم بیشتر آنهایی که زندگی راحت و موفق تر وبا توان مالی مناسبتری دارند تحصیلات بالاتری دارند باید درس وتحصیل را جدی بگیریم ویا اگر میبینیم آنهایی که تحصیلات را درمقاطعی انجام وبه شغل وتجارت آزاد رفته اند موفق تر هستند این را ه را برگزینیم ویا اگر کشاورز وباغدار و... شده اند موفق تر هستند وراحت تر آن را برگزینیم.

دومین نکته برمیگردد دو انتخاب بزرگ زندگی یعنی شغل وهمسر که دردوران جوانی اتفاق میافتد ومتاسفانه بسیاری از مشکلات افراد نیز ناشی از عدم توجه ودوری از احساسات وگرفتن تصمیمات منطقی در این دوران است.

انتخاب شغل بسیار مهم است زیرا بخش مهمی از بهترین دوران زندگی انسان وبخش مهمی از ابزارهای زندگی مناسب ومرفه وابسته به آن است .که متاسفانه بدلیل شرایط خاص جامعه وادامه تحصیل ها در رشته های تحصیلی تحمیلی بجای انتخابی وچشم هم چشمی ها وپرهیز از شغل های کاربردی وآزاد دردوران جوانی که میتوان ایده پردازی کرد منجر شده تا 90% از انتخاب شغل ها نه به میل وسلیقه افراد بلکه به جبر وفرار از بیکاری و یا جستجو بدنبال مشاغلی که نه با استعداد فرد مرتبط است بلکه تلاش برای همخوانی با رشته تحصیلی که هیچ نقشی درانتخابش نداشته وبرای دستیابی به مدرک تحصیلی وورود به دانشگاه درشیوه کنکوری که درآن شانس واقبال درانتخاب رشته وشهر انتخابی بیش از شخص نقش داردمیباشدوهمین عامل منجر شده تا بستر شغلی آنها نه تنها عشق وعلاقه ایجاد ننماید بلکه همیشه یاس وناامیدی ونگرانی واسترس بوجود آورد ونارضایتی مادام العمر برای او و عاملی برای تفسیر ناکامی ها باشد.

انتخاب همسر متاسفانه بدلیل تغییر ارزشها وبجای توجه به اخلاق وزیبایی ذاتی و انطباق سلایق و فرهنگ خانواده ها ودیدگاهها بیشتر اتخابها احساسی و با هوی وهوس صورت میگیرد تا با منطق و مشورت که این عامل منجرمیشود تا پس از چند ماه زندگی مشترک و فروکش شدن احساسات وهوی وهوس اختلافات فرهنگی وسلایق ورفتارها نمود پیدا کرده وبستری که میتوانست انسان را به تکیه گاه و کلبه مهر ومحبت وعشق وزندگی برساند به یک جهنمی از بحث واختلاف وکینه تبدیل نموده وآرامش وآسایش را از او بگیرد .

بهر حال باید به یک مورد مهم توجه داشته باشیم که انتخاب همسر خوب که هم از نظر فرهنگی وخانوادگی ودیگاه فکری با همخوانی داشته یا نزدیک باشد بسیار مهم است زیرا که همه تلاش ها وکوششها وزندگی هرفردی نتایجش برای خانواده است وآسایش وآرامش آنها واگر آرامش از آنها گرفته شود فرد نیز در ناآرامی ونگرانی خواهد بود گویند اگر خانواده ایی همسو و همراه وهمدل وعاشق باشند حتی دریک کلبه تاریک ونمور و با حداقل امکانات نیز میتوانند زندگی شاد وپرنشاطی داشته باشند وبرعکس دریک خانواده پرتنش واختلاف هیچ ثروت وامکاناتی آرامش ایجاد نمیکند وخود به ابزار عذاب تبدیل میشود.همسر خوب پشتیبان ویاور ومددکار وهمراه شما درروزهای سخت ومشکلات زندگی است ودرهمه شرایط برای شما آرامش وآسایش ایجاد میکند.

شغل نیز اگر صحیح ودرست انتخاب شود هرچند درابتدا ضعیف وبد نشان دهد ولی با عشق وعمل شما روز بروز قوی وقوی تر شده وعاقبت برایتان ثروت وپول ایجاد میکند وباید ارزش آن را بخوبی فهمید وبا عشق وعلاقه آن را انچام داد وسختیها ومشکلاتش را با جان ودل پذیرفت.

در نهایت یک چیز مهم را باید یادآور کنم که شغل خوب وهمسر خوب این نیست که هیچ مشکل وبحث واختلافی در آن نباشد بلکه مهم این است با آنها بودن همیشه شادیهایش بیش از غمهایش است وهمیشه روندی مثبت دارد آرامشش هروز بیشتر از دیروز است وخطرات ومشکلاتش روز بروز کوچکتر وکم رنگ تر میشود.

 


 
 
یکسال عملکرد خود را ارزیابی کنید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٧
 

 سال بخواهیم یا نخواهیم تمام میشه آنچه مهم است عملکرد ماست که توانسته باشیم سال را به خوبی وخوشی تمام کنیم وبا روحیه مضاعف ودر اوج نشاط وسلامتی وموفقیت به پیشواز سال جدید برویم.

باید بدانیم و به این نو شدن نو بودن وگرد گیری و تسویه حسابها ورفع کینه ها وگذاشتن بدیها درگذشته ورفتن به سال جدید با شفافیت و با تجربه مفید بسیار مهم است.

خانواده ها برای رفتن به سال جدید اقدام به خانه تکانی میکنند تا سال جدید را با پاکی و تمیزی شروع کنند ودر حد امکانات وقدرتشان لباس ولوازم منزل و... میخرند تا کهنه ها را کنار بگذارند وسبزی وسفره هفت سین میگذارند تا طراوت وزیبایی و همه را به میهمانی دعوت کنند.

شرکتها انبارگردانی میکنند ترازوسود وزیان مالی درمیاورند تا بدانند که وضعیت مالی وعملکردشان چگونه بوده تا بتوانند برای سال جدید برنامه ریزی کنند.

تاجران دربازار با همه مشتریان وکسانی که درطول سال مراوده داشتند به تسویه حساب میپردازند تا هیچ گونه حساب بازی برای سال نو نداشته باشند وانبارگردانی کرده ودستی به سر وروی دفاتر ومحل فعالیتشان میکشند.

بنابراین یکی از مهمترین کارهایی که بدون توجه به نوع کار وفعالیتمان باید انجام دهیم یک بررسی عملکرد ارزیابی عملکرد سالمان است وتا با شناخت وضعیت موجود وعملکرد واقعی یکساله مان با چشمانی باز وتجاربی ارزنده وارد سال جدید بشویم وتلاش کنیم تا کلیه دیون وحسابهای باز را ببندیم وبرای سال جدید وشروع فعالیتهای موفق وپر رونق خود را آماده کنیم وهیچ مشکل ودرد وگرفتاری را به سال جدید منتقل نکنیم.


 
 
تشکلهای اجتماعی خود ساخته
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
 

به نظر من با توجه به رشد زندگی شهرنشینی و ساختار صنعتی جوامع که منجر گردیده تا زندگی وروابط اجتماعی مردم تغییرات اساسی بخود ببیند وبرای ایجاد تعامل بهتر وبیشتر امروزه ایجاد تشکلهای اجتماعی که بتواند چه از نظر روحی و فکری و توسعه روابط اجتماعی مفید وموثر باشد یک ضرورت است.

زندگی شهری و رشد وتوسعه صنعتی منجرگردیده تا بیشتر مردم بناچار برای اشتغال وکسب درآمد به زندگی در مناطقی خارج از محل تولد اصلی خود بپردازند.

انسان موجودی است وابسته وهمه ما یک دلبستگی خاصی به محل تولد خود داریم که این مربوط میشود به خاطره های شیرینی که از دوران کودکی بدور از دغدغه ها ومشکلات زندگی ومسئولیتهای سنگینی که امروزه بدوش داریم .

همه ما به خاطر همین موضوع مهم محل تولد وزادگاهمان همیشه   به آن دوران(دوران کودکی) بایک حسرت نگاه میکنیم وبه آن دوستان وهمسایگان با یک دلبستگی ووابستگی خاصی داریم وهمچنین بخش مهمی از اقوام وفامیل نیز معمولا" درآن محیط زندگی میکنند وخاطرات جوانی  نشاط پدر ومادر خود را نیز فقط در تجسم همان دوران درذهنمان به تصویر داریم واگر پدر یا مادر ویا هردو را در قید حیات نداشته باشیم این دلبستگی وزنده کردن خاطرات اهمیتی دوچندان پیدا میکند.

انسان موجودی است ذاتا" اجتماعی ووابسته وبا عاطفه و برای همین است که بیشتر ما درهرموقعیتی که فرصتی بدست دهد که بتوانیم از کار ومشغله اجتماعی روزمره دورشویم وتعطیلی بدست دهد دوست داریم به دیار محل تولدمان سفری داشته وبا دوستان وآشنایان دوران کودکی خود ارتباطی داشته باشیم.علاقمندیم همیشه برای محل زادگاهمان نیز مفید وموثر باشیم تا ریشه واصل ونصبان نیز از ما راضی وما نیز به آنها خدمتی ناچیز کرده باشیم .

این ارتباط چون مقطعی است هیچ وقت نتوانسته آن عشق وعلاقه ودلبستگی مارا جواب دهد ونه ما توانستیم یک ارتباط صحیح وپایدار ایجاد کنیم و همیشه فکر وذهن وخاطرات آن دوران چون فیلمی درجلوی چشمانمان ظاهر ومارا لحظاتی به گذشته ها میبرد.

ازاینجاست که ایجاد یک تشکل اجتماعی را به شما پیشنهاد میکنم وآن اینست دراولین سفری که به زادگاهتان داشتید سعی کنید با چندین دوست وهم محله ایی قدیمتان یکجا ملاقات ودیداری داشته باشید واز آنها بخواهید که این دیدار ها را شکل دهند و پایدارش کنند وبرای آن درهمین دیدار موقت برای دیدارها وارتباطات بعدی زمانی تعریف وبرای هر کسی وظیفه ایی برای تشکلمند کردن آن تعریف کنید ویک نفر را ریس جلسه وفردی را نائب ریس تعیین کنیدواز آنها بخواهید دوستان وآشنایان قدیمی بیشتری را برای جلسات بعدی دورخود جمع کنند.

این ملاقاتها نه تنها منجر میشود که شما با دوستان وآشنایان دوران کودکی ملاقات شیرین وخاطره انگیزی داشته باشید بلکه میتوانید با همفکری و شناخت پتانسیل ها وتجربیات وتحصیلات همدیگر درجهت ایجاد ارتباطات علمی ومشاوره ایی وانسان دوستانه به همدیگر موفقیت های بیشتری بدست بیاورید وآهسته آهسته میتوانید وارد مباحث امور خیریه ویا همفکری درجهت ایجاد وکمک به رشد وتوسعه زادگاهتان برایید وخود بخود تیم گروه شما علاوه براینکه به یک جمع شیرین وخاطره انگیز تبدیل میشود بلکه به یک تیم متحد وفکور تبدیل میشود.

بنابراین ما برای مفید وموثر بودن وایجاد ارتباطات بهینه وزنده کردن خاطرات شیرین گذشته وایجاد ارتباط پایدار وسازنده واستفاده مفید از پتانسیل های گذشته وایجاد بستری برای رشد وتوسعه آینده وخروج از انزوا وتنهایی وفردیت زندگی صنعتی نیاز داریم تا برای ایجاد یک ارتباط صحیح با گذشته پرتجربه و دوستان وآشنایان یکدل و با محبتمان برای ایجاد یک تیم متحد وبا انگیزه وهدفدار تشکل های اجتماعی را که میتواند به یک NGO مقتدر تبدیل شود راه اندازی کنیم.


 
 
مسافرکش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٦
 

آقا ببخشید دربست ده هزارتومان آدرس زیاد دور نیست مسافرکش با خوشحالی گفت بفرمایید وما نیز نشستیم چند قدمی نرفته بود که از ما بخاطر درک و برخورد مناسب از وضعیت کرایه ها تشکرکرد.

 راننده آدم متدینی نشان میداد ودو انگشتر عقیق نیز درانگشتانش خود نمایی میکرد کاپشنی رنگ ورو رفته وآستین هایش پاره شده .

شروع کرد به صحبت کردن از وضعیت گرانی وتورمی که مردم را تحت فشار قرارداده ودعا میکرد خدایا مسئولینی که با بی توجهی وبی تدبیری این وضعیت اسف بار را ایجاد کرده اند را هدایت کن واگر نشدند نیست ونابود کن.

بسیار نگران نشان میداد ولی هرچند خود میگفت درتامین معاشش بسیار درتکاپو تلاش است وبه زور میتواند یک درآمد بخور ونمیر کسب کند ولی شکرگذار بود وبیشتر نگران برخی از همسایه ها ودوستانش بود.

میگفت همسایه ایی داریم که او نیز همانند من کرایه کش است ومستاجر 20 میلیون پیش داده و400تومان اجاره میدهد وچند بچه دارد موعد اجاره اش رسیده وبیکباره صاحب ملک گفته 40میلیون رهن و600تومان اجاره میگفت مرد بدبخت از ناراحتی و مستاصلی دو هفته است حتی سرکار نیز نمیرود ومانده که چه بکند وهمه همسایه ها که خود حال وروزی بهتر از او ندارند فعلا" نگران او هستند .

دوباره دعا میکرد خدایا انها که چنین وضعیت دشواری را ایجاد کردند ومردم را از گرفتاری وگرانی به جان هم انداختند را نیست ونابود کن.

میگفت آقا نمیدانم چه خواهد شد چند روز پیش رفتم برای یک سرویس ساده انژکتور و65تومان شد وماه پیش بیمه ماشینم 600تومان شد نمیدانیم چه خواهد شد .

دوباره دعا میکرد خدایا نگذار آبروی ما برود آنها که با آبروی مردم بازی کردند را گرفتار ساز.

میگفت من ماهواره ندارم میدانم این ابزارها ووسایل نیز برکت را از خانه ها دورمیکند از زندگی ساده وبی آلایشش میگفت ولی افسوس میخورد که برای تامین همین زندگی ساده نیز گرفتار شدند.

شهرستانی بود وافسوس میخورد نتوانستم خانواده را متقاعد سازم که به شهرستان برویم وبا همین رهن خانه واجاره ایی که میدهیم آنجا سرپناهی بسازیم خانمم خیلی زن متدینی است ولی شهرستان را دوست ندارد ومیگوید آنجا محیط کوچک است همه چشم درزندگی هم دارند وکوچکترین موردی را پیراهن عثمان میکنند.

کاراصلی خود را بنایی وکچ کاری وحتی اگر نشد کارگری ساختمان میداند ومیگوید بدلیل رکود ساختمان سازی وکم شدن کار مجبور شده تا به کرایه کشی بپردازد ومنتظر است تا اگر شروع شود دوباره به آن کار بپردازد.

آسم هم داشت و از برخی بیماریها هم احساس رنج میکرد وهزینه سرسام آور دکتر ودارو مینالید و میگفت با این فشار واسترس  نمیدانم وشرمم میاید که انسان از هرلحاظ شرمنده خانواده است.

ولی هرجمله ایی میگفت وهر مشکلی را بیان میکرد باز از خدا طلب یاری برای مردم داشت و باز به مهر وعنایت ولطف الهی امیدوار بود ومیگفت دروغ وخیانت پایدار نخواهد بود .

صدایی از ماشینش میامد میگوییم مواظب ماشینت باش در این وضعیت خرابی ایجاد شود خود میتواند خطر ساز باشد میگوید صدا مربوط به پلوس است تعمیرکار هزینه تعمیرش را گفته منتظرم تا اگر بتوانم پولی پس انداز کنم که نمیشه تعمیرگاه خواهم برد .

هنوز هم شاکر است به اینکه خدایا شکرت که نفسی داریم وبه صداقت و سلامت نان وروزی خانواده را درمیاریم و دوباره دعا میکند....

 


 
 
عید نوروز(آداب وسننی برای طراوت وشادابی ونشاط در زندگی وطبیعت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
 

در این آداب ورسوم بزرگ وشکوهمند چندین نکته با اهمیت وجود دارد که براهمیت این جشن بزرک میفزاید و ما راتشویق میکند که نه تنها تمام تلاش خود را درحفظ آن بکوشیم بلکه برماندگاری وبهتر برگزار شدن آن مصمم و کوشا باشیم :

1-ازنظر اخلاقی میخواهند کینه وکدورت وبداخلاقی ها را با سال کهنه گذاشته وانسانی پاک وبی آلایش وارد سال جدید شوند .

2-از نظر مرتب بودن ومنظم بودن همه سعی میکنند لباس های زیبا ومرتب تهیه وبه تیپ وقیافه ومرتب بودن مو و صورت وتیپ خود برسد.

3-از نظر پاکی ونظافت سعی میکنند خانه وکاشانه را از گرد وخاک وکثیفی پاک کنند وهرچیزی که نشانه کهنکی است از خانه وکاشانه دورکرده وآن را نو وزیبا سازند.

اینها بخشی از فلسفه زیبای عید است وفلفسه  ووجه دیگر آن نو شدن وسبز وخرم شدن طبیعت است وشکوفه کردن گل ها و کشت وگذار پروانه ها وجیک جیک پرندگان.

زیبا تر از همه دلخوشیها وبازیگوشیهای فراوان کوکان ونوجوانان وجوانان که به بازیهای مختلف میپرداختند ومیپردازند از این نظر گفتم میپرداختند که متاسفانه بسیاری از این بازیها ومراسمات را به اشتباه مانع شدند از قبیل تخم مرغ بازی و تیله بازی و... که خود به مراسمی از نشانه های نزدیکی به سال نو شده بود وبسیاری را سرگرم میکرد وبچه ها را دور هم جمع میکرد.

بسیاری از بچه ها تحمل آمدن عید را نداشتند ولباس های نو خود را با وجود مخالفت بزرگترها میپوشیدند و با متانت وآرامش خاصی راه میرفتند وفخر میفروختند ومواظب بودند که لباسهایشان کثیف نشود .

خانه تکانی ها شروع میشد وفرش ها از دیوارها شسته وآویزان میشد ودرها باز بود تا هنگام چارو گردو خاک بیرون برود وشیشه ها را پاک میکردند... طراوت وپاکی از همه جا نمایان بود.

آنها که به فکر شروع زندگی جدید بودند ودخترهای دم بخت منتظر بودند تا با سر ورویی مرتب در دیدار اقوام ظاهر شده وپسرهای مورد علاقه شان را نیز ببینند وبسیاری از خاستگاری ها ودلبستگی ها نیز در عید مطرح میشد.

تکم ها درکوچه ها راه میافتادند وتکم خوانی میکردند وآنها نیز تبدیل به نمادی از عید شده بودند .

یکی از مهمترین شیرینی های عید برای بچه ها عیدی(پول نو) بود که از بزرگترها میگرفتند وبرای همین بزرگترها قبل از عید از بانکها پول نو میگرفتند.

مادرها ومادربزرگترها تخم مرغ ها را با پیاز رنگی میکردند و درهمه خانه ها سفره هفت سین برپا میشد ودراین بین بچه ها کنترل میشدند تا قبل از عید به سراغ آجیل هفت سین نروند.

لوازم شیرنی پزی ساده ایی درخانه ها بود وشیرینی های مختلف با طرح های مختلف درست میکردند وسر سفره ها میگذاشتند که بسیار خوشمزه وخوب بود.

تنگی میخردیم وماهی های زیبا ودرسرسفره میگذاشتیم چون میگفتند روز ولحظه تحویل سال نو ماهی از شور وشوق از آب میپرد بالا وشادی میکند.

سبزه ایی زیبا همه مادرها درست میکردند ویرسفره میگذاشتند چون میگفتند باید سبزه را تا سیزده بدر نگهداشته وروز سیزده آرزوها را گره زده ودرآب بیاندازیم تا همه آرزوهایمان برآورده شود.

همه حتما" روز های عید درخانه وکاشانه خود میماندن تا دید وبازدیدها انجام شود وخود نیز بنوبت به خانه دیگران میرفتند تا دیداری تازه کنند و این دید بازدیدها نیز خود رسم ورسوماتی داشت که اول به دیدار بزرگترها میرفتند وبزرگترها از بعد از ظهر روزتحویل یا فردایش شروع به دید وبازدید میرفتند.

شب قبل تحویل سال نونیز مجلس ترحیم آنهایی که امسال فوت کردند میرفتند تا عذایی به سال نو نماند وبرای آنها لباس های رنگی میگرفتند ولباس سیاهشان را درمیاوردند.

از مهمترین محاسن عید آشتی ها بود که همه بزرگترها وکوچکترها منتظر بودند تا با دوستی که بهر دلیل قهر کرده اند دوباره آشتی کنند.

راستی از زیباییها ومحسنات این جشن بزرگ باستانی هرچقدر بگوییم باز میبینیم بسیاری را از قلم انداختیم وافسوس که اکنون نه تنها بسیاری را به فراموشی سپردیم بلکه برخی را نیز به رویه ها واصولی تغییر دادیم که آمدن عید را برای تعدادی از مردم بجای شادی ونشاط غم بار ونگران کننده کرده است.البته باید بگویم هنوز هم هستند کسانی که این رسم ورسوم را حفظ کردند .

هرچند هنوز هم اسفند که میاید برطبق سنن کهن ایرانیان همه به تکاپو میافتند ودراین میان خانم های خانه بیش از همه دغدغه اماده سازی خود وخانواده وخانه به رسم دیرین برای رفتن به پیشواز عید سعید باستانی را دارند.

 خانم خانه  باید خانه را تمیز ومرتب کند که ار آن به خانه تکانی یاد میشود که یک تمیز کردن اساسی خانه است زیرا آنها میگویند که برای پیشواز عید باید تمام خانه وکاشانه مرتب وتمیز باشد.

 خانم خانه دغدغه خرید برای خود وهمسر وفرزندان را بعهده دارد ودراین بین احساس مسئولیتی بزرگ میکند که همه خریدها باکیفیت وخوب ومناسب وزیبا ومرتب باشد.

 دراین ماه خانم وآقا وبچه ها همه سعی میکنند که آرایشگاه نیز رفته وبا طراوت وزیبا وبشاش باشند.

ولی اکنون آنچه بیش از همه دراسفند ماه نوید آمدن عید را میدهد نه افتادن تکم ها در کوچه ها وتخم مرغ بازی و... بلکه فقط وفقط استرس وحضور روزانه خانواده ها در بازار چه ها ولباس فروشی ها و... برای انجام خرید میباشد خریدهایی که نه برای نو شدن وحس پاکی وطراوت واستقبال بهار بلکه برای فخرفروشی ونشان دادن توان ومنزلت وحس حسادت وبرتری جویی.

قبلا" همه به استقبال بهار میرفتند که دیدو بازدیدها انجام شود وکدورتها از بین برود بچه ها شاد وبانشاط باشند واز این صداقت وپاکی وصفا وصمیمیت الگو بگیرند اتحاد وهمدلی ایجاد گردد ولی الان بچه ها جز برای خرید لباس هایی که نه برای شادی آنها بلکه مشارکت آنها در فخر فروشی بزرگترها ست درهیچ موردی بسترهای لازم برای استقبال کودکانه شان فراهم نیست واز آن بازیهای نشاط آور درکوچه ها خبری نیست وبه آنها نیز آموخته میشود چگونه خشک ومقرراتی دراین قیلم رقابت وملاقاتهای مملو از تخلیه کینه ها ورساندن پیام های تفرقه افکنانه شرکت کنند.

بسیاری درعید برخلاف گذشته راضی نیستند درخانه بمانند تا شاهد برخوردها وملاقاتهای فخر فروشانه باشند بنابراین تلاش دارند تا به بهانه وکلاس مسافرت که خود راهی برای قدرت نمایی شده مسافرت های دور ونزدیک بروند تا بتوانند از این حربه برای دوری از ملاقاتهای عید استفاده کنند.

امروزه دیگر مثل گذشته هدف نو بودن ونو شدن نیست بلکه در لباس ها برند ها جای رنگ ها را گرفته ودر لوازم خانه نیز تمیز کردن ها جای خود را به تعویض کردن ها داده وهمین عامل باعث شده تا بسیاری از خانواده ها هیچ برنامه ریزی وبودجه ریزی مدونی نداشته باشند وهمین عامل تراز مخارج آنها را با درآمدهایشان بهم زده وتوازن ندارد وخود به نگرانی بزرگ تبدیل شده است.

عید را تبدیل به یک زمان ومکان رقابت ومسابقه رونمایی از فخرفروشی ها وچشم هم چشمی ها وکینه ورزی ها کرده اند وبرای همین نه تنها با آمدن عید نشاط وشادیشان بیشتر نمیشود بلکه نگران ونگران تر میشوند وبعد از عید نیز نه تنها دوستی ها بیشتر نمیشود بلکه تلخ کامی ها وقهر واختلاف ها بیشتر میشود.

این موضوعات نه نشانگر بد بودن ماهیت وجودی عید بلکه بد شدن فرهنگ ورفتارهای ماست ودوری ما از سنن وفرهنگ غنی کهن وباستانیمان بیایید فرهنگ ها وسنن باستانیمان را که اخلاق وانسانیت ونشاط وزندگی درآنها تعاریف جامع دارد را پاس بداریم ودر حفظ و توسعه آن کوشا باشیم وتلاش کنیم رسم ورسومات را به همان پاکی وسادگی نیاکانمان که به ما به ارث گذاشته اند برپا کنیم ونگذاریم هیچ فرهنگ ودیدگاه جدید آن را تضعیف وتحقیر نماید که چون آن رسومات سرشار از اخلاق ونشاط وسرزندگی است.

بیایید هرچه بیاد دارید را بنویسید تا همه آنچه به یادگار مانده را دوباره تدوین نماییم وبه جهانیان نشان دهیم که فرهنگ وسنن ما دردنیا بیشترین سابقه تاریخی و جنبه های اخلاقی وفرهنگی وعلمی دارد.

 

 


 
 
قشر متوسط وضعیف جامعه نیازمند حمایت واقعی دولت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٩
 

مسئولان درصدا وسیما ودرسخنرانیها با صدای بلند ورسا اعلام میکنند که برنج وارداتی درراه است و پسته 30تومانی عرضه خواهد شد ومرغ برزیلی و...تا شاید دراین وضعیت تورمی حاد بتوانند اقشار متوسط وضعیف را از نگرانی خارج کنند .

ولی واقعا" نگرانی اقشار متوسط وضعیف جامعه این اقلام است؟ ویا چگونه میتوان حمایت واقعی از این اقشار صورت گیرد تا از بروز خطر فقر وفساد و...جلوگیری کرد.

شاید موارد فوق بخشی از مصارف روز مره این اقشار باشد که بتوان ادعا کرد مطمئن شدیم که این اقشار شب را گرسنه سر بر بالین نگذاشته اند ولی تامین این اقلام بخش بسیار کوچکی از نیاز واقعی این اقشار میباشد.

زندگی امروزه نیازها وخاسته های مردم را بسیار متنوع و پیچیده نموده بطوری که دربرخی مواقع برخی خاسته ها برای فرد از نان شب او نیز با اهمیت تر شده ما برای اینکه بتوانیم ادعا کنیم که نیاز اقشار متوسط وضعیف را تامین میکنیم باید درک واقعی از نیازهای ضروری آنها در بستر جامعه امروزی داشته باشیم که در زیر برخی را اشاره میکنم:

1- نیازهای غذایی : مشخصا" یکی از نیازهای اساسی این اقشار تامین نیازهای غذایی آنهاست که از نظر ارزش غذایی لبنیات وگوشت ونان ارجهیت دارد که متاسفانه دراین زمینه ها شاهد افزایش بی رویه بودیم.

2-نیازهای بهداشتی ودرمانی: شاید درکل دنیا هرکشور ودولتی ادعا داشته باشد که بخش مهم تامین اجتماعی مردم را جوابگو بوده ام موضوع بیمه وبهداشت ودرمان آنهاست که متاسفانه درطول چند دهه از بیمه وبهداشت تقریبا" رایگان به دفترچه های بیمه نمادین سوق پیدا کردیم بطوری که امروزه مردم فقیر ومتوسط توان مراجعه به مراکز پزشکی وبهداشتی وتامین داروها ولوازم بهداشتی ودندانپزشکی خود را ندارند واین هزینه ها که درچندین دهه قبل سهمی در هزینه خانوار نداشت الان به بخش مهمی از سبد خانوار درصورتی که بخواهد بهداشت فردی وخانوادگی خود را حفظ وتامین نماید برخوردار است.

3-نیازهای اموزشی وتحصیلی: درجوامع امروزی تحصیل وآموزش های فردی به یکی از نیازهای ضروری هرخانواده ایی تبدیل شده ومتاسفانه سیاستهای خاص دولت در توسعه بی رویه مراکزآموزشی خصوصی و آموزشی دولتی غیرانتفاعی بدون توجه به سطح علمی آنها و پذیرش دانشجو درسطح بالا بدون توجه به نیاز صنعت وجامعه منجر شده تا اکثر فرزندان خانواده های فقیر ومتوسط که معمولا" نیز تعداد فرزندان بیشتری دارند دراین دانشگاهها پذیرفته وبه تحصیل مشغول باشند وبدلیل بالا بودن هزینه تحصیل آنها سهم هزینه انها درچنین خانواده هایی بسیاربالاست که اصولا وبرطبق قانون اساسی نبایستی هزینه های آموزشی به چنین خانواده هایی تحمیل شودو آموزش باید رایگان باشد.

4-نیازبه مسکن وخدمات عمومی: بسیاری از اقشار متوسط وضعیف نه تنها صاحب مسکن نیستند ومستاجر میباشند بلکه حتی توان خرید مسکن از مسیرهایی مانند مسکن مهر را نیز ندارند وبا توجه به عدم دقت وتوجه مسئولین به این قشر برای تامین وکنترل مسکن استیجاری ارزان  افزایش قیمت اجاره ها منجرشده درمواردی بیش از 80% درآمد فرد به پرداخت اجاره صرف شود .

5-هزینه های ماهیانه سوخت وانرژی وعمومی:هزینه هایی همانند هزینه تلفن ثابت  وموبایل هزینه برق وهزینه آب وهزینه کرایه وهزینه سوخت ماشین و...خود سهم مهم واساسی در سبد خانوار تبدیل شده اند. 

من درینجا فقط به بخشی از نیازهای اساسی قشر متوسط وضعیف جامعه اشاره کردم تا مسئولین محترم بدانند که حمایت از قشر متوسط وضعیف با کنترل قیمت برنج وپسته و... به یک شوخی وتمسخر بیشتر شبیه نیست وبرای حمایت از آنها باید کارها وفعالیتهای زیر بنایی که درهمه کشورهای موفق وپیشرفته انجام میشود صورت گیرد وآن انجام اقدامات اساسی همانند تامین وکنترل اجاره مسکن خانوار و بیمه رایگان وتامین بهداشت عمومی مردم وآموزش رایگان و... میباشد ودراینصورت میتوانند ادعا کنند که وظایف اصلی خود را بعنوان دولت ومسئولی که درآمدهای بیشمار ملی را دراختیار داشته وهزینه آنها را با مدیریت خودش انجام میدهد بخوبی انجام داده نه با سیاست وکنترل موردی اقلامی که تاثیر آنها درزندگی این اقشارآنها شاید 1% نیز نیست.


 
 
نظم نظم نظم(نظم وانظباط مهمترین مشکل بسیاری از فعالیتهای فردی وجمعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸
 

گویند آقای فیدل کاسترو بعد از پیروزی انقلاب کوبا در اولین سخنرانی خود که همه مردم نیز منتظر پیام او بودند چنین شروع میکند" مردم ما برای اینکه به پیشرفت وتوسعه واستقلال برسیم به سه چیز نیازمندیم آموزش و آموزش و آموزش " .

دوستان بنظر من خوشبختانه کشور ما به اندازه کافی از منابع معدنی ونفت وخاک وآب وموقعیت توریستی و... یعنی سرمایه لازم برخوردار است و از طرف دیگر از نظر نیروی انسانی متخصص وتحصیلکرده نیز جزو کشورهایی است که بیش از تعدادی که میتواند بکار گیرد بهره مند است .

بنابراین علت عدم توسعه مناسب ومشکلات اقتصادی آن را باید در سایر عوامل جستجو کرد که یکی از آنها عدم انتصاب صحیح افراد براساس کارآمدی وتخصص آنهاست که منجرشده تا ضعف مدیریتی بوجود آید ولی از این عامل بحث برانگیز که بگذریم شاید یکی از مهمترین عواملی که میتوان به آن اشاره کرد ودربخش خصوصی وفعالیتهای شخصی بیشترین وموثرترین عامل عدم موفقیت فعالیتهای افراد است وان نظم وانضباط است که دراینجا به آن میپردازم تا اگرخود ویا دوستانتان فعالیتی انجام میدهید واحساس میکنیدفعالیتتان آنطور که باید نتیجه بخش نیست به این موارد توجه داشته باشید:

1- نظم وانضباط اداری

2-نظم وانضباط مالی

3-نظم وانضباط گفتاری

4-نظو وانضباط خانوادگی

5-نظم وانضباط اجتماعی

1- نظم وانضباط اداری: توجه داشته باشید که هرکار وفعالیتی که دارید ودرهرسطح وموقعیتی که هستید سعی کنید درانجام کارو فعالیت کاملا" نظم وانضباط را رعایت کنید این نظم از حضور وخروج منظم وبموقع گرفته تا نظم درجلسات وهماهنگی ها وتصمیم گیریها ویا اگر در سطح یک مغازه فعالیت میکنید نظم در حضوربموقع ودرچیدمان وتمیز نگهداشتن وجوابگویی .

2-نظم وانضباط مالی: شاید یکی از مهمترین مواردی که عدم رعایت آن بسیاری را با شکست مواجهه مینماید نداشتن نظم وانضباط مالی است بنابراین باید درنگهداری دفاتر وحساب عملیات مالی (دریافتها وپرداختها) وهمچنین تراز مالی وسود وزیان و... بسیار مقید ومنضبط باشید زیرا هرگونه تصمیم گیری های اساسی معمولا" نیازمند اطلاعات وگزارشات صحیح مالی است واز طرف دیگر باید با داشتن اطلاعات صحیح وبجا دخل وخرج خود را کنترل نمایید نظم وانضباط مالی شامل همه اقلام ترازنامه وسود وزیان یعنی از نقدینگی گرفته تا موجودیها وداراییها وبدهیها ...میشود.

3-نظم وانضباط گفتاری:شاید یکی از مباحث مهم دیگری که خیلی ها ممکن است به آن توجه نکنند وخود همانند سایر موارد بسیار مهم است نظم وانضباط گفتاری است یعنی گفتارها وسخنانمان آنقدر سنجیده ودارای نظم وانضباط باشد که خدای نکرده کسی احساس دروغگویی ویا لاف گویی نکند زیرا که دروغ خود بزرگترین عامل تخریب شخصیت وبه انحراف کشیدن فعالیت وحرکت است بنابراین حتی از اینکه دروغگو نباشیم ولی گفتار وسخنانمان بدلیل بی انضباطی استنباط دروغ داشته باشد نیز مخرب است وباید پرهیز کنیم.

4- نظم وانضباط خانوادگی: همه تلاشها وفعالیتهای ما درالویت اول خانواده است ودر اقتصاد نیز اولین نهاد اجتماعی خانواده محسوب میشود بنابراین اگر ادعای نظم وانضباط ونتیجه گیری از تلاشها وفعالیتهایمان داریم باید از نظم و انضباط بالای خانوادگی نیز برخوردار باشیم تا این کانون مهم موفق و منظم باشد.

5- نظم وانضباط اجتماعی : درنهایت اگر نظم اداری  ومالی وخانوادگی وگفتاری داریم باید درمقابل جامعه ایی که درآن زندگی میکنیم نیز از نظم وانضباط برخوردار باشیم تا بتوانیم بگوییم که از یک زندگی سالم ومنظم بهره مند یم این نظم از رانندگی گرفته تا مراوده بادوستان وآشنایان وهمسایه ها وهمه مواردی که درنظم اجتماعی میتواند مطرح باشدرا شامل میشود.

به شما اطمینان میدهم هرروز هرچقدر بر نظم وانضباط خود بیافزایید چند برابر آن درکار وفعالیتتان پیشرفت وموفقیت حاصل خواهد شد وحتی خودتان قادر به ایجاد برخی از نظم ها که نیازمند اطلاعات علمی وسیستمی میباشد همانند اداری ومالی نباشید میتوانید از مشاورین ومتخصصان لازم بهره مند شویدو مطمئن باشید این هزینه ها نه تنها هزینه نیست بلکه یک سرمایه گذاری حیاتی وزیر بنایی است.


 
 
تولیدات داخلی اگر گران شد نخرید!؟!؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧
 

پسته وبرنج ومرغ ومیوه و...که تولید داخلی هستند گران شد نخرید!ودولت نیز اعلام آمادگی میکند با ارز مرجع درصورت گرانی این اقلام را از خارج وارد خواهد کرد!؟!ویا از صادرات آنها جلوگیری خواهد کرد!؟!واقعا" نمیدانم این بحث ها وموارد با چه نیتی مطرح میشود آگاهانه یا ناآگاهانه !و میهن پرست یا میهن فروش!عالمانه یا جاهلانه!

تاجران همه کشورهایی که با کشورما مراوده تجاری دارند نیز بخوبی با شرایط وقوانین وشیوه تجارت ما آشنا شدند وعواملی از خودما دارند تابتوانند صادرات دلاری به ایران انجام داده وریالی از ایران خرید کرده ودرمقابل با نرخ تبدیل دلار با نرخ بازار پرداختهایشان را انجام دهند.

میدانید چه اتفاقی دارد میافتد یعنی ما با دستان خودمان داریم تولید کننده های داخلی را نابود میسازیم وبا پیشگیری از افزایش قیمت آنها وبا فرض تحریم خرید آنها انگیزه تولید کننده داخلی را نابود کرده واو را از تولید وعرضه محصول پشیمان میکنیم تا توبه کند اگر تولید کننده ایی نیز به هر تقدیر توانسته بماند ازبین برود تا به این اصل برسیم که تولید دراینجا محکوم به نابودی است.

شاید تعجب کنید وبگویید چرا؟

یک تولید محصول فرضی همانند پسته فکر میکنید به ادوات وابزارها وسموم و... نیازمند است یا نه ؟ واین تولید کننده درداخل کشور ما زندگی کرده ومیکند که متاسفانه شاید بیش از 50درصد نیازهای روزمره اش به مصرف اقلام وارداتی وابسته است اقلامی که بدلیل سیاستهای غلط جزو اقلام ضروری و روزانه او شده است از خودرو که قطعاتش اکثرا" وارداتی اش گرفته تا پوشاک وسموم و ...

میدانید درزندگی این کشاورز چه اتفاقی افتاده که برای شما مثالی میاورم:

فرض کنید تاجر خارجی پسته ایران را 20دلار خریداری میکند واین پول با نرخ تبدیل میشود000/740ریال(20*37000ریال)و آن را درخارج 25دلار (925000ریال)به شهروندان خارجی میفروشد وچون خارجیها برای زیارت وگردش و... به ایران میایند اگر ببینند پسته را ما کنترل کرده و000/300ریال درمغازه ها به فروش گذاشتیم ودرواقع تحریم کرده آنها ترغیب میشوند همانند قاچاق سوخت بجای واردات پسته آن را از طرق مختلف ریالی از ایران خریده ودلاری پرداخت کنند یعنی هرکیلو پسته را کمتر از 10دلار بخرند یعنی نه تنها از خروج وکاهش تقاضا جلوگیری بعمل نیاوردیم بلکه منجر شدیم تا محصولات ما ارزانتر به دست خارجیان برسد.

درصورتی که کشاورز بیچاره قطعه مورد نیاز خود را که قبلا" 1200000ریال یعنی 10دلار (با نیم کیلوپسته)تهیه میکر الان باید3700000ریال (با بیش از یک کیلو پسته)تهیه نماید که دیگر تولید برای او مقرون به صرفه نخواهد بود .

این اتفاق آنقدر پیچیده است که حتی بعد از کاهش ارزش پول ملی افزایش نرخ دلار منجر شد  کشورهای همسایه بیایند وبسیاری از کالاهای وارداتی ما از چین را بجای واردات مستقیم از چین از بازار ایران ریالی خریده ودلار پرداخت کنند که مثالی میاورم:

قطعه ایی را فرض کنید از چین 100دلار خریده بودیم ونرخ قبلی آن برمبنی دلار 12000ریال 000/1200ریال ودربازار تهران به هردلیل که اصلا" اسمش را بگذاریم نظارت خوب دولت بر جلوگیری از افزایش قیمت به 50درصد افزایش شده بود 1800000ریال با افزایش نرخ دلار تاجران کشورهای همسایه که به ایران میامدند دیدند با تبدیل نرخ دلار این کالا برای انها نیز که با 100دلار از چین میخرند 48.6دلارتمام میشود (دلار37000/1800000ریال) یعنی بیش از 50درصد ارزانتر از چین وشروع کردند به خرید مداوم ریالی جنس های وارداتی (ازجمله قطعات خودرو)ازایران که منجرشد تا قطعات وارداتی سریعتر خود را با نرخ دلار تطبیق دهد.

همانگونه که درمثالهای فوق دیدید دریک وضعیت کاهش ارزش پول ارزان نگه داشتن یک محصول نه تنها منطقی نیست بلکه عملی هم نیست ومنجر میشود تا یک انتقال سریع منابع از کشور تضعیف شده به کشورهای دیگر(علی الخصوص همسایه)صورت گیرد.

جالب تر اینکه این رویه واستراتژی اگر برروی کالاهای تولید داخل صورت گیرد درواقع به یک خود زنی وزورگویی شبیه است تا استراتژی زیرا بهترین استراتژی درچنین شرایطی جلوگیری از خروج ارز با تحریم واردات وکنترل مصرف اقلام وارداتی است نه کنترل صادرات وتضعیف تولید داخلی!

کاهش ارزش پول ملی که با مقایسه آن با ارزهای خارجی قابل سنجش است درصورت امکان اصلاح تراز تجاری ملی (صادرات درمقابل واردات)وامکان عرضه وتزریق بیشتر ارز وجلوگیری از افزایش بی رویه ان وکنترل نقدینگی درکشور وتقویت تولید ناخالص ملی قابل جبران است .

تورمی که دراین وضعیت ایجاد میشود هیچ تاثیرپذیری  از افزایش یا کاهش قیمت یک یا چند کالای خاص ندارد مکر اینکه بخواهیم استفاده سیاسی وغیر اصولی از این کنترلها وفشارهای موردی داشته باشیم ویا برخوردهای شخصی وتسویه حسابهای سیاسی بکنیم.

والا برای مبارزه با تورم درچنین وضعیتهایی وارائه شعارهای اصولی باید به تحریم کالاهای وارداتی حتی اگر ارزان عرضه شودوترغیب مردم به  خرید اقلام وتولیدات داخلی حتی گران عرضه شود که چون اولی درامد ومنافع اش نصیب خارج ودومی منافع وسودش نصیب عوامل داخلی وترغیب انها به تولید بیشتر میشود.

چگونه انتظار داریم که باغداری که ششماه پیش پسته را000/300ریال میفروخت پس از این همه افزایش قیمت درکلیه محصولات که برخی حتی سه برابر نیز شده(اکثر کالاهای وارداتی) وتولید کننده داخلی نیز با ما مواجهه با این افزایش هزینه است واصولا" پسته او اگر کمتر از000/900ریال شده باشد با مشکل تامین هزینه هایش مواجهه خواهد شد دست به دست بدیم وتلاش کنیم تا قیمت پسته 000/300ریال یعنی بدون افزایش قیمت بماند وبا اینکار که خود با دستان خود تولید کننده داخلی را نابود کردیم افتخار کنیم وتحلیل گران دنیارا بخود بخندانیم وپتانسیل های بالقوه خود را نابود سازیم همان بلایی که برسر فرش دستباف آوردیم برسر پسته نیز بیاوریم.


 
 
دندان درد (نابرده رنج گنج میسر نیست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧
 

همه ما زندگی روزمره خود را با یک سری اهداف تعریف شده برای خودمان ادامه داده وهرکسی بسته به میزان تلاش وفعالیت و مشاوره وتفکر وحتی شانس و زرنگی به میزانی از امکانات وتوانمندی وموقعیت اجتماعی و...بهره مند میشود.

جالب اینست که ماهیت انسان بگونه ایی است که کمترکسی را میبینید که از شرایط وموقعیت خود راضی باشد وهمین عامل منجرشده تا تمام سعی وتلاش خود را درجهت ارتقا’ ودست یابی به موقعیتهای بهتر وبالاتر که حدی برای آن تعریف نشده ادامه میدهد.

هر انسانی میداند که چندین برتری وتوانمندی وجود دارد که اگر درراستای زندگی بهتر وسالمتر باشد مورد پذیرش همگان است که از آن جمله:

 1- توانمندی مادی بالا که خود میتواند مارا درزندگی مرفه وتوام با ارامش وخیررسانی وکمک به دیگران وایجاد فعالیتهای خیر خواهانه عمومی همراهی نماید.

2-دانش و علم بیشتر یعنی هرچقدر دانش واطلاعات علمی ما بیشتر وبیشتر شود مشخصا" به همان اندازه نیز میتوانیم برای خود وخانواده وجامعه مان مفید باشیم.

3-اخلاقیات وکردار خوب که این نیز  بیشتر توجه به نحوه برخورد ودلجویی ومراوده با دیگران ودرک وهمزیستی مناسب با محیط اطراف چه با مردم وجانوران وطبیعت دارد.

رسیدن به همه موارد بالا به راحتی میسر نیست ولی همه میدانیم که هرکسی که بطور نسبی بتواند به بخشی از ان موارد دست یابد چه ارج وموقعیت وجایگاه اجتماعی در بین جمع فامیل ودوستان وآشنایان وحتی شهر وکشور وجهان میرسد وشاید این جایگاه یابی تنها مسیری است که میتواند کمی از حرص وحس برتری جویی انسانی را سیراب کند وانسان را کامیاب سربلند سازد.

تلاش درجهت دست یابی به جایگاههای فوق نه تنها ناپسند نیست بلکه تنها مسیری است که میتوان گفت فرد درآن مسیر احساس میکند از ذره ذره زندگی خود استفاده مفید میبرد.

درزندگی روزمره بدلایل مشغله های شغلی وخانوادگی و... درراه رسیدن به اهدافمان دربسیاری از موارد ممکن است یا مسیر را اشتباه برویم ویا اینکه آنگونه که باید تلاش مناسب انجام ندهیم وخود نیزمتوجه این موضوع نباشیم.

درچنین وضعیت ها ومواردی اتفاقات ووقوع حوادثی میتواند ما را متوجه اشتباهاتمان بکند همانند راننده ایی که ممکن است بعلت خواب درهنگام رانندگی ویا بی توجهی از مسیر اصلی خارج شود که این اتفاق ممکن است حتی به مرگ راننده وحتی سرنشینانش منجرشود که حتی مهلت پشیمانی واصلاح نیز نباشد .

بنابراین درزندگی روزمره بایستی برای خودمان شرایط وموارد ی را که خطر ساز حاد نیست را بهانه ایی برای اصلاح وبهبود مسیر وگامی درجهت موفقیت قراردهیم که اینجانب به درد دندان اشاره میکنم واستنباطاتی میکنم که امیدوارم شما نیز بتوانید سایر اتفاقات روز مره زندگیتان را نه بعنوان بدبیاری وبدشانسی وگرفتاری بیشتر بلکه بعنوان موقعیتی برای اصلاح وبهبود وکمک به دستیابی به موفقیتها قبل از بروز حوادث ورویدادهای تلخ تلقی کنید.

دندان درد که با یک شکستکی یکباره وبا پوسیدگی داخلی امانش را برید دردی که تفکر را مختل وچشمانش روبه سیاهی میرفت وبالاخره از دندانپزشک برای چند روز بعد وقت گرفت وچاره ایی نداشت جزتحمل درد.

این درد یک فرقی با دردهای دیگرداشت وآن اینکه چه مینشست وبلند میشد وهر کاری میکرد تاثیری بردردش نداشت وتازه احساس میکرد که این درد بالاترین دردی است که میتوان آن را تجربه کرد چون درد در یکی از حساس ترین قسمت بدن یعنی سر واز طرف دیگر خوردن وآشامیدنش را نیز مختل کرده است.

منتظر شب بود تا شاید با خواب درد را فراموش کند ولی افسوس درد خواب را نیز از او گرفته بود وتا صبح بخود میپیچید وبلند میشد ومینشست ودراز میکشید وفقط مواظب بود تا بچه ها بیدارنشوند واین نگرانی وناراحتی به آنها منتقل نشود.

روز موعود رسید ودکتر ابتدا یک امپول بی حسی زد انگار مقدارش را زیاد تر زد زیرا که برخلاف دوره های قبلی نه تنها هیچ از عملیات دکتر نفهمید بلکه نصف صورتش کاملا" بی حس بود

خوشحال از این بود که چقدر سریع از این دندان درد آسوده شد وچون خانه رسید برای اینکه راحتی وآسایشش را به خانواده نشان دهد مقداری آجیل ومیوه کنارش گذاشت وانها را درقسمت دیگر دهانش خورد همسرش میگفت سوپ وغذاهای آبکی بخور واو میگفت دیگر مشکلی ندارد.

چندین ساعت نگذشته بود آرام آرام احساس کرد بی حسی داره کم میشه ودرد سنگین تر از قبل ظاهر میشه وتازه فهمید که بیش از یکساعت تلاش دکتر وتراش دندان وریشه های عصبی میبایستی درد سنگینی بدنبال داشته باشد بنابراین مجبور بود خود را برای دردی دوبرابر بیشتر از درد قبلی آماده کند.

درد دوباره شروع شد بیش از یک روزتمام ادامه داشت ودراین مدت او انگار از همه افکار وعقاید دوربود مگر موارد ووضعیتهای خاصی که مقطعی او را ازدرد دورمیساخت وچون دوباره بخودش میامد دوباره درد سنگینی را باید تحمل میکرد.

حال دراینجا میخواهم از این وضعیت چندین برداشت وتجربه مفید داشته باشیم بطوری که بدون اینکه اتفاق ناگوار وشکستهای بزرگتر وبدتر درزندگیمان بوجود نیامده متوجه برخی از انحراف مسیرها بشویم . پس چگونه از این موقعیتها بهره برداری کنیم.

1- به یاد دیگران بودن :دراین هنگام با ید بفکر درد ورنج کسانی بیافتیم وبا تمام وجود لمس کنیم که به بیماری دچارند و دائم ویا مقطعی درد ورنج زیادی را متحمل میشوند وباید به یاری آنها بشتباییم وآنها را دریابیم.

2- سلامتی را قدر دانستن: باید ارزش سلامتی را دانسته وآن را قدر بدانیم واز روح وجسم خود برای ثروت ومقام وموقعیت هزینه نکنیم که در هنگام درد میفهمیم که ثروت دنیا درمقابل یک دردسنگین پوچ وهیچ است .

3- گرفتاری برای همه هست:باید بدانیم درهر شرایط وموقعیتی ممکن است درد ورنجی گریبان ما را بگیرد ودرزندگی مغرور ومتکبر نشویم.

4-آماده دوهوشیار باشیم:باید بدانیم برای کاستن ودوری از درد ورنجها تا آنجا که میتوانیم هوشیار باشیم وپیشگیری های اولیه را بکنیم.

5-بدانیم عمرگرفتاریها محدود است (غم بدنبالش شادی است):درهنگام بروز درد و رنج خود را نبازیم ومواظب اخلاق ورفتار خود باشیم وبدانیم درد ورنج مقطعی بوده وبعد از آن زندگی روال معمول خود را خواهد داشت وممکن است بسیاری درد ورنج مار ندانند وشدت آن را نفهمند وتنها چیزی که از ما ببینند ناشایست باشد بحساب بداخلاقی ما بگذارند نه درد ورنج ما.

6-شرایط از این بدتر نیز میتوانست باشد:بدانیم که اگر چند دندانمان بیکباره با مشکل برخورد میکرد ویا قلب واعضای حساس دیگرمان بود چه دردی داشتیم یعنی شرایط بدتر ازاین هم میتوانست باشد شکرگزار بود وصبور.

البته اینها مواردی بودند که بیشتر ایده های سلامتی واخلاقی داشت حال میخواهم از این شرایط ایده های اقتصادی نیز بگیریم:

1- بدانیم فعالیتهای اقتصادی انسان نیز همانند بدن انسان بوده وممکن است دربرخی موارد از ناحیه ایی دچار دردها(اختلالات)سنگین شود که دراین هنگام بجای نگرانی وسردرگمی بایستی با صبر وبرنامه ریزی مقطع بحران را رد نماییم.

2-بدانیم بحرانها ومشکلات مقطعی ممکن است بعد از رفع دوباره برگردد وایجاد شود وخیلی ها دراین مرحله تعادل روحی وروانی خود را از دست داده وهدایت ومدیریت کار از دستشان خارج ودچار ورشکستگی میشوند.

3-بدانیم مشکلات ودردها وسختیهای مقطعی بهترین ومهمترین راه تقویت و ایجاد امادگی برای رویارویی با مشکلات بزرگ است.

4-بدانیم هرمشکل وگرفتاری اقتصادی وفعالیتی بوجود آمده بحرانها وشرایط بدتری نیز میتوانسته بوجود آید بنابراین شرایط حاضر پذیرفته وبا اقتدار برای رفع آن تلاش کنیم.

5-درهنگام بروز اختلال مواظب حرکات ورفتار خود باشیم تا شرایط را بحرانی تر ومسیرهای سالم را نیز خراب تر نکنیم بلکه به ترمیم واصلاح مشکل بپردازیم.

بنابراین نمیخواهم بگویم با آغوش باز بطرف درد ومشکل برویم ولی باید بگویم چون درد ورنجی درزندگیتان ایجاد شد نباید افسرده شده ونگران باشید بلکه آن را نیز نعمتی بدانید وبه پتانسیلی برای اصلاح وبهبود حرکت وتلاشتان بدانید واز بروز آن خرسند باشید نه نگران " نابرده رنج گنج میسر نیست".


 
 
دانش و آگاهی(بالا بودن سطح تحصیلات جامعه)کلید اصلی توسعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٥
 

شاید مهمترین کلید توسعه همه جانبه بالا بودن سطح سواد وتحصیلات ودانش افراد جامعه است که متاسفانه برخی جوامع برای دست یافتن به آن به مدرک گرایی رو میاورند.

ماباید بین رشد علمی وآگاهی عمومی با مقوله مدرک گرایی فرق اساسی قائل شویم که متاسفانه در جامعه کنونی ما تحصیل دانش جای خود را به مدرک گرایی داده بطوری که افراد نه به دنبال علم ودانش بلکه بدنبال کسب مدرک تحصیلی میباشند.

البته این وضعیت نه ناشی از طرز فکر بد افراد بلکه متاسفانه به شیوه غلط مسئولان وتصمیم گیران آموزشی و اجرایی برمیگردد که بنا به دلایل مختلف این بستر را ایجاد نمودند وهزینه های هنگفت آموزشی با بازدهی بسیار کم بجای تولید علم به تولید مدرک تبدیل شده است.

شاید بسیاری درمقابل این ایده جبهه گیری نموده واین را با اشاره به برخی مقام ها و جوایز ومقالاتی که دانشجویان ایرانی درالمپیادها بدست میاورند را نشانه ایی از تولید علم بدانند درصورتی که باید درپاسخ گفت که این تعداد درمقابل کل دانشجویان ایرانی ونسبت آن در کشورهای موفق دیگر مقایسه کرد ودید که شاید با همان نسبت قبلی آموزشی که فقط دانشگاه سراسری وجود داشت نیز  به این نتایج میرسیدیم.

البته نباید بگوییم که تولد بسترهای آموزشی همانند دانشگاه آزاد وپیام نور وغیره را غیر مفید بدانیم ولی باید به نحوه توسعه وتولید علم وورودی وخروجی آنها وهزینه وسطح علمی استادان وتعداد پذیرش وامکاناتشان را بدرستی تجزیه وتحلیل کنیم تا بتوانیم نتیجه گیری بهتری کنیم.

شاید یکی از موفقیتهای بزرگ  دولت درگسیل داشتن جوانان از مرحله اخذ دیپلم به دانشگاههای مختلف وبالا بردن یکباره سطح پذیرش آنها بدون آنکه توانسته باشد به همان اندازه استادان قابل قبول تربیت بکند جلوگیری از افزایش بی رویه آمار بیکاری جامعه از جوان بیکار به جوان دانشجو بوده ودرواقع به تعداد افزایش پذیرش بجای اضافه شدن آمار جوانان بیکار جوانان دانشجو ایجاد کرده وشاخصه رشد وتوسعه را بهبود بخشیدیم!

هرچند این اقدام دریک دوره 2 و4 و6 ویا 8 ساله این میتواند پنهان بماند ودرآینده بجای دیپلم بیکار فوق دیپلم ویا لیسانس ویا فوق لیسانس ویا دکتری بیکار خواهیم داشت.

داشتن تحصیل کرده بیکار درصورتی مضر نیست بلکه سازنده است که تحصیل کرده واقعی باشد!

بنابراین دراینجا به تحصیل کرده واقعی اشاره میکنیم تا موضوع برایمان کمی شفاف تر وعینی تر گردد.

تحصیل کرده واقعی کیست؟ تحصیل کرده واقعی کسی است که دوران ابتدایی وراهنمایی ودبیرستان را با علاقمندی وخوب طی کرده وبا بینشی باز وبا علاقمندی نسبت به انتخاب رشته اقدام ودریک دانشگاهی که دارای اساتید باسواد وتوانمند هستند با جدیت ومطالعات وتحقیقات میدانی نسبت به اخذ مدرک  نائل میشود این فرد شخصی است صاحب نظر ودرصورت ورود به عرصه فعالیت متناسب با تحصیل خود دست به نوآوری وخلاقیت زده ودرواقع با حضور او کار وفعالیت آن شرکت رشد وتوسعه میابد او مدیری متخصص وخلاق وبرنامه ریز ومدبر است.

اما اگر بخواهیم بگوییم تحصیل کرده های غیر واقعی نیز هستند پس آنها چه خصوصیتی دارند؟

1- انتخاب رشته او نه براساس میل وعلاقه ذاتی او بلکه برطبق شانس واجبار وبرای اینکه بتواند دانشجو شده ومدرکی کسب نماید.

2-تحصیل او برطبق جزوات دیکته شده وتلاش برای اخذ نمره نه براساس مطالعات میدانی و نوآوری وخلاقیت ومباحثه و کشف موضوع است.

3-اساتید او خود استعداد ودانایی و توانمندی لازم را ندارد وحتی از کابرد تئوریهایی که درکلاس عرضه میکند بخوبی اطلاعاتی ندارد وخود نیز برای نمره خوانده ودانشجو را نیز برای نمره تربیت میدهد.

4-اطلاعات عمومی این دانشجویان بسیارپایین است زیرا نه خود بدنبال مطالعات عمومی بیشتری بوده ونه اساتید او جز جزوه وکتاب تعریف شده بدنبال دانش واطلاعات روز وبیشتر بوده .

5- چنین دانشجویانی بعد از فارغ التحصیلی بسیار با کاربرد آن بیگانه بوده ودوباره در بستر کار همانند یک کارمند ساده باید آموزش ببینند و به این دلیل برای آنها تفاوتی ندارد درهنگام استخدام به چه شغلی بکار گرفته شوند.

6- بدلیل اینکه نه استادانشان قابلیت توضیح وتشریح وکاربرد رشته شان را میدانستند ونه خود به مطالعات وبررسی های میدانی وعمومی پرداختند درصورتی که چند سال به بیکاری وتوقف درتحصیل برخود کنند کل آموزشهای تئوری که درطول دانشگاه خوانده ودیده بودند فراموش شده ومیفهمند که چقدر اموزش آنها کم عمق ونمره ایی بوده نه کاربردی وعمیق.

شاید بسیار موارد دیگر را نیز بتوان عنوان کرد ولی برای درک بیشتر موضوع به برخی تحصیل کرده های واقعی اشاره میکنم.

شاید شما درجمع فامیل ویا همسایه ها دیده ویا شنیده باشید که یک فرد با نوشتاری وسخنوری بالایی میگویند او ششم قدیم دارد ویا دردانشگاه ویا تاسیات وبناها ویا موارد مختلفی ببینید که اکثرا" مربوط به تحصیل کرده های دوره های گذشته است وحتی کتابها وبسیاری تحصیل کرده هایی که بدلیل سطح بالای علمی شان هم اکنون درکشورهای پیشرفته در پستهای مدیریتی وتخصصی هستند که امروزه میبینیم به نسبت خروجی دانشگاهها افراد باسواد ومتخصص واقعی نسبت به گذشته کمتر است.

این موضوع شاید درظاهر کم اهمیت دیده شود ولی دراصل یکی از مهمترین وزیربنایی ترین مشکلات جامعه است که هزینه های سرسام آور اموزشی که بهترین عمر جوانی افراد را نیز دردل خود جا داده بعدا" جز تولید مدرک وبیکاری پنهان نتیجه دیگری نداشته وتازه باید افسوس بخوریم که ایکاش همان تعداد محدود دانشگاهها ومراکز آموزشی را با کیفیت علمی مناسب حفظ میکردیم وبجای آن جوانان را بموقع سر کار وفعالیت میفرستادیم واینهمه هزینه های سرسام اور رانیز سرمایه کار آنها میکردیم.


 
 
پسته گران شد بیایید آن رانخریم؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢
 

آیا به شما نیز اس ام اس تحریم خرید پسته آمده وآیا با این روش میتوان آن را ارزان کرد بدلیل اینکه این یک موضوع اقتصادی ویک شیوه برخورد اقتصادی بین عامه مردم مطرح شده میخواهم از علم اقتصاد استفاده نمایم تا ببینم تا چه حد این شیوه موفق آمیز خواهد بود.

ما در اقتصاد دو نوع تورم میتوانیم تجربه کنیم :

1- تورم موردی کالاها : که دراین وضعیت نه همه کالاها بلکه بدلیل افزایش قیمت بی رویه برخی کالاها ایجاد میشود ودلایل مختلفی میتواند داشته باشد از جمله دلایل اصلی میتوان به:

1-1)افزایش قیمت آن کالا بدلیل کاهش عرضه آن که این کاهش عرضه ممکن است هم ناشی از کاهش عرضه بدلیل کاهش تولید(اگر کالای تولید داخل باشد) ویا کاهش واردات(اگرکالا وارداتی) باشد.

2-1)کاهش عرضه بدلیل احتکار وکم فروشی که این هم درصورتی اتفاق میفتد که بدلایل قابل پیش بینی توضیحات بند 1-1تاجری پیش بینی کند که درآینده کالا کمبود خواهد افتاد واین مورد خیلی مهم نیست فقط تورم را زودتر از موعد ایجاد میکند بالاخره این تورم درآینده اتفاق میافتد.

3-1)افزایش بی رویه تقاضا بدلایل مختلف از جمله فصلی ویا مقاطع خاص که برای آجیل میتوان به شب چله ویا شب چهرشنبه صوری اشاره کرد که البته این تورم نیز بدلایل پیش بینی تجار وتامین کالای متناسب با زمان تقاضا معمولا" یک افزایش منطقی ومعقول است که بعد از عبور از آن مقطع دوباره حالت تعادل ایجاد میشود.

من به دلایل مختلف دیگر مواردی که سطح تاثیر گزاری آنها کمتر است دراینجا اشاره نمیکنم از قبیل تاثیر افزایش ویا کاهش قیمت کالای جانشین.

2-تورم عمومی کالاها : که درآن بیکباره عموم کالاها شروع به افزایش قیمت میکنند واین افزایش ها مانده به زمان وموقعیت کالاها دارای تقدم وتاخر است ولی به هرحال تاجران با سابقه خود میدانند که دراین افزایش عمومی قیمتها کالای آنها درچه مقطعی این افزایش را تجربه خواهد کرد که درزیر به علائم افزایش عمومی قیمتها اشاره میکنم:

1-2)افزایش عمومی قیمتها ناشی از کاهش ارزش پول ملی که دراین وضعیت منجرمیشود تا نرخ ارزهای برتر درمقابل پول ملی افزایش وخود بخود همه کالاها ی متاثر با کاهش ارزش پول افزایش قیمت پیدا میکنند هرچند ممکن است برخی کالاها زودتر وبرخی دیرتر تجربه کنند ولی دریک دوره معقول 3تا6ماهه تقریبا" همه کالاها  یک نسبت مشابهی افزایش قیمت خواهند داد. عوامل مختلفی دراین رویداد موثر است که برخی از عوامل کلیدی آن سو’ مدیریت واتخاذ سیاست های ناکارآمد اقتصادی میباشد.

2-2)افزایش قیمت کالاها ناشی از کاهش تولید ناخالص داخلی درسطح کلان وتراز منفی تجاری: هرچند این عوامل ممکن است درابتدا درموارد خاص بروز کند ولی درنهایت  بهم ریختن وضعیت اقتصادی کشور منجر به نا متعادل شدن عرضه وتقاضا شده وخودبخود درتورم وافزایش عمومی کالاها موثر میشود.

3-2)افزایش تورم عمومی ناشی از رشد نقدینگی درکشور واتخاذ سیاستهای عمومی از قبیل هدفمندی یارانه ها بدون توجه به اثرات اقتصادی آن: که دراین شرایط نیز تورم مضاعف درجامعه ایجاد شده وسطح عمومی قیمت ها افزایش پیدا میکند.

دراینجا نیز دلایل موثر دیگری که دارای درجه اهمیت کمتری هستند را نمی آورم همانند تحریم های اقتصادی و...

حال با توضیحات فوق به تحلیل موضوع پسته میپردازیم ومیبینیم هرچند افزایش صادرات پسته در افزایش قیمت آن بدلیل کمبود عرضه پسته موثر بوده ولی با تحلیل افزایش قیمت پسته از حدودا"30تومان بیکباره به بالای 60تومان ودرشرایطی که مصرف مردم دراین کالای خاص بی رویه نبوده که بخواهند کنترل مصرف کنند وبا مقایسه افزایش قیمت بالای 100درصدی سایر کالاها متوجه میشویم که متاسفانه این افزایش ها را درهمه کالاها تجربه خواهیم کرد واگر کالایی هنوز این تجربه را نکرده باشد دریک دوره تعریف شده تجربه میکند واز این تحلیل نتیجه میگیریم که نه ما دراین افزایش قیمت پسته دخالت داشتیم ونه میتوانیم با تحریم خرید آن جز یک نسبت صوری خاص که احتمالا" آن نیز میسر نیست نمیتوانیم دخالت کرده ویک کالای خاص را درافزایش عمومی قیمتها مانع شویم.

البته لازم به یاد آوری میدانم قانون تعادل عرضه وتقاضا یک بحث علمی ومفید است وحتی اگر بتوانیم درمسیر آن بازدارنگی مقطعی ایجاد کنیم نه تنها مفید نیست بلکه منجر میشود آن محصول با مقدار بالاتری صادرشده ودرواقع خارجیان محصول مارا ارزانتر بدست آورند.


 
 
سرمایه گذاری در بورس (آنها که نگرانند بخوانند)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٥
 

بسیاری از من درمقاطع مختلف سوال میکنند که کجا سرمایه گذاری کنیم ومن نیز بسته به شرایط وحجم سرمایه دراختیارشان پیشنهاداتی میدهم وبا توجه به شرایط بوجود آمده اخیر که تورم بی رویه وکاهش ارزش پول یکباره بسیاری را نگران کرده که البته این نگرانی بیهوده نیست زیرا درچنین شرایطی خط فقر افزایش وطیف وسیعتری را زیر سایه خود میگیرد وهرکس بتواند دراین شرایط نقدینگی وحداقل توان خود را درانجام خرید وسرمایه گذاری بکند حداقل میتواند فاصله خود را با خط فقر کم نماید.

اکنون بسیاری از کارمندان که رده شغلی آنها پایینتر از سرپرستی باشد درزیر خط فقر خواهند بود وممکن هرکس در این رده سرمایه ها ویا نقدینگی محدودی داشته باشد که برخی از آنها قبل از اینکه فاز دوم افزایش قیمتها (از مهر به بعد )شروع شود توانستند با مشاوره وتیز بینی نسبت به خرید لوازم خانگی مورد نیاز خود ویا سرمایه گذاری درساختمان وخودرو وسکه و ارزکمی از کاهش ارزش پول وکاهش توان مالی خود جلوگیری نمایند ولی هم اکنون که دیگرساختمان و لوازم خانگی وخودرو وسکه و... افزایش قیمت لازم را کرده بسیاری دراین نگرانی بسر میبرند که سرمایه های کوچک خود را چگونه به کالا تبدیل کنند تا کمی از کاهش ارزش روزانه آن جلوگیری نمایند.

من قبلا" سهام را توصیه نمیکردم چون تورم بگونه ایی بود که افزایش قیمت کالاها ولوازم دیگر توجیه بالایی داشت و  سهام نه تنها توجیه نداشت بلکه روز بروز زیانده(هم از نظر قیمت هرسهم وهم از نظر سود) نیز میشد.

درمقطع کنونی که قیمتها افزایش بی رویه یافته وتقریبا" کالا یا موردی نمانده که افزایش قیمت نیافته باشد و1000ریالی ارزش خود را درخرید کالا از دست داده(الان بندرت میتوان کالایی به این نرخ پیدا کرد ) بنابراین برای اینکه به انها که مشاوره میگیرند ویا وبلاگم را میخوانند توصیه میکنم سهام خرید کنند بنابه دلایل زیر:

1- فعلا" سهام تنها موردی هست که افزایش قیمت را آنطور که باید شروع نکرده وشما میتوانید حتی سهام زیر1000ریال نیز خریداری نمایید.

2-هرسرمایه ایی را میتوان به بورس برد وبا آن سهام خرید ودروضعیت کنونی که سرمایه گذاری درسایر موارد توجیه خودرا از دست داده یا جذابیت کمتری دارد سیل سرمایه ها متوجه بورس خواهد شد.

3-خرید سهام همانند خرید زمین است زیرا یک سند بنام به شما داده میشود واز طرف دیگر درمواقع نیاز سریعا" قابل فروش وتبدیل به نقد است(اکثریت آنها).

4-سهام علاوه براینکه درمقطع کنونی میتواند با بالا رفتن قیمت همانند سایر کالاها سرمایه شما را افزایش دهد یک سود سالانه (درصورت تقسیم سودشرکت)نیز بشما میدهد بدون اینکه از مبلغ سرمایه گذاری شما کاسته شود.

5- سهام نه ازبین میرود ونه قابل سرقت است .

6-هرسهامداری میتواند روند سهام خود را  براحتی پیگیری کنیدودرصورت اخذ تجربه بیشتر میتوانید سهام بد را به خوب تبدیل کنید(خرید وفروش ).

شاید مزیت ها و جذابیت های بیشتری را بتوان عنوان کرد که من به همین بحث کوتاه اکتفا میکنم.

البته باید یاد آورشوم بسیاری نیز هستند که همین سهام  آنها رابدبخت وورشکست کرد وآن به علت عدم ارزیابی صحیح مقطع خرید سهام بوده یعنی آن موقع که زمین وساختمان وطلا وکالاهای دیگر توجیه سرمایه گذاری داشتند بدلیل عدم برخوردای از اطلاعات جامع وتحلیلی ساختمان ویا طلایشان را فروخته ووارد بورس کردند وبورس نیز با رکود ده ساله ومنفی خود همه آنها را بدبخت کرد.

ولی حقیر بعنوان کسی که سوابق بازار وبورس را داشته وهمیشه سعی میکنم تحلیل های خودرا شفاف وعینی وجامع بیان کنم به همه دوستان اعلام میکنم مقطع کنونی بورس بهترین جا برای سرمایه گذاری بوده وبدانید همین تجربه افزایش قیمتهایی که درهمه کالاها مشاهده کردید دربورس نیز تجربه خواهید کرد.

فقط برای اینکه بتوانید سود مناسب وبجایی داشته باشید سعی کنید به شاخص هایی همچون EPS ,P/E توجه داشته باشید وهمچنین به نوع فعایت شرکتها که درزیر برای آشنایی بیشتر برخی تحلیلها را میاورم:

تحلیل 1)شرکتهای خودرویی دربرخی مقاطع بسیار خوب هستند ودربرخی مقاطع بد که درمقطع کنونی بدلیل کاهش تولید وافزایش قیمت قطعات مشخصا" با کاهش ارزش سهام مواجهه میشوند وسود آنها کاهش میابد.

تحلیل2) دراین مقطع که نرخ دلار افزایش یافته مشخصا" سود وفروش شرکتهای نفتی وپتروشیمی بهبود میابد.

تحلیل3)کاهش واردات وافزایش نرخ دلار منجر به افزایش ورونق بسیاری از تولید کنندگان داخلی میشود که مشکل اصلی آنهاعدم امکان رقابت با محصولات وارداتی بود همانند دارو ومحصولات غذایی وقطعات و....

بنابراین دریک تحلیل ساده به موضوع فعالیت شرکت میزان وابستگی آن به خارج و میزان صادات محصول به خارج وافزایش ویا کاهش تقاضا و... توجه داشته باشید.

البته لازم به ذکر میدانم توضیح دهم که یکی از مشکلات بیشتر شرکتهای ما مشکلات مدیریتی میباشد که امید است درشراط حاد کنونی و مشکلات اقتصادی بوجود آمده مدیران نالایق نیز یا بایند توانمند شوند ویا کنار گذاشته شوند واین خود یکی از مزیتهای مشکلات اقتصادی است که نمیگذارد مدیر نالایق پشت پرده امنیت وثبات اقتصادی پنهان شود.

 

 


 
 
کاندید ریاست جمهوری واقتصاد(کاهش نرخ دلار)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
 

آیا میدانید شخصی که کاندید ریاست جمهوری میشود وشعارهای انتخاباتی او وحزبی که به نمایندگی از آن کاندید شده بدون درنظر گرفتن سایر عوامل تاثیر گذار اقتصادی میتواند درکشورهای توسعه یافته تا 20% ودرکشورهای جهان سوم از50الی 80% دربهبود شرایط(نرخ تورم) درصورت انتخاب تاثیر گذار باشد وبالعکس.

یکی از مسائل مهمی که به عنوان عامل اصلی تاثیر گذار برشرایط اقتصادی یک کشور دریک مقطع زمانی کوتاه میتوان از آن نام برد وقوع وقایعی همانند جنگ وتنشهای سیاسی مهم همچون انقلاب  ویا مقاطعی همانند انتخابات ریاست جمهوری میباشد.

بخاطر همین درکشورهای پیشرفته برای بهره برداری مناسب از جو روانی درایجاد شرایط مناسب برای بهبود شرایط اقتصادی سعی میکنند تا کاندیداهایی با برنامه های مورد قبول وپذیرش عموم معرفی کنند تا به محض انتخاب کاندیدای آنها با یک بستر مناسب اقتصادی  روانی به اجرای برنامه های خود بپردازند وحتی قبل از انتخاب تیم اقتصادی ومدیریتی خود رانیز سعی میکنند معرفی کنند تا مردم اعتماد واطمینان بیشتری کرده وتاثیر جو روانی را به حد اکثر ممکن برسانند..

برای درک بیشتر تاثیر جوروانی براقتصاد یک کشور مثال عینی میاورم ودراین مثال نرخ ارز که یکی از معیارهای اصلی سنجش کاهش ارزش پول یک کشور بوده وبطور مستقیم برنرخ تورم تاثیر گذار بوده وهمه بخوبی با آن آشنایی دارند مثالی میاورم.

درکشورما انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است وکاندیداهای مختلفی میتواند مطرح باشد که درزیر به تاثیرروانی کاندیدا برروی نرخ ارز مورد مقایسه قرارمیگیرد تا بتوانیم درآینده نتیجه ایی که حاصل خواهد شد را بااین تحلیل بسنجیم هر چند ممکن است اگر شخصی طرفدار کاندیدای خاصی است ومعترض به این باشد که چرا تاثیر کاندیدای مورد علاقه اش منفی نشان داده شده(از نظر تاثیر روانی براقتصاد) باید بداند این یک بررسی بحلیلی اقتصادی است وربطی به خوب ویا بد بودن کاندیدا ندارد بلکه تاثیر جو روانی ودیدگاه مردم از تاثیر برنامه ها وتیم اقتصادی آن کاندیدا براقتصاد کشور است که حتی درعمل ممکن است چنین نباشد ودوباره دیدگاه مردم نسبت به شخص انتخاب شده منفی شود. 

فرض کنید طیف های مختلفی به شرح زیر امکان حضور درانتخابات پیدا کنند:

1-یک نفر به نمایندگی از حزبی که ادامه دهنده سیاستهای دولت کنونی باشد.

2-یک نفر به نمایندگی از حزب اصولگرایان مانند آقای قالیباف ویا لاریجانی

3-یک نفر به نمایندگی از حزب اصلاحات ویا کرگزارن سازندگی 

4-یک نفر بصورت مستقل

الف)درصورتی که نماینده حزب حاکم انتخاب شود بدلیل اینکه مردم به وضوح عملکرد اقتصادی حزب حاکم را دیدند دیدگاه آنها درهمان سو خواهد بود وتوجهی به شعارهای انتخاباتی آنها نخواهند کرد ودرکشورما چون اقتصادش دراین چندسال تجربه تورم بالا وکاهش ارزش پول ملی را داشته بنابراین جو روانی عملکردی منفی داشته ومیتواند درصورت انتخاب نماینده آنها دلار به بیش از 4000تومان را تجربه کند .

ب)درصورتی که کاندیدای اصولگرایان برنده انتخاب شود با توجه به اینکه دیدگاه مردم اینست که ریس جمهور فعلی نیز درابتدا نماینده آنها بوده لذا ممکن است حتی افزایش نرخ دلاری و تجربه بد تری داشته باشد هرچند کاندیداهایی همانند آقای قالیباف بدلیل عملکرد نسبتا" مطلوب خود درمقام شهرداری وانجام پروژه ها میتواند این دیدگاه را تعدیل کند ولی به هرحال دلار احتمالا" کمتر از بند الف نباشد.

ج)درصورتی که نماینده اصلاحات از نمایندگانی باشد که مردم آن را اصلاح طلب بشناسند بدلیل پایین بودن نرخ تورم دردوره اصلاحات نسبت به دوره حاضر واحتمال کاهش تنش های سیاسی بین المللی نرخ دلار بین 20000-30000خواهد بود ولی درصورت امکان انتخاب کاندیداهایی همانند آقای رفسنجانی ویا موسوی بدلیل اینکه یک جو روانی اصلاحی نیز از آنها دارند وتوان انجام اصلاحات لازم حتی میتواند به 10000-20000نیز پایین بیاید.

د)معمولا" نمایندگان مستقل یا بی نام ونشانند ویا برنامه ها وحمایتهای حزبی لازم را ندارند ولذا مردم به چنین نمایندگانی بادید قدرتمند نگاه نمیکنند ودرصورت انتصاب چنین نماینده ایی دوباره جو روانی مثبتی ایجاد نمیشود مگر اینکه شخص منتخب بتواند با اظهارات ومعرفی تیم قدرتمند مدیریتی از خود یک توان بالقوه به نمایش بگذارد وبسته به مورد میتواند دریکی از گروه های تاثیر گذار الف وب وج قرارگیرد.

درپایان باید بگویم که همه این رویدادها وتاثیرات درنرخ دلار درهمان لحظه انتخاب است وپایداری این بهبود یک شبه دروضعیت اقتصادی وبهبود ارزش پول ملی که با انتخاب یک کاندیدا صورت میگیرد بسته به ادامه مدیریت اقتصادی صحیح منتخب مردم خواهد بود والا به همان سرعتی که این بهبود ناشی از جو روانی اتفاق میافتد میتواند به همان سرعت نیز ازبین رفته وحتی شرایط اقتصادی بدتر نیز بشود.


 
 
شیر پاستوریزه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
 

عمر میگذرد و خاطره میماند من هر موقع سالگرد انقلاب میشود بیاد دوران دبستان میافتم و به روزهایی که لحظه به لحظه به سوی تغییر گام میگذاشت.

آری ما آن موقع دبستانی بودیم وزیاد از مسائل سیاسی وسیاست جز آنچه توسط بزرگترها سخن به میان میامد نمی فهمیدیم ولی انگار این طوفان و سیل خروشان کوچک وبزرگ نمیشناخت وهمه را با خود همراه میکرد.

 ما درآن موقع نارضایتی خود را با شیرهای پاستوریزه ایی که بعنوان تغذیه صبحانه میدادند بیشتر نشان میدادیم و پاکت شیر را مصرف نکرده روی زمین گذاشته وبا پا برویش میزدیم وشیر با صدای تاپ محکمی از داخلش بیرون میریخت وما نیز مغرورانه میخندیدیم ویا پنیر مثلث هلندی را به هم پرتاب میکردیم البته اجیل را میخوردیم وبا آن شوخی نمیکردیم.

بزرگ ترها نیز از نفت وبرق وآب رایگان صحبت میکردند و امیدواربودند تا با پیروزی انقلاب وشکست ونابودی شاه بتوانند به توزیع عادلانه ثروت دست پیدا کنند.

بالاخره انچه درعالم کودکی واز گفته ها وشنیده ها میتوانستم بفهمم این بود که بیشتر مردم بدنبال رفاه بیشتر مادی معترض وبدنبال تغییر بودند وبسیاری در جلساتی که درهنگام افزایش فعالیتهای اعتصابی درکوچه ها برای دفاع از محله ها تشکیل میشد وما نیز درکنار پدرهایمان مینشستیم وبه صحبتها وتحلیلهای بزرکترها گوش میدادیم مطمئن بودیم که هیچکس بخوبی نمیداند متولی وبانی این همه تحولات چه کسی است (حداقل درجمع محله ما چنین بود)وبسیاری آن را به توده ایی ها نسبت میدادند.

برای ما که یک کودک دبستانی بودیم زیاد فرقی نداشت چه کسی میاید وچه کسی میرود هرچند اینهمه تنش ودرگیری نگران کننده بود ولی چون میدیدیم یک جریان خروشانی ایجاد شده وما هم دراین جریان قرارگرفته بودیم و حضور خود را به محض گرفتن شیرپاستوریزه پاکتی (تغذیه مدرسه)و گذاشتن آن زیر پایمان و ترکاندنش احساس وجود میکردیم.

ولی  بسیاری ازبزرگترهاانگار خواسته های مختلفی داشتند و امیدوار که بسیاری چیزها رایگان خواهد شد ودراینجا میدیدم که خواسته انها با ما فرق میکند یعنی ما تغذیه رایگان را بعنوان اعتراض ازبین میبردیم ولی انها بدنبال نفت وبرق وآب رایگان بودند.

با نزدیکتر شدن به بهمن سیل خروشان وخروشانتر میشد وهمه جرات بیشتری در نشان دادن اعتراضات پیدا میکردند بطوری که دیگر عکس شاه درکتابها رانیز شاخ دارش میکردیم و بزرگترها نیز که قبلا" از توده و... صحبت میکردند انگار تازه متوجه شده بودند رهبریت این تغییر بزرگ را امام بعهده دارد وهمین موضوع تودها را واعتراضات را مستحکم تر وبیشتر کرد چون من بیاد دارم که همه به روحانیت احترام خاصی قائل بودند وشاید همین اعتماد واطمینان بود که بسیاری را با هم متحد کرد ومطمئن وانقلاب تقریبا" نهایی شد وتا آن موقع بسیاری باور نمیکردند که شاه سقوط کند وبقول بسیاری میگفتند مگر میشود مملکت بدون شاه باشد.

ما درآن دوران احترام خاصی به روحانیون داشتیم وبه آنها آقا میگفتیم بندرت آنها را درکوچه وخیابان میدیدیم مگر اینکه برای رفتن به مجلس روزه خوانی بروندویا مسجد وبرای همین یادم میاآید حتی آن موقع که حسابی مشغول بازی فوتبال بودیم اگر از سر کوچه یکی از بچه ها می دید روحانی میاید با صدای بلند میگفت بچه ها آقا میاید وما به سرعت توپ را ول کرده وکنار دیوار می ایستادیم تا آقا بیاید واز جلوی ما رد شود وما سلام میکردیم وچون بیست قدمی دور میشد دوباره به بازی ادامه میدادیم.

ما میدانستیم ودرتلویزیون نیز بارها دیده بودیم که شاه نیز با آن عظمت واقتدارش به آقا مثل ما احترام میگذاشت وشاید این خود بزرگترین دلیلی بود که شاه را جز آقا کسی نمیتوانست تغییر دهد.

البته بخوبی بیاد دارم که دربین آنها که حکومت شاه را میخواستند نیز افراد با ایمان همچون یکی از داییهای با سوادم بود که عباداتش منظم بود وهرروز ساعاتی تلاوت قران میکرد ولی باید بگویم بیشتر آنهایی که اهل عبادت ومسجد بودند با آقا همراه شدند.

بالاخره انقلاب شد و کاخ تسخیر شد واکنون از آن روزهای انقلابی سالها میگذرد ومن هرموقع سالگرد انقلاب میشود ویا در سوپرمارکت شیر پاستوریزه میبینم خاطرات آن دوران برایم زنده میشود از بزرگترها خبرندارم ودرجمع آنها نشده بشینم چون بسیاری فوت کرده اند تا ببینم آنها چه خاطره ایی از آن دوران دارند والان چگونه خاطراتشان را زنده میکنند. 


 
 
میوه ارزانتر ین کالا درکشور
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٩
 

شاید متوجه این موضوع شده اید که قیمت میوه بجای افزایش قیمت همگام با سایر محصولات حتی بنظر میرسد ارزانتر نیزشده!

هرجند بسیاری ممکن است از من خرده بگیرند که چرا بجای توجه به گرانیها به یک مورد که ارزان مونده اشاره کرده ام که به دو دلیل مهم است:

1- این موضوع درصورتی که به نحو صحیح تحلیل شود میتواند موضوعات وروش های تحلیلی خوبی را برای تصمیم گیران درجهت برخورد علمی با موضوع تورم وهمینطور جلوگیری از عواقب خطرناک این موضوع ایجاد نماید.

2-درمواقعی که تورم درسطح عمومی(همه کالاها) ایجاد میشود پایین بودن یک کالا همانند میوه که تولید داخلی است نه تنها مفید نیست بلکه مضراتی نیز بدنبال خواهد داشت.

بلی درست حدث زدید قیمت میوه های تولید داخل نه تنها افزایش نیافته بلکه کاهش نیز یافته است واین بدلیل ممنوعیت صادرات آن است درواقع با این توضیح میتوان استدلال نمود عرضه وتقاضا عامل اصلی تعیین کننده قیمت وایجاد وضعیت تورمی یا رکودی است .

بنابراین کارشناسان میتوانند در کالاها ی دیگر نیز چنین وضعیتی بوجود آورند ولی متاسفانه بدلیل بی توجهی بجای ایجاد تعادل بیکباره واردات کالاهای همانند پوشاک ویا لوازم خانگی  را که سالها با ایجاد درهای باز نه تنها مصرف گرایی بی رویه و مردم را به خرید کالا براساس چشم هم چشمی نه نیاز واقعی عادت دادند وواردات بی رویه از کشوری همانند چین که با تولید اجناس ارزان قیمت بدون توجه به کیفیت (البته این رویه را فقط میتواند به کشورهای دوست! خود همچون ایران اعمال کند وبرای صادرات به اروپا وآمریکا وکشورهای پیشرفته تولیدات با کیفیت بالا مینماید) منجر به ورشکستکی کامل کارخانجات نساجی ولوازم خانگی و... شد کارخانجاتی که جزو صنایع ملی وسرمایه های ملی وبرطبق شرایط وپتانسیل های کشورمان درجهت طی مراحل توسعه ایجاد شده بودند.

ارزان فروشی و امکان تهیه کالای ارزان قیمت دربسیاری موارد نه تنها مناسب نیست بلکه بسیار مخرب است ومنجرمیشود تا توجیه اقتصادی تولید کنندگان داخلی از بین رفته وورشکستگی اقتصادی برای آنها به ارمغان بیاورد بطوری که متاسفانه برخی کشورهای به ظاهر دوست نما همانند چین که برطبق اصول ملی خود وبرای رشد وتوسعه وتامین رفاه برای مردم خود گام برمیدارد همین استراتژی را بعد از نابود سازی صنایع نساجی وخانگی وکفش وچرم وحتی فرش و... بسوی نابود سازی صنعت خودرو سازی گام برداشته ومتاسفانه کارشناسان اقتصادی دولت نیز بدلایل نامعلوم درقبال این سیاست نابود سازی صنایع ایران سکوت کرده وهمه چیز را به سیاست مرتبط میکنند.

شاید بحث ها ومباحث سیاسی واختلافات بین المللی درآینده دستخوش تغییرا ت وتحولات اساسی شود همانند ضدیتی که دراوایل انقلاب با روسیه داشتیم ودوستی که الان با آنها داریم !ولی زیر ساختهای اقتصادی قابل جبران وترمیم نبوده وعقب افتادگی اقتصادی خود وابستگی سیاسی را میتواند بدنبال داشته باشد.

قیمت میوه ارزان است خوشحالی ندارد چون با توجه به تورم نزدیک به 100% در کالاهای عمومی منجر میشود تا فعالیت زراعی وباغی توجیه اقتصادی خود را از دست بدهد وچگونه یک کشاورز میتواند تراکتور وسایر ادوات کشاورزی را بالای 200میلیون تومان وبا قطعات گران قیمت جهت تولید خود تهیه نماید ویا سایر موارد همچون کود وسموم وسوخت و... را با نرخ روز تهیه وبه تولید وعرضه محصولی ادامه دهد که قیمت آن کیلویی 30سنت نیز نباشد .

از ارزان بودن میوه وتولیدات کشاورزی نه تنها نباید خوشهال باشیم وبدانیم همان سیاست اشتباهی که صنعت نساجی وفرش ولوازم خانگی را زمین گیر کرد  درحال زمین گیر ونابودسازی صنایع خودروسازی است وبا این علائم ونشانه ها درحال ورود به صنایع تبدیلی وکشاورزی است امیدوارم که کارشناسان اقتصادی دولت که از محل بیت المال حقوق ودستمزد گرفته وبه فرزندان وخانواده اشان رزق میدهند بدانند این اشتباهات و تصمیم گیریهای ناروا که برفقر وبدبختی مردم روز بروز میافزاید وبالعکس موجب رشد وتوسعه برخی کشورهای سود جو دیگر را بدنبال دارد درتاریخ این کشور ثبت وضبط میشود.

اگر تصمیمات صحیح اقتصادی درجهت مهار تورم وکاهش خط فقر وکاهش نرخ بیکاری صورت نگیرد وهمچنین درایجاد روابط بین کشورها به احتمال سوئ استفاده های اقتصادی که بنظر اینجانب بسیار خطرناک تر از سوئ استفاده سیاسی است توجه نشود باید روزبروز شاهد تضعیف ووابستگی وفقر وبدبختی بیشتر باشیم مسائلی که با هیچ دستاورد سیاسی قابل توجیه وتفسیر نخواهد بود.

 

 

-


 
 
کرامت انسانی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
 

بسیاری درارتباط با اینکه کرامت انسانی یکی از مباحث مهم در هرفعالیت وسازمان وکسب وکاری است صحبت بعمل میاورند وبسیاری نیز بدلیل اهمیت این بحث خودرا درزمره افراد ی میدانند که به این بحث مهم همیشه توجه دارند.

اینکه کرامت انسانی چقدر اهمیت دارد جای هیچ شک و سوالی نیست ولی جنبه های مختلف این بحث واینکه چگونه میتوان به آن دست یافت وحدود وحیطه آن خود بسیار مهم است.

کرامت انسانی از سازمان گرفته تا رهبران ومدیران وپرسنل را شامل میشود ودرهمه حیطه ها قابل ایجاد وپیاده سازی است.

شاید یکی از مهمترین عامل درکرامت انسانی بحث رهبران درسازمان میباشد زیرا رهبر سازمان(مدیرعامل) نقش مهمی درایجاد وپیاده سازی آن دارد.

رهبر یک سازمان میتواند خود بعنوان یک الگو دررفتار وکردار ونحوه جوابگویی برای سایر پرسنل باشد زیرا رهبر سازمان چه از نظر اختیارات وچه از نظر رفتاری به مثابه پدری میماند برای خانواده ومطمئنا" اگر درسازمانی ببینیم بحث کرامت انسانی بخوبی رعایت نمیشود ویا بد اخلاقی وبی احترامی وتخلف ها ورفتارهای ناشایست وبی حرمتی رواج پیدا کرده بدانید خود رهبر آن سازمان کرامت انسانی را نادیده گرفته است.

بنابراین عدم رعایت وتوجه رهبر یک سازمان به اصل کرامت انسانی منجر میشود تا بازخوردهای نامطلوب آن متوجه او نیز بشود.

البته باید توجه بکنیم که خود سازمان نیز میتواند اصول وقوانینی وضع نماید که درآن اصول کرامت انسانی تعریف شده والزامی باشد بنابراین رهبر سازمان نیز بالاجبار درتلاش خواهد بود تا بحث کرامت انسانی را نه درشعار بلکه درعمل رعایت کنند ودرغیر اینصورت خود سازمان وسیستم با هشدار ومغایرت های سیستمی او رامتوجه اشتباه وعملکرد نامطلوب خود مینماید.

جنبه سوم بحث کرامت انسانی موضوع زیر مجموعه یک سیستم میباشد که برای توسعه وتقویت آن بایستی چه ازطریق رهبر سازمان وچه از طریق ساختار سیستم وابزارها وروشهای قانونی ومدون تلاش لازم صورت گیرد.

بحث کرامت انسانی درجایی که مدیریت وهدایت افراد را عهده دارهستیم با توجه به درک نیازها ومشکلات آنها وهمچنین توجه وهدایتشان درنهایت احترام وخضوع وفروتنی میتواند اثرات زیادی در توجه متقابل آنها وپیروی وپذیرش وهمکاری وتعصب وتبعیت واطاعت وفرمانبرداریشان از فرامین وقوانین دردستیابی به اهداف سازمانی دارد.

درنظر گرفتن منافع ذینفعان وبحث کرامت انسانی با مسائل برون سازمانی همانند تکریم از ارباب رجوع وتکریم مشتریان وغیره نیز میتواند وپیشبرد اهداف یک سازمان ورشد وتوسعه همه جانبه آن یعنی رشد وتوسعه متوازن بسیار مهم وتاثیر گذارباشد.

بنابراین چه درسطح یک خانواده ویا سازمان ویا درهر جایگاه وموقعیتی بیایید بحث کرامت انسانی را بعنوان یک بحث زیر بنایی ومهم بپذیریم وبرای عدم دوری از آن واطمینان از انجام آن حیطه دراختیار خود را همانند یک آیینه ایی درمقابل خود داشته باشیم وبدانیم اگر کرامت انسانی واخلاقیات ورفتارهای مناسب درآن نبینیم مطمئن باشیم که دراجرای صحیح کرامت انسانی گام مناسبی برنداشتیم ومطمئن باشیم عواقب بد ولطمات زیادی در این ارتباط متوجه او خواهد بود.


 
 
آیا باید همه جا بدنبال کسب درآمد باشیم؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۸
 

پول پول پول آیا میدانید متاسفانه اگر شب وروزبدنبال پول باشید و به آن فکر کنید وتمام تلاش خود را معطوف آن کنید به احتمال زیاد به آن خواهید رسید ولی به چه بهایی خود یکی از مباحث مهم ارزیابی سود زیان ثروتمند شدن است.

 آیا میدانید دربرخی مواقع اعتیاد کسب درآمد وپول از هر مواد مخدری زیان بارتر وخطرناک تر است ؟ آری اینجانب موارد متعددی را مشاهده کردم وشما میتوانید در حوادث روزنامه ها بخوانیدکه برخی موارد را درزیر بیان میکنم.

نتایج اعتیاد به مواد مخدر:ضعف وتحلیل جسمی و ضعف وفقر اقتصادی واز هم پاشیدن بنیان خانواده

نتایج اعتیاد به کسب درآمد(موقعی که به مرض واعتیاد تبدیل شود): بی انصافی در کسب درآمد به هروسیله ایی و دوری از فرزند وخانواده وتمرکز کامل به کسب درآمد و خودداری از هزینه معقول به خانواده وترس از کاهش پول وثروت و احتمال جذب به اعتیاد یا مشروبات بیش از اندازه ویا قمار وفساد و....

لازم به ذکر است که یک ثروتمند ممکن است به اعتیاد نیز جذب شود ولی یک معتاد به خیلی از امکانات وابزارها وموقعیتهای خطرساز برای یک ثروتمند دسترسی ندارد.

یکی از ساده تزین مشکلات  خصلت یک مال اندوز این است که با وجود توان ایجاد رفاه وآسایش مناسب به خانواده ودوستان واقوام و... از این کار بشدت امتناع میکند وهمین عامل منجر میشود تا نفرتی بیش از اندازه توسط نزدیکان خود که به ثروت وتوان او واقفند ایجاد شود وبه این خاطر هم درذهن او نزدیکانش به دشمن اصلی تبدیل میشوند وهم درواقعیت بسیاری از ضربات ولطمات را نیز از نزدیکان خود میبینند.

دومین خطر مال اندوزی تغییر رفتار بدی است که دراین افراد ایجاد میشود ودروهله اول بدلیل اعتراضات پی درپی از خانواده خود از آنها درباطن واز ضمیر دل دوری ایجاد کرده ومعمولا" اقدام به تجدید فراش وتشکیل خانواده جدید میکنندویا بنوعی خانواده را به حال خود رها میکنند .

سومین مورد این است درمعاملات وتعاملات خود با دیگران سنگدل و بی رحم شده وهمه چیز را با پول ارزیابی میکنند وحتی فکر میکنند محبت وعشق وجوانمردی و... را نیز میتوان با پول خرید وغافل از اینکه خیلی از اخلاقیات وموارد عرفانی هست که هرگز نمیتوان آنها را با پول خرید.

چهارمین خطر چنین افرادی اینست که متوجه نیستند با افزایش روزافزون ثروتشان از بزرگترین وبالاترین ثروت که همانا شخصیت ووجاهت اجتماعی است روز بروز دور ودورتر میشوند.

پنچمین ومهمترین مشکل آنها اینست که درنهایت با وجود دراختیارداشتن مال واموال زیاد تنها وبی کس بوده وهمه درانتظار مرگ او بسر میبرند تا اموالی را که او با زحمت وحرص وبدبختی واتلاف کل زندگی اش جمع کرده را تقسیم نمایند .

بنابراین برای دوری از این اعتیاد وگرفتارنشدن دراین خصلت شخصیت سوز وبجای آن خوشنام ومعتبر وقدرتمند بودن پیشنهادات زیر را به تجربه عینی توصیه میکنم:

1- از همان موقعی که شروع به درآمد زایی کردین وهنوز خود را درمراحل اولیه میبینید هزینه کردن به رفاه خانواده وگردش وتفریح وبهداشت وآموزش آنها را نیز به مقدار لازم انجام دهید بدانید اگر نکنید بعدا" نخواهید کرد.

2- خیرخواهی وخیرخواهانه بودن به مقدار سرمایه بستگی ندارد خیلی ها فکر میکنند که باید آنقدر سرمایه داشته باشند که خیر باشند وبخواهند از آن ببخشند نه درهر موقعیت وسرمایه ایی میتوان خیرخواه بود وکارهای خیر انجام داد واینهم اگر از ابتدا شروع نکنید بعدا" میسر نیست وبدانید اینکار به کار وفعالیتتان برکت ایجاد میکند چون بسیاری شما را همیشه دعا میکنند وخوشبختی شما را از آفریدگار میخواهند.

3-آموزش وتحصیل را درکنار رشد پولی وسرمایه ایی همیشه ادامه بدهید بدانید هرچقدر روشنفکر وباهوش وخوشفکر باشید کارهای خوب وبد را بهتر تشخیص داده وهمیشه موفق تر وخوشبخت تر خواهید بود.

4-روزتان را تقسیم کنید وهمه ساعات روز را به کسب درآمد اختصاص ندهید یعنی اگرتجارتی را برای کسب درآمد انتخاب کردید ساعات دیگری را نیز به خانواده وآموزش وورزش و... موارد دیگری اختصاص دهید که حتی ممکن است هزینه برنیز باشد واگر موقعیتها وبسترهای جدیدی  دارید یا مسیر آموزشی باز شد ویا هرفعالیت دیگری فورا" به فکر این نباشید که از این راهها هم کسب درآمد کنید یعنی یک ممنوعیت واصول قانونی با این عنوان برای خود بگذارید" کسب درآمد بغیر از مسیر تجاری تعریف شده با هرعنوان وسود آوری ممنوع است" زیرا یکی از عواملی که حرص وطمع واعتیاد به کسب درآمد را درما ایجاد میکند همین عامل است.

5-خوشبختی را فقط در ثروت مادی تعریف نکنید بدانید داشتن خانواده سالم وخوب و داشتن تحصیلات ودانش علمی بالا ویا داشتن دوستان خوب وداشتن تن سالم و... از داشتن ثروت مادی بالاتر ومهمتر است .

بنابراین اینها بخشی از مواردی هستند که میتواند با رعایت آنها به یک ثروت همه جانبه برسیم ونه تک بعدی دراقتصاد از این موضوع برای رشد صحیح کشورها به رشد وتوسعه همه جانبه یاد میشود ودرانسان نیز از نظر پزشکی میگویند رشد یکی از اعضای بدن همانند اینکه یک نفر سرش نسبت به دیگر اعضای بدن رشد کرده باشد ویا هرعضو دیگری به تنهایی رشد بی رویه داشته باشد بعنوان معلولیت یاد میشود نه توانمندی.


 
 
دولت و مجلس ومردم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٥
 

جالب است رابطه ایی که در مقطع کنونی بین دولت ومجلس وجود دارد بیکباره بیادم انداخت که یک استراتژی دربازار اشاره داشته باشم. 

 گرانی وبیکاری وفقر وفساد واعتیاد و... از دغدغه های اصلی هرکشوری است وبنابراین اصولا" باید این دغدغه یکی از مهمترین مواردی باید باشد که نمایندگان ملت برای حفظ موقعیت وجایگاه خود برای حل آنها تلاش کنند ودرواقع بود ونبود یک نماینده مجلس ومحبوبیت آن به میزان تلاشی خواهد بود که برای کنترل ورفع این مشکلات مردم میکند تنها مشکل یک نماینده این است که درقوه مقننه بوده و یک ابزار دارد وآن ابزار قانونی وفشار به سیاستها واستراتژی ها ومدیریت اجرایی یک کشور که از آن بنام دولت یاد میشود .

 دولت نیز متشکل از ساختاری است که به آن قوه مجریه گفته میشود که درراس آن ریس جمهور نیز همانند یک نماینده مجلس با رای مردم انتخاب شده واصولا" او نیز برای حفظ محبوبیت ورای خود همانند یک نماینده باید تلاش کند که با مواردی همانند گرانی وبیکاری وفقر وفساد واعتیاد و...مبارزه کند وفرق او با یک نماینده این است که ابزار پولی واجرایی را نیز دراختیار دارد.

حال دراینجا میخواهم به بررسی این موضوع بپردازم چرا درمقطع کنونی اگر اهداف اصلی هردو یکسان است اینقدر تقابل بین مجلس ودولت ایجاد شده بطوری که نمایندگان حتی خواستار سوال از رئیس جمهور یعنی بالاترین شیوه برخورد با ریس جمهور هستند.

معمولا" نمایندگان مجلس هرچقدر هم مناسب انتخاب نشده باشند ویا از توان علمی وتخصصی لازم برخوردار نباشند که بسیاری مجلس کنونی را به ضعیف بودن وبدلیل حذف طیف های مختلف سیاسی به مطیع بودن متهم میکنند ولی به هرحال بدلیل اینکه نماینده بیشتر با مردم درارتباط بوده واوضاع اقتصادی را از نزدیک لمس میکنند ومعمولا" مسائل را بهتر وعینی تر بیان میکنند.

دولت معمولا" چون ساختار سیاسی تر داشته وبدلیل اینکه یک نفر رییس جمهور برای انجام مدیریت وبرنامه های خود بایستی تیم دولت (هییت وزیران  را انتخاب نماید )ومعمولا"  این انتخاب سیاسی است تا تخصصی واجرایی است وتوانمندی این هییت وزیران بیشتر بستگی به توانمندی وسابقه اجرایی رییس جمهور دارد که درصورت پایین بودن سطح علمی وتجربی این تیم وسوق داده شدن انها به سیاست بیش از اجرا خود بخود منجر به تضعیف انتساب ها ومدیریت ارشد ومیانی سازمانها شده وعملکرد دولت بسیار تنزل میکند ودراین وضعیت دولت بالجبار برای توجیه عملکرد خود وجذب وحفظ مردم مجبورمیشود تا آمار وارقام را بصورت غیر واقعی بیان وتوجیه نماید که این سرآغازی میشود برای تضعیف اقتصادی  وحتی سیاسی کشور وچون این کار وعملیات بیشتر از طریق عوامل اجرایی صورت میگیرد وآنها درجریان کامل این هم پوشانی هستند بنابراین حمایت بی رویه از برخی عوامل اجرایی توسط رییس جمهور درواقع ناچارا" ودرراستای دفاع از شرایط توجیه شده برای مردم میباشد همانند اعلام نرخ های تورم که مورد قبول هیچ کس از مردم عادی ونماینده ها واقتصاد دانان و...نمی باشد واز طرف دیگر دولت با تمام توان خود از عامل اصلی این موضوع که سیاستهای غلط بانک مرکزی ودرراس آن ریس بانک مرکزی میتواند باشد دفاع مینماید.

سوال بسیاری این است که چرا درشرایط حاضر که دولت وهمه میدانند درشرایط بد اقتصادی به سر میبرند بیکباره نرخ دلار وسکه به یکباره بیش از 80% افزایش یافته ودوباره به افزایش 40% کاهش وروند ادامه پیدا میکند ویا دولت بحث تورم زای غیر قابل تصوری همانند دویست هزارتومان برای هرنفر را مطرح ودراوج مخالفت مجلس وبسیاری از تحلیلگران اقتصادی درصد هزار توان میخواهند به توافق برسند ؟

تحلیل من اینست همانگونه که بسیاری از تحلیلگران اقتصادی نیز اذعان دارند یکی از مهمترین ذینفعان سکه ودلار بدلیل وابستگی شدید بودجه ملی به فروش نفت درمقابل دلار وطلا خود دولت است بنابراین همین عامل ممکن است دولت را درمواقع مضیقه مالی ونقدینگی مخصوصا" درشرایط حاضر که درنتیجه اشتباه تصمیم گیریهای گذشته بدلیل افزایش بی رویه حقوق کارمندان واجرای فازاول هدفمندی یارانه هاو تورم وکاهش تولید ناخالص ملی و...یک کسری منابع محسوسی برای دولت ایجاد نمود که یکی از مهمترین واصلی ترین بخش برای تامین این کسری بودجه همانا فروش ارز وطلا است بنابراین دراینجا مشخص میشود که دولت نیز ممکن است دراین افزایش بی رویه قیمت دلار وسکه ذینفع باشدوتاثیر گذار هرچند متاسفانه عواقب بدی دارد که بسیار تورم زا بوده وتولید را تضعیف وخط فقر را افزایش ودرنهایت منجر به کاهش ارزش پول ملی میشود.

ازطرف دیگر چرا پرداخت نقدی یارانه ها را به یکباره دراین شرایط تا چهار برابر پیشنهاد میدهد که هم مشکلات نقدینگی دولت جواب گو نیست وهم کاهش بیشتر ارزش پولی را بدلیل بروز تورم بالا دوباره بدنبال داردجواب این سوال جز سیاسی بودن موضوع چیز دیگری نمیتواند باشد چون دریک تحلیل ساده نشان داده شده که پرداختهای نقدی همانند افزایش حقوق کارمندان ویا یارانه تورم زا بوده وفقر بیشتری را تحمیل قشر پایین جامعه میکند شاید بدلیل نزدیکی انتخابات واینکه مشکلات تورمی آن زمان بر بوده ودرکوتاه مدت مردم احساس میکنند وضعیت مالی شان بهبود یافته مدنظر است وازطرف دیگر چون مجلس فشارزیادی را وارد نموده تا مابه التفاوت نرخ ارز به راحتی مورد مصرف قرارنگیرد واز طرف دیگر منابع ارزی نیز به راحتی به دولت آینده به عنوان یک پتانسیل منتقل نشود لذا دولت پرداخت یارانه ها را که منبع تامینی جز این محل ندارد را میدهد که هم خود را نزد مردم محبوب تر نشان دهد وهم از انتقال منابع به دولت بعد پیشگیری کند.

ولی چرا بیکباره دویست هزارتومان مطرح میکند این روش شبیه یک روش بازار است که معمولا" بازاریها سفارش خریدی داشته باشند واحتمال میدهند که طرف مقابل تعدادی که آنها درخواست دارند را کاهش بده چندین برابر درخواست میکنند تا بعد از کاهش به مقدار مد نظر آنها برسد ومتاسفانه دولت که نباید از این شیوه استفاده کند چنین عمل میکند والا میداند دویست هزارتومان یارانه نه منطق علمی دارد ونه عملیاتی است درواقع دولت تا یکصد هزارتومان را برای اهداف خود درنظر دارد.

آنچه از نظر اقتصادی ودراین شرایط بد اقتصادی مردم ونزدیکی پایان سال ایکاش از این نیاز ودرد ورنجی که گریبانگیر بسیاری از مردم شده همانند فقر وفساد وبیکاری واعتیاد وکمرنگ شدن محیط خانواده وطلاق وعدم توان ازدواج بسیاری از جوانان ومشکلات بهداشتی وآموزشی که بیشتر ناشی از ضعف مدیریت اقتصادی بوده دوباره بدلایل سیاسی واز روی لج ولجبازی تصمیماتی گرفته نشود که این وضعیت دوباره بیش از 50% بدتر شودوعقب گرد نکنیم.

باید بدانیم  ایران تمدن چندین هزار ساله دارد ووکشور چهار فصل بوده ومنابع بیشمار معدنی ونفت وگاز و...دارد نباید با این موقعیت وتوان آنقدر ضعیف وبد عمل نماییم که مردم کشور ما نسبت به همسایگان خود اینقدر تضعیف وگرفتارشوند.

باید بدانیم درمسائل اقتصادی اگرخوب عمل کنیم ویا بد برای مردم وبیگانگان کاملا" ملموس وعینی است مسائل اقتصادی را نمیتوان با ترفندهای سیاسی توجیه وتفسیر کرد.


 
 
جریمه نبستن کمربند عقب!!(عقده یا قانون)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۳
 

خانواده همسرم از شهرستان آمده بودند ویکهفته ایی از آمدنشان گذشته بود وهرچند تمام تلاش خود را برای پذیرایی و آرامش خاطر آنها واینکه خوش بگذرد انجام میدادیم تا بتوانند یک حال وهوایی تازه کرده باشند وما هم به وظایفمان عمل کرده باشیم.

البته از شانس آنها هوای تهران کثیف بود ولی خوشبختانه ما سعی کردیم حال وهوای خانه را تمیزتر وشادابتر وزیباتر کنیم تا حتی کثیفی هوای تهران نیز نتواند اوقاتشان را تلخ کند و روزهایی که بودند برایشان خوش باشد و با طراوت.

خانمم که بالاخره پدرومادرش بود وخواهرش ومیدانست مخصوصا" پدرش بیشتر دوست دارد که نازش را بکشند سنگ تمام گذاشت ومن هم بنوبه خودم که بالاخره خانواده همسرم بود ومانیز هرسال یکی دو هفته مزاحم آنها میشویم وهم برطبق وظیفه تمام تلاش خود را برای رضایت وارامش خاطرشان انجام میدادم.

هرچند دراین چند روزه بازارهایی را رفتند وگشتند ولی من تصمیم داشتم که حتما" یک جای دیدنی همانند موزه ویا گردشی نیز برده باشم هرچند هوا کثیف بود وسرد.

با خود برنامه ریزی میکردم وتفکر که کجا ببرم بیشتر خوش بگذرد وچون میدانستم که ممکن است خودشان نیز نکته نظراتی داشته باشند درجمع مطرح کردم وپیشنهادی برای رفتن به موزه دادم وکاخ سعد اباد که دیدم چندان رغبتی نشان نداند چون کاخ سعد آباد را نیز قبلا" دیده بودند وهوا را نیز مناسب نمیدیدند.

بنابراین باخود گفتم خارج از تهران ببرم وبیکباره چون دخترم نیز قبلا" درخواست رفتن به پیست اسکی وبرف بازی را داده بود مطرح کردم وخوشبختانه همه اعلام آمادگی کردند.

وسایل وپوشاک و... را آماده کرده وتا ظهر به راه افتادیم ومسیر دماوند را رفتیم هنوز به مسیر اصلی نرسیده بودیم که درجلوی یک سوپر مارکت ایستادم وکمی خوراکی خریدم ودوباره با نظم خاصی کمربندها را بسته وبه ارامی به راه افتادیم وهنوز 100متری نرفته بودم دیدم پلیس اشاره کرد کنار بزنم  و نگاهی به داخل انداخت ودید هردو سرنشین جلو کمربند بستیم ومدارک خواست ومدارک را دادم کمی اینطرف وآنطرف نگاهی انداخت وبالاخره دفترچه جریمه را باز کرد آمدم پایین وگفتم ببخشید مشکلی بود که من بیخبرم گفت کمربند عقب را نبستند!!! با تعجب گفتم بنظرت جناب سروان از اینهمه ماشینی که درحال تردد هستند فکر میکنی کسی هست که کمربند عقب بسته باشد ؟ گفت نه ولی خوب ما اگر ایست بدهیم وببینیم نبستند جریمه میکنیم وشروع کرد به نوشتن.

من برطبق عادت زیاد بااو بحث نکردم چون میدانم اگر کسی بخواهد اذیت کند وتصمیم برآن داشته باشد بحث بیشتر با چنین فردی هم بی فایده است وهم او را خوشحال میکند وسکوت کردم ولی جالب بود یک ماشین دیگر که توسط همکار جناب سروان همانند من به بهانه کمربند عقب جریمه شده بود داد وبیداد راه انداخت همه پرسنل وسازمان آنها را به فحش وناسزا گرفت.

من به ارامی به جناب سروان گفتم چرا ماها دروظایف خود که حقوق از بیت المال میگیریم بیشتر بدنبال یافتن بهانه ایی برای اذیت وخالی کردن عقده وناراحتی خود به مردم هستیم بیایید جرایم عینی وواقعی را بیشتر پیشگیری کنیم نه با جرایمی همانند این که کلاس نگرانی از اسیب جسمی سرنشینان عقب است نه آسیب اجتماعی روح وروان راننده را به هم بریزیم که ممکن خطرات بیشتری را به سرنشینان داشته باشد.

جالب اینست به جناب سروان گفتم کدامین شرح جرایم پشت جریمه را علامت زدی میگوید درآن جدول نیست خودت بدانی کافی است!

ما برخی مواقع ادای کشورهای پیشرفته را  در میاوریم وآخرین اطلاعات ودانش روز پیشگیری از سوانح را اعمال میکنیم ولی نمیدانیم با سلیقه ایی اجرا کردن آن روح وروان آنها را رنجانده وبدبینی مردم را بیشتر میکنیم ودرجامعه ایی زندگی میکنیم که خودروهایی تولید کرده وبه مردم داده ایم  که کمربند عقب ندارد ولی قوانینی داریم که کمربند عقب نبستن را جریمه میکند!واز طرف دیگر نه درآمدمردم ما با آنها سنخیت دارد که با جریمه فقط درحد یک اخطار موردی اذیت بشوند ونه جرایم ایتدایی واولیه را توانستیم از بین ببریم تا به جرایم فرعی تر همانند سرنشین عقب برسیم.

اصولا" موقعی یک جامعه میتواند به جرائم فرعی تر بپردازد که جرائم اولیه واصلی را کنترل کرده باشد.

نگران سرنشینان عقب خودرو هستیم ولی با ندانم کاری وضعف مدیریت خود به وظایف اصلیمان بعنوان دولت همانند ایجاد جاده های استاندارد وتولید وارائه اتومبیل استاندارد ورعایت قوانین توسط خود مجریان (من خود ندیدم درماشین خود پلیس راهنمایی ورانندگی سرنشینان عقب کمربند بسته باشند) و...وحتی هوای آنها را نیز آلوده کردیم البته من میدانم علت جریمه شدنم چه بود آری سوار یک خودرو ژاپنی استاندارد بودم وجناب سروان کمی احساس بیگانگی کرد!بالاخره درچنین شرایطی اصطلاح قدیمی رطب خوردنه منع رطب میکند! افتادم.

در ماشین نشسته وبه راهمان ادامه دادیم وداشتیم پیرامون این موضوع وبررسی روانکاوانه ان میپرداختیم که احساس کردم مسیر را کمی اشتباه رفتم وباید برگردم که دیدم یک لباس شخصی همانند پلیس دست بلند کرده ومارا صدا میکند خانمم گفت دیگر چه شده گفتم انشا ا... خیر است کنار زدم دیدم چهار غذای بسته بندی شده اورد دیدم نذری به مردم میدهد وگفتم قبول باشدوگرفتیم وبرگشته به مسیر اصلی رفتیم آرزو کردم هر نیت ونذری داشت جواب بگیردوبا خود گفتم چه ساده یکی میتواند با عملکردش اینهمه ناسزا وپالس منفی به خود وخانواده اش ببرد ویکی اینهمه دعای خیر وپالس مثبت!

درواقع نذری آن را به این تعبیر کردم که یک بدی ویک نیکی درمسیرم ایجاد شد که همدیگر را هم پوشانی کرد ودراینجاست که میگویند غم وشادی و خوب وبد را باید باهم پذیرفت واین درذات این طبیعت است وفقط از این ناراحت بودم که چرا بایدقوانین ومجریان تعاریف صحیح ومناسب ومتناسب با واقعیتهای جامعه ما نباشد وبجای ایجاد امنیت و آسایش ورفاه مشکلات واختلاف وبدبینی ایجاد نماید.

از اینها بگذریم حسابی برف بازی کردیم وخوش گذشت حتما" دراین هوای کثیف وزندگی پراز استرس ومشغله وقتی برای خود وخانواده گذاشته وتجدید انرژی وروحیه وسلامتی وشادابی کنید .

 


 
 
تجربه بازار برای مواجهه با استرس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳٠
 

دانشمندان معمولا" برای مطالعه وتحقیق دررابطه با هرموضوعی بدنبال بهترین وبیشترین منبع ایجادی آن میروند.

دراینجا نمیخواهم وارد تعریف وعلل ایجادی استرس که مفصل قبلا" درمقاله ایی دررابطه با آن صحبت کردم بشوم دراینجا میخواهم به بازار بعنوان یکی از بهترین مراکز علوم انسانی واجتماعی واقتصادی اشاره کنم که میتوان بسیار ی از مباحث مهم را به راحتی درآنجا مورد مطالعه قرارداده وحتی رویه مقابله باآن را نیز یادگرفت.

یکی از دلایلی که دررابطه با عمیق بودن و تاثیر گزار بودن استرس دربازار نسبت به جاهای دیگر است وآن اینست که هر مشکل واسترس وخطری دربازار قابل ارزیابی به پول است یعنی حتی اگر دراثر فشار روحی واسترس یک تاجر مدتی درکارخود حاضر نشود میتواند تاثیر مستقیم آن درکاهش درآمد را ارزیابی کند ویا هرمشکل وخطری کاروفعالیت اورا تهدید ویا به آن صدمه بزند به راحتی سود وزیان آن قابل ارزیابی خواهد بود درصورتیکه درسایر موارد وافرادی که دربازار وتجارت نیستند این ارزیابی صورت نمیگیرد ویا به اندازه بازار قابل ارزیابی نمیباشد همانند استرس های خانوادگی وسیاسی ویا سایر محیطها وفعالیتها ی خارج از بازار.

زندگی امروزی انسان چه بخواهیم ونخواهیم به نحوی با پول وسرمایه وقدرت مالی عجین شده بطوری که امروزه حتی برای انسان عالم بودن وانسان خیر بودن وانسان سالم بودن وانسان حامی بودن وانسان بانفوذ بودن ومقتدربودن و... به مقدار توان مالی وپولی شما ارتباط داردبنابراین هرگونه بروزه بحران وخطر درآن بدلیل وسعت تاثیری که درزندگی شخص خواهد گذاشت میتواند استرس زیادی را به شخص وارد نماید.

بحران پولی ومالی فرد درجوامع کنونی نه تنها سلامت جسمی وبهداشتی فرد را به خطر میاندازدبلکه آموزش وفعالیت وعملکرد او را نیز به علت ماشینی بودن جوامع امروزی تضعیف میکند.

تاجران یاد گرففته اند که چگونه با دستان خالی حرکت نموده ودرآمد زایی کنند اگر بهتر بخواهیم توضیح بدهیم باید بگوییم آنها یاد گرفته اند چگونه بامشکلات وخطرات واسترسها وفشارهای روحی وفکری وجسمی ومالی روبرو شده ووبا اقتدار وبدون عارضه از آن عبور کنندویا با آن بسازند.

من دراینجا با آوردن یکی ودومثال عینی به شرح شیوه برخورد تاجران با مشکلات وموارد استرس زا میپردازم:

من نیز قبلا" سمتهای مدیریتی داشته وبنابراین بسیاری از دوستام درجاهای مختلف سمتهای مدیریتی دارند روزی یکی از دوستان که شماره ام را پیدا کرده بود تماس گرفته واحوالم را جویا شد گفتم دفتری دربازار داریم  ودراین بازار پراز چالش وتوررکود وپراز خطروبدون حمایت لازم از دولت ودیگران همانند اینکه دردریای طوفانی شنا میکنیم واسترس عبور از این بحران ها را داریم خوش بحال شما که برای دولت کارمیکنید وحقوق از دولت میگیرید به شوخی بیان کردم واو درجواب گفت راست میگویی ما استرس نداریم! من که مدیر قسمت اداره ام بارها شده نصف شب از استرس کاری از خواب پریدم بطوری که خانواده ام نیز نگران وپریشان حال شدند اگر بشه دست مارا هم بگیر ببر به بازار!واقعا" ما دربازار با اینهمه استرس این وضعیت رانداریم.

آری باید باور داشته باشیم که استرس همه جا ودرهمه مشاغل وجود دارد ولی میبینیم همین بازاریانی که با استرس وفشار کاری زیادی که میتواند تمام زندگی ودارایش را بیکباره نیست ونابود سازد احساس میشود کم استرس تر وسرحال تر از بقیه هستند ومن این را به عینه درخود دیدم بطوری که درجمع فارغ التحصیلان دانشگاهی که سمت های مختلفی دارند حضورپیدا میکنم میبینم از همه سرحال تر وشاداب تر باز من هستم ودیگر بازاریان را نیز میبینم چنین هستند واین گویای این است که بازاریان کلید این معما را یافته اند هرچند بسیاری این را به پول وسرمایه داشتن تفسیر میکنند ولی به شما صادقانه باید بگویم بسیاری از بازاریان بدلیل شرایط کاریشان هیچ وقت از سرمایه وپول مطمئن وآسوده خاطر نیستند وچون سرمایه آنها درگیر فعالیت وتجارتشان است که دربرخی مواقع ممکن است نیست ونابود شود مجبور شوند کار را دوباره از صفر شروع کنند بنابراین کلید معما داشتن سرمایه وپول نیست ممکمن است یک زوج استاد دانشگاه ویا زوج کارمند دارای پست بالا بسیار مطمئن تر وراحت تر از نظر مالی تامین شوندکه میبینیم اینطور نیست که مثال های عینی دیگری بعدا" برایتان خواهم نوشت.

برای درک بیشتر این مثال میتوانیم به پزشکان اشاره کنیم که باتوجه به ماهیت حرفه شان همیشه از نظز بهداشتی ودرمانی بهتر عمل کرده واصولا" خود وخانواده اشان سالمتر وکم خطر تر از دیگران زندگی میکنند وکمتر دچار بیماریهایی میشوند که دیگران میشوند.

تاجران نیز کلید بسیاری ازمواردی را که از نظر روانشناسی وعلوم رفتاری واجتماعی با آن ودریک سطح بالا برخوردارندرا یافته اند که از مهمترین آنها رویارویی با استرس میاشد .

بازاریان چگونه با این عامل مهم روحی وروانی که حتی جسم انسان را نیز تضعیف وبه مخاطره میاندازد مقابله میکنند؟

1) بازاریان به تجربه آموخته اند که هرکاری را میخواهند شروع کنند تا حدامکان وحتی بیش از اندازه پیشنهادات وموارد را مورد بررسی قرارمیدهند هرچند اشتیاق زیادی نیز برای انجام آن داشته باشند ولی اگر کسی بغیر از بازاریان درجریان انتخاب او باشند احساس میکنند که هیچ رغبتی برای انجام موضوع ندارد وبدنبال بهانه است تا نپذیرد بنابراین یک تاجر سعی میکند دروهله اول گام را بااطمینان ومحکم بردارد.

2)یک تاجر میداند زندگی برد وباخت است وتلخ وشیرین وهر فعالیتی سود وزیان دارد بنابراین بعد از اینکه چیزی را پذیرفت وگام برداشت هیچ وقت با تردید به نتیجه نگاه نمیکند وهیچ وقت تفسیر و تحلیل بد با موضوع ندارد وبا صبر وحوصله آماده پذیرش ورویارویی با هرنتیجه ایی بوده ونتایج را با آغوش باز میپذیرد درواقع یک تاجر هیچ وقت نتایج کاروفعالیتش را به گردن دیگران نمی اندازد وبا هربحران وخطری هراس به دل خود راه نمیدهد ومیداند که شب ماندگارنیست وروز بدنبالش میاید وهرتلخی شیرینی بدنبال دارد .

3)یک تاجر از مشکلات وسختی ها وبحرانها فرار نمیکند وبرعکس بطرفش میرود تا از آن عبور کند چون میداند اگر عبور نکند باید همیشه راکد وغیر فعال بماند وهیچ وقت به مشکلات پشت نمیکند واز آن فرارنمیکند زیرا اومیداند هرپیشرفت وموفقیتی لازمه اش رویارویی با مشکلات وخطرات است وعبور از آنها.

4)یک تاجر بخوبی میداند تا اتفاقی نیافتاده نباید نگران ومضطرب شد ودروجود خود استرس راه داد زیرا استرس منجر میشود تا انسان از نظر جسمی وروحی ضعیف شود وهنگام رویارویی با خطر تحمل رویارویی را نداشته باشد بنابراین تاجران تازمانی که با خطر رودررو نشده واتفاقی نیافتاده امیدوار ومقتدرانه به فعالیت خود ادامه میدهند وآنها معتقدند ممکن است پیش بینی که از خطر داریم به هزاران دلیل ممکن است اتفاق نیافتد  بنابرای تا خطر اتفاق نیافتاده مضطرب ونگران بدنبال خطر وبه دیدار آن نروید وشما به فعالیت ومسیر خود ادامه دهید آنها به شوخی میگویند اگر به موضوعی نگرانی وروز وشب نداری اگر اتفاق نیافتد این نگرانی از جیب شما رفته است.

 

 


 
 
هدفمندی یارانه ها (فاز دوم ونهایی) اما واگر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۸
 

دوباره اجرای نهایی هدفمندی یارانه ها وبا اعلام پرداخت یارانه نقدی به مردم بیش از دویست هزارتومان به هر نفر مطرح شد.

موضوعی که دراین شرایط بد اقتصادی بسیاری از مردم عوام ویا حتی برخی از افراد معمولی وکارمندان و... را نیز مورد وسوسه قرارمیدهد.

شاید به همین علت است که بسیاری از تحلیلگران درشرایط کنونی که نزدیک به انتخابات یازدهم ریاست جمهوری هستیم ودولت درپرداخت یارانه های چهل وپنچ هزاروپانصد تومانی مشکل دارد ونتوانست هیچ یارانه ایی به صنعت بپردازد یک بحث سیاسی میدانند .

حال اگریک تحلیل اقتصادی از این موضوع برفرض اینکه بخواهد عملیاتی شود چه اتفاقی میافتدبکنیم درزیر میاورم:

دریک تحلیل ساده ودرعین حال علمی وعینی میتوان الگو برداری کرد ما خوشبختانه تجربه هدفمندی یارانه ها درفاز اول را داریم وبسیاری از تحلیلگران اقتصادی نیز بدلیل اینکه تجویز نقدینگی میشود هشدار یک تورم بالا را داده بودند که متاسفانه کارشناسان دولت نه تنها نپذیرفتند بلکه درجواب ادعا میکردند که تورم موجود نیز کاسته میشود.

مشکل اساسی این است که متاسفانه کارشناسان اقتصادی دولت واقعیتها را نمیپذیرند بطوری که اعلام میکنند قبل از اجرای هدفمندی تورم 11% به تورم حدود21% تبدیل شده وتازه این افزایش را نیز مرتبط با آن ندانسته ومیگویند ناشی از تحریم ها بوده است.

درحالی که حتی برای مردم عامی نیز که سبد خانوار خود درهمه محصولات خوراکی ولوازم خانگی وقطعات و... را مقایسه میکنند میانگین میبینند یک افزایش بیش از 200% را تجربه کرده اند .

حال اگر ما بخواهیم بسیار محطاطانه وتحلیلگرایانه وبا دخالت دادن مبحث تحریم وعوامل دیگر میزان تورم ناشی از افزایش نقدینگی را بررسی کنیم باید بپذیریم که درصورت ثابت بودن سایر شرایط حداقل یک افزایش تورم بیش از 50% ناشی از هدفمندی را تجربه کردیم وبرای اینکه بتوانیم تاثیر هدفمندی را درمیزان افزایش رفاه خانواده ها بررسی کنیم همانگونه که دولت ادعا میکند درقشر ضعیف بسیار موثر بوده ومنجر به مناسب شدن ضریب جینی(فاصله فقرا وثروتمندان) شده درذیل یک مثال ساده میاورم.

فرض کنید یک خانواده پرجمعیت 6 نفره داریم که این خانواده یک خانواده کارمندی که فقط پدربازنشسته پیر ویا پدرکارگر ویا کشاورز نان آورخانواده میباشد وکل درآمد او هفتصد هزارتومان میباشد وبا اجرای هدفمندی یارانه ها مبلغ 000/730/2=455000×6دریافت مینماید وکل درآمد ماهانه او به 000/730/9ریال افزایش یافته است وبا اجرای هدفمندی یارانه ها چون تورم به 50% رسیده با حذف تورم ثابت39%=50%-11% درواقع قدرت خرید این خانواده 3794700ریال=39%×000/730/9ریال کاهش پیدا کرده  بنابراین درواقع درآمد قبلی خانواده از 000/7000ریال به        300 /935/5=3794700-000/730/9ریال کاهش پیدا کرده ودرواقع میتوان استدلال کرد که تقریبا" بدلیل تاثیر بالای افزایش قیمتها نتیجه مثبتی بدنبال نداشته است.

 بنابراین باید دراجرای آن همانگونه که درسری اول اقدام دولت دراجرای هدفمندسازی هشدارهای لازم توسط برخی اقتصاد دانان داده شد بسیار محطاط بود وپرهیز نمود.

 راهکارهای پیشنهادی:

1-پرهیز از انجام هرطرح اقتصادی همانند هدفمندی یارانه ها با اهداف سیاسی

2-بجای افزایش ویا آزادسازی یکباره قیمت ها به بهانه هدفمندی یارانه ها وازطرف دیگر پرداخت بیش از وجوهی که از طریق آزاد سازی نصیب دولت میشود به مردم یعنی دراین میان هم دولت متضرر میشود هم مردم راهکار عملیاتی بهتر وبازمانبندی تعریف شده وتحلیلی صورت گیرد وبیشتر به تولید واشتغال زایی وبهداشت وآموزش رایگان و...پرداخت.

3-یکی از مهمترین جاهایی که دربحث هدفمندی دچار خسارت میشود نه مردم عادی بلکه تولید وصنعت میباشد که این بخش نیز چه از نظر تامین مایحتاج مردم وچه از نظر اشتغال زایی برای مردم حیاتی ومهم است که متاسفانه هیچ توجهی به آن نمیشود واگر این آزاد سازی با چندین برابر بیشتر انجام شود شما باید شاهد توقف وتعطیلی صنعت وتولید کشورباشید که درهمین فاز اول کمر آنها شکست وبسیاری با مشکلات حاد روبرو شدند.

4-شما هیچ کشوری را دردنیا حتی کشورهای پیشرفته نیز پیدا نمیکنی که یارانه وحمایت مالی از مردم نداشته باشد بلکه ماهیت آن فرق میکند مثلا" درکشورما به نان وبنزین وبرق و... یارانه میدهند که دولت نیز همیشه آن را چوب منتی کرده وبسر مردم میزند ولی درکشورهای پیشرفته میایند وتامین خانه واشتغال وحمایتهای بهداشتی وروانی وآموزشی وورزشی میکنند بنظر شما اگر ما خانه برای شخصی تامین کنیم وآموزش وبهداشت وخدمات مناسب بدهیم چقدر از نظر مالی حمایت کردیم برای مثال یک محاسبه سرانگشتی در شعارگونه ترین حالت اجرای هدفمندی دراینجا میاورم:

اجرای پرداخت 000/000/2ریال برای هرفرد وخانواده شش نفره 000/000/12ریال درماه دریافت خواهد کرد.

اگراین خانواده یک دانشجوی دانشگاه آزاد بوده ویک بچه شیرخواره وبقیه مدرسه ایی ومستاجر باشد:

میانگین هزینه دانشجو با هزینه دانشگاه وایاب وذهاب             000/000/3درماه

میانگین هزینه 3فرزند مدرسه ایی با بهداشت درماه                000/000/2درماه

میانگین هزینه بچه شیر خواره شیرخشک وپوشاک و...          000/700ریال

میانگین هزینه بنزین وبرق وگاز ...خانواده                           000/000/1ریال

تاثیر حداقل 20% تورم یعنی کاهش ارزش پول هدفمندی        000/400/2ریال

هزینه اجاره ایی که برای ایشان میماند                           000/900/2ریال

دراین محاسبات برای پدرومادرخانواده نه هزینه بهداشت وآموزش وورزش و... درنظر گرفته نشده است یعنی شرایطی که آنها از جان خود به خاطر فرزندان گذشته باشند وفرزندان مدرسه ایی هم با سرویس به مدرسه نروند وآموزش ها وکلاسهای تکمیلی نداشته باشند (یک خانواده ساده وکاملا" سنتی) باز میبینیم اگر اجاره خانه از 2900000ریال بیشتر باشد توان پرداخت آن را نخواهند داشت.

دراین تحلیل مختصر میبینیم دراین شرایط وشیوه ایی که توسط دولت برای هدفمندی اجرا میشود نه تنها مفید ومناسب نیست بلکه تضعیف کننده وخطرناک نیز میباشد تازه دراین تحلیل به بررسی مضرات جانبی آن بدلیل افزایش خط فقر درافزایش فساد واعتیاد ودزدی و... نپرداختیم.


 
 
شناخت بازار ورمز تجارت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٧
 

بسیاری از دوستان وعلاقمندان به شناخت بازار ورمز وراز تجارت بدنبال نوشته ها وایده ها میگردند یعنی بیشتر تئوری ها را سرمشق خود قرارمیدهند درصورتی که شاید بیش از 80% آن راعملی وحضوری باید یاد گرفت .

متاسفانه بسیاری از دوستان به اصطلاح امروزی وتحصیلکرده برطبق عادت فکرمیکنند که رمز وراز تجارت را باید درلای کتابها ومقاله ها جستجو کرد درصورتی که اشتباه محض بوده وساعتی نشستن وهمراه بودن با تاجری کهنه کار بهتر از گذراندن چندین ترم دروس بازرگانی وتجارت دردانشگاهها میارزد.

 برای اثبات این موضوع شما شاید به ندرت استاد دانشگاهی پیدا کنی که باوجود سالها سابقه تدریس رشته های بازرگانی وتجارت خود تاجرشده باشد واثبات کند با تئوری میتوان تاجرشد ولی شما تا دلتان بخواهد میتوانید تاجران موفقی را پیدا کنید که هیچ کلاس تئوری تجارت ندیدند وحتی بسیاری نیز بیسواد بودند.

من نمیخواهم درس وعلم را غیر مفید بدانم که خود پیشگام آنهایی هستم که میخواهم اثبات کنم با علم میشود تاجری بین المللی شد ولی بوضوح میدانم برای رسیدن به آن باید ابتدا تاجرشد وبرای تاجرشدن باید آستین بالا زده وسالها دردل بازار حضوری دائم داشت وبه اصطلاح بازاریان خاک بازار را خورد.

برای ماها که دراین محیط نشستیم کلاسهای مختلف بازاریابی وتجارت وبازار ومشتریان ومذاکره را حضوری وعینی مطالعه وآموزش میبینیم برایمان بسیار تاسف بار است که دهها هزار دانشجوی بازرگانی به امید بازار وتجارت دردانشگاهها بدور از این کلاس اصلی عاقبت وارد بازار کاری خواهند شد که با آن بیگانه اند ودوره عملی درآن ندیده اند وبنابراین هیچ فرقی بین یک لیسانس روانشناسی وریاضی وبازرگانی برای ورود به تجارت نخواهد بودوافسوس تر آنکه بسیاری با سو’ استفاده از علاقه بسیاری برای ورود به بازار وتجارت ویا تحصیل وآموزش شیو های صحیح آن سمینارها ودوره ها وکلاس های مختلفی میگذارند که اساتید ومربیان ان دوره ها خود با بازار وتجارت بیگانه اند .شما اگر یک بازار معمولی را نیز که گامهایی در تجارت برداشته وحضوری مستقیم دربازار داشته دراین کلاسها بیاوری وسخنانش را بشنوی تازه خواهی فهمید که اساتیدی که با ترکیب لغات فارسی ولاتین ادای تئوریسین تجارت را درمیاورد چقدر با فن تجارت بیگانه است. 

دانستن تئوریها مفید است اگر بسیار مطالعه داشته باشی وآن را بفهمی تازه حدود 10-20%  کوه تجارت را با توجه به سطح تحصیلات پیموده ایی وچون دربازار وارد شوی تازه خواهی دید فرد بیسوادی با حضورخود دربازار بیش از 50% را طی نموده است .

برای اینکه بگویی دربازار وارد شدم وخود را بازاری بدانی نه تاجر موفق باید حداقل بیش از 50% راه را پیموده باشی یعنی یک تحصیلکرده دکتری با روابط عمومی بالا وتوان حضور فقط 20% راه را پیموده که برابری میکند با شاگرد وکارمند تاجری که 10سال دربازار بوده وبیسواد است.

امروز یکی از دوستانی که استاد دانشگاه است وعلاقه به ورود به بازار دارد را ملاقات کردم وچون چندین بار همانند استاد ودانشجو به اوتوضیحات لازم را داده بودم ودیدم دوباره سوال های بیگران دارد عصبانی شده ویک برنامه کاری نوشتم وگفتم همه عناوین وعلم تئوریها را کنار گذاشته وهمانند یک فرد بی تجربه ومطیع وعامی درخیبانها بیافت واین چک لیست را انجام بده وآنقدربگرد وتلاش کن تا سالی چندین بار کفش پاره کنی وبا مردم وتجار رو در رو قرار بگیری تا بتوانی معنی واقعی چهارp بازرگانی را که نظریه پردازان بازرگانی درکتابها آوردند را درک کنی.

 دربازار معنی واقعی مباحثی همانند"قیمت" "محصول" "تبلیغات پیش بردی" "توزیع وتحویل" بصورت کاملا" عینی وجود دارد وشاید اگر مسیر ورود وانتخاب رشته بازرگانی از بازار بود بسیاری میفهمیدند برخلاف تصورشان نمیتوانند دراین رشته موفق شوند.

شاید به جرات میتوان گفت افرادی که بتوانند دربازار وتجارت موفق شوند درهرعرصه ایی از مدیریت یک بنگاه اقتصادی گرفته تا یک کشورنیز موفق خواهند بود بطوری که شما بسیاری از سیاستمداران ومدیران وحتی ریاست جمهوران موفق را پیداکرده وبررسی کنی میبینی تاجران موفقی بوده اند زیرا درعمق تجارت بازار هم سیاست هست هم جنگ هست وهم صداقت واعتبار ومدیریت وعلم درصورتیکه مثلا" درسیاست ممکن است فقط سیاست باشد وبس.

بنابراین بسیاری از تاجران موفق درتعلیم وتربیت فرزندشان حتی اگر فرزندشان بدنبال تحصیلات دیگری همچون طب وغیره که سنخیتی با بازا رنداشته باشدبرای قدرتمند شدن وموفقیت آنها سعی میکنند یک دوره عملی دربازار نیز داشته باشند.

آری بیاد داشته باشید تنها کلید فهم بازار وتجارت یک دوره عملی وحضوری درآن است حتی اگر بصورت شاگردی تجار باشد.

البته تمایل تجار برای آموزش فرد نیز مهم واساسی است ومعمولا" بندرت کسی را میپذیرند ویا به شاگردی آموزش میدهند مگر بسیار شانس بیاوری واعتماد آنها را جلب کنی یا از اقوام وآشنایان درجه یک باشید.

بنابراین ورود به بازار وتجربه واموزش آن نیز کنکور نامحسوس وکلاس های نامرعی بسیاردشوارتر وسخت تر از دانشگاهها دارد.

  


 
 
هخامنشیان(کوروش کبیر تا اردشیرسوم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٩
 

کوروش کبیر در سال 549 قبل از میلاد سلسله هخامنشی را تاسیس کرد. پادشاهان ایران مقتدر و سخاوتمند بودند واز دین زرتشت پیروی می کردند. پادشاهی هخامنشی در تاریخ 331 قبل از میلاد، بدست اسکندر سقوط کرد. در قرن سوم قبل از میلاد پارت ها «اشکانیان) یک پادشاهی تاسیس کردند که تقریباً 500 سال بر قرار ماند. آخرین شاهنشاهی در سرزمین ایران، حکومت ساسانی ها، بود که در سال 637 میلادی سقوط کرد.




شاهنشاهان معروف ایران مانند کوروش کبیر، داریوش اول و خشایار شا، در دوران سلسله هخامنشی (549-331 قبل از میلاد) حکومت کردند . هر چند بیشتر اطلاعات ما در مورد هخامنشیان از یونانیان که نیرومن ترین دشمنان آنها بودند، گرفته شده است، اما آنها هیچ گاه راستی و عدالت ایرانیان را انکار نکردند.


کوروش کبیر


کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است. بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد. فرمانروای خردمند وآزادمنش و در عین حال یک فرمانده نظامی مقتدر بود. کوروش وفاداری افراد غیر ایرانی را به واسطه رفتار آزاد منشانه اش بدست آورد او مذهب افراد غیر ایرانی را نفی نکرد.

بنا به گفتهٔ هرودوت، آستیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانا به یکی از بزرگان پارس به زناشویی دارد. پس از تولد نوه‌اش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را فراگرفته‌است پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سِپاکو از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.[۳۵]

سال‌ها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده بود و با کودکان بازی می‌کرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده‌است. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده چنین سوءظن برد که مبادا او کوروش نوهٔ خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهنانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش بود، غذایی تهیه کرد و به خورد پدرش داد.

مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نواده‌اش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هم‌اکنون تعبیر شده‌است برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی می‌کرد به عنوان شاه انتخاب شد. بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نواده‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد.[۳۶]

کوروش در چهل سالگی شاه شد و ۳۰ سال سلطنت کرد. از آنجا که او در ۵۳۰ قبل از میلاد مسیح درگذشت، در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد به دنیا آمده و در ۵۵۹ پیش از میلاد جانشین پدرش به عنوان شاه پارس شده‌است. کوروش درنبرد با نیروهای ماساگت تحت فرماندهی ملکه تهم‌رییش، زخمی و کشته شد.

کشورگشاییهای کوروش کبیر

جنگ با مادها: کوروش پس از به تخت‌نشینی در پارس، با بابل روابط سیاسی برقرار کرد تا از جانب غرب، خیالش آسوده باشد و ً همزمان توجه خود را به شرق و شمال ایران نیز معطوف کرده‌بود. کوروش برای رهایی از یوغ مادها لشکرکشی خود را با حمله به دژ مادی پاسارگاد آغاز کرد .

 کوروش پس از تسخیر ماد، رسماً خود را فرمانروای ماد خواند و لقب شاهان ماد را به خود اختصاص داد، اما در عمل سرزمین ماد توسط یک فرماندار پارسی اداره می‌شد.

فروپاشی فرمانروایی لیدیه: پس از فتح همدان توسط کوروش و اسیر شدن آستیاگ، شوهرخواهر کرزوس شاه لیدیه، وی بسیار نگران بود که رقیب تازه‌ای پیدا کند و کوروش به سرزمین‌های به ارث رسیده از ماد قناعت نکند و آهنگ گرفتن سراسر آسیای صغیر را داشته باشد.

در بهار سال ۵۴۵ پیش از میلاد کرزوس با سپاه خود راه شرق را در پیش گرفت و از رود هالیس (قزل‌ایرماق) گذشت و کاپادوکیه را تسخیر کرد. در این فاصله ماه اکتبر فرا رسید و کوروش از ماد و از راه ارمنستان خود را به منطقهٔ پتریا رساند و نبرد سختی بین طرفین درگرفت که بی‌نتیجه پایان یافت. روز بعد کرزوس چون دید تعداد نیروهایش از نیروهای کوروش کمتر است، ترجیح داد که به‌طرف پایتخش سارد عقب نشیند، زیرا تصور می‌کرد که زمستان در پیش است و کوروش به‌واسطهٔ سختی زمان و اینکه از مرکز ایران دور است و دولت بابل را در پشت سرش دارد، هرگز به سارد حمله نمی‌کند.

کوروش درزمستان به آنجا حمله کرد وشهرسارد را محاصره کرد. دو هفته از محاصره بی‌نتیجه سپری شد. آن‌گاه کوروش در میان سپاهیان اعلام کرد که به نخستین کسی که از بارو بالا برود، پاداش بزرگی خواهد داد. اینک این ایرانی شهامت به خرج داده بود تا از دیوار جنوبی بالا رود و به دنبالش دیگران نیز از این اقدام سرمشق گرفتند و به دنبالش از دیوار بالا رفتند و به این ترتیب دژ سارد در نوامبر ۵۴۵ پیش از میلاد تسخیر شد کوروش به هنگام ترک سارد در پایان نوامبر سال ۵۴۵ پیش از میلاد، کرزوس را با خود به هگمتانه به تبعید برد و پنج سال پس از سقوط سارد، سراسر آسیای صغیر ضمیمهٔ شاهنشاهی هخامنشی شد.

تسخیر شرق ایران و غرب آسیای میانه و عیلام

پس از فتح آسیای صغیر کوروش مسئولیت فتح شهرهای آئونیان را در ساحل دریای اژه و بقیهٔ آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و به اکباتان برگشت تا مقدمات تسیخر بابل، باختر، سرزمین سکاها و بالأخره مصر را فراهم نماید.

پارس‌ها احتمالاً پارت، هیرکانی و احتمالاً ارمنستان که همگی جزئی از قلمرو سابق پادشاهی ماد در ۵۴۹-۵۴۸ پیش از میلاد بودند را اشغال کردند.

کوروش قبل از فتح بابل عیلام را فتح کرد. شهر مهاجرنشین مستحکم‌شدهٔ سایرس‌چتا (یعنی شهر کوروش) یا همان سایروپولیس در سغد، گواهی فعالیت کوروش در آن ناحیه‌است. پلینی گزارش می‌دهد که کوروش، شهر کپیسا در شمال افغانستان را ویران کرد و آریان حملهٔ او به سرزمین‌های هند (ظاهراً گندهارا) و فرمانبرداری مردم آریاسپائی در امتداد مرز جنوبی درانگیانا را گزارش داد. به استناد گزارش هرودوت و بروسوس حملهٔ او به سرزمین‌های آسیای میانه بعد از شکست‌دادن لیدیه در ۵۴۷ پیش از میلاد و پس از فتح بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد رخ داده‌است.[۶۱]

فتح بابل

در بابل ده‌ها هزار نفر از جوامع خارجی وجود داشتند و در میان آنها تعداد زیادی یهودی نیز وجود داشت که به اجبار و فشار شاه کلدانی از کشورهای خودشان رانده شده بودند. این مردمان هرگز امید به بازگشت به میهن خود را از دست نداده بودند.

بابل از استحکامات طبیعی برخوردار بود؛ چنانچه در غرب رود فرات، در شرق رود دجله و در جنوب خلیج فارس او را احاطه می‌کردند.

کوروش با سپاه خود از میان گوتیوم به‌طرف جنوب حرکت کرد و از رود سیروان گذشت و در آغاز سال ۵۳۹ پیش از میلاد به شهر اُوپیس، دژ شرقی دیوار مادی رسید و اُوپیس محاصره و به آتش کشیده شد. ایرانیان از سر دوراندیشی، از کرکوک، قیر و قطران همراه خود آورده بودند. در نبردهایی خونین، اُپیس به تصرف درآمد و سپاه نبونعید شکست خورد. در روز دهم اکتبر شهر سیپار نیز سقوط کرد و دژ غربی دیوار مادی نیز بدون درگیری تسلیم سپاه کوروش شد بدین ترتیب کوروش در جنوب دیوار مادی با گذشتن از دجله، همهٔ استحکامات دفاعی نبوکدنصر را دُور زد و دو روز بعد، دوازدهم اکتبر، همزمان با جشن سال نوی تقویم بابلی، گئوبروه با سپاه خود وارد بابل شد و بدون جنگ و تلفات، شهر را تصرف کرد و مطابق با دستورات کوروش، بلافاصله نظم سختگیرانه‌ای در بابل وضع شد. «سپرهای نیروهای گوتیوم، دروازه‌های اسانگیلا را احاطه کردند. هیچ عبادتی دچار وقفه نشد. نه در اسانگیلا و نه در دیگر معابد هیچ مراسمی از قلم نیفتاد.»

 هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد و همچون یک رهایی‌بخش مورد استقبال قرار گرفت. رویدادنامهٔ نبونعید در این‌باره گزارش می‌دهد: «شاخه‌های نی پیش پای او گسترانده شد. شهر غرق صلح و آرامش بود. کوروش برای سراسر سرزمین‌های بابل صلح را بشارت داده بود.»

 نبرد با ماساگت‌ها و مرگ

احتمالاً کوروش مقدمات امر را برای تسخیر مصر فراهم کرده بود و اقدامات وی بود که باعث شد در سال‌های بعد، ایرانیان مصر را تسخیر کنند[۸۰] ولی ابتدا تصمیم گرفت مرزهای شمال شرقی امپراتوری‌اش را از تاخت و تاز اقوام چادرنشین ماساگت‌ها در امان بدارد. این تاخت و تازها زیان‌ها و صدمات چشمگیری بر ایرانیان شهرنشینی که آمیخته امپراتوری هخامنشی شده بودند وارد کرده بود. ماساگت تحت فرماندهی ملکه تهم‌رییش، شکست سنگینی بر ایرانیان وارد آوردند و کوروش کشته شد.

 

آرامگاه کوروش بزرگ در فاصلهٔ حدود یک کیلومتری جنوب غربی کاخ‌های پاسارگاد قرار داد. این اثر در سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان زیر مجموعهٔ پاسارگاد تحت شمارهٔ ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است.[۱۲۰]

آرامگاه کوروش بر روی سکوی مرتفعی قرار گرفته که این سکو خود نیز از قطعات تراشیده شدهٔ سنگ تشکیل شده‌است. بر بالای سکو اتاق مخصوص دفن جسد قرار دارد.

 

 

 

هخامنش

شاه پارس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   
 

 

 

 

 

چیش‌پیش

شاه پارس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آریارمنه

فرماندار پارس

 

کوروش یکم

شاه انشان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

آرشام

فرماندار پارس

 

کمبوجیهیکم

فرماندار انشان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

ویشتاسب

شاهزاده

 

کوروش دوم

شاه ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

داریوش اول 

شاه ایران

 

کمبوجیهدوم

شاه ایران

 

بردیا

شاهزاده

 

آرتیستون

شاهدخت

 

رکسانا

شاهدخت

 

آتوسا

ملکه

 

 

 

   

 

   

 

                                                                         

 

کمبوجیه

با فتح مصر و تسخیر سرزمین فراعنه توسط کمبوجیه دومین شاهنشاه پارس دوره ای جدید در حکومت هخامنشیان اغاز گردید .

علت بازگشت فوری و با عجله ان بود که در همدان کسی به اسم بردیا برادر دیگر کمبوجیه خود را شاه پارس نامیده و توانسته بود زمام امور در دست گیرد ، اما هم کمبوجیه وهم داریوش بزرگ می دانستند که بردیا برادر دو قلو ی کمبوجیه مدتها پیش از دنیا رفته است .

کمبوجیه قبل از عزیمت برای فتح مصر پنهانی بردیا برادر دو قلو ی خود را از بین می برد تا در هنگام غیبت خود ادعای پادشاهی نکند .

بنابر این کسی که خود را بردیا شاه ایران معرفی می کند بایستی فردی دروغگو ، یاغی وسؤاستفاده گر باشد .کمبوجیه در اخرین روز های اقامت خود در مصر داریوش پسر ویشتاسپ را که از سران جنگجو ، مدبر و مورد اعتماد خود بود را به عنوان فرماندار مصر انتخاب می کند و با عجله مصر را ترک می کند اما در بین راه به طرز مشکوکی جان خود را از دست می دهد .



داریوش اول

داریوش اول ( حکومت 521-486 قبل از میلاد)، از نوادگان کوروش نبود، اما فرزند ویشتاسب( والی) پارت، یکی از استانهای ایران، بود.  

. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک چندی از بزرگان هفت خانوادهٔ اشرافی پارسی با کشتن گئومات مغ بر تخت نشست. پس از آن به فرونشاندن شورش‌های درون‌مرزی پرداخت. فرمانروایی شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمین‌هایی چند به شاهنشاهی افزود. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود.

در سال ۵۱۲ پیش از میلاد، داریوش پس از برقرار کردن امنیت در ممالک تابعه، چند ولایت نیز به ایران ضمیمه کرد، یکی از آن‌ها پنجاب و دیگری سند است که هر دو در هند واقع هستند.



داریوش وضع جاده ها را بهبود بخشید و بر کار ساخت ترعه نیل ( در نزدیکی کانالسوئز کنونی) که رود نیل را به دریایسرخ وصل کرد، نظارت نمود. او یک شبکه نامه رسانی کارامد( پیک شاهی) ایجاد کرد و سکه های با ارزش ثابت و معین، ضرب کرد. داریوش سنتهای هخامنشیان در مورد آزاد منشی در مقابل ملت، به شرطی که از قوانین پیروی می کردند و مالیات خود را می پرداختند، را ادامه داد. او خود را بانی صلح و شکوه و جلال می دانست، نه یک شهریار خودکامه.

داریوش در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، وفات یافت. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس، نزدیک شیراز است. وصیت جالبی از زبان داریوش که آخرین آرزویش هم فقط آن بود، بر کتیبهٔ مزار او حک شده‌است.

اهورامزدا این کشور را از لشکر دشمن، از خشکسالی و از دروغ پاس دارد.[۳۳]
داریوش قبل از عزیمت به مصر خشایارشا را که از آتوسا دختر کوروش بود به ولیعهدی انتخاب کرد و به تدارک لشکرکشی به مصر مشغول شد و پس از سرکوب شورش مصر دیگر نتوانست به یونان لشکر کشی کند زیرا در سال 486 « ق . م » بعد از 36 سال سلطنت درگذشت.

خشایار شا

خشایارشا چهارمین پادشاه هخامنشی بود. خشایارشا در سن سی و چهار سالگی به پادشاهی رسید.


خشایار شا، پسر داریوش، از سال 486 قبل از میلاد تا 465 قبل از میلاد، حکومت کرد. بعد از جلوس اولین کارش آن شد که شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و در این کار نیز شدت عمل بی‌سابقه‌ای نشان داد. چنانکه هرودوت می‌گوید مصر ناچار شد، یوغ سنگین‌تری را برگردن گیرد و خشایارشا برادر کوچک خویش هخامنش را در آنجا ساتراپ کرد و فرصت پیدا کرد تا به حل مسئلهٔ بابل بپردازد.

داریوش یکم در آخرین سالهای عمر می‌خواست که برای جبران شکست خوردن سپاه ایران، در اولین دورهٔ جنگ‌های ایران و یونان و نبرد ماراتون به یونان قشون بکشد اما عمرش وفا نکرد و و زندگی را بدرود گفت. بعد از او خشایارشا در صدد بر آمد که اقدام پدر را به نتیجه برساند.

بعد از تسخیر ترموپیل آتن در معرض تهدید قطعی واقع شد و آتنی‌ها ناچار شدند با زنان و اطفال خویش، به جانب جزیرهٔ سالامیس در جنوب آتن حرکت کنند.

قشون ایران بطرف آتن حرکت کرده آن را تصرف کردند و به تلافی ماجرای آتش زدن سارد توسط یونانی‌ها در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، ارگ آتن را به آتش کشیدند.

در همین زمان خشایارشا اخبار بدی از ایران دریافت کرد و بنابراین اقدام به مشاوره با سرداران خود نمود. نظر مردونیه این بود که خود وی با سیصد هزار سپاهی برای تسخیر کامل یونان در این سرزمین باقی بمانند و خود خشایارشا به ایران بازگردد. شاه بعد از مشورت با آرتمیس این نظر را پذیرفت و با اکثریت سپاه خویش به ایران بازگشت.

خشایارشا پس از ۲۰ سال سلطنت، توسط یک خواجه به نام میترا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده‌بودند، در خوابگاه خویش کشته شد. سپس اردوان پسر بزرگ خشایارشا داریوش را کشت. چون پسر دوم پادشاه، ویشتاسپ که والی باکتریه بود، نیز از پایتخت دور بود، اردوان چند ماه سمت نیابت سلطنت داشت. او بطور موقت، اردشیر، پسر سوم خشایارشا را بر تخت نشاند و خودش از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت وی را نیز از میان بردارد، اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. در طی یک زد و خورد داخلی که در چهار دیوار حرمخانه در گرفت، اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند

 بعداز خشایار شا، سلسله هخامنشی رو به زوال رفت .

اردشیراول

 

اردشیر  پسر خشایارشا ملقب به اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. او پس از به قتل رسیدنِ پدرش و برادرش که جانشینِ قانونی پدرش خشایارشا بود، به دستِ اردوان فرمانده گارد محافظ شاه بر تختِ شاهی نشست.در زمان پادشاهیِ اردشیر یکم هخامنشی در حدود سال ۴۴۱ پیش از میلاد، گاهشمار امپراتوری اصلاح شد و نامِ ماه‌های سال به نامهای ایزدان مزدیسنا نامگذاری شدند که تا به امروز باقی است.

وی در قلمرو سیاستِ دینی و فرهنگی و برخوردِ خود با مللِ مغلوب از سیاستِ پدربزرگِ خود داریوش بزرگ پیروی کرده‌است. تاریخ نویسانِ مشرق‌زمین وی را شاهی عدالت خواه و دادگستر دانسته‌اند. وی نسبت به مللِ مغلوب و بویژه یهودیان رافتی خاص داشت. هدایا، آزادی یهودیان، بازسازی معابدِ آنها و احترام به دیانتِ آنها نمونه‌ای از بزرگمنشی‌های اردشیر به قوم یهود است که به نامِ اردشیر پس از کوروش در تاریخِ یهودیان به ثبت رسیده‌است.

کاخ اردشیر یکم در گوشه جنوب غربی صفه، توسط اردشیر یکم، بر آورده بود که پلکان بزرگ آن با نقوش سی و چند هیأت هدیه آور مزین بود اما بعدها این کاخ را خراب کرده اند و سنگهای آن را در جایهای دیگری به کار برده اند.

 

 

 

 




اردشیردوم

در زمان داریوش دوم قدرت در اصل در دست پروشات یا پریزاتس، مادر اردشیر دوم بود. از سیزده فرزندی که پروشات برای شاه بدنیا آورده بود، تنها چند فرزندش زنده مانده بودند. پسر ارشدش که ارشک نام داشت و دخترش آمستریس، و کورش کوچک که چون در زمان سلطنت داریوش متولد شده بود، ولیعهدی را حق خود می‌دانست. مادر نیز ظاهراً نسبت به او علاقهٔ بیشتری نشان می‌داد. مرگ داریوش دوم چون زودتر از آنچه انتظار می‌رفت روی داد و پریزاتس نتوانست پسر محبوب خود کوروش را به ولیعهدی برساند. شاید شاه نیز با این نقشهٔ پریزاتس موافق نبود. به هر حال با مرگ او ارشک با نام اردشیر دوم به سلطنت رسید.[۴]

سلطنت اردشیر دوم، درست از روز تاجگذاری با سوءقصدی که برادرش کوروش کوچک در معبد آناهیتا در پاسارگاد نسبت به جان وی کرد و بی‌نتیجه ماند، در یک رشته توطئه‌های خونین و تمام‌نشدنی فرو رفت. فقط حمایت مادر اردشیر پریزاتس سبب شد که سوء قصدکننده، از حکم اعدام برهد و حتی به اصرار مادر والبته بعد از قول و قراری که جهت اطمینان شاه داده شد، اردشیر به کوروش اجازه داد به آسیای صغیر (بخش‌های غربی ترکیهٔ امروزی) و مقر حکومت خویش برگردد. کوروش هم که بلافاصله حرکت کرد، در لیدیه بدون تأمل سیزده هزار تن از سربازان یونانی را تازه با پایان یافتن جنگ پلوپونزوس بیکار شده بودند، استخدام کرد و برای حمله به ایران مجهز شد.[۴] در سال ۴۰۱ پیش از میلاد، تلاقی بین اردشیر دوم و برادرش کوروش کوچک در کنار دجله و در فاصلهٔ هفتاد کیلومتری از بابل در محلی که بعدها «خان اسکندریه» خوانده شد، رخ داد. جنگی سخت درگرفت. یونانیان روایت کرده‌اند که تفوق با سپاه کوروش بوده‌است ولی خود او در برخوردی متهورانه، که در معرکهٔ جنگ با اردشیر کرد، همراه با هشت تن از محافظانش کشته شد و اردشیر دوم هم در جنگ زخمی شد. با کشته شدن کوروش سپاهیان او متفرق شدند. چریک ده هزار نفری یونانی که بی‌سرپرست مانده بودند، توسط گزنفون کهنه سربازی که در گذشته شاگرد سقراط بود به یونان بازگردانیده شدند. در باب این بازگشت، بعدها گزنفون کتابی نوشت که اوضاع و احوال آن روز ایران را نشان می‌دهد.[۵] گزنفون تصویر جالبی از اوضاع نواحی واقع در سر راه ارائه می‌کند و لاف‌های یک سرباز کهنه کار هم در جای جای روایات هست ولی در عین حال ضعف و پریشانی امپراتوری را که اجازه می‌دهد تا این عده تجاوزگر بیگانه بدون هیچ گرفتاری از سراسر خاک آن بگذرند، نشان داده شده‌است.

اردشیر آپادانایی در اکباتان ساخته، همچنین آپادانای داریوش در شوش را که در روزگار اردشیر یکم، بر اثر آتش سوزی از میان رفته بود، بازسازی کرد.

اردشیر دوم پس از ۴۵ سال شاهنشاهی در سال ۳۵۸ پیش از میلاد، در سن ۸۷ سالگی درگذشت و پسرش اٌخٌوس با نام اردشیر سوم به جای او نشست.

اردشیرسوم

اردشیر سوم یا اُخُوس یا وهوک پسر اردشیر دوم و استاتیرا همسر او بود. وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگ‌نبشته تخت جمشید ارتَ خْشثَر یا اردشیر نامید.

سلطنت اردشیر سوم، تماماً صرف خوابانیدن شورش‌ها، در ممالک تابعه گردید.

داریوش، بخاطر توطئه برای قتل پدر، به دستور اردشیر دوم کشته شد. آریاسپ پسر دیگر اردشیر دوم، با توطئه‌ای که اردشیر سوم با همکاری عمال درباری ترتیب داد و به او چنین تلقین کردند که شاه درصدد کشتن اوست، چنان متوحش شد که از ترس خود را کشت. آرسام نیز چون خیلی محبوب‌تر از اخوس بود، به دست کسی که اخوس، وی را، تحریک کرده بود، کشته شد. به این ترتیب اخوس، بعد از پدر و با نام اردشیر سوم بر تخت نشست.

 اردشیر پس از اینکه بتخت نشست، اولین اقدامش آن شد که برای رهایی از هر دغدغه‌ای، تمام خویشان نزدیک خود را قربانی کرد. می‌گویند وی نه فقط همهٔ برادران و خواهران خویش بلکه برادرزادگان و عموزادگان و تمام کسانی را که گمان می‌کرد، ممکن است از سلطنت ناراضی باشندرا کشت.

خاموش کردن شورشهای داخلی

شورش کادوسیان در گیلان: این مردم در زمان اردشیر دوم نیز طغیان کرده بودند و اردشیر دوم موفق نشده بود که آنها را کاملاً فرمانبردار کند. کسی که در دفع این طغیان، به وی کمک کرد، یک شاهزادهٔ هخامنشی به نام داریوش بود که حکومت ارمنستان را یافت و بعدها به نام داریوش سوم به سلطنت رسید.

شورش در فریگیه: اردشیر سوم در سال ۳۵۶ پیش از میلاد، فرمان داد تا ساتراپ‌ها، چریکهایی را که در آسیای صغیر به خدمت گرفته بودند، مرخص کنند. بیشترشان اطاعت کردند، فقط آرته‌باذ ساتراپ فریگیه (فریگیه هلس‌پونت) زیر بار این تکلیف نرفت و به کمک آتن سر به طغیان برداشت اما تهدید اردشیر آتنی‌ها را از دور وی، پراکند و او از ترس جان، به مقدونیه نزد فیلیپ مقدونی پدر اسکندر گریخت.[۳]

شورش صیدا و قبرس: اهالی صیدا که از تعدی و جبروت حاکم خود ناراضی بودند به تحریک و با پشتیبانی مصر شورش کرده بودند و طغیان آنها به سایر شهرهای فنیقیه و حتی قبرس نیز سرایت کرده بود.

اردشیر از بابل برای دفع طغیان مردم صیدا، بیرون آمد و سر کردهٔ قوم که نامش تنس بود چون در خود تاب مقاومت نمی‌دید، تسلیم شد اما شاه بعد از فتح صیدا، نه بر خود او که از وی قول و امان یافته بود، رحم کرد نه بر کسانی که جهت صلح بیرون آمده بودند. ازین رو اهالی در سال ۳۴۴ پیش از میلاد، نومیدانه شهر را آتش زدند و خود را نیز مثل آن، طعمهٔ حریق کردند و نفوس بسیار در آتش بسوخت.

تسخیر مجدد مصر: اردشیر در سال ۳۴۲ پیش از میلاد، در دنبال چندین لشکر کشی که بی نتیجه ماند، سرانجام با کمک چریکهای یونانی و مخصوصاً بر اثر ضعف فرماندهی شخص فرعون، بر مصر غلبه یافت و فرعون که نامش نکتانبوس بود به حبشه گریخت. اردشیر در تنبیه شورشیان مصر که چندین بار طغیان کرده بودند و در طی این نیم قرن اخیر نیز همه جا با مخالفان ایران همکاری کرده بودند، خشونت و قساوتی بی سابقه ای نشان داد. حصارهای عمده و حتی معابد بزرگ را ویران کرد، اسناد این معابد را توقیف نمود و بعد به بهای گزاف به آنها باز فروخت.

قدرت گرفتن منتور سردار یونانی باگوس خواجه وزیر اردشیر:

در بین یونانی هایی که در سپاه اردشیر بودند، سردار کاردانی بنام منتور بود که در فتح مصر هم به اردشیر کمکهای شایانی کرد و محبوب اردشیر واقع شد. پس از آن، اردشیر او را بر تمام ایالات یونانی آسیای صغیر والی کرد.

باگواس خواجه در سپاهی که به مصر حمله کرد، معاون منتور یونانی بود. پس از فتح مصر، باگواس خواجه که با منتور هم میانه گرمی داشت، بقدری در نزد اردشیر مقرب شد که شاه بی‌مشورت او بکاری نمی‌پرداخت و به راستی امر، این خواجه شاه بود، بی‌اینکه او را شاه خوانند.

در اواخر سلطنت اردشیر، دولت مرکزی قدرت گرفت و نظم و ثبات به ساتراپ‌ها برگشت.

کشته شدن اردشیر:

اردشیر در در سال ۳۳۸ پیش از میلاد و در بیستمین سال سلطنتش، توسط باگواس خواجه که حاجب و محرم و وزیر او بود، بر دست یک طبیب فریب خورده، مسموم شد و شاه بر اثر آن درگذشت.

جانشینی اردشیر سوم

اردشیر فرزندان بسیاری داشت ولی تنها نام‌های یکی دو تن از آنها در تاریخ ذکر شده و ظن نیرومند این است، که دیگران را باگواس خواجه کشته است. بعد از کشتن اردشیر، باگواس خواجه پسر کوچک شاه، بنام آرسس، یا ارشک را همچون شاهزاده ای دست نشانده، بر تخت نشانده و خود زمام کارها را برعهده گرفت.

ارشک یا اشک درواقع شروع سلطنت اشکانیان میباشد


 
 
آسان ترین راه(جملات حکیمانه وپندآموز)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٧
 

 

آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ولی خالص و صمیمانه .

آسان ترین راه عذر خواهی عدم تکرار اشتباه قبلی است .

آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .

آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .

آسان ترین راه پول در آوردن آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .

آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .

آسان ترین راه جلب محبت آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .

آسان ترین راه مبارزه با مشکلات روبه روشدن با آن هاست نه فرار .

آسان ترین راه رسیدن به آرامش آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .

آسان ترین دوستی همیشه بهترین دوستی نیست ، این را به خاطر بسپار .

آسان ترین بحث ، بحث درباره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .

آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .

ساده ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .

آسان ترین راه دوری از گناه آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .

ساده ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریاترین آن است .

آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .

آسان ترین راه راحت بودن آن است که خودت را همان طور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .

و بالاخره ساده ترین راه خوشبخت زیستن آن است که همان طور که برای خودت ارزش قایلی برای دیگران نیز ارزش قایل شوی

بدون توجه به موقعیت طرف مقابل .

حالا کمی مکث کنید و ببینید به همین راحتی می توانید آسان و ساده روزگار را به خوشی سپری کنید .


 
 
آلودگی هوا و رکود اقتصادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٦
 

چندین روز است که بخاطر آلودگی بیش از حد هوا ادارات ومراکز آموزشی را تعطیل کردند رویه ایی که فقط در سطح یک مسکن مقطعی درآلودگی هوا موثر است.

نمیدانم چرا به روزمرگی وتصمیم گیریهای مقطعی ونوشدارو پس از مرگ سهراب عادت کرده ایم وشده رویه ایی برای تصمیم گیران ومسئولان دولتی ما.

بعضی وقتها دلم برای خودمان ومردمی که با صدها مسئله و مشکلی که همه راه حل دارد وناشی از اشتباه تصمیم گیریهای مسئولانی است که خود از بیت المال حقه وحقوق میگیرند تا رفاه وآسایش مردم را تامین کنند وبجای آن مشکلات آنها را دوچندان میکنند میسوزد این مباحث نه مباحث سیاسی بلکه کاملا" اجتماعی واقتصادی واخلاقی است.

مردم عامه نیز تحلیل میکنند وچندین دلیل ساده مطرح میکنند که دراینجا میاورم:

1-چگونه ممکن است که این آلودگی درسرتاسر ایران شهرهای کوچک وبزرگ وجود داشته باشد پس عامل اصلی آن صنایع بزرگ نمیباشد وتنها چیزی که درسرتاسر ایران مصرف عمومی دارد همان "بنزین " است واحتمال ناخالصی بیش از حد به آن میدهند .

2-تولید بی رویه خودرو که متاسفانه با دیدگاه صنعتی شدن وتوانمندی صورت گرفت نه تنها مارا صنعتی ننمود بلکه تولید خودروهای غیر استاندارد ومصرفی منجر شد به یک وارد کننده بزرگ کالاهای مصرفی تبدیل شده وتلاش وانرژی وپتانسیل بسیاری از نیروهای انسانی وسرمایه های ملی را دراین بخش مصرف کنیم که توجیه اقتصادی نیز نداشته(صادرات تقریبا" صفر وتولید خودروهای متنوع وبی رویه بدون توجه به بسترسازی خیابان ها وجاده ها ... )

3-تمرکز به تولید خودروسازی منجر به تضعیف سایر موارد دیگر از قبیل کشاورزی مکانیزه وصنایع تبدیلی آن شد ومارا دراین زمینه نیز به سوی واردات سوق داد.بطوری که شاید با اختصاص بودجه اختصاص داده شده به یک شرکت خودرو ساز اصلی کشور میتوانستیم کل سیستم کشاورزی وباغداری سنتی کشوررا مکانیزه نماییم وتبدیل به خوش آب وهوا ترین کشورجهان شویم.

4-بجای اتخاذ تدابیر علمی ومنطقی درجهت کاهش آلودگی هوا همانند توقف ویا کاهش تولید بنزین ناخالص حتی اگراحساس کنیم بحرانی خواهد شد ویا اقدام به تامین بودجه حذف وتعویض وسائط نقلیه آلاینده همانند خودروهای سنگین وسبک وموتورسیگلت ها وهمچنین تعطیلی وتغییر کاربری شرکتها وصنایع آلاینده تنها وسیله رفع آلودگی است.

 متاسفانه درکشورما کسی بدنبال محاسبه ومقایسه خسارتها نیست وهمانند یک کودک بیسواد وبی تجربه وبی توجه به مبارزه با معلول میپردازیم واجبارا" صورت مساله راپاک میکنیم وبه بهانه نداشتن بودجه هیچ وقت تا حال محاسبه نکردیم که خسارت تعطیلی 5 روزه برتجارت وبازار وصنعت کشور چقدراست ویا تامین حمایت از شرکتهای خودرویی از ترس اینکه درصورت توقف آنها موجی از بیکاری واعتصابات ممکن است بوجود آید همچنان سرمایه های ملی را نیست ونابود کرده وحتی جان انسانها را نیز بخطر میاندازیم.

اینها مواردی هستند که برای همه کاملا" روشن وآشکاراست درحالی که درصورت بررسی تحلیل کارشناسی شده وعلمی خسارات وتبعات چنین تصمیم گیریهایی نه درحال حاضر بلکه آینده را نیز به مخاطره انداختیم.

استرسها ومشکلات اقتصادی مردم منجرشده تا کیج ومبهوت حتی درهنگام هشدار آلودگی هوا نیز مسافرتی نروند ومنتظر باشند تا کاروفعالیت ضعیف خود را به امید تامین معاش خود ادامه دهند بالاخره مسافرت رفتن هم هزینه دارد.

بیایید بیش از این مردم را ساده وتحلیلها را ضدیت ننامیم وندانیم وبه این موضوع توجه داشته باشیم تصمیم گیریها ونالایقی هاو ندانم کاری های ما درجایی که با جان ومال مردم درارتباط بوده وزندگی انها را نیست ونابودکند پنهان نخواهد ماند وعاقبت این خطرات وآسیبها دامن همه را میگیردوهمچون کبک سرمان دربرف نکنیم به خیال اینکه مشکلات واشتباهات را پنهان نمودیم.

مردم نجیب وفهیمی داریم که درمشکلات وسختیها همراه ویاور است ولی بدانیم که اگر بی توجه باشیم و بی اعتنا و نا آشنا به تاریخ ملت ها روزهای سختی درپیش رو خواهیم داشت.

 

 

 


 
 
تیر و کمان (تیراندازی با کمان )
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠
 

فعالیت های ورزشی تاثیر زیادی برروی سلامتی  ووضعیت جسمی وروحی ما دارد که همه فعالیتها وموفقیتها وتلاشهای ما به آن بستگی دارد ودراین راستا انتخاب صحیح نوع ورزش با توجه به استیل بدنی وعلاقه درونی ما میتواند بسیار مفید وموثر باشد وهرکدام تاثیر مختلفی دارند که من دراینجا به رشته تیروکمان که خود چند ماهی است شروع کردم وموارد زیر را برطبق بررسی های میدانی وسایتهای مختلف جمع آوری ودراینجا آوردم.

1-     افزایش تمرکز

2-     افزایش اعتماد به نفس

3-     کاهش استرس و افزایش شادابی

4-     باز شدن عظلات کتف – بازو و گردن

5-     افزایش استقامت

6-افزایش دقت عمل

7-گردش خون منظم

     یکی از مهمترین فواید آن افزایش تمرکز و بالارفتن اعتماد به نفس است که روانشناسان خیلی روی آن تاکید دارند.

در تیر اندازی با کمان تمرکز70% ، توان بدنی (تمرینات بدنی )20% و  تکنیک 10% نقش دارد .

معمولا" ورزش‌کاران (حتی غیرحرفه‌ای‌ها) خیلی باهوش‌تر از افرادی هستند که یک گوشه نشسته و درچت رومها وقت می‌گذرانند.

 یکی از علتها گردش خون منظم این افراد است. همچنین ورزشکاران رشته تیراندازی با کمان دارای تمرکز بسیار بالاتری هستند علت این امر هم این است که در تیراندازی با کمان به همان اندازه که از نیروی فیزیک بدنی برای کشش کمان استفاده میشود از نیروی ذهنی هم برای تمرکز روی هدف استفاده می شود.

تیراندازی با کمان بدلیل  اینکه  درهمه دوران زندگی انسان چه دردورانی که وسیله شکار انسان بوده وچه دردورانی که وسیله رزم بوده وچه دردوران کنونی که بعنوان یکی از رشته های پذیرفته شده درالمپیک میباشد اهمیت زیادی داشته وپرداختن به آن نیرو ونشاط خاصی را به انسان میدهد که درکمتر ورزشی میتوان یافت.

درکشورما کمتر کسی است نام آرش کمانگیر را نشنیده وبه وجود او افتخارنکند ،آرش سمبلی از ایرانی بوده که قدرت وشهامت وتعصبش درتاریخ جاودانه مانده است وچه نیکوست که فرزندان این مرز وبوم با آشنایی بیشتر به اهمیت و زیبایی وتاثیر بالای این رشته ورزشی بر تمرکز ودقت وقدرت واستقامت با جدیت دراین رشته وارد شده وجوانان برومند ما همه طلاهای جهانی را کسب وایران را همانند باستان برسرقله افتخار قهرمانی ببرند.

دراینجا برای اطلاع دوستان برخی از اصطلاحات ولوازم وفنون تیراندازی با کمان را میگذارم:

ARCHERY: تیر و کمان

FACE   : کاغذ هدف

  BOW     :      کمان

RISER  :  قبضه

ARROW   :     تیر

FITA:فدراسیون جهانی تیرو کمان

LIMB       :  بازو

STRING  :زه

    GRIP  :  جای دست

STABILIZER  :میله تعادل

REST      : تیر خواب

SIGHT  :دستگاه نشانه روی

CLICKER : تقه زن

 ARM GUARD:  محافظ ساعد

CHEST GUARD: محافظ سینه

 TAB:  محافظ انگشتان

  QUIVER : تیر دان

  PLUNGER:  فرو رفتن

RECURVE:  ساده

COMPOUND: مرکب

مسابقات تیـــر انـدازی

 

     ۱- مسابقات براسـاس قـوانـیـن و مقــررات فــدراسـیـون جهانی تــیر اندازی (I. S. S. F) و کمیته بین المللی تیـــر اندازی معلولین (I. S. C. D ) بر گزار می گردد.

     ۲- تعداد نفرات شرکت کننده نا محدو د می باشد .

     ۳- کــلـیــه تـیــر انــدازان مجاز به اسـتفـاده از ســـلاح و تجهـیـزات شـخصی اعـم از جلـیـقـه ، بند ، مقر ، صنـد لـی تیر اندازی ، ساچمه و غیره می باشد .

    ۴- میز و صندلی تیر انــدازی به عهده تیم ها می باشـد و کمیـــته اجرایی مسابقات هیچ گونه مسئو لیتی در این خصوص ندارد .

     ۵-  ۱۰ نفر اول تفنــگ بادی درازکـش و ایــستاده SHI و ۱۰ نفر برتر رشته تپـــانــچه بادی جواز حضور در رقابت های تفنگ و تـپـانچـه خفیف را کسب خواهند نمود .

     ۶- کلیــه تیــر اندازان باید حداقل ۳۰ دقیقه قبل از شروع مسابقــه در سالـن حـضــور یــابنــد .

     ۷- تـیــر اندازان که بعد از شروع مسابقه در خط آتش حاضر شوند از زمان باقی مانده خود استـفاده خواهند کرد.

     ۸- در صورتی که مسابقات از طرف مسئولان برگزاری به هر دلیل متوقف شود زمان تلف شده محاسبه می گردد.

     ۹- ورزشکاران در ۲ کلاس اصلی SH1   و SH2  کلاس بندی خواهند  شد که باه همراه زیر مجموعه های فرعی هر کلاس در یک گروه مسابقه خواهند داد.

SH1= SH1A-SH1B-SH1C  

SH2=SH2A-SH2B-SH2C

     ۱۰- هر ورزشــکار حـداکثر مجاز به شرکت در دو ماده از اسـلحه بادی می باشد .

     ۱۱- کمیــته استیــناف در محل مســابقـات تشکیــل خواهد شد .

     ۱۲- ورزشــکاران زیر ۲۳در هر ماده ورزش رتبه بندی خواهند شد و مدال دریافت خواهند کرد.

     ۱۳- چکاندن ماشه خالی و یا خارج کردن هوا در محل مسابقه باید با هماهنگــی داور انجام گرفته و در غیر این صورت عمل خطا محسوب می شود.

 

           مـسابــقـات تــیـــر و کــمــان

 

     ۱- مسابقات مطابق قوانین فـــدراسیــون تیــر اندازی با کمان FITA بــر گزار می گردد.

     ۲- مسابـــقات انفرادی در دو کلاس ایستــاده و نشســته برگزار گردیده و در مسابقات تیمی می توان ترکیبــی از دو کلاس استفـاده نمود.

     ۳- مسابقات در دو فاصله ۱۸ و ۲۵ متری انجام می شود .

     ۴- همراه داشتن کمــان و تجهیـــزات لازم تیــر اندازی برای ورزشکـــاران الزامی می باشـــد.

     ۵- به ازاء هر کمان اســتان ها مجاز به اعزام حداکثــر ۲ ورزشکار هستــند .

     ۶- کمیته برگـزاری هیچ گونه  تعهدی نسبت به تأمین وسایل و تجهیزات تــیر و کمان ندارد .

     ۷- نحوه برگزاری مسابقات :

روز اول – تمـرین تیــم های شرکت کننده

صبح روز دوم – تیــر اندازی از فاصله ۲۵ متر

عصر روز دوم- تبــر اندازی از فاصله ۱۸ متر

     تیز انداز در هر فاصله ۶۰ تیر پرتاب می نماید ( ۲۰نوبت و در هر نوبت ۳ تیر )و پس از پایان مسابقه مقدماتی بر اساس ۱۲۰تیر ( ۱۲۰۰ امتیاز ) تقسیــم بندی افراد در جدول حذفی انجام گرفته و پس از برگزاری مســابقه نفر برتر شناخته می شوند.

          نحوه برگزاری مسابقات تیمــی :

- پس از اتمام مسابقات انفرادی ، مسابقات تیمی در فاصله ۱۸ متر برگزار می شود.

- هر تیم متشکــل از سه ورزشکار می باشد که اساس آنان باید بلافاصله پس از اتمام مسابقات انزاری مشخص گردد.

 

 

 


 
 
تاجران موفق(سه گام اصلی )
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳
 

اگرشنیدید که بالاترین وقدرتمندترین شغل تجارت وشخص تاجراست پس این سه گام رابیاموزید.

من به تجربه وعلم دربستر تجاری کشورمان که شاید یکی از باسابقه ترین وپیچیده ترین ومهمترین بسترهای تجاری در دنیا میتوان ازآن یاد کرد بطوری که اگر کسی در ایران فعالیت تجاری کرده وموفق شده باشد درهمه جای دنیا میتواند موفق شودکه بصورت تحلیلی به اثبات این موضوع میپردازم:

دردنیا میتوانیم کشورها را به سه دسته تقسیم کنیم:

1-کشورهای جهان سوم:که از نظر سوابق علمی وتجاری بسیار ضعیف میباشندوقوانین مدون ومناسبی برای حمایت از تجارت درآن وضع نشده وبدلایل مختلف ریسک تجاری بالایی برخوردار است وبسیاری از فعالیتهای تجاری مافیایی وبه نوعی انحصاری وبا زد وبندهای کاملا" سیاسی صورت میگیرد.

2-کشورهای درحال توسعه : این کشورهایی گامهایی را درمسیر قانون مندی وایجاد بسترلازم برای تجارت وتجار پیمودند ولی سابقه علمی وتجربی آنها هنوز ضعیف است البته برخی توانستند با اتکا’به سوابق تجاری گذشته خود ویا انتقال تجارب کشورهای پیشرفته گامهای مناسبی را بردارند ولی بستر تجاری آنها معمولا" تجارب بالا نداشته ورابطه ها ی اداری ومافیاهای سیاسی دربسیاری از فعالیتهای تجاری حضوردارندو درصورت شناخت لازم ازکاروتجارت ومسیرفعالیت بهترین بستررادارا هستند.

3-کشورهای پیشرفته :دراین کشورها علم وتجربه وقانون ومقررات به نحو کامل ودرکنارهم کاملا" تعریف شده حضوردارد وتجارت درآن بسترها کاملا" حرفه ایی وبازار وتجارت وتاجر تعاریف مشخص دارد ودراین کشورها علاوه براین که باید برای تجارت با شیوه های علمی وتجربی کاملا" آشنا باشی با قوانین ومقررات نیز باید آشنا بوده ودقت وعمل زیادی داشته باشی به همین دلیل بسیاری که بدنبال سودهای کلان وروش های میانبر برای پول دارشدن هستند کشورهای درحال توسعه را بهترین بسترفعالیت میدانند.

بنابراین کشورما بدلیل داشتن قدمت بازاری بیش از2500ساله با شیوه های تجاری علمی وتجربی بالا شاید از معدود کشورهایی است که اگرمورد بررسی های علمی وکارشناسی قرار میگرفت شاید بسیاری ازکتابهای بازرگانی ازبطن بازار ایران نوشته میشد بازار ایران یک بستر تجاری وبازرگانی جا افتاده وقدیمی دارد که حتی ساختار بنایی (بازارهای سرپوشیده)خاصی نیز درهمه شهرها دارد که خود حاکی از قدمت بازار ایران دارد.

کشورما از طرف دیگر بدلایل قدمت آموزشی ووجود اساتید باتجربه وبا تحصیلات داخلی وخارجی از اطلاعات روز تجاری دنیا نیز مطلع هستند.

از طرف دیگر بدلیل شرایط اقلیمی خاص ایران که هم کشورچهار فصل بوده وهم موقعیت استراتکیک آن درکنار خلیج فارس ودریای خزر وخاورمیانه و...وبازار مصرف مناسب وسوابق صادرات وواردات درحجم بالا منجرشده تا تجارایران از تجارب ارزشمندی برخوردارگردندوهیچ محدودیتی چه از نظر نژاد ودین وملیت درآن وجود نداشته وهمین بستر موجب تقویت تجارب مفید آن شده است.

من دراینجا با توجه به سوابق علمی وتحصیلات دانشگاهی وتجربی خوددرمرکز بازار ایران سه گام اصلی برای تاجرموفق شدن را بعنوان مثلث تجارت بیان میکنم که هرگام آن دارای استرس وموانع ومشکلات مخصوص بخود است وکسی میتواند ادعا ی تاجرشدن کند که از این سه گام یا چالش به خوبی عبور کند:

گام اول: استرس وفشار وموانع تجربی:اولین گام تصمیم به ورود به بازار است که پس از ورود باید تلاش کنی که تجارب مفید وارزنده وشناخت لازم از بستر ومحصول وقیمت گذاری وشیوه های تبلیغی وتوزیع وفروش وتهیه محصول بدست آوری عبور از این چالش مهم موقعی تحقق میابد که خود شما واطرافیان وعلی الخصوص تجاردیگر بردیدگاه وتجربه شما صحه گذاشته وتایید کنند که در نحوه صحبت وحرکت وانجام فعالیت به تخصص وتجربه لازم رسیده اید.

گام دوم:استرس وفشاروموانع خانوادگی:چون به تجارت وبازار وارد شدی باید پرونده همه فعالیتها وتجربه ها وموقعیت های قبلی را بسته وبا اقتدار وتعصب وهمت وصبر به فعالیت تجاری بپردازی دراین راستا بدلیل شروع فعالیت از نقطه صفر منجر میشود تا درمراحل اولیه که چندین سال وحتی ممکن است چنددهه بطول انجامد مورد مذمت وتحقیر وسوال خانواده وبسیاری از دوستان وآشنایان قرار بگیری که خود این مانع بزرگی است وبسیاری دراین مرحله خسته وناامیدشده وازادامه فعالیت تجاری منصرف میشوند.

گام سوم :استرس فشاروموانع ریسک وسرمایه :پس از این که کسی مرحله تجربه وخانوادگی را پشت سرگذاشت دیگردربازار ماندگارمیشود وازاین مرحله به بعد رشد وسطح فعالیت آن به میزان ریسک پذیری وسرمایه وتلاش و اعتبار او دارد ویا بهتر بگوییم با تثبیت ماندگاری اش  شخص باید با اعتباری که بدست آورده سطح فعالیت خودراروز بروز افزایش داده وازطرف دیگر با تجربه ایی که بدست آورده ریسک پذیری مناسب راداشته وبتواند سرمایه لازم و پشتوانه ایی نیز ایجاد نماید که درشرایط خاص ونقدی بتواند خریدهای بموقع ومناسب انجام دهد بقول معروف تاجرسودش درخرید مناسب است نه فروش بالا.

 


 
 
خیر وخیر خواهی وبخشش ونیکی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۸
 

کسی را پیدا نمیکنی که نیکی وبخشش وخیرخواهی را بد بداند ولی افراد خیر وبخشنده به معنای واقعی را نیز بسیار کم پیدا میکنی وتعدادشان محدودند.

شاید علت اصلی آن اینست که بسیاری از مردم بخشندگی وخیرخواهی را منوط به شرط وشروطی میدانند که تا به آن جایگاه نرسی نمیتوانی خیر وبخشنده باشی./

یکی از شروط اصلی آن را داشتن مال وثروت مازاد برنیاز شخصی میدانند وغافل از انند که انسان موجودی است تحول خواه و تشنه قدرت وهرقدر برقدرت وتوان وثروتش افزون میگردد به همان مقدارنیاز ونیازمندی اش بیشتر میگردد.

بنابراید تمرین خصوصیت بخشندگی وخیرخواهی نه در ثروتمندی بلکه در موقعیت های پایین زندگی است واگر این تمرین را نداشته باشید درموقع دست یابی به ثروت خصوصیات خسیسی و بی رحمی و... درشما شکل میگیرد وهمانند یک فرد مریض همیشه احساس نیاز واحتکار و... داشته حتی به فرزندان وخانواده خود نیز با اکراه و کنترل شده خرج میکنید چه برسد به دیگران بخواهید خیر ونیکی کنید.

از قدیم گفتند که اگرانسان خیر وخیرخواهی ومصرف درست مال را در مراحل ابتدایی تمرین نکرده باشد دیگر درپیری ساختار گلو وفکرش اجازه چنین کاری را به او نمیدهد.

اگر بعنوان یک خبرنگار نزد مردم با سرمایه های مختلف بروی متعجب خواهی شد که چون کسی چیزی ندارد مثلا" داشتن یک دوچرخه را ثروت میداند ومیگوید اگر به آن برسم خوشبختم وچون نزد کسی که دوچرخه دارد میرویم میبینیم که او نیز حسرت موتور دارد وچون نزد موتور دار میرویم داشتن یک خودرو معمولی همچون رنو برایش ثروت است وچون به کسی که رنو دارد میرویم او نیز داشتن یک پراید را وهمینطور ادامه دارد وهرکدام از آنها را بپرسی که کی میتوانی کار خیر وخیرخواهانه انجام بدی رسیدن به جایگاه بعدی میداند وشاید هم چون رسید یک گوسفندنیزقربانی میکند! ولی این عمل یک خصلت خیرخواهانه دائمی وتعریفی که از خیرخواهی داریم نیست . 

درهمه ادیان مردم به خیر وبخشش وخصلت های نیک دعوت شده اند وچنین استنباط میکنند که خیر ونیکی وبخشش به فعالیت وسرمایه انسان برکت میدهد وآن را دو چندان میکند.

من استدلال وتجربه ساده وعامیانه وشاید علمی تری دارم وهمیشه میگویم اولا" باید هرکاری را که بخواهیم آموزش ببینیم وبدانیم که آموزش آن مفید ومهم است باید از همان ابتدا شروع کنیم وبدانیم تاخیر درشروع آن انجام وتقویت وارزش آن را پایین میاورد بنابراین خیر وبخشنده بودن هیچ جایگاه وموقعیت خاصی را نمیطلبد وهرشخصی ودرهر موقعیتی میتواند آن را شروع کند وهرتاخیری که میکند به همان اندازه از آرامش معنوی وتاثیرات مثبت آن برفعالیت وعملش بی بهره میماند.

تنها چیزی که باید درکارهای خیر وبخشندگی  مدنظر قراردهیم اختصاص نسبتی معقول  از سرمایه موجودمان به کارهای نیک وخیرانه اختصاص دهیم بطوری که زندگی وفعالیتمان نیز تضعیف نگردد یعنی آن موقع که توان کمتری داری کمتر وچون بیشتر شد بیشتر مهم اینست که کار خیر وبخشندگی را همیشه انجام بدهی وتمرین کنی مهم میزان آن نیست مهم انجام معقول آن است یعنی کارخیر برای خودنمایی نباشد بلکه منطقی درآن حاکم باشد که ما در هر وضعیتی وموقعیتی درحد توان خود خیراندیش وبخشنده باشیم.

تلاش کنیم که کارهای خیرمان تعریف صحیح ومنطقی وبجا وبموقع ومناسب وبا تاثیرگذاری بالا باشد برای مثال دادن احسان(غذا)درتاسوعا وعاشورا توسط شیعیان بدلیل اینکه دریک زمان مشخص وتعریف شده وبی هیچ ادعا ومحدودیتی صورت میگیرد یکی از روشهای خوب دادن طعام میباشد ویا فرقه ها وخیران ویا کسانی که برای انجام خیر وکمک به افراد فقیر درامرآموزش به ساختن مدرسه وامکانات آموزشی در مناطق محروم کمک میکنند ویا کسانی که درمسائل بهداشتی ومعاینه افراد بی بضاعت فعاالیت میکنند وخوشبختانه امروزه دربسیاری از کشورهای پیشرفته هرکسی بدنبال دست یافتن به پست های سیاسی باشد میزان اعمال خیرانه اورا ملاک ارزیابی قرارمیدهند ویا بسیاری از افراد مشهور وموفق افتخارشان به عضویت درسازمان های انسان دوستانه بین المللی میباشد.

امیدوارم که همه درهرموقعیتی وهر توانی که باشیم بخشی از سلامتی وعلم سرمایه خود را مدیون وجود دیگران بدانیم وبرای شکرگذاری از پروردگار از این نعمت بودن ونفس کشیدن وفکرکردن به کارهای انسان دوستانه وخیرخواهانه بپردازیم وایمان و اعتقاد داشته باشیم اینکار نه تنها کاروفعالیت وآرامش مارا کم نمیکند بلکه با نیت ونگاه مثبت دیگران به ما روز بروز قوی تر وشاداب تر وثروتمندتر خواهیم شد ومانیز برای سپاس روزبروز برکارهای خیرمان به نسبت رشدمان بیفزاییم.

کار خیر بی منت وآشکارا انجام دهید تا این الگوی نیک درجامعه تسری پیدا کند وافراد خیر ونیک منش جایگاه شایسته تری بیابند تا جامعه روز بروز بسوی خیر واعمال نیک برود وریاکار وبد فکر را دراین جامعه جایگاهی نباشد.

به امید اینکه همه انسانها دست دردست هم بدهند وهیچ فرد نیازمند وگرفتاری درجامعه نباشد.

چو عضوی بدرد آورد روزگار              دگرعضو ها نماند قرار


 
 
جریمه تاخیر تادیه وقوانین چک بلا محل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٧
 

هرروز به تعداد زندانیان وخسارت دیدگان مالی افزوده میشود تا آنجا که گفته میشود حتی برای رفع مشکل جا درزندانها درتلاشند تا شیوه هایی همانند مرخصی روزانه برای بدهکاران مالی وحضورشبانه درزندان به بهانه همراهی آنها درجهت امکان تامین وپرداخت بدهی میخواهند ایجاد کنند.

 متاسفانه ما همیشه با معلول مبارزه میکنیم وهیچ وقت بخود اجازه ندادیم تا علت را اصلاح ورفع کنیم تا جرم کاهش یابد وخسارت ولطمه شخصیتی واجتماعی بیمورد به مردم وارد نشود.

هرچند یکی از دلایل مهم مشکلات چک برگشتی به بانکها برمیگردد ومشکلات بدهیها واختلافات مالی به نبود رویه ها وفرمتهای تعریف شده ومورد قبول وقانونی که آموزش ها وحتی ابلاغ ها رسمی صورت گرفته باشد.

ولی متاسفانه برخی نیز به نقصان های موجود درقوانین جاری ماست که بسیاری را با مشکلات جدی روبرو ساخته وخود بجای رفع اختلافات ودعاوی وقضاوت عادلانه عاملی شده درتشدید آن وگرفتاری بسیاری وسوئ استفاده طرفین دعاوی از این خلع ها ونقصان های قوانین که دراینجا به دو مورد اشاره میشود:

1-قوانین چک : که درمقاله های قبلی به تفضیل درارتباط با آن نوشتم واینکه چگونه برخی وکلا با تسلط واطلاع از نقصان های آن صادرکننده چک را گرفتار زندان ومشکلات عدیده میکنند بطوری که چک صادره افراد را بدون توجه به اینکه این چک حتما" باید درقبال فعالیتی صادرشده باشد که درصورت رسیدگی قاضی به موضوع مورد اختلاف میتواند کاملا" حل ورفع گردد ویا درغیر اینصورت باید رابطه قرض ویا ربا درمیان باشد که این هم کاملا" قابل بررسی وتشخیص خواهد بود بدون توجه به موضوعات فوق اعمال ماده 2 کرده وبه راحتی صادرکننده را بدون توجه به شخصیت و اعتبار ومباحثش گرفتار مینمایند واو ملزم به تامین آن است وهرگونه ادعای دیگر خودرا باید بعد از تامین وپرداخت پیگیری کند که معمولا" آن هم به آسانی نبوده ویک خسارت اعتباری ومادی بزرگی را متقبل میشود.

2-خسارت تاخیر درتادیه بدهیهای مالی: معمولا" در عرف تجاری ایران پرداخت یا نقدی است یا اعتباری که دررویه اعتباری پرداخت یا از طریق چک صورت میگیرد که بیش از 90% پرداخت ها اینگونه است ویا سفته ویا اعتبار ازروی اعتماد ولی آنچه بیشتر گرفتاران را بسوی دادگاه میکشاند اسناد تجاری درراس آن چک میباشد ومواردی نیز وجود دارد که اشخاص بجای خرید وروابط تجاری بین هم روابط پولی داشتند که بیش از 90% که دراسلام به آن ربا گفته میشود یعنی پولی را با بهره پولی بالاتر از عرف دراختیار کسی گذاشته وسود پول میگیرد که بسیاری از گرفتاران وبدهکاران مالی جزو ایندسته میباشند که دربازپرداخت اصل وبهره پول با مشکل برخورد کردند چه به سیستم بانکی وچه افراد یعنی با نرخ سود بالا تر از معمول(دورقمی).

چنین بدهکارانی  متاسفانه با شکایت خواهان یعنی قرض دهنده ومعمولا" بااستفاده از قانون چک به راحتی گرفتارمیشوند ووکیل خواهان با استفاده از قانون چک بدون اینکه خوانده بتواند به موضوع دادوستد وعلت واقعی اختلاف ایجاد شده بپردازد حکم جلب آنها راگرفته وبا فشار روحی وروانی حاد یا پول وطلب خواهان را میگیرند ویا آنها را درحبس گرفتار واگر خوانده ووکیلش خیلی موفق باشند جریان پرونده از مسیر کیفری به مسیر حقوقی تبدیل میشود.

زمانی که پرونده به مسیر حقوقی تبدیل شد معمولا" بسته به جریان پرونده واحتمال نیاز به کارشناسی وغیره از یکسال تا چندسال طول میکشد ونقطعه حائز اهمیت دراین مقاله این است که درنهایت خوانده امیدوار است که دربدترین حالت اگر محکوم شود که باتوجه به قانون چک محکوم نیز میشود امیدوار است که سود ونرخ بهره معقول ومنطقی تعیین واز اجحاف وظلمی که خواهان با درخواست سودهای غیرواقعی میکرد واو نیز مستاصل درپرداخت آن بود رهایی یابد ونسبت به پرداخت اصل بدهی اقدام نماید ویا سود معقولی تعیین گردد که در قوانین قبل از انقلاب یک سود 12% تعیین شده بود و پس از انقلاب با فتوای امام خمینی هرگونه درخواست پولی بیش از اصل پول ربا محسوب شد ومحکوم فقط اصل بدهی را باز پرداخت میکرد وبسیاری از مراجع نیز چنین حکم دادند که دراینجا روند کامل آن را میاورم:

یکی از راه های کنترل بازپرداخت بدهی افراد به بانک ها در نظام ربوی، تمدید مدّت بدهی با نرخ بهره جدید یا گرفتن درصدی به صورت جریمه دیرکرد است. چنان چه شخص بدهی خود را در سررسید، نپردازد، بانک ربوی درصدی را به صورت جریمه دیرکرد أخذ می کند. در ایران پیش از انقلاب، طبق آیین دادرسی مدنی (مادّه 719 تا 723) خسارت تأخیر تأدیه 12 درصدی برای یک سال در تمام امور مربوط به دیون وجود داشت. با شکل گیری انقلاب و روند اسلامی شدن قوانین و با توجّه به حرمت ربا، بانک ها برای جلب مشارکت مردم و ترغیب مشتریان به بازپرداخت بدهی نه تنها خسارت تأخیر تأدیه را مطالبه نمی کردند؛ بلکه نرخ بهره را به صورت کارمزد تا حدّ چهار درصد کاهش دادند. سوءاستفاده برخی در بازپرداخت بدهی و بروز مشکلات اجرایی و مالی در بانک ها باعث شد شورای پول و اعتبار برای رفع مشکل، در پی قانونی کردن أخذ جریمه دیرکرد و تأیید شرعی آن برآید؛ از این رو طرحی را تهیه کرد که در آن بدهکار به صورت شرط می پذیرفت، اگر بدهی را در سررسید نپردازد، جریمه را نیز بدهکار شود. شورای نگهبان نیز تصویب کرد که اگر وام گیرنده، به صورت شرط بپذیرد در صورت نپرداختن بدهی در سررسید، باید مبلغی معادل 12 درصد مانده بدهی برای هر سال را به بانک بپردازد گرفتن آن مبلغ جایز است؛(1) از این رو با قرارگرفتن مطلب به صورت شرط ضمن عقد، مشکلات قراردادهای منعقدشده از سال تأیید این قانون (1362) به بعد حلّ شد؛ ولی بانک ها نمی توانستند برای بدهی های پیشین از آن استفاده کنند. از آن پس، بانک ها با دو مسأله مواجه شدند: اوّل، تحریم جریمه دیرکرد از سوی امام، و دوم، مشکل تأخیر بدهی های پیش از سال 1362 و عدم امکان أخذ جریمه دیر کرد از آن ها. با توجّه به حرمت جریمه دیر کرد و عدم امکان احیای قوانین مدنی برای بدهی های گذشته، شورای نگهبان در سال 1364 تصریح کرد که مطالبه مازاد بر بدهی بدهکاران به صورت خسارت تأخیر تأدیه جایز نیست و مواد 719 تا 723 آیین دادرسی مدنی و موارد مشابه آن، خلاف شرع و غیرقابل اجرا است،(2) و فقط از کسانی می توان جریمه گرفت که این مطلب را به صورت شرط ضمن عقد پذیرفته باشند. تا سال 69، میزان جریمه 12 درصد بود؛ ولی با توجّه به افزایش نرخ سود بانکی در بخش های گوناگون اقتصادی و عدم کارایی جریمه معادل 12 درصد، مدیریّت نظارت بر بانک ها پس از مشورت با آیت اللّه رضوانی، عضو محترم فقیهان شورای نگهبان، میزان جریمه دیرکرد را معادل نرخ سود تسهیلات در بخش مربوط به اضافه شش درصد تعیین کرد. در عین حال، به علّت نظر شورا مبنی بر خلاف شرع بودن مطالبه مازاد به صورت خسارت و فتوای فقهی حضرت امام، برخی از محاکم چون گذشته، در دعاوی بانک ها بر ضدّ مشتریان بدحساب، فقط به پرداخت اصل مبلغ حکم می کردند، و به هیچ وجه گرفتن جریمه تأخیر دیون را اجازه نمی دادند؛ حتّی اگر شخص هنگام گرفتن تسهیلات، به صورت شرط پذیرفته بود که در صورت تأخیر، مبلغی را به صورت جریمه بپردازد؛ از این رو اداره نظارت بر بانک ها (بانک مرکزی) با ارائه لایحه ای که به تصویب مجلس (9/11/76) و شورای نگهبان رسید، محاکم را موظّف کرد اگر برابر قرارداد، مقرّر شده باشد که اشخاص در سررسید معیّنی وجوه تسهیلات دریافتی را به انضمام سود و خسارت و هزینه های ثبتی و اجرایی، دادرسی و حقّ الوکاله بپردازند، در صورت عدم پرداخت می توانند این وجوه را مطالبه کنند. این مصوّبه، راه کاری اجرایی برای جریمه تسهیلاتی بود که در متن قرارداد، شرط شده بود؛ امّا درباره مشکل دوم و بدهی های پیش از این قانون که مشتری متعهّد نشده بود، بانک ها مجاز نبودند خسارت را مطالبه کنند با آن که ضرر بسیاری به بانک ها وارد می شد؛ از این رو در سال 68، مجمع تشخیص مصلحت، قانونی را در این زمینه به تصویب رساند و در همان سال نیز به تأیید مقام معظّم رهبری رسید.(3) طبق این قانون، کلیّه وجوه و تسهیلات مالی که بانک ها تا تاریخ اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوّب 8/6/1362 مجلس شورای اسلامی به اشخاص حقیقی و حقوقی تحت هر عنوان پرداخته اند (اعمّ از آن که قراردادی در این خصوص تنظیم شده یا نشده باشد) و مقرّر بوده است که بدهکار در سررسید معیّن تسهیلات مالی و وجوه دریافتی را اعمّ از اصل و سود و سایر متفرّعات مسترد دارد، بر اساس مقرّرات و شرایط زمان اعطای این وجوه و تسهیلات، قابل مطالبه و وصول است. با این مصوّبه، مشکل مربوط به دیون گذشته از تصویب بانکداری بدون ربا نیز حلّ شد. مجمع در سال 76 درباره چک های بی محل نیز خسارت تأخیر تأدیه را قابل وصول دانست.(4)

 

بالاخره این موضوع خام که بصورت تحلیلی ومشخص نهایی نگردید منجر شده تا امروزه افراد بسیاری که بدلایل گوناگون (حق ویا ناحق)چون براساس قانوان چک بدهکارنمیتواند به راحتی از حق خود دفاع نماید منجرشده تا بیکباره بعد از طی مراحل  پرونده دردادگاهها محکوم بیکباره با یک جریمه تاخیر تادیه ودادرسی بالایی مواجهه میشود بطوری که اینجانب دریک پرونده به عینه دیدم که بیش از 100% اصل بدهی به یک اختلاف مالی از فصل زمستان 87 تا کنون تعیین شده بود جریمه ایی که درواقع برطبق نظر مراجع ومنطق ربا محسوب شده وناعادلانه است ودرجواب دادگاه میگوید که ما کاری بانرخ سود بانکی(با اینکه این نرخ ها هم بالاست وبسیاری معترض)نداریم وبرطبق نرخ تورم روز ارزش فعلی پول را محاسبه میکنیم ومتاسفانه این محاسبات توسط کارشناسان رسمی دادگستری نیز صورت نمیگیرد که طرفین بتوانند شفاف از آن مطلع گردند.

امیدوارم ریاست محترم قوه قضاییه به این دوخلع قانونی دستورکارشناسی عاجل وسریع داده تا یکی از مهمترین معضل ومشکل اساسی جامعه حداقل در بحث دادگاهها حل ورفع گردد.

درواقع این رویه غیر منصفانه باعث شده تا افراد گرفتار بجای حمایت وهمراهی آنها دربازپرداخت بدهی با یک بدهی مضاعف روبرو شده وچاره ایی جز رفتن به حبس وتحمل وانتظار درزندان وناامید شدن از شیوه های منصفانه نداشته باشند.

شاید دریک بررسی منصفانه وتحلیلی  میبینیم که افزایش بی رویه محکومین مالی  ناشی از دوقانون 1-چک (که هیچ اعتنایی به ماهیت وعلت واقعی آن ندارد)2-جریمه تاخیر تادیه(که بسیار ناعادلانه وبیش از عرف  بوده و اینکه تاخیر ایجاد شده روند پرونده دردادگاه به متهم ارتباطی ندارد وبه او تحمیل میشود) واین دومورد با ایجاد یک تیم کارشناسی خبره میتواند شیوه ها وروشهای منصفانه پیشنهاد شود تا هم به شاکی وهم به متشاکی اجحاف نشود ومعضلات وتبعات اجتماعی سنگینی چه از نظر شخصیتی وچه خسارت مالی و... به افراد وجامعه تحمیل نشود.

دریک جامعه عدالت جو باید نگذاریم بدلیل وجود یک خلاء قانونی که قابل تصحیح میباشد به بسیاری از خانواده ها که بیشتر پدر خانواده ویا فرزندان نان آور خانواده گرفتار چنین معضلی میشوند وآسیب های اجتماعی زیادی به خانواده ها وارد مینماید .

من نمیدانم چرا دادگاه خسارتی را به متهم بالاتر از اصل بدهی تحمیل میکند که نا شاکی که بیشتر بدنبال اصل طلب خود بوده ونه تاخیر پرونده ناشی از عمل مهم میباشد بلکه ناشی از جریان پرونده وتاخیر روند اجرایی دادگاه میباشد واز طرف دیگر بدلیل قانون چک بسیاری از اجحاف ومشکلاتی که به متهم ایجاد شده واختلاف ناشی از ان است را نیز گوش ندادیم.


 
 
جمهوری آذربایجان شتابزده بدنبال توسعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٩
 

دردنیای امروزی اندیشمندان اقتصادی ممالک وکشورها را به سه دسته تقسیم کردند 1-کشورها یا ممالک جهان سوم 2-کشورهای درحال توسعه 3- کشورهای توسعه یافته وپیشرفته

کشورهای جهان سوم تمام تلاش خودرا معطوف کردند که بتوانند تبدیل به کشورهای درحال توسعه ودراین راستا کشورهای درحال توسعه نیز تمام تلاش خودرا برای توسعه یافتگی بکارمیگیرند.

ازجمله کشورهایی که بدلیل داشتن منابع خدادادی همانند نفت وگاز درواقع خود را دارای شاخص مناسب درحال توسعه یعنی درآمد سرانه بالا دانسته ودرتلاش هستند تا بتوانند مسیر توسعه را کوتاه تر وزودتر از موعد بپیمایند وبالعکس کشورهایی همچون ژاپن وکره وچین باوجود بی بهره بودن ازاین منابع خدادادی وبه اتکا’ پشتکار ونیروی انسانی متعهد وپرتلاش خودرا به لیست کشورهای توسعه یافته اضافه کنند یا حداقل دراتوبان توسعه قراردهند.

کشورمانیز جزو کشورهایی است که بدلیل افزایش بی رویه قیمت نفت دردهه 50وبا تصویب وتدوین برنامه های عمرانی وزیربنایی تمام تلاش خودرا درجهت پیمودن مسیر توسعه بکارگرفت که این تلاش بدلایل مختلف که دراینجا به تحلیل وبررسی آن نمیپردازیم متاسفانه نتوانسته این مراحل توسعه رابپیماید وبین کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه درنوسان است.

دراینجا بیشتر به بحث وبررسی تلاش شتاب زده جمهوری آذربایجان وپیش بینی ونتیجه گیری لازم وارائه راهکار دردستیابی به توسعه یافتگی خواهیم پرداخت.

جمهوری آذربایجان پس ازفروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همانند سایر کشورهای مشترک المنافع وبدلیل عدم داشتن تجربه وتمرین کشورداری به یکباره با بحران عظیم سیاسی مواجهه شدند وهمین بحران وکمبود منابع درآمدی لازم که بیشترناشی از تخصصی بودن فعالیت این جمهوریها ووابستگی شدید آنها به تامین بیش از 80% نیازهای اولیه خود از سایر ممالک مشترک المنافع این بحران ها ومشکلات را دوچندان کرد.

تجربه تلخی که همه جمهوریهای تازه استقلال یافته با آن به نسبتهای مختلف مواجه بودند.

اختلافات شدید سیاسی داخلی وخاجی از یک طرف وتغییرات مداوم ودرگیریهای شدید بین گروه های سیاسی مختلف که هیچ کدام تجربه لازم کشور داری را نداشتند منجرشد تا مشکلات وفقر وبیکاری و... روزبروز بیشتر شده وسطح زندگی وتوان کشور روزبروز ضعیف وضعیف تر شود.

دراین بین جمهوری آذربایجان جزو کشورهای خوش شانسی بود که دربین سیاست مداران ومدعیان ودولتمردان خود شخصی با تجربه بالا که قبلا" در مسئولیتهای اجرایی اتحاد جماهیر شوروی دارای سوابق ارزشمندی بوده را به ریاست جمهوری خود انتخاب میکند.

حیدرعلی اف با توان بالای اجرایی وتفکر وتجربه مدیریتی توانست کشور را از یک بحران بزرگ سیاسی  وجنگ بی پایان داخلی نجات داده ودر یک زمان کوتاه یک وجهه بین المللی مناسب نیز ایجاد وحمایت های بین المللی را نیز جذب نماید.

کشور جمهوری آذربایجان بدلیل داشتن منابع نفتی و موقعیت توریستی وخاک مرغوب و... مشخص بود که توجه بسیاری از ممالک را بخود جلب نماید وهمه بدانند که سرمایه گذاری دراین کشور میتواند توجیه بالا ومناسبی داشته باشد وبدین ترتیب از ترکیه گرفته تاچین و...بازار این کشوررا کاملا" بکر ومناسب تشخیص داده وبسیاری از کشورهای اروپایی نیز درجهت سرمایه گذاریهای زیر بنایی واساسی وارد این کشور شدند وبدلیل موقعیت استراتژیک این کشور که میتوان گفت دروازه آسیای میانه است وجزوکشورهای حاشیه خزر بوده وعضو کشورهای مسلمان و... منجر شده تا مورد توجه ابرقدرتهای بزرگ نیز باشد وابرقدرتها نیز برای دستیابی به این موقعیت استراتژیک راغب هستند تا کمکها وحمایتهای خوبی از آن کشور بعمل آورند.

این کشورتوانسته درسایه افزایش بی رویه قیمت نفت ودلار وافزایش تولید روزافزون آن به یکباره با افزایش درآمد ارزی بالایی روبرو شود ودرسایه همین ثروت ملی شروع به انجام طرح های مختلف زیر بنایی درزمینه های مختلف از جمله توریستی وعمرانی وحمل ونقل وصنایع و...نموده است ولی یک نقطه ضعف بزرگی همیشه چنین کشورهایی به آن توجه نمیکنند وهمانند روش هایی که دردهه 50 توسط دولت ایران بکارگرفته شد ومشکلات سیاسی بوجود آورد بناچار درچنین کشورهایی سیستم پادشاهی ویا حتی جمهوری هم باشد ثروت ایجاد شده آنها را به مسیر ی سوق میدهد که احساس میکنند اگربتوانند دریک مدت زمان تعریف شده قدرت وحاکمیت را دراختیار داشته باشند وبتوانند یکسری از پروژه های زیر بنایی را به نتیجه برسانند وکشور به رشد وتوسعه دست پیدا کند پایه های حکومتی آنها نیز تثبیت میشود وبرای همین یک اختیارات وامکانات ویژه نیز دراختیار ادارات ومدیران وارتش ومسئولان اجرایی خود از محل همین ثروت ایجاد شده میگذارند که همین رویه معضلات زیر را بدنبال دارد:

1- بدلیل وجود پول واختیار زیاد درسیستم رشوه و پارتی بازی ورابطه بازی زیاد میشودکه یکی از مهمترین عامل دوری وفاصله ملت با حاکمیت است.

2-بدلیل وجود منابع مالی زیاد درسیستم ها ضعف مدیریتی پوشش داده شده وروز بروز کارامدی سیستم ها پایین میاید وسیستم ها بجای ایجاد وافزایش ثروت به مصرف کننده وتضییع کننده  ثروت تبدیل میشوند.

3-پروژه ها وطرح های عمرانی نه با توجه به توسعه همه جانبه بلکه برطبق نفوذ وقدرت وفعالان اقتصادی تعریف واجرا میشود هرچند بسیاری ازپروژه های زیربنایی با مشاوره های خارجی سریعا" تعریف وفعال میشود.یعنی متاسفانه کشورهای توسعه یافته به این کشورها راهکاروماهیت توسعه همه جانبه را نمی گویند واین کشورها فقط درمسیر رشد قرارمیگیرند نه توسعه که درزیر به اختلاف واهمیت  این دوموضوع مهم خواهم پرداخت زیرا کشورهای توسعه یافته همیشه این کشورها را رقیب خود میدانند واز دستیابی این کشورها به توسعه یافتگی درهراسند لذا بروز تنش های سیاسی دراین کشورها وعقب گرد آنها را همیشه بعنوان یک استراتژی وابزار کنترلی میدانند.

4-حکمرانان دراین کشورها بدلیل ثروت ایجاد شده بالا نه از طریق فعالیت های صنعتی واجرایی بلکه ازطریق منابع وثروت های خدادادی منجرشده تا بیشتر دوستان واقوام ونزدیکان خود را درمسولیتهای مختلف بگمارند که دلیل اصلی آن نیز  داشتن ثروت ملی زیاد واحساس اینکه عامل اصلی انجام کار را وجود همین ثروت میدانند واحساس میکنند باوجود پیمانکاران ماهر بخودی خود انجام خواهد شد ونیازی به مدیران متخصص درراس امورنیست بلکه مدیران متعهد وقابل اطمینان کافی است درصورتی که همین مدیران رابطه ایی به سرعت درانجام امور بدلیل متخصص نبودن به فساد وسو’ استفاده باند بازی رو میاورند که نه تنها مسیر توسعه را با اختلال مواجهه مینماید بلکه نارضایتی ومشکلات را بیشتر نموده ودیدگاه مردم به دولت را تضعیف مینماید.

5- تاریخچه بیش از هفت دهه کمونیستی حاکم بر تفکرات زندگی وآموزشی واجتماعی کشور ازیکسو وتدوین قانون اساسی کشور پس از استقلال با دین رسمی اسلام ازسوی دیگر ووجود تناقضات مختلف در اعیاد ومراسم وجشن های ملی منجر شده تا یک اختلاف فکری وعقیدتی عمیق بین قشرهای مختلف هرچند درنهان وجود داشته باشد که همین عامل میتواند بستر مناسبی را برای تحرکات خارجی درداخل کشوربوجود آورد.

متاسفانه بسیاری از کشورهای درحال توسعه مفهوم رشد وتوسعه را بخوبی نمیدانند ومسیر رشد را بمانند توسعه دانسته وباشتاب درهمان مسیر وبا این تفکرکه افکار وحمایتهای ملی را نیز بدنبال خواهد داشت میپیمایند که دراینجا به بررسی این دومورد میپردازم:

باید ببن دو مفهوم ”رشداقتصادی“ و ”توسعه اقتصادی“ تمایز قایل شد. رشد اقتصادی, مفهومی کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی, مفهومی کیفی است. ”رشد اقتصادی“ به تعبیر ساده عبارتست از افزایش تولید (کشور) در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان, افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه, رشد اقتصادی محسوب می‌شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی, تغییر قیمت‌ها (بخاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه‌ای را نیز از آن کسر نمود
منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتند از ‌افزایش بکارگیری نهاده‌ها (افزایش سرمایه یا نیروی کار), افزایش کارآیی اقتصاد(افزایش بهره‌وری عوامل تولید), و بکارگیری ظرفیت‌های احتمالی خالی در اقتصاد.
”توسعه اقتصادی“ عبارتست از رشد همراه با افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی, انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی, رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن, نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد, نگرش‌ها تغییر خواهد کرد, توان بهره‌برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته, و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. بعلاوه می‌توان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهاده‌ها نیز در فرآیند تولید تغییر می‌کند. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی‌تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه, حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه بدلیل وابستگی آن به انسان, پدیده‌ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمی است) که هیچ محدودیتی ندارد .

توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد:

  • افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه‌کنی فقر)
  • ایجاد اشتغال, که هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعه‌نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه‌یافته, هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالیکه در کشورهای عقب‌مانده , بیشتر ریشه‌کنی فقرو افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.

بنابراین کشوری میتواند به رشد وتوسعه اقتصادی بدون بروز تنش های سیاسی حاد تبدیل شود که بتواند مسیر توسعه را درراس برنامه های خود قراردهد یعنی رشد به همراه توسعه ولی متاسفانه بسیاری از کشورهای درحال توسعه بدون توجه به توسعه اقتصادی رشد اقتصادی را باشتاب برای عبور از مسیر توسعه دنبال نموده واحساس میکنند با دست یابی به رشد اقتصادی همه مسائل ومسکلات ومعضلات اقتصادی بخودی خود حل شده ورضایت عمومی وتحسین ملی را بدنبال خواهد داشت درصورتیکه نمیدانند اگر دراین مسیر با شتاب حرکت کنند نه تنها به رشد دلخواه نخواهند رسید بلکه دربین راه بدلیل وجود اختلافات طبقاتی وفکری وبستر لازم برای بروز تنشهای سیاسی داخلی وحتی تحریکات خارجی منجر به بروز انقلاب وتغییرات زیربنایی درکشورشده وهمه اهداف اقتصادی وگامهای رشد پیموده شده نیس ونابود شده ویک تزلزل وعقب گرد قابل توجه ایجاد میشود.

کشورها ودولتمردان باید شاخص های توسعه اقتصادی را بخوبی شناخته ومیبایستی با استخدام وبکارگیری اندیشمندان اقتصادی درهمان مسیر گام بردارند.

شاخص‌های توسعه اقتصادی

از جمله شاخص‌های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه‌یافتگی می‌توان این موارد را برشمرد

الف. شاخص درآمد سرانه: از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن, درآمد سرانه بدست می‌آید. این شاخص ساده و قابل‌ارزیابی در کشورهای مختلف, معمولاً با سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می‌شود. زمانی درآمد سرانه 5000 دلار در سال نشانگر توسعه‌یافتگی بوده است و زمانی دیگر حداقل درآمد سرانه 10000 دلار.

ب. شاخص برابری قدرت خرید (PPP): از آنجاکه شاخص درآمد سرانه از قیمت‌های محلی کشورها محاسبه می‌گردد و معمولاً سطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست, از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می‌گردد. در این روش, مقدار تولید کالاهای مختلف در هر کشور, در قیمت‌های جهانی آن کالاها ضرب شده و پس از انجام تعدیلات لازم, تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه آنان محاسبه می‌گردد.

ج. شاخص درآمد پایدار (GNA, SSI): کوشش برای غلبه بر نارسایی‌های شاخص درآمد سرانه و توجه به ”توسعه پایدار“ به جای ”توسعه اقتصادی“, منجر به محاسبه شاخص درآمد پایدار گردید. در این روش, هزینه‌های زیست‌محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می‌گردد نیز در حساب‌های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه بدست می‌آید.

د. شاخص‌های ترکیبی توسعه: از اوایل دهه 1980, برخی از اقتصاددانان به جای تکیه بر یک شاخص انفرادی برای اندازه‌گیری و مقایسه توسعه اقتصادی بین کشورها,‌ استفاده از شاخص‌های ترکیبی را پیشنهاد نمودند. به عنوان مثال می‌توان به شاخص ترکیبی موزنی که مک‌گراناهان (1973) برمبنای 18 شاخص اصلی (73 زیرشاخص) محاسبه می‌نمود, اشاره کرد (بعد, شاخص توسعه انسانی معرفی گردید).

و. شاخص توسعه انسانی (HDI): این شاخص در سال 1991 توسط سازمان ملل متحد معرفی گردید که براساس این شاخص‌ها محاسبه می‌گردد: درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید), امید به زندگی (دربدو تولد), و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال‌های به مدرسه‌رفتن افراد است).



بنابراین دولتمردان جمهوری آذربایجان بایستی از تجارب کشورهای درحال توسعه ایی که توانسته اند مسیر توسعه را طی کنند استفاده نموده وبه علم وتجربه دیگران ومشاوره تحلیلگران بهای لازم را بدهد واز تجارب کشورهای درحال توسعه که به بحران های سیاسی برخوردند وتمام تلاش های اقتصادی ورشدهای اقتصادی آنان نه تنها ازبین رفت بلکه منفی نیز شد پند گیرند تابتواند به یک وضعیت پایدار وتوسعه یافته ومردمی وقدرتمند تبدیل گردد.


 
 
رمز پایداری درتجارت وبازار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٤
 

بسیاری رمز پایداری بازاروتجارت رادر سرمایه قابل توجه داشتن میدانند واین عده تصور میکنند که بدون سرمایه نمیتوان وارد بازار شد وبدون سرمایه نمیتوان تداوم فعالیت کرد وبدون سرمایه نمیتوان به یک تاجر موفق تبدیل شد.

این افراد بیشتر آنهایی هستند که خود فعالیت تجاری نکرده اند واگر فعالیتی نیز انجام داده باشند واحساس میکنند به این تجربه رسیدند بیشتر به پشتوانه پدر ویا افرادی که همیشه چتر حمایت برسرآنها داشته اند به این نتیجه رسیده اند.

درتجارت نیز همچون تولید که کاروزمین وسرمایه بعنوان عوامل تولید مطرح میباشد عواملی وجود دارد که اینجانب کار(تلاش وپشتکاروفعالیت مستمر) مکان(انتخاب صحیح نوع ومرکز فعالیت ونوع فعالیت)اعتبار(یعنی انجام فعالیت به صورتیکه اعتبار ایجاد شود وشخص بتواند چندین برابر سرمایه وامکانات خود از اعتبار وسرمایه وپتانسیل دیگران بهره مند شوند).

درواقع دریک فعالیت تجاری باید ازتصمیم وپشتکار واهداف وروحیه ایی برخوردار باشیم که مطمئن باشیم درنداری ومشکلات وشکستها خسته ومایوس نخواهیم شد وهمیشه ودرهروضعیتی به فعالیتمان ادامه خواهیم داد.بدانیم که همانگونه که درزندگی غم وشادی وجود دارد درتجارت نیز سود وزیان مطرح میباشد ودرهنگام زیان نباید احساس کنیم به پایان راه رسیدیم ودرهنگام سود نیز نباید مغرور وازخود بیخود شویم.

دروحله دوم باید با دیدی باز وبا توجه به نوع فعالیتی که انتخاب میکنیم مکان فعالیت ونوع محصول ونحوه انجام آن را با تجربه ومشاوره انتخاب وعملیاتی کنیم.

دروحله سوم که مهمترین بخش آن است با انجام صحیح وصادقانه وهوشمندانه بتوانیم اعتبار لازم را کسب کنیم تا بتوانیم خریدهای وفعالیتهای تجاری اعتباری بسیاربالاتراز سرمایه انجام ودربروز مشکلات نیز حمایت دیگران را همراه داشته باشیم.

بنابراین بزرگترین سرمایه هرتاجری ورمزماندگاری او وابسته به میزان اعتباری است که بدست میاوردنه میزان سرمایه ایی که دارد.


 
 
بچه که بودم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٧
 

یادم هست بچه که بودم (33سال پیش)بزرگترها توکوچه صحبت میکردند میگفتند که از کوچه ما یک طرح خیابان 9متری میگذرد آن موقع تعدادماشین اونقدر کم بود که خیابانهای اصلی شهر هم همیشه خلوت بودند ودرکوچه وکل محله ما باوجود بیش از 100خانوار شاید 2ماشین وجود نداشت .

آن موقع یادم هست همه درتعجب بودند که با وجود اینکه خیابانهای شهر کاملا" به این تعداد حتی ده یا صد برابر نیز جوابگو هستند پس این طرح های خیابان کشی وکمربند شهری برای چیست ومجوز ساخت دربرخی جاها را صادر نمیکنند! ویا چرا هرکس اقدام به تعمیر ویا ساخت کند باید نیم متر عقب نشینی داشته باشد!

اینها همه سوالهایی بود که درذهن من بچه ومیدیدم درذهن بزرگترها نیز مطرح بود وبی پاسخ وشاید همه براین باور بودم که دولت بامردم همراه و همدل نیست وطرح های بیمورد را دنبال میکند ویا شاید این طرح ها را بیگانگان دادند بدون توجه به نیاز جامعه ما.

روزها بدین منوال گذشت تا اینکه انقلاب به ثمررسید اولین شهرداران ومسئولان شهری برای نشان دادن عرق ملی ومیهنی وهمراه وهمدل بودن با مردم همان طرح ها را لغو کردند وگفتند این خیابانها نه تنها کم نیست بلکه بسیار بیشتر ازآن است که مانیاز داریم.

بعد از چنگ نوبت به بازسازی ها رسید وصنایع ویکی از مهمترین صنایعی که سرمایه گذاریهای میلیاردی بخود دید صنایع اتومبیل سازی بود آن هم نه بیشتر خودروهای باری وحمل ونقل و.. بلکه از نوع سواری وروز بروز برتولیداتش افزوده شد بطوری که یک روز اعلام کردند که نزدیک است رکورد تولید یک میلیون خودرو درسال شکسته شود.

ازآنطرف برای آنهایی که پولی وثروتی کسب کرده بودند ورابطه وضابطه ایی داشتند واردات خودروهای مورد دلخواه نیز روزبروز درحال فزونی بود.

خیابانها همچنان به همان شکل وقیافه باقی بودند بجز کمربندی هایی که بناچار برای گذر مسافرین عبوری برای وارد نشدن به مرکز شهر ایجاد شد.

اکنون همه آن صد خانوار هرکدام یک خودرو وبرخی نیز دو شاید هم بیشتر دارند وکوچه نیز همان کوچه است وخیابن اصلی ومرکزی شهر همان خیابان وشهردار جدید شهر که با یک ترافیک سنگین روبروست دراین فکر است که بدلیل افزایش جمعیت وزندگی شهری ساخت وسازهای چند طبقه وایجاد پاساژهای مختلف آیا این خیابانها را که یکطرفه کرده وجوابگو نیستند را کلا" مسدود کند وپیاده رو شوند تا حداقل جوابگوی مردم پیاده باشد.

اگر چنین اتفاقی بیافتد پس ماشینها درکدامین خیابان رفت وآمد کنند وتازه من فهمیدم که آن طرح ها وکمربندیها برای 30سال بعد بوده نه آن موقع وافسوس میخئرم که چه راحت حذف شدند وهیچ کس نیز به آن توجه نکرد.

افسوس بیشتر میخورم که تاکنون نیز با اینهمه ترافیک ومشکل تردد کسی آنطور که باید به این مسئله مهم درحال حاضر توجه ندارد وبه نه سی سال بلکه به پنچ سال بعد نیز توجه ندارد.

نمیدانم  جلوی تولید را باید گرفت یا ممنوعیت داشتن خودرو را عملی ساخت ویا هرطرح دیگری که بتوان حرکت وآسایش را دوباره ایجاد کرد که میدانم دیگر نمیتوان آن طرح ها را بروی این ساخت وسازهای پی درپی ایجاد کرد.


 
 
آیا قیمتها کاهش خواهد یافت؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱
 

افزایش بی رویه ارز به بیش از 33000ریال وکاهش آن به 27000درروزهای اخیر منجرشده تا بسیاری بدنبال این باشند که بدانند آیا افزایش قیمتی که درکالاها چه مواد خوراکی ولوازم خانگی وقطعات یدکی ومصالح ساختمانی و... صورت گرفته نیز کاهش میابد؟

 درجواب این سوال باید بگویم که این افزایش قیمت کالاها را باید بررسی کنیم که چه مقدار از افزایش قیمت محصولات به تبع افزایش قیمت ارز بوده که مشخصا" میبایستی به همان نسبت کاهش یابد واین مورد درارتباط با کالاهای وارداتی وکالاهایی که ارز بری داشته صددرصد صدق میکند.

 بیشتر کالاهای وارداتی با ارز 12300ریال وارد کشور شده بنابراین در هنگامی که نرخ ارز به 33000ریال رسید درواقع این کالاها نیز میتوانسته تا 2.7برابر افزایش قیمت بدهند ولی معمولا" سرعت افزایش قیمت کالاها به سرعت افزایش نرخ ارز افزایش نمیابد به همین علت با وجود اینکه قیمت ارز یک افزایش بیش از 2.5برابری در یک مدت چند ماهه پیدا کرد ولی کالاها در بدترین حالت افزایش صدردصد یعننی 1برابر داشتند وهمین عامل منجر میشود تا در کاهش نرخ ارز از 33000به 27000یعنی کاهش حدود20% باز با افزایش 2.2نسبت به نرخ پایه داشته باشیم که هنوز افزایش قیمت کالاها این افزایش را تجربه نکردند یعنی اگر درکالای وارداتی افزایش صدرصد را داشته باشیم میتوانیم چنین استنباط کنیم که در ساده ترین محاسبات نرخ دلار دراین افزایش24600ریال(12300×2)درنظر گرفته شده بنابراین اگر نرخ دلار اگر از 24600ریال (تاجر بتواند با این نرخ برای واردات دلار تهیه کند)بیاید میتوان به همان نسبت درقیمت آن کالا شاهد کاهش قیمت باشیم ولی اگر هنوز آن کالا افزایش قیمت کافی تا نسبت افزایش نرخ ارز از قیمت مرجع پیدا نکرده باید شاهد ادامه روند افزایشی کالاها دربازار خواهیم بود.

 آنچه دراینجا مهم است این است که معمولا" این روند افزایش ادامه پیدا میکند تا به همان افزایش نرخ ارز برسد وبه این واقعیت همان افزایش قیمت کالاها متناسب با افزایش نرخ ارز گفته میشود.

 ولی بحث افزایش قیمت کالاها بعد از رسیدن به نسبت افزایش  نرخ ارز دوباره بعلت مشکلاتی که درواردات کالاها برای تجار ایجاد میشود واردات کالا کاهش میابد وخود بخود یک کاهش عرضه نسبت به تقاضا بوجود میاید که منبعد نرخ کالا حتی بیشتر از نسبت افزایش نرخ ارز شروع به افزایش قیمت میکند که به این موردافزایش قیمت ناشی از فزونی تقاضا نسبت به عرضه گفته میشود وممکن است منجر به ایجاد ترس عمومی از بابت احتمال کمبود کالای فوق ویک اثر روانی مضاعف هم ایجاد شود واین افزایش قیمتها تا واردات کالا توسط تجار وعرضه آن دربازار ادامه میابد.

درواقع دروضعیت فعلی وبا کاهش قیمت نرخ ارز تا سقف 24600نه تنها شاهد کاهش قیمت نخواهیم بود بلکه درصورتیکه کالا تا صد درصد افزایش قیمت نداده باشد دوباره شاهد افزایش قیمت خواهیم بود بدون درنظر گرفتن افزایش قیمت ناشی از کاهش عرضه نسبت به تقاضای محصول.

بنابراین دولت برای اینکه بتواند قیمتها را کاهش یا ازافزایش بی رویه آنها جلوگیری نماید بایستی تلاش نماید تا با ایجاد رشد اقتصادی لازم وافزایش ارزش پول ملی وکاهش نرخ دلار ارز مورد نیاز تجاررافراهم نماید تا عرضه محصول به قیمتهای متناسب دراختیار مصرف کننده قرارگیرد البته از روشهای دیگری که درجهت کاهش قیمت کالاهای وارداتی میتواند انجام دهد کاهش عوارض مالیاتی وگمرگی کالاهای وارداتی میباشد.


 
 
چقدر بدبخت هستید وآینده خود را چگونه میبینید؟(داستان واقعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٤
 

بسیاری همینکه مشکلات متعددی را درپیش روی خود میبینند خود را بدبخت وبدشانس دانسته واز ادامه زندگی ناامید میشوند واعتماد به نفس خود را از دست میدهند وحتی ممکن است برخی دست به خود کشی نیز بزنند.

من بارها درتحلیلها وداستانهای واقعی ومثالهای مختلف از صعود به کوه سعی کردم این نکته را تاکید کنم که ازسختی های زندگی هرگز نهراسید وبدانید هرچقدر زندگی برشما سخت ودشوار باشد به همان اندازه نیز تجربه ورشد بدست میاورید ومیتواند خود سکوی پرتاب وعامل موفقیت شما نسبت به دیگران باشد که برای این منظور زندگینامه ایی را برایتان بازگو میکنم تا شاید امید واعتماد به نفستان را هیچ وقت از دیت ندهید ودر هیچ سن وموقعیتی نگویید دیگر زندگی را باختم وبرای من دیر شده است.

 

لطفا" یک لحظه خود را بجای این شخص بگذارید:

 نوزادی ناخواسته و حاصل یک رابطه جنسی بی سر و ته، در روستایی بسیار فقیرنشین و در دامن یک مادر بدبخت که کلفت خانه های مردم است، دیده به جهان بگشایید، بدون آنکه وجود پدر را دور و برتان احساس کنید.

 در بچگی مادرتان آنقدر فقیر است که حتی توان خرید یک لباس ساده را برایتان ندارد و مجبورید گونی سیب زمینی بپوشید، طوری که بچه های همسایه دائم شما را مسخره کنند و به شما بخندند.

 در سن کودکی، مادربزرگتان مجبورتان کند کارهای سخت انجام دهید و همیشه بخاطر ساده ترین اشتباهات شما را کتک بزند و شما هم هیچ پناهی نداشته باشید که در دامنش گریه کنید.

 از سن نه سالگی دائم مورد تجاوز اطرافیان قرار بگیرید، دایی ها، پسر دایی ها، دوستان خانوادگی و کلاً همه.طوری که اولین فرزندتان را در سن چهارده سالگی و پس از نه ماه مشقت بدنیا آورید، آن هم یک نوزاد مرده. تصور کنید که خواهر و برادری دارید که سرگذشتی کمابیش مشابه شما دارند، خواهرتان از اعتیاد زیاد به کوکایین بمیرد، و برادرتان از ابتلا به ایدز. تصور کنید که مادرتان آنقدر فقیر است که نمیتواند شما را بزرگ کند و از پس هزینه های اندک شما برآید، و مجبور شود شما را به یک مرد غریبه بسپارد تا بزرگتان کند. تصور کنید که آن مرد غریبه، یک ارتشی بسیار سخت گیر باشد که تصمیم دارد از همان بچگی به شما نظم و ترتیب را یاد بدهد و دائم تنبیه کند و دستور دهد، ولی شما مجبورید او را بابا صدا کنید.


 در میان این همه بدبختی، سیاه پوست هم هستید، یک آمریکایی-آفریقایی، آن هم در حدود چهل پنجاه سال پیش که اوج نژادپرستی و نفرت از سیاه پوستان است.

واکنون  حدود چهار دهه از آن روزگار گذشته باشد.

فکرمیکنید با این سرنوشت نکبت بار وشرایط سخت وبا این روحیه ایی که درشما وجود دارد چه سرنوشتی داشتید وچه موقعیتی داشتید؟ وخواهشم اینست که بدانید موقعیت او درآن سالها ودرکشور ن}اد ژرست بسیار بدتر از شرایط شما درکشور خودتان است(سعی نکنید دوبار توجیه وتفسیر کنید)وبدانید اگر دریک کشور پیشرفته فقیر وبینوا بودن وتلاش برای موفقیت و پیشرفت بسیار سخت ودشوار است تا کشوری جهان سوم که بدبختی درآن یک واقعیت وبستر حرکت است.

نمیدانم حدستان چه بود ولی الان قدرتمندترین زن جهان هستید!

محبوب ترین، پولدار ترین، با نفوذ ترین، و تنها میلیاردر سیاه پوست!

همه شما را بعنوان صاحب بزرگترین خیریه جهان، پر طرفدار ترین مجری تلویزیون، و برنده جوایز متعدد سینما و تلویزیون می شناسند.

سیاستمداران، هنرپیشگان، ثروتمندان و همه آدمهای بزرگ و معروف فقط دوست دارند با شما مصاحبه کنند.

در دانشگاه ایلینوی، زندگینامه شما تدریس می شود، در قالب یک درس با عنوان خودتان.

یک قصر در کالیفرنیا دارید به مساحت هفده هکتار که از یک طرف به اقیانوس ختم می شود و از طرف دیگر به کوهستان.

همچنین ویلایی دارید در نیوجرسی، آپارتمانی در شیکاگو، کاخی در فلوریدا، خانه ای در جورجیا، یک پیست اسکی در کلورادو، پلاژهایی در هاوایی و ...

با درآمد سالانه حدود سیصد میلیون دلار، و دارایی حدود سه میلیارد دلار، بعنوان ثروتمند ترین زن خودساخته جهان شهرت دارید.

آنچه خواندید خلاصه ای بود از سرگذشت مجری بزرگ تلویزیون، اپرا وینفری.

 

 


 
 
فرزندچهارم(جدیدترین شیوه افزایش نرخ رشد جمعیتی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٢
 

درهمه کشورها دولتمردان به یکی از مواردی که دربرنامه ریزی های کلان خود توجه دارند نرخ رشد جمعیتی وترکیب جمعیتی کشوراست مبحثی که دربیشتر کشورهای جهان سوم بدلیل بالا بودن نرخ رشد جمعیتی و بدلیل پایین بودن تولید و درآمدسرانه آنها که میتواند منجربه افزایش نرخ بیکاری وفقر بیشترشود.

 درکشورمانیز قبلا" کنترل جمعیتی درراس برنامه های اقتصادی درجهت بالا بردن درآمدسرانه ملی ونرخ بیکاری وکاهش هزینه های ملی وافزایش توان دولت درجهت میزان بهداشت عمومی وخدمات رسانی قرارگرفته بود که از دولت نهم علی الخصوص دهم بیکباره تاکید برافزایش جمعیت شده وسیاستهای کاهش جمعیتی را نه تنها اشتباه تلقی بلکه چنین استدلال شد که کشورما کاملا" نیازمند افزایش نرخ رشد جمعیتی بوده ورشد وتوسعه آینده کشورنیز وابسته به آن است.

    این مبحث درحالی مطرح میشود که نرخ بیکاری وخط فقرافزایش محسوسی یافته  وآموزشی وبهداشت عمومی از استانداردهای تعریف شده پایین بوده وبسیاری از خانواده ها حتی در تامین نیازهای اساسی وبهداشتی وآموزشی فرزندان محدود خود نیز با مشکل مواجهه شده اند وبهمین علت فساد واعتیاد نیز شتاب بیشتری بخود گرفته است.

کشورهای پیشرفته معمولا" برای کنترل جمعیت ونرخ رشدآن بجای تشویق خانواده ها به افزایش جمعیت خانواده بیش از دوفرزند که میتواند درمدیریت خانواده وتامین آموزش وتربیت وبهداشت آنها تاثیر منفی بگذارد وبه این خاطر بیشتر مشوق ها درهمان محدوده فرزند اول ودوم بوده و چون خود افزایش جمعیت و مرحله نوزادی تا نوجوانی که یک فرد بتواند به مرحله بهره وری برسد هزینه زیادی بدنبال دارد بهترین رویه را ایجاد تسهیلات وشرایط لازم برای جذب نیروهای متخصص وآماده کشورهای جهان سوم میباشد که درواقع  یکی از بهترین وراحت ترین وبدون هزینه ترین روش کنترل وتامین جمعیت بازده وفعال میباشد.

دربرخی موارد درکشورما رویه هایی مورد استفاده قرارمیگیرد که نه تنها این رویه ها منحصر بفرد میباشد بلکه با منطق هیچ متخصص وتحصیلکرده ایی نیز سازگارنبوده ونحوه انتخاب وچرایی آن همیشه درهاله ایی از ابهام است ومعمولا" نیز بعد از اجرا وهزینه واقدامات لازم به راحتی نیز حذف وکنارگذاشته میشود که از این راهکارها میتوان بیکباره تعیین پاداش یک میلیون تومانی به متولدین 80 را اشاره کرد که بعد از تبلیغات وحتی عملیاتی کردن موضوع وحتی بازکردن حساب صوری دربانک به یکباره دوباره حذف ومسکوت ماند وامسال نیز بحث امتیازات وتسهیلات  به خانواده هایی که فرزند سوم بدنیا بیاورند وهم اکنون بیکباره تسهیلات وی}ه به خانواده هایی که فرزند چهارم بدنیا بیاورند! که متاسفانه این سیاستها به دلایل زیر دارای تحلیل ومنطق مناسب نیست.

اولا" چرا فرزند سوم وچهارم که میتواند هم از نظر علم پزشکی وهم از نظر مدیریت خانوار جای تردید وبحث دارد.

ثانیا"درکشوری که سالها تبلیغ کاهش نرخ رشد جمعیتی شده هزینه های کلانی نیز دراین زمینه انجام شده وبسیاری تک فرزند هستند وبسیاری از مزدوجین جوان نیز سالها بدون فرزند زندگی میکنند چرا مشوق برای همین ها ایجاد نکنیم که هم بستر لازم برای تربیت وشرایط بهتری را دارند.

ثالثا"آیا بستر بهداشتی ولوازم وتجهیزات وموادغذایی وپروتئینی وآموزشی وروانی مناسب را برخوردارهستیم ویا بسیاری از فرزندان مخصوصا" درخانواده های پرجمعیت با مشکلات وشرایط نامناسب مواجهه هستندکه میتواند درآینده بجای تربیت نیروهای متخصص ومفید افراد معتاد ویا فاسد تحویل جامعه نماید.

بهرحال هرتصمیم وایده ایی برای اینکه مفید وموثر باشد باید یک مبنای علمی وتحلیلی برخوردار باشد ونه از روی احساسات ومنطق فردی ومتکبرانه که دراین صورت خسارات وتبعات آن نه قابل جبران خواهد بود ونه قابل دفاع ودرتاریخ آن کشورنیز بعنوان یک نقطعه ضعف ثبت وضبط خواهد شد.

 


 
 
تاجران ماندگار دربازار(رمز وراز تجارت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۸
 

راز ورمز ماندگاری تاجر دربازار راز ورمز پیچیده وغیرممکنی نیست ولی برای دستیابی به این راز ورمز یک سری شرایط وویژگیهایی لازم است که بسیاری یا از این شرایط اطلاعی ندارند ویا هرمسیری را که به ذهنشان میرسد را انتخاب کرده ومیروند که چنین افرادی اگر هم توانسته باشند سالها دربازار دوام بیاورند وبه رشدخوبی برسند بدانند رشدشان معقول وپذیرفته شده نیست وممکن است همانند بادکنکی باشند که بایک برخورد سوزن بترکند وهمه آرزوها وزحماتشان یک شبه نیست ونابود شود.

البته هر بازاری ممکن است برای خود رازورمزهای منحصر به فردی داشته باشد ومشخصا" قوانین وسنن وموقعیت هرکشوری باکشوردیگرفرق میکند وآنچه دراینجا بیان میکنم بازار ایران وعلی الخصوص تهران است که حاصل سالها تجربه شخصی ام با اتکا’ به علم وتحقیق وتحلیل وتجربه عینی است.

راز ماندگاری دربازار تهران وتبدیل شدن به یک تاجرسرشناس وموفق برخی از موارد زیرازضروریات است:

1- فرزند تاجری موفق بودن وسالها زیر دست او شاگردی کردن وعاقبت به پشتوانه پدر فعالیتی ایجاد کردن.

یا2-با سرمایه کلان وارد بازار شدن وبه پشتوانه یک نمایندگی انحصاری محصولی موفق وپرطرفداربطوری که ناچارتاجران با شما ارتباط کاری ایجاد کنند.

یا3-شاکرد باهوش وپرتلاش تاجری دلسوز وخیر بودن که فرزندی فعال نزد خود ندارد وجایگزینی مناسب برای او همانند یک فرزند شدن تا او تجربیاتش را به شما منتقل نماید وعاقبت با حمایت او فعالیتی برای خود ایجاد کردن.

یا4-اعتبار لازم ایجاد کردن واعتماد تاجران دیگر بدست آوردن وخضوع وفروتنی لازم را داشتن وروابط عمومی قدرتمند داشتن وجایگاهی دربازار ایجاد کردن وباتلاش مستمرازرمزوراز تاجران آگاه شدن.

5-ریسک کردن بجا وبموقع وزمین وخوردن دوباره ایستادن وصبور بودن وامیدوارومصمم بودن تجربه ها را اهمیت دادن وبکاربردن .

6-شناخت صحیح از بازار ومشتری داشتن  ومحصول خوب انتخاب کردن وذات وماهیت فعالیت انتخابی را فهمیدن رقبا وفصل وتاریخچه تاثیر رکود وتورم برآن فعالیت را ارزیابی کردن.

7-شجاعت وشهامت وجوانمردی داشتن وبه وقت بحران وگرفتاری نهراسیدن وبه وقت سود وتوانمندی مغرور ومتکبرنشدن ودانستن اینکه هرفرازی نشیبی دارد وقدردرآمد رادانستن وهزینه را کنترل شده انجام دادن بطوری که هیچ وقت بیش از درآمد پایدارخرج نکردن.

اینها همه از مواردمهمی میباشد که یک تاجر موفق قطعا" این خصوصیتها را دارد .

تاجران موفق که الان همه حسرت ثروت وجایگاه وموقعیت اورا میخورند روزها و شبهای زیادی را با استرس ونگرانی طی کردند وشرایط دشوار وتاریکی را پشت سرگذاشتند وبسیاری شاید روزها ودورانی داشتند که نگران وبی پول بودندوبدهکاریهای کلان داشتندوهرچندممکن است درقبالش کالا وطلب داشتندولی چه بسا اگر درآن مقطع توقف فعالیت میکردند وهراس بخود راه میدادند واز ادامه مسیر پشیمان میشدند با بدهیها وتعهدات کلان غیر قابل جبران ورشکست ونابود میشدند تاجران موفق کنونی خسارتهای بزرگ وسختی نیز درمسیر راه تحمل کردند.

تاجران موفق همیشه اینطوری نبوده که باسرمایه کلان وبه پشتوانه پدر شروع فعالیت کنند بلکه بسیاری نیز هست که با علاقه وپشتکار وتوجه ودقت واستفاده از علم وتجربه توانسته اند جایگاهی دردل بازار ایجاد کرده واندک اندک برموقعیت وسرمایه خود افزوده وچون انگیزه بالا داشته اند وبرهمه موقعیتها وجایگاههای شغلی پشت کرده وبا عشق وعلاقه بازار را انتخاب وصبر وپایداری کرده وبا همه ناملایمتهای بازار وسختیهایش انس گرفته وعاقبت بازار وتجار آنها راتحسین وپذیرفته اند.

برای تاجرشدن هیچ وقت دنبال شانس واقبال نگردید همانگونه که درهنگام کوهنوردی هرگز این ذهنیت رانداریم که بدون پیمودن مسیر درست دریک لحظه به قله برسیم واین را بدانید که قله ای هست ومسیرهای گوناگون برای رسیدن به آن ودراین مسیر سنگلاخ وپرتگاه وبهمن وسختیهای فراوان است وهرکه ازتجربه دیگران بهتراستفاده کند ونقشه مسیر را بداند وبفهمد واستقامت وپایداری داشته باشد عاقبت قله را فتح خواهد کرد.

بدانید تاجران موفق روزها وشرایط سختی را پیمودند که هرگز به زبان نمیاورند ویا آنقدر زیاد بوده که بسیاری ازآنها از ذهنشان پاک شده ولی همان چندخاطره نیز از آنها بشنوید خواهید دید که چه مسیر سخت وبزرگی راپیمودند وبیشتر ثروت وداراییهایشان تلاش واستقامت آنها را تحسین خواهیدکرد.

بسیاری متاسفانه اگربه آنها درپای کوه بگوییم ویک مسیرنامشخص رانشان دهیم که میتوانی ازآن مسیربدون اینکه بخود زحمت بدی به قله میرسی بخود تردید نمیدهد که شما دیوانه ایی وهرگز این مشورت شمارا هیچ کس حتی آنها که تجربه کوهنوردی ندارند ولی باچشم عظمت کوه را میبینند نمیپذیرد وبه راه خود ادامه میدهد حتی اگرنتواند صعود کند وبه قله برسد ولی خیلی از آنها که مسیر تجارت را انتخاب میکنند همش بدنبال شانس واقبال ومسیر میانبری برای ثروتمند شدن هستند نمیدانند ونمیخواهند بپذیرند که مسیرتاجرشدن وثروتمند شدن از صعود به یک قله مرتفع پیچیده تر ونیاز به نقشه وراه وصبر واستقامت بالا میخواهد وهیچ مسیر میانبری وجودندارد واگرکسانی دیده اید که احساس میکنید یک شبه به آن رسیده اند تحلیل وبررسی کنید وعاقبتش را جویا شوید خواهید دید تاجرنشده بلکه ظاهرش شبیه تجاراست وعاقبت خوشی درانتظارش نیست.


 
 
دزد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

صبح اول وقت دفترراباز نکرده متوجه یک آشفتگی وبهم ریختگی درداخل آن میشوی وهاج وواج که چگونه وچطور با موضوع برخورد کنی تماسی با پلیس میگیری ودرحضورش وارد دفتر میشوی همه جا بهم ریخته است انگار تا میتوانسته اثاثیه دفتررابهم ریخته انگار هرلای اوراق را هم نگاه کرده شاید پولی ویا چیز باارزشی درلای آنها باشد.

قطعات ومحصولات را بازبینی کرده وتنها بدشانسی او این بوده که پول نقد واوراق گرانبها درداخل گاوصندوق بوده اونیز توان وتخصص باز کردن آن رانداشته ودومین مشکلش این بوده که محصولات گرانبها از نظر حجمی بزرگتر ازآن بوده اند که اوبتواند از آن سوراخی که گربه بزور وارد میشود ووارد شده آنها را خارج نماید.

دریک نگاه معلوم است که ورود از قسمت بالای پنچره به دفتری که طبقه اول است با زمین 10متری فاصله دارد بسیار سخت ودشواربوده ودراین را ه عینکش نیز افتاده ودرهنگام فرار آن را نیز نتوانسته بردارد وفرارکند.

درداخل دفتر همه جا را بهم ریخته است وتا میتوانسته گشته آنقدر خسته وکوفته شده که چاره را دراین دیده برای رفع خستگی وتامین انرژی دوباره نشسته وهرانچه دریخچال بوده را با ترشی همانند یک حیوان نشخوار کرده وکثیف کاری وبهترین خوراکی را نیز بیسکویت روی میز یافته وتا میتوانسته خورده ومابقی را نیز برده است.

اماردفتربدرستی دردست نیست که بدانیم با اینهمه زحمت وفلاکت به کاهدان زده یا توانسته سرقتی تحسین برانگیزداشته باشد ولی چون اجناس باارزش ابعادی بزرگتراز آن داشته اند که از آن سوراخ بتوان رد کند میتوان کفت به کاهدان زده است.

دزدان نیز دزدان دیروز که تخصص وتجربه ایی داشتند وچنین خود را از پرتگاه به داخل نمیانداختند وشاه کلیدی داشتند وحداقل درهای بسته را میگشودند ووسایل تجهیزاتی داشتند که گاو صندوق ها را در سه سوت میشکستند وبازمیکردند.

هرکس نظری میدهد ولی همه به اتفاق تایید میکنند این از آن دزدهای معتاد است که اندامی لاغر همچو یک گربه داشته که توانسته از این سوراخ واردشود ودزد متخصص نبوده که چون هیچ قفلی را نتوانسته بازکند وکشنه وناتوان بوده وآن خوراک را ازهمه چیز مهمتر میدانسته ونشسته خورده است.

آنچه مهم است این است که هرچقدر جامعه فقیر وفقیرتر میشود برتعداد دزدان ناوارد وجدیدافزوده میشود وهمین دیروز بود که کیف زنی را موتورسوارزد وفرارکرد به همان وضعیتی که پارسال کیف مرا قاپیدند وکسی یافت نشد ونتیجه ایی حاصل نشد وهمینطوری ادامه دارد وهرروز برتعدادشان افزوده میشود.

نمیدانم اگر این دزد برای یک دزدی که شاید با همه خساراتش دومیلیون تومان نیست چنین تلاش ومخاطره کرده وبه دفتری درکنارخیابان به ارتفاع 10متروازلای نرده های آهنی وارد شده و آن زدی که سه هزار میلیارد را با خود برد ازکجا وارد شدوچگونه برد که هردو یک وجه مشترک داشتند که شاه کلید نداشتند وازدروارد نشدندویک مغایرت باهم داشتند که یکی بسیارگرسنه بوده ودیگری سیر وفربه.


 
 
کنترل اجباری نرخ ارز وتبعات مثبت ومنفی آن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸
 

چند ماهی است که دولت بالاجبار اقدام به کنترل فیزیکی نرخ ارز کرده واین تلاش را هم موفقیت آمیز میداند با توجه به اینکه این روش مقطعی برخورد فیزیکی با یک پدیده اقتصادی ازنظر یک تحلیلگراقتصادی نمیتواند صحیح باشد وممکن است خسارات متعددی به سیستم اقتصادی یک کشوروارد کند به تحلیل علمی موضوع میپردازیم.

برای ارزیابی نتایج حاصل از این شیوه برخورد ابتدا باید یک شناخت کافی ازمفهوم ارز داشته باشیم.

تعریف ارز:هرگونه وسیله پرداخت بین المللی یا انتقالی از قبیل طلا واسکناس خارجی وسپرده نزد بانکهای خارجی ومطالبات کوتاه مدت قابل پرداخت به پول خارجی.

درواقع دلار جزو پول خارجی ویکی از عناصر تشکیل دهنده ارز میباشد و به دلیل اینکه نرخ ارز به صندوق بین المللی پول که برمبنای طلا ودلار ایالت متحده آمریکا بعنوان پایه ارزی اعلام میشود اهمیت خاصی پیدا میکند.

درهرکشوری دونوع ارز وجود دارد :

1-ارز قابل معامله که شامل ارزی است که بانک مرکزی وشعب ارزی بانکها مجاز به معامله آنها هستند.

2-ارزهایی که درکنالهای رسمی تعریف شده خرید وفروش نمیشود.

نرخ ارز: نشانگر ارزش واحد پول یک کشوردرمقابل پول خارجی ودریک زمان مشخص وبصورت واحد کسر وعددی نشان داده میشود.

نرخ ارز بخودی خود بین پولهای سایر کشورها ارتباط برقرارمیکند یعنی با تعریف ارزش پول ملی با دلار خودبخود رابطه واحدهای پولی دیگرنیز تعریف میشود.

ازاین موضوع چنین برداشت میشود که نرخ ارز یک ماهیت وارتباط عمومی با واحدهای مختلف پیدا میکند ودرواقع هرگونه تغییر درنرخ دلاردرآن واحدنرخ مبادله همه پولهای خارجی را تحت تاثیر قرارمیدهد.

نقطه مهم دراینجا اینست که نرخ ارز نه تنها ارزش پول کشور های مختلف با یکدیگر مبادله می شود را نشان می دهد بلکه قیمت کالاها و خدمات بر حسب پول داخلی را به پول دیگر کشور ها تعیین می کند .

درکشوری که بخش اصلی مصارف داخلی اش از طریق واردات تامین میشود وحتی تولیدات داخلی آن نیز وابسته به مواد اولیه وارداتی است با کاهش ارزش پول ملی به همان میزان قیمت کالاها واقلام وارداتی افزایش قیمت پیدا میکند ومنجر به بروز یک تورم مضاعف درکشورمیشود .

ازطرف دیگر با کنترل اجباری نرخ ارز کخصوصا" از طریق محدودیت تحویل ارز به وارد کنندگان منجرمیگردد که یک شوک مضاعف به بازار ازطریق کاهش واردات وعرضه کالا بوجود آورد یعنی دراین وضعیت هم افزایش قیمت کالاهای وارداتی بدلیل کاهش ارزش پول ملی(افزایش نرخ ارز)وهم بدلیل کاهش عرضه آنها ودرک افکارعمومی از احتمال یقین کمبودکالاهای مورد نیاز آنها که میتواند یک تاثیر روانی مضاعف ایجاد کند .

کنترل اجباری ارز شاید بتواند از افزایش صددرصدی نرخ ارز جلوگیری نماید وآن هم درکوتاه مدت ودرظاهر امر ولی بدلیل سیاستهای کنترلی جلوگیری از خروج ارز وعدم تحویل ارز مورد نیاز وارد کنندگان که حتی برای کالاهای غیر ضروری ولوکس باشد یک تقاضای بالقوه وتاثیر روانی خاصی ایجاد میشود که منجر به افزایش بی رویه بسیاری از کالاها شده وکالاها نیز زنجیروار منجر به یک افزایش عمومی زنجیروار قیمت هابیش از صدرصدی میگردد وخود این عاملی خواهد بود درکاهش ارزش پولی ملی وافزایش نرخ ارز.

بنابراین نتیجه میگیریم که سیاستهای کنترلی مقطعی واجباری نه تنها مفید ونتیجه بخش نیست بلکه کاهش ارزش پولی کشور را تسریع مینماید وبا تاثیر درعوامل دیگر نه تنها منجر به ایجاد تورم بالا وواقعی میشود وفقیر را فقیرتر وغنی را غنی تر نموده ومعضلات بزرگی همانند احتکار وانتقال غیرقانونی ارز وعدم ورود ارزناشی از صادرات و... را ترغیب مینماید.


 
 
EFQM مدل تعالی سازمانی(سرآمدی)چگونه شگل گرفت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢
 

شاید با مدل ها ویا استانداردها وسیستم های مختلفی تا حالا ارتباط داشته ویا دوره گذراندیده اید ولی شاید بی اغراق میتوان گفت بهترین مدلی که براساس مفاهیم بنیادی شکل گرفته ویک منطقی تعریف شده قابل ارزیابی است ومیتواند یکی از ابزارهای مهم مشاورین باشد مدل EFQMمیباشد.

 جالب است مختصری به سوابق شکل گیری این مدل بپردازیم که خود گویای این است که بالاترین همراهی وکمک دادن دانش وایده است نه وام وکمکهای نظامی و...

 بعد از جنگ جهانی دوم بدلیل اینکه آمریکا دوراز جنگ بود وخسارات زیادی متحمل نشده بود خود را متعهد میدانست که برای بازسازی کشورهای متحدش که درگیرچنک بودند کمک لازم را بکند که یکی از مهمترین بخش آنها کمک به احیای زیر ساختهای اقتصادی بود واین کشورها شامل اروپا وژاپن میشد.

برای این منظور آمریکا یکی از اندیشمندان مدیریتی خودرا بنام دمینگ مامور میکند تا به کشور ژاپن رفته وآنها را در ارتقاء بهره وری ودانش مدیریتی همراهی کند.

مشاوره دمینگ درزمینه های چگونگی توسعه وتعالی سازمانها درزمینه ها وسطوح مختلف سازمانی ازمدیریت گرفته تا پرسنلی آنقدرموثربود که ژاپن چندین سال ایشان را درجهت استفاده بهینه از نظرات مشورتی ایشان بهره مند شد.

دمینگ براین اعتقاد بود که سازمانها باید هرآنچه صحیح وواقعیت دارد را عنوان کنند وتلاش کنند به آنچه ایده آل است برسند وسالانه همانند یک ورزشکار حرفه ایی که تمرین لازم دراحراز شایستگی را کرده دریک مسابقه ملی شرکت کنند.

همین ایده منجرشد تا جایزه ملی بنام دمینگ از سال 1951تعیین وبه شرکتها وسازمانهای برتر اعطاء شود.

تاثیر این شیوه درارتقاء بهره وری واثربخشی سازمانها وشرکتهای ژاپنی آنقدربالا بود که خود کشورآمریکا نیز برآن شد که جایزه ایی بعنوان جایزه ملی کیفیت بنام مالکوم بالدریج ازسال 1987 ترتیب وسالانه به سازمانها وشرکتهای برتراعطاء نماید.

بدلیل موفق آمیز بودن این ایده اروپاییان نیز برای بهره مند شدن از این ایده جایزه کیفیت اروپا را درسال 1991طراحی واجرانمودند که بنام EFQMمطرح شد.

این شیوه اعطای جایزه به شرکتها وسازمانهای سرآمد وموفق در تمامی شاخص های سازمانی منجرشد که دراین کشورها یک مسابقه ورقابت بسیار مهم وموثر در رشد وتوسعه همه جانبه شرکتها وسازمانها وبالا بردن سطح دانش ومدیریتی و...بوجود آید ورشد اقتصادی بالایی را برای آنها به ارمغان بیاورد

که دراد امه به توضیح معیارها وابزارهای این مدل خواهم پرداخت.


 
 
صادرات درچه مواقعی میتواند مضر باشد!!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥
 

یکی از الویتهای هرکشوری توسعه صادرات ومثبت نمودن تراز تجاری خود میباشد تا بتواند نیازهای ارزی خودراتامین وحتی ذخیره ارزی ایجاد نماید.

تاکنون شاید کمتر اقتصاددان ویا تصمیم گیران اقتصادی دیدید که از مضراتی که دربرخی مواقع صادرات میتواند داشته باشد سخن به میان آمده باشد که دلیل اصلی آن عدم آگاهی واطلاع کافی آنها از وضعیت وواقعیات برخی از صادرات میباشد که درعمل وجود دارد واین همانا برمیگردد به دوربودن بسیاری از تحصیلکرده ها واندیشمندان ما از واقعیات وواقعیات موجود است که بدون حضوردربازار ودرگیری عملی با آن قابل شناسایی نمیباشد.

صادرات موقعی توجیه منطقی دارد که شما درحال صدور کالاها وخدماتی هستید که هم ارزش افزوده برای شما دارد وهم سودآوربوده وهم بیش از نیاز ومصرف داخلی شما باشد.

همچنین به موقعیت اقتصادی ووضعیت رکودی وتورمی موجود درجامعه نیز توجه شود ویا بحران های مقطعی که با ایجاد جو روانی به یک باره با افزایش قیمت بی رویه ارز مواجهه هستید وهمچنین سیاستهای کنترلی برای جلوگیری از افزایش بی رویه قیمت کالاها اعمال میکنید که این وضعیت میتواند منجر افزایش توان خرید کشورهای خارجی درمقابل ارزانی محصولاتی داخلی بوجود آید.

متاسفانه درکشورما بدون توجه به اینکه موقعیت اقتصادی ما درزمانها ومکانهای مختلف چگونه است وصادرکنندگان ما چه نیت وهدفی را میتوانند دنبال کنند حتی جوایز صادراتی نیز گذاشته شده که این امر منجر شده تا هیچ کنترل ونظارت تعریف شده وعلمی وتحلیلی براین قضیه نداشته ودربرخی موارد به کسایی جایزه بدهیم که خود بزرگترین نقش درتضعیف اقتصادملی وافزایش تورم وکاهش ارزش پول ملی ایفا کرده اند که درزیر به برخی از این موارد اشاره میشود.

1- عدم وجود اجبارومحدودیت درنرخ گذاری کالاها:بطوری که صادرکننده میتواند برای بدست آوردن ارز کالای خود را که با مواد اولیه وهزینه های سربار ودستمزد داخلی تولید شده حتی زیر قیمت تمام شده یعنی به زیان! نیز صادرنماید درصورتی که همان کالا را چندین برابر به داخل میفروشد که این خود نه تنها معامله مفید برای کشور نیست بلکه منجر به خسارت سنگین نامحسوس که دربرآورهای تحلیلی مالی واقتصادی قابل محاسبه است میشود.

2-عدم نظارت وکنترل انتقال ارز به کشور جالب این است که بسیاری از این کالاها حتی برای تولید از ارز دولتی بهره مند شد ولی درآمد حاصل به حسابی درخارج از کشور که بنام شخص صادرکننده ایجاد شده واریز میگردد وبرآوردی صورت نگرفته از کل صادرات صورت گرفته چقدرارز تعریف شده وکنترل شده به بانکهای اصلی کشور که میتواند بعنوان تامین ارز موردنیاز ملی باشد جذب شده وهمه افتخاراتی که توسط مسئولین زیربط بعنوان رشد صادرات وتراز تجاری عنوان میشود نه برمبنای ارزواقعی جذب شده به کشور بلکه برمبنای صادرات ثبت شده دراطاق بازرگانی میباشد!

3-محدودیتی درکالاها گذاشته نشده(شاید بگویند چرا صادرات بصورت مواداولیه وبرخی دیگر ازمحدودیتها هست ولی باید قبول کنیم همین محدودیتها را نیز با انجام تغییرات اندک روی مواداولیه وعنوان محصول ساخته شده ممکن رعایت نکنند) وبیکباره میبینی کالاهایی که درداخل با کمبود عرضه مواجه هست صادرات صورت میگیرد وآن هم با قیمت  پایین که کمبود کالای فوق منجر میشود تا هم مردم با مشکل تامین کالا مواجهه شوند وهم تورم مضاعف به مردم تحمیل وخودبخود با کاهش ارزش پول ملی وخسارت بیشتر مواجهه شویم.

4-صادرات بی رویه محصولات داخلی منجر به کاهش آن درداخل وافزایش تقاضا نسبت به عرضه وافزایش بی رویه قیمت آن شده وهمان تجار اقدام به واردات آن با قیمتهای بالاتر که بدلیل استفاده از ارز دولتی محسوس نبوده میکنند همانند بسیاری از مواردی حتی درمحصولاتی که هیچ وقت فکرنمیکردیم که دراین محصولات هم تبدیل به واردکننده بشیم همانند برنج وپرتقال وگردو و.....

5-ورود قطعات وموادموردنیاز با قیمت بالا که بدلیل استفاده از ارز ناشی از درآمد نفتی با قیمت کنترل شده دراختیار آنها گذاشته میشود وصادرات با قیمت ناچیزبرای مثال شما مجموع قطعات مورد مصرف یک اتومبیل ساخت داخل با قیمتهای دلاری که واردات صورت میگیرد (تک تک قطعات را با قیمت دلاری جمع بزنید)تعجب خواهید کرد که چند برابر قیمت دلاری آن خودرو برای فروش درخارج آن هم با شرایط اقساط (پراید یا پژو)که این مورد باهیچ عقل ومنطقی سنخیت ندارد.

این موارد بخشی از موارد با اهمیت هست که درصورت اطلاع از واقعیات صادرات ما میتوان پی برد که بخش مهمی از صادرات غیر نفتی ما نه تنها منافعی به اقتصاد ما ندارد بلکه زیانها وخسارات مهمی به اقتصاد کشور وارد میکند که بسیاری ازکاهش ارزش پول ملی وتورم ومشکلات ما ناشی از آن است.


 
 
واکسن(فساد اداری)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٤
 

شاید بتوان مهمترین ومضرترین بیماری یک جامعه را نفوذ وبروز فساد اداری عنوان کرد که درصورت ایجاد همانند یک سرطان غیرقابل درمان آن جامعه را به تباهی ونابودی میکشاند.

شاید هیچ چنگ وبحران اقتصادی وسیاسی نتواند یک دولت وحکومت را به شکست وتغییر بکشاند ولی فساد اداری میتواند شالوده اساس آن جامعه را تحت شعاع قرارداده وشالوده واساس آن را نابود واعتماد واتحاد را ازبین ببرد.

بنابراین جامعه ودولت ونظامی پایداراست که بتواند با هرگونه فساد اداری با جدیت مبارزه کند ودرواقع سرطان را پیش از بروز وایجاد مداوا کند کاری که کشورهای پیشرفته انجام دادند وکشوری همچون چین توانست پس از انجام آن به پیشرفت های بزرگی دست یابد.

علت اصلی آن این است که دولت مخصوصا درکشورهای جهان سوم بزرگترین تصمیم گیر و کارفرما ومنبع اصلی فعالیتها وعامل اصلی وتعیین کننده درگردش نقدینگی وبسیاری از تصمیم گیریهای اقتصادی است که متاسفانه همین انحصارگرایی دولت منجر میشود تا بستر مناسب برای رشد فساد اداری ورانت خواری بوجود آید وتصمیمات مسئولین درسرنوشت بسیاری ویا سود وزیان بی رویه ومقطعی ودرنهایت سودجوییها کاملا موثر واثرگذارباشد.

فساد اداری منجر میگردد که یک واسطه اصلی ومهم ایجاد شود وعدم برخورد مناسب با این واسطه منجرمیشود تا رشوه ودرخواست آنها برای اعطای مجوز ویا اعطای پروژه وحتی پرداخت وجه با درخواست پول وهمانند یک پای قضیه واهرم فشار هزینه انجام پروژه ها را حتی تا 100%افزایش دهد.

یا تصمیم گیریهایی باشد که سودهای بی رویه زیادی برای برخی ایجاد نماید لطمات بیشماری به ملت ودولت تحمیل نماید وبرای همین دربسیاری از دولتها وکشورها به جایگاه وموقعیت افراد توجه ننموده ودرصورت بروز فساد اداری وسو’ استفاده با شدت برخورد میکنندوازمقام وموقعیتشان عزل میکنند.

برای درک این موضوع به یک طنز متاسفانه هوشمندانه وارتباط داده شده به ایرانی توجه شما را جلب میکنم.

گویند سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک درخواست میکند هرکس اعلام آمدگی وانجام آن رابکند رقم قابل توجهی میدهند چون این واکسن خطر مرک را بدنبال دارد وسه نفر ایرانی وآلمانی وفرانسوی اعلام آمادگی میکند.

آلمانی تقاضای 100000دلار میکند .خبرنگارازاو میپرسد که این پول را برای چه میخواهی میگوید میدهم به همسرم تا بعد از من زندگی اش با مشگل مواجهه نشود.

فرانسوی تقاضای 200000دلار میکند .خبرنگارازاو میپرسد که این پول را برای چه میخواهی میگوید نصف آن رامیدهم به همسرم تا بعد از من زندگی اش با مشگل مواجهه نشودونصف آن رامیدهم به معشوقه ام.

ایرانی تقاضای 300000دلارمیکند.درپاسخ سوال خبرنگار میگوید 100000دلار میدهم به عواملی که درسازمان بهداشت جهانی هستند تا قرارداد را نهایی کنند و100000دلار خودم برمیدارم و100000دلارنیزمیدهم به آلمانی تا واکسن را برروی او آزمایش کنند!


 
 
کارغیرممکن وجود ندارد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳
 

بسیاری بجای اینکه به کار وتلاش بپردازند وبدنبال پیشرفت وموفقیت باشند نشستند وبه دیگران غبطه میخورند ودرحسرت وآه وموفقیت دیگران رانیز بجای اینکه نتیجه تلاش وکوشش آنها بدانند نتیجه شانس واقبال وپشتوانه آنها میدانند.

بدانید برای دستیابی به ثروت وموفقیت وصعود به قله هرهدف وامید وآرزویی جز همت وکار وتلاش وحرکت چیز دیگری لازم نیست واگر همیشه فکر میکنی پشتوانه مالی وحمایتی وشانس واقبالی لازم است بدان دراشتباهی که چون برای شروع وصعود هرکاربزرگی باید از صفر شروع کنی وحتی اگر پشتوانه ایی نیز داشته باشی باید بدانی دوباره برای حرکت از پایه وکسب تجربیات پایه واولیه آنها را درمسیر فعالیت از دست خواهی داد وبه صفر حتی زیر صفر خواهی رسید ودوباره مجبوری باتلاش واستقامت به مسیرادامه دهید.

زندگینامه افراد قدرتمند وثروتمند وآنهایی که همه آرزوی یک صدم اورادارند مطالعه کنی خواهی دید که روزی ورشکست وبی چیز بوده وبه تفکر وتدبیر واستقامت خود را به آن مقام وموقعیت رسانده که شما امروز حسرت آن را میخورید.

بسیاری از تنبلی ویاس وناامیدی بهانه های مختلف میاورند ومیگویند برای شروع هرکاری سرمایه لازم است وچون سرمایه نیز ازطریق بانک ویا دوستی دراختیار میگیرند دوباره میگویند کم است ویا سالها از عمرخودرا با هیچ وپوچ تلف کرده وعاقبت میگویند از ما گذشته !!

بدانید برای شروع هرکاری هیچ وقت دیر نیست وبقول اندیشمندان ماهی را هرموقع ازى بگیری تازه است وموفقیت از آن آنکسی است که کاررا از صفر شروع کرده وتنها سرمایه او مصمم بودن واعتماد بنفس است .

بنابراین برای موفقیت وخوشبختی از همین امروز تصمیم بگیرید وهرهدفی را که دوست دارید برای دست یابی به آن با دستان خالی گام بردارید وبدانید تنها کلید موفقیت این است که "خواستن توانستن " است ودرواقع بگویید که من می توانم  تلقین مثبت از هرکاروتلاشی داشته باشید برای این موضوع یک داستان قدیمی را بازگو میکنم:

می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و به خیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام یکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.



 
 
شهر یا روستا کدامین برای زندگی بهتر است؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸
 

رشد صنعت وپیشرفت وتوسعه شهرها وایجاد صنایع بزرگ درشهرهای بزرگ که متاسفانه بدون آینده نگری صورت گرفت منجر شد تا یک مسیر مهاجرت یکطرفه از روستا به شهر وازشهرهای کوچک به شهرهای بزرگ ایجاد شود .

این بی توجهی نه دراحداث صنایع بلکه دراحداث دانشگاهها وامکانات تفریحی وگردشی ومراکز بهداشتی ودرمانی و... نیز اتفاق افتاد ومنجرگردید تا سیل عظیمی از مهاجرات ها به بهانه های مختلفی همچون کارو تحصیل ودرمان و... به سوی کلانشهرها صورت گیرد وهمین مهاجرتها منجرشد تا روستاها یکی پس از دیگری عاری ازسکنه ویا نیروی کارمفید باشد.

این سیرمهاجرتها درجوامع امروزی انگیزه های جدیدی با ایجاد مراکز اداری درکلانشهرها واستخدام کادر آن بدون توجه به محل تولد وزندگی افراد ویا انتقال بسیاری از کارمندان وکارکنان مناطق مختلف با ارتقا’ پست به کلانشهرها وحتی ایجاد یک تفکر وچشم هم چشمی درخانواده ها برای زندگی درشهرهای بزرگ منجرشد تا بیکباره با کلانشهرهایی روبرو شویم که جمعیت آنها با امکانات وتاسیسات شهری وتجهیزات و... سنخیت نداشته ومنجربه بروز گرانی وترافیک وآلودگی های صوتی وتنفسی و.. گردید وازطرف دیگر با افزایش بی رویه جمعیت درشهرهای کلان بیکاری وفقر افزایش ومنجربه بروز فساد واعتیاد وتخلف فراوان غیرقابل کنترل گردد.

امروزه مردم گرفتاردرکلانشهرها نه راه پس دارند ونه راه پیش شاید تنها مقطع زمانی است که حتی ساکنین روستا وشهرهای کوچک نیز دیگر حسرت زندگی دراین کلانشهرها را نمی خورند ولی هنوز هم که هنوز است جوانان بیکار برای کار وبسیاری برای تحصیل و... بناچار باید به این کلانشهرها بروند.

هرچند درهمه کشورها این معضل وجود دارد ولی اگربا دید تحلیلی به کشورهای پیشرفته نگاه کنیم میبینیم آنها تعاریف اصولی وبسیارآموزنده ایی را برای رفع این معضل یافته اند :

اولا" آنها صنایع را نه درهمه شهرها بلکه منطقه صنعتی یا شهرصنعتی ایجاد نموده اند که همه شهر متشکل از کارخانجات ومردم آن درکل کارگران هستند وامکانات آموزشی وبهداشتی لازم رافراهم مینمایند که این اقدام چند حسن دارد اولا" فعالیتهای صنعتی وآلودگیهای آن قابل کنترل بوده وفرهنگ عمومی مردم شهر وامکانات مورد لزوم آن نیز با توجه به ماهیت شغلی وزندگی آنها قابل برنامه ریزی میباشد .

درکشورهای پیشرفته مناطق روستایی نیز خود به کشاورزی مکانیزه ودامداری مدرن وصنایع تبدیلی لازم تجهیز شده واز امکانات رفاهی وتفریحی وعلمی لازم ودرآمدزایی مناسب برخوردار میباشند ولزومی نمی بینند که برای کسب درآمد وکار به شهرهاومناطق دیگر پناه ببرند .

شهری مانند تهران ودیگر کلانشهرهای ایران بعلت عدم برنامه ریزی لازم وپیش بینیهای قبلی به شهری تبدیل شده اند که نه تنها روستاییان وکارگران ومهاجران مختلف را درخود جای داده بلکه حتی افراد بیکار ومهاجران غیرقانونی کشورهای محروم منطقه نیز دراین کلانشهرها سکنی گزیده اند لذا هم از نظر ملیتی هم نظر عقیدتی وهم از نظر موقعیت فرهنگی وسطح زندگی و... بدترین شرایط را دارد وهمین امر منجر میشود تا فساد واعتیاد وجنایت وسرقت و... روزبروز بیشترشود وازطرف دیگربدلیل عدم برنامه ریزی قبلی ورشد وتوسعه بی رویه چه از نظر صنایع وچه از نظر ساخت سازشهری وترافیک شهری منجرشده تا آلودگی صوتی و آب وهوا و... نیز به مرحله حاد وخطرناک برسد ورشد بیکاری وکاهش درآمد وافزایش روزافزون هزینه همه را گرفتار میکندوآرامش را از قشر فقیر وآسایش را از قشر مرفه میگیرد.

بنابراین زندگی شهری آن ابهت ورفاه وکار و...را از دست داده والان بیشتر مشکلاتش نمود پیدا کرده ولی ایا روستا بهتر است نیز باید بررسی شود.

از دوستان ما به این نتیجه رسیدند که به روستای آبا واجدادی خود پناه ببرند وخانه وکاشانه خود را به روستای اجدادی بردند که پرازدرخت وگل وبلبل بود وخوشحال از این تصمیم وبا افتخار ازاین اقدام تعریف میکردند.

یکسالی نگذشته که به آنها دوباره سرزدم ولی آن شادابی نشاط وزنده دلی اولیه را ندیدم که هرچند نخواستم آب به آسیاب بریزم ونمک برزخم واز اونپرسیدم ولی از گله ها وشکایتهایش چنین دریافتم:

اولا" روستاهای ما اگر کسانی درآن ماندند همچنان محروم واز نظر فرهنگی محدود هستند واین عاملی است که اگر کسی پا درآنجا گذاشت خود همانند کریستف کلمب تنها زندگی کند وپس روستا نه تنها تنهایی شهر را جبران نمیکند بلکه برآن میافزاید.

دوما" هرچند تخم مرغ ومیوه طبیعی درآن هست ولی از محصولات چینی وخسارت هایش روستایی نیز درامان نیست وامسال سم چینی که به درختان زده بودند بجای سمهای اروپایی وآمریکایی همه درختان سوخته وبرگهایش زرد شده بود خود او میگفت درختانم نیز همچون خودم زرد وپژمرده شدند.

سوما" بدلیل اینکه دانشگاهها وصنایع درشهرهای بزرگ میباشند وروستا همان روستای سنتی 50سال پیش است ومحروم از کوچکترین کارودرآمد فرزندان مانده اند وخود آنجا رفته اند واین هم شده دلتنگی بزرگ برای آنها

وشاید اگر بخواهیم داستانها از این موارد بنویسیم ومیترسم آخر به این نتیجه برسم که اگر مدیریت صحیح وبرنامه ریزی درست نباشد نه شهر برای زندگی خوب است نه روستا!

 


 
 
مذاکرات تجاری دریک اطاق تاریک!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٧
 

آیا تا بحال دریک اطاق تاریک مذاکره کرده اید ؟ وآنهم مذاکرات مهم تجاری که دیدن طرف مقابل ونوشتن وتبادل موافقتنامه امضا’ وپرداخت ویا تحویل کالا میخواهد انجام شود ودراین اطاق تاریک شما جز صدای طرف مقابل هیچ چیزی را نه میبینید ونه ازوجود مدارک واطلاعات ومحصول وپول مطلع هستید.

راستی فعالیتهای تجاری شرایط امروز ما به یک اطاق تاریک میماند که نه از اعتبار ووضعیت وماندگاری طرف تجاری خود اطمینان کامل دارید ونه براحتی میتوانید نقل وانتقال پول انجام دهیدونه از تحویل کالا و کیفیت اقلام وکالاها مطمئن هستید ونه بانکها وموسسات مالی ودولت حمایت لازم را از شما دارد.

این وضعیت تاریکی محض نه مربوط به واردات بلکه حتی صادرات وفروش درداخل کشورنیز شامل میشود.

بدترین وضعیتی که میتواند تجارت وبازرگانی یک کشوررا به تضعیف ونابودی بکشاند همانا مشخص نبودن وضعیت قیمتها و منابع وهزینه ها ودرحالت کلی دادو ستد است که تجاررا دریک حالت شک وتردید ودودلی درفروش وخرید قرارمیدهد وازآنطرف بدلیل نبود حمایتهای پولی ومالی وقوانین ومقررات وتثبیت نرخ وتولید روزبروز شرایط بحرانی وحاد میشود.

تجار ما واقعا" یا بعلت اجبار وناچاری ویا بعلت پشتکار وصبربالا فعلا" این شرایط ووضعیت بد را چندسالی است که تحمل میکنند ولی این بدان معنی نیست که دولت مهمترین واساسی ترین رکن اقتصادی کشوررابه باد فراموشی بگیرد.

تجارایرانی شاید توانمندترین وبا استعدادترین تجارجهانی محسوب میشوند که واقعا" میتوانند دراین شرایط تاریک ومبهم به فعالیت خود ادامه دهند هرچند بسیاری نیز ورشکست ویا اقدام به تعطیلی فعالیتهایشان کردند.

 این قدرت وتوانمندی وپایداری تجارایرانی به حدی بالاست که حتی اگرشاگردان آنها نیز به هرکشوری میروند واقدام به فعالیت تجاری میکنند به سرعت رشد وموفق شده وتبدیل به یک تاجر سرشناس وموفق آنجا میشوند.

شاید یکی از دلایل اصلی بالا بودن توانمندی تاجران ایرانی برمیگردد به ریشه 2500ساله آنها که روزی کشورشان قدرتمندترین کشور دنیا با دانش وعلم ومیدریت توانمند بوده واین ریشه هنوز هم که هنوزاست درفرزندان این مرز وبوم تبلور داشته ودربدترین ومشکل ترین شرایط با صبر وتدبیر به فعالیت خود ادامه میدهند.

البته تجارایرانی به ضربالمثل وتدبیر گذشتگان خود زنده وفعالند وهرشرایط بدی را تحمل میکنند وامیدوارند ومیگویند روزهای سخت وتاریک بدنبالش آرامش وروشنایی نیز خواهد داشت وهمیشه روزگار به مراد یکی نخواهد بود وزندگی فراز ونشیب دارد وآنکس نابود است که به فردا نیاندیشد وقدرت واقبال امراز را ماندگاربداند و نیکی ماندگاراست وبدی سزای عملش را خواهد دید.

ودرتحمل وصبر وتجارت کالا میگویند هرچیز خارآید یک روزبکار آید.

هرموقع که احساس کنند دولت با آنها همره وهمراه نیست وسیاستها وروشهایش مدبرانه وحمایت گونه درجهت رشد فعالیتهای تجاری واقتصاد وافزایش ثروت ورفاه عمومی نیست میگویند همانند پدری میماند که درفکرخانواده وفرزند وعیال خود نیست وجز امیال شخصی هدف دیگری ندارد ودراین موقعیت باید کاروتلاش کرد ودل به این پدرنبست که چون تکیه گاهی برفرزند خود نمیباشدوفقط نام پدررا به یدک میکشد.


 
 
چگونه نرخ دلار بیکباره 40%کاهش یا افزایش میابد!؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٥
 

اصولا" افزایش ویا کاهش دلار وسایر ارزها تابع عرضه وتقاضا و ارزش پول ملی است ولی درکشوری همچون کشور ما که بانک مرکزی شیوه های ثابت وتحلیلی دررابطه با کنترل رشد نقدینگی درگردش کشور واعلام واقعی نرخ تورم وازطرف دیگر نحوه عرضه ارز استفاده نمینماید وبیشتر سلیقه ایی وسیاسی عمل مینماید لذا علاوه برعوامل فوق یک جو روانی نیز در قیمت ارز تاثیرگذاراست.

جو روانی چگونه ایجاد میشود ودر چه اندازه تاثیر گذار است؟

جوروانی به طرق مختلف ایجاد میشود که درزیر به برخی ازانها اشاره میشود:

1- عدم شفافیت لازم توسط مسئولین ودولت : درصورتی که بانک مرکزی بصورت دقیق وعلمی عمل ننموده وبا شفافیت عمل ننماید منجرمیشود تا هرشایعه وحرکتی توسط سودجویان دربازار موثر باشد ومنجرشود تا میزان عرضه وتقاضا بسیاربالاتر ویا پایینتر از واقعیت موجود ایجاد شود.

2-کاهش فعالیتهای سودده وگسیل مردم به ارز وطلا: عدم توجه مسئولین به مشکلات صنوف دیگر ازجمله تجارت وتولید وپایین امدن بازدهی وسوددهی آنها منجرمیشود تا بسیاری از سرمایه ها ومردم عادی سرمایه گذاری درارز وطلا را بهترین ومهمترین مکان ومورد بدانند وبدین ترتیب بیکباره تقاضا ی بیش از اندازه ایجاد میشود.

3-تحدیدات بین المللی وترس از بروز تنش وجنگ:ایجاد تعارض بین المللی ودامن زدن بیش از حد مسولین به آن منجر میشود تا بسیاری نگرانی از بروز جنگ و افزایش تحریم های بین المللی نموده وبرای اطمینان خاطر از کاهش ارزش پول ویا ایجاد یک سرمایه مطمئن به طلا وارز پناه ببرند.

4-افزایش نقدینگی وکاهش ارزش پول ملی وضعف تولید ملی:عدم کنترل صحیح میزان نقدینگی درگردش جامعه وهمچنین عدم حمایت لازم از تولید ملی منجربه کاهش ارزش پول ملی وبالا رفتن موقعیت ارزهای خارجی شده واین روند درصورت تداوم مستمر به یک واقعیت وپدیده تبدیل شود.

وبسیاری عوامل دیگر که درروند کاهش ارزش پول ملی دخیل میباشند ولی این جرایانات چگونه دربرخی موارد دریک برهه زمانی کوتاه بوقوع میپوندد.

اصولا" این روند وعوامل فوق هیچ وقت نباید بیکباره بوقوع بپیوندد وهیچ دست بیگانه ایی نیز نمیتواند از یک درصد معقول بیشتر درروند آن تاثیر گذار باشد بجز موارد زیر:

1- عدم اعلام واقعی تورم موجود وایجاد تورم پشت پرده که پس از گذشت مدتی بیکباره ظاهر خواهد شد وبیکباره با کاهش ارزش پول ملی مواجهه میشویم.

2-ورود تعریف نشده دربازار توسط دولت به بهانه کنترل آن با عرضه ارز به قیمتهای روزکه خود مبین تایید نرخ های موجود است ودوباره جهش قیمتی ایجاد میشود.

3-حذف بیکباره ارزتحویلی به تقاضاهای مختلف ازقبیل واردکنندگان ومسافران ودانشجویان ... که تقاضا را بشدت افزایش وعرضه را کاهش میدهد.

4-ایجاد بحران ها وتضادها وتحریمهای بین المللی مقطعی وبروز جوروانی

آنچه مهم است این است که هیچ کدام از عوامل فوق نیز نباید بیکباره تاثیر صدرصد برروی کاهش ارزش پول ملی که تابعی است از تولید ناخالص ملی وتراز ملی ونقدینگی درگردش جامعه وساختارهای اقتصادی مگراینکه درنتیجه بی توجهی مسئولین این ساختارها تضعیف ویا متزلزل گردند.

از نظر اقتصادی مسئولین باید توجه داشته باشند که اگر نرخ دلار بیکباره میتواند بیش از 40%درعرض یک مدت کوتاه افزایش یل کاهش داشته باشد این نه ناشی از دخالت بیگانگان بلکه نشانگر یک عارضه ونقصان اقتصادی است وحاکی از این است که درخت اقتصادی ما آنقدر تضعیف شده که با هر بادی بشدت میلرزد وحتی میشکند.

دراین حالت با یک اقتصاد مریض ونحیف مواجهیم که باید به سرعت به مداوا وتقویت آن بپردازیم والا با هیچ مرهم وروش مقطعی جز اینکه بصورت ظاهری احساس مداوا کنیم وظاهرسازی کنیم به حل ریشه ایی آن کمکی نکرده بلکه موضوع را پنهان وبحرانی ترخواهیم کرد.

 


 
 
اعتصاب بازار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢
 

امروز صبح فعالیتها شروع شد هرچند برخی باز نکرده بودند ولی اکثر قریب به اتفاق آمده بودند ومانیز دردفترمان بودیم که نزدیکهای ظهر احساس کردیم چشمانمان سوزش دارد وچون دفتر ما اداری است زیاد ازاوضاع بازار خبرنداشتیم تا اینکه برای کاری بیرون رفتیم تلاطم خیابان وسروصدای ماشینها کمی شبیه دوران انتخابات بود ولی هرگز فکرنمیکردیم دربازاری که درطول اینهمه اعتراضات ساکت وآرام بود اتفاقی درآن بیافتد .

البته این را هم باید یاداورشوم یکی از بحرانی ترین وخطرناکترین اعتراضات درهرحکومتی اعتراض بازار است که چون بازار قلب اقتصاد ی یک کشور است وچون این قلب به فشار واسترس وایست برسد کله ساختار جامعه بهم میریزد.

درطول تاریخ همانگونه که درایران نیز تجربه شده شاید قیام میلیون ها مردم ودانشجو و... هیچ وقت به نتیجه نرسد وحکومتی را ساقط نکند ولی آن موقع که این اعتراض به بازار میرسد حکومتها سقوط میکنند که شاه نیز چنین شد.

نمیدانم چرا دولت به این مقوله مهم دقت ندارد و همچنان بر اشتباهات وتصمیمات وشعارها ادامه میدهد وتوجهی به وضعیت بازار وتاجران وتولید ودرنهایت معاش مردم ندارد.

رفتیم که کاری را از یک دفترتجاری پیگیری کنیم تازه دیدیم بسیاری بسته اند درگیری دربازار است وچون برمیگشتیم دیدیم همه جا بسته وکاربه آتش بازی وشعار رسیده جالب این بود که بسیار شبیه دوران انتخابات بود وبا یک تفاوت که اینها دیگر مطالبات سیاسی نداشتند بلکه اینها معترض معاش واقتصادند هرچند شعارشان شبیه دوران انتخابات بود ولی فرقش اینبود دیگر نیروی انتظامی با افراد سیاسی طرف نبود ومجبور بود بسوی مردم هجوم آورد سفید وسیاه وگوچک وبزرگ را هدف قراردهد.

باخود میپرسم راستی دولت باخود فکرنمیکند که مشکلات اقتصادی دامنگیرهمه است بحث بحث سیاسی نیست واین اعتراض ها کاملا" خود جوش وناشی از نگرانی عموم ودرماندگی مردم است.

چرا نمیدانند که مشکلات اقتصادی را نمیتوان سرکوب کرد متاسفانه مداوایش نیز پس از اینهمه بی توجهی امکان پذیر نخواهد بود.

ارز را میگوییم بیگانگان کردند پس چه برسر میوه وسبزی وبرنج و... آمد چه نیکوست که حتی اندگی واقع بینانه باشیم وکمی بفکراین ملت که درکنارسفره رنگین نشسته اند وزیر پایشان طلای سیاه ولی بدبخت وگرفتارشده اند وپشمانند ومیگویند ایکاش طلای سیاه نداشتیم تا مسولان نالایق نمیتوانستند براحتی برمسند ریاست بشینند وبجای مدیریت وبرنامه ریزی بفکر مال اندوزی ومنفعت شخصی باشند.

بیایید منطقی باشیم ومتعصب واجترام بگذاریم به مردمی که صاحب واقعی همه قدرتها واموال ملی هستند وبه آنها زورنگوییم ودروغ نکوییم وبدانیم هیچ قدرتی ماندگار نیست جز صمیمیت وعشق وهمزیستی وصداقت واحترام


 
 
تجار ودولت ومردم درافزایش بی رویه قیمتها چگونه باید عمل کنند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢
 

درمقاطع بحرانی وهشدار که بیکباره ارزش پولی یک کشوری روند کاهشی روزانه وسریع بخود میگیرد منجرمیشود تا یک استرس ونگرانی عمومی چه دردولت ومردم وچه درتجار ایجاد شود که چگونه درمقابل این سیل خروشان عکس العمل نشان دهند.

تورم یکباره ودرشرایطی که دولت نتواند راهکار وبرخورد علمی واقتصادی درمقابل آن داشته باشد منجرمیشود که برای همه ادامه این روند مسجل شده ونه تنها امیدی به بهبود نداشته باشند بلکه نگران بد ترشدن اوضاع باشند.

درچنین وضعیتی معمولا" مردم عادی وتجارنسبت به خروج پس اندازهای خود از بانک اقدام نموده وتلاش میکنند تا نسبت به سرمایه گذاری وخرید کالا برای جلوگیری از کاهش ارزش پول خودبکنند.

مردم عادی بهترین مسیر سرمایه گذاری را سکه وارز دانسته ودرصورت عدم آمادگی برای آن اقدام به خرید کالاهای موردنیاز ازقبیل خودرو ویا لوازم خانگی میکنند ودرضعیف ترین حالت کالاهای مصرفی وروزمره .

تجارنیز تلاش دارند تا با خرید وافزایش موجودیهای کالای خود ویا حفظ آن بتوانند از کاهش ارزش سرمایه خود جلوگیری نموده وازاین افزایش قیمت بهره مند باشند.

 چنین وضعیتی یعنی کاهش ارزش پول ملی بدترین وضعیت ممکن است که از نظر اقتصادی هیچ کس سود نمیبرد وفقط برخی که سرمایه داشته وآن را تبدیل به کالا میکنند درواقع حفظ ارزش پول میکنند ودیگرانی که نتوانستند چنین کنند بیکباره سرمایه آنها به نصف ویا حتی کمتر به میزانی که کاهش ارزش پول ایجاد شده تقلیل میابد وبه این خاطر بسیاری ورشکست ورفاه عمومی مردم بشدت کاهش وخط فقر افزایش میابد.

درچنین وضعیتی بیشترین ضرر وخسارت وفقر متوجه کارمندان وآنها یی که درآمد ثابت دارند ویا سرمایه ایی ندارند میشود.

برای اینکه متوجه باشیم که دراین وضعیت کمترکسی هست که سود برده باشد باید میزان سرمایه افراد را پس از افزایش نه به پول ملی بلکه به ارز یا طلا سنجید برای مثال:

آپارتمانی 100متری  دراثر کاهش ارزش پول ملی از متری 1میلیون به متری 2میلیون افزایش قیمت داشته وعلی الظاهر صاحب این آپارتمان بسیار خوشحال است که سرمایه او دوبرابر شده است ولی اگربه ارز بسنجیم این آپارتمان آن موقع که متری 2میلیون بود  000/100دلار ارزش داشته ودر آن موقع نرخ ارز 10000ریال بوده وهم اکنون به 34000ریال رسیده بنابراین:

ارزش اولیه  آپارتمان  =  1000000×100=100میلیون

ارزش دلاری آپارتمان=100000×10000=100میلیون

میبینید که تقریبا" نرخ با هم برابری میکند ولی با کاهش ارزش پول ملی همه محاسبات داخلی به هم میریزد ونرخ آپارتمان هرچند 100% افزایش یافته است ولی اگر کسی بخواهد همان آپارتمان را به دلار بخرد دیگر صد هزار دلار نمیدهد:

نرخ روز آپارتمان=100×20000=200میلیون

نرخ برابری ارز=100000×34000=340میلیون

یعنی کسی که ارز دارد میتواند با همان ارز قبلی آپارتمان را خریداری نموده و140میلیون نیز دریافت کند درواقع:

20000000/34000=588823دلار میتواند آن آپارتمان را بخرد نه با 100000دلار

یعنی درواقع سرمایه آن فرد بجای دوبرابر شدن از صد میلیون به 58میلیون کاهش داشته نه افزایش!(588823×10000=588823000ریال با نرخ پایه دلار )

درچنین شرایطی همه نگران بوده ومیخواهند بدانند چگونه باید عمل کنند که بتوانند خسارت زیادی متحمل نشوند.

دولت: درچنین وضعیتی یک دولت آگاه وبا احساس مسئولیت اذعان میکند که دروحله اول همه مشکلات واتفاقات وشرایط ناشی از ضعف تصمیم گیریها و مسئولین واستراتژیها بوده که منجر به بروز این بحران گردیده لذا باید حتی لازم شد بالاترین مسئول اجرایی کشورنیز این شهامت را داشته باشد تا استعفا’ داده ومسئولیت این بحران ووضعیت را بعهده گیرد ودرمسئولین میانی نیز افراد ناکارآمد کنارگذاشته شده وافراد متخصص جایگزین آنهاشود.

فقط دراین صورت میتوان حداقل از جو روانی چنین وضعیتی کاسته وافزایش بی رویه را کند کرد.

تجار: درچنین وضعیتی بهترین جا برای سرمایه گذاری برای یک تاجر همان اقلام ومحصولات مورد تجارت خود است هرچند درچنین وضعیتی بسیاری ازتجار از فروش امتناع نموده ومنتظرند تا بالاترین افزایش ها صورت گیرد که خود این تصمیم تاثیر بسیاربدی برروند عادی اقتصاد گذاشته ورشد تورم را صعودی میکند وهمچنین یک ظلم مضاعفی به مردم گرفتاروارد میکند لذا درچنین وضعیتی  تصمیمی که هم منطقی باشد وهم انسانی واخلاقی تداوم فروش هرچند با کنترل تعدادی وموجودی بطوری که نه بیکباره موجودی صفر گردد وبه انبار آنهایی که میخواهند احتکار کنند منتقل شود ونه مردم گرفتار ونیازمند محصول بی بهره گردیده ویک کمبود مضاعف درجامعه ایجاد نشود.

مردم: مردم عادی نیزدراین وضعیت اگرنقدینگی دارد ونگران کاهش ارزش پول است باید درسکه ویا حدالامکان اقلام لوازم خانگی موردنیاز خودرا تهیه نماید که درآینده ممکن است توان خرید آن را نداشته باشد.

 

 

 


 
 
جغدی که از ترس عقاب زمین گیر شده بود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۱
 

جغد مدتی بود که درلانه ایی که به چنگ آورده بود زندگی میکرد وغافل از اینکه صاحب لانه قبلی نیز ازترس عقاب رفتن را برماندن ترجیح داده بود.

جغد چند بار به پرواز درآمد و اطراف را گشت وخوشحال وخشنود ازاین شد که برخلاف تصورش غذا نیز کمیاب نبود واطراف همه سزسبز وخرم بود.

روزها به همین منوال میگذشت وهر روز طبق معمول به شکار وتفریح مشغول بود واحساس غرور میکرد ازاینکه همه موش ها و جوندگان ازاو حساب میبردند چون او را میدیدند به سوراخ ها پناه میبردند.

جغد احساس میکرد که همه منطقه  وجانورانش زیر پاهای او هستند وهمچون یک عقاب برآن حیطه فرمان روایی میکرد.

جغد از وجود عقابی درآن منطقه با خبر بود ولی هیچ وقت فکرنمیکرد با او رودرو شودواحساس میکرد عقاب جزلانه وکاشانه خود جای دگر را کاری ندارد و شاید هم جرات وشهامت حضور ندارد وخود هرروز برحیطه حضورش ومنطقه تفریح وفعالیتش می افزود.

روزی ازروزها این جنب وجوش جغد عقاب را باخبر ساخت وتازه عقاب ازحضور یک طعمه چاق وچله در سرزمین تحت سیطره خود باخبرشد وچشمان تیزش را تیزتر کرد تا جغد را بیابد وشکارش کند.

جغد نیز بیخبر از تصمیم عقاب به تاخت وتازش درمنطقه ادامه میداد که بیکباره سایه ایی وحشتناک برسرش احساس کرد وهمین کافی بود که بیکباره سرش را به عقب برگرداند چنگگ عقاب را دریک قدمی خود دید وفرودی یکباره همچون مرده کافی بود تا اینبار شانس زندگی را داشته باشد.

جغد از آن روز احساس خطر کرد وهمیشه وهرلحظه احساس میکرد سایه عقاب برسرش است واز آن روز تصمیم گرفت به جای پرواز دربستر خاک راه برود وزندگی زمینی را تجربه کند.

اوازعقاب ناراحت ودل چرگین بود وعقاب نیز هرلحظه منتظر تا او را لقمه ایی رنگین سازد.

جغد بیخبر بود که چون پرواز درآید با عقاب باید رودرو شود چون زمین گیر شود واز پرواز منصرف روباه وشغال ومار امانش نخواهند داد وجانش را خواهند گرفت.

او نمیتوانست بپذیرد که باید حیطه کوچکی را برای شکاروتفریح انتخاب کند وحضورعقاب را بربالای سرش بپذیرد وبداند اگر عقاب به پرواز درآمد باید او خانه نشین باشد وچون او استراحت میکند آنجا پرواز کند که مزاحمتی به عقاب نداشته باشد واز تیر راس او خارج باشد.

جنگل عقاب دارد وشغال ومار وجغدو... باید همه بدانند کدامین هستند وچگونه باید باشند مگرنه این جنگل برای زندگی امن نخواهد بود وتلاش ها بیهوده خواهد بود.

جغد هرگز نفهمید وندانست که با ادا نمیتوان عقاب شد وبرای عقاب شدن بال های قوی لازم است وپنچه های تیز وچالاکی نه قیافه و بی تدبیری وجسارت همه جنگل نه برای او نه برای عقاب نه برای روباه بلکه هرکس به اندازه توان وتدبیر ش ازآن بهره مندندویک قانون نانوشته ایی برآن حاکم است.


 
 
یک بام ودوهوا وعواقب تورم زا ومشکل آفرین آن!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٠
 

دولت برای کنترل تورم وافزایش بی رویه قیمتها مستقیم به تولید کنندگان فشارآورده وهرگونه افزایش قیمت را برخورد تعزیراتی مینماید بدون توجه به عرضه وتقاضای آن ویا قیمت تمام شده محصول این تصمیم غیر علمی منجر میشود تا تولیدکنندگان وتاجران برای جبران ضرروزیان خود به روش های دیگری ازقبیل کاهش کیفی محصولات ویا کم فروشی و... متوصل شوند ویا درطولانی مدت ورشکستکی بسیاری از آنها را بدنبال دارد.

ولی متاسفانه خود دولت براحتی وبه بهانه کنترل بازار واعمال سیاستهای اقتصادی!براحتی نسبت به عرضه دلار به قیمت روز اقدام میکند !؟ دلاری که مبنا وپایه محاسباتی بسیاری از محصولات تولیدی وقابل عرضه تاجران است وازآنطرف نیز عرضه دلار مصوب دولتی را به آنها قطع کرده والزام مینماید که بایستی به نرخ روز نسبت به تهیه آن اقدام کنند.

متاسفانه این شیوه برخورد غیر علمی وزورگویی نه تنها تاثیری بررفع مشکلات اقتصادی وتورم نمیکند بلکه منجر میشود تا روز بروز شاهد ورشکستکی بیشترتولید کنندگان وتاجران داخلی باشیم آنهایی که چرخ های اقتصاد ملی را با تلاش ورنج بسیار میگردانند ودرصورت بی توجهی مستمردولت وعدم دخالت قوای دیگر ازقبیل مجلس وقوه قضاییه دراین اقدام غیر منصفانه که خود به راحتی گرانفروشی کرده ودرعرضه وتقاضا دخالت غیراصولی انجام وحقوق تولید کنندگان وتجار را زیر پا میگذارند میتواند اقتصاد ملی را بسوی ورشکستکی بکشاند.

این سیاست یک بام ودوهوا آنقدر خطرناک است که میتوان درآینده بدلیل ورشکستکی وتوقف فعالیت بسیاری از تولید کنندگان وتجار شاهد کاهش عرضه محسوس کالاها وتورم بیش از 100درصدی درهمه کالاها باشیم این بدین معنی است که خط فقر دوباره یک تغییر 100درصدی کرده وبسیاری از خانوارها در گودال فقر وبیچارگی خواهند افتاد این اقدامات وتصمیم گیریها نه توسط بیگانگان بلکه توسط مسئولین داخلی بدون حتی کوچکترین توجهی به ساختار اقتصادی کشور صورت میکیرد.

برای جلوگیری از عواقب چنین تصمیم گیریها واقدامات غیرعلمی وفنی باید سریعا" مسولین بازخواست شده ومیران لایق ترجایگزین وسیاست های علمی نرخ گذاری ارز انجام ونرخ ارز مصوب دراختیار تولید وواردات تعریف شده ودانشجویان ومسافران و... گذاشته شده وبانکها نیز بجای پرداخت سلیقه ایی تسهیلات ومتمرکز شدن بربخش مسکن به حمایت ازتولید وتجار بپردازند.

مسائل سیاسی را ازاقتصادی تفکیک واجازه داده نشود تا هرمسئولی اشتباهات مدیریتی خودرا به مسائل سیاسی وبیگانگان ارتباط دهند وجوابگوی عملکرد خود درقبال حقوق ومزایایی که از بیت المال میگیرند باشند وجلوی فساد وارتباط مسئولین وورود آنها درفعالیتهای اقتصادی گرفته شود ودرصورت مشاهده هرگونه تخلف بشدت برخورد گردد نه درنهایت کاروفرار انها بلکه درهمان ابتدا وازطرف دیگر درهنگام انتصاب به سوابق علمی وتخصصی آنها توجه شود تا بیش از این شاهد تجارب زیانبار نباشیم .

 


 
 
خیزش یکباره دلار ازکجا تابه کجا!؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٩
 

شاید درابتدا بسیاری باورنمیکردند که دلار از مرز2000تومان رد بشه ولی اقتصاددانان بوضوح میدانستند بدلیل تورم های افسارگسیخته ناشی از رشد نقدینگی ناشی از افزایش حقوق ودستمزد وهدفمندی یارانه ها و... وازطرف دیگر تحریم های بین المللی منجر به کاهش ارزش پول ملی شده واین خود منجرگردیده تا 2000تومان نرخ پذیرفته شده ایی باشد ولی متاسفانه بدلیل عدم قبول واقعیتها ازطرف  مسئولین وعلی الخصوص بانک مرکزی که باید سیاست گذاری علمی وفنی داشته وبهترین مرجع برآورد نرخ تورم ونقدینگی وکاهش ارزش پول باشد ! بجای آن خود تبدیل به یک مرکز سیاسی وشعارگونه گردیده وهمه موارد واتفاقات را به عوامل خارجی وسودجویان نسبت داد!

استفاده مقطعی دولت درتامین بخشی از نیاز نقدینگی خود با فروش ارز دربازار که بعنوان سیاست عرضه ارز مقطعی (برای کاهش نرخ ارز که هیچ وقت نیز چنین نشده) دربازار مورد استفاده قرارمیگیرد خود افزایش نرخ های ارز را تایید وسکویی میشود برای افزایش های بعدی.

نرخ ارزی که دربدبینانه ترین حالت نباید از 2400تومان بالا برود با یک اشتباه دوباره بانک مرکزی وارائه یک سیستم وشیوه جدید بعنوان ایجاد یک دفتر عرضه مستقیم ارز وبا 2درصد زیرقیمت بازار که درهیچ کتاب واقتصادی نوشته نشده وتجربه نشده ودربازار وسیعی همچون ایران همانند یک طنز وحرکت نمایش گونه بیش نبود که هرکارشناس اقتصادی حتی بی تجربه وبیسواد نیز میتوانست تحلیل نماید که این شیوه منجر به تسریع درروند افزایش نرخ ارز خواهد شد. 

این اشتباه بزرگ ونمایش گونه منجرشدکه یک افزایش بی رویه وجهش گونه نرخ ارز را به مرز 2900تومان برساند ومشخصا" اکنون تصمیم گیران ومدیران اقتصادی! دولت را با یک بن بست روبرو میسازد که اگر این نرخ بازار را بپذیرند و2درصد زیر قیمت آن نسبت به عرضه ارز اقدام کنند درواقع این نرخ را پذیرفته اند که بسیار نگران کننده وخطرناک است وپیامدهای ناگواری بدنبال دارد ویا باید نسبت به تعطیلی وتوقف رویه جدید خود دست بزنند ویا راه حل سوم دوباره نظامی کردن وتعزیراتی کردن وبرخورد فیزیکی با این قضیه است.

همانطوری که میبینیم نه رویه های بکاربرده شده ونه هیچ کدام از راه حل های موجود نه منطقی است ونه درست ومتاسفانه بدلیل ضعف علمی وتحلیلی مسولین اقتصادی تا کنون درهیچ مقطعی سیاست گذاری های دولت چاره ساز نبوده ودرهربار وضعیت را بدتر نموده است وبرخی مسئولین آنقدر تصمیمات اشتباه میگیرند که آدم بیاد ضرب المثل قدیمی میافتد که "نادانی سنگی درچاه میاندازد که ده عاقل نمیتوانند آن را از چاه خارج کنند!".

شاید درباراول که نرخ دلاراز 1200به 1400تومان رسید باید مسئولین ارشد وتصمیمگیریان اقتصادی استعفا’ میدادند ویا توسط دولت از کاربرکنار میشدند که مطمئنا" تاثیری درازبین بردن جوروانی بازار داشت ولی متاسفانه بجای اینکار ضمن حمایت از تصمیمات اشتباه آنها بلکه همه شروع کردند به شعار دادن وارتباط دادن موضوع با بیگانگان !

شما هیچ کشوری را نمیبینی که بیگانگان درمسیر حرکتشان مشکل ایجاد نکنند مگر کشوری مثل چین که درحال رشد وشکوفایی است بدور از سیاستهای مشکل آفرین آمریکا واروپاست ویا کشوری مثل آمریکا رودرو با کشورهایی همانند روسیه و... نیست بنابراین همه کشورها با این خطر همیشه مواجه اند ونقش مدیران اقتصادی آگاه ارائه روشها وتحلیل های اقتصادی است که با وجود موانع ومحدودیتهای فراوان نتیجه داده ورشد وتوسعه ورفاه را بدنبال داشته باشد.

ولی متاسفانه درکشور ما بیگانه ستیزی وارتباط دادن همه جنبه های اجتماعی وحتی اقتصادی به آن به یک شیوه تبدیل شده وبراحتی مسئولین بجای جوابگویی درمقابل اشتباهات تصمیمگیری خود درپشت این سپر ساختگی استتار کرده اند وجالب اینست که بارها وبارها به بحران ها ومسائل اقتصادی آمریکا واروپا وکشورهای دیگر اشاره میکنند ولی به این موضوع که چگونه مسئولین اقتصادی آنها جوابگو بوده وحتی کنارگذاشته میشوند واستعفا میدهند وتصمیم گیری های علمی میکنند وعاقبت از بحران عبور میکنند اشاره نمیشود.

وجود بحران اقتصادی ونرخ ثابت تورم وکاهش ارزش پول ملی وبا وجود افزایش درآمدهای نفتی وبحرانی کردن اوضاع درهنگام ورود دولت واتخاذ سیاستهای غیر علمی نشانگر اینست که ازماست که برماست! یعنی بقول شاعرباید به برخی ازمسئولان باید گفت:

چون آینه بنمود چهره توراست      خودشکن آیینه شکستن خطاست

 


 
 
نقش بانک مرکزی درافزایش بی رویه نرخ ارزوتثبیت ان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٥
 

بانک مرکزی بدلیل اینکه سیاست گذاری پولی کشوررا بعهده دارد مشخصا" مهمترین وتاثیرگذارترین مرجع دولتی دررابطه با نرخ ارز است.

سیاست های پولی بانک مرکزی و بکارگیری سیاستهای ارزی آن همانند نرخ ارز ثابت ویا شناور و... وبکارگیری صحیح واصولی آن میتواند درتثبیت نرخ ارز موثر باشد.

افزایش منظم وبا شتاب قیمت ارز دریکسال اخیر متاسفانه نشانه عدم وجود یک سیاست اصولی وکارشناسی شده دررابطه با سیاستهای ارزی بوده و این روند آنقدر تند وبی رویه بوده که حتی اگر دولت بانک مرکزی را از سیاست گذاری حذف میکرد وهزینه با این عریض وطویلی بنام بانک مرکزی را نداشت نیز با چنین روند افزایش روبرو نبود که ناشی از دوموارددلیل اثبات شده زیر است:

1) افزایش نرخ ارز ناشی از کاهش ارزش پول ملی کشور:

یکی از دلایل اصلی این افزایش بی رویه متاسفانه عدم رعایت وکارشناسی صحیح بانک مرکزی در تزریق نقدینگی به اقتصاد کشور به طرق مختلف بوده که توسط دولت انجام وبانک مرکزی نیز نه تنها هیچ ممانعت واعتراض کارشناسی انجام نداد بلکه خود ابزاری شد درتایید واجرای آنها که این تجویز نقدینگی بی رویه منجر به افزایش تورم ولزوما" کاهش ارزش پول ملی وخودبخود افزایش نرخ ارزگردید.

2)افزایش نرخ ارز ناشی از سیاستهای اشتباه ارزی:

تورم خود بخود منجر به کاهش ارزش ملی وافزایش نرخ برابری ارز گردیده بود که متاسفانه بانک مرکزی بجای استفاده صحیح ودرست سیاستهای ارزی درمقاطع مختلف که بسیاری آن را دلیلی به نیاز دولت برای تامین نقدینگی میدانند اقدام به فروش ارز با نرخ های روز نمود که این عمل خود منجر میگردید که افزایش قیمتها که بخشی ناشی از اثرروانی باشد را خود دولت با این عمل بپذیرد ودرواقع افزایش ها قطعی شده وپله ایی باشد برای صعود وافزایش بالاتر یعنی متاسفانه ورود دولت به بهانه عرضه بیشتر ارز برای کاهش قیمت خود منجربه تثبیت وپذیرش واقعی قیمت ارز میگردد درصورتی که واقعا" دولت با این دیدگاه که افزایش ناشی از عرضه وتقاضا بوده ودیدگاه افزایش عرضه برای کاهش قیمت را داشت بجای عرضه ارز به نرخ روز میبایستی با حذف قیمت حبابی مثلا" اگر قیمت ارز23000باشد با 17000 به بازار تزریق نماید تا کاهش یابد نه با قیمت روز که خود حاکی از پذیرش دولت از واقعی بودن افزایش نرخ ارز خواهد بود.

3)افزایش نرخ ارز ناشی از حذف سهمیه ارزی:

حذف ارزهای مسافری وارز واردات و... منجر میگردد تا یک مشتری بالقوه درسطح بالا روانه خرید ارز از بازار شده وافزایش لحظه ایی تقاضا وجو روانی آن منجر به افزایش بی رویه نرخ ارز میشود که دراین رابطه نیز دولت میتوانست با حفظ سهمیه ارزی نرخ ارز متناسب تری که بدون درنظر گرفتن حباب بازار بود از هجوم این تقاضای بالقوه به بازار جلوگیری کند.

4)افزایش نرخ ارز ناشی از عدم اعلام شفاف نرخ تورم:

افزایش نرخ ارز به تعبیر صحیح کاهش ارزش پول ملی است درصورتی که نرخ های تورم به نحو صحیح برآورد واعلام نشود منجر میشود تا راهکارهای صحیح ومنطقی وبموقع اتخاذ نگردد وهمین عامل منجرمیشود تا تورم پنهان وافسارگسیخته افزایش یابد وبیکباره با کاهش ارزش پولی کشور مواجهه شویم که یکی از نمودهای اصلی آن افزایش نرخ ارز میباشد.

5)افزایش نرخ ارز ناشی از تراز تجاری منفی وافزایش هزینه های ارزی:

تورم افسارگسیخته وافزایش هزینه ها ی تولید منجر به کاهش صادرات وافزایش واردات گردیده وخودبخود منجر به تراز تجاری منفی وکاهش ذخایر ارزی یک کشور میگردد واز طرف دیگر درصورتی که دولت نتواند به نحو صحیح واصولی مخارج وهزینه های ارزی خود راکنترل کند منجربه افزایش تقاضای ارز نسبت به عرضه آن شده ونرخ ارز بصورت بی رویه افزایش میابد.

6)افزایش نرخ ارز بدلیل تهدیدهای بین المللی وتحریم ها:

یکی ازدلایلی که میتواند درافزایش نرخ ارز موثر باشد تهدیدهای بین المللی وتحریم هاست که منجر به افزایش تقاضای داخلی برای تهیه ارز وکاهش منابع تامین ارز میگردد ولی این عامل فقط یک عامل درمیان عوامل دیگربوده ونسبت دادن دلیل اصلی افزایش نرخ ارز به عوامل بیگانه ودشمنان صحیح ومنطقی نمیباشد.

عوامل دیگری از قبیل افزایش میل عمومی برای خرید ارز برای سرمایه گذاری و... نیز هست که درواقع همه این موارد در سیاست گذاری غیر صحیح بانک مرکزی نهفته است.

 


 
 
آیا تورم ورکود همچنان ادامه خواهد داشت؟تاکی؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۱
 

تورم ورکود کاملا" درعلم اقتصاد تعریف شده وعوامل تاثیر گذار درآن کاملا" مشخص ومعین است وهرکسی که با علم اقتصاد حتی آشنایی مختصری نیز داشته باشد با مبحث تورم"یعنی افزایش عمومی قیمتها" ورکود"کاهش محسوس تقاضا نسبت به عرضه" تقریبا" آشناست ولازم نیست تا وارد مباحث تخصصی آنها بشود.

معمولا" همه دولتمردان علی الخصوص درکشورهای پیشرفته به اهمیت اقتصاد واثرات آن در مسائل مهم اجتماعی ازقبیل رفاه عمومی وفقروبیکاری ورشد وتوسعه و...هیچ تصمیم واقدامی را بدون اخذ نظر از اندیشمندان اقتصادی علی الخصوص در زمینه های که تاثیر مالی واقتصادی میتواند داشته باشد راسا" تصمیمگیری واقدام نمی کنند آنها بوضوح میدانند که یک ریس جمهور نماینده مردم است ومهمترین مسئله برای آنها وبهترین سیاست میتواند همان افزایش رفاه عمومی وکاهش فقر ونرخ بیکاری ورشد وتوسعه ملی باشد بنابراین شالوده تصمیمات انها را مباحث شفاف وعمیق وتخصصی اقتصادی تشکیل میدهد ودرهر سیاست وارتباطی با دیگر کشورها درابتدا مسائل اقتصادی را توجه مینمایند .

شما کشورهای قدرتمند و ابرقدرتها رانیز توجه نمایید میبینید که این قدرت وتوسعه ورشد وپیشرفت را مدیون دانشمندان ونظریه پردازان اقتصادی خود  وتوجه وتبعیت آنها از آن اقتصاد دانان هستند بطوری که حتی به صراحت اعلام میکنند که کشورهای سوسیالیستی مدیون نظریات مارکس وکشورهای سرمایه داری مدیون نظریات کینز هستند وساختار اقتصادی وحتی سیاسی خود را برآن نظریه ها بنا نهادند.

متاسفانه درکشورهای جهان سوم بدلیل اینکه حاکمان به روشها وانگیزه های مختلف قدرت را دردست میگیرند همین عامل منجر میشود تا سیاست را در الویت برنامه های خود قرارداده وبه همه زمینه ها چه مسائل اقتصادی وهنری و... با دیدگاه سیاسی بنگرد که همین عامل منجرمیشود تا روزبروز اقتصاد این کشورها تضعیف شده وانتصاب ها نیز برای مدیریت مسائل اقتصادی به نحو صحیح صورت نگیرد وبجای تصمیم گیریهای علمی وتحلیلی بدور از نگرش سیاسی بیشتر نظریات شخصی ودیدگاههای سیاسی اعمال میگردد ودرچنین شرایطی برای تحلیل وضعیت بداقتصادی ومعیشتی مردم ناچارند که همه مسائل ومشکلات را به دشمنان ودستان خارجی ارتباط دهند هرچند بدلیل اختلاف سلیقه ونگرش واختلافات بین المللی نیز که با چنین سیستمهایی بوجود میاید نقش تلافی جویانه رقبا ومخالفان بین المللی نیز کم نیست ولی بیشترین سهم مشکلات مربوط میشود به ضعف مدیریتی واعمال سلیقه سیاسی وشخصی که منجرمیشود همه ساختار های اقتصادی وعلمی چنین کشورهایی بهم ریخته وشاهد تورم ها ورکود های افسارگسیخته شوند وبیکباره ارزش پولی چنین کشورهایی دست خوش نوسانات شدید منفی میشود(کاهش ارزش پول ملی).

درچنین کشورهایی معمولا" صاحبنظران اقتصادی بدلیل اینکه ضعف وواقعیت نرخ های تورم وبیکاری وفقر و... را میدانند ومیبینند محکوم به خانه نشینی وسکوت وتهدید میشوند انگار به این میماند که بیماری که نیاز به علاج و جراحی سریع دکترحاذق ومشخص را دارد دکترش را بخاطر تلاش برای مداوا دستگیر وبااو برخورد کند!

این کشورها به یک نقطه مهم توجه نمیکنند که اگراز نظر اقتصادی به رشد وتوسعه دست نیابند درزمینهای سیاسی ودیگری که بدنبالش هستند نیز با شکست مواجهه خواهند شد زیرا که ضعف اقتصادی منجر به افزایش نرخ بیکاری وبالا رفتن خط فقر ونرخ تورم وکاهش ارزش پول ملی ودرنهایت افزایش فقر وفساد وبیکاری وبدبختی شده وساختارسیاسی چنین کشورهایی را سیاه مینمایاند.وهمه رویاها وشعارها وانتصابها وتصمیم گیریها را بی پایه واساس جلوه مینماید وعمرودوام چنین سیستمهایی را کوتاه ونگران کننده وبیمارگونه میکند وبهمراه درد وزجر واختلاف وحذف و...خواهدبود.

بسیار انگشت شماردیده شده که دراینگونه جوامع تصمیم گیران وریاست جمهوریهایی درمسیر راه قدرت را بدست گرفته وبیکباره توانسته با ارزش دادن واحترام گذاشتن به تفکرات مختلف وعلم واندیشه وبکارگیری متخصصان ونیروهای ارزشی بدوراز گرایشها وتفکرات سیاسی خاص وبدون درنظر گرفتن یک طیف فامیلی وسیاسی یک هم افزایی عمومی واعتماد عمومی ودموکراتیک ایجاد وبتواند راههای رشد را بیابد ودرآن مسیر گام نهند که از جمله میتوان تا حدودی به برزیل وترکیه اشاره کرد.

متاسفانه بیشتر چنین کشورهای از درآمدهایی مجانی خدادادی همانند نفت ومعادن و... برخوردارند وهمین عامل منجرمیشود تا سالها ناکامی وبی تدبیری وضعف خود را درپشت پرده درآمدهای بدست آمده ازاین طریق پنهان کنند ولی این بی تدبیری ها وضعف ها آنقدر انباشته میشود که یک روز حتی این درامدها نیز درمقابل کاهش ارزش پول ملی وتورم ها و... جوابگو نخواهد بود.

بنابراین اگردرکشوری توررکود حاد وجود داشته باشد که ناشی از وضعیت سیاسی ومدیریتی حاکم است بدون ایجاد تغییرات تفکری وسیستمی ومدیریتی لازم نه تنها همچنان ادامه خواهد یافت بلکه روزبروز شاهد وضعیتها وشرایط بدتری نیز خواهند بود.


 
 
سفر شمال ومهمترین مسیر توریستی فراموش شده!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥
 

اجلاس کشورهای عدم تعهد درتهران وتعطیلی ادارات وشرکتها فرصتی ایجاد کرد تا بسیاری بارسفربسته وراهی شهرهای شمالی بشوند.

مانیز تصمیم گرفتیم یک سفر 2روزه ایی داشته باشیم ومقصد را نوشهر وبرای اینکه بتوانیم از گرفتاری ترافیک جاده ایی بدور باشیم رفت را صبح پنج شنبه وبرگشت را عصر جمعه برنامه ریزی کردیم که چون از سه شنبه تا شنبه تعطیل بود مانیز درخیال خود گفتیم دروسط تعطیلات میرویم وبرمیگردیم.

ساعت 8صبح پنج شنبه حرکت کردیم با اینکه تعداد کمی از مسافرین این مقطع را انتخاب کرده بودند ولی باز ترافیکی محسوس داشت وساعت 5/1ظهر به خانه اقوام رسیدیم .

هوا کمی گرفته بود وما درهمان استخر خانه با بچه ها شناکردیم وهرچقدرهوا تاریکتر میشد آب خنک تر میشد واحتمال بارش بیشتر وچون میدانستیم که شهر شلوغ وپر از مسافر است هوس بیرون رفتن از خانه نداشتیم.

شیرخشک بچه بدلیل اینکه درتهران بسیاری از داروخانه ها تعطیل بود ونتوانسته بودم بگیرم مرا وفامیلمان را راهی بازار کرد تا شیرخشک بخریم واو مسیری انتخاب کرد تا گرفتار ترافیک اصلی شهرنشویم کنارخیابانها پراز چادر مسافرین بود وشهر مملو از مسافرداروخانه ها را یکی یکی رفتیم ومتاسفانه شیر خشکی که بدنبالش میگشتیم را نداشتند .

داروخانه ایی بود که بنظر میرسید درشیر خشک از همه سرآمد است وفروشنده خانم مهربانی که داشت باخوشرویی ضمن اظهار گلگی از اینهمه مسافر وبه شوخی میگفت چرا اینهمه مسافر اینجا را انتخاب کردین ومارا گرفتار بالاخره او نیز اظهار شرمندگی کرد از داشتن آن شیرخشک ومن مجبور شدم یک شماره پایینتر را تهیه کنم.

آخر شب همانگونه که پیش بینی میشد باران شروع به باریدن کرد وفامیلمان میگفت نصف شب مثل سیل میبارید وصبح نیز که از خواب بیدارشدیم هنوز درحال باریدن بود نه با آن شدت ولی میبارید.

من و آقا مهدی با برنامه قبلی با ماشین رفتیم کشت وگذاری بزنیم واز زمینها وشهرکهای تازه ساخت دیداری داشته باشیم ودرمسیر دیدم که باران همه مسافرینی که چادر نشین بودند را وادار به جمع کردن چادرها کرده بود ومشخص بود که شب بسیار بدی را پشت سرگذاشته بودند وچون باران ادامه داشت چاره ایی جز ترک شمال نداشتند چون  باید ویلایی اجاره میکردند ودریا نیز طوفانی بود ونمیتوانستند شنا کنند.

بعد از برگشت به خانه به بچه ها گفتم بعد از نهار آماده باشند تا حرکت کنیم که هم آنها را به فروشگاههای بزرگ جاده تنکابن ببرم تا شاید سفر برایشان متنوع شود وهم سعی کنیم تا5 به تهران برگردیم ومن فردا فعالیت کاریمان را شروع کنم .

کنارساحل رفتیم وبه تماشای دریای طوفانی پرداختیم وچایی ومیوه وآجیل خوردیم.

ازآنجا رفتیم وفروشگاهها را سرزدیم وساعت 5/5حرکت کردیم به طرف تهران هنوز از درمسیر تنکابن به چالوس بودیم ترافیک سنگینی شروع شد وکمربندی مسیر تهران کامل قفل کرده بود با خود گفتم بیچاره مردمی که خسته از کاربه امید اینکه استراحتی کرده باشند اینهمه هزینه بنزین واستهلاک وهزینه های دیگر آمدند شمال دریا که نتوانستند شنا کنند وحال که میخواهندبرگردند نیز ترافیک سنگین را تحمل کنند واگر دراثر خستگی تصادفی نکنند ساعتها باید منتظر باشند تا تهران برسند.

راستی مسئولی دربین مردم نیست که بایک دو دوتا چهارتا با خود بگوید چرا یک شاهراه توریستی به این مهمی که درصورت اتوبان کردن هم مردم متشکرخواهند بود که مالیاتها  وعوارض خدماتی شان که به دولت داده اند صرف رفاه عمومی شده وهم میتواند به یکی از منابع درآمدی بزرگ تبدیل شود از طریق عوارض بالایی که دراتوبانها گرفته میشود واز طرف دیگر منجر به افزایش توریست وکاهش تصادفات وخسارت های بسیار اینقدر بی تفاوت باشند ومردم نیز گرفتار!

متاسفانه بخش خصوصی وسرمایه گذاریهای خارجی را نیز اگر تعریف صحیحی بعمل آید به سرعت دراین موارد توجیه دار به سرعت ایجاد میشود همانطوریکه یادم هست یکبار که در زدن یک مسیر عبور از وسط دریاچه ارومیه ناموفق مانده بودیم میگفتند شرکت ژاپنی پیشنهاد داده بود اگر ده سال عوارض 200ریالی را قرارداد ببندید ما بزرگترین پل معلق را درآنجا میزنیم آن موقع میگفتند برخی مسئولین گفتند اینکاروابستگی ایجاد میکند ومنابع ملی بیرون میرود بعدها با تورم ها وهزینه های بی نتیجه ایی که شد تازه فهمیدیم عجب قرارداد سودمندی به نفع ما بوده آیا از این اشتباهات گذشته نباید عبرت گرفت!


 
 
فقر غذایی را جدی بگیرید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤
 

لبنیات نیز با این افزایش قیمت نزدیک به صدردرصدی خود از سبد عذایی مردم متوسط وفقیر در حال حذف شدن است چندین سال بود که گوشت از برنامه غذایی قشر متوسط وفقیر حذف شده بود وانها بیشتربه مصرف مرغ ولبنیات ومیوه رو آورده بودند .

درادامه این تورم فرجام گسیخته که مسئولین نه میپذیرند ونه میخواهند باور کنند بعد از گوشت میوه از سبد آنها حذف وسپس مرغی که هیچ کس باور نمیکرد توانست پرواز کند وحال با افزایش بی رویه لبنیات این منبع غذایی مهم نیز درحال حذف شدن است.

متاسفانه کسی به این فقر غذایی توجه نمیکند ومسئولین به شکر حقوق ها ودرآمدهای شغلی خود خوشبختانه ویا بدبختانه توانسته اند خانواده خود را از هر مواد غذایی مغزی بهره مند کرده واز غم واندوه خالی بودن سبد غذایی قشر متوسط وضعیف بی اطلاع باشند(سیر خبرندارد زاحوال گرسنه)

ولی واقعیت بزرگ وعمیق وتاسف بار این است که قشر متوسط وضعیف با چه برنامه غذایی میتوانند نیازهای غذایی (ویتامین وپروتئین )خانواده خودرا تامین کنند.

فقر غذایی یکی از بزرگترین وزیر بنایی ترین فقری است که منجر به بروز بیماریهای مختلف وهمچنین منجر به سرقت واعتیاد وبداخلاقی های مختلف اجتماعی میشود وقشر کارگر وزحمتکش جامعه را ناتوان ورنجور میسازد.

بی توجهی به این امر مهم یعنی بی توجهی به آینده ملت وکشور وبخطر انداختن سلامت جسمانی واجتماعی واخلاقی کل جامعه که متاسفانه این اتفاق مهم درحال شکل گیری است.

در گذشته های دور بیاد دارم که فرزندان فقرا بسیار قوی تر وسالم تر از فرزندان افراد ثروتمند بودند چرا که فرزندان ثروتمندان به خوردن برنج وتنقلات وغذاهای مدرن مشغول بودند وفرزندان فقرا بدلیل ارزان بودن لبنیات وکله پاجه ومیوه وسیب زمینی وتخم مرغ به خوردن اینها که منجر شده بود تا آنها قوی تر وسالمتر از فرزاندن ثروتمندان باشند ولی حالا که میبینم همه این موارد از سبد غذایی آنها حذف شده نگران وناراحت میشوم وبا خود میگویم خدایا سفره فقرا اکنون با کدامین برنامه وسبد غذایی رنگین است واگرنیست این کمبود غذا وفقر غذایی وبی توجهی مسئولین چه بلایی برسر این قشر مهم جامعه که متاسفانه درصد مهمی از جامعه را به خود اختصاص داده خواهد آورد.

بااین شرایط ووضعیتی که بوجود آمده درآینده لازم نیست که فقروگرانی وبدبختی تورم را درآمارها واخبار جستجوکنیم و مسئولین هرطور که بخواهند آنگونه وانمود کنند بلکه از چهره ها ورخسار(رنگ رخسار) قشر متوسط وضعیف بخوبی فقر وبدبختی نمود پیدا خواهد کرد وبیماری و...به اوج خواهد رسید.