مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

زلزله
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳۱
 

میگویند که تهران نیز درنوبت آنست

یک روز منجیل رودباررا

یک روز دربم واکنون ورزقان واهررا

ستون خانه ها رابشکست وعزیزان را کرددرخاک

ولی ما آسوده خیالیم

یا اینکه از گرفتاری ورنج روزگار

فرصت اندیشه برای رفع بلا نداریم

ومنتظر که فردا کدامین شهرودیار درنوبت خاک

نگاهها میسوزاند

غمها دل هررهگذری را میشکند

همه مردم به تلاطم که شوند مرهم

آنچه پیداست نه قدرت زلزله بلکه بیچارگی مردم محروم

هرچند به ظاهرسرپناهی است

 ولی از خشت وکلش فقر پیداست

ودرآن سفره کوچک نان و پنیر وسبزی است

که بدورش چندین فرزند ونوه اکنون شده اند مصدوم

اما آن روستازاده که اکنون

پست ومقامی دارد

اما شده اکنون شهری وکلاسی دارد

از درد ورنج دیار خود غافل مال ومنالی دارد

با صد منت وصد ناز

قصد بازدید از آن منطقه گرفتار

عینک دودی زده تا مش ممد ودوستان نشناسند اورا

صد قول وصد وعده کمک داده اکنون شده پنهان ومشغله پست ومقام است


 
 
اقتصاد وابسته چرا وچگونه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٢
 

همه کشورها وملتها دوست دارند که به اقتصادی غیر وابسته ومقتدر دست یابند وبخوبی میدانند درسایه اقتصاد مبتنی برتولید ملی وبا تراز تجاری مثبت است که میتوانند اطمینان داشته باشند به رشد وتوسعه ورفاه وثروت دست یابند.

رشد اقتصادی یک کشور رفاه وآسایش از یکطرف وبدنبالش کاهش فقر وجرم وجنایت وفساد اجتماعی را بدنبال دارد وبالعکس .

همانگونه که درتحلیل تاجر موفق بارها اشاره کردم عامل اصلی سرمایه نیست وبخوبی میتوان درتحلیل اقتصادی کشورها  به آن پی برد که چگونه کشورهایی که از سرمایه بیش از حد ثروت خدادادی طلای سیاه(نفت وگاز)بهره مندند بجای رشد وتوسعه مناسب دارای اقتصادهای وابسته میباشند.

برای همین است که میگویند رفاه وثروت زیاد تفکر وتلاش را از انسان میگیرد.

اقتصاد وابسته یک رمز وراز مهم دارد وان عدم  توجه و شناسایی صحیح نقاط ضعف ملی ومتاسفانه از روی عمد ویا نادانی ورود به عرصه ها وفعالیتهایی که هیچ مزیت نسبی درآن نداری.

همانند اینکه کشوری که از بهترین خاک وموقعیت جغرافیایی برخوردار باشد همانند ایران که کشور چهارفصل نامیده میشود درواقع دارای موقعیت نسبی بالایی برای تبدیل شدن به بزرگترین کشور وابرقدرت فعالیتهای کشارزی ودامی وباغی میباشد که البته در مطالعاتی که درگذشته صورت گرفته بود چه توسط متخصصین داخلی ومشاورین بین المللی منجرشده بود تا بزرگترین مجموعه های کشت وصنعت در سطح خاورمیانه وحتی درصور ت انجام طرح های توسعه ایی ان درسطح بین المللی پیش بینی وبه مرحله اجرا درآید همانند کشت وصنعت مغان وکشت وصنعت هفت تپه و... که این کشت وصنعت ها مجموعه عظیمی از تولیدات زراعی وباغی وصنایع تبدیلی ودامی وماکیان و... را در دل خود داشت.

شناسایی صحیح برتری نسبی منجرمیگردد تا هرگونه سرمایه گذاری وهزینه توجیه اقتصادی داشته وبدلیل داشتن موقعیت انحصاری هرکشور ورقبا نیز نتوانند با شما رقابت کرده ودربازارهای شما نفوذ کنند واز طرف دیگر براحتی میتوانی در مقابل تامین کننده های دیگر وواردات ضروری محصولات صادراتی خودرا نرخ گذاری وبا آنها مقابله کنی.

ولی متاسفانه بیکباره وبا چه انگیزه وسیاست وتدبیری که اصولا" باید بررسی تحلیلی لازم صورت گیرد تا علت وعوامل این توطئه بزرگ که کشوررا بجای ورود در عرصه وفعالیتهایی که برتری نسبی دارد به سوی تولیداتی که همیشه کشور را وابسته به خارج میکند همانند صنایع خودرویی که شاید پورسانت زیادی را برای عوامل دارد ومنجر شد تا بجای تولید محصولات غذایی و... به تولید قطعات مصرفی ولوکس برود که هیچ وفت هم بدلیل فاصله تکنولوژی با کشورهای پیشرفته منجر به صادرات مطلوب نشد واز طرف دیگر بدلیل کیفیت پایین تولیدات به یک سلب رفاه وخسارتهای جانی ومالی تبدیل شد.

شاید چنین تصمیماتی بیش از هرچنگ واقدام نظامی وسیاسی دشمنان برملت ما خسارت وبدبختی ایجاد نموده ومنابع ملی را از بین برده است.

عدم شناسایی مزیت نسبی کشورما که نیاز به تحلیل ومحاسبات پیچیده نیز نداشته منجرشد که بیشترین وبدترین وپیچیده ترین وابستگی را داشته باشیم وآنهم نه به یک کشور بلکه به دهها کشور وبجای خروج از اقتصاد تک محصولی روزبروز حیات ووجودمان نیز به آن وابسته تر شود.

کشوری همانند کشور ما حتی درصورت انجام یک برنامه توسعه ایی پنچ ساله نه بیست ساله وشعارگونه بدلیل داشتن موقعیت ها وشرایط خاص میتواند براحتی خود را از اقتصاد تک محصولی وبدبختی نجات دهد که درذیل به دومورد آن اشاره میکنم:

1)تمرکز به کشاورزی ودام وباغ وصنایع تبدیلی آن:

بجای اجرای سیاستهای خرد وتجزیه باغات وسرمایه ها وایجاد باغچه ها وزراعتهای کوچک ودامهای پراکنده اعطای سرمایه وجذب سرمایه گذاران خارجی وداخلی بزرگ برای اجرای کشت وصنعت ها همانگونه که کشت وصنعت پارس نیز دریک مقطع با همین طرز فکر با مشارکت بانک ملی ایجاد شد ولی متاسفانه بعدا" دوباره با اجرای طرح های طوبی و... که بیشتر جنبه سیاسی وبدلیل اینکه فردی بوده ونمایندگان نیز برای اینکه بتوانند در حوزه خود با استفاده از این طرح ها ارتباطات فردی داشته باشند سرمایه های ملی تجزیه شده وباغ ها وفعالیتهای کوچک نیز جنبه شخصی داشته وتوجیه اقتصادی پیدا نمیکند.

اعطای سرمایه فقط به طرح های بزرگ وجدید وپیشرفته درزمینه های دامی باغی وزراعی بطوری که هزینه نگهداری وتولید وصادرات وایجاد صنایع تبدیلی وسمپاشی هوایی وحمل ونقل وغیره توجیه پذیر خواهد بود.

اشتغال زایی در چنین سیستمی حتی بیشتر از صنایع خودرویی خواهد بود وتولیدات آن کاملا" باارزش ومهم خواهد بود نه همانند خودرو لوکس ومصرفی ووابسته وخود بخود مارا میتواند به صنایع خودرویی آنهم درزمینه تراکتور وکمباین وکامیون وارد نماید وباسرمایه گذاری بهینه دراین خودرو تخصصی هم میتوان به صادرکنندگان آن تبدیل شد.

ایجاد دانشگاههای تخصصی در کنار چنین صنایع ملی وعظیم میتواند هم به رشد وتوسعه آن کمک کند وهم با تجربه وعلم دانش آموختگانی موفق که جذب همان فعالیتها میشوند اشتغالزایی مرتبط ومطلوب ایجاد نمود.

درواقع با شناسایی صحیح مزیت های نسبی خود بخود بدلیل داشتن توجیه اقتصادی بالا میتوانید درهمه عرصه ها ودرکوتاه ترین زمان ممکن پیشرفت مناسب ومطلوب داشته باشید واین پروسه پیشرفت طولانی نیز نخواهد بود.

درهمان سال اول سرمایه گذاری تولید زراعی ودامی شروع میگردد وبعد از سه سال تولید برخی میوه ها همانند شلیل وهلو... وبعد از پنچ سال میوهای دیگر وبا شروع تولید آنها صنایع تبدیلی همانند تولید شکر وآب میوه وخوراک دام و... وتولید صنایع خودرویی برای تولید تراکتور وکمباین وکامیون  ووانت وصنایع هوایی با تولید هواپیماهای سمپاشی و... همانگونه که مبینید یک مسیر خاص نیز خود بخود درهمه مسیرها موقعیت وتوجیه سرمایه گذاری در هر صنعتی را ایجاد مینماید درحالی که با سرمایه گذاری غیر مدبرانه وسلیقه ایی در صنایع مختلف همانند خودروسازی و... بعد از چندین دهه نه تنها به جایگاه وموقعیتی درسطح بین المللی نرسیدیم بلکه هرروز باید بودجه وامکانات خود را صرف آنها کنیم که ورشکست نشوند تا میلیونها نفر بیکار نشوند تلاشی بیهوده که عاقبتی جز شکست وتعطیلی نخواهد داشت.

2)صنایع وتخصص هایی که پتانسیل وسرقفلی داریم همانند فرش وخشکبار وچرم وداروهای گیاهی وسنگهای قیمتی و تزیینی مانند فیروزه ومرمر...

جذب سرمایه داران خارجی وداخلی برای توسعه وایجاد صنایع وفعالیتهای که هم افراد متخصص لازم را داریم وهم کشورما بنام درعرصه بین المللی دارای سرقفلی وعنوان است وحمایت وایجاد بسترهای لازم درخارج وداخل برای عرضه وحضور انها که چون هرحرکت وهزینه وفعالیتی که دراین زمینه ها صورت گیرد انحصارا" نام کشور مارا با خود دارد.

ضمنا" فعالیت وسرمایه گذاری وشروع آن مستلزم گذشت زمان نخواهد بود ودرکوتاه ترین زمان ممکن نتیجه خواهد داد.

3)صنعت توریسم.

امروزه همه اذعان دارند که بدلیل وجود ارتباطات وسیع ورشد حمل ونقل زمینی وهوایی ودریایی وعلاقه انسانها به تفریح وگردش وشناخت جهان منجرشده تا صنعت توریسم به بزرگترین وسودآورترین صنایع تبدیل شود .

یکی از مهمترین مزیت صنعت توریسم این است که علاوه برایجاد درآمد میتواند درجذب سرمایه وفکر واندیشه ودوستی و... نیز موثر باشد.

هرکشوری موقعیت وشرایط لازم برای ایجاد این صنعت را ندارد ونیازمند یکسری شرایط وموقعیتها ومزیتهای خاص است ازجمله:

1-3)داشتن سوابق تاریخی وکهن همانند ایران وروم

2-3)داشتن موقعیتهای جغرافیایی خاص همانند ساحل دریا و جنگل و کوه و دشت و...

3-3)داشتن موقعیتهای شهری وروستایی وصنایع وآموزشی وحمل ونقل و...

4-3)داشتن امکانات تفریحی وشرایط سیاسی وبازار و...

که کشور ما بدلیل برخورداری از چندین مزیت بجای یک مزیت منجر شده تا از آن بعنوان یکی از بهترین وبالاترین موقعیت توریستی یاد شود ولازم است تا با ایجاد شرایط سیاسی لازم برای حضور گردشگران از یک صنعت بزرگ توریسم برخوردار شد که خود منجر به رشد همه جانبه کشور خواهد گردید.


 
 
اقتصاد وابسته چرا وچگونه(راههای خروج ازآن)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٢
 

همه کشورها وملتها دوست دارند که به اقتصادی غیر وابسته ومقتدر دست یابند وبخوبی میدانند درسایه اقتصاد مبتنی برتولید ملی وبا تراز تجاری مثبت است که میتوانند اطمینان داشته باشند به رشد وتوسعه ورفاه وثروت دست یابند.

رشد اقتصادی یک کشور رفاه وآسایش از یکطرف وبدنبالش کاهش فقر وجرم وجنایت وفساد اجتماعی را بدنبال دارد وبالعکس .

همانگونه که درتحلیل تاجر موفق بارها اشاره کردم عامل اصلی سرمایه نیست وبخوبی میتوان درتحلیل اقتصادی کشورها  به آن پی برد که چگونه کشورهایی که از سرمایه بیش از حد ثروت خدادادی طلای سیاه(نفت وگاز)بهره مندند بجای رشد وتوسعه مناسب دارای اقتصادهای وابسته میباشند.

برای همین است که میگویند رفاه وثروت زیاد تفکر وتلاش را از انسان میگیرد.

اقتصاد وابسته یک رمز وراز مهم دارد وان عدم  توجه و شناسایی صحیح نقاط ضعف ملی ومتاسفانه از روی عمد ویا نادانی ورود به عرصه ها وفعالیتهایی که هیچ مزیت نسبی درآن نداری.

همانند اینکه کشوری که از بهترین خاک وموقعیت جغرافیایی برخوردار باشد همانند ایران که کشور چهارفصل نامیده میشود درواقع دارای موقعیت نسبی بالایی برای تبدیل شدن به بزرگترین کشور وابرقدرت فعالیتهای کشارزی ودامی وباغی میباشد که البته در مطالعاتی که درگذشته صورت گرفته بود چه توسط متخصصین داخلی ومشاورین بین المللی منجرشده بود تا بزرگترین مجموعه های کشت وصنعت در سطح خاورمیانه وحتی درصور ت انجام طرح های توسعه ایی ان درسطح بین المللی پیش بینی وبه مرحله اجرا درآید همانند کشت وصنعت مغان وکشت وصنعت هفت تپه و... که این کشت وصنعت ها مجموعه عظیمی از تولیدات زراعی وباغی وصنایع تبدیلی ودامی وماکیان و... را در دل خود داشت.

شناسایی صحیح برتری نسبی منجرمیگردد تا هرگونه سرمایه گذاری وهزینه توجیه اقتصادی داشته وبدلیل داشتن موقعیت انحصاری هرکشور ورقبا نیز نتوانند با شما رقابت کرده ودربازارهای شما نفوذ کنند واز طرف دیگر براحتی میتوانی در مقابل تامین کننده های دیگر وواردات ضروری محصولات صادراتی خودرا نرخ گذاری وبا آنها مقابله کنی.

ولی متاسفانه بیکباره وبا چه انگیزه وسیاست وتدبیری که اصولا" باید بررسی تحلیلی لازم صورت گیرد تا علت وعوامل این توطئه بزرگ که کشوررا بجای ورود در عرصه وفعالیتهایی که برتری نسبی دارد به سوی تولیداتی که همیشه کشور را وابسته به خارج میکند همانند صنایع خودرویی که شاید پورسانت زیادی را برای عوامل دارد ومنجر شد تا بجای تولید محصولات غذایی و... به تولید قطعات مصرفی ولوکس برود که هیچ وفت هم بدلیل فاصله تکنولوژی با کشورهای پیشرفته منجر به صادرات مطلوب نشد واز طرف دیگر بدلیل کیفیت پایین تولیدات به یک سلب رفاه وخسارتهای جانی ومالی تبدیل شد.

شاید چنین تصمیماتی بیش از هرچنگ واقدام نظامی وسیاسی دشمنان برملت ما خسارت وبدبختی ایجاد نموده ومنابع ملی را از بین برده است.

عدم شناسایی مزیت نسبی کشورما که نیاز به تحلیل ومحاسبات پیچیده نیز نداشته منجرشد که بیشترین وبدترین وپیچیده ترین وابستگی را داشته باشیم وآنهم نه به یک کشور بلکه به دهها کشور وبجای خروج از اقتصاد تک محصولی روزبروز حیات ووجودمان نیز به آن وابسته تر شود.

کشوری همانند کشور ما حتی درصورت انجام یک برنامه توسعه ایی پنچ ساله نه بیست ساله وشعارگونه بدلیل داشتن موقعیت ها وشرایط خاص میتواند براحتی خود را از اقتصاد تک محصولی وبدبختی نجات دهد که درذیل به دومورد آن اشاره میکنم:

1)تمرکز به کشاورزی ودام وباغ وصنایع تبدیلی آن:

بجای اجرای سیاستهای خرد وتجزیه باغات وسرمایه ها وایجاد باغچه ها وزراعتهای کوچک ودامهای پراکنده اعطای سرمایه وجذب سرمایه گذاران خارجی وداخلی بزرگ برای اجرای کشت وصنعت ها همانگونه که کشت وصنعت پارس نیز دریک مقطع با همین طرز فکر با مشارکت بانک ملی ایجاد شد ولی متاسفانه بعدا" دوباره با اجرای طرح های طوبی و... که بیشتر جنبه سیاسی وبدلیل اینکه فردی بوده ونمایندگان نیز برای اینکه بتوانند در حوزه خود با استفاده از این طرح ها ارتباطات فردی داشته باشند سرمایه های ملی تجزیه شده وباغ ها وفعالیتهای کوچک نیز جنبه شخصی داشته وتوجیه اقتصادی پیدا نمیکند.

اعطای سرمایه فقط به طرح های بزرگ وجدید وپیشرفته درزمینه های دامی باغی وزراعی بطوری که هزینه نگهداری وتولید وصادرات وایجاد صنایع تبدیلی وسمپاشی هوایی وحمل ونقل وغیره توجیه پذیر خواهد بود.

اشتغال زایی در چنین سیستمی حتی بیشتر از صنایع خودرویی خواهد بود وتولیدات آن کاملا" باارزش ومهم خواهد بود نه همانند خودرو لوکس ومصرفی ووابسته وخود بخود مارا میتواند به صنایع خودرویی آنهم درزمینه تراکتور وکمباین وکامیون وارد نماید وباسرمایه گذاری بهینه دراین خودرو تخصصی هم میتوان به صادرکنندگان آن تبدیل شد.

ایجاد دانشگاههای تخصصی در کنار چنین صنایع ملی وعظیم میتواند هم به رشد وتوسعه آن کمک کند وهم با تجربه وعلم دانش آموختگانی موفق که جذب همان فعالیتها میشوند اشتغالزایی مرتبط ومطلوب ایجاد نمود.

درواقع با شناسایی صحیح مزیت های نسبی خود بخود بدلیل داشتن توجیه اقتصادی بالا میتوانید درهمه عرصه ها ودرکوتاه ترین زمان ممکن پیشرفت مناسب ومطلوب داشته باشید واین پروسه پیشرفت طولانی نیز نخواهد بود.

درهمان سال اول سرمایه گذاری تولید زراعی ودامی شروع میگردد وبعد از سه سال تولید برخی میوه ها همانند شلیل وهلو... وبعد از پنچ سال میوهای دیگر وبا شروع تولید آنها صنایع تبدیلی همانند تولید شکر وآب میوه وخوراک دام و... وتولید صنایع خودرویی برای تولید تراکتور وکمباین وکامیون  ووانت وصنایع هوایی با تولید هواپیماهای سمپاشی و... همانگونه که مبینید یک مسیر خاص نیز خود بخود درهمه مسیرها موقعیت وتوجیه سرمایه گذاری در هر صنعتی را ایجاد مینماید درحالی که با سرمایه گذاری غیر مدبرانه وسلیقه ایی در صنایع مختلف همانند خودروسازی و... بعد از چندین دهه نه تنها به جایگاه وموقعیتی درسطح بین المللی نرسیدیم بلکه هرروز باید بودجه وامکانات خود را صرف آنها کنیم که ورشکست نشوند تا میلیونها نفر بیکار نشوند تلاشی بیهوده که عاقبتی جز شکست وتعطیلی نخواهد داشت.

2)صنایع وتخصص هایی که پتانسیل وسرقفلی داریم همانند فرش وخشکبار وچرم وداروهای گیاهی وسنگهای قیمتی و تزیینی مانند فیروزه ومرمر...

جذب سرمایه داران خارجی وداخلی برای توسعه وایجاد صنایع وفعالیتهای که هم افراد متخصص لازم را داریم وهم کشورما بنام درعرصه بین المللی دارای سرقفلی وعنوان است وحمایت وایجاد بسترهای لازم درخارج وداخل برای عرضه وحضور انها که چون هرحرکت وهزینه وفعالیتی که دراین زمینه ها صورت گیرد انحصارا" نام کشور مارا با خود دارد.

ضمنا" فعالیت وسرمایه گذاری وشروع آن مستلزم گذشت زمان نخواهد بود ودرکوتاه ترین زمان ممکن نتیجه خواهد داد.

3)صنعت توریسم.

امروزه همه اذعان دارند که بدلیل وجود ارتباطات وسیع ورشد حمل ونقل زمینی وهوایی ودریایی وعلاقه انسانها به تفریح وگردش وشناخت جهان منجرشده تا صنعت توریسم به بزرگترین وسودآورترین صنایع تبدیل شود .

یکی از مهمترین مزیت صنعت توریسم این است که علاوه برایجاد درآمد میتواند درجذب سرمایه وفکر واندیشه ودوستی و... نیز موثر باشد.

هرکشوری موقعیت وشرایط لازم برای ایجاد این صنعت را ندارد ونیازمند یکسری شرایط وموقعیتها ومزیتهای خاص است ازجمله:

1-3)داشتن سوابق تاریخی وکهن همانند ایران وروم

2-3)داشتن موقعیتهای جغرافیایی خاص همانند ساحل دریا و جنگل و کوه و دشت و...

3-3)داشتن موقعیتهای شهری وروستایی وصنایع وآموزشی وحمل ونقل و...

4-3)داشتن امکانات تفریحی وشرایط سیاسی وبازار و...

که کشور ما بدلیل برخورداری از چندین مزیت بجای یک مزیت منجر شده تا از آن بعنوان یکی از بهترین وبالاترین موقعیت توریستی یاد شود ولازم است تا با ایجاد شرایط سیاسی لازم برای حضور گردشگران از یک صنعت بزرگ توریسم برخوردار شد که خود منجر به رشد همه جانبه کشور خواهد گردید.


 
 
تجارموفق با مشکلات چگونه برخورد میکنند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۱
 

منظور ما دراین بحث این است که اگرفعالیت تجاری زدید درمواجهه با مشکلات مختلف بهترین تصمیم واقدام چیست وتاجران موفق درچنین وضعیتی چگونه تصمیم گیری کردند تا توانستند به موفقیت های بزرگ دست یابند.

هرتجارت وفعالیتی مشقات ومشکلات مختلفی دارد که درذات آن است وبرای رسیدن به اهداف و رشد وتعالی لازم باید این مسیر صعب العبور را طی کرد تا به قله واوج آن فعالیت رسید اگر فعایتی را شروع کردید که هیچ مشکل وسختی درآن نمیبینید واحساس میکنید که چه آسان توانستید درمسیر تجارت قرارگیرید وبه اسانی تاجرشوید واین را از نبوغ وتجربه خود میدانید باید بگویم که مطمئن باشید نه تنها تاجرنشدید بلکه هنوز شروع به رشد وتوسعه وطی پله های صعود آن فعالیت نکردید وخوشهال نباشید که سختی ومشکلات درراه است.

آنها که از ابتدای شروع فعالیت درحال مواجهه با مشکلات واسترس وتلاش هستند واحساس میکنند که بد آوردند وهمش درشرایط بد بسر میبرند وشرایط وموقعیت شغل انتخابیشان خوب نبوده اشتباه نکنند وخوشهال باشند که این مسیر ووضعیت دائمی نخواهد بود پشت هر سختی آسانی نیز هست وچه بهتر سختی را موقعی مواجهه بشی که انرژی واستقامت لازم را داری وصبور وهدفدار هستی.

تاجران موفق نه درموقع خوشی وموفقیت ازخود بیخود نمیشوند ومغرور ومتکبر ودرموقع مشکلات وگرفتاری نیز نگران وناامید وافسرده نمیشوند ومیدانند شادی وغم وشکست وپیروزی وفراز ونشیب همه درکنار هم معنی ومفهوم پیدا میکند وفرقی ندارد که کدامین اول بیاید وکدامین دوم آنها به وقت خوشی آمادگی مواجهه با هرغمی رانیز دارند وبه وقت غم میدانند خوشی نیز خواهد آمد.

تاجران موفق درهنگام شکست میدانند نباید افسرده وناامید شوند بلکه باید تلاش وایستادگی کنند که چون شکست دروازه پیروزی است وهر پیروزی ممکن است شکستی نیز بدنبال داشته باشد.

تاجران موفق ممکن است بارها وبارها وروزهای زیادی را با سختی و مشقت طی کنند ونگران ومضطرب نیز باشند ولی هیچ وقت امید خودرا از دست نمیدهند وتسلیم شرایط نمیشوند وهمیشه قله واهدافی را میبینند که عبور از این همه شرایط سخت را لازمه دستیابی به آن قله میدانند ومیفهمند.

تاجران موفق هیچ سرمایه وسقفی را برای خود تعریف نکرده اند وبرای شروع هرکاری بجای سرمایه تصمیم واراده را لازم میدانند واز نظر آنها برای شروع وموفقیت درکارها سرمایه تعریف شده ریالی وجود ندارد زیرا که هرسرمایه ایی نیز داشته باشی درطی مسیر فعالیت ممکن است بارها صفر شود یا منفی بنابراین بزرگترین سرمایه همان تصمیم واراده است.

تاجران موفق به شانس واقبال وپشتوانه ومکان وموقعیت وزمان آنطر که باید اعتقاد ندارند ومیگویند شرایط را میتوان با تلاش وتدبیر واسقامت وحرکت ساخت وتغییر داد وایجاد کرد.

تاجران موفق هراتفاق وخسارت وشکستی را رشد وترقی میدانند وتجربه ورشد وترقی را بدون آن معنی ومفهوم نمیدانند.

تاجران موفق خود تجربه میکنند وبه تجربه های دیگران نیز دقت کرده واستفاده میبرند.

تاجران موفق شکستها ومشکلات واتفاقات بزرگ را تجربه وگام بلند وجهشی بزرگ میدانند وهرگز ازآن نمی هراسند.

تاجران موفق به توانایی وقدرت واستقامت خود ایمان دارند وهمیشه میگویند که چرا ما نتوانیم به اهداف بزرگ دست یابیم وبه قله صعود مگرما چه چیزی از انسانهای موفق کم داریم.

تاجران موفق خسارت و هزینه های ناشی از فعالیت را سرمایه وسرمایه گذاری میدانندکه برای رسیدن به اهداف باید تقبل نمایند ودر وجود فعالیت داشته باشند.

 


 
 
من آنم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۱
 

من آن رودم

که با قطع ویقین

ازمیان دره ها وصخره ها

با شتاب وپرامید راه دریا را درپیش دارم

من آن بادم

که با شوق وزین

ازمیان کوهها ودشتها

درختان خفته را بیدارویخ ها را ذوب میکنم

من آن آفتابم

که با نور وشهین

ازمیان ظلمت مطلق شب

روشنایی وحیات را برشما ارمغان دارم

من آن کودک گستاخم

که با سوت و جهین

ازمیان چشمان تیز بزرگترها

ازدیوار ها عبورکرده شوق بازی درسردارم

من آن اندیشه پاکم

که با فکر و متین

ازمیان اینهمه افکار بد

صداقت را بیان و از ستمکاران ترسی ندارم

من آن ساقی میخانم

که با مشک و ملین

ازمیان اینهمه میهمان شاد

دم غنیمت دانم ورویای دیداربا یاردرسردارم

من آن مجنون بیمارم

که با عشق و حزین

ازمیان اینهمه دختر زیبا

لیلی خود را میخواهم و جزاو به کسی دل نسپارم

من آن شاعر بی تابم 

که با شعر و شهین

ازمیان اینهمه نغمه و ساز

ازبرای دوستان ازغم وشادی دلنوشته میسرایم

من آن نقاش استادم

که با ذوق رهین

ازمیان اینهمه نقش ونگار

گل زیبا ومهرومحبت درتصویردارم

 

 

 

 


 
 
سخت ترین مرحله صعودبه قله(قوانین تجارت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٠
 

نمیدانم تا بحال به کوه صعود کردید درابتدا راه برایتان بسیار هموار وروان است بطوری که با خود میگویید حیف از اینهمه سال که برای صعود به کوه نمی آمدید واز طرف دیگر بسیاری که شما را تحصین خواهند کرد که توان صعود به کوه را داشتی وتوانستی این تصمیم را عملیاتی کنی همیشه درجلوی چشمان شماست.

درمیانه راه کمی خستگی برتو تاثیر گذاشته وبرخی را میبینی که از ادامه مسیر انصراف داده ومسیرشان را به پایین قله کج میکنند وبا خود میگویی که آنها چقدر سست اراده اند وضعیف .

درقسمت انتهایی صعود به قله دیگرنفس ورمقی برایت باقی نمیماند وگامهایت بسیارشمرده وکوتاه وبه سختی پیش میروی ودراین هنگام افسوس وآه میکنی که چه اشتباه بزرگی کردی وچرا این همه زجر وبدبختی وفلاکت را به جان میخری واسمش را ورزش میگذاری وبرای ادامه راه یک لحظه شیرین صعودبه قله وبحث وحدیث دیگران که ناکام از این تصمیم برنگردی مشوقت میباشد وبرای توقف وبرگشت علاوه برمشگلات وضعف جسمانی هزاران بحث وتوجیه برای انصراف از ادامه راه.

آنها که به قله صعود میکنند بعد از صعود یک قدرت وصلابت ونشاط خاصی دارند وخودراآماده صعود به هرقله ایی میدانند واحساس میکنند که تمام زمین وسنگها وصخره هاومشکلات زیر پاهایشان است واحساس غرور میکنند.

آنها که از نقطه پایانی از صعود منصرف شده وبرمیگردند همه اهداف وافتخارات را در چند قدمی از دست میدهند وهمه زحمات کشیده شده را بی نتیجه ازدست میدهندافسرده ناراحت ازاینهمه تلاش بی نتیجه دراینجا نباید تقصیر را به گردن دیگران بیاندازند.

تجارت نیز چنین است وآنها که دراندیشه تجارت بزرگ هستند وتاجر شدن همانند این میماند که قله ایی بزرگ را انتخاب کرده اند ودرابتدا احساس میکنند که چه انتخاب ساده وبزرگی که یک شبه وارد تجارت شده اند وتاجر.

درمیانه راه تازه با بسیاری از دردسرها ومشکلات وسختیها آشنا میشوند وبا تورم ورکود مواجهه وبسیاری دراین مرحله خسته شده وتاب وتحمل ندارند واز تجارت منصرف میشوند.

درنقطه دست یابی به اهداف ونتیجه بخشی تجارت بدلیل اوج گرفتن فعالیتها و دریافت وپرداختها وتعهدات آنقدر نفسگیر سخت میشود که ترس ودلهره وناامیدی تمام وجودت را میگیرد وحتی ممکن است اختلالات ومشکلاتی پیش بیاید که حتی ورشکست وناتوان از تعهدات وپرداختها باشی که این همان حبس نفسها درسینه است وباید اهداف را نگاه کنی وبجای فرار از بار مشکلات تا میتوانی به جلو پیش روی هرچند این پیش روی بسیار کند باشد ومایوس کننده ولی بدان که درصورت صبر واستقامت قله را صعود خواهی کرد وتاجری سرشناس خواهی شد وآنها که درروزهای سخت تورا به تمسخر میگرفتند واین تلاش تورا بی نتیجه میدانستند عاقبت این تداوم وصبر استقامت تورا تحصین کرده وبرتو غبطه خواهند خورد که چگونه انها نتوانستند این مسیررا طی نمایند وبه این هدف بزرگ دست یابند.

آنگاه که به اهداف رسیدی هرچند قله ها واهداف بزرگتری هم هست که میتوانی فتح کنی ولی چون این اطمینان واعتماد به استقامت وپایداری را یکبار تجربه کردی ومطمئن شدی دیگر برایت آسان وسهل است وهمه به موقعیت وجایگاهت حسرت خواهند خورد وتحسین خواهند کرد.تاجری سرشناس خواهی بود درجمع دوستان ونزدیگان ودیگران پرآوازه وپرتوان.

بدانید آنها که به ثروت وسرمایه وتجارت بزرگ رسیده اند روزها وشرایط سخت وشکستهایی را تجربه کردند که هرگز حتی تجسم وتخیلش نیز برای ما قابل فهم ودرک نیست مگرآنکه تجربه کرده باشیم وهمه وضعیت کنونی اش را میبینند وحسرت میخورند ونمیدانند که هرکس بتواند تلاش وکوشش وصبر وسختی را تحمل کند به همان جایی میرسد که آنها رسیده اند.

به هرکاری که همت بسته گردد       اگر خاری بود گلدسته گردد


 
 
تورم ورکود(توررکود)ازکجا تا به کجا
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٩
 

درگذشته تعاریف کامل تورم ورکود را بطور کامل آوردم ومباحث مهمی از قبیل هدفمندی یارانه ها وتصمیمات وسیاستهای دولت که میتواند درمسائل اقتصادی تاثیرات مثبت یامنفی بگذارد البته من  تنها کسی نبودم که بعنوان یک دانشجوی علم اقتصاد وارد این مباحث شدم بسیاری از اقتصاددانان نیز درمقاطع مختلف بحث ها ودیدگاهها وانتقاداتشان را با صراحت اعلام کردند.

متاسفانه بسیاری از تصمیم گیریها را مورد تجزیه وتحلیل قرار دادیم وعواقب خطرناکی که چنین تصمیم گیریهایی در ایجاد تورم افسار گسیخته داشته باشد را نیز اشاره کردیم وآنقدر تکرار کردیم که حتی برخی که از مسائل اقتصادی اطلاعی نداشتند احساس میکردند این دیدگاه وبیان ما جنبه ضدیت ومخالفت دارد درصورتیکه هیچ تحصیلکرده ووطن پرستی نمیاید مباحث علمی واندیشه های علمی خود را درمسیر نادرست ومخرب بکار بگیرد ولی افسوس که هیچ مسئولی وتصمیم گیری نه تنها به اینگونه نظریات توجهی نکرد وتصمیمات خود را علمی وواقع بینانه دانسته وهر کسی را که تحلیل علمی برخلاف آنها میداد را غیر خودی مینامیدند.

برای کسی که از نظریات وموضوعات اقتصادی مطلع باشد تورم ورکود یک بحث کاملا" شناخته شده است همانند سرماخوردگی که همه پزشکان به راحتی نسخه آن را بلدند وعلت های بروز آن را  میدانند بنابراین دراینکه هدفمندی یارانه ها به اشتباه همانند افزایش  یکباره حقوق بازنشستگان اعمال شد هرچند در ابتدای اعمال آنها از نظر قشر بازنشته واقشار ضعیف بسیار خوب وحمایتی بنظر میرسید ولی کاملا" مشخص بود که تجویز نقدینگی در یک مدت زمان معقول تورم را افزایش وبا افزایش تورم خط فقر جامعه نیز افزایش ووضعیت اقتصادی ومعیشتی اقشار ضعیف بجای بهبود بشدت نگران کننده وزندگی برای آنها سخت خواهد شد.

همانگونه که درمقالات قبلی توضیحات کامل دادم تجویز نقدینگی بطوری که بجای سرمایه گذاری منجربه افزایش هزینه خانوارمیشود تورم زا بوده ومنجر به کاهش ارزش پول ملی وافزایش نرخ تبدیل ارزودرنتیجه تضعیف کشوردرمقابل دول خارجی شده وسطح عمومی زندگی مردم نسبت خارجیها بسیار پایین میاید بطوری که اگر یک ایرانی با بودجه مشخص به خارج میرفت با کاهش 80درصدی ارزش پول رفاه وآسایش وتوان خریدش تا 80درصد کاهش پیدا میکند وبالعکس یک توریست خارجی که وارد ایران میشود قدرت ورفاهش تا 80درصد افزایش پیدا میکند.

بدلیل عدم پیاده سازی کامل طرح هدفمندی یارانه ها یعنی پرداخت یارانه تولید واز طرف دیگر بدلیل وجود رکود درجامعه وازطرف دیگر افزایش هزینه سربار کارخانجات ناشی از طرح هدفمندی کاملا" مشخص بود بسیاری از کارخانجات تاب وتحمل این دو معضل ومشکل بزرگ را نداشته واز یکطرف ملزم بودند بربهای فروش کالا بدلیل افزایش قیمت تمام شده کالا بیفزایند واز طرف دیگر برای کاهش هزینه ها از حجم تولید بکاهند یعنی فاصله ظرفیت اسمی با واقعی روز بروز بیشتر شود که خود از عوام تورم زا خواهد بود.

جالب اینکه تصمیم گیرندگان ومشاوران دولتی بدلایل نامعلوم واقعیتها را نپذیرفتند وفقط به اعمال جنبه هایی از طرح پرداختند که جنبه رضایت ظاهری ونمادین داشت (قسمت یارانه نقدی به مردم )وبرای جلوگیری از بروز تورم بجای اعمال سیاستها ی تحلیل گرایانه وعلمی به ابزارفیزیکی وروانی اتکاکردند که این خود منجر شد تورم افسارگسیخته از دیدها پنهان شده ودرپشت پرده به یک اژدهایی غول پیگر تبدیل شود که مشخص بود روزی دولت نیز توان پنهان کردن اورا نخواهد داشت وهمه اقتصاد دانان میدانستند که بیکباره از پشت پرده پنهان کاری خارج شده وبدبختی و سختی مهلکی را به مردم تحمیل خواهدکرد.

متاسفانه همانگونه که پیش بینی میشد این وضعیت نگران کننده بوجود آمده ودرتمام زمینه ها مخصوصا" مواد غذایی (میوه وگوشت ومرغ ...)نمود پیدا کرد وبدلیل وضعیت حاد شرکتها ی تولیدی وفشار نقدینگی تاجران هنوز آنطور که باید درکالاهای دیگر نمود پیدا نکرده هرچند همه احساس میکنند که درهمه کالاها این اتفاق افتاده ولی درآینده شاهد تورم افسارگسیخته ایی درکالاهایی مانند قطعات یدکی وسایر کالاهای وارداتی خواهیم بود که دلیل اصلی آن تاخیری است که تاجران بدلیل افزایش نرخ ارز داشته اند ومشکلات نقدینگی شرکتها که برای جذب نقدینگی تلاش کردند قیمتها را ثابت نگهدارند .

سیاستهای شبهه انگیز بانک مرکزی که برخی آن را درجهت هماهنگی بادولت وبرخی بی تدبیری وبرخی نیز سلیقه ایی میدانند منجرشد که متاسفانه کاهش ارزش پول ملی با شدت بیشتری صورت گیرد وارزهای خارجی نیز روزبروز رشد یابند وازطرف دیگر طلا نیز دستخوش فراز ونشیب های زیادی که دربسیاری موارد با قیمتهای جهانی نیز هماهنگی نداشته باشد وبانکها نیز بجای سیاستهای حمایتی از تولید وزیرساختهای ملی بیشتربه روشها وسیاست های سلیقه ایی ولیزینگ و.... سوق پیدا کرد وهمین عامل تولید وتجارت را بیشتر با مشگل نقدینگی مواجهه نمود.

بسیاری چنین ادعا میکنند که تحریم های اقتصادی چنین وضعیتی را بوجود آورده ولی دریک تحلیل اقتصادی واقع بینانه مشخص است که بیشترین ضربه ومشکل را نه تحریم بلکه سیاستها ورویه ها وتصمیمات اشتباه اقتصادی منجربه بروز تورم افسارگسیخته شده وکاهش ارزش پول ملی را بدنبال داشت البته تحریم نیز بی تاثیر دراین وضعیت نبوده است.

درنهایت باید گفت که مسائل ومشکلات اقتصادی را نمیتوان پنهان ویا با ابزارهای فیزیکی حل ورفع نمود بلکه باید تدابیر علمی ورویه ای صحیح وتحلیلی بکاربرد تا بتوان معضلات ومشکلات آن را که نتیجه غیرقابل جبرانی چون فقیر رافقیرتر وغنی راغنی تر میکند وبدنبالش فساد واعتیاد وجرم وجنایت را بیشترمیکندحل  ورفع نمود.

 

 


 
 
ثروت اندوزی یا فقر مطلق
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸
 

ثروت اندوزی خود درمواردی به یک مرض واعتیاد تبدیل میشود بطوری که بجای اندیشیدن به بهتر زندگی کردن تمام هم وغم خود را برای مال اندوزی وافزودن برثروت معطوف میکنند.

دراین مواقع حتی خانواده وفرزندان نیز از دست پدر خسیس ومال اندوزخود که روزشب درفکرمال وثروت بوده وهمه رفاه وآسایش خانواده خود را داشتن پول وثروت زیاد میداند نه مصرف وهزینه بهینه آن بشدت عصبانی وعصیان گر میکند بطوری که حتی برخی مواقع روزها وسالها درانتظار مرگ او بسر میبرند تا بتوانند اموال وثروتش را بقول خودشان تقسیم کنند واستفاده ودرچنین خانواده هایی همه چیز با پول ارزیابی وارزشگذاری میشود.

رفاه آسایش معنایی بالاتر از پول وثروت دارد وممکن است بسیاری از خوشی ها وآسایش وآرامش را که دردل ویترین مغازه ها وهتل ها وکاخ های مجلل میگردیم دردل طبیعت وکلبه ها وبوستان ها بیابیم که لازم نیست پول بالا وهزینه هنگفت بپردازیم.

بسیار دیده شده که بسیاری از ثروتمندان درحسرت زندگی ونشاط برخی فقیران هستند که به خوبی وخوشی درکنارخانواده خود وسالم وبی ریا ومحبت آمیز زندگی میکنند.

بسیاردیده شده که افراد موفق وتحصیلکرده وتلاشگر از دل خانواده های فقیر ومتوسط بوجود آمده که چون چنین انگیزه ایی درآنها بیشتر وتعریف شده تر است.

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو، یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.

 در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟

پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!

 پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه کردی؟

پسر پاسخ داد: بله پدر!

 و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا، ما در حیاطمان یک فواره داریم و آن ها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و آن ها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آن ها بی انتهاست!

 با شنیدن حرف های پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان

دادی که ما چقدر فقیر هستیم

 

 


 
 
حسادت وحسرت وچشم هم چشمی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢
 

یکی از بزرگترین معضلات جامعه کنونی حسادت های بی مورد وچشم هم چشمی است که بین همه رواج پیدا کرده معضلی که بسیاری را بدبخت وآسایش وآرامش را از انسانها وخانواده ها میگیرد این نه یک رفتار بلکه یک مرض وبیماری است که متاسفانه مسری نیز هست.

امروزه بسیاری بجای اینکه تلاش کوشش موثر کنند به حسادت وچشم هم چشمی وارزیابی غیرواقع بینانه دیگران میپردازندوزندگی را برخود تلخ وامید وباور را نابود میکننددرصورتیکه میشود به داشته هاوقابلیت های خود ارزش واحترام قائل شده وامید وزیبایی ونشاط را با خود همراه کرد بطوری که همه به زندگی ما با هرمقام وموقعیتی حسرت بخورند نه ما حسرت زندگی دیگران. 

پادشاهی بود که در کنار قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، او در اولین فرصت به دیدن باغش رفت. اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد. تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند. او رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟ درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم. پادشاه به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود...! پادشاه علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم. از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود. وقتی که علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم. پادشاه در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود. او از گل علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر پادشاه که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است، می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم.

مانیز اینگونه ایم اگرباحسرت وحسادت زندگی کنیم روزی خشک وبی رنگ وبو میشویم واگر با تدبیر ونشاط ودوستی امید وبا فهم قابلیت ها وارزشها زندگی کنیم خوشبو ومعطر زیبا خواهیم بود. 


 
 
سیل خروشان خوشیها وبدیها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱
 

درزندگی به آرامی قدم برمیداری وبه هرچه داری ونداری قانع هستی وتلاش مضاغفی برای بدست آوردن ویا ممانعت از دست دادن آن نمیکنی دراین شرایط خوشیها وبدیهای زندگی همچون نسیم ملایمی هستند وتو هرگز نه شیرینی وشادی بیش از حد را میبینی ونه مشکلات وبدبختی های بزرگ را وهمچون یک برگ جدا شده از درخت درهوا سرگردانی وبه هرجا که باد میرود میروی واختیار واستقلالی از خود نداری .

 یا اهداف بزرگ داری ومیخواهی به رفاه وخوشی های بیشتر وموقعیتهای بالاتر برسی نمیخواهی برگ باشی ومیخواهی خود درختی تنومند باشی که هم میوه بدهی وهم هزاران برگ از تو آویزان باشند.

اهدافی تعریف میکنی وتلاش وکوششی هدفدار را شروع میکنی چه سرمایه ایی داشته باشی ویا اینکه سرمایه ات همان فکر واراده ات باشد که بزرگترین سرمایه است ودرمسیر خلاف جهت آب شروع به گام برداشتن میکنی ومیدانی ومطمئن هستی که این مسیر تورا به جایگاهها وموقعیت های بالا خواهد رساند که چون آب همیشه از بالا وبلندی به سراشیبی وپایین درجریان است.

آنها که اراده ایی سست واهدافی کوتاه دارند پس از چندی خسته شده وخود را بی اختیاروبرای راحتی وسهل بودن به جریان آب میزنند ومیگویند دستیابی به اهداف بالا میسر نیست وهزاران بحث وحدیث از قبیل نداشتن سرمایه ویا نیرنگ دیگران و....طرح میکنند تا برای ناکامی خود توجیهی داشته باشند این افراد بدانند نه تنها به جایگاههای بالا نمیرسند بلکه موقعیت وجایگاهشان از وضعیت کنونی نیز با جریان آب به موقعیت  پایینتر تنزل میکند.

آنها که هدف والا دارند ومصمم هستند حتی اکر درمسیر سیلابهای بزرگی نیز ببینند میدانند که درحال گذر است ومیتوانند باصبر وحوصله مسیر را بپیمایند این انسانها نه از خوشیهای بسیارزیاد درمسیر حرکت خود مغرور ومتکبر وبیخود نمیشوند ونه از بدیها وگرفتاریهای بزرگ هراسان ومایوس ناامید نمیشوند ومیدانند که سیل خروشان خوشیها وبدیها عمرکوتاهی دارند.

انسانهایی که این مسیر رابتوانند بپیمایند عاقبت به سرچشمه آب خواهند رسید وبجای اینکه درجلوی آن قراربگیرند بربالای آن خواهند ایستاد واز زندگی وفعالیت ونتیجه تلاش خود حداکثر بهره برداری خوشی ولذت را خواهند برد.


 
 
احد عظیم زاده میلیاردر ایرانی (زندگینامه)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢۱
 

 

من احد عظیم‌زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد.خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال 2بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد..در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی.وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم. اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد وکیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم.به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من که 80 هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم...  کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم.
 بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم.اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت.اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم،بسیار.
کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است. این هتل 340 واحد مسکونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها 9 میلیون دلار است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا ذخیره نکرده‌ام..می‌پرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار می‌کنند.من 2 بار برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟یتیم‌نوازی.افتخار می‌کنم 2 سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو 100 کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم.در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم به این یکی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت.یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت یتیمان هستم.پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم.  توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است... .


 
 
دوست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٠
 

همیشه گفته اند که دوست یدا کردن هنر نیست بلکه نگهداشتن آن تدبیر وهنر میخواهد.

شاید شما درزندگی روزمره با افرادبیشماری آشنا میشوید وبا بسیاری حتی اعلام دوستی کرده ویا شماره تلفنی رد وبدل میکنید واحساس میکنید دوست جدیدی به دوستان خود افزوده اید.

دوست تعریفش اینست که شما درکنارش احساس شادی وآرامش کنید وبا او بتوانید درد ودل کرده و مصاحبت شیرین ودلچسبی داشته باشید دوست همچون کوهی استوار وتکیه گاهی بزرگ برای ایام دلتنگی وگرفتاری شماست دوست خوب همره وهمراز شماست وشریک غم وشادی شما دوست خوب چه درنزد شما باشد ونباشد همیشه درتنهایی وغم باتمام وجود او را حس میکنی وخود را تنها نمیابی.

دوستی را میتوان از گل وپروانه آموخت که پروانه با تمام زیبایی ونشاط بدور گل میرقصد واورامیبوید وگل نیز تمام زیبایی وعطر خود را بی منت به اوتقدیم میکند ولحظات زیبا وشیرینی را میافرینند هیچ وقت به یکدیگربی وفا نیستند وهرموقع بخواهند همدیگر را میجویند ومیابند.

دوست خوب نباید همچو شمع باشد که چون پروانه به صداقت وصفا به دورش  رقصید وچون خواست لحظه ایی با او به خوشی باشد او را بسوزاند وجانش را گیرد.

قدردوست خوب را که صادقانه به ما اظهار لطف میکند وبی منت درکنار ماست وهرلحظه با تمام وجود مارا میخواند ومیخواهد را باید دانست وتمام تلاش وکوشش خود را بکاربرد که اورا از دست ندهیم.

دوست خوب همچون یک منبع بزرگ انرژی است که چون لحظاتی با او به صفا وصمیمیت بنشینیم احساس میکنیم هر چه دیدگاه منفی ویاس وناامیدی داشتیم از خود بدور کردیم وهزاران بار انرژی مثبت از او میگیریم انرژیی که میتواند روزها وماهها وسالها مارا به جلو ببرد ودرکارهایمان موفق گرداند انرژی که میتواند استعدادهای نهفته مارا بیدارکند انرژی که میتواند شادی وشعف ماراچندین برابر نموده وچهره مان را نورانی وبشاش کند.

ولی افسوس که اگر دوستی قدر دوستی دیگر را که با صفا وصمیمیت وبا خلوص نیت دست دوستی دراز کرده را نداند واورا هرروز برنجاند وتکبروغرور را پیشه نماید هرچند دردراز مدت ممکن است یا افسوس آن دوست ازدست رفته را نماید که دیگر بی فایده خواهد بود ویا شانس بیاورد آن دوست با صبروبردباری گذشت ایام را تحمل کرد تا قدرش بدانند.

صدبارتورا صدا کردم

به حق خود جفا کردم

نه ازروی هوا کردم

به صدق ومن وفا کردم

جوابم بود سکوتی سرد

نبود این یک جواب مرد

که دلها راکند پردرد

رود ازدیده شوداوترد

 

 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش، پشیمان نخواهی شد!
سنت که بالا رفت کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده، که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…
شروع می‌کنی به خرج کردنشان ...
 توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی،
توی رقص اگر پا‌ به ‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند،
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد،
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد.
 برای یکی، یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی، یک دلم برایت تنگ می‌شود، خرج می‌کنی. یک چقدر زیبایی، یک با من می‌مانی؟
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی، به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها، به سوء استفاده کردن،  به پیری و معرکه‌گیری. اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن ‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند.
غریب است دوست داشتن
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن
وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد
و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.
 تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند.
 
دکتر علی شریعتی

 


 
 
تاجر پارچه (داستان واقعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۱
 

مغازه بزازی آنها درشهرستان همه چیز داشت از پارچه گرفته تا طلا ولوازم مورد نیاز برای یک تازه عروس که میخواهد به اتفاق داماد برای خرید بیاید.

پدر مدیریت کامل مغازه را دراختیار داشت ودوتا از پسرانش نیز همانند غرفه های فروشگاهی دوغرفه از مغازه را اداره میکردند.

شهرستان کوچکی دریکی از استانهای آذربایجان که تجارت وبازرگانی درآن هنوز شکل وجایگاه بالایی نداشت واز نظر فعالیت وگردش عملیات یکی از ده مغازه داراول شهر به شمارمیرفتند واین ده نفر اول نیز بیشترشان درصنف های مختلفی از قبیل شیرینی فروشی وابزارو میوه فروشی ... بودند.

بچه ها  بزرگ شده بودند(مخصوصا" دختران) وپدر احساس میکرد برای رشد وفعالیت بیشتر نیاز است به شهر بزرگتری مهاجرت کنند وهمه اهل خانه تهران را بهترین گزینه انتخاب کردند وبرنامه ریزی وانتقال نیز با سرعت بیشتری صورت گرفت.

شیوه تجارت تهران با شهرستان تفاوت زیادی داشت واگر بازارهای اصلی را برای فعالیت انتخاب میکردی دیگر نمیشد همانند گذشته فعالیت ترکیبی داشته باشی وناچاری یک بازار را از بین فعالیتهای مختلف انتخاب ووارد شوی وچون پدر برای توسعه تجارت وارد تهران شده بود انتخابی جز بازار اصلی تهران نداشت ومایل نبود درمسیرهای فرعی به فعالیت بپردازد.

بالاخره بازار پارچه را بعنوان فعالیت اصلی انتخاب  وفعالیت تجاری آنها آغاز میشود تهران ماهیتی دیگر دارد و تجارت دربازارتهران سیستم ورویه دیگر میطلبد وباید با روحیات کل مناطق ایران آشنا باشی که چون فروش به کل ایران صورت میگیرد.

رقابت وپیدا کردن جایگاه دربازار تهران بسیار سخت است واعتبار وتوان وفن وروش خاص وبالایی را میطلبد.

اینجا دیگر تاجرضعیف وناتوان معنی ومفهوم ندارد وهرکس برای خود حیطه وجایگاه خاصی دارد وتمام تلاش وکوشش خود را برای حفظ آن میکند.

دربازار تهران توقف معنی ندارد ورشد بسیار سخت وغیرممکن مینماید وهرکس بخواهد جایگاهی که نداشته را بیابد باید یک هفت خوان رستمی را بپیماید.

پدر که خود شاخص های لازم را داشته وصبر وسیاست وتعامل را خوب بلد است از همان ابتدا سعی دارد بدور از هرتنشی جایگاهی هرچند کوچک ایجاد نماید ودراین مسیر نیز موفق میشود.

دوپسرش که هم غرور جوانی داشتند وهم درسایه پدر خودرا بازاری میدانستند ودرپی یافتن عنوان تجاری بودند بشدت درکنار پدر برای دستیابی به مراتب وجایگاههای بالاتر تلاش کردند.

آنها توانستند با تلاش وپشتکار واتحاد پس از چند سال به یکی از تاجران مطرح بازار پارچه تبدیل شوند ونمایندگی فروش انحصاری یکی از شرکتهای مطرح وبزرگ پارچه را برداشتند وهمین موضوع رشد وتوسعه فعالیت آنها را بشدت تحت تاثیر قرارداد.

بدلیل واردات بی رویه پارچه های ارزان قیمت چینی وهندی وپاکستانی به بازار پارچه ایران وضعیت اقتصادی شرکتهای تولید پارچه بشدت خراب شد وازجمله شرکتی که آنها نماینده کل فروش تولیدات آن بودند وهمین موضوع منجرشد با مشاوره مشاوران علمی خود وبرخی مدیران آن شرکت وسایر دوستان خود به این نتیجه برسند که آینده خوبی دربازار پارچه متصور نیست وبدلیل سرمایه گذاری بی رویه دولت درصنایع خودرو آینده دراختیارکسانی خواهد بود که درصنایع وابسته به خودرو فعالیت نمایند وهمین عوامل آنها را تشویق نمود که یکی از شرکتهای مهم تولید قطعات خودرو که درمبحث خصوصی سازی به مزایده گذاشته شده شرکت کرده وخرید نمایند وهمین خرید سرآغاز ورود آنها به صنعت قطعات خودرو بود.

آنها بخوبی میدانستند که ماهیت یک شرکت ونحوه مدیریت آن با بازار پارچه بشدت فرق داشته ولازم است از افراد وتخصص های لازم ومورد اعتماد بهره بگیرند لذا بسیاری از عوامل ودوستان متخصصی که درشرکت پارچه بافی وجاهای دیگرمیشناختند را به همکاری دعوت کردند.

رشد مداوم صنعت خودروسازی درکشور وافزایش روزانه تیراژ تولید آنها منجرشد تا صنایع وابسته به خودرو از جمله کارخانه آنها رشد فروش وفعالیت موثری داشته باشد وروز بروز برقدرت وتوان مالی وسرمایه گذاری وجذب منابع آنها را افزایش دهد.

این انتخاب صحیح که درسایه مشاوره خوب دوستان متخصص آنها صورت گرفته بود خود مبنایی شد برای استفاده مفید ومستمر آنها از خدمات مشاوره متخصصان ودوستان وبگارگیری نیروهای متخصص درمجموعه فعالیتشان واز طرف دیگر به توصیه همین دوستان دومین شرکت مزایده ایی را نیز بدلیل داشتن مکان وموقعیت خاص خرید نمایند که همین موضوع نیز ارزش افزوده زیادی برایشان ایجاد نمود واین تصمیم ها واقدامهای متهورانه که درسایه مشورتها وبررسی های لازم صورت میگرفت خود سود وتوسعه زیادی برایشان ایجاد نمود.

انها یک اصل مهم را یاد گرفته بودند وآن اینکه کار بزرگ افکار وافراد بزرگ میخواهد وهرتصمیم بزرگ شهامت ودوراندیشی وشهامت میخواهد ودرکارصحیح ودرست نباید مکث کرد وتردید.

آنها بااین تصمیم گیریهای بجا وبموقع وسرمایه گذاریهای ریسک دار ومتفکرانه توانستند پس از 30سال درجایگاه یکی از سرمایه داران بزرگ وفعالین اصلی درصنعت کشورباشند درحالی که دوستانشان دربازار شهرستان درهمان جایگاه وموقعیت 30سال قبل درتلاش وروزمرگی میباشند.

هم اکنون آنها بیش از 3شرکت بزرگ را با بیش از 500نفر پرسنل دراختیار داشته وبرنامه واهداف بزرگی را درمجموعه فعالیتهایشان تعریف کرده اند.


 
 
زندگی همش سربالایی است!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۸
 

میگوید همش زختی ورنج .زحمت وآخر هیچ!!!!! نمیگوید که اهدافی تعریف کردی وکجا را قله هدف برای خود تصویر کردی!

اگراحساس میکنی که زندگی جز تلاش وزجر وعذاب چیزی نیست یک چیز را قدر نمیدانی ودریک چیز آگاهانه نتیجه گیری نمیکنی!؟

اگر واقعا" هدفی را تعریف کردی که هدفی بزرگ است وایده آل وقله ایی را در آرزوهایت میخواهی فتح کنی که بزرگ است وپر ازصخره و ناهمواری ولی چون فتح شود همه چیز درزیر ژایت خواهد بود وآرزوهای بی پایان دردستانت چرا هنوز آن موقع که دراول ویا درمیانه راه هستی وبا اولین مشگلات دست وپنچه نرم میکنی احساس خستگی میکنی وتردید وفکرمیکنی این راه جزمشگلات چیزی ندارد نتیجه ایی جز خستگی نخواهد داشت!

به آن کسانی که حسرت میخوری وافسوس آیا میدانی همین مسیر را شاید بسیار مشگل تر وسخت تر از شرایطی که توداری طی کرده اند وخم به به برو نیاوردند وتواکنون به فرزندان وزندگی آنها غبطه میخوری وخود آنها چون کسانی را میبینند که درتلاش وکوشش وزجر هستند تا این مسیر را طی کنند تحسین میگویند وتشویق.

چطور میتوانی آرزوی صعود داشته باشی  بدون اینکه درمسیر ش قرارگیری وآن را فتح کنی بدون آنکه به سویش گام بگذاری.

هرسختی وتلاش وگرفتاری که درمسیر دستیابی به اهداف میکشی بدان که خود نشانه هایی از ترقی ورشدی است که دررسیدن به اهداف بزرگ باید دراین مسیر بپیمایی.

 

 


 
 
من دانشجوی خارج ازکشورم(داستان واقعی موفقیت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٥
 

یکی از شرکتها خواسته بود تا مدیریت توسعه بازارهای خارج از کشور را برایش انجام دهم ویکی از بهترین مسیرها درکشورهای همسایه بازارهای آسیای میانه بود.

 کشورآذربایجان بدلیل موقعیت استراتژیک خود وبهره مندی از منابع نفت وگاز وارتباطات بین المللی وسیع داشتن ارتباط قوی با همه کشورهای جهان میتوان گفت  دروازه آسیای میانه  محسوب میشود چرا که نه تنها میتوان از طریق آن به وضعیت ونیاز ورویه کشورهای آسیای میانه آشنا شد بلکه با ایجاد فعالیت درآن میتوان به راحتی درسایر کشورهای آسیای میانه نفوذ وتوسعه داد.

با توجه به آشنایی که با کشور جمهوری آذربایجان داشتم آن را بعنوان یکی از بازارهای هدف تعریف کردم وبرای ایجاد شعبه وفعالیت ناچاربودم علاوه بربررسی تکمیلی بازار ومحل مناسب برای انجام فعالیت وسمینار برای معرفی فعالیت ترتیب دهم.

 خوشبختانه بدلیل آشنایی قبلی یکبار برای تشخیص مسیر فعالیت واجاره مکان مراجعه داشتم وباردوم برای دعوت از مشتریان وافراد وشخصیتها وکاردار اقتصادی ایران وسمینار که خوشبختانه طوری انجام دادیم که کارداراقتصادی سفارت نیز بسیار خشنود شد وگفت این کار شما بسیار موقعیت وجایگاه وتوان مارا درنزد اینها قدرتمند نشان  داد وایکاش شرکتها وفعالین اقتصادی ما بتوانند از این رویه درجهت معرفی ونفوذ وتوسعه فعالیت بکارگیرند.

او همچنین گفت متاسفانه بسیاری از شرکتها بسیار بادید محدود وبا رویه اشتباه وارد میشوند وهمین عامل باعث میشود تا نه اعتماد اینها را جلب کنند ونه خود را خوب معرفی کنند ونه نتیجه ایی بگیرند وپس از مدتی با تحمل خسارت اینجا را ترک گفته اند.

خوشبختانه این رویه وروش توسعه فعالیت ما به سرعت نتیجه گرفت وفعالیت حتی زودتر از آنی که دربرنامه هایمان پیش بینی میکردیم شروع شد .

این توسعه را درچند کشوردیگر نیز به این شیوه انجام وفعالیتهای صفر آن شرکت درحوزه خارج از کشور شروع شد.

پس از انجام سمینار درآذربایجان یکی از افرادی که خوددانشجو بود ودرآماده سازی ودعوت وپذیرایی زحمات زیادی کشیده بود به من گفت آیا برای اینجا پرسنلی نیز استخدام خواهید کرد یا از ایران اعزام میکنید ومن به او گفتم نه ازهمین جا وشما را معرفی خواهم کرد.

با شرکت صحبت کردم وآن دانشجو نیز بعنوان مسئول شعبه استخدام کردیم تا باحقوق پایه وپورسانت فروش فعالیت نماید.

هنوز یکسال از فعالیت شعب خارج نگذشته بود که من بدلیل عدم توافق لازم از شرکت جدا شدم وهمکارانی که لطف داشتند بعدا" گفتند با رفتن شما فرد جدید نتوانست مدیریت خوبی داشته باشد وواحد شما که با سه نفر اداره میشد مجبورشد بیش از ده نفر با تحصیلات بالا جذب نماید ولی باز ناموفق بود .

روزی با تلفنم از خارج تماس گرفتند ودیدم همان مسئول شعبه آذربایجان است وگفت با رفتن شما بسیارارتباطات  ومدیریتها بد عمل مینمایند بطوری که فعالیت ما تقریبا" مختل شده والان اعلام کردند که شعبه را تعطیل میکنیم بنظر شما من چه تصمیمی بگیرم  بهتره وحیف است این فعالیت تعطیل بشه .

 به او گفتم شما که بیش از یکسال فعالیت داشتی وتجاربی بدست آوردی نگران نباش شعبه را خود بردار وچون این شرکت بد عمل کنه به من بگو تا نیاز بازار شما را از این شرکت ویا شرکتهای دیگر معرفی کنم تامین کنی  ونگران نباش ومطمئن باش موفق خواهی شد.

او شعبه را برداشت وآن شرکت نیز خوشحال شد که از شعبه نجات پیدا کرد فعالیت جدی او درشعبه ایی که به هرحال شناخته شده بود وپیگیری وتامین قطعات از ایران رفته رفته یک اعتبار وموقعیت تجاری خوبی برای او ایجاد کرد بطوری که هرسال با یک رشد 100درصدی روبرو بود وبا توسعه فعالیت آرام آرام برخی از اقوام خود را نیز از ایران فراخواند تا دراین فعالیت اوراهمراهی کنند وچندین نفرنیز به خارج سفرکرده ودرآنجا ساکن شدند.

ارتباط تجاری ایشان با تاجران دیگرکشورهای آسیای میانه منجرشد تا رشد قابل توجهی در فعالیتهایش بگذارد وازآنطرف یک سیستم پخش نیز درسراسر جمهوری آذربایجان ایجادکرد.

حضور دریک قطعه خودرو درکشوری که بستر مناسبی داشته وتاجرانش بسیارموفق وزرنگ نیستند منجرشد که روزبروز سفارشات مختلفی برای ایشان مطرح نمودند وهمین سفارشات منجرشد تا به تامین کننده بسیاری از قطعات وسایرمحصولات سودده تبدیل شود.

بدلیل بکر بودن جمهوری آذربایجان وسیاستهای حمایتی آن کشور برای ایجاد فعالیتهای تولیدی اقدام به اخذ مجوز وتاسیس کارخانه نمود.

با توسعه بازار وسفر به کشورهای دیگر آسیای میانه وآشنایی با بسترتجاری آنها ومذاکره وفروش قطعات از ایران وسایر سفارشات به این نتیجه رسید که دفتری نیز دراکراین ایجاد نماید.

با ایجاد دفتر جدید دراکراین ودفترمرکزی درآذربایجان وارتباط با تاجران روس وازبکستان وقزاقستان و... منجرشد تا برای تامین کامل نیاز مشتریان به چین وترکیه نیز عزیمت نماید که هم اکنون 60% صادرات را از ایران و40% از ترکیه وچین تامین مینماید.

کسی که یک دانشجوی ایرانی درخارج از کشور بود الان به یکی از تاجران اصلی آسیای میانه تبدیل شده که حتی به صادرات خودرو نیز اقدام نموده وقراردادهای میلیاردی را امضا’ وعملیاتی مینماید.

شاید بسیاری سوال کنند که رمز موفقیت او درکجا بود؟

1- توجه ودقت وبینش صحیح او درانتخاب مسیر

2- مشورت گرفتن وانجام کامل مشاوره هایی که به او داده شده واعتماد واطمینان به کسی که اورا تشخیص داده مشاور دلسوز وخوبی است.

3- ریسک کردن درکاری که اطمینان یافته این ریسک درصورت تلاش وصبر نتیجه بخش خواهد بود وتکمیل اطمینان خود از طریق مشاوره با افراد تحلیل گر.

4- مدیریت وتوانمندی وتلاش موثر وپیگیر درجهت انجام کار وتوجه به توسعه ورشد .

5- با هدف وبرنامه ریزی شده عمل کردن وبکارگیری صحیح سرمایه ونیرو وامکانات موجود بطوری که حداکثر استفاده از حداقل امکانات انجام داده.

6- عدم توقف وناامیدی از این بابت که سرمایه وامکانات ندارد وامید ومصمم بودن به این که سرمایه امکانات همان تصمیم واراده واندیشه وتلاش اوست نه چیز دیگر.

7- شناخت صحیح جایگاه خود وکشوری که درآن فعالیت میکند ومسیرهای توسعه.

8- رعایت حد وحدود خود وتوجه کامل به برنامه ها واهداف وتوجه به فعالیت صحیح وپس انداز وایجاد سرمایه وسرمایه گذاری صحیح.

9- پرهیز از فعالیتهای خطر ساز ودوستان ناباب وایجاد ارتباط با افراد آگاه وخوب وتاجران موفق.


 
 
من ایستییرم(من میخواهم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳
 

من ایستییرم دوستیم اولا گل منده پروانه اونا(من دوست دارم دوستم گل باشد ومن پروانه به او)

اومنه صداقتلی اولا منده وفالی اونا( اوبه من با صداقت باشد ومن هم وفادار به او)

من ایستییرم دوستیم شوکتی اولا باشلار ایچینده اوجاباش (من میخواهم دوستم با شان وشوکت باشدودربین شخصیتها از همه بالاتر)

هریرده اونا فخر ایلیم اولا بیر فهمیلی یولداش (همه جا به اون افتخارکنم وبشه یک دوست فهیم )

من ایستییرم دوستیم منی ،منده اونی درک ایلییم(من میخواهم دوستم منو ومن هم اوراک درک کنم)

اومنه عاشق اولا منده اونا عشق ایلییم (اوعاشق من باشد ومن عاشق او)

من ایستییرم دوستیم ایلر بویینی ساغ سلامت یاشاسین (من دوست دارم دوستم سالهای سال سلامت باشد وسلامت زندگی کند)

منی شادایلسین منده اونی، هممشه غمسیز یاشاسین (او منو همیشه شاد کنه من هم اورا،همیشه بدون غم زندگی کنه)

من ایستییرم دوستیم منه ورسین ،منده ورم هرلحظه اونا سس(من دوست دارم همیشه به همدیگه جواب بدیم وهمدیگرراصدا کنیم)

اومنه یولداش اولا منده یولداشدیقدا اونا بس(او دوست من باشم ومن هم دردوستی به کفایت کنم)

من ایستییرم دوستیم منی یادایلسین منده اونی یادایلییم(من میخواهم دوستم همیشه بیاد من باشد ومن هم به یاداو)

منی تکلیهدن قوتارا منده اونا جانیمی هدیه ایلییم(او مرا از تنهایی دربیاورد ومن هم جانم را برایش هدیه دهم)

من ایستییرم دوستیم دیه دردین منه منده دییم دردیمی اونا(من دوست دارم که من از درد ورازم به دوستم بگم واو هم به من بگه)

او منی درمان ایلسین منده اولام درمان اونا(اودردمرا درمان کند ومن مرهم درمان اوباشم)

من ایستییرم دوستیم اولا لیلی(من میخواهم دوستم همانند لیلی باشد)

منده مجنون کیمی لیلایه اولام دوست(من هم همانند مجنون برای لیلا باشم دوست)


 
 
هیچ چیزی را بزور نباید تجویز کرد(تجارب واقعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٧
 

    دردوران کودکی خود نیز این را تجربه کرده بودم که چون پدرومادر برای سلامتی فرزندانش آنها را میخواست بزور به تست دوره ایی ببرد ویا داروهایی که دکتر داده بود را تجویز کند چقدر با مقاومت مامواجهه میشد.

درفرزندان خود نیز همین را به عینه تجربه میکنیم که چون میخواهیم یک برنامه وآموزش ویا حتی موارد پزشکی را میخواهیم به اجبار به آنها تجویز کنیم چقدر مقاومت میکنند وانگار این مقاومت دراجبار نه بدلیل اینست که نسبت به آن موضوع تردید دارند ویا نمیپذیرند بلکه ناشی از ذات انسانی است که درمقابل اجبار حتی اگر مفید نیز باشد مقاومت کرده وبرای اینکه استقلال خود را درتصمیم گیری وفعالیت روزانه حفظ کنند از خود مقاومت نشان میدهند ومیترسند که این اجبار او را منفعل کرده وبه موارد دیگر نیزتسری پیدا کند.

حال که خود درمقام مشاوره وکارشناس با افراد مختلف ودرمسئولیتها وتحصیلات مختلف سروکاردارم میبینم واقعا" این نه خصلتی دردوران کودکی بلکه یکی از خصلتهای اصلی هرآدمی است.

اصولا" افراد (شرکتها)موقعی به مشاوره وکارشناس مراجعه میکنند که واقعا" با مسئله ومشکلی مواجهه هستند وانتظار دارند که مشاور وکارشناس بتواند با بررسی تحلیلی یک مشاوره صحیح وعلمی وکارشناسی شده بدهد تا مشاورپذیر بتواند مشکلات ایجاد شده وبحران بوجود آمده را به راحتی پشت سربگذارد.

مشاور وکارشناس ابتدا به بررسی سیستم ووضعیت فعالیت او پرداخته وممکن است که تشخیص دهد که برخی از مشکلات موجود به نحوه مدیریت وسلایق شخصی اوبرمیگردد وبراحتی تشخیص میدهد که با رفع واصلاح نگرش ورویه مدیریتی او براحتی بتواند نتایج مفید وارزش مندی دررشد وتوسعه فعالیتهایش ایجاد نموده واورا از استرس وبحران ونگرانی برهاند.

مشاورپذیر بدلیل اینکه میبیند کارشناس ومشاور مشکل ومعضل را شناسایی نموده ودرتلاش است که با تغییر درساختار ونگرش مدیریتی او تغییرات واصلاحات بنیادی ایجاد نموده ورشد وتوسعه قابل توجهی ایجاد نماید درابتدا با شهامت وبا اطمینان مطرح مینماید که من بطورکامل دراختیار شما بوده وهر اصلاح وپیشنهادی را خواهم پذیرفت وبقول معروف حتی یک استکان آب را نیز بدون مشورت شما نخواهم خورد.

موقعی که کارمشاوره را آغاز میکنی واز اومیخواهی دوباره با سلیقه شخصی کاررا پیش نبره مدام میبینی به طرق مختلف اززیربار مشاوره درمیره انگاراحساس خطر میکنه یا احساس غرور هرچند این اصلاح رویه بسیاربرایش مهمه وحیاتی است.

مشاور میبیند درصورتی که مشاورپذیر ازسلایق ورویه های معمول خود دست برندارد هیچ تغییر واصلاح وبهبودی صورت نخواهد گرفت ومدتی با رویه های مختلف تلاش میکند تا کلید نفوذ دراو را بیابد ولی چون روشهای مختلف جواب نداد از رویه زور واجبار وارد میشود تا شاید بتواند این تغییر مهم را دراو ایجاد کند ولی متاسفانه بعد از مدتی نه تنها تغییر را نمیپذیرد بلکه به اختلاف وبرخورد با مشاورمیپردازدومشاورپذیر مشاور را مزاحمی درمسیر فعالیتش میبیند.

جالب اینست که مشاورپذیر میخواهد مشاوررانیز درهمین مسیر خود قراردهد وبه او بقبولاند که همین رویه باقی باشد او نیز مشاور واینقدر برای تغییر به او فشار وارد ننماید!!!

مشاورمیداند که اگررویه قبل به قوت خود باقی باشد نتیجه ایی جزآن چه درقبل حاصل شده حاصل نخواهد شد واین کشمکش به نفع سیستم نخواهد بود وهمین کشمکش ها که از نظر مشاور برای مشاورپذیر حیاتی ومهم است منجر به سردی واختلاف بین مشاور ومشاورپذیرمیشود ومشاورپذیر مشاوری را که درابتدا کاملا" متوجه شده بود همه چیز را بخوبی تشخیص داده وشناخت خوبی از سیستم واو دارد ومیتواند با ارائه مشاوره صحیح به رشد وشکوفایی وآسایش برسد به ضدیت کرده واورا مزاحم فعالیتها میداند وهمین عامل منجربه جدایی مشاور وادامه روند بی نتیجه قبل وگرفتاری وفشار وخسارتهای بسیار به مشاورپذیر میشود وافسوس آه خوردن بعدی نتیجه ایی بدنبال نخواهد داشت.

بقول شاعر:

چون آیینه بنمود چهره تو          خودشکن آیینه شکستن خطاست


 
 
من ایسته میرم(من نمیخواهم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢
 

من ایسته میرم بالیغ کیمی سن اولاسان(من نمیخواهم همانند ماهی باشی)

سو ایچینده سوزسن الیم نن قاچاسان(درون آب شنا کنی وازدستم فرار)

من ایسته میرم پروانه کیمی سن اوچاسان(من نمیخواهم مثل پروانه پرواز  کنی)

هرلحظه بیر گلینن  گللرایچینده یاتاسان(هرلحظه با گلی باشی ومیان آنها بخوابی)

من ایسته میرم بلبل کیمی چه چه ویراسان(من نمیخواهم مثل بلبل آواز بخوانی)

هامی سنه باخسین سنده محبت آلاسان(همه تورا نگاه کند وتوهم ازآنها محبت بگیری)

من ایسته میرم طاووس کیمی الوان اولاسان(من نمیخواهم مثل طاوس رنگارنگ وزیبا باشی)

انسان سنی توتسین قفسده قالاسان(انیانها تورابگیرند ودرقفس کنند)

من ایسته میرم الماس کیمی نایاب اولاسان(من نمیخواهم مثل الماس نایاب باشی)

سنه قیمت قویالار سنده اوزیوی ساتاسان(به توقیمت بگذارند وتو هم خودت را بفروشی)

من ایسته میرم الده توخینمیش خالچا اولاسان(من نمیخواهم همچو فرش دستباف ابریشم باشی)

سالسینار اوه ایاخ آلتیندا قالاسان(تورا درخانه بیاندازند وبررویت پایشان را بگذارند)

من ایسته میرم دوزلیکده صداقت ده تک اولاسان(من نمیخواهم درصداقت ودرستکاری تک باشی)

آپارسینار سنی اولره سنده اولارا گوزگی اولاسان(تورا ببرند خانه اشان وتو برایشان آینه باشی)

من ایسته میرم قیزیل کیمی آروتلاری سن آلاداسان(من نمیخواهم همانند طلا خانمها را اغفال کنی)

اونلارینان مجلس دره گیریب بیرقوری فخرساتاسان(با آنها به مجالس بری وفخرالکی بکنی)

من ایسته میرم بیرآغیز سیز انسان اولاسان(من نمیخواهم یک انسان ساکت وبی دست وپا باشی)

هامی ویرسین باشیوا سنده سس سیز قالاسان(همه بزنند سرت وتونیز ساکت باشی)

من ایسته میرم عشقی ده لیلی اولاسان(من نمیخواهم درعاشقی همچو لیلی باشی)

منده مجنون اولام   سنده یالقیز قالاسان(من هم مثل مجنون شوم وهیچ وقت به هم نرسیم)


 
 
تشابه زندگی وبازی شطرنج
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۱
 

زندگی انسان شباهت زیادی به بازی شطرنج دارد هرچند ممکن است برخی مخالف این نظریه باشند ولی بنظر من بازی شطرنج عین زندگی انسانی است.

درزندگی کسی برنده است که قواعد بازی را بخوبی بلد باشد واگر کسی به قواعد بازی بلد نبوده ونتواند جایگاه خود را درمقایسه باسایر مهره ها بداند وبشناسد نه تنها موفقیتی درزندگی نخواهد داشت بلکه بازی را خواهد باخت ویا دریک بازی سرشار از اشتباه وغلط سردرگم بوده وافسرده وغمگین درمتن زندگی گم خواهد شد.

آنهایی که بازی شطرنج را بخوبی بلد هستند میدانند که اولا" باید مهره ها را بدرستی بچینند ثانیا" قواعد بازی را بخوبی بلد باشند ثالثا" مهره سیا ه وسفیدی را انتخاب کرده وسفید آغازگر بازی خواهد بود واو باید بدرستی بداند درمقابل هرحرکتی چه بازی انجام دهد.

شاید یک کشور را به یک صفحه شطرنج تشبیه کنیم ومسئولین کشوری را به بازیکن وکشورهای دیگر را به بازیکنی دیگر تشبیه کنیم دراینجا متوجه خواهیم شد که آشنا بودن با بازی شطرنج چقدر مهم است اگر دولتمردان شما با این بازی آشنا نباشند چیدمان صحیحی نخواهند داشت وبنابراین نه تنها نخواهند توانست کسی را ببرند بلکه هیچ کس نیز با این بازیکنی که با قواعد بازی آشنا نیست بازی نخواهند کرد واین شخص از همان ابتدا بازنده خواهد بود.

چنین مسئولی جای مهره را بدرستی نمیگذارد وشاه را جای فیل واسب را جای قلعه وسرباز را جای وزیر و.... وهیچ وقت نه تنها بدرستی بازی نمیکند بلکه مات کردن را نیز نمیداند وکسی اگر درمقابلش بازی کند تمام مهره هایش را تارو مار کرده واورا به تمسخر میگیرد.

فرد نیز درزندگی شخصی خود باید بازی شطرنج را بلد باشد وجایگاه خودرا درجامعه بداند واگر جامعه به اشتباه او را درجایگاه ومحل صحیح قرارندهد مسئولیت را نپذیرد زیرا که هیچ وقت یک سرباز نمیتواند همانند یک فیل درشطرنج حرکت کند ویک اسب همانند شاه واگر بداند درجایگاه خود نیست آن را نپذیرد و سعی کند جایگاه صحیح خود را بداند وبشناسد تا بتواند به ملت وکشور خود خدمت کند ومطمئن باشد دراینصورت رشد خواهد کرد وجایگاههای مهمتر وبزرگتر را بدرستی بدست خواهد آورد.

دریک کشور همه باید بدانند که آنها همه یک قسمت شطرنج هستند ونباید همدیگر را بزنند اسب نباید سرباز یا وزیر را زیر بگیرد ومهره های یک رنگ همدیگر را بزنند که متاسفانه دربسیاری موارد دیده میشود چنین شده وچنین جوامعی که همدیگر را میزنند وازبین میبرند وبه همدیگر باچشم دشمن ونفوذی نگاه میکنند درواقع با قواعد بازی بدرستی آشنا نیستند وشطرنج را بدرستی بازی نمیکنند وبا دیگران نیز نباید ضدیت داشته باشند وبدانند دنیا یک بازی بیش نیست وآنهانیز بازیکنی موقتی هستند که بعد از مدتی با بازیکنی دیگر جایگزین خواهند شد .

اگرشطرنج بدرستی بازی نشود تبدیل به بازی کودکانه ایی میشود که نتیجه ایی جز تبدیل همه مهره ها به یک مهره بی اثر وبلااستفاده نخواهدداشت ودیگران که ارزش مهره ها را میدانند مهره ها را از ما به غارت خواهند برد وما ناچارخواهیم شد تا به تیله بازی وبازیهای کودکانه دیگری که درشان بزرگترها نیست بپردازیم وخودبخود تضعیف شده واز بسترجامعه حذف شویم تا شطرنج بازی دیگر که بازی بلد است جایگزین ماشود. 

 


 
 
درخت گردو و آموزش تجارت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۱
 

بسیاری دوست دارند بدانند چگونه میتوان به تجارتی موفق دست یافت آیا برای این کار سرمایه وپشتوانه قوی لازم است ویا با دستان خالی نیز میتوان شروع کرد؟ کدامین فرد موفق خواهد بود آنکه با پشتوانه شروع کند یا بی پشتوانه؟

من برای توضیح عینی پیشنهاد میکنم دو گردو دردوجا کاشته بشه یکی را کنار رودی بکاریم ودیگری را در جایی که دسترسی به رود ندارد وبرای رشد خود مجبور شود به آبهای زیر زمینی دست یابد.

پس از مدتی میبینید که گردویی که درکناررود کاشتید به سرعت سراز خاک درمیاورد وهروز رشد میکند وهمه نیز او را تحسین وتمجید که چقدر سریع وخوب درحال رشد است.

گردویی که در مسیر رود نبود ماهها انتظار میکشیم وسر از خاک درنمیاورد وما مایوس میشویم که شاید ازبین رفته ولی آرام آرام پس از چندین ماه میبینیم خاک شکافته شده وسراز خاک درمیاید وبعد آن نیز آنقدر کند وآرام رشد میکند که همه را مایوس میکند که این رشد نتیجه بخش نیست واین گردو به جایی نخواهد رسید.

پس از یکسال گردویی که کنار نهر آب بود آنقدر قد کشیده که بشکل یک درخت تمام وکمال شده ولی گلی محدود دارد وبسیاری از گلهایش نیز به میوه تبدیل نمیشود.

ولی هنوز گردوی دوم به میوه دهی نرسیده وهرروز بجای قدکشیدن کلفت تر وکلفتر میشود.

چندین سال بعد دودرخت داریم که یکی قدبلند وکم میوه است ودومی نیز قدبلند شده تنومند است با میوه های زیاد .

یک روز خشکسالی میافتد وآن نهرآب خشک میشود وآن درخت گردوی اول که کنار آن کاشته بودیم نیز به سرعت خشک میشود ولی گردوی دوم خشک نمیشود وانگار بهتر وشادابتر از گذشته به حیاتش ادامه میدهد وهرسال نیز میوه بیشتری از سال قبل میدهد.

دراین مثال چه اتفاقی افتاد وچگونه میتوانیم به بحث تلاش وتجارت ارتباط دهیم:

درخت گردوی اول به تاجری میماند که باثروت پدری شروع بکارمیکند وآن نهر نیز همان ثروتی است که بی تلاش او به آب میرساند واو به سرعت رشد کرده وهرکه بیند احساس میکند بسیارموفق وخوب عمل کرده ولی ریشه قوی وعمیق ندارد واز آب نهر بی حد وحساب میخورد ولازم نمیبیند ریشه ای عمیق داشته باشد  درخت چون ریشه قوی نداشته باشد وآب زیاد بخورد لاغر میشود ودراز وکم بازده وناتوان هرچند درظاهر توانا دیده میشود وبلند.

درخت گردوی دوم به تاجری میماند که از صفر شروع کرده ومدتها طول میکشد که بجای دیده شدن دردرون خاک ریشه میزند تا به آب زیر زمینی برسد تا بتواند رشد کند وچون ریشه کرد واز آن آب سیراب شد شروع به رشد میکند وچون ریشه عمیق دارد وزیاد روزبروز تنومند وتنومند تر میشود وچون به میوه دهی برسد پربار وقدرتمند است.

آن موقع که خشکسالی ویاسیلاب از راه برسددرخت اولی که ریشه خوب ندارد درجا خشک واز جا کنده میشود ولی درخت دومی ریشه دراعماق زمین دارد واز خشکسالی وسیلاب ترسی ندارد وبه زندگی وحیات خود با اقتدارادامه میدهد.

تاجری که از صفر شروع میکند ماهها وسالها برای رسیدن به سرمایه وموقعیت تلاش سخت وطاقت فرسایی میکند وبسیاری چون این تلاش وگرفتاری واسترس وبیچارگی او را میبینند دلشان به حال او میسوزد واز اوو آینده اش ناامیدندولی بدانید این تلاش وکوشش همانند ریشه دارشدن است برای او وعاقبت پله های رشد وترقی را شروع به پیمودن خواهد کردوبا هربادی نخواهد لرزید.

تاجری که با ثروت پدری شروع کرده باشد نه سختی را دیده نه میداند چگونه میتوان بی جایگاه وپول وسرمایه حرکت کرد ونتیجه گرفت واگر یک روز شکست واتفاقی در مسیر فعالیتش بیافتد دریک لحظه هیچ وپوچ خواهد شد وقادر به ادامه حیات نخواهد بود.

پس اگر گام درفعالیت ها وتجارت های بزرگ نهاده اید بجای افسوس آه خوردن به بی سرمایه بودن وبی پشتوانه بودن آن را قوت کارخود بدانید وتلاش کنید تا ریشه دارشوید وآن را کسب کنید ودرمسیر اگر زمان ببرد ودشواریها وسختی های فراوان ببینید خسته نشوید که این دشواریها هرچه بیشتر باشد همان اندازه نیز ریشه دارتر وقدرتمندتر خواهیدشد.

 


 
 
بن بست پایان راه نیست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٠
 

نمیدانم برایتان اتفاق افتاده مصمم باشی وبا برنامه ومسیری را انتخاب کنی وبخواهی دریک زمان تعریف شده به هدف برسی وپس از تلاش ها وزحمات زیاد وبکارگیری همه امکانات محدود خود درنهایت که انتظار داری آخرین کوچه که وارد شدی به مسیر هدف خواهی رسید درکمال ناباوری با یک کوچه بن بست روبرو شوی واحساس یاس وناامیدی کنی که دیگر سوخت وانرژی لازم برای برگشت ویافتن مسیر صحیح را نداری.دراین موقع باز مایل به ریسک وادامه راه هستی؟

نمیدانم به کوه نوردی رفتین وکوله باری وکفشی ووسایلی محدود ازامکانات موجودت تهیه میکنی وبه کوه میروی وکسانی را میبینی که نه تنها تجهیزات کامل دارند وکفش های کوه گران قیمت وابزار کوه نوردی کامل وخوراک ونوشیدنی وکلاه کوه وکرم ضد آفتاب زده وحتی چند نفر نیز اورا همراهی میکنند ودربسیاری از مسیرها کوله پشتی اورا حمل میکنند وشما هم با انگیزه وهدفدار به صعودت ادامه میدهی وپس از طی مسیر طولانی ونفس گیر  دریکی از مهمترین گذرگاهها که خود احساس ضعف  وتردید هم میکنی بیکباره بند کوله پشتی کهنه ات نیز پاره میشود وکفش کوهت نیز از کف سوراخ با خود میگویی ای خدا تو این بلا را سرمن میاری که من صعودی موفق نداشته باشم! وعرق سردی برپیشانی شما مینشیند.دراین موقع چه تصمیمی میگیرید؟

کار وفعالیتهای تجاری نیز چنین است وهستند کسانی که با سرمایه پدر وبا پشتوانه او گام درمسیر تجارت میگذارند وآنها برطبق نقشه راهی که پدرریخته به راحتی وبا جسارت به راهش ادامه میدهد هرچند تجربه سختی است ومقابله با خطرات رانداردوبارها اشتباه میکند وخسارت میبیند ولی با حمایت بی رویه وتمام وکمال ثروت پدری حتی از این اشتباهات وخسارت ها تجربه ایی نیز نمی اندوزد ومشاوره ایی نیز نمی پذیرد وبا افتخار واقتدار برنقاط ضعف خود سرپوش گذاشته وخود راموفق وتاجر مینامد وکوچکترین ناراحتی واسترسی را لمس نمیکند.

نمیدانم با دستان خالی وبی پشتوانه تاحال کار وفعالیت تجاری بزرگ را شروع کرده ایید آنگونه که نه تنها مسیر راه را باید خود انتخاب وتجربه کنی وهمه کسانی که قبل از شما درآن مسیر فعالیت میکنند به شما بمانندیک ناشناس وضعیف وبی تجربه ورقیب مینگرندو نه تنها دست دوستی باشما نمیدهند وچون میدانند حامی در آن مسیر نداری هرروز وهرلحظه بی رحمانه سنگی به پیش پای شما میاندازند وبا شما برخورد میکنند.

شماباید سرمایه را بدست آوری واعتباری کسب کنی وبرای ایجاد بستر وفعالیت هیچ سرمایه ایی نداری ونه پدری که حامی توباشد ونه خانواده ایی که پایگاهی هرچند خود نیز از حمایت وحامی گرفتن بیزاری وغیرت وشهامت بالایی داری ومیگویی باید انسان روی پای خود بایستد وخود ریشه ایجاد کند وریشه دارباشد نه از غیر وآن موقع است که میتواند با اطمینان بگوید روزی درخت ریشه دار وقوی خواهم شد وپر از میوه که همه بتوانند از آن بهره ببرند واز سود رساندن وبهره دادن لذت میبری از سوئ استفاده کردن وتکیه دادن بیزاری.

ولی دراین را ه همچون بچه صغیر ویتیمی میمانی که درمسیر راه چه رقبا وچه دوستان وچه خانواده خود نیز همیشه درمسیری که انتخاب کردی وشب وروز تلاش میکنی وامیدواری که به اهداف خود دست خواهی یافت دروجودت  تردید وشک ایجاد میکنند وموفقیت هایت را نمیبینند وشکستهایت را بزرگ کرده وسرکوفت برتو میزنند که این مسیر مسیری نیست که توبتوانی بپیمایی وتوناچاری غم ها را خود به تنهایی بخوری وشادیها را به آنها هدیه دهی تا شاید سکوت کنند وحداقل آنها نیز مانعی دراین مسیرت نباشند.

مشکلات وموانع فعالیت شما آنقدر بزرگ  وسنگین است که هیچ وقت خطر شکست وورشکستکی سایه خودرا از روی آسمان تو کنار نمیکشد وگرگ های درنده همیشه بدنبالت هستند ومنتظر ومیدانند چون زمین بخوری حامی نداری وخوراک آنها خواهی شد.

به خانواده  احساس مسئولیت بالا داری وهمه تلاش وموفقیت را برای آنها میخواهی ودربدترین شرایط وبدترین روزها اندکی حتی کوچک از غم وغصه هایت را به آنها منتقل نمیکنی ومیگویی آنها باید آرامش داشته باشند وزندگی خوب وشاید خانواده ات از بهترین وثروتمندترین افراد نیز آرامش بیشتر دارند که چون کوهی استوار کوچکترین غم ونگرانی را خود مانعی وبجان میخری وبه آنها منتقل نمیکنی.

غم ها ودردهایت واسترس هایت بارشد فعالیتهایت بزرگتر میشود بطوری که برخی از دوستان ونزدیکان ات هرچند منتقل نمیکنی ولی از نگاه وچشمانت میخوانند وبرخی دوست دارند دست تورا بگیرند وهمراهی کنند ولی  تو کلید موفقیت ونتیجه دادن تلاشهایت را  دراستقلال واستقامت وتلاش وتحمل مشقات میدانی.

نمیدانم فشاری که از این تلاش ها وریسک ها وموفقیت ها برقلب ووجودت وارد میشود را سنجیدی شاید قلب چنین انسانهایی که خود بسیار افراد خیر ونیک رفتار وملایمی هستند ودردوستی پایدارتبدیل به فولاد میشود که بسیاری از مردم عادی وحتی کارمندان با کوچکترین فشار سکته میکنند ولی اینها تحمل کرده وبه مسیرشان ادامه میدهند.

بارها دیدید که موفقیت وهدف را در چند قدمی خود میبینند وشاید اگر دستی آنها را حمایت میکرد ویا خود از دست دوستان برای صعود میگرفتند قله را فتح میکردند ولی با یک اتفاق کلان اقتصادی غیر قابل پیش بینی ویا با یک دسیسه رقبا و... به یکباره هدف از شما فرسنگها فاصله میگیرد.دراین موقع چه تصمیمی میگیرید وچگونه میاندیشید؟

البته بارها بارها درسایه تلاش واستقامت سدهایی از مسیرت برداشته شده که شما تصور میکردی اینجا دیگر پایان راه است.

آری واقعا" بدون حمایت وپشتوانه کار بزرگ را شروع کردن وبدنبال هدف بودن قلبی سالم میخواهد وصبری بزرگ ومغزی هوشیار ودستان وپاهایی پرتوان واعصاب وروانی آرام وهیچ وقت نباید تردید را بخود راه داد وامید راازدست داد وباید بدانیم که موفق ترین انسانها آنهایی بودند که از صفرشروع کردند وخود مشکلات وسختیها را به جان خریدند واگر برخی را میبینی که برروی باند پدر به پرواز درمیاید وشما ناچاری برای پرواز سالها تلاش کنی تا باندی برای خود درست کنی بجای افسوس خوردن وحسادت به آنها به این توجه کن که آنکسی که برای اولین بار آن باند را برای فرزندانش ایجاد کرده خود همین مسیر شما را رفته بنابراین خوشحال وامیدوار ومقاوم باش که نه فقط یک پرواز کننده باشی بلکه خود صاحب باندی باشی که از آن صدها انسان نیز بتوانند به پرواز درآیند وبدان انسان بااین فشارها واسترس ها نمیمیرد وبرخی مواقع استرس انسانهای معمولی که هیچ فعالیت بزرگی نیز نمیکنند بسیار بیشتر از استرس واندوهی است که شما درفتح یک هدف بزرگ وپایدار که برای شما آینده اش کاملا" روشن وشفاف است میباشد.

هیچ وقت هنگامی که به بن بست میرسی ناامید وافسرده نشو وبالعکس خوشحال وامیدوار باش که این مسیرهای بن بست را نیز دردستیابی به هدف تجربه کردی وهدفی که تو بدست خواهی آورد جاودانه وپایدار خواهد بود.


 
 
نیکی کردن هم خود داستانی دارد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۸
 

بدی کردن چه آسان است

هرچند از تودلگیرند

ولی هرچه باشد میپذیرند

ولی هرگز ندارد یک دل پاک

هیچ انس والفتی

با هرشر وبدی

پیشه کرده نیکی را

با هرکه با او هست یا نیست

تا همه گردند راضی از تلاش او

اما چه سخت است

انتظارش را ندارد ومایوس وتنهاست

وتومیخواهی براونیکی کنی

گامی بسویش برمیداری

کارهایش روان میکنی

ولی او شک دارد به تو

اوترسیده از هرریسمان سفید وسیاهی

اونیکی بی علت را دارد تردید

ولی تو اصرا برنیکی داری

واو اصرار به شک وتردید

هرروز ترا میازماید

هرروز نیکی تورا به بوته آزمایش میگذارد

یک روز قهر میکند ویک روز آشتی

خطر را درکمینش نمیبیند

به دوستی توشک دارد

ازآغوش توفرارمیکند

نمیداندخواهدافتاد درآغوش اهریمن

اونمیداند هستند کسانی که

مزدی به نیکی نمیگیرند

مزد آنها توفیق شماست

دل آنها پاک است وزلال

هرچند درروزگارما

کسی ندارد باور

ولی باید کنیم یقین

هستند دراین دنیا

هرچند معدود

با صداقت با لطف وصفا

 

 


 
 
شکار بلدرچین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٧
 

بلدرچین (به پارسی سره: بَدبَده) (نام علمی: Coturnix کُتورنیکس) پرنده‌ای کوچک از تیره قرقاولیان، راسته ماکیان‌سانان است.

بلدرچین‌ها جثهٔ کوچک و خپلی دارند و زندگی بر روی زمین را ترجیح می‌دهند. از دانه‌ها و نیز حشرات و دیگر جنبندگان کوچک تغذیه می‌کنند. بر روی زمین لانه می‌سازند و  پروازهای کوتاه و سریع انجام میدهند.

بدلیل موقعیت کوهستانی ومزارع وشرایط خاص آب وهوایی آذربایجان یکی از مناطق زیستگاهی بلدرچین بشمار میرود.

شکاربلدرچین با استفاده از طور سبز رنگ(به رنگ چمن)ویک وسیله نی لبک مانند که قسمت انتهایی آن با پوست بز دم مانند پوشیده شده وبا زدن انگشت برروی آن هوا به درون نی یا سوت منتقل وصدای بلدرچین ماده از آن خارج میشود ونحوه زدن آن خود تجربه ومهارت خاصی دارد وبا دوری ونزدیکی شکار ترتیب وشدت خاصی را میطلبد.

شاید میتوان به جرات گفت کسی که این وسیله را ساخته(مخترع)خود دارای هوش سرشار وشناخت جامعی به زندگی بلدرچین داشته ومیتوان  پروفسورودانشمند بلدرچین شناس ب از او نام برد که از اختراعات بزرگ دردوران خودش بوده است.

به چند دلیل مهم:

1- تشخیص داده که صدای ماده را باید دربیاورد ونر را میتوان شکارکرد.

2- صدای ماده را کسی نشنیده وبراحتی نمیتوان صدای ماده بلدرچین را در طبیعت شنید واو چطوری این صدا را تشخیص داده مهم است.

3-صدای بلدرچین نر را شناخته وفهمیده با این صدا نر بدنبال جفت گیری وماده میگردد.

4-این وسیله خاص که ترکیبی از نی وپوست بز وچوب است را اختراع کرده ونحوه زدن آن نیز مهارتی خاص میخواهد.

برای شکار بلدرچین یا باید صبح زود که هنوز سپیده صبح گاهی نزده وهوا نیمه تاریک است باید رفت ویا غروب که هنوز خورشید غروب نکرده.

برای یافتن شکار باید بگوش باشی ودرکنار مزارع بایستی تا صدای آواز بلدرچین نر را که برای یافتن ماده بی تابی میکند وپشت سرهم میخواند را بشنوی وتا آنجا که میتوانی  درهمان کشت زار قرار گیری که او درآن است وعافزار ویا کشت زار نه خیلی بلند باشد که طور فاصله زیادی با زمین داشته باشد نه خیلی کوتاه که بلدرچین شکارچی را بتواند ببیند.

ابتدا چندبار صدای بلدرچین ماده را با وسیله مخصوص در میاوری وچون بلدرچین نر شنیدآواز خوان و با شتاب بسوی صدا میاید وقبل از اینکه خیلی نزدیک شود دام (تور )را پهن میکنی بطوری که تور بین شما وشکار قرار گیرد وشروع میکنی به هم نوایی با بلدرچین نر واو هرلحظه بسوی بلدرچین ماده که شما صدایش را تقلید میکنی شتابان میاید.

همین که از تکان خوردن علف ها متوجه حضور بلدرچین نر درزیر دام شدی بیکباره ایستاده واورا متوجه تله میکنی وچون به پرواز درآمد درتورگرفتارشده وشکارچی اورا گرفته ودرون کیسه مخصوص میکند.

ازنکات مهم شکار بلدرچین اینست که  بلدرچین نر همان که صبح زود قبل از روشنایی از خواب واستراحت برمیخیزد قبل از آب وغذا بدنبال جفت گیری است وهمچنین غروب قبل از اینکه به خواب رود دوباره بدنبال جفت گیری است.

بلدرجین نر دراوج شهوت وآرزوی جفت گیری وهوا هوس در دام شکارچی میافتد وشما هیچ وقت نمیتوانید بلدرچینی ماده را با این روشها به دام بیاندازی واسیرش کنید.

بلدرچین نر برایش فرق نمیکند کدامین ماده به اوجواب خواهد داد وکجاست واز عشق ولذت دستیابی به ماده آواز بلندی را سرداده وبه هرطرف روانه است تا شاید این عشق واحساسش را با رسیدن به ماده خاموش کند.

بلدرچین بسیار باهوش است اگر متوجه حضور شکارچی شود دیگر جواب نمیدهد ویا حتی اگر جواب دهد نیز دیگر بسویش نمی آید.

بلدرچین نر را اگر گرفتار کرده ودرقفس کنی مدتها خود را به سقف قفس میکوبد وبرای این حتما" باید سقف قفس را اسفنج ببندی تا صدمه ایی به او نرسد وحداقل ده روز نخواهد خواند وخاموش است وبعداز آن شروع به خواندن میکند.

دوبلدرچین نر را هرگز نمیتوانی دریک قفس بیندازی که با همدیگر درگیر میشوند.

 

 

 


 
 
مرد بودن ومردانه زیستن(روزمرد مبارک)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٧
 

مرد باشید ومردانه زندگی کنید که مرد بودن آسان نیست وهرکس مردانه زیست میتواند بگوید از نظر روانشناسی "مرد غالب "است.

مردان غالب مرد ایده آل خانم ها هستند درکار وتلاش اعتماد به نفسی بالا دارندودر زندگی روز مره نگاهها را بخود خیره میکنند ودرهنگام حرف زدن گوش ها متوجه سخنان مقتدر وسرشار از منطق ومدبرانه اوست بطوری که حتی مردان دیگر نیز دوست دارند با او نشست وبرخواست کرده واز تفکر واندیشه وسخنان مدبرانه اش فیض ببرند خانم ها میخواهند چنین مردانی را از آن خود کنند.آنها جذاب ومنطقی وقدرتمند ومقتدرند.

مردان غالب این خصوصیات رهبری واقتدار را از همان دوران کودکی با خود د ارندودیگران را رهبری می‌کنند، ودوست دارند به همه کمک کننده وتامین کننده باشند وهیچ وقت گیرنده واستفاده کننده نیستند واز خانواده ودوستان ونزدیکان وهم تیم و...حفاظت ومیکنند ومتعصبندوخانواده ودوستان وآشنایان وهمه درکناراو احساس امنیت وآرامش میکنندوازدوستی بااو لذت میبردهرچند نزدیک شدن ودوستی بااو شرایط خاصی دارد که آنها با دروغ وتزویر وچاپلوسی متنفروبیگانه اند.

تغییر را دوست دارند ودنیای همیشه درتغییر فرصتهای زیادی را برای او ایجاد میکنددیگران ورودبه تغییر را بحران مینامند ومیهراسند ومردغالب تغییر را فرصت میداند وبسویش گام برمیدارداو تحدید را به فرصت وفرصت را به موفقیت ومزیت تبدیل میکند وعاشقانه درچنین راهی گام برمیدارد وهمیشه برنده واقعی ونهایی اوست .

مرد غالب خود الگویی برای دیگران است واز کسی الگو نمیگیرد واو مبارزی آگاه ورهبری مدیر ومدبر است وهمه دوست دارند از روشها ومنشها ورفتار او پیروی کنند

ده رفتاری که مردان غالب هرگز انجام نمیدهند:

 

1. اجازه می‌دهید نامزدتان پول شام را حساب کند.

مرد غالب همیشه تامین کننده دیگران است. اگر خانمی که همراه اوست بخواهد چنین  کاری کند، او به آرامی صورتحساب را می‌گیرد و می‌گوید، "این مربوط به من است." و  این اتمام بحث است.

 

2. هیچوقت عذرخواهی نمی‌کنید، حتی وقتی اشتباه کرده‌اید.

 

مرد غالب خیلی راحت اشتباه خود را می‌پذیرد و می‌گوید، "من اشتباه کردم.
معذرت می‌خواهم." و درصورت امکان اشتباه خود را جبران می‌کند.

 

3. به دنبال تایید دیگران هستید.

 

مرد غالب هیچوقت منتظر تایید کسی نیست. اصل خودِ اوست.

 

4. غیبت می‌کنید.

 

درمورد رئیستان، همکارتان، دوستتان، نامزدتان. از بیان کردن نقص‌های دیگران و  حتی مسخره کردن آنها باکی ندارید. مرد غالب هیچوقت به اطرافیان خود خیانت نمی‌کند.  لازم نیست که با کوچک کردن دیگران خود را بزرگ کند.

 

5. ترس شما بحران است.

 

عنصر طبیعی مرد غالب تغییر است. تغییر سریع چالشی جالب برای اوست. او  می‌توانید خیلی سریع وضعیت را بررسی کند، تا جاییکه زمان به او اجازه می‌دهد تلاش  خود را به کار گیرد و اگر وقت نداشته باشد، برحسب تجربیات قبلی اقدامات لازم را  قاطعانه انجام می‌دهد.

 

6. قبل از اینکه فکر کنید عمل می‌کنید.

 

مرد غالب با سرعتی فوق‌العاده عمل می‌کند اما همیشه قبل از اینکه وارد عمل  شود، خوب فکر می‌کند.

 

7. تقصیر را به گردن دیگران می اندازید.

 

مرد غالب مسئولیت اعمال و رفتارهای خود را می‌پذیرد.

 

8. دروغ می‌گویید.

 

به رئیستان، دوستتان، نامزدتان. مرد غالب دروغگو نیست. او مردی راسخ است و  حرف‌هایش را رک و راست می‌زند. لازم نیست برای اشتباهی که کرده است دروغ بگوید. او  همیشه کاری را انجام می‌دهد که درست است.

 

9. برای جلو افتادن به دیگران خیانت می‌کنید.

 

مرد غالب هیچوقت به اطرافیان خود خیانت نمی‌کند.

 

10. به دیگران قلدری می‌کنید.

 

مرد غالب فقط در مواقع لزوم وارد جنگ می‌شود و اگر مسئله جدی باشد برای اینکه  با یک نفر قوی‌تر، بزرگ‌تر و با موقعیتی بهتر از خودش وارد جنگ شود تردید به دل راه  نمی‌دهد. و به خاطر اراده‌اش، احتمال اینکه برنده باشد بسیار زیاد  است.


 
 
دوست مهربان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۱
 

 

خسته بودم

            ازتلاشی صادقانه

بسته بودم

           چشم وگوشم بربوستان زمانه

رسته بودم

             از هرچیز که میکرد دردلم لانه

جسته بودم

               شوروشوق زندگی رادرآشیانه

هسته بودم

                  ازبرای خانواده دردرون خانه

شسته بودم

               دست ودلم را میزدم برسرم شانه

رفته بودم

                 دردل بازار مردم همه میزدند چانه

چه خوب است

                 هم رازی داشتن وبا اونشستن

یک نیاز است

               راز دل گفتن ودرد دلش را شنفتن

اعتباراست

              دوست نیکوداشتن همدگر را فهمیدن

انتظار است

               لحظه هایی باهم بودن و به هم دلبستن

اشتباه است

              اسیرش کردن و دلش را به آسانی شکستن

ثروت است

             سخن هایش شنیدن زرخسارش گل چیدن

احتیاط است

            اورا رنجاندن  وبراعصاب وروانش تاختن 

زیبا است

           به دوست دلدادن و لحظه هایی باهم بودن

مهربان است

          دوست صادق داشتن جان به جانان دادن     

افتخاراست

             فهمیده بودن غم خواری مهربان داشتن

 

              

 


 
 
محرومیت دارندگان چک برگشتی ازهمه خدمات بانکی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
 

نمیدانم چرا درکشوری که دهها انجمن علمی ومشاوره ایی تایید شده وبنام وجود دارد وهزاران کارشناس صاحب نظر با تحصیلات عالیه وبا تجربه تصمیم گیریهای مسئولین همیشه بایک جلسه وفی البداهه صورت میگیرد.

گذارش روزنامه های مختلف درچند روز اخیر از افزایش بی رویه چک های برگشتی شاید بیشتر به این خاطر بود که از وضعیت نابسامان اقتصادی ورکود کم سابقه اشاره داشته باشند تا مسئولین چاره اندیشی و تصمیمات حمایتی واقتصادی موثر بگیرند که بیکباره اعلام میشود بخشنامه جدید بانک مرکزی وابلاغ به همه بانکها وموسسات اعتباری غیر بانکی از "اعطای هرگونه تسهیلات " " افتتاح هرگونه حساب سپرده جدید" " ارائه دسته چک "" گشایش اعتباراسنادی" " صدورضمانت نامه" " ارائه خدمات بانکی الکترونیک" به دارندگان سابقه چک برگشتی منع شدند.

جالب اینست که این بخشنامه از چند جهت قابل تامل وبررسی است :

اولا" این نشانگر اینست که متاسفانه بانک مرکزی که خود بزرگترین مرکز تصمیم گیری های اقتصادی درزمینه پولی کشور است ومرجع قوانین صدور وتحویل دسته چک به متقاضیان است  به معایب صدور وتحویل دسته چک که در واقع یک نوع پول محسوب میشود وبسیاری از کلاهبرداران براحتی به آن دسترسی یافته واقدامات کلاهبرداری میکنند  اشاره نمیکند ودرصدد اصلاح آن نیست وهمانند یک قاضی اقدام به صدور حکم یکسان برای همه نموده که اصولا" این حکم نباید درحیطه واختیار ومسئولیت بانک مرکزی باشد که بتواند جلوی عملیات وفعالیت یک صاحب چک برگشتی که علت آن مشخص نگردیده ودردادگاه صالحه محکوم نشده را از یک حقوق اجتماعی محروم کند.

ثانیا" این راهکار بانک مرکزی برای جلوگیری از افزایش چک های برگشتی ارائه شده هیچ پایه واساس کارشناسی نداشته وحتی ممکن است منجر به بروز اختلالات وسیع دربازار وتجارت تولید گردد زیرا که بانک مرکزی بدون بررسی علت افزایش چک های برگشتی که بیشتر نه ناشی از افزایش کلاهبرداری ها بلکه ناشی از رکود سنگین حاکم براقتصاد کشور بوده وبالعکس اکثر کسانی که دراین وضعیت چک آنها برگشت خورده شامل شرکتهای تولیدی وتجار وکسبه میباشند ودلیل اصلی آن رکود ادامه دار وسنگین بوجود آمده بوده وافزایش بی رویه نرخ ارز که آنها را با تامین بموقع تعهدات مواجهه نموده است ودرواقع این تصمیم نه درجهت مقابله با کلاهبرداری وسوئ استفاده از چک بلکه ایجاد فشار مضاعف به تولید وتجارت وبی حیثیت وبی اعتبار کردن فعالان عرصه اقتصادی کشور است که بدلایل فوق چک هایشان برگشت خورده است.

رابعا"یکی از مهمترین اشتباه این تدبیر که جای بسی تاسف است عدم شناخت صحیح تصمیم گیران از علت وعوامل وماهیت چک های برگشتی میباشد چک برگشتی ممکن است از موارد مختلف ناشی شده باشد ازجمله:

1-   سوءاستفاده افراد کلاهبردار وارائه چک بلامحل که درهمه زمانها ومکانها بدون توجه به رکود وتورم ومسائل دیگر صورت میگیرد.

2-   اختلاف حساب واقدام برای وصول چک تضمین ویا ارائه چک های دزدی ویا امانی به بانک جهت وصول که صاحب حساب برحسب احتیاط موجودی حساب خودراخالی نموده است.

3-   عدم تامین بموقع وجه چک توسط صادرکننده درموعد مقرر وتامین آن با تاخیر که درشرایط رکودی یکی از واقعیتها وماهیتهای موجود دربازار است.

4-   ورشکستگی وبروز مشکل درانجام تعهدات توسط تجار ویا شرکتهایی که بدلیل شرایط رکود دچارشده اند ودرصورت عدم حمایتهای دولت وبانکها از تداوم فعالیت وتامین تعهدات باز میمانند.

بنابراین میبینیم که بجز بند یک موارد دیگر چک برگشتی که در زمانهای خاص همانند مقطع کنونی که با رکود بالا وادامه دار مواجهه شدیم شاید بیش از 90% برگشتی ها را بخود اختصاص میدهد بنابراین این تصمیم بانک مرکزی نه تنها مقابله با جرم نیست بلکه تشدید مشکلات تجار وتولیدکنندگان وفعالان بازار وتشدید مشکلات اقتصادی جامعه خواهد بود.

در چنین شرایطی آنها نیاز به حمایتهای دولتی وبانکها دارند درحالی که بانک مرکزی میخواهد بطور یکطرفه ودر جایگاه قانون گذار وارد عمل شده وهمه را بدون محاکمه وبررسی با دیدگاه کلاهبرداری از کلیه حقوق اجتماعی محروم میکند.

بهتر آنست که هیچ وقت با معلول مبارزه نکنیم وبدنبال علت ایجادی مشکل واختلالات باشیم وبجای اینکه اعتبار وتلاش دیگران را با یک تصمیم غیر کارشناسی ازبین ببریم تصمیمات کارشناسی وبهتر بگیریم که برخی موارد به شرح زیر پیشنهاد میشود:

1-   درهنگام صدور دسته چک کنترل های لازم را اتخاذ نموده وتا آنجا که میتوانیم اطمینان پیدا کنیم دسته چک به افراد وشرکتها وتجار که فعالیت ثبت شده وتعریف شده دارند تحویل میگردد نه به افراد سود جو.

2-   میتوان دسته چک های تعریف شده وبا رنگ های مختلف با اعتبارات تعریف شده در اختیار طبقات مختلف قرارگیرد بطوری که دسته چک کارمندی ومعمولی با دسته چک یک تاجر وکاسب باسابقه وشرکتهای فعال باهم فرق داشته باشد وطرف مقابل اطمینان داشته باشد که چک صاده درحد واعتبار رقمی هست که درآن درج شده است.

3-   بسیاری از چک ها در اثر اختلافات مالی وماهیت های خاص آن لازم است توسط قانون گذار بررسی ومجرمیت ویا قابلیت ومیزان قابل پرداخت آن مشخص شود ولذا تا رای نهایی صادرنشده نباید به صادرکننده بادیدگاه مجرم نگریسته شود.

4-   درمقاطع رکود تاخیر ویا عدم تامین مقطعی وبروز مشکلات چک برگشتی بایستی زمان موردانتظار بیشتری تعریف وابلاغ شود تا طرفین امکان تامین وتادیه را داشته باشند.

5-   وجود حسابهای دیگر نزد بانکها نه کلاهبرداری بلکه دربسیاری از موارد امکانی است برای بسیاری برای امکان ایجاد حرکت وپشتوانه درکنار حساب اصلی که ممکن است به علل مختلف با اختلال مواجهه شده است.

 

 

 


 
 
برای اینکه یک ساعت بیشتر زندگی کنید چقدرمایلید بپردازید؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
 

شاید این سوال را از بسیاری جوانان ویا همه افرادی که دچار بیماری ویا درانتظار مرگ نیستند بپرسیم بخندند وحتی بگویند نه تنها خریدارش نیستیم بلکه چند ساعت هم بخواهید به شما مجانا" هدیه میدهیم.

آری انسان تا به گرفتاری ومشکلات ولحظه آخر زندگی نرسد وآن را به چشم نبیند هرگز قدر آرامش وآسایش وزندگی را آنگونه که باید نمیداند.

شاید برایتان قابل تصور نباشد اگربگویم ممکن روزی مایل باشید برای یک ساعت زندگی بیشتر مبالغ بالایی را پرداخت کنید.

شاید برایتان قابل تصورنباشد شاید روزی برخی از اعضای خانواده مایل باشند برای اینکه روزی بیشتر درکنارشان باشید مبالغ بالایی بپردازند.

برای اینکه بیشتر به اهمیت لحظه هایی که شاید بی هدف وبسادگی از دست میدهیم ویا لحظاتی از زندگی را که با خوابی بیشتر از نیاز جسمی تلف میکنیم ویا لحظاتی را که حتی با بحث ها ویا اختلافات ویا مشکلاتی که به اشتباه برای خود ایجاد کردیم با زجر وغم واندوه وپشیمانی طی میکنیم این لحظات خود میتواند بخشی از آن سرمایه بزرگی باشد که روزی مایلیم بخش مهمی از سرمایه مان را پرداخت کنیم تا لحظاتی بیشتر زنده بمانیم واین لحظه ها را بخریم.

درک این موضوع زیاد هم سخت نیست وبراحتی میتوانید با ایجاد ارتباط با مریضان صعب العلاجی که تمام سرمایه مادی خودرا بکارگرفته وبرای بدست آوردن سلامت وزندگی بیشتر با مرگ دست وپنچه نرم میکنند وببینید که لحظات زندگی سالم برای آنها چقدر ارزش دارد وچند میارزدوبدنبال حتی امکان خرید ومعامله لحظه های زندگی هستند که این فرصت نیز به آنها دست نمیدهد.

نمیدانم دیدی که یکی از نزدیکترین کسان شما در آغوشتان جان داده باشد واو قبل از مرگ وجدایی وفراق وخداحافظی از همه عزیزان و حیات وزندگی را با نگاههای سنگین خود به شما منتقل کند درآن لحظه آرزو میکنید گدا باشید وبه نان شب محتاج ولی برای این عزیز لحظات وفرصت بیشتر بگیرید تا درکنارتان باشد.

لحظه هایی که با لرزش تنش شروع میشود ونگاههایش هرلحظه سنگین میشود ولی هرگز نگاهش را از شما برنمیدارد وبوسه هایی که هرلحظه از رخسارش میکنی وهرلحظه سردی تنش را بیش از پیش لمس کرده واشک چشمانت سیل آسا جاری میشود وتو بی توقف صدایش میکنی واو بی حرکت نگاهت میکند.

همه ما با خاطرات زندگی میکنیم وهمه افسوس آن داریم ایکاش تاریخ مرگ عزیزانمان را میدانستیم وقبل آن همه خاطرات گذشته او را دوباره میپرسیدیم ومینوشتیم ویا لحظه به لحظه آخرین روزهای زندگیش را به تصویر میکشیدیم ودرآخرین روزها همه آرزوهایش را براورده میکردیم.

همیشه میگوییم چگونه میتوانیم اگربدی ورفتارهای ناپسندیده درمقابل عزیزانمان شده آن را جبران کنیم ونگذاریم با غم واندوه ودلخوری از نزد مابرود.

انسان موجودی است عاطفی و دارای عشق واحساسات ومفهوم زندگی را بخوبی میداند ولی افسوس هیچکس قدر لحظه هایش را آنطور که باید نمیداند.

من نمیخواهم بگویم قدر وارزش هرلحظه خود را به اندازه آخرین لحظه زندگیتان بدانید ولی تاسف بار است که لحظه هایی که میتواند از الماس نیز گرانبها باشد به اندازه خاک نیز ارج وارزش برایش نگذاریم واین لحظه ها را درخواب باشیم ویا در غم واندوه واختلاف ودرگیری طی کنیم.

گفته اند که گرانقیمت ترین چیز دردنیا الماس است ولی باید بدانیم گرانقیمت ترین چیز نفسی است که ما هرلحظه بی خیال وبی توجه به آن میکشیم.

بیایید این سرمایه بزرگ زندگی را قدر نهیم واز لحظه به لحظه آن استفاده مفید برده وروزهایمان را بیهوده هدرندیم وحداقل موقعی که سر برخاک میگذاریم با اطمینان خاطر بگوییم زندگی با سعادت وسرشار از صداقت ونیکی واحترام زندگی شرافتمند داشته ایم وبدانیم که چنین انسانهایی چه درحیات وچه پس از مرگ جاودانه هستند و پرآوازه که حتی درهنگام مرگ نیز با شادی وشعف  به استقبالش میروندو انگار درظاهر میمیرند ولی همان لحظه دریاد وخاطره ودل همه عزیزان ودوستانشان زنده وجاویدان باقی مانده وهمانند دوران حیاتشان به همه امید وزندگی باسعادت را گوشزد میکنند وهرلحظه با آنها که دوستشان دارند عشق وزندگی میکنند.


 
 
مقایسه عینی وضعیت بازاربا سنوات قبل
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٩
 

رکود سایه سنگین خود را بربازار گسترده وابن وضعیت منجرشده تا نگرانی خاص به تجار وبازار ایجاد شود.

این درحالی است که حتی تجار برای کاهش شدت رکود محصولات قابل عرضه خود را با نرخ ارز آزاد منطبق ننمودند یعنی اگرکسی محصولی را میفروشدبخواهد آن محصول را وارد کند حد اقل 20-30% گرانتر تمام خواهد شد ولی با این وجود باز نتوانستند با سیاست عرضه به قیمتهای ارزانتر تاثیری بررکود بازار بگذارند.

رکود آنقدر وسیع وگسترده است که هیچ روزنه ایی را برای تامین نقدینگی برای تجار باز نگذاشته وهرتاجری که با مشکل تامین تعهدات روبرو میشود دیگر راه گریزی برای تامین حتی باعرضه محصولات به زیر قیمت خرید نیز ندارد.

آمارهای رسمی دقیقی از واقعیتهای موجود درارتباط با رکود اقتصادی موجود دردست نیست .

با این وجود تجار وکسبه بازار بخوبی این وضعیت را لمس وبراحتی حدود آن را تخمین میزنند.

من برای اینکه بتوانم یک آمار عینی تر از وضعیت موجود بدهم به مقایسه فروش سه سال شرکت خودمان پرداختم .

هرچند شرکت ما دراین سه سال ،سالیانه حداقل رشد 50درصدی را تجربه نموده وهمچنین فیمت محصولات سال جدید نسبت به گذشته یک تغییر حداقل 20درصدی را تجربه کرده یعنی بدون حذف تاثیر موارد فوق باید حداقل 35% تاثیر عوامل فوق را به نتیجه نرخ رکود بدست آمده اضافه کنیم.

سال 89به88 یک رشد فروش 30% وجود داشته ودرسال 90به 89 5% رشد ودرسال 91به90درهمان مدت زمان فروش کاهش حداقل35% را تجربه کردیم ،یعنی درواقع وضعیت فروش یک شرکتی که از نظر فعالیت یک رشد 50% راتجربه کرده وازنظر تبلیغاتی ومعرفی نیز همین رشد راداشته وقیمت کالاها نیز حداقل 20% افزایش داشته بنابراین میتوان نتیجه گرفت نسبت فروش مقداری کالا درسال جدید حداقل یک کاهش بالای 55% را دارد.

افزایش هزینه های اداری وجاری تجار که بالای 30% درسال جدید نسبت به سال قبل میباشد واز طرف دیگر کاهش فروش بیش از 55% که درپیش بینی هیچ تاجری وجود نداشته وهمه آنها انتظار افزایش فروش با توجه به افزایش قیمتها وکاهش فعالان بازار وهمچنین کاهش واردات داشتند .

این کاهش غیر منتظره خارج از پیش بینی وبرنامه ازیکطرف وعدم وجود برنامه مدون دولتی برای حمایت از آنها وحتی استفاده از ابزارهای تعزیراتی وجرایم وافزایش مالیات وحقوق پرسنلی وهزینها ازطرف دیگر وعدم وجود تسهیلات سهل الوصول واستفاده بانکهااز سیاستهای انقباضی  درچنین شرایطی منجرمیشود تا تجار از همه طرف تحت فشار کامل بوده و متاسفانه یا دچار سکته قلبی میشوند ویا تجارت وفعالیت را تعطیل واعلام ورشکستکی میکنند ویا با سختی واضطراب وتلاش شبانه روزی سعی میکند یک کشتی شکسته را از میان طوفان سهمگین وموج های خشن به ساحل برساند.

واقعا" درچنین شرایطی وبدون وجود سیاستهای حمایتی دولت ودرشرایط کاملا" بی تصمیمی وبدلیل شرایط سیاسی ناپایدار تحمیل خسارتهای غیر قابل پیش بینی دلمان به خودمان وتجاری که خود را ستون اقتصاد یک کشور میدانند میسوزد وبا خود میگوییم چرا هیچ کس نمیداند اگر این ستونها سست وشکننده وناپایدار شوند کل سیستم واساس کشور میتواند با خطر ریزش ویا حتی سقوط مواجهه شود.

اگر زندگی ورفاه ومنافع یک تاجر با خطر مواجهه شود بدانید زندگی دیگران همچون کارمند وکارگر غیره با فلاکت وفقر بدبختی فساد روبرو خواهد شد.

پس باید هردولتی درصورت بروز مشکل رکود دربازار تمام سیاستهای حمایتی خود رابرای خروج از این وضعیت بکارگیرد وبانکها نیز سیاستهای انبساطی وسهل الوصول را برای حمایت از تجار بکارگیرند تا نگذارند خسارتهای غیرقابل جبران ایجاد شود.


 
 
یادداشتی هرچندکوچک برایم بگذار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 

ای دوست نمیدانم کی میایی

چقدر دروبلاگم میمانی واز نوشته ها میخوانی

ولی بدان به آمدنت دل بستم

به حضوروعلاقه ووجودت من مستم

نمیدانم ازکجا میایی

دردرون وطنی یا بلادی دورسکنایی

باشناخت قبلی میایی وداری مرا دوست

یا مطلبی را طالبی که دراوست

بدان هرانسی چه با من داشته باشی یا مطلبم

این یک راز است ویک هدیه که برشما من دارم

من میخواهم بدانم وبشناسم دوستایم را

دوستانی که بی هیچ منتی دوست دارند مرا

بگذارید آدرسی وتلفنی وسلامی وکلامی

بدانید که من میزنم با شما بدوستی ارتباطی

من میخواهم بهترین دوستان راکنم ماندگار

ای دوست توبا هرنظر میکنی وبلاگم را پایدار

عشق ودوستی ومحبت دروجود ماست

انچه آنها را میدهد پیوند یک دل پاک وزیباست

اینقدرآهسته نیا ودرسکوت نرو

یادداشتی هرچندکوچک برایم بگذاربرو

 

 

 

 

 


 
 
نمایشگاه اتومکانیک دبیAutomechanika Midedle east
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸
 

این نمایشگاه که دررابطه با قطعات خودرو توسط Automechanika Midedle eastبرگزار میشود که یکی از مشهورترین شرکتهای نمایشگاهی درزمینه قطعات خودرو دردنیا بوده ومرکز آن درالمان است.

نمایشگاه اتومکانیک دوبی سالی یک بار برگزار میگردد وشرکتهای تولید قطعات خودرو از کشورهای مختلف درآن حضورپیدا میکنند.

شاید بیشترین اهمیت این نمایشگاه برای شرکتهای تولیدی مجاورت وحضوربازدیدکننده های ایرانی دراین نمایشگاه است.

بازار ایران بدلیل دارا بودن بیش از ده میلیون خودرو درحال تردد وتولید نزدیک به یک میلیون خودرو درسال یکی ازبهترین وبزرکترین مشتری قطعات خودرو درمنطقه محسوب شده ومورد توجه بسیاری از تولیدکنندگان میباشد.

حضور کشورهای مختلف از جمله چین وترکیه وهند بسیار پررنگ دراین نمایشگاه حاکی ازتوجه وتلاش آنها در حفظ سهم بازار خود وتداوم وتوسعه فروش در این منطقه میباشد.

کشور ایران باوجود داشتن تولیدکنندگان بسیار درزمینه قطعات خودرو متاسفانه همه ساله حضورکم رنگی دراین نمایشگاه دارند وانتظار میرفت امسال بدلیل افزایش نرخ دلار حضور موثری داشته باشند که شاید امسال از پارسال نیز کم رنگ تر بود.

عدم حضورفعال شرکتهای ایرانی درسال 91 با وجود افزایش نرخ دلار نشانگر این است که شرکتهای ایرانی تحلیل اقتصادی خوبی از موقعیت ها وشرایط اقتصادی روز ندارند زیرا که مقاطع افزایش نرخ دلار (کاهش ارزش پول ملی) یکی از مهمترین وحساس ترین زمانها برای توسعه صادرات میباشد که این امرنیز تحقق نمیابد مگر باحضوردرنمایشگاههای بین المللی وعدم حضورآنها حاکی از بی توجهی به این امراست.

هرچند نمایشگاه دوبی بیشتر به بازار ایران متمرکز است ولی همین نمایشگاهها ممکن است ارتباطات ونیازهایی فیمابین شرکتهای تولیدی ویا برای شناخت نیازهای جدید بازار جهانی با تماس وشناسایی نیاز بازار کوچک ولی متنوع وروز کشورهای عربی بوجود آورد.

تعداد کمی بازدید کننده درسال جدید هرچند از طریق آمارهای اصلی بازدید کننده قابل بررسی وتحلیل است ولی بدلیل شناخت ما از نحوه وحضور احتمالی تجارایرانی درآن مشخص بوده که نسبت حضور تجارایرانی درنمایشگاه دربازار بسیار کم رنگ تر از پارسال بوده که البته یکی از دلایل اصلی آن همانا افزایش بی رویه نرخ ارز وعدم وجود توجیه اقتصادی لازم برای واردات است.

مانیز با وجود اینکه مذاکراتی با خودرو ساز درزمینه قطعات داشتیم ولی با مقایسه نرخ محصولات با نرخ ارزآزاد هیچ گونه توجیه وحاشیه سودی حداقل درچندماه آینده وجود نداشته وفعلا" قیمتهای محصولات وارداتی درداخل بدلیل خرید آن قبل از افزایش بی رویه ارز پایین تر بوده وخرید جدید نه تنها برای فروش با نرخ های حاضر توجیه ندارد بلکه ضررنیز خواهد داد.

بنابراین کاملا" مشهود است که تاجران ایرانی برای رفع تکلیف وطبق عادت دیرینه وشاید هم برای اینکه از رکود وفشار روحی داخلی فرارکرده وآب وهوایی عوض کنند دراین نمایشگاه حضورپیدا کرده اند.

بازدید از غرفه های چین وتنوع کالاهایی که آنها حضورپیدا کردند حاکی از رشد همه جانبه ایی است که این کشور درهمه قطعات خودرویی داشته وهیچ قطعه ومحصولی نیست که آنها درآن حضورپیدا نکرده باشند.

غرفه های کشورترکیه بیشترنشانگر فعالیت رشد وتوسعه ایی این کشور با هدفگذاری محصولات خاص ازقبیل باطری خودرو غیره درحال گشایش بازارهای خاص است تابتواند با تولید کنندگان چینی رقابت کرده وبازارهای لازم را تسخیر کند .

درکل حضورتولیدکنندگان وغرفه ها بیشتر وقوی تر از پارسال شده ودرمقابل تعداد وحجم بازدیدکننده کمترنشان میدهد که شاید مهمترین دلیل وعامل اصلی آن را رکود حاکم بربازار  وافزایش بی رویه نرخ ارز درایران نامید که منجرشده تا تاجران ایران توان وانگیزه خرید لازم رانداشته وحضورفعالی دربازدید ومذاکره وخرید از نمایشگاه نداشته باشند.

برای اینکه درهروضعیتی چه خوب وبد بتوانیم بهره برداری لازم را بکنیم اگرتاجرباشیم باید برای بروز نگه داشتن اطلاعات خودمان درچنین نمایشگاهی (درصورت رکود وافزایش بی رویه ارز)حضورپیداکنیم واگرتولید کننده باشیم این مقطع مهمترین وحساس ترین مقطع برای توسعه صادرات وجذب ارز وایجاد حاشیه سود بالا حضورفعالی داشته باشیم.

 

 

 


 
 
کلاهبردار وکلاهبرداری راه های شناخت وجرایم قانونی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢
 

کلاهبرداریا کلاهبرداری موضوعی است که متاسفانه ازبدو زندگی گروهی بشر وجود داشته و یکی از معضلات جامعه امروزی به شماررفته وروز بروز با پیشرفت وتوسعه جوامع شکل ونوع آن نیز پیچیده وخطرناک میشود بطوری که امروزه  یکی از مهمترین کلاهبرداریها ،کلاهبرداریهای  اینترنتی میباشد که درآن حتی شخص کلاهبردار حضور ظاهری وآشکارندارد.

پایه واساس کلاهبرداری بر مبنای فریب دیگران به هر شکل ممکن میباشد ودرکلیه جوامه این کار جرم محسوب میشود.

تعریف کلاهبرداری : مال وپول دیگران را از طریق فریب وحقه بازی  با استفاده از عناوین جعلی واعتبارات موهوم  ویا انجام اموری واهی  بطوری که به شخص مقابل چنین وانمود کند که اگر وجه ومالی را دراختیار او بگذارد امتیازات ومنافع ویژه ایی بدست میاورد که این عمل را کلاهبرداری وکننده را کلاهبردار مینامند.

درفقه عنوان " اکل مال باالباطل " نام برده شده یعنی خوردن مال مردم از راه حرام وفریب دادن مردم وبدست آوردن مال دیگران از شیوه نادرست.

تعریف کلاهبردار از دیدگاه حقوقی در شرح این تعریف می توان گفت کلاهبردار کسی است که با انجام یکسری اقدامات فریب کارانه مجنی علیه (فردی که جرم بر روی او انجام شده است ) را فریب می دهدو مجنی علیه به این خیال که این اقدامات واقعی هستند به کلاهبردار اطمینان کرده واموال خودش را در اختیا ر کلاهبردار قرار می دهد . ولی باید توجه داشت که بایدشخص کلاهبردار با سوءنیت از این وسایل استفاده کرده باشد تا عنوان کلاهبردار بروی صدق کند .

 کلاهبردار چون همیشه ریا وتزویر ودروغ را پایه رفتار وعملکرد خود قرارداده هرچند بتواند مالی وثروتی را از این طریق تصاحب نماید ولی در بلند مدت بدلیل استفاده از این شیوه درتمام امور زندگی خود واطلاع خانواده ایشان از مال وامکانات  بدست آمده از راه کلاهبرداری وآه وناله کسانی که متضرر شده اند هیچ وقت از این طریق موفق نشده وزندگی سالم وآرام وخوشبختی نخواهند داشت ودرهمه ادیان نیز به طریقی ناپسند وبد شمرده شده است .

درقوانین کشورهای مختلف نیز تعاریفی از کلاهبردار واشکال مختلف آن آورده شده وقانون گذار برای جلوگیری از این امر ناپسند جرایمی وضع نموده است.

مصادیق کلاهبرداری در قانون مجازات اسلامی در فصل یازدهم تصریح شده اند:
«فصل یازدهم - ارتشا و ربا و کلاهبرداری
ماده ۵۸۸ هر یک از داوران و ممیزان و کارشناسان اعم از این که ‌توسط دادگاه معین شده باشد یا توسط طرفین، چنان چه در مقابل اخذ وجه یا مال به نفع یکی از طرفین اظهار نظر یا اتخاذ تصمیم‌ نماید به حبس از شش ماه تا دو سال یا مجازات نقدی از سه تا دوازده میلیون ریال محکوم و آنچه گرفته است به عنوان مجازات مؤدی به نفع دولت ضبط خواهد شد.
ماده ۵۸۹
در صورتی که حکام محاکم به واسطه‌ی ارتشا حکم‌ به ‌مجازاتی اشد از مجازات مقرر در قانون داده باشند علاوه بر مجازات ارتشا حسب مورد به مجازات مقدار زیادی که مورد حکم ‌واقع شده محکوم خواهند شد.
ماده ۵۹۰
اگر رشوه به صورت وجه نقد نباشد بلکه مالی بلاعوض‌ یا به مقدار فاحش ارزان‌تر از قیمت معمولی یا ظاهراً به قیمت معمولی و واقعاً به مقدار فاحشی کمتر از قیمت به مستخدمین‌ دولتی اعم از قضایی و اداری به طور مستقیم یا غیرمستقیم منتقل شود یا برای همان مقاصد، مالی به مقدار فاحشی گران‌تر از قیمت از مستخدمین یا مأمورین مستقیم یا غیرمستقیم خریداری گردد، مستخدمین و مأمورین مزبور مرتشی و طرف معامله را شی ‌محسوب می‌شود.
ماده ۵۹۱
هر گاه ثابت شود که راشی برای حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه یا مالی بوده تعقیب کیفری ندارد و وجه یا مالی ‌که داده به او مسترد می‌گردد.
ماده ۵۹۲
هر کس عالماً و عامداً برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری که از وظایف اشخاص مذکور در ماده (۳) قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷/۹/۱۵ مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌باشد وجه یا مالی ‌یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیم یا غیرمستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات علاوه بر ضبط مال، ناشی ‌از ارتشا به حبس از شش ماه تا سه سال و یا تا (۷۴) ضربه شلاق محکوم می‌شود.
تبصره: در صورتی که رشوه‌دهنده برای پرداخت رشوه مضطر بوده‌ و یا پرداخت آن را گزارش دهد یا شکایت نماید از مجازات حبس‌ مزبور معاف خواهد بود و مال به وی مسترد می‌گردد.
ماده ۵۹۳
هر کس عالماً و عامداً موجبات تحقق جرم ارتشا از قبیل‌ مذاکره، جلب موافقت یا وصول و ایصال وجه یا مال یا سند پرداخت وجه را فراهم نماید به مجازات راشی برحسب مورد محکوم می‌شود.
ماده ۵۹۴
مجازات شروع به عمل ارتشا در هر مورد حداقل مجازات‌ مقرر در آن مورد است‌.
ماده ۵۹۵
هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن جنسی را با شرط اضافه با همان ‌جنس مکیل و موزون معامله نماید و یا زاید بر مبلغ پرداختی، دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می‌شود. مرتکبین اعم از ربادهنده، رباگیرنده و واسطه بین آن‌ها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا (۷۴) ضربه شلاق و نیز معادل ‌مال مورد ربا به عنوان جزای نقدی محکوم می‌گردند.
تبصره ۱: در صورت معلوم نبودن صاحب مال، مال مورد ربا از مصادیق اموال مجهول‌المالک بوده و در اختیار ولی فقیه قرار خواهد گرفت‌.
تبصره‌ ۲: هر گاه ثابت شود ربادهنده در مقام پرداخت وجه یا مال‌ اضافی مضطر بوده از مجازات ‌مذکور در این ‌ماده ‌معاف خواهد شد.
تبصره‌ ۳: هر گاه قرارداد مذکور بین پدر و فرزند یا زن و شوهر منعقد شود یا مسلمان از کافر ربا دریافت کند مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.
ماده ۵۹۶
هر کس با استفاده از ضعف نفس شخصی یا هوی و هوس او یا حوایج شخصی افراد غیر رشید به ضرر او نوشته یا سندی اعم از تجاری یا غیرتجاری از قبیل برات، سفته، چک، حواله، قبض و مفاصاحساب و یا هر گونه نوشته‌ای که موجب التزام‌ وی یا برائت ذمه‌ی گیرنده‌ی سند یا هر شخص دیگر می‌شود به هر نحو تحصیل نماید علاوه بر جبران خسارات مالی به حبس از شش ماه تا دو سال و از یک میلیون تا ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم ‌می‌شود و اگر مرتکب، ولایت یا وصایت یا قیمومت بر آن شخص ‌داشته باشد مجازات وی علاوه بر جبران خسارات مالی از سه تا هفت سال حبس خواهد بود.»[۴]

 

درقرن حاضر کلاهبرداریها بسیار پیچیده تر واشکال دیگری بخود پیدا کردند که لازم است تا درتعاریف کلاهبرداری نوین واشکال آن مطالعات وتعاریف دقیق تری صورت گیرد از جمله کلاهبرداری های مکانیزه وسیستماتیک وهمچنین استفاده از سمتها ومسئولیتها ورانتها وکارچاق کنی های مختلف که نیازمند اصلاح وبهبود تعاریف صورت گرفته درقوانین میباشد.

روشهای شناسایی کلاهبردار:شناسایی کلاهبردار دردنیایی که ساختارهای اجتماعی پیچیده شده وارتباط الکترونیکی جای ارتباطات عادی را گرفته بسیار سخت ومشکل میباشد ولی به هر حال دردوشیوه موجود کلاهبرداری میتوان کنترل ها واقدامات پیشگیرانه زیر را انجام داد(کلاهبرداران را به دوشکل تقسیم میکنم کلاهبرداران سنتی وکلاهبرداران نوین):

1-      کلاهبرداران سنتی : که این کلاهبرداران همان کلاهبردارانی هستند که به شیوه سنتی ومعمول که از دیرباز وجود داشته  ومرسوم بوده دست به کلاهبرداری میزنند که مهمترین شیوه آنها استفاده از عناوین وسمتهای مجعول میباشد وبا شناسایی افراد گرفتار ونیازمند برای رفع وحل مشکل آنها اقدام به کلاهبرداری میکنند برای اینکه دردام چنین کلاهبردارانی نیافتیم بایستی درصورت وجود مشکل وگرفتاری برای انجام ورفع مشکل درصورتی که کسی اعلام کمک وهمراهی مینماید بایستی سوابق وموقعیتها وعناوین فردی که ادعای همراهی دارد را جویا شویم تا از بروز مشکل پیشگیری کنیم .

باید بدانیم که فرد کلاهبرداربا تزویر ودروغ وریاکاری  خود را درجایگاه وموقعیتهای خاص جلوه دهد دراینصورت میتوانید کارت شناسایی ویا بازدید از موقعیت کاری عنوان شده وموارد ی که بتواند شمارا از موقعیت ادعایی او مطمئن نماید.

درصورتی که فرد کلاهبردار خود درموقعیت وجایگاهی اداری وتصمیم گیری است بجای تشویق وهمراهی او در اخذ رشوه وانجام غیرقانونی کار بدنبال انجام امور از طرق صحیح آن باشید که از قدیم گفتند بارکچ به سرمنزل مقصود نمیرسد.

درصورت مواجهه با فردیا افراد شیاد وکلاهبردار واحتمال گرفتارشدن دردام او میتوانید افراد آگاه ومطلع را بعنوان مشاور ودوست درکنارخود داشته تا شیادان وکلاهبردان نتوانند به راحتی به شما نزدیک شده ووعده های فریبکارانه بدهند.

همیشه بدانید راه مستقیم ودرست نزدیکترین راه است واگر راهی را انتخاب میکنید که مسیر درست نبوده ولی ممکن است شمارا درکوتاه مدت به نتیجه رسانده وفوایدی داشته باشد بدانید دربلند مدت ضرر آن چند برابر خواهد بود همراهی ودوستی باکلاهبردار اگر درلحظه شیرین وجذاب باشد دربلند مدت تلخ وزیانبار خواهد بود.

کلاهبردار معمولا" کلاهبرداری را برای خود شغل وابزار کسب درآمد نموده ومعمولا" پس از چندسال رفتار وکردار وشیوه هایشان نیز شکل خاصی بخود میگیرد که افراد باتجربه حدودا" آنها راتشخیص میدهند وکلاهبرداران حرفه ایی نیز بدلیل تعدد جرایم خود دارای پرونده های تخلف نزد مراجع قضایی میباشد وبه این خاطر میتوان درصورت لزوم واهمیت موضوع وخسارت احتمالی چنین افرادی را از مراجع قانونی وپلیس استعلام نمود.

 

2-      کلاهبرداران نوین: امروزه بارشد وپیچیدگی جوامع ومکانیزه شدن امور کلاهبرداریها نیز بیشتر شکل نوین پیدا کرده وارتباطات غیرحضوری شده بطوری که شما حتی چهره کلاهبرداررانمی بینید دراینصورت باید دراستفاده از ابزارهای  نوین احتیاط لازم را کرده تا دردام آنها نیافتاد.

 

کلاهبرداران درکجا بیشتر کمین کرده اند: مشخصا" کلاهبرداران محلی را برای کمین وطعمه انتخاب میکنند که هم نفع مالی ومادی قابل توجه وجود داشته وفرد مورد نظر نیز گرفتاری واضطرار ومشکلات فکری لازم را داشته باشد.

برای مثال درکشور ما در زمینه هایی مانند معاملات زمین وساختمان وطلا وارز وهمچنین  درمسیر های قضایی که شخص گرفتار از نتیجه رای ونهایت کار درهراس است ودرمسیر دریافت وام وتسهیلات که بشدت دچار مشکلات نقدینگی وورشکستگی است وامثال ان از مهمترین بسترهای  ایجاد کلاهبردار ویا حضور آنهاست.

 


 
 
طرز تفکر ونگرش مدیریتی ثروتمندان سنتی ایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
 

ثروتمندان سنتی ایران شامل ثروتمندانی میشود که باشیوه های سنتی مدیریت بازار تجارت وکسب وکار خود توانسته اند به یک ثروت وسرمایه قابل توجه دست یابند که سرمایه اولیه برخی از آنها ناشی از انتقال ثروت وموقعیتی بوده و ازاجدادشان که جزو طبقه تجار وکسبه بازار بوده وبرخی نیز از ملاکین وبیک ها وخوانین میباشند وبرخی نیز هرچند با شاگردی ودستیاری تاجرین شروع کردند ولی اکنون خود به ثروت قابل توجهی دست یافته اند.

 اکنون دارندگان وصاحبان این ثروت وسرمایه به سه بخش عمده تقسیم میشود:

1- پدران پیر وجا افتاده ایی که هنوز هم مدیریت کامل ثروت وفعالیتها ر ا دردست داشته وچون دیگر آن توان وریسک وفعالیت گذشته را ندارند دراین فکر هستند که آهسته آهسته فرزندان خود را به مدیرانی تبدیل کنند که بتوانند با خیال راحت مدیریت کسب وکارخود رابه آنها واگذارکنند بدلیل شیوه مردسالاری که از گذشته داشته اند چنین پدرانی هیچ نقشی(درایده آل ترین صورت نقش کم) به زن ودختر خانواده آنگونه که باید قائل نیستند.ولی طوری رفتار میکنند که جایگاه وابهت مادر خانواده نیز نزد فرزندان حفظ شود.

پسران درچنین خانواده ایی بدلیل توجه بیش از حد پدر برای موفقیت وجانشینی او کاملا" آزاد وولیعهد گونه بوده ومتاسفانه بسیاری از این پسران نیز هیچ وقت نمیتوانند آن خواسته ورویای پدران خود را برآورده کنند وبرعکس تلاش وکوشش پدر برای تحصیل کرده شدن وآموزش تجارت وکسب وکار امید به نوسازی فعالیتهایش با دستیابی فرزندش به دانش کسب وکارجدید آنها بیشتر هوس باز ومادی پرست وتجمل گرا ودر یک کلام مصرف گرا شده وآنقدر که به ماشین وامکانات جدید از محل اندوخته پدر توجه میکنند به تجربه وتلاش وفعالیت توجه نمیکنند.

دربین  فرزندان علی الخصوص فرزندان پسر که بیشتر مدنظر پدر است مدیریت وروش او را قبول ندارند واورا سنتی وترسو میخوانند وخود را متمدن وبروز بنابراین ازادامه راه پدر وزیرنظر او فعالیت کردن را نمی پسندند واختلاف نظر عمیقی با او دارند.

2-مادران(همسران تاجرمرحوم) که بدلیل عدم حضور درفعالیتهای تجاری دردوران حیات شوهرانشان بعد از فوت آنها بیکباره وبالاجبار برای مدیریت ثروت به ارث رسیده واز ترس اینکه زحمات وتلاش پدرخانواده که شبانه روز بخشی از استرس ها وپیگیریها واعتماد واعتبارش را لمس میکرده توسط فرزندان خام وبی تجربه اش به باد فنا نرود خود آستین بالا زده وتلاش میکند تا مدیریت آن را بعهده بگیرد.

مادرکه سالها فقط از خانه نظاره گر فعالیتهای پدر بوده آشنایی بسیارکمتری به فعالیتهای بیرونی وجو بازار بیرون را دارد همین عامل وموقعیت وشرایط خاص او منجرمیگردد تا به بسیاری از موارد شکاک وبی اعتماد باشد واحساس میکند هرچیزی وهرکسی وهر موردی ایجاد میشود حتما" نیت وتله ومساله ایی پشت پرده وجود دارد وبراحتی با هیچکس نمیتواند مشارکت ومشاوره بگیرد.

درجامعه نیز بدلیل موقعیت فرهنگی واجتماعی یک زن وثروتی که به او به ارث رسیده مشخصا" کلاهبرداران وافراد طمعکاری چه از فامیل وحتی آشنایان یا افراد بیگانه درکمین مینشینند تا بتوانند از کنار او سو’ استفاده نمایند ولی این عامل هرگز نمیتواند دلیلی باشد برای حساسیت بیش از حد وبی اعتمادی کامل که چون دراین صورت نه تنها فعالیتی شکل نخواهد گرفت بلکه مشکلاتی نیز برمسکلات افزوده خواهد شد وممکن افراد مورد اطمینان برای ملاحظات وتهمتها وسوئ ظن های احتمالی نزدیک نیایند وبرعکس سو ئ استفاده کننده وکلاهبردار با شیوه بهتر وپیچیده تر نزدیک شده واعتمادش را جلب کنند.

برای مادران ثروتمند یکی از کسانی که بیشتر دیده شده آنها رادرمسیر حرکت دچار مشکلات وخسارت میکنند نزدیکانی ازقبیل برادر وخواهرویا دایی و عمو و... که هر چند درابتدا با نیت کمک اینکار را انجام میدهند ولی بعلت عدم برخورداری از فن تجارت وتدبیر لازم به زیانها وخسارتهای قابل توجه میاندازند وهمین عامل موجب بدبینی بیشترآنها وفرزندانشان میشود.

چنین مادرانی بالاجبار یکی از فرزندان راتلاش میکند بعنوان رهبر ومدیرعملیات انتخاب کند وچون درمسیرتجارت موفقیت وعدم موفقیت هردو وجود دارد ومعمولا" این فرزندان نیز در مراحل اول با شکست مواجهه میشوند همین اتفاق کافی است که زیر حملات وانتقادات مادر قرارگرفته و مادر بتوانداو را مقصر قلمداد وخود را آگاه و صاحب نظر قلمداد نموده وطوری وانمود سازد که اگر فرزندان از دیدگاه ونظریات او خارج شوند شکست خواهند خورد.

مادردرچنین وضعیتی مجبور میشود با احتیاط کامل واقدامات پیشگیرانه بسیار حرکت نموده وبه همه چیز وهمه کس شک کرده وفرزند پرتلاش را نیز از تلاش موثر بازدارد واو را تبدیل به یک مستشار وکارمند بی اراده وبی اختیار نماید که تجربه شکست او همچون زنجیر به پایش بسته شده است وهمین عامل  یکی از دلایل اصلی عدم رشد فعالیت چنین خانواده هایی بوده وهمیشه به جای رشد با مسائل ومشکلات جدید دست وپنچه نرم میکنند.

چنین مادرانی باید بدانند برای پیشرفت وموفقیت باید اختیار فرزند موفق رابیشتر کرده واز شکست وتلاش وموفقیت او پشتیبانی نمایند وبدانند که شکست مقدمه ایی برپیروزی است نه وسیله ایی برای سرکوب وایجاد محدودیت در فعالیت فرزندانی که باید روزی پرواز کنند ورشد یابند ومسولیت بعهده بگیرند.

 3- فرزندان تجاری که پدر ومادرانشان فوت کرده است: اگر یکی از فرزندان توانسته باشد دردوران حیات پدر مدیریت کسب وکارش را یاد بگیرد ودرخانه نیز بردیگران تسلط وبزرگی داشته باشد بهترین حالت است واگر اعتدال واعتبار ومدیریت اموررا بخوبی انجام دهد نه تنها تجارت وفعالیت بخوبی مدیریت خواهد شد بلکه شاید با برنامه ریزی واتحاد سایر برادرها وخواهرها ودربرخی مواقع اعطای سهم آنها وهمراهی شان درایجاد فعالیتهای جدید شاید قدرتمندتر از دوران حضورپدر یک تجارت به چندین تجارت قوی دیگر تبدیل شود.

اگرفرزندان باهم به تضاد واختلاف بیافتند وهمه برای گرفتن سهم خود قبل از ساماندهی درگیرشوند تمام قلعه وبارویی که با زحمات پدرایجاد شده بود بیکباره خواهد ریخت وتکه تکه شده وتضعیف میگردد.

درهرصورت تفکر وثروتی که ازگذشته به ارث رسیده چه درزمانی که تاجر پیر درحیات است وچه دراختیارمادرخانواده ویا فرزندان لازم است یک تدبیر وتفکری برآن حاکم شود که بتواند در نهایت هوشیاری وبدور از بدبینی کامل این ثروت وموقعیت را ازشیوه سنتی به شیوه نوین هدایت ومدیریت آن را از پدر ومادر به فرزندان موفق انتقال دهد واین اتفاق نخواهد افتاد مگر با استفاده از مشاورین ومدیران موفقی که بتوانند مدیریت کامل ثروت وفعالیتها رابعهده بگیرند وکاملا" از نظر قانونی واساسنامه ایی تعاریف واختیارات تعریف شده داشته باشند وفرزندان آنها راهدایت ودرفعالیتها بکارگیرند.

استفاده از شیوه نوین مدیریتی وخروج از شیوه سنتی  مقوله ایست که مشخصا" تجربه ودانش علمی لازم بخود را میخواهد که فرزندان چنین خانواده هایی ازآن برخوردار نیستند بنابراین هرگونه تلاش پدرخانواده ویا مادر ویا خود فرزندان جز خستگی اتلاف وقت وتوقف دریک سطح خاص نتیجه ایی بدنبال نخواهد داشت وکار را به کاردان باید سپرد وباید پذیرفت که وجود مدیران موفق بالای سر فرزندان نه تنها لازم بلکه ضروری است همانطوری که شما درکشورهای پیشرفته شرکتهای موفقی همانند بنز درواقع همان خانواده بنز است که بدست مدیران لایق ومشاوران چیره دست وآگاه فعالیتشان را بین المللی وپرآوازه کرده اند.

 

 

 


 
 
آیا میدانید دختران گدا حق عاشق شدن ندارند؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸
 

شاید یکی از بزرگترین نعمات خداوندی درآفرینش هستی وبرای موجودات زنده درراس آن انسان که اشرف مخلوقات محسوب میشود "مفهوم عشق "است .

 عشق ممکن است به صورتهای مختلف ازقبیل عشق به خدا ،عشق به همسر،عشق به فرزند ،عشق به طبیعت،عشق به معشوقه ... متبلورگردد.

درتعریف عشق گفته میشود که عشق لذتی است  غریزی  و مثبت که موضوع آن زیبایی است واحساسی عمیق ،علاقه ایی لطیف ویا جاذبه ایی شدید است که محدودیتی برای آن نیست واین عشق واحساس تا مرحله دلباخته شدن میتواندادامه یابد.

عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف انسانی دانست که فرد آنرا در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند.

عشق اگر از حد اعتدال آن بگذرد ممکن است چه برای فرد عاشق ویا معشوق بسیار سخت وخطرساز باشدولی به هر حال شاید از آن به عنوان زیباترین وشیرین ترین موضوع زندگی که به زندگی معنی ومفهوم میدهد یادکرد.

همه میدانندکه این احساس غریزی درزنان بیشتر وصادقانه تر وعمیق تر از مردان است وهمچنین اگر این احساس و دلبستگی را از یک فرد بگیری زندگی برای او معنی ومفهوم پیدانکرده وهیچ وقت آن شیرینی وزیبایی را نخواهد داشت.

درجامعه بسیار اتفاق افتاده که بسیاری خواسته اند درخود ویا دیگران این احساس عشق وعلاقه ودلبستگی غریزی را برای ایجاد یک معشوقه وشریک ازبین برده وآن را با عشق وعلاقه ساختکی با کار وپول و...جایگزین کنند که این تلاش آنها هرچند درکوتاه مدت بتواند جواب دهد ولی چون عشق غریزی بوده ولذت وزیبایی آن غیر قابل توصیف است هرگز از بین نخواهد رفت ولی میتواند دراسارت ومحدودیت اجباری باشد وعاشق برای معشوق خود درآتش عشق سکوت کند وبسوزد وبگرید ولی از ترس خطراتی که بخاطر بروز عشق وعلاقه میتواند برای خود ویا معشوقه اش باشد خود را عاری از هر عشق بنمایاند وهمچون شمع بسوزد.

 انها که عشق را دراسارت گرفته اند وبه مسلخ بدانند همانند آتش فشانی فعال میمانند که هرلحظه احتمال فوران آن وجود دارد.

عشق ممنوع : شاید تعجب کنید وبگویید چگونه ممکن است کسی خود ویا دیگری رااز عشق وعاشقی منع کند.

آری درجامعه بسیار وجود دارد که عشق وعاشق شدن برای آنها ممنوع است وپایان زندگی همانند دخترانی که بالاجبار توسط مادر ویا پدرمعتاد ویا مالک آنها اجبارا" درسرچهارراهها ویا کنار خیابانها گدایی کنند آنها نیز دخترند ودل دارند وعشق ولی قانون نانوشته ایی به آنها گفته شما میتوانید با مردم حرف بزنید وگریه کنید وبخندید ولی به هیچ نگاه عاشقانه ایی که چه از نگاه یک عیاش ویا جوانی گستاخ ویا حتی عاشقی پاک وصادق را دیدیدنباید جوابش دهید وهمانند رباتی بی احساس خواهید بود وجز جذب پول وبرانگیختن ترحم دیگران شغلی دیگر ندارید.

دختران گدا حق عاشق شدن ندارند وآنها ابزاری برای پول درآوردن هستند موجوداتی که دل دارند ونگاه معصومانه وعشقی پاک ولی بالاجبار ازترس پدریا مادر ویا مالکی که او را نان وجا داده خود را به بی احساسی زده ودرزندگی سرد وتاریک گرفتارند ولی هرگز امیدش برای روزهایی که بتواند عشقی داشته باشد ودوستی که دردش را بفهمد وپای صحبتش نشیند وهمرازش باشد وبوسه ایی از رخسارش بردارد تا عشق وزندگی دروجودش بیدارشود ناامید نیستند.

آنها از ترس اینکه مالک وپدرویامادرش(معمولا" پدرومادرهای معتاد ) که درانتظار شب هستند تا پولهایی که از صبح جمع کرده را بشمارند هرگز احساسشان را نشان نمیدهند وهمچون یک جسم بی احساس خود رانشان میدهند.

دراینجا لازم است برای اینکه این انسانهای معصوم نیز بتوانند از عشق وزندگی بهره مند شده واز زیباییهای طبیعت لذت ببرند باید که دولتها سریعا" به کمک آنها رفته وآنها را از چنگال بردگی وظلم رهایی یابند تا زندگی کنند وعاشق شوند واز زیباییها لذت برند.

شاید باور نداشته باشید که این اسارت وبه مسلخ کشیدن نه  منحصر به قشر گدایان بلکه درقشر ثروتمندان نیز بسیار دیده میشود.

آنجا که پدر ویا مادر ثروتمندی از ترس اینکه فرزندش دردام عشقی گرفتار آید ودیگر از تحت سیطره وقدرت او خارج شود ویا اینکه فرزند او ابزاری قدرتمند برای تداوم ثروت اندوزی وفعالیت تجاری او باشد تمام تلاش خود را برای ایجاد این ایده وفکر دراو که عشق پاک افسانه ایی بیش نیست وعشق ابزاری است برای پول درآوردن ودستیابی به قدرت ،به فرزندانشان میاموزند که چکونه عشق دیگران را به بازی وتمسخر گیرند وهرعشقی را تاآنجا مجاز میدانند که بهره برداری کنند وبعد تاریخ مصرفی برای آن قائل هستند.

جالب این است که چنین مادرها ویا پدرهایی که به فرزندانشان چنین ظلمی میکنند وچنین وانمود میکنند که برای خوشبختی ورفاه آنها چنین میکنند خود دردوران جوانی عشق وزندگیشان را کردند ولذت آن را میدانند وترس دارند که اگرفرزندشان کمترین بهره واطلاعی از آن ببرد دیگر قابل کنترل وبهره برداری درمسیر امیال وخواسته های مادی او نخواهد بودوبرای همین از گذشته ها وعشق های قبلی نیزبدیادمیکنند تا بتوانند تنفری دروجود فرزندانشان نسبت به هرگونه عشق ودلبستگی ایجادکنند.

بیایید چنین ظلمی در حق یک جوان وانسانی که بزرگترین ثروت وخوشبختی او دستیابی به عشق وزندگی پاک وصادقانه وبجا وبموقع است نکنیم وبجای بهره برداری از فرزندانمان درراه دستیابی به امیال مادی همانند یک پدر ومادر معتاد به آنها مفهوم واقعی زندگی وعشق وتفکر وانسانیت وراه سعادت را بیاموزیم وبدانیم دراین صورت آنها برای ما ماندگار خواهد بود وارزشمند والا عاقبت همه حیله ها وتزویرها وپرده پوشی ها با یک عشق پاک ودلبستگی نمایان خواهد شد وقفسی که ساختیم خواهد شکست وفرزندمان پرواز کرده واز ما دورخواهد شد.


 
 
آیا تلاش برای دستیابی به ثروت خوب است یا بد؟چرا؟وچطور؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

یکی از مباحثی که برای خیلی ها مورد بحث وتردید است موضوع ثروت اندوزی است که سه دیگاه اصلی وجود دارد:

1- دیدگاه ثروتمندان: که آنها دستیابی به ثروت را نشانه شهرت و قدرت ولازمه پیشرفت وسعادتمندی ورفاه میدانند واز مهمترین ابزارهای کمک های انسان دوستانه وفعالیتهای عمرانی وملی حتی بین المللی میدانند.

2-طبقه متوسط وضعیف: بسیاری از قشر متوسط وضعیف عدم علاقه مندی خود برای دستیابی به ثروت وثروت اندوزی را از ماهیت بدآن دانسته ومیگویند چنین عملی انسان را از سادگی واخلاقیات وکارهای انسان دوستانه جدا کرده ودوستان را دور وحرص وطمع را بیشتر کرده وبالعکس رفاه وآسایش وآرامش را از انسان دورمیکند.

3-دیدگاه دینی : درکلیه دینها ثروت اندوزی اگر درجهت احتکار ومال اندوزی وقدرت وظلم باشد مورد انتقاد قرارگرفته ولی ثروتی که ازراه صحیح بدست آمده باشد ودرخدمت خود ودیگران باشد بد شمرده نشده است.

برای اینکه ما بتوانیم یک تحلیل درست ومنطقی از دیدگاههای مختاف داشته باشیم به بررسی هرکدام از نظریه های فوق میپردازیم:

تحلیل دیدگاه ثروتمندان: مشخصا" هرشخصی دوست دارد که درهرفعالیتی به اوج موفقیت برسد همانطوری که یک ورزشکار میخواهد در رشته ورزشی خود تاسطح قهرمانی جهان رسیده ورکوردار جهان شود بنابراین درتجارت وفعالیتهای اقتصادی نیز که بالاجبار با پول   ارزیابی میشود نمیتواند مذموم وبد شمرده شود ومشخصا" دستیابی به ثروت خود یک نوع قدرت نیز برای آنها ایجاد خواهد نمود که از ماهیت ثروت است ولی اینکه هرثروتمندی مرفه وسعادتمند است را نمیتوان استدلال کرد هرچند ممکن است نیاز مادی از دیدگاه یک فرد متوسط آنها ندارند ولی چون ثروتمندان نیز در سطح خودشان ارزیابی میشوند ممکن است نیازمند وباکمبود خودشان را ارزیابی کنند واز طرف دیگر بدلیل داشتن مشغله های متعدد آرامش ورفاهی بسیار کمتر از یک خانواده متوسط داشته باشند.

فعالیت عمرانی وکارهای انسان دوستانه وکمکهای بلاعوض نیز مانده به طرز فکر ثروتمند که برخی از همان دوران اولیه فعالیت خود دراین ایده بوده وهمچنان به آن پایبند هستند وبرخی هیچگونه فعالیت خیرخواهانه ممکن است نداشته وبسیاری از فعالیتهای اقتصادی خود را به مسیر های کاذب که سود بیشتری دارند ببرند.

بین المللی شدن یک تاجر نیز نیازمند علم وآگاهی بین المللی ومدیریت علمی است که هم خود باید به تحصیلات تکمیلی دست یابد وهم از مدیران ومتخصصین خبره وآگاه استفاده نماید بنابراین یک تاجر ممکن است با شانس واقبال ورابطه وتلاش شبانه روز درسطح ملی مطرح شود ولی بدون علم وبکارگیری متخصصان ومشاورین علمی نمیتواند بین المللی شود.

تحلیل دیدگاه طبقه متوسط وضعیف: متاسفانه هرچند کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که از داشتن پول وامکانات زیاد بدش آید واینکه چون این طبقه به راحتی توان عبور از طبقه خود وورود به طبقه ثروتمندان راندارند لذا عالم آنها را نیز بخوبی درک نکرده واحساس میکنند طبقه ثروتمند حتما" از روش های بد واستثمارگرانه به آنهمه پول وثروت رسیده اند وچون درمسیر تلاش وکوشش مستمر وشبانه روزی آنها نبودند وهمچنین ریسکها وتلاش های شبانه روزی وبرنامه ریزی ها وحتی نخوابیدنها و زندگی توام با کنترل مصرف وهزینه ... وبا مشاهده نهایت ونتیجه آنها تعبیر میکنند که این ثروت بدون تقلب وشانس واستثمار بدست نمی آید یعنی تنبلی خود وتلاش وتفکر موثر آنهارا نمیتوانند بپذیرند ودربهترین حالت چنین تعبیر میکنند که آنها پشتوانه داشتند وسرمایه که چنین پیشرفت کردند.

 درصورتی که تحقیق درست ومنطقی کنیم میبینیم که بسیاری از ثروتمندان خود از قشر ضعیف وفقیر جامعه بودند حتی نه از قشر متوسط وثروتمند که یا از کارگری نزد ثروتمندان شروع کردند ویا از صفر وباتلاش واستمرار فراوان وشبانه روزی وبا انگیزه بالا به آنهمه ثروت رسیدند.

دور شدن از انسانیت مختص برخی از ثروتمندان نیست بلکه درطبقه ضعیف ومتوسط بیشتر از آنها دیده میشود همانگونه که بسیاری از دزدان ویا قتلها ویا فسادها وکارهای خلاف اخلاق دراین طبقات اجتماعی است بنابراین اگر درطبقه ثروتمند نیز دیده میشود امری است عادی ولی باید بپذیریم که یک فرد ثروتمند خیر میتواند از هزاران افراد ضعیف ومتوسط بهتر کار خیرخواهانه از قبیل ساختن مدرسه ودرمانگاه و...بکند که برخی واقعا" چنین عمل میکنند.

اما اینکه ثروت ممکن است ما را از آرامش دور کند شاید بدور از واقعیت نباشد که چون اگر یک ثروتمند با افزایش ثروت خود از مشاوران ومدیران لایق برخوردار نباشد وخود را درگیر مدیریت ثروت خود نماید تا یک حدی ثروت اسیر اوست ولی چون یک حدی گذشت دیگر او اسیر ثروت خواهد بود وارامش را از او سلب خواهد کرد وحتی خانواده وفرزندان خودرانیز درتضاد واختلاف خواهد دید ووضعیتی پدید میاورد که همیشه حسرت خانواده های فقیر ومتوسط را میخورد وبا خود میگوید از همان موقع که قدم در حیطه ثروتمندان گذاشتم آرامش واتحاد خانوادگی ومحبوبیت ودوستان را از دست دادم.

تحلیل دیدگاه دینی : اینکه ثروت از چه راهی بدست آمده باشد بسیار مهم است زیرا اگر از مسیرهای نادرست همانند قاچاق وکلاهبرداری وتقلب و... باشد مطمئن باشید که چنین ثروتی عاقبت خوشی نخواهد داشت زیرا همین رفتار متقلبانه برای خانواده خودش نیز واضح وآشکاراست وخانواده ودوستان متقلب دربستر او ایجاد شده وهمه تلاش وسرمایه او همیشه درمسیر تقلب وشرارت وبدی خواهد بود.

اگر ثروت درمسیر خیر وخیر خواهی باشد مشخصا" نتایج بسیار خوب وخوشی را با رضایت ودعای خیر دیگران وسلامت دیدگاه ونگرش مثبت خانواده ودوستان همه با او به دوستی ومهربانی همراه بوده وبهترین حالت ممکنه ومحبوبیت وشهرت واقعی را بدنبال خواهد داشت.

 

بنابراین باید بیاموزیم که دست یابی به ثروت درامرتجارت وفعالیت اقتصادی نه تنها بد نیست بلکه نشانگر نتیجه بخش بودن فعالیت وزحمات است وبرای اینکه این ثروت درمسیر درست خود باشد وما را به اوج احترام ومحبوبیت برساند لازم است از همان ابتدا به همراه امور خیرخواهانه ودسگیرانه از مستمندان وفعالیتهای صحیح ومفید باشد ودرادامه نیز برای آنکه آرامش را از ما نگیرد باید با استفاده از مدیریت علمی ومشاوره افراد آگاه وبکارگیری نیروهای متخصص بجای اینکه خود را اسیر کاروفعالیت کنیم وآرامش خود را بخطر بیاندازیم آن را جهانی وبین المللی کنیم.

 


 
 
شباهت کوهنوردی وفعالیت تجاری
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

برای صعود به قله ایی مرتفع همانند سبلان باید ماهها قبل تدارک دید وبرنامه ریزی کرد.

باید دوستانی بیابی که خود اهل کوه وکوهنوردی بوده وبا مشقات ومسائل کوه آشنا باشند وچند ماهی برای صعود مقتدر وموفق بدن واستقامت خود را با پیاده روی ورفتن به تپه ها وکوه های کوچک آماده سازی کنند وچون موعد صعود رسید یک روزقبل مواد غذایی مقوی وکم حجم با کوله بار مناسب وچراغ قوه وکیسه خواب ودستکش ولوازم مختلف کوهنوردی را با خود برداشته وبسوی کوه که معمولا" تا جان پناه با ماشین میروند راهی کوه شوند.

 جان پناه که رسیدی به زورجا برای چادر زدن پیدا میکنی وداخل جان پناه نیز پر کوهنورد است وهمه دسته جمعی دورهم نشسته وبه شعر و آواز خواندن وصحبت حتی رقص وپایکوبی میپردازند سوزباد سبلان هرچند به آنها گوشزد میکند که فردا صبح صعود سختی را خواهید داشت ولی این بزم وبذله گوییها همه را به یک میهمانی دعوت کرده که درآن هیچ کس را هراسی از صعود وکوهپیمایی فردا نیست وهمه شاد وخندان ومسرور درجشن وسرور هستند.

آنها که سابقه صعود دارند چون تاریکی شروع میشود وسوز سرما بیشتر میشود آرام آرام تکه غذایی درست کرده وپس از صرف آن برنامه ریزی برای ساعت صعود وتدارک آنچه باخود بردارند مشغولند.

هوا تاریک است سوز بادهای تندی که از کوه استوار وپرصلابت سبلان به چادرها میخورد خواب را از چشمان هرکوهنوردی دورکرده وسختی راه را بیشتر نمایان میسازد ولی کوهنوردان جز انتظار برای موعد حرکت چاره ایی ندارند وبسیاری نیز دیگر تاب وتحمل بیخوابی را نداشته در تاریکی شب خود را به کوه میزنند.

سوز کوه از یکطرف وصدای راه افتادن کوهنوردان از طرف دیگر چنین بنظر میرسد که ماندن دیگر جایز نیست وباید برای صعود آماده شوید.

درابتدای حرکت همه آماده وسرحال بوده وبا نشاط امید بسیار برای فتح قله گام درمسیرصعود میگذارند وبسیاری از آنها که تجربه صعود ندارند ویا احساس میکنند که مسیر چقدر راحت وآسان است شروع به تند روی وحتی با تفریح وبازی کنان وشوخی کنان به راهشان ادامه میدهند وانها که تجربه داشته ویا احتیاط پیشه میکنند تا بتوانند انرژی خودرا برای صعود حفظ کنند گامها را ارام برداشته وبه ارامی به حرکت خود ادامه میدهند بطوری که تازه واردها آنها را به تمسخر گرفته واحساس میکنند که آنها  موفق به صعود نخواهند شد.

مدتی که از کوهنوردی گذشت هنوز به نیمه نرسیده بسیاری از همانها که سرمیت ومسرور وبا گامهای تند پا به صعود گذشته بودند خسته ودرمانده شده واز ادامه مسیر باز میمانند وهمین طور رفته رفته از تعداد500نفری شاید 100نفر باقی نمیماند ولی آنها که آهسته آهسته میامدند همچنان قله ها را یکی پس از دیگری فتح کرده وآخر به قله نهایی واصلی میرسند اینجا دیگر بسیار نفس گیر بوده وحتی بسیاری از آنها که مصمم واستقامت کرده بودند برخی بدلیل عدم تحمل کاهش افت اکسیژن وفشار دیگر توان ادامه مسیر ندارند ولی آنها که هم آمادگی جسمانی داشتند وهم با برنامه ومدبرانه مسیرها وسختیها را پیش بینی وبا صبروحوصله گام برداشته بودند به نوک قله رسیده ودریاچه زیبایی را رودرروی خود میبینند زیبایی که درهرجایی نمیتواند دیدوفتح قله احساس شوق وشادی وقدرت خاصی به آنها میدهد.

صعود به قله ایی چنین به آنها میاموزد درهرکاری برنامه ریزی کرد از قبل آماده سازی وچون درمسیر درست گام برداشتی ومطمئن هستی از مسیرباید صبرواستقامت تلاش موثر داشت وهیچ وقت ناامید ومایوس نشد وپله های صعودرایکی پس ازدیگری طی نمود.

تجارت نیز همانند صعود ی است بزرگ اگر اهداف بزرگ درسرداشته باشی درابتدا شروعش آسان وغرورانگیز است ولی چون گام درآن نهادی وچندین ماه یا یکسال گذشت بسیاری بخاطرمشگلات وسختی راه از ادامه آن باز میمانند وادامه نمیدهند.

مسیرش پرازرقابت وریسک وتلاش وبرنامه ریزی وحتی شکست است وچون اقتصاد کشوری که درآن هستی تورم ورکود ویا توررکود داشته باشدو حمایت کم ماندن درآن ونتیجه گرفتن بیشتر به شانس واقبال میماند .

البته باید بگویم هرکه ببینی به ثروت بالای دست یافته ویا تجارت بزرگی را دراختیار دارد اینگونه تفسیر نکنید که شانس داشته واینگونه فکر نکنید که به آسانی به آن رسیده شک نکنید ومطمئن باشید هم متفکر بوده وهم از تجربه دیگران سود جسته وهم ناملایمات وسختی های بسیار دیده تا به این جایگاه وموقعیت دست یافته واگر شما نیز گام بزرگ واهداف بلندی را ارزو میکنید که دست یابید باید همتی بلند داشته باشید قلبی مقاوم وصبری یزرگ وامیدوار باشید با پشتکار از هیچ سد ومانعی نهراسید وبهر سختی وسد مشگلی رسیدید بجای هراس ویاس وتوقف خوشحال باشید ومطمئن که درمسیردرست گام برمیدارید.

خیلی ها فکر میکنند مسیر تجارت را بدون سرمایه کلان نمیتوان طی کرد وبه سرمنزل مقصود رسید درصورتی که برای تجارت سرمایه حدومرزی ندارد حتی میتوان از صفر شروع کر شاید بهتر نیز باشد که چون با تلاش وبرنامه ریزی همیشه نمودار رشد شما صعودی خواهد بود ولی اگر با سرمایه بالا شروع کنی همانند این میمانی که قسمتی از مسیر را که شاید خود کمکی بود برای تجربه وآماده سازی بستر ومعرفی طی نمیکنی وبیکباره درمسیرتاجران مقتدر وفعال ظاهر میشوی وشکستی که دراینجا میخوری بهیچ وجه قابل توجیه نبوده وقابل جبران نیست ودیگرتوان شروع از صفر را نیز نخواهی داشت.

به این خاطر بسیاری از تاجران موفق همانهایی هستند که از شاگردی ونداری وبستر صفر شروع کردند وبا تدبیر وتفکر وانگیزه والگو برداری از تاجران موفق به سرمایه وشهرت وقدرت کلان رسیدند.

ما نیز خود از نقطه صفر آغاز کردیم ودرحال صعود به قله تجارت هستیم تجارب بسیار وناملایمات ومشگلات بسیاری داریم تجربه میکنیم وسعی میکنیم این سختی ها وفشارهای روحی ومادی را به خانواده منتقل نکنیم وبادوستان درمیان نگذاریم وامیدوار ومصمم هستیم که این راه راخواهیم پیمود هرچند این تلاشها وکوششها وسختیها یک روز داستانی از تجربه خواهد بود برای آنها که میخواهند دراین مسیر وارد شوند وبرخی دوستان نیز درچهره هایمان آثار این فشارروحی وتلاش را میخوانند وندا میدهند اگر کمکی لازم است بکنیم ولی ما میدانیم کمک دوستان برای ما اثر ساز وتقویت کننده راه نیست وچاره اش صبر واستقامت وپایداری است بنابراین ما درقبال دوستان جز سکوت ولبخند وتشکر چیزی نداریم وچشم به قله ایی دوختیم که نتایج تلاشمان با افراشتن پرچم موفقیت بر نوک آن محقق خواهد شد.


 
 
رکود بازار درشرایط تورمی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

وجود رکود دربازار کشورما درشرایطی که وضعیت تورمی وجود دارد یعنی بروز هم تورم وهم رکود باهم از جمله بدترین شرایط اقتصادی است که به آن توررکود گفته میشود که متاسفانه کشور ما سالهاست ویا حتی بیش از یک دهه که به این بیماری اقتصادی دچار است.

 آری اقتصاد نیز همانند یک موجود زنده بیماری هایی دارد که میتوان از تورم ورکود وتوررکود جزو بیماریهای اصلی یک اقتصاد نام برد.

 عدم توجه در مدت زمان طولانی برای مداوای بیماری اقتصادی منجر میشود تا اقتصاد روز بروز ناتوان شده وارزش پولی کشور تضعیف گردد .

 شاید نرخ دلار 70ریالی را دردهه های اول بیاد داشته باشیم با مشاهده نرخ دلار 18000ریالی بیکباره متوجه میشویم که ارز پولی ما بیش از 257=70/18000بار تضعیف گردیده ویا بهتر بگوییم توان  سرمایه ایی کشوری مانند آمریکا درمقابل ما بیش از 257 بار افزایش یافته است.

 بنابراین یکی از بهترین وقوی ترین وموثرترین ابزار رقابت ومقابله دردنیا نه توان نظامی وجمعیتی و... بلکه توان اقتصادی است.

 بی اعتنایی به اقتصاد واندیشمندان اقتصادی منجر میشود تا این بیماری روز بروز رشد یافته واز یک بیماری معمولی به یک سرطان اقتصادی تبدیل شود وهمین کافی است تا دریک وضعیت وشرایط بحرانی جدید اقتصاد کشور فلج و ناتوان شود.

 از عوارض ونشانه های یک اقتصاد بیمار وناکارآمد میتوان به عوامل زیر اشاره کرد:

1- تورم

2- رکود

3- توررکود

ازاثرات نامطلوب اجتماعی یک اقتصاد بیمار وبحران زده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

1- افزایش بیکاری

2- افزایش فقر

3- افزایش فساد

4-افزایش اعتیاد

از تاثیرات نامطلوب اقتصاد بیمار وبحران زده درصنایع میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

1- فاصله فاحش بین ظرفیت اسمی وواقعی تولید

2- افزایش هزینه های سربار ودرکل قیمت تمام شده محصول واز بین رفتن  حاشیه سود

3- مشکل فروش محصول و عدم امکان تامین بموقع مواد اولیه وعدم جوابگویی مناسب به مشتریان

4- کاهش نیروهای متخصص وکارآمد بدلیل عدم امکان جذب وپرداخت حقوق مناسب

5- بروز اختلاف دربین صاحبان وشرکا’ وحتی با تامین کنندگان ومشتریان

6- ایجاد مشکل واختلال در بازپرداخت تسهیلات دریافتی وبدهیها

7- تردید در تداوم فعالیت

 

اثرات اقتصاد بحران زده وبیمار دربازار وتجارت:

1- بروز پدیده توررکود  بطوری که بدلیل تورم موجود بالاجبار باید کالای مورد نیاز را با قیمت بالا خریداری نمایند درصورتی که درهمان لحظه وزمان بدلیل وجود رکود دربازار مجبورا" به قیمتی زیر قیمت واقعی که باید خرید کنند  بفروشند.

2- عدم امکان پیش بینی مناسب از وضعیت بازار وعدم امکان مقایسه وضعیت بازار با سالهای قبل درهمان شرایط زمانی

3-عدم تطابق وتناسب دریافتی ها وپرداختیها که منجرشده تا همه ماهه برتعداد چک های برگشتی ومقدارمبالغ آن افزوده میگردد.

4-کاهش فعالین بازار تجارت وخروج تعدادی آنها از بازار بدلیل نابسامان بودن بازار واز بین رفتن حاشیه مناسب سود دهی بازار وتجارت

5-گرایش به واردات وکالاهای بی کیفیت وافزایش کلاهبرداری وتقلب دربازار

6-کاهش فعالیتهای تجاری وروزمرگی آنها بطوری که دیگر رغبتی برای سرمایه گذاری بیشتر نداشته وسرمایه شان را بیشتر به فعالیتهای فرعی همانند دادن قرض با سودهای بالاتر ویا ساختمان سازی وخرید سکه و...انتقال میدهند

اثرات نامطلوب یک اقتصاد مریض وبحران زده درسطح کلان اقتصادی:

1- کاهش ارزش پولی کشور

2- کاهش تولید ناخالص ملی درشرایط ثابت قیمت کالا برای تحلیل درست آن

3- بروز پدیده مزموم وناپسند فساد اداری

4-تراز منفی تجاری (واردات بیش از صادرات)

5-کاهش  بودجه های عمرانی وزیربنایی

3-کاهش ذخایر ارزی وطلا وپولی کشور

4- کاهش رفاه عمومی جامعه

5- افزایش بحران های اجتماعی واجبارا" توسل به زور ویا ارائه آمار وارقام نادرست(عدم پذیرش واقعیت ها)

 

با توجه به توضیحات فوق واثرات نامطلوب ومهمی که یک اقتصاد بیمار میتواند درکل جامعه بگذارد نه تنها نبایستی بی توجه بود بلکه تمام توان علمی وتحلیلی وحتی با بهره گیری از اندیشمندان ونظریات بین المللی درجهت رفع بیماری اقدام نمایند که درغیر اینصورت لطمات مادی واجتماعی آن از هرچنگی بیشتر واز هر بحرانی بالاترخواهد بود.

 


 
 
لیلی ومجنون
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸
 

افسانه لیلی ومجنون به دوران قبل از 550قمری که توسط ابوبکروالبی وبه زبان عربی به رشته تحریر درآمده  ودردوران شروانشاه شاه شروان درسال 584  وبه درخواست او از نظامی گنجوی برای به نظم درآوردن داستان لیلی ومجنون وبه روایتی درچهارماه توسط نظامی گنجوی سروده شده است.

 درمتون فارسی چنین نگاشته شده که لیلی ومجنون از مکتبخانه عاشق یکدیگر شدند وپدر لیلی اورا بدلیل اینکه درآن دوران عشق یک دختر به یک پسر بسیارمذموم بوده از رفتن به مکتب خانه ممانعت میکند.

 درصورتی که  درنسخ عربی از مکتب خانه اثری نیست که چون درآن دوران مکتب خانه درایران وجود داشته وعرب بادیه نشین مکتبخانه ایی نداشتند وگویند که این دو درهنگام چوپانی همدیگررامیبینند که البته هدف ما نه پیداکردن واقعیت بلکه تحلیل این عشق عرفانی است.

البته یکی از علتهای اصلی که لیلی ومجنون نمیتوانند به همدیگر برسند بدلایل باورهای جاهلی آن دوران بوده که دختر نه تنها حق هیچ تصمیمگیری واظهار نظر نداشته بلکه ازدواج ونکاح بین دوقبیله نیز شرایطی داشته که دردوقبیله آنها برقرارنبوده وبه این علت حتی هنگامی که پدرقیس(نام اصلی مجنون )ابتدا مقابل این درخواست پافشاری میکند وبقول نظامی چنین جواب میدهد:

دانی که عرب چه عیب جویند                      این کارکنم مراچه گویند

 

ولی بالاخره با اجبار مجنون که میگویند تنها فرزند او بوده وسران قوم برای خواستگاری میروند که نه تنها منجر به وصلت نمیشود بلکه حتی موضوع به جنگ ونزاع میکشد .

 درافسانه ها آورده اند که مجنون ولیلی بسیار سیما روی بودند ولی واقعیت موضوع وعشق عرفانی این را رد میکند که چون چنین عشقی نه با زیبایی چهره بلکه با عشق درونی وعرفانی که درآن طرفین اخلاق وخصوصیات ورفتار باطنی یکدیگر را میپسندند وعلاقه مند میشوند وچنین عشقی همیشه پایداراست وماندگار وحتی درافسانه ها اشاراتی نیز به این شده:

آورده اند  به خلیفه عراق خبر میرسد که شخصی بنام قیس (مجنون)درکوچه وپس کوچه های عراق قدم میزند وهر لحظه آهی کشیده ومیگوید لیلی جان لیلی جان واین موضوع برای خلیفه را که بزرگترین حرم سرای دوران خودش را داشته گران تمام میشود ومیگوید برای اینکه قیس ازفرزندان ریس قبایل است وعابروی کشورحفظ شود اورا به حرمسرا بیاورند وهردختری را خواست انتخاب کند.

مجنون وارد حرمسرا میشود وهر دختری را که میبیند میگوید لیلی جان لیلی جان  وچون دختران حرمسرا به پایان میرسد ،دوباره نزد خلیفه میروند ومیگویند هیچ کدام را نپسندید وخلیفه از ناراحتی که این دخترزیبا کیست که درحرمسرایش زیباتر ازاو نیست! دستورمیدهد لیلی را بیابند وبه حرمسرایش بیاورند وچون لیلی را میاورند میبیند دختر ریزاندام وسیه چرده ایی است ودرتعجب فرو رفته وبه شاعر دربار میگوید این دیگر چه حکمتی است که این پسر عاشق چنین دختر زشتی شده؟و شاعرمیگوید:

           گرتوخواهی بینی رخ لیلی  رودرچشم مجنون

که این داستان نشانگر این نکته مهم است که عشق ماندگار با زیبایی ظاهری بوجود نمیاید بلکه علاقه ودلبستگی است درونی وماندگار وعرفانی(علاقه درونی نه ظاهری ویا زیبایی سیرت نه صورت).

گویند مجنون ولیلی همه جا بدنبال هم میگشتند وچون پدرهایشان موافق این وصلت نبودند تمام تلاش خودرا میکردند که اینها همدیگررا ملاقات نکنند وحتی پدرلیلی مجبورمیشود از محل زندگیشان کوچ کند وبه یک جای دوردست برود وچون همیشه خبرها بگوش میرسد به مجنون آدرس آنها رامیگویند ومجنون میدانسته فلان روز خانواده لیلی آش نذری میدهند و لباس گدایی به تن کرده وبه آنجا میرود تا هم شناسایی نشود وهم لیلی را ملاقات کند درصف نذری میایستد وچون نوبت به او میرسد ولیلی اوراشناسایی میکند ازترس اینکه کسی به حضور او متوجه نشود که چون اگربدانند خواهند کشت واز طرف دیگر با زبان بی زبانی به اوبگوید اینجا را ترک کن ظرف اورامحکم برزمین میکوبد ومیشکند ومجنون غمگین از آنجا دورمیشود دوستان مجنون که صحنه رامیبیند با ناراحتی به او میگویند چرا عاشق دختری شدی که چنین از تو نفرت دارد؟ ومجنون درجواب میگوید:

             اگربامن نبودش هیچ میلی       چراظرف مرا بشکست لیلی؟

 راستی چنین است که درعشق واقعی ممکن هرکدام از طرفین برای آسایش وخوشبختی طرف مقابل برخوردها ورفتارهایی از خود نشان دهند که نه از ضمیر دلشان بلکه خود نیز از این عمل بسیار شرمنده وناراحت هستند ولی آن را برای سعادت معشوقه خود لازم میدانند.

گویند که لیلی با اینکه که مجنون را فردی مطیع از خانواده وبی اراده میدانسته واحساس میکرده که این عشق هیچ وقت به وصال نخواهد رسید ولی بدلیل عشق درونی که به اوداشته تمام تلاش خودرابرای رسیدن به اوانجام میدهد بطوری که حتی بعداز ازدواج اجباریش با ابن السلام (شوهرواقعی لیلی ) گویند با اینکه سالها زندگی کرد ولی اجازه نزدیکی به اورانداد.

شاعرنگاه لیلی به مجنون را چنین توصیف میکند:

     گل را نتوان به باد دادن                            مه زاده را به دیوزاد دادن

البته در افسانه ها میگویند که مجنون از فشار بیش از اندازه این عشق افسونگر وعدم دستیابی به راهی برای رسیدن به لیلی وبا ازدواج لیلی همچون دیوانه ها به کوچه وبازار وبیابان پناه میبرد وازخود سخن ها وسوزهای  بسیار درتوصیف لیلی میگوید وآه میکشد وبه این خاطر به او لفظ مجنون(دیوانه )رابکارمیبرند.

 لیلی از دوری مجنون مریض وبیمار میشود وروزوشب چشمان خودرا به نقطه ایی دور خیره میکند انگار هرلحظه احساس میکند که مجنون ازراه خواهد رسید واورا درآغوش گرم خواهد کشید وروز بروز همچون گل پژمرده ایی زرد وپژمرده میشود تا اینکه خزان او میرسد وبا دنیا وداع میکند .

مجنون چون مرگ لیلی را میشنود فریاد غم انگیزی کرده وروزها وشبها بدون اینکه چیزی بخورد اشگ ریزان سربه بیابان میرود وجنون واقعی به او دست میدهدوعاقبت قبر لیلی را یافته وتا موقع مرکش هروز چندین ساعت خاک قبرش را بغل کرده ودرخیال خود کنارلیلی میخوابد وعاقبت جان به جانان داده وبسوی او به پرواز درمیاید.

شاید بسیاری این عشق های عارفانه وحقیقی را به عشق ها ودلبستگی های احساسی خود نسبت دهند همانگونه که میبینیم درجامعه ما همین موضوع منجرشده تا بسیاری از ازدواجها عاشقانه ورویایی وبقول معروف لیلی ومجنون مانند شروع وغم انگیز  وبا نفرت به جدایی ختم میشود .

بنابراین باید بدانیم که عشق عارفانه وجاودانی پیر وجوان ،بزرگ وکوچک نمیشناسد ومانده به آن علاقه وخواسته درونی ومنطقی که بدوراز احساسات وبا احترام واعتماد و  دوست داشتن دیگری اتفاق میافتد واین دوست داشتن نه تنها احساسی نیست بلکه بمانند یک بازیابی است،بازیابی افکارواندیشه ها وشباهتها وخواسته های موردانتظار درونی درشخصی بیرونی انگاریک شخص در دو کالبد(تن) زندگی میکردند واکنون همدیگررا پیدا کردند دراین صورت هرسخنی گفته شود نوش انگار سخن اوست وهررفتار وحرکت وچهره واندام و....همه برای هم انگار ساخته پرداخته شده اند وهرروز درتعجب که چرا اینگونه است واین بسیار به ندرت اتفاق میافتد ودرتاریخ همانند لیلی ومجنون به یادگار میماند.

درآن موقع همه وجودت به عشق آمیخته وتمام انرژی وتفکر وتوانت هویدا میشوندوروزبروز برعشق ودوستیتان افزون میگردد همانگونه که از آن به "معشوقه " تعبیر میشود نه همسروشریک زندگی.

 

این جمله ها بخشی ازوصف هایی است که درتوصیف لیلی که خود درذهن دارم آورده ام

 

 

 

درکارها همچو کوه استوار

درمحبت همچودریاپهناور

درصداقت همچوآبی زلال

دروفا به عهدالماس گرانبها

دراطاعت ازمادرهمچوخاک

دروفا به عهدهمچو خورشید وماه

درعشق همچولیلی با مجنون

دربخشش همچو باران برکویر

 

درلطافت همچو پنبه میماند

دردوستی همچوپروانه

درراز همچو صندوقی سربسته

درغم شریکی ماندگار

درصبرهمچون سنگ مرمر

درسیاست آیینه شفاف

درسخن همچو یک فیلسوف

زیباترازگل خوشبوترازعطر

درنگاه میماند بمانندگوگوش

 

درورزش همچو ماهی  درآب

درچرخش همچو گویی یک شکل

درضیافت همچو طاووس

درمحفل خویشان همچو شمع

درحلقه دوستان  نگینی درخشان

درتفکراندیشمندی بزرگ

درنصیحت بااحترام وخرده بین

درمقام دانش آموزهست ممتاز

درمقام معلم مهربان وباوقار

 

سخنی با لیلی:

گردرزندگی نامردبسیاردیدی

دلیلی برنبود مرددراین ایام نیست

گردرمسیرت کسی را همره وهمراه دیدی

نباید محبت های اورا کرد نیست

گردرامید بازشد درکمال ناامیدی

شک نکن دست خدادرکارنیست

گردستی میخواهدکند با صداقت یاری

چرا هیچ دستی زتو همراه نیست

گردلتنگ باشد برای دیدنت دوستی

تورا هیچ وقت این دیدار نیست

گردوستی این چنین را کنیم تعبیر مجنونی

بدان یک روز خبرازدوست نیست

گربه اندیشه بی تمنا کردند تورا یاری

نباید پنداشت باارزش نیست

سخن هایی که گفتم نصیحت بود بدوستی

ازامروز دیگر نصیحت درکارنیست

گرپندها ورازها بسیارگفته ام با لیلی

میدانم او رازدار بی وفا نیست

 

دلیل عشق مجنون به لیلی:

شکرخدایی را که هستی از اوست

مهر ومحبت وعشق با تدبیر اوست

هیچکس بی علت ندارد کسی را دوست

صداقت وانسانیت وگذشت کلید اوست

ندارد نشانه ایی به رخسار یا برنگ پوست

دوست را باید دردرون وفکر واندیشه جست

شاید یک گل یا لیلی یا نگینی برحلقه توست

 

لیلی وساحل:

دریا وساحل دویار جاودانه

باید آموخت دوستی را ازساحل دریا

هرگز نذاشت تنها دریای ناآرام را

گشوده آغوش خود گرفته دست دریا

میبوسد از لب او با یک هزار سودا

میگوید از زندگی طوفان ودشت وصحرا

شاید تجارب او آرام کند دریا را

گیرد زاو هربدی آن خشم امواجش را

یک روز به خشم وتندی زند به سینه او

یک روز ندارد موج خوابیده همچو آهو

ساحل همیشه آرام نشسته درکنارش

خورشید وکوه گفتند دریا ندارد صفا

اما ساحل میداند راز دل دریا را

دریا اگر نباشد ساحل معنی ندارد

من میشوم چو ساحل لیلی بسان دریا

 

مسیر لیلی:

کوه سعادت ما

دارد مسیری زیبا

اما مسیر لیلی

دارد هزاران بلا

اگر دراین مسیرت

رسیده دستت نعمت

قدرخدا را بدان برگرد مسیردرست

آن راه پراز سنگلاخ است

ژراز مار وگزنده

ئاری روان پاک وروشن مثل ژرنده

دستم بگیر برگرد نشان دهم مسیرت

شاید خدا خواسته شاید شوم بهانه

فتح کند قله را لیلی شود نمونه

 

 

 

 

 


 
 
مادر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧
 

تقدیم به همه آنهایی که سایه مادر برسرآنهاست تا قدربدانند وارج نهند خدا روح مادر مرانیز شاد کند که اکنون بجای دست سنگ مزارش را میبوسم(شعر15سال پیش آن موقع که مادرم زنده بود سروده شده است).

ای برترین مونس وغمخوارمن

هرگز                       هرگز

ازیادم نخواهد رفت

محبتهای بی پایان تو

پوست وگوشت واستخوان من

خون جاری دررگهای من

ازوجودتوست

من چگونه میتوانم

بی وفا باشم برای تو

ولی افسوس

نمیدانم     چگونه       میتوانم

به این خاطر

صدبار گفتم تورا

که   گو بامن    که آنگونه

کنم جبران محبتهای بی پایان تو

ولی افسوس

تومیگویی

سلامت بودن من هست

تنها آرزوی تو!

خداوندا

چراباید که مادرها

بسان شمع بسوزند

کنند  روشن محیط بی نوای ما

 

تواز من جان بخواه

که جانم نیز زتوست ای مادرمن

ازآن ایام خردسالی آغوش گرمت

بسان مامنی برای من بود

بوسه هایت از رخ من

تسکین دردهای تنم بود

بچه بودم  میگریستم خوابم نمیبرد

فقط لای لای توچاره خوابیدنم برد

 

 

با عرض معذرت قسمت آخرشعررا برای اینکه شعر برای خودم محفوظ بماند نیاوردم کلیه شعرهایی که از خودم دراینجا میارم چنین موردی رعایت شده امیدوارم دوستان عذر مرا بپذیرند.

 


 
 
عشق
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

عشق یعنی دوست داشتن

عشق یعنی دل دادن ودل سپردن

عشق یعنی خدا

پدر ومادر وهمسر وفرزندان

هرکه را دوست میداری ازته دل

عشق پایانی ندارد

عشق جاودانه باید

عشق یعنی صداقت

عشق یعنی گذشت

تیری است که بردلت اصابت کرده

یا تیری که به امید اصابت رهایش کردی

دست دردست هم

همدل ویکدل بودن

نگاهی به سنگینی کوه وبه وسعت دریا

دلبستگی تا سرحد مرگ

توبرای او زیستن واوبرای با توبودن

یکی بودن ،یکی شدن

هم درد وهم راز بودن

هم ره وهمراه بودن

بودن شدن زیستن

وجودت را بی وجودش نیست دانستن

نفس را ،امیدرا، شعف وشادی را

ازهم گرفتن به هم دادن

عشق آن قطره اشکی است

که دردلتنگی هایت میریزی

هرلحظه برای هم میمیری

عشق چون آغازشد  دیگر پایانی ندارد

عشق نه میمیرد نه میتوان کشت

عشق میسوزد ولی همیشگی

عشق میماند حتی اگراو درخاک خفته باشد

عشق نه خریدنی است ونه فروختنی

عشق نه انداختنی است ونه گرفتنی

عشق یک چشمه درونی است

عشق شیره زندگانی است

عشق رامعشوقی هست

همچو دوبال کبوتر

که باهم میتوانند زنند پر

ودرآسمانها

درکهکشانها

به پرواز آیند

 


 
 
مشاورمدیریت کیست؟ وچگونه میتوان ازمشاوره خوب بهره مند شد؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

مشاورمدیریت شخص حقیقی یا حقوقی است که از توان علمی وتخصصی وتجربی بالا برخوردار بوده وبا تحلیل ساختار وعملکرد ودرنظرگرفتن منابع ومحدودیتهای مشاورپذیر به ارائه روش‌ و بهبود رویه‌های موجود وحداکثر استفاده از حداقل منابع موجود وکمک به آنها برای تجزیه و تحلیل عملکرد و توسعه سودمندی عملیات کسب وکارو با تشخیص بجا وشایسته جایگاه خود که بتوانداستراتژی‌های مناسب درپیشبرد فعالیتها بکارگرفته وروز بروز جایگاه وموقعیت خود را بهبود بخشد.

بطور خلاصه میتوان گفت مشاور ،مشاورپذیر را به یک آرامش واطمینان درانجام بهینه امور ودستیابی به اهدافش از کوتاهترین مسیر مطمئن ورشد وتوسعه روزافزون وبهبود مقام وموقعیت توام با افزایش رفاه ورضایتمندی با کمترین خطر ونگرانی میرساند.

بنابراین از مشخصه های اصلی یک مشاورخوب موارد زیر است:

1-    مشاور خوب حتما" باید تحصیلات علمی وتخصصی بالا وروز را داشته باشد تابتواند جدیدترین وبهترین راهکارهای مدیریتی لازم را درجهت پیشبرد امور بکارگیرد.

2-    مشاورخوب فردی است که صرفا" آکادمیک ودانشگاهی نباشد زیرا بسیاری از مطالبی که دردانشگاهها مورد تدریس قرارمیگیرد هرچند ممکن است آخرین دستاوردهای علمی باشد ولی بدلیل عدم تطابق باقوانین و شرایط ووضعیت وفرهنگ ورویه سنتی بازار آن منطقه نه تنها ممکن است موثر ومفید نباشد بلکه ممکن است اثرات سوئ ومخرب نیز داشته باشد ،بنابرین مشاورخوب دارای دانش تخصصی بالا بوده وخود شناخت وتجربه مفید از شرایط موجود نیز دارد.

3-    مشاورمدیریت چون درسطح کلان کسب وکارارائه مشاوره میدهد ومهمترین موضوع کسب وکارنیز مسائل مدیریتی و اقتصادی وبرنامه ریزی های مالی وفروش وتولید وسازماندهی ...است حتما" باید دارای تخصص ودانش بالا درگرایشات مدیریتی واقتصادی ومالی باشدوبتواند تجزیه تحلیل مدیریتی واقتصادی ومالی مناسبی انجام وراهکارهای عملیاتی ارائه نماید.

4-    مشاورمدیریت خوب با ارزیابی مناسب توان مدیریتی ومالی وساختار وعملکردوتعیین نیازها ومشکلات مشاورپذیر میتواند اورا درصورت نیاز برای جذب وبگارگیری مدیران شایسته وبهره گیری از مشاوران تخصصی ازقبیل مشاوران حقوقی ومشاوران مالیاتی ومشاوران فنی ومهندسی و... یاری رسانده ومشاور پذیر را درپیشبرد بهتر امور و بهره گیری مناسب از این مشاوران دررسیدن به اهداف شرکت همراهی وکمک نماید.

5-    مشاورمدیریت خوب بخوبی موقعیت وجایگاه ووضعیت مشاورپذیر را شناخته ومسیر حرکت اورا برای رسیدن به اهدافش همانند یک نقشه راه ترسیم میکند هرگونه انحراف از مسیر را تشخیص وعواقب وخطرات آن را گوشزد وتاثیر آن برعملکرد را ارزیابی وگزارش میکند.

6-    مشاورمدیریت خوب همانند یک چراخ قوه پیشرفته ایی(که میزان روشنایی آن بستگی به توان علمی وتخصصی اودارد) دراختیار مشاورپذیر دریک شب تاریک وجاده پرپیچ وخم است که این چراخ قوه هم مسیر را روشن میکند وهم مسیر درست رابه او نشان میدهد وخطرات را نمایان میسازد ونحوه رفع خطر رانیزاعلام میکند.

 

 

دلیل اینکه درآنجا آوردم شخص حقیقی یاحقوقی به این دلیل است که ممکن است برخی از اشخاص حقیقی بدلیل داشتن مشخصه های فوق بصورت شخصی به امرمشاوره بپردازد که معمولا" نیز درطول تاریخ نقش چنین مشاورانی بسیار شایسته وموثر درکنار شاهان ویا شرکتها وفعالتهای موفق ویا ثروتمندان بزرگ و... همیشه بسیارپررنگ وموثر دیده شده است .

امروزه برخی شرکتها نیز بدلیل عدم برخورداری از افراد مشاور موفقی که خود به تنهایی بتوانند مشاورمدیریتی ارائه دهند وبدلیل علاقمندی به مبحث مشاوره مدیریت اقدام به تشکیل شرکت حقوقی وجذب متخصصین مختلف نموده واقدام به ارائه مشاوره مدیریت میکنند.

 

 

 

متاسفانه نه درکشورما بلکه درکلیه کشورهای جهان سوم مشاور ومشاوره گرفتن جایگاه شایسته واصلی خود را پیدا نکرده واین امر مهم که درتاریخ گذشته کشورما نیز جایگاه شایسته ومهمی داشته و یکی از علتهای اصلی موفقیت وتوانمندی بالای قبایل وایلات وحتی حکومتهای مقتدر ایران باستان بوده  وهیچ پادشاهی را نمیبینی که درکنارخود از مشاوران آگاه وتوانمند بهره مند نشده نباشد .

 دردین اسلام نیز به امر مشاوره توجه ویژه شده بطوری که یکی از مهمترین توصیه ها" و امرهم شورا بینهم" میباشد.

درکشورما درعصر کنونی با بالا رفتن دانش مدیریت واقتصاد ومالی  وافزایش رشته های مدیریتی واشتغال برخی از متخصصان این امر به شغل مشاوره مدیریت ناخودآگاه ایجاب میکرد که انجمن ها وساختارهایی برای توسعه قانون مند کردن این امرمهم بوجود آید که یکی از مهمترین این انجمن ها" امجمن مشاوران مدیریت ایران " است  که بیش از یک دهه است درجهت دستیابی به اهداف زیر تشکیل  گردیده است:

1-حفظ حقوق ومنافع مشروع وقانونی مشاوران مدیریت

2-اعتلای حرفه مشاورمدیریت وثمربخشی وبهره وری اقتصادی آن

3-اشاعه فرهنگ مدیریت به منظور افزایش بهره وری وکیفیت توسعه پایدار واجتماعی جامعه ،باتوجه به ویژگیهای ملی وبومی

4-معرفی انجمن به عنوان یک مرکز حرفه ایی درمسائل مدیریت

واز جمله شرایط عضویت آن برای اشخاص حقوقی تاسیس آن برای انجام خدمات مشاوره مدیریت (درج دراساسنامه) وبرای اشخاص حقیقی دارا بودن حداقل کارشناسی ارشد دریگی از گرایشهای مدیریتی میباشد.

بنابراین برای اطمینان واطلاع از سوابق تخصصی ودانش علمی مشاوران مدیریت میتوان عضویت اورا درانجمن های حرفه ایی جویا شد.

بدلیل اهمیت وجایگاه مشاوران مدیریت ونقش آنها دربهبود فضای کسب وکار وبا پیگیریهای مشاوران وانجمن های حرفه ایی مشاوره خوشبختانه درقانون پنچساله پنچم توسعه جمهوری اسلامی ایران(1394-1390) درفصل پنچم بخش اقتصادی/بهبود فضای کسب وکار ، "قانون بهبود مستمر محیط کسب وکار" به تصویب مجلس رسید.

درماده 17آمده: به منظور توانمند سازی ،ارزیابی وارتقاء شایستگی مدیریت بخشها وبنگاههای اقتصادی کشور اعم از دولتی ،تعاونی وخصوصی ونیز هم افزایی وتوسعه ظرفیت های مشاوره مدیریت درکشور ،"سازمان نظام مشاوره مدیریت" درقالب شخصیت حقوقی مستقل غیردولتی وغیرانتفاعی تشکیل میشود.

این گویای آن است که حتی دولت نیز به اهمیت این موضوع پی برده است البته ممکن است درپیاده سازی ونهادینه کردن وجایگاه یابی ان همانند بسیاری از قوانین  ومصوبه ها آنگونه که باید عملیاتی واهمیت داده نشود.

درکشورما اگر بخش خصوصی (شرکتها وموسسات وکسب وکار)را مورد تحقیق  مطالعه و قراردهید میبینید بسیاری از کسب وکارها وفعالتها با انگیزه بالا وبا طرح توجیهی کامل وبا اهداف بزرگ واطمینان کامل تاسیس وشروع فعالیت میکنند که بسیاری از آنها درهمان ابتدای شروع باشکست مواجهه میشوند وبسیاری نیز پس از سالها تحمل زحمات ومشقات بسیار ورشکست وتعطیل میشوند وبسیاری نیز به فعالیت خود بدون اینکه توجیه اقتصادی لازم را داشته باشند ورشد وتوسعه مناسب را دست یابند با حداقل ظرفیت اسمی ادامه فعالیت میدهند وجالب اینست که بسیاری از آنها رااگرتحلیل وارزیابی کنیم میبینیم درابتدای راه هم انگیزه بالا راداشتند وهم منابع لازم را (چه ازمنابع شخصی ویا وام)به سیستم تزریق کردند وهم نیروی انسانی متخصص ولازم را درکنارخودداشتند وتنها علتی که آنها را با عدم موفقیت ویا عدم دستیابی به جایگاه واهداف تعیین شده روبرو میسازد هرچند خودشان ادعا میکنند مسائل وموارد مختلفی خارج از تصمیمات ومدیریت آنها بوده درصورتی که 90% این شکستها ونتیجه بخش نبودن ناشی از مشکلات مدیریتی وسازماندهی وعدم اشنایی با مسائل اقتصادی ومالی میباشد.

 درکل باید بگوییم عدم بکارگیری مشاوران موفق وصاحب نظر، و اتکاء به تفکر وعلم و دانش شخصی  وبسیاری از آنها بکارگیری مشاورین وپرداخت وجه به آنها را یک نوع هزینه ومزاحمت درتصمیم گیریهای خود میدانند درصورتی که مشاور متخصص وآگاه هروجهی دریافت کند درواقع بخشی از سود است، مشاورموفق درآمد راافزایش ،هزینه را کاهش واثزبخشی رابیشترمیکند(بجای تجویز مکرر سرمایه ،سرمایه مازاد را نیز با بکارگیری حداکثراستفاده از حداقل منابع موجود به سرمایه گذار برمیگرداند وبرداشتها را تعریف شده واطمینان ورفاه وآرامش را به صاحبان فعالیتها هدیه مینماید)وموقعیت وجایگاه فعالیت را تاسطح جهانی ارتقاء میدهد.

 

 


 
 
هدفمندسازی یارانه ها (فازدوم)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳
 

بیش از یکسال از قانون هدفمند سازی یارانه ها گذشت واکنون دولت برای اجرای فاز دوم وعده های مختلفی داده وبه آن همچنان پا فشاری میکند یعنی افزایش مبالغ پرداختی به مردم!

ولی دیگر تاب تحمل مجلس تمام شده زیرا که اجرای فاز اول با وجود هشدارهای اقتصاددانان مبنی بربروز تورم وافزایش مصرف وتضعیف تولید داخلی وموارد مختلف بدلیل عدم وجود بسترهای لازم وهمچنین عدم توجه ئولت به اهداف تعریف شده ازطرف مجلس ومسئولین اجرایی ازجمله صرف حداقل 20% آن برای زیرساختهای اقتصادی و30%برای تولید وعدم ارائه آمار واطلاعات شفاف از تاثیرات اقتصادی هدفمندی یارانه ها تمام شده است.

   مقابله با تورم از طرق فیزیکی ویا سرپوش گذاشتن وعدم پذیرش واقعیتها وهمچنین عدم برآورد صحیح از امکان وصول منابع ناشی از هدفمندسازی ومقدار صرفه جویی حاصل از آن منجرشد تا نه تنها صرفه جویی بامقادیر پیش بینی شده فاصله زیادی داشته باشد بلکه منابع کافی نیز برای پرداخت حتی 50%سهم مردم نیز تحقق نیابد .

   دولت برای تامین پرداخت آن بناچار از ذخایر ملی برداشت ویا اقدام به استقراض از بانک مرکزی نمود که این عمل منجر شدنقدینگی درگردش وتورم بصورت افسارگسیخته افزایش وبدلیل تحمیل هزینه های سربار به شرکتهای تولیدی تولید ملی کاهش وواردات رشد بی سابقایی را داشته باشد وهمه آن عوامل دست بدست داد تا بدترین وضعیت اقتصادی که همانا کاهش ارزش پول ملی میباشد اتفاق بیافتاد وازطرف دیگر بسیاری از تولید کنندگان داخلی با تردید درتداوم فعالیت تولید مواجهه شدند.

 کارشناسان ومسئولان دولت درابتدای پیاده سازی این طرح مدعی شدند که این طرح یارنه ها ومصرف را بسیارهدفمند خواهد کرد واز طرف دیگر دولت خواهد توانست تا سه برابر این پرداخت یارانهها را افزایش دهد ولی غافل از اینکه این انتقال مدیریت مالی سوبسید از دولت به مردم نه تنها منجر به افزایش مصارف دیگر نمیشود بلکه مبالغ جذب شده نیز نتوانست به اندازه مبالغ پیش بینی شده  باشد والزاما" دولت برخلاف اهداف اساسی این طرح که حمایت اززیر ساختها وتولید داخلی بود تاکنون نتوانسته این بخش از طرح را عملیاتی  ویارانه ایی پرداخت کند.

 عادت دادن مردم به دریافت یارانه وافزایش هزینه های آنها منجر شد تا خانوارها کاملا" به این مبلغ وحتی بیشترازآن نیاز ووابستگی واقعی پیداکنند واز نظر اقتصاد دانان درآمد قابل کاهش ویا افزایش است ولی هزینه چون افزایش پیدا کرد دیگر وبراحتی قابل کاهش نخواهد بود.

 ایجاد تورم حداقل25% برطبق آماردولت که از نظرتحلیل گران اقتصادی درطول دوره هدفمندی یارانه ها حتی بیش از50% بوده وکاهش ارزش پول ملی به بیش از 50% منجر شده که مردم بادریافت یارانه 455000درماه که درطول سال5460000خواهد بود اگریک خانوار چهارنفره رادرنظر بگیریم درآمد حاصل از این محل درسال برابر با21840000ریال میباشد واگردرآمد خانوار با حقوق ماهیانه فرضی یک میلیون تومان درماه که درسال 12میلیون تومان میشود درواقع با کاهش ارزش پولی حداقل 25% (3میلیون تومان )وحداکثر 50%(6میلیون تومان ) خسارت وارد شده یعنی 000/000/30-000/840/21=000/160/8-ریال ضرر کرده است. درواقع میتوان گفت با اجرای این طرح وتبعات جانبی آن نه تنها تولید کنندگان که سهم 30%خود رادریافت نکردند بلکه مردم نیز متضررشده اند.

شعارمجدد دولت در فصل زمستان مبنی برافزایش سه برابری یارانه وبعدا" دوبرابری ، اقتصاددانان تحلیل میکنند بدلیل عدم موفقیت تامین وجوه یارانه از محل منابع آن وبالاجبار عدم پرداخت سهم 20%زیر ساختهای اقتصادی و30% تولیدوهمچنین عدم تامین سهم خانوارها از محل منابع حاصل واستقراض از بانک مرکزی خودگویای این است که نه تنها افزایش یاران معقول ومنطقی وحتی امکانپذیر نیست حتی ادامه تامین وپرداخت مبلغ تعیین شده درسال قبل نیز با تردید مواجه است وهرگونه شعار افزایش جز تلاش برای ایجاد محبوبیت سیاسی وایستادگی غیرمنطقی براشتباهات گذشته ورفتار شعارگونه واستدلال غلط برنتیجه بخش بودن طرح چیز دیگری نیست.

فشارتورمی بیش از اندازه به ملت ازطریق عدم تناسب هزینه ها ودرآمدها که یکی از عوامل اصلی آن هدفمندی یاران ها بوده وفشار بر تولید کنندگان وصنایع داخلی بعلت عدم پرداخت سهم آنها وسکوت دولت ومهمترین آیتم آن عدم انجام 20% برای تقویت زیرساختها بالاخره صدای مجلس ومخالفان طرح را برای جلوگیری از اشتباهات صورت گرفته وحرکت سیاسی دولت برای افزایش پرداختها که میتواند تورم را بشدت افزایش وبرداشتها واستقراض بی رویه از بانک مرکزی وکاهش ذخایر پولی وملی کشور ودرنهایت ورشکستگی اقتصادی برای کشوررابدنبال داشته باشد را درآورد وانجام موضوع افزایش وپرداخت آن را غیر قانونی دانست.

هرچند دولت نیز به صراحت میداند که درشرایطی که با مبالغ تعیین شده سال قبل موفق به تامین آن ازمحل ورودی منابع آن نشده چگونه میتوان رقمی بیشتر پرداخت کرد؟ولی متاسفانه بدلایل  سیاسی وبه هرطریق ممکن برروی این ایده ورویه تاکید دارد ولی به ناچار وبدون اخذ تاییدیه مجلس وحتی مخالفت مجلس اقدام به ارسال smsانصراف از دریافت به بیش از500000خانوار مینماید وبدلیل اینکه بسیاری از این خانوارها نیازمند دریافت آن برای تامین هزینه های خود هستند یک نگرانی عمومی در بین مردم ایجاد شده ولی متاسفانه دولت همچنان بدون توجه به نظریات اقتصاددانان مبنی براشتباه بودن این شیوه واستدلال میکنند ادامه ویا افزایش ویا حتی حذف مطالعه نشده یک سری از آنها نه تنها تاثیر مثبتی نمیگذارد بلکه وضعیت اقتصادی را به رکود ویا تورم ودربدترین شرایط توررکود شدید خواهد کشاند وفقیر را فقیر تر وغنی را غنی تر خواهد کرد یعنی فاصله طبقاتی بیشتر خواهد شد واز طرف دیگر نرخ بیکاری افزایش وبدنبالش افزایش اعتیاد وفساد راکه متاسفانه هیچ وقت آماری وتحلیلی عنوان نمشود را خواهیم داشت.

دریک تحلیل ساده میتوان استنباط کرد که پرداخت یارانه ویا افزایش آن به مردم وحتی درحالت ایده آل به نیازمندان(درصورتی که چون یارانه بحث حذف سوبسید بوده وهمه مردم چه پولدارها بیشتر وفقرا کمتر دراینصورت متحمل هزینه بالاتر میشوند وهمه اقشارمردم حق دریافت آن رادارند وبحث کمک مالی دولت نمیباشد که دولت بخواهد به آن به دیدگاه مستمندی نگاه کرده وهرگونه که بخواهد وبه هرکسی که بخواهد بدهد)پرداخت نماید ثروتمندان نیز به ناچار این تحمیل هزینه را در کالاها وفعالیتهای خود دخالت داده وبه هرطریق ممکن جذب خواهند نمود واز طرف دیگر بدلیل بالا بردن مصرف وهزینه جاری قشر ضعیف ،بدلیل ایجاد نرخ تورم بالاتراز نسبت یارانه ها، درواقع روزبروز آنها را ضعیف تر وگرفتارتر میکنیم.

شاید با این تحلیل برخی بگویند پس چاره کار کجاست آیا نباید هدفمندسازی صورت گیرد ؟واگرباید انجام شودچگونه؟

هدفمندسازی یارانه ها یک بحث جهانی است که حتی صندوق بین المللی پول نیز برآن تاکید دارد ولی نحوه انجام آن بسته به وضعیت وموقعیت اقتصادی کشورها وزیرساختها مستلزم آماده سازی وپیش بینی ها وراهکارها وحمایتهای لازم علی الخصوص از صنایع داخلی وتولید ملی که بیش از بقیه مشمول تحمیل هزینه های سربار خواهند شد که اگراین پیش بینی وحمایت به نحو صحیح صورت گیرد مردم فقط مواجهه با هزینه اضافی ناشی از حذف یارانه ها ونه تورم افسارگسیخته درکنار آن خواهند بود .

برای حمایت از مردم نیز بایستی این حذف وآزاد سازی باید با محاسبات دقیق ودرنظر گرفتن شرایط اقتصادی کشور صورت گیرد نه با شعار وموقعیت سیاسی وجلب توجه مردم ونحوه پرداخت آن نیز نباید مستقیم ونقدی بصورت مجزا صورت گیرد.

پرداخت نقدی به مردم نه تنها کمکی به آنها نمیکند بلکه منجربه افزایش هزینه ومصرف آنهامیشود ومدیریت مالی آنها را بهم میریزد، یعنی  چه معنی ومفهومی دارد که ما سوبسیدی را حذف کنیم وآن را نقدی بدهیم درواقع همان سوبسید اتفاق میافتد ولی بشکلی دیگر وبا ماهیتی بدتربطوری که همین وضعیت بیکباره فشار تورمی را چندین برابرکرد وفقر وبیکاری را چند برابر.

حذف یارانه وسوبسید درسته از یک جنبه یک منبع درآمدخوبی برای دولت ایجاد مینماید(یا از هزینه دولت میکاهد) وهم از اتلاف منابع جلوگیری میکند ولی جالب اینست اگر علمی وبرنامه ریزی شده وبدون توجه به زیرساختها وعوامل اقتصادی دیگر صورت گیرد نه تنها در مقدارمصرف اثرات خیلی محسوسی نمیگذارد بلکه بدلیل تورم زا بودن آن توان وقدرت دولت را نیز میگیرد همان اتفاقی که درکشورما بعد از هدفمند سازی یارانه ها اتفاق افتاد .

 کاهش ارزش پولی کشور درشرایطی که زیر ساختهای اقتصادی قوی داشته باشیم وصنایع وتولید قدرتمند منجر به افزایش صادرات ومتعاقب آن افزایش ارز خارجی ودرنهایت منجر به افزایش ارزش پول ملی میشود این بدان معنی نیست که "کاهش ارزش پولی خوب است" ودولت خوشحال شود ما نیز با کاهش ارزش پولی مواجهه شدیم پس همین نتیجه حاصل خواهد شد بلکه درکشورما این وضعیت ساختاراقتصادی را نابود کرد ه وخط فقر وبیکاری را افزایش وفاصله طبقاتی را به اوج خود میرساند وافزایش صادرات ناچیز درمقابل واردات وسیع(ترازمنفی تجاری)اثرات نامطلوبی را میگذارد.

 


 
 
یک کشتی بار به سفارش یک تاجر(داستان واقعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢
 

دراینجا برای اینکه تجارت را خوب بفهمیم ورمز وراز آن را در کشورمان یاد بگیریم به بیان برخی داستانهای واقعی از تاجران موفق ایرانی خواهم پرداخت وبرای اینکه تاجر سرشناس که سابقه زندگی اورا با دستیابی به زندگینامه اش میاورم ناراحتی ایجاد ننماید از اسم های مستعار وعناوین شغلی نزدیک استفاده خواهم کرد.

مجلس ترحیم هنوز تمام نشده بود ودونوجوان هنوز با چشمان گریان میهمانان را بدرقه میکردند وعموهایشان نیز آن ها را همراهی میکردند .آنها با فقدان پدر درآن شهر غریب وبدور از اقوام دیگر هیچ روزنه امیدی برای ماندن واداره زندگی نمیدیدند واین موضوع را همه اقوام میدانستندونگران بودند.

 اتفاق فوت پدر بیکباره بود وبدون مقدمه واین خود نگرانی را برای مدیریت زندگی هم برای مادرشان که جز خانه داری چیزی نمیدانست وهم برای این دو نوجوان که درزیر سایه پدر از کوچکترین تجربه وفن وکار بی بهره بودند سخت جلوه مینمود.

بالاخره مجالس ترحیم یکی پس از دیگری به پایان رسید وهمه اقوام به نوبت خداحافظی میکردند میرفتندودراین بین عموی تاجر ندا دادنگران نباشید صبرپیشه کنید تا چاره ایی بیاندیشیم واگر چیزی لازم بود مرا نیز با خبرکنید واو نیز خداحافظی کرد وبه پایتخت محل تجارتش رفت.

عموی تاجر چندسالی بود حمایت مالی میکرد ولی میدانست که حمایت مالی آنها را تضعیف میکند نه تقویت وتنها راه کمک اینست که برای آن دونوجوان کاروحرفه ایی ایجاد نماید ولی مانده بود چطور وچگونه!

بالاخره عمو چاره ایی ندید جز اینکه اگر کاری یاد بگیرند مجبور است خود نیز نظارت کند تا مطمئن شود این یادگیری وتلاش نتیجه بخش خواهد بود وبرای این تماس گرفته واز خانواده مادری ومادرشان خواست تا آنها را به تهران وبه حجره او دربازار بفرستند.

 دونوجوان هرچند آن موقع که پدرشان زنده بود تهران را دیده بودند ولی بازار را نه وآن شب که عمو با مادرشان صحبت کرده بود واجازه آنها راگرفته بود که برای کاربه حجره اوبروند خوابشان نبرد وتاصبح از کارجدید وبازار وعمو صحبت میکردند و درذهنشان کارجدید را تصویر میکردند.

آنها تصویر ذهنی که از بازار داشتند همان بازار ومغازه های مختلف مانند لباس فروشی وگل فروشی وسوپرمارکت وابزار فروشی و... بود وتردد خانواده ها ودخترها وپسرها ومراجعه بعضی از آنها برای خرید.

روز جمعه که درترمینال  پیاده شدند عمویشان به پیشواز آمده بود وبا روی باز آنها را به خانه برد زن عمو آنطور که عمو از آنها دلجویی میکرد نکرد ولی بچه هایشان که کوچکتربودند با حضور آنها شروع به جنب جوش وخوشحالی  کردند ولی آنها بخوبی میدانستند این خانه خانه دائمی آنها نخواهد بود وعمو نیز میدانست وباید تدبیری میاندیشید.

 شنبه صبح به اتفاق عمو راهی بازار شدند هرچند عمو ماشین سواری خوبی داشت ولی با پای پیاده تا ایستگاه اتوبوس برد وسوار آن شدندوبعدا" فهمیدند که دربازار کمتر کسی با ماشین شخصی میاید.

اتوبوس نعره کشان وخیابان ها را یکی پس از دیگری طی میکرد ودرهرایستگاه تعدادی از مردم که همانند بقیه از خواب صبح گاهی جداشده وهرچندوقت خمیاز ه ایی میکشند وانگارهمه باهم بیگانه بوده وهیچکس با هم حرف نزده وهمه به بیرون از شیشه ویا به نقطه ایی زل زدبودند ویا برخی نیز روی صندلی نشسته ودوباره به خواب رفته اند ودراین میان این صدای راننده اتوبوس است که آنها را از خواب بیدار میکند ودرایستگاهها پیاده میکند.

انگارعمو درهیچ ایستگاهی نمیخواهد پیاده شود واتوبوس دارد بسیاری از خیابان ها ومغازه های شهر را پشت سر میگذارد واین دومیهمان ناخوانده مانده اند پس حجره عمو کجاست .

توپخانه که میرسد اتوبوس دریک ایستگاه یزرگ توقف میکند وآنهایی که ماند ه اند را پیاده میکند ومشخص است که پایان سفر آنهاست وعمو دستشان را گرفته واز اتوبوس پیاده میکند.

بازار قطعات خودرو همه مغازه ها وقطعات خودرو دارند واز فروشگاه لباس و...اثری نیست برای آنها بسیار جالب است وتا کنون ندیده بودند این همه مغازه باشد وهمه فقط قطعات خودرو باشند وهیچ زن ودختری دراین مسیر نیست انگار اینجا همه مردند وورود خانمها ممنوع است.

جنب جوش خاصی دربازار حاکم است وهمه درحال تردد وپرس وجو وسلام علیک وجابجایی بار تابه حال بازاری چنین ندیده اند که اینقدر شور وشوق خرید وفروش باشدهمیشه دیده بودند که بسیاری دربازارها به اتفاق خانواده برای قدم زدن ودیدن بازار میرفتند ولی دراین بازار انگارهرکسی که آمده قصد خرید دارد ودرمیان مردم چهره ها ونژادها وزبانها وملیتهای مختلف وجود دارد از فارس وترک وکرد ولر وعرب و....گرفته تا هندی و...بالاخره وارد حجره عمو میشوند وجالب اینست همانند یک انبارکوچک پراز قطعات است وجایی برای نشستن جز عمو نیست .

با دیدن حجره عمو آنها که فکرمیکردند عمو فروشگاه بزرگی دارد ومال واموال زیاد کمی نگران میشوند ودرتردید که چرا اینقدر مغازه کوچک وکالای کم ! پس چراعمو را همه فامیل ثروتمند میدانستند! وتاجر واز اینکه دروهمسایه ومشتریها بسیار به او احترام میگذاشتند وگرم میگرفتند متحیر بودند.

چندروزی چنین گذشت وآنها هرروز بدون اینکه کاری بتوانند بکنند با عمو به حجره میرفتند وتا شب نگاه میکردند وعمو خرید وفروشی میکرد وبرخی از فروش ها را میگفت که ازانبارتحویل دهند وتازه فهمیدیم که عمو انباری نیز داردوتازه میفهمیدیم که این حجره کوچک عمو بنظر میرسد خرید وفروش زیادی دارد.

آماده میشدند که درحجره عموبتوانند کاری انجام دهند که بیکباره متوجه صحبتهای عمو با یکی از تجار همسایه شدند که از عمو پرسید اینها کارگران جدید هستند وعمو گفت نه همان برادرزاده هایی هستند که گفته بودم وبا هم همفکری کرده وبه این نتیجه رسیدند که اگر بخواهد تنبل ووابسته نشوند باید عمو کاری نزددیگران ویا برای خودشان ایجاد کند نه درکنارخودش.

عمو عصر آن روز شروع کرد صحبت کردن واز آینده وپیشرفت وکاروفعالیت واینکه باید سعی کنیم روی پای خودمان بایستیم واینکه اگر بتوانید خودتان شروع کنید موفق تر خواهید شد وصحبتهای بسیاری که بسیاری را دیگر ما بدلیل مبهوت شدن وسختی راه فقط نگاهش میکردیم ونمیشنیدیم.

عمو به آنها پیشنهاد داد تا جعبه میوه ایی خال پیداکنند وبیاورند وگفت تا به حجره دیگری که قبلا" سپرده بود بروند وتعدادی قطعات به امانت گرفته ودرگوشه خیابا ن روبروی حجره اش ایستاده وآنها را به رهگذران بفروشند وهرتعدادی فروختند با آن حجره تسویه حساب کنند.

 کار شروع شده بود وایستادن کنار خیابان و فروش روی جعبه چوبی میوه  درروزهای اول برایشان سخت بود وخجالت میکشیدندولی چاره ایی نبود عمو این روش را بهترین راه آموزش وشروع میدانست وجز آنها نیز کسانی به این شیوه فعالیت میکردند.

عمو برای اسکان آنها نیز باید چاره ایی میاندیشید وبالاخره با مسافرخانه ایی صحبت کرد تا اطاقی به آنها کرایه بدهد .

مسافرخانه نزدیک بازاربود وآنها شب وسایل خود را جمع میکردند ومهمانسرا میبردند وصبح حتی زودتر ازعمو دربازار حاضربودند وفعالیت فروش میکردند وروز بروز کارشان رونق میگرفت وتجربه شان درجذب مشتری بیشتر میشد وناهار را نیز لقمه ایی سرپایی میخوردند.

روزها وشبهای سختی داشتند ومشکلات زیادی را مواجهه میشدند عمویشان سعی میکرد تا خود مشکلاتشان را حل کنند واگر کمکی وسفارشی لازم بود آنرا درخفا انجام میداد.

چندسالی گذشت ودیگر بازار ومشکلاتش را تاحدودی شناخته بودند وخود نزد عمو رفته وپیشنهاد دادندتا یک مغازه وحجره کوچکی برایشان اجاره کند وعمو نیز چنین کرد.

حضور بموقع درفروشگاه وانگیزه بالا وکار وتلاش وژپگیری درخواست مشتریان تا دیروقت روز بروز به فعالیت وتجارت آنها رونق بیشتری میداد بطوری که دیگر عمو احتیاجی به معرفی مشتری وحمایت بیشتر نمیدید وحتی دربرخی موارد از عمو نیز جلوتر بودند.

چندسال تجربه درحجره کافی بود تا اعتبار وعنوانی پیداکنند وعمو بپذیرد حساب بانکی نیز به نام خود داشته باشند.

آنها دیگر بازار وقطعات را شناخته بودند وبدلیل شناخت کافی از بازار قطعات قطعات را نیز بخوبی میشناختند ووقت آن رسیده بود که موضوع فعالیتشان را نه برطبق روال قبل که عمو تعیین کرده بود بلکه با شناخت خود انتخاب نمایند واین انتخاب بدلیل تلاش مستمر وشناخت خوبشان وعلاقه وافر بسیار موثر بود ودرآن کالاها به رده ای توزیع کننده اصلی تبدیل شدند .

رونق سال به سال وفروش بالا وتلاش زیاد کافی بود تا سرمایه خوبی جمع کرده وملک مغازه وخانه ایی برای خود بخرند.

تلاش موثر دربازار وبدلیل وابستگی 90% آن به واردات وپایین بودن دانش تجار سنتی همچون عمویشان آنها را بفکر فرو برد تا دانش علمی وامکان فهم کدها وعناوین لاتین را یاد بگیرند وهمین بهانه ایی شد تا سطح کارشناسی نیز تحصیل نمایند نه با حضور مستقیم دردانشگاه وخروج از بازار بلکه به شیوه های مکاتبه ایی وغیرحضوری وبدلیل وجود علاقه وانگیزه بالا وارتباط موضویی روزانه روز بروز بردانش وفهم واطلاعات آنها افزوده میشد بطوری که دیگر عمو به اطلاعات ومشاوره آنها نیاز پیدا کرده بود وبسیاری از خریدها ووارداتش را با کمک آنها انجام میداد.

تجربه وعلم وتلاش آنها منجر شد تا بسیاری از تجارسنتی وعمویش مشتری ونیازمند واردات وتامین کالاهای  واطلاعات آنها باشند واز آنطرف شناخت صحیح از بازار وانتخاب برخی کالاهای باارزش افزوده بالا منجرشد تا فروش وسودشان بشدت افزایش یابد تااینکه امروز دیگر واردات کانتینری شان تبدیل شده به واردات کالا درحجم یک کشتی واکنون عمو با آنهمه ثروتش دیگر درمقایسه با آنها یک فرد معمولی است وفرزندان خودش چون به حرفش گوش ندادند وکار را از حجره پدرشروع کردند وهمانجا نشستند واختیار حجره را دردست گرفتند نه تنها نتوانستند حجره پدررا رونق ببخشند بلکه روزبروز حجره ضعیف تر وکم رونق تر شده بطوری که دیگر عمو نیز علاقه ایی به حضور درحجره بازار راندارد.

آنها شرکتی تاسیس کردند والان درسطح بین المللی فعالیت میکنند وسالها از آن روزی که درسوگ پدر گریان ایستاده بودند وهمه نگران آنها بودند که سرنوشت این کودکان صغیر چه خواهد شد میگذرد وخود به پایگاه مستحکمی درفامیل تبدیل شدند وبسیاری را نیززیر چترحمایت خود گرفتند.

 

 


 
 
آرزوهایمان تحقق خواهد یافت!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠
 

همه انسانها درهرکجا وبا هرفرهنگ وسطح علمی وبسته به شرایط اجتماعی واقتصادی وفرهنگی آرزوهای مختلفی دارند آرزوهایی که بدلیل دوراز دسترس بودن بیشتر برای تحققشان به دین  واعتقاداتشان متوسل میشوند تا شایددست تقدیر گره مشکلاتشان رابگشاید وبه آرزوهایشان برساند.

 حال سوال این است که انسان به آرزوها ورویاهایش خواهد رسید یا درحسرت همه آنها را با خود به گور خواهد برد؟

 جواب این سوال این است که آری انسان میتواند به همه آرزوها یش برسد فقط یک شرط اساسی دارد وآن اینست که اولا" باید آرزوها  طوری باشد که دردنیای هستی انسانهایی به آن رسیده باشند ویا قابل دستیابی باشد نه رویایی  وغیر واقعی همانند اینکه کسی آرزو داشته باشد دست به هر چیزی بزند طلا شود(رویایی فکرکردن) بلکه باید آرزو منطقی وهدفدار باشد یعنی بایک برنامه ریزی صحیح وتلاش موثر بتوان به آن دست یافت.

 اگرآرزوهایتان را منطقی تعریف وهدفمند کنید بدانید حتی به بیش از آن اهداف تعریف شده دست خواهید یافت وبه ورزشکاری میمانید که هرچند به قهرمانی درشهرخود میاندیشید ولی با تمرینات وتلاش موثر روزی رکورد جهانی را میشکند واین نگاه نمیکند که درکجا وچه منطقه ایی فعالیت میکنی و برای دستیابی به موفقیت تلاش ژیگیر نباید بهانه گیر باشید وبقول معروف همش نق نزنید که امکانات کافی نداریم وپشتیبان نداریم که برای فهم این موضوع میتوان با بررسی زندگی ورزشکاران ویا اندیشمندان مطرح جهان متوجه این موضوع شد که بسیاری از هیچ ویا کمترین امکانات شروع به فعالیت کردند وبه آن جایگاه رسیدند وعلت آن اینست که هرچه انسان محروم تر وامکانات کمترداشته باشد تلاش بیشتر وانگیزه وعطش بیشتر خواهد داشت وهمین عامل اورا قوی تروموفق تر میکند .

مثالهای متعددی میتوان پیدا کرد همانگونه که بسیاری از فرزندان فقرا درتجارت وعلم وعمل موفق تر از فرزندان ثروتمندان میشوند که یکی از علتهای اصلی آن انگیزه است که فرزند ثروتمند هیچ وقت انگیزه یک فرزند فقیر را برای دستیابی به ثروت  ژیشرفت را ندارد.

بنابراین برای اینکه بهتر بتوانیم موضوع را جمع بندی کنیم نتیجه میگیریم برای تحقق آرزوهایمان باید اقدامات اولیه زیر را انجام دهیم:

1-آرزهارا باید عینی وواقعی کنیم نه رویایی البته این به آن معنی نیست که کوچک کنیم شما میتوانید حتی بگویید درثروت ویا علم یک فرد جهانی بشوم  وموفق ترین فرد جهان شوم.

2-آرزوها را هدفمند کنیم یعنی برنامه ریزی وتلاش وتدبیر داشته باشیم همانند این که اهدافمان فتح قله دماوند است باید نقشه ومسیر  فتح قله را بپرسیم وابزارها را هرچند کم برداشته ویا درطول مسیر بدست آورده وبا صبر وحوصله نه با عجله وشتاب گام برداریم ومطمئن باشیم دیر یا زود قله را فتح خواهیم کرد.

3-درطول مسیر هرچند باید به رقبا ومحیط وشرایط برون سازمانی توجه کنیم هماهنگی ایجاد کنیم واستراتژی داشته باشیم نه اینکه بنشینیم وحرص بخوریم وموفقیت های دیگران را به شانس واقبال بخوانیم وناموفق بودن خودرا بدشانسی بلکه سعی کنیم بجای تجربه ممتد ازتجربه ودانش افراد موفق استفاده مفید برده ومشاورین زبردست واندیشمند را همراه داشته باشیم واشتباهاتمان را به حداقل برسانیم وازتجاربمان استفاده مفید ببریم .

4-حرکنهایمان را بنویسیم ویادداشت برداریم وآنها را با همفکری مشاورین زبر دست تجزیه وتحلیل کنیم تا مطمئن شویم دائما" درمسیر درست وبا رشدی معقول به جلو حرکت میکنیم همانگونه که میبینیم ورزشگاران نامی مربیان بزرگ داشتند وافراد سالم زیر نظر پزشکی دلسوز دریک فاصله زمانی لازم خودراچکاب میکنند وبدانید کارهای بزرگ اندیشه ها وراه حلهای بزرگ نیز میخواهد که خود مشاوران حاذق وقوی میخواهد.

5-اگر موفق شدیم مغرور نشویم وازخود بیخود واگرشکست خوردیم(زمین خوردیم)مایوس نشویم وناتوان وهمیشه استوار وامیدوار وهدفمند به تلاشمان ادامه دهیم وخودرااز مشورت وراهنمایی وبی بهره نکنیم وبدانیم عاقبت پیروزخواهیم شد وموفق.

6- انسان باشیم وبدانیم انسانیت ونیکی وخدمت کردن بالاترین مقام انسانی است وبدانیم هرچقدر قدرتمند شویم همانقدرباید انسانیت وکارهای نیکمان را بیشتر کنیم تا از خصلتهای خوب انسانی دور نشویم وبدانیم ثروت ومقام موقعی ارزش دارد که رفاه واقعی وشخصیت واعتبار ایجاد نماید واین تحقق نمیابد مگر با انجام امورخیرخواهانه ورعایت ادب واحترام وحقوق دیگران.

7-به توسعه همه جانبه فکرکنیم وتک بعدی نباشیم یعنی رشد وتوسعه شما درکاروتجارتتان توام با رشد وتوسعه علم واندیشه تان باشد تا همانند شخصی نباشید که هیکلی بزرگ دارد وسری کوچک.

8-هیچ وقت زندگی حال وخوشی وشادابی امروز را فدای فردا نکنید وتلاش کنید همیشه وهرلحظه زندگی کنید وشاد باشید واز نعمتهای موجود استفاده مفید ببرید که درغیر اینصورت خواهید دید هرچقدر رشد میکنید وقدرتمند میشوید از بسیاری از خوشیها وشادیها نیز دور میشوید که چون شاد بودن وشادزیستن نیز خود تمرین میخواهد واستمرار ونمیتوان بیکباره شادی را درسطح بالا تجربه کرد .


 
 
ورشکست کیست؟ وچگونه میتوان ورشکست نشد ؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٥
 

 

 تعریف ورشکستگی
ورشکستگی تاجر یا شرکت تجاری هنگامی به وجود می آید که این اشخاص قادر به پرداخت بدهی های خود نباشند و در پرداخت آن توقف حاصل شود. باید توجه داشت که ورشکستگی و مقررات آن تنها مشمول تجار می شود در حالی که اگر اشخاص عادی قادر به پرداخت بدهی خود نباشند. اصطلاحاً به آنان «معسر» گفته می شود.
معسر کسی است که به علت کافی نبودن دارایی یا عدم دسترسی به اموال خود قادر به پرداخت بدهی اش نیست.
همچنین قانون مقررات مخصوصی برای تصفیه امور تاجر ورشکسته پیش بینی کرده است و برای تقسیم اموال ورشکسته، طلبکاران نسبت به هم حق تقدمی ندارد در حالی معسر، هر طلبکاری که زودتر اقدام نماید به نتیجه خواهد رسید. در اینجا باید به نکته ای توجه داشت و آن اینکه شرکت های تجارتی چون تاجر شناخته می شوند، مشمول مقررات ورشکستگی می شوند ولی شرکا و مدیران آنها چون تاجر نیستند این مقررات نخواهد شد.

اعلام ورشکستگی
ورشکستگی باید به موجب حکم دادگاه اعلام شود و تا زمانی که دادگاه حکم ورشکستگی را صادر نکرده، ورشکستگی تاجر ثابت نمی شود. دادگاه عمومی محل اقامت تاجر صلاحیت رسیدگی به این موضوع را دارد. اعلام ورشکستگی بر حسب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکاران یا به تقاضای دادستان و یا حتی اظهار خود تاجر صورت می گیرد.
موضوعی که باید دادگاه در حکم خود به آن توجه کند. تعیین تاریخ توقف تاجر است. چه بسا حکم ورشکستگی تاجر در مورخ 30/1/1383 صادر شود ولی تاریخ توقف او از پرداخت بدهی اش در سال 1382 باشد از این رو دادگاه باید در حکم خود تاریخ توقف تاجر را معین کند و اگر در حکم معین نشده باشد. تاریخ توقف تاجر از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا تاجر از تاریخ توقف حق مداخله در اموال خود را ندارد.

اثر حکم ورشکستگی نسبت به طلبکاران ورشکسته
از تاریخ صدور حکم ورشکستگی، بستانکاران ورشکسته مکلف اند خود را به مدیر تصفیه یا اداره تصفیه معرفی و مدارک مطالبات خود را تسلیم نمایند. تا طلب آنها ثابت شود. مدیر تصفیه یا اداره تصفیه موظف اند در جریان تصفیه در بعضی موارد از هیئت بستانکاران نظر بخواهند.

همانطوری که میبینید درتعریف ورشکست آمده موقعی که قادر به پرداخت بدهی های خود نباشد حال برای تجزیه وتحلیل بهتر وبیشر بایستی موارد زیر را بیان کنم:

 شما هیچ تاجر ویا شرکتی را نمیتوانید پیدا کنید که زیر بار تعهدات بیشتر از سرمایه موجود خود ویا بهتر بگوییم توان نقدینگی موجود خود نرفته باشد پس باید بگوییم که اگر وضعیتی پیش اید که بیکباره همه بدهی های شرکت بیکباره حال شده وهمه طلبکاران شرکت یا تاجر بدون درنظر گرفتن تاریخ سررسید آنها برای وصول مراجعه نمایند آن تاجر ویا شرکت ورشکست خواهد شد مگر اینکه واقعا" فعالیتی نداشته باشد وتعهداتی نیز نداشته باشد که درعمل یک تاجر ویا شرکت فعال اینگونه نیست.

بنابراین میتوان نتیجه گرفت مشکل ورشکستگی همیشه گریبانگیر شرکتها وتاجرین فعال است واگر بشنوید تاجریا شرکتی ورشکست شده بدانید فعالیت موثری نیز داشته است واین موضوع کاملا" فرق میکند با استثنائاتی که کسی پول ومال دیگران را کلاهبرداری کرده واعلام ورشکستگی کرده باشد.

 حال برای اینکه نتایج بهتری بگیریم سوال اصلی این خواهد بود که چگونه میتوانیم هم تلاش وفعالیت خوبی داشته باشیم هم از خطر ورشکستگی دورباشیم.

 تجارت یعنی خرید وفروش کالا وتاجر مطرح وبنام یعنی صاحب فعالیت بزرگ ووسیع بودن وبرای رسیدن به این سطح باید ریسک کرد وزیر بار تعهدات سنگین رفت ولی برای اینکه دراین مسیر ورشکست نشد باید موارد زیر را رعایت نمود نه اینکه از ریسک وفعالیت بزرگ پرهیز کرد:

1- گام ها را آهسته آهسته برداشت ونباید دراین فکرباشید که ره 100ساله را دریک سال بپیمایید متاسفانه بسیاری از کسانی که ورشکست میشوند نه اینکه زرنگ وفعال نیستند بلکه از زرنگی وفعالی میخواهند بیکباره گام بزرگی را بردارند که بدلیل عدم پیش بینی های لازم ویا شرایط اقتصادی برون سازمانی بیکباره با مشکل عدم انجام تعهدات روبرو میشوند وورشکست میشوند.

2-برنامه ریزی مالی دقیق وصحیح داشته باشید وبرداشتها ومخارج وخرید وفروش برطبق یک برنامه ریزی وپیش بینی صحیح استوار باشد.

بسیاری همینکه فعالیت تجاری ویا شرکتی را شروع میکنند نمیدانند که یکباره موجودی مالی وگردش نقدینگی آنها دهها برابر بیشترمیگرددوهمین عامل که بدلیل خرید تعهدی وفروش کوتاه مدت ونقدی است بیکباره بدلیل نداشتن برنامه ریزی مالی صحیح اقدام به افزایش هزینه ها وکلاس فعالیت وهمچنین خرید خودرو ووسایل تجملی دیگر میکنند وچون به یک رکود وبحران مالی مواجهه میشوند یک کسری بزرگ غیرقابل جبران ایجاد میشود وهمین کسری با چند برابر اموال غیرمنقول (خانه وماشین و...)قابل جبران نخواهدبود.

بنابراین برداشت باید موقعی صورت گیرد که با محاسبات مالی بدانیم این برداشت از سود است وحتی نه همه سود بلکه بخشی از سود باید دوباره درتقویت فعالیت مصرف شود.

3-درهرکاری با توجه به نوع کار تخصص وتجارب لازم را بدست آوریدوبا کسادی ورونق وعرضه وتقاضای آن کار ووضعیت رقبا وبرنامه ریزی ها نحوه فعالیت وتبلیغات وحداعتباری و...مسائل مختلف آن اطلاعات لاز م را کسب کنید والا نه تنها مشکلات وموانعش را نخواهید شناخت همانند شخصی خواهید بود که درتاریکی راه میروید بدون آنکه متوجه این موضوع باشید .

4-اعتبار واعتماد لازم را کسب کنید(ایجاد سرقفلی) وانجام بموقع تعهدات درسخت ترین شرایط پایبند باشید وهمیشه کسانی را چه شرکتها وتجار تامین کننده کالا ویا سرمایه را ژشتوانه داشته باشید وهیچ وقت تمام 100% پتانسیل موجود را بکارنبرید تا همیشه جایی برای انبساط وانقباض بازار (بحرانهای ناشی از رکود وتورم) ویا خطرهای ناشی از استراتزی رقبا ویا جوروانی بازار وسایر موارد ومشکلات پیش بینی نشده داشته باشید.

5-استقامت وپایداری وصبرداشته باشید وچه درخوشی وچه دربدی خودرا نبازید .بسیاری همین که به پول وثروتی میرسند از خود بیخود شده وکنترل دخل وخرج خودراازدست میدهندوبسیاری نیز چون با رکود سهمگین وشرایط بد بازار مواجهه میشوند تاب وتحمل وصبرخودراازدست داده وتصمیمات نابجا میگیرند وتمام اموال وتجارب وسابقه خودرابا یک استرس وتصمیم عجولانه دستخوش توفان اتفاقات میشودوطلبکاران را تحریک وبیکباره با مشکل ورشکستگی مواجهه میشود.

دراینجا برای اینکه بتوانیم بهتر مسائل را درک کنیم یک مثال عینی را میاورم.

تاجرسرشناسی بود که سالها درتجارت مشغول بود وآوازه خاص وعام بیکباره با رکودی سهمگین مواجهه میشود واین رکود یک سال بیشتر ادامه میابدوچون تاجر درطول سوابق فعالیتش چنین کسادی را تجربه نکرده بود وبرنامه ریزی برای چنین بحران ادامه داری را نداشت با مشکل تامین تعهدات مواجهه وروزبروز تعداد طلبکاران حال شده  بیشترشده وبا کوچکترین شایعه رقبا مبنی برورشکستگی او واقعا" ورشکست شده واز ترس طلبکاران کاروکسبش را تعطیل وخانه نشین میشود .

چندهفته نه خوراکی بدرستی میخورده ونه خوابی داشته ونه حرفی با خانواده میزده وهمش درغم واندهی بزرگ فرو رفته بوده.

همسر او بیکباره بعد ازسه هفته با عصبانیت به وی گفته ای مرد چه شده که زانوی غم دربغل گرفتی وآینه دق زن وفرزند شدی واودرجواب میگوید از ترس طلبکاران دراینجا پناه گرفتم که چون صدها چک برگشتی دارم  وهیچ دربساط ندارم! زن میگوید ای مرد با این عمل خود داری  چک ها را پاس میکنی یا اینکه با ازدست دادن فرصت انجام تعهدات درمهلت قانونی این مهلت را نیزاز دست میدهی ویک روز با مامور وارد خانه میشوند و آبرو ریزی نیز میشود!

این جمله زن همچون پتکی بوده واورا بخود میاورد وبا خود میگوید راستی من با این کارم چه میکنم؟ آیا مشکلی از مشکلات حل میشود یا روزبروز طلبکارجدیدی نیز به طلبکاران افزوده میشود؟وبیکباره از جایش برخاسته ودوشی گرفته وراهی بازار شده واز فروشگاه لباس مردانه ایی که او را میشناخته واز ورشکستگی اش خبرنداشته کت وشلوار وپیراهن وکفش شیکی به نسیه میخرد وبرتن کرده وراهی دفترفعالیتش میشود.

میگوید چون دفترراباز کردم آنها که فهمیدندچه طلبکار چه همسایه ورفیق سراغم آمدند وجویا شدند کجا بودی گفتم مسافرت وچون طلبکارها طلبشان را خواستند گفتم اکنون آمدم فرصتی بدهید همه را تسویه خواهم کرد وچون شایعات از بین رفت کارم را شروع کردم هنوز رکود باقی بود ولی با تلاش اندکی فعال بودم تااینکه بیکباره بازار رونق گرفت وروز بروز فروش ودرآمدم بالا رفت وهمه تعهدات را تسویه کردم وحتی کارخانه ایی نیز تاسیس کردم که اکنون یکی از سرمایه داران بزرگ کشوراست.

که دراین نمونه واقعی میبینیم که چگونه میتوان با یک تصمیم نابجا ورشکست وبیچاره بشیم ویا بایک صبر واستقامت ثروتمند وموفق.



 


 
 
اعتماد به نفس وخوشبختی را همیشه میتوان بدست آورد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦
 

بسیاری افسوس میخورند بدوران بچگی واین از آنجا بیشتر ناشی میشه که بچه ها را میبینند که چگونه نازشان را پدرمادرها میکشند وهیچ مسئولیتی به گردن آنها نیست.

 البته شاید یک دلیل اصلی دیگر آن نیز این میتواند باشد که هیچ کس از موقعیت وجایگاه کنونی خود راضی نیست وهمش افسوس کارها وبرنامه ریزی ها ویا سرمایه گذاریهاو... را میکند که میتوانست ونکرده ومیگوید اگرچنین وچنان کرده بودم وضعیتم بسیار بهتر از این بود که هستم.

 سومین موردی که میتواند دراین ای کاش وافسوس خوردن ها موثرباشد دیدن خوشبختی وثروت وموقعیت کسانی است که میشناسد وفکر میکند باید وضعیت خود میبایستی بهتر از او بود که نیست (چشم هم چشمی وحسادت)

چهارمین عاملی که میتواند موثر باشد تاسف ونارضایتی از انتخاب همسر ویا شغل ویا جاومکان ویا شریک و... که انتخاب کرده واحساس میکند این انتخاب ها یا تحمیلی بوده ویا ناشیانه ودردوران خامی وبی تجربگی.

پنچمین عامل را بدشانسی میداند واقبال بداو وبرخی را خوش شانس میداند وخوش اقبال وافسوس میخورد که چرا چنین بخت با او همراه نیست.

ششمین عامل را موقعیت ضعیف وبد خانواده میداند وبی برنامگی وبی تدبیری پدر ومادر تصمیمات نابجای آنها.

هفتمین عامل را زادگاهش میداند وقوانین حاکم برکشور وهمیشه افسوس میخورد که دریک لحظه چندین نوزاد درجهان متولد میشود یکی چشم میگشاید وخودرا درآمریکا میبیندویک دراروپا یکی درخاورمیانه ویکی درآفریقا ....وافسوس آن را دارد که گناه کودکی که درکوههای درگیرچنگ افغانستان بدنیا میاید ویا کودگی که درآغوش مادر گرسنه سودانی ویا کودگی که درمنزل ثروتمندترین فرد اروپا ویا آمریکا بدنیا میاید چیست.

شاید دربحث ها ومطالعات روانشناسی عوامل متعدد دیگری نیز باشد ویا هر موردی را اصطلاح تعریف علمی داشته باشند که من دراینجا بسیار عامیانه ودرکمال سادگی بیان کردم تا شاید ملموس تر باشد تابتوانم بعنوان یک مشاور به تجزیه وتحلیل آنها بپردازم تاشاید بتوانیم بذر امید را دردل شما گاشته وناامیدی وافسوس آه را دورسازیم تا با اعتماد به نفسی بالا به حرکت وفعالیت پرداخته وزندگی موفق داشته باشید.

 برای اینکه بتوانیم اعتماد به نفس لازم را دوباره دروجودمان زنده کرده وبا تلاش وبرنامه ریزی لازم موفقیت ها وپول وثروت وخوشبختی که انتظارش را نمیکردیم دست یابیم به تحلیل تک تک موارد میپردازیم تا با گرفتن پاسخ هریک به کلیدوراز خوشبختی که دردرون خودمان است وآن را دربرون جستجو میکنیم واین کلید وراز درهاله ایی از تردیدها وافسوس ها پنهان است دست یابیم.

1)فکرنکنید بچه ها غم وغصه ندارند واگر از غم وغصه آنها خبرنداریم به این علت است که آن دوران را به خاطر نداریم یک فرد بزرگسال شاید به خاطر مسئولیتهای زندگی یکسری غم وغصه های تعهدات وتامین نیازمندیهای خانواده را دارد ولی یک بچه به جای آن وحتی بیشتر از آن غم غذا خوردن ولباس پوشیدن وحمام رفتن ومریضی وآمپول زدن وترس از بزرگترها وبچه های دیگر غم نداشتن عروسک ها و شیرینی وخوراکی های بچه های دیگر.... که اگر به این غم وغصه ها فکرکنی میبینی بچه بسیار درعذاب است تا یک بزرگتر.

2)افسوس خوردن به گذشته وافسوس فرصتها را خوردن وبه این اندیشیدن که اگر این کاررا میکردم ویا فلان تصمیم را میگرفتم یا سرمایه گذاری را کرده بودم یا زمینی را خریده بودم... یک خصوصیات رفتاری است که برخی دارند وبیماری است که به آن مبتلا هستند والا فرض بگیرید همین امروز آغاز راه است واگر خوب عمل کنید فردا به خوشبختی وثروت خواهید رسید ولی چنین افرادی چون عمل وتلاش کمترمیکنند ونتیجه کم میگیرند همیشه میخواهند پشت دیوار اما واگر به ایستند وآینده را به حال تبدیل کرده وچون واقعیتها آشکار شد دوباره با تحلیل واقعیتها افسوس کارهاوتصمیمات نکرده را بخورند.

3)تحلیل عملکرد دیگران وتعبیر اینکه آنها روزی عقب تر از او بودند وبا شانس واقبال به این موقعیت وجایگاه رسیدند ناشی از کمبود اطلاعات از عملکرد وتلاش دیگران است ویا عدم پذیرش واقعیتها وباید بدانید که هیچ فردی بدون تلاش وتدبیر وفعالیت صحیح نتیجه مطلوب را نمیگیرد وبا نشستن وتوجیه عملکرد ودست رو دست گذاشتن نتیجه ایی حاصل نمیشود.

4)بسیاری ناکامی وبدبختی خودرادرانتخاب غیرصحیح شغل وهمسر میدانند وآن را تحمیلی میدانند ومیگویند همین عامل تمام عملکرد وآینده او را تحت شعاع قرارداد.البته انتخاب صحیح شغل وهمسر بسیار مهم است وموثر ولی هرانتخابی صورت گیرد باید مدیریت کرد واختلافات راکم وعلایق رابیشتر کرد.

درشغل باید بگویم که از نظر تجار وعلم تجارت هیچ شغلی بد نیست وازنان خشک گرفته وضایعات تا طلا وجواهر همه تجارت محسوب شده وهرکس بتواند با برنامه وریزی وتلاش وصبر خودرابه تاجر فعال آن حرفه تبدیل کند به ثروت وتجارت بزرگ دست خواهد یافت وهیچگس نمیداند موفق ترین تاجر وثروتمند ترین تاجر درکدام حرفه است.بنابراین حتی اگرحرفه وشغل انتخابی را از روی اجبار میدانید با مطالعه وفعالیت وبرنامه ریزی درآن حرفه وطی مراحل پیشرفت بدانید علاقه شما بیشترشده وخواهید فهمید که بسیاری ازعلاقه های اولیه ما از روی احساس بوده تا تحلیل وآگاهی. 

درانتخاب همسر نیز اگرهمسری را به توصیه وسفارش دیگران انتخاب کردید دراولین بروز اختلاف که حتی درآنهایی که خودانتخاب کرده اند نیز بروزمیکند بجای صبر وخویشتنداری ومدیریت به فرافکنی ودامن زدن به اختلافات نپردازیدوبه این بیاندیشید که دراین سفارش ها وتحمیل ها نیز نیت خیربوده وپشت سر هرتلخی شیرینی نیز درراه است که اگرچنین کنید هیچ وقت زندگی موفقی را نخواهید داشت حتی اگرده بار ازدواج مجدد کنید.

5)برخی بسیار به شانس واقبال اعتقاد دارند وموفقیتهای دیگران را خوش شانسی وبدبختیها وعقب افتادگیهای خود را ناشی از بدشانسی میدانند.

شانس واقبال را نمیتوان مردود دانست همانگونه که بیکباره درقرعه کشی  شخصی یک پول کلان ویا خانه ویاخودرو...برنده میشه ولی باید بدانیم که این وضعیت برای همه یکسان است ونباید کل نتایج عملکرد خودرا به شانس واقبال تعبیر کنیم چرا که تقریبا" اگر با همه تاجران موفق وافراد ثروتمند تحقیق کنیم میبینیم که بسیاری از آنها ناکامی ها وروزهای سخت ونگران کننده ایی داشتند ولی هیچ وقت درآن شرایط توقف ومایوس نشده وخودرابدشانس وبداقبال ندانسته وایمان داشت نتایج بزرگ مشکلات بزرگ دارد وصعود به یک هدف بزرگ درمسیرش سنگلاخ وپرتگاه  زیاد دارد.

 6)بسیاری وضعیت وموقعیت وناکامی های خودرا عدم برخورداری از خانواده مقتدر وپشتیبان میدانند ومیگویند اگر فلان حمایتها وکمکها اگربود چنان میکردم ولی باید به این نکته توجه کنیم هرچند حامی وپشتیبان خوب داشتن مهم است ولی باید بدانیم موفق ترین افراد آنهایی بودند که ازصفر شروع کرده وهیچ پشتوانه ایی نداشتند.زیرا که پشتوانه داشتن خود دربسیاری موارد ضعف وتنبلی ایجاد میکند تا حرکت وپیشرفت.

7)درکجا متولد میشوید وچه خانواده ایی هرچند یکی از عوامل مهم است ولی باید بدانیم که شاید تنها موردی را که قسمت وتحمیل سرنوشت میتوان نامید همین بخش از زندگی است ولی بدور از اینکه درچه خانواده ومحیطی چشم به جهان میگشایید باید شرایط محیط وموقعیت خودرا ارزیابی کرد ه وبا چشمانی باز وبرنامه ریزی خوب ودرنظر گرفتن محدودیت ها برای آینده وحرکت تلاش وبرنامه ریزی کرد .

 

ودرنهایت باید به این ایده توجه داشته باشید برای دستیابی به موفقیت وثروت وخوشبختی هیچ وقت دیر نیست وهرموقع که بخواهید میتوانید شروع کنید " خواستن توانستن است"

 

 

 


 
 
آتش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳
 

آتشی شعله وراست

دردرون دل او

نه درذغالی که تشنه باداست

کباب میشود

ومیسوزد ومیسازد

صدای جز ولزش از دورپیداست

نه اینکه تورا به میهمانی خواند

ونه با توحرفی دارد

فقط از گذشته ایی تلخ مینالد

ازآینده خبرندارد

گذشته را سوخته میداند

وافسرده بجای زندگی مرگ را میخواند

بدبین است

به هرکه میبیند وهست

همه را دراین فلاکت مقصرمیداند

هرچه میگویی ،هرچه آرامش میکنی

بازحرف خودرامیگوید وآرام قرارندارد

همچون مرغ پرکنده میماند وزندگی را همچو ذغال میداند

انگارنمیداند

گذشته نیز همان آینده است

که میاید ومیماند ومیرود وخاطره ایی بیش نمیماند

چرا درگذشته مانده ایی

اشتباهاتت را قبول نداری وخودراباور

که باید آینده راساخت واکنون زیست وگذشته رابه گذشتگان داد

نه خود رامحکوم کن نه دیگران را

اگرعشق وزندگی وامید وخوشبختی را سوخته میبینی

بدان که دوباره باید نهال امید بکاری که چون انسان توان ساختن دارد

اگرانتظارکسی راداری که اورفته

اگر امید به کسی داری که درتاریگی پنهان گشته

تولدی دوباره داشته باش وامیدی نو وزندگی توام باعشق


 
 
چراکه نه! مسیرپیشرفت(توسعه یافتگی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠
 

آیا میتوان به توسعه دست یافت؟آیا میتوان تورم را یک رقمی کرد؟آیامیتوان درامد سرانه افراد را به درامد سرانه کشورهای پیشرفته نزدیک کرد ؟آیامیتوان درصنعت وکشاورزی وفن آوری وتوریستی و...حرف اول را درمنطقه زد؟آیا میتوان محصولات تولیدی را به کشورهای مختلف دنیا صادرکرد؟و...و... جواب همه اینها اینست:چراکه نه!

برای پیشرفت وتوسعه وداشتن تورم یک رقمی وافزایش درآمدسرانه وتوسعه صنعتی وکشاورزی وتوریستی وفن آوری و...هرکشوری با توجه به برنامه واهداف تعریف شده خود علاوه بربرخورداری از نیروی انسانی ماهر ومتخصص باتوجه به موقعیت استراتژیک خود برای هرشاخه نیازمندبسترهای لازم میباشد:

الف-برای توسعه صنعتی سرمایه گذاری زیربنایی وتهیه ماشین الات وتجهیزات روز وجذب دانش فنی لازم

ب-برای توسعه کشاورزی وتولید انبوه آن برخورداری از آب وخاک لازم وتاسیس کشت وصنعت ها برای تولید انبوه وایجاد صنایع تبدیلی

ج-برای صنعت توریسم داشتن پیشینه تاریخی وفرهنگی وموقعیت آب وهوایی (ازقبیل کوه ودریا ودشت وجنگل و...)

د-برای توسعه فناوری نوین داشتن اندیشمندان ومتخصصین وروابط نزدیک علمی با کشورهای پیشرفته وصاحب نظر

 لازم به ذکر است هرکشوری میتواند دریک یا چند آیتم هدفگذاری نموده وبا برنامه ریزی وتلاش به توسعه وپیشرفت دست یابد.

جالب اینست که اگر موارد فوق را بدقت مورد تجزیه وتحلیل قراردهیم متوجه میشویم که کشورماجزو معدود کشورهای جهان است که درهمه موارد فوق دارای پتانسیل لازم بوده ودرواقع برای دستیابی به رشد وتوسعه لازم نیست پله های ترقی را ازصفر شروع نماید.

بند الف )کشورمابدلیل انجام بخش مهمی از سرمایه گذاریهای زیربنایی دردهه پنچاه تا60 ازقبیل نیروگاه اتمی ،کشت وصنعتها ،خودروسازی،کشتی سازی ،نساجی وفرش ،نظامی ،شیلات ،گردشگری،حمل ونقل و... و بدلیل موقعیت خاص آن برهه و انگشت شماربودن کشورهای برتر بین المللی میتوانست براحتی مراحل رشد وتوسعه صنعتی را بپیماید که دلیل عدم دست یابی به رشد وتوسعه دراین بخشها (تحلیل شخصی اینجانب)موارد زیر است:

1-الف) عدم پیگیری مناسب تکمیل کامل طرح ها بعد از دهه شصت وبهره برداری ناقص از آنها ویا توقف تکمیل طرح همانند طرح های نیروگاه اتمی ،کشتی سازی وکشت وصنعت ها

2-الف) سرمایه گذاریهای تکراری درصنایع خودروسازی که بسیار سرمایه برنیز میباشد بطوری که از تولید پیکان وبنز که درواقع درچهارچوب سهام بنز ودرآن راستا صورت گرفته بود به ایجاد شرکتهای مختلف از قبیل ایران خودرو،سایپا،کرمان خودرو،مزدا،پارس خودرو،مرتب،نیسان و... اقدام شد بطوری که شاید تنوع خودروسازی ما از کل اروپا نیز بیشتر شد وبجای دستیابی به خودکفایی در تولید به بزرگترین مونتاژکار خودرو جهان تبدیل شدیم بطوری که هم اکنون مونتاژخودروهایی همچون پژو،سوزوکی،kia،نیسان ،مزدا،رنو،volvo،بنز،scania،mvmو ....بهتربگویم مونتاژکارتولیدات کشورهای ژاپن،کره،اروپایی،چینی و...تبدیل شدیم وتولید خودرو درصورتی که به سطح تولید داخلی(عبورازمونتاژ)نرسد وهمچنین تخصصی نشود به صادرات نیز دست نخواهد یافت زیرا که شرکت اصلی درسطح بین المللی فعالیت میکندوجز مبحث اشتغال زایی نه تنها منفعتی نخواهد داشت بلکه سهم مصرفی بالایی را درسبد مصرفی وهزینه خانوار وملی بخود اختصاص خواهد داد.

3-الف)بجای سرمایه گذاری وتلاش درزمینه کالاهای سزمایه ایی وماشین آلات رشد بی رویه صنایع مرتبط با خودروسازی وکالاهای مصرفی ونوشابه و...

بندب)بجای تکمیل طرح های کشت وصنعت اقدام به بهره برداری ناقص از آنها شده ومعارضانی نیز دربسترکشت وصنعتها ایجاد شده وبا استخدام بی رویه پرسنل وسوق کشاورزی مکانیزه به نیمه مکانیزه وسنتی بسیاری از کشت وصنعتها زیان ده شده وتوجیه اقتصادی خودرا از دست دادند واز طرف دیگر بجای توجه به کشاورزی ودامپروری مکانیزه وتولید عمده وصنایع تبدیلی اقدام به اعطای وام به کشاورزان ودامداران خرده نمودند بطوری که کل حجم سرمایه گذاری دراین حیطه به مصرف رسید وحتی شیوه های جدید نیز ازقبیل وام آبیاری بارانی وقطره ایی وطرح طوبی و...با ایجاد مزارع باغات کوچک منجرشد تا به جای دستیابی به تولید انبوه وصادراتی ومازاد برمصرف داخلی به وارد کننده محصولات کشاورزی وباغی ودامی نیز تبدیل شدیم وبسیاری از این سرمایه گذاریها بدلیل نداشتن توجیه اقتصادی به هزینه تبدیل شدوبسیاری از صنایع تبدیلی نیز بدلیل نبود تولید انبوه غیراقتصادی شده وتعطیل گردید.

بندج)باوجود اینکه سابقه تاریخی 2500ساله داشته وبناها وعمارت ها وباغ ها وقلعه ها ومیراث های تاریخی متعدد وجود داشت بدلیل عدم توجه کافی به آنها بسیاری تخریب وبسیاری از عتیقه ها واشیائ های تاریخی توسط سوئ استفاده گران وقاچاقچیان به تاراج رفت درصورتی که خود این موارد میتوانست گردشگران زیادی را بخود جلب نماید وثروت ملی بالایی ایجاد نماید خود ثروتی بود که توسط هیچ کشور دیگری قابل تولید

ورقابت نبود یعنی یک ثروت وبرتری وتوان بالقوه را به راحتی بی توجه شدیم وازطرف دیگر باوجود دراختیارداشتن دریا وکوه وچنگل ودشت که میتوانست با برنامه ریزی وسرمایه گذاری به یکی از بزرگترین مناطق گردشگری دنیا تبدیل شویم ومنابع ارزی بیشماری جذب کنیم نیز به دلایل مختلف توجهی نگردیدویا نتیجه بخش نبود.

ازطرف دیگرباوجود دارا بودن صنایع سنتی ازجمله فرش که خود محصول باارزش ودارای ارزش افزوده بالا وپتانسیل صادراتی مناسب بود بدلیل کم توجهی وایجاد رابطه تعریف نشده باکشوری همچون چین دستخوش کپی برداری وتضعیف تولید بازار آن شد.

بندد) فن آوری وبهره مندی از دانش نوین درهمه زمینه ها که بتواند کمک موثری درزمینه توسعه اقتصادی وهمه جانبه باشد نیازمند ایجاد ارتباط مناسب باکشورهای توسعه یافته وانتقال تکنولوژی وعلم از آنها وتربیت دانشمندان ومتخصصین لازم وبهره گیری مناسب وبجا از آنهاست که متاسفانه بدلیل استفاده نامناسب از تخصص وتجربه درهمه زمینه ها وعدم توجه کافی دربکارگیری وتوجه به علم وتجربه درسلسله مراتب اداری منجرشده تا با پدیده شوم فرارمغزها وآن هم درسطح وسیع روبرو باشیم وبجای اینکه خود از این نیروی انسانی متخصص بهره ببریم کشورهای دیگر از این سرمایه ارزشمند وآماده مجانی وفقط باایجاد یک بستر لازم برای کاروفعالیت آنها بهره مند میشوند .

درهرحال داشتن امکانات وبستر لازم وحتی سرمایه که برخی از کشورهای جهان با بهره مندی از نفت وگاز براحتی به این سرمایه دسترسی دارند درواقع نمیتواند عامل اصلی وضروری باشد بلکه با بررسی روند رشد وتوسعه کشورهایی همچون ژاپن وکره وچین وترکیه میتوان به این نتیجه رسید آنچه مهم است تلاش وبرنامه ریزی وتخصص وبهره گیری مناسب وبجا از همه امکانات موجود وعلی الخصوص اهمیت دادن وارج نهادن به افراد متخصص ومشاورین وانتصاب بجا آنها درسلسله مراتب تصمیم گیری وپرهیز از تنش های سیاسی ومنطقه ایی وجهانی است.


 
 
تورم وعوامل اصلی آن دراقتصادایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩
 

تورم یعنی افزایش عمومی قیمتها که در صورت تداوم مستمر آن وعدم اتخاذ سیاستهای اقتصادی وپولی لازم برای پیش گیری از آن میتواند منجر به بروز خسارت های جبران ناپذیر اقتصادی از قبیل کاهش ارزش پولی کشور،بالا رفتن خط فقر وکاهش رفاه عمومی جامعه ،افزایش هزینه وقیمت تمام شده خدمات وتولیدات ،کاهش صادرات (البته بدلیل کاهش ارزش پولی کشوروافزایش قیمت ارزهای خارجی درمواردی که تولید وابسته به مواداولیه خارجی نباشد وقابل صادرات باشد صادرات افزایش میابد) ،کاهش ثروت ملی وتولیدات داخلی درقیاس با ارزهای بین المللی وبالاخره فقروفساد ومشکلات اجتماعی و....

 بنابراین ازنظر صاحب نظران اقتصادی باید از رشد وافزایش وتداوم بی رویه تورم جلوگیری نموده ونگذاشت تا از یک نسبت معقول که حداکثر پنچ درصد میباشد بیشتر شود هرچند ازبین بردن کامل تورم اصولا" نه شدنی است ونه معقول یعنی یک نسبت حداقلی آن شاید خود محرکی برای رشدوتوسعه اقتصادی میباشد.

 متاسفانه درکشورما سالهای متمادی است که تورم دو رقمی را تجربه میکند وسیاستهای اقتصادی مناسب برای پیشگیری از آن اتخاذ نگردیده است.

 برای مبارزه با تورم وپیشگیری از آن پتانسیل ها وزیربناهای اقتصادی لازم است تا کشوربتواند با افزایش تولید ملی وجذب منابع ارزی لازم برای تامین نیاز جامعه مازاد برتولید ملی از منابع خارجی بتواند براحتی تورم را تحت کنترل خود درآورد.

 وجود منابع ارزی لازم وکافی از طریق صادرات نفت منجرشده که تقریبا" بسیاری از کشورهای نفت خیز با وجود نداشتن زیر ساختهای صنعتی وکشاورزی و... لازم با تامین منابع ارزی لازم وتامین وعرضه وسرمایه گذاری لازم از تورم پایینی برخوردار بوده ونه تنها ارزش پولی آنها کاهش نیابد بلکه بهبود نیز پیدا کند که از آن جمله به خیلی از کشورهای عربی منطقه ویا جمهوری آذربایجان اشاره کرد.

 دراینجا یک سوال پیش میاید که چرا با وجود منابع ارزی سرشارناشی از فروش وصادرات نفت وگاز وزیرساختهای صنعتی وکشاورزی وتوریستی و...لازم درمقایسه با سایر کشورهای صادرکننده نفت سالهاست که تورم دورقمی را تجربه میکنیم؟

 برای پاسخ به این پرسش که بسیاری از مسئولین دلیل آن را درتحریم ها میدانند باید درسیاست گذاریهای اشتباه اقتصادی دانست.

 ایجاد رابطه وسیع وبرنامه ریزی نشده وبی رویه درطول بیش از یک دهه با کشوری همانند چین که حتی کشورهای توسعه یافته نیز برای ایجاد رابطه با چین برای جلوگیری از تضعیف تولید وفعالیتهای اقتصادی داخلی محدودیت های بسیاری اتخاذ نمودند منجر شد تا اقتصاد نوپا وضعیف ما بطورکامل از هم بپاشد ومتاسفانه این بی توجهی مسئولین وگسترش بی رویه رابطه که بیشتر جنبه سیاسی داشت حتی بدلیل سیاستهای خطرناک وهدفدار چین برای یافتن وبهره برداری از بازارهای مختلف درتمام زمینه ها کافی بود که بتواند دریک مقطع یکساله تمام زیربناها واقتصاد یک کشور رافلج نماید درصورتی که کشور ما یک رابطه تجاری واقتصادی مدت دارکه تا امروز نیز ادامه داشته ودرهمه زمینه ها وبدون هرگونه تعریف وتفسیر منجرشد تا کل ساختاراقتصادی کشور از هم پاشیده وهمه تولید کنندگان داخلی نیز به مونتاژ کاران چینی تبدیل شود وموضوع از این هم فراتر رفته وحتی محصولات کشاورزی وحیوانی وپارچه وصنعتی وماشین آلات و...... را نه با محصولات باکیفیت بلکه با محصولات یکبار مصرف پوشش داده وکل منابع ارزی ما بجای تقویت زیر ساختها به مصرف کالاهای بی دوام برسد وروز بروز وابستگی بیشترشد بطوری که حتی صنایع تخصصی همچون فرش نیز دستخوش این حملات قرار گرفت ودر یک کلام میتوان گفت که چین توانست بزرگترین ضربه اقتصادی را به ساختاراقتصادی کشورمان وارد کند که هیچ دشمن قسم خورده ایی توان حتی 10% این تخریب ایجاد شده را نداشت.

این تخریب ووابستگی مشخص بود که مارابا مصرف بی رویه منابع ارزی بیش از بودجه های اختصاصی مواجهه نماید وهمین امر یکی از علل اصلی کاهش ارزش پول ملی بود وتورم دورقمی که با افزایش مقطعی قیمت محصولات وارداتی ایجاد میشد.

  سوال دیگری که دررابطه با علت کاهش بیش از حد ارزش پول ملی درششماهه اخیر وپیش بینی تورم 100درصدی شد چیست؟

 یکی از دلایل اصلی این موضوع دوباره نه درتحریم بلکه ناشی از موارد زیر است:

الف)عدم شفاف سازی مسئولین ومراکز تصمیم گیری ازجمله بانک مرکزی وارائه آمارهای غیر واقع وتعدیل شده، در دولتهای قبل اصولا" سعی میشد تورم واقعی اعلام وتصمیمات لازم اتخاذ گردد ولی متاسفانه یک رویه غلطی که توسط سیاستمداران کنونی اتخاذ شد فرار از واقعیتها بود وارائه آمارها آن گونه که خود میخواهند نه آن گونه که هست شاید آنها فکر میکردند که با اینکار تورم ناشی از جو روانی را کاهش دهند درصورتی که این رویه فقط میتواند یکبار تاثیر خود را بگذارد ودرجامعه ایی که درکتابهای درسی آن داستان چوپان دروغگو ورد زبانها است این رویه خطرناک بود ودرادامه با ایجاد بی اعتمادی جو روانی بیشتری ایجاد میکندوهمچنین کم اعلامی نرخ تورم درچند سال متوالی یک نرخ پنهان تورمی را دریک فرصت مناسب نمایان میساخت که دراین برهه فرصت اظهار وجود پیدا کرد.

ب)هدفمندی یارنه ها: هرچند تداوم موضوع یارانه ها یکی از تردیدهای بزرگ اقتصاد دانان وعدم امکان تحمل اقتصاد حاکم برکشور بود ولی همه دولتها ومشاوران اقتصادی آنها حذف یکباره آن را معقول نمیدانستند وبه این خاطر حذف پله ایی آن را با یک مبنای خاص همه ساله انجام میدادند تصمیم بیکباره دولت درحذف یارانه ها از یکطرف واز طرف دیگر تجویز نقدینگی حتی بیش از میزان یارانه حذف شده یکی از عوامل اصلی تورم افسارگسیخته میباشد که با وجود تلاش ها وشیوه های غیر علمی برای جلوگیری از بروز این تورم افسارگسیخته ونسبت دادن آن به عوامل بیرونی  وتوطئه ها با عنایت به یک اینکه تجویز نقدینگی یکی از عوامل اصلی ایجاد تورم بوده اقتصاددانان به آن واقف هستند واین امرمنجرشد بدلیل وجود تورم دورقمی درجامعه یک جهش تورمی ایجاد شود.

ج)ایجاد اختلافات سیاسی شدید وبحرانی درمحیط بین المللی وتشدید تحریم ها در این وضعیت وموقعیت خاص وجو روانی احتمال بروز چنگ وهمچنین فشار واجبار دولت برای عدم پذیرش ومشخص شدن کاهش ارزش پول ملی دراثر سیاستهای غیراصولی بیکباره ارزش دلار وسایر ارزها را بشدت بالا رفته وکاهش ارزش پولی دریک مقطع نمود پیدا کرد ومسئولین امر که اشتباها" بدلیل افزایش درآمدهای نفتی قدرت عرضه ارزهای خارجی را بیش از تقاضا خواهند داشت که چون دراین مبارزه فیزیکی با یک رویداداقتصادی ناموفق شدند خودعاملی بود تا تورم افسارگسیخته نمود پیدا کرد وباشدت زیاد ادامه داشته باشد.

د)تبدیل اقتصاد کشورازیک اقتصاددرحال توسعه وفعال به یک اقتصاد مصرف کننده ووابسته منجرشد تا با ایجاد بی برنامه واحدهای صنعتی تکراری همانند شرکتهای خودروسازی ولوازم خانگی و... مختلف که درظاهر درجهت تولیدملی ودستیابی به صادرات گام برداشتند ودرباطن به مونتاژ ومصرف کننده اصلی کالاهای وارداتی تبدیل شدند بدون آنکه بتوانند به صادرات وارزآوری لازم تبدیل شوند وبا اختصاص منابع ارزی کشوربخود وعدم توجه مسئولین به زیرساختها وسایر پتانسیلهای موجود کشورهمانند کشاورزی وباغ ودریا وتوریست و... درموارد فوق نیز رفته رفته تضعیف شده وبه مصرف کننده ووارد کننده تبدیل شدیم.

ر)درکشوری با جمعیتی بیش 70میلیون نفر ووجود بیش 10میلیون خودرو ونفوذ کشورهایی همچون چین وکره درجهت ترغیب فرهنگ مصرف گرایی نباید انتظار داشت که تبدیل به بزرگترین مصرف کننده قطعات (اگرروزانه یک قطعه خراب شود به ارزش 10دلار=000/000/100$)واگرهرخانه یک تلویزیون یا یخچال ویا لباسشویی و... خرید نماید ویا هرنفر یک لباس چینی ویا یک نوشابه... پس خروج ارز به چین وشرکتهایی همچون سامسونگ وLGو پپسی وکوکاکولاو...چگونه میتوانیم انتظار جلوگیری از کاهش ارزش پولی را داشته باشیم.

جالب این است که به نظرات کارشناسی بی توجهیم وبه تجارب گذشته نیز بی اعتنا واکنون تصمیم برآن دارند که یارانه های نقدی را افزایش دهند معلوم نیست تاوان این تصمیمات سیاسی را چراباید مردم بدهد ودرظاهر کمک پولی دریافت کند دراصل چندین برابر بازپس دهدودوباره تورمی تصاعدی هدیه ایی یرای آنها باشد .

 

 

 


 
 
آیا زود باوری توارثی است؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧
 

احساس من اینست که ما ایرانیها بسیارزود باوریم ،کینه به دل نمیگیریم ،وگذشت جزواصول وقانون زندگی ماست.

من بسیار دراین رابطه مطالعه کرده واندیشیده ام واز احساسات یک دختر ایرانی گرفته تا اندیشمندان بزرگش را واز گداهایی که با سوء استفاده از احساسات مردم روزانه میلیونها ریال به جیب میزند تا سیاستمداران بزرگی که به نیرنگ درطول دوران تاریخ ایران برآنها حکومت کرده اند.

ما مردم ایران ممکن است بارها وبارها از ما کلاهبرداری کنند ودروغ بگویند ولی باز بارها بارها دردام آنها بیافتیم.

مامردم ایران یک نقطه ضعف اساسی داریم که نمیدانم چرا این ضعف درفقیر وغنی ،باسواد وبیسواد ...همه همه وجود دارد وهرگز این خصلت ما تغییرنیافته است وهرچند خصلت نیکویی است ولی بسیار مارا با گرفتاری مواجهه میسازد وکلاهبرداری وسیاست بازی را رونق میدهد وآن اعتماد واطمینان بی مطالعه است وبی توجهی به سوابق افرادویا گروهها.

شاید اگردرایران مطالعات میدانی صورت گیرد هیچ کشوری پیدا نخواهی کرد که به اندازه ایران کلاهبرداران ویا سیاستمداران و...با سوئ استفاده از این زودباوری ما دوباره شگردی جدید وشعاری جدید بدهد ودوباره از آنها واعتمادشان سوئ استفاده نماید.

شاید بندرت پیداکنی که درکشوری این همه مدارک علمی تقلبی وعناوین وسوابق ساختگی آنهم توسط افرادی که پست ومقام ومنصبی دارند مورد استفاده قرارگیرد.

آیا آماری داریم که بدانیم چقدر از دختران توسط پسران اغفال شده ویا پس از ازدواج بسیاری از بحث ها وقول ها به دروغ تبدیل میشود اصولا" در چنین سرزمینی که زود باوری در ذات آنهاست باید چنین مواردی نیز زیاد باشد یا حتی دخترانی که پسرانی را اغفال میکنند ومطالبی اساسی را به حقیقت بیان نمیکنند.

نمیدانم چرا از این خصلت زیبا استفاده بد میکنیم وبه عاقبت این سوءاستفاده نمی اندیشیم .

من بسیار دیده ام حتی درجایگاههای بالا همانند نمایندگی وحکومتی به صراحت سخنانی گفته شده وثبت گردیده وپس از مدتی سخنی دیگر وعملی دیگر،ویا بارها دیده ام که کسانی که عملکردی ضعیف وبد داشته اند ولی دوباره ودوباره با هزار شیوه وشگرد انتخاب شده اند ویا مقامات بلند پایه ایی به راحتی وآشکاری دروغ کفته باشدتا بتواند ازاحساسات عده ایی برای حفظ مقام وموقعیت خود استفاده کند.

این خصلت ،خصاتی است که همه ماداریم حتی کلاهبرداران وسیاسیون مانیز هرچند ممکن است از این خصلت دیگران سوء استفاده کنند ولی خود نیز گرفتار ومورد سوءاستفاده دیگرانی بالاتر از خود میشوند"دست بالای دست بسیاراست".

همین عامل باعث شده تا براحتی شرکتهای سرمایه گذاری تقلبی ویا ساختمان های پیش فروش تقلبی ویا محصولات بی کیفیت تقلبی ویا ....با سوئ استفاده از اعتماد مردم ایجاد وعرضه شده وبسیاری را گرفتار کند ویا سیاستمدارانی باوجود نداشتن مدارج علمی لازم ویا پیشینه خراب دوباره دوباره پست ومسئولیت مقام گیرند.

حتی تصمیم گیرانی که خود را از اشتباه مبرا میدانند نیز اسیر ریا وتزویر بین المللی میشوند همان گونه که درسیاست خارجی میبینیم برای فرار ونجات از دام ابرقدرتها با یکی بشدت درگیرمیشوند وبه راحتی دردامن وآغوش ابرقدرتی دیگر میافتند با اینکه میدانیم سیاست وعمل ابرقدرتها که درفکرتوسعه ممالک تحت سلطه خودهستند نمیتواند باهم فرق چندانی داشته باشد ودرپشت پرده آنها با هم بده بستانهایی میکنند که ما خبرنداریم .

درممالک موفق شیوه هایی وجود دارد که من فکرمیکنم ماباید این شیوه ها رابیاموزیم وعمل کنیم هرچند درظاهر این شیوه ها برخلاف اصل اعتماد وباور باشد ولی درباطن مغایرتی با آن ندارد وآن اینست که درانتخاب وپیروی از هرچیزی گذشته وماهیت آن را بررسی کرده باشم واگرنقطه ضعف وکوری درآن باشد آن را بشکافیم وبه راحتی نپذیریم وپذیرش هرچیزی را منوط به دلایل ومدارک وپیشینه مستند کنیم.

ازچیزهایی پیروی کنیم که موفق وخوشبخت ومرفه باشند وحرف های مخرب را دررابطه باآنها نپذیریم وبا عقل ومنطق وتحلیل عمل کنیم یعنی شاخص ها را عینی کنیم ورفاه عمومی ورشد وشکوفایی را ملاک عمل بدانیم وافزایش رفاه ورشد وشکوفایی صحیح جز شیوه صحیح بدست نیاید وبه شانس واتفاق نیست.

دروغ ودروغگویی را با عملکردش بسنجیم ورسوا کنیم وهرکس شعاری داد وریایی کرد درهمان لحظه با بررسی عملکرد گذشته وآمار وارقام رسوا کنیم نگذاریم هربار از دری دیگر وبا دروغی جدیدتر ظاهر شود.

مدرک ومستندات را به هرچیزی اصالت دهیم وهرکس حرفی زد وادعایی داشت وموقعیتی را طلب کرد با سنجش علم واخلاص ورفتار وعملکرد گذشته اش انتخاب کنیم نه با حرف وادعا وظاهرش.

 


 
 
آیا هوش برای انسان یک امتیاز است؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧
 

انسان هوشمند وموجودی فکور است وهوش امتیازی است که او را از سایرموجودات متمایز میسازد ولی ببینیم آیا انسان توانسته با بکارگیری ازاین نعمت بزرگ آسایش ورفاه خود را نسبت به سایر موجودات بیشترنماید؟

اززمان پیدایش حیات شاید با تقدم وتاخری مورچه ها وزنبورها نیز همانند انسان زندگی گروهی واجتماعی خود را شروع کردند وبا اینکه از هوش وتفکربهره مند نیستند ولی نظم وانضباط زندگی جمعی را حفظ نموده (بطورغریزی )وبا همکاری وتفکیک وظایف وانجام بهینه آن توانسته اند بدون بروز کوچکترین اختلاف وتضادی ویا سو’ استفاده وفردگرایی با اتحاد ویکپارچکی به زندگی گروهی خود ادامه دهند وتنها اختلاف جدایی آنها از همان بدو پیدایش خود بین نژادهای مختلف همانند زنبورهای زرد درمقابل زنبورهای عسل ویامورچه های قرمز درمقابل مورچه های دیگر که با خصوصیات خاص وثابت وجود داشته وبطور مجزا وبا انضباط خاص خود ودرکنارهم میزیسته اند.

انسان با بکارگیری هوش خود توانست از همان ابتدا با ساخت ابزار شکار وبهره گیری از مواد ومنابع طبیعی سطح زندگی ورفاه خود را افزایش داده وبه خیال خود همه طبیعت را درخدمت امیال وخواسته ها وآرامش خود بکارگیرد وبا شناخت خطرات وسوانح وبلایای طبیعی خودرا درمقابل انها ایمن نماید. 

ولی گذشت ایام وافزایش اقتداربشر نشان داد که این هوش وتفکربشری که اورا توانسته بود برطبیعت حاکم نماید غرور وتکبر وحرص ودشمنی با همنوع را دردرونش زنده کرد وچون انسان موجودی بود که خوب وبدش وقوی وضعیفش ومهربان وقاتلش همه درکنارهم میزیستند وتفکیکی درمیان آنها نبود منجرشد تا بجای توجه جامعه بشری برای استفاده صحیح وموفق از طبیعت متوجه چنگ وجدال با هم نوع خود برای تصاحب هرچه بیشتر آن نه برای تامین نیازهای خود بلکه برای ارضاء حرص وولع خود باشد.

با گذشت میلیونها سال ووجود ادیان مختلف که درجهت اخلاقیات وهدایت انسانها ودوری آنها از شر وبدی وتوجهشان به نیکی وانسانیت نیز نتوانست نتیجه بخش باشد بلکه خود این ادیان نیز عاملی برای جدایی آنها وشدت اختلافاتشان شد.

بشر امروزی باوجود بهره گیری از دانش وعلوم بالا توانسته تا ارتباطات بشری را با بکارگیری ابزارهای مختلف ازجمله اینترنت ومخابراتی وماهواره ایی بیشتر نمایدتا شاید بتواند با افزایش ارتباطات وآگاهی انسانها دراقصی نقاط کره خاکی شاید بتواند تضادها واختلافات وظلم وجهالت را کم نماید تاشاید بتواند با ایجاد سازمانهای بین المللی اتحاد وهمدلی ایجاد نماید ولی به هرحال به دلیل گستردگی جوامع انسانی وعقاید وتوان ودانش علمی آنها (سوادو بی سوادی)ومنافع بسیاری در پایین بودن سطح علمی ودانش وآگاهی ملتهای تحت حاکمیت خود منجرشد تا استبداد واستکبار ودیکتاتوری بجای کاهش، رشد وسیعتری یابد واختلافات وتضادها سطح بین المللی بخود بگیرد.

 پس آنچه مشخص است هوش وتفکربشری بجای ایجاد رفاه برای او تضاد ومبارزات وظلم وسوئ استفاده ها را بیشتر کرده وهمین عامل باعث شده تا میلیاردها انسان کاروتلاش کنند تا عده محدودی دیکتاتور وزورگو وریاکار ومرفه زندگی کنند برعکس موجوداتی همانند مورچه ها وزنبورها که همان نظم ترتیب وطبقه بندی را درزندگی گروهی حفظ نموده وزندگی ارام وتوام با رفاه را ادامه میدهند بنابراین میتوان نتیجه گرفت که هوش انسان خانمان سوز ومشگل آفرین بوده وساختارهای اولیه وغریزی زندگی خود را بهم ریخته نه اینکه رفاهش را افزایش داده باشد.

 شاید برخی دانشمندان چنین تحلیل کنند که اگربی سوادی وفقرعلمی از دنیا ریشه کن شود نظم ورفاه اجتماعی انسانها افزایش یابد ولی با یک محاسبه سرانگشتی میتوان گفت که اولا" همین انسان باهوش بخشی از هوش خود را در جهت منافع شخصی وانحراف دیگران بکارمیگیرد واز طرف دیگر هرچقدر دانش علم منطقه ایی تصاعدی بالا میرود منطقه ایی دیگر با تامل هرچند دربالا بردن دانش وعلم خود گام برمیدارد ولی از مناطقی که ابزارهای نوین را دراختیاردارد هرلحظه وهرروز فاصله میگیرد.

 به نظر حقیر هوش ودانش انسان تا آن موقع خطر ساز است که این انسان دوپا وقدرت طلب وسیاس وجاه طلب علم ودانشش از این کره خاکی فراتر نرود وهمین عامل اوربه مبارزه باهم نوع خود برای حفظ سرزمین وامکانات دراختیارخود که محدودو معین است وامیدارد وبه هزاران شیوه تلاش میکند برحیطه خود حکمرانی نماید امید است با رشد دانش بشری به حیطه ایی فراتر از منظومه شمسی وکشف وشناسایی موجوداتی فرا زمینی بالاجبار با رد باورهای غلط وعقاید مختلفی که ابزاری درجهت برده داری نوین گردیده اتحاد وهمدلی وتلاشی جدید درجهت زندگی نوین توام با انسانیت گرددوتلاشها وتضادهای آنها را به سیارات وموجودات فضایی معطوف نماید.

البته اگراین موجودات قدرتی مافوق بشر داشته باشند سلطه ایی دیگر وسرنوشتی بدتر درانتظار انسان خواهد بود.ولی بهترازاین است که انسان اسیر جهل وجهالت باشد ودرفقرواسارت وبه همه چیز دسترسی داشته باشد واختیار مصرف واستفاده اش را نداشته باشد. 


 
 
تاریخچه نوروز (سال نو مبارک باد)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
 

سر سال نو هرمز فروردین                        بر آسوده از رنج تن، دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند                      می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار                    به ما ماند از آن خسروان یادگار

 

گفته میشود نوروز سابقه تاریخی بیش از 3000سال دارد وکوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد.نوروز را در بسیاری از کشورهای جهان به دلیل آغازفصل بهار گرامی میدارند ولی درکشورایران وجمهوری آذربایجان ودرمیان کردها وافغانستان وبرخی کشورهای دیگر همانند گرجستان وترکیه وتاجیکستان وترکمنستان و... بزرگترین جشن باستانی بشماررفته وبا مراسم وآیین های خاصی جشن گرفته میشود.

درایران وجمهوری آذربایجان ودرمیان کردها آخرین شب چهارشنبه سال بعنوان چهارشنبه سوری با روشن کردن آتش وپریدن از روی آن وبا زمزمه وبیان جملاتی از قبیل "زردی من از تو وسرخی توازمن "انجام میشود وهمین جشن بدلیل اهمیت واحترام ایرانیان باستان به آتش وآیین زرتشت یکی از دلایل اصلی ارج واهمیت نوروز وارتباط آن را به آیین ایرانیان باستان میدانند.

سابقه تاریخی این جشن بزرگ درایران بهمراه مراسم وآیین های خاصی که داشته ودرآن سفره هفت سین چیده میشود ودیدوبازدید عید انجام وپول نو به کوچکترها داده میشود وشادی وسرور انجام میشود منجر شده با وجود فراز ونشیبهای بسیار درتاریخ کشورهایی که این رسم برقراربوده از جمله ایران وجمهوری آذربایجان وافغانستان وکردها(همانند تحریم نوروز توسط طالبان درافغان ویا مخالفتهایی که درایران همیشه وجودداشته است ویا جلوگیری دولت شوروی سابق از برپایی جشن نوروزو...) نه تنها ازبین نرفته بلکه توسعه ورشد یافته بطوری که هماکنون این جشن درمجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه‌ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسید.

گفته میشود تنها تغییرات وتفاوت هایی که در نوروز وجود داشته سفره هفت شین دردوران زرتشت بوده که بعدها هفت سین ویا دربرخی کشورها هفت میوه گذاشته میشود ودرآذربایجان به سفره آجیل نیز افزودند وماهی نیز جزو این سفره شده ولی به هرحال این جشن با همان شور وشعف وشادی وسرور انجام میشود ومردم دراین ایام به دیدوبازدید هم رفته ونوروز وآمدن ایام جدید راتبریک گفته وبرای هم آرزوی موفقیت وسلامت وشادکامی میکنند وهرکس که کینه وقهر واختلافی داشته باید دراین روز به دوستی وصفا تبدیل کند.

دررابطه با هفت شین اطلاعات دقیقی دردست نیست ولی فلسفه هفت سین را چنین میتوان عنوان کرد:

 برای ایرانیان باستان عددهفت مقدس بوده وایام هفته را هفت روز تعیین کرده اند وآسمان را هفت طبقه (زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید)که این خود شاید مهمترین دلیل هفت سین بوده.

ایرانیان برطبق رسوم چندین روز مانده به عید به خانه تکانی میپردازند ولباس تازه میخرند وخانه وکاشانه را میآرایند خوشبو میکنند وظاهرشان را آراسته میکنند تا با تمیزی وآراستگی به استقبال سال جدید بروند وکهنه وبدی و... را از خود دورکنند وسفره ایی پهن میکنند ودرآن هفت چیزکه با حرف ِسین شروع شده باشد میگذارند (هفت سین مینامند):

سبزه: که نمادی از سرسبزی وخرمی طراوت وزندگی است

سرکه: نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران، میوه شادی خوانده میشد)

سمنو: از جوانه ی گندم، نماد رویش و برکت

سیب: میوه ای بهشتی و نماد زایش

سیر : نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)

سماق: نماد مزه زندگی

سنجد: بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی است.

سکه: موجب برکت و پیشرفت وتوانگری

کتاب مقدس که در گذشته اوستا و اکنون قرآن است و بودنش بر سر سفره باعث رونق میباشد.

آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین میباشد که نماد ِنطفه و باروری و زایش است.

نوروز یکی از بزرگترین جشن های ملی درجهان است که نه تنها برای خود فلسفه وتاریخچه طولانی دارد بلکه مردم را به همدلی ودوستی وتلاش وحرکت دعوت میکند وچنین ایامی برای ما وهمه آنهایی که این جشن را پاس میدارند گوهرگرانبها وملی است که بی آن هویتی باقی نمیماند وهمین عظمت وشکوه وبلندای وجود آن باعث شده تا هزاران سال پرتلاطم را با اقتدار وسلامت عبورکند وهمچنان بزرگترین جشن ومراسمی باشد که دارندگانش به آن میبالند وپایبند هستند.

نوروزتان پیروز هرروزتان نوروز

 

 


 
 
نرخ آزاد ارز رسمی شد؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
 

بعد از ماهها کشمکش بین دولت وصرافان(بازار) مبنی برجرم بودن معملات ارزی به نرخ آزاد که دولت نرخ بالای آن را ناشی از بازی دلالان واخلال گران میدانست نه نشانه تضعیف پول ملی کشور وتورم سرسام آور موجود وعلی رغم هشدار اقتصاد دانان وکارشناسان که دولت نباید با مسائل اقتصادی برخورد فیزیکی داشته باشد ومتاسفانه در این وضعیت امنیتی بازار ارز بسیاری توانستند با استفاده از بازار سیاه سود های کلانی را ببرند وبسیاری از تاجران وشرکتهایی که حیات آنها وابسته به روان بودن بازار ارز بود متحمل زیانها وخسارتهای سنگینی شدند.

 دراقتصاد اصل براین است که عرضه وتقاضا خود بازار را به تعادل میرساند ونقش دولتها این است که به جای برخورد فیزیکی ویا ترس از اینکه تورم ورکود واقعی میتواند وجهه آنها را خراب کند ونمیگذارد با شعار وتوجیه عملکرد خود را وارونه نشان دهند از این موضوع درهراسند درصورتی که با پذیرش واقعیتها واصلاح برنامه ها وتلاش در افزایش عرضه با رشد تولید ناخالص ملی میتوانند عملکردی مثبت داشته ورفاه عمومی را افزایش دهند.  

 عدم پذیرش واقعیتها وبرخوردهای غیر اصولی باآنها منجر میشود که کاهش ارزش پول ملی وافزایش تورم خط فقر را بالا برده وفقیر روزبروز فقیر تر وثروتمند ثروتمندترگردد .

 دولت به منظور بالا بردن رفاه کارمندان وبازنشستگان وخروج آنها از خط فقر چند سال پیش اقدام به افزایش یکباره حقوق آنها تا 100%نمود که هرچند این رویه ازنظراقتصادی رویه صحیحی نمیباشد ومرهمی است که اثر آن بعد از چند سال ازبین خواهد رفت وخود این تصمیم موجب تزریق نقدینگی به جامعه وافزایش تورم وفقیر ترشدن کسانی شد که حقوق مستمری نداشتندوهمچنین هزینه سنگینی را به دولت تحمیل نمود که این بودجه میتوانست به سرمایه گذاری در زیر ساختهای کشور ویا تولید صرف شود وبا افزایش تولید وعرضه خط فقر پایین میامدوکارمندان ومستمری بگیران وضعیت زندگیشان بهبود پیدا میکرد.

 کارمندان وبازنشستگان با افزایش یکباره حقوق هیچ برنامه وآمادگی وباور نداشتند وتنها محلی که برای ان میتوانستندپیداکنند تغییر اثاث منزل بود وتعویض وخرید خودرو اقساطی وسایر لوازم اقساطی وهمین موضوع آنها را به تحمیل قسط های مختلف کشاند.

بازاریان ومالکان وغیره که تحت پوشش این بخشش بی رویه دولت نبودند چاره ایی نداشتند جز گرفتن حق خود از مستمری بگیران وکارمندان ازطریق افزایش قیمتها واجاره مسکن وغیره یعنی دوباره یک حرکت انتقال پول دربازار آغاز شد.

تورم های سالانه بالا ناشی از این اقدامهای دولت که توجیه اقتصادی نداشت وبا تجویز نقدینگی در جامعه وکتمان وعدم پذیرش اشتباهات وپایین نشان دادن تورم وجلوگیری از اعلام واقعیتها منجر شده بود تا هیولای تورم درپشت پرده روزبروز قوی تر وبزرگتر شود وپول ملی کشورنیز روزبروز ضعیف ترولاغرتر وهردو منتظر بهانه وفرصتی بودند تا چهره واقعی شان هویدا شود.

 تشدید تحریم های بین المللی واقدامات شدید آنها بهانه ایی بود تا بیکبار ه تورم واقعی وارزش پول ملی نمود پیدا کند وارزش ارزهای خارجی که درپیش بینی عامه مردم نیز درمرز 2000تومان بود به واقعیت بپیوندد وهرچند مسئولین دوباره به جای پذیرش اشتباهات وسیاستهای بدگذشته(بجای سیاست صحیح وعلمی اقتصادی بیشتر سیاسی کاری وشعاری عمل شد) همه را به مخالفان وعوامل بیگانه مرتبط میکنند ولی درصورتی که واقع بینانه نگاه کنیم بیش از 80% آن واقعیتی بود که انکار میکردیم.

 درعارضه های اقتصادی دخالت فیزیکی وامنیتی معنی ومفهوم ندارد همانطوری که درمسائل اجتماعی نیز بارها تجربه کردیم درصورت عدم دخالت فیزیکی وجبر بهتر نتییجه میگیریم همانطوری که در چهارشنبه سوری امسال بدلیل کاهش دخالت نیروی انتظامی در جشن ملی وضعیت آرامتر ومطلوب تری وجود داشت.

 سال جدید را درشرایطی آغاز خواهیم کرد که دوباره کارمندان ومستمری بگیران بدلیل افزایش تورم وکاهش ارزش پول ملی زیر خط فقر قرارخواهند گرفت با این تفاوت نسبت به گذشته که همه بدهکارشده واسیر قسطهای مختلف شده وسبد مصرفشان بزرگترشده دراقتصاد اصل است که میگوید هزینه را نمیتوان به راحتی پایین آورد ولی درآمد به راحتی کم میشود.


 
 
تحلیل اقتصادی سال90دریک نگاه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
 

سال 90 را درشرایطی آغازکردیم که بحث هدفمندی وآزادسازی قیمت ها با حذف یارانه ها چه از دیدکاه اقتصاد دانان ومردم یک تورم بالای بیست درصدی براقتصاد کشورسایه انداخته بود ودولت برای اثبات ادعای خود مبنی برعدم تاثیر هدفمندی یارانه ها بر تورم وحتی احتمال کاهش آن بالاجبار همه ابزارهای نظارتی وکنترلی وتبلیغاتی خودرابرای جلوگیری از این تورم واقعی وروانی بکارگرفت.

 اقتصاد مقوله ایی است که پایه واساس آن برعرضه وتقاضا متکی بوده وتعادل آن درهمین چارچوب قابل تعریف است ورکود،تورم وتوررکود عارضه هایی هستند که دریک شرایط اقتصادی نامتعادل بوجود آمده وگریبان جوامع را میگیرد.

 عدم تعادل صحیح عرضه وتقاضا از یک طرف وانتقال مدیریت درآمد وهزینه ناشی از هدفمندی یارانه ها به مردم از طرف دیگر وانتقال بیش از منابع وتحمیل هزینه بیشتر به دولت وایجاد کسربودجه از یک طرف وازطرف دیگرتجویزنقدینگی به بیشتربه مردم وافزایش نقدینگی درگردش تورم مضاعفی را به جامعه تحمیل نمود هرچند درظاهر از نمایان شدن آن با هرشیوه وابزاری جلوگیری بعمل میاورد.

سیاستهای سلیقه ایی وخارج ازاصول علم اقتصاد وعدم پایبندی به نظریه های اقتصادی پذیرفته شده درسطح جهانی توسط مسئولین بانک مرکزی منجرشد تا نه تنها مهرتاییدی شود برتصمیمات سلیقه ایی مسئولان اجرایی بلکه با اعمال سلیقه درروش شناورارز منجرشد که بازار ارز به یکباره دستخوش تغییرات بالا شود هرچند موضوع تحریم ها بی تاثیر نبود ولی رویه اتخاذ شده دربانک مرکزی خود تاثیر زیادی دراین اختلال داشت ،دراقتصاد اصولا" عرضه وتقاضا مهمترین عامل درایجاد تعادل  دربازاراست ودرصورتیکه زیرساختها وبرنامه های اقتصادی دولت با اختلال مواجهه شود ومنابع ارزی آن کمتر از مصارف بوده وتقاضای ارزی تجار به نحو صحیح پاسخ داده نشود دراین صورت این تعادل به هم ریخته وبا افزایش نرخ ارز مواجهه خواهیم شد واستفاده از ارز شناور منجر میشود تا بطور غیر محسوس با تغییر صحیح نرخ ارز از افزایش بی رویه آن جلوگیری بعمل آیدویا یکی از عوامل افزایش نرخ ارز تورم افسارگسیخته دراقتصاد ملی است که متاسفانه با عدم پذیرش تورم موجود دراقتصاد واعلام نرخ های تورمی غیر واقعی توسط بانک مرکزی موجب گردید تا کاهش ارزش پول ملی رشد وسرعت بیشتری بخود بگیر د واین عامل بیکباره بازار را با یک فاصله قابل توجه در ارزش ارز وپول ملی روبرو سازد و یک تقاضای بالفعل وقوی درمقابل ارز که عرضه محدودی داشت روبرو سازد وهمین عامل سیاستهای اشتباه بازدارنده مسئولان اجرایی درمقابل دلار را تقویت نمود.

تحریمهای اقتصادی از یک طرف ،موضوع انتخابات از طرف دیگر وکاهش ارزش پول ملی وشرایط پایان سال و...منجرشده تا قیمتها سرعت وشتاب بیشتری بخود بگیرد وبا توجه به اینکه بهم ریختگی بازار دلار درچندماهه اخیرمنجرشد تا وارد کنندگان نتوانند اقدام به واردات لازم کنند وبدلیل وابستگی شدید بازار به اقلام وارداتی که درنتیجه واردات بی رویه درچندسال اخیر علی الخصوص محصولات چینی وکاهش یکباره هرچند میتواند تولیدات وصنایع داخلی را رشد وتوسعه دهد ولی بدلیل عدم تولید کافی صنایع داخلی متناسب با تقاضای موجود وضعف وناتوانی آنها ازنظر تامین سرمایه ومواد وعدم حمایتهای مالی دولت وبانکها لذا درسال جدیدبایداولا") شاهد یک تقاضای بالا درمقابل عرضه کم بوده وافزایش بی رویه قیمت کالاهای وارداتی که هم ناشی از افزایش قیمت دلار وهم کاهش واردات وعرضه آن خواهد بود ثانیا")خط فقر بدلیل کاهش ارزش پول ملی جابجا شده ودوباره بسیاری از کارمندان وکسانی که حقوق بگیر هستند را تحت پوشش میگیرد رابعا")هزینه های ثابت خانوار همانند آب وبرق وتلفن ونان ولبنیات و...افزایش یافته ومیتواند بهداشت وتغذیه آنها را تحت شعاء قراردهد خامسا")پس انداز بشدت کاهش یافته وبدلیل سیاستهای اشتباه بانکها وعدم پرداخت تسهیلات مناسب وبجا درحمایت از تولید کنندگان بجای تقویت تولید با تضعیف آنها روبروشده وبجای توسعه ورشد بسیاری ورشکست شوند وبانکها وموسسات مالی نیز با خطر ورشکستگی روبرو شوند

لذا دولت باید بجای فرار از واقعیتها با انجام تغییرات درمسئولین مراکز حساس وعلمی همچون بانک مرکزی واقتصادی وبازرگانی و...وبا بکاربردن تیم های علمی وافراد متخصص نه سیاسی و با پرداخت ارز لازم برای واردات واعمال سیاست صحیح نرخ شناور وبجای اقدام یکباره بصورت پله ایی اقدام به کاهش واردات نماید.

 یارانه های نقدی را به غیرنقدی وهمچنین دوباره به قبوض آب وبرق وگاز ...منتقل نماید تا مردم را درمدیریت هزینه همراهی نموده واز تجویز نقدینگی که منجربه تورم میشود جلوگیری نماید.

درسیاستهای اقتصادی به نظریات علمی وتحلیلی توجه نموده وسیاسی برخورد ننماید واقتصاد را ابزاری برای سیاست نداند وبداند اقتصاد برخلاف سیاست کاملا" ملموس است وعینی.  

عدم شفاف سازی دراقتصاد وکتمان تورم وفقر وفساد وبیکاری و... منجرمیشود تا دردراز مدت زیرساختهای اقتصادی واجتماعی وحتی سیاسی کشور ازهم بپاشد و پشیمانی دیگر سودی نداشته وبجای پیشرفت با پس رفت شدید غیرقابل بازگشت مواجهه شویم.

منتقدان اقتصادی را ارج نهیم وبجای فرار از واقعیتها بفکر اصلاح امورباشیم تا درآینده شاهد عقب افتادگی های اقتصادی از کشورهای دیگرنباشیم وبه شاخص های رفاهی مردم توجه داشته باشیم تا مردمی که از ثروت طلای سیاه برخوردارند وتحصیل کرده وتمدن چندهزارساله دارند اعتبار وشکوه وعظمت واقعی خودرابازیابند.

 


 
 
خوشبختی چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٩
 

خوشبختی یک تفکراست ،یک نگرش خاص به زندگی توام با نشاط وخوشبینی وسعادتمندی.

بسیاری فکرمیکنند خوشبختی یک ثروت مادی است ویا یک ازدواج با زیباترین زوج ویا مقامی ومنزلتی بزرگ.

 ولی اگر با ثروتمندترین فرد دنیا ویا زیباترین زوج دنیا ویا بزرگترین مقام قدرتمندترین کشوردنیا نیز به درد ودل میپردازی میبینی آنها نیز درحسرت دیگرانند ومضطرب.

 بسیار دیده شده که درکاخی میان خانواده هیچ مهر وعاطفه واتحاد ویک رنگی نیست ودرمنزل یک دهقان وسرسفره نان وپنیری چه شادی ونشاطی برپاست.

بسیار دیده شده که زوج زیبایی درراه روهای دادگاهها باهم درگلاویزند وزوجی که بسیاری نگران آینده آنها بود واز زیبایی بی نصیبند لیلی ومجنونی برای هم هستند.

بسیار دیده شده مقامات ومسئولینی که از مسئولیت، زندگی را دائما" در ترس ودلهره واسترس وبدور از خانواده وبدور از هر آرامشی طی کردند وآنطر ف چوپانی وکارگری را میبینی که با عشق وعلاقه کارروزانه را انجام داده وبا آرامش کنارزن وفرزند وخانواده زندگی میکند.

هدف از این گفته ها این نیست که هرچقدر فقیر ونیازمند باشی خوشبخت تر وشادتری هدف اینست که بدانی اگر احساس میکنی ثروت شما کمتراز آنست که احساس میکنی ویا شب وروز بدنبال کسب مقامی ودرانتخاب زوج بدنبال زیباترین هستی باید بدانی که این راه راه خوشبختی نیست راه هوی وهوس است که چون بدست آری باز بدنبال بهترین ها هستی وهرروز از خوشبختی دور ودورتر میشوی بدون اینکه بدانی.

پول ومقام و...همه وسیله است نه کلید خوشبختی وخوشبختی یک نگرش است نه یک موقعیت وجایگاه خاص وشما میتوانی با نگرش صحیح به موقعیت وجایگاه خود واحترام واعتماد به خانواده وشخصیت خود واستفاده صحیح واصولی از آنچه داری در راه خدمت به خود وخانواده ودیگران، خود ودیگران اقرار خواهند نمود که شما خوشبخت ترین انسان روی زمین هستی بدور از این که چقدر مال ومنال داری وجاه ومقام.

خوشبختی رازی است که با تفکر ونگرش صحیح آن راز برتوآشکارخواهد شد ودری است که با تفکر وتدبیر ونگرش صحیح برتوگشوده خواهد شد.

هرچه بدنبال ثروت ومقام و...باشی از آن راز فاصله میگیری وبجای باز کردن در ،دربیابان بیکران سردرگم وسرگردان خواهی بود.

خوشبختی دربی نهایت نیست ودرکهکشانها نیست بلکه درکنار سفره بی آلایشی که به سادگی درخانه پهن کرده ایی وبا خانواده صمیمی وصادقانه نشستی درکنارت نشسته وبرشما لبخند میزند ودست رفاقت و همراهی با شما میدهد.


 
 
تک نرخی شدن نرخ ارز
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٦
 

اعلام ارز تک نرخی توسط بانک مرکزی بدنبال آشفتگی وسیع بازار ارز هرچند ثبات نسبی دربازار بوجود آورده ومسئولان توانستند دوباره ادعا کنند که بالاخره توانمندی خود را درکنترل بازارارز نشان دادند! ولی علی الخصوص دراین مقطع وبدنبال حذف یکباره نرخ ارز شناور که بهترین شیوه علمی موجود برای مقابله وکنترل نرخ ارز(جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی) درصورت اجرای علمی وصحیح آن بود تعریف علمی وصحیح ندارد.

متاسفانه مسئولان بانک مرکزی بجای مدیریت علمی سیستم پولی وبازار پولی کشوربیشتر برای همراهی دولت وبا نگرش نشان دادن بهبود وضعیت کشور با عدم شفافیت دراعلام نرخ تورم ورکود اقتصادی کشور ارزش واعتبار جایگاه علمی واقتصادی خودرااز دست داد وهمین عامل منجرگردید تا بد ترین نرخ های تورم وبدترین دوران کاهش ارزش پول ملی را درهمین دوران تجربه کنیم.

اصولا" روسای بانک مرکزی باید با داشتن تحصیلات عالی دررشته های مالی واقتصادی وبا بهره گیری از اندیشمندان ومشاوران اقتصادی صاحب نظر بعنوان بازوی اصلی اقتصادی کشور وبا برآورد دقیق واعلام صحیح تورم ورکود موجود درکشور اشتباهات سیاست های اشتباه دولت را گوشزد نموده وبهترین استراتژی های اقتصادی را درجهت جلوگیری از کاهش پول ملی وتقویت آن بکارگیرند.

با شروع افزایش تورم (رشد عمومی قیمت ها) وبدلیل شعار اصلی دولت مبنی برتجربه نرخ تورم یک رقمی وهمراهی سیاسی مسئولان بانک مرکزی منجرشد که بین واقعیت موجود درجامعه با آمارارقام اعلام شده فاصله زیادی داشته باشیم وهمین امر بسیاری از تولید کنندگان داخلی را بامشکل مواجهه نموده وتجار را بسوی واردات محصولات بی کیفیت وارزان ترغیب نماید بطوری که بیکباره خودرامصرف کننده وواردکننده همه نوع کالا از قطعات گرفته تا لوازم خانگی و... وحتی رسیدیم به مقطعی که به واردکننده میوه وفرش دستباف و...نیز تبدیل شدیم.

کاهش نرخ رشد واقعی  داخلی وتورم افسارگسیخته وازآنطرف واردات بی رویه نیازمند یک شوک کوچکی بود تا چهره واقعی اقتصاد ملی دیده شود که همانا با یک اعلام تحریم ساده بیکباره عرضه وتقاضای ارز بهم ریخته وکاهش ارزش پول ملی 100درصدی را درعرض مدت کوتاه تجربه کنیم (نرخ ارز بالای 20000ریال دربازار سیاه )این وضعیت یک زنگ خطری بود برای مسئولان که از تصمیمات وعملیات غیر شفاف وسیاسی درمسائل اقتصادی بردارند ولی متاسفانه بجای اصلاح رفتار از تجربه بدست آمده همه ایرادات ومشکلات را به عوامل خارجی ویا وابسته ودلالان سوق داده وبجای استفاده از شیوه ها واتخاذ سیاستهای علمی به امنیتی کردن موضوع پرداخته ودوباره به اظهارنظرهای غیر شفاف اقدام نمودند واین موضوع مشخص بود به جای اصلاح مشکل به تشدید آن کمک مینمود.

درادامه این مبارزه فیزیکی با یک رویداد اقتصادی تا آنجا پیش رفت که درادامه مجبورشدند شیوه بسیار مهم وعلمی نرخ ارزشناور را که میتوانست با اتخاذ تصمیمات صحیح اقتصادی وشناورسازی نرخ ارز با برسسی های اقتصادی وکارشناسی ازکاهش ارزش پول را گرفته وحتی نرخ تورم وعرضه وتقاضا را کنترل وبه تعادل بیاورند اقدام به حذف آن استراتژی نموده ونرخ ارز را تک نرخی اعلام کردند که اصولا" این شیوه درمقطع کنونی نه تنها تعریف صحیح علمی ندارد بلکه درراستای کمک به امنیتی کردن موضوع وکمک به مبارزه فیزیکی با هرگونه افزایش نرخ ارز میباشد.

هرچند این شیوه برخورد با مسائل اقتصادی درظاهر وکوتاه مدت نتیجه بخش دیده میشود ولی خود دربلندمدت یکی از عوامل اصلی وتاثیرگذاردر کاهش ارزش پول ملی خواهد شد وعرضه وتقاضای پنهان وهمچنین منجر به اختلال درروند صحیح عملیات تجار وواردات وصادرات گردیده ووضعیت اقتصادی وآتی کشور را با بحران مواجهه مینماید.

شاید برخی نمیخواهند واقعیت را قبول نمایند واصول ابتدایی عرضه وتقاضا را قبول ندارند ویا اینکه میخواهند دردوران تصدی مسئولیت خود به هرطریق ممکن عملکرد نامطلوب خود وشرایط بد اقتصادی بوجود آمده از تصمیم گیریهای نادرست را پنهان نمایند ولی بدانند که این شیوه اصولی برخورد با بحران ومشکلات اقتصادی نیست بلکه وسیله ایی برای تشدید بحران وشکست اقتصادی وکاهش ارزش پول ملی وتورم ورکود اقتصادی است.

 


 
 
چگونه به وارد کننده میوه وگوشت تبدیل شدیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢
 

کشورما جزو معدود کشورهای دنیاست که میتوان گفت کشور چهارفصل سال است وچهارفصل سال رامیتوان به راحتی دریک زمان مشاهده کرد.

این تنوع آب وهوایی وزیست محیطی وهمچنین برخورداری از خاک خوب درمناطق وسیعی از آذربایجان ومازندران وگیلان وخوزستان ومناطق دیگر وهمچنین آب فراوان برای کشاورزی وباغداری ودامپروری و... موقعیت برتر واستراتژیکی را برای تبدیل شدن به بزرگترین وقدرتمندترین قطب تولید وصادرات محصولات باغی وکشاورزی ودامی و... ایجاد نموده است.

از گذشته های دور وحتی دوران ایران باستان به این موقعیت استراتژیک وپتانسیل موجود دولتمردان ومردم ایران زمین توجه داشتند بطوری که باغ های بزرگی درشیراز وکرمان وکاشان وتهران وآذربایجان وشمال و... ایجاد شده بودندو  که تا به امروز نیز همچنان پایدار بوده وهمانند یک آثرتاریخی مورد بازدید قرار میگیرند .

با افزایش بی رویه درآمد نفتی ایران دردهه 50 وبا تحلیل کارشناسان داخلی وخارجی دولت وقت ایران برای اینکه بتواند اقتدار خودرادرداخل کشور ومنطقه بالا ببرد تنها راه را ایجادزیرساختهای صنعتی وصنایع مادر وبدلیل داشتن پتانسیل بالای خاک وآب ،توسعه زراعت وباغ ودامپروری به شیوه صنعتی وپیشرفته وبرطبق تکنولوژی روز بهترین گزینه بود که به تایید مشاوران خارجی نیز رسیده بود، سریعا" پروژه ها تعریف وتدوین وراه اندازی شد(دهه50) که از آن جمله میتوان به صنایع خودرو سازی وکشتی سازی وفولاد و....وهمچنین درزمینه کشت وصنعت ها به کشت وصنعت مغان وهفت تپه وکارون و....ودرزمینه نیروگاهها به نیروگاه اتمی بوشهر و... ودرزمینه بزرگراهها وسیستم های حمل ونقل به بزرگراههای بین شهری وهمچنین توسعه راه آهن و... وهزارن طرح های زیر بنایی مهم اشاره کرد بطوری که حتی طرح اولیه اجرای مترو نیز در برنامه کاری قرارگرفته بوداشاره کرد.

 

با وقوع انقلاب اسلامی چهره سیاسی واقتصادی ونظامی کشور دچار تغییر وتحول اساسی شد وآنچه مهم بود اهمیت پیگیری وتکمیل بسیاری از پروژه های عمرانی وزیر بنایی بود که بدلیل زمانبندی تکمیل وتوسعه آنها که بین 10-20سال پیش بینی شده بود درهنگام بروز انقلاب اسلامی بسیاری از آنها 30-40درصد تا مرحله تکمیل نهایی فاصله داشتند.

با توجه به ماهیت انقلاب که دربدو امر انقلابیون با دید تردید ومنفی به کلیه عملیات وتصمیم گیریها وبرنامه ریزیها ی گذشته نگاه میکنند متاسفانه منجرشد بسیاری از پروژه های عمرانی وزیربنایی بصورت ناقص ونیمه تکمیل مورد بهره برداری قرارگیرد ویا تعطیل شود .

یکی از مهمترین وجهه واهمیت آن پروژه ها این بود که چه ازنظر مکان احداث پروژه وچه از نظر ظرفیت وتکنولوژی وهمچنین موقعیت جغرافیایی ومکانی(یک پروژه برای اینکه توجیه اقتصادی لازم را داشته باشد یا باید نزدیک به مواد اولیه باشد یا بازار مصرف)به درستی انتخاب شده بود ومشخص بود مطالعات کارشناسی خوبی صورت گرفته است وcpmوزمانبندی اجرا ونظارت خوبی را داشته اند بطوری که درمحدوده های زمانی تعریف شده از پیشرفت کافی برخوردار بوده ودرواقع از زمانبندی تعریف شده جلوتر بودند ولی به هرحال درزمان وقوع انقلاب اسلامی نیمه تکمیل بودند.

آنچه دراینجا بیشتر مهم وموضوع بحث اصلی ماست پروژه های زراعی وباغی ودامی است که دراین رابطه گشت وصنعتهای بزرگی همچون مغان وکارون وهفت تپه ... ازجمله آنهاست که هزاران هکتار زمین وباغ ودامپروری وصنایع تبدیلی درآنها پیش بینی شده ومرحله به مرحله وبرطبق زمانبندی پروژه درحال تاسیس وراه اندازی بود.

با توجه به ماهیت پروژه های کشت وصنعت که مهمترین قسمت پروژه آماده سازی زمین وسیلو وکشت نهال و...است بنابراین این پروژه ها بعد ازانقلاب قابل بهره برداری بود هرچند ظرفیت اسمی وکل پروژه کامل نشده بود.

برای دست یابی به محصول باکیفیت بالا وبا قیمت رقابتی در جهت تامین نیازهای داخلی وورود به بازارهای جهانی لازم است که:

1-             ظرفیت اسمی درنظر گرفته شده بالا باشد وازتکنولوژی روز بهره گرفته شده تا با تولید انبوه هزینه ثابت تولید درواحد بسیارکاهش یافته وبهای تمام شده کاهش ومقرون به صرفه باشد.

2-             ایجاد صنایع تبدیلی واستفاده از سیستمهای مکانیزه کاشت وداشت وبرداشت وسمپاشی هوایی وحمل ونقل وانبارداری وسردخانه و...برای احداث وایجاد وبهره گیری توجیه لازم داشته باشد.

3-             اشتغال مناسبی ایجاد نموده وخودبخود صنایع تبدیلی و تکمیلی نیز بدلیل داشتن تولید انبوه به سرعت ایجاد وبهره برداری شود.

4-             مراکز آموزشی وتحقیقی نیز درجهت بالابردن کیفیت ودستیابی به ابداعات واختراعات وعلوم جدید نیز جایگاه خاصی پیدا میکند

 

درواقع همانطوری که درچنین پروژه های بزرگ مشاهده میشود علاوه برتولید انبوه وصنایع تبدیلی متعدد موسسات آموزشی وتحقیقی وحتی بهداشتی و...نیز بوجود آمده است.

برای مثال تاسیس کشت وصنعت مغان دریک منطقه محروم که میگویند روزی از ترس مار وعقرب حتی محل مناسبی برای زندگی نبوده منجرشده علاوه برتبدیل شدن به قطب کشاورزی منطقه با تاسیس بزرگترین کارخانه قند وباغات خاورمیانه وصنایع تبدیلی همچون لبنیات وساندیس و...وهمچنین دانشکده کشاورزی وتحقیقاتی نقش مهمی را در رشد علمی وفرهنگی منطقه وکشور داشته باشدوبه قطب محصولات باغی وکشاورزی ودامی وصنایع تبدیلی و...تبدیل شود.

متاسفانه بدلیل بی توجهی برخی از مسئولان بعدازانقلاب به اهمیت پروژه های علمی وتولیدی وصنعتی زیر بنایی وبزرگ (مادر)وبا این احساس که چنین پرژه هایی با دیدگاه توسعه طلبانه وسرمایه داری ایجاد شده اند با این تفکرکه باید قشر مظلوم وضعیف هدفگذاری شده وبرروی آنها سرمایه گذاری شود بجای ادامه سرمایه گذاری برروی این پروژه ها اقدام به طرح هایی همچون طوبی و... نمودند وبیشتر به اعطای وام خرده برای باغبانان وکشاورزان ضعیف وکم توان نمودند که این منجر شد تا تولید صنعتی وعمده جای خود را به تولید سنتی وخرده بدهد واین مهمترین عامل تضعیف کشت وصنعتهای بزرگ که برای پایداری وتکمیل نهایی نیازمند حمایت دولت بودند درراستای این بی توجهی روزبروز پیر وگرفتار شدند وگسیل توان و سرمایه  ملی به وام های کوچک وتولید کنندگان جزء منجرشد تا تولید انبوه واقتصادی معنی ومفهوم پیدا نکند ومیوه وگوشت تولیدی این واحدهای کوچک درسطح مصارف منطقه وبخشی از کشورباشد وبا وجود اینهمه زمین وسرمایه وامکانات به جای تبدیل شدن به بزرگترین صادرکننده محصولات باغی ودامی درجهان به یکی از مهمترین وارد کنندگان ومصرف کنندگان آن تبدیل شدیم.


 
 
افزایش بی رویه ومقطعی نرخ ارز وتاثیر مخرب آن دروضعیت کنونی تجارت وتولید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
 

ساختاراقتصاد متکی برواردات کشورما منجرشده تا درطول سالیان دراز بسیاری از صنایع ما وابسته به واردات مواد اولیه وحتی بسیاری از تولید کنندگان بدلیل ارتباط نزدیک وسهل الوصول بودن محصولات چینی وارد کننده بسیاری از محصولات چینی وسایرکشورها ومونتاژگر ویا درج برند وعرضه آن درداخل کشور بوده همین امر منجر شده که بسیاری از تاجران تبدیل به واسطه گران یا تهیه کنندگان وعرضه کنندگان کالاهای وارداتی شوند.

با وجود اعتراضات وپیگیری های بسیاری از شرکتهای تولیدی داخلی مبنی بر جلوگیری از ورود بی رویه محصولات چینی ارزان قیمت وبی اعتنایی مسئولان درطی سالها، تولید کنندگان داخلی بدلیل ضررهای پیاپی وعدم امکان رقابت با محصولات چینی یا تعطیل شدند ویا تبدیل به واردکنندگانی شدند که بجای تولید محصول اقدام به واردات محصول ودرج برند خود برروی محصولات شدند تا بتوانند از این طریق از این سود بی رویه محصولات چینی بهره مند شوند.

باافزایش نرخ تورم وعدم امکان افزایش نرخ محصولات تولید داخلی بدلیل رکود اقتصادی همانند خودرو وسایر محصولات صنعتی متناسب باافزایش نرخ تورم بالاجبار بسیاری از این تولید کنندگان درسایه نظارت ضعیف دولت وچشم پوشی آنها از این موضوع مهم درجهت شایدکمک به آنها وبدلیل تحریم های پی درپی وحذف ویا کاهش واردات قطعات ومحصولات از اروپا وسپس ژاپن وکره وانتقال آن به چین وهندو.. حاشیه سود تجار وواردکنندگان  را بسیار بالا برد وهمچنین تولید کنندگان خودرو و... توانستند با این تغییر منابع تامین قطعات بدون اینکه توجه نمایند این کاهش کیفیت چه ضرروزیانی به کشور ومردم وارد میکند حاشیه سود خود را حفظ نمایندبدون اینکه خیلی ازمردم متوجه باشند که محصولاتی که مصرف میکنند کیفیت وقطعات قبلی را نداشته وتغییرات کلی درحال انجام است (البته بعد از مصرف بدلیل کارایی ضعیف آنها متوجه این موضوع میشدند )وچاره ایی جز قبول آن ندارند.

روند فوق منجر شد تا بیکباره با حجم عظیمی از واردات ووابستگی به محصولات وقطعات چینی شویم ونه تنها تاجران بلکه صنایع وتولید کنندگان مانیز بجای تولید داخل اقدام به خرید محصول وارداتی وآماده وعرضه آن بنام وبرند خود راسودده وتوجیه پذیر یافتند.

 کاهش ارزش پول ملی وبه تبع آن افزایش نرخ ارز بویژه دلار که معاملات بین المللی ما ازطریق آن انجام میشد وعلی الخصوص تغییر نسبتا" قابل توجه آن دریک مقطع زمانی کوتاه شوک الکتریکی با ولتاژبالایی بود که تعدادی را درجا خشک وورشکست نموده وتعداد قابل توجهی را نیمه جان ساخته وبسیاری را هوشیار کرد که این وضعیت نه قابل شوخی است ونه قابل عبور به شانس واقبال ودراین بین بعضی ها فکر کردند این شوک مقطعی وشوخی بیش نیست ولی تداوم چند ماهه آن منجرشد تا یقین حاصل کنند که این کاهش ارزش پول واقعیتی انکار ناپذیر است وحل ورفع آن درسایه شعار وتکذیب امکان پذیر نبوده بلکه ساختاراقتصادی وتدابیر علمی میطلبد که حداقل ازعهده تیم مدیریتی حاضر برنمیاید.

حال باید واقعیتها راپذیرفت وقبول کرد که زیر ساختهای اقتصادی را درطول این سالهای بی توجهی مسئولین وسوق همه توجه ها به مباحث سیاسی وهر ایراد علمی واقتصادی را به سیاست ارتباط دادن تخریب نموده ونپذیرفتن عملکرد ضعیف نتیجه ایی جزاین دربرنداشت وباید روزهای بددتر وسخت تری رانیز انتظارداشت.

هیچ اختلال اقتصادی بی راهکار نیست وهرچند ممکن است برخی از معضلات ومشکلات اقتصادی حل ورفعش نیازمند زمان وزیرساختهایی باشد ولی برای اینکه بتوانیم به تاجران وشرکنهایی که به هردلیل با این شرایط سخت وبحران مواجهه شده اند راهکارهایی برای عبور از آن توصیه میشود:

1-      ارزیابی دقیق موقعیت کنونی، اولین اقدام شناخت صحیح وموقعیت خود است یعنی باید اطلاعات وآمارهای لازم ودقیق دررابطه با میزان سرمایه ونقدینگی وبدهی ارزی وفروش ودریافت ها وپرداختها جمع آوری وبه تحلیلگران ومشاوران آشنا به فعالیت ارائه شود.

2-     تعیین نسبت وابستگی شرکت به واردات ویا بهتربگوییم مخارج ارزی مشخص شده وسریعا" نسبت به تامین وپرداخت بدهیهای ارزی اقدام شود یعنی تعهدات ارزی به حداقل کاهش داده شود نه اینکه زمان را به امید کاهش نرخ ارز ازدست بدهیم.

3-      تاآنجا که توان داریم نسبت به ایجاد فعالیتهای داخلی درکنارفعالیتهایی که وابستگی ارزی دارند اقدام کنیم تا فعالیتمان بیکباره با توقف روبرو نشود.

4-      درصورت امکان محصولاتی را که فعالیت میکنیم اگر 100% خارجی میباشدتلاش کنیم تا بخشی از آن راتولید داخل نموده ووابستگی ارزی آن راکم کنیم.

5-      درصورتی که خرید خارجی داریم سعی کنیم واریز آن را 100%انجام بدیم یعنی برعکس قبل که تلاش براین بود خرید اعتباری کنیم پرداخت آتی راکمترکنیم واگر نتوانیم به میزان توان خود خرید کنیم نه بیشتر.

6-      قیمت گذاری را بصورت صحیح انجام بدیم بطوری که هم فروش مختل نشود وهم به ضرر فروش نکنیم.

7-      کاهش هزینه لازم درهزینه های سربار وحقوق ودستمزد به منظور جلوگیری از افزایش قیمت بی رویه وهمچنین ایجاد مشکل در پرداخت ها وهزینه ها صورت گیرد.

8-      فعالیتها ووابستگیها به واردات وتامین باید دریک روند تعریف شده صورت گیرد تا بیکباره مجبور به تعطیل نشویم.

9-      فروش محصول بدلیل احتمال اختلال درتامین برای گذر از این شرایط که ممکن است چند فصل بطول انجامد باید با یک روند تعریف شده ونقدی باشد تا بتوان سریعا" نقدینگی لازم برای تامین را داشته باشیم.

10-   شناخت مشتریان وپرونده اعتباری مشتریان بازبینی شود تا از احتمال بروز مشکل درمشتریان وانتقال آن به شرکت جلوگیری بعمل آورد که درچنین شرایطی ممکن است بسیاری با مشکل پرداخت وتسویه وورشکستگی مواجهه شوند.  

 


 
 
سیاستهای ارزی وبازار ارزایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

کشورهای  مختلف از طریق بانکهای مرکزی خود ویا هرسازمانی که مسئولیت اتخاذ سیاستهای ارزی را بعهده دارد با توجه به وضعیت وموقیعیت اقتصادی شان سیاستها وروشهای خاصی را مورد استفاده قرارمیدهند که مهمترین آنها که ازنظر اقتصاددانان پذیرفته شده ومیتواند درصورت استفاده صحیح وعلمی موثر ومناسب باشد به سه روش تقسیم میشود:

1-      نرخ آزاد ارز(که دراین شیوه دولت هیچ کنترل ودخالتی دربازار ارز نداشته ونرخ ارز برطبق عرضه وتقاضا تعیین میشود که بسیاری از کشورهای پیشرفته وسرمایه داری ودرحال توسعه از این شیوه استفاده میکنند)

2-      نرخ ارز شناور(دراین شیوه که میتوان از آن به عنوان روش میانه بین روش نرخ آزاد ارز ونرخ ارز ثابت نام برد دولت نه تعیین کننده اصلی ونه بی تفاوت بوده ودرواقع با توجه به اهمیت اثرات ووضعیت عرضه وتقاضا وبه منظور انجام اقدامات حمایتی وکنترلی نسبت به تعیین واعلام نرخ های شناور اقدام مینماید دراین روش نرخ ارز همیشه شناور میباشد ودرکشور هایی که درعرضه وتحویل خود محدودیتها وشرایطی را نیز اعمال میکنند همیشه دربازار ارز دونرخ دولتی وآزاد درکنارهم به مشتریان اعلام میشود که مردم اطلاع داشته باشند برای موارد وواریزی های تعریف شده درچارچوب شرایط  دولت (همانند ارز مسافری ویا واریزی برای خریدهای مصوب...)میتوانند از نرخ شناور استفاده کنند درواقع دراین روش سعی میشود از افزایش قیمت بی رویه ارز جلوگیری شود وهمچنین با عرضه ارز به نرخ شناور تعادلی دربازار ارز بوجود آورده واز افزایش بی رویه آن جلوگیری میکند)

3-      نرخ ارز ثابت (دراین روش نرخ ارز تک نرخی بوده واجازه عرضه ارز به قیمت دیگری برای هیچ کس داده نمیشود وهمه مجبورند نرخ ارز را برطبق همان نرخی که توسط دولت ابلاغ شده خرید وفروش کنند درچنین حالتی یک بازار سیاه درکشور ایجاد میشود که بطور غیر قانونی ومخفیانه به خرید وفروش ارز میپردازد.

 

روشی که درکشور ما انتخاب وبه عنوان سیاست ارزی دولت اتخاذ شده سیاست ارز شناور میباشد که اصولا" بدلیل وجود منابع ارزی لازم بعنوان یکی از کاربردی ترین روش ها درکنترل وتعدیل وتثبیت نرخ ارز باشد ودولت با اتکاء به پشتوانه ارزی خود سالها توانسته بود تغییرات نرخ ارز را(اززمانی که این سیاست را بکاربرد)تاحدودی درکنترل خود داشته باشد ومتقاضیان ارز نیز به راحتی ارزمورد نیاز خود راتهیه وروند معمول فعالیت خود را ادامه دهند.

 به هم ریختگی کنونی نرخ ارز کشور که منجر شد تا بسیاری از فعالان بخش خصوصی ارز سودهای کلانی از این فعالیت بدست آورده وبازار ارز ازکنترل دولت خارج شده وافزایش های بی رویه ویکباره ایی با وجود رکود سهمگین بازار وتجارت که خود میتواندتقاضا برای ارز را بشدت کاهش دهد بالعکس تقاضا به شدت افزایش یافته بطوری که بالاجبار دولت از عرضه ارز برطبق شرایط اعلام شده امتناع نمود(همانند تغییرنحوه پرداخت ارز مسافری و...) که درزیر به تجزیه وتحلیل عوامل اصلی بحران ارزی درشرایط حاضر میپردازیم:

1-      یکی از عوامل اصلی بحران اخیر را سیاست های ارزی غلط مسئولین جدید بانک مرکزی ایران  نام برد که متاسفانه مسئولین جدید به جای اتکاء به شیوه های علمی وقواعد اقتصادی وارائه گذارشات شفاف واتخاذ تدابیر صحیح ، بالعکس بسیاری از واقعیتها را چه درزمینه آمارها واطلاعات اقتصادی وچه درزمینه نرخ تورم وهمچنین وضعیت بازار کتمان ویا شفاف وصحیح اعلام ننمودند وبجای  شیوه های علمی به شعار وتهدید بازار اکتفا کردند که این منجرشد بجای حل ورفع مشکلات روز بروز اوضاع بدترشود.

2-      اتخاذ سیاست های نامشخص که درهیچ یک از سیاستهای تعریف شده نمی گنجید بعدازاولین بروز اختلال دربازار همانند سیاست نرخ ارز ثابت(اجبار وتهدید بازار مبنی برفروش ارز با قیمت مشخص ودرصورت مشاهده گران فروشی جریمه ومواجهه با تعزیرات که این رویه چند ماه اتخاذ شد واتفاقا" بسیاری از این شیوه اتخاذی سودهای کلانی بردند بطوری که با نرخ مصوب میخریدند وبه نرخ بازار سیاه میفروختند) درواقع دوسیاست مختلف دریک زمان مشخص اعمال شد ویا بهتر بگوییم هیچ سیاست اصولی بکاربرده نشد.

3-      اتخاذ سیاست شعار گونه وعرضه ارز به نرخ های بالا به منظور کاهش تقاضا بجای پیروی صحیح از سیاست ارز شناور به منظور کاهش نرخ ارز واشباع بازارکه بدلیل عدم تشخیص صحیح توان وپتانسیل موجود دربازار وهمچنین تقاضای موجود وناتوانی در ادامه این سیاستها افزایش ها بجای کنترل تثبیت شده وقیمت ارز بشدت بالا رفت.

4-      تحریم های اتخاذ شده از خارج وایجاد جو روانی ناپایداروهمچنین تنش زا که خود عامل مهمی درافزایش تقاضا برای ارز خارجی بودوهمچنین بدلیل افزایش های پی درپی آن بسیاری نیز ارز را بهترین وسیله سرمایه گذاری دانسته ونسبت به خرید وذخیره آن اقدام نمودند وازطرف دیگر درنتیجه تحریم صادرات کاهش یافته وواردات همچنان ادامه پیدا کرد که توازن مبادلات بیش از پیش منفی شد.

5-      کاهش ارزش پول ملی بدلیل سیاستهای بد پولی وتورم افسارگسیخته(که از مهمترین عوامل آن میتوان به پرداخت نقدی یارانه ها اشاره کرد)

 

به هرحال همه عوامل فوق وبرخی از عوامل دیگر منجرشد تا ارزش پولی کشوربه شدت کاهش یافته ونرخ مبادلات ارزی به نفع ارزهای خارجی افزایش یابد که امیدواریم مسئولان از اشتباهات گذشته خود عبرت گرفته وبجای تداوم شعار با اتخاذ سیاستهای پولی مناسب وپایبندی به اصول علمی ونظریه هاوسیاستهای کاربردی وصحیح اقتصادی از تضعیف بیش از حد پول ملی جلوگیری کنند که درصورت عدم انجام آن باید شاهد ورشکستگی بسیاری از تجاران وفعالان اقتصادی وشرکتهای تولیدی وصنعتی باشیم.


 
 
خاطرات یک زندانی(1)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٤
 

صبح که همه اعضای خانواده درخواب شیرین هستند به آرامی لباس پوشیده ووسایل شخصی را برداشته طوری که آنها بیدارنشوند درخروجی را باز کرده وبسوی دفترکارمیروی ،ودر راه  به هرکار وفعالیت مهمی که امروز باید انجام دهی میاندیشی.

 پس از احوالپرسی با همکاران به آرامی پشت میزکارنشسته وبا روشن کردن کامپیوتر خودرا برای روزی فعال وپرکارآماده میکنی.

 هنوز چندساعتی از شروع کارنگذشته بیکباره شخصی نام تورا میپرسد وپس از اطمینان از حضورشما با ایما و اشاره ایی که میکند یک فردنظامی به دنبالش وارد شده وبرگه ایی دردست دارد که حکم جلب شماست!

 سوال وجواب بسیارکوتاه است وبقیه باید پس از تحویل شما به کلانتری محل باشد والبته عنوان شاکی را نیز درصورت نیاز اعلام میکنند وشما متحیر!

دستبند سردی بردستانت بسته وشما نگران عابران وهمسایه هاو حیثیت وشخصیت خودهستی وضابط نگران فرارشما، مجال هیچ چیزی را به تو نمیدهد وبه شخصیت وموقعیت شما توجهی ندارد!

هزاران فکر وهزاران استرس وخیال به سراغت میاید ومهمتر ازآن تصویر خانواده خود را درجلوی چشمانت با قیافه های نگران وغمگین ظاهر میشود وفرزندان معصومت بی اطلاع از اسارت بابا.

اولین چیزی که به ذهنت میاید اگر وکیلی داشته باشی ویا آشنایی که بتواند مشاوری دلسوز باشد وروزنه امید تماس میگیری وآنها نیز اگر ببینند چهار شنبه چنین اتفاقی برای شما افتاده میدانند که این موضوع آگاهانه وبرای اینست که حداقل چند روز شماراگرفتار ودربند نگهدارند حتی اگر ادله کافی وکامل هم برای آزادی داشته باشی.

چون ببینی که این چند روزه تا شنبه کاری را هیچ امید وراهی برای رهایی نیست دومین اقدامی که میکنی تماس با همسر وخانواده خود است وبا احتیاط وبه آر امی چند روز حتمی را اطلاع میدهی که آنها امید برگشت شما را درشنبه داشته باشند نه اینکه ادامه دار باشد وآنها ناامیدشوند.

گریه امانش نمیدهد وشما نیز با اقتدار که بتوانی بذر امید دردلشان بکاری صحبت میکنی که هم آنها درنگرانی نباشند ونه ضابطین وعوامل این وضعیت که دربالای سر شما ایستاده اند ومنتظر که شاید به گریه و التماس بیافتی شاد نگردند.

لحظات دشواری است وگفتگوها متاثر کننده وحزن انگیز واز آنطرف مدام سوال میکند تاکی میبرند؟وآیا راهی نیست وازشما تردید ویقین که حداقل این چندروزه را راهی نخواهد بود.

آنقدر صحنه انباشته از غم واندوه است که بی اختیار گریه کودک خود رانیز از آنطرف گوشی ودرگوشه خانه رامیشنوی انگار همه درماتم وعزایی سهمگین گرفتارند ودلداری ها نتیجه ایی ندارد.

باید آخرین حرف ها زده شود که چون فرصت بیشتری به شما نمیدهند ، خانواد ه ات میپرسند اگرسوال کردند چه بگوییم وتنها جواب شما اینست که به کسی اطلاع ندهید واگر کسی پرسید بگویید به مسافرت رفته ،مسافرتی کوتاه ودوباره گریه امانشان نمیدهد وشما برای اینکه آنها که همچون جلاد درانتظار بردن شما هستند خم به ابرو نمیارید وکاری نمیکنید که آنها بفهمند آنطرف گوشی خانواده شما همچون ابر بهاری اشک میریزند.

ادامه دارد....

 


 
 
تحلیل اقتصاد جمهوری آذربایجان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥
 

جمهوری آذربایجان بدلیل داشتن خاک مناسب ومنابع نفتی وگازی وهمچنین موقعیت توریستی  وسرمایه گذاری در مقایسه با کشورهای  تازه استقلال یافته آسیای میانه دارای موقعیت بهتری  بوده وتوانسته با تثبیت شرایط سیاسی خود پیشرفت قابل توجهی داشته باشد این جمهوری توانسته با ایجاد روابط نزدیک با بلوک غرب وبدلیل پتانسیل های اقتصادی که درآن مطرح است توجه بسیاری از کشورهای پیشرفته را بخود جلب نماید وازجمله همکاری نزدیک وبرادرانه با کشورترکیه که بدلیل ارتباط نزدیک زبانی وفرهنگی روابط اقتصادی وتجاری گسترده ایی را ایجاد نموده است وهمچنین باایجاد بسترلازم برای سرمایه گذاری وورود شرکتهای مطرح بین المللی درپروژه های نفت وگاز وزیرساخت های اقتصادی وصنایع مادر وایجاد بسترقانونی وحمایتی لازم منجرشده تا حضوری فعال درعرصه جهانی داشته وبسیاری از کشورهای توسعه یافته رادراین رشد وتوسعه سهیم نماید.

 جمهوری آذربایجان درلیست کشورهای منتظر عضویت درکشورهای اتحادیه اروپاست وبدلیل توان اقتصادی بالا وبرخورداری از منابع نفت وگاز وتصمیم دولتمردان آن برای رعایت شرایط ورفع محدودیتهای لازم برای عضویت دراتحادیه اروپا پیش بینی میشود بسیار سریعتر از زمانبندی موردانتظار این اتفاق بیافتد.

 وضعیت سیاسی ونحوه مدیریت کلان آذربایجان ووضعیت دموکراسی وغیره درتحلیل اقتصادی ما نیست ولی آنچه مهم است تصمیم گیرندگان سیاسی وصاحبان قدرت جمهوری آذربایجان با توجه به موقعیت استراتژیک این کشوردرمنطقه وبحران های سیاسی وهمچنین چنگ قره باغ وموارد مختلف توانستند کارنامه موفقی ازخود نشان دهند بطوری که با وجود مشکلات عدیده ایی که همه کشورهای مشترک المنافع با آن دست به گریبان هستند وبحران های بین المللی ومنطقه ایی این کشور توانسته با جلب اعتماد کشورهای قدرتمند قراردادمهم تکمیل خط لوله باکو- تفلیس -جیهان که میتواند منافع بزرگ سیاسی وبین المللی را بدنبال داشته باشد را منعقد نماید وتولید ناخالص داخلی خود را درسال 2007به رتبه نخست جهان برساند.

با بررسی کوتاه درروند رشد اقتصادی این کشور میتوان به سیاست های اصولی این کشوردرمسیر رشد وتوسعه پیبرد تا شاید این کشور الگویی باشد برای کشورهایی که درتلاشند مسیر توسعه را بپیمایند، پس از استقلال جمهوری آذربایجان ووقوع چنگ قره باغ ارزش پول این کشوربشدت کاهش یافت وسایه فقر برهمه جای کشور گسترده شد وااز آنطرف بی ثباتی سیاسی منجرگردیدتا تورم افسارگسیخته رشد یابد بطوری که نرخ تورم به بیش از 400%رسید با وخیم تر شدن اوضاع حیدرعلی اف که یکی از چهره های شاخص سیاسی شوروی سابق بودبادرخواست حداکثری مردم ومقامات جمهوری آذربایجان پس از چنددوره بی ثباتی ازسال1993دراین کشوربه قدرت رسید  توانست کشوررابه  ثبات سیاسی لازم برساند وازسال 1996 میلادی بدلیل ورود درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بین المللی وروند روبه رشد سرمایه گذاری های خارجی واعتبارات صندوق بین المللی پول وبانک جهانی وارتباط نزدیک ومساعدتهای بلوک غرب اقتصادنابسامان کشور روندروبه رشدی پیداکرد بطوری که تورم بیش از400درصدی درسال 1995میلادی به 20درصد ودرسال 1996میلادی به 3/7ودرسال 1997 ودرسال1998میلادی به صفر ودرسال2000به (5-) درصد رسید که این روند رامیتوان یکی از مطلوبترین روندهای  بهبود اوضاع اقتصادی  یک کشورنام برد.

جمهوری آذربایجان درحالی به این رشد اقتصادی دست یافت که بستراقتصادی  این کشور درحال گذرازاقتصاد متمرکز کمونیستی به اقتصادبازار آزادبود که خود یکی از موانع ومشکلات اصلی  وساختاری توسعه ورشد اقتصادی بود بطوری که حتی درمقطع کنونی نیز بخشی از اقتصاد آذربایجان هنوزتغییرات ساختاری پیدانکرده است.

 باوجود این واقدامات ساختاری موثر درزیرساختهای اقتصادی کشور درسال 2000میلادی تولیدناخالص داخلی(GDP)(حدود 5میلیارد دلار(کشاورزی 18/8درصد،تولیدات صنعتی42/8درصدوفعالیتهای خدماتی38/3) بود این رقم وقتی قابل توجه است که دراین سال تولیدناخالص داخلی آن کشوررشدی به میزان 11/1درصدراتجربه میکرد وبا اهمیت تراینکه میانگین رشد ناخالص داخلی درفاصله سالهای 1990-1998میلادی (10/85-)درصد بود یعنی این کشور بیش از صددرصد رشد راتجربه میکرد.

 رشداقتصادی جمهوری آذربایجان وافزایش تولید ناخالص داخلی منجرشد که متوسط درآمد سرانه مردم از تولید ناخالص داخلی  درسال 2003 به 3400دلاربرسد.

 صادرات جمهوری آذربایجان شامل نفت وگازوموادشیمیایی وپتروشیمی وموادغذایی وکالاهای صنعتی وماشین آلات وماشین های فلزکاری میباشد واز آنطرف این کشوردرتلاش است که با ایجاد بسترتجاری مطمئن وتعرفه های گمرگی مناسب ومزیتهای رقابتی بسیاری از فعالیتهای اقتصادی وتجاری منطقه از جمله ایران وکشورهای همسایه را بخود جلب نماید وهمچنین با سرمایه گذاریهای بسیاری که درزمینه زیباسازی وایجاد امکانات رفاهی ونوسازی وحفاظت از بسترها واماکن تاریخی و... مینماید وبا برخورداری از سواحل دریا وفرهنگ غنی چه از نظر هنری وموسیقی ورقص و... میتوان براحتی ادعا نمودکه درآینده نزدیک صنعت توریسم این کشورنیز به یکی از صنایع پردرآمد تبدیل شود وموقعیت منحصر به فرد این کشوردرمنطقه را تقویت نماید.

 بدلیل ثبات سیاسی این کشور ووجود بسترمناسب اقتصادی  سرمایه گذاری خارجی دراین کشورروزبروز درحال افزایش است وبیشترین سرمایه گذاری موردنیازاین کشوردرصنعت نفت وگاز میباشد حضورسرمایه گذاران کشورهای مختلف ازجمله سرمایه گذاران آمریکایی  دراین کشورحائزاهمیت است.

کشورجمهوری آذربایجان با وجود داشتن یکی از مرغوب ترین خاکهای کشاورزی وبرخورداری از تولیدات کشاورزی بدلیل عدم برخورداری از تولید مکانیزه هنوز محصولات کشاورزی وباغی بخشی از واردات این کشوررابخود اختصاص داده  است.

هیچ رشد توسعه ایی بی دلیل نیست وصرف داشتن منابع درآمدی همچون نفت نمیتواند رشد وتوسعه راتضمین کند ، " با بررسی روند اصلاحات اقتصادی این کشور مشخص است که دولتمردان آن کشورکه قطعا"از تجربیات وکمکهای کشورهای توسعه یافته  بلوک  غرب نیز دراین راه برخوردارشده اند وبا استفاده از کارشناسان وصاحبنظران امرمصمم به این امربوده اند بطوری که درسال 1993میلادی پول ملی را از روبل خارج کرده وازاول مارس 1994میلادی منات را بعنوان پول ملی ورسمی کشوراعلام میکنند ودرسال 1995سیاست تک نرخی ارز اعمال وبا حمایت صندوق بین المللی پول برنامه تثبیت اقتصادی به مورد اجرا گذاشته میشود انجام صحیح وتحلیلی وبرنامه ریزی شده منجر میشود که به یکباره تورم بالای 400%به کمتراز 8%کاهش پیداکند.

خصوصی سازی بعنوان یکی از مهمترین سیاستهای اقتصادی دولت همچنان ادامه دارد ودراین راستا وبه منظور تسریع درروندرشد وتوسعه وعبور از موانع موجود اصلاحات زیادی را دربخش قانونگذاری وقوانین حاکم برجامعه چه دربخش اقتصادی وسایربخش ها بوجود بیاورد وقوانین تسهیل وکاهش مراحل وروندآغازکار،پرداخت اینترنتی مالیات وکاهش حجم دستی (کاغذی ) درادارات  وتوسعه فن آوری روز دنیا درجهت اصلاحات اقتصادی ،گمرگات وکوتاه کردن مدت زمان انتقال دارایی (از61روز به 11روز)با یکپارچه سازی قوانین ثبت دارای ومستغلات  ،بطوری که درسال 2008ازرتبه 97جهانی به رتبه 33ارتقاء پیداکرد.

دولت آذربایجان برنامه های اصلاحات اقتصادی خودرا همچنان با قدرت وشتاب پیگیری میکند ودرسال2005با تغییرواحدپولی خود ازمنات به منات جدید توانست ارزش واحد پولی خودرابیشترحفظ نماید ونرخ برابری آن با دلارحدود1دلار20سنت شد که بدلیل روند روبه رشد اقتصادی این کشور وتورم منفی منجربه تثبیت ارزش آن کشور درمقابل دلار ویا حتی بهبود ارزش آن تابه امروز گردیده است.

کشورجمهوری آذربایجان توانست درسایه سیاستها وبرنامه های مدون اصلاحات اقتصادی  درسال 2008بنا به گذارش بانک جهانی دررتبه نخست اصلاحات اقتصادی جهان قرارگیرد وهم اکنون چندین سال است که بالاترین رشد اقتصادی جهان را بخود اختصاص داده است.

این کشور هرچند یک اقتصادی تک محصولی (نفت وگاز )دارد ولی با توجه به برنامه ها وفعالیتها واصلاحات اقتصادی که انجام داده درآینده شاهد رشد صنعت توریسم وهمچنین صنایع مادر درزمینه های پتروشیمی وماشین آلات وصنایع غذایی همچنین با مکانیزه شدن واصلاح تولیدات کشاورزی وباغی ودریایی وهمچنین صنایع دستی همانند فرش و... به یکی از کشورهای ثروتمند منطقه با اقتصاد چند محصولی وافزایش ثروت ملی ودرآمدسرانه بالا تبدیل خواهد شد.

توسعه زیرساختهای کشورازجمله امکانات رفاهی ،هتل ها وراهها وحمل ونقل و... خود درآینده بیش از پیش رشد این کشوررا به مرحله جدید نموده وبیش از پیش تسریع خواهد نمود.

بدلیل گذر این کشورازمرحله اقتصاد دولتی به خصوصی مشکل اصلی آن وجود رشوه وفساد مالی ومقاومت نهادها ومدیران شرکتها وسازمان های دولتی میباشد که دولت درحال اقدامات زیربنایی با ملاحظاتی دراین رابطه است که درصورت رفع کامل آن میتوان اذعان کرد مسیر رشد وتوسعه این کشورمیتواند الگویی نو برای سایرکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه باشد.

 


 
 
شب یلدا برتمامی ایرانیان مبارک باد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠
 

 

ایرانیان بیش ازهزارسال است که نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال راجشن میگیرندودرواقع بعد از جشن نوروز یکی ازجشن های مهم بشمارمیرود.واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهریا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی ( دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده[۱]) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.  از اینشب به عـنوان شب زایش خورشید یا شب تولد نور یاد شده است . گذشتگان ما که پایه و اساس زندیگشان برکشاورزی و شبانی استوار بوده و در طول سال ، با سپری شدن فـصول و تضادهای طبیعی موسمی برخورد داشته اند ، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول وبلندی و کوتاهی روز وشب و جهت و حرکت و قـرار ستارگان آشنایی یافته و کارها وفـعالیت هایشان را با آن تنظیم می کرده اند

ایرانیان دراین شب باخشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته ویادر کرسی می‌نشستند وتا سپیده دم وتاسپیده دم جشن شادی میکردند و بزرگترهابرای همه قصه تعریف می‌کردندوازخاطرات میگفتند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، درواقع آنهارانشانه پربرکتی ورونق میدانند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. دراین شب شعرخوانی از حافظ وفالگیری نیز مرسوم بوده یعنی به هر طریقی که بتوان این شب طولانی را بخوبی وخوشی درکنارهم به سپیده دم رساند

درهمه جای ایران یلدا را جشن میگیرند وهرمنطقه ایی درکنارتنقلات برای خود چیزهایی را مهم واساسی میدانند درآذربایجان تزیین هندوانه وماهی درشیراز حافظ خوانی ودرگیلان ماهی سفیدوبالخره درهراستانی چیزی به این جشن افزون شده است

درکشورهای پیشرفته با این همه تدبیر وتوان مالی هرگز نتوانستند جشن های سراسری به این عظمت وفراگیری بوجود آورند وزیبایی چنین جشن هایی به این است که نه تنها شادی وشادابی ونشاط واتحاد ودیداروصمیمیت را به ارمغان میاورد وبه بهترین وضعیت وبرنامه ریزی اقتصادی وپذیرایی خانواده ها به بهترین شکل ممکن برگذار میشود وروحیه شادابی ونشاط را برای همه به ارمغان میاورد

درود برآنها که چنین جشن های زیبا وپرنشاطی را ایجادکردند وبرما ارزانی داشتند ونشانه ایی است از شکوه وعظمت ایران باستان مانیز باید چنین جشن هایی را پاس بداریم

چنین جشن هایی علاوه براینکه نشانه ایی از عظمت وشکوه ایرانیان باستان است خود میتواند نشاط وسرزندگی واتحاد ودوستیها را با یک پذیرایی شبانه که حتی درکارروزانه نیز اختلالی بوجود نمیاورد به ارمغان میاوردولازم است درعصرحاضر مطالعات جامعه علمی درماهیت چنین جشن هایی بعمل آید وتلاش شود تعدادچنین جشن هایی بیشتر وبیشتر گرددتا نشاط وشادابی که درجوامع امروزی ضعیف وضعیف تر میشود تقویت نمود 


 
 
اقراربه شکست سرآغازپیروزی است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٧
 

هرفعالیت وهراقدامی درذات خود هم شکست دارد وهم پیروزی ،البته این راهم بگویم که مفهوم شکست توقف نیست ومفهوم پیروزی نهایت کار.

متاسفانه چه دربحث های اقتصادی وسیاسی واجتماعی مخصوصا" درکشورهای جهان سوم بدلیل نهادینه نشدن بسترهای قانونی ونظارتی وبدلیل جوابگو نبودن مجریان امر واختیارات تعریف نشده بسیاری از تصمیم گیرندگان بجای گرفتن تصمیم سیستمی وفعالیت درچارچوب تعریف شده بیشتر برطبق احساس وتصمیم گیری شخصی عمل مینماید انگار که چون مقام ومسئولیت بالاتری دارند این تکبر به  آنهادست میدهد که بیشتر از همه نیز میدانندودرعمل مختارند.

دراینجا سعی میکنم بیشتر درچارچوب اقتصادی به ادامه بحث بپردازم.

شاید یکی از دلایل اصلی عدم رشد وتوسعه مناسب کشورهای جهان سوم نه درارتباط باکمبود منابع وابزار موردنیاز بلکه بدلیل عدم شناخت ودرک صحیح از جایگاه وموقعیت اقتصادی خود است بطوری که بسیاری از این کشورها هرچندمنابع معدنی وخاک وسیع ونیروی کارارزان به وفور دارند ولی تولید ناخالص ملی آنها بسیار پایین است.

خیلی ها میگویند که آنها برنامه ندارند درصورتی که برعکس من همیشه میگویم که بدلیل شرایط سیاسی بسیاری از آنها وهمچنین حرص وانگیزه ایی  که برای توسعه دارند معمولا" برنامه های مدونی دارند یعنی برنامه هایشان آنقدر مدون ووسیع است که عملیاتی نیست.

دراین کشورها معمولا" دانش وتجربه ویا بهتر بگویم تئوری وعمل باهم منطبق نیست وتحصیل کرده هایی که متولی آموزش وتحصیل هستند بدلیل شرایط خاص فرهنکی واجتماعی وسیاسی حاکم بر این کشورها هیچ آشنایی وشناختی از واقعیات موجود درجامعه آنگونه که باید ندارند وبه امر تحصیل وآموزش از دیدگاه وظیفه وکارمندی ونسخه برداری از کتب ومنابع خارجی مینگرند وهیچ تحقیقات مفیدی از حقایق وواقعیتهای موجود وانطباق آنها با شرایط موجود انجام نمیدهندوهرتحقیقی نیز انجام دهند درچارچوب وتایید رای ونظر مسئولان انجام میدهند.

جالب اینست که بسیاری از همین اساتید محترم که برای مسئولین امر بعنوان صاحبان علم شناخته میشوند ومجریان را دانش آموختگان خود میدانند برای مشورت وارائه راهکار پیشرفت وتوسعه دعوت میشوند واینها درهمه جلسات تدوین برنامه های رشد وتوسعه حضورفعالی دارند ودولتمردان را درایجاد اقتصادسیاسی ونه عملی ونظری همراهی میکنند..

با این وجود بدلیل عدم سنخیت تئوریها با حقایق موجود وعدم تطبیق برنامه ها با واقعیتها وپنهان کاری وسرپوش گذاشتن به اشتباهات وعدم درک صحیح از موقعیت زمانی ومکانی وسایر شرایط ومحدودیتها منجرمیشود که بجای توسعه منجربه توسعه نیافتگی بیشترشود.

بنظر من یکی از علت های اصلی بی اثر بودن اینهمه تلاش های مضاعف ونسخه های اساتید محترم بدلیل عدم انطباق تئوریهای علمی آنهابا واقعیات جامعه است وتردید درکفایت دانش کاربردی آنها وهمچنین عدم شناخت ودرک صحیح آنها از حقایق موجود وعدم داشتن سوابق اجرایی وتجربی وعلمی مناسب میباشد.

درجهان سوم اساتید با گزینش های خاصی انتخاب وبرنامه ها با سلیقه ها وادبیات خاصی تنظیم وبجای اجرای صحیح وتلاش موثردرانجام بهینه آن بیشتر به جامعه تجویز وتحمیل میگردد.

بدلیل شکت برنامه هاومشخص شدن ارائه نسخه های غیر عملی ودیدگاههای مصلحتی وحتی ممکن است هدایت فعالیتهای اقتصادی به مسیرهای مغرضانه وسوئ استفاده گرایانه نظارتها نیز درعمل نمایشی شده وبجای تحلیل صحیح اشتباهات واصلاح آنها تاکید واصرار بیشتر صورت گرفته وبجای رشد وتوسعه تورم ورکودویا بدتر ازآن توررکود به مردمان هدیه داده میشود.

جالب تراینکه همان تصمیم گیرندگان ومجریان بجای اقرار به شکست واشتباه برنامه ها وبرنامه ریزی ها ونسخه های ارائه شده،بعد از بروز مشکلات اقتصادی وتورم ورکودهای مضاعف خود منتقد اصلی شده ودوباره راهکار وروش ارائه میدهند!

بنابراین نتیجه میگیریم که بزرگترین واصلی ترین گام درمسیر رشد وتوسعه همان شناخت ودرک صحیح موقعیت مکانی وزمانی وجایگاه اقتصادی  واقرار به واقعیت ها وپذیرش اشتباهات است وبس


 
 
تحلیل اقتصادی وسیاسی کشورچین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٤
 

اقتصاد چین درسال 2010 پس از اتحادیه اروپا و آمریکا در مقام سوم جهان قرار گرفت چین درتلاش است تا اقتصاد خود را به آمریکا یعنی بزرگ‌ترین اقتصاد جهان برساند و این موقعیت شرایط  سیاسی و اقتصادی خاصی را بوجود آورده است. ترکیب جمعیتی نیروی کارفعال چین به شرح زیر است:

1-کشاورزی : بیش از ۵۰ ٪

2-صنعتی۲۴٪

3- کارمندان و بازرگانان۲۶ ٪

با وجود رشد بالای اقتصادی چین ولی هنوز بسیاری از مردم چین دارای درآمد سرانه پایینی هستند (حدود ۲۰۰ میلیون نفر از مردم چین با درآمد روزانه کمتر از یک دلار زندگی میکنند).

چین چه دربخش صنعت از محصولات مصرفی گرفته تا ماشین آلات واز صنایع نظامی گرفته تا هوا وفضا و... ودرصنایع کشاورزی وتولیدات کشاورزی وهمچنین معدنی ...فعالیت گسترده داشته ودرواقع درهمه زمینه ها اقدام به صادرات درسطح بین المللی وبه اکثر کشورهای جهان میکند.

تا سال 1979الگوی اقتصادی چین کمونیست اتحاد جماهیر شوروی بود واز آن تبعیت میکرد ودرهای باز والگوهای سرمایداری واقتصاد آزاد معنی ومفهوم نداشت که این امرمنجرشده بود تا بهره وری اقتصاد چین بدلیل سنتی وفرسوده بودن وعدم بهره گیری از علم روز وناکارامدی در بدنه دولت واقتصاد دولتی وتورم نیروی کاردرساختاردولت وازآنطرف رشد جمعیتی روزافزون  نتیجه ایی جز افزایش روز افزون فقروبیکاری نداشته باشد.

نقطه عطف وسرآغاز رشدو توسعه چین را از دهه 80مقطع به قدرت رسیدن جناح عملگرا واصلاح طلب  میدانند که ایجاد درهای باز ودوستی وارتباط بین المللی جایگزین تفکرایدولوژیک وجهان ستیز شد. و حزب کمونیست با کنار گذاردن آرما نگرایی مبتنی بر تفکرات حزبی و سوسیالیستی در روابط بین‌المللی، تمرکز بر تأمین منافع ملی و پرهیز از مواضع پرهزینه را برگزید.  

 یکی از مهمترین وشاخصه ایی که منجر شده تا سرمایه گذاری وانتقال تکنولوژی توسط کشورهای پیشرفته به چین را ترغیب نماید 5اصل همزیستی مسالمت آمیز بود که سیاستمداران اصلاح طلب برای دستیابی به توسعه ورفاه ملی تعریف کردند :

1-    احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها

2-    عدم تجاوز

3-    عدم مداخله در امور دیگران

4-    برابری و نفع متقابل

5-    همزیستی مسالمت آمیز با سایر کشورها

   وجودنیروی کارفراوان وارزان با کارایی مفید بالا دراین کشور است که این امر منجرشده تا بسیاری از شرکتهای چند ملیتی اقدام به خط تولید ویا مونتاژدراین کشور بکنند وهمین پشتکار وفعالیت خوب متخصصان چینی منجرشده تا علاوه برانتقال تکنولوژی درارتقاء آن نقش اساسی داشته وکشورشان را به بزرگترین اقتصاد ازنظر تنوع تولید وفعالیت تبدیل نمایند بهمراه ساختار سراسری و پرقدرت حزبی ، امنیت اجتماعی و روانی سرمایگذاری خارجی را ترغیب مینماید.

 اقتصاد چین از نظر بسیاری از تحلیلگران وصاحبنظران اقتصادی وهمچنین بانک جهانی وضعیت مطلوب وبا ثبات داردوچنین استدلال میکنند که رشد اقتصادی وحجم اقتصاد چین همیشه بیش از آمارها ومقادیری بوده که توسط کارشناسان اعلام گردیده است.

ازنظر بانک جهانی رشد اقتصادی چین رایک موفقیت بزرگ قلمداد نموده  ولی اظهارمیدارد با وجود افزایش میزان تولید ناخالص داخلی، نرخ سرانه تولید اقتصادی هنوز بسیار پایین است و برای اینکه چین به سطح کشورهای توسعه یافته برسد هنوز راه زیادی را باید طی کند.

با اتخاذ سیاست دوستی وهمکاری با همه کشورهای دنیا وبا تشخیص مناسب موقعیتها واستفاده ازشرایط سیاسی بوجود آمده دردوران جنگ سرد درجهت پیشبرد اهداف اقتصادی کشور موقعیت سیاسی واقتصادی چین را بسیار تقویت کرد.

ژانویه 1979 در تاریخ چین نقطه عطفی تاریخ ساز محسوب می‌شود و سفر دنگ به ایالات متحده و انعقاد قراردادهای همکاری علمی و فنی دو جانبه ، پیوندهای نوینی برای انتقال تجارب علمی جهان به چین فراهم کرد . در این مرحله صدها هزار چینی در قالب تیم‌های آموزشی و کاری و تحصیلی به خارج رفتند و سلسله‌ای از دانشمندان و مدیران و مهندسان نو اندیش چینی پدیدار شد .

میتوان گفت چین دربهره برداری از موقعیت سیاسی وتضادهای بین المللی بوجود آمده درسطح جهان همیشه رتبه اول را دارد وتا آنجا که توانسته باوجود این بهره مندی وبهره برداری سیاسی خود را از حساسیت ها وتضادها بدورنگهدارد شاید بسیاری از کشورها زیانهای میلیاردی را از روابط تجاری وسیاسی خود با چین بدلیل ورودبسیاری از کالاها ی بی کیفیت وسوئ استفاده های دیگر متحمل میشوند ولی سیاستهای مدبرانه دولتمردان چینی نگذاشتند تا خللی دراین روابط یکطرفه سیاسی واقتصادی به نفع آنها بوجود آید ،شاید بتوان گفت این سیاست اقتصادی وسیاسی چین بعنوان یک الگوی نوین دراستعمار وسلطه جهانی تعریف شود.

بسیاری از کشورها بدون آنکه متوجه شوند اقتصاد ومنابع ملی خود را تحت سلطه واستثمار چینی ها در آورده اند وصنایع ملی خود را که سالها وحتی ممکن است قرن ها در ساختار آن منابع وعمرخود راصرف کرده اند را درسایه این ارتباط به ظاهر مناسب ودوستانه درحال ریشه کن کردن وتخریب هستند .

توسعه صادرات وروابط اقتصادی چین با بسیاری از کشورها نه برپایه انتقال تکنولوژی بلکه ارائه محصول ارزان ومتنوع است که یکی از خطرناکترین روابط میباشد که هرکس دراین دام بیافتد همانند فردی که دردام اعتیاد میافتد رفته رفته کار وفعالیت وسرمایه واعتبار وتوان خود را از دست داده وزیر ساختهای اقتصادی وابسته ونحیف وورشکست میشوند وجدا شدن از آن نیز به راحتی میسر نخواهد بود.

چین بیشتر رشد خود را مدیون ارتباط با کشورهایی است که درسایه تضاد بین المللی بوجود آمده برای آنها بدنبال کشوری هستند که بتوانند تحریم ها ومشکلات اقتصادی خود را حل ورفع کنند(به اصطلاح دوربزنند) که هرچند درظاهر چنین اتفاقی ممکن است بیافتد ولی درواقع از چاله به چاه میافتند که چون چین بدلیل اشتیاق پایان ناپذیرش برای رشد وتوسعه وتامین نیازهای داخلی خود هیچ هدفی جز بهره مندی وبهره برداری یکطرفه را دنبال نمیکند درصورتیکه سایر کشورهای قدرتمند سیاستشان تقویت دوستان وتضعیف دشمنان است.

 هرچند این سیاست وتدبیر اتخاذ شده توسط دولتمردان چین تاکنون جواب داده وآنها را به جایگاه سوم جهان رسانده ولی با توجه به افزایش آگاهی های بین المللی وتغییراتی که درشرایط سیاسی واقتصادی جهانی بوجود میاید ،دولتمردان چینی تغییرات اساسی در سیاستها وروشهای اقتصادی وروابط بین المللی خود اتخاذ نمایند والا درآینده شاهد سقوط وتزلزل موقعیت اقتصادی وسیاسی آن کشورخواهیم شد بطوری که روزبروز نام وآوازه چین درارائه محصولات بی کیفیت وتاثیرات منفی داشتن روابط اقتصادی با آن کشور درعقب ماندگی وتضعیف اقتصاد داخلی کشورها مبحث اصلی کارشناسان است واین رشد یکطرفه تداوم نخواهد یافت "فواره چون بلند شود سرنگون شود"سیاست مداران واندیشمندان واقتصاددانان چینی بایستی تصمیمات مناسب اتخاذ نمایند تا بتوانند کشورشان را از سقوط یکباره نجات دهند.

کشورژاپن شاید روزی همانند چین فعالیتهای اقتصادی خود را دردنیا گسترده بود وادعا میکرد هیچ خانه ایی حتی در دورافتاده ترین نقاط جهان نمیابی که محصول ژاپنی درآن نباشد وتوانست با اتخاذ سیاستها ی اقتصادی مناسب همیشه جایگاه واعتبار خود را حفظ نماید.درصورتی که چین همانند اتومبیلی که ترمز آن بریده باشد به مسیر خود ادامه میدهد واین ادامه دادن شایدتحسین بسیاری را برانگیخته ولی از نظر علمی صحیح ومنطقی بنظر نمیرسد وباید درانتظار رخدادها و اتفاقات بد چه سیاسی واقتصادی در کشورچین باشیم.   

 


 
 
دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢
 

گویند روزی دزدی خروسی را گرفته وبه زیر کتش کرده بود تا ازمحله ایی ببرد که از بدحادثه صاحب خروس نیز که بدنبال خروسش بوده به او میرسد واز اومیپرسد که خروس مرا ندیدیدی ؟ دزد با نهایت پررویی وجسارت ودرحالی که دم خروس از زیر کت بیرون زده بود میگوید به حضرت عباس قسم من ندیدم! وصاحب خروس درحالی که اشاره به دم خروس میکرد میگوید قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را!!!!!!

  برخی از مسئولان کشور ما نیز چنین عمل میکنند واز اوضاع سیاسی بوجود آمده چه داخلی وبین المللی سوء استفاده کرده وامورات اجرایی خود را درخطوط قرمز قراردادند وهر اعتراض وایرادی را سیاسی قلمداد میکنند.

 تولید خودرو خارج از استانداردهای کیفیتی بین المللی  واز آنطرف واردات بی رویه خودروهای خارجی علی الخصوص چینی و...نیزادامه دارد وبیکباره تولید بنزین با کیفیت جهانی نیز اعلام میگردد برای مصارف داخلی تولید شد ومشت محکمی به دهن بیگانگان زده میشود وتولید خودروهای بی کیفیت وواردات آن نیز متوقف شده !!ولی سایه ابرهای تیره برسربام منازل وتلفات روزانه براثرآلودگی شدید هوا همانند دم خروس دیده میشود وما ماندیم که دم خروس را بپذیریم ویا این قسم اقایان را!!

 متاسفانه این گوشه ایی کوچک از اشتباهاتی بزرگ است که توسط برخی از تصمیم گیرندگانی که بجای آگاهی وانجام مسئولیت تفویضی با هر اشتباهی جان ومال بسیاری را درمخاطره میاندازندصورت میگیرد.

 یادم میاید درگذشته های دور نگران بودیم که دولتمردان بیکباره منابع ملی را به یغما نبرند وبا مصرف بی رویه آن آیندگان را به خطر نیندازند ولی حالا میبینم حتی میشود مسئولی با اشتباهاتش نه تنها منابع ملی بلکه جان انسانها ومحیطزیست آنها رانیز به خطر اندازد .


 
 
نقش خصوصی سازی در تأمین مالی شهرداری ها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠
 

  پیشرفتهای صنعتی وتکنولژی وتغییرات اجتماعی واقتصادی وفرهنگی درزندگی  خانوارها منجرشده تادر نیازها وخاسته های آنها تغییرات وتحولات زیادی بوجود آید ،زندگی درعصرجدید شکل مکانیزه بخود گرفته واین عامل منجرشده شهرموندان هم از نظر زیست محیطی وهم از نظر شرایط محیط خانوادگی مخاطرات زیادی را پیش روی خود ببینند وبدلیل رشد بی رویه شهرنشینی وافزایش جمعیت شهرها حل ورفع مشکلات شهری وتامین منابع لازم وپایدار بطوری که بتوان خدمات نوین ومتناسب بانیاز روز شهروندان ارائه داده ومشکلات زیست محیطی را کنترل وحل ورفع کرد از  اهداف وموضوعات اصلی میباشد که مسئولان شهری درصدد دست یابی به آن میباشند .

افزایش روزافزون خدمات رفاهی واجتماعی وفرهنگی وعمومی شهروندان درکلانشهرها فرایندی بسیار سریعتر از افزایش درآمدها داشته بطوری که نیاز شهرها برای ارائه خدمات مطلوب ومتناسب با آن ورفع معضلات شهری مکان وزمان مشخص نداشته و خدمات رسانی و نیاز اجتماعی وتامین رفاه باید به موقع پاسخ داده شود درحالی که فرایند درآمدی شهرداریها ،فرایندی است تعریف شده ومحدود ومشخص که درزمان ومکان میتوان آن راتعریف کرد همین عامل یکی از مباحث اصلی ومشکلات مسئولان شهری است که میطلبد تا راهکارهای علمی لازم اندیشیده شود.

شهرداری ها منابع مالی مشخص و محدود وتعریف شده دارند درصورتی که نیازهای رفاهی واجتماعی و...شهروندان روزبروز افزایش یافته ومسائل زیست محیطی نیز ازطرف دیگرکه هیچ کدام دریک قالب تعریف شده قابل سنجش وارزیابی نیست همین عامل منجرشده تا مسئولان شهری همیشه با یک چالش جدی در تامین وارائه خدمات لازم به شهروندان وجلب رضایت ورفاه آنها داشته باشد.

گسترش بی رویه کلان شهرها وپیچیدگی خدمات رسانی ومدیریت مالی واداری آنها تامین منابع مالی پایدارومدیریت شهری متمرکز جوابگو نبوده ومیطلبد تا بمنظور جوابگویی وخدمت رسانی متناسب با نیازهای روز شهروندان وبدلیل عدم امکان هماهنگی منابع ومصارف درفصول مختلف سال مبحث مشارکت بخش خصوصی(خصوصی سازی )وتامین منابع وجذب پتانسیل های  لازم برای پیشبرد طرح های توسعه ایی وخدمات رسانی خارج از منابع داخلی امری اجتناب ناپذیر است.

امروزه مبحث مدیریت شهری ونقش آن درساختارملی به یکی از مباحث مهم بین المللی تبدیل شده بطوری که سازمان ملل 5محور اساسی برنامه مدیریت شهری را اینگونه  ابلاغ کرده است:مدیریت محیط زیست شهری ،مدیریت زمین شهری،میریت امورمالی شهرداریها ،مدیریت زیرساختهای شهری وریشه کن سازی فقرشهری.

همانگونه که مشخص است بخش خصوصی میتواند درسه بخش اصلی مدیریت محیط زیست شهری ،مدیریت زمین شهری ،مدیریت زیر ساختهای شهری حضورفعال وموثر داشته ودر ریشه کن سازی فقر شهری نهایت تاثیرگذاری را داشته باشد.

با توجه به توسعه کلانشهرها ومدیریت متمرکز آن وعدم امکان تعریف صحیح منابع ومخارج (درآمدها وهزینه های شهرها) بالاجبار برای تمرکز زدایی بجای خصوصی سازی اقدام به ایجاد مناطق شهری شده که هرچند در تفکیک مسئولیتها ومدیریت امور وبرنامه ریزی وخدمات رسانی تا حدودی موثر بوده ولی خود میتواند از جهاتی مشکل کلانشهرها را دوچندان نماید ،زیرا که مناطق از نظر جمعیتی وامکانات رفاهی ووسعت منطقه ودرآمدی درشرایط یکسانی نبوده ومیتواند درمدیریت شهری اثرات نامطلوبی ایجاد نماید که برای نمونه درزیر جدول مقایسه ایی منابع درآمدی مناطق مختلف تهران درسه سال متوالی آورده شده است:

 

 

درآمدهای عملیاتی براساس واحدهای تابعه

 

 

 

87(ریال)

86(ریال)

85(ریال)

87%

86%

85%

86%

87%

شهرداری منطقه 1

7,388,032

5,347,432

2,155,073

0.16

0.16

0.11

2.48

1.38

شهرداری منطقه 2

2,740,065

2,827,948

1,816,035

0.06

0.08

0.09

1.56

0.97

شهرداری منطقه 3

4,070,241

4,963,636

2,292,538

0.09

0.15

0.12

2.17

0.82

شهرداری منطقه 4

3,758,694

2,497,031

1,573,219

0.08

0.07

0.08

1.59

1.51

شهرداری منطقه 5

4,763,689

2,785,930

1,528,451

0.11

0.08

0.08

1.82

1.71

شهرداری منطقه 6

2,649,645

1,963,453

1,499,991

0.06

0.06

0.08

1.31

1.35

شهرداری منطقه 7

1,457,825

898,383

815,011

0.03

0.03

0.04

1.1

1.62

شهرداری منطقه 8

1,162,555

708,103

451,691

0.03

0.02

0.02

1.57

1.64

شهرداری منطقه 9

255,302

257,755

178,411

0.01

0.01

0.01

1.44

0.99

شهرداری منطقه 10

382,277

274,907

172,627

0.01

0.01

0.01

1.59

1.39

شهرداری منطقه 11

1,376,802

982,730

544,581

0.03

0.03

0.03

1.8

1.4

شهرداری منطقه 12

1,928,210

1,963,224

882,138

0.04

0.06

0.04

2.23

0.98

شهرداری منطقه 13

629,589

524,369

236,021

0.01

0.02

0.01

2.22

1.2

شهرداری منطقه 14

1,169,820

455,770

348,732

0.03

0.01

0.02

1.31

2.57

شهرداری منطقه 15

690,689

463,025

294,158

0.02

0.01

0.01

1.57

1.49

شهرداری منطقه 16

306,719

535,604

148,806

0.01

0.02

0.01

3.6

0.57

شهرداری منطقه 17

853,675

905,109

406,376

0.02

0.03

0.02

2.23

0.94

شهرداری منطقه 18

940,223

633,040

415,665

0.02

0.02

0.02

1.52

1.49

شهرداری منطقه 19

465,093

277,933

650,130

0.01

0.01

0.03

0.43

1.67

شهرداری منطقه 20

588,073

552,512

185,635

0.01

0.02

0.01

2.98

1.06

شهرداری منطقه 21

1,628,374

586,240

716,528

0.04

0.02

0.04

0.82

2.78

شهرداری منطقه 22

2,472,093

920,025

305,945

0.06

0.03

0.02

3.01

2.69

اداره کل امورمالی

2603481

2,314,028

1,801,560

0.06

0.07

0.09

1.28

1.13

سازمان حمل ونقل وترافیک

323459

427932

184,337

0.01

0.01

0.01

2.32

0.76

سایر

296909

160,659

130,193

0.01

0

0.01

1.23

1.85

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع کل

44,901,534

34,226,778

19,733,852

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودارهیستوگرام درآمدهای عملیاتی براساس واحدهای تابعه :

 

 

 

با تحلیل وبررسی دقیق عوامل تشکیل دهنده درآمدهای عملیاتی(شهرداریهای مناطق مختلف تهران)بصورت کلی موارد زیر قابل توجه است:

 

نسبت عملکرد درآمدی مثبت درسه سال

 

عملکرد بیش از 10/ازکل درآمد

 

نسبت عملکرد درآمدی منفی درسه سال

 

عملکرد بیش از دو برابر سال قبل

 

نسبت عملکرد درآمدی ثابت درسه سال

 

عملکرد بیش از 05/ازکل درآمد

 

 الف) از شهرداریهایی که عملکرد مالی آنها بیش از 05/0 کل عملکرد مالی شهرداری تهران را بخود اختصاص میدهند وبایستی دربرنامه ریزی ها به آنها توجه ویژه نمود میتوان بترتیب از شهرداریهای مناطق 1و2و3و4و5و6 ودربرخی سالها 12و22وهمچنین از اداره کل امورمالی نام برد.

ب) شهرداری منطقه 2 واداره کل امورمالی عملکرد منفی  نسبت به درآمد کل در طول سه سال داشته اند.

ج) شهرداری های مناطق 1و3و12و13و16و17و20و22وسازمان حمل و نقل و ترافیک  درسال 86نسبت به سال 85عملکردی بیش از دو برابر داشته اند.

د) شهرداری های مناطق 14و21و22 درسال87 نسبت به سال 86عملکردی بیش از دو برابر داشته اند.

آنچه از بررسی تحلیلی فوق بدست میدهد اینست که درآمدمناطق مختلف پایدار نبوده وهمیشه تغییرات مثبت ومنفی محسوسی را داشته است وهمین تغییرات مداوم درآمدی ووابستگی سیستم خدمات رسانی آنها مشکلات زیر را درپی خواهد داشت:

1- پیش بینی صحیح ودقیق منابع درآمدی میسر نبوده لذا شیوه مدیریت مبتنی برمنابع داخلی بدلیل تعیین چارچوب مشخص و برنامه ریزی شده  وبودجه بندی تعریف شده منجرمیشود تا خدمات رسانی متناسب با نیاز واقعی شهروندان به نحو مناسب صورت نگیرد.

2-  نیاز ودرخواست خدمات شهری شهروندان تابعی است از شرایط فرهنگی واجتماعی وزیسط محیطی وعوامل طبیعی که براحتی قابل اندازه گیری وپیش بینی نبوده ومشکلات تامین بودجه وتصمیم گیری بوجود میاورد.

برخی خصوصی سازی را مترادف با ازدست دادن اختیارات وافزایش هزینه میداننددرصورتی که اگربخواهیم تعریف صحیحی از خصوصی سازی بگوییم عبارت است از کوچک سازی سیستمهای متمرکز وحذف سلسله مراتب اداری وافزایش توانمندی وپیشبرد فعالیتها از طریق جذب مشارکت ومنابع مالی وتوان مدیریتی بخش خصوصی(خارج ازسازمان)بطوری که انجام امور تسریع شده وعملیات وخدمات رسانی درموعدمقرر وبا کیفیت ورضایتمندی بالا انجام وجوابگوی مشکلات باشند.

پس جنبه مهم خصوصی سازی را اینگونه میتوان بیان کرد:

1-               جذب منابع مالی لازم وبموقع برای انجام فعالیتها وخدمت رسانی وپروژه ها

2-               استفاده ازتوان مدیریتی واجرایی بخش خصوصی درتوسعه وپیشبرد فعالیتها

3-               انجام بهینه واقتصادی فعالیتها

4-     کوچک سازی سازمان چه از نظر امکانات اداری وپرسنلی ومخصوصا سلسله مراتب تصمیم گیری درجهت خدمت رسانی مناسب وبموقع

5-               ایجاد ارتباط مستقیم بین سیستم اجرا وشهروندان ووابستگی عملیات آنها به رضایتمندی شهروندان.

آنچه درآنجا اشاره شد برخی از موارد با اهمیت درجذب مشارکت بخش خصوصی میباشد.

مشارکت بخش خصوصی میتواند از واگذاری نگهداری فضای سبزیک پارک کوچک گرفته تا مدیریت مکانیزه امور وخدمات رسانی  وزیرساختهای مناطق وحتی جذب عوارض ودرآمدهای تعریف شده ویا ایجاد وتوسعه مجموعه های فرهنگی وورزشی وغیره و...راشامل شود ویا حتی ممکن است بجای شهرداران مناطق پیمانکاران مناطق که کلیه فعالیتها را عهده دارباشند داشته باشیم.

نتیجه گیری:

 

بیش از 80 سال از فعالیت شهرداریها در ایران میگذرد ومشخصا" فراز ونشیب ها وتجارب زیادی دراختیار است وهمه مسئولان امر به این امر مهم واقف هستند که شهرداری بدلیل ارتباط مستقیم با شهروندان وافزایش روزافزون نیازهای خدماتی شهروندان تامین منابع پایدار وانجام بموقع خدمات دغدغه اصلی همه شهرداران بموده که امری است مشکل وغیر قابل انطباق که علت اصلی آن نه درکمبود منابع بلکه در تقدم وتاخر زمانی نیازبه خدمات رسانی وورود منابع درآمدی میباشد وهمچنین بدلیل توسعه شهرهاوتنوع فعالیتها وخدمات منجرشده تا جذب مشارکت بخش خصوصی نه دریک زمینه خاص بلکه درهمه زمینه ها به یک امر اجتناب ناپذیر تبدیل گردد.

 

 


 
 
دانشارزیابی شیوه جذب دانشجو درایران از دیدگاه اقتصادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥
 

شاید شیوه آزمون سراسری برای جذب دانشجو یکی از شیوه های منحصر به فرد در جهان باشد این شیوه دارای معایب ومزایایی است که درزیر به برخی ازموارد میپردازیم:

مزیت ها:

1-      ایجادامکان رقابت دربین همه متقاضیان ورود به دانشگاه بدون توجه به نژاد وجنسیت ومحل زندگی وغیره

2-      جذب دانشجو به ترتیب الویت علمی بدون توجه به سایر شرایط آنها

3-      تکمیل ظرفیت همه دانشگاهها دریک مقطع زمانی محدود ومشخص

 

 

معایب:

1-      درگیر نمودن دولت درجذب دانشجو وعدم توجه به شرایط وشیوه های جذب مختص هردانشگاه

2-      اعلام قبولی دانشجویان از دانشگاههای مختلف دور ونزدیک ومواجهه دانشجو با مشکلات وهزینه های تعریف نشده جدید

3-      عدم توجه کامل به بومی بودن ویا شرایط خاص دیگر وایجاد تنوع ملیت ونژاد وفرهنگ وغیره که میتواند برای برخی مشکل آفرین باشد وهمچنین موجهه یکباره شهر محل تحصیل با فرهنکها وسلایق مختلف که بدلیل احساس ناشناخته بودن فرهنگها وشخص چه از طرف دانشجو وچه افراد بومی بروزتخلفات وخود باختگی فرهنگی را بیشتر میکندمخصوصا" برای دختران با توجه به فرهنگ بسته آنها درخانواده های شهرستانی.

4-      بدلیل دوری اجباری بسیاری از پذیرفته شدگان ازدانشگاه مورد پذیرش هزینه های زیادی  تحمیل جامعه میگردد.

5-      هییچ شرایط خاصی برای دانشگاهها تعریف نشده مگر از نظر جنسیت که منجر میشود تا دانشگاههای ما نتوانند با اعلام وجذب دانشجو برطبق شرایط خاص وپتانسیل دانشگاه مزیت های تخصصی پیدا کنند.

6-      بسیاری از دانشجویان برای وورود به دانشگاه وبدلیل پذیرش آنها به ترتیب الویت رتبه نه با علاقه بلکه با اجبار وارد دانشگاه میشوند که درواقع بیکاری پنهان ایجاد مینماید تا تخصص ومنابع ملی انسانی ومالی کشور بیهوده صرف بسیاری از دانشجویانی میشود که برای فرار از بیکاری وسرخوردگی ومحدودیت و...به دانشگاه پناه آورده اند نه کسب علم وتخصص بلکه اتلاف وقت وکسب مدرک.

7-      تست زدن وآزمون های متداول یک مهارت است تا دانایی واین منجر شده تا موسسات آموزشی متعدد با شگردهای مختلف بوجود آید وهزینه زیادی را به خانواده ها تحمیل نموده وسود سرشاری را به جیب بزنند ودرواقع این نشانگر آنست که اگر آزمون سراسری نشانگر عدالت اجتماعی در جذب دانشجو باشد تاثیر زیاد کلاس های آموزشی ومهارت تست زنی وعدم توانایی وامکان دسترسی بسیاری از دانشجویان به این کلاسها خود عدالت آزمون سراسری را زیر سوال میبرد واین شیوه را کاملا" ناکارامد نشان میدهد.

8-      وجود سهمیه های مختلف در آزمون سراسری وپذیرش سهمیه ها درهمه دانشگاهها منجر به بروز اختلاف فاحش علمی در کلیه دانشگاهها شده وخود عاملی برای ایجاد اختلال در سطح عمومی کلاس ها میگردد.

 

 

موارد فوق برخی از مزایا ومعایبی است که در این شیوه جذب وجود دارد که سالیانه میلیونها نفر را به سوی دانشگاههای مختلفی که با این شیوه توسط دانشگاههای دولتی وآزاد پذیرش شده اند را راهی شهرها ی مختلف میکند.

شما به راحتی میتوانید هزینه های کلانی که دانشجویان برای رفتن به دانشگاه (ایاب وذهاب) واسکان وهزینه های خوراک وپوشاک وبهداشتی وغیره که ناشی از ورود به شهرها ودانشگاههایی که هیچ شناخت قبلی از محیط وفرهنگ وهزینه اسکان و...آن شهر نداشتند وبه یکباره با آن مواجهه خواهند شد را درنظر بگیرید وهمچنین مخاطرات حتی جانی ومالی وشخصیتی وفرهنگی که برای عده ایی ایجاد میشود ، تا بتوانید به یک ارزیابی صحیح این شیوه دست پیدا کنید .

هرچند دراین شیوه بدلیل اطلاع از مشکلات وخسارتها وتبعاتی که دارد نقل وانتقال دانشجو پیش بینی شده ولی بدلیل اینکه بسیاری از شرایط نقل وانتقال اولا" منوط  به  طی چند ترم تحصیلی  است که درواقع دانشجو مشکلات وخسارت های اولیه راکه مهمترین بخش تحصیلی است تحمل کرده  ثانیا" همین جابجایی میتواند خسارتها ومشکلات دیگری از قبیل افت تحصیلی وغیره را بدنبال داشته باشد.

درکشورهایی که دارای یک سیستم دانشگاهی مطلوب وتعریف شده میباشند اختیار جذب دانشجو به دانشگاهها واگذار شده که دارای مزیتهای زیر است:

1-      دانشگاه تعداد افراد مورد نیاز خود برای پذیرش وشرایط خاص آن را تعریف وبرطبق آن اقدام به پذیرش دانشجو میکند که این شیوه خود منجر میگردد که دانشجو ودانشگاه به شرایط هم آشنا بوده ودانشجویانی جذب شوند که دانشگاه آمادگی ارائه خدمات آموزشی  ورفاهی لازم به آنها رادارد وبهترین حالت تحصیلی ایجاد میگردد.

2-      شرایط وخصوصیات دانشجو برای دانشگاه  ودانشگاه برای دانشجو کاملا" مشخص است ودانشجو دانشگاه را با علم وآگاهی انتخاب میکند چه از نظر موقعیت وچه از نظر علمی  وامکانات دیگروهمچنین موقعیت اقتصادی خودش که یکی از مهمترین عوامل است.

3-      هرشخص برای ادامه تحصیل ابتدا به نزدیک ترین دانشگاه مراجعه میکند ودرصورت عدم امکان جذب به دانشگاههای دیگری که از نظر اقتصادی وموقعیت تحصیلی برایش مشکل ساز نباشد وهیچ اجباری دربین نیست واین انتخاب به شانس واحتمال واقبال صورت نمیگیرد.

4-      دانشجو انتخاب خود را چه از نظر رشته تحصیلی ومحل تحصیل کاملا" با اطلاع  وآگاهی وعلاقه کامل انجام میدهد ودرصورتی که موفق نشود منتظر میشود تا موقعیت وشرایط مطلوب ایجاد شود که این عامل منجر میشود تا دانشجو شدن برای ادامه تحصیل درگرایش مرتبط با علاقه دانشجو باشد نه فراراز بیکاری ویا برای اخذ مدرک.

5-      بدلیل انتخاب دانشگاه برطبق علاقه ونزدیکی ودسترس بودن وامکانات دانشگاه وسایر شرایط موجود صورت میگیرد به این خاطر همه دانشجویان یک تشابه وارتباط فکری وفرهنگی میتوانند داشته باشند که این خود درسنخیت وعملکرد دانشگاه وهمچنین دانشجویان با محیط فرهنگی بیرون میتواند موثرباشد.

6-      درصورتی که عملکرد دانشگاه بدباشد ویا دانشجو شرایطی را نداشته باشد خودبخود این سیستم هردو را به سمت ایده آل سوق میدهد والا موقعیت وجایگاه خود را ازدست میدهند.

 

با توجه به موارد فوق واینکه درهردوروش سطح پذیرش دانشگاهها به دوشیوه متفاوت پرمیشود با این تفاوت که دررویه آزمون سراسری اختیار انتخاب هم از دانشگاه وهم ازدانشجو(زیرا حتی رتبه های  بالا نیز انتخاب را با ارجحیت علمی دانشگاهها نه برطبق موقعیت واقعی خود ودانشگاه انتخاب میکنند)گرفته میشود وهم اینکه درروش آزمون سراسری واسطه هایی بنام موسسات آموزشی وهمچنین بدلیل پذیرش بسیاری درشهرهای دورافتاده هزینه ها وخسارتهای مادی واجتماعی زیادی را متحمل میشوند ودرنهایت بدلیل عدم انتخاب شخصی وبیشتر همانند قرعه کشی بالاجبار دریک مسیر پرهزینه ونامشخص وارد میشوند که خود بسیاری ازپتانسیل ها وتوان تحصیلی اورا میگیرد.

آنچه ازموضوعات فوق مشخص است خاسته یا نا خواسته بسیاری از شیوه ها وروشهای عمومی ودست وپاگیر داریم که خود نه تنها مشکلی از مشکلات جامعه را حل نمیکند بلکه هزینه ها وخسارت های زیادی را به جامعه تحمیل نموده وبستر سوئ استفاده وحیف میل منابع ملی را ایجاد میکند ولازم است راهکارها واصلاحات عملی لازم درآنها صورت گیرد.


 
 
ساخت وساز به چه بهانه ایی !؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳
 

یکی از مهمترین بخشی که برخلاف ظاهر قضیه بزرگترین خسارت واتلاف منابع ورشد تورم ایجاد مینماید فعالیت ساختمان سازانی است که ساختمانهای با عمر کمتر از 30سال را میکوبند وبنا سازی میکنند که به مواردی از این خسارت میلیاردی اشاره میشود.

1-      درهرکشوری هربنایی با توجه به اینکه مصالح ونیروی انسانی زیادی را برده تا تکمیل شود انتظار میرود برای یک دوره حداقل 50ساله جوابگو باشد وبسیاری از کشورها حتی تا100سال مورد استفاده مفید قرار میدهند درواقع هرچقدر عمرسازه طولانی باشد با هزینه استهلاک کمتری به جامعه تحمیل میشود برای آگاهی از خسارت تحمیلی به کشور یک محاسبه ساده آورده میشود فرض کنید امسال مجوز تخریب ونوسازی 10000ساختمان صادر شده باشد ومیانگین عمر این ساختمانها 25سال وسه طبقه در 6 واحد 80متری باشد اگر قیمت تمام شده هرمترمربع ساختمان را  000/3000ریال در نظر بگیریم وعمرمفید قابل استفاده درصورت بازسازی را 50سال خواهیم داشت:

000/10*6*80*000/3000=000/000/000/400/14ریال وخسارت وارده برابربانصف مبلغ فوق یعنی 000/000/000/200/7ریال خواهد بود که شما میبینید در دل این ساخت وساز به ظاهر عمرانی چه خسارت هایی به کشور وارد میشود.

 

2-      خسارت فوق بخشی از خسارتی است که وارد میشود چرا که دوباره بجای آن ،ساختمان 6طبقه ساخته شده که 12واحد دارد یعنی نصف آن جایگزین قبلی میباشد درصورتی که درزمان ساخت میانگین قیمت تمام شده  هرمترمربع ساخت 000/5000ریال باشد دوباره میبینیم که یک مبلغ نجومی زیر از منابع کشور فقط صرف نوسازی واحدهای جایگزین شده هزینه شده است:

10000*6*80*000/5000=000/000/000/000/24ریال.

3-      ازطرف دیگر بدلیل اینکه برای ساخت واحدهای جدید بالاجبار 10000*6=000/60خانوار بمدت حداقل یکسال باید مستاجر باشند یعنی اگر میانگین اجاره 000/4000ریال درنظر گرفته شود خسارتی برابر000/000/000/240ریال به جامعه تحمیل میشود.

 

 

 

موارد فوق سه مورد اصلی تحمیل خسارت میباشد که موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که دراینجا آورده نشده است که از آن جمله میتوان به تاثیر آن در افزایش عمومی قیمتها وتورم است :

الف)تورم ناشی از خرید واحدهای نیمه فرسوده که بدلیل قابل استفاده بودن پیمانکاران مجبورند به قیمت روز خریداری نمایند ویا به قیمت روز درقبال متراژواحد واحد نوساز تحویل نمایند که خود بخود درقیمت آپارتمانهای جدید تاثیر گذار خواهد بود درصورتی که اگر زمین خالی یا خانه کلنگی انتخاب میشد قیمت تمام شده بمراتب پایین تر خواهد بود.

ب)مصرف مصالح برای ساخت 10000ساختمان 12واحدی که درصورت عدم اعطای مجوز تخریب توسط مسئولین ذیربط 60000واحد کمتر مصالح مورد استفاده قرارمیگرفت واین افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمن کالاها میگردد.

 

این عوامل منجرشده بااینکه احساس میشود درهمه جا ساخت وساز انجام میشود ولی تاثیری قابل توجه دراسکان وقیمت دیده نمیشود وروز بروز قیمتها افزایش ووضعیت بد تر میشود.

 

درصورت اعطای مجوز تخریب به ساختمانهای قابل استفاده منجر میشود تا قیمت خرید وتخریب آن بالا باشد وپیمانکاران مجبورند با صاحبان آنها مشارکت کنند که همین عامل بجای خانه دارکردن افراد جدید افراد صاحب ملک را دارای املاک بیشتر کرده وبدلیل بالا رفتن قیمت ها مستاجرین هرروز از خانه دار شدن فاصله بیشتری میگیرند وبرعکس تعداد خانه های نوساز خالی از سکنه افزایش میابد.

 

راهکارعملی پیشنهادی:

ازتوضیحات مختصر فوق چنین استنباط میشود که اعطای مجوزتخریب وساخت وساز برای خانه های کمتراز 50سال عمرمفید نه تنها یک اشتباه محض میباشد بلکه خیانتی بزرگ به اقتصاد ملی است بدون آنکه تاثیر مثبتی به افزایش ویا بهبود قیمت مسکن ایجاد نماید وبه این خاطر است که درکشورهای پیشرفته ودرحال توسعه به ندرت میبینی که ساختمان سازی بجای زمین خالی یا کلنگی با تخریب ساختمانهای قابل نوسازی صورت گیرد.

برای جلوگیری از این خسارت عظیم ملی که ممکن است دست دلالان وواسطه گران ورانت خواران وسودجویان نیز درکارباشد باید قوانین زیر تصویب واعمال گردد:

1-      عدم صدورمجوز(وممنوعیت کامل بدون تبصره) به تخریب ساختمانهای زیر 50سال فقط مجوز بازسازی داده شود.

2-      اخذ تاییدیه وتضمین عمرمفید ساختمان از سازندگان که حداقل 50سال جوابگو باشد که دراینصورت میتوان از ساخت سازهای بی کیفیت وبی دوام جلوگیری کرد.

3-      ارائه معافیت مالیاتی به خریدارانی که برای اولین بار اقدام به خرید واحد میکنند واخذ مالیاتهای تصاعدی از خریدارانی که باردوم یا بیشتر اقدام میکنند دراینصورت میتوان دست واسطه ها را قطع واز تعدد مالکیت وبروز ساختمانهای خالی از سکنه جلوگیری وبا افزایش عرضه آپارتمان برای فروش بی واسطه قیمتها را متعادل کردوبرای شناسایی این موضوع استفاده از کدپیگیری وکد ملی برای ثبت معاملات خواهد بود.

4-      اخذ عوارض پایین از ساختمانهایی که درزمین های خالی ساخته میشوند واخذ عوارض پله ایی از ساختمانهایی که با تخریب ساختمانهای کلنگی اقدام به ساخت وساز میکنند.

5-      شناسنامه دارکردن ساختمان های مناطق وبه جای ارائه جوایز برای نوسازی مناطق ومحدوده های خاص که بسیاری از همین موقعیت بجای خرید ساختمان کلنگی ونوسازی آن اقدام به خرید ومشارکت درساخت ساختمانهای مسکونی اقدام میکنند.

6-      مشخص کردن محدوده هایی برای شهرک سازی مدرن همانند شهرک اکباتان درتهران که دارای تعریف وارتباط شهری وموقعیت مناسب ومجذوب برای بسیاری از اقشار مردم باشد نه شهرکهایی که بدلیل موقعیت وشرایط خاص آن به جای کاهش تقاضا درکلانشهرها منجر به سیل عظیم  از شهرستانها ودهات برای نزدیکی به تهران واسکان درآنها میشود ونه تنها در کلانشهر تاثیری در نرخ مسکن نمیگذارد بلکه متقاضیان ومستاجران جدیدی را درآینده به کلانشهرهااضافه میکند.

7-      هرگونه مجوز برای ساخت ساز منوط به ارائه اسناد پیش فروش واحدها به متقاضیان دست اول باشد تا اطمینان حاصل نمود که ساخت واحدها درجهت تامین وعرضه به متقاضیان است نه سرمایه گذاری وبازارگرمی وایجاد تعدد ملک خالی ازسکنه.

موارد فوق میتواند راهکارهایی در جهت جلوگیری از بروز خسارت وتضییع منابع ملی وهمچنین کاهش تورم وخانه دارشدن خانواده ها گردد.

 


 
 
تاثیر افزایش نرخ ارز در بازار وقیمت کالاها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢
 

افزایش بی رویه قیمت ارز هرچند مدتی است که ایجاد شده ولی هنوز در بازار بیش از 10% اثرات قیمتی نداشته است وهمین امر منجرشده تا اثرات مخرب آن برای بسیاری نامحسوس باشد که دلایل اصلی آن به شرح زیراست:

1-      توررکود چندساله منجرشده تا تجارت با یک وضعیت کندی ورکود مواجه باشد که این وضعیت درششماهه اخیر به اوج خود رسیده وتقریبا" خرید وفروش رادربازار مختل کرده وازآنطرف تاجران برای تامین تعهدات خود بجای توجه به افزایش نرخ دلار بالاجباربا اینکه میدانند درهنگام خرید با قیمتهای بالا خرید خواهند کرد حتی کمتر از قیمتهای قبلی کالاها را بفروش میرسانند تا بتوانند جواب تعهداتشان را بدهند.

2-      رکود چند ساله منجر شده تا مدت زمان  فروش وتامین زیادتر شود لذا خود این عامل منجر خواهد شد که اثرات افزایش قیمت دلار دیرتر برای بسیاری ملموس شده وافزایش قیمت دهند.

3-      معمولا" افزایش قیمت دلار منجر میشود که تاجران برای انجام خریددلار برای خرید کالا ازخود مقاومت نشان دهند وخرید خود را به عقب بیندازند تا شاید قیمت دلار معقول تر شود .

 

سه مورد فوق موارد اصلی عدم تاثیر افزایش دلار درکوتاه مدت است ولی به هر حال بعد از گذشت یک یا دو فصل از افزایش قیمت دلار بیکباره شما با افزایش عمومی قیمت ها حتی بیشتر از افزایش تورم واقعی توسط عوامل بازار خواهید بود که علت اصلی ان از یکطرف افزایش قیمت دلار وازطرف دیگرهزینه هایی است که تاجران درموقعیت  مقاومت ورکود از زمان افزایش دلار متحمل شده اند مهمتر از آن بدلیل شکسته شدن مقاومت آنها ناشی از جوروانی  است که با پذیرش قیمت جدید نرخ دلار احتمال افزایش آتی را میدهند بوجود میاید.

هنگامی که نرخ افزایش دلار واحتمال افزایش های آتی توسط بازار پذیرفته شد وبدلیل افزایش عمومی قیمتها بدلیل افزایش قیمت خرید کالاهای خریداری شده از خارج(وارداتی) وهمچنین افزایش قیمت کالاهای تولیدی داخلی  بدلیل افزایش مواد اولیه وارداتی  همچنین تحمیل هزینه های جانبی بیشتر همانند عوارض ومالیات بیشتر که نسبتی است از قیمت فروش درواقع همه این عوامل منجر میشوند که بیکباره افزایش عمومی قیمتها را بسیار بالاتر از آنچه پیش بینی میشود را باید انتظار داشته باشیم.

بنابراین دولتمردان برای خوشهالی از اینکه بیش از 10% اثرات تورمی نداشتند وحتی از اقرار به آن نیز امتناء کنند باید بدانند پس از مدتی بخواهند یا نخواهند یک تورم بیش از 30% را به مردم تحمیل خواهند کرد.

بنابراین بجای توقف وادعا که افزایش نرخ دلار نمیتواند اثرات چندانی بگذارد با قبول اثرات مخربی که بدنبال خواهد داشت سریعا" اقدامات علمی وسیاستهای عملی لازم برای افزایش نرخ تبدیل(جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی) اتخاذ نمود که از آن جمله به سیاستهای زیر میشود اشاره نمود:

1-      عادی سازی روابط بین المللی واجتناب از مسائل تنش زا.

2-      برنامه ریزی صحیح اقتصادی وحمایت ارزی از تولید کنندگان وتجار برای جلوگیری از افزایش هزینه تولید وتامین کالاها.

3-      کنترل  وکاهش هزینه های غیرضروری دولت وتلاش درجهت افزایش ذخایر ارزی ومصرف بهینه آن.

4-      کاهش هزینه های نظامی وافزایش سرمایه گذاریهای زیربنایی وافزایش تولید ناخالص ملی درزمینه های کشاورزی وباغی ودامی وتولیدات صنعتی و....وتوسعه صنعت توریسم برای خروج از اقتصاد تک محصولی.

5-      اتخاذ سیاستهای صحیح ارزی واجتناب از اعمال سلیقه وعملکرد سیاسی در بزرگترین بخش اقتصادی یعنی بانک مرکزی بطوری که سیاست کنونی ارزی کشور نه به سیاست آزاد نرخ ارز ونه سیاست تثبیت نرخ ارز ونه هیچ سیاست علمی تعریف شده تبعیت نمیکند.

6-      پرهیز از مداخلات سیاسی دولت در مسائل اقتصادی ومحاسبه واعلام صحیح نرخ تورم ورکود و...وبکارگیری اندیشمندان وتوجه به تئوریهای علمی اقتصادی در سیاست گذاریهای اقتصادی.  

7-      ایجاد روابط اقتصادی سالم با کشورهای موفق که کالاها ومحصولات آنها میتواند ازنظر کیفیتی وطول عمرمصرف خسارت های بیشتر وارد ننماید وپرهیز از کشورهایی که درتلاشند به منظور نفوذ دربازار وسیع ایران وفروش کالاهایی که خاستگاه لازم در سایر بازارها ندارد کالاهای بی کیفیت خود را ارائه دهند که این کالاها علاوه برایجاد خسارت وهزینه بیشتر بدلیل ارزانی منجر به ورشکستگی بسیاری از تولید کنندگان داخلی میشود.

8-      پرهیز ویا کاهش فعالیت در تولیدات وتکنولوژیهای با فن آوری بالا ویا تولیدات مونتاژ وبجای آن تمرکز در فعالیتهای زیربنایی واتکاء وسرمایه گذاری در مزیت های طبیعی موجود همانند کشاورزی وباغات ومعادن وفرش وپتروشیمی وخدمات مهندسی و...که میتواند پتانسیل های صادراتی خوب ایجاد نماید که متاسفانه بجای آن به تولیدات مونتاژ ومصرفی همانند خودرو وغیره که علاوه بر مصرف بی رویه منابع ارزی درآمد ارزی  ایجاد ننموده وفرهنگ مصرفی مردم را روز بروز بدتر نموده وکالاهای با کیفیت پایین ووابستگی به واردات راافزایش وتلفات جانی وزیست محیطی زیادی را به جامعه تحمیل نموده است.

موارد فوق برخی از موارد افزایش تولیدناخالص ملی  وزیرساخت های اقتصادی کشور بوده که میتواند در افزایش ارزش پول یک کشور وجلوگیری از خروج ارز وافزایش ذخایر ملی و...مثمر ثمر باشد.

درغیر اینصورت باید همیشه انتظار تورم افسار گسیخته ویا کاهش بی رویه ارزش پول ملی وافزایش نرخ بی رویه ارز وخلاصه کلام تحمیل ناکارامدی  مدیریت اجرایی  کشور به مردمی که از نظر منابع سرشارنفتی ودرسرزمینی چهار فصل را درآن همزمان میتوان دید(که از نظر کشاورزی وباغی ودامی منحصرترین شرایط محیطی است) ومنابع سرشارمعدنی وبهترین شرایط توریستی دارد که هر کدام از آنها برای پیشرفت یک کشور کافی است ولی ما بدنبال حذف چهاررقم از پول ملی هستیم ودرسایه نبود استراتژی های صحیح اقتصادی،اقتصاد ما از نرخ تبدیل دلار از یک ریال  به 70ریال تا یک ریال به 13500ریال را تا کنون تجربه کرده است.


 
 
سرمایه گذاری دربورس(خرید سهام)بایدها ونبایدها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠
 

برای اینکه بدانیم سرمایه گذاری در بورس (خرید سهام)درکشورما گزینه خوب است یا بد ابتدا باید به بررسی تحلیلی بورس ایران بپردازیم وموقعیت وجایگاه آن درمقایسه با گزینه های دیگرسرمایه گذاری بررسی کنیم.

 بورس یکی از بزرگترین ابزارهای مالی واقتصادی هرکشوری است که در آنجا به راحتی وروزانه میلیاردها سهام وکالا وپول وطلا وارزومواداولیه و... دادوستد میشود.

مزیت اصلی سرمایه گذاری درسهام اینست که میتوان با هر رقم ومبلغی درهرشرکت تولیدی ویا خدماتی ویا بازرگانی وغیره که در بورس پذیرفته شده سرمایه گذاری نموده وبرگ سهام دریافت نمود واین سرمایه گذاری قابل خرید وفروش در کارگزاریها میباشد.

عیب اصلی سرمایه گذاری درسهام اینست که شما جزو سهامداران جزء محسوب شده وهیچ تاثیری در تصمیم گیریها وسیاست گزاریهای محل مورد سرمیه گذاری نداری وعملکرد آن خارج از اختیار شماست درواقع سود وزیان درآن به شانس شما بستگی دارد که شرکت ویا محلی که درآن سرمایه گذاری کرده علاوه برمولفه های اقتصادی چه عملکردی داشته باشند.

درصورتی که درسایر سرمایه گذاری هایی همانند خرید ملک وطلا وارز وغیره بجز تاثیر شرایط اقتصادی جامعه که در بورس نیز تاثیر دارد بقیه موارد آن تقریبا" در اختیار شماست ودرصورت رشد ارزش آن به راحتی شما مالک سود حاصله میباشید در صورتی که در رشد قیمت سهام عملکرد مدیران بسیار در نرخ سهام موثر میباشد یعنی بیش از هرچیزبه EPS(سود هرسهم )بستگی دارد .

متاسفانه در کشور ما بنگاههای اقتصادی وشرکتها تا زمانی که دارای مالکیت خصوصی هستند (سهامی خاص) مدیران ومالکان تمام تلاش خود رابرای توسعه وافزایش سود انجام میدهند تا بتوانند بازده فعالیت خود را به حداکثر برسانند و مرحله ورود به بورس وسهامی عام شدن وعرضه سهام دربورس را اوج دستیابی به منافع مورد انتظار خود میدانند وپس از عرضه به عموم بدلیل انتصاب مدیرانی که خود ذینفع اصلی نیستند وتوسط سهامداران بزرگ که معمولا" دارای مدیران انتصابی هستند انتصاب میشوند وبیکباره با یک افت عملکردی مواجهه میشوند .

بدلیل کاهش EPS اکثریت شرکتهای حاضر در بورس که مهمترین وشاید تنها بخش سرمایه گذاری مردم در بورس است منجرشده تا نرخ هر سهم بازار نیز با کاهش محسوس مواجهه شود وهمین عامل ضرر وزیان زیادی را به سهامداران وسرمایه گذاران تحمیل نموده وانگیزه مردم را در سرمایه گذاری پایین آورده است.

از طرف دیگرعدم شفافیت وعدم وجود سیستم های نظارتی وکنترلی لازم از جو روانی سوء استفاده کرده وبیکباره سودهای هنگفتی با عرضه سهام بیش ارزش اسمی وواقعی آن به جیب صاحبان وموسسان اصلی میرود وپس از مدتی قیمت بادکنکی ایجاد شده بیکباره ترکیده وضرر وزیان زیادی به سهامداران وسرمایگذاران وارد میکند که این عامل آنقدر تکرار وصورت گرفته که بسیاری از سرمایه گذاران وفعالان بازار بدلیل تحمل ضرروزیان زیاد حتی آنهاکه خود تحلیلگر ومطلع بازار محسوب میشوند به همین دلیل از بازار سهام وسرمایه گذاری در آن دلسر شده اند برای مثال میتوان به عرضه سهام بانکهای جدید التاسیس که با جو روانی اولیه برخی حتی بیش از 300% قیمت اولیه عرضه شد وپس از چند سال بیکباره با افت قیمتی مواجهه گردیدند .

 اصولا" درکشورهای جهان سوم بدلیل ناکارآمدی عملکرد مدیران شرکتها وعوامل دیگر نرخ سود هر سهم همیشه از نرخ تورم موجود کمتر است یعنی بازده سهام توجیه منطقی ندارد وبازارسازان با اطلاع از آن میدانند که برای ایجاد توجیه لازم برای سرمایه گذاری در سهام ناچارند جو روانی لازم برای افزایش قیمت سهام بیش از قیمت واقعی ایجاد کنند که هر چند این ترفند در کوتاه مدت اثر کرده وسهامداران خوشهال هستند که علاوه بر سود هرسهم مبلغی نیز از افزایش قیمت هرسهم بدست میاورند ولی در بلند مدت با کاهش یکباره قیمت هرسهم منجر شده تا آنها بیکباره بیش از 50% مبلغ سرمایه گذاری را ازدست بدهند وضرروزیان هنگفتی را متحمل شوند واین ضرر وزیان بدتر خواهد بود اگر مقایسه کنند که درصورت اختصاص این سرمایه گذاری به موقعیت های دیگر همچون زمین یا طلا وارز میبینند که چندین برابر دچار ضرر وزیان شده اند.

لذا مشخص است که بورس درکشور ما بدلیل وابستکی آن به عملکرد مدیریتی وهمچنین عدم وجود شفافیت ورهکارهای کنترلی غیر قابل نفوذ برای جلوگیری از ایجاد جو روانی واقتصاد نا پایداروعدم وجود اتحادیه های مستقل برای اثرگذاری سهامداران جزء نمیتواند یک بستر سرمایه گذاری مطمئن وتوجیه پذیر باشد.

 


 
 
حقوق مادام العمربرای مسئولان سیاسی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩
 

مجلسی که در ابتدای شروع فعالیت خود برسر افزایش ودیعه رهن منزل نماینده ها تیتر اول مباحث روز را بخود اختصاص داده بود انتظار میرفت که در آخرین سال فعالیت خود نیز یک مصوبه پولی داشته باشد .

 ولی تصویب حقوق مدام اعمر در این شرایط خاص سیاسی کشور که کارنامه اقتصادی ضعیفی از مجلس ودولت بدلیل بالا رفتن خط فقر وتورم افسارگسیخته و افزایش اجاره خانه ها وقیمت زمین وآپارتمان وافزایش قیمت دلار که ناشی از تضعیف قابل توجه ارزش ریال بوده وبحث حذف چهارصفر از پول کشور مطرح شده وحذف یارانه ها وتحمیل هزینه های خارج از توان اقشار ضعیف  واختلاس های هزارمیلیاردی و... که حاکی از تصمیمات ومصوبات واستراتژی های سیاسی به جای علمی واقتصادی وسوئ استفاده ها ودخالتهای برخی از مسئولان سیاسی در مسائل اقتصادی بوده است بسیار جالب است ونه تنها دیدگاه سیاسی واجتماعی آنها را به زیر سوال میبرد بلکه توجه به منافع شخصی وفردی را پررنگ تر میکند.

درشرایطی که دردنیا وحتی کشورهایی که نظام سرمایه داری دارندومسئولین ومجالس آنها را درخدمت پول وسرمایه قلمدادمیکنند نیز چنین مصوبات خاص دیده نمیشود برای همین است که میگویند" ازماست که برماست"

نمیدانم آیا برخی تصمیم گیران میدانند که چه میکنند ویا نمیدانند ،اگر میدانند چرا اینگونه عمل میکنند که بزرگ وکوچک ،فقیر وغنی ، تحصیل کرده وبیسواد...را بخود میخندانند که درزمانی که تورم بیداد میکند بسیاری از مردم شب را با نگرانی سر در بالین خود میگذارندوبسیاری با شکم سیر نمیخوابند ویا برنامه غذایی مناسب ندارند واز آنطرف حقوق ودستمزدهای تعریف نشده بودجه ها را با کسری مواجه نموده تصویب هزینه ها به آسانی ونه برای یکسال ویکبار بلکه برای مادام اعمر به آسانی صورت میگیرد مگر تصمیم گیرندگان امروزی حق ایجاد تعهد برای آیندگان را دارند که شاید این ازآنجا ناشی شده که آنها منابع آیندگان را نیز به راحتی به مصرف میرسانند واگر نمیدانند که باید تاسف خورد به حال سرنوشت مردمی که دردستان آنها قراردارد.

نمیتوان با یک تصمیم اشتباه کار همه مسئولان وتصمیم گیرندگان را زیر سوال بردومشخصا" هستند کسانی که درطول مسئولیت خالصانه درتلاشند ویا در واحدهای تخصصی  خود دارای تجارب ارزشمندی شده ومیتوان برای  تقدیر از آنها بجای اعطای حقوق مجانی اشتغال مجددشان بعد از مسئولیت سیاسی درپستهای اجرایی تخصصی تضمین کرد همانند اینکه اگر نماینده ایی در کمیته تخصصی کشاورزی ویا صنعت بوده وتلاش ها ومطالعات وفعالیتهای خوبی داشته دروزارت کشاورزی ویا صنایع ودرمسئولیتهای اصلی مشغول فعالیت شوند.

اصولا" هرکس در پست سیاسی بوده مشخصا" یک شغل اداری را قبلا" داشته وحقوقی نیز دریافت میکرده اگرلازم است شیوه حمایتی تعریف شود  میتوان محدوده بازنشستگی مناسب تعریف کرد نه دریافت مادام العمر حقوق که نشانگر اینست که این حقوق جذبه خاصی داشته که بیشتر نگران از دست دادن آن هستند درصورتی که اگر مقام ومسئولیتش در شان تجربه وتحصیل فرد باشد چرا آن را از دست بدهد! بلکه در مشاغل دیگر با توجه به سابقه تخصص وتحصیل شاید موقعیت بهتر و درآمد بیشتر نیز داشته باشدوگرنه چرا به کسی که لایق پست ومقامی نبوده باید مادام العمر حقوق داد.

بالاخره بسیار تاسف بار وغم بار است که دربالاترین پستهای سیاسی وتصمیم گیری بجای توجه به وضعیت عمومی جامعه وسروسامان دادن به آن از قدرت واختیار موجود برای منافع فردی استفاده شودوحد اقل اگرچنین پیشنهادی از جای دیگر میامد باز قابل تحمل تر بود.


 
 
نان وپنیر وسبزی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٥
 

درگذشته بیاد دارم که مردمان فقیر بیشتر لبنیات میخوردند ونان وپنیر وسبزی وغذاهایی همانند کله پاچه وسیب زمینی آب پز وتخم مرغ وحبوبات وآش و... که قیمت آنها بسیار ارزان بود وهمین خود ناخواسته بدلیل اینکه ارزش غذایی زیادی داشتند منجرشده بود که فرزندان فقرا از فرزندان افراد ثروتمند که بیشتر غذاهایی همانند برنج و مرغ و... را میخوردند سالم تر وسرحال تر باشند بطوری که بیاد دارم فقیر ترین خانواده در کوچه ما فرزندانش درشت اندام تر وسالم ترازبقیه  بچه ها بودند.

 اکنون لبنیات و سبزی و تخم مرغ وحبوبات وغیره خود تبدیل به اقلام گران شده اند ومن بعضی وقتها با خود میگویم که فقرا ی امروزی چه چیزی میخورندکه بتواند نیاز پروتیین وویتامین آنها را تامین کند ؟ وبرعکس ثروتمندان نیز به ارزش غذایی خوراکی ها پی برده وبخوبی از بهترین آنها مصرف میکنند وحتی فراتر از آن قرص های ویتامین نیز جزو مصارف روزانه آنها شده است.

 درگذشته هیچ وقت فقیر وثروتمند از رنگ رخسار قابل تشخیص نبودند واز لباس وپوشاک آنها میتوانستی به فاصله طبقاتیشان پی ببری ولی امروز فقر از چهره ونگاه مردم قابل تشخیص است وفرزندان فقرا رنجور ونحیف وفرزندان ثروتمندان سفید وچاق وجالب تر اینکه لباس های چروک وپاره وخاص مد شده که شبیه لباس فقرا میباشد تا ثروتمندان وفقرا به لطف لباس های یکبار مصرف چینی دربرخی موارد خوشتیپ تر نشان میدهند..

واقعا" اینهمه شعار وحمایت از فقرا ونیازمندان زده میشودواقعا" چقدر از آنان حمایت شده ودرسفره غذای آنها چه چیزی اضافه کردیم ویا اینکه سفره آنها را خالی از طعام کرده وبدبخت وبیچاره کردیم ومتاسفانه از تن رنجور آنها وگریه فرزندانشان واینکه چگونه شبها را با شکم گرسنه برزمین میگذارند مسئولین خبرندارند یا خود را به بی خبری میزنند البته شاید بسیاری از مسئولان خود از قشر فقرا بوده اند ولی همچون کلاغ خود وخانواده شان ادای کبک درآورده وانگار با فقر بیگانه بوده اند وفقرا را فراموش کرده اند .

بدبختی اینجاست که بهداشت را نیز از آنها گرفتیم واگر درد دندانی ویا بیماری دچار شوند چاره ایی جز دست وپنچه با مرگ ندارند درصورتی که درگذشته یادم است بهداشت تقریبا" رایگان بود حتی دندانپزشکی که امروزه به یک معاینه لوکس تبدیل شده وفقرا فقط میتوانند دندانی که درد کند را بکشند.

نداشتن سرپناه دردی است که آنها را دچار ساختیم ومیگوییم ما حامی فقراییم ودشمن ثروتمندان! وهمه تلاش ها وبرنامه ریزی ها به جای سرپناه دادن به آنها ابزاری برای واسطه ها میشود ودراین وضعیت خدا به داد آنها برسد.

در گذشته بیاد دارم که هر کس کار میکرد درآمدش از خط فقر بالاتر بود ودلیل اصلی آن آموزش رایگان وبهداشت رایگان وارزان بودن بسیاری از موادغذایی اصلی همچون لبنیات ومیوه وسبزیجات وغیره بود .

کارمند در آن موقع جزو اقشار پردرآمد محسوب میشد که چون بدلیل رایگان بودن بسیاری از کالاها برای او وهمچنین خدمات جایی برای هزینه پیدا نمیکرد وصاحب خانه شدن برای چنین قشری همانند آب خوردن بود.

تامین احتیاجات اولیه یک شهروند وظیفه اصلی وجزو برنامه های اولیه دولت بود وشعار دادن ومنت گذاشتن در تامین آن بدلیل وجود درآمدهای نفتی که جزو ذخایر ملی استونه ناشی از کارامدی دولت معنی ومفهومی نداشت وهمه برنامه بسوی تامین مایحتاج اولیه وخدمات بهینه عمومی از آن محل سوق داده میشد.

امیدوارم که فقر وبیچارگی وبدبختی را بفهمیم وبه یاد بیچارگان باشیم ومسئولیت های زود گذر را به دروغ وشعار واختلاس وسوئ استفاده نگذرانیم که تاریخ درذهنها وکتابها میماند وگنهکار به سزای اعمال خود میرسد که از آن به دست تقدیر طبیعت یاد میشود ونظم آفرینش.


 
 
مترو(مشت نمونه خلواراست)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
 

پیر وجوان ،زن ومرد با عجله از ورودیها وراه پله ها به سرعت به طرف سکوها میایند کمتر کسی است که عجله نداشته باشد، مسیر مشخصی نه درعرف ونه از طرف مسئولان برای تردد تعریف نشده وهرکسی هرمسیری برای عبور دید راه خود را ادامه میدهد ودر ایبین اگراحساس کند کسی مانع حرکت اوست جز غر زدن چاره ایی ندارد شنیده ام که دربرخی کشورها "فرهنک سازی میشود که از سمت راست خود حرکت کنید "که این موضوع خود تعریف مسیر است وکاررا برای عابران تسهیل میکند.

برخی انگارمنتظر دوستانشان هستند ودرکنار ستونها به انتظار ایستادند ونظاره گر مردم ،صحنه زیبایست ونشانه جنب وجوش مردم وشروع فعالیت روزانه (صبح ها)یا خاتمه آن(درهنگام غروب)  .

این ازدحام جمعیت شاید بخاطر عدم توسعه سیستم حمل ونقل درون شهری است که با روند رشد جمعیت وامکانات موجود همخوانی ندارد ونا خاسته همه را بسوی مترو روانه میکند.

کنارسکو که میرسی ازدهام جمعیتی میبینی که درانتظارورود قطارایستادند وآنقدر تراکم جمعیت زیاد است که خط مقدم آنها از خط قرمز درج شده درسکو نیز عبور کرده ومنتظرند کوچکترین تکان میتواند حادثه آفرین باشد.

واگن خانم ها وآقایان جداست ولی دربین آقایان همیشه خانمهایی را میبینی که با همسران یا دوستان خود میخواهند وارد واگن آقایان شوندودربین منتظران معلولان ومسن هایی نیز به چشم میخورد که کوچکترین برخورد با آنها ممکن است خطرساز باشد ولی درکنارمردم منتظر ایستاده اند وهیچکس نیز اعتنایی به همدیگر نمیکند یا غرق در افکارخود است وبه روزی پرتلاش تکراری ویا به گرفتاریهایی که درانتظارش است ویا مشکلات حل نشده ایی که از دیروز مانده ویا به امید روزی خوش درخود غرق گشته وبه اطراف خود واحترام به مسن ها ومعلولان وخانم ها وکودکان را فراموش کرده .

هنگامی که قطار میخواهد درایستگاه پهلو بگیرد بی اختیار همه تکان تکان های کوچکی بخود میدهند همانند گلوله که در داخل تفنک جابجا میشود تا بمحض شلیک انفجارگونه به سوی هدف شلیک شود.

درمتروباز میشود گلوله مردمی برخی مواقع آنقدر بزرگ است که درهمان ورود گیرمیکند ویا در متربدلیل فشار مردم نیمه باز میماند ولی فشار وفشار بالاخره آنها که جلوترند با سرعتی بی نظیر که ممکن است حتی زمین بخورند بسوی صندلیها شتابان میروندواگرکسی زمین خورده باشد هیچ کس  تا صندلیها پرشود به او اعتنایی ندارد واز روی او بسوی صندلیها میدوند وخود را به جای خالی پرتاب میکنند وکشمکشی همراه با برخوردها وناراحتیهای تند نیز ایجاد میشود.

نمیدانم اینهمه تلاش برای دقایقی نشستن توام با بی احترامی چه معنی ومفهومی دارد شاید اگر از دیدگاه روانشناختی به قضیه نگاه کنیم همین رفتار گویای بسیاری از چیزها باشد که من برخی را با تحلیل شخصی میاورم:

- حس برنده شدن :احساس میکنم بسیاری مخصوصا" جوانان این رفتار ورسیدن به صندلی را یک برد وباخت میدانند ولذت میبرند اگر ببرند که اگرچنین باشد درجامعه ما رقابت سالم و خوب برای جوانان آنگونه که باید تعریف وبرنامه ریزی نشده واین احساس دردرون آنها سرکوب شده وبناچار درچنین موقعیت هایی خود را دروضعیت رقابت میبینند وتلاش میکنند این نیاز درونی خود را ارضا کنند.

- رواج بی احترامی وارج ننهادن به بزرگ وکوچک وزن ومرد: شاید این یکی از دلایل اصلی ازبین رفتن ارزشها وحس احترام به بزرگترها ویا احترام وکمک به سالمندان وخانم ها وکودکان باشد که البته من بخوبی بیاد دارم که آن موقع که بچه بودیم درفرهنک عمومی ما به بزرکترها وخانم ها وروحانیون و...یک احترام وحرمت خاصی وجود داشت بطوری که هرگز از یادم نمیرود اگر درحین بازی بودیم ویک دفعه یکی از بازیکنان میگفت بچه ها آقا(روحانی )دارد میاید با اینکه ته کوچه تا محل بازی ما بیش از 1000قدم فاصله داشت توپ را به حال خود ول میکردیم وکنار دیوار خبردار میایستادیم تا آقا از جلوی ما رد شود وهنگام عبور نیز سلام میدادیم وچون 200قدم دور میشد به بازی ادامه میدادیم ویا اگر فرد مسنی رد میشد میایستادیم تا عبور کند وسلام میدادیم.ولی امروز میبینم که روحانی وپیر وجوان هیچ کدام حرمت ندارد که برای امتحان ایستگاه مترو بهترین مکان است که اگرچنین باشد باید دولتمردان وروحانیون ما بررسی کنند که چه عملکرد ورفتار وفرهنگ سازی اشتباه بجای بهبود وافزایش ارزش ها این بدبینی وبی احترامی را رواج داده.

- حس احقاق حق وتملک ودستیابی به یک فرصت:اگراین حس باشد نشانگر محرومیت وفقر وفشارهای روحی وتضییع حقوق ملت است که آنها را وادار میکند برای بدست آوردن هر فرصت وامکانی باهم مبارزه کنند وبدون توجه به عواقب آن وهمچنین ارزشها دست به هرکاری بزنند که همین موضوع منجر شده که خود مسئولان اقرار کنند که بیش از سه برابر زندانها زندانی داریم وآمار جرم وجنایت وسرقت واعتیاد وفساد اینقدر افزایش یابد.

- عصبی بودن وانتقام جویی: اگرچنین باشد نشانگر اینست که مردم بدلایل مختلف تحت فشارهای عصبی هستند ونسبت به دیگران بدبین وهمیشه احساس میکنند که این دیکران هستند که بدرفتارمیکنند وبه آنها ظلم میشود وبرای همین همیشه با عصبانیت وخشونت ودرنهایت بی رحمی عمل میکنند که این موضوع نیز قابل بررسی است که چه مسائل وموضوعاتی مردم راچنین عصبی وانتقام جو نموده است.

دربازمیشودو مردم با شدت تمام بسوی صندلیها وهرجا که خالی است پرتاب میشوند بالاخره واگن ها پرمیشود برخی مسرور از گرفتن جا وبسیاری ناراحت از این شیوه بد وهل دادن وبی احترامی ،درها بسته شده وقطار پس از تکان تلق وتلوقی که از محصولات چینی ویا تولید داخلی که اول بسیار خوب دیده میشوند وبعدا" هزار عیب وایراد پیدامیکند به راه میافتد هنوز اولین ایستگاه را رد نکرده صدای کودکانی که با یک تجربه وتخصص خاص میگویند من بدبختم ومادر ندارم وبیجاره ام ویا زنانی که با همین مضمون ونوزادی نیز درآغوش بدشواری از میان مردم دررفت وآمد هستند،اینها را که میبینی یک احساسی به تومیگوید که اینها تیمی فعالیت میکنند وآموزش دیده اند پس مشخص است که فقر وبدبختی وتداوم آن منجر شده تا گروههای مافیایی گدایی نیز تشکیل شود وازآنطرف جوانان ومردانی که هرکدام بفروش محصولی همانند باطری وخوردنی و... مشغولند وآدم افسوس میخورد که جوانانی ورزیده بدلیل بیکاری دوره کردی میکنند.

تنگی جا وتردد این افراد وتنش های ایجاد شده دراول ورود به قطار ومشکلات اقتصادی واجتماعی همه وهمه دست بدست هم میدهد وبسیاری شروع به تحلیلهای سیاسی واقتصادی میکنند وشما هر موضوعی از دشنام به مسئولان گرفته تا هر رده ایی واختلاس ها وحیف ومیل ها را میشنوی وازآنطرف کسانی که روزنامه دردست دارند باتحلیل تیترها ی روزآنها راهمراهی میکنند.

 این نشانگر آنست که برای دستیابی به وضعیت اقتصادی وفرهنگی جامعه لازم نیست تحقیقات ومطالعات پیچیده ایی انجام بدیم ویا وضعیت را وارونه جلوه بدیم وتصمیم گیرندگان ودولتمردان اشتباهات خود وحقایق جامعه را نپذیرندبایدبدانند از یک گوشه جامعه همانند مترو وضعیت فرهنگی واقتصادی وروانی کل جامعه بوضوح کامل نمایان است ودوست ودشمن ،باسواد وبیسواد بخوبی آن را میبینند ومعضلات موجود درجامعه را میفهمند.

امیداست بجای سرپوش گذاشتن برروی مشکلات وهمچون کبک سردربرف کردن بفکررفع آنها براییم ویا حداقل اگرتوان رفع آن را نداریم جرات کناره گیری واستعفاء را داشته باشیم تا به بدنامی درتاریخ از مایاد نشود


 
 
برف زمستانی وسوزسرما راچگونه میتوان تعبیرکرد(اولین برف)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٧
 

برف وسرما از راه رسید ومناطقی از تهران ودیگرشهرهای سردسیرایران را سفید پوش کرد.

برف نعمتی بزرگ است چون که ذخایر آبی از وجود برف تشکیل میشود وبسیاری از آفت ها را نیز ازبین میبرد وازآنطرف یک جامه سفید ویک رنگ به طبیعت میپوشاند وانسان با مشاهده آن میتواند به جای مطالعه کتابهای مختلف ودرس اخلاق وانسانیت به زیبایی پاکی ویک رنگی و شفافیت وزندگی بدور از ریا پی ببرد وبداند اگر با صداقت وپاک وبی آلایش وبدور از دروغ ونیرنگ باشد چقدر میتواند سفید وپاک باشد.

از این حرف های عارفانه بگذریم واز رویا داخل محیط خود شویم که درسطوح مختلف دروغ ونیرنگ وفریب به یک اصل تبدیل شده وروزانه درهرجا وهر شرایط وهرجایگاهی حتی از رسانه های عمومی با پررویی میشنوی ومیبینی که چگونه بداخلاقی جای اخلاق را گرفته ولی به هر حال امید وارم واطمینان دارم همانند برف وسرما چیزی خواهد بارید وآفت را از میان خواهد برد که این رسم طبیعت است وگذرایام و تاریخ خارج از اختیاربشرهرچند بتوان دیرو زودش کرد ولی سوخت وسوز نداردوتغییر درذات زندگی است وعلما میگویند اگرکسی تغییررانپذیرد سرنوشت او همانند سرنوشت دایناسور منقرض خواهد شد.

تخصص من اقتصاد وبازاراست وباید هرموضوعی را درآن حیطه بررسی کنم ووظیفه خود را درارائه اطلاعات تحلیلی انجام دهیم.

رکود گریبان بازار وتجارت واقتصادایران را گرفته وازآنطرف تورم نیز  شمشیر برنده خود از رو بسته وهرکه را که به زانو میافتد را سرمیبرد وبسیاری از بازاریان به امید مشتری نشسته اند واین سرما مشتریان را خانه نشین میکند وبرشدت رکود میافزاید.

البته هراتفاق ورویدادی همیشه به ضرر همه نیست همانطوری که از دروغ برخی بهره برداری میکنند دربازار نیز از سرما هرچندبسیاری گرفتار میشوند ولی برخی صنف ها نیز همانند آنهایی که با سیستم های گرمایشی ارتباط دارند ویا درخودرو همچون زنجیر چرخ وباطری وضد جوش ...بازارشان رونق میگیرد وهمین امرمنجر شده که یک حرکت وجریان همیشه درطبیعت بازار باشد وهیچ موقعیت ووضعیتی آن را به رکود کامل نکشاند ویاس ناامیدی کل بازار را نگیرد.

پس طبیعت وزندگی طوری است که هیچ وضعیت وموقعیتی رکود کامل وتوقف کامل درآن نمیتواندایجاد کند همانگونه که هیچ پدرسالاری درسطح خانواده ویا دیکتاتور وحاکم ظالمی درسطح دولت هم نتوانسته در حیطه قدرت خود سکوت وسکون ایجاد کنندوخفقان  که این نشانگر این است که از کوچکترین نهاداقتصادی که خانوده باشد گرفته تا بالاترین نهاد اقتصادی یعنی دولت یک حرکت وتغییر را باید تجربه کنند ودرپایان مرگ درانتظارشان است ودوباره نظامی وفرزندی با گرایش جدید وشیوه ایی دیگر پس هیچ تاجر وبازاری نیز نباید این یاس وناامیدی را بخود دهد که دیگر بازار وکار به سرحد خود رسیده ودیگر سود وبرکت از آن رخت بسته بلکه تغییری در راه خواهد بود وسودی خارج از انتظار برای آنانکه ننشسته اند وناامید نشده اند وهر سرما ورکودی را پشت سرگذاشته اند وبا آن مبارزه کرده اند

 


 
 
برف زمستانی وسوزسرما راچگونه میتوان تعبیرکرد(اولین برف)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٧
 

برف وسرما از راه رسید ومناطقی از تهران ودیگرشهرهای سردسیرایران را سفید پوش کرد.

برف نعمتی بزرگ است چون که ذخایر آبی از وجود برف تشکیل میشود وبسیاری از آفت ها را نیز ازبین میبرد وازآنطرف یک جامه سفید ویک رنگ به طبیعت میپوشاند وانسان با مشاهده آن میتواند به جای مطالعه کتابهای مختلف ودرس اخلاق وانسانیت به زیبایی پاکی ویک رنگی و شفافیت وزندگی بدور از ریا پی ببرد وبداند اگر با صداقت وپاک وبی آلایش وبدور از دروغ ونیرنگ باشد چقدر میتواند سفید وپاک باشد.

از این حرف های عارفانه بگذریم واز رویا داخل محیط خود شویم که درسطوح مختلف دروغ ونیرنگ وفریب به یک اصل تبدیل شده وروزانه درهرجا وهر شرایط وهرجایگاهی حتی از رسانه های عمومی با پررویی میشنوی ومیبینی که چگونه بداخلاقی جای اخلاق را گرفته ولی به هر حال امید وارم واطمینان دارم همانند برف وسرما چیزی خواهد بارید وآفت را از میان خواهد برد که این رسم طبیعت است وگذرایام و تاریخ خارج از اختیاربشرهرچند بتوان دیرو زودش کرد ولی سوخت وسوز نداردوتغییر درذات زندگی است وعلما میگویند اگرکسی تغییررانپذیرد سرنوشت او همانند سرنوشت دایناسور منقرض خواهد شد.

تخصص من اقتصاد وبازاراست وباید هرموضوعی را درآن حیطه بررسی کنم ووظیفه خود را درارائه اطلاعات تحلیلی انجام دهیم.

رکود گریبان بازار وتجارت واقتصادایران را گرفته وازآنطرف تورم نیز  شمشیر برنده خود از رو بسته وهرکه را که به زانو میافتد را سرمیبرد وبسیاری از بازاریان به امید مشتری نشسته اند واین سرما مشتریان را خانه نشین میکند وبرشدت رکود میافزاید.

البته هراتفاق ورویدادی همیشه به ضرر همه نیست همانطوری که از دروغ برخی بهره برداری میکنند دربازار نیز از سرما هرچندبسیاری گرفتار میشوند ولی برخی صنف ها نیز همانند آنهایی که با سیستم های گرمایشی ارتباط دارند ویا درخودرو همچون زنجیر چرخ وباطری وضد جوش ...بازارشان رونق میگیرد وهمین امرمنجر شده که یک حرکت وجریان همیشه درطبیعت بازار باشد وهیچ موقعیت ووضعیتی آن را به رکود کامل نکشاند ویاس ناامیدی کل بازار را نگیرد.

پس طبیعت وزندگی طوری است که هیچ وضعیت وموقعیتی رکود کامل وتوقف کامل درآن نمیتواندایجاد کند همانگونه که هیچ پدرسالاری درسطح خانواده ویا دیکتاتور وحاکم ظالمی درسطح دولت هم نتوانسته در حیطه قدرت خود سکوت وسکون ایجاد کنندوخفقان  که این نشانگر این است که از کوچکترین نهاداقتصادی که خانوده باشد گرفته تا بالاترین نهاد اقتصادی یعنی دولت یک حرکت وتغییر را باید تجربه کنند ودرپایان مرگ درانتظارشان است ودوباره نظامی وفرزندی با گرایش جدید وشیوه ایی دیگر پس هیچ تاجر وبازاری نیز نباید این یاس وناامیدی را بخود دهد که دیگر بازار وکار به سرحد خود رسیده ودیگر سود وبرکت از آن رخت بسته بلکه تغییری در راه خواهد بود وسودی خارج از انتظار برای آنانکه ننشسته اند وناامید نشده اند وهر سرما ورکودی را پشت سرگذاشته اند وبا آن مبارزه کرده اند

 


 
 
درخت کهنسال اقتصاد ایران را بانک مرکزی بجای آب با نفت آبیاری(نفتیاری) میشود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥
 

بانک مرکزی بدلیل اینکه سیاستهای پولی را دراختیار دارد یکی از مهمترین واثرگزارترین مراکز اقتصادی کشورمحسوب میشود .

مدیریت صحیح بانک مرکزی درهرکشوری وسیاستگذاری صحیح آن برنقدینگی از طریق کنترل پول درگردش کشور وتزریق ویا خروج نقدینگی درمقاطع زمانی معین که توسط کارشناسان واقتصاددانان بزرگ مطالعه تحقیق وبا توجه به وضعیت عمومی کشور ووضعیت جهانی پیشنهاد میشود میتواند تاثیر بسزایی در نرخ تورم وارزش پول وحفظ نرخ مبادله پولی (پول داخلی با ارزهای بین المللی داشته باشد.

بدلیل اتکاءارزش پولی هرکشوری به ذخایر مسکوکات وطلا وجواهرات ملی وارز آن کشور که بعنوان پشتوانه پولی هرکشوری  درنزد بانک مرکزی نگهداری میشود ومدیریت صحیح برکاهش وافزایش آن میتواند برارزش پولی آن کشور اثرگذارباشد.

یکی از مهمترین استراتژی های مدیریتی درکشورهای توسعه یافته برای تثبیت وافزایش ارزش پولی خود وکنترل ویا کاهش نرخ تورم ومتعاقب ان افزایش توان اقتصادی خود وحفظ موقعیت برتر درمقایسه با کشورهای دیگرجلوگیری از سوءاستفاده دولتمردان از کانون های اقتصادی کشور به نفع اهداف سیاسی ویا شخصی میباشد وتلاش میکنند که این مراکز اقتصادی برطبق یک سری سیاستهای اقتصادی تعریف شده که مطالعات علمی لازم صورت گرفته ومتکی برنظریه های اقتصادی تعریف شده است وبا استفاده از دانشمندان وتحلیلگران وکارشناسان خبره مدیریت میشود وتلاش میکنند که با اتکاء به آمارهای دقیق وبرآورد صحیح نرخ تورم و...همیشه خود را در هجمه ایی از نقد وتحلیل قراردهند وبا مقایسه صحیح وعلمی از هرگونه تصمیمات سیاسی وتبدیل آن به ابزار صاحبان قدرت جلوگیری بعمل میاورند وهمین امر منجر میشود که اقتصاد آنها همزمان با تغییر حاکمان وجابجا شدن دردست احزاب دستخوش تغییر محسوس نشود ودستخوش سوءاستفاده های شخصی قرارنگیرد.

انتصاب روسای بانک مرکزی نباید با امیال سیاسی بلکه با شاخص های علمی وبرطبق نظریه های عمیق اقتصادی صورت گیرد وآمارهای اقتصادی آن از قبیل نرخ تورم وغیره باید دقیق ترین وجزو منابع مرجع کشورباشد تا بتواند مبنای  اطلاعاتی مراکز علمی وتحلیلی یک کشوردرجهت تصمیم گیری وتحقیقات علمی باشد .

متاسفانه درصورت انتصاب رییس بانک مرکزی کشور از زیر مجموعه های آن همانند بانکها وسازمانهایی که به هردلیل درصورت داشتن وابستگی شغلی ویا ارتباط موضوعی میتواند در تصمیم گیریهایش اثرگذار باشد خود میتواند بستر سوئ استفاده وسوء جریان ایجاد نموده ووضعیت اقتصادی کشوررابدتر نمایددرکشورما عرف این است که اگر کسی به سمتی انتساب شد بعد از اتمام ماموریت به همان سازمان قبلی برمیگردد که خود منجر به وابستگی آن فرد میشود ویا اگر اختیار انتساب رییس درسازمان قبلی را داشته باشد میتواند اشتباهات ومواردی که میتوانسته درآنجا داشته باشد را پوشش دهد.

انتصاب وعزل  رییس مسئولیتی همانند بانک مرکزی که یکی از پایه ها ومراکز اصلی تصمیمات اقتصادی کشور بوده وآمار واطلاعات مهمی همانند نرخ تورم وغیره از طریق آن منتشر میگردد وعملکرد دولت نیز با آمار وارقام آن میتواند مورد تحلیل وسوال قرارگیرد نباید دراختیار رییس دولت به تنهایی باشد که این منجر میشود به جای توجه به شاخصه های علمی درانتصاب آن شاخصه های مطیع بودن وابزار بودن مد نظر باشد که بسیار خطر ساز خواهد بود.

انتشار آمار غیر صحیح دررابطه با نرخ تورم موجود درجامعه ویا خودداری از انتشار آن وهمچنین عدم شفافیت ذخایر ارزی کشور ویا احتمال انتشار پول بدون تحلیل علمی دقیق ویا دستور انتشار ویا توقف چک پولها واوراق قرضه ومشارکت به سلیقه شخصی ومهمتر از همه قیمت گذاری غیر صحیح ارز ویا استفاده ابزاری از آن به بهانه تثبیت نرخ ارزمنجر شده تا ارزش پول ملی درسراشیب تند سقوط قرارگیرد وروز بروز ارزش خود راازدست بدهد وتورم واقعی که مردم روزانه با آن درگیرهستند با تورم اعلام شده بانک مرکزی اختلاف فاحش داشته باشد.

گردابی که از این اعمال سلیقه ها وعدم بهره مندی از علم وصاحبنظران اقتصادی ایجاد میشود شاید درابتدا فکرکنند درروند فعالیتها آنها راهمراهی میکند ولی درادامه با سوء استفاده ها وسوء جریانات همه مسئولان امر ودولت وکشور را در خود اسیر وگرفتار میکند واقتصاد کشور را فلج وتورم را هیولایی میکند که ارزش پول کشور ورفاه وامنیت اقتصادی را میبلعد وجامعه را فقیر وبدبخت وورشکست میکند.

درکشورما بدبختانه درخت کهنسال اقتصادش را با نفت آبیاری میکند واین درخت کهنسال خشک خواهد شد مگر اینکه میتوانستند نفت را جایگزینی پیداکنند که نه تنها چنین نشد بلکه مقدارنفتی که برای آبیاریش استفاده میشود روز بروز بیشتر وبیشتر میشود یعنی بجای قطع وابستگی به نفت وابستگیش بیشتر وبیشتر میشود.

 

 


 
 
نگذارید ابرهای تیره تمام آسمان زندگیتان را بگیرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩
 

اگرفعالیت تجاری میکنید، اگر مدیرمسئولید،اگربه هردلیل فعالیتی دارید که نیاز به تدبیر وبرنامه ریزی وتلاش وحرکت دارد یعنی از یک فعالیت کوچک گرفته تا یک مسئولیت بزرگ همانند اداره یک کشورباید بگویم همه حرکتها وتصمیم گیریها ی شما درهنگام شروع همانند ایجاد یک فعالیتی درزیر آسمان آبی میماند وهرحرکتی میکنید اگر درست باشد آسمان آبی تر وشفاف تر واگر اشتباه باشد همانند این میماند که تکه ابرتیره ایی از فعالیتتان ایجاد وبسوی آسمان محدوده فعالیتتان میرودوآن را تیره وتار میکند .

آنها که اشتباه نمیکنند ویا اشتباهاتشان کم است درواقع آسمانشان همیشه آبی است فعالیتشان همیشه شفاف وموفق اگرتاجرباشد تجارتش روز بروز پررونق تر میشود وفعالیتش گسترده ترواگر کارخانه دارباشد ،کارخانه اش بزرگتر وتوان سرمایه گذاریش بیشتر وتولید وعرضه اش دربالاترین ظرفیت اسمی تعریف شده خواهد بود واگر مسئولیت سیاسی واجتماعی داشته باشد هرروز برتعداد طرفدارانش وآنها که اورا تایید وهمراهی میکنند افزوده میشود ومقام ومسئولیتش همیشه کمتر از جایگاهش دیده میشود یعنی همه میگویند که او بسیار بالاتر ومتشخص تر از مقام ومسئولیت واگذاری عمل میکند وهمه نگرانند که او پستی را که دراختیار دارد را ترک نماید نه که مردم او را نپذیرند واز خود رفتار وتصمیماتی ماندگاربجا میگذارد وآوازه خوشنامی اش  وعملکرد قدرتمند وانسان دوستانه اش زبانزد خاص وعام ودوست ودشمن است هیچکس را دشمن نمیپندارد وبا هیچ کس ضدیت ندارد وبا اعمال انسان دوستانه خود وبا مدیریت مدبرانه اش چنان رفاه وآسایش وخوشبختی به محدوده عملکردی خود وحتی دیگران میرساند که خود بخود اگر دیگران نیت بد داشته باشند تنبیه میشوند وعملکردشان چون با عملکرد او مقایسه شود نزد طرفداران وملت خودش به بحث وانتقاد کشیده خواهد شد.

با اشتباهات مکرر ابرهای تیره ایی که به آسمان محدوده فعالیت خود میفرستید روز بروز تیره تار میشود ومحدوده برای رویت آفتاب تنک  بطوری که پس ازمدت زمانی ساعاتی از روز آفتاب را در مقاطعی که پشت ابرپنهان است نمیبینید واین سیر ادامه دارد تا اینکه همه آسمان آبی شما را ابرهای تیره میگیرد وآسمان شما تیره تار میگردد واز آفتاب خبری نخواهد بود.اگر تاجرباشید بدانید که تجارت شما دیگر سودی ندارد وهیچگس برشما اعتماد نمیکند واگر کارخانه دارید با مدیریت اشتباه کارخانه ایی دارید با کارگرانی معترض که با کمترین ظرفیت فعالیت میکند ودرآمدش جوابگوی هزینه هایش نیست وانبوهی از بدهیها وتسهیلات بانکی درانتظار توقیف اموال هستند واگر پست سیاسی واجتماعی دارید بدانید بعد از مدتی نه تنها دیگران بلکه طرفداران ونزدیگان خودتان نیز از عملکرد وتصمیم گیریهایتان بسیاردلسرد وناراحت میشوند وهیچ پشتیبانی جز زور وقدرت مجازی برایتان نمیماند وبناچار از عملکرد مبتنی برحمایت مردمی وتصمیمات جمعی به عملکرد فردی ودیکتاتوری روی میاورید وبجای تامین ثروت ورفاه وآرامش برای مردم به ظلم وفقر وفساد وچنگ ومبارزه روی میاورید وآن موقع که درنزد سرزمین وحامیان خودت جایگاه نداشته باشی چگونه میتوانی در میان سرزمین ها وملت های دیگر جایگاه پیدا کنی مگر اینکه آنها به ریا بخواهند از این تنهایی وشکست سیاسی داخلی ات سوء استفاده کنند وخودشان را به شما نزدیک کنند تادوباره شما امکانات وبیت المال را خرج آنها بکنی که این نیز عاملی دیگر برای ناراحتی واعتراض مردمی خواهد بود که خود از مدیریت وتصمیمات اشتباه شما در رنج وفقر بسر میبرند وشما در فکر کشور گشایی وخدمت به جهانیان شعار میدهی ومتاسفانه این گونه حرکت ها عقل وتدبیر را ازشما خواهد گرفت وگوشتان زبان مخالف را نخواهد شنید ودستتان به خون بیگنهان آلوده خواهد شد.

به هر حال باید درهرفعالیت وموقعیتی به درستی  تصمیم بگیریم واز مشاوره صحیح بهره مند شده وتصمیم گیری جمعی را برفردی  ترجیح دهیم وبدانیم ناظری براعمالمان است وموقعیت وفعالیت ما بستگی به مقبولیت آن است واگر اشتباهاتمان ادامه دار باشد دیگر آسمان آبی را نخواهیم دید وآفتاب پشت ابرها در انتظار سقوط وشکست ما درانتظار خواهد ماندوپس از سقوط شما ابرهای تیره ایی که بوجود آوردید با شما محو خواهد شد ودوباره آسمانی آبی وموقعیت فعالیت دراختیار دیگری خواهد بود وهمه اینها در تاریخ آن سرزمین وفعالیت ثبت وضبط خواهد شد.پس بدانید درنقطه شروع آسمان همه آبی است وآن ماییم که آن را با عملکردمان تیر وتار میکنیم.


 
 
طلا سرمایه گذاری مطمئن یا نامطمئن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٤
 

 

افزایش بیش از حد انتظارقیمت طلا در بازارهای جهانی سود زیادی را نصیب سرمایه گذاران آن کرد.

 

زمین وطلا یکی از بهترین موارد سرمایه گذاری مطمئن بشمار میرود که بدلیل پایین بودن ریسک سرمایه گذاری درآنها حتی اگرسود پایینی نیز داشته باشد طرفداران زیادی دارد.

 

یکی از موارد مهم تاثیر گذار برگسیل شدن حجم زیادی از سرمایه ها بسوی این دو مورد از نظر تحلیل گران چه اقتصادی وچه عامه مسئله مهم کمیابی ومحدودیت مقداری آن است که درواقع دلیلی که میاورند میگویند این دو مورد به نسبت افزایش تقاضا محدودیت عرضه دارد وهمین عامل منجر میشود اگرنرخ افزایش آن کم هم باشد هیچ وقت ضررنداشته باشدو همیشه با افزایش قیمت داشته باشند.

 

دومین دلیل آنها ضریب امنیتی ومالکیتی آنهاست که زمین را میگویندهیچ وقت نه سوخت میشود ونه سرقت میتوانند بکنند وطلا را نیز میگویند نه خراب میشود وسرمایه ایی است بین المللی وبه راحتی قابل حمل وانتقال میباشد بدون اینکه کاهش ارزش محسوسی داشته باشد.

 

سومین دلیل آن آسانی وسهولت سرمایه گذاری درآن واینکه نیازی به تخصص بالا ویا تحلیل علمی وفنی پیچیده ندارد.

 

در چند ماه اخیر وبدلیل رکود حاکم بر بخش مسکن وافزایش بی رویه نرخ طلا منجر شده که توجه همه چه مردم عادی وچه تحلیلگران اقتصادی را دررابطه با انجام سرمایه گذاری دربخش طلا ترغیب نماید.

 

درکشورما متاسفانه بدلیل عدم توجه به ساختارهای علمی وشیوه های کنترلی ونظارتی لازم وبا توجه به افزایش بی رویه طلا یک بحث مهم واساسی بی جواب است وآن اینکه از کجا بدانیم طلایی که میخریم تقلبی نباشد.

 

طلا جزو معدود کالاهایی است که شناسایی اصل وفرع آن توسط مردم عادی به راحتی قابل تشخیص نیست وبا توجه به افزایش قیمتی آن میتواند بسیاری از متخلفان ویا حتی بعضی ازفعالان این کالا را برای سوءاستفاده وتقلب وسوسه نماید.

 

درکشور ما به جای توجه به شیوه های علمی وسیستمی به شعار وتحدید بسنده میشود وهمین امر منجر شده تا سوء استفاده گران ومتخلفان به راحتی رشد ونمو کنند که یکی از بستر های مهم آن بستر اقتصادی است.

 

شناسنامه دار نشدن طلاهای عرضه شده درکشور منجرشده تا هیچ خریداری نداند که طلایی که میخرد اصل است یا فرع ویا درچه عیاری عرضه شده است که درصورت عرضه طلاهای تقلبی ویا با عیار پایین چه سوء استفاده های کلانی میتواندنصیب متقلبان  وچه ضررهایی که به خریداران تحمیل نماید واز آن بی اطلاع هستند.

 


 
 
ارز واحد بین المللی یک ضرورت است نه خواسته
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳
 

آیا میدانید نبود یک ارز واحد بین المللی که توسط یک سازمان بین المللی همانند صندوق بین المللی پول یا هرسازمان بین المللی پولی دیگر صادر شده باشد چه عواقب منفی به بسیاری از کشورها وچه منافع زیادی را برای برخی کشورها بوجود میاورد.

 نبود ارز واحد بین المللی منجر شده تا پول های(ارزهای) قوی همانند دلار،یورو،پوند،فرانک ،ین و...بتوانند بعنوان ارزها وپولهای بین المللی مطرح ومورد دادوستد قرارگیرندکه مهمترین آن دلار است.

برترشدن پول یک کشور ومورد دادوستد قرارگرفتن پول یک کشور منجر میشود تا بخودی خود وبدون اینکه تولید ناخالص ملی ودرآمد ملی آن کشور افزایش یابد فقط با انتشار اسکناس برای جبران اسکناس در گردش کشورخود وخارج سرمایه زیادی بدون اتکاء به صادرات ایجاد شود که دراینجا مثالی میزنم:

دوکشور A ,Bرا درنظر بگیرید که واحد پولی کشور Aدلار است ولی واحد پولی کشور Bیکی از واحدهای پولی دیگر فرض کنید کشور Bبرای اینکه مواد وتکنولوژی مورد نیاز خودرا که ده میلیون دلار است از کشورCتهیه کند یا به همین میزان باید صادرات داشته باشد یااستقراض کند که هردو حالت مسیر دشواری است ولی درصورتی که کشورAنیاز به ده میلیون دلار تجهیزات از کشورCباشد در واقع از پول ملی خود استفاده میکند ودرصورتی که صادرات نیز نداشته باشد واستقراض هم نکند برایش از داخل قابل تامین است.

مثال دوم پول A موقعیت جهانی دارد وهنگامی که A اقدام به خرید از کشورهای B,C,D,G,F...میکند حتما" ودرکوتاه مدت بدلیل اینکه این ارز دربین کشورهای دیگر بعنوان پول واسطه مورد استفاده قرارمیگیرد به کشور Aبرنمیگردد به این معنی است که کشورAاقدام به تامین وخرید مایحتاج خود با پولی میکند که دیگر شاید سالها در جریان معاملات دیگر کشورها بچرخد وبه کشورAبرای خرید کالا برنگردد یعنی کشورAبدون اینکه کالا ومنابعی را ازدست بدهد با اسکناس انتشارشده منابع خودراتامین میکند .

مثال سوم بدلیل اینکه پول کشورAارزبین المللی شده اگر درکشوری ودرنقطه ایی مثلا" دراثرآتش سوزی وغیره یک میلیون دلار ازبین برود درواقع یک سرمایه وسود لحظه ایی نصیب کشورAمیشودویک ضرربه همان میزان نصیب کشوری که درآنجا سوخته درصورتی که نباید چنین باشد وتعاریف دقیق تری داشته باشد.

این یک شکل ساده اهمیت بین المللی شدن پول یک کشوراست که بسیاری از کشورها با توجه به اهمیت ان درتلاشند تا بتوانند به آن موقعیت برسند.

کشورهای اروپایی با اینکه پول اکثر آنها از یک وضعیت خوب برخوردار است ولی بااین وجود برای اینکه بتوانند از یک موقعیت کامل بین المللی برخوردار گردند وبتوانند در مقابل موقعیت برتر دلار ارزی بین المللی ایجاد نموده تا از این مزیت مهم آن بهره مند شده ووابستگی خود را به دلار کمتر کنند نسبت به انتشار یورو اقدام نمودند که هر چند جایگزین دلار نیست ولی توانسته موقعیت مناسبی را برای اروپا وکشورهای مشارکت کننده ایجاد نماید.

کشوری که دارای ارز برتر است اگر هرگونه انتشار پول کند به همان اندازه به قدرت وتوان سرمایه ایی خود میفزاید وهمین عامل منجر میشود که بسیاری از کشورها را نگران کند که سیاستهای پولی آن کشور میتواند تاثیر زیادی در افزایش توانش وتضعیف دیگران داشته باشدوچون هیچ نظارت تعریف شده ایی در آن وجود ندارد ودر حیطه قوانین واختیارات یک کشور است موضوع را پیچیده وخطرناک میکند.

یورو بدلیل عدم وابستگی تشکیلات آن به یک کشور خاص و مدیریت آن از طریق یک گروه از موقعیت واهمیت بالاتری برخوردار است ولی با این وجود باز توسط یک گروه خاص ودریک منطقه خاص مدیریت وسیاست گذاری میشود که میتواند منافع همه را تحت پوشش قرارنداده وفقط منافع آن گروه را درمقابل دلار حفظ نماید.

بنظر اینجانب دوباره ایجاد پول منطقه ایی هر چند میتواند درصورت بین المللی شدن منافع وموقعیت آن منطقه را تقویت واز اثرات مخرب ارزهای برتر دیگردور سازد ولی این رهکار مناسبی نبوده وبراینکه منافع همه کشورها به درستی حفظ شده وارزبین المللی تحت نظارت همه بوده ونه برتری وموقعیت خاص برای یک کشور ومنطقه ایجاد نماید ونه اینکه یک کشور یامنطقه نتواند سوء استفاده از آن کنند همانند انتشار پول بدون پشتوانه ویا اعمال وتحمیل  سیاستهای پولی خود برجهانیان دربرهه کنونی که جهان بسوی اتحاد ودموکراسی وشفافیت ومبارزه با انحصارطلبی ودیکتاتوری وغیره حرکت میکند لازم است که یک سازمان بین المللی خاص پولی ایجاد ویا سازمانی همانند صندوق بین المللی پول وظیفه چاپ وانتشار یک پول بین المللی را بعهده بگیرد واین پول چه بصورت طلا وچه بصورت اسکناس باید دارای الزامات ونظارت تعریف شده ایی  باشد ودراختیار همه ملتها با یک تعریف مشخص گذاشته شود که این کارمزیت های زیر را بدنبال خواهد داشت:

1- ارزبین المللی دیگر دراختیار یک کشور خاص نخواهد بود.

2-انتشار وقوانین ونظارت برعملیات آن تحت نظارت همه کشورها خواهد بود.

3-منافع آن نصیب همه کشورها خواهد شد وتحت تاثیر جریانات سیاسی وپولی کشورها نخواهد شد.

4-این ارز مقبولیت جهانی داشته وارزش آن نیز تحت تاثیر جریانات واوضاع اقتصادی کشورها نخواهد بود.

5-ارزش آن  تعریف شده بوده وبه واقعیت نزدیکتر خواهد بود.

وموارد متعدد دیگربنابراین باید یک ارز بین المللی وتحت نظارت بین المللی ایجاد شود تا بتواند یک ارتباط واعتماد بین المللی ایجاد شود.


 
 
دیکتاتورها چگونه زندگی میکنند ومیمیرند؟(شباهت عجیب دیکتاتورها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢
 

 

نه تنها کشورها وملت ها یک رشدو توسعه همه جانبه ایی را با گذر ایام تجربه میکنند ،کل جهان نیز به مثابه یک پیکر انسانی عمل میکندو کشورهای مختلف وسازمانهای بین المللی با توجه به نفوذ وقدرت وتاثیرگذاریشان نقش چشم یا گوش ویا مغز ودست وپاوسایر اعضای آن را بازی میکنند.

اکنون جهان به نقطه ایی رسیده که بدور ازنوع نگاهی که به آن داشته باشیم (بدبینانه ویا خوشبینانه) وبدور از تعابیر وتفسیرهایی که از نقش موثر ویا کم رنگ برخی از دولتها داشته باشیم دارای سیر وحرکتی است وارتباط واطلاعات آنقدر نزدیک وتنگاتنک شده واین پیکر را بهتر وواضح تر نمایان ساخته است.

امروزه شما میتوانید به راحتی ودرلحظه از رویدادهای اقصی نقاط جهان باخبرشویدشادیها وغم های دیگران را ببینید همانند اینکه همه دریک شهر ویک کوچه ویک خانه زندگی میکنید.

امروزه علاقه ها وعشق ها ونفرتها از مرزها عبورکرده وجهانی شده وچون ظلمی وستمی دریک گوشه جهان به کسی یا جامعه ایی بشود از دیدها پنهان نمیماند وهرفریادی بگوش جهانیان میرسد هرچند هنوز کمکها ویاری رسانیها آنگونه که باید نهادینه نشده وهستند ظالمانی که برای خود حیطه ایی ساخته وحصاری بدورخود کشیده اندودنیا را به تمسخر میگیرند.

دیکتاتورها یک خصیصه مشترک دارند وآن اینست که ابتدا با هزاران وعده ووعید سعی میکنند خود را به مردم نزدیک کنند ودر این فرصت همه مخالفان خود را سرکوب کنند وطوری نشان دهند که همه این اقدامات برای اصلاح جامعه وسعادت مردم است ولی در ادامه راه پس از اطمینان از سرکوب مخالفان وتثبیت پایه های حکومت خود نوبت به سرکوب دوستان وآنهایی که احساس میکند میتوانند به قدرتی تبدیل شوند میپردازد همه منابع واموال ملی را در تصاحب خود میگیرند وهرگونه که بخواهند ازآن برداشت وهزینه میکنند وکارشناسان وصاحب نظران ودستگاههای نظارتی را کنارگذاشته وهر مخالفت واعتراضی را سرکوب وبا اقتدار برخورد میکنند.

رفته رفته سیستم های نظارتی وتصمیم گیری ومجلس وقوانین و مقررات وانتخابات مردمی کارآمدی خود را از دست داده وفرمایشی میشوند وتصمیمات همان است که توسط دیکتاتورها مستقیم ویا غیر مستقیم گرفته میشود.

مردم در چنین سیستم های دخالت داده نمیشوند وگروههای خاصی از مردم که حامیان دیکتاتور هستند ورای نظر دیکتاتور را بی کم وکاست پذیرفته اند واورا عبادت میکنندبعنوان کل جامعه محسوب شده وتمام امکانات جامعه نیز برای آنها معطوف وهزینه میشود.

دیکتاتورها هزینه های زیادی را برای تبلیغ افکار وعقاید خود از بودجه ملی انجام میدهندوخود را تبدیل به مقام موقعیتی فرا قانونی میکنند وهمیشه بدنبال ایجاد وبروز تنش درخارج از مرزهای خود هستند تا بتوانند از دیگران باج گرفته ونگذارند کسی در حیطه حاکمینت آنها نفوذ کند .

دیکتاتورها پس از مدتی حکومت وزورگویی به مردم بی دفاع خود وبا بهره مندی از تعریف وتمجید اطرافیان خود آنقدر مغرور ومتکبر میشوند که یک بیماری روانی ومنیت را دچار شده وتفکر وتدبیر ومنطقشان کور میشود ودراین لحظه احساس قدرت نامحدود کرده واحساس میکنند هیچ قدرتی بالاتر از آنها نیست وهیچ کسی وهیچ گروهی حق دخالت وحق انتخاب و... ندارند.

دیکتاتورها چون دراین مسیر افتادند بشدت برظلم واسبداد خود ادامه میدهند تا بدانجا که هیچ کس را جرات اظهار نظر نباشدوکشور همانند یک ملک شخصی اداره میکنند.

دیکتاتورها بدلیل ظلم واستبداد وبی رحمی که دارند به ندرت از طریق جنبش ها وانقلاب درونی سقوط میکنند وباید که مردم آنها از طریق سازمانهای بین المللی ویا کشورهای قدرتمند دیگر حمایت شوند تا سقوط کنند .

دیکتاتورها بعد از مواجهه با اعتراضات وفشارهای خارجی به یکباره احساس خطر نموده وتمام توان نیروهای مسلح اجیرشده خود را برای ایجاد خفقان وثبات دوباره بکار میگیرند ودراین را از هیچ شکنچه وکشتار وتوهین وبداخلاقی هراسی ندارند وچشم وگوش خود را برهر هشدار واعتراض جهانی میبندند ولی عاقبتی جز سقوط که هیچ وقت نه انتظارش را دارند ونه از منیت قبول دارند خود وخانواده واطرافیان ومزدورانشان را پس از سالها چپاول دربدترین شرایط از بین میبرند ولی مصالحه نمیکنند.

تصویر سقوط وقیافه آنها را درذلالت بینی بسیار شبیه هم هستند ومرگشان نیز بسان هم که برای مثال میتوانید سرنوشت ننگین صدام وقزافی وحتی تصویر آنها را مقایسه کنید.


 
 
او کیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱
 

او کیست ؟

 

شوالیه ایست بی باک فاتح جنگ

ولی اکنون گشته مغلوب بی قشون درکوه

درشبی تیره همچون ماه

 

عاشقی است سوار براسب سرنوشت

اما دلشکسته از آن یاری که کرده بی وفایی

مردد مانده امروز در انتخاب راه

 

جوانی است براسب سرکش امیال

کنون گشته مایوس وسرخوره ،تنهای تنها

انگار درباغ پرگل افتاده درچاه

 

تاجری است مشهور با یک دنیا تجربه

ولی اکنون ورشکست است وهست رنجور

نمانده ثروتی جز اندازه یک کاه

 

حاکمی است ظالم سرمست  از خون بیگنهان

اما کنون گشته درمانده وعاجز از انقلاب مردم

مادران بشکستند اقتدارش را با ناله وآه

 

.....

 یاس

 


 
 
حاکمیت جهان دراختیار کدامین ابرقدرت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

درتاریخ که سیر میکنیم میبینیم که از آن موقعی که جامعه بشری شکل حکومتی بخود پیدا کرده همیشه حکمرانان تلاش داشتند تا برهمه قوم ها وقبیله ها وملتها حاکم شوند وبرای این جنگ ها ودرگیری های خونینی بوقوع میپیوست.

شاید درطول تاریخ با وجود حکومتهای مقتدر بدلیل وسعت جهان وپراگندکی ملت ها وسرزمین ها هیچ حکومتی  نتوانسته به تنهایی خود را حاکم تمام جهان کند ودراین بین تنها دریک دوره دوحکومت مقتدر ایران وروم میتوانستند ادعاکنند که به تنهایی بربیشتر سرزمین ها حکمرانی میکردند.

باگذر ایام وشکل گیری دول مختلف وتضعیف حکومتهای مقتدری چون ایران جهان شکل دیگری بخود گرفت و دولت ها وکشورهای زیادی بوجود آمد تا اینکه بعد از انقلاب صنعتی ورقابتهای شدید اقتصادی بین کشورهای اروپایی منجر به بروز اختلاف وادعا دربین کشورهای جهان شدکه از آن جمله عظمت فراگیر آلمان درجهان را به یک درگیری وجنگ که از آن به عنوان جنگ جهانی اول یاد میشودسوق داد ودوبلوک در مقابل هم جبهه گیری کردند:

*- متحدین: آلمان، ایتالیا، اطریش و مجارستان و امپراتوری عثمانی
* متفقین: انگلستان، شوروی، فرانسه و آمریکا

جالب توجه اینکه با وجود اختلافات شدید بین انگلستان وشوروی هردو در یک جناح قرارگرفتند.

در 28 ژوئن 1919 عهدنامه ی و رسای بر اساس 14 اصل ویلسون (رییس جمهور آمریکا) به تصویب دول درگیر در جنگ جهانی رسید. و از نتایج جنگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- از بین رفتن امپراتوری های بزرگ و تجزیه آن ها مثل تبدیل امپراتوری آلمان به جمهوری آلمان، امپراتوری اطریش مجارستان به جمهوری اطریش و چکسلواکی و مجارستان، امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه و توسعه یافتن یونان با ضمیمه کردن بخش وسیعی از اراضی عثمانی، و در این راستا قیومیت کشورهایی چون سوریه و لبنان به فرانسه و فلسطین وعراق به انگلستان داده شد و ایجاد خط قرنطینه از فنلاند تا رومانی.
2- تأثیرات اقتصادی اجتماعی: مثل رواج اقتصاد طبق نقشه و عدم رقابت آزاد، نظارت دولت ها بر امر تجارت و کاهش صادرات دولت های اروپایی و خرید کالاهای امریکایی و گرفتن وام از امریکا و…، تشکیل اتحادیه های کارگری.
3- تحمیل قرارداد م 1919 به ایران.
4- پیدایش ایالت متحده امریکا در صحنه سیاست جهانی و عدم امضاء معاهده و رسای از سوی آمریکا.
5- خلع سلاح آلمان با قبول خسارات جنگ از سوی آلمان (و این که آلمان ها از آن پس باید توپ، زیر دریایی و هواپیما سازی نکنند.
6- دلایل فوق الذکر و آثار و تبعات آن ها خود نهایتاً موجب بروز جنگ جهانی دوم شد.

 ظهور دیکتاتورهای فاشیستی در اروپا مثل هیتلر در آلمان، موسولینی ایتالیا، سالازار پرتقال، گروهای افراطی و نظامی در ژاپن، فرانکو در اسپانیا، دیکتاتوری های با لتیک، استونی، لیتوانی و…  وبا توجه به به عدم توازن اقتصادی امریکا، فرانسه و انگلیس به دلیل داشتن مستعمرات و دارا بودن 80 درصد ذخیره طلای جهان بود و برعکس باعث گسترش ناسیونالیسم اقتصادی و علاقه به توسعه فضای حیاتی و ارضی درکشورهایی همچون آلمان وایتالیا و ژاپن به دلیل نداشتن ذخایر طلا و عدم وجود مستعمرات شد.

همچنین رقابت شدید بین آمریکا وژاپن که بعنوان قدرتهای جدید مطرح شده بودند وظهور هیتلر در جهان با آن که دولت های بزرگ جهان در ابتدا به دلیل عدم اعتماد به یک دیگر متفرق بودند لیکن به دو جبهه متحدان و دشمنان تقسیم شدند ومنجر به بروز جنگ جهانی دوم شد.

پس از جنگ جهانی دوم وظهور ونمایش قدرت آمریکا وبدلیل دوری آن کشور از صحنه درگیریها درواقع با نمایش قدرت تسلیهاتی خود با انفجار بمب اتم در ژاپن  وهمچنین شوروی که پایان بخش شکست آلمان بحساب آمد وسهم خواهی قابل توجهی داشت که حتی نیمی از کشور آلمان وبخش مهمی از کشورهای اروپای شرقی را زیر نفوذ خود برد.

همه این مسائل منجر شد تا دو ابرقدرت در دنیا شکل گیرد وهمه کشورها را بنوعی تحت نفوذ یا سلطه خود قراردهند(آمریکا وشوروی)

بدلیل دست یافتن هردو ابرقدرت به سلاح اتمی وحتی برخی از کشورهای دیگروهمینطور با افزایش آگاهی ورشد کشورها وحاکمیتها وعدم امکان بروز جنگ بدلیل توان نابودسازی وگشتارجمعی موجوددرتسلیهات اتمی که ابزاردفاعی لازم رانیز ندارد   منجرگردید که آنها را وادار کند تا برای حفظ کشورهای تحت سلطه و مستعمراتی خود ومبارزه با رقیب وارد جنگ سرد شوند.

جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش ها وتضادها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده آمریکا وشوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ اطلاق می‌شود. در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند نظامی، ایدوئولوژی، فرهنگی، تجسسی، رقابتهای ورزشی، اقتصادی، صنعتی و توسعه فناوری واطلاعاتی ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.

گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی میان نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم‌پیمانان این ابرقدرت‌ها از پیامدهای آن به‌شمار می‌روند. هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی پیش از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوباره‌سازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.

پس از جنگ در حالی که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به بسیاری از نقاط جهان به ویژه اروپا، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحران‌های مکرر مانند ساخت دیواربرلین (۱۹۸۹-۱۹۶۱)، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، جنگ ویتنام (۱۹۵۹-۱۹۷۵)، بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و جنگ شوروی وافغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۸) روبه‌رو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد می‌کرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به جنگ افزار هسته ایی واتمی و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاح‌ها بود.

سرانجام در پایان دهه ۱۹۸۰ و با دیدارهای مقام‌های بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی (میخاییل گرباچف) ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.

با تضعیف شوروی بدلیل تجزیه درمقابل آمریکا کشور روسیه وبرخی کشورهای جهان بدلیل ترس از اینکه دنیا تک قطبی شود تلاش خود رامعطوف کردند تا بتوانند با ایجاد تضادها وانقلاب ها واختلافاتی در کشورهای تحت حاکمیت آمریکا واروپا دوباره یک تقسیم بندی در جهان ایجاد کنند تا توازن قوا بوجود آید وبا پیشرفت غیر مترقبه چین کمونیست وتبدیل آن کشور به یکی از قدرتهای برتر اقتصادی جهان وایجاد اتحادیه اروپا و دوستی وارتباط آنها با آمریکا منجرشدتا یک بلوک بندی نانوشته ایی به نام بلوک غرب وشرق ایجاد شود واین بلوک درواقع توانست با ارتباط وحمایت ونفوذی که در برخی کشورها از جمله خاورمیانه ودیگر مناطق جهان ایجاد کنند وتوانستند از نظر توان تسلیحاتی وجمعیتی وتوان اقتصادی و... وحتی با داشتن حق وتو همانند آمریکا در سازمانهای بین المللی بعنوان یک بلوک قدرتمندمطرح وهمه کشورها را که از زمان پایان جنگ سرد ورهبریت شوروی را از دست داده بودند ویا کشورهایی که به هر دلیل بدنبال یک تیم وگروهی درمقابله با غرب میگشتند را بخود جلب کرد ه وفرصتی شد تا کشور روسیه بدلیل بهره مندی از سیاست مداران کهنه کاروسیستم های جاسوسی وعملیاتی خود که  سالها تجربه دوران جنگ سرد را با خود داشتند جایگاه دوباره خود را پیدا کنند وهمین عامل منجر شده تا شما در هر کشوری که انقلابی رخ میدهد ویا مخالفت ها وجبهه گیریهای تندی نسبت به یکی از ابرقدرتها دیده میشود ردپای ابرقدرت دیگر رابخوبی درآن کشور ببینید وحس کنید درواقع درمقطع کنونی رقابت وتنش موجود بین روسیه وآمریکا به ایجاد جنگ وضدیت درکشورهای دیگر برعلیه همدیگر شده وحتی با عملیات وروشهای پیچیده سیاسی ومدیریتی توانسته اند جنبش ها وچنگها وانقلابهایی بوجود بیاورند ورقیب را درگیر چنین عملیاتی نمایند .البته تازمانی که نهادهای بین المللی وکشورهای جهان به یک سطح قابل قبول ازنظر تصمیم گیری نرسیده اند وبسیاری از کشورهای درسلطه دیکتورهایی بسر میبرند  که میتواند برای ملتها وجامعه جهانی خطر ساز باشد وو از نظر تحلیل گران سیاسی خطراتی که یک قطبی شدن دنیا میتواند در تحمیل سیاستها وزورگوییها داشته باشد دوقطبی بودن حداقل تعادلی در شرایط کنونی جهان بوجود میاورد ،امید است با رشد دموکراسی وفرهنگ عمومی جهانی وکاهش فقر وبی عدالتی ودیکتاتورها وتروریستها شرایطی بوجود آید که سازمانهای بین المللی نهادینه شوند ومنافع همه ملیتها ونژادها و...وامنیت درهمه جای دنیا برقرارشود وهمه بدوستی وصلح درکنارهم زندگی کنند وهیچ نقطه امنی برای ظالمان ودیکتاتوران وزورگویان نباشد.

 

 

 

 


 
 
چگونه میتوان فعالیت اقتصادی سالم وموفق داشت(انسانی بنام شرکت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

بسیاری علاقه دارند که یک فعالیت اقتصادی خوب را تجربه کنند وبسیاری نیز فعالیت اقتصادی را شروع کردند .

فعالیت اقتصادی همانند سرمایه گذاری در جایی ویا اقدام به ثبت یک شرکت تولیدی وصنعتی ویا بازرگانی و یا موسسات مالی وآموزشی و... یعنی هرنوع فعالیتی که نیاز به اختصاص سرمایه داشته باشد وکار وزمین ومکانی را بخود اختصاص دهدویا بهتر بگوییم هرکاری که ریسک داشته باشد وسود وزیانش بستگی به مدیریت وفعالیت صحیح وبا برنامه باشد.

فعالیت اقتصادی از هرنوع باشد شباهت کاملی به یک انسان دارد وهمانند یک انسان متولد میشود ومیبیند ومیشنود وحرکت میکندومیخوابد ومریض میشود ورشد میکند وپیر میشود ومیمیرد.

بنابراین از مرحله تفکربه اینکه چگونه وکی فعالیت اقتصادی را شروع کنیم بماننداینکه زوجی تصمیم میگیرد کی صاحب فرزندی شوندوایجاد وشروع فعالیت که همانند  فرزند متولدمیشود نیاز به مشاوره وتحت نظر بودن پزشک (کارشناس وتحلیل گراقتصادی که خود از لیسانس تا دکتری میتواند تحصیلات داشته باشند)وبسته به بودجه ونیازی است که برای مشاوره وتحت نظر بودن احساس میکنیدنوع آن راانتخاب میکنید ولی به هر حال ضروری است ودر بدو شروع وماهها وسالهای اول همانند یک بچه که پزشک کارت نمودار رشد دراختیار خانواده قرارمیدهد وماهیانه  وزن ورشد دورسر وقد بچه را کنترل وواکسن های دوره ایی را میزند ،از مشاور اقتصادی نیز بخواهید تا باتوجه به امکانات وسرمایه ونیروی انسانی دراختیار واهداف اساسی تعریف شده نموداری را برای فعالیت اقتصادیتان تعریف نماید ویا خود حجم واندازه سرمایه وامکانات را با توجه به اهدافتان تعریف نماید ویک کارت اطلاعاتی از اندازه وبهترین محدوده حرکت تهیه وسپس با نمودار ترسیمی نسبت به کنترل ادواری وضعیت وموقعیت فعالیت راهکارها ی لازم را جهت بهبود وضعیت ارائه دهد.

همانگونه که بچه درمرحله نوزادی بجز شیر  نمیتواند بخورد وموعدهای تغذیه بیشتر ومتنوع توسط دکتر اعلام میشود ،به فعالیت اقتصادی نیز نمیتوان بیکباره نیروی کار اضافی ویا منابع مالی بیشترویا ماشین آلات بیشتررا یکباره تزریق نمود تصمیمی که بسیاری از صاحبان فعالیت های اقتصادی هرچه توان دارند در اخذ تسهیلات وخرید ماشین آلات وجذب نیروها میکنندکه این شیوه بدون استفاده از نظر مشاوراقتصادی عامل اصلی شکست ومرگ زودرس بسیاری از این فعالیتهاست.

واکسن های دوره ایی که به یک کودک زده میشود تا او را دربرابر بیماریهای کشنده محافظت نماید توسط مشاور اقتصادی نیز با تحلیل وضعیت وبررسی ساختارشرکت ومقایسه آن با امکانات موجود وشرایط جامعه با پیشنهاد تامین نیرو وسرمایه مورد نیاز تجویز میگردد تا رشد سالم فعالیت اقتصادی را تضمین نماید.

بچه حرکت خودرا با حرکت چهار دست وپا وسپس با راه رفتنی بنام تاتی که حرکتی بسیار ناشیانه وتوام با زمین خوردن است شروع میکند شما باید بدانید که فعالیت اقتصادی شما نیز تا به مسیر اصلی بیافتد وبتواند نزد رقبا اعلام حضور کند حرکت ورشدی همانند بچه خواهد داشت که متاسفانه بسیاری فکر میکنند باید فعالیتی ایجاد کنند که از همان روز ایجاد فعال وپر توان وبا تحرک بالا باشد.

یک فعالیت اقتصادی همانند انسان مرحله کودکی دارد وسپس دوران آموزش که از شش سالگی شروع میشود وسپس دوران نوجوانی وجوانی وبزرگسالی وپیری که یک مشاور اقتصادی همچون یک پزشک متخصص بخوبی دوره های آن را میشناسد ومیفهمد ومقطع آموزش ودوران نوجوانی و...را با استراتژی های صحیح مدیریت میکند تا درکودکی که خطر توقف وشکست آن درنتیجه بیماری است را با برنامه صحیح اقتصادی وخطر انحراف دردوران جوانی را با تکمیل ساختار وچیدمان صحیح مدیریتی ورشد وبالندگی وحداکثر بهره وری  ورقابت وسرشاخ شدن با رقبا رادردوران جوانی باارائه استراتژی های راهبردی  ورشد وتوسعه وبالندگی را در بزرگسالی با تثبیت موقعیت وورود به بازارهای بین المللی وبا نوسازی فعالیتها وتبلیغات پیشبردی وتنوع محصول از انحطاط ومرگ جلوگیری میکند.

یک فعالیت اقتصادی همانند یک انسان قلب دارد(که واحد مالی آنست که درآن پول همانند خون وارد وخارج میشود)مغز دارد (که همان مدیران وتصمیم گیران اصلی شرکت بشمار میرود)چشم دارد(یعنی مالکان وهییت مدیره ایی هستند که نظارت برعملکرد دارند)گوش دارد(سیستم نظر سنجی وارتباط بامشتری وسیستمهای بازرسی که موارد را میشنوندودرکل سیستم نیز بگوش است)زبان دارد(که همان روابط عمومی وگذارش دهی سیستم است)ودست دارد (که همان ابزار وماشین آلات وفعالیتش است)وپا دارد(یعنی دائم درحرکت است )و....که هرگونه اختلال در هرکدام از اندامهای فوق باید بموقع توسط پزشک (مشاوراقتصادی)شناسایی ومعاینه ومداوا شود.

دارای چند فرزند شدن لازمه اش این است که بتوانی بخوبی یک رابطه وتعریف صحیحی بین توزیع امکانات وتربیت آنها داشته باشی که همانند اینست که یک نفر چند فعالیت اقتصادی جداگانه داشته باشد وباید مشاور بهترین الگوی ارتباطی را برایش تعریف کند.

یک مشاور خوب ومتخصص به محض مشاهده فعالیت اقتصادی شما به بیماری های ظاهری اش وبا مطالعه نتیجه آزمایشات (گذارشهای مالی ومدیریتی)به بیماریهای باطنی اش پی میبرد وبخوبی بشما علت ایجاد آن ومشکلاتی که بوجود آورده ودردهایی که کشیده اید را بخوبی بیان میکند انکار که سالها باشما ودرکنارشما بوده است ونسخه مناسب را مینویسد وچون مداوا کند شما بخوبی نتایج آن را با تمام وجود میبینید ولمس میکنید.

 از ضرورتهای داشتن مشاور اقتصادی میتوان موارد زیر را عنوان کرد:

1-مشاوره بامشاور قبل از شروع به فعالیت درانتخاب بهترین فعالیت مرتبط وبا توجیه اقتصادی مناسب برطبق شرایط موجود.

2-استفاده از مشاور در حین فعالیت برای تشخیص بموقع امراض ومشکلات وارائه نسخه مناسب برای مداوای آن.

3-مشاوره در امر استراتژی های لازم درجهت اهدافرشدوتوسعه ورویارویی ورقابت با رقبا.

4-تعیین دقیق زمانهای برداشت ویا تزریق سرمایه وسود ویا جبران زیان ومقدار آن

5-تنظیم صحیح ومتناسب چارت سازمانی منطبق با اندازه وعمر شرکت وانتصاب بجا وشایسته مدیریتها وتخصص ها

6-بودجه بندی وتخصیص مناسب هزینه ها وانجام تحلیلهای مالی لازم برای شناسایی انحراف از برنامه.


 
 
رنگین کمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

رنگین کمان

ماشاید همه یک رنگ نباشیم
یکی قرمز یکی زردویکی آبی
بیاید اگر همرنگ شدیم بهتر
نشیم همرنگ کنارهم رنگین کمانی

باران بلا میبارد ازهرسو امشب
یکی اینجا یکی غربت
خورشید هنوز هم هست ولی کم نور
اگرشویم باهم شودرنگین کمانی

همه شادیم همه سرمست
که دیدیم همدگررابدورازسایه غربت
بیایید همدل وهمراه باشیم
مگرهست زیباتراز رنگین کمان جایی

بیا دستم بگیروگیرم زدستت
شادیها راکنیم تقسیم وغم راازخوددور
نباید همدگر دیدن شود عادت
بسازیم پلی دردره غم با رنگین کمانی


 
 
زندگی چیست وسرنوشت ما چگونه است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳
 

اگرزندگی را به ریاضی تشبیه کنید آنرا یک معادله یک مجهولی که جوابی ثابت دارد ندانید وخود را از اول بدبخت ویا خوشبخت تعبیر نکنید بلکه  همچون معادله چندمجهولی بدانید که در جوابی که از آن خواهی گرفت وابسته به نمره ایی است که با عملکردت بخودت میدهی ونمره ایی که دیگران میگیرند وهمیشه فکرنکن که نمره ایی که میگیری همیشه بالا باشد و بهتر است ،زیرا این فرمول بسته به شرایط دوران متغیر است واینکه درکجای فرمول قرار گیری مهم است که چون فرمول آن پیچیده است واعشار وتقسیم وضرب ومنها وجمع را درخود دارد ودربرخی مواقع ممکن است جایی قرار گیری که هرچقدر نمره ات بزرگتر باشد جوابت کوچکتر ومنفی تر خواهدبود.

اگرزندگی را به موسیقی تشبیه میکنید باید نتها را بخوبی بشناسی و بدان که زندگی در کل آهنگی است متغیر وما نت هایی بیش نیستیم درآن ومانده به نوع آهنگ ما نیز حضوری کم رنگ .یا پررنگ در آن داریم وگاهی به شادی وگاهی به غم درآن آهنگی نواخته میشود.

اگر زندگی را اینگونه فرض کنیم که چرخشی ثابت دارد وحرکتی پایدار باید بدانیم که مانیز همانند تاثیرات زیست محیطی برزمستان وتابستان آن ودرشادی وغم ودرموفقیت وناکامی اش موثریم هرچند این سیر طبیعت وزندگی شباهتهای زیادی به هم دارد وبرای آنست که میتوان از تجارب گذشته به نفع آینده استفاده کرد.

زندگی رامیتوان به هنر تشبیه کرد و سرنوشت وواقعیتهایش را به تصویری که هرانسانی بمانند یک نقاش درذهن خود میکشد وبه آن عمل میکند ومانده به هنرمندی وتلاش ودقت عملش ورنگهایی که در کشیدن تصویر بکارمیگیرد استفاده نموده ودراین بستر نقاشیهای بزرگتری نیز هست که درکشیدن آن باید ازدیگران کمک بگیرد وباهمدیگر بکشند که آن نیز همان تصویر گروه ها وجامعه ها وحکومت هاست وشما به راحتی میتوانی از نقاشی هرفردی به مسیر وهدف وافکارش پی ببری واز رنگهایی که بکار برده واز تصویر جامعه ایی که ساخته به افکار وبینش نقاشانی که درآن شرکت کردند .

اگر میبینی که فردی دردوران کوچکی تصویری از دکتر شدن برای خود ترسیم کرده وبعدانیز با تلاش و کوشش وتحصیل پزشک میشود بدان به تصویری که برای خود کشیده بود عمل کرده ویا اگر جامعه ایی میبینی که در خوشبختی وسعادت است ویا جامعه ایی دیگر اسیر رنج وبدبختی و گرفتار حاکمانی ظالم بدان اکثریتی در ابتدا هم شده در ایجاد ونقش آفرینی آن تصویر مشارکت داشته اند وتغییراتی که درجوامع میافتد وحاکمانی سقوط و حاکمانی جدید جایگزین میشود حاکی از اصلاح وتغییری است که در تصویرنقاشی شده داده اند.

آنچه از جوامع پیداست اینست که انسانها روز بروز هنرمند وهنرمند تر میشوند وتصاویر زیباتری میکشند وبه اشتباهات تصویری گذشته خود بیشتر پی میبرند وبهمین خاطر جوامع هرروز به سمت انسانیت ومردم سالاری گام مینهد وتصاویر زشت گذشته آشکارتر وجباران بدنام تر میشوند ورسواترونقاشیها زیباترامید است بتوانیم نقاشیهای زیبایی را خلق وبا همدیگر تصاویر زیبایی را ترسیم وبه آیندگان هدیه کنیم.

 


 
 
کار ،زمین ،سرمایه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠