مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

دیکتاتورها چگونه زندگی میکنند ومیمیرند؟(شباهت عجیب دیکتاتورها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢
 

 

نه تنها کشورها وملت ها یک رشدو توسعه همه جانبه ایی را با گذر ایام تجربه میکنند ،کل جهان نیز به مثابه یک پیکر انسانی عمل میکندو کشورهای مختلف وسازمانهای بین المللی با توجه به نفوذ وقدرت وتاثیرگذاریشان نقش چشم یا گوش ویا مغز ودست وپاوسایر اعضای آن را بازی میکنند.

اکنون جهان به نقطه ایی رسیده که بدور ازنوع نگاهی که به آن داشته باشیم (بدبینانه ویا خوشبینانه) وبدور از تعابیر وتفسیرهایی که از نقش موثر ویا کم رنگ برخی از دولتها داشته باشیم دارای سیر وحرکتی است وارتباط واطلاعات آنقدر نزدیک وتنگاتنک شده واین پیکر را بهتر وواضح تر نمایان ساخته است.

امروزه شما میتوانید به راحتی ودرلحظه از رویدادهای اقصی نقاط جهان باخبرشویدشادیها وغم های دیگران را ببینید همانند اینکه همه دریک شهر ویک کوچه ویک خانه زندگی میکنید.

امروزه علاقه ها وعشق ها ونفرتها از مرزها عبورکرده وجهانی شده وچون ظلمی وستمی دریک گوشه جهان به کسی یا جامعه ایی بشود از دیدها پنهان نمیماند وهرفریادی بگوش جهانیان میرسد هرچند هنوز کمکها ویاری رسانیها آنگونه که باید نهادینه نشده وهستند ظالمانی که برای خود حیطه ایی ساخته وحصاری بدورخود کشیده اندودنیا را به تمسخر میگیرند.

دیکتاتورها یک خصیصه مشترک دارند وآن اینست که ابتدا با هزاران وعده ووعید سعی میکنند خود را به مردم نزدیک کنند ودر این فرصت همه مخالفان خود را سرکوب کنند وطوری نشان دهند که همه این اقدامات برای اصلاح جامعه وسعادت مردم است ولی در ادامه راه پس از اطمینان از سرکوب مخالفان وتثبیت پایه های حکومت خود نوبت به سرکوب دوستان وآنهایی که احساس میکند میتوانند به قدرتی تبدیل شوند میپردازد همه منابع واموال ملی را در تصاحب خود میگیرند وهرگونه که بخواهند ازآن برداشت وهزینه میکنند وکارشناسان وصاحب نظران ودستگاههای نظارتی را کنارگذاشته وهر مخالفت واعتراضی را سرکوب وبا اقتدار برخورد میکنند.

رفته رفته سیستم های نظارتی وتصمیم گیری ومجلس وقوانین و مقررات وانتخابات مردمی کارآمدی خود را از دست داده وفرمایشی میشوند وتصمیمات همان است که توسط دیکتاتورها مستقیم ویا غیر مستقیم گرفته میشود.

مردم در چنین سیستم های دخالت داده نمیشوند وگروههای خاصی از مردم که حامیان دیکتاتور هستند ورای نظر دیکتاتور را بی کم وکاست پذیرفته اند واورا عبادت میکنندبعنوان کل جامعه محسوب شده وتمام امکانات جامعه نیز برای آنها معطوف وهزینه میشود.

دیکتاتورها هزینه های زیادی را برای تبلیغ افکار وعقاید خود از بودجه ملی انجام میدهندوخود را تبدیل به مقام موقعیتی فرا قانونی میکنند وهمیشه بدنبال ایجاد وبروز تنش درخارج از مرزهای خود هستند تا بتوانند از دیگران باج گرفته ونگذارند کسی در حیطه حاکمینت آنها نفوذ کند .

دیکتاتورها پس از مدتی حکومت وزورگویی به مردم بی دفاع خود وبا بهره مندی از تعریف وتمجید اطرافیان خود آنقدر مغرور ومتکبر میشوند که یک بیماری روانی ومنیت را دچار شده وتفکر وتدبیر ومنطقشان کور میشود ودراین لحظه احساس قدرت نامحدود کرده واحساس میکنند هیچ قدرتی بالاتر از آنها نیست وهیچ کسی وهیچ گروهی حق دخالت وحق انتخاب و... ندارند.

دیکتاتورها چون دراین مسیر افتادند بشدت برظلم واسبداد خود ادامه میدهند تا بدانجا که هیچ کس را جرات اظهار نظر نباشدوکشور همانند یک ملک شخصی اداره میکنند.

دیکتاتورها بدلیل ظلم واستبداد وبی رحمی که دارند به ندرت از طریق جنبش ها وانقلاب درونی سقوط میکنند وباید که مردم آنها از طریق سازمانهای بین المللی ویا کشورهای قدرتمند دیگر حمایت شوند تا سقوط کنند .

دیکتاتورها بعد از مواجهه با اعتراضات وفشارهای خارجی به یکباره احساس خطر نموده وتمام توان نیروهای مسلح اجیرشده خود را برای ایجاد خفقان وثبات دوباره بکار میگیرند ودراین را از هیچ شکنچه وکشتار وتوهین وبداخلاقی هراسی ندارند وچشم وگوش خود را برهر هشدار واعتراض جهانی میبندند ولی عاقبتی جز سقوط که هیچ وقت نه انتظارش را دارند ونه از منیت قبول دارند خود وخانواده واطرافیان ومزدورانشان را پس از سالها چپاول دربدترین شرایط از بین میبرند ولی مصالحه نمیکنند.

تصویر سقوط وقیافه آنها را درذلالت بینی بسیار شبیه هم هستند ومرگشان نیز بسان هم که برای مثال میتوانید سرنوشت ننگین صدام وقزافی وحتی تصویر آنها را مقایسه کنید.


 
 
او کیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱
 

او کیست ؟

 

شوالیه ایست بی باک فاتح جنگ

ولی اکنون گشته مغلوب بی قشون درکوه

درشبی تیره همچون ماه

 

عاشقی است سوار براسب سرنوشت

اما دلشکسته از آن یاری که کرده بی وفایی

مردد مانده امروز در انتخاب راه

 

جوانی است براسب سرکش امیال

کنون گشته مایوس وسرخوره ،تنهای تنها

انگار درباغ پرگل افتاده درچاه

 

تاجری است مشهور با یک دنیا تجربه

ولی اکنون ورشکست است وهست رنجور

نمانده ثروتی جز اندازه یک کاه

 

حاکمی است ظالم سرمست  از خون بیگنهان

اما کنون گشته درمانده وعاجز از انقلاب مردم

مادران بشکستند اقتدارش را با ناله وآه

 

.....

 یاس

 


 
 
حاکمیت جهان دراختیار کدامین ابرقدرت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

درتاریخ که سیر میکنیم میبینیم که از آن موقعی که جامعه بشری شکل حکومتی بخود پیدا کرده همیشه حکمرانان تلاش داشتند تا برهمه قوم ها وقبیله ها وملتها حاکم شوند وبرای این جنگ ها ودرگیری های خونینی بوقوع میپیوست.

شاید درطول تاریخ با وجود حکومتهای مقتدر بدلیل وسعت جهان وپراگندکی ملت ها وسرزمین ها هیچ حکومتی  نتوانسته به تنهایی خود را حاکم تمام جهان کند ودراین بین تنها دریک دوره دوحکومت مقتدر ایران وروم میتوانستند ادعاکنند که به تنهایی بربیشتر سرزمین ها حکمرانی میکردند.

باگذر ایام وشکل گیری دول مختلف وتضعیف حکومتهای مقتدری چون ایران جهان شکل دیگری بخود گرفت و دولت ها وکشورهای زیادی بوجود آمد تا اینکه بعد از انقلاب صنعتی ورقابتهای شدید اقتصادی بین کشورهای اروپایی منجر به بروز اختلاف وادعا دربین کشورهای جهان شدکه از آن جمله عظمت فراگیر آلمان درجهان را به یک درگیری وجنگ که از آن به عنوان جنگ جهانی اول یاد میشودسوق داد ودوبلوک در مقابل هم جبهه گیری کردند:

*- متحدین: آلمان، ایتالیا، اطریش و مجارستان و امپراتوری عثمانی
* متفقین: انگلستان، شوروی، فرانسه و آمریکا

جالب توجه اینکه با وجود اختلافات شدید بین انگلستان وشوروی هردو در یک جناح قرارگرفتند.

در 28 ژوئن 1919 عهدنامه ی و رسای بر اساس 14 اصل ویلسون (رییس جمهور آمریکا) به تصویب دول درگیر در جنگ جهانی رسید. و از نتایج جنگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- از بین رفتن امپراتوری های بزرگ و تجزیه آن ها مثل تبدیل امپراتوری آلمان به جمهوری آلمان، امپراتوری اطریش مجارستان به جمهوری اطریش و چکسلواکی و مجارستان، امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه و توسعه یافتن یونان با ضمیمه کردن بخش وسیعی از اراضی عثمانی، و در این راستا قیومیت کشورهایی چون سوریه و لبنان به فرانسه و فلسطین وعراق به انگلستان داده شد و ایجاد خط قرنطینه از فنلاند تا رومانی.
2- تأثیرات اقتصادی اجتماعی: مثل رواج اقتصاد طبق نقشه و عدم رقابت آزاد، نظارت دولت ها بر امر تجارت و کاهش صادرات دولت های اروپایی و خرید کالاهای امریکایی و گرفتن وام از امریکا و…، تشکیل اتحادیه های کارگری.
3- تحمیل قرارداد م 1919 به ایران.
4- پیدایش ایالت متحده امریکا در صحنه سیاست جهانی و عدم امضاء معاهده و رسای از سوی آمریکا.
5- خلع سلاح آلمان با قبول خسارات جنگ از سوی آلمان (و این که آلمان ها از آن پس باید توپ، زیر دریایی و هواپیما سازی نکنند.
6- دلایل فوق الذکر و آثار و تبعات آن ها خود نهایتاً موجب بروز جنگ جهانی دوم شد.

 ظهور دیکتاتورهای فاشیستی در اروپا مثل هیتلر در آلمان، موسولینی ایتالیا، سالازار پرتقال، گروهای افراطی و نظامی در ژاپن، فرانکو در اسپانیا، دیکتاتوری های با لتیک، استونی، لیتوانی و…  وبا توجه به به عدم توازن اقتصادی امریکا، فرانسه و انگلیس به دلیل داشتن مستعمرات و دارا بودن 80 درصد ذخیره طلای جهان بود و برعکس باعث گسترش ناسیونالیسم اقتصادی و علاقه به توسعه فضای حیاتی و ارضی درکشورهایی همچون آلمان وایتالیا و ژاپن به دلیل نداشتن ذخایر طلا و عدم وجود مستعمرات شد.

همچنین رقابت شدید بین آمریکا وژاپن که بعنوان قدرتهای جدید مطرح شده بودند وظهور هیتلر در جهان با آن که دولت های بزرگ جهان در ابتدا به دلیل عدم اعتماد به یک دیگر متفرق بودند لیکن به دو جبهه متحدان و دشمنان تقسیم شدند ومنجر به بروز جنگ جهانی دوم شد.

پس از جنگ جهانی دوم وظهور ونمایش قدرت آمریکا وبدلیل دوری آن کشور از صحنه درگیریها درواقع با نمایش قدرت تسلیهاتی خود با انفجار بمب اتم در ژاپن  وهمچنین شوروی که پایان بخش شکست آلمان بحساب آمد وسهم خواهی قابل توجهی داشت که حتی نیمی از کشور آلمان وبخش مهمی از کشورهای اروپای شرقی را زیر نفوذ خود برد.

همه این مسائل منجر شد تا دو ابرقدرت در دنیا شکل گیرد وهمه کشورها را بنوعی تحت نفوذ یا سلطه خود قراردهند(آمریکا وشوروی)

بدلیل دست یافتن هردو ابرقدرت به سلاح اتمی وحتی برخی از کشورهای دیگروهمینطور با افزایش آگاهی ورشد کشورها وحاکمیتها وعدم امکان بروز جنگ بدلیل توان نابودسازی وگشتارجمعی موجوددرتسلیهات اتمی که ابزاردفاعی لازم رانیز ندارد   منجرگردید که آنها را وادار کند تا برای حفظ کشورهای تحت سلطه و مستعمراتی خود ومبارزه با رقیب وارد جنگ سرد شوند.

جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش ها وتضادها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده آمریکا وشوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ اطلاق می‌شود. در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند نظامی، ایدوئولوژی، فرهنگی، تجسسی، رقابتهای ورزشی، اقتصادی، صنعتی و توسعه فناوری واطلاعاتی ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.

گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی میان نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم‌پیمانان این ابرقدرت‌ها از پیامدهای آن به‌شمار می‌روند. هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی پیش از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوباره‌سازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.

پس از جنگ در حالی که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به بسیاری از نقاط جهان به ویژه اروپا، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحران‌های مکرر مانند ساخت دیواربرلین (۱۹۸۹-۱۹۶۱)، جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، جنگ ویتنام (۱۹۵۹-۱۹۷۵)، بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و جنگ شوروی وافغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۸) روبه‌رو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد می‌کرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به جنگ افزار هسته ایی واتمی و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاح‌ها بود.

سرانجام در پایان دهه ۱۹۸۰ و با دیدارهای مقام‌های بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی (میخاییل گرباچف) ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.

با تضعیف شوروی بدلیل تجزیه درمقابل آمریکا کشور روسیه وبرخی کشورهای جهان بدلیل ترس از اینکه دنیا تک قطبی شود تلاش خود رامعطوف کردند تا بتوانند با ایجاد تضادها وانقلاب ها واختلافاتی در کشورهای تحت حاکمیت آمریکا واروپا دوباره یک تقسیم بندی در جهان ایجاد کنند تا توازن قوا بوجود آید وبا پیشرفت غیر مترقبه چین کمونیست وتبدیل آن کشور به یکی از قدرتهای برتر اقتصادی جهان وایجاد اتحادیه اروپا و دوستی وارتباط آنها با آمریکا منجرشدتا یک بلوک بندی نانوشته ایی به نام بلوک غرب وشرق ایجاد شود واین بلوک درواقع توانست با ارتباط وحمایت ونفوذی که در برخی کشورها از جمله خاورمیانه ودیگر مناطق جهان ایجاد کنند وتوانستند از نظر توان تسلیحاتی وجمعیتی وتوان اقتصادی و... وحتی با داشتن حق وتو همانند آمریکا در سازمانهای بین المللی بعنوان یک بلوک قدرتمندمطرح وهمه کشورها را که از زمان پایان جنگ سرد ورهبریت شوروی را از دست داده بودند ویا کشورهایی که به هر دلیل بدنبال یک تیم وگروهی درمقابله با غرب میگشتند را بخود جلب کرد ه وفرصتی شد تا کشور روسیه بدلیل بهره مندی از سیاست مداران کهنه کاروسیستم های جاسوسی وعملیاتی خود که  سالها تجربه دوران جنگ سرد را با خود داشتند جایگاه دوباره خود را پیدا کنند وهمین عامل منجر شده تا شما در هر کشوری که انقلابی رخ میدهد ویا مخالفت ها وجبهه گیریهای تندی نسبت به یکی از ابرقدرتها دیده میشود ردپای ابرقدرت دیگر رابخوبی درآن کشور ببینید وحس کنید درواقع درمقطع کنونی رقابت وتنش موجود بین روسیه وآمریکا به ایجاد جنگ وضدیت درکشورهای دیگر برعلیه همدیگر شده وحتی با عملیات وروشهای پیچیده سیاسی ومدیریتی توانسته اند جنبش ها وچنگها وانقلابهایی بوجود بیاورند ورقیب را درگیر چنین عملیاتی نمایند .البته تازمانی که نهادهای بین المللی وکشورهای جهان به یک سطح قابل قبول ازنظر تصمیم گیری نرسیده اند وبسیاری از کشورهای درسلطه دیکتورهایی بسر میبرند  که میتواند برای ملتها وجامعه جهانی خطر ساز باشد وو از نظر تحلیل گران سیاسی خطراتی که یک قطبی شدن دنیا میتواند در تحمیل سیاستها وزورگوییها داشته باشد دوقطبی بودن حداقل تعادلی در شرایط کنونی جهان بوجود میاورد ،امید است با رشد دموکراسی وفرهنگ عمومی جهانی وکاهش فقر وبی عدالتی ودیکتاتورها وتروریستها شرایطی بوجود آید که سازمانهای بین المللی نهادینه شوند ومنافع همه ملیتها ونژادها و...وامنیت درهمه جای دنیا برقرارشود وهمه بدوستی وصلح درکنارهم زندگی کنند وهیچ نقطه امنی برای ظالمان ودیکتاتوران وزورگویان نباشد.

 

 

 

 


 
 
چگونه میتوان فعالیت اقتصادی سالم وموفق داشت(انسانی بنام شرکت)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥
 

بسیاری علاقه دارند که یک فعالیت اقتصادی خوب را تجربه کنند وبسیاری نیز فعالیت اقتصادی را شروع کردند .

فعالیت اقتصادی همانند سرمایه گذاری در جایی ویا اقدام به ثبت یک شرکت تولیدی وصنعتی ویا بازرگانی و یا موسسات مالی وآموزشی و... یعنی هرنوع فعالیتی که نیاز به اختصاص سرمایه داشته باشد وکار وزمین ومکانی را بخود اختصاص دهدویا بهتر بگوییم هرکاری که ریسک داشته باشد وسود وزیانش بستگی به مدیریت وفعالیت صحیح وبا برنامه باشد.

فعالیت اقتصادی از هرنوع باشد شباهت کاملی به یک انسان دارد وهمانند یک انسان متولد میشود ومیبیند ومیشنود وحرکت میکندومیخوابد ومریض میشود ورشد میکند وپیر میشود ومیمیرد.

بنابراین از مرحله تفکربه اینکه چگونه وکی فعالیت اقتصادی را شروع کنیم بماننداینکه زوجی تصمیم میگیرد کی صاحب فرزندی شوندوایجاد وشروع فعالیت که همانند  فرزند متولدمیشود نیاز به مشاوره وتحت نظر بودن پزشک (کارشناس وتحلیل گراقتصادی که خود از لیسانس تا دکتری میتواند تحصیلات داشته باشند)وبسته به بودجه ونیازی است که برای مشاوره وتحت نظر بودن احساس میکنیدنوع آن راانتخاب میکنید ولی به هر حال ضروری است ودر بدو شروع وماهها وسالهای اول همانند یک بچه که پزشک کارت نمودار رشد دراختیار خانواده قرارمیدهد وماهیانه  وزن ورشد دورسر وقد بچه را کنترل وواکسن های دوره ایی را میزند ،از مشاور اقتصادی نیز بخواهید تا باتوجه به امکانات وسرمایه ونیروی انسانی دراختیار واهداف اساسی تعریف شده نموداری را برای فعالیت اقتصادیتان تعریف نماید ویا خود حجم واندازه سرمایه وامکانات را با توجه به اهدافتان تعریف نماید ویک کارت اطلاعاتی از اندازه وبهترین محدوده حرکت تهیه وسپس با نمودار ترسیمی نسبت به کنترل ادواری وضعیت وموقعیت فعالیت راهکارها ی لازم را جهت بهبود وضعیت ارائه دهد.

همانگونه که بچه درمرحله نوزادی بجز شیر  نمیتواند بخورد وموعدهای تغذیه بیشتر ومتنوع توسط دکتر اعلام میشود ،به فعالیت اقتصادی نیز نمیتوان بیکباره نیروی کار اضافی ویا منابع مالی بیشترویا ماشین آلات بیشتررا یکباره تزریق نمود تصمیمی که بسیاری از صاحبان فعالیت های اقتصادی هرچه توان دارند در اخذ تسهیلات وخرید ماشین آلات وجذب نیروها میکنندکه این شیوه بدون استفاده از نظر مشاوراقتصادی عامل اصلی شکست ومرگ زودرس بسیاری از این فعالیتهاست.

واکسن های دوره ایی که به یک کودک زده میشود تا او را دربرابر بیماریهای کشنده محافظت نماید توسط مشاور اقتصادی نیز با تحلیل وضعیت وبررسی ساختارشرکت ومقایسه آن با امکانات موجود وشرایط جامعه با پیشنهاد تامین نیرو وسرمایه مورد نیاز تجویز میگردد تا رشد سالم فعالیت اقتصادی را تضمین نماید.

بچه حرکت خودرا با حرکت چهار دست وپا وسپس با راه رفتنی بنام تاتی که حرکتی بسیار ناشیانه وتوام با زمین خوردن است شروع میکند شما باید بدانید که فعالیت اقتصادی شما نیز تا به مسیر اصلی بیافتد وبتواند نزد رقبا اعلام حضور کند حرکت ورشدی همانند بچه خواهد داشت که متاسفانه بسیاری فکر میکنند باید فعالیتی ایجاد کنند که از همان روز ایجاد فعال وپر توان وبا تحرک بالا باشد.

یک فعالیت اقتصادی همانند انسان مرحله کودکی دارد وسپس دوران آموزش که از شش سالگی شروع میشود وسپس دوران نوجوانی وجوانی وبزرگسالی وپیری که یک مشاور اقتصادی همچون یک پزشک متخصص بخوبی دوره های آن را میشناسد ومیفهمد ومقطع آموزش ودوران نوجوانی و...را با استراتژی های صحیح مدیریت میکند تا درکودکی که خطر توقف وشکست آن درنتیجه بیماری است را با برنامه صحیح اقتصادی وخطر انحراف دردوران جوانی را با تکمیل ساختار وچیدمان صحیح مدیریتی ورشد وبالندگی وحداکثر بهره وری  ورقابت وسرشاخ شدن با رقبا رادردوران جوانی باارائه استراتژی های راهبردی  ورشد وتوسعه وبالندگی را در بزرگسالی با تثبیت موقعیت وورود به بازارهای بین المللی وبا نوسازی فعالیتها وتبلیغات پیشبردی وتنوع محصول از انحطاط ومرگ جلوگیری میکند.

یک فعالیت اقتصادی همانند یک انسان قلب دارد(که واحد مالی آنست که درآن پول همانند خون وارد وخارج میشود)مغز دارد (که همان مدیران وتصمیم گیران اصلی شرکت بشمار میرود)چشم دارد(یعنی مالکان وهییت مدیره ایی هستند که نظارت برعملکرد دارند)گوش دارد(سیستم نظر سنجی وارتباط بامشتری وسیستمهای بازرسی که موارد را میشنوندودرکل سیستم نیز بگوش است)زبان دارد(که همان روابط عمومی وگذارش دهی سیستم است)ودست دارد (که همان ابزار وماشین آلات وفعالیتش است)وپا دارد(یعنی دائم درحرکت است )و....که هرگونه اختلال در هرکدام از اندامهای فوق باید بموقع توسط پزشک (مشاوراقتصادی)شناسایی ومعاینه ومداوا شود.

دارای چند فرزند شدن لازمه اش این است که بتوانی بخوبی یک رابطه وتعریف صحیحی بین توزیع امکانات وتربیت آنها داشته باشی که همانند اینست که یک نفر چند فعالیت اقتصادی جداگانه داشته باشد وباید مشاور بهترین الگوی ارتباطی را برایش تعریف کند.

یک مشاور خوب ومتخصص به محض مشاهده فعالیت اقتصادی شما به بیماری های ظاهری اش وبا مطالعه نتیجه آزمایشات (گذارشهای مالی ومدیریتی)به بیماریهای باطنی اش پی میبرد وبخوبی بشما علت ایجاد آن ومشکلاتی که بوجود آورده ودردهایی که کشیده اید را بخوبی بیان میکند انکار که سالها باشما ودرکنارشما بوده است ونسخه مناسب را مینویسد وچون مداوا کند شما بخوبی نتایج آن را با تمام وجود میبینید ولمس میکنید.

 از ضرورتهای داشتن مشاور اقتصادی میتوان موارد زیر را عنوان کرد:

1-مشاوره بامشاور قبل از شروع به فعالیت درانتخاب بهترین فعالیت مرتبط وبا توجیه اقتصادی مناسب برطبق شرایط موجود.

2-استفاده از مشاور در حین فعالیت برای تشخیص بموقع امراض ومشکلات وارائه نسخه مناسب برای مداوای آن.

3-مشاوره در امر استراتژی های لازم درجهت اهدافرشدوتوسعه ورویارویی ورقابت با رقبا.

4-تعیین دقیق زمانهای برداشت ویا تزریق سرمایه وسود ویا جبران زیان ومقدار آن

5-تنظیم صحیح ومتناسب چارت سازمانی منطبق با اندازه وعمر شرکت وانتصاب بجا وشایسته مدیریتها وتخصص ها

6-بودجه بندی وتخصیص مناسب هزینه ها وانجام تحلیلهای مالی لازم برای شناسایی انحراف از برنامه.


 
 
رنگین کمان
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤
 

رنگین کمان

ماشاید همه یک رنگ نباشیم
یکی قرمز یکی زردویکی آبی
بیاید اگر همرنگ شدیم بهتر
نشیم همرنگ کنارهم رنگین کمانی

باران بلا میبارد ازهرسو امشب
یکی اینجا یکی غربت
خورشید هنوز هم هست ولی کم نور
اگرشویم باهم شودرنگین کمانی

همه شادیم همه سرمست
که دیدیم همدگررابدورازسایه غربت
بیایید همدل وهمراه باشیم
مگرهست زیباتراز رنگین کمان جایی

بیا دستم بگیروگیرم زدستت
شادیها راکنیم تقسیم وغم راازخوددور
نباید همدگر دیدن شود عادت
بسازیم پلی دردره غم با رنگین کمانی


 
 
زندگی چیست وسرنوشت ما چگونه است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳
 

اگرزندگی را به ریاضی تشبیه کنید آنرا یک معادله یک مجهولی که جوابی ثابت دارد ندانید وخود را از اول بدبخت ویا خوشبخت تعبیر نکنید بلکه  همچون معادله چندمجهولی بدانید که در جوابی که از آن خواهی گرفت وابسته به نمره ایی است که با عملکردت بخودت میدهی ونمره ایی که دیگران میگیرند وهمیشه فکرنکن که نمره ایی که میگیری همیشه بالا باشد و بهتر است ،زیرا این فرمول بسته به شرایط دوران متغیر است واینکه درکجای فرمول قرار گیری مهم است که چون فرمول آن پیچیده است واعشار وتقسیم وضرب ومنها وجمع را درخود دارد ودربرخی مواقع ممکن است جایی قرار گیری که هرچقدر نمره ات بزرگتر باشد جوابت کوچکتر ومنفی تر خواهدبود.

اگرزندگی را به موسیقی تشبیه میکنید باید نتها را بخوبی بشناسی و بدان که زندگی در کل آهنگی است متغیر وما نت هایی بیش نیستیم درآن ومانده به نوع آهنگ ما نیز حضوری کم رنگ .یا پررنگ در آن داریم وگاهی به شادی وگاهی به غم درآن آهنگی نواخته میشود.

اگر زندگی را اینگونه فرض کنیم که چرخشی ثابت دارد وحرکتی پایدار باید بدانیم که مانیز همانند تاثیرات زیست محیطی برزمستان وتابستان آن ودرشادی وغم ودرموفقیت وناکامی اش موثریم هرچند این سیر طبیعت وزندگی شباهتهای زیادی به هم دارد وبرای آنست که میتوان از تجارب گذشته به نفع آینده استفاده کرد.

زندگی رامیتوان به هنر تشبیه کرد و سرنوشت وواقعیتهایش را به تصویری که هرانسانی بمانند یک نقاش درذهن خود میکشد وبه آن عمل میکند ومانده به هنرمندی وتلاش ودقت عملش ورنگهایی که در کشیدن تصویر بکارمیگیرد استفاده نموده ودراین بستر نقاشیهای بزرگتری نیز هست که درکشیدن آن باید ازدیگران کمک بگیرد وباهمدیگر بکشند که آن نیز همان تصویر گروه ها وجامعه ها وحکومت هاست وشما به راحتی میتوانی از نقاشی هرفردی به مسیر وهدف وافکارش پی ببری واز رنگهایی که بکار برده واز تصویر جامعه ایی که ساخته به افکار وبینش نقاشانی که درآن شرکت کردند .

اگر میبینی که فردی دردوران کوچکی تصویری از دکتر شدن برای خود ترسیم کرده وبعدانیز با تلاش و کوشش وتحصیل پزشک میشود بدان به تصویری که برای خود کشیده بود عمل کرده ویا اگر جامعه ایی میبینی که در خوشبختی وسعادت است ویا جامعه ایی دیگر اسیر رنج وبدبختی و گرفتار حاکمانی ظالم بدان اکثریتی در ابتدا هم شده در ایجاد ونقش آفرینی آن تصویر مشارکت داشته اند وتغییراتی که درجوامع میافتد وحاکمانی سقوط و حاکمانی جدید جایگزین میشود حاکی از اصلاح وتغییری است که در تصویرنقاشی شده داده اند.

آنچه از جوامع پیداست اینست که انسانها روز بروز هنرمند وهنرمند تر میشوند وتصاویر زیباتری میکشند وبه اشتباهات تصویری گذشته خود بیشتر پی میبرند وبهمین خاطر جوامع هرروز به سمت انسانیت ومردم سالاری گام مینهد وتصاویر زشت گذشته آشکارتر وجباران بدنام تر میشوند ورسواترونقاشیها زیباترامید است بتوانیم نقاشیهای زیبایی را خلق وبا همدیگر تصاویر زیبایی را ترسیم وبه آیندگان هدیه کنیم.

 


 
 
کار ،زمین ،سرمایه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠
 

برای تحصیل کرده های رشته های حسابدار واقتصاد وبازرگانی ورشته های مرتبط دیگر عوامل تولید(کارزمین وسرمایه)ازمباحثی است که بارها وبارها در طول تحصیل شنیده وبرخوردداشته اند.

کارکه درواقع همان نیروی انسانی وزمین یعنی جاومکان فعالیت وسرمایه همان نقدینگی ومنابع مالی مورد نیاز است.

درگذشته کار(نیروی انسانی) نسبت به عوامل دیگر از اهمیت کمتری برخوردار بود وعوامل اصلی را زمین وسرمایه تشکیل میداد.ولی امروزه با بالا رفتن علم وتکنولوژی وتحصیلات ودانش فنی منجر شده تا نیروی انسانی متخصص ومتفکر اهمیت بسزایی پیدا کند وبا ایجاد سیستم های تامین منابع مالی مختلف وهمچنین امکان ایجاد جا ومکان استیجاری برطبق سلیقه ونیاز پروژه ها منجر شده تا نیروی انسانی متخصص عامل اصلی تولید محسوب شده و این ایده بوجود آید که ارزش اصلی فعالیتها به نیروی انسانی متخصص وابسته بوده وبایستی در صورتهای مالی ارزیابی وگذارش شود.

شاید مهمترین اصل ودلیل توسعه ورشد تصاعدی کشورهای توسعه یافته توجه به دانش وتکنولوژی روز (hi tecnology)وایجاد شکاف بین این کشورها وکشورهای جهان سوم برخورداری آنها واستفاده بهینه از نیروی انسانی تحصیل کرده وماهر واندیشمندان ومخترعین ونوآوری در حیطه تولید وصنعت وتجارت میباشد بطوری که با استفاده از دانش وعلوم جدید وبهره گیری بجااز اندیشمندان ومتخصصین توانسته اند به اصل مهم اقتصادی حداکثر استفاده از حداقل منابع دست یابند.

جالب تر اینکه بسیاری از نیروهای متخصص مورد استفاده آنها را نیروهای متخصصی تشکیل میدهد که در کشورهای جهان سوم وبا صرف هزینه های بسیار تولد ورشد وتحصیل کرده وموقع بهره برداری به کشورهای توسعه یافته مهاجرت کرد ه اند.

وباید بگویم این انتقال سرمایه پنهان که درواقع سرمایه وعامل اصلی رشد وتوسعه را تشکیل میدهد نه به دلیل سرقت آنها توسط کشورهای پیشرفته بلکه بدلیل سیاستهای اشتباه حاکمان وتصمیم گیران سیاسی کشورهای جهان سوم صورت میگیرد که درزیر به برخی از این اشتباه تصمیم گیری ها وسیاستها اشاره میشود:

1- بکار گماردن نیروهای نالایق وبا تخصص پایین ویا غیرمرتبط درپستهای اجرایی وکلیدی که منجرمیشود تا یک تنش وتضادی بین بدنه حکومت وروشنفکران ایجاد شود ومسئولان برای حفظ مقام وموقعیت کسب شده وترس از بکارگیری نیروهای خبره ویا عدم تبعیت این نیروها از مدیران انتصابی به روش های غیرمدیریتی از قبیل تخطئه و یا بکارگیری وجذب زیردستانی که بار علمی کمتری داشته وبتوانند به آنها ریاست کنند انگیزه فرار مغزها را بیشتر میکند وچون کشورهای توسعه یافته ببینند کشوری سیاست اشتباهی دربکارگیری متخصصین دارد آنها نیز بستر جذب متخصصین را فراهم میکنند.

2- عدم برنامه ریزی وبرآورد صحیح درمیزان نیاز کشوربه تخصص های مختلف وایجاد رشته های دانشگاهی وشعبه های دانشگاهی نه برطبق نیاز تخصصی جامعه بلکه برمبنای متقاضی وعلاقمندی دانش آموزان به ادامه تحصیل که منجرشده دانش آموزان به رشته های خاصی همانند پزشکی ومهنسی وحسابداری و... که احساس میکنند میتواند درآمد بیشتری داشته باشد وبازار کار بیشتری داردجذب میشوند واین منجر شده تا دربرخی رشته ها خروجی بیشتری داشته وبا یک مازاد نیروی متخصص درآینده مواجهه شویم ودرصورت بروز این پدیده که دربسیاری از رشته ها بوجود آمده لذا بدلیل مازاد برنیاز کشوربودن به خارج ازکشوربرای کار وتلاش سرازیر میشوندویا قربانی بیکاری پنهان وآشکارهستند.

3- بدلیل عدم مدیریت صحیح وعلمی دربسیاری از این کشورها وعدم ایجاد ساختارهای علمی وصنعتی لازم درواقع  موقعیت کاری منجرشده تا ضریب بیکاری دراین کشورها بسیاربالا باشد ودولتها بجای برنامه ریزی وتلاش درجهت ایجاد اشتغال با ایجاد مراکز دانشگاهی متعدد وبیش از نیاز درواقع با انتقال سیل عظیم نیروهای آماده بکار به مراکز دانشگاهی برای ادامه تحصیل یک بیکاری پنهان ایجاد میکنند که شاید بتواند وجهه سیاسی این کشورها را بهبود بخشند غافل از اینکه این کار دو خطر عمده دارد اولا" بعد از چند سال وصرف هزینه هنگفت ملی  بجای داشتن نیروی انسانی بیکار، تحصیل کرده بیکار خواهیم داشت که خود منجر میشود تا نیروهای متخصص بیکار جذب امور غیر مرتبط شود که همان موضوع بیکاری پنهان است وثانیا" نیروهای متخصص با نبوغ علمی لازم نیز بدلیل رشد سیستمهای ارتباطی ازقبیل اینترنت و... با خارج به راحتی ومجانا" درخدمت کشورهای توسعه یافته قرارمیگیرد که بستر لازم برای شناسایی وجذب انها را فراهم نموده اند.

اسف بارتر اینکه درکشورهای جهان سوم نفت خیز که  هم از کار(نیروی انسانی متخصص حتی بیش از نیاز کشور) هم زمین حتی بیشتر از آنچه لازم است وسرمایه (آن هم نه به پول خود بلکه به ارز یعنی به میزان بسیار بالا )برخوردارند ولی نتوانسته اند بدلیل عدم برخورداری از مدیریت کارآمد ولایق این سه عامل اصلی تولید را به نحو مناسب درکنارهم قرارداده ورشد وتوسعه یابند وبجای آن شده اند تامین کننده ثروت وعوامل توسعه  برای رشد وتوسعه دیگران.

 

 


 
 
سلام برتو
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸
 

سلام برتو ای دوست

دلها را ازکینه باید شست

هم صدا شد وهم نوا

کنیم برتن جامه صلح وصفا

 

چه زیباست باهم شدن 

گل گفتن وگل شنفتن

هم ره وهم راه بودن

فاصله ها را بریدن

 

غم چه معنی دارد امروز

شب را کنیم با شمع روز

اگرهست عید ما نوروز

شب نابوداست وپایدارروز

 

من هدیه میدهم توراآفتاب

هدیه توهست برایم مهتاب

هردم من تورا وتومرادریاب

تا برون آییم زاین سرداب

 

گذشته ها گذشته

پیوندها بریده ،دوستیها شکسته

کشیده وکشیده

رنگین کمان زیبا ،زندانی رسته

 

دستم دراز سویت

 ستاره ام به ظلمت

بوسه زنم زرویت

نمیروم به غربت

 

 

 


 
 
آیا دوره زندگی به شانس واقبال است!؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧
 

فعالیت شخصی و برنامه ریزی وتلاش فردی امری مهم است وخوشبختی وناکامی هرفردی به آن بستگی دارد وآنها که زندگی رابه شانس واقبال تعبیر وتفسیر میکنند ووضعیت موجودشان رابدشانسی یا برخی را به خوش شانسی میخوانند باید بگوییم که 90% خوشبختی فردی به برنامه ریزی وتلاش است و10% به شانس وهرفرد باید شکستها یش را بررسی کند وحرکت هایش را سنجیده نماید.

ولی بچه ایی که چشم بدنیا میگشاید وخود را در یک کشور پیشرفته میبیند ویا درکشورخودشان ولی درخانواد ه ایی ثروتمندومتمکن وبا امکانات رشد وآموزشی بیشمار ویا بچه ایی که بدنیا میاید وخود رادرآغوش مادری گرسنه وبدبخت در کشوری فقیر که برای زنده ماندن ولقمه نانی با مرگ دست وپنچه نرم میکند  وتازه اگر بزرگ شود هزاران بدبختی همچون گرگ های گرسنه ایی   بیشمار درانتظارش به کمین نشسته اندرا چه بخوانیم شانس یا سرنوشت .

این تفاوت درآفرینش را چگونه باید تفسیر کرد وعدالت را درآن تعبیر کرد که ما آفریننده را عادل میدانیم وتبعیض را هرگز روا نمیدانیم ولی در واقعیت امر چنین تبعیضی احساس میشود چه آن انسانی که در چنگل آمازون ویا در سرزمین یخی قطب جنوب ویا درسرزمین های بی نام ونشان قاره آفریقا ویا در کوه های قله اورست ودر ده کوره های بدور از هرگونه امکانات هندوچین و... که حتی تا پایان زندگی خود خبری از ادیان و علوم و دنیای کنونی ندارند وبدنیا میایند وبا افکارخود زندگی وبرای زنده ماندن مبارزه وبی هیچ آموزش واندوخته و...با دنیا وداع میکنند.ویا فرزندی که درکاخی ویا در خانه تاجری وپزشکی ووزیر ووکیلی و... متولد میشودچطور.

از همه آنها که بگذریم دوستی این تاثیر محیط وزمان ومکان را در خوشبختی انسان را بطور کامل به شانس واقبال میخواند ومیگفت که مکان وزمان به شانس است ولی اینکه درآن موقعیت مکانی وزمانی خوشبخت بشیم وموفق به اراده وتلاش ما مانده نه شانس واقبال.

برای مثال یک رویداد محیطی ساده را مثال میزد که حتی افکار وعقاید ومیگفت شرایط رفتاری یک دوره نیز بسیار درشرایط زندگی ما میتواند موثر باشد را مثال میزد وخودش را میگفت ببین من چقدر بدبختم:

آن موقع که بدنیا آمدم پدرسالاری بود وحسابی پدرم درخانه جولان میکرد ومادرم همچون کنیزی درخدمت او بود به خانه میامد مادرم پاهایش را میشست وبرایش چایی میاورد ومیوه و... وپدرم درگوشه اطاق لم میداد به پشتی وقلیانی که مادرم برایش چاق کرده بود را میکشید وهرکس نفس میکشید یک کتک حسابی میخورد وهیچ کس را جرات اظهار ونظر وتصمیم گیری نبود ومن نیز تا جاداشت کتک خوردم وهمیشه آرزو داشتم روزی پدر شوم ومن نیز اظهار وجود کنم وبزرگ شوم وزن بگیرم از خانه بروم وازاین وضعیت راحت شوم وزنم به من خدمت کند وخلاصه برای خودم شاهی کنم.

آن موقع که من زن گرفتم متاسفانه زن سالاری شده بود ومن خسته از کار که میامدم مجبور بودم درراه همه خرید ها را کرده وچون خانه میرسیدم از تمیز کردن خانه گرفته تا آشپزی وشستن ظرف ها  شده بود یکی از وظایفم وحسابی خانم درخانه داد وبیداد میکرد وجولان وحتی دست بزن نیز پیدا کرده بود وهمیشه میگفتم ایکاش بچه هایمان بزرگ شود وسن سالی پیدا کنیم شاید زنمان عاقل تر شود ومانیز آرامشی در خانه ببینیم.

بچه هنوز بزرگ نشده بودند که متاسفانه جامعه بچه سالاری شده بود و من وزنم اسیر فریادها وخواسته ها وتوهین های بچه ها وتنها چیزی که الان آرزو میکنیم مرگی است که مارا از این بدبختی نجات دهد!

این تجربه دوستمان نیز تجربه جالبی بود که تاثیر شرایط زمانی را برزندگی فردی نمایان میکند .

بنابراین با دستیابی به موقعیت وتوانمندی وثروت وجایگاهی همه را به تلاش وتوانمندی خود نباید ربط بدیم ومغرورومتکبر شویم وباید به نیازمندان وآنها که به هردلیل بیچاره وبدبخت شدند از نعمات وموقعیت هایی که بدست آوردیم بدیم وشاکرباشیم.

 


 
 
ازکجا آورده اید؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤
 

شاید بهترین وبیشترین موضوعات عدالت خواهی ومبارزه با مفاسداقتصادی واجتماعی درایران مطرح میشود وحتی راهکارها وشیوه های اجرایی آن نیز تدوین وبه مراکز تصمیم گیری ارائه میشود ولی چرا از اجراآنطور که باید ودرردیابی ریشه اصلی آنها خبری نیست وپس از مدتی به بایگانی سپرده میشود ویا فقط ابزاری برای جلب توجه مردم شده وهرکسی میخواهد پستی بگیرد ویا برای تدام وحفظ آن نیاز داشت از آنها استفاده شعاری میکند.

بهترین موضوعی را که میتوان برای آن مثال زد موضوع وشعار " از کجا آورده اید " است که قراربوده دارایی های مسئولین همیشه زیر کنترل باشد ومورد سوال ویا بحث افشای " مفسدان اقتصادی بزرگ "وهمچنین بحث "آقازاد ه ها".

ولی متاسفانه مردم فهمید ه اند که این مباحث ومباحثی ازامثال آن که هرچندمیدانند کاملا" واقعی است ولی طرح آن همیشه شعاری وسیاسی است.

آفتاب هیچ وقت پشت ابر نمیماند وجرم وجنایت وفساد واختلاس وظلم پنهان نمیماندوگناهکاروخاطی درهمین دنیا رسوا وگرفتار خواهد شد چه به دست قانون وچه دست تقدیر طبیعت که چون کسی به بیراهه رود زن وفرزندی خلاف درانتظارش است و خوابهای آشفته واسترس دروجودش وآه ناله مظلوم گریبان ظالم را خواهد گرفت.

اختلاس میلیاردی  خود واقعه ایی بود که پرده مصلحت وتوجیه آبرو وبحث سوء استفاده دشمن و...را درید وپاره کرد تا سازمانهای نظارتی ومراجع قانون گذاری ومردم بدانند که درپشت پرده  چه ها که نگذشته ودراین بین همه جوابگویند وخیلی ها مقصرکه چون پرونده هایی همانند جزایری ورشوه های میلیاردی آن به مسئولین به شفافیت رسیدگی نشود ومصلحت اندیشی شود باید انتظار وقایعی بزرگتر را داشت.

یک جوان بیکار که جزمدرسه وکلاس ودانشگاه وخانواده چیزی را ندیده برای استخدام صدها مانع وتحقیق وتفحص را طی میکند وآخر نیز استخدام نمیشودویا یک تحصیل کرده واندیشمند که جز علم واندیشه سرمایه ایی ندارد برای تدریس وجذب بعنوان استاد دردانشگاهی چه اما واگرهایی دارد ولی یک دفعه میبینیم مدیرعامل بزرگترین بانک کشورهای اسلامی خانه ویلایی چند میلیون دلاری درخارج دارد وخود وخانواد ه اش مقیم آنجا هستند واین سوال پیش میاید که آیا همان عاملان تحقیق وتفحص یک جوان متقاضی استخدام  الان کجایند که پاسخ دهند چگونه پست به ان مهمی  به چنین شخصی واگذار میشه وچه کسانی آن را تایید کرده ومجوز داده اند وچگونه مقام ومسئولیت گرفته است!وکی وچگونه به چنین اقداماتی دست زده وبا چه کسانی مرتبط بوده است؟ .

شاید بسیاری از سیستمهای نظارتی وکنترلی واطلاعاتی ما معطوف دشمنان خارجی است ونفوذ بیگانگان که همین حساسیت وتوجه باعث شده تا بسیاری از آنها که به شایستگی مقام ومسئولیت نگرفته اند فاسد شوند وگمراه وتمام تمرکز ودقت خود را صرف شناسایی روش هایی برای حفظ پست ومقام وسوء استفاده نمایندو بخوبی کلید آن را که همان طرح دشمنان خارجی وخطر نظام ودین و...وظاهرسازی برطبق آنچه مورد قبول است اعتماد انها راجلب کنند وجواز احراز مسئولیت را گرفته وتوانسته اند درسایه این خط قرمز نظارتی برای خود وخانواده خود واطرافیانشان پول وثروت ومقام ومنزلت گردش وتفریح ایجاد کنند میگویند" سیب را ازدرون کرم میخورد نه برون"وچنین اشخاصی که در سایه کنار زدن شایسته ها وانتصاب غیر خودی به آنها به چنین مقام هایی را بدست آورده وبه چنین اعمالی دست زدند خدا میداند که تا چه سطح ولایه ایی توانسته اندافراد ومسئولین دیگر را آلوده کنند که میگویند اگرمیوه فاسدی در جعبه میوه ایی سالم باشد بعد از مدت کوتاهی همه میوه ها را فاسد میکند.

 برای کشف اختلاس وآگاهی از بروزآنلازم نیست که میلیاردها پول از سیستم خارج شود وآنقدر بزرگ باشد که با هیچ ابری نتوان پوشاند ودرهیچ غاروچاهی نتوان جاداد برای کشف آن براحتی میتوان با یک سوال از مسئولین که چقدر ثروت دارید وبا تقسیم آن براخرین دریافتیشان(این نیز برای آنها سوبسید باشد که با آخرین حقوق سنجیده شود) تعداد ماه برآورد میشود واگر با ماههای سابقه فعالیتش همخوانی نداشته باشد قضیه قابل تامل است که چون مسئول نباید درآمدوفعالیتی بی رویه ومغایربا درآمدی که می بایست از ساعات کاری اش که با حقوق بالا قرارداد وتعهد خدمت به مردم ونظام داشته ایجاد کرده ب باشد.

مسئول ومدیر تصمیم گیر مگر میتواند زندگی دیگری درخارج داشته باشدومقیم کشوری دیگر که همیشه از آنها بنام دشمن یاد میشودوتعهدش را تضعیف میکندداشته باشد ؟آیا این کار برنامه ریزی شده نمیتواند باشد؟ وچرا درسیستم قبلا" به این مسائل که در جذب دقت میشود درمقام ومسئولیت توجه نشده است؟ویا احتمال چه رابطه ها وفسادی درسیتم وجود داردویا ایجاد شده است؟ وازکجا وچطور اگراینطور است باید در آیین نامه هاوسیستم های گزینشی واحراز مسئولیتها بازنگری شود که خطر ساز است وفساد انگیز وبا اقتدار واقدام قضایی مستقل وبی تعارف ریشه فساد را ریشه آن خشکاند که دراین بین میتوان از اقدامهای مبارزه فساد اداری که در چین وکره وژاپن و... الگو گرفت یک ضرب المثل روسی میگوید ماهی از کله فاسد میشو نه از دم .

آنچه مردم را نگران میکند مظلومیت وعقب افتادگی وفقردر کشوری است که  سرشار از منابع وذخایر ملی واندیشه وتفکروسابقه فرهنگی وتاریخی است واحتمال سرقت وخروج وحیف میل آن که جز رنجش دوست وشادی دشمن نتیجه ایی نخواهد داشت.


 
 
نبرد درسایه (چنک ابرقدرتها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
 

تجربه تلخ جنگ جهانی اول ودوم  وپیشرفتهای  نظامی  درتولید تسلیحات اتمی نابود کننده که هردوطرف(ابرقدرتها) ازآن برخوردار شدند منجر شد تا ضمن دوری از برخورد فیزیکی مستقیم وبرای حفظ منافع خود درسراسر جهان بفکر استراتژی وروش های جدید باشند که از آن بعنوان استعمار نو نام برده میشود.

ابرقدرتها از قدرت اقتصادی بالایی برخوردارند وهمین عامل آنها را مجبور کرده برای تامین منابع مورد نیاز ومعادن ومواداولیه ومنابع انرژی ارزشمندی همچون نفت وهمچنین صادرات وعرضه تولیدات خود بازارهای مطمئن وهم پیمانان ومستعمرات لازم را دراختیار داشته باشند.

 تلاش ابرقدرتها برای حفظ منافع خود در برخی موارد ودربرخی مناطق آنها را رودررو قرارمیدهد ولی امروزه دراین مناطق نه مستقیم بلکه غیر مستقیم ودرسایه مبارزه سخت ودربرخی موارد طولانی باهم انجام میدهند تا بتوانند ضمن توسعه مناطق تحت نفوذ خود بتوانند از منطق اصلی حفاظت نمایند ورقیب نیز همیشه بدنبال راههای  نفوذ وایجاد اختلال در مناطق تحت نفوذ آنهااست.

اکنون آنها به صراحت پی برده اند که کشورهای دیگر میتوانند ابزار ووسیله خوبی برای زورآزمایی وفروش کالا مخصوصا" جنگ افزارها یی که تولید اصلی ابرقدرتها بوده وتاریخ مصرف آنها گذشته کرده وانتقال منابع آنها را نماید واین منوط به ایجاد جو التهاب وتنش وضدیت در کشورهای اقماری برعلیه ابرقدرتی دیگر.

دراین بین میتوان به ایجاد شبکه های مذهبی همچون بن لادن وحقانی  درافغانستان که بتواند با دیدگاه ایدولوژیکی درمقابل نفوذ کمونیست   ایستادگی نموده وحاشیه امنی برای مقابله با نفوذ بلوک شرق به شبه قاره هند شود ویا مبارزه وچنگی که درعراق صورت میگیرد که طرفین علاوه برفروش تسلیحات خود تسلیهات جدید را نیز براحتی وواقعی مورد آزمایش قرارمیدهند ویا وضعیتی که برای کره شمالی ایجاد شده تا واهمه وتلاش مضاعفی در بلوک غرب ایجاد نماید.

امروزه این سیاستها وروشها که بیشتر به نبرد درسایه میتوان تعبیر کرد بسیار پیچیده شده هرچند درگذشته نیز از چنین شیوه هایی استفاده میشده ویا از گروه های مافیایی وزندانیان وگروه های تبهکاری ولی در حال حاضر این سیستمها وروشها آنقدر پیچیده شده که بسیاری از حاکمان وگرو ههای سیاسی وغیره در عین مخالفت وادعای مبارزه با این دسیسه وشیوه استعمار نو براحتی در این دام وبستر بزرگی که دامنه آن به اندازه کره خاکی گسترده شده اسیر میشوند واجیربطوری که بسیاری از آنها با غرور وتکبر در تخیل بسر میبرند که نه تنها ابزار نشده اند بلکه خود بلوک وقدرتی شده اند درمقابل آنهاغافل از آنکه از اصلی ترین ابزارها بوده وبیشترین خسارتها را به حاکمیت وملت خود تحمیل میکنند.

بسیاری از اندیشمندان جهان امروزی را به دو بلوک تقسیم میکنند ومیگویند هرکشورمستقلی ناچار است که یک بلوک را انتخاب وبرطبق سیاستهای آن گام بردارد تا بتواند بجای  اینکه از هردوطرف ضربه دیده واستثمار شود حداقل حمایت یکی را داشته باشد ومسیر رشد را طی نماید .

البته هستند کشورهایی همچون چین وترکیه که با انتخاب وپناه گرفتن درکنار یک بلوک ماهیتی ارتباطی بخود گرفته وبا بلوک دیگر نیز ارتباط برقرار نموده اند وحتی خود را منجی ورابط کشورهای قراردادند که باتردید ودودلی درتضادو درگیری بسر میبرند بدون آنکه استراتژی موفقی را نیز داشته باشند ودراین بین توانسته منافع قابل توجهی ببرندومسیر رشد وتوسعه خود را تسریع کنند.

کشوری همچون چین با رشد وتوسعه ایی که با استراتژی تعامل بدست آورده  تقریبا" خود را درکنار دوبلوک قرارداده وبدنبال سهم خواهی وایجاد مستعمراتی است که بتواند منابع لازم خود را نه با واسطه بلکه مستقیم تامین نماید.

ابرقدرتها یک خصیصه اصلی دارند وآن توان بالای اقتصادی انهاست بطوری که سهم اقتصاد آمریکادرجهان  به تنهایی نزدیک به 25درصد اقتصاد جهانی است یعنی اگرجهان را به 100کشورمساوی تقسیم کنیم برابر با 25کشور.

اگر کشوری بخواهد زیر سایه هیچ ابرقدرتی نباشد ومستقل باشد ومستقل فکرکند نیازمند داشتن اقتصادی شکوفا وملتی متحد واندیشمندانی متعهد است که درجهان امروز بجز چین که هنوز هم در دستیابیش به آن موقعیت بحث ها وحدیث های گوناگونی هست ، حتی اتحادیه ایی همچون اروپا نیز نتوانسته به این موقعیت دست یابد وچاره را درایجاد رابطه ایی معقول واقتصادی پویا ومتحدی فکور میداند که چون میداند چه از نظر اقتصادی وتکنولوژی ونظامی توان مقابله با کشوری که اقتصادش با کل اروپا برابری میکند را ندارد.

شما هرگز نمیبینید باوجود چنک بزرگی که درسایه بین این دو ابرقدرت وجود دارد در هیچ مرجع ومجمع جهانی همچون سازمان ملل از هم بد بگویند وعملیات وروش های تخریبی وسیستم های مافیایی و... را که برعلیه هم مورد استفاده قرارمیدهند وبعد از مدتی افشا ء میشود را بازگو کنند وبجای آن کشورهاوابزارهایی را میابند که بجای آنهاسخن بگویدوبجنگد وخود رانابود سازد وبجای حمایت درنهایت چون کوپن آنها سوخت همانند دستمالی که استفاده شده بدور میاندازند.

یکی از مهمترین اصول واستراتژی برای کشورهای دیگراین است که با شناخت صحیح از ابرقدرتها وبا توجه به موقعیت ووضعیت جهانی مسیر حرکت سایه ایی آنها برای رودررویی ونبرد با همدیگررا شناسایی کنند وچنان استراتژی وروشی پیاده کنند که هیچ وقت دراین مسیر قرارنگیرند وبه ابزاری برای مبارزه آنها تبدیل نشوند بلکه به نحوی تعامل کنند که آنها مجبورنشوند برای نبرد ابتدا ابزارها را بشکنند وآنها را هدف قراردهند ،درواقع بجای اینکه سیبل بازی دارت آنها بشوند با دوری از تنشها تولید کننده وتامین کننده وعرضه کننده کالاهای اقتصادی مورد نیاز آنها شده وبتوانند تکنولوژی مورد نیاز خود را نیز بطور مستقیم وبی واسطه تامین کنند یعنی ابرقدرتها برای ایجاد ارتباط دوستی وتامین نیازهای واقعی رشد وتوسعه شما با هم رقابت کنند نه برای تخریب ونابودی شما با ابزار شدن برای یکی از ابرقدرتها.

باید به این موضوع توجه نمود که خود ابرقدرتها حریف همدیگر نیستند چه برسد به سایر کشورها زیرا که درجهان امروز ابرقدرت با یک تقسیم بندی جهانی غیر محسوس که همچون قبل بوده(بلوک غرب وبلوک شرق) ولی با استراتژی های جدید وآگاهی بسیاری از کشورها مبنی برحضور دربلوکی وارتباط با بلوک دیگر روابط پیچیده ایی ایجاد نموده اند وابرقدرتها وروابطشان دیگر نه مثل قبل که خصمانه ومنفعلانه بود الان بسیار نزدیک وپیچیده است وحتی ممکن است ابزارهای مبارزه خودرا نیز مبادله کنند بدون اینکه کشور ی که ابزار شده بود از این معامله باخبرباشد.

 


 
 
کوره انتخابات هنوز روشن نشده(مردم وانتخابات)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠
 

کوره انتخابات از ان کوره هایی است که اگر روشن شود ماهها طول میکشد تا داغ شود واگر هم خاموش شود باز ماهها طول میکشد تا سرد شود.

به نیمه دوم سال وارد شدیم سالی که انتخابات سرنوشت سازی همچون مجلس وشاید شوراها درآن نهفته است وبدنبالش انتخابات ریاست جمهوری را دارد ولی از شور وشوق انتخاباتی خبری نیست.

شاید دلایل مختلفی داشته باشد که از جمله آن عدم تثبیت گروه وابسته به دولت بدلیل بحث ها ومسائلی که در ششماهه گذشته با طرح مسائلی همچون گروه انحرافی واستفاده از امکانات ومنابع دولتی وایجاد تیم انتخاباتی مجزا از حزب وجریانی که آنها را در انتخاب قبلی حمایت کرده بودبوجود آمده باشد.بطوری که درهمه کشورها بدلیل اینکه  حزب حاکم برای تثبیت موقعیت خودوتکمیل برنامه ها واهداف ملی وشعارهای حزبی بیشترین هیزم را به کوره انتخابات میریزد ودر شعله ور شدن آن دخیل است.

دلیل دوم را میتوان به بروز حوادثی همچون اختلاسی بی سابقه درسیستم بانکی ،سیستمی که در آن حتی از طرف بانک مرکزی برای برداشت بیش از 15میلیون توان نقد نیز بخشنامه صادرگردیده وکسی نمیتواند نقدا" دریافت نماید وبالاجبار برای مشخص شدن مسیر مصرف باید چک بین بانکی صادرگردد(پول شویی) ویا اعطای هروامی علاوه بر ضامن واسناد تضمینی با توجه به رقم آن از شعبه تا سرپرستی وریاست بانک ملی وحتی شورای پول واعتبار مجوز میخواهد لذا هیچ پولی در این سطح نمیتواندبدون مجوز واطلاع رئیس بانک مرکزی وسایر مسئولان باشد که این موضوع بیکباره همه را متحیر ومبهوت ساخت(ثروت ملی شویی).ومشکلات اقتصادی زیادی که با وجود شعارها وبرنامه های ادعایی دولت ومسئولین گریبان مردم را میفشارد وفاصله طبقاتی وفقر وفساد ی که دولتمردان باورندارند ویا نمیخواهند باور کنندو آمار وارقام وافزایش آن را وارونه اعلام میکنند ومردم خود میبینند که دراین باتلاق روز بروز فرو میروند وتلفات میدهند.

دلیل سوم که خیلی از مردم آن را دلیل اصلی میدانندبحث وحدیث هایی بود که درانتخابات قبلی بوجود آمد وبدلیل حذف کامل بسیاری از احزاب وعدم پاسخگویی مناسب وهمینطور عدم اعطای مجوز به بسیاری از آنها درواقع پوشش حزبی کامل بوجود نیامده وبسیاری از مردم انگیزه لازم را ندارند ودرتردید بسر میبرند.

بهر حال داشتن جامعه ایی پویا ومردمی با نشاط وبا انگیزه درراه رشد وتوسعه وهمراهی وهمدلی لازمه اش دوری از انحصارطلبی وعدالت اجتماعی است که درآن احزاب مختلف بتوانند بدوراز هرگونه گزینش واجبار حضوریافته وطرفداران خود را به انتخابات ترغیب وهر فسادواختلاس وسوء استفاده وجبررا افشاءوبا آن به مقابله بپردازند که در آن شرایط هیچ حزبی وگروهی نمیتواند انحصارگری کند وهیچ حاکمی نیز نمیتواند از این انحصارگری حزبی سوءاستفاده نموده وبه فساد وانحطاط کشیده شود .

درشرایط حضور احزاب مختلف کشوری یکپارچه خواهیم داشت که هرشخصی وگروهی بدور از عقاید ونژادو...به اظهار نظر ودرانتخابات شرکت خواهد کرد وانها که بدنبال کسب رای حداکثری هستند بالاجبار شعارها وبرنامه هایی خواهند داد که همه نیازها ومشکلات جامعه را پوشش دهد ودیگر نخواهند توانست درفاز شعار بمانند وآماروارقام را به مصلحت وسلیقه خودشان اعلام نمایند وجامعه ایی شفاف ودولتمردانی جوابگو خواهیم داشت.

تاخیر در ایجاد شوروشوق انتخاباتی برای داشتن یک جامعه پویا ومردمی پذیرفته نیست وتجویز کاندیداها واحزاب فقط درمحدوده و دوران تبلیغات آزاد میتواند انتخاب صحیح و مناسب را تحت شعاع قرارداده و افراد واحزاب انحصارگر را در پیشبرد اهداف خود ترغیب نماید وشرایط کنونی نیز برای چنین کاری مناسب نیست.

بهرحال همه مسئولین وتصمیم گیرندگان واحزاب ومردم متحیر ونگران از اینکه چگونه وچطور خواهد شد وچه سرنوشتی رقم خواهد خورد.

آنچه مسلم است هرچند این سکون وبلا تکلیفی وافتراق برای کشوری همچون ایران که چه داخل وخارج بسیاری تحولاتش را دنبال میکنند وهر اتفاقی در آن اهمیت جهانی دارد امیدواریم که هررویداد وتصمیم وحرکتی درشان ملت وکشورباشد .

 


 
 
رشد وتوسعه را میتوان الگو برداری کرد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

استفاده از اندیشمندان وصاحب نظران اقتصادی وشناسایی دقیق پتانسیل ها وحداکثر استفاده از حداقل منابع اصلی ترین وبهترین روش رشد وتوسعه است که برای مثال میتوان به تاثیر نظرات وتئوریهای مارکس درکشورهای سوسیایستی وکنز درکشورهای سرمایه داری ویا دیگرصاحبنظران اقتصادی که با ارائه تحلیل ها وروش های مطلوب اقتصادی توانسته اند کشورویا کشورهایی که به آن عمل کرده اند اشاره کرد.

حال اگرحاکمان کشوری بهر دلیل توجه لازم به صاحبنظران خود نداشته باشد ویا افرادی را درراس امور وبرنامه ریزی وسیاست گذاری بگمارد که توان وتخصص لازم را نداشته باشند بهترین وکوتاه ترین رویه برای دست یابی به رشد وتوسعه الگوبرداری از کشورهای موفق است.

برای اینکه بتوان الگوبرداری مناسب کرد آن کشور باید یکی از شرایط زیر را داشته باشد :

1-کشورمذکور جزو کشورهای درحال توسعه باشد یعنی نه جهان سوم که حرکتی نتوانسته بکند ونه توسعه یافته که بسیاری از زیرساختهای صنعتی وفرهنگی و...با کشورهای عقب مانده سنخیت ندارد.

2-کشوری باشد که از نظر جمعیتی نسبتی متعادل با وسعت خاک آن داشته باشد.

3-کشور مذکور دارای منابع درآمدی ارزی بی رویه از معادن طبیعی همچون نفت وگاز که خود میتواند مسیر رشد وتوسعه را بدون اتکاء به تلاش وتدبیر آسان نماید نباشد.

4-کشور مذکور از ترکیب فرهنگی ومذهبی وگرایشهای مختلف برخوردار بوده بطوری که محدودیتهای فوق نیز درمسیر رشد قابل ارزیابی باشد.

5-کشورفوق از نظر ساختار حکومتی وسیاسی خیلی پیشرفته وخاص نباشد.

وسایر عوامل مرتبط تاثیر گذارنیز دریک سطح متوسط باشد.

برای یافتن چنین کشوری یکی از بهترین مسیرها همان خاورمیانه وآسیا خواهد بود وبنظر بهترین کشوری که همه موارد فوق درآن وجود دارد کشور ترکیه میباشد که خوشبختانه کشوری است که از نظر صاحبنظران کشوردرحال توسعه از آن یاد میشود.

حال برای الگو برداری مناسب از این کشور که باوجود بی بهره بودن از منابعی همچون نفت توانسته مسیر رشد وتوسعه را بخوبی طی کند به بررسی تحلیلی آن میپردازیم:

 

منبع اصلی درآمد

 

صادرات

 137113

86965

واردات

201964

65933

جمعیت

73914

71956

تولید ناخالص داخلی

794228

385142

درآمد سرانه

10031

4728

نام منطقه

ترکیه

ایران

همانطوری که میبینید  شاخصهای اقتصادی ترکیه برطبق آمارهای جهانی 2008با وجود اینکه از نظر جمعیتی بیش از جمعیت ایران جمعیت دارد ولی دارای درآمدسرانه ایی بیش از 2.12میباشد وسایر شاخص هایش نیز دارای فاصله قابل توجه میباشد.

مهمترین عواملی که میتوان اشاره کرد که این کشور توانسته باوجود عدم برخورداری از منابع نفتی  به چنین رشدی دست پیدا کند را به شرح زیر میتوان عنوان کرد:

1-      ایجاد زیرساختهای لازم فرهنگی واجتماعی وموقعیتها وامکانات توریستی درجهت جذب توریست وتبدیل آن به یک صنعت پردرآمد

2-      ایجاد زیرساختها وسرمایه گذاریهای لازم در فعالیتهای زیربنایی وپتانسیل های صنعتی موجود بطوری که صنعت پارچه وصنایع غذایی که یکی از صنایع اصلی  آن کشور بود درسایه همین حمایتها به یکی از منابع اصلی صادرات وجذب منابع ارزی تبدیل گردید که متاسفانه با وجود برتری وسابقه  کشورما درهردو مورد مابدلیل عدم برنامه ریزی وحمایت صحیح به مصرف کننده اصلی تبدیل شدیم وآنها به صادرکننده اصلی.

3-      ایجاد روابط دوستانه با همه کشورهای جهان وعلی الخصوص کشورهای پیشرفته که توانست با انتقال تکنولوژی های موردنیاز وارتباط علمی وسیاسی لازم همراهی آنها را در توسعه ملی جلب نماید.

4-      تشخیص بحران ها ومشگلات منطقه وبهره برداری مناسب وبموقع از آن کشورها بطوری که بدلیل گرایشها واختلافات برخی کشورهای منطقه با دیگران وقطع ارتباط  ویا ارتباط ناقص آنها با برخی از کشورهای پیشرفته که ساختارصنعتی واقتصادی شان بالاجبار نیازمند تامین واستفاده از تکنولوژی آنها بود بعنوان یک واسطه قوی عمل نموده ودرهمین نقل وانتقال ورابطه غیر مستقیم آنها سود کلانی را بهره مند شد.

5-      بدلیل چنگ ها واختلافات وبحران های مختلف سیاسی واقتصادی درمنطقه وبا پرهیز از هرگونه چنگ واختلاف وبا استراتژی صحیح سیاسی بعنوان تامین کننده وصادرکننده ومسیر مطمئن برای این کشورها شد.

6-      ایجاد ساختار سیاسی سالم درکشور بطوری که احزاب با آزادی ومقتدرانه فعالیت نموده وهرگونه فساد ودیکتاتوری در ریشه از میان رفته وهمین عامل اتحاد ملی وبا حضور همه مردم بستری مناسب برای رشد وتوسعه را ایجاد نموده است.

7-      توجه به امر آموزش وتحصیل وایجاد بسترلازم برای تحصیل تا مدارج بالای علمی با استفاده از اساتید وصاحبنظران علمی بدون توجه به گرایشات سیاسی وتفکرات فردی آنها

وشاید دهها موارد دیگر که میتوان به عنوان بستر رشد وتوسعه این کشور عنوان نمود . 

بنابراین کشورهای همچون عراق و افغانستان و... که بدنبال رشد وتوسعه اقتصادی  میباشند نباید به نداشتن منابع ارزی همانند نفت نگران ویا به داشتن آن مغرور شوند که بستر رشد وتوسعه مهمترین عامل دستیابی به رشد وتوسعه بوده ودربیشتر مواقع دیده شده که داشتن منابع ارزی رایگان بجای کمک به توسعه منجر به  بروز فساد ونالایقی وبی تدبیری حاکمان وپوششی برای بی لیاقتی آنان میشود ومدیران نالایق میتوانند با بهره مندی از این سرمایه رایگان  نقاط ضعف خود را پوشش داده وبه راحتی به فساد ودیکتاتوری  گرایش پیدا کنند ودرپشت پرده چنین  حاکمانی شخصیت هایی جز قذافی که بیت المال را اموال شخصی خود وخانواده قرارداده  وبه هیچ رای واعتراض ومخالفت مردمی حاضر به ترک قدرت وحاکمیت باد آورده که درشان آنها نیست توجه نکرده وبه قتل وغارت مردم  وثروت ملی میپردازند وجود ندارد.

چنین کشورهایی که توانسته اند خود را از دیکتاتوری نجات دهند میتوانند با الگو برداری از مسیر رشد وتوسعه کشور ترکیه براحتی خود را حتی در صورت نداشتن صاحبنظران واندیشمندان بنام درمسیر رشد وتوسعه گام بردارند.


 
 
چگونه شغل مناسب را انتخاب کنیم؟واهمیت زمان ومکان درانتخاب آن؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳٠
 

یکی از مسائل مهم درزندگی انسان که در کنار مسائلی همچون ازدواج(انتخاب همسر)از تاثیر گذارترین مقاطع وتصمیم گیریهای فردی بشمار میرود مسئله انتخاب شغل است.

انتخاب شغل در دستیابی فرد به بسیاری از خاسته های اجتماعی ومادی وحتی دینی وسلامتی جسمی وروحی و... موثر است بطوری که با انتخاب شغل مناسب  نه تنها میتواند فرد را ازنظر روحی وجسمی سلامتی بدهد بلکه درسایه تلاش با انگیزه، رفاه مادی بالایی برایش هدیه نماید که امکانات مالی بالا میتواند علاوه بربرخورداری از تامین زندگی رفاهی بالا برای خود وخانواد ه اش میتواند امکان فعالیتهای خیر خواهانه ودستگیری از نیازمندان ومستمندان را بدهد.

بنابراین انتخاب شغل شاید از هر چیز دیگری مهمتر است ونباید آن را به بخت واقبال ویا رابطه وشانس تعبیر کرد بلکه باید با دقت بالا وتحمل وصبر بدنبال دستیابی وانجام آن شغلی بود که با علاقه وتوان وامکانات شما سازگار است ودرصورت دستیابی به شغل مناسب بدانید که 70% خوشبختی زندگی را دست یافتید وبدانید درانتخاب همسر نیز که با اطلاع از شغل شما صورت میگیرد موفق خواهید بود درواقع انتخاب شغل را مقدم برانتخاب همسر قراردهید تا شغل را مناسب با توان وعلاقمندی واقعی انتخاب کنید نه برای کلاس وخشنودی دیگران.

امروزه متاسفانه سیستم آموزش وادامه تحصیل نیز منطبق با انتخاب فرد نیست وانتخاب رشته همانند یک قرعه کشی شده وبه شانس بستگی دارد که بتوانی از رشته مورد علاقه ات قبول شوی ویا یک عده که تلاش کردند ورتبه های پایین آوردند آنها هم بجای انتخاب رشته موردعلاقه به انتخاب رشته های مطرح وبورس جامعه دست میزنند ویا دانش آموزان پس از اتمام دوره دانش آموزی واخذ دیپلم بجای اشتغال درشغل های فنی درصف ورود به دانشگاه میایستند وانتخاب بی هدف.

این عوامل باعث شده با اینکه روش تدریس وواحدهای دانشگاهی وطول دوره های تحصیل ما درهرمقطعی به اندازه یک مقطع بالاتر درکشورهای پیشرفته است ولی بهره وری وعلم دانش آموختگان ما درکل پایین تر از آنهاست که دلیل اصلی آن تحصیل برای نمره واخذ مدرک است نه کسب مهارت وتحقیق واندیشه.

حال با توجه به خلاصه ایی از موارد انتخاب غیر صحیح شغل که پایه اصلی ان با مسیر غیرصحیح تحصیل رقم میخورد به شرح موارد وشرایط صحیح انتخاب شغل میپردازم:

اولین مبحثی که مهم است انتخاب این است که شغل آزاد خوب است یا اداری ؟

درتبیین این موضوع باید بگویم که باز این انتخاب به علاقه فردی افراد مانده بر فرض مثال اگرفردی علاقه به خدمت درارتش ویا قضاوت دارد خود بخود او جز مسیر استخدام واداری مسیر دیگری ندارد ولی فردی علاقه به حرفه مکانیکی دارد ودراین موضوع مانده که تعمیرگاهی خصوصی برای خود بازکند یا درشرکت تولید خودرو استخدام شود یا به استخدام یک اداره دولتی درآید ودرواحد ماشین آلات مشغول شود که در این وضعیت بنابه وضعیت وشرایط آن اداره دولتی وشرکت خودرو ساز وموقعیت مکانی وزمانی تعمیرگاه خصوصی میتوان مشاوره لازم را دادتا بتواند انتخاب صحیح بعمل آورد ولی اگر کسی به کار بازار وتجارت علاقه داشته باشد نیز دیگر مقایسه با کار اداری معنی ومفهوم پیدا نمیکند.

 چرا در کشور ما بسیاری در این مسیر سر درگم انتخاب مانده اند وجالب اینکه هرکدام نیز به فعالیتی مشغولند؟

علت اصلی آن برمیگردد به همان انتخاب نادرست که منجر شده همه دارای تحصیلات وتخصص غیرمرتبط باشند وبه استخدامها وفعالیت های رابطه ایی واجباری دست بزنند واین منجرشده تا همه به وضعیتی که هستند ناراضی ومعترض باشندوهمیشه رویاها وخاسته ها وانتظارات خود را درجای دیگری جستجو کنند واحساس کنند اگر فعالیت دیگری داشتند موفق تر بودند.

مورد دیگری که همه را وادار کرده تا به کار دوم وفعالیت دیگر بیاندیشند تغییر فرهنگ ونگرش افراد است که مهمترین آن عارضه چشم هم چشمی ورقابت ناسالم ومصرف گرایی و... که هرمقدار مال وثروتی را محدود وکوچک مینمایاند وهمه را به تکاپو انداخته تا به جایگاهها وفرصت های بهتر بیاندیشند نه ازبابت نوع کار بلکه از بابت منافع زیاد.

برای همین بهترین مقطع انتخاب شغل درمرحله دیپلم یا سن 18سالگی وآمادگی به شروع فعالیت میباشد زیرا بسیاری از کارهای فنی ومشاغل آزاد لزومی به داشتن مقاطع بالاتر نیست ودراین مرحله بسیاری از تردیدها مطرح نیست که دوست وآشنا نوع فعالیت شمارا با رشته تحصیلی تحمیلی شما بسنجند ودروجود شما تردید ایجاد نمایند.

درمرحله دیپلم هیچ شغلی را مذموم نپندارید وآن شغلی را انتخاب کنید که واقعا" علاقمند هستید اگر به شغل آزاد وفنی علاقه دارید آستین همت خود را بالا زده واز شاگردی یک استاد کاررا شروع کنید وبا عشق وعلاقه تفکر پیش روید وپس از آنکه به سطحی رسیدید لازم است تخصص ها وآموزش ها وتحصیلات تکمیلی داشته باشید آن را هم بدون قطع فعالیت بایستی ادامه دادویا اگربه پزشکی ویا رشته هایی علاقه دارید که کلید آن منوط به داشتن تحصیلات تکمیلی است باید مدتی را به مطالعه هدفمند پرداخته تا دقیقا" از همان رشته پذیرفته شوید.

درمرحله اتمام تحصیلا ت تکمیلی ناخاسته  اگر دیدید موقعیت استخدامی در مسیر تحصیلات ورشته تخصصی شما نیست یا علاقه ندارید همانند یک دیپلم به خود بنگرید وکاررا عار ندانید وبه طعنه دیگران توجه ننمایید واز شاگردی ودستیاری وبا پشتکار کارمورد علاقه را شروع کنید وبه این بیاندیشید که شما دانش وعلمی بالاتر دارید واصولا" باید زودتر وبهتر  به یادگیری وآموزش آن شغل دست یابید.

اگر کارمندی هستید وبی علاقه به شغلتان وبه کاردوم ویا شغل آزاد میاندیشید که بدانید کاردوم معنی ومفهومی ندارد وپشتکار درکارتان مهمتراست واگر به شغل آزاد میاندیشید باید آن شغل را با بینش روشن وتحلیل وبررسی وعلاقمندی انتخاب وبیکباره از کارتان مستعفی شده وبه آن کار مشغول شوید والا هیچ وقت نه بازاری خواهید شد ونه کارمند وهمانند آدمی میمانید که یک بام دارید ودوهوا.

اگر شغل آزادی هستید وهمیشه به شغل های دیگر وپرسود تر میاندیشید بدانید هیچ شغل آزادی بدتر از دیگری نیست هرچند هرکدام شرایط وسختی ها واستراتژی های خودرادارد وهرشغلی درشرایط اقتصادی خاصی منافع زیادی را برای صاحبانش بدنبال دارد که لازمه دست یابی به آن تحمل وتلاش وصبر است(ممارست)واگر روزی دریک شغل باشی روزی درشغل دیگر هیچ وقت نخواهی توانست از فرصت های مقطعی استفاده مناسب ببری زیر شغل آزاد تقریبا" با شرایط عرضه وتقاضای آزاد فعالیت میکنند وهمین باعث شده تا با شرایط تورمی ورکودی وافزایش وکاهش عرضه وتقاضا شرایط وفرصتها را برای همه ایجاد میکندودلیلی برای عجله وجابجایی شغل نیست وبرای تایید این بحث همین کافی است که هیچ کس نمیداند که ثروتمندترین تاجر به چه شغلی مشغول است وهر شغلی بنوبه خود ثروتمندان ومتمکنین بزرگی دارد.

اگر به این موضوع فکر کنید که بالا خره با بررسی وتحلیل اقتصادی میتوان برخی از شرایط وموقعیتها را تشخیص داد که چه شغلی در این مقاطه زمانی دارای شرایط بالقوه وخوبی برای سرمایه گذاری هستند جوابش بلی است ولی موارد ومحدودیت های زیر نیز وجود دارد:

اولا" باید یک تحلیل گر قوی اقتصادی باشی تا بتوانی شرایط رکودی وتورمی داخلی را شناسایی نموده ووضعیت جهانی را نیز مد نظر داشته وبا کار وتجارت نیز آشنا باشی.

ثانیا"سرمایه ایی ونیروی کاری نیز آزاد داشته باشی تا بتوانی درصورت بروز شرایط وارد آن حیطه شوی

ثالثا"با آن کار وتجارت آشنایی کافی داشته وبتوانی درصورت رسیدن به اوج  فرصت وموقعیت تجاری معامله را انجام داده وبالفعل نمایی درواقع سود مورد انتظاررا برداشت کنی.

رابعا"هر تجارتی ریسک وخطرات مربوط بخود را دارد که باید آنقدر توان وتجربه را داشته باشی که این خطرات وریسک را پشت سربگذاری.

بنابراین شغل وتجارت را علاقه وشناخت انتخاب کنید نه با مکان وزمان هر چند مکان وزمان درانتخاب شغل مهم است


 
 
سفرهای استانی دولت شیوه ایی نو درجهان بد یا خوب؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸
 

 

شاید بی اغراق بتوان گفت که سفرهای استانی دولت نهم که بیشتر متکی به استراتژی ارتباط مستقیم دولت با شهروندان میباشد درنوع خود درجهان ومیان سیستم های مدیریتی که دولتمردان برای حل ورفع مشکلات مردم وجوابگویی به شعارهای انتخاباتی واطلاع از نتیجه اقدامات دولت درکلیه مناطق حاکمیت خود اتخاذ میکنندکاملا" منحصر بفرد ویک شیوه نوین محسوب میگردد.

 

 اصولا" ریاست جمهوریها وهییت دولت ها با یک شعار واهداف تعریف شده ایی گمارده شده واز پایتخت یعنی جایی که دفاتر ومحل فعالیت آنها محسوب میشود ودرواقع مرکزیت اداری کشور محسوب میگردد به مدیریت واداره امور میپردازند هرچند ممکن است برنامه ریزی شده ویا برنامه ریزی نشده بازدیدهایی ر ا هم از مناطق ومردم ویا پروژه ها داشته باشند ولی این بازدید وارتباط بصورت مستمر وبا حضور کلیه وزیران وهییت دولت نیست .

 

درکشورهای توسعه یافته که بدلیل عملکرد خوب وموفق آنها توانسته اند به پیشرفت های اقتصادی وسیاسی واجتماعی خوب دست یافته ودرواقع مردمانشان از رفاه اجتماعی قابل قبول برخوردار شود وضریب بیکاری وفقر وبیماری وفساد واعتیاد وبیسوادی و... را بشدت کاهش دهند یعنی همه آن مواردی که مردم یک کشور از دولت خود انتظار دارند را به آنها هدیه نمایند میتواند فرایند مدیریتی آنها مورد تحلیل وارزیابی قرارگیرد .

 

چنین کشورهایی بطور عام برطبق رویه زیر مدیریت میشوند:

 

- ریاست جمهور تقریبا" همه توان ومدیریت اجرایی خود را معطوف انجام واجرایی کردن برنامه ها واهداف ملی که قبلا" مطالعه وتصویب وبرای یک دوره حداقل چهارساله تا بیست ساله تدوین وبه دولت ابلاغ شده میباشد ودرکنار آن با توجه به حزبی که نماینده آن است وسیاستهای وبرنامه های تعریف شده ایی را دنبال میکنند برای مثال اگر نماینده حزب کارگران باشد یکی از سیاست ها وبرنامه ها واهداف اصلی اش مبارزه با بیکاری وایجاد اشتغال است ورشد تولید توام با افزایش رفاه اجتماعی کارگران است.

 

ریاست جمهوری های با مدیریت کلان برهییت دولت وبا انتصاب تیم علمی ومتخصصی وکارآمد سعی میکنند که به برنامه ها واهداف کلان دست یابند بطوری که بسیاری از اهداف وسیاستهای کلان آنها با مشخص شدن تیم یا وزرای اقتصادی وخارجی و...به راحتی مشخص ومعین است ومعمولا" ریاست جمهوری ها افرادی سخن ور ومشهور از نظر سیاسی یا اجتماعی که ممکن است از مبارزین سیاسی ورهبران گرو ههای سیاسی ویا حتی هنرپیشه وغیره باشد ودرواقع درمقام خود مجری سیاستهای کلان تعریف شده ومصوب حزبی ومجالس ملی بوده وبخود اجازه اظهار نظر سلیقه ایی نمیدهد ولزوما" انسان سرشناسی ازنظر علمی نیست ولی درقبال آن هییت دولت با توجه به نوع وزارتخانه از افراد تحصیل کرده وسرشناس علمی وتجربی برخوردار بوده بطوری که در حیطه وزارتخانه خود کاملا" صاحب نظر وصاحب تئوری میباشد وبرای رسیدن به اهداف تعریف شده ایده وروش ها وبرنامه های عملی ارائه میدهندوهمچنین از مشاوران علمی وسیاسی با تجربه در تصمیم گیریها برخوردارند.

 

ساختاردولت طوری تعریف وتنظیم شده که بودجه ها وبرنامه ها درموعد مقررابلاغ ودر فاصله زمانی تعریف شده اجرامیشوند وهرگونه کم کاری وضعف وتوقف درفعالیتها توسط نهادهای نظارتی تعریف شده درموعد مقرر گزارش وبرخورد لازم صورت میگیرد وهمچنین برای اطلاع از کم وکیف انجام امور وپاسخگویی مناسب ادارات بامردم وبکارگیری صحیح نیروها وعدم وجود ارتشاء وکم کاری وغیره بازرسان با اختیارات لازم درسیستم پیش بینی شده است.

 

دراین سیستم ها از طریق ساختار تعریف شده که کلیه عملیات زیربنایی تا رفاهی درآن پیش بینی شده واز آموزش گرفته تا امنیت جامعه تعاریف وبرنامه های تعریف شده ایی دارد وبصورت مستمر وسیستمی نظارت شده وبا متخطیان برخود لازم صورت میگیرد وهمه این عملیات درچارچوب برنامه ها وبودجه های مصوب صورت میگیرد واز هر گونه دخل وتصرف وتصمیم گیریهای سلیقه ایی جلوگیری بعمل میاید.

 

دراین سیستم دیگر ریاست جمهور دغدغه ارتباط مردمی وشنیدن حرف ها ودغدغه های آنها راندارد بلکه همه اجزای سیستم بصورت یک گوش ریس جمهور میشنود وهمانند چشم او میبیند وبا بهترین تفکر وبرنامه ریزی بهترین شیوه را انتخاب وعمل میکند که کمترین نارضایتی بوجود آمده وبا حداقل امکانات حداکثر خدمت رسانی صورت گیرد.روزنامه ها وشبکه های اطلاع رسانی مشکلات ونیازمندیها وایرادات واشکلات را بصورت مکتوب وسمعی وبصری بگوش دولتمردان آزادانه رسانده آنها را وادار میکنند تا به خواست عمومی مردم تن داده وبه بهترین نحو ممکن خدمت رسانی کنند وهرگونه انحراف وفساد را افشاء ورسوا میکنند.درواقع یک رییس جمهور شبانه روزی دغدغه ها واعتراضات وایرادات وهشدارها را از روزنامه ورادیو تلویزیون میبیند ومیشنود.

 

زیرا اینگونه سیستم ها براین باورند که شنیدن تک تک خاسته ها ومشکلات بی پایان مردم که نمیتواند در قالب بودجه محدود جواب داده شود وهمچنین اگر حتی امکان پذیر باشد که بتوان خواست مردم را رییس جمهور بشنود برای اجرا مطلوب دوباره به واحد برنامه ریزی ومطالعاتی سپرده شود که بتواند اصولی انجام شود نه تبعیض آمیز که درواقع انجام عملیات در چارچوب برنامه ها وارائه گذارشات درپایان دوره ریاست جمهوری که خود مردم نیز به عینه شاهد واقعی موضوع بودند ومیتوانند درانتخاب ویا عدم انتخاب حداکثری موثر باشند وبا رای مردم رییس جمهور آینده شان را انتخاب کنند بهترین شیوه ارزیابی واعلام رضایتمندی حداکثری است یعنی بالاخره درهیچ دولت وحاکمیت نمیتوان همه مردم را راضی وخشنودکرد.

 

 ساختار دولت ایران نیز برگرفته از ساختار علمی تعریف شده نوین که در بسیاری از کشورها ی پیشرفته وجود داشته وبرگرفته از آنست یعنی ریاست جمهور بعنوان بالاترین مقام دولت وکابینه وزرا واستانداریها وفرمانداری وشهرداری وبخشداری وسازمانهای اداری ونظارتی تعریف شده با شرح وظایف مشخص بطوری که هرگونه تصمیم گیری واجرا دارای سلسله مراتب تعریف شده وراهکارهای نظارتی وکنترلی لازم میتواند باشد.

 

با اتخاذ شیوه سفرهای استانی درواقع برخی از سیستم چارچوب مدیریتی موجود خودبخود دچار تغییر واز حالت تعریف شده به سلیقه ایی تبدیل میگردد که درزیر به برخی موارد اشاره میگردد:

 

1- باتوجه به اینکه برنامه ها واعتبارات استانی قبلا" تصویب وابلاغ میشود واصولا" کارهای کارشناسی ومطالعاتی لازم صورت میگیرد با انجام سفر استانی وپذیرش وتصویب وابلاغ فی ابداهه برخی از طرح ها توسط دولت در هنگام سفر منجر میگردد که برخی طرح ها نه برمبنای مطالعات والویت ونیاز سنجی علمی بلکه برمبنای تشخیص وجلب رضایت بخشی از مردم منطقه(زیرا که هردرخواستی که از طرف اشخاصی که درهنگام حضوردولت صورت میگیرد معلوم نیست که باچه رابطه ویا اهمیتی است)صورت میگیرداینکه رئیس جمهوری طی دو ساعت صد مصوبه را در سفرهای استانی تصویب می کند و به اندازه 7 الی 8 سال کار، پروژه و طرح را برای استان ها تعریف می کند، در واقع تضاد و مناقشه با اختیارات استانی استان ها پیدا می کند. اگراستان ها خود ناتوان در تصمیم گیری هستند و حتما رئیس جمهوری باید طرح هایشان را تصویب کند  باید تمام اعتبارات استانی را ملی محسوب کنیم و دیگر چیزی به نام اختیارات استانی نداشته باشیم.

 

2-حضورهییت دولت دریک استان هزینه ها واتلاف وقت زیادی را برای کشور بدنبال خواهد داشت که از آن جمله میتوان به هزینه ایی که دراستانها برای تدارک سفر میبینند وهمچنین هزینه تدارک سفربا اختصاص هواپیماها وسیستمهای امنیتی وغیره توسط دولت دارک دیده میشود واز آنطرف هزینه ها وخسارت هایی که میتواند دراثر اتلاف زمانی در تصمیم گیریها ومواردی که در سایر استانها بدلیل عدم حضور رییس جمهور وهییت دولت ودرگیریها آنها با مسائل یک استان ایجاد میشود.وقت دولت هر 15 روز یک بار خارج از مسائل کلان کشور به امور یک استان ویا منطقه وامور جزیی پرداخته میشود.تعطیلی ادارات دولتی و امورات استان هم لطمات زیادی وارد می کند.  تقریبا از یکماه قبل از سفر رئیس جمهور، تمام امورات استان به حالت نیمه تعطیل درآمده و همه ادارات به دنبال این هستند که بیلان کاری تهیه کرده و گزارشی از فعالیت های خود را برای ارائه به رئیس جمهور آماده کنند. از طرف دیگر امورات عادی اداری مختل شده و مسوولان در پی تهیه نیازمندی های خود برآمدند و فعالیت های روزمره به شکل نیمه تعطیل میشود. 

 

3-یکی از مشکلات مهمی که دراین سفرها میتواند بروز پیدا کند تعجیل در به پایان رساندن طرح های نیمه تمام ویا پنهان کاری وارائه توضیحات غیر واقع که درصورت بروز میتواند بسیار خسارت بار باشد وابهت وعظمت ودولت را بسیار تنزل بخشدویا وعده انجام پروژه هایی رابدهند که هیچ وقت محقق نشود(درواقع به تصویب کمیسیون ماده 32نرسد)درواقع چنین استدلال شود که وعده ها شعارگونه وغیر عملیاتی است.

 

4- اگر هدف از سفر ملاقات مستقیم با مردم منطقه ورفع مشکلات آنها واطمینان از تحقق آنها باشد آیابا حضور رئیس جمهورو صدوردستور اصلاح کانال آب رسانی یک روستا ویا ملاقات با تعدادی از مردم که بصورت گزینشی ویا آنهایی که توانستند جلسه کوتاه دیدار با رییس جمهور بگیرندوبیشتر بدنبال طرح مشکلات شخصی میباشندووقت رییس جمهور بیشتر صرف سخنرانی در شهرها ی منتخب میشودبطوری که به برخی از شهرستان های محروم هیچ وزیری هم فرصت سفر پیدا نمیکند و در برخی شهرستان ها هم که این سفر صورت گرفت به برگزاری جلسه با فرماندار و شنیدن مشکلات از زبان مسوولان محلی قناعت میشود. این در حالی است که آگاهی از مشکلات مردم به چنین طریقی می تواند در تهران هم اتفاق بیفتد و برای شناخت مشکلات به این شیوه نیازی به سفرکردن و هزینه کردن احساس نمی شود. یعنی اگر قرار است وزیران به سفر استانی بروند تا در آنجا مشکلات مردم را از زبان فرماندار بشنوند چه نیازی به سفر استانی است و آقایان می توانند در دفتر خود بنشینند و مسوولان با حضور در تهران گزارشی از مشکلات مردم ارائه دهند.

 

لذا باتوجه به انتقادات وایرادات فوق بسیاری این سفرها رابیشتر سیاسی میدانند تا اجرایی زیرا که چه از نظر هزینه ایی وچه از نظر اختلال در انجام امور وچه از نظر برنامه ریزی ومطالعاتی واینکه مصوبات قبلا" تصویب وبرطبق برنامه ابلاغ وبایستی برطبق اعتبارات مصوب اجرا شود دیگر اقدام مقطعی وتصویب وابلاغ ضربتی ویا انجام نظارت با اعلام حضورقبلی چه مزیتی میتواند داشته باشد درگذشته ها شنیده بودیم که شاهان وحاکمان بصورت غیر محسوس خود ویا مسئولان عالی رتبه را برای بررسی ومشاهده وکنترل ونظارت صحیح برانجام امور درمیان ملت ومناطق محروم  میرفتند وحضورپیدا میکردند وهمانند یک فرد به ادارات مراجعه میکردند تا روند انجام وخدمت رسانی را ارزیابی کنند نه با یال وکوپال صداها دارو دسته وداد وهوار که دراین صورت هیچ وقت واقعیت ها را نخواهند دید وهیچ مظلومی نیز نخواهدتوانست آنطور که باید درد دل خود را بیان کند

 


 
 
اختلاسی که با تعاریف نمی خواند!!سه هزارمیلیارد تومان!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٧
 

تعریف اختلاس :اختلاس به برداشت غیر قانونی اموال دولتی و یا غیر دولتی که توسط کارمندان و افراد وابسته به دولت انجام میشوداختلاس گونهای از کلاهبرداری محسوب میشود که بیشتر به صورت برنامه ریزی شده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران انجام می‌پذیرد.. 

تسلیم مال باید به ترتیب زیر صورت پذیرد تا بتواند منشا آثار حقوقی لازم برای ارتکاب اختلاس باشد .
اولاً ؛ موجب استیلای کارمند بر مال شود : به این منظور مال باید به عنوان امانت تحت تصرف کارمند قرار داده شود ،نه مالکیت . به عبارت دیگر ، تصرفی که در نتیجه استیلا بر مال برای کارمند پیدا می شود باید تصرف از طرف غیر باشد ،والا اگر تسلیم موجب پیدایش تصرف مالکانه باشد یا عنوان تحویل موقتی پیدا کند ، از نطر ارتکاب اختلاس یا تصرف غیر قانونی نمی تواند منشا اثر باشد ؛ زیرا چنانچه تسلیم مال موجب پیدایش تصرف مالکانه برای تحویل گیرنده باشد ،حق هر گونه مداخله در مورد آن مال را دارد و مداخله او مشمول هیچیک از عناوین جزایی مذکور نخواهد شد .
همچنین اگر مال به صورت تحویل موقتی در اختیار شخص قرار داده شده باشد هیچ سلطه ای برای وی نسبت به آن پیدا نمی شود و سلطه و تصرف قبلی بر آن کماکان ادامه خواهد داشت و مداخله در آن بیشتر با عنوان ربودن و سرقت انطباق خواهد داشت تا اختلاس یا تصرف غیر قانونی . به عنوان مثال ،اگر مامور بازرسی اداره در هنگام بازبینی کیف شخصی ، محتویات آن را برداشت کند مرتکب سرقت یا ربودن مال غیر شده است .
ثانیاً ؛ به صورت صحیح و در چهار چوب مقررات قانونی صورت پذیرفته باشد . در صورتی که تسلیم در چهار چوب قانون انجام نشده باشد ، اصولاً واجد آثار حقوقی مورد نظر نیست . برای مثال ، اگر ماموری خارج از ضوابط قانونی ،دیگری را وادار به تسلیم مال کند و صاحب مال در نتیجه اکراه و اجبار حاضر به تسلیم مال شود و متعاقب آن مامور یاد شده آن مال را تصاحب کرده یا مورد استفاده قرار دهد ، عمل او را باید اخاذی یا سرقت به عنف یا تحصیل مال از طریق نامشروع تلقی کرد ، نه اختلاس یا تصرف غیر قانونی .
ثالثاً ؛ تسلیم مال وپیدایش تصرف برای مستخدم باید به سبب شغل ووظیفه باشد ؛ به این معنا که بین تسلیم و تصرف مال از یک سو و شغل و وظیفه ای که مستخدم به آن اشتغال دارد از سوی دیگر یک نوع رابطه سببیت موجود باشد. جرایم مزبور را به تعبیری می توان نوعی خیانت در امانت اداری تلقی کرد . بنابراین ، باید هر یک از این رفتارها نقص یک رابطه امانی اداری باشد و این در صورتی قابل تصور است که شخص در مورد آن مال ، تعهد اداری داشته باشد . این تعهد اداری نیز زمانی به وجود می آید که به تعبیر قانونگذار ، مال به حسب وظیفه به مستخدم سپرده شده باشد . بنابراین اگر شخص به مناسبت موقعیت اداری خود – نه به سبب شغل ووظیفه – امکان دسترسی به مالی رابیابد و آن را تصاحب کند ،عمل او بر حسب مورد ممکن است سرقت یا ربودن مال باشد و مشمول عنوان اختلاس یا تصرف غیر قانونی نمی شود.

موضوع اختلاس فوق به شفافیت بیان نمیشود که این مال چگونه وبا چه مجوزها واز طریق چه کسانی در اختیار اشخاص فوق قرارگرفته است.

طرح این عنوان که توسط که وچه کسانی به این علت است که پرداخت هرگونه وام وتسهیلات وحتی پرداخت دربانکها تعریف وشرایط خاصی دارد بطوری که تا یک رقم تعریف شده ایی در اختیار شعبه واز بالاتر دراختیار سرپرستی وبالاتر نیز درحد این رقم حتی از اختیارات ریاست بانک صادرات نیز بالاتر است بنابراین شرط اصلی اختلاس درواقع باید توسط کارمند یا کارمندان برنامه ریزی وانجام شود که درحیطه آنان نبوده وباید مشخص شود چه کسانی ودرچه مسئولیتهایی وبا چه اختیاراتی مرتکب این عمل شده اند.

سه هزار میلیارد شاید از سقف اعتباری  یکساله بانک صادرات در جهت اعطای تسهیلات به مشتریان خود بالاتر است .

سه هزار میلیارد یعنی اعطای 3000وام یک میلیارد تومانی برای سه کارخانه فعال که میتواند آنها را درپیش برد اهدافشان یاری رساند ،یا اینکه پرداخت 000/30وام صد میلیون تومانی به تاجرانی که میتواند چرخه بازار را رشد دهند.ویا پرداخت 000/300وام ده میلیون تومانی به خانواده های نیازمند ودرگیر با مشگل مسکن.ویا 000/3000وام یک میلیون تومانی به همه دانشجویان وتحصیل کرده های بیکار برای ایجاد شغل.

بنابراین زیان وخسارتی که حتی درکوتاه مدت از این تصرف اموال ملی ایجاد میشود بسیار قابل توجه وسنگین است زیرا فقط سودهرماه این پول در یک بانک دیگر با نرخ 18%درماه برابر با 45میلیارد تومان میباشد یعنی حدود 65میلیون لیتر بنزین 7000ریالی ویا 1000مدرسه روستایی دوکلاسه با تجهیزات.

 نتیجه اختلاس محرومیت مالک و صاحب مال از مال است و همین وضع ، زیانی است که به مالک وارد می آید ؛ هر چند که در نتیجه استرداد یا پرداخت خسارت ،جبران شود ، اعم از آنکه مرتکب یا دیگری منتفع شده باشد یا نه . بنابراین ، جرم اختلاس ، جرمی است مقید و از این حیث تحقق آن نیاز به نتیجه دارد و نتیجه در این جرم ، ضرر و زیانی است که به مالک و صاجب مال که اصولاً دولت یا موسسات عمومی هستند وارد می شود.

در ماده (5) قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و ماده (598) قانون مجازات اسلامی ، قانون گذار دستجات و گروههایی را که عنوان اختلاس و تصرف غیر قانونی شامل آنها می شود احصا کرده است ؛ با این تفاوت که در ماده (598) دو مورد تازگی دارد که تا اندازه ای ابهامات موجود در خصوص شمول قانون به بعضی از مقامات یا کارکنان بعضی از نهادها را به کلی مرتفع ساخته است که عبارتند از : 1) کارمندان و کارکنان بنیادها و موسساتی که زیر نظر ولی فقیه اداره می شوند ؛ 2)اعضا و کارکنان قوای سه گانه ، در ماده (5) قانون یادشده به اعضای قوای سه گانه تصریح نشده بود و در اینکه آیا قانون مزبور نمایندگان مجلس شورای اسلامی را در بر می گیرد یا نه ، تردید وجود داشت و با این تصریح که می تواند ملاک و معیاری برای تفسیر ماده (5) نیز باشد دیگر نباید در این زمینه تردید روا داشت .
به هر حال دستجات و گروههایی را که در خصوص دو جرم مزبور می توان مستخدم دولت محسوب داشت عبارتند از : 1)کارمندان و کارکنان ادارات و سازمانهای دولتی ، 2) کارمندان و کارکنان دیوان محاسبات ، 3) دارندگان پایه قضایی 4) کارمندان و کارکنان نیروهای مسلح 5) کارمندان و کارکنان شوراها 6) کارمندان و کارکنان موسسات و شرکتهای دولتی 7) کارمندان و کارکنان موسسات و شرکتهای وابسته به دولت . بنابراین کسانی که در هر یک از سازمانها و ادارت فوق الذکر به کار و فعالیت اشتغال دارند مستخدم دولت محسوب می شوند ، اعم از این که رابطه استخدامی و کاری آنها به صورت رسمی یا قراردادی باشد یا پیمانی ، روز مزد و غیره ، البته در این خصوص نوع سمت و عنوان و انتخابی بودن مستخدم تاثیری ندارد

اختلاس و تصرف غیر قانونی جزء جرایم عمدی محسوب می شوند .بنابراین اگر اختلاس گفته میشود درواقع یک عمل کاملا" عمدی صورت گرفته است.

درواقع درچنین وضعیتی چون مال منقول دراختیار مجرم است درواقع یک مشمول جرایم کیفری است وبا توجه به اهمیت آن بایستی سریعا" اقدام لازم وقانونی بعمل آید وتحت نظر گرفتن اموال وغیره مفهوم پیدا نمیکند.

بهر حال جرائمی همچون اختلاس  هرچه سنگین وبزرگتر باشد بدلیل ارتباط موضوعی داشتن با تصمیم گیران ومسئولین رده بالا انگیزه فساد اداری وتخلف را دررده های پایین بشتر میکند واین خود بالاترین خطر وتاثیر منفی چنین مواردی است که باید با آن کاملا" شفاف وجدی برخورد کرد تا تسری پیدا نکند. 


 


 
 
رازجوانی(چگونه میتوان جوان شد؟)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳
 

شاید بسیار شنیده باشید که حتی دانشمندان نیز بدنبال یافتن راهی هستند که بتوانند جوانی را دوباره احیا’ کنند که از آن بعنوان اکسیر جوانی یاد میشود.

از پیری بعنوان کاهش قوای روانی وجسمی یاد میکنند واز جوانی بعنوان شور وشوق وسلامتی روح وروان بنابراین سن خاصی برای آن تعریف نشده است.

پس اگر چنین باشد چرا نتوان جوان شد همانگونه که جوانان نیزمیتوانند درجوانی پیر شوند.

راستی درجوانی پیر شدن شاید بسیار برای شما ملموس باشد وبارها وبارها دراطراف خود جوانانی را ببینی که بسیار شکسته بنظر میرسند وهیچ شور وشوق ونشاطی ندارند وحتی از نظر روانی وقوای جسمی نیز بسیار ضعیف وناتوان شده اند ویا حتی خودتان را نیزدر این طیف بدانی که میگویند پیری زود رس.

افسردگی وتیروئید از بیماریهای شایعی است که بسیاری ازجوانان رااسیر خود کرده  خود گویای این است که میتوان درجوانی پیر شد واگر چنین باشد چرا که نشود در پیری نیز جوان شد؟

راز جوانی در پیری چنین خواهد بود :

1-شور ونشاط یعنی سرزنده بودن وشدن. بشاش وشاد بودن وودرهر جمعی همانند جشن ها وشادی ها مقدم بودن و دررقص وپایکوبی شرکت کردن.

2-تلاش در بازیابی سلامت جسمانی با ورزش کردن وکوهپیمایی وشناونرمش که خود منجر به افزایش قدرت وتوان انسان وزنده شدن احساس جوانی دروجود انسان میگردد وخواهی دید  کارهایی را که بسیاری از جوانان همت انجامش راندارند انجام میدهی همانند بالا رفتن از قله کوهی که خود نماد کاملی از جوان بودن خواهد بود. 

3-شیک پوش بودن واز رنگهای شاد استفاده کردن برعکس بسیاری از جوانانی که به رنگهای تیره پناه برده وروز بروز افسرده وگوشه گیر میشوند.همچنین رسیدگی به ظاهر چهره واستفاده از لوازم آرایشی لازم واصلاح سروصورت ومرتب بودن.از مواردی هست که میتواند شور ونشاط وزیبایی وجوانی را به شما عرضه کند وبالعکس نیز میتواند جوانی را پیرکند.

4-همنشینی و همراه بودن با جوانان وافراد ی که با شور ونشاط هستند وگشت گذار وشرکت در بازی های دوستانه و پرهیز از غم وغصه وسرسنگینی وسرد مزاجی.

5-انجام تست های پزشکی وآزمایش ها چندین نوبت درسال برای اطلاع از وضعیت جسمانی تا موارد وبیماریهایی بیکباره ایجاد وروحیه شما را تضعیف ننماید .

جوانی سرمایه ایی است جاویدان وگرانبها که متاسفانه به جای اینکه انسانها تلاش کنند عمر وزمان آن راطولانی کنند بسیاری حتی آن مقطعی که جوان هستند را نیز به پیری تبدیل میکنند بهتر بگوییم که پیر میایند وپیر میروند بدون آنکه از شادی ونشاط زندگی بهره لازم را ببرند.

 

 

 


 
 
بازار (دریاچه ملی که درحال خشک شدن است)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٢
 

تجربه رکود درماه رمضان برای همه بازاریان بجز بازار مواد غذایی امری عادی وتکراری است ولی ادامه رکود بعد از عید فطر نشانگر سایه سنگین رکود کشنده دربازار است که عوامل متعددی در آن تاثیرگذارهستند که به شرح برخی موارد میپردازم:

1- رکود بین المللی وافزایش قابل توجه نرخ ارز وسکه که مشخصا" بسیاری از کسانی را که نقدینگی دارند بسوی سرمایه گذاری درسکه وارز تشویق میکند وبخودی خود سرمایه ها از بازار خارج وحجم تقاضا وفعالیت بازار کاهش قابل توجه میابد.

2-افزایش قیمتها وبدنبال آن سبد هزینه خانوار که الزاما" خط فقر افزایش یافته وتوان خانوار در انجام هزینه های غیر ضروری کاهش میابد وتلاش میکنند تا آنجایی که میتوانند از انجام هزینه های دیگر خودداری کنند یا حتی بودجه ایی برای انجامش ندارند.

3-عدم تحقق شعارها وبرنامه های دولت دربهبود وضعیت عمومی مردم وکنترل قیمتها وهمچنین مشکلات موسسات مالی واعتباری درحمایت وپشتیبانی وتجویز نقدینگی به بازار وبجای آن تلاش درجهت تسویه مطالبات وتسهیلات اعطایی که خود منجر به کاهش نقدینگی دربازار میشود واز آنطرف کاهش حجم معاملات دربازار درواقع همانند رودخانه ایی خشک شده میماند که قبلا" آب (نقدینگی وگردش پول) بانکها را تامین میکرد.

4-جوروانی گسترده ناشی از وضعیت اقتصادی نامطلوب وادامه دار همانند عارضه مهم توررکود وعدم ارائه یک برنامه ونسخه علمی مناسب توسط دولت وبجای آن شعار دادن وتصمیم گیریهای اشتباه که خود روز بروز وضعیت اقتصاد را بدتر وبدتر کرده تصمیم گیریهایی که حتی مورد ایراد دانش آموزان نیز شده چه برسد به اقتصاد دانان وعدم اعتنا به مباحث انتقادی وژیشنهادی اقتصاددانان واتخاذ تصمیمات سیاسی بجای اقتصادی واتکا’ به درآمد نفت (اقتصاد تک محصولی) منجر شده که بسیاری از تاجران اصلی بجای فعالیت موثر ومتمرکز وهدایت سرمایه هایشان به بازار مدتهاست که درحال خارج ساختن سرمایه ها به خارج ویا به بخش های غیر مرتبط همانند مسکن وارز وسکه که خود رکود را تقویت نموده است.

5-اتخاذ سیستم ارزش افزوده وتضعیف وکاهش فعالیتها

بالاخره همه این عوامل وعدم توجه دولت به وضعیت اسفبار بازار منجر شده که بازاردرسکوتی مرگبار گرفتارشود واگر بخواهیم دراهمیت آن بگوییم همانند دریاچه با ارزش ومهمی است که رودخانه هایش خشک شده وخود نیز روز بروز درحال خشک شدن وکوچک شدن میباشد وفرق اساسی آن با دریاچه های دیگر همانند ارومیه دراین است که فقط یک اتفاق تاسف بار زیست محیطی نیست بلکه درصورت خشک شدن این دریاچه اقتصاد ملی وشرکتهای تولیدی با وضعیت ورشکستگی روبرو میشوند وفقر اجتماعی  به سرعت افزایش میابدواقتصاد ملی را وابسته خواهد نمود ومنابع نفتی روبه پایان نیز جز مرهمی برای سیراب کردن اندک ابزاری برای ثروت نخواهد بود.

راهکار پیشنهادی:

 با توجه به اهمیت موارد به بیان برخی راهکارهای لازم میژردازم:

1-برای تقویت ژول ملی به اتخاذ سیاستهای اصولی در سطح بین المللی وخروج از تنش ژرداخته واعتماد کشورهای پیشرفته را برای سرمایه گذاری جلب نمود ومراودات اقتصادی را با آنها بالا برده از آنطرف با جذب توریست وتوسعه صادرات غیر نفتی درآمد ارزی را افزایش داد تا از این وضعیت یک طرفه خارج شده ودردام چند کشور واسطه گرودلال نیافتیم.

2-برای کاستن از خط فقر بجای تجویز نقدینگی با روشهایی همچون یارانه نقدی وتجویز نقدینگی بدون پشتوانه وافزایش بی رویه دستمزدها...با اعطاوتجویز صحیح وعادلان ومستقیم به بازاریان وفعالان اقتصادی وشرکتهای موفق وبا کنترل واردات بی رویه وغیر ضروری وبجای آن تعریف وشناسایی پتانسیل ها واعطای تسهیلات به تولیدات خاص وویژه بجای ورود به هر تولید ومحصولی که منجر شده مشخص نباشد بالخره پتانسیل وتخصص ما درکجاست وهمین امر حتی تخصص اصلی همچون فرش وکشاورزی ودامداری و... نیز ازبین برده وبجای آن وارد مقوله هایی همچون خودرو شدیم که خود وابستگی مارا بیشتر کرده وهمه منابع مارا بخود اختصاص داده ومجبورشدیم بجای صادرات درمواردی هدیه بدهیم.

3- دولت از دادن شعار وعده ووعید خودداری نموده وبرنامه ها اهداف را کارشناسی شده ومدون وکوتاه مدت ارائه دهد وملزم به ارائه آمار وگزارشات مقطعی باشد بطوری که هرگونه انحراف از برنامه ها را جوابگو بوده ومنتقدان بتوانند با ابزارهای قانونی دولت را کنترل وپاسخگو نمایند ودرصورت عدم توان دولت درتحقق برنامه ها استیضاح نموده واستعفا’ نماید که متاسفانه این لازمه اش داشتن مجلس مستقل ومقتدراست.

4- فرهنگ مصرف گرایی وبدنبال آن واردات بی رویه وسوق یافتن تولیدات وواردات از کالاهای سرمایه ایی وضروری به کالاهای مصرفی وغیر ضروری وهمچنین بی توجهی مسئولین به مباحث اقتصادی وفرهنگی جامعه از نظر مصرف گرایی وبجای آن برای انحراف نمودن ضعف اجرایی سوق دادن به مباحث عقیدتی وجریانهای انحرافی منجر میشود تا بدترین امراض اقتصادی مانند توررکود رادچارشویم وهمچنین مبارزه با فساد واعتیاد بجای ریشه کن کردن فقرکه عامل اصلی است  مبارزه با اختلاس واختلال درفعالیتها به جای قماردن مدیران لایق وکاردان ...منجرشده بجای رفع علت با معلول مبارزه کنیم .

5-ضعف بازار وتولید نیازمند سیاستهای تشویقی دولت از قبیل بخشودگی مالیات وعوارض وتجویز تسهیلات کم بهره ویا بلا عوض میباشد تا چرخه تولید کشور با شکست مواجهه نشود نه اتخاذ مالیات مضاعف که متاسفانه هرچند این امر منجر به افزایش درآمد دولت میشود ولی منجر به تزلزل وتعطیلی وکاهش تولید ملی وبدنبالش کاهش چندین برابری درآمد ملی میشود.


 
 
برج های دوقلو وحوادث تاسف بار یازدهم سپتامبر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱
 

آری تاسف باراست وقتی که میبینی بیش از 700نفردرساختمانی غیر نظامی  ویا مسافرانی دردرون هواپیما  و دریک شرایط غیر جنگی زن ومرد کودک وکهنسال قربانی نیات یک گروهی تروریستی که دراهداف وهدایت کنندگانش حرف ها وحدیث های فراوان وجود دارد وما بی اطلاع از اصل وماهیت آن سایه شوم عملی غیر انسانی را میبینیم وبعنوان یک انسان درغم بازماندگان آن از هر ملیت ونزاد ودین و... که باشد خود راشریک میدانیم.ودرهرجای دنیا نیز چنین اتفاقی بیافتد بی توجه به شرایط زمانی ومکانی محکوم است ومردود.

آن موقع که این حادثه رخ میداد بدور از تعداد قربانی و خسارتها واهداف ومسائلی که داشته باشد به این فکرمیکردم چگونه یک انسان میتواند به آن خشم وغضب وایده برسد ویا فقری (مادی وفکری)دراو باشد که بتوان اورا طوری اجیر کردکه که با دستور فرماندهانش ودرمسیر اهداف آنها خطر را بجان بخرد ومسلحانه سوار برهواپیما شود وبی اعتنا به خواهش وناله صدها زن ومرد وکودک وکهنسال بیگناه  وهواپیما ومسافرین را به  برجی هدایت کند که هزارن نفر بیگناه نیز بی خبر درآنجا مشغول بکار هستند ومهمتراینکه خودرانیز فنا کند.مطمئنا" به معنویات نمیتوان تعبیر کرد که هیچ دینی پشتیبان وتایید کننده کار غیر اخلاقی وغیرانسانی نیست.

این چه جنگی ومبارزه ایی است وچه اهدافی میتواند بدنبالش باشد اگر مبارزه با دولت وحکومتی است  به جنگ با مردم بیگناه رفتن چه سود که این تصمیم نه تنها دولتی را که با اوسرجنگ داشتند را قوی تر وبا پشتوانه تر و حق به جانب تر ودراتخاذ سیاستهای جنگ ستیزانه آزاد تر میکند ودیگران را با او همراه واز طرف دیگر کسانی را که دستانشان به خون بیگنهان آلوده شود را جنایتکار واجیر وبداخلاق وبدفکر غیر انسانی مینماید.

من نمیدانم چرا درقرن حاضرکه اندیشه وفکر وتدبیر انسانی تا آنجا پیش رفته که دنیا را دهکده جهانی میدانند و دانشمندان بسیاری علم وتحقیق خود را برای کشف وشناسایی هر بیماری که جان انسانی را به خطر بیاندازد معطوف کرده اند و توانسته اند  بیماریهایی همچون سل وطاعون وباو ... که جان انسانها را میگرفت کنترل نمایند واین خدمت را به همه انسانها در اقصی نقاط دنیا هدیه دهند.بیکباره کسانی نیز پیدا میشود که جان صدها انسان را میگیرد وبا آن شاد میشود.

انسانها دیگر میدانند وبه یقین به آن رسیدند که" چو عضوی بدرد آورد روزگار         دگر عضو ها را نماند قرار"

آنچه دراینجا مهم است این افرادی که به این عمل غیرانسانی دست میزنند ودرنتیجه آن تروخشک را میسوزانند ومتعاقب آن بهانه بدست قدرتمندان و صاحبان قدرت میدهند چرا وچگونه وبا چه نیتی چنین میکنند که با هیچ عقل ومنطق انسانی سازگارنیست که درزیر به برخی تحلیل ها میپردازیم:

1-اگر دیدگاه وتفکر انحرافی واصلاحی داشته باشند که کاملا" مردود است وهیچ دین وتفکری به جرم وجنایت وخونریزی دعوت نمینماید آنهم زنان وکودکان ومردم بیگناه را وچون خود نیز درواقع خودکشی میکند خود این نیز جرمی بالاتر است.

2-اگر قصد رعب ووحشت وایجاد اختلال وتوقف وضربه زدن به حاکمیت ودولت راداشتند که اینهم اشتباه بود نشانگر دیدگاه اشتباه وانحراف عاملان است که چون درسایه همین تصمیم قدرت وعمل وپشتوانه وهمراهی دولتمردان را بالا برد ودیدیم چگونه جنگ ها یی درگرفت وهمه حمایت کردند که بدون آن واقعه امکان پذیر نبودومورد پذیرش جهانی قرارنمیگرفت.

3-اگرناشی از جهل وخودخواهی وتفکر غیر انسانی است که باید تاسف خورد وبجای جایزه گذاشتن برای سر هدایت کنندگان وعاملان  جنایت آنها را زنده دستگیر کرده ودراختیار دانشمندان گذاشت تا دانشمندان مطالعه نمایند وببینند چه تغییرات وتاثیرات ذهنی ویا ژنی در آنها ایجاد میشود که میتوانند به این راحتی وآسودگی ورغبت جان خود وهزارن انسان را بگیرند وچگونه میتوان این بیماری وتفکر رامداوا کرد.

بهرحال آنچه مشخص است درایجاد این طرز تفکر انحرافی خود دولتمردان آمریکا مقصر بودند وبخوبی میدانند چگونه وچطور توانستند چنین افرادی را با چنین طرز تفکری ایجاد نمایند وهمانند ویروسی میماند که بدست بشر تولید شده باشد وبجان بشر افتاده باشد این همان گروه وفکری است که خود آنها ایجاد کردند واکنون خود گرفتار ودرجنگ با همان گروه هستند.

تاسف وتسلیت باد برقربانیان آن حادثه وتاسف وتسلیت باد برهزاران کودک وزن ومردی که قربانی جنگ ها وستیزه هایی که بدنبال آن وتاکنون ادامه دارد وبجای ریشه یابی واصلاح ریشه وواقعیتها مبارزه ایی است مابین عاملان و معلولان  ومتولیان واجیرشدگان انگار انسانیت وبشریت همچو توپی است درزمین بازی فرقی ندارد بازیکن چگونه واز کجا انتخاب شده مهم آن است که بازی بلد باشد. 


 
 
سومالی وپیشنهاد تاسیس سازمان بیمه بین المللی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱
 

مادرانی  که شیره جانشان برای دادن غذا به فرزندانشان تمام شده وفرزندانشان درآغوش مادرانشان  ازگرسنگی فریاد میزنند واشک میریزند ودرنهایت پلکهایشان از ناتوانی بسته شده وجز ناقوس مرگ چیزی برای آرام کردنشان ندارند.

چه سخت است مرگ فرزند درآغوش مادر چشم درچشم ولحظه به لحظه آنهم نه به آرامی بلکه با گرسنکی ووفریاد وگریه ونجوا واشک خون .

چه سخت است ثمره زندگی را.  تمام وجودت را .امید آینده ات را. درزجرو بدبختی ببینی وکاری از تو ساخته نباشد .

پدرانی که از تلاش وکوشش بی حاصل برای سیر کردن خانواده خود به گام مرگ افتاده اند.

افسوس که دراین سرزمین بسیاری از مردان بی غیرت وبی توجه به گریه زنان وکودکان درگیر جنگ های داخلی هستند برای قدرت!برای حکومت! آخر پست ومقام وحاکمیت وقدرت به مردمی که تکه نانی برای خوردن ندارند چه حرص وولعی دارد !!

افسوس که تکه نان وشیرخشکی برای فرزندانشان پیدا نیست ولی میلیون ها دلار را درچنک وکشتار هم نوعان خود به مصرف مهمات میرسانند.

افسوس به این حیوانات انسان نما که عقل ومنطق وانسانیت ورحم وشفقت را دروجودشان کشته اند یا اینکه فرصت حضوردرفراگیری اش را نیافته اندواز حیوانات درنده بدتر به جان هم افتاده اند .آری بدتر ازحیوان درنده که چون حیوان درنده نیزتمام درندگی وتلاش وکوشش برای سیر کردن زن وفرزند خود است نه حرص وولع وحماقتش . 

نمیدانم چه باید کرد وتاکی شاهد چنین صحنه های دلخراشی بود چرا شاهد مردمانی بود که اندیشه وعملی ندارند وبا جهل وجهالت زندگی را همچون مردمان اولیه در جنگ وستیز میگذرانند.

کمکهای بین المللی وهمه کشورها وانسانها جای تقدیر دارد ولی از اول گفته اند بهتر از نان دادن تعلیم وتربیت نانوا است که همیشه نان داشته باشند وگرنه همین کودکان بینوا دربزرگ سالی نیز اسلحه دردست میگیرند وگرفتار نسل کشی دیگر خواهندبود.

فقر ریشه بسیاری از جهالت ها وفسادها وسرقت ها وکشت وکشتارهاست وباید تدبیری اندیشه شود که این ریشه بدبختیها نه با کمکهای ادامه دار بلکه با آموزشها وتعالیم درست بدست خود فقرا ریشه کن شود.

الان وقت آن است که سازمانی در کنارسایر سازمانهای بین المللی همچون سازمان ملل وصندوق توسعه وحقوق بشر و...  بعنوان سازمان بیمه بین المللی ایجاد شود ومشکلات واتفاقاتی همانند سیل وآتش سوزی وقحطی وخشکسالی وزلزله و... را بیمه نماید این سازمان درواقع بیمه کننده کشورها باشد وبا توجه به مساحت وجمعیت  حق بیمه تعریف شده ایی از کشورها بگیرد وعضویت وبیمه شدن کشورها نیز درآن با گذاشتن محدودیتها شرطهایی برای کشورها درسرمایه گذاری ومراوده های اقتصادی و... الزامی باشد تا کشورها به اهمیت این کار پی ببرند تا درصورت بروز حادثه کشورها فقط درانتظار کمک دولتها نباشند بلکه سریعا" با ارزیابی عمق حادثه خسارت بیمه ایی که پوشش دهنده کامل خسارتها خواهد بود توسط این صندوق پرداخت گردد.

صندوق یا سازمان بیمه ایی حتی ممکن است سود آور وقدرتمند شود چون صاحب سرمایه کلانی خواهد شد که در بروز حادثه از آن استفاده میشود همچون سایر شرکتهای بیمه ایی فعال در سطح داخلی و سود آن رانیز میتوان در پیشگیریها وبرنامه های آموزشی و....بکارگرفت.

همیشه گفته اند پیشگیری بهتر از درمان است والان اندیشمندان وسیاسات گذاران آگاه وتوانمند به اندازه کافی در سطح بین الملل داریم که بتوانیم سریعا" برای ریشه کن کردن واطمینان یافتن از داشتن ابزار رفع مشکلات راهکارهای عملی وپیشگیرانه تعریف کنند.


 
 
حزب چیست وسابقه تاریخی وتجربه حزبی ایران وتاثیر آن درجامعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩
 

یکی از اندیشمندانی که به تعریف حزب پرداخته موریس دوورژه میباشد که چنین بیان میکند : احزاب سازمانها و گروههائی هستند بنیان یافته و منظم که برای مبارزه در راه قدرت ساخته شده اند و منافع و هدفهای نیروهای اجتماعی گوناگون را بیان می کنند.

درادبیات سیاسی: حزب به  گروهی سازمان یافته و متشکل از کسانی است که درکل از نظر دیدگاه وعقیده دارای مواضع مشترکی میباشند. البته یه لحاظ داشتن عقاید ودیدگاه مشترک گروه به حزب تبدیل نمیگردد ولازمه تشکیل حزب تلاش در جهت  دستیابی به قدرت سیاسی ،و یا دراختیارداشتن قدرت میباشد.

در دائرة المعارف دمکراسی حزب را عبارت از گروه یا سازمانی که می کوشد نامزدهای مورد نظرش را با عنوان موقعیتّی خاص به قدرت برساند، معرفی کرده. در این تعریف همچنین احزاب از جمله مهم ترین سازمانهای سیاست نوین بشمار می آیند. حزب پژوهان عمدتاً به پیوند احزاب با دمکراسی تاکید کرده اند. بعضی استدلال می کنند که دمکراسی نظامی است که درآن احزاب با یکدیگر رقابت  می کنند. دولت های غیر حزبی غالباً در بین نظامهای دودمانی سنّتی و معدود رژیمهای نظامی یافت می شوند که در سالهای اخیر از تعداد آنها کاسته شده است

ماهیت اصلی احزاب درواقع مبارزه با انحصارطلبی به انحصارگرفتن قدرت است به همین دلیل در جامعه دمکراتیک که درآن دموکراسی به معنی واقعی وجود داشته باشد حزب معنی واقعی پیدا می کند. برنامه واهداف احزاب کاملا" واضح ومشخص بوده ودرمقابل آن جوابگو میباشند.اما درجوامع غیر دموکراتیک حزب به معنی واقعی نمیتواند نمود پیدا کرده وبه فعالیت واقعی وصحیح خود بپردازد وهمین عامل منجر میشود تا درچنین جوامعی به جای حزب   گروههای زیر زمینی و یا نهضت های انقلابی بوجود میایند که مخفیانه به فعالیت میپردازند.

 ظهور احزاب بدون تردید یکی از علائم مشخصه ماهیت حکومت ها و دولت های مدرن هستند. درواقع درگام اول این احزاب سیاسی هستند  که خود دمکراسی را بوجود میاورندو از سوی دیگر دمکراسی  نیز تنها در صورت حضور مدام و فعالیت مستمر احزاب سیاسی قابل رشد وماندکاری است.

ازهمین رو است که  می توان حزب رااز مهمترین عامل وبستر اصلی توسعه سیاسی قلمداد کرد که توسعه سیاسی بدون وجود آن امکان پذیر نمیباشد ومفهوم ندارد.

اگر حزب به معنی واقعی آن درکشوری وجود داشته باشد میتوان گفت که یک رابطه اصولی ومنطقی بین افراد جامعه وحکومت وجود دارد که از آن میتوان بعنوان پل ارتباطی نام برد درواقه احزاب بعنوان حلقه مفقوده وپیوند دهنده میان منافع اجتماعی و نهادهای تصمیم گیری سیاسی میباشند .

اگر درنظامی حزب وجود نداشته باشد نه اینکه مردم آن جامعه مطالبات وخواسته های خود را به فراموشی بسپارند بلکه بالجبار از مسیر دیگری بدنبال تحقق اهداف خود خواهند بود .

درکشور ما انقلاب مشروطیت نقطه آغازی برای تولد  سازمانهای سیاسی غیر حکومتی سیاسی  منطبق با معیارهای حزبی میباشد(غیرحکومتی از این نظر که حکومتها نیست دربرخی موارد برای مشروعیت دادن به عملکرد خود ودوکراتیک نشان دادن عملکردشان اقدام به تاسیس سازمان هایی به ظاهر حزب مانند میکنند). که نقش مهمی را درتاریخ سیاسی ایران ودرجهت  توسعه سیاسی بازی کرد. ازجمله این احزاب وگروههامی توان از اتحادیه های کارگری، انجمنها، احزاب سیاسی و گروههای مجاهدین یا واحدهای مسلح مردمی و غیره را نام برد. احزابی که بوجود آمدند کارکردشان مشخص بود. امّا انجمن هائی که بوجود آمدند عمدتاً به سه معنی بکار می رفت:

1- جوامع مخفی قبل از انقلاب،

 2- انجمنهای شهری و ایالتی که بموجب قانون مشروطیت برپا شده بود،

 3- مجامع غیر رسمی که برای مقابله با ستمگری ها و مقاصد سیاسی گوناگون در گوشه و کنار مملکت ایجاد شده بود.

نام برخی از گروهائی که بصورت مخفی و نیمه مخفی به مرورو از قبل از نهضت مشروطه تشکیل شد از این قراراند: مجمع فراموشخانه، مجمع آدمیت؛ انجمن مخفی، انجمن ملی، مرکز غیبی تبریز و بسیاری دیگر. سرنوشت این گروهها نیز معلوم بود: اغلب سران این گروهها یا فراری شدند و یا از بین رفتند. برای نمونه فراموشخانه میرزا ملکم خان به دستور ناصرالّدین شاه طی امریه ای که از طرف وی صادر شد، تعطیل گردید.

دیگر احزاب عمده ایکه در این مقطع بوجود آمد دو حزب اجتماعیون عامیون و اعتدالیون و پس از آن گروههای کم اهمیت تر سیاسی بود که تشکیل شدند. امّا بطور کلی تا مقطع استبداد صغیر محمد علیشاهی و بدنبال آن تا ظهور رضا شاه احزاب همواره با فرازو نشیب هائی ‌به فعالیت خود ادامه دادند. امّا بدنبال روی کار آمدن رضا شاه هرگونه فعالیت احزاب ممنوع شد و احدی اجازه فعالیت سیاسی نیافت.

محمد تقی بهار در کتاب معروف خود" تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" ضمن اشاره به روحیات و خلقیات سیاسیون در ایران اضافه می کند که فعالیت حزبی و پایداری آنان نمی تواند با روحیه انزوا طلبی، ‌فرد گرایی، خود گرایی و تک روانه سنخیت داشته باشد. وی معتقد است که فرهنگ حزب گرایی، نوع خاصی از فرهنگ اجتماعی را طلب می کند. وی در واقع عدم تجربیات گذشته جامعه را در این هرج و مرج اجتماعی تاثیر گذار دانسته و شکل گیری احزاب در ایران را ناشی از این ریشه دیرینه فرهنگی می داند. به همین دلیل وی معتقد است که موقعیت احزاب در ایران به علت وضع خاص طبقات اجتماعی با احزاب اروپائی فرق داشته اند (‌اشاره به دو حزب اجتماعیون و اعتدالیون).با توجه به اینکه نویسنده خود از روشنفکران و فعالان  پس ازنهضت مشروطه بوده و همواره خود را دمکرات می دانسته ودر این جهت فعالیت داشته ، در این مقطع از سیاستهای ضد حزبی رضا شاه حمایت کرده و توضیح می دهد که حکومت مقتدر مرکزی از هر قیام و جنبشی که درایالات برای اصلاح برپا شود صالح تر است. به نظر ا و به دولت مرکزی باید کمک شود از هوچیگری و ضعیف ساختن دولت و فحاشی جراید به یکدیگر جلوگیری کند.  حمله به دولت و تحریک ایالات به طغیان و سرکشی برای آتیه مشروطه و آزادی و حتی استقلال زهری کشنده است. وی می گوید من معتقدم که دولت مرکزی باید با اقتدار و با همراهی احزاب و مطبوعات آزادیخواه و بشرط عدالت بر سرکار آید. در این صورت می توانند برای مملکت کار کنند، وگرنه از تضعیف دولت ها و تحریک بر ضد آن ها جز مفسده کاری حاصل نخواهد شد.

پس از کودتای 1332 تا چند سال محیط رعب آوری حاکم بود . بدنبال خلاء سیاسی و نیاز حکومت به شکل ظاهری مشروطیت برای ایجاد وجهه مردمی ، بنا به توصیه های خارجی و تشخیص شاه، احزاب دستوری شکل گرفت که به نوعی تقلید از کشورهای غربی نیز بود.

هدف شاه از تاسیس احزاب دولتی آن بود که بتواند ضمن کنترل اوضاع، مشروعیت رژیم کودتا را توجیه نماید و بدین وسیله افراد نیز گرد آنها جمع شوند و در حکومت کودتائی درافکار عمومی جهان هوا خواه دمکراسی جلوه گر شود[11] شاه در دوران پس از کودتا تا پس از اجرای دستورالعمل انقلاب سفید، دو حزب مردم و ملّیون تحت رهبری اسدالله علم و دکتر اقبال و بعداً حزب ایران نوین رااز طریق هویدا ایجاد نمود و در آخر در سال 53، حزب فراگیر رستاخیز را که بصورت تصنعی دو جناح اقلیتی و اکثریتی در آن شکل گرفته شد ، به مسئولیت جمشید آموزگار راه اندازی کرد. این حزب در واقع تخیلات شاه برای توسعه سیاسی و رسیدن به دروازه تمدن بزرگ را تداعی می کرد و به همین دلیل فراخوان عمومی برای عضویت آحاد مردم را داد. در مرامنامه حزب نیز تصریح شده بود که این حزب با سخنان شاهنشاه آریا مهر مبنی بر ضرورت تشکیل حزب واحد رستاخیز ملی ایران معتقد است که نظام شاهنشاهی ایران راز بقا و تجسم همه ویژگیهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ملت ایران و تکیه گاه قلبی مردم ایران زمین است.در همین مقطع گروهها، سازمانها و احزاب غیردولتی بصورت غیر رسمی و یا زیر زمینی از سوی مخالفین رژیم پهلوی نیز فعالیت داشتند، و سران و برخی اعضای آنها یا مخفی بودند، یا زندانی و یا فعالیتشان در خارج از کشور بود.  جبهه ملی دوّم و سوم، نهضت آزادی ایران، فدائیان اسلام، حزب زحمتکشان، گروههای زیر زمینی نظیر سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدائی خلق، حزب توده، هیئتهای موتلفه اسلامی، گروههای هفت گانه چریکی مسلمان که بعداً با ادغام یکدیگر پس از انقلاب به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تغییر نام دادند، از جمله مهم ترین آنهاست.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357 و ایجاد فضای باز علاوه بر این احزاب و گروهها که توانستند بار دیگر فعالیت خود را در یک مقطعی شروع کنندحزب جمهوری اسلامی نیز بعنوان یک حزب تازه با اهداف و آرمانهای اسلامی و انقلابی از سوی برخی سران انقلاب تشکیل شد. از آنجا که این حزب با پیروزی انقلاب متولّد شده بود و در آن فضای احساسی و انقلابی شکل گرفته بود، در ابتدا با اقبال عموم مردم روبرو شد و توانست موقعیت ویژه ای برای خود ایجاد کند. این حزب با توجه به اینکه ساختار ایدئولوژیکی – انقلابی بر آن حاکم بود، دارای تجربه ای به کوتاهی عمر انقلاب در عملکرد سیاسی و اجتماعی بود. به عبارت دیگر عمر کوتاه این حزب اسلامی و موسسین آن به اضافه حضور تقریباً تمامی آنان در عرصه های قدرت و حاکمیت، نوعی حزب دولتی را نشان می داد، بنحوی که به مرور پایگاه مردمی اش کم شد و استقبال اولیه آن از میان رفت. اهدافی که حزب در اساسنامه خود آورده بود همان اهداف آرمانی انقلاب بود که راهبردی را برای جامعه تدوین نمی کرد. این حزب در اساسنامه اش بدون آنکه تعریف مشخصی از حزب ارائه دهد در بحث مربوط به آزادی احزاب و جمعیت ها اعلام میدارد : یکی از حقوق طبیعی هر انسان آن است که بتواند با انسانها ی دیگر که با او همفکر و هم هدف هست همکاری نزدیک داشتته باشد، تا هم بصورت یک گروه سازمان یافته در آیند و هم با رعایت موازینی در آزادی بیان به تبلیغ نظرات خود یا فعالیت های اجتماعی دیگر بپردازد.

پس از آنکه حزب جمهوری اسلامی بنابه مصالحی و به توصیه رهبر فقید انقلاب اسلامی منحل اعلام شد. سایر احزاب و گروههای موجود در آن مقطع نیز به مرور و هرکدام بنا به دلایلی زمینه فعالیتشان راکد گردید و یا برخی دیگر مانند مجاهدین خلق و یا چریکهای فدائی به دلیل فعالیت های تروریستی شان به خارج از کشور فراری شدند. تشریح ماهیت گروهها و احزاب در این مقطع ، مجالی دیگری را مطلبد. لیکن، بطور خلاصه می توان گفت که گروهها و احزاب بعد از انقلاب به دو دسته تقسیم شدند، گروهی که فعالیت های غیر قانونی داشتند ( چنانچه به نمونه اش اشاره شد)، و برخی احزاب دیگر که بنا به دلایل سیاسی و فکری تحت محدودیت های قانونی قرار گرفتند که برخی از آنان مانند جبهه ملی و غیره، فعالیت خود را مجدداً به خارج از کشور بردند. اما برخی دیگر از گروهها علی رغم شکل گروهی و یا حزبی عملاً بصورت گروههای ذینفوذ یا لابی های درون قدرت به فعالیت خود ادامه دادند . مانند گروه موتلفه و یا انجمن حجتیه. البته سایر گروههای سیاسی مانند سازمان محاهدین انقلاب، یا نهضت آزادی ایران و یا اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاهها بمرور از  بخش عمده ای از دایره حکومتی خارج شدند.

بدلیل اینکه نظام خلاء احزاب را کاملا" احساس میکر که این خود میتوانست ماهیت نظام را زیر سوال ببرد مجددا" با تشکیل حزب روحانیون مبارز وروحانیت مبارز یک نظام تقریبا" دوحزبی بوجود آمد ولی بدلیل عدم پوشش دادن بسیاری از مردم جامعه توسط این دوحزب دردوران اصلاحات بیکباره وبا اعطای مجوز تاسیس حزب احزاب متعددی بعد از حزب کارگزارن تشکیل گردید که منجر شده بیش از دهها حزب درکشوربوجود آید واین تعدد احزاب خود تاسیر خود را در مشارکت سیاسی مردم گذاشت بطوری که درانتخابات سال 88مشارکت مردمی درنقطه اوج خود به بیش از 85درصد جامعه رسید که متاسفانه حوادث ورویدادهای بعدی آن وبدنبالش حذف بسیاری از احزاب دوباره کشور را دریک وضعیت تک حزبی قرارداد که میتواند تاثیر منفی در وضعیت سیاسی واجتماعی کشورداشته باشد .

دربرخی از کشورها که حتی سوابق سیاسی،تاریخی وفرهنگی  وموقعیت اقتصادی آنها به ما نزدیک است ولی توانسته اند با بستر سازی مناسب وپیاده سازی دموکراسی احزاب تعریف شده ایجاد نمایند که از جمله آنها میتوان به کشور ترکیه اشاره کرددرآن احزاب با برنامه ها وعقاید مختلف از ملی گراها گرفته تا اسلام گراها وحتی لائیک ها توانسته اند درسایه قانون بخوبی فعالیت نموده و با انتخاباتی آزاد واحترام به همدیگر ودرچارچوب هدفی مشترک که همانا رشد وتوسعه ملی همگام با افزایش رفاه عمومی است حاکمیت سیاسی را دراختیار داشته باشند ودرهیچ مقام وموقعیتی به فکر حذف دیگران وسوء استفاده از قدرت درجهت حفظ حاکمیت خود نباشند مگربه خواست واراده ملت خودشان که همین رشد وتوسعه سیاسی وتثبیت آن تاثیر بسزایی در رشد اقتصادی ورفاه عمومی مردم وجامعه داشته است. 

 


 
 
دریاچه ارومیه اولین ویا آخرین قربانی پروژه های بدون مطالعه نیست!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥
 

نمیدانم شاید برخی رفتارهای ما نیز همچون قوانین فیزیک تثبیت شده است وخود راعاری از اشتباه میدانیم وچون اشتباهات تصمیم گیریهایمان مشخص شد بجای تقدیر وتشکر واصلاح آن به سیاسی کردن موضوع وایجاد ترس برای منتقدان میکنیم تا اشتباهات وندانم کاریهایمان دزیر خاکستری از ارز ودرآمد ملی صرف شده مدفون بماند.

 این یک اصل شده ومثال که درکشورهای پیشرفته ده واحد کارمطالعاتی صورت میگیرد برای انجام یک واحد کاری بالعکس درجهان سوم ده واحد کارانجام میشود ودرنهایت بفکرآن میافتند که یک واحد نیز مطالعات انجام دهند برای پاسخگویی به کاربی نتیجه وما چرا طوری عمل کنیم که درجایگاه توسعه یافته قرارگیریم نه جهان سوم.

درواقع درکشورهای پیشرفته هرکار وعملی زاییده مطالعات آنهاست وباز برای اطمینان مطالعات بیشتری را انجام میدهند تا هیچ تبعات منفی از انجام آن بوجود نیاید وزمانبندی وخروجی واقتصادی بودن ...نیز برطبق برنامه وتعریف شده وقطعی باشد.

متاسفانه درکشورما بجای مطالعه، متکی به الگو برداری هستیم وانگار بودجه ها نیز برطبق عنوان بین شهرها ومناطق مختلف تصویب وابلاغ میشود وبرنامه ها نیز براساس آن تدوین میگردد بطوری که یک نماینده واستاندار وفرماندار وشهردار وبخشدار به صراحت میداند که چند سد خاکی وپل و...دربودجه برایشان تخصیص یافته وباید بودجه آن را جذب وهزینه نمایند.

شاید بسیاری از مسئولان بگویند این سدها و...مطالعه شده است میدانیم کجا وچگونه زده شود که البته منظور من بیشتر مطالعات میدانی است که باید ایجاد شود برای مثال یک مطالعه میدانی را درزیر میاورم:

یک سد که درمنطقه ایی زده میشود مطالعاتی به شرح زیر انجام میشود:

1-میزان ذخیره آبی که میتواند داشته باشد.

2-شناسایی بهترین موقعیت مکانی

3-میزان اعتبار وبودجه لازم برای انجام آن

4-مصالح ونفرساعت وماشین آلات لازم

5-زمانبندی اجرای پروژه

6-سطح ارازی پایین دست که میتواند از سد بهره مند شود

همانگونه که میبینید همه مطالعات درمحدوده پروژه میباشد وآنچه به عنوان مطالعات میدانی ومقایسه ایی مطرح نمودم شامل موارد زیر است:

1-بررسی بودجه اختصاصی برای ایجاد سد به طرح های مشابه دیگر بطورمثال اگر هدف از ایجاد سد تامین آب مورد نیاز کشاورزان وباغات پایین دست درجهت افزایش تولید انهاست ایا بررسی شده با همین بودجه سایر مشکلات آنها رفع میشد کدام توجیه اقتصادی بیشتری داشته ومطلوبتربودهمانند:

1-1-تامین تراکتورها وکمباین وماشین آلات مورد نیاز منطقه فوق با سوبسید ویژه

2-1-ارائه طرح های کشت وصنعت وتامین وساخت چاههای عمیق واستخرهای بزرگ وکانل کشی که هم تامین آب برسر مزارع صورت گیرد وهم فعالیتهایی همانند تکثیر ماهی وغیره نیز صورت گیرد.

3-1-تهیه وتحویل بذر ونهال اصلاح شده وجوجه ها و تلیسه وبره از نژادهای برترجهانی

4-1-آموزش وایجاد تیم های ثابت درجهت همراهی وکمک به پیشبرد عملیات

وسایر موارد ی که میتواند توجیه اقتصادی بیشتری داشته وبرای منطقه مفید تر واقع شود.

2-بررسی کامل مضرات احتمالی اجرای طرح برای منطقه:

1-2- بررسی کامل شرایط محیطی منطقه درصورتی که سد ایجاد شود چه تاثیرات منفی بدنبال میتواند داشته باشد ومیزان خسارت مربوطه چقدر است همانند بررسی کاهش آب دریاچه ارومیه واثرات احتمالی آن در اقتصاد ومحیط زیست منطقه ویا اثرات احتمالی آن درسایر مناطق با پایین رفتن سفره های زیرزمینی وخشک شدن چاهها وهمچنین هزینه های جنبی که میتواند درانتقال ذخیره آبی به مزارع داشته باشد.

2-2-بدلیل تاثیر خاص در شرایط زیست محیطی منطقه واحتمال کاهش بارندگی وکمبود آب بازدهی سد مذکور درآینده به چه میزان وچه مدت خواهد بود وبدلیل ایجاد سد وتاثیر منفی آن درکاهش سفره های زیر زمینی مناطق مختلف چه تاثیری درکاهش وافزلیش تولید خواهد داشت.

3-2-چقدر از باغات منطقه بدلیل پایین رفتن سفره های زیرزمینی وخشک شدن چاه ها از بین رفته وخشک خواهند شد.

علاوه برتحلیل ها ومطالعات فوق آن چیزی که برای ما اهمیت دارد وبه تجربه به اثبات رسیده متاسفانه حتی مطالعات صورت گرفته درمحدوده انجام پروژه نیز بدلایل مختلف با واقعیت تطبیق ننموده وبسیاری از این پروژه ها چه از نظر زمانی وچه ازنظر بودجه با افزایش روبرو میگردد که خود گویای مشکلاتی در مطالعات صورت گرفته است.

بهرحال همه این اعتبارات وبودجه از منابع ملی وبرای افزایش تولید وبهره وری منطقه صورت میگیرد ودرصورتی که توجیه اقتصادی لازم را پس ازپایان کار برخوردار نباشد علاوه بر ایجادخسارت مالی وصرف زمان وهزینه هنگفت ونیروی انسانی وماشن آلات منجر به ازدست رفتن انجام پروژه های دیگری که میتوانست دربهبود تولید وشرایط منطقه مفید ترباشد وتوجیه اقتصادی بیشتری داشته باشد نیز گردیده است.

آنچه دراینجا بنظر میرسد تصویب یکباره بودجه برای ده ها سد دریک شهر میباشد وتقریبا" دراکثرشهرها بدون اینکه دو طرح یکسان ودرکنارهم انجام وارزیابی شود وبجای صرف اینهمه بودجه وهزینه به طرحی که اثرات جنبی آن بطورکامل مطالعه نشده وممکن است طرح های مشابه دیگری با بودجه کمتر وبا بهره وری بیشتر وجود داشته باشد وما این فرصت را از دست بدهیم.

مانباید فراموش کنیم بودجه های زیادی را که به طرح های آبیاری بارانی اختصاص داده شد وبیکباره  وبی رویه وچندین سال بسیاری را باخود مشغول کرد وپس از چندی بسیاری از آنها بدست خریداران ضایعات آلومینیوم افتاد. آیا برآورشده چه خسارتهایی از این طرح به منابع ملی وارد شد وچه کسانی مقصر چنین خسارتهای هنگفتی هستند.

من به یاد گذشته ها میافتم که روزگاری استخدام درارتش مد بود وکمترخانواده ایی بود فرزندی دراستخدام ارتش نداشته باشند وبدنبالش معلمی مد شد ودوباره خیل عظیمی به معلمی رفتند و...که اثرات آن نیز در ترکیب جمعیتی ومشاغل مناطق مختلف محسوس است وهمین مورد پیش وپا افتاده تاثیر زیادی درفعالیت منطقه داشت بطوری که بسیاری که درامرباغداری ویا دامداری ویا فعایتهای تولیدی بودند به این شغل ها رفته وفعالیت منطقه وبازدهی آن دچاردگرگونی میشد وآن موقع با خود میگفتم که ایکاش دولت به این موارد نیز که به چشم نمیاید توجه کند ومدیریت ولی افسوس میبینم امروز حتی پروژه ای علمی وصنعتی وتولیدی که باید با بررسی ومطالعه صورت گیرد از همان قانون تبعیت میکند نمیدانم علت آن نشات از تفکر سنتی برخی تصمیم گیران است ویا نفوذ پیمانکارانی که دست یابی به ثروت بیکران نیاز به تداوم وتصویب طرحهای تکراری درمناطق معین است.

در رابطه با طرح های عنوان دار میتوان به جذب بودجه پل هوایی که درشهرها درنظر گرفته ودرمشگین شهر نیز خواستند این بودجه را جذب کنند وبالاجبار درجایی این پل را زدند که یک مسیر مستقیم بود وعاری از ترفیک وحال که دیدند پل خود منجر به بروز اختلال میگردد قبل از اتمام بدنبال بودجه ایی هستند که آن را تخریب کنند بالاخره من نمیدانم که چه کسی ویا کسانی مسئول وجوابگوی این اتلاف بودجه وخسارت وتضییع بیت المال است


 
 
دنیای کوچک ما(دوستان اینترنتی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤
 

صدایم کن

مرابخوان ،مراببین

که دیگرنیست فاصله ایی میان من وتو

آن دوران گذشت

نه صدایی بود ونه تصویری

عشق ودوستی راپیوندی نبود میان من وتو

چه درداخل

چه درخارج درآن غربت

به ارامی نشستی روبرویم شوقی هست میان من وتو

بگیردستم

ببوس رویم ازآن تصویر

که  عاقد خوانده است عقدی ناپیدا میان من وتو

گلی زیبا

دلی انباشته از عشق ومحبت

تقدیم برتو که هرگزندیدم تورا ولی عشقی هست میان من وتو

دوست دارم

تورا وآمدنت به وبلاگم را

بدان که اگربشناسم تورا بگویم عهدی است میان من وتو

سلامم کن

نام وتصویرت را بده

تاکه من هنرمندانه کشم تصویری زیبا ازمیان من وتو

غریبانه نیا

گربه وبلاکم دل بسته ایی

بدان ایده هایت نزدیک است وحسی است میان من وتو

خصم وبیگانه

دشمن صلح وآشتی را

دیگرنیست جایی دراین کلبه زیبای میان من وتو

داستانهای زیبا

اخباری دردل تاریکی

هرروز وهرشب میگوید از دوستیهایی که هست میان من وتو

درانتظارم

کشم دستی برکیسوانت

بدانی که محبتهای بی پایان هست میان من وتو

درلحظه دیدار

هرچند مجازی باشد

یک نطفه زیبا گشته پیدا ازوصال من وتو

 


 
 
عشق وعلاقه رانیز باید مدیریت کرد(زندگی با عشق درسایه انتخاب صحیح)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤
 

شاید به بسیاری از کسانی که مشاوره داده ام برخی آنهایی بودند که اختلافات خانوادگی داشتند ویا جوانانی بودند که دریک وضعیت حساس تصمیمگیری برای شروع کاری ویا ازدواج بودند ویا کسانی که گرفتار مشکلاتی همچون ورشکستگی ویا اعتیاد ویا در آستانه طلاق جالب اینکه چون به آنها مشاوره میدهی ونتایج خوبی را میگیرند اولین ومهمترین سوالشان اینست که اینها چه ربطی به اقتصاد ومدیریت داشت که شما حتی بهترازیک روانشناس ودلچسب تر ازآن مارا راهنمایی کردی ونتیجه وانتخاب مسیری که سالها نمیتوانستم بگیرم برایم راه راگشودی به قول عموم آرامم کردی وسبک شدم.

 واقعیت اینست که یک تحصیل کرده مدیریت واقتصاد بسیاری از کتب اصلی روانشناسی را نیز گذرانده واگر به آن اهمیت داده باشد مطالعات میدانی زیادی نیز درآن ارتباط داشته ومهمتر اینکه شما اگر حتی رفتارهای روانشناختی همچون احساس وعشق وعلاقه ودوست داشتن را مدیریت نکنی وهرجا موقعیتی دیدی استفاده کنی وبه هرکسی خرج کنی وبه هر میزانی مصرف دیگر این مقوله های رفتاری همانند یک کالا خواهد بود که دیگران حتی به راحتی نرخ بدست آوردن آن را نیز خواهند شناخت وبه راحتی وهرموقع که بخواهند به آن قیمت از شما آن را خواهند خرید ودراینجاست که میگویند فلانی بازیجه این وآن است .چون احساسات وعشق ودوست داشتن به کالا تبدیل شد و درمقوله کالا وخرید وفروش ونحوه عرضه آن وبدست آوردنش بهترین مشاور ،مشاورین اقتصادی است.

عشق واحساسات وعلاقه از گرنبهاترین وبا ارزش ترین متاع انسانی است که هرگز نباید آن را به هرقیمتی وبهایی از دست داد وبه هرکسی خرج کرد که چون بسیاری نه تنها خریدارآن نیستند بلکه ارزش ان رانیز نمیدانند ولی سارقانی هستند که به راحتی با احساسات دیگران بازی میکنند واین افراد به دوقسمت تقسیم میشوند:

1-آنها که بی تجربه وخام هستند وچون شیرینی عشق واحساسات را فهمیدند بدون اینکه توان مدیریت آن راداشته باشند وبخواهند وبدانند که هرچقدر کنترل شده وتعریف شده از آن استفاده کنند وبجا همانند الماس گرانقدری خواهد بود که انهارا ثروتمند وبی نیاز خواهد کرد، درمسیر عشق واحساسات میافتند وهرجا وچقدر بدستشان رسید ویا داشتند مصرف میکنند وهمانند معتادان ضعیف ونفسی میمانند که دیگر لذتی از مصرف اعتیاد نمیبرندوفقط دردام آن اسیرند وهمچون گدایانی میمانند که هرلحظه وهرروز عشق واحساسات را از هرکسی که درمسیرشان قرارگیرد گدایی میکنند.

2- گروه دوم آنهایی هستند که به شیرینی واهمیت آن پی بردند ومیدانند که از لحظه ایی که گوهرگرانقدر درزمان بلوغ انسانی دراختیارش قرارمیگیرد بسیاری قدرآن را نمیدانند ومیشود براحتی این کالای با ارزش را ازآنها گرفت وبا احساسات آنها بازی کرد واینها افرادی هستند که خود پس از سالها زندگی هوس بازانه به عشق همانند کالایی برای لحظه ها نگاه میکنند وسرقت عشق دیگران وبازی کردن با احساسات آنها را هنر وشغل خود میدانند.

درکشورهایی همچون کشور ما که عشق وعاشقی وانتخاب واحساسات در هاله ایی از سنتها گرفتار است ومذموم منجر شده که کمترکسی بتواند مدیریت صحیحی براین کالای گرانبهایش بکند ومعدود انسانهایی را میتوانی بیابی که بگوید عشق وعلاقه واحساستم را به آنکسی دادم وفروختم که واقعا" ارزش آن را میداند ودرکشورهای پیشرفته هرچند برای بسیاری مذموم است حتی  شخصی که عشق واحساساتش را دراختیار شریکی قرارداده که نه میخواهد جداشود ونه میخواهد اوج احساساتش را که  بیهوده وبی ثمر مانده استفاده کند چون فرد مورد انتظارش را یافت درهرمقطع سنی که باشد او را بعنوان معشوقه برای خود برمیگزیند ویا اینکه هرموقع احساس کرد انتخابش اشتباه است جدا شده وبا دقت کامل آن زوج اصلی را میابد.

یافتن آنکسی که عشق واحساسات شما رادریابد بسیارسخت است ومدیریت کلان میخواهد وصبربردباری لازم تا بدور ازاحساسات وبا منطق اورایافت وفکرنکنید که اولین عشق وعلاقه ایی که درمسیرتان ایجاد میشود آن است که چون آتش عشق واحساسات درابتدا بسیار شعله وراست وقدرتمند وانسان را دربرخی موارد به اشتباه میاندازد وبه همین خاطر بسیاری از انتخابشان پشیمان میشوند واینهمه طلاق نیز نتیجه همان عشق های آتشین است وبسیاری میگویند ومتعجب که چگونه فلان زوج عاشق ودلباخته چنین ازهم متنفرشدند ومخالف هم.

چون عشق واحساسات درابتدا بسیار طوفانی است وهمچون آتشی شعله ور بسیاری از هوس بازان را نیز بخود جذب میکند وبرای همین بدانید بسیاری از آنها که وانمود میکنند عشق واحساسات شما با آنها یکی است وشما همانی هستی که او میخواست شمارا دردام هوس بازیهایشان گرفتارمیکنند واحساساتتان را به بازی میگیرند وبه این خاطر است که میگویند سن پسر از دختر بیشترباشد که دخترها حذاقل بدانند ان پسرهایی که درهم سن وسال خودشان هستند وجوان وخام بسیاری مدیریت این کالای گرانبها را نمیدانند واحساسات وعشق خود را به بازی میگیرند وشاید آنهایی که چندسالی از سن احساسات گذرکردند بهتر ومنطقی تر خواستها وباورهایشان را بدوراز احساسات بیان کنند وبفهمند تاشاید همان را بیابیم که با عشق وعلاقه درونیمان وبا خصوصیات ذاتیمان هم خوانی دارد ویا نزدیک است .

البته بعضی سوالها بی جواب مانده که بسیاری میگویند که اگربه هرعلتی اشتباهی درانتخابمان ایجاد شد واحساس کردیم این انتخاب آن نیست که ما میخواستیم ویا عشق وعلاقه ومنطق ما آنطور که باید با شریک زندگیمان منطبق نیست واین عشق واحساسات بیکران که میتوانست درکنارزوج دلخواهمان زندگی را سرشار ازلذت وشوق وشیرینی کندوجودمان را میسوزاند .دربرخی موارد میبینیم که کسانی را که چون با آنها به گفتگو مینشینیم ویا گفته هایشان را میشنویم چکونه تمام وجودمان درآتش عشق شعله ورمیشود ومیفهمیم دراین شرایط خاص که بدور از احساسات هستیم او همان است که دررویاهایمان بدنبالش بودیم وحال که دیگر مامتعهد ومسئولیت عهده دار هستیم وچون اورایافتیم چگونه وچطور میتوانیم به آن برسیم؟ که جواب این سوال را بسیاری از سنتها وآیین ها نتوانسته اند بدرستی بدهند که خود منجر به بروز فساد دربسیاری از جوامع شده بطوری که حتی نتوانسته اند تعریفی حتی درحداقل ها برای ایجاد ارتباط دوستی ومشورتی ودرحد رابطه گفتاری داده باشند که خود بحثی است مهم وریشه دربسیاری از مشکلات خانوادگی واجتماعی همچون طلاق وفساد وحتی خودکشی وقتل دارد.

البته بسیاری براین عقیده اند که قبل از تصمیم به ازدواج ودردوران مجردی روابط را آزادتر وراحت ترکنیم تا جوانان بتوانند براحتی احساساتشان را کنترل نموده وعشق واقعی را بیابند درصورتی که همه میدانیم چون درآن مقطع عشق واحساسات بی پایان شعله وراست این ارتباطات جز تاثیری منفی درمصرف وعرضه مدیریت نشده احساسات وعشق آنها که خود منجربه بروز هوس بازی وازبین بردن ارزش عشق وعاشقی واحساسات گرانبها میشود نتیجه دیگری ندارد، به این خاطر حتی درکشورهای توسعه یافته نیز دوستی ها تعریف دارد وخانواده ها سعی میکنند تا فرزندانشان قدراین متاع باارزش را بدانند وآن را به هرکسی عرضه نکنند ودوستانی بعنوان هم بازی وتحصیل و...داشته باشندوعشق واحساست خود را پس از یافتن فردی با لیاقت که احساسات ومنطقش با فرزندانشان همخوانی دارد عرضه نمایند ودراینجا هیچ ملاکی ندارند که پسر به خواستگاری دختر برورد یا دختر به خواستگاری پسر مهم آن است که زوج مناسب را یافته اند وکافی آست آنها را بهم برسانند


 
 
بامیلیونها بدهی گام درزندگی مشترک ناپایدار!(پدر ومادر وجوانان بخوانند)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۳
 

قصه لیلی ومجنون دیگرکهنه شده ویا قصه فرهاد وشیرین وآن داستان کوه کندنش.

امروزه درکشورمان با جوانانی روبرو هستیم که بیکباره عاشق ودلباخته شده و برای رسیدن به عشق خود تعهداتی را میپذیرد که هیچ تاجرکهنه کاری با سالها تجربه وتلاش جرات پذیرش آن راندارد وگام درتونلی تاریک بنام زندگی میگذارد که هیچ چراغی درآن روشن نیست ونوری برآن نمی تابد ودریغ از حتی یک شمع.

عاشقانی که بی هیچ شناخت اصولی وبا یک برخورد واتفاق ویا دریک میهمانی ویا گردش وتفریح پرازاحساسات وعاری از یک جو منطق بطوری که درابتدا این عشق آنقدر آتشفشان میکند که همه اطرافیان ودوستان واقوام را درخود ذوب نموده وهمه مبهوت که اینهمه عشق وعلاقه ومهر ومحبت چگونه ممکن است وآنها نیز دراین تفهم که ماندن وزندگی بدون هم معنی ومفهوم ندارد.

 پرده اول :دراین عشق هیچ هزینه ودرآمد وداشتن ونداشتن ومشگلات و...انگار وجود خارجی ندارد وهردو فقط به این میاندیشند که با هم ازدواج کنند وبهم برسند وزندگی کنند حتی اگرچیزی برای خوردن نداشته باشند خواهند ساخت وهمدیگر را پرستش خواهند کرد ودر همه سختی ها ومشکلات درکنارهم خواهند بود.

 نصیحت واخطار ومشورت خانواده ودوستان دلسوز و... اثری ندارد وواقعیتها درهاله ایی از اوهام وخیال گرفتاراست ،انگار گام اول چنین عشقی گوش پرشده وچشمان بسته ودستان وپاهایی بی اختیار درراه رسیدن به معشوق است وبس واگرزیاد مخالفت اطراف را ببینند تهدید به مرگ ونیستی ویا اگر جراتش نباشد فرار با دلداده اش برای بودن با هم.

 پرده دوم: بالاخره ازخانواده پدری یا برادری ،مادری ویاخواهری ویا اینکه از جمع فامیل کسی ویا یکی از دوستان از سر دلسوزی مهرتاییدی به این همه عشق میزند وهمین کافی است که دیوارمخالفتها لحظه به لحظه فروکش کند وزمان برای رسیدن این دو عاشق به هم کوتاه ترشود.

پرده سوم: مادیات مطرح نبود وپسر برای کارکردن وپیشرفت قبل از عاشق شدن حتی زیر بار تعهدی یک میلیون تومانی نیز نمیرفت وپیشنهاد دوستان وپدر برای شروع فعالیت به بهانه اینکه دست خالی زیر بار تعهد رفتن منطقی نیست رد میشد.

 شروع مقدمات با پیشنهاد مهریه ایی به تعداد تاریخ تولد یعنی تعهدی  به میزان بالاترین تعهداتی که تاجران ثروتمند نیز از چنین تعهدی درکارخود بیمناک اند ومحطاط ،معشوق اش نیز این خواسته را نه در رد گفته های قبلی اش مبنی برزندگی با هیچ بلکه امتحانی درشناخت وبراورد میزان عشق او میداند وبراحتی دفترچه تعهدات با امضاء های بیشماری وبا سرعتی اعجاب انگیز وبی آنکه کلمه ایی خوانده شود تکمیل میگردد تعهدی که قانون اش از قانون چک قوی تر وحال تر میباشد.

پرده چهارم: بحث تالار وعکاس ولباس وخرید ومیهمانان و... که جمع هزینه ها براحتی از ده ها میلیون تومان بالا میزند همان عاشقانی که درابتدا بحثی از تجملات نداشتند ودرانتظار بودند دستان پرمهر همدیگررا بگیرند وبه خانه بخت بروند دراینجا علاوه برخواسته های درونی خود وبه رخ کشیدن عروسی دوستان وآشنایان واینکه باید بهترین وگرانترین وبا کلاس ترین باشیم مدعیانی نیز پیدا شده که هرجا عاشق ومعشوق کوتاه آیند آنها کوتاه نمی آیند وچهره ها از پشت نقاب مهرومحبت ومظلومیت بیرون میاید وهرجا داماد بخواهد احساس نداری ونپذیرفتن کند مهر بی لیاقتی برپیشانیش میخورد واولین اختلافات وبحث ها شروع میشود وآن عشق وعلاقه افسانه ایی فروکش میکند.

پرده پنچم: داماد گوشش بدهکار نیست وهرجا را که خود میتواند نسیه قراردادببندد تا عروسی پر از تجملات بگیرد تا معشوق ودلداده اش از او راضی باشد میکند واگرنشد با پدر وفامیل وهمه دربحث وکلنجاراست تا هرچه توان دارند ومیتوانند زیر بار تعهد بروند وضامن شوند باید اورا کمک کنند ودراینجا نباید کم بیاوریم.

پدر زیر بار قرضی بزرگ رفته واقوام نیز هرکدام بنوعی ضامن شدند وهرکدام جایی وداماد وام ماشین ووام ازدواج ووام خرید اثاثه وبه بقال وچقال همه بدهکار وجالب اینکه بسیاری حقوقی نیز ندارند واگرباشد نیز جوابگو نیست وقسط بدهیهای جمع زده نشده سه چها برابر درآمدی است که ممکن است بیاید.

پرده ششم:پدر وضامنین همه گرفتار پرداختها هستند وداماد گل ما بی اعتنا به همه آنها وپرمدعی تر درحال بالا وپایین رفتن از پله های دادگاه است تا بتواند بارهایی از یک زندگی عاری از مهر ومحبت وانباشته از درخواست وسرکوفت وبجای سلام روزانه با توهین وجنگ  ودعوا رهایی یابد وعروس نیز میگوید اشتباه کردم ونمیدانستم او اینقدر بی لیاقت وگدا ندار است ونمیتواند مرا خوشبخت کند!

دوستان وفامیل نیز در تدارک شرکت درعروسی  زوج دیگری از آشنایان هستند که انها نیز چند وقتی است درتب و تاب عشق ورسیدن به هم اتشفشانی از شوق وصال دارند!!!دیگراین اتفاقات برای همه عادی شده وکمتر مشاوره میدهند وبحث میکنند وفقط پذیرفتند یک روز بعنوان معرف دردفتر ازدواج امضاء بزنند وروزی نیز بعنوان معرف دفترطلاق را دیگر آن روزها که باید با لباس سفید میرفتند وبا کفن از زندگی خارج میشدند گذشته و دختران وپسران ماههایی را در احساسات واختلافات میگذرانند ودوباره با کوله باری ازبدهی وغم واندوه وبی حیثیت کردن خود وخانواده دوباره درمنزل پدری برای اشتباهی دیگر آماده میشوند ویا کلا" پرونده خانواده دار شدن را  مختومه میکنند وپدرها ومادرهایشان نیز زندگی را بجای مرگ طبیعی با سکته وداع میکنند.


 
 
ناکجا آباد!!تولید انبوه خودرو بدون توجه به توسعه راهها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢
 

یکی از افتخارات واهداف وزارت صنایع ،دست یابی به تولید یک میلیون خودرو سواری درسال میباشد .

 تولید محصولی کاملا" مصرفی  که علاوه براینکه خود کالای مصرفی میباشد بلکه متشکل از هزاران قطعه مصرفی میباشد که از موادپلیمری ونفتی گرفته تا آلومینیومی ....را درخود دارد و استهلاک واستفاده روزانه ازآن هزینه هنگفتی را به کشورتحمیل ودرآمد ملی وارزی  را بخود اختصاص میدهد.

 اگرماشنیده ایم که کشورهایی همانند المان وفرانسه وژاپن وحتی درسالهای اخیر چین وکره و... درآمد ارزی بالایی از تولید همین کالای مصرفی بدست میاورند نبایداشتباه واستدلال غلط نکنیم ومتوجه این موضوع باشیم که مسیروهدفی که آنها رفتند از ابتدا تولید برای صادرات بوده وبرنامه ها وتوسعه تولید شان را برطبق نیاز ودرخواست مشتریان خارج از کشور تدوین کردند نه همانند ما که تولید میکنیم اگرنتوانستیم صادرکنیم خود خریدار ومصرف کنند ه ایم واین خود منجرشده تا ظرفیت تولیدیمان نه برمبای صادراتمان بلکه برمبنای اینکه میتوانیم به داخل عرضه کنیم سیاست گذاری شده وبرای اطمینان از بازار مصرف داخلی وحفظ آن با تصویب تعرفه های وارداتی بالا برای واردات مردم را بالاجبار مصرف کننده ومشتری تولیدات خود کردیم که همین امر منجرشده از رقابت تولید محصولات با کیفیت ومطابق استانداردهای جهانی بدورباشند وچه ازنظر کیفیتی وقیمتی نتوانند محصولات خود را صادر وارز آورکنند.

اسف بارتر اینکه توسعه خطوط حمل ونقل وراههای شهری وبین شهری نیز منطبق با تولید خودرو، توسعه نمیابد که خود این منجرشده تا ترافیک سنگین از شهرهای بزرگ شروع وبه شهرهای کوچک نیزسرایت کند وحتی اتوبانها نیز یواش یواش گرفتار ترافیک میشوند، وضعیتی که علاوه براتلاف مهمترین اوقات وزمان فعالیت مردم منجر به مصرف بی رویه سوخت وانواع آلودگی های حیطی وزیست محیطی  میشود که خود خسارت میلیاردی را بدنبال دارد.

انگاردرکشورما مدیران یک سو نگرشده وهمیشه یک بعد قضیه را میبینند درگذشته به یا داریم که آن موقع که تعدادماشین سه رقمی بود جاده وخیابان ها وکمربندی های زیادی درطرح جامع شهرها درنظرگرفته شده بود ومردم در تعجب بودند وخیلی ها هم معترض که اینهمیه خیابان وجاده چه معنی ومفهومی دارد! ولی الان میفهمیم که باید برنامه جاده وخیابان باید ده ها سال جلوترازبرنامه تولید وعرضه خودرو باشد.

 جاده وخیابان یک کالای سرمایه ایی است که خود تاثیر عمده ایی دررشد وتوسعه صنعت وتجارت دارد که ما متاسفانه بجای سرمایه گذاری برروی این شریان حیاتی جامعه برروی تولید وعرضه بی رویه یک کالای مصرفی بزرگ سرمایه گذاری نموده وافتخارمیکنیم که خود منجربه اختلال وایجاد ترافیک درجاده ها وشهرها شده وسیستم حمل ونقل صنعتی وتجاری را نیز با اختلال روبرو نموده است.

کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه اصولا" اگربخواهند درمسیرتوسعه گام بردارند ابتدا باید برروی تاسیسات زیربنایی همچون جاده ها وخیابانها که همچون شاهرک حیاتی توسعه میباشند سرمایه گذاری کنند ودرگام بعدی برروی تولیدات خودرویی همانند تراکتور وکامیون واتوبوس ووانت که ارتباط مستقیم با صنعت وتجارت داشته ومیتواند درمسیر رشدوتوسعه فعالیتهای زیربنایی همانند زراعت وباغ وتولیدات صنعتی موثرباشدسرمایه گذاری کنند وازمحل منابع ارزی این تولیدات بجای تولید پرهزینه وگران خودرو سواری آنها را باکیفیت بالا وارزان وارد نماید وخود نیز تولید را درصورت امکان وهمگام با صادرات توسعه دهد.

 عدم توسعه راهها وعدم تولید خودرو با استاندارد کیفی بالا منجر شده همانند یک جنگ وگشتار بزرگ دراثر تصادفات زیانها وخسارتهای بیشمارجانی ومالی متحمل شویم.


 
 
سقوط دیکتاتورها!دیکتاتورها بدانندلیبی هم آزادشد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸
 

چهره واقعی دیکتاتورها موقعی بیشتربرای جهانیان آشکار میشود که آنها احساس کنند که بایستی با سلطنت وحکومت خداحافظی کنند ودراینجاست که ظلم وتبعیض وسوء استفاده آنها آشکارشده وچهره اصلیشان(شیطان صفتی وخونخواری) ازپشت نقاب انساندوستی و پدرانه نمایان میشود.

چنین دیکتاتورانی درحین حیات با ظلم وتبعیض وخفقان وخون ریزی واستبداد ودیکتاتوری نفس ها را درسینه ها حبس وزبانها را میبرند ومادران را داغدار فرزندان برومندشان میکنند تا کسی جرات جسارت واعتراض نداشته باشند وخودراحاکم جان ومال مردم میدانند.

 ولی امروزه با گسترش ارتباطات و آگاهی ملتها این ظلم ها وتبعیض ها نمایان میشود وبا توسعه روزافزون دموکراسی درلایه های مردم وجمهوریت وانتخاب وانتخابات منجرشده تا دیکتاتورهایی که خودرا فراتر از قانون وانتخاب وانتخابات میدانند مورد انتقاد مردم قرارگیرند واز آنجا راه پیمایی ها وانتقادات ومبارزه ملت ها شروع شود وتبدیل به سیلی میگردد که همه کاخ ها وکاخ نشینان وسدهای دیکتاتوری ها را درهم میکوبد.

دیکتاتورها چون سالها منیت کردند وبا مال واموال مردم حکومت کردند بدون اینکه به کسی پاسخگو باشند باید به یاد این جمله معرف نیز میافتادند که "حکومت ماندنی نیست اگرماندنی بودبه شما نمیرسید" تا اینچنین گرفتار واسیر همان مردمی که یک روز دردستان آنها اسیر بودند نمیشدند.

دیکتاتورها وظالمان باید عبرت بگیرند وتا میتوانند سریعا" دراعمال ورفتار خود تغییر ایجاد نموده وخودرا مطیع رای مردم کنند هرچند که هرگز چون میدانند مورد انتخاب مردم نمیشوند دست به چنین کاری نمیزنند پس برای آنها سرنوشتی جز آنچه بردیکتاتور لیبی رقم خورد بوجود نخواهد آمد ودیکتاتور همان ظلم وستمی را که برمردم روا داشته ،بیش از آن گرفتار مردم ستمدیده خواهد شد.

خون وخون ریزی هرچند درابتدا برایشان قدرت و مقام میاورد ولی همین خون وخون ریزی نهال جهاد ومقاومت را آبیاری کرده وروزی سقف اختناق وستم را برسرآنها خراب خواهد کرد بطوری که درآن موقع دیگر دیکتاتورها با همه ابزار وپول وثروت ومزدوران خود جز فرار راه دیگری نداشته وچون درسایه علم وارتیاطات تمام خیانتهای آنها برجهانیان آشکاراست جایی برای فرارنخواهند یافت وخون پلیدشان بدست مردم ستمدیده خواهد ریخت.

دیکتاتورها بیش از آنکه خودراگرفتارعذاب الهی وقیامهای مردمی بکنند اطرافیان فریب خورده ودرمنجلاب ظلم واستبداد وسوءاستفاده از قدرت را که مستقیما" دردوام وپایداری دیکتاتورها دخیلند را گرفتارخواهد کرد آنها چون دردام دیکتاتورگرفتارند وجز هیبت ومال واموال وبخشش دیکتاتور چیزی نمیبینند با خود احساس میکنند که همه چیز ومنطق وکمال همان دیکتاتور است وبس غافل از اینکه چنگالشان برخون بیگنهان آلوده وشکمشان از اموال ملی پرشده وچشمشان ازدیدن حقیقت کوراست والی میتوانستند قبل از اینکه عمرشان به پایان برسد ودیکتاتورشان بدنام شود خودرابه خیل مردم میزدند واز گشتار بیشتر دست میکشیدند که متاسفانه این اغفال کردن وقشون بی اراده جمع کردن ازذات وجودی دیکتاتوران است.  


 
 
شوق رفتن به خارج چرا؟وبه چه بهایی؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧
 

اینکه دراینجا مشکلات تا دلت بخواهد هست را بحثی نیست؟اینکه دراینجا بسیاری از جوانان احساس میکنند با توجه به بالا بودن هزینه ها صاحب خانه شدن وصاحب سرمایه شدن درمقایسه با درآمد کارمندی چیزی محالی است شکی نیست!ولی بااینحال چرا بحث خارج وفرار از مشکلات ویافتن جواب آن دریک مسیر نامشخص وتاریک چرا؟

بسیاری خارج راآنگونه میفهمند که درماهواره میبینند و دررویاهایشان زندگی سرشاراز رفاه وآسایش به تصویرمیکشند غافل ازاینکه آنچه درفیلم میبینند با واقعیت فاصله زیادی دارد واگررفاهی درآنجا مطرح است فاصله طبقاتی نیز مطرح است .

 شاید آنها که ثروت وسرمایه ایی دارند شاید به راحتی ودرهمان وحله اول ورود به آن کشورها بتوانند از رفاه وامکانات آنها بهره مند شوند همانگونه که این افراد درکشورخودشان نیز از امکانات رفاهی بالا برخوردارند بسیاربیشتراز آنجا ولی متاسفانه این رویا وعلاقه بیشتردرآنهایی بوجود میاید که درکشورخودشان با مشکلات مختلفی ازجمله بیکاری ونداری وافسردگی و... گرفتارند وبرای فرار از آن بدنبال رویا وخواب خیالی هستند که درفیلمها میبینند ویا از دیگران میشنوند.

 خطر اینجاست که سوء استفاده گرانی نیز درکمین نشستند تا به این افراد وانمود کنند که کلید گشایش درآرزوهایشان دردستان آنهاست وهزار آیه و داستان سرهم میکنند تا این افراد دار وندارشان را دراین را ه بگذارند وبدبخت تر وگرفتارتر شوند.

هرکار هرفعالیتی برنامه ریزی میخواهد وتدبیر ومشاوره واین کارنیز که چون دروجودش هزینه وزمان وریسک وجود دارد باید بسیاربا اندیشه وتدبیر صورت گیرد که بدبختانه بسیاری از روی هوا  وهوس وخئش بینانه گام دراین مسیر که دربسیاری موارد بی بازگشت بوده وجان آنهارانیز به مخاطره میاندازد میگذارند.

اسفناک تر آنکه بسیاری از متاهلین که صاحب زن وفرزند نیز میباشند دراین مسیرپرخطر گام میگذارند که احتمال ناموفقیت بودن این تصمیم  وخطر از هم پاشیدن شالوده زندگیشان بسیارزیاد است وهمه ازخانواده را به مخاطره میاندازند وزندگی فرزندشان را به خطر وجالب اینست که تحلیلشان اینست که برای آینده فرزندشان دست به چنین ریسک بالایی زده اند.

مادراینجا بخاطر اینکه بتوانیم اندک مشاوره ایی درجهت کاهش این ریسک بزرگ داده ودوستانی را ازاحتمال بدبختی وگرفتاری باضریب بالا درمقابل امکان خوشبختی با احتمال خیلی کم بدهیم مواردی را گوشزد میکنیم به امید آنکه از چاله به چاه نیفتیم:

اولا" : اگر تصمیم به مهاجرت دارید ورویاها وخوشبختی هایتان را درآن میبینید قبل از هرتصمیمی موارد زیر بادقت تجزیه وتحلیل نمایید:

1- برای چه چنین تصمیمی را گرفتید بیشتر جنبه تفریح وامکانات است مطمئنا" آنسطح امکانات که میبینید برای شهروندان خودشان است نه مهاجران مگراینکه برای استفاده از آن توریستی بروید وکاملا" همچون شهروند آنها بهره ببرید که به توریستان نیز همان امتیاز را میدهند.

2-اگربرای تحصیل میخواهید بروید اول تلاش خودرابکنید که درکشورخود ادامه تحصیل دهید اگر نشد به دانشگاه وجایی بروید که بدانید واقعا" برایتان موثر باشد نه بهانه وبرای اخذ مدرک که نه درآنجا ونه درکشورخودتان اعتبار وارزش نداشته باشد.

3-اگربرای فرزندتان میروید تحلیل وبررسی کامل کنید که آیا فرزندتان درآن مسیری که انتخاب کرده اید با مشکلاتی که درغربت چه ازنظر فرهنگی واقتصادی واجتماعی خواهدداشت رشد وشکوفایی خواهد یافت؟

4-مسیرراآگاهانه انتخاب کنید وامتیازات آن را خوب بسنجید نه اینکه از فیلم وگفته ها انتخاب نمایید.

5-هزینه ها ومخارج را خوب ارزیابی کنید وفکرنکنید که درآنجا دولت ومردم به شما کمک خواهند کرد که چون هرکشوری دردنیا با هر ثروتی فقیر وبینوا نیز دارد حال اینکه شما مهاجرنیز هستید.

6-اگرمجرد هستید که هیچ اگرمتاهل هستید بجای رویارو کردن خانواده خود با رویاها یی که ممکن است برباد رود وبا مشکلاتی سهمگین در کشوری غریب ابتدا خود یکی دو بار مسیری که ممکن است بدروغ وکلاه برداری تعریف وتمجید میکنند را رفته وشناسایی کنید ودرصورت تایید دست زن وفرزند بیگناهتان را بگیرید وببرید.

به هر حال اگردرکشورخود هرچند مشکلات وگرفتاریهای زیادی داشته باشد نتوانسته ایید کار وباری ایجاد کنید فکرنکنید درکشوری غریب ثروت ورفاه درانتظارشماست شاید درآنجا مشکلاتش برای شما بگونه ایی دیگر وحاددتر از کشورخودتان باشد واین را بدانید درکار وتجارت اگر ریسک کنی ونتیجه نگیری فقط ضرر مادی گریبانگیر شما خواهد بود ولی در مهاجرت صدها مشکل ومانع ناشناخته درانتظار شماست.

اگرافرادی را میبینی که رفتند درآنجا مال ومنال وثروت ورفاهی بدست آوردند فکرنکن اگرهمان اشخاص درکشورخود بودند بیچاره بودند چون تلاشگر هستند شاید دراینجا ثروت بیشتری داشتند که چون ثروتمند شدن درکشورهای پیشرفته قانون وقائده دارد وبه این آسانی که درکشورهای دیگر است نیست.


 
 
استعمار،استثمار،استکبارچیست ؟وچگونه میتوان با آن مبارزه کرد؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦
 

برای اینکه بتوانیم بهتر به تجزیه وتحلیل آن پرداخته وراهکارهای عملی ارائه دهیم ابتدا به تعریف علمی  ومفهوم عام آن میپردازیم:

استعمار: طلب آبادانی کردن ، دراصطلاح امروزه دولتهای قوی به بهانه آبادی وعمران بقصد استفاده از منابع ثروت آنها

استثمار:میوه چیدن ،کسی را بکارواداشتن واز حاصل رنج وزحمت اوسودوبهره بردن

استکبار:خودرا بزرگ پنداشتن ،تکبرکردن ،خودنمایی وگردنکشی کردن

آنچه از الفاظ فوق پیداست کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه بدلیل وجود عدم توازن وبرابری وانصاف در مبادلات تجاری ومعاملات با کشورهای پیشرفته الفاظ فوق را برای آنها بکارمیگیرند که دلیل اصلی آن را میتوان  ناشی از کلیه اقدامات سیاسی وفرهنگی واقتصادی کشورهای پیشرفته درجهت اطمینان از تامین منابع لازم وارزان  موردنیاز صنایع آنها ست که حتی درمواردی منجر شده که بصورت مستعمراتی با آنها برخوردنمایند وحتی حکومتهای دست نشانده ایجاد نمایند.

 این یک اصل کلی است که درمبادلات جهانی کشورهای پیشرفته نیازمند مواد اولیه وکانی های کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه میباشند ومتقابلا" این کشورها نیازمند تکنولوژی ومحصول نهایی کشورهای پیشرفته ودراین راستا اگر این معامله درراستای یک رابطه صحیح ومنطقی وادامه دار تعریف شده وجود داشته باشد همانند رابطه ایی که کشورهایی همچون چین وترکیه وکره وژاپن و... توانستند ایجاد کنند این رابطه استعماری نه تنها محسوس نخواهد بود بلکه میتواند بسیار دردستیابی به رشد وتوسعه موثر واقع شود یعنی بجای استثمارآنها بتوان آنها را استثمار(میوه آنها را چید) کرد.

بنابراین این رابطه میتواند دوطرفه باشد وکافی است درسیاستها وروابط بجای تضاد ،تدبیر داشت چرا که این یک اصل مهم است که درمبادله وتجارت ورابطه دوطرفه همه درابتدا به نفع خود میاندیشند وتلاش دارند که دراین بین بیشترمنتفیع گردند.

درطول سالیان دراز بدلیل اینکه منابع درجهان به نسبت مساوی دراختیارهمه کشورها نیست وبرخی کشورها از منابع سرشار معدنی وطبیعی برخوردارند که همین موضوع منجرشده تا مورد توجه کشورهای پیشرفته باشند وبدلیل فاصله زیاد علمی وتکنولوژی وبرتری نظامی برخی کشورهای پیشرفته همانند شوروی ،انگلیس ،آمریکا...وعدم وجود روابط تعریف شده درجهت تبادل معاملاتی آنها را به اتخاذ شیوه های نظامی وسیاسی وفرهنگی وایجاد یک نوع وابستگی  دائمی ترغیب مینماید همین امر باعث شده تا درطول سالیان دراز کشورهای مختلفی را تحت سیطره خود داشته باشند که تعدادی بصورت مستعمره وتعدادی بصورت  نفوذ سیاسی ومابقی نیز با ایجاد وابستگی اقتصادی تا بتوانند نسبت به تامین مواد اولیه ومنابع لازم مطمئن باشند البته این مسئله چیز جدیدی نیست و درذات قدرت ورشد وتوسعه است بطوری که حتی درآن دوران که قدرتی جزایران وروم وجود نداشت آنها نیز به نوعی همین ماهیت استکباری واستعماری واستثماری را درخود داشتند.

 آنچه دراینجا مهم است این است که اگر میبینیم که استکبارواستعمارواستثماری وجود دارد باید ازیک دیدگاه بپذیریم که این درذات قدرت اقتصادی ورشد وتوسعه وجود دارد واگر دقت کنیم همین ایجاد نفوذ واستکباری را هرکشوری درموقعیت خودش نسبت به ممالک ضعیف تر از خود رادارد ودرصدد سلطه ونفوذ وایجاد رابطه اینچنینی با آنها رادارد همانند یک  زنجیره غذایی میماند که درمسیر رشد وتوسعه بالاجبار ایجاد میشود.

حال برای اینکه ما دراین بین بتوانیم هم به رشد وتوسعه ادامه داده وخود قربانی وگرفتار این پدیده نباشیم راه چاره نه فرار از این پدیده است ونه مبارزه واعلام نبرد بلکه تلاش درجهت  ایجاد رابطه تجاری واقتصادی درنهایت تدبیر واندیشه بطوری که کمترین مشکلات اجتماعی وفرهنگی را بدنبال داشته باشد وتداوم بخش توسعه ورشد شکوفایی گردد .

قطع ارتباط کامل نه منطقی است ونه اصولی زیرا که دراین قطع ارتباط جز ظاهر امر اتفاق دیگری نمی افتد وما مجبوریم بجای تهیه وتامین تکنولوژی وکالاهای مورد نیاز را از طریق کشورهای دیگر بدست آوریم که درواقع بجای نجات از استثماردچاراستثمار مضاعف میگردد.

یکی از مهمترین اصل اینست که کشورهایی که بتازگی گام درتوسعه یافتگی گذاشتند همانند چین وکره وترکیه ... بدلیل رشد وتوسعه روزافزون آنها وافزایش تولید وفروش وهمچنین روابط نزدیک با کشورهای پیشرفته بسیار حریص تر وبا انگیزه تر از کشورهای پیشرفته درجهت استعمار واستثمار به منظورتامین نیازهای بی پایان صنایع وتکمیل پروژه ها وفعالیتها وبرنامه های توسعه خود میباشندلذا باید با آنها بسیارمحطاط وبا تردید بیشترعمل کرد تا گرفتار استثمارواستعمارمضاعف نشویم وبجای رشد وتوسعه با انحطاط وعقب ماندگی مواجهه نشویم.

 


 
 
شادی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥
 

شادی کجا تورفته ایی

بیا                    بیا

که من کنون کردم تورا

صدا                 صدا

      ..........

شادی چرا گسسته ایی

ازدل من ره بسته ایی

مرا باغم گذاشته ایی

زپیش من تورفته ایی

    ............

شادی بدان دلداده ات

دلسوخته وجان باخته ات

درسرزمین غم کنون

تنهای تنهامانده است

   ...............

شادی بیاب بیاب مرا

دستم بگیر،به پیش خودبکش مرا

که دردریای بی پایان غم

افتاده ام ،جان میدهم

    .................

شادی بیا بگو به من

برای که شده جفا

برای چه شکسته شد

عهدمیان ما دوتا

     ...............

شادی بشنو که چه ها کردی ورفتی

توشدی سنگ زدی شیشه عمرم بشکستی

توشدی همچو پرستو،

 کوچ سفر بستی ورفتی

       .................

آن موقع که من بچه بودم

با من همه جا رفتی و گشتی

چون قدم درره زندگی گذاشتم

تومرا درشط غم رها کردی ورفتی

    ................

آن موقع که بچه بودم

بامن همه جا رفتی وگشتی

چون قدم درره زندگی گذاشتم

تومرادرشط غم رهاکردی ورفتی

    ......................

اگرشادی چنین سودا کند

مرا ازغم چه امید

مرامردن به ازبودن بباید

که چون هرگز ندیدم بهره ایی

چه از شادی      چه ازغم


 
 
عظمت واقتدار بدون علم وتدبیر بدست نمیاید "تحلیل اقتصادی وصیت نامه داریوش بزرگ"
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
 

بابررسی حکومتها ی مقتدر قرون گذشته همچون ایران وروم میبینیم که حتی درآن دوران که بنظر میرسد شمشیر ورزم عامل اقتدارشان بوده ودرتاریخ از رستم وهرکول بعنوان قدرت وتوان آنها نام برده میشود ،میبینیم که حتی درآن دوران نیزنه شمشیر ورزم بلکه تدبیر وعلم وسیاستهای کلان اقتصادی و اجتماعی ورفاهی وسیاسی تنها رمز پایداری وتوسعه آنها وپذیرش حکومتهایشان توسط مستعمراتشان بوده نه قدرت رزم وشمشیر آنها .

 براحتی میتوان این موضوع را بررسی اسناد که مهمترین انهاوصیت نامه بجا مانده ازآنهاست که درزیر به تجزیه وتحلیل وصیت نامه داریوش کبیر میپردازیم:

وصیت نامه داریوش بزرگ


اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوقه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است."

همانگونه که میبینیم مسائل سیاسی واجتماعی واقتصادی با ظرافت تمام وبا دیدگاه کاملا" علمی ودرجهت منافع ملی ترسیم وبیان گردیده واین خود گویای اینست که بهیچ وجه عظمت واقتدار با زور وظلم وبی تدبیری بدست نمیاید بلکه شالوده واساس آن تدبیر وعلم وعدالت وانسان دوستی وتوام با سیاستهای کلان اقتصادی است.

             


 
 
افزایش تضاد جهانی به ضرر کشورهای جهان سوم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢
 

همانگونه که میبینیم هرچقدر تضاد جهانی واختلافات سیاسی وتضادهای بین المللی افزایش یابد بازنده اصلی درمرحله اول کشورهای جهان سوم میباشد ودرمرحله دوم کشورهای درحال توسعه میباشد که دلیل اصلی آن موارد زیر است:

1- کشورهای توسعه یافته بدلیل توسعه یافتگی دارای منابع وذخایر بالای طلا وارز میباشند که درصورت ایجاد بحران بین المللی نرخ آنها بشدت افزایش میابد وهمین منجر به افزایش ثروت وقدرت مالی آنها میشود.

2-کشورهای توسعه یافته در تولید وعرضه محصولات وچنگ افزارها وتکنولوزی های پیشرفته فعالیت میکنند وبا مصرف چنگ افزارهای کهنه وقدیمی وتلاش روزافزون کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه برای دستیابی به آنها به هربهایی منجر میشود تا درآمد ارزی آنها از محل افزایش فروش آنها بشدت افزایش یابد.

3-بدلیل توسعه یافتگی کشورهای توسعه یافته وبالا بودن رفاه اجتماعی واقتصادی آنها از یک تثبیت سیاسی خاصی برخوردارند وتضادها وجنگ ها واختلافات درکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه نمود پیدا میکند.

4-بدلیل فشارهای اقتصادی وسیاسی وضعف مالی دولتهای جهان سوم از رشد علمی وفرهنگی پایینی برخوردارند وهمین عامل منجرمیشود تا دیکتاتوری واختلاف سلیقه ها درکشورهای جهان سوم به راحتی رشد ونمو پیدا کرده وبستر لازم برای جنگ های داخلی وخارجی بوجود آید.

5-پایین بودن رفاه اجتماعی واقتصادی وبالا بود ن تبعیض ووجود دیکتاتوری منجربه بروز پدیده فرارمغزها دراین کشورهامیشود که یکی از مهمترین عامل تضعیف وعقب ماندگی این کشورها ورشد وتوسعه کشورهای پیشرفته با بکارگیری نیروهای آماده وارزان وبا کارایی بالای جوانان کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه میگردد.

بنابراین برعکس که کشورهای توسعه یافته بدنبال ثبات جهانی وایجاد سازمانها ودادگاههای بین المللی وراهکارهایی درجهت کاهش تضادهای بین المللی هستند دراینجا باید کشورهای جهان سوم بدنبال افزایش دوستی ورفع اختلافات ودوری از هررفتار وعملی که میتواند تضاد جهانی را افزایش بدهد باشند. 

دنیا بسان یک دهکده جهانی است وهمه درآن چه غنی وفقیر همچون همسایه هستند وهرگونه تضاد واختلاف درآن همچون دودی میماند که به چشم همه خواهد رفت واگر تضاد واختلاف ودرگیری درآن باشد ضعیف را ضعیف تر وغنی را غنی تر خواهد کرد. 


 
 
بازار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

بازار دراصطلاح عرفی به مرکز تجاری یک شهراطلاق میشود.

درواقع فعالیتهای تجار درزمینه خرید وفروش کالا در بازار جنبه عینی بخود پیدا میکند.بنابراین همه تولیدکنندگان وعرضه کنندگان کالا تلاش میکنند تا برای عرضه کالاهای خود عواملی دربازار داشته باشند.

بازاریان که درواقع همان تاجران اصلی وکهنه کارمیباشند مانده به کشور وشهر وحتی منطقه خلق وخو وروش های خاص خود را دارند،لذا برای ایجاد ارتباط وایجاد رابطه تجاری باید شناخت صحیحی از روحیات وسلایق آنها داشته باشیم وحتی اگر کسی علاقه به بازارای شدن وفعالیت تجاری وحضوردرمرکز بازار راداشته باشد باید سالها دربازار ودرکنار آنها فعالیت داشته وروشها وشیوه های خاص آنها را بیاموزد که این آموزش درهیچ دانشگاهی بشما منتقل نمیشود وبرای موفقیت درتجارت علاوه برتحصیلات وعلوم بازاریابی وبازرگانی، اصل مهم روشها وسنتها وسلایق مورد استفاده دربازار است که جز ازطریق حضورفیزیکی دربازار فراگیری آن ممکن نیست.

درکشور ما سلایق مختلف وجود دارد که از جمله مطرح ترین آنها که برای رسیدن به تجارت موفق لازم است شناخت کافی از شیوه های کاربردی نفوذ ومذاکره وانجام معامله داشته باشیم میتوان از تجار تهران ،تجار تبریزی ،تجاراصفهانی،تجارمشهدی،تجاریزدی ،تجارجنوبی(شامل شیراز وبندر وکرمان ...)بعنوان شاخص تاجران کشور باسلایق ویژه نام برد.

شاید بدلیل قدمت بازار ایران منجر گردیده تا شیوه ها وسلایق تاریخی دربازار ایران ومناطق مختلف حاکم باشد که همه مورد احترام ودارای آیین ها وروشهای تثبیت شده وموفقی در حیطه تجاری بازار میباشد.

بدلیل عدم وجود تحقیقات علمی ازشیوه های موجود دربازار وثبت آنهاوعدم ارتباط علمی وتجربی مناسب بین دانشگاه وبازارمنجرشده تا دانشگاهیان فقط به آموزش علم بازرگانی که توسط اندیشمندان آن (که درکل تجارب وعلوم اندیشمندان غربی است)مطرح است پرداخته وشناخت صحیحی از بازار ایران نداشته وندارند، لذا پیاده سازی آن شیوه ها با سنت وشیوه های عملی موجود دربین بازاریان ایران که خود مدعی برتری شیو های سنتی برعلم وتئوریهای موجود میباشند براحتی میسر نباشد وهمین عامل منجر شده تا بخش اعظم تجارت ایران دراختیار بازاریان قدیمی وسنتی باشد وهرکسی حتی با اتکاء به علوم روز بازرگانی روز قادر به نفوذ وفعالیت درآن نباشد.

 عوامل فوق منجر شده تا روابط تجاری ایران با خارج بیشتر یک طرفه بوده(واردات)که علت اصلی آن به دلیل  عدم اطلاع بازاریان سنتی از تجارت بین الملل برمیگردد ومحطاط بودن وعدم همخوانی شیوه های تجاری آنها با شیوه های علمی بازرگانی وعدم اطلاع صحیح مشتریان خارجی از سلایق وروشهای تجاربازارایران امرصادرات را بسیار تضعیف نموده ودرمواردی هم که صورت میگیرد مستقیما" ازطریق شرکتهای تولید کننده میباشد وعدم وجود واسطه تجاری منجرشده تا مذاکرات تجاری تولیدکنندگان به نحو خوبی انجام نشده وازاین معاملات سود مناسبی بدست نیاورند وادامه دارنباشد.

وجودواسطه تجاری درهرمعامله بنام تاجریابازاری نه تنها لازم بلکه ضروری است تا بتواند مسیررامطمئن ومذاکره را سودمند ومناسب بطوری که تداوم تجارت تضمین شده باشد نهایی نماید.

تاجر موفق درواقع سیاست مداری موفق ومدیری توانمند وفرماندهی شجاع وانسانی پرتلاش واقتصاددانی قابل وحسابداری دقیق است .همین خصوصیات وقابلیت های یک تاجر منجرشده که درهر مسئولیتی حتی از نماینده مجلس گرفته تا ریس جمهور درتمام دنیا موفق عمل نماید وبالعکس هیجکس درهرمسئولیت وسمتی نمیتواند برود وتاجرموفقی شود.

شاید به جرات بتوان گفت که اگر مطالعات وتحقیقات علمی خوبی دررابطه با شیوه ها وروشهای سنتی بازار ایران بدلیل قدمت ووسعت آن میشد ،شاید بسیاری از اصول بازاریابی میتوانست الگو گرفته از بازار ایران باشد که در تایید این موضوع میتوان به حضوربسیاری از تاجران موفق ایرانی ازبطن بازاریان ایران ویا شاگردان وفرزندان آنها دربازار های جهانی اشاره کرد که خودنشانگر توانمندی این سیستم سنتی موجود دربازار ایران وبرتری آن برشیوه های خارجی میباشد.

 بدلیل تنوع سلایق وشیوه های عملکردی بازارهای موجود درایران همانند شیوه های رفتاری ومذاکره ایی مختلف دربین تجارتهرانی یا تبریزی واصفهانی ومشهدی ویزدی ... لذا همین عامل منجرشده تا تاجران مستقر دربازار تهران به یک قابلیت وتوانمندی بالایی در روانشناسی وروانکاوی مشتریان ونحوه برخورد با مشتریان مختلف دست پیدا کنند.

عدم شناخت بازار ایران توسط فروشندگان وتجارکشورهای دیگرمنجرشده تا ارتباط آنها با بازار ایران محدود به تعداد تاجران انگشت شماری باشد که با آنها ارتباط دارند ودرصورت قطع ارتباط آنها با تاجررابط به هرعلت کل روابط تجاری آنها با کشورما قطع میشود ودرسالهای اخیربسیاری از تاجران چینی وترکیه ایی وهندی برای رفع این نقیصه مهم اقدام به حضورفیزیکی درایران نموده ودفاتر تجاری درمرکز بازار ایران تاسیس نموده اند ولی بدلیل عدم شناخت صحیح از وجود فرهنگ ها وسنت ها وشیوه های مختلف دربین تجارمناطق مختلف ایران فقط توانسته اند دریک سطح پایین ادامه فعالیت دهند .

تجار وفروشندگان خارجی(تولیدکنندگانی که سعی دارند ارتباط مستقیم با تاجران وبازار ومشتریان ایرانی برقرارکنند)استراتژیهای علمی مختلفی را بکارمیگیرند که مهمترین آنها استراتژی قیمت میباشد هرچنداین استراتژی درگام اول جواب میدهد ولی درادامه شکست میخورد.

 بسیاری نیز پی برده اند که استراتژی محصول(مباحث مربوط به تعریف استراتژی ها را قبلا" دروبلاگ گذاشته ام میتوانید مطالعه کنید)بهتر وماندگارتراست ولی بدلیل وابستگی کامل آن به ایجاد ارتباط با تاجرایرانی موفق عمل نکرده است.

تاجرایرانی به سنت وبدون اطلاع ازمباحث بازرگانی علمی که دردانشگاهها تدریس میشود بخوبی میداند که استراتژی قیمت ومحصول وتبلیغات پیش بردی ومکان وعرضه محصول وحتی چندین پارامتر دیگر موثر درعملیات بازرگانی را چطور وچگونه وکی وبرای چه کسی استفاده نماید وایکاش دانشگاههای ما کاربردی تر میشد وما نیز میتوانستیم برای آموزش استادان ودانشجویان از شیوه های عملی وسنتی موجود از بازاریان بهره گیریم واین شیوه سنتی موجود وقدرتمند را تدریس میکردیم .مطالعاتی نیز درجهت بومی سازی علوم بازرگانی روز وانتقال آن به بازاریان درجهت توسعه صادرات وواردات وتوانمندی بین المللی آنها صورت میگرفت.


 
 
نه گذشته را میتوان رد کرد نه آینده رامیتوان با رویا ساخت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

نمیدانم چرا برخی از مدیران وتصمیم گیران ما بجای جوابگویی به برنامه ها واهداف ومسئولیتهای اجرایی که برای ساختن وبهبود وضعیت حال مردم دراختیاردارند وازآن محل حقوق دریافت میکنند یا به مباحثی میروند که دررد سابقه تاریخی کشور وزیر سوال بردن آن هستند ویا درآینده ایی سیر میکنند که برای کسی قابل لمس نیست ووعده ووعید بیشمارمیدهند.

متاسفانه همین عامل منجرگردیده تا کشورهای ضعیف همسایه نیز دراقتصاد وسازندگی از ما پیشی بگیرند .

 من نمیدانم اگردرگذشتگان ما افرادی بوده اند که آوازه وشهرتشان جهانیان را دربهت وحیرت فرومیبرده ویا سرزمین ما یکی از بزرگترین وغنی ترین وقدرتمندترین سرزمینهای دنیا بوده بطوری که جزایران ورم  قدرت دیگری نبوده این افتخاراست یا مایع سرافکندگی!

دولت قدرتمند داشتن درگذشته وحال ازنظر سیاسی اقتصادی ونظامی غیره درواقع نشانه بهره گیری از اندیشمندان وصاحبان فکر وعقیده وبالا بودن رفاه اجتماعی واقتصادی وقدرت مردم آن سرزمین است وهمچنین اتحاد وهمدلی.

بسیاری از دولتها وکشورها حتی با افسانه وداستان نیز شده بدنبال پیدا کردن وایجاد دولتمردان وپهلوانان وپادشاهانی هستندهرچند غیرواقعی  تا بگویند که ما نیز دیرینه حکومت مدون وفرهنک  واندیشه ومدیران ومتفکران وافراد تاثیر گذار هستیم همان گونه که کره جنوبی وچین با ساختن سریالهای افسانه ایی مختلف همانند جومونگ غیره بدنبال این اهداف هستند تا مردمانشان بیش از پیش وبا اعتماد به نفس بیشتر به تلاش وکوشش پردازند وخودرانژاد برتربدانندوجالب اینکه مابدنبال محکومیت گذشته وترد آنها هستیم!!.

افسوس که با وجود تاریخ چندین هزارساله تمدن ایرانی وهزارن هزار دانشمندان بنام همچون ابو علی سینا وزکریای رازی ...وپادشاهان مقتدر همچون کوروش وداریوش ...پهلوانان بنام همچون رستم واسفندیار...وشاعران بزرگ همچون فردوسی وسعدی ...که گوشه ایی از این سابقه وتمدن بزرگ ایرانی است واگر مطالعه وتحقیق درست بعمل آید شاید کتاب چند هزارصفحه ایی نیزکافی برای نوشتن از نام آوران وقهرمانان واندیشمندان وپادشاهان قدرتمندی که توانسته بودند عظمت ایران وایارنی را برجهان بنمایانند نباشد وجالب اینکه تنها کسی که از این نوشتن هراس دارد خود ماهستیم نه بیگانگان!

من نمیدانم که بجای تلاش وفعالیت صادقانه وبهبود معیشت مردم وترقی وتوسعه ملی چرا سرگرم تخریب گذشته ایم گذشته ایی که خود نیز ازآنیم مگر فرزند ایران نباشیم!همانند چوب بری میمانیم که شاخه ایی را میبرد که خود برروی آن نشسته است ومطمئنن خود نیز باشاخه سقوط خواهد کرد!

بجای اینکه بگوییم ما فرزند اجداد خود هستیم ومابزرگیم چون آنها بزرگ بودند میگوییم آنها گوچک هستند وبد ومابزرگ هستیم وخوب!!!

 هرگز هیچ کوچکی با گفتن بزرگ نشده وهیچ بزرگی نیز با تخریب کوچک وبالعکس بزرگی وکوچکی را با عمل میتوان اثبات کرد ونام وآوازه را در تاریخ ثبت کرد .

 هرچند درگذشته داشتن حکومتی قدرتمند ومتحدو اندیشمندراجز باشمشیر نمتوانستند توسعه دهند وبردیگران بنمایانند ولی امروزه به راحتی میتوان از طریق  برآورد دقیق آمار وارقام موجود وضعیت اقتصادی (رکود وتورم ونرخ بیکاری  وخط فقروتولید ملی ونرخ برابری ارز...)واجتماعی (آموزش وتعلیم وفساد وفقرواعتیادو...)نظامی وسیاسی و... جایگاه یک کشوررا دربین کشورهای دیگر ارزیابی کرد ولزومی به شعار واغراق و....نیست وآنچه میماند افتخارات گذشته است که خود سرمایه وپشتوانه ایی برای ماست که بدانیم اگرگذشتگانمان دردنیابرترین بوده اند مانیز میتوانیم.


 
 
چگونه میتوان تاجر شد؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٥
 

شاید کمترکسی را پیدا میکنی که از لفظ تاجر وتاجرشدن خوشش نیاید.

درجامعه ودرمباحثات روزانه وقتی که میخواهیم به یک فرد ثروتمند وموفق اشاره ایی داشته باشیم میگوییم فلانی تاجر است.

 حتی عنوان های علمی همانند مهندس ودکترو.... ویا عنوان های اداری همانند مدیر ورییس و... ویا عنوان های نظامی همانند سرهنگ وتیمسار.... نیز هیچ وقت نتوانستند درمقابل عنوان تاجر قدعلم کنند وآنها نیز دوست دارند که کسی بگوید شما دکتر تاجری هستی و...

 حال برای اینکه بیشتربدانیم تاجرکیست وراه تاجر شدن چیست بناچار باید تعریف تاجررابدانیم:

تاجر طبق ماده ۱ قانون تجارت «کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد و چون معاملات تجارتی عرفا خرید و فروش به قصد انتفاع است بنابر این کلیه اشخاصی که مبادرت به خرید و فروش یا اجاره اموال منقول می‌نمایند تاجر شناخته می‌شوند.».

 بنابراین تاجر درواقع معاملات تجاری انجام میدهد وهرچند ازمغازه دارمعمولی گرفته تا صاحب یک شرکت بزرگ تجاری که با کشتی باروارد وعرضه مینماید دراین تعریف تاجر نامیده میشود ولی برای استنباط صحیح ودرست از تاجر اصلی که درعرف همه غبطه اورا میخورند را دراینجا تعریف درستی بعمل میاوریم.

 تاجر اصلی :یعنی آنکسی که همه دوست دارند به جایگاه او برسند شامل همه نبوده وحتی بسیاری از بازاریان ومغازه داران نیز سالها تلاش وکوشش میکنند تا شاید روزی تاجراصلی باشند بنابراین تاجراصلی کسی است که برای خود اسم ورسمی دارد وحتی محصولی که عرضه میکند نیز برند تعریف شده ایی دارد .

البته دریک سطح معمول ودرعرف پخش کنندگان وعمده فروشان وبنکداران نیز بدلیل فعالیت دریک سطح مطلوب وداشتن مشتری ونماینده فروش نوعی تاجر محسوب میشود ودرواقع فاز گذربه تاجرشدن را طی نموده اند.

آنچه از توضیحات فوق برمیاید اینست که برای تاجرشدن گذری لازم است وتجربه ایی که اولین گام آن حضور دربازار که بصورت فعالیت تجاری ازیک گوشه بازار ویا یک مغازه معمولی شروع میشود.

دراین گذرباید تجارب وسختی های زیادی را تجربه کنی که ازمهمترین این تجارب بدست آوردن شناخت وتجربه لازم درتامین  محصول(کیفیت وخرید) و عرضه محصول (مکان وفروش)جوابگویی به مشتریان(خدمات پس ازفروش) شناخت رقبا وبسته بندی کالا...

که بدست آوردن این تجارب "کارهربزنیست خرمن کوفتن   گاو نرمیخواهدومردکهن"سختی ها مشقات مخصوص بخود را دارد ویک روحیه وخصایص خاصی را میطلبد بطوری که برخی ها میگویند من به بازار علاقه دارم خود این موضوع بسیارمهم است که بی علاقه نمیتوان دراین راه وارد شد.

بسیاری فکرمیکنند خرید وفروش (معامله تجاری )انجام دادن سهل وآسان است ولی نمیدانند که تخصصی لازم دارد که شاید از هرکارفنی پیچیده تر وسخت تر است البته اگر بخواهی تاجر واقعی شوی ودرعالم تجارت اسم ورسمی داشته باشی.

 تاجرموفق شدن به میدان رقابت سنگینی میماند همانند اینکه دریک مسابقه دو ماراتن که درآن همه مردم شرکت کردند شرکت کردی ومیخواهی جزو 100نفراول شوی .

خیلی ها درک صحیحی از بازار وتجارت نداشته وتوضیح وتفسیرهای خاصی دارند همانند اینکه دروغ نگویی تاجرنمیشی یا گرانفروشی وبی رحم نباشی نتیجه نمیگیری .... همه همه ازعدم درک صحیح تجارت و خصلت تاجری است.

صداقت وشناخت صحیح از بازار وانسانیت وانصاف وهرکارنیکی که درزندگی انسان مفید است درتجارت اصل است وتاجربنام مطمئنا" انسان محترمی نیز هست که همین مورد خود برتری این شغل را برمشاغل دیگر ایجاد نموده است.

تنها موردی که امروزه باید درتجارت وتاجرشدن باید دقت نموده وتوجه داشته باشیم اینست که روشهای سنتی وعامیانه درجوامع صنعتی جای خود را به اصول علمی بازرگانی داده اند وامروزه هرکس به اطلاعات علمی وشیوه های علمی آگاه تر باشد موفق تر خواهد بود.

من دراینجا برخی از مواردی را که میتواند مارا درصعود به قله تجارت ورسیدن به مقام تاجری کمک نماید اشاره مینمایم:

1- داشتن علم وآگاهی لازم از شیوه های نوین تجاری واصول تجارت

2-شناخت لازم از شیوه های سنتی موجود ودیگاه عمیانه به تجربه ویا به تحقیق ومطالعه صحیح

3-شناخت صحیح ازدیدگاه ونیازمشتری ومحصول قابل ارائه

4-شناخت ازاصول علمی نگهداری عملیات تجاری واز شیوه های سنتی رایج

5-شناخت از وضعیت وموقعیت رقبا ونحوه عمل وفعالیت آنها

6-بکارگیری صحیح وبموقع استراتژی های بازرگانی ازقبیل استراتژی قیمت ،محصول،تبلیغات پیش بردی،مکان وعرضه

7-دانستن قدرموقعیتها ومنابع واستفاده بجا وصحیح ازآنها

8-کنترل ونظارت صحیح بردریافتها وپرداختها وانجام بموقع تعهدات

9-احترام به مشتری وتامین وجوابگویی بموقع وصحیح

10-استخدام وبکارگیری پرسنل مطمئن ومناسب


 
 
چگونه میتوان ثروتمند شد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

شاید بعنوان یک مشاور بیشتری سوالی که از من میشود اینست که چگونه میتوان پولدارشد؟

 کارمند،کاسب ،کارگر،مدیر،زن ومرد....همه همه درهرشغل وجایگاهی این سوال را دارند. بشر طوری خلق شده هیچ وقت قانع به وضع موجود نیست وهمیشه ناراضی وبفکرپیشرفت وترقی است شاید همین طرز فکر ورفتار ویژه انسان است که منجر به اینهمه ابداع واختراع و پیشرفت وترقی شده بنابراین نه تنها این فکر مضر نیست بلکه مفید نیز هست ولی به چه بهایی وچگونه؟

 انسان همه خواسته ها وتلاشش برای رفاه خود وخانواده اش است وهرانسانی میگوید اگر به آن برسم خوشبختم وثروتمند.

 البته خواسته های انسانی پایانی ندارد وبه این خاطر شما کسی را پیدا نمیکنید که به انتها رسیده باشد وبگوید مال اندوزی وکسب شهرت وثروت دیگر بس است.

 بنابراین میتوانیم بگوییم ثروت وخوشبختی نسبی است.

حال من درمشاوره هایم به آنها که میگویند چگونه میتوانم ثروتمند شوم وخوشبخت میگویم که آسایش ورفاه نسبی است وشما میتوانید با تعریف درست وبجا درهرمقطع وموقعیتی به نسبتی از آن برسیدوفکرنکنید هرچقدر ثروت شما بیشترمیشود ممکن است بدلیل عدم توجه به پارامترهای دیگر زندگی وتلاش شبانه روزی وعدم اختصاص وقت کافی به خانواده واستراحت وتفریح بجا ممکن است با هرواحد پول وثروتی که بدست میاورید به همان اندازه نیز از خوشبختی ورفاه دورمیشوید بدون اینکه متوجه باشید.

 برای مثال خانواده ایی را درنظر بگیرید که سرپناهی دارد ولی  توان خرید ماشین را ندارد وتمام آرزو خواسته او خرید یک ماشین مدل پایین ومعمولی است واگر بپرسی میگوید زندگی بدی ندارم واگر ماشین را هم بخرم خوشبختم تلاش میکند وپس انداز بالاخره ماشین مدل پایینی میخرد بعد از چند ماه دوباره وشاید بدتر وناراضی ترازقبل درآرزوی خرید ماشین مدل بالاتر وبهتر است درواقع این سیر همینطورتا بی نهایت ادامه دارد.

 ثروت وخوشبختی یک طرز تفکر ونگاه صحیح به زندگی است وچگونگی اقتصادی زیستن "حداکثر استفاده از منابع محدود" وشادزیستن

یکی از مهمترین واساسی ترین آنها برنامه ریزی و تعلیم وتربیت صحیح فرزندان است وداشتن خانواده ایی متحد وبا محبت وفکور که چون هیچ ثروتی به آن نمیرسد وهرچه مال ومنال درجوانی بیاندوزی که درپیری بدردت بخورد دردستان فرزند نابخرد وهوس باز به یک روز نیز دوام نیاورد ولی فرزند وخانواده خوب تورا خ.شبخت وشاد وثروتمند میکند.


 
 
پارسا (پیشنهاد تحلیلی برای پول ملی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠
 

این واقعیت که بدلیل عدم توجه به واقعیتهای اقتصادی وسعی درکتمان آنها وبکارگماردن متخصصان بانکی برراس بانک مرکزی که از مهمترین مراکز تصمیم گیری اقتصادی بشمارمیرود بجای اندیشمندان اقتصادی ،مدیران بانکی  با تفکرات بانکی بجای دانش اقتصادی به مدیریت آن پرداختند منجر گردید که بجای مواجهه با حذف وتغییر یک رقم از واحد پولی به حذف چهار رقم برسیم که درنوع خود جای بسی تاسف داشته وحاکی از تحمیل تورم ها واوضاع سخت اقتصادی به مردم بوده است.

 اصولا" اقتصاددانان درتصمیمات اقتصادی وپولی بسیارمحطاطانه عمل نموده وسعی میکنند تورم ورکود را کاملا" عینی ودقیق محاسبه واعلام کنند تا بتوانند درصورت نیاز استراتژی پولی لازم(کاهش یا افزایش حجم پول درگردش)آن را کنترل تا از تضعیف پول کشور جلوگیری بعمل آورند وبالعکس مسئولان بانکی وکارشناسان غیر اقتصادی سعی میکنند تورم ورکود را آنگونه که دولتمردان خوششان بیاید اعلام کرده وحجم پول را نیز براحتی همانند بانک بازی داده  واطلاعی از  عواقب اقتصادی آن ندارند یا متوجه نیستند ،بهرحال این مسائل منجرگردید تا بیکباره باوضعیت اسفباری مبنی برکاهش ارزش پولی کشور تاچهاررقم مواجهه شدیم!

یکی از مهمترین مسائلی که اقتصاددانان درتصمیمات پولی علاوه برمحاسبات اقتصادی لازم وبا درنظرگرفتن وضعیت تورم یا رکودی جامعه وشرایط زمان ومکان توجه مینمایند اثرات روانی تصمیمات است که میتواند تاثیر بسزایی درنتیجه تصمیمات اتخاذی داشته باشد.

 برای مثال فرض کنید که اقتصاددانان برای کنترل ویا پایین آوردن نرخ تورم میخواهند حجم پول درگردش را کاهش دهند که مردم احاس میکنند که شاید جنگ ویا خشکسالی درراه است همین جوروانی ممکن است بیش از 100درصد درنرخ تورم اثر گذارباشد.

کاهش صفرپول نیزاثرات روانی زیادی بدنبال دارد که میتواند اثرات تورمی زیادی را بدنبال داشته باشد وهمچنین اگر تعیین میزان کاهش ارزش پول دقیق صورت نگیرد وما بیش از آن مقداری کاهش بدیم که هنوز اتفاق نیافتاده درواقع خودبخود به کاهش ارزش پول کمک کردیم همانند اینکه اگراحساس کنیم کرایه خودرو که 1000ریال میباشد باید 3000ریال باشد ولی اگر محاسبات دقیق صورت میگرفت 2000ریال تعیین میشد درواقع خود به افزایش تورم جامعه بیش ازواقعیت کمک کردیم.

 پیشنهادعملی:

 با توجه به توضیحات فوق بهترین راه این بود که درگذشته با اتخاذ سیاستهای پولی صحیح جلوی این کاهش ارزش گرفته میشد ودرصورتی که ناچارمیشدیم یک واحد یا حداکثر 10واحد کاهش میدادیم حال که احساس میشود تا چهاررقم کاهش داده شود درصورت اثبات(برطبق تحلیل اقتصادی)عملا" لزومی به کاهش چهاررقمی نخواهد بود وتا سه رقم کافی بوده ومیتوان یک رقم نیز با اتخاذ استراتژی های صحیح به ارزش پول اضافه نمود.

 برای اینکه جوروانی نتواند تاثیر مخرب زیادی برتصمیمات اقتصادی نداشته باشد دراینجا لازم نیست ریال ویا تومان را حذف کنیم بلکه همانگونه که قبلا" وبی برنامه بانک مرکزی به چاپ نشر چک پول های مختلف میکرد ویاخارج میکرد(همین تصمیمات واقدامات سلیقه ایی بانک مرکزی یکی از مهمترین عامل کاهش ارزش پولی کشوربود)"پارسا" نیز به چرخه پولی کشوراضافه شود وهر پارسا معادل1000ریال ویا 100تومان باشد ،این اقدام نه تنها جو روانی ایجاد نمیکند بلکه روند فعالیت پولی گذشته رانیز بیکباره مختل ویا تغییر نمیدهد ودرطول زمان خودبخود جایکزین اصلی شده ودرصورت نیاز وافزایش ارزش پولی کشور تومان وریال نیز بنوبه خودمورداستفاده خواهند گرفت. 


 
 
نظرسنجی ازمردم برای حذف چند(چهار)صفرازواحدپول کشور!!؟!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

جالب است ودرکشورمان با شیوه هایی مواجه میشویم که دردنیا بی نظیر است!

نمیدانم از بسیار مردمی بودن دولت حکایت دارد ویا سیاسی بودنش!چگونه ممکن است بسیاری از مسائلی که نیاز به نظر کارشناسان واندیشمندان ندارد وبا زندگی روزمره مردم درارتباط است ازمردم نظر سنجی بعمل نمی آید ولی حذف وتغییر واحد پولی کشور که میزان ومقدار آن بدلیل عدم توجه دولت به واقعیتهای اقتصادی وعدم پذیرش تورم های ناشی از تصمیمات اشتباه اقتصادی به جامعه تحمیل ومنجر به کاهش ارزش پول رایج کشور گردیده وهم اکنون نیاز به محاسبات وتحلیل عمیق اندیشمندان اقتصادی دارد تا بتواند کاملا" دقیق تعیین ومنجر به تاثیرات منفی زیاد درجامعه وتحمیل بدبختی بیشتر به مردم نگردد بجای تحلیل علمی نظر سنجی میگردد!!!

شما دریک تحلیل ساده میتوانید به عمق تاثیر حذف چهارصفر از واحد پولی پی برده واثرات مخربی که درصورت عدم مطالعه جامع میتواند ایجاد کند پی ببرید

الف)فرض کنید کالایی بقیمت 200 ریال یا کرایه خط اتوبوس3000ریال میباشد درواقع با حذف چهارصفر اولین واحد پولی شما 10000ریال(1واحد) خواهد بود ومطمئنا" بسیاری از موارد مشابه بسرعت تغییر واحد داده وقیمت یک واحد جدیدراخواهند گرفت که یک افزایش بیش از 300درصدی را دربسیاری ازکالاها مواجه خواهید شد.

ب)یک شخصی را درنظر بگیرید که000/000/100ریال سرمایه نقدی دارد وبیکباره سرمایه او به 000/10واحد کاهش پیدا میکند وبدلیل تاثیر روانی وهمچنین توضیح بند الف قدرت خرید وسرمایه بسرعت کاهش یافته ودرواقع تورم وخط فقر نیز افزایش میابد ویکی از تاثیرات اصلی آن متوجه کارمندان ومشاغلی خواهد بود که حقوق ثابت میگیرند  .

ج)شخصی را درنظر بگیرید که هنگام تغییرواحدپول دربانک سپرده دارد وشخصی نیز کالایی را که قیمتهای آن زیر واحد پول جدید است خریداری درانبار نگهداری نموده درواقع درواحد پول جدید شخص اول با یک کاهش تعداد واحد پول ا10000واحدی روبرو وشخص دوم نیز با یک افزایش سرمایه بدلیل تغییر در واحد پول ونرخ محصول روبرو خواهد شد.

هرچند مثال های فوق از مسائل ساده وعینی بوده ولی میبینیم چگونه درصورت اجرا آن بخش ناچیزی بسیار ثروتمند وبخش زیادی از مردم فقیرتر خواهند شد.

حال از نظر اقتصادی سوال اینست چگونه باید عمل کرد ویا اینکه باید وضعیت فعلی را ادامه داد؟

مشخصا" ومتاسفانه بدلیل تصمیمات واستراتژی ها ی اشتباه اقتصادی وبی اعتنایی به واقیتهای اقتصادی جامعه از قبیل عدم اعلام صحیح تورم موجود درجامعه واتخاذ تصمیمات نادرست از قبیل افزایش حقوق ودستمزد بررسی نشده وغیره منجر گردیده تا درواقعیت ارزش واحد پول کشور بیش از آنچه باید تنزل یابد والان چاره ایی جز تعدیل واحد پول کشور نداریم ولی این تعدیل باید بسیار سنجیده ومحاسبه شده باشد.که حداقل درتوان همین تیم اقتصادی دولت که مسبب اصلی این وضعیت میباشند نیست.

 درحالت عادی وروند صحیح اقتصادی یک کشوری مثل ایران تغییر بایستی بموقع واز ریال به تومان صورت میگرفت یعنی یک صفر تا عموم مردم بیش از حد متضرر نمیشد ولی دروضعیت کنونی که احساس میشود با تعدیل یک صفر نمیتوان به مبنای صحیحی دست یافت باید بسیارمحطاطانه وبا ارزیابی علمی اندیشمندان اقتصادی واثرات احتمالی آن به دوصفر ویا بیشتر توجه نمود نه اینکه بسیار ساده لوحانه وعامیانه وبا توجه به این موضوع که اگر دلاربیش از 10000ریال است برای برابری ارزش دلار وواحد پول کشور باید چهار صفر حذف گردد!

 برای اطلاع از تضعیف واحد پول کشور واثرات زیانبار آن برسرمایه ورفاه عمومی جامعه مثال دیگری را ذکر میکنم :

شما چهار دهه قبل را درنظر بگیرید که هر دلار معادل70ریال بود وبرفرض شخصی با سرمایه 000/000/70ریال درآن ایام به خارج رفته وپول خود را به دلار تبدیل کرده وشخص دیگری نیز ریال خود را دربانک پس انداز کرده ،شخصی که به خارج رفته یعنی صاحب 000/000/1دلار شده وحال امروز میخواهد به کشور برگردد صاحب سرمایه ایی معادل 000/000/1*11800ریال=000/000/800/11ریال است درصورتی که شخص دوم که دربانک پس انداز کرده اگر درخوشبینانه ترین حالت دربهترین بانکهای خصوصی موجود که اعلام میکنند هر5سال سرمایه شما دوبرابر میشود بنابراین دردوره پنچ ساله دوم 000/000/140ریال وهمینطور پنچ دوره بعد000/000/250/2سرمایه خواهد داشت (فرمول اصلی i+1بتوان nمیباشد).

بهرحال حذف چهارصفر بدون بررسی تحلیلی لازم وهمچنین اثرات احتمالی آن برروی کالاهای مختلف واتخاذ کنترلها وسیاستهای مناسب منجر میگردد مه بیکباره با یک افزایش عمومی قیمتها برای سازگاری قیمت کالا با واحد پول جدید(تورم پنهان وکاهش قدرت خرید مردم وکاهش سرمایه آنها)مواجهه شویم واگر این تورم افسارگریخته باشد ممکن است پس از مدت کوتاهی براحتی با برابر 1دلار =1.8 ویا 2واحد پولی جدیدمان باشیم که درواقع با پول قبلی میشود18000ریال ویا 000/20ریال که اثرات مخرب زیادی را بدنبال خواهد داشت وآنهایی که  خرید دلاری خود رااز محل فروش ریالی تامین میکنند بیکباره بسیار متضرر خواهند شد وورشکستگان زیادی را بوجود خواهد آورد وتوان کشور درمقابل ارزهای خارجی بشدت پایین آمده کشورهای توسعه یافته که از ارز قدرتمند برخوردارهستند توانشان بیکباره درمقابل ما چندبرابر خواهد شد.


 
 
گفته بودم که بگویم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸
 

گفتنی ها راباید گفت

 دیدگان راازبدیها شست

شیشه را بشکن

اگرتشنه ایی راآب بایدداد

قفس راباید گشود

  اگربلبلی درآن محبوس گشته

گفته بودم که بگویم

 ازنگاه کودکی گریان

      اززبان مادری تنها

        ازدل مردی خسته

ازجداییها

   ازپلیدیها

     ازدروغ وتزویرها

ازآن شاخه گلی زیبا

 که دربوستان اندیشه نقش بسته

ازشمعی  که روشن گشته

  دردل ظلمت شب

ازشکستن قلم ها

 که جوهرش زخون بود

ازشب تیره تار

 دردشت خشک  ،پرازخار

آنجا که پروانه   ایی

 درتارانکبوتی  به انتظار مرگ است

آهوی بادپایی

 رها شد ازدست شیرافتاده چنگ شغال

ازشب پرستاره

 آن ابرتیره ایی که بسته جلوی ماه را

ازآه مظلومان

هرگزنماند بپا پرچم ظالمان را

  

 

 

 


 
 
نفت و توسعه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

یکی از مهمترین واصلی ترین راههای توسعه ویا بهتربگویم گذر از توسعه نیافتگی ایجاد بسترلازم ازنظر ساختارهای اجتماعی وفرهنگی ومهمتر از آن دربخش اقتصادی ایجاد زیرساختهای اقتصادی لازم ودراصطلاح ایجاد صنایع مادر میباشد.

امروزه کشورها چه بخواهند ونخواهند وحتی بیش از آنچه باید ایجادشود رشد وآگاهی فرهنگی واجتماعی بدلیل ارتباط دائم ونزدیک ملل مختلف ازطریق اینترنت وماهواره ویا بشکل توریسم ایجاد میشود که هرچند بسیاری از کشورها این رشد را بدلیل از بین بردن زیرساختها وعقاید وسنن داخلی بسیار مضر میدانند ولی واقعیتی است که چه بخواهیم ونخواهیم اتفاق میافتدوباید بپذیریم.

بدلیل رشد وتوسعه وسایل ارتباط جمعی همانند اینترنت وماهواره تغییرات فرهنگی واجتماعی کشورهای جهان سوم بسیار سریعتر از تغییرات ورشد اقتصادی آنها صورت میگیرد وهمین عامل یکی از عوامل اصلی فرارمغزها وخودباختگی فرهنگی است که خود دلیل اصلی رشدبیشتروتداوم قدرت اقتصادی کشورهای پیشرفته بدلیل بهره گیری از اندیشمندان وروشنفکران کشورهای جهان سوم میباشد وعقب افتادگی کشورهای جهان سوم نیزبدلیل عدم برنامه ریزی لازم وایجاد شکاف بین دولتمردان وروشنفکران وتلاش بیهوده ومستمرآنها برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی والقاء وتحمیل اندیشه های خود میباشد.

شاید یکی از دلایل اصلی که این کشورها نمیتوانند مانع نفوذ وتوسعه روز افزون اندیشه ها وتهاجم فرهنگی بیگانه (به اصطلاح غرب)شوند ضعف برنامه ها وفعالیتهای اقتصادی میباشد که خود منجر به کاهش رفاه اجتماعی وجذب تحصیلگردکان بسوی کشورهای مرفه برای برخورداری از بسترعلمی بیشتر وبهره مندی از رفاه بالاتر است.

همانگونه که قبلا" نیز بیان کردم نفت یک نعمت خدادادی عظیم ویک ابزار مهم تامین منابع لازم برای رشد وتوسعه اقتصادی وبه اصطلاح امکان سرمایه گذاری وایجاد زیر ساختها است.

یکی از دلایل اصلی عدم نتیجه بخش بودن فعالیت ها وسرمایه گذاری های چنین کشورهای با وجودمنابع ارزی بالا عدم توجه واستفاده از تجارب گذشتکان خودوبجای ادامه برنامه های گذشتگان شروع جدید با ایده جدید ونفع گذشته خود میباشد برای مثال همانگونه که درایران با سقوط رژیم شاهنشاهی وورود به دوران جدید جمهوری هرچند کنار گذاشتن شیوه های فرهنگی واجتماعی دوران شاهنشاهی یکی از اصول اصلی واساسی وغیر قابل انکاربود وخواسته عمومی مردم برای رسیدن به یک عدالت اجتماعی عمومی وبرطبق مبانی اسلام بود وتلاش دولتمردان با تمام توان دراین راستا ادامه یافته است ولی میتوانستیم بسیاری از برنامه ها وفعالیتهای اقتصادی را که مشاوران ومتخصصان داخلی وخارجی پایه گذار آن بودند وهزینه وزمان زیادی برای آنها صرف شده بودادامه داده وبه رشد اقتصادی بالا دست یابیم.

یکی از تجارب مفیدی که درگذشته اتفاق افتاده بود ونبایستی این تجربه ارزش مند را به هدر میدادیم نحوه استفاده از منابع سرشارنفتی درمسیر دستیابی به توسعه بود دولت قبلی(شاه)بدلیل تفکرات سیاسی واقتصادی خاص که میتوان گفت مادیگرایانه بوده وغرب گرا برای استفاده از منابع سرشارارزی که از افزایش یکباره درآمد نفتی دهه پنجاه بود بطوری که منابع حاصله(تا36دلار)نه تنها میتوانسته برخی از حیف ومیلها وبرداشتهای غیرقانونی را پوشش دهد بناچار صندوق ارزی کشوررانیز سرریز نماید ودراینجا دولت چاره ایی جز برنامه ریزی های کلان اقتصادی که میتواند ازنظر سیاسی نیز با افزایش رفاه اقتصادی وتوان دولت درنزد سایر ملل را بدنبال داشته باشدنداشته ودراین راه گامهای اساسی برداشته شده بود.

مستشاران ومشاوران خبره جهانی ازکشورهای توسعه یافته دعوت وبرنامه های عمرانی ده ساله وبیست ساله وطرح تفضیلی شهرها ریخته میشود که ازآن جمله:

1-صنایع مادر ازقبیل فولاد سازی ومس و...

2-صنایع مادرهمانند خودرو سازی وکشتی سازی ...

3-کشت وصنعت های عظیم همانند کشت وصنعت مغان وهفت تپه ...

4-صنایع تبدیلی عظیم همانند ساندیس ورب وبهنوش ...

5-صنایع تامین انرزی عظیم همانند سدها ونیروگاههای اتمی و باطری و...

6-صنایع مکمل همانند تولید شیشه از مرحله سیلیس تا شیشه...

7-صنایع معدنی تامین مواد برای فولاد سازی ومس وسرب و...

8-تولید دام وطیور با ایجاد مجموعه های 1000راسی با بهره گیری از بهترین نژادهای موجوددرجهان

9-صنایع الکتریکی و صنایع تراشکاری وصنایع تولید قطعه ...

10-دانشگاهها ومراکز آموزشی عظیم همانند دانشگاههای تهران وتبریز....

11-برنامه ها وطرحهای جامع شهرها از قبیل توسعه اتوبانها ومترو ....

12-توسعه بزرگراهها واتوبان های بین شهری....

13-توسعه توریسم وایجاد هتل ها ومجموعه های پذیرایی معظم ...

14-توسعه ورشد فعالیتهای نظامی وابزارآلات دفاعی...

15-توسعه مراکز تحقیقاتی وازمایشگاهی...

16-جذب کارشناسان واندیشمندان خارجی...

17-توسعه آموزش رایگان وبهداشت همگانی ورایگان...

18-توسعه صنایع پالایشگاهی وپتروشیمی ومحصولات ومشتقات نفتی...

توضیح موارد فوق نه تایید کننده فعالیتهای رژیم گذشته  بلکه اشاره به این است که هزینه ها ومخارج زیادی در آن مقطع زمانی بدلیل افزایش یکباره قیمت نفت برای توسعه زیر ساخت هاصورت گرفته بودوهزینه های زیادی برای بهره گیری از مشاوران واندشمندان جهانی صورت گرفته بود وجهشی اقتصادی درحال شکل گیری بود .

بنابراین چرا ما با وجود بهره مندی از دولتمردانی که از دل ملت منتخب ووظیفه خدمتگذاری را بعهده میگیرند وخود با رشد افزایش بی رویه نفت حتی بیش از گذشته مواجهه شدند نمیتوانیم به نتایج دلخواه اقتصادی برسیم آیا علت اصلی آن عدم بهره گیری از تجارب گذشته ومشاوران ومتخصصین خبره نیست!بنظر حقیر داشتن دولتی مردمی بسیار مهم است ولی مهمتراز آن تامین رفاه وآسایش مردم با بهره گیری از علم وتجربه وبکارگماردن افراد کاردان برراس اموراست که میتواند با مدیریت صحیح وشایسته رفاه آسایش را به ارمغان بیاورد.

توجه به تجارب گذشته وانجام آنچه نیک بوده ودوری از هرآنچه بدبوده نه تنها تایید گذشته نیست بلکه نشانگر آگاهی وصداقت ما درانجام امور است .

لقمان حکیم را گفتند ادب را از که آموختی ؟گفت از بی ادبان!

 

 


 
 
WTO(سازمان تجارت جهانی)ویک خاطره
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩
 

WTO سازمانی است که قوانین تجارت جهانی را تنظیم وبرروابط اعضاءنظارت دارد.

خوشبختانه چندین دهه است که سازمانهای بین المللی مختلفی با رویکردها واهداف والا وتخصصی درجهت کمک به توسعه همه جانبه کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه وبالا بردن توانمندی اقتصادی وسطح زندگی آنها بوجود آمده که یکی از مهمترین انها سازمان تجارت جهانی با اهداف زیر است:

  • ارتقای سطح زندگی
  • تامین اشتغال کامل در کشورهای عضو
  • توسعه تولید و تجارت و بهره وری بهینه از منابع جهانی
  • دستیابی به توسعه پایدار با بهره‌برداری بهینه از منابع
  • حفظ محیط زیست
  • افزایش سهم کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته از رشد تجارت بین‌المللی

مشخصا" برای دستیابی به هرهدفی باید اصول وقوانینی وضع گردد تابتواند با کنترل فعالتها وتصمیمگیری ها در یک چارچوب تدوین شده به اهداف لازم دست یابد لذا این سازمان نیز اصولی را تدوین وبران پایبند بوده وهمه اعضاء میبایستی آن اصول را رعایت نمایند:

1-اصل عدم تبعیض و اصل   (MOST FAVORED NATION (MFN) CLAUSE):بطورخلاصه  اعمال تعرفه های یکسان برای همه اعضاء ،درواقع این سازمان همه پیمانهای تجاری هماننداتحادیه اروپا ونفتا رابرسمیت میشناسد.

2-استفاده از محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای در تجارت همچون سهمیه‌بندی و صدور پروانه واردات ممنوع است و کشورها تنها با استفاده از وضع تعرفه‌های گمرکی مجازند از صنایع داخلی حمایت نمایند.

3-تثبیت تعرفه های گمرگی توسط کشورهای عضو و کاهش تدریجی ان. البته این اصل نیز در مورد محصولات کشاورزی در کشورهایی که با مشکلات در پرداخت‌ها مواجه هستند، استثنا قایل شده‌است.

4-برای کمک به رقابت محصولات تولیدی در کشورها ی درحال توسعه برقراری نظام تعرفه‌های ترجیحی با هدف اعطای امتیازات تجاری به بعضی از فرآورده‌های این کشورها مجاز است.

5-ممنوعیت فروش کالا فروش زیرقیمت تمام شده (DUMPING)

6- برخوردیکسان با کالاهای داخلی ووارداتی

7- انجام مشورت در مورد سیاست‌های بازرگانی با دیگر اعضا و حل وفصل اختلافات ناشی از روابط تجاری از طریق مذاکره

همانگونه که مشخص است راهکارها واصول جامعی تعریف گردیده تا کشورهای عضو بتوانند با رعایت آن به رشد وتوسعه تجاری مطلوب وایده آل رسیده وبه اهداف سازمان تجارت جهانی دست یابند لذا اگر به هر علت تعرفه ها وشرایط والزامات اقتصادی کشوری آمادگی لازم برای ورود به آن راندارد بایستی دریک برنامه جامع وعملیاتی ودرکوتاه ترین زمان ممکن شرایط وبسترلازم را محیاء نماید.

 با توجه به اهمیت سازمان تجارت جهانی واهداف آن که میتواند کمک بسزایی درتوسعه وایجاد زیرساختهای لازم به کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه داشته باشد لذا این سازمان مورد استقبال بسیاری ازکشورها ازبدو تاسیس قرارگرفته است.

اعضاء سازمان تجارت جهانی:

امروزه کمترکشوری میتوان یافت که عضو این سازمان نباشد ولی بدلیل تردید صاحبنظران اقتصادی دولت واینکه درصورت عضویت درآن سازمان بسیاری از محدودیت ها وممنوعیتهای وارداتی وصادراتی وتعرفه ایی کنارگذاشته شود واین امربرنامه توسعه ایی کشوروهمچنین بسیاری از تولیدکنندگان داخلی را به خطر خواهد انداخت به تعویق افتاد که این تصمیم نه تنها درست واصولی نبود بلکه تضعیف بیش از پیش اقتصاد داخلی وکمک به روند تضعیف آن و کیفیت پایین تولیدات داخلی ومحروم نمودن مصرف کننده داخلی از دست یابی به قیمت جهانی ودرنهایت تکرار عقب ماندگی وتلاش بیهوده برای توسعه یافتگی!

درواقع اصول تعریف شده برای سازمان تجارت جهانی اصولی علمی ودرراستای کمک به کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه برای توسعه یافتکی بوده واگر درعضویت وورود به آن مشکلات واختلالاتی درروند فعالیتها بروز میکند باید به اصلاح آنها پرداخت نه که از برنامه های بین المللی گریزان وهراسان شدوحتی اگر احساس نماییم که مخاطرات سیاسی را بدنبال دارد ما فعالیتهای اقتصادی وتوسعه ایی آن را به نحو مطلوب استفاده نماییم.

 بالاخره چند سال پیش کارشناسان وتصمیم گیران دولتی به اهمیت موضوع پی برده وبرآن شدند تا بستر وراهکارلازم برای عضویت درسازمان تجارت جهانی فراهم آید وطبق معمول این فرصتی شد دوباره برای افرادی که بدنبال پست وموقعیت جدیدی برای اظهار وجود بودند (مدیران چند شغله)فراهم آید تا بتوانند  نظریه پردازی کنند.

 یک خاطره:

حقیر نیز حدود ده سال پیش آن موقع که حتی زمزمه های WTO وگات و...نیز بگوش نمیرسید بدلیل دوران خاص دانشجویی تحلیلهایی دراین زمینه داشتم ودریکی از نشریات نیز مقاله کوتاهی به چاپ رسانده بودم .

چندسال پیش که دولت کمیته ویژه ایی برای این موضوع گذاشت واولین جلسه ایی که تعداد محدودی میهمان ویژه از بخش خصوصی نیز دعوت شده بود حقیر نیز بعنوان میهمان ویژه از طرف یک شرکتی درآنجا حضورداشتم تعداد ما 20 نفر نمیرسید ومن خوشحال بودم که بالاخره اینطورکه فکرمیکردیم مسئولان دولتی ازنقطه نظرات افراد صاحب نظر وبخش خصوصی استفاده نمیبرد اشتباه بوده!

 با آمادگی وخوشحالی وبا مطالعه بروزی نیز که کرده بودیم وبه مطالعات گذشته افزوده بودیم منتظر بودیم تا مشاوره وتحلیلهای جامعی بدهیم .

 جلسه پس از طی مراحل عمومی شروع جلسات ومعرفی حاظران با نطق رییس اطاق بازرگانی که خود ریس جلسه نیز بود (دکتر...)شروع شد وی به توضیح wto وتحلیل بررسی ونظر پرداخت !انگارسازمان مذکور را خود کشف وایجاد نموده وما نیز منتظر بودیم شاید با او دراین زمینه مباحثه ایی داشته باشیم که..! درپایان نطق طولانی ازجمع بخاطر داشتن جلسه ایی دیگر خداحافظی کرده وجلسه را بدست معاون خود سپرد هرچند همه شوکه شده بودیم ولی گفتیم که برای ما که میخواهیم یک موضوع مهم وحیاتی برای کشوررا بحث وبررسی کنیم چه فرقی دارد بین رییس ومعاون ولی..! معاون که انگارخود تحلیل زیادی درذهن داشت به نطق وسخنرانی پرداخت بطوری که نطق او بسیارطولانی تر وبلند تر از رییس خود بود ومارا به شک انداخت که نکند کاشف وموسس wtoاوباشد وما منتظر تا جلسه به بحث وگفتگو برسد که درپایان نطق با تشکر از دعوت شدگان پایان جلسه را اعلام کرد!!!!!!!!!!!

برخی از دعوت شدگان انگار که عادت به چنبن جلسات یک طرفه ایی داشتند سریعا" شیرینی را خورده وازدربیرون رفتند ولی من که بسیار عصبانی وناراحت بودم دست خود را بلند کردم وگفتم اگر از مانظر وتحلیلی نمیخواستید برای چه مارا دعوت کردید ؟ اگربدنبال سخنرانی واظهار وجود بودید لازم نبود مارا دعوت میکردید که اگر وقت برای شما ارزشی ندارد برای ما ارزش مند است! درپاسخ میگوید مگر شماها هم نظری داشتید! جلسه پایان یافته ووقتی نداریم!

این مثال ساده نشانگر آنست که اگر از برنامه ها وفعالیتها نتیجه مطلوب نمیگیریم واگر  از سازمانها ی تخصصی بین المللی نیز که شاید میتوانند مارا دردستیابی به توسعه ورفاه همراهی نمایند بهره مند نیستیم واگر از متخصصین وصاحبنظران داخلی وخارجی که تعصب وعرق ملی داشته وعلاقمندد تا کشوررا به رشد وتعالی برسانند بهره ایی نمیبریم ،همه وهمه ناشی از آن است که درمواردی مخصوصا" تخصصی کاررا به کاردان نمیدهیم وچنین مسئولانی همیشه عقده مطرح شدن را داشته وخودکم بینی داشته واز متخصص وعالم هراس دارد وهمیشه بیم آن دارد که نکند پست ومقامش را از دست بدهد وهرجا پست ومقامی را نیز ببیند نه برای انجام آن بلکه برای تصاحب آن تلاش میکند.

 

 


 
 
افزایش قیمتها وانکارواقعیتها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦
 

همانطور که حقیر بعنوان عضوکوچکی از جامعه اقتصادی ایران وبا احساس مسئولیت وبدون انگیزه های خاص بارها وبارها درهمین وبلاگ وبا استفاده از تعاریف علمی تورم ومباحث اقتصادی مربوطه بسیاری از تصمیمات اقتصادی(که البته میتوان گفت سیاسی) دولت از جمله افزایش حقوق کارمندان وبازنشستگان وهدفمند کردن یارانه ها وتثبیت نرخ ارز(نه با شیوه علمی)... اشاره کردم وگفتم که نه تنها این روش ها هیچ کمکی به بهبود معیشتی وانتقال خط فقر درجامعه نمیکند بلکه بدلیل تجویز نقدینگی اثرات تورمی زیادی را بدنبال خواهد داشت.

 خوشبختانه یکی از محاسن وبلاگ این است که کارشناسان فرصت طلبی که منتظرند بعد از بروز اتفاق تغییر نظر کارشناسی داده ودر مجلات وروزنامه هایی که گزینشی وارتباطی به چاپ مقاله میپردازند ،دروبلاگ تاریخ وزمان اظهار نظر ثبت است وبخوبی میتوان دریافت که تحلیل کارشناس درکدام زمان صورت گرفته ویا اینک الان که بعد از اتفاق نظریه صادر میکند درگذشته نیز نظبحثی داشته است.

  تجویز نقدینگی به جامعه به هرشکل ونوعی که باشد تورم زاست واگر این تجویز توام با افزایش قیمت کالاهای اساسی باشد(حذف یارانه ها از نان وبنزین وبرق و...)به سرعت اثرات تورمی تصاعدی ایجاد میکند وفشار واقدام دولت برای جلوگیری از این وضعیت اقتصادی درچهارماه اول هدفمندی یارانه ها نه تنها اقدام موثری نمیتواند باشد بلکه منجر گردید بدلیل انتقال مدیریت هزینه کالاهای ضروری که با حذف یارانه ها بخش قابل توجهی از سبد هزینه خانواده های کم درآمد را بخود اختصاص میدهد وبدلیل انباشت نیازهای غیر ضروری ولوکس آنها همین فرصت کافی بود که هزینه های غیرضروری زیادی درسبد هزینه آنها ایجاد گردد(خرید کالاهای منزل باشرایط اقساط)که این افزایش تقاضا یکباره به کالاهای مختلف وحذف یارانه کارخانجات وافزایش قیمت کالاهای آنها از سوی دیگر منجرشده بود که درپشت ظاهر تداوم قیمتها یک تورم افسار گسیخته ایی همانند یک هیولا پنهان شده ومنتظر بود درفرصت مناسب ظاهرو اقشارضعیف رابلعیده و رفاه وآسایش اندک آنها را نیز ازبین ببرد.

 هم اکنون بدلیل اشتباهات مختلف از جمله بجای بالا بردن کیفیت زندگی ورفاه اجتماعی ازطریق آموزش رایگان وبیمه عمومی وبهداشت رایگان همه این موارد آزاد سازی شد که الان برای بسیاری از خانواده ها حتی آنها که احساس میشود از خط فقر فاصله دارند نیز انجام آزمایشات مستمر پزشکی ومراجعه به دندانپزشکی ویا آموزش علمی تکمیلی فرزندان به یک نیاز هزینه برتبدیل شده وبه این خاطر تا به مشکلات حاد نرسیده باشد انجام آن صورت نمیگیرد.

 افزایش حقوق کارکنان وبازنشستگان وپرداخت نقدی یارانه ها خود ایجاب میکرد که همه صنوف از جمله کرایه ها واجاره ها و... با افزایش قابل توجه روبرو شود موردی که بسیاری از همین قشر با آن روبرو هستند وهمین کافی بود که مزه ولذت این افزیش پس از مدتی به تلخی گراید.

درچنین وضعیتی واصرار ومقاومت دولت مبنی بر عدم پذیرش کنش ها وواکنش های اقتصادی از نظراقتصاد دانان همانند این میماند که کسی 4=2*2را قبول ننماید واصرار نماید جواب 10است!

البته میتوان نپذیرفت ودرهمان مقطع نیز نتایج آن بروز نمیکند وبه راحتی میتوان شعار دادنتیجه 10 یا حتی 20 است ولی بدانید همین عدم پذیرش منجر میگردد که بجای بروز اثر منفی آن وارائه روش یا به اصطلاح نسخه ترمیمی وکاهش و جلوگیری از اثرات منفی آن ،اثرات منفی  سیر تصاعدی پیداکرده وپس مدتی دیگر تدابیر اصلاحی نیز کارساز نخواهد بود(همانند زخمی میماند که کهنه شده باشد).

هرچند نظریه ها ومسائل ورویدادهای اقتصادی یکباره ومقطعی نیست ویک سیر زمانی را طی میکند وهمین منجر میشود که به راحتی همه میتوانند درمباحث اقتصادی نظریه پردازی کنند وشعار دهند ولی بدلیل ارتباط آن با زندگی خانوارپس از مدتی کاملا" مشهود ومحسوس بوده ودیگر نظریه پردازی وارائه آمارهای ساختگی درآن اثرندارد.

سوق زندگی مردم از هدف گرایی به مصرف گرایی منجر گردیده که ارزشها واصول کاملا" رنگ عوض نماید وبجای توجه به نیازهای اساسی وآینده نگری بسوی چشم هم چشمی وروزمره گرایی سوق یابد .

درچنین وضعیتی نیاز وخواسته خانوارها بشدت افزایش یافته وفقیر روزبروز فقیرتر میشود وغنی غنی تر وازآنطرف دولت بدلیل تصمیمات اشتباه اقتصادی با وجود داشتن منابع درآمدی بالا(نفت )روزبروز ضعیف تر ودرپاسخگویی به نیاز عمومی واساسی جامعه ناتوان تر میشود.فقرعمومی جامعه بالا رفته وفساد اجتماعی ،وبا افزایش نرخ بیکاری ،اعتیاد وبیماری روزبروز همه جامعه را دربرمیگیرد.

 این احساس به همه دست میدهد که چگونه ممکن است درشرایطی که منابع درآمدی دولت به اوج خود رسیده بدبختی ومشکلات مردم نیز همگام با آن بیشترشده!که درواقع این استدلال بوجود میاید که کارشناسان ومدیران دولت دارای تخصص وتجربه وتدبیر لازم برای مدیریت فعالیتهای بزرگ راندارند!خلاصه بگوییم برای کارهای بزرگ افراد بزرگ میخواهد(کارهرکس نیست خرمن کوفتن     گاو نرمیخواهد ومرد کهن)


 
 
علم از سیاست جداست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

متاسفانه درکشورهای جهان سوم همه چیز را با سیاست میامیزند واین ثمره ایی نخواهد داشت جز تضعیف وسقوط وانحطاط درآن چیزی که باسیاست درآمیخته بدنبال نخواهد داشت.

 اگرپزشکی درکاروفعالیت خود سیاست را دخالت داده ومریض خود را از نظر نزادی ومذهبی وجنسیتی و... تفاوت گذاشته ودرمداواهایش دخالت دهد آیا میتوان اورا پزشک نامید!

اصولا" متخصصین واندیشمندان واقعی  هیچ وقت درراستای تحقیقات واندیشه ها ونظریه های علمی خود سیاست را دخالت نمیدهند وبه این توجه ندارند که تحلیل علمی آنها خشنود چه کسانی ویا گرو ه هایی تمام میشود.

یکی از مباحث وعلمی که دربسیاری از این کشورها مورد هجمه واندیشمندان آن مورد ظلم وتهدید ونامهربانی قرارمیگیرند علوم اقتصادی است که دلیل اصلی آن همانا ارتباط روزانه وتنگاتنگ آن با زندگی مردم ووضعیت اقتصادی ومعیشتی آنهاست وبدلیل شعار وارائه آمارهای نادرست توسط حاکمان وترس آنها ازواقعیتها برای استمرار حاکمیت خود بناچار با تحلیلگران اقتصادی ازسرمخالفت وتندی وارد میشوند.

 بدلیل بالا  بودن نرخ بیکاری وتورم وفساد وفقراجتماعی و... و آشکارشدن آن توسط تحلیل گران اقتصادی وعدم امکان وپذیرش ارائه تحلیل نادرست توسط تحلیلگران متخصص واندیشمندان منجر گردیده دراینگونه مملک بجای تشکر وتقدیر ازچنین اندیشمندانی واستفاده از آنها درکاهش مشکلات اقتصادی درهمان ابتدای تحلیل علمی آنها با تندی وخشم بعنوان مخالفان حکومتی ودولتی نامیده وتلاش میشود تا جوی کاملا" تهدید آمیز وخفقان گونه مانع ادامه ارائه چنین تحلیل وآمارهایی که کاملا"درعکس آمارهای دولتی است میشوند تاشاید نارضایتی مردمی را کمترنمایند غافل از اینکه با این رویه نه تنها نمیتوان با علم وتحلیل وتخصص مبارزه کرد بلکه نمیتوان مردم را ساده لوح فرض نمود چراکه ممکن درفاز اول آمارها وتحلیل های دروغ را بپذیرند ولی بدلیل لمس تورم وبیکاری ومشکلات درزندگی روزمره بیش ازپیش بی اعتماد تر وناراضی تر خواهند شد.

 بنابراین درچنین کشورهایی بجای اتکاء به دروغ وشعار وتلاش برای مخالف خواندن ومبارزه با علم و تحلیل با بهره گیری از اندیشمندان ومنتقدان علمی به اصلاح وتوسعه وپیشبرد اموربپردازند وخود راخادم مردم  با هراندیشه وتفکری بدانند(چون آیینه بنمود چهره توراست          خودشکن آیینه شکستن خطاست).

لازم نیست درچنین کشورهایی مسئولان به ابزارها وتحلیل های ساده لوحانه همانند اینکه بجای تحلیل علمی واذعان به تورم برطبق سبد مصرف خانوارو تحلیل واثبات نرخ تورم برطبق نرخ فروش مغازه داری درکوچه خود داشته باشند که شاید یکی از دلیل عرضه قیمت پایین چنین فروشگاهی خود وجود منزل آن مسئول درآن کوچه است؟

ویا اینکه بجای افزایش خدمات رایگان آموزشی وبهداشتی ورفاهی جامعه همیشه تلاش درنشان دادن سرابی برای آنها باشند ووانمود کنند که این تصمیمات مغایر با تحلیل علمی اقتصاددانان نتیجه خواهد داد ! ووضعیت اقتصادی مردم را روز بربدتر وبدتر نماید بهبود وضعیت اقتصادی مردم نیازی به شعار ندارد واگر انجام شود زودتر از آمار وارقام مردم آن را لمس نموده وآگاه وقدردان خواهند شد.(مشک آنست که خود ببوید    نه که عطار بگوید).


 
 
رشد وتوسعه به همین راحتی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

رشدوتوسعه ،افزایش رفاه اجتماعی ، پیشرفت وترقی ، و... همه همه درگرو تامین وپایدارشدن منابع مالی لازم است که بتوان برنامه های اقتصادی لازم را تدوین وبه راحتی عملیاتی واجرایی نمود.

 بسیاری از کشورها همانند کشورهای اروپایی وآمریکایی برای دستیابی به این امرمهم نیازمند دستیابی به دانش روز وابداعات واختراعات لازم بودند تا با استفاده از تکنولوژی بتوانند محصولات جدید ومورد نیاز را با کیفیتی بالا تولید وعرضه نمایند تابلکه با فروش آن منابع لازم برای زیرساختهای کشورشان را تامین وایجاد نمایند.

 مسیر دانش وتخصص وتجربه وتامین سرمایه وپول از آن محل یکی از سخت ترین وپرتلاش ترین مسیر هاست که همیشه پویایی خاصی را میطلبد وهرگونه توقف وبی تدبیری میتواند مسیر رشد وتوسعه را متوقف ویا منحرف نماید وچون آن کشورها(کشورهای توسعه یافته) آن را درک کرد ه وبه اهمیت آن پی برده اند تمام تلاش وکوشش خود را دراین راه صرف نموده اند.

 برای دست یابی به علم فن آوری بالا ودرآمد زا کردن آن ،نیازمند اهمیت دادن وبهره گیری از همه علوم ومتخصصین درپیشبرد اهداف ملی است واین امرمحقق نخواهد شد مگر تامین وایجاد بستر علمی وتحقیقی مناسب ومطمئن وتامین آنها که از جمله آن ایجاد مراکز دانشگاهی وعلمی کاملا" علمی وبهره گیری از استادان ومتخصصین ودانشمندان بدون توجه به  گرایش سیاسی ومذهبی آنها واختصاص بودجه ای قابل توجه به امرتحقیقات منجرشده تا علاوه بردانشمندان ومتخصصین داخلی بستری را فراهم آورند که دانشمندان ومتخصصین سایر کشورهای درحال توسعه رانیز جذب نمایند.

این مسیر برای بسیاری ازکشورهای جهان سوم ودرحال توسعه مسیر بسیارسخت ومشگلی میباشد که علت اصلی آن عقب افتادگی آنها از تکنولوژی روز وعدم امکان تامین متخصصین لازم دراین زمینه وارتباط دادن مسایل سیاسی وقومی ومذهبی به علم وتحقیق است ،که درواقع لازمه ایجادبسترعلمی مناسب چشم پوشی وزیر پاگذاشتن بسیاری از سنتها وآیین ها وخواسته های سیاسی است که برای آنها غیرممکن مینماید ولی برخی کشورها نیز همچون ترکیه توانسته اند تاحدودی این مسیر را بپیمایند.

بسیاری از کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه ادعامیکنند که باهمان فرهنک وسنت وروش ومنش سیاسی که دارند خواهند توانست این مسیر را بپیمایند ودرمواردی خودی ازخود نشان داده وادعاهای علمی میکنند که بهرحال توسعه دراین زمینه لازمه اش توسعه درهمه علوم است واین توسعه براحتی اتفاق نمی افتد مگرالگو برداری وادامه راه تحقیقات ونظریه های دانشمندان وکشورهای توسعه یافته وایجاد ارتباط علمی وتکنولوژی نزدیک با آنها که دراین صورت بدلیل اشتها وانگیزه بالا ی چنین کشورهایی میتوانند بسرعت مسیر تکامل ورشد را تجربه کنند که کشورهای آسیای شرقی همچون چین ومالزی وتایوان این مسیر را درپیش دارند.

آنچه جای تاسف دارد این است که کشورهای نفت خیز توانسته اند درسایه منابع بارزش نفتی به منابع مالی لازم برای رشد وتوسعه دست یابند همانند اینکه کلید دررشد وتوسعه دراختیارآنها قرارگرفته ولی متاسفانه بدلیل افتادن این امکان دردست حاکمان نالایق وبهره گیری از برای تثبیت حاکمیت بجای توسعه زیرساختها وافزایش رفاه عمومی وهمچنین وجود فساد اقتصادی بالا خرج آن برای توسعه افکاروتامین امیال سیاسی بجای زیر ساختها منجرگردیده بجای رشد وتوسعه ،انحطاط وسقوط راتجربه کنند وهرچند ادعا دارند که به استقلال کشور توجه دارند وازاستکبار واستعمار گریزانند ولی بدلیل عدم توجه به زیرساختها ورفاه اجتماعی وعدم بهره گیری از دانش وتجربه وتخصص افراد ظلم واستبداد وتضییع حقوق افرادوفساد درآنهابسیاربالاتر ازکشورهای توسعه یافته است.

 درصورت تامین منابع لازم برای توسعه کافی است که به دانشمندان ومتخصصین بها داده شود وبا تایید ونظرآنها تخصصها وتکنولوژی لازم ومتناسب با نیاز کشور تامین وبا یک الگوی مدون وبرنامه ریزی شده بدورازجنجال ها ومسائل سیاسی دراین بسترگام برداشت.


 
 
فقر
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

شب و روز بدنبال تکه نانی

تکیه گاهی ،سرپناهی

ناله فرزندرا نیست جز تندی جوابی

درد و بیخوابی وبیماری

ظلم وتنهایی

تنها رفیق ویاورش دراین دنیای فانی

رنج میبرد ازنگاه دوست

نه از بیچارگی

میهراسد از گریه فرزند

نه از خصم روزگار

دستانش پینه بسته

چهره اش سوخته

لباسش پاره پاره

با پاهایی خسته

دلی پاک دارد

دیدگانی مهربان

اما رنجور

خسته ازدنیا

ازبدیها ،نامهربانی ها،ناجوانمردیها

شرمنده زن وفرزند

پایبند برعهد وپیمان

دوستدارطبیعت

زحمتکش

قدردان


 
 
چشم انتظار(داستان واقعی)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱
 

شاید بیش از 15سال از روزی که رضا به خواستگاریش آمد میگذرد و بیاد دارد که خواستگاری یکباره رضا از او همه را متحیر ساخت مخصوصا" که همه شنیده بودند رضا پسرتحصیل کرده وباسواد ومدیرودارای منصب ودرحدخود مستقل ومرتب است.

 همین کافی بود که شک وحسادت وبحث بین خواهرها ودامادها وپدرومادر واقوامی که مطلع بودند ایجاد کند که نکند مشکلی دارد وعیبی والا چرا ازبین آن همه دختردرشهرودیار ودانشگاه وغیره بیکباره به خواستگاری کبری دریک شهرغریب آمده ،هرچند کبرا میگفت همکاریم ومدیرم است ولی گوش کسی بدهکارنبود.

کبری ترس از داماد شان داشت که حسودی اش گل کند وتنها کسی بود که وظیفه تحقیق را عهده دار خواهد شد،کبری اورا خوب میشناخت ومیدانست که از حسادت کارها رابا مشکل روبرو خواهد کرد ولی کاری از دستش برنمی آمد جز احترام تا شاید دلش به حال کبری بسوزد واین وظیفه را بدرستی انجام دهد.

کبری هرچند خانواده ایی مذهبی داشت وداماد اولشان نیز با همین رویه انتخاب شده بودولی چون رفتار واعمالش یکی نبود وبسیار خواهرش را اذیت وآزار داده بود از او وهمه دوستانی که برای ازدواج با کبری معرفی میکرد تنفر داشت وحتی چون یک بار نیز این مورد را به زبان آورده بود خشم دمادشان رابرانگیخته بود.

هرروز  برای کبری همچون یکسال میگذشت وهمه منتظر بودند تا دامادشان نتیجه تحقیق را اعلام کند وبالاخره روز موعود رسید واعلام کرد شب باخانواده میاید ونتیجه رااعلام میکند .

همه دورهم جمع بودیم ومنتظر که داماد شروع کرد به مقدمه چینی واینکه چقدر برایش مهم است که شوهر کبری پسر متدین وخوب ومعتمدی باشد که چون کبری نیز دختر پاک دامنی است ودرنهایت با ناراحتی گفت که حدستان درست بود او مشکل دارد وپس از مکثی طولانی گفت فاسداست! همین که این راگفت اشک از چشمان کبری جاری شد ومیدانست که دامادشان با مکروحیله چیزی عنوان کرد که خانواده اش بسیار به آن حساس هستند وکبری با وجود اینکه چند سالی با رضا همکاربوده وبخوبی سلامت وصداقت اورا میشناخت هاج وواج داماد رامینگریست وهرچقدردامادشان به تفسیر وتایید حرف خود با توجیهات فریبکارانه میپرداخت کبری کیج ومتحیر انگار دنیا به دورسرش میچرخید وکنک ومنگ مانده بود که چه رفتاری ودفاعی از خودنشان دهد وتنها چاره را سکوت وگریه میدانست .

همه اطرافیان انگار مجرم بزرگی را کشف کرده اند وبا تحقیر به کبری نگاه کرده وبه نوعی شروع کردند به تشکر ازداماد که آنها را ازاین خطر بزرگ رهانید وپدرنیز بلند شده وبه سرکارخودرفت ومادر نیز سکوت اختیار وخواهر کبری به دلداری کبری پرداخت که شهروز شوهرش چقدر برای این تحقیق اهمیت داد ووقت گذاشت واقعا" من نمیدانستم که شهروز اینقدر به تو احترام قائل است وبا این نیکی همه خاطرات بدی که از او داشتم راپاک کرد،دراین بین کبری با دلسوزی وخشم وتنفر اورا مینگریست که چگونه خواهرش اسیر مردی فریبکار ونیرنگ باز است.

بالا خره با وجود اسرار دوباره کبری برای تحقیق بیشتر واینکه او میداند رضا برخلاف ظاهرش که فردی معمولی است ولی بسیارمودب ومتین وصادق است وعصبانیت همه رابرمیانگیخت وبیشترازهمه شهروزداماد حسودشان را که جز تیپ ورفتارخاص مثل خودرا قبول نداشت .

بالاخره جواب رد به خواستگاردادند ورضا نیز بازمدتی منتظر شد وچون دید خوانواده کبری به مخالفتشان ادامه میدهند از آن شهر ودیار رفت وبرای خود همسری اختیارکردتاشاید کبری نیز بیش از این درزجر واختلاف با خانواده نباشد وبقول خود "کبوتر باکبوتر بازبا باز کند همجنس با همجنس پرواز" وکبری چون چنین دید دیگرهمه آرزوها وآینده زیبایی که درکناررضا برای خود ترسیم کرده بود راسراب دید وغم وغصه تمام وجودش را دربرگرفت ودیگر آن دخترشاداب وسرزنده نبود وخود رابه دست تقدیر وانتخاب یکطرفه ویکجانبه خانواده سپرد وبالاخره داماد دوست خود را که سالها برنامه ریزی کرده بود باهزاران تعریف وتمجید درکردار واخلاق و....کبری راازخانواده اش خواستگاری کرد وکبری نیز مات ومبهوت ودست بسته وبراحتی ازجانب خانواده به عقد اودرآمد والان سالهاست که از آن روزاسارت میگذرد وکبری گرفتارمردی ازجنس داماد دیگرشان است ومیسازد ومیسوزد وبه امیددیدن حتی یک لحظه رضا ،اومیگوید که دراین 15سال شاید شبی نبوده بایاد وخاطره رضا نخوابم وبافکراوشب را بروزنرسانم!


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی!(مبحث چهارم مسکن مهرواجاره مسکن)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

مشکل مسکن شاید یکی از مهمترین واساسی ترین نیاز وخواست خانواده هاکه مهمترین نهاد اجتماعی است میباشد بنابراین اگربگوییم دولت وحکمرانی درطول دوره اقتدار خود به این امر مهم بی توجه بوده به دروغ گفته ایم ولی اگردولتی بتواند این نیاز اصلی خانواده ها را جواب داده ودرواقع این مشکل را حل نماید میتوان گفت چنین دولتی بیش از 50% رفاه اجتماعی را به مردم خود تامین نموده است.

 بنابراین دردنیا یکی از بهترین ومهمترین شاخصه های تامین رفاه عمومی جامعه تامین مسکن آنها ست بطوری که دربرخی کشورها که ادعا میکنند زندگی ورفاه عمومی آنها درحد مطلوب وبالاتر است میگویند جوانان ما درامرتشکیل خانواده مشکلی بنام مشکل مسکن ندارند .

درصورتی که جامعه ایی نتواند این مشکل را حل ورفع نماید سالانه انبوهی از زوجین جوان نیز به صف متقاضیان اجاره مسکن اضافه میشود وچون هزینه اجاره مسکن سهم بزرگی از درآمد خانواده را بخود اختصاص میدهد بنابراین افزایش وکاهش آن تاثیر زیادی درنحوه زندگی افراد میگذارد.

درکشورما نیز دغدغه اصلی همه دولتها همین موضوع بوده بطوری که درمقاطع مختلف سیاستهای مختلفی اتخاذ شده بطوری که دردهه اول وتقریبا" دوم این سیاست گذاری بیشتر از طریق تعاونیهای مسکن اتخاذ شد وتقریبا" برای همه مسجل شده بود هرجا بتوانداستخدام شود تعاونی مسکن دارد وبا عضویت درآن صاحب مسکن خواهد شد  این طرح که درواقعه شاغلین را شامل میشد وبدلیل اینکه بخش کارمند بخش بزرگی از جامعه بوده وبه نوعی آسیب پذیر میباشد نقش مهمی در تامین مسکن داشت ولی دردهه سوم این بخش تضعیف شد وبجای آن ایجاد بستر وتشویق بخش خصوصی وایجاد وپرداخت وامهای مسکن درالویت قرارگرفت که بدلیل عدم نظارت وکنترل مناسب وهمچنین سوء استفاده بسیاری از فعالین بخش خصوصی از خلع نظارتی دولتی برای بدست آوردن سودهای کلان درامتداد ساخت وساز جو روانی وافزایش قیمت را با توجه به اینکه رقیب ومانعی را درپیش رو نمیدیدند براه انداختند بطوری که دربعضی مواقع تا 300درصد سود نیز به جیب میزدند وسود 100درصدی دراین بخش کاملا" عادی بود بطوری که بسیاری از مردم عادی نیز داخل کار ساخت وساز شدند که با یک بررسی وآمارگیری ساده از تعداد پیمانکاران وسوابق ومشخصات آنها بوضوح میبینید سازنده اصلی ومتخصص ما شاید به 10% نیز نمیرسد وبه همین دلیل این جمله معروف " بسازوبنداز " جایگزین " ساخت وساز"گردید وکیفیت ساخت وعدم تطبیق آن با استانداردهای ساخت خسارتهای زیاد ی را ببارآورده است.

دردهه چهارم سیاستهای مختلفی نه درعمل بلکه شعار داده شد از قبیل ثبت نام وام 10میلیون تومانی و... که نشان از توجه دولت وسردرگمی آن جهت دست یابی وپیاده سازی الگویی مناسب بود که با توجه به شعار اصلی دولت مبنی برهمراهی قشر مستضعف وتورم افسارگسیخته که ضریب آن برخلاف آمارهای تنظیم واعلام شده دولتی بسیار بالاتر بود بیکباره مسکن مهر مطرح گردیدکه این طرح یکی از تصمیمات بزرگ بحث انگیز این دولت درکنار بحث دیگر هدفمندسازی یارانه ها بود که از نظر دولت کاملا" درحمایت از مستضعفان بوده ولی کارشناسان اقتصادی ایرادات اساسی برآن وارد کرده اند که دراینجا به بحث مسکن میپردازیم:

نقاط مثبت طرح مسکن مهر:

1- انبوه سازی مسکن میتواند درقیمت تمام شده آنها راپایین بیاورد .

2- اقدام همزمان ساخت وتوزیع مسکن درهمه شهرها همزمان میتواند قیمت مسکن (افزایش عرضه)را کاهش یا حداقل کنترل نماید

3-ساخت وتحویل مسکن درهمه شهرها توسط مسکن مهر میتواند به عنوان رقیب جدی پیمانکاران خصوصی محلی شده وآنها را نیز وادار نماید که بجای سود 100درصدی با قیمت معقول تری واگذارنمایند.

4-این مسکن ها چون باشرایط خاصی واگذار میشوند(درصورت رعایت شرایط تحویل) دقیقا" میتواند افراد فاقد مسکن را هدف قرارداده وتقاضا را بشدت کاهش دهدومشکلات اقتصادی بسیاری را مرتفع نماید.

5-بدلیل پرداخت مستقیم وام به طرح اخذ وام وساخت آن باسرعت بیشتری صورت میگیرد که خود مانع واتلاف وقت بزرکی در ساخت مسکن بود.

وبرخی موارد دیگر که درالویتهای کمتری میباشد

ایرادات طرح مسکن مهر:

1-متاسفانه ازقدیم گفته اند برج(مترادف خرج)فعالیتهای دولتی بالاست بطوری که دراین طرح نیز کاملا" مشهود است بطوری که با وجود استفاده مسکن مهر از زمین های رایگان میانگین مترمربع قیمت فروش آن نزدیک به 000/000/5ریال(26میلیون تومان تقسیم بر 60متر )میرسد که بسیار بالاست ونزدیک قیمت فروش مسکن پیمانکارشهرستانی است که زمین رانیز خود خریده است.

2-هیچ تفاوت قیمتی بین شهرها گذاشته نشده است که با توجه به تفاوت قیمت زمین درشهرهای بزرگ با کوچک یا مناطق مختلف عدلانه بنظر نمیرسد.

3-عدم کنترل قیمت تمام شده وبالا بودن برج سیستم دولتی که بهتر بود این طر ح به مناقصه بین المللی واگذار وقیمت تمام شده هر مترمربع بسیار مناسب تمام میشدکه بجای آن با مناقصات محلی وروابط وهزینه های کنترل نشده همه جا با یک قیمت عرضه میشود که خود دربرخی شهرها منجر به افزایش قیمت مسکن گردیده است.

4-بجای گذاشتن شرایط ثابت بخشی از طرح نیز میتوانست با شرایط دیگر واگذارگردد که این خود میتوانست روند جذب منابع طرح وعرضه مسکن را شتاب بیشتری دهد مثلا" عنوان میشد کسانی که بتوانند شرایط احراز راداشته وپول طرح را دریکسال ویا 5سال بازپرداخت نمایند سندبنام آنها منتقل میگردد ویا شرایط وتشویقات دیگرکه خود کمک بزرگی به تدام طرح خواهد بود.

5- طرح چون از زمین مجانی بهره میبرد یکی از اشکالات وایرادات اساسی آن است که از نظر دولتمردان قبلی تقسیم وفروش منابع ملی که مربوط به همه شهروندان وفرزندان این مرز وبوم درحال وآینده است نه تنها هنر نیست بلکه ظلم وخیانت به آیندگان است واین طرح درپشت نقاب تامین مسکن برای نیازمندان درحال مصرف وفروش منابع ملی میباشد که زندگی آیندگان را بخطر میاندازد.

اجاره مسکن:

 متاسفانه دربحث اجاره مسکن بدلیل تورم سالانه تثبیت شده اقتصادایران برمبنای 10الی 20درصد همه ساله بطور کاملا" عرف وعادت مالکین ومستاجرین افزایش پذیرفته شده ایی را عملیاتی میکنند که بدلیل سهم اجاره مسکن درسبد خانوار خودبخود همین افزایش همه فعالیتها را تحت شعاع قرارمیدهد یعنی اگرمستاجری راننده تاکسی باشد ویا مغازه دار انتظاردارد این افزایش ازمحل کسبش تامین گردد ،درواقع یکی ازکلیدهای مفقوده افزایش وتورم سالیانه همه کالاها وخدمات دریک سطح خاص همین اجاره مسکن میباشد که متاسفانه همیشه بدلیل ناکامی دولتمردان درحل موضوع مسکن پنهان مانده است.

 امسال پس از هدفمندی یارانه ها وبرطبق منطق علمی وپذیرفته شده  تورم ناشی از این موضوع متصوربود که دولت برخلاف انتظار بیکباره شروع به شعار وایجاد جوخاصی که هدفمندکردن یارانه ها هیچ تاثیری نخواهد داشت ! نمود ومشخصا" این جو پایدارنبود وبه آرامی خود به پذیرش بسیاری از گرانی ها وافزایش قیمتها چه دربحث خدمات وکالا نمود وشعار خودرا معطوف به بخش مسکن که احساس میکرد مسکن مهر درکاهش آن موفق خواهد بود کرد وهمین تغییر مسیر دولت واثبات این موضوع برای مردم که این هم شعاری بیش نخواهد بود کافی بود تا جو روانی عظیمی دراین بخش ایجادشود که خود منجر شد برخلاف انتظار یکدفعه دراوایل سال مردم با یک افزایش اجاره سنگینی روبرو شوند که درنوع خود بی نظیر بود ودولت نیز بجای تجربه اشتباهات گذشته اشتباه دراشتباه تصمیمی گرفته که بدلایل پیچیدگی آن هنوز برای کسی نحوه اجرایی کردنش مشخص ومبین نیست وآن کشیدن پای تعزیذات به بخش اجاره مسکن ،دربخشی که صاحب ملک براحتی میتواند از اجاره دادن امتناع نماید که خود معضلی برمعضلات میافزاید! 


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی؟(مبحث سوم تثبیت نرخ ارزوطلا)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

درروش تثبیت نرخ ارز  دولت برای کنترل قیمت ارزمجبور به تزریق ارز خواهد بود که خود منجر به کسری تراز جاری شده ومنجر به کاهش حجم پول درجریان خواهد گردید وبالعکس یعنی دراین روش ناچار به مداخلات روزمره ویا مقطعی دربازار ارزبرای جلوگیری از ایجاد اختلاف قابل توجه درقیمت مصوب وبازارسیاه ارز خواهد بود که این کاهش وافزایش حجم پول توسط دولت خود میتواند اثرات تورمی ورکودی درجامعه داشته باشد.

 این روش سالهاست که توسط دولت مورد استفاده قرارگرفته وهمیشه مورد مناقشه واختلاف کاربردی بودن این روش بین کارشناسان اقتصادی دولت واقتصاددانان مستقل بوده ،ازنظردولت اگراین روش اتخاذ نمیشد الان قیمت آزاد دلار یک رقم غیرواقعی بالا بود.

 اصولا" دراین روش اگرمنابع ارزی دولت دریک سطح خوب باشد توان دولت برای تزریق وکنترل بالا خواهد بود وبا عنایت به افزایش روزافزون منابع ارزی کشورناشی از افزایش قیمت نفت این امیدواری بیشتر شده است.

 با این وجود دراوج قیمت نفت ومنابع ارزی فزاینده دولت بیکباره بازار ارز بهم ریخت وهمه تلاش دولت وعرضه ارز نتوانست اثر گذار باشد بطوری که نه تنها کنترل نشد بلکه درکمال ناباوری بیکباره دولت نیز نرخ خود را تا نزدیک نرخ بازار که درنوع خود بی نظیر بود افزایش داد که دراینجا همه رابه فکرفرو برد که اولا" روش تثبیت نرخ ارز ناکارامدی خود را نشان داد ثانیا" دولت پس از دادن شعارهای مختلف مبنی بر تجویز وسیع دلار وکاهش نرخ چرا شروع به عرضه گران نرخ ارز نمود درواقع برای خود یک فرصت جذب سود ایجاد کرد که از نظر اقتصادی این تصمیم میتواند یک تصمیم سیاسی باشد تا اقتصادی!

آنچه دراین تصمیمات بسیار جای تامل داشت افزایش ارزمسافری وسایر ارزهایی که برای تامین مواد وغیره که درواقع درمسیر دلالان نیست ومردم عادی را متضرر میکند نیز شامل شد درصورتی که میبایستی چنین ارزهایی همچنان با نرخ حمایت شده صورت گیرد یعنی متاسفانه درکشورما هیچ تعریفی برای ارز مسافری (که میتواند دانشجویی ویا علمی تحقیقی ویا توریستی باشد) ویا ارزهایی که به مصرف مواد اولیه وضروری ودارویی میرسد دراینجا صورت نگرفت.

بنابراین اگرقراراست نرخ ارز تثبیت شده درچارچوب تعریف شده بکارگرفته نشود چرا از روش های علمی تعریف شده همانند نرخ ارز شناور استفاده نگردد:

 روش نرخ ارز شناور دراین روش دولت هیچگونه دخالتی دربازار ارز نداشته ونرخ ارزبرطبق عرضه وتقاضا تعیین میشود درواقع تغییرات نرخ ارز تابعی است از تغییرات عرضه تقاضای ارز دربازارودراین روش دیگرتجویز ارز که میتوانست به کسری تراز جاری منتهی شود توسط دولت منتفی بوده ودولت میتواند بجای صرف وقت وتوان خود درتثبیت نرخ ارز درسایر اهداف اقتصادی خود متمرکز باشد.

 

 معمولا" کشورهایی که احساس میکنند به دلایل مختلف ازجمله کمبود منابع ارزی توان تامین ارزموردلزوم بازار نداشته وبدلیل افزایش بی رویه تقاضا نسبت به عرضه قیمت ارز با رشد بی رویه ایی مواجه میگردد وارزش پول داخلی تضعیف میگردد ویا حتی برخی از کشورها بدلیل داشتن منابع ارزی کافی درجهت حمایت از صادرات بااستفاده از روش تثبیت نرخ ارز ونگه داشتن نرخ ارز درسطح مطلوب وممانعت از کاهش بی رویه آن اقدام میکنند.

 البته روشهای دیگری نیز همانندنرخ ارز تعدیل شده ونرخ ارز مدیریت شده و... که روش های ترکیبی بوده که دربرخی کشورها مورد استفاده قرارمیگیرد.

آنچه دراینجا بیشتر جای بحث دارد افزایش قیمت طلا وعلی الخصوص سکه درکشورما میباشد که البته خود متاثر از نرخ جهانی میباشد .

جالب اینکه دولت بیکباره همانند ارز اقدام به دخالت دراین بازارکرده واقدام به تثبیت نرخ سکه نموده وعرضه وسیع آن را درحجم بالا صورت دهدتا مردم اطمینان داشته باشند این اقدام عملی است!!

 حال نمیدانم که مشاورین اقتصادی دولت چگونه روشی را که برای ارز بکارگرفته میشود را برای سکه(که نرخ جهانی دارد)پیشنهاد دادند که نتنها این روش جواب نداد بلکه منجر به یک بهم ریختگی وسردرگمی وسیع دربازار شد وهجوم وسیع مردم برای خرید سکه ارزان منجرشد تا دولت بیکباره بجای توان تحویل (که میتوانست حتی پشتوانه بانک مرکزی رانیز تخلیه نماید)به شعار متوصل ودرنهایت بجای پذیرش اشتباه وقطع عملیات دریک تصمیم جالب وبحث انگیز اقدام به اخذ ارزش افزوده(مالیات)ازسکه نمود که درواقع این را محترمانه خاص اعلام کند که دیگرقادر به فروش سکه(طلا)زیر قیمت جهانی نیست وجالب اینکه همین تصمیم باعث شد تا قیمت سکه(طلا)بالاتر ازقیمت جهانی قرارگیرد!

بالاخره من نمیدانم که چرامشاورین اقتصادی دولت جلوی چنین تصمیماتی را که هم میتواند خسارات جبران ناپذیر اقتصادی ببار آورد وهم روند تصمیم گیریهای غیر علمی وغیر تحلیلی درسطح دولت که بالاترین مرجع تصمیم گیری کشوراست را نشان میدهد ممانعت بعمل نیاورده وحتی خودشان نیز تحلیل وتاییدمینمایند!؟


 
 
استراتزی مثبت درمحیط زیست(دوچرخه رایگان همراه خودرو)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
 

یکی از دغدغه های اصلی محیط زیست همه کشورها استفاده از محدودیتها وممنوعیتهایی برای وسایل آلاینده میباشد که ازموارد اصلی آن بدلیل تولید واستفاده روز افزون مردم از خودرو و وسایل نقلیه موتوری میباشد.

بارشد شهرها وتوسعه زندگی شهری وافزایش مدل وتولیدمنطبق باسلایق مختلف وهمچنین احساس نیازخانواده ها به داشتن بیش از یک خودرو این وسیله راجزو یکی از آلاینده های اصلی قرارداده وازآنطرف تحرک افراد رانیز بشدت کاهش داده لذا یکی از مهمترین وضروری ترین وسیله ایی گردیده که زندگی بشر را با خطر جدی مواجهه نموده است.

 دغدغه اصلی دولتمردان ومسئولان امرمحیط زیست درهمه کشورها پیدانمودن راهکارهایی برای کاهش آلایندگی خودروها وتغییر سلیقه زندگی مردم از وسائط نقلیه موتوری به غیرموتوری  همانند دوچرخه میباشد که هم میتواند آلایندگی هوا را کاهش دهدوهم سلامت جسمانی آنها راافزایش دهد.

درکشورمانیز همانند همه کشورها ازاین استراتزی منفی یعنی جریمه وتوقف خودروهای آلوده کننده وجریمه  خودروسازان درصورت عدم  تولید خودرمغایر بااستانداردهای لازم ومصارف پایین وهمچنین از رده خارج کردن خودروهای فرسوده استفاده میگرددکه متاسفانه بدلیل رشد روز افزون تولید تاثیرات موثری نتوانسته درکنترل آلایندگی ایجادنماید.

یکی از مهمترین عامل دیگری که مارا وادار به پیدا کردن استرازی دیگری میکند عدم تغییر سلیقه افراد درراهبردهای قبلی است بطوری که سیاستهای کنترل تولید وحذف خودروهای فرسوده ازیک سو’وایجاد جایگاههای دوچرخه ازطرف دیگرنتوانسته مردم را به استفاده ازدوچرخه ترغیب نماید وهمه این هزینه ها درحدقابل قبول انجام ولی نتیجه ایی حاصل نشده است .

 دراستراتزی مثبت پیشنهاد این است بجای جریمه وتنبیه بیاییم رویه مثبت استفاده کنیم بدین نحو که هرخودروساز به ازای هرخودرو تولیدی وفروخته شده یک دوچرخه نیز به خریداربصورت مجانی تحویل نماید دراین صورت اولا" شرکتهایی را که  تولید محصولات آلاینده  میکنند وادار مینماید که محصول دوستدارمحیط زیست نیز درکنار آن تحویل نمایند که این خود علاوه کمک به توسعه محصولات دوستدارمحیط زیست میتواند به راحتی سلایق افراد وترغیب آنها به استفاده از وسایل نقلیه غیر موتوری ومعرفی آنها کمک کند واز آنطرف درصورتی که چنین طرحی اجراشود درواقع با تولید وفروش هرخورو یک دوچرخه نیز تحویل میگردد وبا توجه به اینکه ازنظر فرهنگی صاحبان خودروهامهمترین اشخاصی هستند که لازم است از نظر کاهش آلایندگی به استفاده بیشتر ازوسایل نقلیه غیرموتوری روآورند دراین طرح مستقیما" دوچرخه به انها تحویل میشود ومیتواند بسرعت فرهنگ سازی نماید.


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی (مبحث دوم هدفمندکردن یارانه ها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

یکی ازاهداف اصلی که برای هدفمندکردن یارانه ها مطرح شده جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی واتلاف سرمایه عظیمی از منابع ملی که به مصرف یارانه میرسد که میتواند دولت را درسرمایه گذاری به تولید کمک کند وهمچنین با حذف یارانه کارایی وکارامدی تولید افزایش میابد.

حال به بررسی موضوعات فوق میپردازیم تا ببینیم آیا موضوعات فوق بدرستی طرح شده وبا اجرای طرح فوق نتیجه مطلوب حاصل خواهدشدیانه وچرا تاکنون این طرح اگراینقدر مفید وموثربوده مسقوط مانده است؟

 بابررسی اجمالی مواردمصرفی  که مشمول پرداخت یارانه بوده ازقبیل نان ، سوخت(نفت وگاز وبنزین وبرق) وآب میبینیم که اولا" موارد فوق جزو اقلام ضروری بوده وهرچند ممکن است مردم اضافه مصرفی بدلیل ارزان بودن کالا(که آن راهم میتوان گفت شیوه بد مصرف) داشته باشند ولی هرگونه افزایش قیمت نمیتواند مصرف را ازیک حد مصرف ضروری کاهش دهدمگربا توسعه زیرساختها واقدامات تکمیلی آن دریک مقدارودرصد قابل قبول همانندآموزش وتغییرسلیقه وذائقه افراد به مصرف موادغذایی جایگزین نان ویا تولید وعرضه محصولات کم مصرف محصولات برقی وتولید وعرضه خودروهای کم مصرف بنزینی یا باایجاد وتوسعه تولید وعرضه رقابتی پنجره های دوجداره مصرف گازخانکی را کاهش داد.

 باتوجه به بررسی تحلیلی فوق میبینیم که از بدو انقلاب یکی از اصول مهم نظام حمایت ازمردم وقشر آسیب پذیر درتامین وعرضه کالاهای ضروری وهمچنین بدلیل اینکه یکی از تولید کنندگان اصلی نفت وگاز بودیم عرضه سوبسید دارآن مطرح بوده حتی درصورت امکان عرضه رایگان آن نیز مطرح بوده است ازآنطرف آموزش وبهداشت رایگان نیز درقانون اساسی وحتی از قبل ازانقلاب نیز مطرح بوده است.

 تورم سالانه منجر شده بود تا بمنظور کنترل سوبسید اعطایی وهم چنین وجود مساله قاچاق سوخت مسئولین را وادارنماید تا بصورت پلکانی اقدام به افزایش قیمت سوخت ونان بطورسالانه دست بزنند درواقع حذف وهدفمندی یارانه ها از گذشته ها مطرح بوده نه که نباشد ولی تحلیلگران اقتصادی حذف یکباره آن راتایید نمیکردند وتحلیل گران اقتصادی تامین بخشی ازآن را وظیفه دولت میدانستند بنابراین میتوان گفت حذف یکباره سوبسید رانمیتوان شجاعت ویا اقتدارنامید درصورت تحلیل درست بدلیل اینکه موارد فوق جزوکالای ضروری میباشند تاثیر قابل توجهی درکاهش مصرف ایجاد نمیشود وبدلیل عدم ایجادزیرساختها اگر اتفاق بیافتد نیز میتواند ناشی از کاهش رفاه اجتماعی باشد همانند اینکه خانه فقیرانه ایی که پنجره دوجداره ندارد درسرمای زمستان مجبورباشد ازوسایل گرمایشی کمتری استفاده نماید که خود منجربه بروزبیماری ومشکلات دیگرخواهدشد.

مورد دوم واتفاق دیگری که ازنظربرخی تحلیل گران اقتصادی توجیه علمی ندارد حذف سوبسید وپرداخت نقدی میباشد که درواقع تجویز نقدینگی به جامعه وافزایش تورم مضاعف (افزایش قیمت حامل های انرژی ازیکطرف وتجویز نقدینگی ازطرف دیگر) که خود توان دولت ومردم را درسرمایه گذاری وپس انداز میگیرد حتی منفی میکند.

مورد سومی که دراین بین اتفاق افتاد وانتظار میرفت حداقل با حذف یارانه ها وافزایش توان مالی دولت حداقل این مورد (بهبود ارائه خدمات بهداشتی و/اموزشی توسط دولت بود) که ارتباط مستقیم با رفاه عمومی دارد باید تقویت میشد که متاسفانه برعکس دراین حوزه نیز متاسفانه با حذف سوبسید وافزایش نرخ شدید ایجادگردید که میتواند تاثیر منفی زیادی در تامین رفاه عمومی ایجاد نماید واین خود این سوال را درذهن مردم ایجادنماید پس افزایش چشمگیر درآمد نفت دولت ودرآمدناشی از حذف یارانه ها وعدم پوشش وحذف خدمات بهداشتی وآموزشی درکجا به مصرف میرسد وچه سود ونفعی به حال مردم دارد.درواقع دردوره ایی که مردم احساس میکردند درسایه افزایش قابل توجه درآمد ملی به رفاه اجتماعی بالا دست میابند با افزایش بیش ازحد مخارج وفقرروبرو شدند.

درنهایت چنین استنباط میشود که حذف یکباره یارانه ها بدون ایجادزیرساختها(که درصورت ایجاد آن وحتی بودن سوبسید کاهش مصرف قابل توجهی میتوانست ایجادشود)نه تنها نمیتواند درکنترل مصرف مفید وموثرباشد بلکه میتواند تورم زانیز باشد .

 بالاخره مردمی که کشورشان خود تولید کننده اصلی میباشد انتظاردارند تا از مزیتهایی نیزبهره مند باشند که این مزیت یادرنرخ مصرف پایین است ویا ارائه خدمات دیگرکه بتواند پوشش هزینه خوبی درسبد هزینه خانوار باشد.

بنابراین هدفمندسازی یارانه ها دراین مقطع وبیکباره وپرداخت یارانه نقدی  توجیه اقتصادی لازم راندارد مگراینکه توجیه سیاسی اقتصادی داشته باشد که آن هم درطولانی مدت بدلیل اثرات سوء اقتصادی نتیجه منفی خواهدداد. 


 
 
تصمیمات اقتصادی یا سیاسی!(مبحث اول افزایش حقوق بازنشستگان وکارکنان)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

هرتصمیمی که منجر به افزایش یا کاهش نقدینگی درجامعه گردد ویا به نحوی با پول ومصرف وهزینه وپس انداز وسرمایه گذاری ودرآمد افراد درارتباط باشد را تصمیمات اقتصادی گویند.

 سالها پیش بیکباره حقوق بازنشستگان دریک تصمیم غیرمنتظره وناگهانی با یک افزایش صددرصدی روبرو شد ودرگام اول با خوشحالی شدید بازنشتگان وتایید تصمیم خیراندیشانه دولت درجهت افزایش رفاه اجتماعی آنان روبرو شد ولی به علت ایجاد فاصله عمیق وغیرمعمول حقوق بازنشستگی با حقوق کارکنان منجر گردید که درخواست بازنشستگی به شدت افزایش یافته وکاربرای کارکنان توجیه نداشته باشد واین وضعیت دولت را ناچارنمود تا دوباره شروع به افزایش حقوق کارکنان ارآموزش وپرورش گرفته تا سایر ادارات بکند تا بتواند جبران اشتباه بکند.

 این تصمیم دولت دریک مقطع کوتاه رضایتمندی وحمایت وسیع کارمندان وبازنشستگان را بدنبال داشت ولی آیا ازنظر اقتصادی این تصمیم چقدر کارشناسانه ودرافزایش رفاه عمومی موثر بود؟ مشخصا" از نظر اقتصادی تجویز نقدینگی به هر نحو نه تنها منجر به افزایش رفاه عمومی وکاهش فقر درجامعه نمیگردد بلکه درمواردی ممکن است بدلایل تاثیر مضاعف برمصرف وتورم فقررا درجامعه بیشتر کند که این از دوعامل ناشی میشود:

١) تجویز نقدینگی بیکباره با افزایش حقوق ودرآمد بازنشستگان بدلیل آنکه آنها زیر خط فقر ویا در طبقه متوسط حضورداشتند همه افزایش بسوی مصرف غیر ضروری از قبیل کالای مصرفی ولوکس هدایت میشود نه سرمایه گذاری همانگونه که همین عامل باعث شد تا خرید کالاهای لوکس خانگی وهمچنین خرید خودرو قسطی توسط آنها بشدت افزایش یابدوهمچنین کالاها وخدمات واجاره مسکن و... توسط سایر صنوف که بهرحال آنها نیز میخواهند به نحوی درآمد خودرابدلیل افزایش درآمد بخشی از جامعه افزایش دهند با توجه به اصل مهم اقتصادی که "هزینه قابل کاهش نیست ولی درآمد به راحتی میتواند کاهش یابد" وهمچنین تجویز نقدینگی درجامعه منجر به تورم وتغییرخط فقر میگردد" منجرگردیده که این افزایش حقوق نه تنها رفاه آنها را آنطور که باید افزایش ندهد بلکه مشکلات ونیازها ومصارف آنها را افزایش دهد.

 اصولا" بهترین رویه برای افزایش رفاه اجتماعی کاهش خط فقر وکاهش هزینه خانوارها با شناسایی صحیح سبد هزینه های اصلی آنها وتامین بخش اصلی آن توسط دولت بجای تجویز پول به افراد میسرخواهد بود همانند هزینه های بهداشت ودرمان وآموزش که نه تنها جزو سبد هزینه های اصلی واساسی است بلکه درصورت عدم جبران آن توسط دولت وواگذاری پرداخت هزینه وانجام آن به مردم ممکن است بسیاری از مردم بدلیل عدم امکان برنامه ریزی لازم درتخصیص درآمد به هزینه ها والویت بندی هزینه ها وهمچنین بدلیل افزایش هزینه های تعهدآورهمانند قسط خودروو.. منجرمیگردد که هزینه بهداشت وآموزش خانوارها کاهش یابد که خطرات جبران ناپذیری خواهد داشت لذا درجوامع توسعه یافته ودرحال توسعه  تامین بهداشت وآموزش رایگان جزو وظایف وبرنامه های اصلی دولت بشمار میاید.

٢) شما با یک محاسبه ساده میتوانید به حجم عظیم تجویز یکباره نقدینگی که نه تنها بارمالی دولت را ماهیانه بشدت افزایش میدهد وتورم زاست مواجه خواهید بود که میتوانید به راحتی محاسبه نمایید که چقدر با این حجم پولی میتوان اشتغال وآموزش وبهداشت که دغدغه وعامل اصلی ایجاد رفاه اجتماعی ورشد وتوسعه زیرساختها برای آینده ایی توسعه یافته وتوام با رفاه اجتماعی میباشد وبجای آن به مصرف کالاهای غیرضروری اختصاص میابد یعنی پول بجای سرمایه گذاری وپس انداز ورشد وتوسعه درخدمت مصرف وتغییرسلیقه وتورم وگرانی و...قرارمیگیرد

درواقع دولت تضعیف تر وناتوان تر ومردم فقیرتروناامیدترمیشوند.

برای مثال اگردرجامعه ٠٠٠/٠٠٠/١٠کارمند وبازنشسته داشته باشیم که متوسط ٠٠٠/٠٠٠/٣ریال حقوق میگرفتند ودراین طرح دولت با افزایش حقوق ٠٠٠/٠٠٠/۶ریال بگیرند درواقع ما باتجویز ماهیانه 

٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٣٠ریال روبرو خاهیم بود که به جامعه ومصرف مستقیم تجویز میگردد که اگر با این پول بخواهیم سرمایه گذاری کنیم وتاسیس کارخانجات کوچک ٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/۵ریال جهت اشتغال زایی واستخدام فرزندان بازنشسته ها راه استفاده کنیم درواقع ماهیانه ۶٠٠٠کارخانه درماه به جای ایجاد ،صرف هزینه کالاهای غیرضروری میشود درشرایطی که مردم اگر کاملا" لمس میکردند که واقعا" چنین سرمایه گذاری واشتغال زایی وتولیدی برای رفاه آنها صورت میگیرد وچون به وضعیت موجودشان نیز عادت داشتند ومیدیدند اگر این پول توسط دولت سرمایگذاری شودنگرانی از آینده فرزندانشان نخواهند داشت چقدر خوشحال تر وامیدوارتر بودند.


 
 
قحط الرجال
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
 

گویند درگذشته های دور حاکمی درسرزمینی وسیع به حکمرانی رسید که جمعیتی زیاد و اندیشمندانی بزرگ ومال واموالی بی پایان داشت ،حکمران بربسیاری از  اندیشمندانش اعتماد نداشت وامورات را نیز میدانست جز اندیشمند نمیتواند دراین سرزمین وسیع بگرداند با تلاش بسیار وظایف را به ده عنوان تقسیم وتوانست هشت عنوان را به افراد کاردان بسپارد ولی دو عنوان را کسی نیافت وبناچاربه به کسانی  که تجربه کافی درآن امور نداشتند سپرد، همین دو کافی بود تا بسیارتصمیمات اشتباه وبسیار خسارتها ببار آید ومردم وهمه فریادشان درآمد که مگر قحط الرجال است که مسئولیت را به آن بیخردان سپرده ایی!

  جوامع امروزی بسیار پیشرفته شده بطوری که همه کشورها بجز معدود کشورهای دنیا برای اداره امورخود قوانین ومقررات خاصی دارند وبسیاری از دولتها با انتخابات مردم به ریاست میرسند بنابراین چنین دولتهایی باید به مردمجوابگو بوده وباید درچارچوب قوانین فعالیت نمایند تا خسارتهای جبران ناپذیر به کشوروارد نشود وهرگونه انحراف از خدمت به مردم وتضییع حقوق آنها وتخطی از رشد وتوسعه اقتصادی واجتماعی وفرهنگی به آسانی قابل پیگیری واصلاح باشد وهمه نهادهای قانونی واجرایی برای انجام بهینه امور کاملا تعریف شده ووظایف آنها را مشخص کرده اند وبه اندازه کافی از علم ودانش روز ومتخصصین وکارشناسان خبره درمیان مردم برخوردارند.

 ولی متاسفانه درمواردی اتفاق میافتد که حاکمان ونمایندگان  بعد از انتصاب توسطمردم بجای توجه به وظایف تعریف شده درقانون واساسنامه وبجای هدایت علمی وصحیح به شعار وفریب روی میاورند که این راه را بهترین راه برای پیاده سازی امیال خود وانتصاب دوستان وآشنایان به امورات بزرگ واساسی است که این عمل خسارات جبران ناپذیری را میتواند ببار آورد وچنین تیمی به راحتی قابل شناسایی است که چون همه گفتارها ورفتارها بجای اتکاءبه آمار وارقام وتحلیل علمی،متکی به شعار بداخلاقی است .

 هرکشوری برای اداره امور رییس قوه مجریه ایی دارد که اونیز از وزارتخانه ها ی مختلف تخصصی برای هدایت وانجام صحیح امور بهره میگیرد واین وزارتخانه ها همه تخصصی بوده وهزارن کارشناس درپستها ی مختلف ودارای تحصیلات مرتبط وبا آموزشهای موردی وکاملا" آشنا به قوانین وسیستم موجود درآن فعالیت میکنند(پیروجوان) ولی اگر یکباره ببینی که ریاست ووزارت آن را فردی غیرمرتبط بعهده میگیرد باید دربهبود فعالیتهای آن وزارتخانه شک کنی واگر دیدی چنین وزیری اتوبوسی از کارشناسان ومعاونین نیز بدنبال دارد باید صددرصد بدانی که آنها نه برای مدیریت آن وزارتخانه بلکه برای تضعیف وتخریب آن آمده اند.

هرکشوری نمایندگان ومجلسی دارد که نماینده انتخابی مردم میباشند که اگرچنین باشد باید دروظیفه قانون گذاری منافع ملی را مدنظر قرارداده وبرای دفاع از حقوق وحقه آنان از هیچ تلاشی کوتاهی نکند واز هیچ مسئول ومقامی نهراسد که اگر چنین نکند بدانید که گرفتار پست ومقام وجاه وجلال شده وبدنبال اهداف فردی میباشد تا جمعی.

هرکشوری قوه قضایی دارد که میخواهد با قسط وعدالت مانع تضییع حقوق ملت شود وهرمقام ومسئول وفردی که قوانین ملی را زیر پا بگذارد که اگرچنین نکند بدان که مقام قاضی براو منتصب نیست وخود ابزاری است برای حاکمان وظالمان.

بنابراین چه آسان است خدمت کردن ومردمی بودن رضایت مردم را تامین کردن وچه آسان بدرستی وکمال اداره کردن امور با گماردن افراد متخصص برمنصب امور ورشد توسعه افزایش رفاه عمومی مردم وچه آسان است خطا کردن وانتصاب افرادغیر متخصص ومجرب برمسند امور ونادیده گرفتن قوانین وتخطی از وظیفه اصلی وعدم جوابگویی به مردم وهمه را نادان فرض کردن وخاطی دانستن وخودراحق وحاکم جان ومال مردم دانستن .

چون چنین شود مردم مثل معروف را گویند "دراینجاقحط الرجال است ؟"

 

 


 
 
علم اقتصاد /دروغ وشعار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

اصولا" یکی ابزارهای مهم دولتمردان وسیاست مداران برای تحقق رشد اقتصادی درجامعه وافزایش رفاه عمومی  استفاده بهینه ازاندیشمندان اقتصادی وتئوریهای اقتصادی آنان است ،روشی که کشورهای پیشرفته نیز همین راه را طی کردند وهمه آنها رشد وتوسعه خود را مدیون اقتصاددانانی همچون آدام اسمیت (که از او بعنوان پدراقتصاد یاد میشود)،کینز (که بیشترکشورهای سرمایه داری ازنظریات او پیروی کردند)، مارکس(که نظریه پرداز سوسیالیستی است وکشورهای کمونیستی خودرا مدیون نظریه های اقتصادی او میدانند وریکاردو.....

تکیه برعلم اقتصاد واندیشمندان اقتصادی منجرمیشود تا منابع محدود کشور بخوبی ارزیابی وبرطبق نیازها ودرخواستهای نامحدود جامعه الویت بندی وبهترین راهکارهای علمی درجهت تامین نیازها وتولید وعرضه کالاها وخدمات وسیاستهای پولی ارائه تا مردم بتوانند از حداکثررضایتمندی ووابستگی ورفاه عمومی برخوردار گردند .

درصورت استفاده مفید وموثر از علم اقتصاد دیگرلزومی به شعار ودروغ نبوده ومیتوان روند رشد وتوسعه کشور را بخوبی ترسیم وعرضه وتقاضا را بخوبی مدیریت کرد.

منابع ملی دربهترین مسیر مصرف(جاری وعمرانی)شده وصنایع ملی برطبق نیازجامعه ودرجهت رشد وتوسعه وعرضه وتقاضای واقعی جامعه برای دستیابی به رفاه عمومی هدایت میشوند.

اگر دولتی به شیوه های علمی اقتصادی توجه ننماید واز کارشناسان ونظریه پردازان بنام اقتصادی بهره نگیرد ویا خود وصاحبنظرانش به مشکلات واختلالات وهمچنین عوارض اقتصادی موجود درجامعه که مورد نقد کارشناسان قرارمیگیرد بصورت تحلیلی پاسخ ندهند چنین جامعه ایی جزفقر وبدبختی برای مردم چیزی به ارمغان نخواهد داشت وهمه منابع موجود را ضایع وفقرا روزبروز ضعیف تر وسرمایداران سرمایه دارتر خواهد شد.

درکشورهای جهان سوم برخی دولتمردان بجای اتکاء به علم وعمل برای دستیابی به رضایتمندی عمومی به دروغ وشعار متوسل میشوند وناچارا" درهمه آمارها نیز دست برده وچشم خودرا به تورم ورکود وعقب ماندگی وفقر وبدبختی میبندد واحساس میکنند جزچند نفر کارشناس کسی اطلاع دقیقی از آنها ندارد درصورتی فقر وبیچارگی کاملا" ملموس است وروزانه مردم با آن دست به گریبان ،درچنین جوامعی بهداشت وآموزش هرروز کم رنگ تر وپرهزینه تر میگردد و رایگان بودن آن جزشعار وجودخارجی نخواهدداشت ،هزینه های ضروری جامعه همچون خوراک وپوشاک وایاب وذاب درحداقل ها خود برای بسیاری مشکل سازاست(خط فقر هرروز بالاتر وبالاتر میرود)،درچنین جامعه ایی ارزش پولی کشورروزبروزنسبت به ارزهای خارجی کاهش یافته وکشوربرای تامین منابع پولی خود اقدام به چاپ پول وبرای جبران ارزش پول اقدام با کاهش صفر وتغییر عنوان پولی مینماید،وراهکارهای مختلفی که مرهم بی تاثیری است به روند انحطاط درصورتی که عامل اصلی همان متوصل شدن به شعار بجای بهره گیری از دانش علم اقتصاد وبهره گیری از اندیشمندان است .

شاید دربسیاری از کشورهای جهان سوم دانش لازم واندیشمندان اقتصادی نباشد که درچنین شرایطی حتی بهره گیری از اندشمندان خارجی بهتر از مدیریت بی تدبیرباشد وتاسف بارتر این خواهد بود که کشوری پراز اندیشمند ودانش باشد ودولتمردان به سلیقه وشعار توسل جویند.

درعلم اقتصاد رشد وتوسعه اقتصادی بطور کامل توسط دانشمندان بحث وبررسی شده(رشد و توسعه اقتصادی Growth Development    ) ومسائل مختلف اقتصادی ازقبیل تولید ناخالص ملی ((GNPوتولید ناخالص داخلی (GDP) و...

برای آشنایی بیشتر درزمینه مسائل عمومی علم اقتصادواهمیت آن بطور خلاصه به بیان برخی از تعاریف وموضوعات ومباحث میپردازم:

 

علم اقتصاد،علم تخصیص بهینه منابع محدود برای تامین نیاز ها و خواسته های نا محدود . درواقع دراین تعریف سه اصل مهم وجوددارد:الف)اصل تخصیص منابع(  Resource Allocation principle ):دراین اصل درواقع برای رسیدن به هرهدفی (مصرف بهینه منابع)راه حلهای مختلفی وجودداردوبااستفاده از تئوریهای اقتصادی بهترین راه انتخاب میشود. ب) اصل محدودیت  یاکمیابی(scurcity principle):دراین اصل اشاره به این میشود که منابع برای تامین نیازها وخواسته ها محدوداست که این اصل درواقع یکی از عوامل اصلی قیمت گذاری محصول میباشد.ج) اصل اهداف(taryets principle    ): این اصل درواقع بصورت پولی تخصیص بهینه منابع محدود برای تامین نیازهای اصلی الویت بندی وارزش گذاری میشود.

دراقتصاد مباحث مختلفی مورد تجزیه وتحلیل قرارمیگیرد که برخی از موضوعات اساسی آن برای آشنایی بیشتر به شرح زیر است:

تقاضا ( Demand  ):

مقدار خواسته ونیازی است که برای یک کالا در یک مقطع زمانی ومکانی مطرح میباشد.

عرضه ( Supply):

مقدارعرضه محصول دریک مقطع زمانی ومکانی را عرضه میگویند که مقدارآن بستگی زیادی به قیمت کالا ، تکنولوژی تولید و قیمت عوامل تولید .

 

درمباحث عرضه وتقاضا مباحث مختلفی همچون کشش قیمتی ،کشش درآمدی ،نقطه تعادل ....مطرح میباشد که درتئوریهای اقتصادی بصورت دقیق وعلمی مورد بحث قرارگرفته است.

درکشش قیمتی تاثیر افزایش یا کاهش قیمت کالا برمیزان عرضه وتقاضا مورد بررسی قرارمیگیرد.

درکشش درآمدی تقاضا درصد تغییرات تقاضای مصرف کننده را به ازاء درصد تغییرات درآمد نشان می دهد

اگر کشش درآمدی کمتر از صفر باشد مشخصه این است که کالا کالای پست ( کالایی که با افزایش درآمد مصرف کننده ، تقاضایش برای آن کالا کاهش یابد و بالعکس )

کشش درآمدی بین 1 و صفر مشخصه این است که کالا کالای ضروری میباشد(کالایی که درصد تغییرات تقاضا برای آن کالا کمتر از درصد تغییرات درآمد است و جهت تغییرات مثبت است ( درآمد افزایش یابد ، تقاضا هم افزایش یابد اما نه به اندازه ی تغییرات درآمد)

کشش درآمدی بزرگتر از یک باشد به آن کالا کالای لوکس گفته میشود. (بدلیل اینکه درصد تغییرات تقاضا برای آن بیش از درصد تغییرات درآمد یعنی با افزایش درآمد تقاضا برای آن هم افزایش می یابد اما بیش از تغییرات درآمد )

برای افرادی که کم درآمدند اکثر کالا ها لوکس اند اما در سطوح بالا تر درآمدی اکثر کالا ها پست محسوب

کشش متقاطع تقاضا که برای شناسایی کالاهای مکمل ، جانشین ووابسته استفاده میشود.

 

بازار ( Market ):

محل تلاقی  عرضه و تقاضا را بازار می نامند . قیمت یک کالا و مقدار تعادلی آن در بازار(زمان ومکان شخص) تعیین می شود .

 

هزینه های تولید :

 

1-      هزینه های ثابت Fixed Cost(هزینه های ثابت هزینه هایی هستند که ربطی به میزان تولید ندارند)

2-      هزینه های متغیر Variable Cost(هزینه هایی که متناسب با افزایش یا کاهش تولید افزایش ویا کاهش میابند)

 

 

 

 


 
 
رشد وتوسعه اقتصادی چرا وچگونه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
 

 افزایش رفاه عمومی جامعه ،کاهش فساد اجتماعی ،افزایش رضایتمندی ،افزایش سطح علمی وفرهنگی وآگاهی عمومی و.... همه همه وابسته است به توان اقتصادی ومالی دولت وفقر اقتصادی کلید همه بدبختی ها ومشکلات متعدد اجتماعی است.

 کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه تمام تلاش وکوشش خود را معطوف به این میکنند تا بتوانند با دست یابی به رشد اقتصادی مطلوب خودرا از فقر وبدبختی به رشد وبالندگی برسانند ولی دراین بین با توجه به استراتژی هایی که انتخاب میکنند به چند گروه تقسیم میشوند:

١- گروه کشورهایی که استراتژی کشورهای پیشرفته وسیاستهای اقتصادی آنهارابرای خود الگو قرارداده وبرطبق آن عمل میکنند وبیشتر به صنایع وفعالیتهایی که مکمل وموردنیاز کشورهای پیشرفته میباشد ویا ازنظر تکنولوژی وابسته به تخصص ونیروی انسانی میباشد که از نظر دستمزد تولید آن از نظر کشورهای پیشرفته درسایر کشورها مقرون به صرفه است اعلام آمادگی وفعالیت میکنند که همین امر منجرگردیده تا بخوبی مسیرتوسعه را بدنبال کشورهای پیشرفته طی نمایند که کشورهایی همچون چین وکره و... بیشترکشورهای آسیای شرقی از این رویه استفاده مینمایند.

٢-گروه کشورهایی که استراتژی محصول و موقعیتهای ذاتی رااستفاده میکنند که دراین استراتژی سیاستهای اقتصادی کشور برطبق پتانسیلهای ذاتی وتوان بالفعل ازقبیل اتکاء به تولیدات کشاورزی ومحصولات غذایی وصنایع تبدیلی ویا اتکاء به محصولات دریایی ویا سیستم حمل ونقل دریایی بدلیل دست رسی به دریا واقیانوس ویا اتکاء به صنعت توریسم ویا معادن و... که کشورهایی همچون استرالیا واسپانیا وترکیه و...

٣- کشورهایی که متکی به منابع سرشار مالی میباشند وبیشتر درتلاش هستند تا تکنولوژی روز جهانی را دست یافته ودرواقع به یک جهش اقتصادی ورشد وتوسعه دست یابند وهیچ یک از تئوریهای اقتصادی وروشهای روز دنیا را قبول نداشته وبدنبال آن هستند با استفاده از توان مالی وبدون وابستگی وپیروی از سیاستهای کشورهای توسعه یافته رشد وتوسعه یابند که کشورهای عربی وایران که ازمنابع سرشار درآمد فروش نفت برخوردارند از این نوع میباشند.

 

رشد وتوسعه اقتصادی نه تنها یک مبحث عمیق علمی است بلکه نیازمندیک برنامه ریزی وتلاش مدیریت شده میباشد وبدور از شعار وجنجال آفرینی ونیازمند یک ارتباط صحیح وسالم با برخی از کشورهای توسعه یافته است تا بتواند از تجارب وتنکوژی آنها بهره مند گردد.

یکی از بهترین شیوه ها الگو برداری از کشورهای پیشرفته وجلب اعتماد آنها برای همراهی وانتقال تکنولوژی میباشد شیوه وروشی که کشورهایی همچون چین وکره وتایوان... انتخاب نمودند بطوری که بسیاری از تولیدات کشورهای پیشرفته درآن کشورها انجام میشوند یعنی انتقال تکنولوژی خودبخود صورت گرفت وکارشناسان وکارگران آنها به متخصصین ماهر تبدیل شدند.

بدلیل اینکه کشورهای پیشرفته بدنبال توسعه ونوآوری میباشند وبه اصطلاح بسوی تکنولوژی های جدید درحرکت هستند میتوان با جلب اعتماد وایجاد ارتباط مناسب تکنولژی های کاربر ورده دوم آنها راگرفته وبا آنها همراه شد.

این استراتژی به دوعلت اساسی شیوه کاملا" علمی وتایید شده است ١-بدلیل رشد وتوسعه کشورهای پیشرفته سطح رفاه آنها افزایش رفته وهزینه دستمزد بسیاربالاست وهمچنین بدلیل دست یابی به فعالیتها وتکنولوژی های جدید بسیارتمایل دارند که نسبت به انتقال تکنولوژی پایین تربه کشورهای مورد اعتماد که بتوانند هم از لیسانس آن بهره مند شده وهم ازنیروی انسانی وامکانات آنها بهره مند شوندمنتقل نمایند.

کشورهای که بجای شیوه خود از پتانسیل موجود خود استفاده میکنند این کشورها با اتکاء به این مبحث علمی است که دنیا دنیای تجارت است بنابراین اگرکشورهایی توانسته اند با بهره گیری ازتوان علمی ودانش تجربی خود به پیشرفت هایی دست یابند میتوان برای خرید یا انتقال تکنولوژی ویا استفاده از تولیدات آنها مبادله انجام داد وبهترین نوع تولیداتی که میتوانند با مزیت نسبی تولید وبه آنها عرضه نمایند همانا محصولات زراعی وباغی ویا شیلات ویا منابع معدنی درصورت داشتن مزیت نسبی خودیکی از بسترهای اصلی برای سرمایه گذاری ودستیابی به محصولات صادراتی است که میتواند شما رابه راحتی هم سطح کشورهای پیشرفته برای انجام مبادلات وایجاد ارتباط هم سطح نماید وهمین موارد نیز خود جای تحقیق وپژوهش ورشد تکنولوژی وانتقال تکنولوژی داردویا حتی برخی کشورها مبادرت به سرمایه گذاری وفعالیت درصنعت توریسم میکنند که خود میتواند منابع ارزی زیادی را برای آنها ایجاد نماید تابتوانند منابع پایدار وارتباطات زیادی را ایجاد نماید ومنجر به جذب وفعالیت اندشمندان کشورهای پیشرفته گردد.

سومین گروه که شاید بدلیل دراختیار داشتن منابع ارزی سهل الوصول وهمانند فرزندان پول داری میمانند که از بدو تولد سختی وتلاش ومشگلات راتجربه نکرده ومشگل گشای همه امور حتی تکنولوژی را نیز درپول میبینندکه متاسفانه همین عامل منجرشده به جای استفاده از یک استراتژی تعریف شده اقدام به سرمایه گذاری درهرمسیر وهرفعالیتی میکنند که احساس میکنند میتواندآنها را به رشد وتوسعه نزدیک نماید وبدلیل داشتن درآمد ارزی بالا هیچ گونه توجهی به بازده فعالیتها ننموده همین امرمنجرمیگردد که فعالیتهای سرمایه گذاری آنها ازتنوع بالایی برخوردار بوده وبیشترتلاش آنها حالت سیاسی بخودگرفته وهمیشه ودرهمه حال بدنبال دستیابی به تکنولوژی روزمیباشند وشیوه ایی که بتوانند میان برزده ومسیر توسعه را بیکباره بپیمایند وهمین تلاش بیهوده بخاطر عدم اطلاع کامل وشفاف سازی وهمراهی کشورهای پیشرفته با آنها منجرشده تا با وجود داشتن منابع ارزی لازم رشد وتوسعه آنها بسیارکندتر وبه مراتب عقب تر از کشورهای درحال توسعه دیگرصورت گیرد.


 
 
علم بهتراست یاثروت؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩
 

دردوران کودکی بسیاراین سوال توسط همکلاسی ها مطرح میشد وبسیاری از معلمان نیز بعنوان موضوع انشاء مطرح میکردند.

 آن موقع آموزش درهمه سطوح کاملا" رایگان بود وحتی جیره مواد غذایی نیز میدادند وما تقریبا" باموضوع پرداخت وجه برای تحصیل بیگانه بودیم وبه این علت مسیر تحصیل برای همه به آسانی ورایگان تا هرمقطعی امکان پذیربود.

 هرتحصیل کرده ایی حتی دررده دیپلم یک مقام ومنزلت خاصی داشت وبه راحتی استخدام وازحقوق وامکانات مکفی برخوردار میشد چه برسد آنکه بتواند به درجات بالای تحصیلی برسد که براحتی از هرتاجر ومتمکنی پیشی میگرفت.

 آن موقع ماباقدرت وبدون مکث جواب علم را انتخاب وبااقتدار جملات شیوایی نیز درارتباط با علت آن مینوشتیم.

درواقع برای همه ما کاملا" متقن ومبرهن بود که با علم نه تنها به شخصیت ومقام ومنسب میرسی بلکه به ثروت نیز دست میابی ودسترسی به آن نیز حتی ازدیپلم محقق میشد.

 الان که به این موضوع میاندیشم باخود فکرمیکنم اگرمعلمی این موضوع "علم بهتراست یا ثروت" رامطرح کند راستی دانش آموزچه جوابی دارد.

 ازهمان ابتدایی اگربخواهد بدنبال معلم خوب باشد وکلاس خوب باید به غیر انتفاعی برود وسالانه میلیونی خرج ثبت نام ورفت وآمد ...کند وبرای کلاسها وآموزشهای جانبی نیز لازم است به آموزشگاهها برود ونشریات آموزشی گران قیمت بخردودرادامه راه نیز که دانشگاههابا هزینه کلان انتظارش را میکشندواگرتوان تامین وتهیه مخارج این راه پرهزینه را داشته باشد وبتواند به مدارک عالی برسدتازه مشکلاتش شروع شده وآن هم پیداکردن شغل وکارمرتبط باتحصیلش است.

حال میبینیم که واقعا" برای دستیابی به علم ثروتی را میخواهد والا دراین مسیر پرخرج ازادامه علم بازخواهی ماند.

 من باخود میگویم که واقعا" اگربخواهیم صادقانه بگوییم باید اقرارکنیم اکنون ثروت بالاتر ازعلم است وباثروت به علم میتوان دست یافت وبی آن نه تنها به علم نمیتوانی دست یابی بلکه اگر عالم نیز شدی معلوم نیست به یک زندگی حتی متوسط دست یابی.

افسوس که چرا وچگونه این چنین باید باشد که فقر نه تنها شمارا به فساد وتباهی بکشاند بلکه ازعلم ورفاه نیز محروم نماید.

 


 
 
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩
 

راستی برای انسان هیچ ثروتی بالاتر وباارزش تر از علم وآگاهی وصداقت درگفتاروکردارنیست .

 بنابراین باید بدانیم وبه این توجه کنیم که عمرانسان فانی است وهمه پستها ومقامها ومسئولیتها نیز دراین گذرگاه زندگی همچون یک لباس وپوششی میماند که بسته به زمان ومکان بدستتان میرسد وآن را به تن میکنید وباید روزی نیز تعویض یا کنار بگذارید .

 افسوس که بعضی افراد ارزش انسانی وجایگاه والای انسان بودن را آن گونه که باید نمیدانند یا گمراه شده وهمین که به پست وجایگاهی دست میابند همه انسانیت واخلاقیات را بکناری گذاشته وبرای حفظ جایگاه وسمت خود وتقویت آن به هر کاری از دروغ وتزویرگرفته حتی خشونت و....متوسل میشوند غافل از اینکه این جایگاه ومقام عمرکوتاه تری دارد واگر بیش از معمول وبه زور وتزویر بخواهی حفظ کنی همانند لباسی میماند که چون تعویض نکنی وپاک نگهداری میکندد ومیپوسد وبیش از پیش موجب آبرو ریزی ومشکلات میشود.

 نمیدانم چرا خیلی ها از گذشتگان عبرت نمیگیرند وبجای استفاده از مقام وموقعیت درنفوذ دراذهان وخدمت به دیگران وبجای گذاشتن نام نیک از خود آن را ابزاری برای نابودی خود میکنند.

البته درآن موقعیت آنها تحلیل وتوجیه خودرادارند وبهیچ وجه نمیپذیرند که مسیر را کج میروندوچون عده ایی را میبینند که به تحسین وتمجید اومیپردازند همان بهانه ایی برای ادامه اشتاباهات وروشهایشان میشود.

 گویند اسکندر مقدونی چون ازدنیا برفت وصیت کرد که دستانم را ازتابوت بیرون بگذارند تاهمه ببینند که با آن همه کشورگشایی وثروت واقتدار با دستان خالی ازدنیا میروم.

 ارنست همینگوی نویسنده بزرگ میگوید که هیچ مقام ومسئولیتی پایدارنیست اگرپایداربود به شما نمیرسید(دست همان اولی میماند)

 ولی متاسفانه ما همچنان شاهد هستیم که چگونه بسیاری چون مقام ومسئولیتی را مشروع ویا غیرمشروع بدست میاورند خودراحاکم وقیم دیگران دانسته وتمام تلاش وتوان خود را درتثبیت مقام وموقعیت خودبکارمیگیرد نمیداند که اگر هدایت هواپیمایی را بدستت سپردند باید بدانی که درمسیری پرواز کنی که مسافران انتظار دارند نه درمسیری که خود تمایل داری واگربافرود مخالفت کنی وبه پروازت ادامه بدی بدان که سوخت هواپیمایت به پایان رسید که یا سقوط خواهی کرد ویا منفجر!؟


 
 
ادغام وزارتخانه ها سیاست یا تدبیر!
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳
 

مبحث کوچک سازی دولت یکی از مباحث اصلی ومهم اقتصادی است که از گذشته ها موضوع اصلی کارشناسان وتحلیلگران اقتصادی بوده.

از نظر علمی این مبحث از دوجنبه درساختارسازمانی دولت قابل عملیاتی شدن است ،یکی ازجنبه ساختار عمودی سازمانی ودیگری ازجنبه ساختارافقی قابل تجزیه .تحلیل است:

١- ساختارعمودی :که میتوان با حذف سلسله مراتب اداری و لایه های مختلف اداری صورت میگیرد که دراین صورت کارها با سرعت وکیفیت بالاتری انجام وازنارضایتی ها بشدت کاسته شده واز انتقال ودست به دست شدن کارها وارجاع امور جلوگیری بعمل میاید وهمچنین روسای امور به مراجعین نزدیکتر وبرانجام صحیح امور کاملا" نظارت دارند.

٢- ساختارافقی :دراین رویه اصولا" برای کوچک سازی اقدام به ادغام وزارتخانه ها وکاهش آنها میشود بطوری که شرح وظایف وفعالتهای مرتبط  چند وزارتخانه از طریق یک وزارتخانه قابل پیگیری واقدام میبباشد.

درساختارعمودی هرگونه اصلاح نه تنها اختلالی درسیستم ایجاد نمیکند بلکه سرعت عمل وجوابگویی امور را تسریع نموده وکیفیت انجام عملیات ونظارت برانها را توسط روسای امور بهبود میبخشد.

 درساختارافقی بدلیل ادغام وزارتخانه ها ونیاز به ترکیب وادغام امور درجهت کوچک سازی وزارتخانه ها ازنظر تعددمعاونتها ومدیریتها وهمچنین بررسی ونحوه اقدام امور دروزارتخانه جدید وارجاء امور منجر به بروز یک دوره نکاهت وکندی عملیات بدلیل سردرگمی معاونتها ومدیران درانجام امور ونحوه ارجاء عملیات ایجاد میشود که این خود وزارتخانه های جدید را با یک بحران عملیاتی روبرو میسازد که برای رفع آن دواقدان پیشگیرانه لازم است:

الف) بررسی تحلیلی وتنظیم آیین نامه ها وچارت سازمانی وفرمتهای لازم قبل از ادغام وحتی درصورت امکان انجام وپیاده سازی آزمایشی آن درجهت شناسایی اختلالات ومشکلات احتمالی تا اینگونه تصمیمات با خسارت های غیرقابل جبران وبدترشدن عملیات مواجهه نگردد.

ب) اقدام پیشگیرانه بعد از ادغام که انتساب صحیح مسئولان باتوجه به مشگلات ومواردی که درهماهنگی امور وجود خواهد داشت ومعاونتها ومدیران وتعریف دقیق وصحیح امور که خود حداقل شاید یک دوره یک ساله را برای ساماندهی وهدایت صحیح آن میطلبد .

با توجه به موارد توضیح داده شده دریک دوره ۴ساله دولت ،بهترین زمان ممکن برای انجام این امرمهم دوسال اول دولت خواهد بود ولذا این اقدام یکباره آن هم در سال چهارم دولت که بدلیل اینکه دولت دردوردوم بوده ودرواقع حتی امکان ابقاءریاست جمهوری دردوربعدی وجودندارد جای بسی شک وتردید وجوددارد که دلیل اصلی این اقدام قطعا" نمیتواند دلایل علمی واصلاح ساختار مطلوب باشد ، که البته همین عامل باعث گردیده که اعتراض بسیاری را بدنبال داشته باشد وچنین تصمیمی میتواند خسارت های جبران ناپذیری را بدنبال داشته باشد که امیدواریم تصمیمات واهداف سیاسی با مسائل اجرایی دراین سطح اتخاذ نشده باشد که مشکلات اقتصادی واجتماعی آن مردم را گرفتار ننماید.


 
 
دهکده جهانی بنام زمین
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٥
 

 عنوان دهکده جهانی سالهاست که توسط اندیشمندان مورد استفاده قرارگرفته حتی درآن موقعی که فقط ارتباطات اقتصادی وتجاری ومخابراتی توسعه پیداکرده بود وارتباطات اینترنتی وماهواره ایی هنوز به این گستردگی نبود.

 با رشد ارتباطات اینترنتی وماهواره ایی شاید این ارتباط ازیک دهکده نیز بالا رفته وبه ارتباطات درون خانواده تبدیل شده بطوری که شما از درون منزل خود به راحتی میتوانی با اقساط نقاط جهان ارتباط برقرارکنی ویا اخبار واطلاعات ورویدادهای آنها را مطلع بشوی ،گسترش ارتباطات دراین وسعت قابل تقدیر بوده وخود این میتواند محور اصلی عدالت ودوستی باشد زیرا که هرگونه اتفاق خوب وبد به سرعت به خانواده ها منتقل میشود وشاید یکی از عوامل اصلی تنش ها وحرکتهای آزادی خواهانه ملتها نشئت گرفته ازاین آگاهی ملتها از نحوه زندگی هم نوعان خود دراین کره خاکی میباشد.

 البته باید اقرارنمود ممکن است دردرون این اطلاع رسانی ها وشبکه های ارتباطی گسترده سوء استفاده های سیاسی وفرهنگی و... نیز باشد ولی چون بیننده وشنونده اصلی آن انسان فکور وتنوع خواه است وهمیشه بدنبال سعادت ورفاه ورشد وترقی توام با انسانیت وافتخارمیباشد پس خوب وبد را خود خواهد شناخت ولزومی به نگرانی دراین انتخاب نیست.

 شاید زندگی آپارتمان نشینی را نیز بتوان دربدو پیدایش به این زندگی ارتباطی نوین تشبیه کرد که چگونه درابتدا پدران ومادران نگران تاثیرات منفی ومشگلات شخصیتی وانحرافی همسایگان بودند ولی درطول سال وتجربه زندگی آپارتمان نشینی به وضوح متوجه شدند که بسیاری از آن نگرانی ها بی مورد بوده ودریک مدیریت مشارکتی وتعیین مدیریت خوب برای ساختمان توام با نظارت ،آپارتمان نشینی شاید بسیار راحت تر وبهتر وبا امنیت بیشتر نمود پیدا کرده است.

 گذشته افراد درگذشته ویا شیوه های استثماری بسیاری از کشورها درچندین دهه قبل نمیتواند نشانگر تداوم آن شیوه ها دردوران کنونی باشد هرچند برتری طلبی خصوصیتی است ذاتی ولی با رشد این ارتباطات دیگرمرزها معنی ومفهومی نداشته وآنچه بعنوان مرز درنقشه میبینیم جز تصویری بیش نیست.

 شما دردهکده وروستاها هم میبینید که فئودالی وکدخدایی وجود داشته وچگونه الان آن شیوه ها درشهربه شهرداری وشورا ودرده به بخشداری وشورا تغییر شکل دادند پس تصمیم گیر درهمه زمانها ومکانها لازم است ولی بهترین شیوه ها ،شیوه مشارکتی است.

 عدم توجه حاکمان کشورهایی همچون تونس ومصر...به خواسته مردم تلاش درحفظ قدرت وترویج وتزریق تفکرخود میبینید که چگونه طوفانی از اعتصابها ومخالفتها دربین ملتها ایجاد میکند واین نه منوط به آنها بلکه حتی درکشورهای توسعه یافته نیز توجهی به خواسته ملت داده نشود یا مسئولی به بی کفایتی وفساد متهم شود دریک لحظه اطلاع رسانی میشود واعتصاب واحقاق حق میشود.

 دراین دهکده دیگر هیچ حکومت ومسئول ومدیری نمیتواند بی توجه به قوانین انسانی بین المللی واحترام به ملت خود ورعایت حقوق دیگران به دیکتاتوری ادامه حیات دهد وباید چشمها وگوشها راباز کند حرفها ومشگلات را بشنود وخودرامالک جان ومال دیگران نداندکه چون همه بیدارند ومطلع وهوشیار.

 دراین دهکده بدون مرز دیگرنمیتوان چشم وگوش مردمان رابست همان کاری که شوروی سابق کرده بود وحتی رفت آمد مردم خودرانیز کنترل میکرد وبا دنیای خارج ازترس اینکه مبادا ببینند مردمان دیگرچگونه زندگی میکنندقطع ارتباط کرده بود وسعی میکردند دنیای خارج را آنگونه که خود میخواهند نه آنگونه که هست نشان دهندوبرای این با هرگونه ارتباطات واطلاع رسانی مخالف بودند وبا آن مبارزه میکردند ودیدیم که چگونه از هم پاشید وواقعیتها برمردمانش روشن شد پس چنین مبارزه ایی مبارزه با خود ونابود ساختن تاری است که بدور خودتنیده اند نه مردم مظلوم .

بایدهمه همه از تجربه گذشتگان جباران وظالمان عبرت بگیرند ونگذارند تا نام یادشان لکه ننگی درتاریخ باشد که متاسفانه افرادی همچون قزافی چنین میکنند ومانیز درتاریخ داریم حاکمانی همچون ضحاک را.

 بیایید همه همه به عدالت انسانیت ودوستی با خانواده خودو همسایه ودوست وحتی طبیعت ...زندگی کنیم واین دهکده کوچک جهانی را به دهکده صلح صفا تبدیل کنیم که نظم و نظام دنیا سیری جزاین را نخواهد داشت وبدیها وزشتیها رسوا ونابود خواهدشد.


 
 
ادب واحترام وانسانیت بزرگترین سرمایه ملی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢
 

 یکی از مهمترین اصل درپیشرفت وترقی این است که نقاط قوت وضعف خود را خوب شناخته وبجای سرپوش گذاشتن به آنها از ترس از رقبا ومخالفان به بیان وتحقیق وتفسیر علمی پرداخته وراههای اصلاحی لازم را بکارگیریم تا گذشت زمان زخم تازه را به کهنه تبدیل ننماید وعیب وایراد کوچک همچون سرطانی بدخیم تمام وجودمان رادربرنگیرد.

 ایستگاه مترو درازدحام جمعیت یک تحرک وتلاش نهفته ایی را دردرونش حس میکنی وبه محض بازشدن درهای مترو همچون آتشفشان خاموشی که بیکباره فعال شده باشد فوران میکند برخی ازجوانان بدوراز ادب واحترام وبا تندی وتمام توان بسوی صندلیهای مترو میدوند ودرسرراه خود هرپیرو وبچه ایی را درهم میکوبندانگارمسابقه بزرگی درراه است وپاداش بزرگی درانتظار!!!

 ازخط عابر پیاده میخواهی خیابان شلوغی را رد شوی نه ماشین نه موتور اجازه عبور نمیدهند منتظر میمانی تا شاید لحظه ایی توقف وفاصله ایجاد شود ولی از دور با چراغ هایشان علامت واخطار میدهند که اگر وارد مسیر شوی مابه سرعت از راه خواهیم رسید. بالخره وبالجبار با بالا نگه داشتن دستت به علامت تسلیم وناچاری برای عبور وارد مسیر عابر پیاده میشوی از همه خطرناکتر وخشن تر راننده های تاکسی هستند واگرشانس بیاری شاید ماشین های شخصی اجازه عبوردهند ولی باز از یورش موتورها از پشت  سرآنها باید بهراسی وهشیار باشید.

 خریدی داری که الزاما" چندین نفر درنوبت ایستادند هرمشگل واضطراری داشته باشی نمیتوانی زودتر بگیری ولی براحتی میبینی که برخی با جسارت وپررویی خاصی میایند وداخل صف میشوند واگر بپرسی میگوید ساعتی پیش نوبت گرفته است!

 با ماشین میروی جوانانی را میبینی که خیابان را با مسیر مسابقه رالی اشتباه گرفته اند واگر آرام بری(باسرعت تعریف شده درتابلو)بارها وبارها مورد تعرض آنها قرارمیگیری.

 دختری تنها میرود وبی توجه به اطراف ولی هرلحظه وهرزمان میبینی که پسرجوانی متلک ومزاحمتی براو ایجاد میکند.

و... و....

 بنظر من نباید به این موضوعات بی توجه بشویم وبدانیم که بزرگترین سرمایه ملی اخلاقیات است ونه مادیات واین را هم باید بپذیریم که این اخلاقیات درگذشته بسیاربالاتر وبیشتربوده واگر چنین شده ازماست که برماست وهمه برنامه ها وبودجه ها وروشهایی که داشتیم اشتباه بوده ویا غیرموثر .هرهزینه وتحقیقی درریشه یابی این مسائل بدوراز دیدگاههای سیاسی وتعصبی از هزینه های عمرانی نیز بااهمیت تراست، بیاید حتی اگر لازم بود برخی موارد را الگو برداری کنیم که دیگران چگونه توانسته اند برخی اخلاقیات وادب واحترام را دربسترهای اجتماعی به نحو شایسته ایجاد کنند که بارها وبارها آنهایی که رفتند وگشتند میگویند این مسائل دربسیاری از جاها تعریف شایسته دارد.


 
 
هدفمند وبرنامه ریزی شده گام بردارید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
 

گام درسال 90گذاشتیم وباید هرکسی که درکار وتجارت وصنعتی فعالیت میکند شکرگذارباشد که توانسته سالی را نیز پشت سرگذارد واستوار.

 سال 89یکی از سالهای موثر وتاثیر گذار درمسائل اقتصادی بود که تصمیمات مهمی چون ارزش افزوده ، هدفمند کردن یارانه ها ، نواسانات وتصمیمات نرخ ارزو... واز آنطرف افزایش درآمد دولت از بابت افزایش نرخ نفت به بیش از 100$ اتفاق افتاد.

 هرچند همه موارد فوق با چالش های بزرگ اقتصادی وتایید ویا رد آنها توسط صاحبنظران اقتصادی روبرو شد ولی تیم اقتصادی دولت با اتکاء به دیگاه دولت وبدون توجه به ایرادات مطرح شده درتصمیمات اقتصادی فوق ونظریه های اصلاحی اقدام به پیاده سازی آنها نمودند.

 سال 89شاید یکی از سالهای پرتلاطم اقتصادی کشوربود که درآن رکود تورمی نیز درسطح بالایی نمود پیدامیکرد ،بطوری که (رکود) عدم وجود تقاضا چه درمسکن ومحصولات تولیدداخل درسطح بسیاربالا کاملا" مشهود بود وازآنطرف بدلیل تجویز بی رویه نقدینگی وانتقال بخشی از درآمد وهزینه دولت به خانوارها آزاد سازی کالاهای یارانه ایی تورمی قابل توجه درجامعه ایجاد شد.

 کارشناسان دولت ومسولان حکومتی به هیچ وجه اثرات منفی تصمیمات خود را قبول نداشته وبه آن اقرار ننمودند وهرچند تاثیر مسائل اقتصادی بیکباره اتفاق نمی افتدو تبعات منفی  تصمیمات اقتصادی لحظه ایی بروز نمیکند ویک یا دودوره طول میکشد تا بروز کند.

 بنابراین شعار دادن درمسائل اقتصادی آسان وتبعات آن برای آیندگان است.

 هدفمند کردن یارانه ها ، ارزش افزوده ، آزاد سازی قیمتها، افزایش نرخ ارز وطلا وموضوع حذف 3رقم پولی.... هشدار بزرگی است به فعالان اقتصادی که سال 90 باید کمربندها رابست وکاملا" برنامه ریزی شده وهدفمند گام برداشت وگرنه همانند صعودی میماند که ازلبه پرتگاهی میخواهیم عبورکنیم وکوچکترین بی تدبیری سقوطی جبران ناپذیر را بدنبال خواهد داشت وبدنبال عوامل اقتصادی سال پرفراز ونشیب سیاسی بدلیل نزدیکی دو انتخابات بزرگ مجلس وریاست جمهوری که خاطره بی پاسخ گذشته رانیز درذهن به یدک میکشد وبهرحال مسیر پرفراز نشیبی را به تاجران وفعالان اقتصادی گوشزد میکند.

 باهمه این توصیفات امیدوارم در صحت وسلامت جسمی کامل وبا بهرگیری از اندیشمندان ومشاوران علمی وبا برنامه ریزی وتدبیر لازم همیشه وهمه حال موفق وموید باشید.

 


 
 
تثبیت نرخ ارز چرا؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩
 

سالهاست که درکشورما روش تثبیت نرخ ارز توسط مشاوران اقتصادی دولت تجویز شده ومورد استفاده قرارمیگیردودراین روش به منظورکاهش ارزش واحد پولی کشور(ویا بهتربگوییم کاهش قدرت رقابت پذیری کشور) وبرای کنترل قیمت ارز  دولت مجبور به تزریق ارز خواهد بود که خود منجر به کسری تراز جاری شده ومنجر به کاهش حجم پول درجریان خواهد گردید وبالعکس یعنی دراین روش ناچار به مداخلات روزمره ویا مقطعی دربازار ارزبرای جلوگیری از ایجاد اختلاف قابل توجه درقیمت مصوب وبازارسیاه ارز خواهد بود که این کاهش وافزایش حجم پول توسط دولت خود میتواند اثرات تورمی ورکودی درجامعه داشته باشد.

 روش نرخ ارز شناور دراین روش دولت هیچگونه دخالتی دربازار ارز نداشته ونرخ ارزبرطبق عرضه وتقاضا تعیین میشود درواقع تغییرات نرخ ارز تابعی است از تغییرات عرضه تقاضای ارز دربازارودراین روش دیگرتجویز ارز که میتوانست به کسری تراز جاری منتهی شود توسط دولت منتفی بوده ودولت میتواند بجای صرف وقت وتوان خود درتثبیت نرخ ارز درسایر اهداف اقتصادی خود متمرکز باشد.

 بدلیل وابستگی درآمد ارزی کشور ما به درآمدنفتی لذا هرگونه افزایش درآمد نفتی منجربه افزایش ذخایر ارزی کشورشده واین خود منجر به افزایش حجم پول درجریان وافزایش پایه پولی کشورمیشود.

 معمولا" کشورهایی که احساس میکنند به دلایل مختلف ازجمله کمبود منابع ارزی توان تامین ارزموردلزوم بازار نداشته وبدلیل افزایش بی رویه تقاضا نسبت به عرضه قیمت ارز با رشد بی رویه ایی مواجه میگردد وارزش پول داخلی تضعیف میگردد ویا حتی برخی از کشورها بدلیل داشتن منابع ارزی کافی درجهت حمایت از صادرات بااستفاده از روش تثبیت نرخ ارز ونگه داشتن نرخ ارز درسطح مطلوب وممانعت از کاهش بی رویه آن اقدام میکنند.

 البته روشهای دیگری نیز همانندنرخ ارز تعدیل شده ونرخ ارز مدیریت شده و... که روش های ترکیبی بوده که دربرخی کشورها مورد استفاده قرارمیگیرد.

 به هرحال درکشور ما احساس میشود که درگذشته به دلیل کمبود منابع ارزی وعدم پوشش کامل نیاز بازار ودولت بناچار اقدام به تثبیت نرخ ارز به منظور جلوگیری از افزایش افسارگسیخته نرخ ارز گردیدوشاید درآن مقطع گزینه خوبی برای مدیریت بازار ارز بود ولی متاسفانه با وجود افزایش بیش از ١٠٠% درآمدهای ارزی دولتی ناشی از درآمد نفتی که میتوانست تاثیر بسزایی در عرضه ارز به بازار وکاهش حجم پول(ریالی) درگردش وکاهش نرخ ارز ومتقابلا" افزایش ارزش پولی داخلی ودرنهایت منجر به کاهش تورم نیز گردد(زیرا عرضه ارز توسط دولت درواقع بافروش آن به بازار صورت میگیرد).

 حال میبینیم با وجود تغییرات قابل توجه صورت گرفته دردرآمد ارزی کشور وبدلیل استفاده از روش تثبیت نرخ ارز نه تنها این افزایش درآمد ارزی هیچ تاثیر مثبتی دربازار ایجاد ننموده بلکه بجای اتخاذ تصمیمات جدید اقتصادی تاثیر گذار بیکباره دولت نسبت به تهدید وجریمه بازاردرصورت فروش ارزبالاترازنرخ مصوب نمود که این خود عامل وبهانه بسیار خوبی برای سوء استفاده سودجویان شدبطوری که تابلوی همه صرافان مزین به نرخ بانک مرکزی گردید(درگذشته حداقل بین نرخ بانک مرکزی وبازار یک فاصله معقولی وجود داشت وهمانند روش نرخ شناورارز مردم به راحتی با همان نرخ ها نسبت به خرید وفروش ارز میپرداختند)که درعمل بدلیل فاصله قابل توجه بین نرخ بانک مرکزی وبازارارز دروضعیت کنونی صرافان به بهانه تهدید وجریمه دولت به نرخ تابلو(بانک مرکزی ) خرید میکنند ودرهنگام فروش به نرخ بازار سیاه که منجرشده بادست دولت سوءاستفاده های کلانی نصیب دلالان وفعالان بازار گردد.

 بنابراین مشاوران اقتصادی دولت اصولا" باید مشاوره علمی اقتصادی دولت را قبل از بروز بحران و بروز چنین وضعیتی بدهند که خسارات چنین مواردی بسیار بالا وجبران آن دربرخی موارد مشکلات زیادی رابرای مردم ودولت بدنبال خواهد داشت .


 
 
نگذارید بداخلاقی عرف شود
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥
 

 متاسفانه درروزنامه ها واینترنت وماهواره خبرازبداخلاقی هایی میشود که درشان ایران وایرانی نیست .

 واقعا" چرا مانتوانیم انتقاد رابپذیریم وخود راحق وبقیه را ناحق پنداریم ،آیا بنظر شما یک منتقد سیاسی ویا اقتصادی واجتماعی که مشخصا" فردی تحصیلکرده وصاحب علم وتدبیر است ومشخصا" فردی با چنین مشخصه ایی هیچ وقت وابستگی به خارج را نیز نخواهد داشت چون به همه چیز تحلیلی مینگردبرای یک جامعه چقدر اهمیت دارد ،چرا نباید قبول کنیم که دریک جامعه میتواند منتقد ومعترض غیر وابسته باشد درجامعه ایی که مهد فرهنگ وتاریخ کهن است چرا نباید بپذیریم که درجامعه وجود احزاب سازنده است نه مخرب.

 توهین وافتراء‌ آن هم درملاء عام برای چه وچرا صورت میگیرد!!

 منتقد را همانطوری که درسینما درجایگاه ویژه قرارمیدهیم تا  نظرات خود را بگوید و به سینما رشد وتعالی ببخشد درجامعه نیز باید به منتقد ارج وارزش بدهیم که بجای ترویج تزویر وچاپلوسی با شهامت وتدبیر به انتقاد واصلاح میپردازد وچه بسا درجوامع عقب افتاده ممکن است جانش را نیز به خطر اندازد.

 منتقد حتما" تحلیل ودلیل دارد وآن که ازانتقاد میهراسد ضعف وسستی والا چرا نباید از انتقاد استقبال کنیم وخود رااصلاح ، بقول معروف " دوست باید همچون آیینه ایی باشد وگیرد عیب دوست" ما باید بدانیم وبفهمیم که روزگار درحال گذر است و مادیات ومقام وجاه وجلال نیز فانی وآنچه برای ما وفرزندانمان میماند نام نیک است واخلاق نیک.

 دربازار یک قانون بین تجار صاحب نام حاکم است وآن این است که نگذارید رویه بدعرف شود که ماندگارخواهد شد ودامن همه را خواهد گرفت.

 نگذارید بداخلاقی وافترا وتهمت به خانواده و فرزندان وتوهین وحمله فیزیکی عرف شود که گریبان همه وبالاتر آنانکه آن را عرف میکنند را میگیرد.

 مادرکشوری زندگی میکنیم که نام وفرهنگ واخلاقش آوازه هردوست ودشمنی است نگذاریم این سابقه نیک تاریخی خدشه دارشود.


 
 
ارزش واحد پول کشور چیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩
 

هرکشوری برای خود واحد پولی دارد که درمعاملات روزمره از آن استفاده میکند وارزش پول کشورها نیز معمولا" برطبق ضریب تبدیل آن به ارزهای دیگر علی الخصوص ارزهای برتر (ارزهایی که دردنیا درکشورهای مختلف پذیرفته شده وحتی برخی از آنها بعنوان پشتوانه پولی همانند طلا محسوب میشوند همانند دلار،پوند،فرانک،ین) محاسبه وتعیین میگردد.

 واحد پولی یک کشور درصورت رشد اقتصادی وبالفعل آن کشور قدرتمند شده ودرصورت تضعیف اقتصادی وسیاسی تضعیف میگردد وبهمین دلایل یکی از بهترین شاخصه های ارزیابی رشد وتوسعه را میتوان ازطریق ارزیابی ارزش واحد پول کشول عنوان کرد.

 معمولا" کشورهای توسعه نیافته بدلیل عدم برنامه ریزی صحیح اقتصادی وعدم دستیابی به یک اقتصاد پویا وتثبیت شده منجرمیگردد تادرطول زمان واحد پول آنها تضعیف شده وازارزش مبادلاتی آن کاسته شود که یکی از آثارآن افزایش تورم بی رویه وتغییر قابل ملاحظه در نرخ مبادلاتی آن میباشد همانند اینکه اگر روزی با یک ریال میتوانستی کالایی را خرید کنی مجبورباشی همان کالا را با یک هزارریال خرید کنی که درسطح کلان منجر میشود تا درانجام مبادلات روزمره حجم سنگین پول جابجا شود .

 دولتها برای جبران کاهش ارزش پول کشور درصورت عدم امکان افزایش آن از طریق افزایش توان اقتصادی خود وبه منظور جبران حجم نقدینگی نسبت به تغییر واحد پول خود اقدام میکنند همانند تبدیل دینار(عباسی) به ریال درایران دردوران شاه عباس بود.

 معمولا" پذیرش تغییر واحدپول کشور برای دولتها بدلیل اینکه نشانگر کاهش بی رویه ارزش پول کشور بوده ونشانگر مشگلات اقتصادی وتورم های ادامه داربوده بسیار سخت است وبه این دلیل دولتها بجای اقدام بموقع با تاخیر درتصمیم گیری منجر میشوند که شتاب کاهش ارزش پول سرعت بیشتری بخود بگیرد.

 درکشورما خوشبختانه واحد پول کشور به ریال وتومان تعریف شده بود وفاصله این دو واحد پولی به اندازه یک صفر (هرده ریال یک تومان) وخود این بهانه خوبی بود تا سیاست گذاران اقتصادی اگر به موقع نسبت به تبدیل این واحد پولی اقدام میگردند شاید تضعیف واحد پولی کشور با این شتاب صورت نمیگرفت که الان تصمیم گیری به این موکول بشود که آیا نسبت به حذف 3رقم از واحد پول کشور اقدام کنیم یا نه به سیاستهای پولی اشتباه گذشته که دوباره تبدیل برخی اسکناس ها به سکه(الان سکه های 1000ریالی 2000ریالی و5000ریالی ...)وصدوراسکناس های با ارقام بالا !!! سیاستی که درهیچ کشوری استفاده نمیشود که چون خود دلیل موجهی برپذیرش کامل کاهش ارزش پول ونگه داشتن واحد پول تضعیف شده میباشد که از نظر روانی نیز خود درکاهش ارزش روزمره آن موثر واقع خواهد شد.

 شمااگر با صدور سکه هایی که برروی آن ارقام نجومی همانندر5000ریال درج شده میخواهی با یک سکه خارجی که مثلا" 1لیر درج شده خود بخود این تضعیف پول را میپذیری ویا قبلا" اسکناس شما که درقبال تعویض با ارزهای برتر با مشکل روبرو بود چگونه سکه شما با آنها مقابله خواهد کرد؟

 بنابراین یکی از راهکارهای اساسی جلوگیری از کاهش ارزش پولی بی رویه واحد پول کشور(بیش از آنی که مربوط به تضعیف اقتصاد کشور میباشد) تغییر واحد پولی کشور به یک سطح کارشناسی شده میباشد تاعلاوه براینکه منجر به رفع اختلال مبادلات روزمره وعملیات حسابداری گردد وهم از کاهش روانی بی رویه واحد پول کشور چلوگیری کند.

 دریک بررسی سر انگشتی خواهید دید که هیچ چنگی ویا توطئه سیاسی و مبارزه بین المللی به اندازه کاهش ارزش واحد پول کشور منجر به خروج توان وامکانات کشور دریک لحظه به نفع خارج نمیگردد.

 برای مثال اگر 10% تضعیف پولی کشور صورت میگیرد شما کل منابع وامکانات کشور را تبدیل به ریال کنید و ببینید که درصورت فروش آنها به ارز خارجی وبدون هیچ اتفاقی ودریک لحظه چه منفعت بی رویه ایی به آنهایی که آن ارز را دراختیار دارند منتقل شده است.


 
 
موتورسیکلت ها آلاینده هایی که کمتر توجه مسئولین راجلب کرده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩
 

شاید بیش از٠٠٠/٠٠٠/٢دستگاه موتور سیکلت درکلان شهر تهران درحال تردد باشند وبا توجه به اینکه موتورسیکلت ها برخلاف خودروها که درمواقعی از محدوده شهرتهران خارج میشوند موتورسیکلت هادائما" درمحدوده مرکزی شهر درحال تردد میباشند .

 اهمیت ایجاد آلودگی زیست محیطی موتورسیکلتها درمقایسه با سایر خودروها دراینجاست که موتورسیکلت ها علاوه بر ایجاد آلودگی هوا شاید یکی از مهمترین عوامل آلودگی صوتی وبدلیل نداشتن جایگاههای ویژه برای تعویض روغن وغیره منجر به ایجاد آلودگی زیست محیطی نیز میگردد.

 باتوجه به موارد مطرح شده فوق ودرصورت یک بررسی تحقیق علمی خوب شاید به صراحت بتوان گفت که بایستی اقدامات وتصمیمات جدی لازم دراین زمینه باید صورت گیرد که برخی پیشنهادات به شرح زیر ارائه میگردد:

١- بدلیل اینکه سابقه حضور موتورسیکلت ها درایران به بیش از ۵٠سال برمیگردد واین خود منجرگردیده که بسیاری از موتورسیکلت هایی که درحال تردد هستند مستهلک بوده وضریب آلایندگی های آنها بسیار بیشترباشد وبدین منظور لازم است که طرح تعویض موتورسیکلت درالویت کاری باشد .

٢- باتوجه به اهمیت استفاده از موتورسیکلت هایی که بحث استانداردهای زیست محیطی را دارا باشد ودرصورت جایگزینی موتورسیکلت های فرسوده وبا سیستم آلایندگی بالا با موتورسیکلتهایی که بحث استاندارد زیست محیطی را رعایت کنند بسیار درکاهش الودگی هوا وصدا موثرواقع خواد گذاشت.

٣- به منظور کنترل تعدادموتورسیکلت درحال تردد وتعریف دقیقی از تعداد مجاز موتورسیکلت درحال تردد درشهرها صورت گیرد واین تعداد کنترل شده وازمبادی خاص موتورسیکلت های استاندارد ارائه شده و موتورسیکلت های متفرقه شماره گذاری نشود.

۴- به منظور حذف بیشتری از موتورسیکت های درحال تردد درطرح تعویض برای کسانی که بیش از یک فرسوده درقبال موتورسیکلت جدید تحویل نمایند تسهیلات بیشتری قائل شوند ویا طرحی نیز درقبال تعویض خودرو درقبال تحویل تورسیکلت فرسوده ایجاد گردد(۴عدد یا بیشتر ).

۵-به منظور جایگزینی مرحله ایی موتورسیکلت با دوچرخه طرحی مورد اجرا قرار گیرد که درشهرستانهای کوچک مجوز ترددموتورسیکلت ارائه نگردیده وموتورسیکلت های موجود نیز با دوچرخه تعویض گردد.

۶-برای موتورسیکلتها نیز مرکزی جهت انجام سرویس مجاز دوره ایی تعریف گردد که آنها ملزم باشند سرویس دوره ایی را درآن مراکز انجام دهند.


 
 
نمودارعمرچیست؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۸
 

گیاهان ،جانوران ،انسانهاوحتی شرکتها ودولتها وهرگونه فعالیت وعملیاتی دارای یک نمودار عمرمیباشدکهعدم توجه به آن میتواند مشکلات ونتایج تاسف باری رابدنبال داشته باشد.

 امروزه با توجه با پیشرفتهای چشمگیری که درزمینه علم پزشکی ایجاد شده بسیاربه این امرمهم درانسانها توجه شده وکارت رشد نوزاد به محض تولد بچه ارائه میگردد که پدرومادران بتوانند رشد مرحله ایی نوزادراکنترل وواکسن های لازم را درمقاطع لازم ومعین تزریق نمایند تا بتوانند مطمئن شوند که فرزندانی سالم وتوانمند به جامعه تحویل خواهندداد.

 درگذشته بدلیل عدم توجه علم پزشکی به این مقوله (کنترل نموداررشدوواکسن های دوره ایی )مهم وعدم آگاهی خانواده ها منجرگردیده بود تابسیاری ازمرگ ومیرها درهمین دوران به وقوع بپیوندد و بسیاری ازمعلولیتها نیز ناشی از عدم کنترلهای پزشکی همین دوران باشد.

 باتوجه به مثال عینی فوق اهمیت آشنایی با نمودارعمربرای شرکتها ودولتها وفعالان اقتصادی ....بخوبی نمایان میشود .

 شرکتی که تاسیس میگردد ویا دولتی که پس از انقلاب تشکیل میشود ویا فعالیت جدیدی ایجاد میگردد همانند نوزاد تازه متولدی است که نیاز دارد برای عبور از مرحله نوزادی نموداررشدی داشته باشد واستانداردی برایش تعریف شود تا درصورت انحراف دربرنامه ها ورشد سریعا" اقدامات مدیریتی لازم صورت گیرد وواکسن های لازم درمقاطع معین تجویزشود.

 بسیاری ازشرکتها ودولتها درهمین مرحله نوزادی بدلیل بروز اشتباهات واتفاقات تعریف نشده و عدم مدیریت ونظارت صحیح یا به انحراف کشیده میشود ویا ورشکست ودچارتغییرمیگردد ویا درصورت دوام بدلیل انحراف ایجاد شده ازمسیر اصلی نه بازدهی مناسب خواهد داشت ونه محبوبیت لازم را.

 صاحبان شرکتها ودولتها وفعالان اقتصادی ...باید با استفاده از کارشناسان ومشاوران خبره نمودار عمرواحد تحت مسئولیت خودراترسیم نموده ودقیقا" برطبق برنامه ها وچارچوب های تعریف شده درمسیر رشد وتوسعه گام بردارند والا بعد از سالها تلاش وفعالیت تازه متوجه خواهند شد بجای رشد وتوسعه تعالی به قهقرا رفته ووضعیتشان از روزاول بدتر ومشکلاتشان دوچندان شده وآن موقع خواهند دید بجای اینکه کاروتلاششان آنها رابه آرامش وآسایش سوق دهد به تضاد وترس وگرفتاری سوق خواهد داد.

 نمودارعمر هرفعالیتی همانند نمودار عمرانسان دارای یک مقطع تولد ونوزادی ،مقطع نوجوانی وآموزش وتدبیر ،مقطع جوانی وبلوغ که بیشترسیاست گذاریها واقدامات رشد وتوسعه باید دراین دوران اتفاق بیافتاد،دوران افول ومرگ که این دوران دوران حفظ وتداوم است نبایستی استراتژیها وتصمیمات بیباکانه واقتدارگرایانه دراین دوران صورت گیرد والا ممکن است منجربه ورشکستگی ،افول ومرگ زود هنگام گردد.

 هرقسمت ازنمودارعمر استراتژیها وبرنامه های خودرامیطلبد وبایستی بسیاربرنامه ریزی شده وآگاهانه صورت گیرد وبه این خاطر است که شرکتها ودولتها بسیارتمایل دارند که باگذشت زمان از عمر وفعالیتشان پرسنل ومسئولانشان ماندگارباشد که چون بسیار به نمودارعمرانسانی شبیه است ودرصورت ماندگاری نیروهای کارگشته تصمیمات گرفته شده نیز متناسب با عمرسازمان ودولت خواهدبود ودرصورت انتصاب نیروهای جوان ناپخته ممکن است بسیاری از تصمیمات با عمر سازمان سنخیت نداشته باشد، یقینا"با اتخاذ تصمیمات واستراتژیها وبرخوردهای تند وبی باکانه مدیرجوان نه تنها متناسب با نمودارعمر نخواهد بلکه تنشها واتفاقات جبران ناپذیری را بدنبال خواهد داشت .

 به همین دلیل یکی از اشتباهات اساسی که صورت میگیرد کنارگذاشتن افراد ونیروهای کارگشته وآشنا به درد ومشکلات گذشته شرکت ودولت میباشدو تغییر یکباره وبرخوردهای سلیقه ایی درراس امورتصمیم گیری ومدیریتی بدون توجه به نمودار عمرسازمان همانند قدم گذاشتن دریک مسیر تاریک ونامشخص است.


 
 
اعتراضات مردمی راچگونه باید پاسخ داد
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
 

 انسان موجودی است اجتماعی ونیازهای مختلفی دارد ازجمله نیازهای اقتصادی واجتماعی وسیاسی و....و دولت به عنوان بزرگترین واحد اقتصادی وسیاسی که وظیفه جوابگویی وتامین نیازهای  خانواده ها را که به عنوان کوچکترین واحد اقتصادی جامعه به شمار میروند رابعهده دارد.

 متاسفانه دربسیاری از کشورها دولت نقش مدیریتی ودرواقع همانند پدریک خانواده را عهده دار نبوده واین امرمنجر به بروز اختلافات واعتراضات جدی از طرف مردم میشود.

 دولت باید بداند که درنقش پدرباید از هرگونه تبعیض وتنبیه ودیکتاتوری خودداری نماید همانگونه که برای یک پدرخانواده چنین عملی بسیارناپسند وسخیف است.

 دولتها باید بدانند درصورت استفاده اززور و روشهای اقتدارگرایانه همراهی اعضای خانواده را ازبین خواهد برد واگر با ایجاد تفرقه بین اعضای خانواده مدتی موفق به اجرای برنامه های غلط خود باشند ولی بایدبداند که بالاخره باگذشت زمان وکهولت سنی اعتراضات واختلافات بیشترشده ودرنهایت سقوط امپراطوریها وحکومتها را منجر میشوند.

 دولت ها باید بدانند که همه بی برنامگی ها وعدم مدیریت صحیح آنها ویا انتصابهای نابجا که منجرمیشود تا فرزند ناخلف ونالایقی برفرزند لایقی که اقتدار خانواده به وجود وفکر او نیازمند است نتیجه ایی جز سقوط زودرس وبا وضعیتی اسفبار را بدنبال نخواهد داشت.

 باید دولتهایی همانند مصر به این موضوع مهم توجه داشته وبجای سرکوب ومقابله با حق آزادی مردم که حق اولیه آنهاست به ندای آزادیخواهی واعتراض آنها گوش دهد وبداند هرعلتی معلولی دارد وهر قدرتی افولی که درصورت عدم جوابگویی صحیح عواقب نکبت باری را بدنبال خواهد داشت وبدانند که هر ایراد واعتراضی اگر مطرح هست ازآنهاست نه مردم.

 چون آیینه بنمود چهره تو راست          خودشکن چون آیینه شکستن خطاست

 دولت مصرباید بداند که از فرعون بالاتر نیست وحکومت همیشه ماندنی نیست اگرماندنی بود به آنها نمیرسید بنابراین آگاهترین دولتها وحکومتها ،خضوع ترین ومطیع ترین آنها درقبال خواسته های مردم است وبخوبی میدانند که بدون وجود وتایید ورای مردم  آنها وجودخارجی ندارند وهیچ هستند. 

 باید بدانند که معترض ترین مردم درواقع متوجه ترین وعلاقمندترین انها به وضعیت اطراف پیرامون خود است وبجای سرکوب کردن آنها باید به آنها احترام گذاشته وحقوق آنها را تامین نماید.


 
 
موثرترین راه رشد وتوسعه شرکتها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
 

درایران وبسیاری از کشورهای توسعه نیافته ویادرحال توسعه هنوز مباحثی مانند ادغام ومشارکت و...آنگونه که باید جا نیافتاده است.

 درچنین کشورهایی کسانی که فعالیت اقتصادی میکنند (درقالب شرکتهای تولیدی یا تجاری) رشد وتوسعه را دراین میدانند که به تنهایی به ایجاد فعالیتهای تکمیلی اقدام نمایند وازپذیرش هرگونه مشارکت ویا ادغام هراس داشته وبه راحتی کسی را درفعالیتهایشان شریک نمیکنند مگراینکه ناچارشوند ویا فعالتشان طوری تضعیف شده باشد که بخواهند واگذارکنند وبه این خاطر است که اگر مجموعه ایی درصددواگذاری وجذب شریک باشد این ذهنیت ایجاد میگردد که به فرض یقین ورشکست شده ویا  دروضعیت بسیار بدی میباشد.

 همین عامل باعث شده فعالیتهایی نیز که رشد میکنند برای دستیابی به توسعه وموقعیت برتر درحال تنوع بخشیدن به فعالیت وسرمایه گذاریهای جدید درفعالیتهای جدید ومرتبط هستند درحالی که تیم هسته مرکزی همیشه ثابت بوده وطرز تفکرثابتی برهمه فعالیتها چه جدید وقدیم مدیریت میکند.

 درصورتی که درکشورهای پیشرفته شناسایی وجذب وادغام با فعالیتهای موفق دیگر دراوج پیشرفت میباشند واین استراتژی برای رویارویی با شرایط ومشگلات آتی ودستیابی به یک رشد وتوسعه وسیع ولحظه ایی بدون ایجاد اختلال درروند فعالیت شرکت وافزایش وتکمیل توسعه آن با جذب وادغام درفعایتهای موردنیاز وفعال میباشد.

ادغام اگربدرستی وبرنامه ریزی شده وهدفمند صورت گیرد رشد وتوسعه شرکت وفعلیت دریک زمان کوتاه وبا اطمینان کامل ایجاد مینماید وتوان فعالیت شرکت را چندین برابر نموده وچه از نظر افقی وعمودی وبدون نیاز به سرمایه گذاری هنگفت وصرف زمان زیاد را منجرمیشود.

 همانگونه که شرکت قدرتمندی همچون سونی دریک زمان که کسی باور نمیکرد با شرکت موفقی همچون اریکسون ادغام شده وشرکت سونی واریکسون را بوجود میاورد وازسقوط وشکست سونی درمقابل رقیب قدرتمندی همچون نوکیا جلوگیری مینماید.

 بنابراین باید صاحبان شرکتها وفعالان اقتصادی کشور مانیز بدانند که بجای ایجاد فعایتهای متعدد وسرمایگذاریهای ممتد واستفاده ازیک تیم مدیریتی ثابت که بجای دستیابی به رشد وتوسعه همه جانبه به مشگلات ودردسرهای خود میافزایند ودرآینده بجای تسریع موفقیتها وروند رشد شرکت با مجموعه عظیم بی بازده مواجهه خواهند شد وبرای رشد وتوسعه همه جانبه وموفق چاره ایی جزادغام با فعالیتهای موردنیاز موفق رانخواهند داشت وباید خودراآماده پذیرش دیگران بکنند تا بتوانند به فعالیتهای موفق بین المللی تبدیل شوند.


 
 
چگونه ازبحران عبورکنیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳
 

همه انسانها درهرموقعیت وجایگاهی باشند وچه تاجر وبازاری وتولیدکننده وحتی کارمندو...درزندگی با بحران های مختلفی روبرو میگردند که عبورازآن برایشان غیرممکن مینماید وهمه تلاش وکوشش گذشته را میبینند که چگونه دریک لحظه از بین خواهد رفت.

  دراین حالت انسانها دروحله اول با یک یاس وناامیدی که تمام وجودشان را گرفته روبرو میشوند ودروحله دوم بدنبال توجیه اشتباهات ویافتن مقصری هستند تا بتوانند این وضعیت را برای خود واطرافیانشان توجیه کنند ودروحله سوم سقوط وناکامی وشرعی دوباره ازصفر ویاحتی زیر صفر واعتباری ازبین رفته وچون سابقه شکستی سنگین داشته اندبه ندرت درمیان چنین افرادی یافت میشود که جراءت وشهامت فعالیت دوباره را داشته باشند که چون همچون کوهنوردی خسته میمانند که از بالای قله به پایین افتاده باشد وبخواهد دوباره صعودکند.

 اما افراد دانا وفهیم چه آنها که به مطالعه وتحصیل به این علم رسیده اند وچه آنها که باتجربه وعمل ویا آنهاکه افراد باتجربه ایی درپیش رو دارند که آنها را آموزش وتدبیر میدهد میدانند که چنین برهه هایی از کاروتلاش جزو حیات ووجود کاروتلاش است ونشانه رشد وحرکت ودرچنین مواقعی نه اینکه ترس برشما نیاید ولی نباید گذاشت که ترس وهراس برشما مستولی ومسلط شود وامید ویقین داشته باشید که درسایه تلاش وممارست ازاین برهه عبورنموده وگام درمسیر هموار دیگری درادامه رشد وتوسعه خواهید گذاشت.

 حال ممکن است بسیاری بپرسند که درحرف آسان است ولی چگونه میتوان استراتژی علمی داشت ودرآن مقطع به تلاشهای بیهوده دست نزدو به بیراهه نرفت وحداقل امیدواربود که درمسیر هدف گام برمیداریم.

 استراتژی علمی به ما میگوید که اولا" درکاروفعالیت استراتژی وهدف تعریف شده داشته باشید ودرهرحال اطمینان ویقین داشته باشید که درمسیر درست واصلی گام برمیدارید،چه تولید کننده وچه تاجر باید بداند که درچنین شرایط خاصی(بحران ادامه دار وسخت)نباید به دنبال بخت وشانس واقبال نباشد ودرصورتی که استراتژی جدیدی نیز بخواهد تعریف نماید حتما" باید جوانب امررا بررسی نموده وگام بردارد تا با تعریف استراتژی صحیح بتواند ازبحران سریعتر وراحت تر عبورنماید نه اینکه مشگلی برمشگلات خودبیفزاید.

 ممکن است دراین راه ابزارها وامکانات اصلی شما جوابگوی عبور ازبحران نباشد این عامل نمیتواند به ابزارها وراهکارهای شعارگونه وصوری که همچون سراب درجلوی راه شما نمایان میشود دل ببندید وتمام امیدو آرزویتان را به آنها نبندید که چون مطمئن باشید بهترین مسیراصلی رفع مشگلات شما وهمراهی شما همان مسیراصلی شماست ودرصورتی که درهنگام بروز مشگل به راهها وروشهای تعریف نشده دست بزنید درصورت بروزمشگل اعتماد واطمینان دوست آشنا وبستر اصلی را نیز از بین خواهید برد.

 استراتژی جدید حتما" تعریف کنید که چون اینکارامیدواری شما را دوچندان میکند فقط این استراتژی ها حتما" درچارچوب فعالیتتان باشد تا شما رابه بیراهه نکشد وشک دیگران نسبت به شما ایجاد نکند.

 استراتژی جدید باید هزینه اضافی به سیستم شما تحمیل نکند ومدت زمان طولانی نیز شمارا اسیر خود نکند بلکه باید درکنارفعالیت شما وبا حداقل تنش ودرگیری پیگیری شود بطوری که ازمسیر اصلی فعالیتتان خارج نشوید.

 بسیاری درهنگام چنین وضعیتی بجای تمرکز وتلاش بیشتر درمسیر اصلی خود بیکباره به پیشنهادات ومسیرهای تعریف نشده وبا صرف هزینه های اضافی ووجوه دراختیارخود که برای فعالیت اصلیش حیاتی است گام درجهت دستیابی به پول های هنگفت وبادآورده میکنند که درآخر نیز میبینند سرابی بیش نبوده وطعمه کلاهبرداران وشیادانی شدندکه از گرفتاری آنها سوء استفاده کرده،که این اتفاق نه تنها شما را بامشگلات بیشترمواجهه میکند بلکه فعالیت اصلی شما را نیز ریشه کن میکند.

بنابراین دربروزبحران بجای گشتن بدنبال راه حلها وروشهای سراب گونه وواهی بدنبال تعریف استراتژی های صحیح وفعالیت بیشتردرمسیراصلی باشید. 


 
 
حسابدار خانواده خود باشیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۱
 

 حال که هدفمندی یارانه نیز عملیاتی شده ودرواقع منابع درآمدی وهزینه ایی خانوارها دستخوش تغییرات گردیده اکنون باید به برنامه ریزی مالی بویژه درخانواده هایی که سطح زندگی آنها متوسط وزیر خط فقر میباشند باید جدی گرفته شده تا بتوانند هزینه های زندگی خود را با درآمدهایشان تنظیم کنند ، اگر درگذشته چنین الزامی وجود نداشت به این علت بود که هزینه های ضروری خانوار همانند نان وبرق وآب وگاز هزینه قابل توجهی نبود وبه ندرت پیش میامد که درتامین وپرداخت آن با مشکل مواجهه گردد ولی در حال حاضر با توجه به اینکه صرف نظر از یارانه دریافتی این هزینه ها قابل توجه بوده وعدم برنامه ریزی وتوجه به آنها میتواند مشکلات زیادی را به خانواده تحمیل نماید.

 دراینجا لازم به نظر میرسد که حتما" یکی از افراد خانواده مسئولیت حسابداری وبرنامه ریزی را بعهده گرفته وحداقل سعی نماید تا منابع مالی حاصل از یارانه ها درالویت اول به مصرف موارد مربوطه هزینه شده ودرصورت داشتن مازاد مثبت به هزینه های دیگر مورداستفاده گردد.

 این کار غیر ممکن خواهد بود مگراینکه حتما" برای یارانه حساب بانکی مستقلی از حساب جاری معمولی وروزمره خانوار مورد استفاده قرارگیرد وکارت یا امکان برداشت آن دراختیار حسابدار خانواده باشد ،هرچند درظاهر امر پیشنهاد فوق جدی گرفته نشود واحساس نمایید عملیاتی نیست ولی درباطن ودرصورت عدم توجه به موضوع فوق بدلیل ایجاد مشکلات پرداخت برای خانوار ایجاد شود کاملا" ضروری وحیاتی خواهد بود.

 حسابدار خانواده میبایستی برای انجام بهینه برنامه ریزی هزینه وپرداخت خانواده ابتداء" اقدام به ثبت هزینه ها وپرداختها نماید تا بتواند متوسط هزینه خانوار درهر فصل را بصورت واقعی تعیین وبرآوردهای لازم را به نحو موثری انجام دهد.

 امروزه خانوارها علایق وسلایق مختلفی دارند وهمانند گذشتگان دارای زندگی ساده وبا حداقل ها نیستند وتجمل گرایی وچشم هم چشمی وهزینه های تعریف نشده زندگی فقیر وغنی را تهدید میکند وخانواده ها سطح خانوادگی خود را درنظر نمیگیرند درصورتی که درگذشته چنین نبود وخانواده ها سطحی برای خود قایل بودند وبی رویه باهم به رقابت ناسالم نمیپرداختند.


 
 
منتقد دوست است نه دشمن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٧
 

 متاسفانه درجامعه ما احساس میکنم انتقاد پذیری روز بروز از بین میرود وهرکس کار وتصمیمی میگیرد دوستارآنست که نه تنها کسی انتقاد نکند بلکه به تحسین وتبلیغ آن بپردازد!

 ما از دوران کودکی ودرکتابها وازگفته های عالمان آموختیم که" دوست گیرد عیب دوست" و"انسان جایز الخطاست" وبهمین دلیل اگردقت کنید درهمه مقاطع وتصمیم گیری ها ومراکز قدرت سعی شده تا سیستمهای نظارتی ومشورتی وبررسی گذاشته شود تا جلوی تصمیمات اشتباه وشخصی وبدون برنامه ریزی شده گرفته شود بقول قدما "جلوی خسارت قبل ازوقوع گرفته شود" ویا " جلوی ضرررا از هرکجا بگیری منفعت است".

 کارشناسان ومحققان یقینا" همه از یک زاویه به یک موضوع نگاه نمیکنند وهمین امر موجب میشود که کارشناسی از جهتی کاری را مفید وموثر بداند ولی کارشناسی با بررسی جامع تر وازجهات دیگر اثبات کند که آن تصمیم ضرر وزیانش بیش از نفع آن است وبه این خاطر شاید درزندگی روزمره بارها دیده باشید تصمیمات ویا نظریه ها ومواردی که بعدا" خلاف آن به اثبات رسیده باشد.

 دراین بین باید به کارشناسان ومحققانی که بدون دریافت مزد به تحقیق وبیان نظریات خود نسبت به تصمیمات واقدامات مراکز قدرت میپردازند باید بسیار اهمیت داد وبجای مخالفت با آنها ونسبتهای دیگر دادن باید نقطه نظرات آنها را درتصمیمات واصلاح امور بکارگرفت ،هرچند دراین بین ممکن است کارشناسانی نیز با نیت ایراد ونظر داده باشند ولی به هر حال نظر نظر کارشناسی است وباید بجای مخالفت وبدخواندن ونسبت دادن کارشناس به بدی وکوبیدن خود کارشناس نظریه اورا بررسی وپاسخ داد.

 همانطوری که ممکن بسیاری از کارشناسان مراجع اداری وتصمیم گیری نیز بدلیل مزد گرفتن درمقابل کاری که انجام میدهند ویا به دلیل انتصابی بودن ویا ترس از از دست دادن موقعیت اداری وبرای تثبیت مقام وسایر مواردنظریات کارشناسی تاییدی بدهد نه منتقدانه که این عارضه از دشمن نیز دشمن تر ومشکلاتش بیشتر خواهد بود که چون خود نیز در تداوم نظریه وتحلیل اشتباهش پافشاری خواهد نمود.

 از همه مهمتر اینست که ممکن است کارشناسی درجایگاه شایسته خود نباشد وبدلیل جایگاه انتصابی نظریات کارشناسی ارائه دهد وزیر مجموعه نیز حتی اگر کارشناس تر از او باشند بناچار اطاعت کنند وکارشناسان متخصص بیرونی نیز که دخالتی درموضوع نداشته وکسی به آنها اعتنا نکند.بقول قدما" دشمن دانا به از نادان دوست".

 اصولا کشور به عنوان یک نهاد خانواده بزرگتر هرفردی است که درآن زندگی میکند است واگرکارشناسی درداخل کشور بدون اینکه مزدی درمقابل کارشناسی خود بگیرد اقدام به ارائه مقاله میکند واظهار نظر کارشناسی باید به او احترام گذاشت وحتی از منابع ملی اورا حمایت کرد تا بتواند درمقابل کارشناسانی که با داشتن جایگاه ومقام ودریافت مزد نظریات کارشناسی اشتباه میدهند بایستد ومناظره نماید تا نگذارد منابع ملی که به همگان تعلق دارد حیف ومیل گردد وخسارات ملی ببار بیایید وبدانید که دشمنان نیز دوست دارند که کشور ازکارشناس وعالمان محروم گردد تا نتواند درمقابل دسیسه ها وتصمیمات ومبارزات علمی آنها مقابله صحیح کند.

 ما درصنعت سینما نیز میبینیم که بحث منقد جایگاه خود را یافته وبه راحتی وبا افتخار به ایراد وعنوان نقطه نظرات خود میپردازد وهمین امر منجر گردیده تا با اینکه درصنعت سینمای ما محدودیتهای اخلاقی خاصی داریم با این وجود جایگاه مناسبی برای خود بیابد.

 بنابراین انتقاد سازنده است کسانی که از انتقاد میهراسند وانتقاد پذیر نیستند بدانند درمسیر درست حرکت نمیکنند وهمچون چوب خشکی میمانند که روزی دراثر فشار ناشی از تصمیمات اشتباهشان خواهند شکست وانتقاد پذیر همچون خمیر وچوب نرم میماند که رشد وسعادت درانتظارش است.

 چون آیینه بنمود چهره توراست           خود شکن آیینه شکستن خطاست

 


 
 
اهدافتان نزدیک است مایوس نشوید
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٥
 

 شاید شما دررا هدفی چه اقتصادی ویا سیاسی ویا اجتماعی ... سالها از عمرتان را گذاشته وتلاشهای بسیاری را کرده اید واکنون که به نتیجه کارمیاندیشید احساس میکنید هنوز اهداف دست نیافتنی وتلاشتان بی ثمر بوده ودراینجا با برخی از افراد دیگر که مقایسه میکنید بیشتر ناامید شده وافسوس میخورید وبدتر آنکه نصیحت های خانواده ودوستان ...بیشتر شما را مایوس تر وناامیدتر واز فعالیتها وتلاش های کرده پشیمانتر میشوید.

 ولی باید به شما دراین مقطع نویدی بزرگ بدهم وآن اینست که هرچقدردرمسیر تلاش وکوشش واهدافتان گام بردارید ومشگلات وگرفتاریها وسختیهایش بیشتر نمایان شود بدانید به اهدافتان نزدیکتر شده وبجای ناامیدی ونگرانی امیدوارباشید ومصمم که چون اهداف بلند ووالا همچون کوهی سرافراز است ودستیابی به آن خستگی ومشکلات وموانع وصخره های بسیار دارد که چون به آن موانع وصخره ها رسیدی بدان به اهداف نهایی نزدیکتر میشوید.

 بجای دلسردی ویاس وناامیدی درمسیر فعالیت خاطره ها وزحمات ودشواریهایی که نام آوران وتاجران ومبارزان سیاسی ومدیران بزرگ کشیده اند را بخوانید وبدانید که این مشکلات پیش روی شما امری است عادی وقابل عبور.

 تاجران بزرگی که بارها ورشکست شده وبه فلاکت افتادند وآخر سر دوباره به تلاش خودادامه داده وبه ثروت نامحدود رسیده اند که با هیچ رکودی وتورمی لرزه ایی برآنها نمیاید که چون سختیها را به خود دیده اند،مبارزان بزرگی همچون نلسون ماندلا  که سالها عمرخود را درزندان طی کرده وآخر سر جایگاه خودرایافته اند،مبارزان بزرگی که درجنگ ها ونبردها از یک قدمی مرگ رد شده وپیروز وسربلند شده اندومدیران بزرگی که واحدهای تحت امرشان رابا هزاران فراز ونشیب به بزرگترین واحدهای موفق تولیدی تبدیل کرده اند.

 اگر باخود میگویید آیا میتوانیم مانیز یکی از آنها باشیم باید بگویم آری وتنها کلید آن اینست که درراه اهداف خود یاس وناامیدی را از خود دور نموده وبا استواری وصلابت به راهتان ادامه دهید ومصمم باشید که موفق به صعود شده وبه اوج اهداف خود خواهید رسید واز هیچ مانع ومشکلی نهراسید وهر اتفاق وگرفتاری وسختی را پله ایی از پله های موفقیت بدانید.

نومید مشو زچاره جستن                       گز دانه شگفت نیست رستن

درنومیدی بسی امید است                    پایان شب سیه سپید است


 
 
 
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢
 

 
 
هدفمندکردن یارانه ها باید ها ونبایدها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۳٠
 

 درمقاله قبلی توضیحاتی دررابطه با هدفمند کردن یارانه ها ارائه دادم دراینجا با توجه به عملیاتی شدن موضوع ونحوه عمل دولت لازم است تحلیل بیشتری ارائه گرددماهمه میدانیم که این موضوع دغدغه بسیاری از دولتمردان بوده ویکی از معضلات ومباحث مهم ملی است:

ارائه مجوزبرداشت توسط دولت قبل از وقوع هزینه با نرخ های جدید:

دولت شاید به منظور اثبات ادعای خود به مردم مبنی بر اینکه وجوه درج شده درحساب عینی وقابل برداشت است وجلب اعتماد مردم درجهت همراه ساختن آنها دراین امرمهم اقدام به پرداخت یارانه ها قبل از تقبل هزینه ها نمود که این اقدام تبعات منفی احتمالی به شرح زیر را بدنبال دارد:

الف) تزریق بیکباره نقدینگی به جامعه وبروز تورم که با هیچ روشی قابل کنترل نخواهدبود.

ب) هجوم بی رویه مردم دریک مقطع زمانی کوتاه به بانکها وبروز مشکل نقدینکی واحتمال جبران آن توسط دولت از طریق تجویز پول که خود تورم زا خواهد بود.

ج) عدم هماهنگی هزینه ودرآمد دولت (دریافت وپرداخت )بدلیل اینکه منابع درآمدی دولت ازبابت هزینه انجام شده حداقل دوماه بطول میانجامد.

د) عدم امکان مدیریت درآمد وهزینه  توسط خانوار باتوجه به اینکه منابع درآمدی خانوار با محل مصرف مرتبط فاصله حداقل دوماهه داشته واین امرمنجر میگردد وجوه پرداخت شده بدون توجه به هزینه های آتی ناشی ازآن درسایر موارد به مصرف برسد.

ر)افزایش بی رویه هزینه بسیاری از خانوارها بدلیل تاثیر قابل توجه درنسبت درآمد دهک های پایین بدون توجه به هزینه آتی آنها.

ز) درصورت عدم مدیریت برمصرف ممکن است خانواده هایی را درجهت مصارف ومخارج نامناسب وغیر ضروری سوق دهد.

 

بهترین روش عملیاتی درجهت هدفمندکردن یارانه ها:

الف) ارائه کارتهای ویژه همانند سوخت که یارانه ها غیر قابل برداشت بوده ودرالویت اول جهت پرداخت هزینه های مرتبط با یارانه ها باشد ومازاد مثبت درپایان سال محاسبه وپرداخت گردد که دراینصورت تاثیرتورمی آن به صفرمیرسید .

ب)تعیین سودوزیان خانوار ناشی از هدفمند کردن برای هرخانوار وتعیین تکلیف وجوه مازاد درپایان سال که دراینصورت سودوزیان برای خانوارها  کاملا" مشخص شده ومدیریت آن برای خانوارها به سهولت قابل اجرا بود.

ج) درپایان سال نیز دهک هایی را دولت مشخص میکرد واقدام به تحویل جیرغیرنقدی درقبال مازاد مثبت با نرخ های ویژه مینمود که هم منجر میشد تاوجوه مازاد دهکهای پایین به مصارف ونیازهای اصلی آنها مدیریت میشد وهم ماهیت ضد تورمی ایجاد مینمود وحمایتی بود از برخی تولید کنندگان محصولات اصلی داخلی.

 

آزادسازی قیمتها وحذف یارانه ها:

دولت به منظور اینکه بتواند موضوع یارانه ها را عملیاتی کند وبا توجه به اینک مابه التفاووت مربوط به آن رانیز به حساب خانوارها واریز نموده اقدام به ابلاغ نرخهای جدید نمود وبه منظور پیشگیری از عواقب ومشکلات احتمالی اقدام به تعیین جدول پله ایی وآزاد سازی مرحله ایی نمود ولی با توجه به واریز یارانها بالاجبار درکوتاه مدت هزینه خانوارومصرف کنندگان چه مردم وتولیدکنندگان وغیره دراین ارتباط با افزایشی بین 2تا 10برابر ودرپله های بالا خیلی بالاتر مواجهه خواهند شد که این افزایش هزینه قابل توجه خواهد بودومیتواند مشکلات زیر را بدنبال داشته باشد:

الف) افزایش عمومی قیمتها با توجه به تاثیر آنها درهمه فعالیتها

ب) حذف بیکباره یارانه ها با اختلاف قابل توجه واینکه همه فعالیت خودرا با وضعیت فعلی تطبیق داده وعدم ارتباط مستقیم هزینه ودرآمد میتواند بسیاری از مردم وفعالان اقتصادی را با مشکل مواجهه مینماید.

ج) حذف بیکباره یارانه ها وعدم بهره مندی تولید کنندگان از امتیازات ریالی به میزان افزایش هزینه ها با افزایش قیمت تمام شده روبرو شده وموقیت رقابتی آنها را ازبین میبرد وصادرکنندگان رابا مشکل مواجهه مینماید.

د) بسیاری از مشاغلی که ارتباط مستقیم با مبحث یارانه ها داشته وحجم قابل توجهی از هزینه آنها را تشکیل میدهد توجیه اقتصادی لازم را ازدست میدهند وبا توجه به اینکه هرگونه اتخاذ تصمیم عملیاتی مستلزم گذشت زمان بوده وابلاغ هزینه های جدید از روز ابلاغ به آنها تحمیل میشود تداوم فعالیت آنها را با تردید مواجهه میسازد.

ج) انتقال وجوه از دهک های بالا به پایین که هرچند این مورد ازیک نظر کاملا" انسانی وعادلانه بنظر میرسد ولی ازیک نظر درواقع انتقال وجوه پس انداز وسرمایه گذاری به مصرف میباشد زیرا مابه التفاوت دهکهای بالا صرف پس انداز وسرمایه گذاری میگردد وهر پرداخت مازادی توسط آنها ازاین محل صورت میگیرد.

ح) درصورت عدم مدیریت مناسب درآمد وهزینه دهکهای پایین ممکن است بسیاری از آنها را با وجود افزایش درآمد بدلیل افزایش مدیریت نشده هزینه با مشکلات جدی مواجهه نماید.

 

مشخصا" برای پیشگیری از مشکلات فوق که بسیار مهم وحیاتی میباشد لازم بودکه این آزاد سازی درمراحل چندگانه با فاصله های یکساله ویا ششماهه ویا سه ماهه صورت میگرفت تا بتوان تاثیرات منفی فوق را به حداقل رساند.

 


 
 
قانون چک و نقاط ضعف وقوت
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠
 

برای آشنایی بیشتر بصورت خلاصه برخی مواد قانونی موجود را اشاره میکنم تا راهکار عملی پیشنهادی در چارچوب قوانین موجود باشد.

 مسئولین خود اذعان میکنند که چه آن موقع که زندانها را پرازافراد درگیربا موضوع صدور چک بلامحل کردیم وچه الان که زندانها را خالی از این افراد کردیم نتیجه ایی حاصل نگردید! حال دراینجا میخواهیم با تحلیل راهبردی به ارائه راهکارعملی بپردازیم.

 تعریف چک: چک حواله یا دستوری است که بموجب آن صادرکننده تمام یا قسمتی ازموجودی راکه نزد بانک داردمستردیا به شخص دیگری واگذارمی کندچک برخلاف برات وسفته همیشه به رویت است یعنی نمی تواندمدت دارباشد بلکه بمحض مطالبه باید پرداخت شود.

ماده١)چک عادی،چکی است که اشخاص عهده بانکها به حساب جاری خودصادرودارنده آن تضمینی جزاعتبارصادرکننده آن ندارد.

ماده ٢)چک های صادره عهده بانکهایی که طبق قوانین ایران درداخل کشوردایرشده یا می شوند وهمچنین شعب آنهادرخارج ازکشور،درحکم اسنادلازم الاجرامی باشد ودارنده چک درصورت مراجعه به بانک عدم دریافت تمام یا قسمتی ازوجه آن به علت نبودن محل ویا به هرعلت دیگری که منتهی به برگشت چک وعدم پرداخت گردد،می تواندطبق قوانین وآیین نامه های مربوط به اجرای اسنادرسمی ،وجه چک یا باقی مانده آن راازصادرکننده وصول نماید.برای صدوراجراییه ،دارنده چک باید عین چک وگوهینامه مندرج درماده ۴رابه اجرای ثبت اسنادمحل تسلیم نماید.اجرای ثبت درصورتی دستوراجراصادرمی کندکه مطابقت امضای چک با نمونه امضای صادرکننده دربانک،ازطرف بانک گواهی شده است.

ماده٣)(اصلاحی ٢/۶/٨٢)-صادرکننده چک بایددرتاریخ مندرج درآن،معادل مبلغ مذکوردربانک محال علیه وجه نقد داشته باشد.درواقع،وی نباید تمام یا قسمتی ازوجهی راکه به اعتبارآن چک صادرکرده است،به صورتی ازبانک خارج نمایدیا دستورعدم پرداخت وجه چک رابدهد.همچنین صادرکننده چک نباید چک رابه صورتی تنظیم کندکه بانک به عللی ازقبیل عدم مطابقت امضا یا قلم خوردگی درمتن چک یا اختلاف درمندرجات چک وامثال آن ،ازپرداخت وجه چک خودداری نماید .زیراهرگاه درمتن چک شرطی برای پرداخت ذکرشده باشد،بانک به آن شرط اثرنخواهدداد.

ماده۴)هرگاه وجه چک به علتی ازعلل مندرج درماده ٣پرداخت نگردد،بانک مکلف است دربرگ مخصوصی که مشخصات چک وهویت ونشانی کامل صادرکننده درآن ذکرشده باشد،علت یا علل عدم پرداخت راصریحا"قیدوآن راامضاء ومهرنموده وبه دارنده چک تسلیم نماید...

ماده۵)درصورتی که موجودی حساب صادرکننده چک نزد بانک کمترازمبلغ چک باشد،به تقاضای دارنده چک ،بانک مکلف است مبلغ موجوددرحساب را به دارنده چک بپردازد...

ماده۶)بانکها مکلفنددرروی هربرگ چک ،نام نام خانوادگی صاحب حساب را قید نماید.

ماده٧)(اصلاحی ٢/۶/٨٢)شرح محکومیتهای مربوط به ارتکاب بزه صدورچک بلا محل...

ماده٨)(اصلاحی ١١/٨/٧٢)چک هایی که درایران عهده بانکهای واقع درخارج ازکشورصادرشده ومنتهی به گواهی عدم پرداخت شده باشند ،ازلحاظ کیفری مشمول مقررات این قانون خواهد بود.

ماده٩)درصورتی که صادرکننده چک قبل ازتاریخ شکایت کیفری ،وجه چک رانقدا"به دارنده آن بپردازدویا با موافقت شاکی خصوصی ترتیبی برای پرداخت آن داده باشد،یا موجبات پرداخت آن را دربانک محال علیه فراهم نماید ،قابل تعقیب کیفری نیست.

ماده١٠)(اصلاحی ١١/٨/١٣٧٢)هرکس باعلم به بسته بودن حساب بانکی خودمبادرت به صدورچک نماید،عمل وی درحکم صدورچکبی محل بوده وبه حد اکثر مجازات تعیین شده غیرقابل تعلیق است.

ماده١١)جرایم مذکوردراین قانون بدون شکایت دارنده چک قابل تعقیب نیست .به علاوه ،درصورتی که دارنده چک تاشش ماه ازتاریخ صدورگواهی عدم پرداخت شکایت ننماید،دیگرحق شکایت کیفری نخواهدداشت...

ماده ١٢)(اصلاحی٢/۶/٨٢)هرگاه قبل ازصدورحکم قطعی ،شکی گذشت نماید ویا اینکه متهم وجه چک وخسارت تاخیرتادیه رانقدا"به دارنده آن پرداخت کند،یا موجبات پرداخت وجه چک وخسارت مذکور(ازتاریخ ارایه چک به بانک)رافراهم کندویا درصندوق دادگستری یا اجراءثبت تودیع نماید،مرجع رسیدگی قرارموقوفی تعقیب صادرخواهدکرد...

ماده١٣)(اصلاحی٢/۶/٨٢)درموارد زیر صادرکننده چک قابل تعقیب کیفری نیست:

الف)درصورتی که ثابت شودچک سفیدامضاء داده شده باشد.

ب)هرکاه درمتن چک،وصول آن منوط به تحقق شرطی شده باشد.

ج)چنانچه  درمتن چک قید شده باشد که چک بابت تضمین انجام معامله یا تعهدی است.

د)هرگاه بدون قید درمتن چک ثابت شودکه وصول وجه آن منوط به تحقق شرطی شده باشد.

ه)درصورتی که ثابت گرددچک بدون تاریخ صادرشده ویاتاریخ واقعی صدور چک مقدم برتاریخ مندرج درمتن چک باشد.

ماده١۴)صادرکننده چک یا ذینفع یا قائم مقام قانونی آنها با تصریح به اینکه چک مفقودیا سرقت یا جعل شده ویا ازطریق کلاهبرداری یا خیانت درامانت یا جرایم دیگری تحصیل گردیده است ،میتواند کتبا" دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهد...

ماده ١۵)دارنده چک می تواند وجه چک وضرروزیان خودرادردادگاه کیفری مرجع رسیدگی مطالبه نماید.

ماده١۶)رسیدگی به کلیه شکایات ودعاوی جزایی وحقوقی مربوط به چک دردادسرا ودادگاه تا خاتمه دادرسی فوری وخارج ازنوبت به عمل خواهدآمد.

ماده ١٧)وجود چک دردست صادرکننده دلیل پرداخت وجه آن وانصراف شاکی از شکایت است ،مگراینکه خلاف این امرثابت گردد.

ماده١٨)(اصلاحی ٢/۶/١٣٨٢)مرجع رسیدگی کننده جرایم مربوط به چک بلامحل ،ازمتهمان درصورت توجه اتهام طبق ضوابط مقرر درماده ١٣۴قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب (درامورکیفری)مصوب ٢٨/۶/٧٨کمیسیون امورقضایی وحقوقی مجلس شورای اسلامی حسب موردیکی ازقرارهای تامین کفالت ووثیقه(اعم از وجه نقد یا ضماتنامه بانکی یا مال منقول وغیرمنقول)اخذ مینماید.

ماده١٩)درصورتی که چک به وکالت یا نمایندگی ازطرف صاحب حساب ،اعم ازشخص حقیقی یا حقوقی صادرشده باشد،صادرکننده چک وصاحب حساب متضامنا" مسئول پرداخت وجه چک بوده واجرائیه وحکم ضرروزیان ،براساس تضامن علیه هردو صادرمیشود...

ماده٢٠)مسئولیت مدنی پشت نویسان چک طبق قوانین ومقررات مربوط کماکان به قوت خودباقی است.

ماده٢١)(اصلاحی١١/٨/١٣٧٢)بانکها مکلفندکلیه حسابهای جاری اشخاصی را که بیش از یک بار چک بلامحل صادرکرده وتعقیب آنها منتهی به صدور کیفر خواست شده باشد،بسته وتا سه سال به نام آنهاحساب دیگری باز ننماید....

ماده٢٢(الحاقی ١١/٨/٧٢)درصورتی که به متهم دسترسی حاصل نشود،آخرین نشانی متهم دربانک محال علیه ،اقامتگاه قانونی او محسوب شده وهرگونه ابلاغی به نشانی مزبور به عمل آید ...

ماده٢٣)قانون صدورچک مصوب خرداد١٣۴۴نسخ می شود.

....

همانگونه درهمه مواد فوق کاملا" محسوس بوده وعدم توجه ودخالت دادن عرف حاکم در بازار به نحوه استفاده از چک دربازارمیباشدوهمین امرمنجرگردیده که درواقع بسیاری از ذینفعان ویا سوء استفاده کنندگان از خلع قانونی موجود منجر گردیده تا پرونده های بیشمار قضایی دراین ارتباط گشوده شده وحق بسیاری دراین بین پایمال گردد.

دراولین وحله ازنظر اینجانب مشگلات اصلی به نحوه عمل وواگذاری دسته چک به سیستم بانکی برمیگردد که دراینجا به توضیح مواردی میپردازم:

١-درسیستم بانکی هیچ روش مدون ومناسبی درشناسایی واطمینان از تمکن واعتبار لازم دریافت کننده دسته چک بعمل نمیایدویا بهتر بگوییم آنچه بعمل میاید جوابگو نیست.

٢-چکهای ارائه شده به مشتریان برطبق اعتبار آنها تعریف مشخصی نداشته بطوری که ارزش دسته چک همه یکسان بوده وبرای رفع این مشکل میبایستی قوانینی وضع گردد که دسته چک ها برطبق اعتبار مشتریان نزد بانگها گروه بندی شده وافراد معمولی نتوانند همانند یک تاجر از دسته چک برخوردار گردد وهررقم دلخواهی را بکشد،درواقع دسته چکها با توجه به اعتبار وگردش مالی صاحب حساب دارای سقف تعریف شده باشد که میتوان حتی با استفاده از دسته چکاهای رنگی آنها را تفکیک کرد ونگذاشت تا امکان صدور چک های با مبالغ بالا برای افراد عادی موثر باشد.

٣-امکان استعلام اعتبار مشتریان برای همه وجود داشته باشد تا درهنگام دریافت چک بتوان به سهولت از اصالت واعتبارصادرکننده اطمینان حاصل گردد.

۴-جرایم ومجازاتهایی برای سیستم بانکی درصورت بروز صدور چکهای بلامحل توسط مشتریان آن بانک تعریف گردد تا بانک وپرسنل آن نیز درقبال تحویل دسته چک احساس مسئولیت کنند .درصورتی که درقبال این همه مشکلات ایجاد شده برای مردم وسیستم قضایی بانکها که علت وعامل اصلی بروز این مشکل میباشند به رویه خود ادامه میدهند.

دروحله دوم به عدم توجه قانون گذار به عرف حاکم برمیگردد:

١- باید بپذیریم که درکشور ما صدور چک نه بعنوان انتقال موجودی به شخص دیگری بلکه بیشتربعنوان تعهد پرداخت ویا تضمین پرداخت ومعامله مورد استفاده قرارمیگیرد.

این اختلاف تعریف منجرگردیده تا درهنگام بروز اختلاف درمعاملات که میبایستی همچون یک قراردادتجاری بایستی موضوع کارشناسی گردد قانون چک جزتضییع حقوق یکی ازطرفین وبروز مشکلات بیشترنقش دیگری را بازی نمیکند ودراینصورت چه خواهان وخوانده(شاکی ومتشاکی)بالجباربا عنایت به ماهیت قانون چک از ابراز واقعی موضوع مشکل بیشتربه مواد برنده وتنبیهی قانون پناه برده وهمه مباحث واشتباهات وتخلفات خود راسرپوش میگذارندوهمین امرمنجرگردیده تا این قوانین نتیجه مناسب به دست ندهند.

٢-درصورتی که قانون گذارمیخواهد تا چک جایگاه پول را درمعاملات مردم را داشته باشد وقوانینش را نیز برهمین مبنا مصوب نموده بنابراین باید برای رفع مشکلات ابتدا جایگزین ورویه جدیدی را درجهت وجود ابزار وسیستمی شبیه چک که تاجران ومردم بتوانند درهنگام انجام معامله وتعهد مورد استفاده قراردهند پیش بینی شود وآن نیز قوانین مخصوص بخود را داشته باشد درغیر اینصورت آنچه درتعریف چک وماهیت آن آمده چک ماهیتی همچون چک پول را دارد درصورتی که درعمل اینگونه نیست.

٣-درموارد متعددی صادرکننده چک کلاهبردار نبوده وواقعا" برطبق عرف موجود وانجام صحیح مبادلات اقدام به صدور چک نموده ومتاسفانه دارنده چک بدلیل عدم انجام موضوع معامله ویا کلاهبرداری وعدم انجام صحیح موضوع وبا استفاده از قانون چک قصد آزار ودریافت وجه رادارد که متاسفانه درقانون حاضر اثبات آن به راحتی میسر نیست وفقط درمواردی همانند ربا...قانون گذار موادی را مصوب نموده درحالی که موارددیگرهمچون عدم انجام صحیح موضوع معامله وغیره درآن آورده نشده واین خود منجر به ازبین رفتن حق طرف مقابل شده وناچاراست بعد از تضییع حقوق خود مجددا" اقدام قانونی مجزا برای احقاق حقوق خودبعمل آورد.

۴-بدلیل ارائه دسته چک به مشتریان مختلف وبه سهولت ودسترسی کلاهبرداران نیز به آن وعدم تفکیک دسته چک منجرگردیده حتی کلاهبرداران به راحتی به خرید وفروش دسته چک نیز اقدام میکنندوتشخیص چک معتبر به راحتی وسهولت میسر نیست واین خود منجر گردیده تا مالباختگان زیادی بوجود آید. 


 
 
نمایندگی فروش/شعب/فروش مستقیم(3)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢
 

سیستم فروش مستقیم که  فروش بی واسطه نیزمیتوان نام برد یکی از شیوه های علمی است که بدلیل نیاز به مقدمات وبرنامه ریزی ویژه ومشگلات خاصی که دارد معمولا" بسیار به ندرت توسط تولید کنندگان بعنوان شیوه انحصاری فروش انتخاب میگردد.

دراین شیوه تولید کنندگان میبایستی با مصرف کننده نهایی مستقیما" ارتباط برقرارکنند بنابراین دراین شیوه امکان ایجاد نمایندگی وشعب نه تنها میسر نیست بلکه کاملا" منافات دارد یعنی دراین شیوه تولید کننده نمیتواند برای عرضه محصول از دفاتر فروش استفاده کند.

 درسیستم فروش مستقیم درواقع تخفیف اصلی به مصرف کننده وخریدارنهایی پرداخت میگردد وهیچ گونه واسطه ایی ایجاد نمیگردد.

 اگر بتوان سیستم فروش مستقیم را راه اندازی کرد بدلیل عدم نیاز به ایجاد دفاتر فروش ونمایندگی هزینه بسیارکمی برای تولید کننده داشته وبدلیل اینکه هرفروشی که انجام میشود مستقیما" به مصرف میرسد تبعات جانبی نداشته وآمار مصرف محصول نیز به راحتی قابل اندازه گیری است.

درسیستم فروش مستقیم مشتریان ورابطان اصلی خرید همان مصرف کنندگان نهایی میباشند.

ازاین روش بیشتربرخی شرکتهای خارجی استفاده مینمایند ودرکشور ماتولید کنندگان تقریبا" با این سیستم ناآشنا هستند وفقط درموارد نادری توسط شرکتهای خارجی همانند oriflameمورد استفاده قرارگرفته ونشان داده که این شیوه اگر به درستی استفاده شود درکشورما بیش از سیستمهای فروش دیگر نتیجه میدهد.شاید علت اصلی آن بی اعتمادی است که درعرضه محصولات غیراصلی توسط فروشندگان ونمایندگان درکنارمحصولات اصلی صورت میگیرد.

 به هرحال فروش مستقیم یکی از بهترین روشها برای اطمینان از عرضه محصول اصلی به مصرف کننده نهایی بوده وبهترین تدبیر برای ازبین بردن تقلب وسودجویی میباشدوهمچنین درصورت دست یابی به این سیستم به راحتی میتوان محصولات جدید را نیز عرضه کرد.

 لازمه ایجاد وتوسعه این سیستم داشتن یک دفترمرکزی وتیم علمی وسازماندهی قوی درجهت ساماندهی وگرفتن سفارش از خریداران متعدد وتحویل وارسال محصول میباشد وهمچنین انجام تبلیغات وجلسات لازم برای معرفی محصول وایجاد ارتباط با مصرف کنندگان محصول میباشد.


 
 
سرمایه گذاری دربورس به زبان ساده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٥
 

 سرمایه گذاری در بورس بدلیل ثبات واطمینان خاصی که دارد درواقع یکی از مهمترین ومناسب ترین بخش برای سرمایه گذاری برای کسانی که سرمایه محدود دارند میباشد .

 کسانی که توان پس انداز کمی دارند ودرصورت عدم اختصاص آن به کار وسرمایه احتمال هزینه شدن ومصرف آن وجود دارد وهمیشه دغدغه این را دارند که کجا وچطور میتوانند این پس اندازهای محدود خود را سرمایه گذاری کنند بورس بهترین مسیر است.

 سرمایه گذاری دربورس بدلیل دراختیار گرفتن برک سهام وعدم نیاز به پیگیری ونظارت وعدم سوخت آن از ضریب اطمینان بالایی نیز برخوردار است.

 سرمایه گذاری دربورس منجر میشود که فرد بی اختیار وارد عرصه تولید شده وضعیت بسیاری از شرکتها را سالانه ویا دوره ایی پیگیری نماید.

 سرمایه گذاری درسهام یک سود معقول را درهرسال نصیب سرمایه گذار میکند ودرصورت موفقیت وتوسعه شرکت ممکن است با افزایش سرمایه وافزایش قابل توجه قیمت سهام سود زیادی را به ارمغان بیاورد.

  برای سرمایه گذاری درسهام هرچند بصورت علمی وکارشناسی ناچارید از کارشناسان خبره که بااستفاده از روش بررسی تحلیلی وچندین عامل موثر درروند بازدهی وفعالیت شرکت نسبت به تعیین شرکت مناسب بهره ببرید ولی دریک روش شناخت ساده وآسان موارد زیر پیشنهاد میگردد:

١-EPSشرکت را مقایسه نموده وشرکتی را که از نسبت بالاتری را دارد انتخاب کنیدکه دراین حالت درواقع سود خوبی را درپایان سال مالی دریافت خواهد نمود که درواقع بخشی از سرمایه گذاری شماست.

2-تاریخ پایان سال مالی را نگاه کنیدوببینید چقدر مانده که درواقع نرخ بازار سهام هرچقدر به تاریخ پایان سال مالی نزدیکتر باشد دراوج خود خواهد بود.

3-سرمایه شرکت را نگاه کنید وتاریخ آخرین افزایش سرمایه،یکی از بهترین مقطع های دستیابی به سودهای بالا دربورس افزایش سرمایه توسط شرکتهاست که اگر نصیب سهم شما شود بیکباره سود قابل توجهی نصیب شما میگردد.

4-نوع فعالیت شرکت را دقت نموده ووضعیت وشرایط خاص جامعه را نسبت به آن کالا را بسنجید اگر از شرایط خوبی برخوردار باشد بدانید آن شرکت نیز از موقعیت سوددهی خوبی برخوردار خواهد شد.

5-وضعیت سوددهی چند ساله شرکت را جویا شده ومقایسه نمایید تا از روند رشد سوددهی اطمینان داشته باشید.

 


 
 
کجا سرمایه گذاری کنیم وچگونه؟
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٤
 

شاید یکی از مهمترین مباحثی که برای همه ودرهمه جا مطرح میباشد این سوال مهم است "کجا سرمایه گذاری کنیم وچگونه؟"اگرشما تحصیلکرده مرتبط با مسائل مالی واقتصادی وبازرگانی باشید یا فعال تجاری ویا تولیدی ...شاید بارها با چنین سوالی روبرو بوده اید وتلاش نمودید تا یک جواب قانع کننده بدهید وبدانید این سوال محدود به منطقه وکشور خاصی نیست ودرهمه جا ودرهر شرایط مطرح میگردد وفقیر وغنی وفعال وغیر فعال نمی شناسد.

البته باید به این نکته مهم اشاره نمایم که شرایط اقتصادی جامعه درتعداد وتنوع سوال کنندگان موثرمی باشد .

مثلا" اگر یک کشوری ازیک وضعیت اقتصادی متعادل ومناسبی برخوردار باشد درآن جامعه بسیاری از کارکنان وکارمندان وقشر متوسط جامعه بدلیل برخورداری از یک زندگی مطلوب وبدور از نگرانی به آینده بدنبال سرمایه گذاری نیستندوحتی آن را بهم زننده آرامش خود میدانند وبدلیل عدم نگرانی از آینده خود وفرزندانشان هیچ توجهی به آن ندارند.

ولی درصورتی که مشکلات اقتصادی واجتماعی درجامعه متعدد ومتنوع باشد وقشر کارمند ومتوسط جامعه نیز اطمینان وآرامش خاطر لازم را نداشته ونسبت به آینده خود وفرزندانشان نگران باشند وهمیشه این دغدغه باشد که ممکن است به زیر خط فقر سقوط نموده ومشکلات عدیده ایی آنها را گریبانگیرشود بدنبال سرمایه گذاری وفعالیت بیشتر با پس اندازهای محدود خود میباشند.

دراین شرایط مشخصا" سرمایه داران نیز از آرامش وثبات لازم برخوردار نبوده وبدلیل تعدد وبی برنامه گی سرمایگذاراران بسیاری از فعالیتها توجیه لازم را از دست میدهند ،برای نمونه اگر شغلی دارای بازده و سود مناسب باشد بدلیل هجوم بی رویه افراد مختلف به آن شغل وایجاد آن به هم ریختگی یک باره عرضه وتقاضا چنین شغل هایی نیز روز بروز کم وکمتر میشود.

درشرایط اقتصادی مطلوب هیچ وقت افراد عادی وجویای سرمایه گذاری بدنبال ایجاد فعالیتهای تولیدی وتجاری نمیروند بلکه درفعالیتهای تعریف شده ایی همانند بورس وسپرده گذاری دربانکها مشارکت میکنند که این دوعامل خودبخود منجر به توسعه فعالیتهای تولیدی وتجاری میشود ولی درشرایط نقصان اقتصادی متاسفانه علاوه بر مشکل دار شدن وغیر اقتصادی شدن سرمایه گذاری دربورس ووجود برخی فعالیتهای متفرقه با حاشیه سود بالا ویا بدلیل افزایش بی رویه قیمتهاوتضعیف پول رایج کشور سرمایه گذاری در مواردی همچون زمین وساختمان و طلا وارز ویا کالاهای خاص مطلوبیت بیشتری داشته وبدین ترتیب سپرده گذاری دربانکها نیز به حداقل رسیده ومشکلات زیادی را متوجه تولید کنندگان وتاجران میگردد.

متاسفانه بدلیل عدم اطلاع رسانی صحیح ومشاورات بهینه توسط مشاوران آگاه که بایستی همچون پزشکان جایگاه بایسته خودرا بین مردم ودولت بدست آورند منجرشده که مردم عادی وکارمندان نیز درشرایط اقتصادی بهم ریخته دوشغله شده ووارد کار وتجارت مضاعف شوند واین خود نتیجه ایی جز مشگلات مضاعف برکار وتجارت ومشکلات ومخاطرات بیشتر برزندگی اجتماعی واقتصادی آنها نخواهد داشت که وجود هزاران پرونده قضایی ودرگیریهای اقتصادی وهمچنین خانواده ها وفرزندان ناپایدارو بسیاری از مشکلات ونابسامانیهای اجتماعی ریشه درمشکلات وبرنامه ریزی های اقتصادی بدون تدبیر ومشاوره  دارد.

هرچقدر وضعیت اقتصادی جامعه ضعیف ونامتعادل تر گردد سوال " کجا سرمایه گذاری کنیم  وچگونه؟" بیشتر وتوسط قشرهای مختلف مطرح میگردد ودراینجا جوابگویی به مشاوران اقتصادی وسرمایه گذاری نیز سخت وسخت تر میشود زیرا مهمترین وبهترین پیشنهاد مشاورین برای مردم عادی ومتوسط سرمایه گذاری دربورس وسپرده است که بدلیل بازده پایین آن این پیشنهاد مگر با بررسی جامع وپیشنهاد سهام شرکتهای خاص که احتمال تداوم سود وتوسعه را خواهند داشت پیشنهاد صحیح ومناسبی نخواهد بود بطوری که بسیاری در چنین شرایطی حتی بخش مهمی از سرمایه اصلی خود رانیز از دست داده اند.

ولی آنچه مهم است بدانیم این است که درهیچ شرایطی به هیچ کس توصیه نمیشود که بعنوان کاردوم وسرمایه گذاری خارج از سیستم بورس وسیستمی وارد تجارت وتولید شود حتی اگر به عینه دیده باشد که برخی توانسته اند با اینکار موفق گردند بدانید بسیاری نیز ناموفق شده وخود را با مخاطرات عدیده مواجهه کرد ه اند.

تجارت وتولید مقوله تخصصی وخاصی است که ورود به آن شرایط خاصی را میطلبد وداشتن سرمایه کفایت نمیکند وتلاش وصبر وبرنامه ریزی خاصی را میطلبد که با فعالیت فرعی واتفاقی نتیجه مطلوب حاصل نمیگردد،تخصص وتجریه خاصی رامیطلبد که درصورت نداشتن ودست نیافتن به آن یک روز ودر هر سطحی شکست وناکامی را به میهمان بی تجربه وجدید خود به ارمغان میاورد.

هجوم بی رویه مردم عادی به سرمایه گذاری در فعایتهایی که بدون برنامه ریزی وفقط با مشاهده ظاهری ومشاوره غیر علمی اطلاعات کسب نموده منجر میشود تا قیمت وبهای آن بصورت روانی وبی رویه افزایش یافته ودر آینده بسیاری را با ضررهای قابل توجه روبرو سازد همانگونه که درمقطعی هجوم بی رویه سرمایه گذاران عادی به بورس(با اینکه یک محل با ثبات برای سرمایه گذاری بوده ومنجر به توسعه ورشد تولید میشود) ومتاسفانه بجای ارائه مشاورات صحیح وهشدارهای لازم دررابطه با پیامدهای اقتصادی آن توسط دولت شاید بالعکس خوشحال از این همه تقاضا برای بورس بودند منجرگردید تاقیمت سهام بطور بی رویه ایی بدلیل افزایش بی رویه تقاضا افزایش یافته وسوهرسهم آنها نسبت به قیمت بازار بسیارکاهش یابد وبیکباره بعد از چندسال قیمت سهام سقوط کرد وبسیاری را متضرر کرد وبدلیل از بین رفتن جو روانی جامعه نسبت به سهام باوجود گذشت سالها از آن موقع وتوجیه سود بسیاری از سهام هنوز مردم از سرمایه گذاری درسهام ترسیده اند وآن خاطره تلخ هشداری برای آنها شده است.

همین اتفاق بنوعی درساختمان نیز اتفاق میافتد وهجوم بی رویه سرمایه گذاران ومردم به سرمایه گذاری درساختمان بعد از سقوط بازار بورس منجر گردید تا قیمت ساختمان بطور بی رویه ایی افزایش یافته وهمانند سهام سود صوری زیادی متوجه سرمایه گذاران درساختمان گردد واین افزایش بی رویه بعد ازسالها وعدم توجیه مبلغ سرمیه ایجاد شده با استفاده از بنا منجر شد که جو روانی بیکباره شکسته وهم اکنون سرمایه گذاران درساختمان نیز با یک ضرر سنگین مواجهه شوند ولی بدلیل عدم وجود محلی همچون بورس برای قیمت گذاری ساختمانها وعدم فروش صاحبان آنها مگر درناچاری برای عدم پذیرش وقبول کاهش قیمت صورت گرفته وعدم شکستن قیمت اجاره ها بدلیل ماندن صاحبان املاک در دیدگاه قبلی هنوز این حادثه آنطور که باید همانند بورس خودرانشان نداده ولی وقایع اقتصادی را نمیتوان به زور واجبار سد کرد ووقوع آن را متوقف کرد بلکه فقط تاخیر ایجاد میگردد وبه هرحال باید پذیرفت.

 

 


 
 
رمزموفقیت درتجارت(2)بامثال ساده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٩
 

قبلا"توضیح وتعاریف علمی تاجر وتجارت صحیح را عنوان کردم وبرای تفهیم کامل موضوع یک مثال ساده عنوان میکنم:

 سه نفر به نامهای محسن ،مجید ،داریوش را درنظر بگیرید با مشخصه های زیر:

محسن: فردی باریسک بالا ومعتقد به شانس واقبال

مجید :فردی جدی ودنباله رو که از خود ایده ونظری نداردومحطاط

داریوش:فردی مقرراتی وبرنامه ریز وایده نگر

این سه نفر با علاقه ایی که به بازار وتجارت داشتند اقدام به ورود به بازار کرده وهر کدام فعالیتی را شروع میکنند.

 محسن بدلیل ماهیت ریسک پذیری خود وبا بررسی رقبا وبازار بیکباره شروع به معرفی وانجام فعالیت  دربازار نموده بطوری که همه مشتریان وتاجران کهنه کاررا متوجه خودنموده وفعالیت خودراآغازمیکند.

مجید بدلیل عدم داشتن ایده ونظری پس از بررسی درمسیری شروع کرد که بتواندیکی از پیشکسوتان وموفقین بازار را زیر نظر داشته ودقیقا"روش اورا الگو برداری کند.وبه این دلیل ناچار بود به هرطریق ممکن با او ارتباط برقرارنموده ورابطه ایجاد نماید.

 داریوش به دلیل داشتن ایده ونظر وقانونمندی سعی نمود بارعایت ضوابط وکاملا" تعریف شده فعالیت جدیدی را بنا نهاد وبدلیل اینکه بسیار آرام وبا برنامه خاص دربازار حضور پیداکرد توجه خیلی ها را به خودجلب نکرد.

 سال اول ودوم:

بدلیل اینکه هرسه دربازارعمده فروشی شروع بکار کرده بودند برای معرفی وشروع حداقل چندسالی لازم بود.

 محسن دراین چندسال آوازه ایی پیداکرده وفروش بالایی باحاشیه سودپایین دارد وتاجران اصلی درمقابلش جبهه گرفته اند ومشتریان زیادی بااو مراوده ایجاد کرده اند ومحسن نیز بی پروانه به خرید وفروش میپردازد وشعار میدهد که دراین بازار نخواهد گذاشت کسی با او به رقابت بپردازد برخی از تاجران درمقابلش سکوت کرد ه اند ومیگویند این بار به سرمنزل نخواهد رسید واین مسیری که او میپیماید عمری کمی دارد ومنتظرند تا محسن به مشگل برخورد ولی عده ایی نیز به مقابله با محسن پرداخته اند ودراین رقابت مشتریان محسن را که قبلا" مشتری آنها بوده را دوباره با کاهش قیمت به خود جذب میکنند ومحسن نیز شدیدا" درحال مقابله با آنهاست وازهر ترفندی دراین را ه استفاده میکند.

 این تلاش محسن وبدلیل اینکه از توان سرمایه ایی کمی نسبت به تاجران با سابقه دارد وتاجران نیز برای مقابله با او حتی درمواردی به ضرر محصول را عرضه میکنند وهمچنین بدلیل فروش بی رویه محسن وکلاه برداری برخی از مشتریان هر روز ضرروهزینه اش بیشتر میشود و ازآنطرف نیز با افت فروش مواجهه میگردد وتقریبا" این وضعیت او را با سردرگمی خاصی مواجهه کرد ه است.

مجید بدلیل دنباله رو بودن یکی از تاجران را توانسته زیر نظر گرفته وارتباط برقرارکند ولی همان مسیری را میرود که اومیرود وغافل از اینکه ممکن است دراین مسیر مشگلات ومواردی پیش بیاید که حل آن درتوان مجید نباشد وبدلیل دنباله روی وعدم دستیابی به همه اطلاعات وروشهای تاجر کهنه کار واینکه بسیاری از مشگلات بایددرمسیر راه تجربه شود باعث شده تا مجید روند بسیار کندی داشته ونه شناخته شود نه رشد یابدوفقط خوشحال از این است که دربازار حضوریافته وخرج خود رادرمیاورد.

داریوش دفتر ی وفعالیتی را با برنامه ریز ی شروع کرده وهرچند تاجران ومشتریان احساس میکنند که اوتوان انجام فعالیتی وسیع وبیشتری نسبت به محسن وبسیاری از تاجران را دارد ولی طوری حرکت میکند که حساسیت آنها را نینگیخته وبا هرترفند وشگردی بدنبال مشتری نیست واین امرمنجر شده بسیاری ازتاجران نه تنها درمقابل او جبهه نگیرند بلکه سعی دارند با احتیاط  آرامی با اوارتباط برقرارکنند واین باعث شده با اینکه دراوایل وبدلیل فروش با برنامه وبدور از رقابت مشتری کمی متوجه آنها بودولی رفته رفته فروششان بیشتر شده واکثریت فروش آنها به تاجران بوده یعنی خود بخود وبه دست خود تاجرانی که کسی را براحتی درمسیر وحدود فعالیتشان راه نمیدهند وارد شده درصورتی که محسن با این همه تلاش وسر وصدا هیچ فروشی به تاجران ندارد.

دراین بین بدلیل حسن رفتار وبا برنامه داریوش باعث شده بسیاری از تولید کنندگان وسرمایه کذاران نیز متوجه داریوش شده ودرتلاش باشند با او ارتباط برقرارکنند وهمین موضوع توان داریوش را چندین برابر کرده وهمه تاجران او را توانمندترین دربازار بدانند.

ادامه دارد...


 
 
رازموفقیت درتجارت وتاجر شدن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۸
 

درزندگی روزمره ودرصداسیما ومقاله ها وکتابها وقتی از افراد خوشبخت وموفق یاد میکنند عنوان تاجرمیدهند،البته نه امروزه بلکه از دوران باستان برترین وموفق ترین افراد تاجران بودند که همیشه ودرهمه حال علاوه بر بحث تجارت حتی درسیاست وفعالیتهای دیگرنیز تاثیرگذاربوده اند.

 تاجرکیست ؟ قانون تجارت تاجر  به اینگونه تعریف شده است:

تعریف تاجر:تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد و چون معاملات تجارتی عرفا خرید و فروش به قصد انتفاع است بنابر این کلیه اشخاصی که مبادرت به خرید و فروش یا اجاره اموال منقول می نمایند تاجر شناخته می‌شوند."

 برطبق عرف وسنت به کسانی که اقدام به خرید وفروش کالا بصورت عمده چه ازداخل ویاخارج میکنند تاجرگفته میشود واین عمل آنها نیز تجارت گفته میشود که امروزه با توجه به توسعه شیوه های تجاری عناوینی از قبیل تاجر داخلی ،تاجربین المللی ،وتجارت الکترونیکی ...نیز به تعاریف فوق افزوده شده ولی به هر حال آنچه دراینجا برای مامهم بود بحث وتعریف تاجربود.

دراینجا به بیان برخی از عوامل موفقیت درتجارت اشاره نموده واز یک مثال عینی دررابطه با بحث ایجاد فعالیت تجاری وماهیت آن میپردازم.

 متاسفانه بسیاری یکی ازمهمترین عامل موفقیت درتجارت را شانس واقبال میدانند که همین عامل نیز باعث میگردد بسیاری از کسانی که وارد تجارت شده اند پس از مواجهه با ناکامی وشکست بجای صبر وتدبیر وتلاش درجهت احیا وادامه فعالیت خود را بدشانس وبداقبال توصیف کرد وبا توجیه شکست وناکامی خود تجارب وتلاش چندین ساله را به کناری گذاشته وازادامه فعالیت باز میماند.

 من تجارت وورود به آن را همانند کوهنوردی وصعود به یک قله عظیم میدانم که صعود از آن استقامت وتلاش وبرنامه ریزی وتهیه عوامل وامکانات مورد نیاز میدانم.

 برای صعود به کوه ابزارهایی همانند کوله پشتی مناسب وچوب کوه وطناب وخوراکی مقوی ومغزی ونوشیدنی...لازم است ولی هیچ وقت گفته نشده که قیمت وجنس ابزارها درچه قیمت وارزشی باشد شاید کسی چوب کوه وکوله پشتی  چند صد هزارتومانی داشته باشد وکسی چوب معمولی کوله پشتی دست ساز.

 عوامل موفقیت درتجارت:(باالگو گرفتن ازصعودبه کوه)

١-داشتن تصمیم واراده قوی:یعنی برای رفتن به کوه وصعود ابتداء" باید از دشواری راه وسختی آن مطلع بوده وتصمیم واراده قوی در صعود به آن داشته باشیم ودرتجارت وعرصه آن نیز چنین است ومشگلات ودشواریهای زیادی را خواهیم دید که باید ازقبل درخود وخانواده مان این سختی ها ومشگلات را دانسته بااراده واستوار ادامه دهیم.

٢-داشتن آگاهی وبرنامه ریزی: همانگونه که برای صعود به یک کوه لازمه اصلی آن داشتن آگاهی از مسیر حرکت ومدت زمان صعود سختیهای راه ...است وبایستی از قبل بابرنامه ریزی صحیح بهترین زمان صعود وحرکت راانتخاب نموده وازقبل خودمان را با پیاده روی های موردی وتمرینات ورزشی آماده این صعود کنیم. درتجارت نیز داشتن آگاهی لازم از تجارتی که درآن وارد میشوید ومشگلات واستراتژیها ورقبا ...وبا برنامه ریزی لازم درمقطعی که میخواهید وارد شوید واستراتژی که میخواهید استفاده کنید تابتوانید با اطمینان گام بردارید.

٣-داشتن ابزار وامکانات اولیه لازم:برای صعود از هرکوهی باید متناسب با ماهیت کوه(یخی یا صخره ایی...)باید از ابزار ولوازم لازم برخوردار بود هیچ وقت نمیتوان با ابزار یک کوهی که خشک وصخره دار است به کوهی که پوشیده از برف ویخ دار است صعود کرد.دراینجا قیمت وارزش لوازم مطرح نیست ولی بدون ابزار حرکت کردن اشتباه وصعود غیرممکن است. درتجارت نیز باید بسته به نوع تجارتی که میخواهید درآن وارد شوید باید ابزار ولوازم کافی به همراه داشته باشید ممکن است تجارتی سرمایه برباشد وتجارتی کاربرالبته نه به این معنا که پس اگرسرمایه نداشته باشید هیچ وقت نمیتوانید وارد برخی از تجارتها شوید بلکه باید حداقل ممکن را با مشارکت ویا تسهیلات و...تامین نمایید.

۴-داشتن تدبیرو ذکاوت واستراتژی صحیح: ممکن است یک کوهنورد درمسیر راه به موانع ومشگلاتی مواجهه شود که جز توقف وبرگشت برایش راه دیگری متصور نباشد ولی به هرحال برای صعودنباید مایوس شود وهمه ابزار ودانش وتدبیر خودرابکارگیر تابتواند با عبور از آن مانع به راه خود ادامه دهد.درتجارت نیز هرچقدرتلاش وبرنامه ریزی واستراتژی داشته باشی باز به نقطه های میرسی که میبینی هیچ کدام از برنامه ها وروشها جواب نداده وفعالیت چند ساله ات متوقف میشود دراینجا بجای یاس وتوقف فعالیت باید باصبر واندیشه وامیدوار راهکار عبورازاین مانع رابیابی وبه فعالیتت ادامه دهی.

۵-داشتن ذخیره وپس انداز لازم وکنترل مصرف وحفظ لوازم: اگردرمسیر صعود خوراکی ها را بی رویه مصرف کنی وبه دلیل استفاده بد از ابزارها چوب دستی بشکند ویا کوله پاره شود ویاحتی قمقمه آب خالی شود هرکدام از آنها کافی است که صعود رابرایتان ناموفق کند.درفعالیت تجاری نیز چون اول کار معمولا" بخت باشما یار خواهد بود وهمانند آسانی مسیر کوه درابتدای صعود نباید مصرف وهزینه ات را بالا برده وفکرکنی که این خوش بیاری همیشه خواهد بود واگرکالایی را برای فعالیت تجاری انتخاب کردی وتیمی نیز فعال کرده ومنابعی نیز بدست آورده اید قدرآنها رادانسته وبدرستی وبه اندازه ازآنها استفاده کنی.

۶-مسیر اصلی راادامه دهید وازمسیری به مسیر دیگرنروید:درهنگام صعود به کوه معمولا" مسیرها تعریف شده است وبه تجربه تعیین شده واگر چندین مسیرتعریف شده وجوددارد وشما یکی را انتخاب کردید همان را با همه مشگلات وسختی هایش ادامه دهید ودربین راه بدنبال تغییرمسیر نباشید.درتجارت نیز بسیاری که درکاروفعالیتی وارد میشوند تازمانی که به سدومشگلی مواجهه نشده اند ادامه میدهند وهرموقع با سد ومانعی مواجهه شدند تغییرمسیر میدهند بدانید تاجران موفق دریک مسیر گام برداشته وصعودکرده اند.

٧-درطول مسیر اعتماد واطمینان وصداقت وراستی را سرلوحه فعالیتتان کنید:شما درراه صعود با همه به نیکی رفتارکنید واز حیله ومکر بپرهیزید که درصورت بروز مشگل برایتان دوستان به کمکتان بیاید وشمارا یاری کند .درتجارت نیز اگر صداقت وراستی را پیشه کنید واعتماد واطمینان به دوستان تلاش وبرنامه ریزی کنید بدانید روزبروز بردوستان ومشتریان شما افزوده شده وموفقیت شمارا افزون خواهند کرد.

٨-مغرور ومتکبرنشویدومتواضعانه به فعالیتتان ادامه دهید:اگرکوهنوردی مغرورانه ومتکبرانه گام درکوه بگذارد درمواجهه با مشگلات بدلیل عدم اندیشه وهمفکری مناسب ازصعود بازمیماند ودیگرهیچ وقت جرات صعود نخواهد داشت.درتجارت نیزهرچه قدر رشد وتوسعه پیدا میکنید به همان اندازه هم متواضع وفروتن باشد تا رقبا ومشتریان را تحریک نکند.

ادامه دارد...


 
 
هرمانع خود فرصتی است
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۱
 

در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را در یک جاده اصلى قرار داد.. سپس در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند!

  سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند.

  آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم!

  بنابراین بیاد داشته باشید که اگر کاروفعالیتی شروع کردید دررویارویی به موانع ومشگلات نهراسید بلکه به آن همچون فرصتی جدید بنگرید .

  بسیاری همینگه درکاروفعالیت به موانع ومشگلات برخورد میکنند بجای تدبیر وتلاش وصبر با دلهره وهراس سعی میکنند به جای رفع مانع ازآن فرار کنند که این خود عامل مهمی درشکست وناکامی است.

 هرکاری برای نیل به نتایج ایده آل موانع ومشکلات زیادی را باید طی نماید همانگونه که یک کوهنورد برای صعود از کوه نیازمند عبور از سنگلاخ وپرتگاههای زیادی است که درمسیر راه وجود دارد واگردرمسیری باشد که سرازیری وبدور از صخره وسنگ است بدانید که بجای صعود به پایین کوه میرود.

 هرکاری وفعالیتی علاوه بربرنامه ریزی وتخصص وتدبیر نیازمند تجارب زیادی است که دربسترآن کارباید بدست آورد وبه مطالعه نمیتوان آنها را فهمید.

 تجاربی که برخی ازآنها بسیارازآنها بقول قدما"دستیابیش گاونرمیخواهد ومرد هنر "پس دررویارویی با موانع نه تنها نهراسید بلکه بدانید که این موانع نشانگر حرکت روبه جلو ورشد فعالیت شما میباشد.

وبدانید کار وفعالیتان آن موقع به اوج وموفقیت میرسد که یک روز مانع بزرگی را که احساس میکردید همچون یک کوچه بن بست میماند وامکان رفع آن نیست با صبر وتلاش از مسیر خود خارج کرده وبه مسیرتان ادامه دهیدوبدانید بعد از عبور ازآن مانع همه موانع برایتان آسان وسهل خواهد بود وکارتان روز بروز پر رونق.


 
 
وصیت نامه داریوش بزرگ
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۸
 

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوقه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است

 


 
 
تغییرواهمیت آن
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۸
 

تغییریکی از مباحث مهمی است که اگر بجا وبموقع صورت گیرد میتواند تحول مثبت زیادی در کاروفعالیتتان ایجاد نمایدکه قبل از ورود به این بحث بد نیست این یادداشت را بخوانید:

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!

 

شما درطول فعالیتتان با مشکلات وتجارب زیادی روبرو میشوید که همین تجارب ومشکلات است که منجر به رشد وفعالیت شما میشود درهرکاری باید استراتژی صحیح تعریف نموده وبا علم وبرنامه ریزی وپشتکار به تلاش بپردازید وبدانید با وجود همه دقت وممارستی که انجام میدهید باز دستیابی به نتایج ایده آل دشوار ونیازمند تلاش وحرکت بیشتر است انگار هرچه شما رشد وتوسعه میکنید اهداف وآرزوها نیز رشد یافته وازشما فاصله میگیرند واینجاست که بهترین رمز موفقیت دستیابی به نهایت نیست(درواقع درهیچ کاری نهایت معنا ومفهوم پیدا نمیکند ورشد وتوسعه حد واندازه ندارد)بلکه حفظ فاصله معقول ورشد مناسب است.                                                                                                                                                                                                 

برای اینکه بتوانید همیشه از رشد معقول ومناسبی برخوردار باشید باید با دقت وتیز بینی هنگامی که درمسیر رشد وتوسعه به سدها وموانعی برخورد کردید با دادن تغییرات مناسب دربرنامه ها وحرکتها دوباره بتوانید ازسکون ورکود خارج شده وبا همان شدت وسرعت به حرکت خود ادامه دهید.                                                                                                                                       

دانشمندانی که به تغییر بسیار اهمیت داده وآن را مهمترین عامل درروندتوسعه ورشد دانسته ودرتایید این نظریه خود میگویند دایناسور بدلیل اینکه نتوانست درمسیر تکامل خود تغییر ایجادنماید نسلش منقرض شد وبنابرین برای تداوم فعالیت وحفظ وتوسعه آن بایستی تغییرات لازم را درزمان مقتضی بتوانید درسیستم خود ایجاد نمایید.                                                  


 
 
نمایندگی فروش/شعب/فروش مستقیم(2)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٥
 

درمواقعی که به هرعلت نتوانیم در جذب نمایندگان فروش ونفوذ دربازار موفق باشیم یکی از بهترین روشها ایجاد شعب میباشد .

 سیستم شعب این امکان رامیدهد که ازدواستراتژی تبلیغات پیش بردی واستراتژی مکان وعرضه رابه بهترین وموثرترین سطح ممکن بکارگرفت.

 هرچند این شیوه درابتدا هزینه بالایی را میطلبد ونیاز به کادر مدیریتی وکارشناسی قوی میباشد وهمچنین باید ازسیستمهای مکانیزه جامع وحسابداری وفروش نیز به منظور جلوگیری از هرگونه سوء استفاده واختلال احتمالی استفاده نمود.

برخی از مزیتهای اصلی این سیستم به شرح زیر است:

١ -ولی پس ازراه اندازی بدلیل فروش مستقیم به مصرف کننده نهایی از حاشیه سود مناسب برخوردار بوده ونه تنها هزینه های خود راپوشش میدهد بلکه دارای توجیه اقتصادی لازم نیزمیباشد.

٢-دراین سیستم بدلیل تحت کنترل بودن سیستم اداری وفروش آن سیساستها واستراتژی های شرکت براحتی تجویز وعملیاتی میگردد.

٣-استراتژی تبلیغات پیش بردی ازطریق شعب درسطح وسیعی انجام شده وبه این میماند که شرکت روزانه خود ازنزدیک بامشتریان ارتباط دارد.

۴-استراتژی مکان وعرضه بدلیل انتخاب محل ومکان عرضه توسط شرکت بدرستی وکامل پیاده سازی میشود.

۵-عرضه محصولات جدید وانتقال دیدگاه مصرف کننده بدستی وبه سرعت صورت میگیرد.

۶-استراتژی قیمت نیز پس از راه اندازی کامل شعب به درستی قابل سیاست گذاری وعملیاتی کردن میباشد.

٧-عدم امکان نفوذ رقبا درسیستم فروش شعب.

ومزیتها ی مختلف دیگری که دردرجات اهمیت پایین تری قراردارند.

نمونه این سیستم راکه دربرخی موارد بصورت مستقل از تولید کننده ایجاد شده فروشگاههای زنجیره ایی میباشدودرنمونه های انحصاری درکشورما میتوان از شعب فروش برخی شرکتهای تولید کننده کفش ویا آجیل تواضع و... نام برد که البته مواردی از آنها پس از تثبیت شعب وتقاضای عمومی برای تاسیس شعبه ادغامی از شیوه نمایندگان انحصاری وسیستم شعب است.

 هرچند سیستم نمایندگی فروش خود سیستمی مورد قبول وپذیرفته شده است ولی باید به خاطر داشته باشیم که درصورت عدم امکان ایجاد مناسب سیستم نمایندگی فروش چاره ایی جز استفاده از سیستم های دیگر نداریم ودرصورت توقف ومنتظر ماندن وتلاش بیهوده درراه اندازی سیستم نمایندگی فروش بایستی  به منظور جلوگیری از هرگونه اختلال در روند فعالیت شرکت تصمیمات استراتژیک گرفته شود. 

دراستفاده ازسیستم شعب  بایستی از اشتباهات وتصمیمات مخرب زیر خودداری نمود که درغیر اینصورت مشکلات وهزینه های جبران ناپذیری را به شرکت تحمیل میکند بطوری که شرکت از ادامه وایجاد شعب احساس پشیمانی نموده وبه این ایده میرسد که شیوه نمایندگی فروش مناسب تر بوده است:

١- جذب مدیران وکارشناسان غیر متخصص وعدم ارائه آموزش مستمر.

٢-استفاده از سیستم سلیقه ایی غیر علمی دررابطه با موارد مالی وفروش ...شعب

٣-عدم ایجاد هماهنگی لازم بین دفترمرکزی وشعب

۴-عدم استفاده از سیستم مدون ومصوب درکلیه شعب بطوری که همه شعب بصورت یکسان عمل نمایند از نحوه تبلیغات وپوسترها وویلبرد شعب گرفته تا رنگ آمیزی ولباس کادراجرایی تا نرخ ها وارائه محصول وجوابگویی.

۵- تعطیلی یکباره شعب که این کار درصورتی که شعبه اقدام به فروش اعتباری نموده باید با دقت وبرنامه ریزی وهماهنگی لازم صورت گیرد درغیر اینصورت منجر به سوخت مطالبات شرکت خواهد شدوهمه تلاش وکوشش چند ساله نیز ازبین رفته ودیدگاه بدی را درذهن مشتریان ایجاد خواهدنمود.

بهرحال درصورتی که این سیستم را انتخاب نمودید بایستی با صبر وتحمل وبرنامه ریزی وحمایت مستمر منتظر بمانید تا نتیجه دلخواه بدست آید وحتی اگر بدنبال این ایده بودید که بعد از راه اندازی وترغیب عمده فروشان نسبت به انتقال آن اقدام نمایید بایستی درزمان وانتقال توجه ودقت کافی نمایید که درغیر اینصورت خطرات وزیانهای فراوانی بدنبال خواهد داشت.


 
 
نمایندگی فروش /سیستم شعب / فروش مستقیم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢
 

یکی از دغدغه های اصلی شرکت های تولید کننده بازاریابی وفروش محصولات تولیدی میباشد.

مشتریان شرکتها درکشور مابه چند دسته تقسیم میشوند:

١-سازمانی :که شامل موسسات دولتی وشرکتهای بزرگ وتعاونیها و... که معمولا" فروش به آنها ازطریق مناقصه صورت میگیرد.همانند فروش قطعه توسط تولید کننده قطعات به شرکت های خودرو سازی

٢-بازارعمده فروشی: که شامل فروش به تجار وبازاریان عمده فروش میباشد وهمچنین شرکتها وموسسات وتعاونیهایی که خرید ومصرف عمده داشته وازطریق استعلام نسبت به خرید اقدام مینمایند.

٣-بازارخرده فروشی :شامل فروشندگان متفرقه میباشد که نسبت به انجام خرید خود ازطریق عمده فروشان یا شرکتها اقدام میکنند ومستقیما" با مصرف کننده نهایی درارتباط هستند.

 بازارسازمانی :معمولا" بدلیل اینکه بسیاری از شرکتها درایران فعالیت خودرا با ایجاد تقاضا واحساس نیاز سازمانی شروع میکنند ودرواقع معمولا" یک درخواست اولیه ایی نیز دراین بین وجود دارد ونفوذ وتحقق فروش به بازار سازمانی نیازمند برنده شدن درمناقصه ویا روابط ونفوذهای خاصی میباشد که درعهده وسطح مدیران فروش وبازاریابی نمیباشد وانجام وتحقق آن وابسته به تصمیمات وتوافقات مدیریت عالی وصاحبان شرکت بوده لذا دراینجا خیلی وارد این مقوله نمیشویم.

مهمترین بازاری که شرکتهای تولید کننده بدنبال جایگاه یابی وفروش به آن بازار هستند بازار عمده فروشی میباشد.

بازارعمده فروشی:شاید به جرات بتوان گفت که بازار عمده فروشی نه تنها ارزشی کمتر از بازار سازمانی نداشته ودرصورتی که به نحو مناسب سازماندهی وتثبیت شده عمل شود از فروش سازمانی نیز بالاتر ومفیدتر میباشد ،زیرا درفروش سازمانی اولا"قیمت درپایین ترین حد خود بوده وبا رقبا سالانه رقابت مستقیم ونزدیک دارید. ثانیا": درصورت بروز اختلال بیکباره کل سهم فروش صفرمیشود  وتداوم فعالیت شرکت را باتردید مواجهه مینماید.البته یکی از محاسن اصلی بازارسازمانی  سهولت دربرنامه ریزی تولیدوتامین میباشد.درصورتی که شرکتها به فروش تثبیت شده بازارعمده فروشی دست یابند از مزیت سهولت برنامه ریزی نیز برخوردار میگردند.

 بازارعمده فروشی مزیتهای مهم دیگری نیز به شرح زیر دارد:

١-بدلیل ارتباط هم بابازارهای سازمانی وهم عمده وخرده فروشی درصورت موفقیت حجم بالای فروش راایجاد میکند.

٢-حاشیه سودآن نسبت به بازارسازمانی بالاتربوده واستراتژی دادن به آن بسیارآسان تر میباشد.

٣-دریافت وجه ونحوه ورود نقدینگی آن را میتوان به دلخواه ومناسب با پرداختها تعریف نمود.

۴-درصورت بروز مشکل به برخی از مشتریان عمده فروش وکانالهای توزیع نه تنها فروش بیکباره صفرنمیشود بلکه میتوان کانالهای بهتر ومناسبترتعریف وایجاد نمود.

۵-بدلیل تجارب خوب عمده فروشان وتسلط آنها به استراتژیهای بازاریابی ومحصول نقاط ضعف شرکت را اعلام نموده ودررشد وتوسعه شرکت همراهی مینمایند.

۶-بدلیل حجم وسیع وتنوع مشتریان آنها از اقصی نقاط کشور وحتی خارج معرفی محصول درحجم وسیعی صورت گرفته وحتی مشتریان سازمانی جدیدی را که شرکت از آنها مطلع نبوده ویا نتوانسته ارتباط برقرارنماید ایجاد مینمایند.

٧-بدلیل شناخت کامل عمده فروشان از مشتریان وطرف شدن آنها باشرکت مطالبات سوخت شده فروش به حداقل ممکن میرسد.

وموارددیگری رانیزمیتوان عنوان کرد که ازدرجه اهمیت کمتری برخوردارست.

بازارخرده فروشی:

این بازار که بدلیل ارتباط مستقیم با مصرف کننده نهایی ازبالاترین حاشیه سود برخوردار است وبرخی شرکتها بدلیل برخورداری ازحاشیه سود مناسب وبرای اجتناب از مخاطرات وسختی های ورود به بازار عمده فروشی بیشر راغب هستند دراین بازار وارد شوند.

 ورود به بازار خرده فروشی معایب ومشکلات زیر رادارد:

١-درصورت ورود شرکت به بازار خرده فروشی عمده فروشان رغبتی به انجام معامله نخواهندداشت درواقع باید قید عمده فروشان رازد.

٢-بدلیل اینکه باتوجه به عرف بازار ورویه خرده فروشان مبنی برخرید اعتباری شرکت باحجم وسیعی ازمشتریان مواجهه بوده که علاوه برتحمیل کاراداری سنگین مطالبات سوخت شده نیزبشدت افزایش خواهدیافت.

٣-ورود وفروش دربازار خرده فروشی نیازمندتبلیغات مفید وموثرمیباشد تا مشتریا وخرده فروشان برای خرید کالا ترغیب شوند.

۴-برنامه ریزی وتحلیل بازار با مشکلات فراوانی مواجهه بوده وشرکت نمیتواند براحتی تجزیه وتحلیل نموده وتصمیمات قاطع دربرنامه ریزی تولید بگیرد.

۵-استراتژی توزیع ومکان باید کاملا" دقیق ووسیع بکارگرفته شود.

باتوجه به موارد بالا مانمیتوانیم برای شرکتها انتخاب هریک از بازارهای فوق یا ترکیبی از آنها رادیکته کنیم ولی با توجه به مواردی که عنوان شد بازارعمده فروشی بهترین ومهمترین بازاری است که هم بازار سازمانی وهم بازارخرده فروشی را تواما" دردل خود دارد ولی نقطه مهم برای ورود به بازارعمده فروشی بهره مندی ازمدیران فروش توانمند وآشنا به بازار وفن مذاکره بابازاریان است که معمولا"پیداکردن وبکارگیری چنین پرسنلی بسیار سخت ودشواراست ولی غیرممکن نیست وباآموزش وبگارگیری مشاوران قدرتمند نیز میتوان به آن دست یافت.

سیستم شعب:

 سیستم شعب که درواقع جایگزین عمده فروشان وخرده فروشان است وشرکتها درمواقعی که میبینند نمیتوانند عمده فروشان راترغیب به خرید کنند وورودبه بازارخرده فروشان نیز چه ازنظر عدم امکان ترغیب ویا ریسک وخطرات سوخت مطالبات

ادامه دارد....

 


 
 
اصول بازاریابی واستراتژی موفق دربازار ایران
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱
 

اصول چهارگانه بازاریابی ١-محصول٢-قیمت٣-تبلیغات پیش بردی۴-توزیع ومکان به ما میاموزد که برای موفقیت درعرضه وورود به بازار به اصول چهارگانه فوق دقت نموده واستراتژی مناسب راانتخاب نماییم ،البته به نظر من چهارp فوق دروحله اول وابسته به وجود دو pدیگر روان کاویpsychoanalysis و داشتن سیاست وتدبیر politicدرنحوه پیاده سازی آنها وبا علم وآگاهی وتجربه کافی دربازاری است که میخواهیم درآن وارد شویم.

 محصول عملا" اینکه ازکیفیت کافی برخوردار بوده ومورد تقاضا ی بازار باشد کافی نیست چرا که دربازار کشور ما مقوله کیفیت در کنارقیمت سنجیده میشود وممکن است بسیاری از مشتریان با اشراف وآگاهی از اینکه کیفیت محصول پایین است ولی به علت ارزان بودن آن نسبت به کالای باکیفیت با یک فاصله منطقی که از نظر مشتریان پذیرفته شده است انتخاب شودوکالای با کیفیت با قیمت بالا عملا" بسیارکمتر به فروش رود.

قیمت یکی از مهمترین واصلی ترین آیتم تاثیرگذار دربازار کشورمابوده وبه همین علت تجار وبازاریان سنتی هرچند از نظر علمی با اصول بازاریابی وفروشندگی بیگانه اند ولی به تجربه وبا برخورداری از تجربه روانکاوی مشتری وبا اتکاء به این آیتم به راحتی سیاستها وبرنامه های خودراپیاده نموده ویکه تاز بازار ایران وحتی تصمیم ساز نیز میباشند یعنی مسیر ومقدار ونحوه ارائه وحتی به جای مشتری توانایی تصمیم گیری وعرضه را دارند بقول معروف تا آنجا پیش رفته اند که درضرب المثل میگویند تاجار ایرانی میتواند" مس را به جای طلا بفروشد ویا گنچشک را بجای بلبل "این بدان مفهوم نیست که کلاه برسر مشتری میگذارد بلکه نشانگر توان معرفی وفروش کالامیباشد.

تبلیغات پیش بردی دربازار کشورما استفاده از تبلیغات پیش بردی برای تاجران کهنه کار به معنای علمی آن مفهوم نداشته وآنها معتقدند مشتری درطول زمان وبا استفاده از شیوه ومنش ثابت درعرضه محصول واندک اندک ایجاد میگردد تا بروزی که شما جوابگوی آنها نیستی ولذا به ایجاد مشتری یکباره آن هم از طریق تبلیغات عقیده ندارند ،وبازاریانی که با استفاده از تبلیغات سنگین رسانه ایی نسبت به معرفی محصول وتصاحب بازار اقدام میکنند یا فرزندان بازاریان کهنه کار هستند که با این مفهوم  از طریق مسافرتهای خارجی آشنا شده اندو یا با ادامه تحصیل و بگارگیری مشاوران اقتصادی وبازرگانی اقدام به استفاده وسیع وپرهزینه از این آیتم نموده وتاجران کهنه کار را متحیر میکنند وبیکباره خیل عظیمی از مشتریان را بخود جذب نموده وبرند خود را دریک مدت زمان کوتاه معرفی وتثبیت میکنند.

 البته این روش ریسک وهزینه زیادی را درابتدای کار میطلبد به این خاطر باید بسیار سنجیده ودقیق عمل شود.

توزیع ومکان درصورتیکه کسی بخواهد بعنوان عمده فروش وتوزیع کننده اصلی مطرح باشدحتما" بایستی دربازارهای عمده فروشی حضور وفعالیت نماید که درهرشهری بازار عمده فروشی کاملا" مشخص میباشد وبرای اینکه کسی بخواهد بازار کل ایران (همه شهرها را تحت پوشش قراردهد )باید دربازار عمده فروشی تهران حضورداشته باشد والا هیچ وقت نخواهد توانست به اهداف خود برسدبنابراین این استراتژی بخودی خود تعریف شده است وباید عینا"بکارگرفته شود.

 همانطوری که توضیح دادم یکی از استراتژی های اصلی که توسط اکثریت بازاریان مورد استفاده قرارمیگیرد وهمین استراتژی منجرمیشود تا رقبای جدید به راحتی نتوانند دربازارحضوریافته وجایگاهی برای خودپیداکنند استراتژی قیمت میباشد

دراستراتژی قیمت بازاریان اقدام به عرضه محصول باحداقل قیمت مینمایند واین منجر به جذب مشتریان برای خرید عمده گردیده واز اقصی نقاط منطقه تحت فعالیت مشتریان رابخودجذب مینمایند.

دراستراتژی قیمت آنها با عرضه محصول با حداقل سود به فروش بالا دست پیدا کرده وخود منجر به سود بالا میشودورقبای جدید نیز به دلیل عدم امکان دست یابی به فروش بالا درکوتاه مدت وبالا بودن نقطه سربه سر در حاشیه سود پایین منجر میشود که نتوانند با عمده فروشان بازار رقابت نموده وتحمل ودوام بیاورند.

البته بازاریان کهنه کار هرچند با استفاده از استراتژی قیمت یک حاشیه امنی را برای خود درجهت اطمینان از عدم امکان رقبا وفعالین جدید به بازار آنها رادارند ولی درصورت لزوم ومبارزه بارقبای جدید اگرلازم بشه حتی در ابتدا به عرضه محصول بدون سود یا حتی به ضرر نیز مینمایند تا رقیب تازه کارفرصت فعالیت وابراز وجود نکند.

بنابراین برای ورود به بازار عمده فروشان هرچند استراتژی قیمت تنها ومهمترین استراتژی مورد استفاده بازاریان است ولی برای فعالین جدید توصیه نمی شود چون همان ابزاری است که بازاریان کهنه کار به آن مسلح بوده وکاملا آشنا ومسلطند .

برای ورود به بازار عمده فروشی یا باید استراتژی محصول یا استراتژی تبلیغات پیش بردی را بسیارسنجیده وبرنامه ریزی شده استفاده کرد.

استراتژی تبلیغات پیش بردی که درحال حاظر موردتوجه  فرزندان بازاریان کهنه کارنیز قرارگرفته ومخصوصا" درمواردی که تاجر وسرمایه داری تصمیم به ورود به بازاری به غیر از بازار وکسب قدیمی خودشان رادارند همانند اینکه تاجرلوازم یدکی بخواهد درموادغذایی وارد شود از استراتژی تبلیغات پیش بردی استفاده نموده وسعی میکند راه چندین ساله را در یکسال بپیماید.

استفاده از تبلیغات پیشبردی سرمایه گذاری بالا میخواهد وسرمایه بالا وبغیر ازآن جواب نمیدهد وبه این خاطر کسانی که از بنیه مالی بالا برخوردارنباشند نمیتوانند این استراتژی راانتخاب کننددرغیراینصورت درادامه مسیر بدلیل ضعف مالی وعدم انجام مناسب وکامل تبلیغات پیش بردی علاوه برعدم حصول به نتیجه شگست وناکامی هم بدنبال داشته باشد.

تنها آیتم واستراتژی که برای عموم میتواند نتیجه بخش باشد استراتژی محصول میباشد که درواقع تاجرتازه کار میتواند با انتخاب این استراتژی وشناسایی محصولاتی که نیاز بازار بوده وبدلیل عدم برنامه ریزی صحیح ومناسب تاجران دیگر از یک خلع نسبی برخوردارباشد بطوری که بدون استفاده کامل از استراتژی قیمت نیز بتوان سفارش گیری کرده وفعالیت را شروع کرد.وبا ادامه فعالیت وپشت سرگذاشتن مشکلات وسختیها وهمچنین رقابتهای اولیه واطمینان وبرآورد دقیق نقطه سربه سری استراتژی قیمت رانیز درموقع خود بکارگرفت.

یکی از محاسن اصلی استراتژی محصول اینست که میتوان حتی با تاجران اصلی بجای مقابله مراوده ایجاد کرد یعنی درست عکس استراتژی قیمت که درواقع ازهمان ابتدا به مقابله وبرخورد با رقبا وتضاد با آنها تلقی میشود وبه هیچ وجه نمیتوان آنها را به مراوده وارتباط سوق داد.

 


 
 
موتورسوار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 

همیشه صدها وهزاران موتورسوار را میبینم که درخیابانها وکوچه های تهران درتردد هستند .

آلودگی هوا ،آلودگی صوتی ،خسارت جانی و.... تنها گوشه ایی از موارد وعللی هست که اکثر کشورها اجازه تردد موتورسیگلت را نمیدهند.

متاسفانه درکشور ما تا کنون هیچ گونه توجه وتدبیری برای این معضل بزرگ اندیشیده نشده واحتمالا" روزی بیکباره توجه همه به آن جلب میشود وانتقادها ومقاله ها وکنفرانسها شروع به تجزیه وتحلیل ومحکومیت آن میکنند.

 آری درکشور ما صاحبان نظریه ورسانه ومسئولین تا توجه ونظرشان به چیزی جلب نشود ویا از طرف دولت وحاکمان از چیزی ایراد گرفته نشود کسی را به نوشتن وتحلیل آن موضوع ذوقی ویا شاید ترسی درورود به آن نیز عاملی درسکوت ماندن باشد.

 شاید دربسیاری از کشورهای توسعه یافتگی دلیل توسعه یافتن این است که معضلات اجتماعی واقتصادی وسیاسی را قبل از اینکه ایجاد شود ویا به مرحله حاد برسد شناسایی تحقیق وبررسی وبا استفاده ازرسانه ها وارائه مقالات علمی مسئولین را وادار به مقابله وتوقف آن میکنند ولی درکشورهای جهان سوم تا یک معضلی گریبانگیر جامعه نشده وخود مسئولین را به دردسر نیانداخته هیچ بررسی وتدبیری لازم نمیدانند وبه آن بی توجه هستند.

 بسیارشنیده بودم که آمار تلفات جانی موتور سیگلت ها درکشوربیش از موارد دیگر است ولی امروز در هنگام مراجعه به دفترکارمان دربازار مشاهده سه تصادف درمقابل چشمان خود وبا فاصله از همدیگر آن را باور داشته وتاسف خوردم.

 اگر مسئولی بخواهد با این معضل اجتماعی آشنا شود کافی است یکی از خیابانهای بازار تهران را که اکثرا" پل عابرپیاده نیز ندارند عبور کند وبداند که مردم چگونه هرروز درمقابل این تیرهای سمی از چله خارج شده جانشان را بدست گرفته اند واز فردای آن روز چه مخالفت ها وتبصره وقانونها که دررابطه با محدود کردن آنها تدوین نشود وصاحبنظران نیز شاید با هشدار مسئولی بیدارشوند وهزاران مقاله تدوین نمایند وبه روزنامه هایی که جزمقاله آنها مقاله دیگری را به چاپ نمیرساند ارائه دهند.

بالاخره حیف است که با بی توجهی به این معضل بزرگ اینهمه خسارت جانی ومالی وآلودگی صوتی وهوا...را باعث شویم اگر به کشورهای دیگر نیز مسافرتی داشتیم تازه متوجه میشویم چه اشتباه بزرگی را مرتکب شدیم ،شاید میخواستیم دوچرخه سواری را مجوز داده وترویج دهیم که اشتباها" به جای آن این وسیله دوچرخ قتاله را به خیابانها فرستادیم.

 زن وفرزند هیچ موتورسواری نیز نمیداند که شوهرش ازمنزل خارج شد دوباره شام سرسفره خواهد نشست ،یا درگوشه زندان بخاطر تصادفی که هرلحظه درانتظار اوست ویادیارباقی خواهد شتافت.


 
 
تحلیل درآمدها ،هزینه ها،ومنابع موردنیازکلانشهرها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٠
 

                                                                   

     ازدوران باستان تاکنون ودرهمه کشورها تامین منابع کافی وپایداربرای پوشش هزینه خدمات شهری ودست یابی به توسعه پایدار یکی از مباحث مهم وقابل توجه شهرداریها ودولت ها بوده است.

     منابع درآمدی شهرداریها یا از منابع داخلی و یا منابع درآمد خارجی تامین میگرددکه از جمله منابع داخلی میتوان به درآمد حاصل از عوارض مستغلات ومنابع درآمد خارجی به عوارض دریافتی ازبرق وآب...اشاره کرد.

    درقرن حاضر بدلیل اهمیت شهرداریها وارتباط مستقیم آنها با زندگی روزمره شهروندان، توسعه روزافزون زندگی شهری چه ازنظر کیفیت وکمیت منجرگردیده تا نحوه ونگرش مدیریت شهری وتامین منابع مالی وارائه خدمات شهری رشد روز افزونی یابد ومطالعات وپژوهشهای زیادی دراین زمینه صورت گیرد.

    امروزه آیین نامه ها ومصوبات زیادی تنظیم وتصویب گردیده تا بتوانند جوابگوی این بخش مهم باشند،ولی آنچه اهمیت دارد پیچیدگی وتوسعه روزافزون نیازهای بشری وتامین رفاه شهروندان از محل منابع محدود که این امر منجرگردیده تا شهرداران ومسئولان مدیریت شهری خودرا ناتوان درتنظیم وتامین بهینه منابع لازم برای انجام هزینه خدمات شهری ببینند.

    تحلیل مالی  Financial Analysis یکی از روشهای علمی وتحلیلی است که میتواند با بررسی تحلیلی درآمدها وهزینه ها ومقایسه آن با سنوات قبل اطلاعات مالی مدیریتی لازم را درجهت پیش بینی وکفایت منابع مالی آتی وروند هزینه ها به مدیران شهری ارائه نماید.

    بررسی تحلیلی اگربدرستی انجام شود مدیران شهری میتوانند با استفاده از روابط بین اطلاعات مالی وعملیاتی نقاط قوت وضعف وفرصتها وتهدیدهای نظام مالی خودراشناسایی وبدرستی به تهیه وتنظیم بودجه وبرنامه ریزی های مالی بپردازند.

   یکی از فنونی که درتحلیل مالی میتواند از اهمیت زیادی برخوردارباشد تحلیل نسبتهای مالی است تکنیکی که متاسفانه باوجود اهمیت زیاد آن درتجزیه وتحلیل مالی بسیاری از مدیران مالی ما با آن بیگانه بوده وازاین ابزارمهم جهت ارائه راهکارهای عملی درجهت شناسایی وضعیت واحداقتصادی هیچ استفاده ایی نمیکنند وفقط درسطح نگهداری حساب به واحد خود سرویس میدهند،این تکنیک دوفایده مهم میتواند داشته باشد:

   اولا" باتحلیل نسبتهای مالی می توانیم به بررسی تحلیلی نسبتهای تامین منابع مالی وهزینه خدمات شهری ومقایسه آن باروند سنوات قبل درجهت شناخت روند روبه رشد آنها ودست یابی به منابع درآمدی تثبیت شده وجوابگو درمقابل هزینه های پیش بینی شده خدمات شهری وتنظیم بودجه عملیاتی واقع بینانه دربرنامه ریزی های آتی وهمچنین تحلیل هزینه ها ومقایسه آن با روند گذشته درجهت تعیین نرخ رشد ویا امکان کنترل وکاهش آنها (حداقل هزینه وحداکثر استفاده)،دراین بررسی نقاط ضعف ،قوت وفرصتها وتهدیدها ی نظام مالی نیزبخوبی مشخص میگردد.

    ثانیا" با تحلیل مالی وبرآورد کامل نسبتهای مالی براحتی میتوان عملکرد مالی وعملیاتی کلیه کلانشهرها را باهم مقایسه نموده ونقاط قوت وضعف آنها را شناسایی  وروشهای بهبود منابع مالی وخدمات شهری را الگوبرداری وپیشنهاد نمود.

    درواقع دربررسی تحلیل مالی میتوان عملکردوضعیت جاری یک شهرداری را تحلیل وبا عملکرد سنوات قبل  وبا عملکرد سایر شهرداریها مقایسه نمود.

    درتحلیل مالی شهرداریها میتوانیم هم ازروش تحلیل نسبتهای مالی وهم از روش تحلیل صورتهای هم قیاس استفاده کنیم.

     درتحلیل نسبتهای مالی ،کل صورتهای مالی شهرداری موردبررسی تحلیلی قرارگرفته("درآمدها،هزینه ها") ونقاط قوت وضعف و "منابع مورد نیاز" جهت پوشش هزینه های خدمات شهری شناسایی میگردد.

   درتحلیل صورت های هم قیاس میتوان وضعیت یک شهرداری را با شهرداری دیگربه راحتی مقایسه وتجزیه وتحلیل نمود.

   ازآزمون های توجیهی Assesement Test نیزمیتوان درجهت محاسبه نرخ ارائه خدمات شهری به شهروندان استفاده نمود که خودمیتواند بعنوان یک رویه ویا سنجش میزان خدمات رسانی شهرداریها مورداستفاده قرارگیرد.

   روشهای تحلیل مالی میتوانند کمک شایانی دردست یابی به توسعه پایدار با دست یابی به منابع مالی تثبیت شده وکنترل وبهبود انجام هزینه ها وجلوگیری از انحراف ازبرنامه ها به شهرداریها و به شوراها ودولت در تحلیل عملکرد شهرداریها بکنند.

   دراین مقاله اینجانب تلاش خواهم نمود که به بیان اهمیت استفاده از تکنیک های بررسی تحلیل مالی شهرداریها وهمچنین انجام بخشی از تحلیل مالی شهرداری تهران وتجزیه وتحلیل آن درجهت نشان دادن اهمیت این روش در تحلیل و بررسی وضعیت موجود وکمک به بهبود برنامه ریزی ها وتامین منابع لازم وکنترل هزینه ها وتصمیم گیریهای صحیح مدیریتی داشته باشم.


 
 
بازار درسکوتی مرگبار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢۳
 

بازارتهران ودرواقع ایران بدنبال رکود بین المللی ورکود داخلی وبحران های سیاسی و...ورکود ناشی از ماه رمضان وهنوز هم دریک وضعیت سکوت وبی حرکت مانده همانند جانداری  میماندکه برق اوراگرفته وخشکانده باشد.

بازاری که شریان اقتصاد کشوربه آن بستگی دارد وکسی از مسئولین نیست که به یاری آن برخیزد ویا حداقل اسمی ازمشکلات بازار وبازاریان به زبان آورد .

معلوم نیست چطور وچگونه هزینه های کلان بازاریان وتجار وپرداختهای سنگین آنها حل ورفع میشود وروزی نیست که درشعب بانکها خبر از صدها چک برگشتی نشود چکهایی که برای پرداخت وتجارت پرداخت شده وپس از برگشت بناچاروبیرحمانه تاجری را با تاجری درگیر یا ارتباط کاری وتجاری تنومندی را قطع وناقص میکندوچه بی اعتمادی که ایجاد نمیکند.

تقصیر این بازار واین تجار چیست وچرا هیچ کس یادی از آنها نمیکند ،آیا تقصیر آنها اینست که دربازار تجارت ورقابت با تاجران وتولید کنندگان خارجی تا دندان مصلح وبا حمایتهای بی دریغ دولتهایشان با دست خالی مبارزه کرده وصادراتی درجهت حفظ نام ایران وایرانی دربازارهای جهانی ووارداتی درجهت تامین مایحتاج داخلی انجام داده اند.

 درهمه جا خوب وبد هست درهمه جا سوء استفاده گر وکلاه بردار هست ودرهمه جا ...

ولی باید حساب تاجران وبازاریان زحمتکش وتلاشگری که روز وشب با صداقت وتدبیر درتلاشند تا این شریان اصلی را درجریان نگهدارندرا جدانگهداشت ونگذاشت چنین تاجرانی از گردونه فعالیت خارج شوند وبازار وتجارت روز بروز ضعیف ضعیف تر گردد.

هرگونه حمایت وتدبیری نیز از دولت اندیشده شود هرچند اندک آن هم نصیب تولید کننده است که حمایت از آنها نیز لازم است ولی هرگز دیده نشده وام بازاری استمهال گردد یا حمایت وپشتیبانی مالی در رکود ومشکلات از آنها شود.

 بسیاراشتباه است اگر ما این پیشقراولان خط مقدم تجارت واقتصاد را به فراموشی بسپاریم وفکر کنیم اقتصاد وتجارت کشور رونق بگیرد ورشد توسعه یابد .

اگر آنها ازخط مستقیم فعالیت کناربکشند این شریان قطع گردد بدانید تولید نیز قطع خواهد شد.

بازاریان با سکوتی معنی دار نشسته اند وبه دولت ودولتمردان مینگرند واز اینکه هیچ کس به آنها اعتنایی ندارد دربهت بسر میبرند واز اینکه سالها عمر وتجربه خودرا دربازار بسر برده اند وبه آن جا ومکان تعصب وتعهد دارند باز امیدوارند که فرجی حاصل شود گردشی ایجاد گردد شاید این کشور بزرگ ونامدار اینقدر ذلیل وخوار نگردد.

وضعیت تجارت وبازار آنقدر نحیف ولاغر شده که نه تنها درخورشان کشورمانیست بلکه برای ضعیف ترین کشورهایی که نه جمعیت مارا دارند ونه تولید مارا نیز کم است.

وای برما که بااین بی توجهی وتضعیف بازار آینده تیره وتاری برای تولید واقتصاد کشور بدنبال خواهد داشت.

امیدوارم مشاوران اقتصادی وتحلیلگران دولت وضعیت حاد جبهه مقدم اقتصاد را بگوش دولت برسانند.

 


 
 
هدفمند کردن یارانه ها
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢۱
 

 اینکه در کشور ما پرداخت یارانه نیاز به هدفمند کردن دار د شکی نیست ولی نحوه انجام آن که بدلیل ارتباط موضوعی با همه اقشارجامعه ونهادهای اجتماعی مشخصا" دارای نقاط منفی ومثبت بسیاری میباشد.

 صداوسیما با انجام مصاحبه با اقشار مردم ونشان دادن تعدادی که نظر مثبت به این اقدام را دارند خود را با تصمیم دولت همراه وهمگام نشان داده ودرواقع میخواهد جامعه را آماده سازی نماید.

 دولت نیز که با اعلام معرفی حساب بانکی خودرا مصمم به انجام آن دانسته وراه هرگونه بحث وبررسی موضوع را به صاحب نظران بسته است.

  حقیر به عنوان عضوی ازجامعه وبدلیل ارتباط موضوعی آن با رشته تحصیلی واینکه هرگونه ایجاد اختلال وتورم ومشکلات به جامعه همه اقشارمردم را تحت تاثیر قرارداده ووظیفه ملی وانسانی ماست که هشدارها وراهکارهایی که به ذهنمان میرسد را قبل ازوقوع پیش بینی واعلام کنیم.

 برای اینکه بتوانیم بهتر به تجزیه وتحلیل موضوع بپردازیم ابتدا باید ابعاد مختلف موضوع را تعریف کنیم:

 هدفمند کردن یارانه ها :

اصطلاحی است که دولت برای حذف یارانه بسیاری از حامل های انرژی وسایر مواردی همچون نان و... عنوان نموده است.

 پرداخت نقدی یارانه ها:

پرداخت نقدی یارانه ها به مردم بمنظور جبران فشارهزینه ناشی از پرداخت مبلغ واقعی اقلامی که قبلا" سوبسید دار بوده اند.

 هدف اصلی:

 با توجه به سوبسید دار بودن حایل های انرژی وسایر اقلام  منجرگردیده تا مصرف آنها توسط مردم معقول نبوده وبیش از متوسط جهانی میباشد وهمچنین منجرمیگردد بسیاری از این اقلام به خارج ازمرزهای ایران قاچاق گردد ،وهمچنین بدلیل تساوی درپرداخت یارانه بین فقیر وغنی تفاوتی گذاشته نشده درصورتی که مصرف کنندگان اصلی افراد غنی میباشند .

 روش انتخابی:

ثبت نام ودریافت اطلاعات خانوار وشماره حساب بانکی ودرمرحله بعد حذف وپرداخت نقدی یکباره یارانه ها.

 باتوجه به موضوعات فوق به بررسی نقاط قوت وضعف موارد میپردازیم:

هدفمند کردن یارانه ها:

موضوع سوبسید های اعطایی به برخی از اقلام یکی از مسائلی است که از گذشته ها بعنوان راهکاری درجهت منتفع نمودن مردم کشور از منابع سرشار ملی بوده وبه هرحال با توجه به حق مردم از برخورداری مناسب تر از دیگران یک حق طبیعی بوده وهست وبه این خاطر هیچ یک از دولتها به فکرحذف آن نمیافتادند وفقط درطول سالها افزایشی درآن صورت میگرفت .

 لازم است تصمیم گیرندگان دولتی بدانند که هرچند مردم کشور ما ازسوبسیدهایی استفاده میکنند که به هر حال بدلیل وجود منابع سرشار آن درکشور به نوعی حق مسلم آنهاست ولی درقبال آن بسیاری از منابع وکالاهای خارجی را بسیار گرانتر از آنچه خارجیها تامین میکنند استفاده میکنند از جمله خودروو... که جزو اقلام اصلی بشمارمیرود بنابراین این توجیه که چراباید اقلام سوبسید دار ارزان تر از خارج باشد دلیل قانع کننده ایی با توجه به شیوه وسیاست های اقتصادی ما نمیباشد.

 پرداخت نقدی یارانه ها:

 یکی از مباحث مهم اقتصادی درمبحث تورم تجویز نقدینگی به جامعه است ،این تجویز هرچند درکوتاه مدت چنین استنباط میشود که منجر به بالا بردن قدرت خرید مردم میشود ولی دربلندمدت به صراحت دیده خواهد شد بعلت تاثیر مستقیم بر سطح عمومی قیمتها کارایی خودرا از دست میدهد ،همانگونه که دولت بارها درافزایش حقوق ودستمزد این موضوع را تجربه کرده است وبخصوص در هماهنگی حقوق ودستمزد نیز مجددا" تجربه شد ،حال درسیستم پرداخت نقدی یارانه ها بدلیل اقدام برابر درحذف یارانه ها این تاثیر دوبرابر خواهد بود وحتی میتوان پیش بینی کرد که سه عامل منفی دریکجا به مردم تحمیل خواهد شد:

١- بدلیل پرداخت نقدی یارانه ها سطح عمومی قیمتها بالاجبار بالا خواهد رفت.

٢-بدلیل حذف یکباره یارانه ها قیمت تمام شده کالاها درحد قابل توجه افزایش یافته ومنجر به افزایش قیمت توسط تولید کنندگان وعرضه کنندگان خواهد شد.

٣-بدلیل دریافت نقدی یارانه ها مصرف عمومی مردم بالا رفته وبدلیل افزایش هزینه خانوار بدلیل حذف یارانه ها وعدم امکان تطبیق دریافتها وپرداختها بدلیل مجزا بودن آنها از نظر زمانی ومکانی مشکلات ومتوسط سطح عمومی درآمد خانوار کاهش یافته وسطح رفاه عمومی خانوار کاهش میابد.

 درواقع موقعی که توسط دولت سوبسید داده میشد (سوبسید دریافتی با هزینه کالای سوبسیددار)این تنظیم وارتباط موضوعی دریافت وپرداخت توسط دولت صورت میگرفت ودرصورت حذف عامل دولت وواگذاری آن به مردم این هماهنگی صورت نخواهد گرفت وبعد از مدتی مبالغ ریالی دریافتی برای مردم عادی  ودرمقابل هزینه ها گم خواهد شد درصورتیکه هزینه برطبق فیش های غیرمنتظره خودنمایی کرده وبسیاری را درپرداخت آنها عاجز خواهد نمود ومشکلات وتبعات زیادی از بابت صورتحسابهای پرداخت نشده واشتراکهای معلق ایجاد خواهد نمود.

 نتیجه گیری اینکه بتوانیم یارانه ها را رویه معقول تری بدیم شکی نیست واینکه این حق مردم است که امتیازی دربهره برداری از منابع ملی داشته باشند نیز معقول است ولی قطع یکباره سوبسید وپرداخت نقدی آن نه تنها راهکار عملیاتی معقول وعلمی نیست بلکه ظلم مضاعف برمردم وایجاد مشکلات بزرگتر از وضعیت موجود است.

 بنظر اینجانب انتقال وانجام مرحله ایی این کار توام با ایجاد امتیاز وکاهش هزینه خانوار با حذف وکاهش عواملی که بهر حال مردم ما هزینه بالاتری نسبت به مردم کشورهای خارجی متقبل میشوند،وهمچنین به جای پرداخت نقدی انتقال آن به مایحتاج عمومی مردم وحذف هزینه آنها ازقبیل تحصیل رایگان ،بهداشت رایگان، اسکان رایگان ....که بخشی از این موارد حجم وسیعی از هزینه خانوار را به خود اختصاص میدهد نه تنها منجر به ایجاد تورم درجامعه نمیگردد بلکه هدف اصلی دولت مبنی به اقشاربی بضاعت وکم توان وانتقال یارانه از بخش مرفه به این اقشار را فراهم میاورد ،لازم به ذکر است اقشار مرفه نیز جزو اقشارمردم بوده وبا توسعه راهها وایجاد تسهیلات ویژه به آنها میتوان به رشد سرمایه گذاری واشتغال دست یافت.


 
 
انسان وآرامش
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦
 

انسان موجودیست اجتماعی ،واجتماع محیطی است پرازخوب وبد ،غم وشادی ...بنابراین انسان هیچوقت در این محیط به خوبی مطلق یا شادی مطلق نمیتواند دست یابد.

 بسیاری فکر میکنند که اگر از نظر اقتصادی یا موقعیت های سیاسی و... به آن سطح ایده آل برسند دیگرنه غمی خواهندداشت ونه آرزویی درصورتی که هرچه درزندگی به جلو پیش میروند وازتوان اقتصادی ویا سیاسی بالاتری برخوردار میشوند میبینند نه تنها آن آرامش وراحتی دورترودورتربلکه خودنیز خسته تر خسته تر  میشود "به قول قدما :هرکه بامش بیش برفش بیش"

 البته این بدان معنا نیست که ازهرگونه فعالیتی دست بردارید ودرسکون بمانید که این خود خوب نیست چون یکی از امیال مهم انسانی میل به ترقی وپیشرفت است ولی آنچه باید بدانید این است اگر دررشد اقتصادی وسیاسی بجای دست یابی به آرامش وخوشی گرفتاری شما زیاد شد بدانید علت آن چیست ونهراسید.

 میتوان چنین نیز نتیجه گرفت که اگر انسان فعالی هستید ولی با بسیاری از مشکلات دست وپنچه نرم میکنید نگران نباشید که این خود نشانی از رشد وتوسعه شماست.

 ولی آنچه مهم است بدانید این است که تمام هم وغم خودرا برای رشد اقتصادی وسیاسی بیشتر بدین منظور که از مشکلات رهایی یابید بگذارید درواقع جز از دست دادن آرامش خود نتیجه ایی را بدست نخواهید آورد.

 ولی به هرحال انسان توسعه طلب وبه عبارتی جاه طلب است واگراحساس میکنید که به بسیاری ازخواسته هایتان نرسیده اید وسختی را بجان میخرید تا بدانها دست یابید ودراین راه بابرنامه وهدفمند باشید بدانید به آن خواهید رسید

نومید مشو زچاره جستن     گز دانه شگفت نیست رستن

درنومیدی بسی امید است    پایان شب سیه سپید است

البته اگربدنبال زندگی شیرین وموفق هستید هرچیزی را بجا وبه اندازه درطلبش باشید واززندگی خود لذت ببرید درواقع امروز را فدای فردا نکنید. 


 
 
حسابداری مکانیزه یا دستی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
 

همه آنهایی که بنوعی فعالیت تجاری ویا تولیدی ویا هرنوع فعالیتی که بنوعی نیاز به ثبت وضبط مالی نیاز داشته با سیستم مالی دستی ومکانیزه آشنایی دارند.

 درگذشته کارفرمایان قبل از اینکه سیستمهای مکانیزه مالی ونرم افزارهای آماده بوجود آید ازسیستمهای دستی که توسط حسابداران باتجربه انجام میشد به ثبت وضبط عملیات مالی میپرداختند وهرچند این سیستمها با سختیهایی همراه بود ولی صاحبان سرمایه وکار حداقل از این اطمینان داشتند که نگهدارنده عملیات مالی آنها فرد با تجربه ایی است زیرا درسیستمهای دستی حسابدار علاوه براینکه باید با علم حسابداری بصورت کامل آشنا باشد بلکه باید تجربه کاری لازم را نیز دارا باشد تا بتواند عملیات شناسایی حساب وثبت حسابداری وتهیه ترازنامه وسود وزیان و...را بخوبی ودرستی انجام دهد.

 درسیستمهای حسابداری مکانیزه وبه لطف نرم افزارهای آماده حتی کسانی که علم حسابداری را نیز بلد نباشند به راحتی نسبت به ثبت وضبط عملیات اقدام میکنند وحتی در بازاربسیاری از تجار احساس میکنند که  درصورت  آشنایی به عملکرد ونحوه استفاده از این نرم افزارها عملیات حسابداری به راحتی توسط خود آنها یا فرزندان ویا کارمندان ساده قابل انجام بوده ونیاز به استخدام حسابداران با تجربه وهزینه زیاد نمیباشد.

 آنچه امروز اتفاق میافتد درواقع دربیشتر شرکتها وفعالیتهای تجاری بهره مندی از یک سیستم حسابداری تحلیلی ومدون نیست که این خود منجر گردیده تا بسیاری از این فعالیتها بدلیل بهره گیری از یک سیستم ورود اطلاعات مکانیزه نه حسابداری تحلیلی وکاربردی نتوانند بخوبی فعالیتهای تولیدی وصنعتی وتجاری خود را با یک حسابداری تحلیلی وجامع ودقیق همراه نمایند وحسابداران امروزی بیشتر شبیه ابزار هستند تا تحلیل گر وهمانند قسمتی از نرم افزار مالی درراستای ورود اطلاعات بهره وری دارند.

 نرم افزارهای مالی باوجود محاسن زیادی که دارند ولی بدلیل اینکه از یک پایه ورود اطلاعات همانند فاکتور فروش ویا دریافت وپرداخت بصورت اتوماتیک هرلحظه ثبت تمامی عملیات را بدون اینکه کاربر از اصول آن آگاه باشد یا نباشد انجام میدهند این امر باعث میگردد تا در طول زمان حتی حسابداران تحصیل کرده نیز با استفاده از این نرم افزارها از نظر علمی وتخصصی بسیار تقلیل یابند.وهمچنین درنرم افزارهای مالی حتی اگر عملیات به اشتباه انجام گردد هیچ جا دیده نشده وسیستم همیشه تراز وسود وزیان ارائه مینمایدکه این نیز از مهمترین مخاطرات استفاده از این نرم افزارهاست ودرکنار این موضوع میتوان به مهمترین مبحث آن یعنی اختلال درسیستم را نیز باید اضافه کرد.

 درنرم افزارهای حسابداری اگر حسابداری به سیستم دستی مسلط نباشد وعلم حسابداری را در سطح قابل قبولی نداند نخواهد توانست درصورتی که یک عملیات لازم دارد بصورت ترکیبی در چند سرفصل تاثیر گذار باشدانجام دهدوفقط بصورت ساده عمل میشود بنابرین گذارشات این چنین سیستمی بسیار ساده بوده وبه این علت بسیاری از استفاده کنندگان درطول زمان با بهره مندی از این سیستمها بخوبی درمیابند که کاربردوتاثیر گذاری  حسابداران سنتی  درسیستمشان بسیار بیشتر از سیستمهای مکانیزه بوده که از توسط کاربران غیرتخصصی استفاده میگردد.

 برای جبران این نقیصه لازم است تا کارفرمایان در استفاده از سیستمهای مکانیزه حتما" از حسابذاران خبره بهره بگیرند تا آنها بتوانند در جهت گزارشدهی مناسب از آیتم ثبت سند دستی (درسیستمهای مکانیزه) نیز درکنار ورود اطلاعات جاری برای مواردی که نیاز به صدور اسناد ترکیبی دارد نیز اقدام نمایند وهمچنین بصورت مقطعی نسبت به بررسی حسابها وانجام اصلاحات مورد لزوم بپردازند.

 بنابراین برخلاف باور خیلی ها که نرم افزارها وسیستم های مالی مکانیزه عملیات را دقیقتر ومناسبتر کردند در صورتیکه توسط حسابداران خبره استفاده نگردد ممکن بسیار نامطمئن تر وغیر قابل اتکائ بوده ودربسیاری مواقع کارفرمایان را با ضررهای هنگفت واشتباهات غیر قابل جبران رودر رو نمایند.


 
 
مشگلات چندگانه تاجران ایرانی
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠
 

فعالان اقتصادی از قبیل تجار وبازرگانان وتولید کنندگان براحتی میتوانند با استفاده از کارشناسان ومشاوران اقتصادی میتوان با اتخاذ استراتژیهای مناسب میتوان نه تنهابحران را پشت سر گذاشت بلکه درجهت رشت وتوسعه فعالیت از موقعیت بدست آمده بهره برداری نمود.

 دردوره رکود علم وبرنامه ریزی حرف اول را میزند وبهترین دورانی است که درآن واحدها وفعالانی که بتوانند از کارشناسان ومشاوران قوی بهره مند گردند وعلم وبرنامه ریزی داشته باشند از رقبای خود سبقت گرفته وبسیار قدرتمند میگردند.

 اما رکود اقتصادی وطبیعی غیر قابل پیش بینی بوده ومیتواند صدمات ولطمات جبران ناپذیری به سیستم وفعالیتها وارد نماید ،حتی بهترین مشاوران نیز درمقابل آن عاجز وناتوانند زیرا هیچ گونه پیش بینی علمی دقیقی برآنها نمیتوان داشت واز چارچوب مشخصی پیروی نمینماید ودرمواقعی بیکباره ظاهر ویا رفع میگردد.

 سال ٨٨ متاسفانه تاجران وفعالان اقتصادی وتجاری ما مواجهه با رکود اقتصادی قدرتمندی که دنیا را بخود گرفته بود ومشخصا بدلیل اقتصاد بسته ما هرچند دیر وارد کشورمان شد ولی مشخصا بدلیل عدم برنامه ریزی وارائه وپشتیبانی دولتی در حمایت وکاهش تاثیر رکود فقط دولت محترم به کتمان وعدم پذیرش آن نمود که این خود منجر میگردد تا تاثیر آن درایران دوچندان بیشتر از سایر کشورها (کشورهایی که رکود را پذیرفته وراهکارهای علمی مواجهه با آن را با اتکا به اقتصاددانان صاحب نظر پیاده میکنند) داشته و مدت زمان طولانی تری توقف خواهد داشت تجربه میکنند.

 سال ٨٨ متاسفانه رکودیا بحران سیاسی که یکی از موارد بااهمیت وتاثیرگذار براقتصاد وتجارت یک کشور هست را نیز کشورما تجربه میکند ومتاسفانه بجای رفع وحل آن به مبارزه با آن میپردازند که این هم خود منجر شده تا وضعیت اقتصادی وتجاری کشوربیش از پیش  ملتهب ودشوارگردد.

 گذشته از آن همه مسائل وموارد تاثیر گذار در فعالیت تجار وفعالان اقتصادی آنچه بیش از پیش برمشکلات تجاری واقتصادی کشور ما مخصوصا" آنها که شغل وفعالیتشان ارتباط موضوعی داشت ،تغییرات آب وهوایی ایجاد شده میباشد که به هیچ طریقی قابل پیش بینی نبود ،بطوری که تا این تاریخ که درنیمه اول بهمن ماه بسر میبریم برفی برزمین ننشسته وزمستانی دیده نشده که این خود میتواند بسیار خطر ساز باشد هم برای آنها که حجم مهمی از فعالیت اقتصادی آنها ارتباط با برف وسرما دارد همانند زنجیر چرخ ولباس وپوشاک زمستانی واقلام گرمایشی وهم اینکه میتواند برای زراعت وباغ و...نیز دردسر ساز باشدوبرف را به خارج از فصل منتقل نماید.

 بنابراین ببینید که یک تاجر ایرانی درسال جاری با چه مشکلات وگرفتاریهایی مواجهه میباشد که هرکدام ازآنها میتواند فعالیتی را به شکست وتعطیلی بکشاند.

 به این خاطر است که تاجران ایرانی درمقایسه با تاجران خارجی همیشه با مشکلات ودشواریهای بیشتری مواجهه بوده وبسیاردیده شده که شاگردان آنها نیز اگر درخارج فعالیتی ایجاد نموده اند ازنظر تجربه وتجارت موفق وپیشرو بوده اند.

 


 
 
رکود اقتصادی درمرحله دوم اثرگذاری
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
 

 رکود که به کاهش معنی دار درتولید ،اشتغال وسرمایه گذاری و... تعریف میشه دروحله اول که منجر به کاهش قیمتها ویا حداقل عدم افزایش قیمت میگردد دراین مرحله بازار دریک سردرگمی خاصی بسر برده وتاجران وبازاریان وفروشندگان عمده کالاها وخرده رغبتی به خرید ونگهداری کالا درانبار نداشته واین عامل خود منجربه کاهش محسوس در معاملات گردیده وبازار دریک سکون نسبی محسوس بسر خواهد بردوهمین عدم تمایل خرید آنها وبا وجود کاهش تولید شرکتها درعرضه وفروش کالا بامشکل مواجهه گردیده والزاما" برای ترغیب خریداران بناچار مدت زمان تسویه را افزایش داده وقیمت کالا را کاهش میدهند تا بتوانند به حد اقل برنامه های فروش خود دست یابند.

 درمرحله دوم رکود که درواقع مرحله پایانی وانتقالی محسوب میگردد واگرشرایط رکود را به یک محدوده زمانی یکساله تعریف کنیم میتوان این مرحله را ششماهه دوم بنامیم ،دراین مرحله که شرکتها وفعالان بازار ناتوان تر وغیر فعالتر ونگرانتر بنظر میرسند وچون هرگونه شیوه های اتخاذی نتوانسته خواسته آنها را جلب نماید ،وبدلیل تداوم کاهش تولید وهمچنین توقف فعالیتها وافزایش قیمت تمام شده بدلیل کاهش تولیدوثابت ماندن هزینه های دستمزد وسربار ثابت شرکتها منجرمیگردد تا با افزایش عمومی قیمتها مواجهه شویم وبدین دلیل میگویند که رکود درادامه به تورم منجر میگردد.


 
 
حکایت گردش یک روزه شمال وصنعت توریست
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠
 

جای شما خالی خانواده را راضی کردیم ویکی از اقوام نزدیک نیز با ما همراه شدتا یک مسافرت گردشی یک روزه به چالوس درروز عید قربان داشته باشیم تا هم از تعطیلات بهره مناسب ببریم وهوایی تازه کنیم.

 صبح جمعه براه افتادیم ترافیک از اول خروج ازتهران محسوس بود وبه اول خروجی کرج چالوس که رسیدیم ترافیک سنگین بود ودیدم که میگویند هرکس زنجیر نداشته باشد پلیس برمیگرداند واجازه عبور نمیدهد . به شوخی خانمم گفت تاجر زنجیر! ماشین ما زنجیر دارد ؟ومن گفتم آری وتعجب از این کردم که ممنوعیت تردد از15/9/88اعلام شده ولی چرا به این زودی اقدام گردید وبسیاری را که برنامه سفرریخته بودند برگرداندند وخانمم به شوخی میگفت اگر محموله زنجیرتان را بگی بیارند همه یک جا تمام میشود (شرکت ما زنجیر درجه یک فولادی ترک وارد میکنه).

 بالا خره کنترل را رد کرده وبه مسیر شمال افتادیم هوا بارانی بود وبا احتیاط راه افتادیم با2ساعت تاخیرساعت 13.5به چالوس رسیدیم وبین چالوس ونوشهر ازطریق یک آقایی که کنارجاده بود وویلا اعلام اجاره میداد.ویلایی کناردریا اجاره کردیم باران به شدت میبارید ودریاطوفانی بود وبرای ما که ازهوای آفتابی ودودی تهران  آمده بودیم لذت بخش بود.

 چالوس ونوشهر ....به زیبایی وپرازموقعیت تفریحی ولی متاسفانه هربیننده وتوریستی به محض ورود ازضعف برنامه ریزی واستفاده راهبردی جهت استفاده بهینه وتوسعه توریست درآنجا پی میبرد .

 مابرطبق تجربه ایی که داشتیم توانستیم جایی مناسب را تهیه واسکان یابیم وبرنامه ریزی کاملی نیز جهت استفاده بهینه کردیم بطوری که صبح فردا رانیز جهت بازدید از نمک آبرود برنامه ریزی کردیم وکباب عید قربان درساحل.

روزجمعه بشدت بارانی بود وما بعد ازظهر رااستراحت کرده وچون یکی ازاقوام که چندین بار مارا به ویلای خودشان دعوت میکرد مجبور شدیم شام را آنجا برویم آدرس آنها با ما 45دقیقه فاصله داشت ورفتیم وشام را درخدمت آنها بودیم وبسیارناراحت بودند که چرا ویلا گرفتین ومن راضیشان کردم که بپذیرند چون من به استقلال درمسافرت وکارهایم بسیاراهمیت میدم وهرهزینه ایی را نیز درحفظ استقلالم میپردازم ومیدانم این امر باعث میشه تا رفاه وآسایش بیشتری را بدست دهد.

روزجمعه حتی بیشر ازآنچه انتظار داشتیم خوش گذشت وشب به ویلا برگشتیم وپس از یک مسابقه دارت(دارت هم با خود برده بودیم)وحسابی خندیدیم شب را خوابیده وچون چشممان راباز کردیم آفتاب زیبایی درروی دریا خود نمایی میکرد.

 با بچه ها رفتیم وحسابی درساحل قدم زدیم ولذت بردیم وبه تماشای دریا پرداختیم وپس ازصرف صبحانه برطبق برنامه به نمک آبرود رفتیم وسوارتله کابین شدیم .نمک آبرود با آنهمه امکانات توریستی وتفریحی شاید به اندازه یک پاساژخرید تهران مشتری نداشت وانسان ازدیدن این وضعیت افسوس میخورد که متاسفانه چرا اینقدربه طبیعت وسرمایه های خدادادی که بسیاری ازکشورها از یکدهم این امکانات شاید به اندازه فروش نفت ما درآمد دارند ما حتی به جای سود ضررهم میکنیم؟ بگذریم ازاین بحث ها

 سوارتله کابین شدیم وبالای کوه رفتیم ازبالا به شهر ودریا مینگریستیم وعکس های زیبایی را درحافظه خاطراتمان ثبت میکردیم.یک اطاقی نیز از حیوانات خشک شده بود که بنظرم ایکاش یک محوطه حصارشده از حیوانات زنده میتوان ایجاد کرد وخیلی کارهای دیگر که خبری نیست جز رستورانی که یک آش کشک بیمزه را ظرفی 20000ریال داد(من به یاد جمله معروف آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته افتادم )ودوباره پایین آمده وبه ویلا رفتیم.

 فرصت کم بود وصاحب ویلاگفت 1ساعت فرصت تخله دارید وما مجبورشدیم به سرعت نسبت به آماده سازی غذا اقدام کنیم ترکیبمان خیلی خوب بود آقا بامن خیلی همراه بود وخانم با خانمم وبسرعت کارها راانجام داده وکبابی نوش جان کردیم .

 وسایل را جمع کرده وبراه افتادیم وبرنامه مان نیز این بود که به یکی از فروشگاههای بزرگی که درکناراتوبان زدند بریم وبازدید کنیم وبه فروشگاه چین رفتیم وانها بازدیدکردند ومن چون میخواستم تا تهران رانندگی کنم چرتی توماشین زدم وبراه افتادیم جاده ترافیک بود وبرنامه هایمان بخوبی انجام شده بود وبخوبی سفررابه پایان رساندیم وهمه اش درراه از زیبایی طبیعت وسفر وگردش واینکه واقعا برخی مواقع گردش وتفریح از نان شب وهردوا ودارویی واجب تر است صحبت کردیم .

 برای شما نیز آرزوی سلامتی وشادابی داشته وامیدوارم درکنار خانواده همیشه سرزنده وشاد وسلامت باشید.


 
 
نمایشگاه Atomotive2009استانبول ترکیه
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦
 

حدودا" 150شرکت درآن حضورپیدا کردند ودراین میان حضوردوشرکت ایرانی نیز قابل تقدیر است.

 کاملا"مشخص است که بدلیل رکود اقتصادی نمایشگاه چه ازنظر شرکت کنندگان وچه ازنظر بازدیدکنندگان درسطح متوسط به پایین است.

 میگویند که نمایشگاه Automekanicازاین قوی تربوده ،البته من این نمایشگاه راکه ازآلمان مدیریت میشود را دردبی بازدیدکردم وهرچند ازنظر تنوع شرکتهای شرکت کننده ومدیریت نمایشگاه بهتربودولی ازنظر تاثیررکود درمیزان استقبال بازدیدکننده اختلاف چندانی باهم نداشتند.

 کشورترکیه که ازنظر فعالیت بازرگانی وتولید وصادرات درسطح قابل قبولی درکشورهای جهانی برخوردار است ولی ازنظر نمایشگاهی درسطح پایینی نمود داشت وشاید علت آن اینست که بیشترشرکتهای ترکیه درنمایشگاههای خارجی حضورفعالی دارند.

 ماچند مذاکره دربیرون ازنمایشگاهها داشتیم وشرکتهای ترکیه همانند شرکتهای چینی ازتوان مذاکره خوبی برخورداربوده ومعمولا" موضوعات رابه سرعت تصمیم گیری وجمع بندی میکنند ،برخلاف شرکتهای ایرانی که مذاکراتشان هیچ وقت به جمع بندی اصولی ختم نمیشود وهمین عامل اصلی ضعف صادراتی ماست.

 درروز ماقبل آخرنیزبه نمایشگاه مراجعه کردیم وشرکت ایرانی رانیز درجهت نفوذ دربازار ترکیه همراهی کردیم وبسیارخشنود شد.

 شرکت های ترکیه درغرفه ها بیشتر ازدختران با تیپ های خاص وبا روابط عمومی بالا بهره میگیرند بطوری که شما کمترغرفه ایی را میبینی که ازاین عامل بهره نبرده باشد.

 ترکیه ازنظر حمل ونقل عمومی  وشرایط تفریحی وجاذبه های توریستی بسیارتوانمنداست وشاید این خود یکی ازعوامل مهم توسعه آن کشورمیباشد.

 هتل را میدان تقسیم گرفته بوده وخیابان استقلال از نظر فعالیت تجاری خرده فروشی درزمینه پوشاک وتعدادبازدیدکنندگان روزمره شاید دردنیا بی نظیر است وازساعت ١١شب به بعد نیز صدای مراکزتفریحی اش همه جا راپرمیکند.

 شرکت ترکیه ایی برای مذاکره وبه بهانه اینکه بتوانند ساعات بیشتری را به مذاکره ودوستی بپردازند جلسات شام را در گم قاپی مرکز رستورانهای ماهی میگذاشتند رستورانهایی که فقط به فروش ماهی میپردازند.

 شنبه شب که پتج شنبه آنها محسوب میشه همه برای جشن وتفریح به خیابانها ورستورانها ومراکز تفریحی هجوم میاورند.

 


 
 
افسانه جومونگ وداستان ازیادرفته رستم واسفندیار
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢
 

 واقعا جای تاسف است کشوری بدون سابقه تاریخی مقتدر افسانه ایی را میسازد ودرکشوری باسابقه تاریخی وفرهنگی بیش از ٢٠٠٠ساله بفروش میرساند واین ملت مظلوم نیز با اقبال فراوان درانتظار غروب خورشید لحظه شماری میکنند تا ساعت شروع سریال شروع شود.

 جوانی باایجاد لشگرچند صد نفری وبا کشورگشایی که دراندازه یک استان کنونی ایران نیست وبا استفاده از اطلاعات وروشهای نوین فیلم سازی وروانشناختی واجتماعی امروزین درعظیم جلوه دادن آن باز حتی کودک ایرانی میداند که یک هزارم داستانها ونقل وقول های بجای مانده ازرستم وسهراب وافراسیاب نیست ولی باز همه اورا آفرین میگویندآنها نیز این مردم مظلوم را که هیچ فیلم وسریال و...ازاسطوره های واقعی خود درصداوسیما وکتابهایش ندارند را شناختند واقدام به ساختن سریال دوم ،سوم ،چهارم... نیز پرداختند چه بهتر ازاین که هم برای خودتاریخ سازی میکنند وهم درآمد ارزی برای کشورشان ایجاد میکنند.

 بدتر ازآن اینکه جومونک ازطریق شرکتهای بازرگانی که سالها دراین مرزوبوم فروش میلیاردی کشورشان رارقم زده اند به ایران میاید وتبلیغات میلیاردی وفروش میلیاردی را نیز رقم میزند وبه تاثیر یک سریال افسانه ایی بهت زده میشود ومثل اینکه به بقیه دوستانش درسریال نیز اطلاع داده وقراره سری بعد نیز با سوسانو بیاید.

 تاسف از این دارم که اگر تاریخ افسانه ایی اینقدر میتواند تاثیر گذارباشد ودرآمد زا، تاریخ واقعی چقدرمیتواند اثربگذارد وچرا وبه چه علت صدا وسیمای ما بجای ریختن ارز کشور به جیب بیگانگان وتبلیغات آنها فیلم واقعی اسطوره های کشور گشای ایرانی راکه درکمال غیرت وقدرت وانسانیت بوده وشاید بیش از ٣/١دنیا را به سرزمین ایران اختصاص داده بودند وبقول خودشان خورشید درسرزمین ایران طلوع میکرد ودرآن غروب وبا یک شیوه کاملا علمی که حتی میگویند شیوه های مدرن امروزی همچون بیمه ومالیات ...نیز درآن دوران مورداستفاده ایرانیان بوده وقانون مملکت داری تدوین کرده بودند مگر این عظمت را پاس داشتن وبه تصویر آوردن آن چه خطری دارد جز عزت وقدرت برای ایران وایرانی.

 البته باید بدانیم وبخاطر داشته باشیم که چه بخواهیم ونخواهیم عظمت وعزت محو شدنی نیست .


 
 
مدیریت اقتصادی واجتماعی خانواده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱
 

 خانواده کوچکترین نهاد اجتماعی واقتصادی بشمارمیرود ومدیریت صحیح ونتیجه بخش آن نه تنها تاثیر شگرفی درتوسعه ورشد نهادها وبنگاههای اقتصادی واجتماعی دیگرمیشود بلکه خودالگویی بهینه برای شناخت دیگراجزاء جامعه ومدیریت کلان جامعه میباشد.

 اشخاصی که برخانواده خود مدیریت صحیحی را بعمل آورده وتوانسته اند فرزندان اندیشمند وسالم تحویل جامعه بدهند خود درسایرمدیریتها نیز موفق وتاثیر گذارمیباشند.

 بسیاری متاسفانه تمام تلاش وکوشش خودرا برای موفقیتهای شغلی ومادی گذاشته وازمدیریت صحیح خانواده غافل میمانند واین خودمنجر میگردد تا علی رغم بدست آوردن موقعیتهای شغلی عالی وثرویت مادی بیشمار بیکباره خودرا مواجه باخانواده ایی ازهم پاشیده ویا فرزندانی منحرف میبینند که خود تمام موفقیت شخص را بی نتیجه وبیهوده مینماید.

 درنگاه اول بسیاری کلید اصلی بسیاری ازمشکلات وموفقیتها را پول وثروت میدانند ،بدون اینکه توجه به آن داشته باشند که ازچه راهی بدست آمده وچه بهایی برای بدست آوردنش پرداخت کرده باشند.

 درحالی که موفقیت وثروت اصلی درزندگی نه برتری مادی وثروت بی حساب بلکه داشتن زن وفرزند سالم وموفق است.

 دست یابی به خانواده ایی سالم وموفق نه وابسته به ثروتی قابل توجه بلکه به مدیریتی متفکربرداشته ها واستفاده بهینه ازآن درتعلیم وتربیت ورفاه خانواده است.

 ه