مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

تصمیمات اقتصادی یا سیاسی!(مبحث اول افزایش حقوق بازنشستگان وکارکنان)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

هرتصمیمی که منجر به افزایش یا کاهش نقدینگی درجامعه گردد ویا به نحوی با پول ومصرف وهزینه وپس انداز وسرمایه گذاری ودرآمد افراد درارتباط باشد را تصمیمات اقتصادی گویند.

 سالها پیش بیکباره حقوق بازنشستگان دریک تصمیم غیرمنتظره وناگهانی با یک افزایش صددرصدی روبرو شد ودرگام اول با خوشحالی شدید بازنشتگان وتایید تصمیم خیراندیشانه دولت درجهت افزایش رفاه اجتماعی آنان روبرو شد ولی به علت ایجاد فاصله عمیق وغیرمعمول حقوق بازنشستگی با حقوق کارکنان منجر گردید که درخواست بازنشستگی به شدت افزایش یافته وکاربرای کارکنان توجیه نداشته باشد واین وضعیت دولت را ناچارنمود تا دوباره شروع به افزایش حقوق کارکنان ارآموزش وپرورش گرفته تا سایر ادارات بکند تا بتواند جبران اشتباه بکند.

 این تصمیم دولت دریک مقطع کوتاه رضایتمندی وحمایت وسیع کارمندان وبازنشستگان را بدنبال داشت ولی آیا ازنظر اقتصادی این تصمیم چقدر کارشناسانه ودرافزایش رفاه عمومی موثر بود؟ مشخصا" از نظر اقتصادی تجویز نقدینگی به هر نحو نه تنها منجر به افزایش رفاه عمومی وکاهش فقر درجامعه نمیگردد بلکه درمواردی ممکن است بدلایل تاثیر مضاعف برمصرف وتورم فقررا درجامعه بیشتر کند که این از دوعامل ناشی میشود:

١) تجویز نقدینگی بیکباره با افزایش حقوق ودرآمد بازنشستگان بدلیل آنکه آنها زیر خط فقر ویا در طبقه متوسط حضورداشتند همه افزایش بسوی مصرف غیر ضروری از قبیل کالای مصرفی ولوکس هدایت میشود نه سرمایه گذاری همانگونه که همین عامل باعث شد تا خرید کالاهای لوکس خانگی وهمچنین خرید خودرو قسطی توسط آنها بشدت افزایش یابدوهمچنین کالاها وخدمات واجاره مسکن و... توسط سایر صنوف که بهرحال آنها نیز میخواهند به نحوی درآمد خودرابدلیل افزایش درآمد بخشی از جامعه افزایش دهند با توجه به اصل مهم اقتصادی که "هزینه قابل کاهش نیست ولی درآمد به راحتی میتواند کاهش یابد" وهمچنین تجویز نقدینگی درجامعه منجر به تورم وتغییرخط فقر میگردد" منجرگردیده که این افزایش حقوق نه تنها رفاه آنها را آنطور که باید افزایش ندهد بلکه مشکلات ونیازها ومصارف آنها را افزایش دهد.

 اصولا" بهترین رویه برای افزایش رفاه اجتماعی کاهش خط فقر وکاهش هزینه خانوارها با شناسایی صحیح سبد هزینه های اصلی آنها وتامین بخش اصلی آن توسط دولت بجای تجویز پول به افراد میسرخواهد بود همانند هزینه های بهداشت ودرمان وآموزش که نه تنها جزو سبد هزینه های اصلی واساسی است بلکه درصورت عدم جبران آن توسط دولت وواگذاری پرداخت هزینه وانجام آن به مردم ممکن است بسیاری از مردم بدلیل عدم امکان برنامه ریزی لازم درتخصیص درآمد به هزینه ها والویت بندی هزینه ها وهمچنین بدلیل افزایش هزینه های تعهدآورهمانند قسط خودروو.. منجرمیگردد که هزینه بهداشت وآموزش خانوارها کاهش یابد که خطرات جبران ناپذیری خواهد داشت لذا درجوامع توسعه یافته ودرحال توسعه  تامین بهداشت وآموزش رایگان جزو وظایف وبرنامه های اصلی دولت بشمار میاید.

٢) شما با یک محاسبه ساده میتوانید به حجم عظیم تجویز یکباره نقدینگی که نه تنها بارمالی دولت را ماهیانه بشدت افزایش میدهد وتورم زاست مواجه خواهید بود که میتوانید به راحتی محاسبه نمایید که چقدر با این حجم پولی میتوان اشتغال وآموزش وبهداشت که دغدغه وعامل اصلی ایجاد رفاه اجتماعی ورشد وتوسعه زیرساختها برای آینده ایی توسعه یافته وتوام با رفاه اجتماعی میباشد وبجای آن به مصرف کالاهای غیرضروری اختصاص میابد یعنی پول بجای سرمایه گذاری وپس انداز ورشد وتوسعه درخدمت مصرف وتغییرسلیقه وتورم وگرانی و...قرارمیگیرد

درواقع دولت تضعیف تر وناتوان تر ومردم فقیرتروناامیدترمیشوند.

برای مثال اگردرجامعه ٠٠٠/٠٠٠/١٠کارمند وبازنشسته داشته باشیم که متوسط ٠٠٠/٠٠٠/٣ریال حقوق میگرفتند ودراین طرح دولت با افزایش حقوق ٠٠٠/٠٠٠/۶ریال بگیرند درواقع ما باتجویز ماهیانه 

٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/٣٠ریال روبرو خاهیم بود که به جامعه ومصرف مستقیم تجویز میگردد که اگر با این پول بخواهیم سرمایه گذاری کنیم وتاسیس کارخانجات کوچک ٠٠٠/٠٠٠/٠٠٠/۵ریال جهت اشتغال زایی واستخدام فرزندان بازنشسته ها راه استفاده کنیم درواقع ماهیانه ۶٠٠٠کارخانه درماه به جای ایجاد ،صرف هزینه کالاهای غیرضروری میشود درشرایطی که مردم اگر کاملا" لمس میکردند که واقعا" چنین سرمایه گذاری واشتغال زایی وتولیدی برای رفاه آنها صورت میگیرد وچون به وضعیت موجودشان نیز عادت داشتند ومیدیدند اگر این پول توسط دولت سرمایگذاری شودنگرانی از آینده فرزندانشان نخواهند داشت چقدر خوشحال تر وامیدوارتر بودند.