مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

تصمیمات اقتصادی یا سیاسی (مبحث دوم هدفمندکردن یارانه ها)
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

یکی ازاهداف اصلی که برای هدفمندکردن یارانه ها مطرح شده جلوگیری از مصرف بی رویه انرژی واتلاف سرمایه عظیمی از منابع ملی که به مصرف یارانه میرسد که میتواند دولت را درسرمایه گذاری به تولید کمک کند وهمچنین با حذف یارانه کارایی وکارامدی تولید افزایش میابد.

حال به بررسی موضوعات فوق میپردازیم تا ببینیم آیا موضوعات فوق بدرستی طرح شده وبا اجرای طرح فوق نتیجه مطلوب حاصل خواهدشدیانه وچرا تاکنون این طرح اگراینقدر مفید وموثربوده مسقوط مانده است؟

 بابررسی اجمالی مواردمصرفی  که مشمول پرداخت یارانه بوده ازقبیل نان ، سوخت(نفت وگاز وبنزین وبرق) وآب میبینیم که اولا" موارد فوق جزو اقلام ضروری بوده وهرچند ممکن است مردم اضافه مصرفی بدلیل ارزان بودن کالا(که آن راهم میتوان گفت شیوه بد مصرف) داشته باشند ولی هرگونه افزایش قیمت نمیتواند مصرف را ازیک حد مصرف ضروری کاهش دهدمگربا توسعه زیرساختها واقدامات تکمیلی آن دریک مقدارودرصد قابل قبول همانندآموزش وتغییرسلیقه وذائقه افراد به مصرف موادغذایی جایگزین نان ویا تولید وعرضه محصولات کم مصرف محصولات برقی وتولید وعرضه خودروهای کم مصرف بنزینی یا باایجاد وتوسعه تولید وعرضه رقابتی پنجره های دوجداره مصرف گازخانکی را کاهش داد.

 باتوجه به بررسی تحلیلی فوق میبینیم که از بدو انقلاب یکی از اصول مهم نظام حمایت ازمردم وقشر آسیب پذیر درتامین وعرضه کالاهای ضروری وهمچنین بدلیل اینکه یکی از تولید کنندگان اصلی نفت وگاز بودیم عرضه سوبسید دارآن مطرح بوده حتی درصورت امکان عرضه رایگان آن نیز مطرح بوده است ازآنطرف آموزش وبهداشت رایگان نیز درقانون اساسی وحتی از قبل ازانقلاب نیز مطرح بوده است.

 تورم سالانه منجر شده بود تا بمنظور کنترل سوبسید اعطایی وهم چنین وجود مساله قاچاق سوخت مسئولین را وادارنماید تا بصورت پلکانی اقدام به افزایش قیمت سوخت ونان بطورسالانه دست بزنند درواقع حذف وهدفمندی یارانه ها از گذشته ها مطرح بوده نه که نباشد ولی تحلیلگران اقتصادی حذف یکباره آن راتایید نمیکردند وتحلیل گران اقتصادی تامین بخشی ازآن را وظیفه دولت میدانستند بنابراین میتوان گفت حذف یکباره سوبسید رانمیتوان شجاعت ویا اقتدارنامید درصورت تحلیل درست بدلیل اینکه موارد فوق جزوکالای ضروری میباشند تاثیر قابل توجهی درکاهش مصرف ایجاد نمیشود وبدلیل عدم ایجادزیرساختها اگر اتفاق بیافتد نیز میتواند ناشی از کاهش رفاه اجتماعی باشد همانند اینکه خانه فقیرانه ایی که پنجره دوجداره ندارد درسرمای زمستان مجبورباشد ازوسایل گرمایشی کمتری استفاده نماید که خود منجربه بروزبیماری ومشکلات دیگرخواهدشد.

مورد دوم واتفاق دیگری که ازنظربرخی تحلیل گران اقتصادی توجیه علمی ندارد حذف سوبسید وپرداخت نقدی میباشد که درواقع تجویز نقدینگی به جامعه وافزایش تورم مضاعف (افزایش قیمت حامل های انرژی ازیکطرف وتجویز نقدینگی ازطرف دیگر) که خود توان دولت ومردم را درسرمایه گذاری وپس انداز میگیرد حتی منفی میکند.

مورد سومی که دراین بین اتفاق افتاد وانتظار میرفت حداقل با حذف یارانه ها وافزایش توان مالی دولت حداقل این مورد (بهبود ارائه خدمات بهداشتی و/اموزشی توسط دولت بود) که ارتباط مستقیم با رفاه عمومی دارد باید تقویت میشد که متاسفانه برعکس دراین حوزه نیز متاسفانه با حذف سوبسید وافزایش نرخ شدید ایجادگردید که میتواند تاثیر منفی زیادی در تامین رفاه عمومی ایجاد نماید واین خود این سوال را درذهن مردم ایجادنماید پس افزایش چشمگیر درآمد نفت دولت ودرآمدناشی از حذف یارانه ها وعدم پوشش وحذف خدمات بهداشتی وآموزشی درکجا به مصرف میرسد وچه سود ونفعی به حال مردم دارد.درواقع دردوره ایی که مردم احساس میکردند درسایه افزایش قابل توجه درآمد ملی به رفاه اجتماعی بالا دست میابند با افزایش بیش ازحد مخارج وفقرروبرو شدند.

درنهایت چنین استنباط میشود که حذف یکباره یارانه ها بدون ایجادزیرساختها(که درصورت ایجاد آن وحتی بودن سوبسید کاهش مصرف قابل توجهی میتوانست ایجادشود)نه تنها نمیتواند درکنترل مصرف مفید وموثرباشد بلکه میتواند تورم زانیز باشد .

 بالاخره مردمی که کشورشان خود تولید کننده اصلی میباشد انتظاردارند تا از مزیتهایی نیزبهره مند باشند که این مزیت یادرنرخ مصرف پایین است ویا ارائه خدمات دیگرکه بتواند پوشش هزینه خوبی درسبد هزینه خانوار باشد.

بنابراین هدفمندسازی یارانه ها دراین مقطع وبیکباره وپرداخت یارانه نقدی  توجیه اقتصادی لازم راندارد مگراینکه توجیه سیاسی اقتصادی داشته باشد که آن هم درطولانی مدت بدلیل اثرات سوء اقتصادی نتیجه منفی خواهدداد.