مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

انتصاب شایسته
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦
 

 مدیر موفق ولایق مهمترین عامل رشد وتوسعه هرسازمان وموسسه ایی بشمارمیرود وبرای انتخاب وانتصاب بجا وشایسته معمولا برای هرپست وجایگاهی شرایط تعریف شده ایی را معین میکنند تا هرکسی وهرشخصی به ضابطه ویا به رابطه نتواند هرپست ومقامی را تصاحب نماید.

 مثلا شما درسیستمها وموسسات جاافتاده که ازیک سیستم منسجم برخوردار میباشند همانند ارتش یا بانکها وبیمارستانها و.... که فعایتها وخدمات بایک نظم وجاافتادگی خاصی انجام میپذیرد ناشی ازاین است که همه واحدها ومدیریتها بایک تعریف علمی ومشخص صورت میگیرد وبرای هرپست ومقامی یک رده وسابقه ومدرک مشخصی تعریف گردیده است .

 هرچند برخی شاید بگویند دراین سیستمها افراد جوان وبا نبوغ ویژه جایگاهی ندارند واین ضعف اصلی چنین سیستمهایی میباشد ولی متخصصان وطراحان سیستم درجواب میگویند اولا یک فرد با نبوغ بالا حتما تحصیلات بالایی نیز بدست میاورد که دراین سیستمها مدرک بالا بخوبی دیده شده است ودرضمن چنین اشخاصی بخاطر اینکه بتوانند مفید وموثرباشند بایستی تجربه ایی نیز کسب کنند پس ورود چنین اشخاصی درسمتی متناسب با مدرک تحصیلی وتجربه آنان بی توجهی به آنان نیست بلکه استفاده بهینه ازآنان است ودرنهایت مگرافراد متفکر فقط دریک زمان خاص بوجود میایند وازکجا میدانید افراد با سابقه آن سیستم جوانان متفکر دیروزنیستند.

 حال شما اهمیت سلسله مراتب رادراین ببینید که برفرض مثال کسانی که آن شغل وحرفه را انتخاب کرده اند براساس علاقه بوده وافرادی با تحصیلات عالیه باشند و باسابقه بالا و انتخاب مدیرازبین آنان چه ازنظر علمی چه ازنظر تجربی وچه ازنظر مقبولیت کاملا علمی وبجا خواهد بود.

 متاسفانه درسالهای اخیر درکشورما یک بحث غیرعلمی وشاید با نیت های خاص مطرح گردیده وآن استفاده ازجوانان درپست ها ومسئولیتهای بالا بدون درنظرگرفتن تجارب آنها ویا استفاده افراد درمسئولیتهای مختلف بدون توجه به تخصص وارتباط علمی آنهاکه مشخصا این امرمنجربه مدیریت ناکارآمد وتضعیف وبی توجهی به افراد کارآمد وباسابقه آن مجموعه وعدم دست یابی به نتایج مطلوب میگردد.

 این امرمنجرگردیده تاهرمقام مسئولی بااستفاده ازاین ایده"استفاده ازجوانان درمدیریت ها" که درظاهر بسیارجذاب دیده میشود و جز سفسطه و بهانه ایی به انتصاب آشنایان ودوستان بیش نیست وهرجوان عاقل وتحصیل کرده ایی میداند اگر نابغه باشد وعالم وسالها درشغلی تجربه داشته باشد نمی پذیرد کسی بدون تجربه بیاید وبر او بیکباره مدیر شود واگربگوییم این مدیر جوان متفکری است او میگوید من هم متفکر دیروزم ودارای سابقه وجالب اینکه متفکران منتخب آنها نیز درابهام میباشد که چگونه ارزیابی وانتخاب گریده است.

 وای برما که درگذشته دربرخی معاونتهای دستگاهها چنین اتفاقی میدیدیم وافسوس میخوردیم که تعداد بیشماری مدیرقسمت را بدست معاونتی بی تجربه دادیم وبعد به مدیران کل نیز سرایت کرد والان متاسفانه درانتصاب وزیران نیز درمواردی به افراد بی تجربه وغیرمتخصص وغیرمرتبط برمیخوریم !وزیرانی که میلیاردها اعتبار وبودجه ملی رادراختیار میگیرند وهزاران مدیر وکارشناس تحصیل کرده وبا تجربه رادرزیر دست ومیخواهند بعنوان یک بخشی ازسیاستهای کشور ودرکنارکشورهای دیگرودرسطح بین المللی مدیریت علمی وتخصصی وزارتخانه ایی را برعهده گیرندکه هزاران بخشنامه تخصصی وعلمی درآن درطول سالیان دراز صادر شده وباید ایده های راهبردی درجهت توسعه تکمیل فعالیتها وپیش برد امور ارائه دهند ودرعین حال درزیر مجموعه خود نیزمقبولیت داشته باشند! این امر بیهی است که درصورت نداشتن تجربه وتخصص لازم این مقبولیت اتفاق نخواهد افتاد وچاره ایی جز تغییر معاونتها وانتصاب زیر دستانی که اورا بپذیرند وایده های خام اوراعملیاتی کنند ندارند.

 به نظر شما نتیجه این انتصابات چه خواهد شد !؟