مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

مدیریت اقتصادی واجتماعی خانواده
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱
 

 خانواده کوچکترین نهاد اجتماعی واقتصادی بشمارمیرود ومدیریت صحیح ونتیجه بخش آن نه تنها تاثیر شگرفی درتوسعه ورشد نهادها وبنگاههای اقتصادی واجتماعی دیگرمیشود بلکه خودالگویی بهینه برای شناخت دیگراجزاء جامعه ومدیریت کلان جامعه میباشد.

 اشخاصی که برخانواده خود مدیریت صحیحی را بعمل آورده وتوانسته اند فرزندان اندیشمند وسالم تحویل جامعه بدهند خود درسایرمدیریتها نیز موفق وتاثیر گذارمیباشند.

 بسیاری متاسفانه تمام تلاش وکوشش خودرا برای موفقیتهای شغلی ومادی گذاشته وازمدیریت صحیح خانواده غافل میمانند واین خودمنجر میگردد تا علی رغم بدست آوردن موقعیتهای شغلی عالی وثرویت مادی بیشمار بیکباره خودرا مواجه باخانواده ایی ازهم پاشیده ویا فرزندانی منحرف میبینند که خود تمام موفقیت شخص را بی نتیجه وبیهوده مینماید.

 درنگاه اول بسیاری کلید اصلی بسیاری ازمشکلات وموفقیتها را پول وثروت میدانند ،بدون اینکه توجه به آن داشته باشند که ازچه راهی بدست آمده وچه بهایی برای بدست آوردنش پرداخت کرده باشند.

 درحالی که موفقیت وثروت اصلی درزندگی نه برتری مادی وثروت بی حساب بلکه داشتن زن وفرزند سالم وموفق است.

 دست یابی به خانواده ایی سالم وموفق نه وابسته به ثروتی قابل توجه بلکه به مدیریتی متفکربرداشته ها واستفاده بهینه ازآن درتعلیم وتربیت ورفاه خانواده است.

 همانگونه که فرض بگیریم سه نفر بخواهند یک برداشت علمی خوب از طبیعت سبز منطقه ایی بدست آورند ودراین میان یکی باهواپیماوبا برداشتن چندمیلیون پول ورزرو کردن جا درهتلی چند ستاره عازم آنجا میشود ودیگری باگرفتن ماشین شخصی گرانقیمت وبالجبار گرفتن ویلایی حیات دار ودیگری بااتوبوس که درمسیر راه کنارنقطه تعیین شده پیاده شود وشب را نیز درآنجا بماند(دردل طبیعت) ،بنظر شما کدام یک خواهد توانست یک بررسی کامل وعمیق انجام داده وبرگردد .

 هدف من ازآوردن مثال فوق بی اثر کردن ثروت وامکانات مادی نیست بلکه این است که برداشته های خود بها دادن ودانستن اینکه رسیدن به موفقیت خانوادگی وبهره بردن ازرفاه اجتماعی آنقدرها که خیلی ها فکرمیکنند سخت نیست وبا همان امکانات ابتدایی شاید بسیار راحت تر از آنهایی که ثروتها وامکانات کلان دارند ودربرخی ازموارد داشتن ثروت وامکانات رفاهی بالا ممکن است درتعلیم وتربیت فرزند پرخطر باشدوتربیت فرزند را با مشکل مواجهه نماید چرا که چنین فرزندانی دیگرانگیزه ایی برای بدست آوردن موفقیت وپول وثروت ندارندوبیشتر تمام هوش وتوان خودرا به مصرف وزندگی مصرفی معطوف مینمایند بنابراین دربسیاری موارد نداشتن امکانات وثروت مادی زیاد درتعلیم وتربیت فرزند مفیدتر وآنها را با انگیزه تر میکند،و میتوان به تعلیم وتربیت فرزندان پرداخت ونتایج بهترگرفت.

 همانگونه که بسیاری ازآن افرادی که تمکین مادی وثروت بالا دارند همیشه بادیدن فرزندان موفق افراد متوسط ومقایسه فرزندان خود با آنها حسرت میخورند وبه این برتری اذعان دارند. 

 حال درخاتمه باید اشاره کنم که نتیجه نهایی این مقاله اینست که درهرموقعیت وجایگاهی که باشید باید به مدیریت علمی خانواده که آن همانا درک صحیح موقعیت وامکانات موجود وبهره گیری ازآن در تربیت خانواده است پرداخته وچنین برداشت ننمایید که برخی ابزارها را کم ویا بیش از اندازه دراختیار دارید که هردو میتواند شما دررسیدن به نتیجه مطلوب ناکام گذارد.