مشاورMBA

اقتصادی email:gh_alibeigi@yahoo.com

دولت و مجلس ومردم
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٥
 

جالب است رابطه ایی که در مقطع کنونی بین دولت ومجلس وجود دارد بیکباره بیادم انداخت که یک استراتژی دربازار اشاره داشته باشم. 

 گرانی وبیکاری وفقر وفساد واعتیاد و... از دغدغه های اصلی هرکشوری است وبنابراین اصولا" باید این دغدغه یکی از مهمترین مواردی باید باشد که نمایندگان ملت برای حفظ موقعیت وجایگاه خود برای حل آنها تلاش کنند ودرواقع بود ونبود یک نماینده مجلس ومحبوبیت آن به میزان تلاشی خواهد بود که برای کنترل ورفع این مشکلات مردم میکند تنها مشکل یک نماینده این است که درقوه مقننه بوده و یک ابزار دارد وآن ابزار قانونی وفشار به سیاستها واستراتژی ها ومدیریت اجرایی یک کشور که از آن بنام دولت یاد میشود .

 دولت نیز متشکل از ساختاری است که به آن قوه مجریه گفته میشود که درراس آن ریس جمهور نیز همانند یک نماینده مجلس با رای مردم انتخاب شده واصولا" او نیز برای حفظ محبوبیت ورای خود همانند یک نماینده باید تلاش کند که با مواردی همانند گرانی وبیکاری وفقر وفساد واعتیاد و...مبارزه کند وفرق او با یک نماینده این است که ابزار پولی واجرایی را نیز دراختیار دارد.

حال دراینجا میخواهم به بررسی این موضوع بپردازم چرا درمقطع کنونی اگر اهداف اصلی هردو یکسان است اینقدر تقابل بین مجلس ودولت ایجاد شده بطوری که نمایندگان حتی خواستار سوال از رئیس جمهور یعنی بالاترین شیوه برخورد با ریس جمهور هستند.

معمولا" نمایندگان مجلس هرچقدر هم مناسب انتخاب نشده باشند ویا از توان علمی وتخصصی لازم برخوردار نباشند که بسیاری مجلس کنونی را به ضعیف بودن وبدلیل حذف طیف های مختلف سیاسی به مطیع بودن متهم میکنند ولی به هرحال بدلیل اینکه نماینده بیشتر با مردم درارتباط بوده واوضاع اقتصادی را از نزدیک لمس میکنند ومعمولا" مسائل را بهتر وعینی تر بیان میکنند.

دولت معمولا" چون ساختار سیاسی تر داشته وبدلیل اینکه یک نفر رییس جمهور برای انجام مدیریت وبرنامه های خود بایستی تیم دولت (هییت وزیران  را انتخاب نماید )ومعمولا"  این انتخاب سیاسی است تا تخصصی واجرایی است وتوانمندی این هییت وزیران بیشتر بستگی به توانمندی وسابقه اجرایی رییس جمهور دارد که درصورت پایین بودن سطح علمی وتجربی این تیم وسوق داده شدن انها به سیاست بیش از اجرا خود بخود منجر به تضعیف انتساب ها ومدیریت ارشد ومیانی سازمانها شده وعملکرد دولت بسیار تنزل میکند ودراین وضعیت دولت بالجبار برای توجیه عملکرد خود وجذب وحفظ مردم مجبورمیشود تا آمار وارقام را بصورت غیر واقعی بیان وتوجیه نماید که این سرآغازی میشود برای تضعیف اقتصادی  وحتی سیاسی کشور وچون این کار وعملیات بیشتر از طریق عوامل اجرایی صورت میگیرد وآنها درجریان کامل این هم پوشانی هستند بنابراین حمایت بی رویه از برخی عوامل اجرایی توسط رییس جمهور درواقع ناچارا" ودرراستای دفاع از شرایط توجیه شده برای مردم میباشد همانند اعلام نرخ های تورم که مورد قبول هیچ کس از مردم عادی ونماینده ها واقتصاد دانان و...نمی باشد واز طرف دیگر دولت با تمام توان خود از عامل اصلی این موضوع که سیاستهای غلط بانک مرکزی ودرراس آن ریس بانک مرکزی میتواند باشد دفاع مینماید.

سوال بسیاری این است که چرا درشرایط حاضر که دولت وهمه میدانند درشرایط بد اقتصادی به سر میبرند بیکباره نرخ دلار وسکه به یکباره بیش از 80% افزایش یافته ودوباره به افزایش 40% کاهش وروند ادامه پیدا میکند ویا دولت بحث تورم زای غیر قابل تصوری همانند دویست هزارتومان برای هرنفر را مطرح ودراوج مخالفت مجلس وبسیاری از تحلیلگران اقتصادی درصد هزار توان میخواهند به توافق برسند ؟

تحلیل من اینست همانگونه که بسیاری از تحلیلگران اقتصادی نیز اذعان دارند یکی از مهمترین ذینفعان سکه ودلار بدلیل وابستگی شدید بودجه ملی به فروش نفت درمقابل دلار وطلا خود دولت است بنابراین همین عامل ممکن است دولت را درمواقع مضیقه مالی ونقدینگی مخصوصا" درشرایط حاضر که درنتیجه اشتباه تصمیم گیریهای گذشته بدلیل افزایش بی رویه حقوق کارمندان واجرای فازاول هدفمندی یارانه هاو تورم وکاهش تولید ناخالص ملی و...یک کسری منابع محسوسی برای دولت ایجاد نمود که یکی از مهمترین واصلی ترین بخش برای تامین این کسری بودجه همانا فروش ارز وطلا است بنابراین دراینجا مشخص میشود که دولت نیز ممکن است دراین افزایش بی رویه قیمت دلار وسکه ذینفع باشدوتاثیر گذار هرچند متاسفانه عواقب بدی دارد که بسیار تورم زا بوده وتولید را تضعیف وخط فقر را افزایش ودرنهایت منجر به کاهش ارزش پول ملی میشود.

ازطرف دیگر چرا پرداخت نقدی یارانه ها را به یکباره دراین شرایط تا چهار برابر پیشنهاد میدهد که هم مشکلات نقدینگی دولت جواب گو نیست وهم کاهش بیشتر ارزش پولی را بدلیل بروز تورم بالا دوباره بدنبال داردجواب این سوال جز سیاسی بودن موضوع چیز دیگری نمیتواند باشد چون دریک تحلیل ساده نشان داده شده که پرداختهای نقدی همانند افزایش حقوق کارمندان ویا یارانه تورم زا بوده وفقر بیشتری را تحمیل قشر پایین جامعه میکند شاید بدلیل نزدیکی انتخابات واینکه مشکلات تورمی آن زمان بر بوده ودرکوتاه مدت مردم احساس میکنند وضعیت مالی شان بهبود یافته مدنظر است وازطرف دیگر چون مجلس فشارزیادی را وارد نموده تا مابه التفاوت نرخ ارز به راحتی مورد مصرف قرارنگیرد واز طرف دیگر منابع ارزی نیز به راحتی به دولت آینده به عنوان یک پتانسیل منتقل نشود لذا دولت پرداخت یارانه ها را که منبع تامینی جز این محل ندارد را میدهد که هم خود را نزد مردم محبوب تر نشان دهد وهم از انتقال منابع به دولت بعد پیشگیری کند.

ولی چرا بیکباره دویست هزارتومان مطرح میکند این روش شبیه یک روش بازار است که معمولا" بازاریها سفارش خریدی داشته باشند واحتمال میدهند که طرف مقابل تعدادی که آنها درخواست دارند را کاهش بده چندین برابر درخواست میکنند تا بعد از کاهش به مقدار مد نظر آنها برسد ومتاسفانه دولت که نباید از این شیوه استفاده کند چنین عمل میکند والا میداند دویست هزارتومان یارانه نه منطق علمی دارد ونه عملیاتی است درواقع دولت تا یکصد هزارتومان را برای اهداف خود درنظر دارد.

آنچه از نظر اقتصادی ودراین شرایط بد اقتصادی مردم ونزدیکی پایان سال ایکاش از این نیاز ودرد ورنجی که گریبانگیر بسیاری از مردم شده همانند فقر وفساد وبیکاری واعتیاد وکمرنگ شدن محیط خانواده وطلاق وعدم توان ازدواج بسیاری از جوانان ومشکلات بهداشتی وآموزشی که بیشتر ناشی از ضعف مدیریت اقتصادی بوده دوباره بدلایل سیاسی واز روی لج ولجبازی تصمیماتی گرفته نشود که این وضعیت دوباره بیش از 50% بدتر شودوعقب گرد نکنیم.

باید بدانیم  ایران تمدن چندین هزار ساله دارد ووکشور چهار فصل بوده ومنابع بیشمار معدنی ونفت وگاز و...دارد نباید با این موقعیت وتوان آنقدر ضعیف وبد عمل نماییم که مردم کشور ما نسبت به همسایگان خود اینقدر تضعیف وگرفتارشوند.

باید بدانیم درمسائل اقتصادی اگرخوب عمل کنیم ویا بد برای مردم وبیگانگان کاملا" ملموس وعینی است مسائل اقتصادی را نمیتوان با ترفندهای سیاسی توجیه وتفسیر کرد.


 
 
تجار ودولت ومردم درافزایش بی رویه قیمتها چگونه باید عمل کنند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢
 

درمقاطع بحرانی وهشدار که بیکباره ارزش پولی یک کشوری روند کاهشی روزانه وسریع بخود میگیرد منجرمیشود تا یک استرس ونگرانی عمومی چه دردولت ومردم وچه درتجار ایجاد شود که چگونه درمقابل این سیل خروشان عکس العمل نشان دهند.

تورم یکباره ودرشرایطی که دولت نتواند راهکار وبرخورد علمی واقتصادی درمقابل آن داشته باشد منجرمیشود که برای همه ادامه این روند مسجل شده ونه تنها امیدی به بهبود نداشته باشند بلکه نگران بد ترشدن اوضاع باشند.

درچنین وضعیتی معمولا" مردم عادی وتجارنسبت به خروج پس اندازهای خود از بانک اقدام نموده وتلاش میکنند تا نسبت به سرمایه گذاری وخرید کالا برای جلوگیری از کاهش ارزش پول خودبکنند.

مردم عادی بهترین مسیر سرمایه گذاری را سکه وارز دانسته ودرصورت عدم آمادگی برای آن اقدام به خرید کالاهای موردنیاز ازقبیل خودرو ویا لوازم خانگی میکنند ودرضعیف ترین حالت کالاهای مصرفی وروزمره .

تجارنیز تلاش دارند تا با خرید وافزایش موجودیهای کالای خود ویا حفظ آن بتوانند از کاهش ارزش سرمایه خود جلوگیری نموده وازاین افزایش قیمت بهره مند باشند.

 چنین وضعیتی یعنی کاهش ارزش پول ملی بدترین وضعیت ممکن است که از نظر اقتصادی هیچ کس سود نمیبرد وفقط برخی که سرمایه داشته وآن را تبدیل به کالا میکنند درواقع حفظ ارزش پول میکنند ودیگرانی که نتوانستند چنین کنند بیکباره سرمایه آنها به نصف ویا حتی کمتر به میزانی که کاهش ارزش پول ایجاد شده تقلیل میابد وبه این خاطر بسیاری ورشکست ورفاه عمومی مردم بشدت کاهش وخط فقر افزایش میابد.

درچنین وضعیتی بیشترین ضرر وخسارت وفقر متوجه کارمندان وآنها یی که درآمد ثابت دارند ویا سرمایه ایی ندارند میشود.

برای اینکه متوجه باشیم که دراین وضعیت کمترکسی هست که سود برده باشد باید میزان سرمایه افراد را پس از افزایش نه به پول ملی بلکه به ارز یا طلا سنجید برای مثال:

آپارتمانی 100متری  دراثر کاهش ارزش پول ملی از متری 1میلیون به متری 2میلیون افزایش قیمت داشته وعلی الظاهر صاحب این آپارتمان بسیار خوشحال است که سرمایه او دوبرابر شده است ولی اگربه ارز بسنجیم این آپارتمان آن موقع که متری 2میلیون بود  000/100دلار ارزش داشته ودر آن موقع نرخ ارز 10000ریال بوده وهم اکنون به 34000ریال رسیده بنابراین:

ارزش اولیه  آپارتمان  =  1000000×100=100میلیون

ارزش دلاری آپارتمان=100000×10000=100میلیون

میبینید که تقریبا" نرخ با هم برابری میکند ولی با کاهش ارزش پول ملی همه محاسبات داخلی به هم میریزد ونرخ آپارتمان هرچند 100% افزایش یافته است ولی اگر کسی بخواهد همان آپارتمان را به دلار بخرد دیگر صد هزار دلار نمیدهد:

نرخ روز آپارتمان=100×20000=200میلیون

نرخ برابری ارز=100000×34000=340میلیون

یعنی کسی که ارز دارد میتواند با همان ارز قبلی آپارتمان را خریداری نموده و140میلیون نیز دریافت کند درواقع:

20000000/34000=588823دلار میتواند آن آپارتمان را بخرد نه با 100000دلار

یعنی درواقع سرمایه آن فرد بجای دوبرابر شدن از صد میلیون به 58میلیون کاهش داشته نه افزایش!(588823×10000=588823000ریال با نرخ پایه دلار )

درچنین شرایطی همه نگران بوده ومیخواهند بدانند چگونه باید عمل کنند که بتوانند خسارت زیادی متحمل نشوند.

دولت: درچنین وضعیتی یک دولت آگاه وبا احساس مسئولیت اذعان میکند که دروحله اول همه مشکلات واتفاقات وشرایط ناشی از ضعف تصمیم گیریها و مسئولین واستراتژیها بوده که منجر به بروز این بحران گردیده لذا باید حتی لازم شد بالاترین مسئول اجرایی کشورنیز این شهامت را داشته باشد تا استعفا’ داده ومسئولیت این بحران ووضعیت را بعهده گیرد ودرمسئولین میانی نیز افراد ناکارآمد کنارگذاشته شده وافراد متخصص جایگزین آنهاشود.

فقط دراین صورت میتوان حداقل از جو روانی چنین وضعیتی کاسته وافزایش بی رویه را کند کرد.

تجار: درچنین وضعیتی بهترین جا برای سرمایه گذاری برای یک تاجر همان اقلام ومحصولات مورد تجارت خود است هرچند درچنین وضعیتی بسیاری ازتجار از فروش امتناع نموده ومنتظرند تا بالاترین افزایش ها صورت گیرد که خود این تصمیم تاثیر بسیاربدی برروند عادی اقتصاد گذاشته ورشد تورم را صعودی میکند وهمچنین یک ظلم مضاعفی به مردم گرفتاروارد میکند لذا درچنین وضعیتی  تصمیمی که هم منطقی باشد وهم انسانی واخلاقی تداوم فروش هرچند با کنترل تعدادی وموجودی بطوری که نه بیکباره موجودی صفر گردد وبه انبار آنهایی که میخواهند احتکار کنند منتقل شود ونه مردم گرفتار ونیازمند محصول بی بهره گردیده ویک کمبود مضاعف درجامعه ایجاد نشود.

مردم: مردم عادی نیزدراین وضعیت اگرنقدینگی دارد ونگران کاهش ارزش پول است باید درسکه ویا حدالامکان اقلام لوازم خانگی موردنیاز خودرا تهیه نماید که درآینده ممکن است توان خرید آن را نداشته باشد.

 

 

 


 
 
تجار ودولت ومردم درافزایش بی رویه قیمتها چگونه باید عمل کنند
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢
 

درمقاطع بحرانی وهشدار که بیکباره ارزش پولی یک کشوری روند کاهشی روزانه وسریع بخود میگیرد منجرمیشود تا یک استرس ونگرانی عمومی چه دردولت ومردم وچه درتجار ایجاد شود که چگونه درمقابل این سیل خروشان عکس العمل نشان دهند.

تورم یکباره ودرشرایطی که دولت نتواند راهکار وبرخورد علمی واقتصادی درمقابل آن داشته باشد منجرمیشود که برای همه ادامه این روند مسجل شده ونه تنها امیدی به بهبود نداشته باشند بلکه نگران بد ترشدن اوضاع باشند.

درچنین وضعیتی معمولا" مردم عادی وتجارنسبت به خروج پس اندازهای خود از بانک اقدام نموده وتلاش میکنند تا نسبت به سرمایه گذاری وخرید کالا برای جلوگیری از کاهش ارزش پول خودبکنند.

مردم عادی بهترین مسیر سرمایه گذاری را سکه وارز دانسته ودرصورت عدم آمادگی برای آن اقدام به خرید کالاهای موردنیاز ازقبیل خودرو ویا لوازم خانگی میکنند ودرضعیف ترین حالت کالاهای مصرفی وروزمره .

تجارنیز تلاش دارند تا با خرید وافزایش موجودیهای کالای خود ویا حفظ آن بتوانند از کاهش ارزش سرمایه خود جلوگیری نموده وازاین افزایش قیمت بهره مند باشند.

 چنین وضعیتی یعنی کاهش ارزش پول ملی بدترین وضعیت ممکن است که از نظر اقتصادی هیچ کس سود نمیبرد وفقط برخی که سرمایه داشته وآن را تبدیل به کالا میکنند درواقع حفظ ارزش پول میکنند ودیگرانی که نتوانستند چنین کنند بیکباره سرمایه آنها به نصف ویا حتی کمتر به میزانی که کاهش ارزش پول ایجاد شده تقلیل میابد وبه این خاطر بسیاری ورشکست ورفاه عمومی مردم بشدت کاهش وخط فقر افزایش میابد.

درچنین وضعیتی بیشترین ضرر وخسارت وفقر متوجه کارمندان وآنها یی که درآمد ثابت دارند ویا سرمایه ایی ندارند میشود.

برای اینکه متوجه باشیم که دراین وضعیت کمترکسی هست که سود برده باشد باید میزان سرمایه افراد را پس از افزایش نه به پول ملی بلکه به ارز یا طلا سنجید برای مثال:

آپارتمانی 100متری  دراثر کاهش ارزش پول ملی از متری 1میلیون به متری 2میلیون افزایش قیمت داشته وعلی الظاهر صاحب این آپارتمان بسیار خوشحال است که سرمایه او دوبرابر شده است ولی اگربه ارز بسنجیم این آپارتمان آن موقع که متری 2میلیون بود  000/100دلار ارزش داشته ودر آن موقع نرخ ارز 10000ریال بوده وهم اکنون به 34000ریال رسیده بنابراین:

ارزش اولیه  آپارتمان  =  1000000×100=100میلیون

ارزش دلاری آپارتمان=100000×10000=100میلیون

میبینید که تقریبا" نرخ با هم برابری میکند ولی با کاهش ارزش پول ملی همه محاسبات داخلی به هم میریزد ونرخ آپارتمان هرچند 100% افزایش یافته است ولی اگر کسی بخواهد همان آپارتمان را به دلار بخرد دیگر صد هزار دلار نمیدهد:

نرخ روز آپارتمان=100×20000=200میلیون

نرخ برابری ارز=100000×34000=340میلیون

یعنی کسی که ارز دارد میتواند با همان ارز قبلی آپارتمان را خریداری نموده و140میلیون نیز دریافت کند درواقع:

20000000/34000=588823دلار میتواند آن آپارتمان را بخرد نه با 100000دلار

یعنی درواقع سرمایه آن فرد بجای دوبرابر شدن از صد میلیون به 58میلیون کاهش داشته نه افزایش!(588823×10000=588823000ریال با نرخ پایه دلار )

درچنین شرایطی همه نگران بوده ومیخواهند بدانند چگونه باید عمل کنند که بتوانند خسارت زیادی متحمل نشوند.

دولت: درچنین وضعیتی یک دولت آگاه وبا احساس مسئولیت اذعان میکند که دروحله اول همه مشکلات واتفاقات وشرایط ناشی از ضعف تصمیم گیریها و مسئولین واستراتژیها بوده که منجر به بروز این بحران گردیده لذا باید حتی لازم شد بالاترین مسئول اجرایی کشورنیز این شهامت را داشته باشد تا استعفا’ داده ومسئولیت این بحران ووضعیت را بعهده گیرد ودرمسئولین میانی نیز افراد ناکارآمد کنارگذاشته شده وافراد متخصص جایگزین آنهاشود.

فقط دراین صورت میتوان حداقل از جو روانی چنین وضعیتی کاسته وافزایش بی رویه را کند کرد.

تجار: درچنین وضعیتی بهترین جا برای سرمایه گذاری برای یک تاجر همان اقلام ومحصولات مورد تجارت خود است هرچند درچنین وضعیتی بسیاری ازتجار از فروش امتناع نموده ومنتظرند تا بالاترین افزایش ها صورت گیرد که خود این تصمیم تاثیر بسیاربدی برروند عادی اقتصاد گذاشته ورشد تورم را صعودی میکند وهمچنین یک ظلم مضاعفی به مردم گرفتاروارد میکند لذا درچنین وضعیتی  تصمیمی که هم منطقی باشد وهم انسانی واخلاقی تداوم فروش هرچند با کنترل تعدادی وموجودی بطوری که نه بیکباره موجودی صفر گردد وبه انبار آنهایی که میخواهند احتکار کنند منتقل شود ونه مردم گرفتار ونیازمند محصول بی بهره گردیده ویک کمبود مضاعف درجامعه ایجاد نشود.

مردم: مردم عادی نیزدراین وضعیت اگرنقدینگی دارد ونگران کاهش ارزش پول است باید درسکه ویا حدالامکان اقلام لوازم خانگی موردنیاز خودرا تهیه نماید که درآینده ممکن است توان خرید آن را نداشته باشد.

 

 

 


 
 
مراسم تحلیف ریاست جمهوری درمجلس
نویسنده : غلامرضاعلی بیگی - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٥
 

   مترو صادقیه که به امام خمینی رسید اعلام کرد تا اطلاع ثانوی درایستگاه ملت وبهارستان توقف ندارد ومابالجبار پیاده میشویم ومجبورم تا دفترکارپیاده بروم.

   تعدادمردمی که به بازار دراین ساعت روز (9صبح)آمده اند بیشتر از معمول است وطبق معمول مشخص است  که اعتراضی میخواهد صورت بگیرد جالب اینکه اکثر مغازه ها هم بسته است ومردم حاضر بخاطر اینکه بهانه ایی برای حضور در این منطقه را داشته باشند درپیاده روها به آرامی بالا وپایین میروند واگر دکه روزنامه فروشی یا مغازه ایی باز باشد درجلوی آن جمع میشوندسوپرمارکتها که دیگر ازفروش کیک وشیروآب...فرصت جوابگویی ندارند ویکی از آنها که من خودم برای خرید رفتم به شاگردش عصبانی بود که به پخش کننده گفته بودم امروز به من زیاد بیاره ولی نیاورد !عجب مردمی هستند خودجوش ومن به عینه دیدم موقعی که  عصبانی شوند هیچ ارتش وسپاهی جلودارشان نیست خداکنه درگیری نباشد.

  نیروهای نظامی وانتظامی همه جا پرشده اند خیابان وکوچه ،مسجدو موتورسوارها وای چقدر نیرو ی ضد شورش تا حال اینقدر نیروندیده بودم واکثر مسیرهای منتهی به بهارستان را بسته اند آدم بخود میبالد چقدرمردم حساس به وقایع روز داریم وچقدر نیروی ضدشورش!

 نه مردم ونه نیروهای ضدشورش هرچند مقابل هم هستند ولی هردوقوی وبشاش دراین بین فقط من افسرده ام که چرا چنین مردم درمقابل مردم باشد مگر هردو هم وطن نیستند پس چرا چنین با خشم به یکدیگر مینگرند وبا چشمانشان درگیریهای گذشته را به هم گوشزد میکنند.

 آری درگیریهای گذشته! حدود 55روز است یعنی از همان انتخابات تاریخی ایران که دنیا از شکوه وعظمت مشارکت مردمی به وجد آمد از فهم وشعور بالای ایرانی که تبلیغات انتخاباتی را دراوج خود وبی هیچ مشکلی به انتخابات رساندند واما!

 ساعت 6صبح فردای انتخابات ازخواب بیدارشدم ودیدم آمار28میلیونی را تا این ساعت اعلام کردند ومن نیز شوکه شدم چون گفته بودند با توجه به حجم شرکت کننده شاید اعلام قطعی آرا به دو روز بکشد .فاصله نفر اول ودوم نیز بسیار بود وپیش بینی خود من نیز که درجمع دوستان بعنوان فردی که بیطرفانه وعلمی پیش بینی میکند کاملا اشتباه بود!بالاخره تا ساعت 2نتایج جمع بندی شد وحدود 40میلیون رای شمارش نهایی شد سرعت شمارش نیز درنوع خود رکورد شکنی داشت آفرین!

 به سرکارکه میامدم نمیدانم چرا خیلی ها ساکت بودند وافسرده مات ومبهوت تعجب میکردم چرا اینگونه است الان باید همه به شادی وپایکوبی بپردازندتکلیف بالاترین پست اجرایی کشور معلوم شده ولی نه این سکوت خطرناک بود وزمزمه هایی داشت وآرام آرام به اعتصاب تبدیل شد.

 آقای احمدی نژاد برای نشان دادن اینکه معترضان جزقشرمحدود کسی نیست جشن ودعوت عمومی درمیدان ولیعصر بعمل آورد من نیز رفتم ولی متاسفانه حاشیه های زیادی به همراه داشت وناچارپلیس ضد شورش، از بالای میدان تاونک درگیری بود وآتش سوزی.

 موج سبزهم درخواست مجوز داد ولی مجوز داده نشد ودعوت بدون مجوز از انقلاب به آزادی من نیز برای دیدن موج رفتم ،مترو انقلاب ازکثرت مردم قفل کرده بود ولی باور نداشتم درحدواندازه ایی باشد که درمقابل نیروهای انتظامی به راهپیمایی تبدیل شود بیرون از مترو که آمدم متعجب شدم خیابان انقلاب آزادی پرازمردم انتها وابتدایش رانیز کسی نمیدانست آنقدر به آرامی وسکوت راه پیمایی میکردند که اگرنابینایی درآنجا ایستاده بود واز او دررابطه با مردم حاضر سوال میکردی شاید تعداد آن را درخوشبینانه ترین حالت چندهزارتا بیشتر تشخیص نمیداد ولی جمعیت میلیونی بود.

 من نیز درکنار آنها بسوی میدان آزادی رفتم هرچندتمام تلاشم را میکردم که درداخل صف نباشم ولی چون همه خیابان وپیاده روها پربود سیل جمعیت بی اختیار آدم را میبرد وبعضی جاها درواقع من نمیرفتم جمعیت جسبیده به هم میبردند یعنی اگرکسی پشیمان میشد ومیخواست برگردد نمی توانست.

 من نمیخواهم به وصف یک جناح یا موافق ومخالف بپردازم وهدفم ازاین مقدمه ها این بود که همه چه آنها که درکناردولت هستند وچه آنها که مردم همه برادر وخواهرند وازیک خانواده اند وهرکدام عظمت وشکوه داشته باشد برای ما افتخارآمیز است.

 از تحلیف میگفتم راستی چرا تحلیف به جشن پایکوبی درمیان مردم برگذار نشد چرا بجای اینکه این موج عظیم مردم که درپیاده روها دراین وقت روز آن هم بازار جمع شده اند با آن موج عظیم نیروها که باهزینه هنگفت ملی از مراکز مختلف آورد ه اند  دست دردست هم تحلیف ریاست جمهوریشان را جشن نمیگیرنداگر اینطور شده بود چه افتخاری داشتیم  وبدنیا اتحاد وبرادری وصمیمیت خودمان رانشان میدادیم.

 نمیدانم چرا هردو طرف اینقدرمحکم خود راحق بجانب میداند ومن از این میترسم که واقعا یکی از اینها دروغ است یکی صادق؟یکی حق است ویکی ناحق؟وای اگر اینچنین باشد واقعا ما درکشورمان دراین حجم دروغگو وناصواب داریم!؟ فرقی ندارد کدامین باشد نه نه من نمیپذیرم وای چرا اینگونه باشد دنیا به ما چه خواهند گفت نکند بسیاری از بی مهری ها وتوهین ها به شهروندان ایرانی درمسافرتهای برون مرزی ناشی از این حس باشد که احساس میکنند ما بخش عظیمی داریم که به دروغ زندگی میکنند نه نه خدایا من نمیتوانم بپذیرم امیدوارم این وضعیت خاتمه یابد نه به زور بلکه به منطق تا دنیا بداند ایران فرهنگ اصیل دارد وصدق صفا.

 من میدانم شک وبدبینی ایجادشده واگردقت کنیم بیشتردرقشر روشنفکر من خودم رابیطرف میدانم چون میگویم بیگانه درما راه ندارد وچه آنها که طرفداران دولت هستند وچه آنها که دردل ملت همه دریک کشوریم خانواده کوچکترین واحد اقتصادی است وما دانشجویان اقتصادی دولت را نهادی بزرگترازخانواده ولی عین خانواده میدانیم بنابراین همه خواهر وبرادریم وباید دوستانه وصمیمانه به اختلافات واعتراضات درونیمان  پاسخ بدیم آیا شده دردرون خانواده برادری یا خواهری عقایدی برخلاف پدرومادر داشته باشد اورا دراطاقی زندانی کنیم وشکنچه کنیم آیا درخانواده های ما درخانه هایمان اطاقی نیزبرای حبس فرزندانمان داریم !! نه نه من باورنمیکنم چراباید درسطح ملی چنین رفتارهایی دیده شود وروز تحلیف پدرخانواده صدها فرزندخود را درحبس داشته باشد وخیلی ها هم افسرده وناراحت واز ناراحتی هرشب ا...اکبربگویند.

 من بسیارتلاش کردم و خواستم بسیاری را توجیه کنم تا دیگر به این مسیر ادامه داده نشود چون دوست ودشمن از تمام دنیا نظاره گرما هستند به مخالفان انتخابات که بیشترینشان تحصیلگرده است گفتم من نمیتوانم بپذیرم تقلب ودروغ دراین حد باشد چون آنها نیز عنوان میکنند قشر محروم مارا انتخاب کرده جوابی که به من دادند من جوابی پیدانکردم چون یک جواب علمی داشتند وریاضی که چگونه تجمیع آرا درشش یا هفت مرحله ایی که صورت گرفته واعلام شده وباتوجه به اینکه آراءهیچ منطقه ایی مشابه نیست حدودا"R=1میباشد این یعنی دادن یک برنامه ثابت به کامپیوتر وآرایش مهندسی !من سکوت کردم ولی باز گفتم تورو خدا اگرمیتوانید به طریقی آرام شوید ماهمه برادروخواهریم!

  نمیدانم چه خواهد شد هردو طرف به مسیر خود ادامه میدهد وآنهایی هم که میتوانستند اختلافات راپدرانه وبیطرفانه حل ورفع کنندنیزهرکدام ازجناحی پشتیبانی میکند !رییس جمهورمحترم درمجلس به اجرای قانون اساسی قصم یادمیکند ودرهمان لحظه مفاد اولیه آن که آزادی ملت درچارچوب قانون باشد درآنطرف دیواردرهاله ایی ازابهام است.

 من میدانم رییس جمهورهم ازماست واگردرایجاد رفاه وتوسعه اقتصادی ....مشکلاتی است ناشی ازعدم انتخاب وزیران کارآمد ومتخصص است که یا دارای تحصیلات وتجارب نامرتبط میباشند ویا دارای تجارب وتخصص پایین واین منجر میشود تا این ضعف درتمام سطوح تصمیم گیری ها اثر بگذارد.مشخصا همه دوست دارند تاثیر مثبت بگذارند وکارعلمی انجام دهند ولی اگر آن راندانند چگونه میتوانند.

 جناب آقای احمدی نژادآنطورکه بیان میکند وتلاش دارد میخواهد ریشه فقرونداری را ازبین ببرد ودراین راستا اقدام به افزایش حقوق بازنشستگان ودادن سهام عدالت و...  میکند ولی اگرایشان بجای اینهمه معاون ومشاور که بیشتر مشاورات سیاسی میدهند دلسوزانه یک مشاوراقتصادی بدوراز خلط سیاسی داشت چنین مشاوره ایی را پیشنهادنمیکرد اینکار رانکن چون افزایش حقوق 100درصدی وحتی 200درصدی نه تنها آنها از فقررهایی نمیابند بلکه بعداز چندماهی برایشان عادی شده وانتظارات وهزینه هایشان رابالا برده وخط فقررانیز بدلایل اثرات تورمی وانتقال بودجه عظیمی از سرمایه گذاری به مصرف آنها رافقیرترمینماید اگرچنین برنامه ایی بود باید حجم کمک درطول یکسال پیش بینی میشد وچون هزینه بیشتر این بازنشستگان فرزندان بیکار وخانه نشین آنهاست ابزار به فرزندان آنها داده میشدتاتبدیل به رشد وشکوفایی گشته واین خانواده ها رااز نگرانی دورسازد.ویا درسهام عدالت سوال اینست اگر از سوددهی به زیان تبدیل شود چه کمکی شده ودراینجا دوباره دولت باید از توان خود مایه بگذارد تا بتواند لطمات اجتماعی آن راجبران نماید.ووو

  من افتخارمیکنم که چهار کاندیدی داشتیم که توانستند عموم مردم رابا خود همراه سازد چه آقای احمدی نژاد که بخش اعظمی از دولت  وجناح راست راوچه آقای موسوی وکروبی ورضایی که بخش اعظم مردم واحزاب را.وافتخارمیکنم با اینکه کاندیداهای دیگر احساس میکنند حق آنها پایمال شده چقدرسنجیده وعلمی ومتین بیانیه صادرمیکنند.

 من افتخارمیکنم که هردوطیف برسرخواسته های خود ایستاده اند وتعارف ندارند فقط خواهشم اینست که اگر دروغی وتقلبی درهرجناحی اثبات شد برآن نمانیم وایستادگی نکنیم که این برشخصیت وفرهنگ وعقاید دینی واسلامیمان لطمه وارد مینماید.

 من امیدوارم اگر به هربهایی ریاست جمهوری تحلیف گشت وکاردولت آغازگردید امیدوارم نمایندگان مجلس تعارف وتعصب را کنار گذارند ونگذارند ودرمسند وزیران کسانی تکیه زنند که ازنظر تخصص وتجربه درشان ایران وایرانی باشد تا این مردم مظلوم باداشتن فرزندان تحصیلکرده ومتخصص ومنابع ملی عظیم دربدبختی وفلاکت نباشند.

 من امیدوارم که دلهایمان به مهروعطوفت عطرآگین شده واخوت وبرادری بیش ازپیش تبلور یابد وبجای حبس خواهران وبرادران غیرتمندمان دست دردست هم دهیم تاکنیم ایران راآباد.