استراتژی شرکت برای رشد وتوسعه هدفمند

شرکتها برای پایداری ودوام تلاش میکنند تا موقعیت بازار وسطح فروش خود را توسعه دهند  برخلاف ادعای بسیاری از شرکتها هرچند از تیم های علمی ومشاوران علمی استفاده میکنند ولی درعمل استراتژی متناسب با وضعیت واقعی خود را تعریف ودنبال نمیکنند.

چه تیم های علمی شرکتها وچه مشاوران علمی آنها که بیشتر درمسیر های دانشگاهی فعالیت میکننداستراتژی واهدافی که برای شرکت تعریف میکنند بیشتر ایده آلیستی وتئوری بوده وبجای واقعی بودن وقابلیت عملیاتی داشتن غیر عملی و هیچگونه چارچوب عملی قابل دسترس ندارند.

عدم شناخت صحیح شرکت وترسیم واقعی جایگاه وموقعیت آن وعدم شناخت لازم از بستر وموقعیت بازار واقتصاد ونیاز ودیدگاه مشتری منجر میشود که هرگونه استراتژی واهداف تعریف شده هیچگونه قابلیت پیاده سازی ودسترسی رانداشته باشد.

بهترین استراتژی واهداف منطبق بودن آن با واقعیتهای موجوداقتصادی واجتماعی مکان وجایی است که درآن فعالیت میکنیم که از کشوری به کشوری دیگر حتی از استان وشهری نسبت به استان وشهردیگر متفاوت خواهد بود.

برای تعیین هدف واستراتژی صحیح نه صرف داشتن علم تئوری بلکه در کنار آن شناخت جامع وعینی از موضوع فعالیت وجایگاه وبستر آن لازم است.

من برای مثال استراتژی که یک شرکت آلمانی درسطح جهانی برای خود تعریف کرده را میارم تا ببینیم پیشرفت وموفقیت آنها به شانس واقبال نبوده بلکه به تلاش وتفکر واستفاده از تجارب خوب مشاورین آشنا به فعالیت وموفق بوده است.

"استراتژی شرکت: ایجاد ارزش، فروش کلیه محصولات شرکت به مشتریان خاص که ارزش کالای با کیفیت را میدانند."

بابررسی علمی و موشکافانه میبینیم که این شرکت که درسطح بین المللی فعالیت میکند چقدر توانسته درچندخط یک استراتژی کاملا کاربردی باتوجه به موضوع فعالیت وسطح کیفی محصولات برای خود تعریف کند.

یکی از نقاط بارز این استراتژی این است که بجای طرح نمودن فروش بیشتر ایجاد ارزش را مطرح کرده یعنی به مشتری محصول نمیفروشم بلکه ایجاد ارزش میکنم موضوعی که شاید درکشورهایی همانند ما همه صرفا" به فروش توجه دارند وسود ناشی از فروش وبرای همین هیچ کدام از شرکتهای ما نمیتوانند ادعا کنند به جایگاه بایسته وشایسته خود دست پیدا کردند.

دومین نقطه مهم این استراتژی فروش کلیه محصولات شرکت است یعنی رشد ناشی از یک قسمت فعالیت یا محصول را رشد نمیدانند ورشد همه جانبه را دنبال میکنند واز همه عوامل خود میخواهند برروی همه محصولات تلاش وکارکنند نه برروی محصولات موردی وخاص.

سومین نکته مهم این استراتژی این است که  عرضه محصولات به مشتریان خاص یعنی مشتریان را طبقه بندی کرده ودقیقا" برروی مشتری وبازار خودشان متمرکز میشوند وبا این استراتژی از کوتاه ترین مسیر به بالاترین نتیجه دست پیدامیکنند.

امیدوارم که صاحبان شرکتها وفعالان تجاری ما نیز استراتژی وماموریت واهداف منطقی وصحیح تعریف کرده وبتوانند به جایگاه شایسته ورشد وتوسعه همه جانبه دست یافته وبه شرکتهای بین المللی تبدیل شوند.

/ 0 نظر / 59 بازدید