سهم فرزندان از ارث پدر و مادر

 درهنگام تقسیم میراث من سکوت کرده بودم و حتی حضورنداشتم هرچند که الان باخود میگویم ای کاش یک کاسه و یا اثاث کوچکی به یادگار برمیداشتم تا هرموقع دلتنک شدم آن را برداشته ومیبوییدم ومیبوسیدم.

 سکوتم وعدم حضورم از دارا بودن وبی نیازیم نبود وشاید احساس تقصیر میکردم که شاید تقسیم به درستی صورت نمیگیرد ودرقانون ما فقط میراث مادی ملاک شده غافل از اینکه ثروت بی پایان آنها از اخلاق ورفتار و جملات گهربار و تجارب ارزنده شان و مهر ومحبت و ... که بیشتر معنوی است در این تقسیم میراث مد نظر قرارنگرفته است.

شاید خود را مقصر میدانستم وکسی نیز از آن مطلع نبود که من بیشترین میراث معنوی آنها را در حال برداشتن بودم وبا خود میبردم بدون اینکه کسی آن را ببیند ومتوجه آن باشد.

آن سخنان گهربارمادر درراستای سلامت زیستن و راه راست رارفتن و که همیشه میگفت بارکج به سرمنزل مقصود نمیرسد این گوشه ایی از هزاران سخنان گهر باری بود که درطول عمرگهربارش گفته بود وهمه را من برداشته بودم ونزد خود نگهداشته بودم.

آن متانت واحترام وابهت پدر ونحوه محترمانه زیستن وگذشت داشتن وبه نیکی با مردم ودرکنار آنها بودن وتلاش مردانه داشتن ودرمقابل ناملایمات زندگی ایستادن وبا هرآنچه که داریم به نیکویی زیستن وفهم اینکه خوشبختی به پول زیاد داشتن نیست بلکه فهم وشعور خوب زیستن وفهمیدن است وراه ورسم تربیت خانواده وبا بزرگان بزرگ بودن وبا بچه نیز بچه بودن توام با احترام طوری که همه از صمیم دل مارا دوست داشته باشند.

یادم هست که موقع وداع با روزگار که درآغوشم بود تمام تلاشش وفکرش آسایش وآرامش خانواده بود وچون اورا با آمبولانس به شهربردیم انگار همه شهر درسوگ بودند وهمه با ماشین چندین کیلومتر به پیشوازمان آمدند ودرمجلسش جای نشستن نبود هیچ مسجد ومحولی نمیتوانستند ارادتمندانش را درخود جا دهد.

آری من بخوبی میدانستم این پدر ومادرم گنچ و ثروت بی پایانی در صندوق دل ووجودشان داشتند که هرچند همه به آن آگاه بودند ولی بعد از فوتشان به چشم نمیآمد وکسی از محل آن باخبرنبودند ومن برای اینکه بتوانم این گنچ بزرک وثروت بی پایان را حفظ کنم هرچه میتوانستم از آن برداشت کردم هرچند نمیدانم سایر برادرها وخواهرها چقدر توانستند برداشت کنند ولی میدانم که من بسیار بیشتر از سهم خود برداشتم.

ثروتی که برخلاف ثروت مادی هرچه از آن برداشت میکنی بیشتر میشود وثروتی که میتوانی با آن با حداقلها بهترین وبیشترین خوشبختی را داشته باشی.

من نه با وکیلی مطرح کردم ونه تاحال توانستم با کسی آن را بازگو کنم وبرای اولین بار دراینجا بیان داشتم نمیدانم این کارمن جرم بوده یانه ونمیدانم چگونه میتوانم از این ثروت ومیراث بی پایان سهم بقیه رابدهم.

افسوس میخورم که میبینم فقط میراث مادی پدرومادرها تعریف دارد وتقسیم میشود واین گنجینه ها وثروت های بی پایان به فراموشی سپرده میشود من بخوبی ارزش این ثروت بی پایان را فهمیدم وبه همه نیز میگویم اگر بزرگان خود را ازدست دادید بدنبال ثروت ومیراث مادی اش نباشید وسعی کنید گنچینه معنوی و تجارب واخلاق نیک و سخنان گهربارشان را حفظ کنید ومیراث دارثروتی باشید که هیچ وقت پایانی ندارد واز نسلی به نسل بعد منتقل میشود.

/ 0 نظر / 291 بازدید