سخنی به عشق

عشق چیست ؟

 عشق با وجود عاشق ومعشوق مفهوم ومعنی پیدا میکند

عاشق کسی است که باتمام وجود به کسی یا چیزی  عشق می ورزد وگفتار وحرکات ورفتارش درراستای رسیدن به معشوق سرازپا نمی شناسد وبقول معروف جان ومالش را هدیه معشوق میداند.

 معشوق کسی است که عاشقی همراه دارد واونیزعاشق شده است

درواقع ودرشرایط عینی عاشق ومعشوق باهم تعریف شده ونمیتواند جداازهم باشد همانگونه که درداستانها از لیلی ومجنون ،خسرو وشیرین ،لیلی وفرهاداسم برده میشود.

 اما درواقعیت عینی جامعه بسیارمیبینیم که بسیاری این لغت را براحتی استفاده نموده وبسادگی این سرمایه درونی را با هرکس وهرچیزی به معامله میگذارد وازاین بابت لطمات روحی جبران ناپذیری میخورند. 

 عشق سرمایه بزرگی است که درنهاد آدمی نهاده شده ونباید این سرمایه بزرگ را براحتی وبرای هرکس وچیزی به خرید وفروش بگذاریم،هرانسان عاقلی بایددرطول زندگیش یکباراین سرمایه گرانبها راوفقط درمقابل کسی که ارزش آن راداشته باشد خرج کند  .

 متاسفانه بسیاری وآن هم دراولین دوران جوانی ودراولین آشنایی بدون شناخت صحیح از صداقت گفتار ورفتارمقابل براحتی عشق گرانبهایشان را عرضه میدارند واین خود اولین وبزرگترین شکست واشتباه زندگیشان میشود وآغاز زندگی اندوهبار از اینکه چرا وچگونه کسی توانسته اینقدر سنگدل وبی عاطفه باشد که از احساسات صادقانه او سوء استفاده نماید.

 اینجاست که شاعر میگوید خودم کردم که لعنت برخودم باد

بدتر ازهمه احوال آنهایی است که چندین بار چنین شکستی را تجربه میکنند

نه اینکه احساس کنیم اعتماد کردن بد است اعتماد باید با منطق واستدلال صحیح صورت گیرد.

 شاید خود ویا بسیاری را دیده اید که میگویند با احساساتشان بازی شده ویا همیشه بدنبال معشوق خود میگردند.

راستی شما ازعشق بگوییددراینجا بیادگارثبت کنید

سخن عشق زیباست

/ 3 نظر / 13 بازدید
pani

____****__________**** ___***____***____***__ *** __***________****_______*** _***__________**_________*** _***____من آپم____________*** _***______مشتاق نيم نگاهي_*** __***_______هرچند گذرا____*** ___***_________________*** ____***______________ *** ______***___________*** ________***_______*** __________***___*** ____________***** _____________* فقط نظر یادت نره

روزها و سوزها

سلام سپاسگزارم که به بنده سر زدید .مطلب زیبایی نوشته اید .مطالعه کردم و لذت بردم ...اما حقیقتا عشق در کلام نمی گنجد .

صدیقه عباسی

در مسیر عشق وهستی دنبال بهانه گشتن تا سخن گفتن را دلیلی خود جنون آمیزترین حالتهارا تداعی میکند. مگر میشود که یارای آن را داشته باشی که درآستان عشق دنبال بهانه باشی چرا که عشق خود بهانه ی هستی ست. معشوق خود در کمال صحت وسلامت عقل حاکم سرزمین دل وفکر عاشق می باشد.اما همه از عشق گفتن خلا ناخواسته را متبادر میکند که ناخوشاینداست وزجرآور.عقل راهنمای همه ی خواستن هاست.و عشق محرک همه ی نداشتن هاوپیروزآنکه پیوند دهنده این دو باشد.