داعش و اقتصاد

شاید بسیاری فکر کنند که گروههایی همانند داعش چه ارتباطی با اقتصاد دارد ولی از نظر یک اقتصاددان هر چیزی که بتواند برروی عرضه وتقاضا و در سطح بین المللی برروی تجارت بین الملل ونرخ ارز حتی در یک منطقه تاثیر گذار باشد دارای ارز ش اقتصادی بوده ومحصول یا کالا از آن میتوان نام برد.

سیاسیون نیز به طور غیر مستقیم به این مساله اذعان دارند ومیگویند داعش زاییده آمریکاست به هرحال از نظراقتصادی چنین گروهها وطرز تفکرها ویا بهتر بگوییم محصولاتی مشخصا توسط یک کشوری با اهداف خاصی تولید میشود که علاوه بربهره برداری سیاسی ارزش اقتصادی نیز برای آنها ایجاد میکند.

دراقتصاد بین الملل بالاترین ارزآوری برای کشورهای توسعه یافته از چند طریق حاصل میشود 1- انرژی 2- توریسم 3- صنایع مادر وتکنولوژی 4- محصولات وادوات نظامی ....

بنابراین کاملا" مشخص است چنین محصولاتی با توجه به جنگ و مبارزه وناامنی که ایجاد میکنند اولین تاثیر مثبت آن برروی فروش گسترده محصولات وادوات جنگی است محصولاتی که ارزآوری بالایی داشته ودرصورتی که برای مدتی به فروش نرود ممکن است از رده خارج شود بنابراین چنین وضعیتی برای کشورهای پیشرفته چند حسن دارد یکی فروش قابل توجه ادوات محصولات نظامی تولید گذشته خود دوم آزمایش محصولات جدید خود به هزینه کشورهای جهان سوم صورت میگیرد حال سایر منابع وتوسعه ارتباطات وتجارتی که بدلیل ترس کشورهای منطقه بوجود میاید تا قراردادهای کلانی با ابرقدرتها بسته شود وهمچنین کاهش ارزش پول آنها درمقابل ارزهای بین المللی که منابع آنها را به ارزانی دراختیار کشورهای پیشرفته میگذاردمقولاتی است که وارد آن نمیشویم.

هرچند از نظر انسانی واجتماعی این سیاست بد دیده شود ولی از نظر سیاسی واقتصادی نوعی تولید محصول وکالا وایجاد منابع ومنافع اقتصادی بالا به نفع کشور ومردم خودشان است.

یکی از مهمترین موردی که اینجا وجود دارد اینست که چنین محصولی در کجا میتواند عرضه شود تا خسارتی ازبابت آن متوجه تولید وعرضه کننده نباشد مشخصا هرکالایی تقاضا ومحل مصرف مخصوص بخود را دارد واگر عارضه وخسارتی نیز داشته باشد درمنطقه ایی که عرضه وتوزیع شده ایجاد میکند آنچه مهم است اینست که ممکن است برخی کشورهای جهان سوم نیز به تبعیت از کشورهای پیشرفته درفکرتولید وعرضه چنین محصولاتی باشند تا شاید بتوانند درمقابل کشورهای پیشرفته یک رقیب و توانمندی نشان دهند که به دوعلت این عمل از نظر اقتصادی کاملا به ضرر تمام میشود که دربرخی موارد خسارت حاصله میتواند حتی اقتصاد آن کشور را بسیار تضعیف نماید هرچند از نظر سیاسی قابل توجیه باشد که عاقبت ضرر اقتصادی ناشی ازآن توجیه سیاسی را نیز ناکارامد خواهد کرد.

اولا چون بستر چنین محصولی دوباره منطقه خود آن کشورخواهد بود برای مثال خاورمیانه بنابراین افزایش ناامنی منطقه بدلیل وجود محصولات مختلفی ازاین قبیل منجرمیگردد که خود آن کشور نیز متضرر شود ودوباره به نفع کشورهای پیشرفته شود.

دوم اینکه چنین کشورهایی توان فروش چنین محصولی را نداشته وخریداری نیز پیدا نمیکنند وحتی برای تامین هزینه آن مجبورا خود به یکی از کشورهای توسعه یافته متوصل شده وادوات نظامی برایش وارد نمایند وگسترش آن نیز هیچ موقعیت وبستری برای آن کشور نداشته وهیچ قرارداد بین المللی وتوسعه اقتصادی برایش بوجود نمی آوردوحتی ممکن است موقعیتش را نیز نزد افکاربین المللی به خطر بیاندازد .

یکی از نکات مهم چنین محصولاتی تاریخ مصرف دار بودن آنست که معمولا از تاریخ تولید تا یک تاریخ معین تاریخ مصرف داشته وهمه متعجب میشوند که چگونه بعد از اتمام تاریخ مصرف آن چگونه کشورهای تولیدکننده نسبت به امحاء آن اقدام میکنند که کشورهای جهان سوم درمقابل تولیدات خود این توان رانداشته وخود منجر میشود تا ابد مجبور به هزینه وتحمل خسارت شود .

/ 0 نظر / 23 بازدید