چگونه فرزندان موفق به جامعه تحویل دهیم

برخی فکر میکنند فرزند موفق داشتن به شانس است واقبال ویابرخی فکرمیکنند فرزند خودش باید خوب باشد وخوش فکر وخوب وبد را تشخیص دهد وبرخی نیز تنها راه موفقیت فرزند را گرفتن معلم خصوصی میدانند وفرستادن به کلاسها وآموزشهای ویژه وبرخی نیز محیط خانه وخانواده را وبرخی پول وثروت وامکانات مادی را برخی سطح تحصیلات خانواده و....که میتوان دهها مورد دیگر راشمرد.

همه این موارد بی دلیل در ذهن مردم شکل نگرفته وحتما" همه این افراد دلایل ونمونه های زیادی را برای اثبات حرف خود دارند.

ودراینجا من نیز هیچ مخالفتی با این موارد ندارم وتنها موضوعی که میخواهم بیان کنم این است که متاسفانه بسیاری از افراد بجای فکر کردن به رفع نقاط ضعف خود وفراهم آوردن بستر لازم فقط به نداشته ها توجه کرده ومیگویند که دلیل عدم داشتن فرزند موفق همان موردی بوده که آنها نداشته اند ونقش موارد دیگری که کوتاهی کرده ونتوانسته خوب به آنها فکر کرده وبستر سازی کند وبه نتایج خوب برسد را بیان نمیکنند.

تربیت فرزند نیز همانند فعالیتهای دیگر انسان است با یک تفاوت که این مورد شاید بیشترین ومهمترین سرمایه گذاری هرخانواده ایی بشمار میرود.

هرچند هوش وذکاوت وحتی برخی از موارد شخصیتی فرزندمان ژنتیکی است ولی همانگونه که مشخص است شکل رفتاری وموفقیتهای اصلی به تعلیم وتربیت بستکی دارد .

میگویند بچه همچون آیینه است یعنی در ابتدا ذهن آن همانند کامپیوتری میماند که با حافظه خالی آماده است تا هربرنامه ونرم افزاری را روی آن پیاده کنی وبرخی به این موضوع دقت نمیکنند وبچه را به حال خود میگذارند وبچه نیز به میل خود وهرچه را که میبینه ثبت وضبط کند.

بچه خود قدرت تشخیص خوب وبد را ندارد بنابراین این مهمترین وظیفه ماست که بتوانیم با روش مناسب آنها را آموزش وپرورش دهیم.

بنابراین هرچقدر خانواده از تحصیلات و اخلاق و رفتار بهتر وبالاتری برخوردار باشد میتواند فرزندان بهتر وموفق تری تحویل جامعه بدهد پس مهمترین واصلی ترین موضوع این است که درکسب دانش وعلم واخلاق ورفتار خود دقت کنیم و کوشش وسعی کنیم اول خودمان به چیزهایی که دوست داریم فرزندمان برسد برسیم.

هرکسی هرچیزی را نمیداند و هربستری نقاط قوت وضعف خود را دارد کسی در تربیت فرزند موفق است که نقاط قوت وضعف خودشان را بداند وهرچه نقاط قوت دارد به فرزند منتقل کند وهرچه ضعف دارد از دیگران که دارند ویامعلمان و کلاسهای اموزشی وتربیتی بهره گیرند.

بسیاری از خواسته های ما وعلاقه های ما با خواسته ها وعلائق فرزندمان به خاطر اختلاف سنی که داریم همخوانی ندارد وباید با تفکر وتدبیر سعی کنیم آنها را تعدیل کنیم تا بهم نزدیک باشند وگذشت وصبوری داشته باشیم تا فرزندمان برخی چیزها را خود تجربه کند وکاملا نظارت داشته باشیم و به موقع نیز تحلیل ومشاوره بدهیم وهمانند یک دوست خوب ویک همبازی قابل اطمینان درکنارش باشیم.

فکر نکنیم همه موفقیتها قابل خرید است وبا پول بدست میاید زیرا هرچیزی که مجانی به فرزند بدهیم مجانی نیز از دست خواهد رفت فرزندمان باید بداند و آموزش ببیند که هرآرزو وخوشبختی را باید با تلاش وتدبیر بدست آورد تا ماندگار باشد.

فرزندمان را نباید همش در مسابقه و چشم هم چشمی رقابت بیاندازیم بلکه باید به او یاد دهیم حسادت خوب نیست بلکه غبطه خوب است یعنی رقابت سالم برای کسب علم واخلاق ورفتار مناسب همه باهم خوب است نه جدا ازهم.

به فرزند یاد دهیم بداند که هرتلاش وکوششی که میکند برای این است که انسان مثمر ثمری بشود ونیک رفتار ونیک کردار نه مادی ومنفعت طلبانه.

فرزند خوب سنجشی جز تایید دیگران که با او دوستی میکنند ودرجمع او را میبینند ورضایت پدر ومادر ندارد.

/ 0 نظر / 235 بازدید