زندگی شیرین است اگر

هرانسانی میخواهد خوشبخت شود .خوشبختی را درکمال و آسایش وآرامش میداند ولی جالب اینست که هر فردی برای رسیدن به کمال روش های خاص خود را دارد وهرکسی آسایش وآرامش را در ایده آل های خود میجوید.

 

همین موضوع منجر شده تا همه انسانها همیشه در مسیری گام بگذارند که پایانی ندارد و خوشبختی را روز اول زیر پای خود میگذارند ودرآسمانها بدنبال آن میگردند.

برای اینکه بتوانیم به خوشبختی وموفقیت برسیم باید تعریف کاملا واضحی از خوشبخت بودن وابزارهایی که لازم است تا به آن برسیم داشته باشیم.

 

من در اینجا مهمترین ابزارهایی که به مطالعه وتجربه رسیدم را بیان میکنم:

1- دانش وآگاهی ویا بهتر بگویم شعور وفهم برای اینکه متوجه این موضوع مهم بشویم که زندگی تلخ وشیرین و شکست وپیروزیه و خوب وبد و زشت وزیباست وهمه این مفاهیم درکنار هم معنی ومفهوم پیدا میکنند .

برخی به اشتباه فکر میکنند اگر هیچ وقت غم نداشته باشند ویا هیچ وقت شکست نداشته باشند ویا هیچ مشکلی نداشته باشند پس خوشبخت هستند درصورتی که انسانی میتواند  آنها را نداشته باشد که  هیچ حرکت وزندگی وحیات نداشته باشد .

لذت پیروزی موقعی قابل فهم است که مزه تلخ شکست را چشیده باشیم وشادی برایمان موقعی مفهوم دارد که غم را تجربه کردیم.

2-همدلی واحترام وشخصیت . هرانسانی موقعی احساس خوشبختی و آرامش وسعادت میکند که مورد تایید دیگران از صمیم قلب قرار گیرد بنابراین برای اینکه محبت ما دردل دیگران قرارگیرد  جاه ومقام وپول بیشتر مخرب است تا وسیله بلکه مهمترین عامل کارهای نیک وافکارنیک وکردار نیک موثر خواهد بود.

3-موفقیت درکسب وکار. مشخصا انسانهایی که پرتلاش هستند وبرنامه ریز وبدنبال فعالیت سالم ودرآمد از مسیر درست و متکی به خود و زحمتکش اینگونه افراد همیشه موفق بوده و پیشرفت میکنند وهیچ کس نه تنها توان و جایگاه وبرتری آنها را مذموم نمیداند بلکه همه به او افتخار نیز میکنند وچنین انسانهایی هرچقدر رشد میکنند وتواناتر میشوند به همان اندازه نیز یارویاور دیگران هستند.

 

نقطه مهمی که باید بگویم ومثال ساده ایی نیز میارم این است که اگر کل زندگی را به یکسال تشبیه کنیم غم وشادی را به فصل ها وبگوییم فصل بهار فصل زندگی نرمال و فصل تابستان سرشار از موفقیت وفصل پاییز فصل فشار وفصل زمستان فصل شکست باید بگویم کسی زندگی میکند وخوشبخت است که درفصل بهار زنده شدن طبیعت  واز عطر گلها مسرور وشاد است واز طبیعت بهره میجوید ودر فصل تابستان از میوه ها و نعمات بهره میجوید وبرای زمستانش پس انداز میکند ودرپاییز ریزش برگها و آغاز تحصیل و درزمستان نیز از یک رنگی طبیعت و برف وبرف بازی و ایجاد ذخایر بسیار آب که منبع حیات است ودور هم نشینی از سرما در خانه و همفکری سود میجوید این شخص درواقع درهمه فصول زندگی میکند موفقیت تابستان خودرا درگرو مطالعه وتجربه پاییز وهمفکری واستقامت زمستان و کاشت و آبیاری صحیح بهار میداند.

 

چنین اشخاصی بخوبی میدانند زندگی هم تابستان دارد وهم زمستان ومیان هیچکدام از آنها فرقی نمیدانند ولازم وملزوم زندگی وچرخه حیات میدانند.

 

آنهایی که خوشبخت نیستند یا همیشه درزمستان بسر میبرند وناامید هستند ویا احساس میکنند با اتکا به سرمایه ایی که دارند باید همیشه درتابستان باشند که بدون عبور از مسیر فصول دیگر تابستان معنی ومفهومی نخواهد داشت.

زمستان نیز میگذرد دوباره بهارمیاید.زندگی شیرین است اگر تلخی آن راهم بخوبی درک کنیم .

 

 

/ 0 نظر / 33 بازدید