نقشه راه خروج از رکود

این عنوانی است که روزنامه ها برای تحلیل بسته 177ماده ایی دولت برای خروج از رکود که هنوز 30 ماده آن توسط مجلس تصویب نهایی نشده است.

متاسفانه اقتصاد کشور ما وفعالان تولیدی وتجاری ما از سال 57 تا کنون همیشه با عارضه تورم روبرو بوده واز سال 84 تا سال 92 بدترین وضعیت اقتصادی یعنی توررکودی را تجربه کرده اند که این وضعیت بسیاری از آنها را نیمه فعال و یا غیرفعال کرده است.

یکی از مشکلات و مهمترین عامل بروز واستمرار چنین ووضعیتی نه به علت عدم آگاهی وعدم استفاده از اندیشمندان اقتصادی بلکه عدم اطلاع وشناخت همین اندیشمندان از ساختار اقتصادی وبومی کشور است ومتاسفانه به ندرت تحصیلکرده ها واندیشمندانی داریم که دربطن فعالیت اقتصادی حضور داشته و اطلاعات تجربی وعمیقی از ماهیت ووضعیت عینی اقتصاد کشور داشته باشند واگر باشد نیز متاسفانه این افراد یا فرصت وعلاقه حضور در جمع تیمهای اقتصادی تئوری را ندارند ویا به آنها توجهی نمیشود.

شما اگر بخوبی ساختارهای اقتصادی کشور و شیوه برخورد دولتمردان را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید نه با دیدگاه وسلیقه شخصی بلکه همه نسخه ها توسط همین تئورسین های اقتصادی  ارائه شده وهمیشه این اساتید وتئورسین ها که انتقادی صحبت میکنند چه در کنار دولت وچه مجلس و... صاحب نظر بوده وبلکه دیدگاهها وتئوری های خود را پیاده کرده اند ونتیجه وضعیت موجود ناشی از نسخه های اقتصادی است که اساتید محترم ارائه داده اند.

دراینجا یک موضوع مهمی که مطرح میشود اینست که چرا تئوری های اقتصادی دانشگاهی نمیتواند معضلات اقتصادی جامعه مارا ترمیم یا بهبود بخشد؟

جواب این سوال اینست که در دنیا دو دیدگاه اقتصادی در دانشگاهها تدریس میشود دیدگاه سرمایه داری که برپایه نظریات کینز میباشد ودیدگاه مارکسیستی که مبتنی برنظریات مارکس وبر میباشد.

بنابراین هراستادی مدلهای اقتصادی خودرا برمبنای تحصیلات مکتسبه خود و پیش فرض های استوار میکند که بنظر او مهمتر از سایر عوامل است.

ولی دراینجا باید به یک موضوع مهم توجه کنیم که اقتصاد ایران نه سرمایه داری است ونه سوسیالیستی

یعنی نه اقتصاد بازار(آزاد):یک سیستم اقتصادی است که درآن تولید  توزیع کالا وخدمات با سیستم قیمت آزاد هدایت میشود ودولت هیچ نقشی درآن ندارد. که میبینیم از قیمت گذاری گرفته تا انتخاب تولید وتوزیع وغیره دولت کاملا" حضوری کامل وپر رنگ دارد. ونه سوسیایستی:به سیستمی اطلاق میشود که درآن مالکیت منابع طبیعی و ابزارهای تولید کالا وخدمات همگانی است درچنین سیستمی کارگران ویا نمایندگان آنها درمورد تولید وتوزیع کالا تصمیم گیری میکنند ویابهتر بگوییم دولت به نام توده های مردم درکلیه تصمیم گیریها دراین ارتباط دخالت میکند.

اگر به تعاریف بالا خوب دقت کنیم کاملا" مشخص است که در اوایل انقلاب اقتصاد کشور ما بسیار به نظام اقتصادی سوسیالیستی نزدیک بوده ورفته رفته به سوی اقتصاد سرمایه داری گرایش پیدا کرده وبدلیل اینکه هنوز هیچ مدلی برای اقتصاد اسلامی که اندیشمندان آن را تایید ودرعمل کارایی خود را نشان داده باشد تعریف نشده از عنوان اقتصاد اسلامی که میتواند تحلیل وبررسی مارا با نقصان مواجهه نماید نمیکنیم.

متاسفانه اساتید اقتصادی ما بدلیل اینکه هیچ مطالعه وتجربه مفید وعینی از بستر اقتصادی بومی کشور ونحوه دخالت و حضور وفعالیت تجار در عرصه اقتصادی ندارند لذا بیشتر تئوریها ونظریات آنها برمبنای کلاسیک ونظریات اقتصادی بوده که درکشورهای پیشرفته کاربرد داشته کشورهایی که کاملا" چارچوب اقتصاد سرمایه ایی را رعایت میکنند.

اگر از اقتصاددانان ما سوال شود که اقتصاد ایران درکدام شاخه قرار دارد یقینا" همه آنها در پاسخ دادن ناتوان خواهند بود زیرا نه درحوزه اقتصاد سرمایه داری است برای اینکه نقشه دولت بعنوان نماینده دولت درتصمیم گیریها ی اقتصادی وکنترل قیمت وحتی عرضه وتقاضا بسیار پررنگ است ونه درحوزه اقتصاد سوسیایستی که همه تصمیم سازیها توسط دولت ونمایندگان کارگری صورت پذیرد وآنهایی هم که میخواهند خود را به دولت نزدیکتر کنند اقتصاد اسلامی تعبیر میکنند که خودشان نیز میدانند هیچ مدلی در این رابطه وجود ندارد وحتی در ساده ترین وحتی کوچکترین بخش ان نیز که تعیین نرخ سود تسهیلان و... نیز بدرستی عمل نشده است.

در اینجا به یک موضوع مهم میرسیم که دولت هیچ وقت نخواهد توانست با اتکاء به نظریات اقتصادی این صاحبنظران مشکلات اقتصادی جامعه را مرتفع ساز وتنها راه چاره آن بهره گیری از افراد تحصیلکرده وآشنا به مسائل اقتصادی است که دربطن جامعه وبازار حضورداشته وبه وضعیت وماهیت اقتصادی کشور و عرف ومسائل اقتصادی بومی آن کاملا" آشنابوده وساختار اقتصادی تجربی وعینی کشور را میشناسند.

/ 0 نظر / 12 بازدید