آخرین کلید

تا به حال مغازه پدر را او باز نکرده این اولین باری است که چون پدرش مریض شده  واز او خاسته بود تا مغازه را باز کند تا او درجریان امورات قرار گیرد انتظار نداشت که بتواند خرید وفروشی انجام دهد حداقل میتوانست تلفن ها را جواب داده وموارد مهم را به پدر انتقال دهد.

انگار وظیفه سنگینی بردوشش گذاشته شده بود مسئولیتی که بدلیل تنبلی های گذشته اش وعدم سرکشی به مغازه پدر وهمراهی او برایش کاملا بیگانه بود وسختی ها وتصورات مختلف در ذهنش خطور میکرد مشتری عصبانی ویا دزد و ... واز اینکار هراس داشت ولی چاره ایی نداشته پدر دراین شرایط سخت از او خواسته بود تا اینکار را انجام دهد.

دسته کلید پدر بیش از ده تا کلید داشت مال در و کرکره وصندوق و... او نمیدانست کدامین کلید برای کجاست .

کرکره را باز کرد وچون نوبت به دررسید هرکلیدی را انتخاب میکرد نمیشد خسته شده بود وبهانه خوبی بود تا برگردد واز زیر این مسئولیت سنگین فرارکند عرق از پیشانیش میریخت وکمی هم عصبانی شده بود دیگرکلافه شده بود و داشت تصمیم به برگشت به خانه را میگرفت تا به پدر بگوید که کلید دررا پیدا نکرد دوباره ودوباره امتحان کرد ولی باز نشد مطمئن شده بود که دیگر نیست باخود گفت شاید شانسی شانسی امتحان میکند شاید کلیدی از قلم میافتد شروع کرد به امتحان کردن موردی ومرتب اولین ودومین وسومین و...

آخرین کلید خیلی ضعیف وبدشکل دیده میشد وبرایش مشخص بود که آن کلید نیست میخواست امتحان نکرده برود که گفت هرچند این نیست بگذار امتحان کنم که بیکباره در باز شد یعنی همان آخرین کلید دررا باز کرد.

تجربه بزرگی برایش بود که شاید آخرین کلید کلیدی باشد که دررا باز کندکلیدی که تصورش هم نمیکنی بنابراین نباید خسته شود ودست از تلاش بردارد زیرا اگر مقاومت کند وبا برنامه باشد وتلاش کند عاقبت کلید درها را پیدا کرده ومشکلات از پیش رویش برداشته میشود.

او الان نه تنها از رفتن به مغازه ترس وهراسی ندارد بلکه اونقدر خوب اداره میکند که دیگر پدر اورا همه کاره مغازه کرده وخود همیشه استراحت میکند چون میداند ومطمئن است پسرش تبدیل به بهترین وبا تجربه ترین مغازه دارهای اون منطقه شده پسری که هرروز تجربه ایی نو میکند وبا بهترین شیوه مدیریت میکندو پسرش از تجارب دیگران استفاده میکند وموفق عمل میکند .

او میداند هرفعالیتی انجام دهیم برای موفق شدن درها وسدهای زیادی را بایدپشت سربگذریم ودسته کلیدی پر دردستانمان است وباید بادقت وصبر کلید هردررا پیدا کرده و آن را باز کنیم او اکنون به دیگران نیز یاد آور میشود خسته نشوید شاید آخرین کلید باشد.

/ 1 نظر / 23 بازدید
linda

سلام بنظرم سایتتون قشنگه www.armin3d.com