ازدواج وطلاق

ازدواج یعنی انتخاب زوج ،انتخاب شریک زندگی ،یکی شدن ودرکنارهم بودن باکسی که با تمام وجود اورا دوست داریم وبه او عشق میورزیم و طلاق یعنی جدا شدن از کسی که از او نفرت داریم وهیچ عشق وعلاقه ایی به اونداریم وهیچ علاقه وارتباطی دربین آنها وجود ندارد جز تنفر و تضاد.

جالب اینست این طلاق حاصل همان ازدواجی است که درابتدا با همان تعریف واقعی وعشق وعلاقه بالا بوجود آمده این نفرت میوه همان عشق بی پایانی است که درابتدا شعله وربود واین تضاد حاصل همان یکدلی ویکصدایی است درابتدا همه تحسینش میکردند.

شاید برخی بگویند نه از همان اول نفرت وتضاد وجود داشته که من میگویم بسیاری از ازدواج ها با عشق وعاشقی شروع میشود و میخواهم در اینجا به بررسی علل وعواملی بپردازم که در متن جامعه ما منجر شده تا طلاق رشد تساعدی بخود بگیرد.

البته باید بگویم متاسفانه سهم بزرگی از این مساله برمیگردد به مشکلات اقتصادی وفقر که منجر میشود تا با گسیختگی و ضعف توان و تامین نیازهای اولیه خانواده ویا تضعیف مدیریت اقتصادی ان ساختار خانواده از هم پاشیده شود ولی دراینجا بیشتر میخواهم به مواردی بپردازم که بیشتر ناشی از تضادهای فرهنگی وفکری افراد برمیگردد تا مسائل دیگر.

دراینجا به دو دیدگاه فرهنگی ونگرش جامعه نسبت به انتخاب زوج میپردازم:

ازدواج قدیم: که درآن جوان خود اختیار گزینش وانتخاب همسر را نداشت واین انتخاب وگزینش توسط خانواده وبزرگان صورت میگیرفت ودرآن موقع هر ازدواجی اگر به طلاق منجر میشد مواردی بود که زوجین نتوانسته بودند همدیگر را بپذیرند واین انتخاب را برای خود مناسب نمیدیدند و تا آخرین لحظه ایی که به طلاق منجر میشد ایستادگی میکردند وبالعکس بسیاری نیز نه تنها میپذیرفتند بلکه اگر درابتدا نیز علی رغم میل وعلاقه باطنی آنها بود ولی در ادامه علاقمند میشدند وزندگی خوبی برای خود ایجاد میکردند و بسیار راضی بودند.

 بزرگترین نکاتی که منجر میشد(محاسن) این ازدواج ها دوام وثبات بیشتری داشته باشد موارد زیربود:

1- انتخاب خانواده ها نه برطبق احساس بلکه با یک منطق صورت میگرفت.

2-بدلیل اهمیتی که سطح فکری وفرهنگی خانواده ها در دوام ازدواج جوانها دارد این مورد بطورکامل در انتخاب خانواده ها رعایت میشد وهیچوقت احساسی عمل نمیشد.

3-ازدواج به راحتی صورت میگرفت وهیچ مسئله حاشیه ایی از مرحله انتخاب تا رفتن زوجین زیر یک سقف ایجاد نمیشد ودرواقع زوج فقط یک تردید داشت که آیا این انتخاب همان است که او میخواست یانه وهیچ اختلاف ومورد دیگری وجود نداشت.

4- انتخاب والدین خود یک احترام وحسن نیز برای فرد داشت که مطمئن بود این انتخاب بادقت ودرنظر گرفتن سلایق و آینده او صورت گرفته است.

5-خانواده ها همیشه ودرهمه حال بخاطر انتخابی که کردند آنها را برای رسیدن به خوشبختی همراهی میکردند.

6- جوانان برطبق رسوم وفرهنگ تا قبل از ازدواج روابط تعریف نشده ونا سالم با جنس مخالف نداشتند وبرای همین در موقع ازدواج با علاقه ودیدگاه مثبت وبا عشق وارد میشدند.

7-ازدواج ها در سنین مناسب صورت میگیرفت و دیدگاهها ساده وشفاف بود.

وموارد دیگر

معایب اینگونه ازدواج ها را نیز به شرح زیر میتوان بیان کرد:

1-انتخاب توسط خانواده صورت میگرفت ودرمواردی مورد پسند طرفین نبود.

2-قبل از ازدواج هیچگونه فرصت آشنایی با دیدگاهها وعلائق طرف مقابل نبود.

3-برخی ازدواج ها درسنین خیلی پایین انجام میشد که میتوانست بعدا سلیقه ها وخواسته هایشان عوض شود.

4-درصورت بروز اختلاف در خانواده ها ممکن بود زندگی آنها نیز با خطر مواجهه شود.

وموارد دیگر

 

ازدواج های جدید:

امروزه همانند موارد دیگر با تغییرتی که درفرهنگ ها و دیدگاهها و با صنعتی شدن جوامع ورشد شهرنشینی وعلی الخصوص ورود فرهنگهای بیگانه(یعنی فرهنگ هایی که به هرشکل با فرهنگ اصلی ما تطابق ندارد) از طریق ماهواره واینترنت به داخل زندگی خصوصی افراد موجب شده تا تغییرات زیادی در نحوه ازدواج که از آن بعنوان ازدواج جدید یاد میکنم بوجود آید که در زیر به نقاط مثبت ومنفی آن میپردازم:

محاسن ازدواج های جدید:

1- انتجاب زوج دیگر محدودبه  افراد مشخص در اقوام ویا دوستان یا محله نبوده وفرد میتواند بهترین گزینه را از میان بی نهایت گزینه انتخاب کند.

2-فرد براحتی میتواند هر سلیقه وعلاقه ایی که دارد در انتخاب خود دخالت دهد.

3-فرد میتواند قبل از ازدواج ارتباط و آشنایی مقدماتی داشته باشد.

4- محدودیت سنی برای ازدواج وجود ندارد.

5-با اختلاف بین خانواده ها زندگی افراد به مخاطره نمیافتد.

البته باید متذکر شوم برخی از این مزیت ها درتجزیه تحلیل مزیت نسبی محسوب نشود .

معایب ازدواج های جدید:

1-نقش خانواده ها در انتخاب کم رنگ شده که درواقع بدلیل دقت خوب و توجه آنها به سطح خانواده واصالت و همخوانی موارد مختلف منجر شده تا انتخاب ها خیلی سطحی باشد.

2- بدلیل وسیع بودن حیطه انتخاب گزینش صحیح و شناخت مناسب طرف مقابل نیز به راحتی مقدور نبوده وبسیاری از ازدواج ها بدلیل عدم انطباق گفته ها با واقعیتها از هم پاشیده میشود حتی موردهایی دیده میشود که فرد نه تنها موارد را دروغ گفته بلکه ممکن است افرادی که خود زن وفرزند داشته نیز بدون اینکه طرف مقابل متوجه شود ازدواج مجدد نموده ودرواقع یک نوع کلاهبرداری احساسی صورت گرفته است.

3-انتخابها بیشتر با احساس صورت گرفته وبه اختلافات فرهنگی ومادی توجه نشده وهمین عامل ها منجر به عدم تداوم عشق وعلاقه میشود.

4-امکان انتخاب مختلف وبرقراری آسان رابطه منجرشده تا پرده ها و حجب وحیا تضعیف شود موردی که خود درپایداری خانواده ها بسیار مهم است.

5-بدلیل داشتن اختیار کامل انتخاب و بودن فرصتهای بسیار منجر میشود بعد از ازدواج درصورت بروز کوچکترین اختلاف وبحث هیچ عاملی برای عبور از فراز ونشیبهای زندگی جز پشیمانی وطلاق نباشد.

6-در صورت ازدواج احساسی و بدون پشتوانه عاطفی وهمراهی مناسب فکری و معنوی ومادی دیگران عوامل مختلف همانند مادی و اختلافات ومباحث فرهنگی و شخصیتی براحتی زندگی را به بن بست میکشاند.

7-همان روابط صحیح و آسان قبل از ازدواج منجر میشود بعد از ازدواج نیز به روابط نامشروع خود ادامه دهد ودرواقع همانها زندگی وتحمل فرد را برای حفظ زندگی مشترک تضعیف نموده وبه مخاطره میاندازند.

وموارد دیگر

من با طرح این مباحث درواقع نخواستم که بگویم شیوه از دواج قدیم بهتر است بلکه خواستم با درک صحیح معایب ومحاسن این دوشیوه بیاییم وبهترین حالت ممکن را اختیار کنیم تابتوانیم ازدواج موفق وزندگی شیرین وخانواده متحد ومنسجم وسرشار از عشق ومحبت داشته باشیم که درآن طلاق یک لغت ناشناخته باشد.

برای همین توصیه های زیر را برای بهترین انتخاب دارم:

1-بیایید انتخابمان را محدود نکنیم ولی منوط به تایید والدین وبزرگان خود کنیم.

2-بیایید واقعیت اختلاف فرهنگ ها رابپذیریم واحساس نکنیم با دیدن وشنیدن فرهنگ ها آنها را فهمیدیم .

3-بیایید برای ایجاد ارتباط و شناخت قبل از ازدواج یک تعریف معقول واصول اخلاقی مناسبی که با فرهنگ جامعه ما سنخیت دارد بکنیم.

4-درک کاملی از زندگی خوب وفراز ونشیب های زندگی داشته وبا هر اختلاف و موردی فقط بخاطر اینکه بستر مناسبی برای انتخابهای دیگر هست کسانی را که با هزار امید وآرزو با ما زیر یک سقف رفته اند را تلاش کنیم خوشبخت کنیم وبدانیم اختلافات زندگی یکی از واقعیتهای زندگی است وبدنبال کسی نباشیم که به او هیچ اختلافی نخواهیم داشت که چنین شخصی وجود خارجی ندارد وممکن است عامل برخی از اختلاف ها نیز خودمان هستیم که از خودخواهی نمیپذیریم.

5-بسیاری از اختلافات معلول هستند وعلت آن مسائل ومواردی است که با تدبیر حل ورفع میگردد وممکن است ارتباط بیرونی دارد وبا رفع آنها خواهیم دید بطن زندگیمان زیباست واگر آنها رفع نمیکردیم با هر کس زیر آن سقف بودیم همین مشکلات واختلاف ها وجود داشت.

با آرزوی اینکه زندگی سرشاراز عشق و محبت داشته باشید وبه پای هم پیر بشوید.

/ 1 نظر / 40 بازدید
زيبا

سلام دوست عزيز وب لاگ خوبي دارين خوشحال ميشم به وب سايت منم سر بزنيد اگر تا کنون ازدواج نکردين و دنبال نيمه گمشده خود هستين همين حالا ثبت نام کنيد وب سايت همسريابي با ثبت نام رايگان دايره انتخابتان را گسترده کنيد http://www.1didar.ir